روز 25 نوامبر روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان است.
goo.gl/U5BSyM
یکی از همراهان توانا یک ویدئو و متن کوتاه از کتاب حقوق بين الملل بشر و خشونت خانگي نوشته روناق جي.اي.مك كويگ
برایمان ارسال کرده است. شما هم اگر کتاب خوبی در این زمینه سراغ دارید می توانید در کامنت های اینستاگرام توانا برای آشنایی سایر همراهان معرفی کنید.
متن ارسالی همراه توانا:
"...به رغم نقش مهمي كه بايد ماموران پليس داشته باشند، اين نيروها در طول تاريخ بي ميلي خود را در خصوص دخالت در موقعيت هاي بروز خشونت خانگي نشان داده اند. نيروهاي پليس مي توانند به درخواست هاي كمك از سوي زناني كه مورد آزار و اذيت در محيط خانگي قرار گرفته اند پاسخ ندهند يا رويكردي غير مداخله اي در پيش گيرند و دليلشان اين باشد كه مسئله پيش آمده يك موضوع خانوادگي و شخصي است."
از متن كتاب حقوق بين الملل بشر و خشونت خانگي نوشته روناق جي.اي.مك كويگ
--------------------------
مطالب مرتبط:
در روز جهانی منع خشونت: تلاش زنان و مردان دنیا برای مقابله و کاهش خشونت
https://goo.gl/m0hPyS
دو طرح از مانا نیستانی
با خشونت علیه زنان مبارزه کنیم:
https://goo.gl/g4Ze4S
روز جهانی منع خشونت علیه زنان
https://goo.gl/G5jLGP
سرکوب و خشونت علیه زنان در جمهوری اسلامی در خصوص قانون حجاب اجباری
http://bit.ly/2fEdpv0
کمیسیون فرهنگی مجلس و اعتراف به شکست حجاب اجباری:
http://bit.ly/2fXm1kg
ساپورت غیرت حزب الله را تحریک می کند:
http://bit.ly/2fIQayX
دگرگون ساختن حقوق بشر از منظر فمنیستی, نوشته شارلوت بانچ
http://bit.ly/2ce8pgm
اعلامیه رفع خشونت علیه زنان
http://goo.gl/mu5Ih4
جلسه دوم قتل های ناموسی با پروین بختیاری نژاد: خشونت علیه زنان
http://bit.ly/1HFkkvV
ترانه زنجیرها را بشکنیم:
http://bit.ly/1mE3bNY
درباره زن آزاری
خشونت علیه زنان در رابطه جنسی
http://bit.ly/1U9iNX5
قانون نابرابر مروج خشونت علیه زنان
https://tavaana.org/fa/node/1069
https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ
goo.gl/U5BSyM
یکی از همراهان توانا یک ویدئو و متن کوتاه از کتاب حقوق بين الملل بشر و خشونت خانگي نوشته روناق جي.اي.مك كويگ
برایمان ارسال کرده است. شما هم اگر کتاب خوبی در این زمینه سراغ دارید می توانید در کامنت های اینستاگرام توانا برای آشنایی سایر همراهان معرفی کنید.
متن ارسالی همراه توانا:
"...به رغم نقش مهمي كه بايد ماموران پليس داشته باشند، اين نيروها در طول تاريخ بي ميلي خود را در خصوص دخالت در موقعيت هاي بروز خشونت خانگي نشان داده اند. نيروهاي پليس مي توانند به درخواست هاي كمك از سوي زناني كه مورد آزار و اذيت در محيط خانگي قرار گرفته اند پاسخ ندهند يا رويكردي غير مداخله اي در پيش گيرند و دليلشان اين باشد كه مسئله پيش آمده يك موضوع خانوادگي و شخصي است."
