This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«امید جانم» از دلکش با بازخوانی «لیلا مرودشتی»
سنتور : شیوا تاج پرست
پیانو : رها میرشکاری
ویلن : رکسانا سبوکی
ویلن : شراره عباسیان
تمبک : بهاره اقبالپور
آواز زنان،صداهای ممنوعه
bit.ly/2dHUvDB
سنتور : شیوا تاج پرست
پیانو : رها میرشکاری
ویلن : رکسانا سبوکی
ویلن : شراره عباسیان
تمبک : بهاره اقبالپور
آواز زنان،صداهای ممنوعه
bit.ly/2dHUvDB
Forwarded from مسیح علینژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی بی سی فارسی هم از کمپین #چهارشنبه_های_سفید می گوید و استقبال شهروندان عادی که موضوع حجاب اجباری را به چالش بزرگی برای جمهوری اسلامی تبدیل کردند.
@masih_alinejad
@masih_alinejad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محموداحمدینژاد درپاسخ به یک جوان اصلاحطلب:«من با اصل ظلم مخالفم.هرکسی میخواهد باشد»
حقوق زندانی
bit.ly/1XC6UrO
یادآر: فجایعی مثل کهریزک و ... و دوستی مرتضوی ها با احمدینژاد
@Tavaana_TavaanaTech
حقوق زندانی
bit.ly/1XC6UrO
یادآر: فجایعی مثل کهریزک و ... و دوستی مرتضوی ها با احمدینژاد
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲۰سال پیش درخت کاشت تا بعدها بالای درختان آلاچیق درست کند، حالا تبدیل به یک کارآفرین گردشگری شده است.
رشت - آلاچیق درختی
@Tavaana_TavaanaTech
رشت - آلاچیق درختی
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ازدواج سفید
ازدواج سفید که به این نوع ازدواج گفته می شود در سالهای اخیر در ایران طرفداران بسیاری پیدا کرده است.
goo.gl/9NWqvr
قانون به زبان ساده
@Tavaana_TavaanaTech
ازدواج سفید که به این نوع ازدواج گفته می شود در سالهای اخیر در ایران طرفداران بسیاری پیدا کرده است.
goo.gl/9NWqvr
قانون به زبان ساده
@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
ازدواج سفید ازدواج سفید که به این نوع ازدواج گفته می شود در سالهای اخیر در ایران طرفداران بسیاری پیدا کرده است. goo.gl/9NWqvr قانون به زبان ساده @Tavaana_TavaanaTech
ازدواج سفید
فاطمه حقیقت جو، نماینده پیشین مجلس ایران اعلام کرده است که مدتی است با مردی زندگی میکند بدون این که ازدواجش را با او ثبت کرده باشد. این نخستین بار است که یک زن شناخته شده ایرانی رسما اعلام می کند که خارج از چارچوب سنتی و به صورت آزاد و بدون ثبت ازدواج با مردی زندگی می کند . ازدواج سفید که به این نوع ازدواج گفته می شود در سالهای اخیر در ایران طرفداران بسیاری پیدا کرده است .
در این سری از برنامههای «قانون به زبان ساده»، نرگس توسلیان، کارشنای حقوقی به سوالات سپیده عبدی، روزنامهنگار پیرامون ازدواج سفید پاسخ میدهند. این برنامه در مرکز حامیان حقوق بشر تهیه شده است.
goo.gl/9NWqvr
@Tavaana_TavaanaTech
فاطمه حقیقت جو، نماینده پیشین مجلس ایران اعلام کرده است که مدتی است با مردی زندگی میکند بدون این که ازدواجش را با او ثبت کرده باشد. این نخستین بار است که یک زن شناخته شده ایرانی رسما اعلام می کند که خارج از چارچوب سنتی و به صورت آزاد و بدون ثبت ازدواج با مردی زندگی می کند . ازدواج سفید که به این نوع ازدواج گفته می شود در سالهای اخیر در ایران طرفداران بسیاری پیدا کرده است .
در این سری از برنامههای «قانون به زبان ساده»، نرگس توسلیان، کارشنای حقوقی به سوالات سپیده عبدی، روزنامهنگار پیرامون ازدواج سفید پاسخ میدهند. این برنامه در مرکز حامیان حقوق بشر تهیه شده است.
goo.gl/9NWqvr
@Tavaana_TavaanaTech
YouTube
ازدواج سفید
فاطمه حقیقتجو، نماینده پیشین مجلس ایران اعلام کرده است که مدتی است با مردی زندگی میکند بدون این که ازدواجش را با او ثبت کرده باشد. این نخستین بار است که یک...
