آموزشکده توانا
48.5K subscribers
42.2K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
تجمع پرستاران و دانشجویان رشته پرستاری مقابل وزارت بهداشت در تهران و نیز در شهرهای مختلف در اعتراض به طرح تربیت پرستار بیمارستانی

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۵مرداد سالگرد ترور شاهپور بختیار است.

اعتراف به اعزام تيم برای ترور شاهپور بختيار در پاريس در سيمای جمهوری اسلامی

لینک دانلود کتاب « ترور به نام خدا»:
http://bit.ly/2m0ofgQ

@Tavaana_TavaanaTech
سالگرد درگذشت پرویز شاپور

احمد شاملو برای کارهای #پرویزشاپور نام «کاریکَلِماتور» را برگزیده بود چرا که می‌گفت کارهای شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شده‌است. این واژه‌ی انتخابی ِ شاملو در دایره‌ی واژگانی زبان فارسی برای همیشه ماندگار شد.

#پرویز_شاپور از ۵ اسفندماه ۱۳۰۲ تا ۱۵ مرداد ۱۳۷۸ زندگی کرد. شاپور در سال ۱۳۲۹ با فروغ فرخ‌زاد، شاعر ایرانی که نوه‌ی خاله‌ی مادرش بود ازدواج کرد. زندگی‌ای که ۵ سال دوام داشت و حاصل آن فرزندی بود به نام کامیار شاپور.

از پرویز شاپور ۱۲ جلد اثر بر جای مانده است.

برخی از کاریکلماتورهای شاپور:

وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهی‌ها صلوات فرستادند.

اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می‌سازم.

به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.

به یاد ندارم نابینائی به من تنه زده باشد.

قلبم پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست.

قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.

زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی‌رود.

هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.

باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده، به آبپاش مرخصی داد.

فاصله بین دو باران را سکوت ناودان پر می‌کند.

فریاد زندگی در سکوت گورستان ته نشین می‌شود.

برای اینکه پشه‌ها کاملاً نا امید نشوند، دستم را از پشه بند بیرون می‌گذارم.

گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.

روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!

goo.gl/Jb1MCF

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو: درگیری در میدان سبلان مشکین شهر

دیروز هم در الیگودرز لرستان درگیری لفظی سر جای خرمن محصول، به درگیری مسلحانه انجامید و ۵تن کشته و ۱۷نفر مجروح شدند!

این فوران خشم را چطور باید مهار کرد؟
آموزشکده توانا
"موگرینی اگر به رسم بسیاری از سیاستمداران بعدها کتاب خاطراتی بنویسد خواهد نوشت: من به ایران رفتم در حالی که #حجاب بر سر گذاشتم تا به قوانین این کشور احترام بگذارم. در این زمان متوجه شدم فلسفه ی حجاب در ایران چیست. زمانی که به مجلس نمایندگان رفتم فهمیدم #مردان_ایرانی…
همراهان توانا درباره سلفی گرفتن نمایندگان بل خانم موگرینی مطالبی ارسال کرده اند که برخی از آنها را مرور می کنیم:
۱. خانم الهام صالحی چنین نوشته است:

