آموزشکده توانا
48.5K subscribers
42.3K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
رایگان دانلود و مطالعه کنید: کتاب پرده آهنین، مقهور کردن اروپای شرقی
goo.gl/jRPNUU
با پایان جنگ جهانی دوم، اتحاد جماهیر شوروی بر حوزه وسیعی از قلمرو اروپای شرقی کنترل پیدا کرد. ژوزف استالین و پلیس مخفی او شروع به تغییر دادن نظام‌های چندین کشور متفاوت به یک نظام سیاسی - اخلاقی کاملا جدید (کمونیسم) کردند. در گزیده‌ای از کتاب «پرده آهنین» که توسط توانا ترجمه شده است، «اَن اپل‌باوم»، مورخ و برنده جایزه «پولیتزر» شرح می‌دهد که چگونه نظام‌های کمونیستی اروپای شرقی به وجود آمدند و زندگی روزمره تحت تمامیت‌خواهی تحمیلی شوروی چگونه بوده‌ است.

اپل‌باوم با جزئیاتی چشمگیر توصیف می‌کند که چگونه نهادهای مدنی - احزاب سیاسی، کلیساها، رسانه‌ها، و سازمان‌های جوانان - در چنین کشورهایی به پایه‌های این نظم جدید تبدیل شدند. او توضیح می‌دهد چگونه سرویس‌های امنیتی مخفی سازمان‌دهی ‌شدند، چگونه کمونیست‌ها رسانه‌ها را تحت سلطه خود در ‌آوردند، و چگونه تمام اشکال مخالفت سیاسی به شدت سرکوب ‌شد.

بر اساس اسناد آرشیوی تازه‌ای، اَپل‌باوم تاکتیک‌های کمونیست‌ها را ثبت کرده است که برای مثال چگونه با اعمال زور، تهدید، و قتل مسیرشان را به سوی قدرت هموار کردند. او زندگی افراد را نقل می‌کند تا نشان دهد گزینه‌های مردم چه بود - مبارزه، فرار، یا همکاری کنند.

در یک دوره بسیار کوتاه پس از پایان جنگ، اروپای شرقی بی‌رحمانه‌ استالینیزه شد. پرده آهنین تاریخ‌نگاری درخشانی از یک زمانه بی‌رحم و یادآوری فراموش‌نشدنی‌ای از میزان شکنندگی جوامع باز است. امروزه بلوک شرق، یک تمدن گمشده است، تمدنی که سبعیت، پارانویا، اخلاقیات وهم‌آلودش، و زیبایی‌شناسی عجیبش را اَن اَپل‌باوم در صفحات این اثر استثنائی به طور تاریخی-اخلاقی نشان می‌دهد.

کتاب را از لینک زیر دانلود کنید:
https://goo.gl/VsIqAx

کتاب های توانا را بدون فیلتر از این لینک دریافت کنید:

http://ow.ly/4nmBb8
غرفه کتاب مجازی توانا در گوگل داک

@Tavaana_TavaanaTech
اسماعیل عبدی بعد از بستری شدن در بیمارستان خمینی به همراه خانواده

اسماعیل عبدی، معلم زندانی در ۳۵‌مین روز اعتصاب غذای خود به دلیل شرایط نامناسب جسمی به زندان منتقل شد. این عکس این معلم شجاع را در بیمارستان «امام خیمنی» در کنار خانواده‌اش نشان می‌دهد.
او باید پیشتر بستری می شد، اما مسئولان زندان و دادستانی می خواستند او را با دستبند و پابند به بیمارستان منتقل کنند که با مخالفت آقای عبدی مواجه شدند. سرانجام در اثر مقاومت ایشان، رضایت دادند که از پابند و دستبند برای این معلم زندانی استفاده نشود.