Forwarded from مسیح علینژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مستند آزادی های یواشکی ساخته مازيار بهاري و علا محسني كه نگاهي دارد به زندگي مسيح علي نژاد و كمپين اعتراضي او به حجاب اجباري و آزادي هايي كه علني شد. قسمت اول؛ صفحهای متولد میشود
@masih_alinejad
@masih_alinejad
Forwarded from مسیح علینژاد
فراخوان براي آواز خواندن و لب خواني با اين آهنگ زيبا در خيابان ها با نماد سفيد زن و مرد با ححاب و بي حجاب كنارِ هم هر كسي يك تكه از اين آهنگ كه كليپ آن را در زير مي بينيد بخوانيد و ويديوي تان را برايم بفرستيد تا اين كار جمعي و زيبا در كليپ موزيك ويديو منتشر شود.
باد روسریم وُ بُرد ، بد شد ! خُدا رنجید ! زن حُکمِ یه توپ شد ، شوتِش زدین چرخید ! کوچه قُرُق می شد ، ارشاد شدیم از گَشت ! گاهی که ترسیدیم ، دستبند زدن به دست ! دنیای زن این شد : حجابِ اجباری ! تعهّدِ کتبی ! ترسای تکراری !
سانسورِ رؤیا بود ! سانسورِ انسان ها ! سانسورِ آزادی ، درونِ زندان ها ! تو ، شاهدِ من باش : با ترس رقصیدیم ! من ، شاهدِت می شم : با ترس خندیدیم !
عکسی میونِ شهر ، با موی باز کرده ! باید رها باشیم ، تا خنده برگرده ! آزادی ، آزاده ! هر کس خودش باشه ! دیر نیست یه روزی که : هر کس خودش باشه ! معنای زن این نیست : زوری ! اگر ! باید ! یواشکی با ترس ! گاهی ! یه کم ! شاید !
سانسورِ رؤیا بود ! سانسورِ انسان ها ! سانسورِ آزادی ، درونِ زندان ها ! تو ، شاهدِ من باش : با ترس رقصیدیم ! من ، شاهدِت می شم : با ترس خندیدیم !
👇👇👇👇👇👇👇👇
باد روسریم وُ بُرد ، بد شد ! خُدا رنجید ! زن حُکمِ یه توپ شد ، شوتِش زدین چرخید ! کوچه قُرُق می شد ، ارشاد شدیم از گَشت ! گاهی که ترسیدیم ، دستبند زدن به دست ! دنیای زن این شد : حجابِ اجباری ! تعهّدِ کتبی ! ترسای تکراری !
سانسورِ رؤیا بود ! سانسورِ انسان ها ! سانسورِ آزادی ، درونِ زندان ها ! تو ، شاهدِ من باش : با ترس رقصیدیم ! من ، شاهدِت می شم : با ترس خندیدیم !
عکسی میونِ شهر ، با موی باز کرده ! باید رها باشیم ، تا خنده برگرده ! آزادی ، آزاده ! هر کس خودش باشه ! دیر نیست یه روزی که : هر کس خودش باشه ! معنای زن این نیست : زوری ! اگر ! باید ! یواشکی با ترس ! گاهی ! یه کم ! شاید !
سانسورِ رؤیا بود ! سانسورِ انسان ها ! سانسورِ آزادی ، درونِ زندان ها ! تو ، شاهدِ من باش : با ترس رقصیدیم ! من ، شاهدِت می شم : با ترس خندیدیم !
👇👇👇👇👇👇👇👇
Forwarded from مسیح علینژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وستا خواننده زن ایرانی آهنگ زیبایی خوانده برای کمپین #چهارشنبه_های_سفید و تقدیم کرده به زنانی که از داخل ایران شجاعانه با حجاب اجباری مبارزه می کنند تا آزادی های شان یواشکی باقی نماند
@masih_alinejad
@masih_alinejad
زادروز شهیار قنبری راوی قصه دو ماهی
goo.gl/ZsneCJ
خانوادهاش اهل هنر بودند و او از کودکی با هنر مانوس بود. پدرش حمید قنبری، دوبلور معروف بود که در سال ۱۳۸۶ در تهران درگذشت. پدر صداپیشه، پردهخوان و یکی از نخستین خوانندگان پاپ ایرانی است.