"وارثان مشروطه!! ۱۴مرداد برابر با پیروزی مشروطه خواهان است که مظفرالدین شاه را وادار به امضای فرمان مشروطه کردند و مردم به خواست خود یعنی حکومت مردم و قانون نزدیک شدند. مردم خواستند برای احقاق حقوقشان بساط دیکتاتوری و اقلیت محوری بدون شایستگی را برچینند و شایستگان را بر صدر برای نمایندگی اموراتشان بنشانند تا کوتاه فکران را به زیر بکشانند که بتوانند به اهداف والای خویش یعنی آزادی و حق انتخاب توسط خود برسند. در این راه بسیار خون ها ریخته شد. و بسیار آزادگان به دار آویخته شدند. درست است که مشروطه به همۀ آنچه می‌خواست، نرسید؛ اما شکست هم نخورد. قانونی شدن حکومت، کاستن از قدرت و اختیارات پادشاه (به‌ویژه تا مجلس هفتم مشروطه)، زمینه‌سازی برای نقش‌آفرینی «افکار عمومی» که پیشتر هیچ محلی از اعراب نداشت، ارتقای رعیت به مقام شهروندی و ظهور مفهوم منافع ملی، حضور زنان در مبارزه آزادی خواهی و تشکیل چندین انجمن زنان شماری از دستاوردهای مشروطیت است. در واقع انقلاب مشروطه انقلاب دموکراتیکی بود که اگر معاندان قانون و حقوق ملت حریم آن را با ورود زمین داران بی کفایت و وابستگان شاه و استعمار نمیشکستند امروزه ما شاهد اعدام آزادی خواهان چون جهانگیر خان صور اسرافیل /ملک المتکلمین و شیخ جمال واعظ و ..حصر خانگی آزاده‌ای چون دکتر محمد مصدق نبودیم که این روزها مصادف با تبعید ایشان به احمد اباد است. حکومت قانونی سخت است و نمایندگی ملت به نام قانون سخت تر. و اما در سالگرد این انقلاب دموکراتیک که به دشواری به بار نشست و به اسانی از دست رفت شاهد رفتاری ناشایست از نمایندگان مجلس ایران یعنی وارثان مصدق ها بودیم. شتاب برای فتح شهرت با تصویرهای سلفی! فضاحت امروز نشاندهنده این است که نمایندگان مجلس حتی به اندازه دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی از آداب تشریفات در صحن عمومی مجلس آگاهی ندارند.
1:آیا موگرینی چون زن است و موفق شما را به چنین کنشی واداشته است اگر اینگونه است چرا راه موفقیت زنان را در عرصه سیاسی می بندید؟
2:آیا برایتان عجیب است که یک زن رییس سیاست خارجی اروپا است و جذابیت رییس بودن یک زن در یکی از مناطق مهم جهان شما را وادار به این کنش کرد اگر این گونه است چرا حتی در منزل شخصی تان شما خود را رییس خانه می دانید؟
3:آیا موافقتنامه ها و معاهدات با غرب سهل و آسان بوده است که شما دغدغه ای جز سلفی گرفتن با خانم موگرینی نداشته اید؟
4:آیا از من به عنوان یک زن که تقریبا نیمی از شبانه روز خود را نگران بحران های کشورم هستم کمتر دغدغه حل این بحران ها را دارید؟ اگر پاسخ منفی است؛ چگونه دغدغه سلفی گرفتن با موگرینی شما را به سختی افکند؟ به نظرم اندیشیدن به فقط بحران های عمیق مالی که مثال های زیادی را در خود جای داده است مانند : پدری فرزندش را به دلیل فقر به زیر خوردو انداخت یا مردی برای بیمه عمر خانواده‌اش را کشت و فکت های بسیاری از این نوع، دغدغه سلفی گرفتن و حتی شیک پوشی را از هر نماینده دلسوز و آگاهی می گیرد به ویژه آنکه طرف حسابش غول های بزرگی چون اتحادیه اروپا نیز باشند. گویا جنسیت موگرینی، هویت اتحادیه اروپا و نماینده بودن موگرینی را نیز از یاد نمایندگان ایران برده است.
نمی دانم موگرینی چه ذهنیتی نسبت به نمایندگان ایرانی خواهد داشت آیا انان را زین پس همچون قاجار و پهلوی فاقد دوراندیشی میداند؟ و در مذاکرات بعدی این دیدگاه تا چه حد بر اتحادیه اثر گذار خواهد بود،هر چه هست مردم ایران را از داشتن نمایندگانی زیرک و آگاه ناامید میکند.
به عنوان یک شهروند میگویم اگر به فکر حفظ شخصیت قانونی و حقوقی خود نیستند به هویت مردمی بیندیشید که شما را نماینده خود می دانند .شما یک فرد نیستید یک جمعید و متاسفانه نادیده گرفتن (ما) و جایگزینی (من) ریشه بسیاری از مشقت های اقتصادی.سیاسی . اجتماعی است. (ما)فقط آنچه که شما میخواهید و اتحاد مردم برای بالا بردن میزان اراء شما نیست بلکه (ما) حذف منیت های نمایندگان ملت و حاکمان مردم است .نادیده گرفتن منافع ملی به هر شکلی خود نقض قانون است چرا که مشروطه برای منافع ملی و اعتبار افکار عمومی شکل گرفت."