از متن كتاب حقوق بين الملل بشر و خشونت خانگي نوشته روناق جي.اي.مك كويگ
--------------------------
مطالب مرتبط:
در روز جهانی منع خشونت: تلاش زنان و مردان دنیا برای مقابله و کاهش خشونت
https://goo.gl/m0hPyS
دو طرح از مانا نیستانی
با خشونت علیه زنان مبارزه کنیم:
https://goo.gl/g4Ze4S
روز جهانی منع خشونت علیه زنان
https://goo.gl/G5jLGP
سرکوب و خشونت علیه زنان در جمهوری اسلامی در خصوص قانون حجاب اجباری
http://bit.ly/2fEdpv0
کمیسیون فرهنگی مجلس و اعتراف به شکست حجاب اجباری:
http://bit.ly/2fXm1kg
ساپورت غیرت حزب الله را تحریک می کند:
http://bit.ly/2fIQayX
دگرگون ساختن حقوق بشر از منظر فمنیستی, نوشته شارلوت بانچ
http://bit.ly/2ce8pgm
اعلامیه رفع خشونت علیه زنان
http://goo.gl/mu5Ih4
جلسه دوم قتل های ناموسی با پروین بختیاری نژاد: خشونت علیه زنان
http://bit.ly/1HFkkvV
ترانه زنجیرها را بشکنیم:
http://bit.ly/1mE3bNY
درباره زن آزاری
خشونت علیه زنان در رابطه جنسی
http://bit.ly/1U9iNX5
قانون نابرابر مروج خشونت علیه زنان
https://tavaana.org/fa/node/1069
https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. روز 25 نوامبر روز جهانی مبارزه با #خشونت_علیه_زنان است. یکی از همراهان توانا یک ویدئو و متن کوتاه از کتاب حقوق بين الملل بشر و خشونت خانگي نوشته روناق جي.اي.مك كويگ برایمان ارسال کرده است. شما هم اگر #کتاب خوبی در این زمینه سراغ دارید می توانید در کامنت…
مسیر خانهام مترو و اتوبوس ندارد، انتخاب ناگزیر من داشتن اتومبیل شخصی است، اما از این دست دلایل (بهانهها) را که کنار میگذارم بخش پررنگتری وجود دارد که بیشتر اوقات مانع از پیادهروی میشود. راستش من بدونِ این چند تکه آهن احساس امنیت ندارم. وقتی نشستهام پشت فرمان با قفل کردن درها جهان اطرافم امن میشود. موقع شنیدن مزخرفات سرنشین ماشینهای کناری، تقریبا در هر ترافیک و وقتی فاصلهی ماشینها بدون هیچ راه فراری کم میشود، با فشردن بالابر شیشهها و زیاد کردن صدای موسیقی گوشها و اعصابم را نجات میدهم. مدتهاست سعی میکنم نشنوم؛ نبینم. خیره به روبهرو فقط شیشهها را بالا میکشم و موزیک گوش میدهم تا گوینده بیخیال شود.
وقتی پیادهروی میکنم، پیاده، یک آدم بیسلاحم. یا مجبورم گذر کنم در سکوت یا دعوا و حتا کتککاری. نوجوانی و ابتدای جوانیام پر است از این خاطرات که در مقابل تعرض پسران کمسن و سال تا مردان پیر ایستادهم، زدهام و خوردهام.
همین چندهفته پیش دوستم را میرساندم خانهاش و موتوری با ۲سرنشین اطرافم حرکت میکرد. همراه باد حرفهای محوی به گوش میرسید. مسیر زیادی را آمدند و خندیدند و راه بستند تا پشت چراغ قرمز که کوبید به ماشین. عصبانی ترمز دستی کشیدم و پیاده شدم تا یقه بگیرم. واقعن فکر نکردم زورم نمیرسد. از تجربهی بارها گزارش دادن به پلیس، میدانستم نهایتش یک قبض جریمهست و خیلی وقتها شانه بالا انداختن، وقتی قانون گشتارشاد را برای مقابله با من و کنترل ظاهر زنها گذاشته نه مزاحم. با این حساب، شانس آوردم فرار کردند و رفتند. من از چارچوب امنم پیاده شده بودم، ممکن بود کتک هم بخورم و بقیه نظارهگر رد شوند. چون در این مواقع کرم از خود درخت است و لابد کاری کردهام که دنبالم راهافتادهاند.
حالا چرا اینها را دارم می نویسم؟ این یکی دو روز که بحث آزار جنسی در مراسم تشییع پیکر هاشمی رفسنجانی پیش آمده، بیشتر ذهنم درگیر شده است. عدهای متعجبند، انگار که این افراد از فضا آمدهاند و سازماندهی شدهاند یا توطئهست.
من توطئه و برنامه نمیبینم و بخش تأسفبرانگیز برای خودم این بود که حتا تعجب نکردم و عادی بود. واقعیت اینست این آدمها همین اطراف در خیابانهای شهر رها و آزادانه میگردند و در یک مراسم و در فشردگی حضور آدمها آزادی بیشتری داشتهاند.
ما کم از تجربههایمان حرف زدهایم و نوشتهایم. (دیدم جایی نوشته بود بیحیایی است).
اگر یکی از روزها گذرتان به بازاربزرگ تهران افتاد زنی را در دالانهای بازار زیرنظر بگیرید تا ببینید چندبار کسی به عمد بهش تنه میزند یا دست دراز میکند برای لمس لحظهای و با کلام تحقیرش میکند. اینجا هم نمونهی دیگری از همان فشردگی و ازدحام آدمهای همین مملکت است که در همسایگی ما زندگی میکنند.
صرف زن بودن در این دیار این مجوز را به عدهای از مردان میدهد تا غیر از تعیین تکلیفهای مختلفی که از قانون تا خانواده وجود دارد، خود را آزاد ببینند برای دست زدن به تن و روح تو و جسمی و روحی تعرض کنند. مهمترین مشکل هم شاید این باشد که مجری قانون در جای اشتباه ایستاده؛ در این کشور اسیدپاشان رها و معترض به اسیدپاشی را در بند میکنند. یادم است موقع شیوع اسیدپاشی (انگار که آنفولانزا شایع شده و تو باید از خودت حفاظت کنی) مادرم هر روز تماس میگرفت و یادآوری میکرد تحت هیچ شرایطی شیشهی ماشین را پایین نکشم و شبها زود برگردم خانه.