شهیار کار ادبی را از نوجوانی آغاز کرد و در ابتدا برای نشریه «اطلاعات کودکان» داستان کوتاه مینوشت و گاهی نیز شعر میسرود.
شهیار برای ادامه تحصیل به لندن رفت. پدر دوست داشت که شهیار آرشیتکت بشود چرا که معتقد بود هنرمندان در جامعهی ایران سرنوشت خوبی ندارند. پسر اما علیرغم میل پدر سوی ترانه رفت:
«پدر من به دلیل اینکه خودش زخمی این دنیای هنری در ایران بود، اصلاً پیشنهاد نمیکرد که من وارد این دنیا شوم. بنابراین مرا تشویق نمیکرد… پدر همیشه به من میگفت که هنر مال این سرزمین نیست. من در کودکی واکنش نشان نمیدادم اما در دل حیرت میکردم که این چه حرفیست. ولی بعد خودم این را تجربه کردم.
پدر روی صحنه مردم را در دو قدمی دیده بود. میگفت من با همهی وجودم کار میکردم روی صحنه، بازی میکردم، و میدیدم در ردیف جلو مردی دارد با آرنج میزند به پهلوی زنش و میگوید نخند، نخند پررو میشود. ما با چنین فرهنگی روبهرو هستیم. این را میشود زیر فرش پنهان کرد یا میشود بیرون کشید. من دوست دارم بکشم بیرون. این را یاد گرفتم ازجهان و از بزرگان هنر در جهان. بههرشکل اما فضای خانه، در کنار استعداد ذاتی و زمان مناسبی که بایستی شروع کرد برای ساختن خویشتن به عنوان هنرمند، موثر بودند. الان مطمئنم که بدون کار شما با هر استعداد شگفتانگیزی بروید، جایی نخواهید داشت. فقط کار بیوقفهاست که از شما یک هنرمند میسازد. خیلی کار دشواریست. به خاطر همین وقتی شما از بیرون نگاه میکنید به صحنهی هنری ایران، یک صحنهی بَلَد نمیبینید. یک صحنهی به باور من بیشتر آماتور میبینید تا یک صحنهی حرفهای به مفهوم دقیق کلمه.»
شهیار قنبری در مورد زندگیاش مینویسد:
«در تهران به دنیا آمدم. هزار سال زیستهام اما همچنان هفده سالهام. حرف که نه، زندگیام شعر است و واژهبازی؛ از پانزده سالگی. در دهه شصت میلادی به بریتانیای نه چندان کبیر میروم. اوج ترانه ی بیدار را شهادت میدهم. همه را می بینم ویاد می گیرم. سال۱۹۶۵است. نوجوانی من در موسیقی پاپ گره می خورد. سال ۱۹۶۸. سال اعتراض به جنگ ویتنام. در تظاهرات بزرگ لندن شرکت میکنم.همه را میبینم. همه را میخوانم. همه را میشنوم.
دیگر تردید ندارم که شاعر خواهم شد. ترانه خواهم نوشت. به ایران بر میگردم و درنشریه های هفتگی می نویسم. برای رادیو تهران، صبح های جمعه برنامههایی به نام«آوای موسیقی» میسازم. در تلویزیون، گوینده و ترانهنویس برنامه «زنگولهها» میشوم. جایی برای کشف استعدادها. صداهای نو.
در هجده سالگی با «ستاره آی ستاره» و «دیگه اشکم واسه من ناز میکنه» به ردای ترانه میرسم. ترانه، شناسنامه ی من میشود. نوزده سالگی من،ترانهی «قصه دو ماهی» است. سرآغاز ترانه نوین ایران زمین. و از آن پس: اگه بمونی… قصه بره و گرگ… حرف… ننفس… هجرت… جمعه… مرد تنها… هفتهی خاکستری… کودکانه… آوار… نجواها… بوی خوب گندم… نفریننامه… همیشه غایب… نیاز… سقوط… وچند صد ترانه!» «ستاره آی ستاره» اولین ترانهی او بود که در برنامهی «شما و رادیو» صبح جمعه پخش شد. همکاری شهیار قنبری و واروژان آغاز دیگری برای فعالیت هنری شهیار قنبری و همچنین خلق ترانههای ماندگار در تاریخ موسیقی ایران است.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/DrxTSi
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/ZsneCJ
خانوادهاش اهل هنر بودند و او از کودکی با هنر مانوس بود. پدرش حمید قنبری، دوبلور معروف بود که در سال ۱۳۸۶ در تهران درگذشت. پدر صداپیشه، پردهخوان و یکی از نخستین خوانندگان پاپ ایرانی است.