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مستند آزادی های یواشکی ساخته مازيار بهاري و علا محسني كه نگاهي دارد به زندگي مسيح علي نژاد و كمپين اعتراضي او به حجاب اجباري
هشتم: ریشه‌ها 2

@masih_alinejad
یک میوه‌فروشی متفاوت در کرج

علاقه این دو برادر خوش‌ذوق به مطالعه و کتاب‌خوانی، آنقدر زیاد بوده که پای کتاب‌های زیادی را به مغازه میوه‌فروشی‌شان باز کرده است؛ آنقدر که حالا کتاب‌ها برای خودشان یک قفسه بزرگ دارند و حتی بیشتر از میوه‌ها توجه مشتری‌ها را جلب می‌کنند. آنقدر که اهالی شهرک‌ جهان‌نمای کرج، این مغازه میوه‌فروشی را با نشانی همین کتابخانه دیواری‌اش می‌شناسند؛ همین کتابخانه‌ای که دیوار مهربانی کتاب شده است و مشتری‌های زیادی را کتاب‌خوان کرده.

قسمتی از مصاحبه ایسنا با این دو برادر:
واکنش مشتری‌ها به این کار شما چه بوده؟ بالاخره خیلی معمول نیست که مردم بین هندوانه و پیاز و سیب‌زمینی و خیار و کاهو، کتاب هم ببینند.

بهرام: مردم خیلی استقبال کرده‌اند، مخصوصا بچه‌ها و زنان خانه‌دار. ما هم وقتی علاقه این دو قشر را به کتاب‌خواندن می‌بینیم از کاری که شروع کردیم بیشتر احساس رضایت می‌کنیم. تا جایی که امسال موقع برگزاری نمایشگاه کتاب، من خودم شخصا از غرفه کودکان، چند جلد کتاب تهیه کردم و به بچه‌هایی که همراه پدرومادرشان به مغازه می‌آمدند کتاب هدیه می‌دادم. اینقدر این حرکت باعث خوشحالی بچه‌ها شده بود که هنوز هم نگاه پر از ذوق و شوق آنها از خاطرم نرفته.

شهرام: واکنش‌ها که خیلی مثبت بوده. البته بیشتر مشتری‌هایی که برای اولین بار به مغازه ما می‌آیند از دیدن این همه کتاب تعجب می‌کنند. اما در کل همه از این کار ابراز رضایت می‌کنند و برای چند دقیقه هم که شده کتاب‌ها را ورق می‌زنند، بعد کتابی را که باب میل و سلیقه‌شان است، امانت می‌برند تا دفعه بعدی که برای خرید آمدند آن را برگردانند.

اسم و نشانی هم از آنهایی که کتاب امانت می‌برند می‌نویسید؟

نه، ما با مشتری‌هایمان قرارداد دلی و وجدانی داریم. چون هدف ما فرهنگ‌سازی برای مطالعه بوده، همین که بدانیم آنها را به این کار تشویق کرده‌ایم برای ما حس خوبی دارد.

یعنی شده که کسی کتابی را برنگرداند؟

بله ... بعضی وقت‌ها پیش آمده اما ما این را می‌گذاریم به حساب فراموشی یا علاقه زیادش به کتاب.

شنیده‌ایم که مغازه شما یک تفاوت دیگر هم با مغازه بعضی هم‌صنفی‌هایتان دارد؛ اینکه هیچ نیازمندی از اینجا دست خالی برنمی‌گردد.

البته ترجیح می‌دهیم خیلی در این‌باره صحبت نکنیم اما شما این را بگذارید به حساب همین فرهنگی‌بودن فضای این مغازه. همانطور که حکیم ابولقاسم فروسی فرموده: «بزرگی سراسر به گفتار نیست. دو صد گفته چون نیم‌کردار نیست.» پس اگر ما خودمان را انسان‌هایی اهل فرهنگ می‌دانیم، در عمل هم باید این را ثابت کنیم.
goo.gl/Zpw9yh

مطلب مرتبط:
چرا باید هوای هم را داشته باشیم؟
bit.ly/SJKqJ2

از کتابخانه مجازی توانا می توانید رایگان دانلود کنید:
bit.ly/2cyaxAe

کانال کلاس و کتاب توانا را هم ببینید:
https://t.me/tavaana

**پی نوشت:
برخی دوستان پیام فرستادند که می خواهند به این کتابخانه (ببخشید میوه فروشی) بروند و کتاب اهدا کنند، لطفا اگر رفتید و این کار را کردید به ما هم اطلاع دهید. سپاس