امروز سی و هفتمین روز اعتصاب غذای آقای عبدی است.
دیروز خانم سعیدی نماینده مجلس هم به دیدار آقای اسماعیل عبدی رفت.
در حال حاضر چند زندانی اهل سنت و همچنین هنگامه شهیدی در اعتصاب غذا هستند و حال مساعدی ندارند.

goo.gl/FJCHUv

مطلب مرتبط:
اسماعیل عبدی، آموزگار مدرسه
bit.ly/2fTH6ZD

@Tavaana_TavaanaTech
مطلب ارسالی یکی از همراهان توانا:

"دشواری انسان بودن

سلمان احمدوند

"اگر دکارت اندیشیدن را، کامو در تضاد زیستن را، آندره ژید احساسْ داشتن را، یاسْپرس دچار کشمکش شدن را و میر جلال کزّازی، نویسنده، مترجم و پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، آرمان داشتن را ملاکِ «هستندگی» میدانند، من «مسئول بودن» را شاخص هستندگی و بلکه «انسان بودن» میدانم؛ مسئولیت در برابر خود، دیگران و جهانِ پیرامون.
از این نظرگاه فرق فارقِ انسان و حیوان نه آنچنان که بسیاری از فیلسوفان و صاحبنظران، عقل و اختیار دانستهاند، بلکه میزان و درجهی مسئولیت پذیری آدمی در مواجهه با خویشتن، دیگری و جهانی است که در آن میزید.
زیرا به بیان نغزِ کانت(1724-1804 م) فیلسوفِ دورانساز آلمانی؛ عقل یگانه نعمتی است که به عدالت در میانِ انسانها توزیع شده است. به سخنِ دیگر عموم آدمیان عاقلند و در رتق و فتق امور زندگانی خود برآنند که از بهترین راه به هدف خود دست یازند. در این تلقّی عقل عبارت است از ابزار برقراری ارتباط میان وسیله و هدف و فرد عاقل کسی است که با استفاده‌ی بهینه از این ابزار خداداد(عقل) کار و بار خویش را سامان دهد.
اکنون پرسش این است که آیا عقل ابزاری مصلحت اندیشِ عدد بینِ جزئی نگر بنا به توضیحی که آمد برای سعادتِ آدمی کافی است؟. و اگر پاسخ مثبت است و عقل سلامت و سعادتِ انسان و جامعه را تأمین میکند، پس از چه روست که انسانهای عاقل و بالغ گاه و بیگاه بر سر منافع فردی و جمعی به روی هم تیغ و تفنگ میکشند و کمر به حذف و قتل یکدیگر میبندند؟و یا اینکه قوانین صُلب و سخت دولتی به رغم همه ی سختگیری ها و قید و بندهایی که بر رفتار آدمیان می نهد نتوانسته است آنچنان که بایسته است صلح و صمیمیت را در جامعه حاکم کند. و چرا رسانه ی ملّی و فراتر از آن نظام تعلیم و تربیت رسمی با وجود تبلیغاتِ بیامان و تصاحبِ همه ی تریبونها از سوی یکی و قلمرو عریض و طویل با شرح وظایفی کلان و راهبردی و قریب به سیزده میلیون مخاطب، برای دیگری تنها و تنها از درونیساختن و جا انداختن هنجار ساده امّا بنیادیِ: «در کوچه و خیابان زباله نریزید» درمانده اند!!.
از دید نویسنده‌ی این جُستار کارویژه ی اساسی نهاد تعلیم و تربیت در سطوح آغازین و آموزش عالی پیش از هر چیز می بایست تولید و تربیت شهروندانِ مسئولیت پذیر باشد؛ «شهروند» در معنی دقیقِ کلمه که در فلسفه و اندیشهی سیاسی جدید تفاوتِ آشکاری با همتای پیشامدرن خود، یعنی «رعیّت» دارد.
رعیّت مفهومی است که به نظاماتِ اربابی کهن تعلّق دارد. موجودی محروم از آزادی وحقوق بنیادی. امّا «شهروند» مفهومی مُدرن است که پس از عصر روشنگری و بالأخص بعد از حوادثِ منتهی به انقلابِ جهان نوردِ فرانسه سَربرآورده است و به لحاظ معنایی در تقابل مطلق با «رعیّت» است.
باری!. دشورای انسان بودن در درکِ مفهومِ مسئولانه زیستن است. و انسانیتِ انسان در گرو سبک زندگی آمیخته با مسئولیت. نخست در برابر «خود» که سرمنشأ همه ی تحولات و نقطه ی عزیمت به سمتِ خداست و به بیان عارفِ آرمیده در قونیه:
تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی و دریای عمیق
سپس پرداختن به دیگری و تلاش مشفقانه برای کاستن از درد و رنج همنوعانِ گوشت و پوست و خونْدارِ اینجایی و اکنونی که به حُکم حکیم شیراز:
تو کز محنتِ دیگران بیغمی
نشاید که نامت نهند آدمی
و سرانجام پاسداشتِ حقّ طبیعت و زمین که گهواره‌ی تولّد و تمدّن بنی آدم است. این مسئولیت بویژه در جهانِ جدید که روزگار بلوغ و سرکشی علم و تکنولوژی است بسیار گرانبارتر از گذشته است که ساکنانِ آن آب را گل نمیکردند و به خاک وسبزه و درخت احترام مینهادند. انسان در عصر جدید به مدد تکنولوژی و دست افزارهای مدرن طبیعت را تُفاله کرده است و زایش و سرزندگی را از خاک و زمین بازستانده است. طبیعت نیز با سیل و سونامی و خشکسالی و زلزله و رانش و طوفان به کنشهای خیره سرانه و طغیانگرانه ی او پاسخی قهرآمیز داده است.
دشواری انسان بودن، دشواری مسئولانه زیستن است. از خانه تا خیابان، از کلاس درس مدرسه‌ای کوچک در روستایی دورافتاده تا صندلیهای گرم و نرم مجلس شورا."