شهیار کار ادبی را از نوجوانی آغاز کرد و در ابتدا برای نشریه «اطلاعات کودکان» داستان کوتاه مینوشت و گاهی نیز شعر میسرود.
شهیار برای ادامه تحصیل به لندن رفت. پدر دوست داشت که شهیار آرشیتکت بشود چرا که معتقد بود هنرمندان در جامعهی ایران سرنوشت خوبی ندارند. پسر اما علیرغم میل پدر سوی ترانه رفت:
«پدر من به دلیل اینکه خودش زخمی این دنیای هنری در ایران بود، اصلاً پیشنهاد نمیکرد که من وارد این دنیا شوم. بنابراین مرا تشویق نمیکرد… پدر همیشه به من میگفت که هنر مال این سرزمین نیست. من در کودکی واکنش نشان نمیدادم اما در دل حیرت میکردم که این چه حرفیست. ولی بعد خودم این را تجربه کردم.
پدر روی صحنه مردم را در دو قدمی دیده بود. میگفت من با همهی وجودم کار میکردم روی صحنه، بازی میکردم، و میدیدم در ردیف جلو مردی دارد با آرنج میزند به پهلوی زنش و میگوید نخند، نخند پررو میشود. ما با چنین فرهنگی روبهرو هستیم. این را میشود زیر فرش پنهان کرد یا میشود بیرون کشید. من دوست دارم بکشم بیرون. این را یاد گرفتم ازجهان و از بزرگان هنر در جهان. بههرشکل اما فضای خانه، در کنار استعداد ذاتی و زمان مناسبی که بایستی شروع کرد برای ساختن خویشتن به عنوان هنرمند، موثر بودند. الان مطمئنم که بدون کار شما با هر استعداد شگفتانگیزی بروید، جایی نخواهید داشت. فقط کار بیوقفهاست که از شما یک هنرمند میسازد. خیلی کار دشواریست. به خاطر همین وقتی شما از بیرون نگاه میکنید به صحنهی هنری ایران، یک صحنهی بَلَد نمیبینید. یک صحنهی به باور من بیشتر آماتور میبینید تا یک صحنهی حرفهای به مفهوم دقیق کلمه.»
شهیار قنبری در مورد زندگیاش مینویسد:
«در تهران به دنیا آمدم. هزار سال زیستهام اما همچنان هفده سالهام. حرف که نه، زندگیام شعر است و واژهبازی؛ از پانزده سالگی. در دهه شصت میلادی به بریتانیای نه چندان کبیر میروم. اوج ترانه ی بیدار را شهادت میدهم. همه را می بینم ویاد می گیرم. سال۱۹۶۵است. نوجوانی من در موسیقی پاپ گره می خورد. سال ۱۹۶۸. سال اعتراض به جنگ ویتنام. در تظاهرات بزرگ لندن شرکت میکنم.همه را میبینم. همه را میخوانم. همه را میشنوم.
دیگر تردید ندارم که شاعر خواهم شد. ترانه خواهم نوشت. به ایران بر میگردم و درنشریه های هفتگی می نویسم. برای رادیو تهران، صبح های جمعه برنامههایی به نام«آوای موسیقی» میسازم. در تلویزیون، گوینده و ترانهنویس برنامه «زنگولهها» میشوم. جایی برای کشف استعدادها. صداهای نو.