روزهایی که نمیشود اتومبیل شخصی را در خیابان راند به علت آلودگی هوا، مینشینم خانه، نمی شود که خیلی نشست خانه، مجبور میشوی بزنی بیرون..
ذهنم درگیر بود چرا انقدر به ماشینم وابستهام و یافتم بخش زیادی از این وابستگی بابت امنیتیست که در حریم این چند تکه آهن دارم..
برگرفته از فیس بوک
Donya Rad
goo.gl/TFEjvL
مطالب مرتبط:
متلکگویی در مردان، آزار زنان
http://bit.ly/1xBDotY
https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ
وقتی پیادهروی میکنم، پیاده، یک آدم بیسلاحم. یا مجبورم گذر کنم در سکوت یا دعوا و حتا کتککاری. نوجوانی و ابتدای جوانیام پر است از این خاطرات که در مقابل تعرض پسران کمسن و سال تا مردان پیر ایستادهم، زدهام و خوردهام.
همین چندهفته پیش دوستم را میرساندم خانهاش و موتوری با ۲سرنشین اطرافم حرکت میکرد. همراه باد حرفهای محوی به گوش میرسید. مسیر زیادی را آمدند و خندیدند و راه بستند تا پشت چراغ قرمز که کوبید به ماشین. عصبانی ترمز دستی کشیدم و پیاده شدم تا یقه بگیرم. واقعن فکر نکردم زورم نمیرسد. از تجربهی بارها گزارش دادن به پلیس، میدانستم نهایتش یک قبض جریمهست و خیلی وقتها شانه بالا انداختن، وقتی قانون گشتارشاد را برای مقابله با من و کنترل ظاهر زنها گذاشته نه مزاحم. با این حساب، شانس آوردم فرار کردند و رفتند. من از چارچوب امنم پیاده شده بودم، ممکن بود کتک هم بخورم و بقیه نظارهگر رد شوند. چون در این مواقع کرم از خود درخت است و لابد کاری کردهام که دنبالم راهافتادهاند.
حالا چرا اینها را دارم می نویسم؟ این یکی دو روز که بحث آزار جنسی در مراسم تشییع پیکر هاشمی رفسنجانی پیش آمده، بیشتر ذهنم درگیر شده است. عدهای متعجبند، انگار که این افراد از فضا آمدهاند و سازماندهی شدهاند یا توطئهست.
من توطئه و برنامه نمیبینم و بخش تأسفبرانگیز برای خودم این بود که حتا تعجب نکردم و عادی بود. واقعیت اینست این آدمها همین اطراف در خیابانهای شهر رها و آزادانه میگردند و در یک مراسم و در فشردگی حضور آدمها آزادی بیشتری داشتهاند.
ما کم از تجربههایمان حرف زدهایم و نوشتهایم. (دیدم جایی نوشته بود بیحیایی است).
اگر یکی از روزها گذرتان به بازاربزرگ تهران افتاد زنی را در دالانهای بازار زیرنظر بگیرید تا ببینید چندبار کسی به عمد بهش تنه میزند یا دست دراز میکند برای لمس لحظهای و با کلام تحقیرش میکند. اینجا هم نمونهی دیگری از همان فشردگی و ازدحام آدمهای همین مملکت است که در همسایگی ما زندگی میکنند.
صرف زن بودن در این دیار این مجوز را به عدهای از مردان میدهد تا غیر از تعیین تکلیفهای مختلفی که از قانون تا خانواده وجود دارد، خود را آزاد ببینند برای دست زدن به تن و روح تو و جسمی و روحی تعرض کنند. مهمترین مشکل هم شاید این باشد که مجری قانون در جای اشتباه ایستاده؛ در این کشور اسیدپاشان رها و معترض به اسیدپاشی را در بند میکنند. یادم است موقع شیوع اسیدپاشی (انگار که آنفولانزا شایع شده و تو باید از خودت حفاظت کنی) مادرم هر روز تماس میگرفت و یادآوری میکرد تحت هیچ شرایطی شیشهی ماشین را پایین نکشم و شبها زود برگردم خانه.
روزهایی که نمیشود اتومبیل شخصی را در خیابان راند به علت آلودگی هوا، مینشینم خانه، نمی شود که خیلی نشست خانه، مجبور میشوی بزنی بیرون..
ذهنم درگیر بود چرا انقدر به ماشینم وابستهام و یافتم بخش زیادی از این وابستگی بابت امنیتیست که در حریم این چند تکه آهن دارم..
برگرفته از فیس بوک
Donya Rad
goo.gl/TFEjvL
مطالب مرتبط:
متلکگویی در مردان، آزار زنان
http://bit.ly/1xBDotY
https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. مسیر خانهام مترو و اتوبوس ندارد، انتخاب ناگزیر من داشتن اتومبیل شخصی است، اما از این دست دلایل (بهانهها) را که کنار میگذارم بخش پررنگتری وجود دارد که بیشتر اوقات مانع از پیادهروی میشود. راستش من بدونِ این چند تکه آهن احساس #امنیت ندارم. وقتی نشستهام…