نظر شما چیست؟ چگونه می‌توان انسانی مسئول بود؟ ساختار اجتماعی چه تاثیری در مسئول بودن یا مسئول نبودن دارد؟

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«رئیس‌جمهور در نظام اسلامی یا فراری می‌شود یا خطبه عقدخوان یا فتنه یا انحرافی و...و با تکنولوژی‌های جدید سلفی‌گیر هم می‌شوند. این بلایی است که اسلامیت نظام سر همان جمهوریت... می‌آورد.»
نظرشما چیست؟
عطاء الله بهمنش گزارشگر و مفسر باسابقه ورزش ایران به دلیل عارضه سکته مغزی درگذشت/خبرگزارى صداوسيما

خوشیختانه این این خبر ساعاتی بعد تکذیب شد. و اعلام گردید که پزشکان در حال تلاش برای درمان هستند.
.
متن زیر را سال گذشته مهدی رستم پور نوشته بود:

هفت سال پس از انقلاب، عطا بهمنش به ورزشگاه آزادى برگشت؛ بدون اینکه مسابقه‌ای در کار باشد.
جهان برایش زیر و زبر شده بود در این ٧ سال. اسم استادیوم تغییر کرده بود. مردی که سه نسل از قهرمانان و هواداران محصول صدایش بودند، دیگر حق فعالیت نداشت.
نمی‌دانیم چه حالی داشته آن روز از وصال استاديوم. گریسته یا فقط خودخوری؟ اما می‌دانیم صدای محبوب ایران وقتی سال ١٣٦٤ به ورزشگاه برگشت، اموراتش از نانوایی می‌گذشته.
فیلم سینمایی خط پايان، بهانه‌ای شد برای چند دقیقه گزارشگری. متاسفانه اکران این فیلم هم حصر حنجره بهمنش را در صداوسیما نشکست!
♦️ بهمنش در این فیلم، نقش خودش را بازی نکرد، بلکه آن را زندگی کرد! رقابت نابرابر آدم‌ها، اسبها و دوچرخه‌ها.
خلیل سمندر که حقش را خوردند و جای افتخارآفرینی باید کارگری می‌کرد و حرف زور می‌شنید، عطا بود در رکاب ایرج طهماسب.
به مجله بخارا گفت حتی اگر از بالا کارم درست می‌شد، سمپاشی بعضی گزارشگران نمی‌گذاشت برگردم! امضا جمع کردند که #بهمنش اگر برگردد مردم ناراحت می‌شوند!

goo.gl/E8o29j

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادی از عطاءالله بهمنش

گزارشگر و مفسر ورزشی صاحب سبک ایران
ویدئو مربوط به سال ۲۰۱۱ است.