@Tavaana_TavaanaTech
سلفی مجلس با موگرینی
مانا نیستانی / ایران وایر

مطلب مرتبط:
استانداردهای انتخابات آزاد و منصفانه
http://bit.ly/2iaG2Ej

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در این ویدئو کودکی اسیر میگوید با بیحجاب، مصاحبه نمیکنم، یکی دیگر شعری درباره حجاب می خواند (ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است) دومی، رحیمی نماینده مجلسی است که برای سلفی با موگرینی سر از پا نمی شناسد.
عليرضا رحیمی نماينده مجلس در نوجوانی و اسارت با خبرنگار زن برای بی‌حجابی مصاحبه نكرد اما حالا برای عكس با موگرینی سر و دست می‌شکند.

کودک سرباز در جستجوی کلید بهشت
bit.ly/1Du9zIm

@Tavaana_TavaanaTech
شکنجه کودک از نوعی دیگر

این کودک با پای برهنه بر روی آسفالت داغ همراه با مادرش مسافتی طولانی را پیاده آمده تا به حرم «امام رضا» برسد.

چنین اتفاقی شکنجه است و پدر و مادری که این شکنجه را بر کودک خود روا دارند در هر جای جهان که حقوق کودک را رعایت می‌کنند محاکمه و زندانی می‌شوند.
goo.gl/3vJwrn

مطالب مرتبط:

وبینارهای حقوق کودک:
https://tavaana.org/fa/node/14438

کتابچه حقوق کودک و نوجوان: از تولد تا هجده سالگی
https://goo.gl/8jw3Lb

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر بدونید استفاده از موبایل حین رانندگی ممکنه چه مصیبتی برای دیگران و یا خودتان ایجاد کند، آیا حاضرید باز حین رانندگی از موبایل استفاده کنید؟
این ویدئو را ببینید.
@tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ورود پرچم امام رضا به شهر حمیل از توابع شهرستان اسلام آباد استان کرمانشاه, دودکردن اسپند برای یک پرچم!

مطلب مرتبط:
روشنگری چیست؟
goo.gl/zBD9Tj

@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
ورود پرچم امام رضا به شهر حمیل از توابع شهرستان اسلام آباد استان کرمانشاه, دودکردن اسپند برای یک پرچم! مطلب مرتبط: روشنگری چیست؟ goo.gl/zBD9Tj @Tavaana_TavaanaTech
پارچه و نمک و نبات ابزار شفای بیماران!
goo.gl/B2Jk9b

به مناسبت تولد امام رضا عده‌ای با پارچه‌ها و کیسه‌های "تبرک شده" وارد بیمارستان‌هایی در استان خراسان شدند و بدون رعایت اصول بهداشتی این محتوایات را در اختیار بیماران می‌گذاشتند.
در همین رابطه یکی از دانشجویان پزشکی شرح آنچه را که خود دیده برای توانا فرستاده است:

«دانشجوي پزشكي در يكي از شهرهاي استان خراسان هستم، امروز كشيكم و صبح ديدم گروهي از مردان دوربين به دست و زنان محجبه و چادري همراه با چند بسته‌ي بزرگ در دست وارد بيمارستان شدند و به همه بخش‌ها سر مي‌زدند، مريض بدحالي از چند روز قبل در ICU بستري بود كه مجددا بدحال شده بود و بايد براي ويزيت مي‌رفتم، رفتم و ديدم همان آقايان و خانم‌ها چون اجازه ورود و فيلمبرداري نداشتند دم در آي سيو ايستاده‌اند، داخل آي سيو شدم پاپوش، دستكش، كلاه و گان پوشيدم و به سمت بيمار رفتم اما ديدم دو نفر از همان خانم‌ها تعدادي بسته‌ي كوچك در دست دارند و به سر و روي بيماران مي‌كشند و در آخر بسته‌ها را در كنار تخت‌هاي بيماران گذاشتند و خارج شدند، از پرستارها كه پرسيدم جريان چيست گفتند امروز تولد امام رضاست از طرف آستان قدس بسته‌هاي نمك و نبات تبرك برای شفای مريض‌ها آورده‌اند و برای صدا و سيما هم فيلم‌برداري دارند!