در هجده سالگی با «ستاره آی ستاره» و «دیگه اشکم واسه من ناز میکنه» به ردای ترانه میرسم. ترانه، شناسنامه ی من میشود. نوزده سالگی من،ترانهی «قصه دو ماهی» است. سرآغاز ترانه نوین ایران زمین. و از آن پس: اگه بمونی… قصه بره و گرگ… حرف… ننفس… هجرت… جمعه… مرد تنها… هفتهی خاکستری… کودکانه… آوار… نجواها… بوی خوب گندم… نفریننامه… همیشه غایب… نیاز… سقوط… وچند صد ترانه!» «ستاره آی ستاره» اولین ترانهی او بود که در برنامهی «شما و رادیو» صبح جمعه پخش شد. همکاری شهیار قنبری و واروژان آغاز دیگری برای فعالیت هنری شهیار قنبری و همچنین خلق ترانههای ماندگار در تاریخ موسیقی ایران است.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/DrxTSi
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. زادروز #شهیار_قنبری راوی قصه دو ماهی . خانوادهاش اهل هنر بودند و او از کودکی با هنر مانوس بود. پدرش حمید قنبری، دوبلور معروف بود که در سال ۱۳۸۶ در تهران درگذشت. پدر صداپیشه، پردهخوان و یکی از نخستین خوانندگان پاپ ایرانی است. شهیار کار ادبی را از نوجوانی…
Forwarded from آموزشکده توانا
شهیار_قنبری_راوی_قصه_دو_ماهی_|_Tavaan.pdf
6.4 MB
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به شهادت شاعرانی نظیر اردلان سرفراز، شهیار قنبری با ترانه قصه دو ماهی با آهنگسازی بابک افشار به دلیل نوآوری در واژه و مضمون، سرآغاز ترانه نوین فارسی و ترانه مدرن ایران است ...
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
گیت فرودگاه امام یه دفترچه گذاشتن نظرمردم رو درمورد برخورد مامورا میپرسن.من تو دفترچه نوشتم:
#نه_به_حجاب_اجباری #چهارشنبه_های_سفید
مامور بااخم گفت این چیه نوشتی خانوم؟
گفتم چیزبدی ننوشتم شمام حمایت کن
#نه_به_حجاب_اجباری #چهارشنبه_های_سفید
مامور بااخم گفت این چیه نوشتی خانوم؟
گفتم چیزبدی ننوشتم شمام حمایت کن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هجرت
خواننده: گوگوش
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: ناصر چشم آذر
درباره گوگوش
goo.gl/gvED8m
درباره شهیار قنبری
goo.gl/DrxTSi
درباره ناصر چشم آذر
goo.gl/y3nrfS
@Tavaana_TavaanaTech
خواننده: گوگوش
شعر: شهیار قنبری
آهنگ: ناصر چشم آذر
درباره گوگوش
goo.gl/gvED8m
درباره شهیار قنبری
goo.gl/DrxTSi
درباره ناصر چشم آذر
goo.gl/y3nrfS
@Tavaana_TavaanaTech
- مبارزه زنان لیبریا برای صلح
goo.gl/ZyGe5W
برای لیبریاییها، سال ۲۰۰۳، چهاردهمین سال جنگهای خونین و بیرحمانه داخلی بود. پرزیدنت چارلز تیلور که پس از کودتای سال ۱۹۸۹ به قدرت رسید، با چالش بزرگی برای کنترل کشور روبرو شد، کشوری که توسط گروههای شورشی تقسیم شده بود. در جریان چالشهای نژادی داخلی، هم رژیم دیکتاتوری تیلور و هم شورشیان، آزارها و خشونتهای جدی بر مردم لیبریا تحمیل کردند. تا سال ۲۰۰۲، بیش از ۲۰۰ هزار نفر از مردم، جان خود را از دست داده و یک سوم جمعیت کشور آواره شده بودند.
گرچه کمتر لیبریایی بود که از عواقب جنگ مصون مانده باشد، ولی بیشترین لطمات و آسیبها متوجه زنان بود. تقریبا تمامی جنگجویان مسلح را مردان تشکیل میدادند و زنان و دختران مرتبا با آزارهای جنسی و تجاوز روبرو بودند. برخی از آنها ربوده شده، مورد آزار قرار گرفته و وادار به کار اجباری میشدند و یا آنها را وادار به ازدواج با شورشیان میکردند. دیگر زنانی که با چنین سرنوشتی روبرو نبودند به مراقبت از کودکان و سالمندان در آن شرایط وحشتناک گمارده میشدند...