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اکثر گزارشگران و مفسران ورزشی ایران از عطاءالله بهمنش الگو گرفتند، ولی هیچکس بهمنش نشد.
او خلاق بود و با دانش.

@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
اکثر گزارشگران و مفسران ورزشی ایران از عطاءالله بهمنش الگو گرفتند، ولی هیچکس بهمنش نشد. او خلاق بود و با دانش. @Tavaana_TavaanaTech
همراهان عزیز توانا؛

خبر درگذشت استاد بهمنش، که ابتدا توسط خبرگزاری صداوسیما، ایلنا و ایسنا و کانال روزنامه شهروند و ... منتشر شده بود، خوشبختانه تکذیب شد.
با ابراز تاسف از انتشار چنین خبری، به علت بیمار شدن و عدم دسترسی، تکذیب خبر را دیرتر از حد معمول منتشر کردم.

با احترام
ادمین
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قانون به زبان ساده
مادر اجازه ندارد

در قوانین ایران مادر حق تصمیم‌گیری در چه اموری را برای فرزندانش دارد؟

پاسخ به سوالات درباره حضانت و ولایت فرزندان در ایران
goo.gl/96qt5l

@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
قانون به زبان ساده مادر اجازه ندارد در قوانین ایران مادر حق تصمیم‌گیری در چه اموری را برای فرزندانش دارد؟ پاسخ به سوالات درباره حضانت و ولایت فرزندان در ایران goo.gl/96qt5l @Tavaana_TavaanaTech
مادر اجازه ندارد

در قوانین ایران مادر حق تصمیم‌گیری در چه اموری را برای فرزندانش دارد؟ در این سری از ویدیوهای «قانون به زبان ساده»، نرگس توسلیان، کارشناس حقوقی به سوالات سپیده عبدی، روزنامه‌نگار در زمینه مسایل مربوط به حضانت و ولایت فرزندان در ایران پاسخ می‌دهد. این برنامه در مرکز حامیان حقوق بشر تهیه شده است.

goo.gl/96qt5l

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعر زیبای «آن پرتوی سوزان جادویی»
از شعرهای زیبای نادر نادرپور با صدای خوش‌آهنگ ِ #فریدون_فرح‌اندوز
@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
شعر زیبای «آن پرتوی سوزان جادویی» از شعرهای زیبای نادر نادرپور با صدای خوش‌آهنگ ِ #فریدون_فرح‌اندوز @Tavaana_TavaanaTech
شانزدهم خرداد ماه زادروز نادر نادرپور است. شعر زیبای «آن پرتوی سوزان جادویی»
از شعرهای زیبای نادر نادرپور با صدای خوش‌آهنگ ِ فریدون فرح‌اندوز و تصویر او تقدیم می‌شود به شما همراهان همیشگی توانا