گفتم چطور به اين‌ها اجازه داده‌اند كه بدون رعايت نكات بهداشتي و با اين بسته‌هايي كه پر از آلودگي و ميكروب است وارد آی سيو شوند و تازه اين‌ها را به بدن بيماران - كه به دليل شرايط سخت و حساس در آی سیو بستری‌اند- بكشند؟!

پرستارها گفتند نمي‌دانيم اما از قبل هماهنگ شده بود و بهرحال تبرك بود برای شفای مريض‌ها.
من هم در حالي كه هاج و واج مانده بودم تمام پاكت‌ها را از كنار تخت بيماران جمع كردم و در استيشن پرستاري گذاشتم و گفتم فكر مي‌كنم اگر بخواهد اثر شفابخشي داشته باشد از همين فاصله هم مي‌تواند!»

شما این اقدامات را خرافات نمی‌دانید؟ آیا بیمارستان‌ها در حفظ سلامت بیمار و دور کردن آن‌ها از هرگونه آلودگی کم‌کاری نکرده‌اند؟

در توانا بخوانید:
اصلاح اندیشه اسلامی، نوشته نصر حامد ابوزید

https://goo.gl/4VYgWe

@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
عليرضا رحیمی نماينده مجلس در نوجوانی و اسارت با خبرنگار زن برای بی‌حجابی مصاحبه نكرد اما حالا برای عكس با موگرینی سر و دست می‌شکند. کودک سرباز در جستجوی کلید بهشت bit.ly/1Du9zIm @Tavaana_TavaanaTech
از مطالب ارسالی همراهان توانا درباره عکس گرفتن نمایندگان مجلس از خانم موگرینی:

مطلب زیر را آقای میلاد مهدی ارسال کردند:

"باز هم و تا آخر هم روي حرف خودم هستم، چه اصلاحطلب و چه اصولگرا، هر دو فقط مطامع شخصي و حزبي خودشون رو دنبال ميكنن و از صميم دلم براي بعضي از رفقاي اونوري و بعضي از رفقاي اينوري آرزوي بلوغ دركيِ بيشتر دارم.
#عليرضا_رحيمي تو نوجووني با خبرنگار خانمي كه ميخواست باهاش مصاحبه كنه، با يك شرم خيلي خيلي خيلي حقيقي حاضر به مصاحبه نشد چون اون خانوم حجاب نداشت...سي و چند سال بعد عليرضا رحيمي خيلي خيلي خيلي حقيقي براي يك نماينده ي رسمي و سياسي جهان، عين يك كودك ذوق مرگ شد و لَه لَه عكس انداختن و باي باي كردن داشت.
من اتفاقاً انتقادي به اين لَه لَه زدن هاي اقاي نماينده ندارم به اون نوجوون تو اسارت هم افرين و بارك الله نميگم، ولي فكر كنم وقتش رسيده سره از ناسره تميز داده بشه.
اون سال هايي كه فرهيختگان و فرزانگان ايران(شما بخوانيد روزنامه نگاران) بي دليل و به پست ترين شيوه هاي قبايل بدوي انساني، #حذف_فيزيكي ميشدند بايد به فكر جايگزيني اين افراد در رئوس نقاط حساس كشور رو مي كرديم.
متفكران رو داديم تا رفقاي نزديك من سينه براي اصلاح طلب و اصولگرا بدرند.
براي اسم خاتمي صلوات بفرستند و براي اسم احمدي نژاد....
موضوع اصلاً اينها نيست موضوع جاي خالي متفكراني است كه تصميم شد حذف شوند تا جا براي لمپنيسم باز شود.
__________
همين #لمپنيسم در تك تك شريان هاي حياتي ايران جاري است.
در #مجلس
در #وزارتخانه
در #رسانه و #مطبوعات
در #دولت
در #ادارات
در سطوح ساده ادارات
در كف جامعه
در من
در شما
در ما
اين انگل؛لمپنيسم زيست ميكند.
#انكارش_نكنيم "

@Tavaana_TavaanaTech
از مطالب ارسالی همراهان توانا درباره عکس گرفتن نمایندگان مجلس از خانم موگرینی:

مطلب زیر را خانم فرزانه از همراهان توانا ارسال کردند.