شبکه آفریقای غربی برای برقراری صلح، که انجمنی منطقهای برای برقراری صلح و در غنا مستقر بود، شرایط بحرانی را درک و نگرانی عمیق خود را نسبت به وضعیت زنان در کشور لیبریا و سایر کشورهای پاره پاره شده در اثر جنگ، در غرب آفریقا ابراز کرد. این سازمان شبکه زنان برای برقراری صلح خود را در سال ۲۰۰۱ تاسیس نمود. تاسیس شبکه زنان برای برقراری صلح در غرب آفریقا بر این نظر استوار بود که: «خشونت سیستماتیک علیه زنان مانند تجاوز، وادار کردن به روسپیگری، ختنه اجباری و غیره، نشانهای از بیحرمتی عمیق نسبت به زنان در جوامع آفریقای غربی است... زنان میتوانند با بهرهگیری از قدرتی که ناشی از کثرت آنهاست و نیز تواناییشان برای بسیج شدن حول مسائل کلیدی، نقشی محوری در فرایندهای رسمی برقراری صلح و تصمیمگیری در منطقه ایفا کنند».
شبکه زنان در چند کشور آفریقای غربی فعالیت دارد و کارگاههایی برای حل و فصل درگیریها و میانجیگری درمورد آنها تشکیل داده که قدرت زنان روستایی و به حاشیه راندهشده را افزایش داده و با خشونت در جامعه به مخالفت برخاسته است.....
به زودی، شبکه زنان و کنش تودهای برای صلح مورد توجه اخبار رسانههای اصلی در داخل و خارج لیبریا قرار گرفت.
پوشش این رسانهها بسامد و حوزه فعالیتهای کنش تودهای برای صلح را افزایش داد. زنان در اطراف بازار ماهیفروشان که در مرکز شهر قرار داشت، دست به راهپیمایی زده و بدون وقفه آواز خواندند و دعا کردند. آنها به عنوان نشانهای از اتحاد و تعهد مشترک خود برای برقراری صلح، همگی لباس سفید پوشیدند، بدون جواهرات و آرایش شرکت کردند و به این ترتیب، نشانههای مربوط به تفاوتهای طبقاتی و مذهبی خود را پنهان کردند.
زنان با خود پلاکاردی حمل میکردند که بر آن نوشته شده بود: «زنان لیبریا هم اکنون صلح میخواهند» و حتی دست به «اعتصاب جنسی» زدند. اینگونه اعتراضات حتی در یونان قدیم هم سابقه داشته و توسط آریستوفانس، نمایشنامهنویس یونانی، نیز ثبت شده است. زنان با استفاده از این شیوه به شوهران خود فشار میآوردند تا آنها نیز در ارتقاء گفت و گوهای صلح شرکت نمایند.
تعداد اعضای کنش تودهای برای صلح به زودی به هزاران تن افزایش یافت.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/1xrGDmh
- تلگرام کلاس و کتاب توانا را دنبال کنید و انواع کتاب های الکترونیکی رایگان، کیس استادی ها، فایل های ویدیویی کلاس ها را از آنجا به راحتی دریافت کنید:
https://t.me/Tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/ZyGe5W
برای لیبریاییها، سال ۲۰۰۳، چهاردهمین سال جنگهای خونین و بیرحمانه داخلی بود. پرزیدنت چارلز تیلور که پس از کودتای سال ۱۹۸۹ به قدرت رسید، با چالش بزرگی برای کنترل کشور روبرو شد، کشوری که توسط گروههای شورشی تقسیم شده بود. در جریان چالشهای نژادی داخلی، هم رژیم دیکتاتوری تیلور و هم شورشیان، آزارها و خشونتهای جدی بر مردم لیبریا تحمیل کردند. تا سال ۲۰۰۲، بیش از ۲۰۰ هزار نفر از مردم، جان خود را از دست داده و یک سوم جمعیت کشور آواره شده بودند.
گرچه کمتر لیبریایی بود که از عواقب جنگ مصون مانده باشد، ولی بیشترین لطمات و آسیبها متوجه زنان بود. تقریبا تمامی جنگجویان مسلح را مردان تشکیل میدادند و زنان و دختران مرتبا با آزارهای جنسی و تجاوز روبرو بودند. برخی از آنها ربوده شده، مورد آزار قرار گرفته و وادار به کار اجباری میشدند و یا آنها را وادار به ازدواج با شورشیان میکردند. دیگر زنانی که با چنین سرنوشتی روبرو نبودند به مراقبت از کودکان و سالمندان در آن شرایط وحشتناک گمارده میشدند...