شاهکار نادر نادرپور با صدای فریدون فرح اندوز
در سرزمین ناشناسان،
آن قدر ماندم
کز من کسی با چهره‌ای دیگر پدید آمد
پیرانه‌سر ددیم که سیمای جوانم را
آیینه، هرگز روبرو با من
نخواهد کرد
بیهوده کوشیدم که از آیینه بگریزم
اما نگاه سرد او بر کوششم خندید
وز دیدن آن خنده‌ی خاموش بی‌هنگام
اشکی که در اعماق چشمان داشتم، خشکید
خویش گفتم کانچه پیری می‌کند با من
دشمن، به نام جنگ، با دشمن نخواهد کرد
در بر جهان بستم
وز پیش
دانستم که در تنهایی غربت
هم‌صحبتی غیر از جنون بر در نخواهد کوفت
وز من، کسی جز بی‌کسی دیدن نخواهد کرد
دیدم که از بام مه‌آلود سرای من
آینده پیدا نیست
وز گوشه ی ایوان من تا ساحل مغرب
جز کوره‌ی سرخی که در او روز م‌ سوزد
چیزی هویدا نیست
ور مرغ شب
در خلوت ماه و سپیداران
آماده‌ی خنیاگری باشد
بر بام من، اندیشه‌ی خواندن نخواهد کرد
دیدم که در این خاک بی‌باران
گل‌های سرخ اشتیاق من نخواهد رست
ویرانه‌ی ذهن مرا گلشن نخواهد کرد
دیدم کزین زندان بی‌دیوار
گلبانگ آزاد خروسان بر نخواهد خاست
...
دیدم که در این خواب هول‌انگیز
دیگر طلوع هیچ صبحی از بلندی‌ها
آفاق تقدیر مرا روشن نخواهد کرد
باغ قدیم کودکی: دور است
شهر شگفت نوجوانی در افق: پنهان
اما قطار بادپیمایی که از اقطار نامعلوم می‌آید
آواره‌ای را از دیار آشنایی‌ها
با خویش
می‌آرد به سوی این غریبستان
من، میهمان تازه را هشدار خواهم داد
کز این سفر: آهنگ برگشتن نخواهد کرد
وان دل که با او هست: در اقلیم بیگانه
تسکین نخواهد یافت، یا مسکین نخواهد کرد
او نیز چون من ، در شب غربت تواند دید
کان پرتو سوزان جادویی
کز خاوران بر سرزمین
مادری می‌تافت
از باختر آغاز تابیدن نخواهد کرد

@Tavaana_TavaanaTech
«کاتب می‌گفت: آنهاناچارند هرچندسال یکبار کارمندان اداره سانسور را عوض کنند،چون آنان نیز به ناچار آثار ما را می‌خوانند و...»
#هوشنگ_گلشیری

درباره گلشیری
http://bit.ly/1Le6DZE

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی هوشنگ گلشیری در تشییع جنازه محمد مختاری
@Tavaana_TavaanaTech
سالگرد درگذشت نادر ابراهیمی، یک عاشقانه‌ی آرام
goo.gl/xPHTVr

«اوت توسسه سیز بولماز، ییگیت یازیق سیز؛
آتش، بدون دود نمی‌شود و جوان، بدون گناه» - یک ضرب‌المثل ترکمنی -
«ايمان من به تو
ايمان من به خاک است
ايمان من به رجعت هر شوکتی‌ست
که در تخريب بنای پوسيده‌ی اقتدار ديگران
نهفته است
تو
چون دست‌های من
چون انديشه‌های سوگوار اين روزهای تلخ
و چون تمام يادها
از من جدا نخواهی شد»

نادر ابراهیمی نوشتن را از سن ۱۶ سالگی آغاز کرد. او در سال ۱۳۴۲ اولین کتاب خود با عنوان «خانه‌ای برای شب» را به چاپ رساند که داستان «دشنام» از این مجموعه مورد توجه بسیار واقع شد. ابراهیمی تا سال ۱۳۸۰ علاوه بر نوشتن صدها مقاله‌ی تحقیقی و نقد، بیش از صد کتاب منتشر کرده است که شامل رمان و داستان کوتاه و کتاب‌هایی در حوزه‌ی کتاب کودک و نوجوان، نمایش‌نامه و فیلم‌نامه است.

نادر ابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی و همین‌طور دو مجموعه‌ی تلویزیونی را نوشته و کارگردانی کرده است. او برای این مجموعه‌ها آهنگ‌ها و ترانه‌هایی نیز ساخته است. ابراهیمی پیش از انقلاب موسسه‌ی غیرانتفاعی ایران‌شناسی را تاسیس کرد و از سراسر ایران در این حوزه فیلم و عکس و اسلاید تهیه کرد و فقط آن‌ها را بایگانی کرد که پس از انقلاب این مجموعه متوقف شد. ابراهیمی پیش از انقلاب بازداشت نیز شده بود. نادر ابراهمی در زمینه‌ی ادبیات کودکان نیز تلاش کرد.

او و هم‌سرش «موسسه‌ی هم‌گام با کودکان و نوجوانان» را تاسیس کردند که در زمینه‌ی مسایل مربوط به کودکان و نوجوانان مبادرت به چاپ و پخش کتاب و نقاشی و عکس و پژوهش می‌کرد. ابراهیمی توانست عنوان «ناشر برگزیده ی آسیا» و «ناشر برگزیده‌ی نخست جهان» را از جشنواره‌های آسیایی و جهانی در تصویرگری کتاب کودک از آن ِ خود کند. نادر ابراهیمی در زمینه‌ی ادبیات کودک موفق شد که جایزه‌ی اول براتیسلاو- پای‌تخت اسلوواکی-، جایزه‌ی اول تعلیم و تربیت یونسکو، جایزه‌ی کتاب برگزیده‌ی سال ایران و چندین جایزه‌ی دیگر را دریافت کند. نادر ابراهیمی هم‌چنین عنوان «نویسنده‌ی برگزیده‌ی ادبیات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب» را به خاطر داستان بلند و هفت‌جلدی « آتش بدون دود» از آن خود کرد.

«آتش بدون دود» علاوه بر این‌که شاید یکی از مهم‌ترین کتاب‌های نادر ابراهیمی باشد، نام یکی از سریال‌هایی هم هست که در خاطره‌ی بسیاری‌ها ثبت شده است. این مجموعه از شاخص‌ترین فعالیت‌های سینمایی ابراهیمی است که بر اساس کتاب خودش ساخته شده است. بازی‌گرانی هم‌چون محدعلی کشاورز، اکبر زنجان‌پور و جمشید گرگین در این سریال ایفای نقش می‌کنند. این سریال در مورد زندگی ترکمن‌ها است.
نادر ابراهیمی، ۱۶ خردادماه ۱۳۸۷ در سن ۷۲ سالگی پس از یک دوره‌ی بیماری درگذشت.

بیش‌تر بخوانید:
http://bit.ly/1cCcBDy

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش کوتاهی از سریال زیبای "سفرهای دور و دراز حامی و کامی" که نویسنده و کارگردان آن نادر ابراهیمی بود.

درباره نادر ابراهیمی:
http://bit.ly/1cCcBDy

@Tavaana_TavaanaTech
طرح ایران برای افطار ۲۵۰ هزار روزه دار در غزه
goo.gl/yccbYr

به گزارش ایرنا از غزه این طرح تا پایان ماه رمضان ادامه خواهد داشت و بر اساس آن روزانه هفت هزار و ۵۰۰ بسته افطاری در بین مردم غزه توزیع خواهد شد.

ایرنا در این مورد نوشته است:

«بسته افطاری ایران شامل برنج، گوشت، مرغ، ماهی، خرما، سبزیجات و نوشیدنی می‌شود که در میان فقرا و مستمندان و خانواده‌های شهدا و مجروحان و زندانیان فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی و کسانی که خانه و زندگی‌شان را از دست داده اند، توزیع می‌شود.طی سال های اخیر این طرح از سوی هلال احمر ایران در غزه اجرا شده است.»

کمک مالی جمهوری اسلامی به مردم برخی از کشورهای منطقه از جمله لبنان و سوریه و فلسطین در همه‌ی سال‌هایی که از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است مورد انتقاد برخی مردم و همینطور احزاب و فعالان سیاسی ایرانی بوده است. بسیاری از مردم بر اساس مثل معروف «چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است» معتقد هستند تا زمانی که مردم ایران این همه فقیر و بی‌خانمان دارد کمک به دیگر ملت‌ها جایز نیست. برخی نیز معتقد هستند که چنین کمک‌هایی سیاسی است و به دوستی بین کشور ایران و برخس کشورهای منطقه کمک می‌کند و به سود مردم است.

شما چه فکر می‌کنید؟

مطلب مرتبط:

میلیون‌ها #فقیر ایرانی و هیولای گرسنگی
http://bit.ly/2dglOa8
فقر، حقوق_بشر و عدالت جهانی
http://bit.ly/2fFrTdy
ایران: گسترش فقر، کاهش حقوق کارگری
http://bit.ly/1SRTJS4

@Tavaana_TavaanaTech