شبکه آفریقای غربی برای برقراری صلح، که انجمنی منطقهای برای برقراری صلح و در غنا مستقر بود، شرایط بحرانی را درک و نگرانی عمیق خود را نسبت به وضعیت زنان در کشور لیبریا و سایر کشورهای پاره پاره شده در اثر جنگ، در غرب آفریقا ابراز کرد. این سازمان شبکه زنان برای برقراری صلح خود را در سال ۲۰۰۱ تاسیس نمود. تاسیس شبکه زنان برای برقراری صلح در غرب آفریقا بر این نظر استوار بود که: «خشونت سیستماتیک علیه زنان مانند تجاوز، وادار کردن به روسپیگری، ختنه اجباری و غیره، نشانهای از بیحرمتی عمیق نسبت به زنان در جوامع آفریقای غربی است... زنان میتوانند با بهرهگیری از قدرتی که ناشی از کثرت آنهاست و نیز تواناییشان برای بسیج شدن حول مسائل کلیدی، نقشی محوری در فرایندهای رسمی برقراری صلح و تصمیمگیری در منطقه ایفا کنند».
شبکه زنان در چند کشور آفریقای غربی فعالیت دارد و کارگاههایی برای حل و فصل درگیریها و میانجیگری درمورد آنها تشکیل داده که قدرت زنان روستایی و به حاشیه راندهشده را افزایش داده و با خشونت در جامعه به مخالفت برخاسته است.....
به زودی، شبکه زنان و کنش تودهای برای صلح مورد توجه اخبار رسانههای اصلی در داخل و خارج لیبریا قرار گرفت.
پوشش این رسانهها بسامد و حوزه فعالیتهای کنش تودهای برای صلح را افزایش داد. زنان در اطراف بازار ماهیفروشان که در مرکز شهر قرار داشت، دست به راهپیمایی زده و بدون وقفه آواز خواندند و دعا کردند. آنها به عنوان نشانهای از اتحاد و تعهد مشترک خود برای برقراری صلح، همگی لباس سفید پوشیدند، بدون جواهرات و آرایش شرکت کردند و به این ترتیب، نشانههای مربوط به تفاوتهای طبقاتی و مذهبی خود را پنهان کردند.
زنان با خود پلاکاردی حمل میکردند که بر آن نوشته شده بود: «زنان لیبریا هم اکنون صلح میخواهند» و حتی دست به «اعتصاب جنسی» زدند. اینگونه اعتراضات حتی در یونان قدیم هم سابقه داشته و توسط آریستوفانس، نمایشنامهنویس یونانی، نیز ثبت شده است. زنان با استفاده از این شیوه به شوهران خود فشار میآوردند تا آنها نیز در ارتقاء گفت و گوهای صلح شرکت نمایند.
تعداد اعضای کنش تودهای برای صلح به زودی به هزاران تن افزایش یافت.
بیشتر بخوانید:
http://bit.ly/1xrGDmh
- تلگرام کلاس و کتاب توانا را دنبال کنید و انواع کتاب های الکترونیکی رایگان، کیس استادی ها، فایل های ویدیویی کلاس ها را از آنجا به راحتی دریافت کنید:
https://t.me/Tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. - مبارزه زنان لیبریا برای #صلح . برای لیبریاییها، سال ۲۰۰۳، چهاردهمین سال جنگهای خونین و بیرحمانه داخلی بود. پرزیدنت چارلز تیلور که پس از کودتای سال ۱۹۸۹ به قدرت رسید، با چالش بزرگی برای کنترل کشور روبرو شد، کشوری که توسط گروههای شورشی تقسیم شده بود.…
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن طنز شنیدنی درباره ورود زنان به ورزشگاه ها؛ با صدای امپراطور کوزکو!
از دست ندهید!
«مبارزه مدنی یک زن برای ورود زنان ایرانی به استادیوم ها»
http://bit.ly/1LegStt
@Tavaana_TavaanaTech
از دست ندهید!
«مبارزه مدنی یک زن برای ورود زنان ایرانی به استادیوم ها»
http://bit.ly/1LegStt
@Tavaana_TavaanaTech
جامعه دو رو...كارتونيست نازنين جمشيدي شهروند
#ریاکاری #دورویی #دروغ در جامعه ایران حاصل چیست؟
@Tavaana_TavaanaTech
#ریاکاری #دورویی #دروغ در جامعه ایران حاصل چیست؟
@Tavaana_TavaanaTech