10 نکته در مورد یک عکس غیرقابل دفاع!

انتشار عکسی از چند نماینده مجلس که در حال تلاش رقت باری برای عکس گرفتن با فدریکا موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی بودند به سوژه تمام عیار تبدیل شده است. به این موضوع از ده منظر بپردازیم:

اصولاً انگار اروپایی و آمریکایی موبور باهوش، دانا و بیشتر قابل احترام است تا آفریقایی یا مثلاٌ هندی! اینکه تا یک توریست می بینیم به طرفش می رویم و با او عکس می گیریم در حالیکه طرف نه مقام برجسته ای است و نه ستاره سینما و ورزش اتفاقی نیست. یا محصول یک خلا روانی در تاریخ است یا قدرت رسانه های آنها در تزریق این باور که «چشم آبی و موبور» انسان درجه اول است.

بسیاری از مقامات ما سواد ارتباطی ندارند. نماینده مجلس، مامور راهنمایی و رانندگی را کتک می زند! وزیر بهداشت، فرماندار بدره را «بی شعور» خطاب می کند، وزیر کشاورزی احمدی نژاد در برنامه تلویزیونی شماره موبایلش را می دهد تا کشاورزان با او تماس بگیرند! و ... دهها نمونه دیگر را می توان مثال زد که بسیاری از مسئولان ما اشرافی به جایگاهی که در آن قرار گرفته اند ندارند. ایرادی دارد اگر آنها پیش از تصدی یک کُرسی دوره کارآموزی در داخل یا خارج از کشور بگذرانند؟

برخی از مقامات ما پروتکل نشست ها را نمی دانند و «هیاتی» و «حجره ای» رفتار می کنند. رئیس جمهور سابق با کت و شلوار مشکی، جوراب سفید می پوشید، وزیر دفاع روحانی در مراسم تحلیف آدامس می جود، یک مقام دیگر پوشیدن لباسی که زیر بغل آن پاره باشد را نشانه «خاکی» بودن می داند... این مسائل را جدی بگیرید.

در عروسی ها به طرف میز غذا یورش می بریم، در تشیع جنازه چنان دنبال تابوت می دویم که انگار متوفی می خواهد از تابوت در بیاید و فرار کند و ما باید او را بگیریم و دفن کنیم! در جاده ها به قصد کُشت رانندگی می کنیم ... اینها همه نشانه های فقدان «آموزش» است. همه ما محتاج آموختنیم، حتی شما نماینده محترم مجلس!

نماینده مردم شیراز که بیشترین نقدها به او وارد شده، در یادداشتی با عنوان "توضیح و اعتذار" نوشت: « وظیفه خود می‌دانم از آنچه که خاطر مردم عزیز را مکدر می‌سازد و ناقض‌ شأن نمایندگی مردم می‌باشد، عمیقا ابراز تاسف و عذرخواهی نمایم». این عذرخواهی را به فال نیک بگیریم و آن را واکنشی خوب پس از رفتاری بد قلمداد کنیم.

او البته در یادداشتش آورده «نمایندگان حاضر در محل از سر مطایبه مشغول گرفتن عکس بودند» اما آقای رجبی باید بداند که نماینده مجلس بودن دستکم در دوره چهارساله یک شغل بدون بازنشستگی است. نماینده مجلس حق ندارد شب هنگام با پیژامه راه راه و زیرپیراهن کیسه زباله را سرکوچه قرار دهد. رسانه ها می بینند.مردم قضاوت می کنند.

در شبکه های مجازی «زن» بودن موگرینی مورد توجه قرار گرفته و یک طنزپرداز نوشته «بهتر بود قبل از ورود خانم اروپایی سی دی فیلم های مونیکا بلوچی را به نمایندگان نشان می دادند که چشم و دلشان سیر شود یا حداقل در غذایشان چیزی می ریختند»!
فارغ از طعنه های گزنده ای از این دست، می شود ریشه این اتفاق را در فضای کاملاً مردانه سیاست در ایران هم جستجو کرد.

طنز تلخ ماجرا این بود که مراسم تحلیف 14 مرداد برگزار شد. 111 سال پیش در چنین روزی فرمان تشکیل مجلس صادر شد. بعد از 111 سال ما هنوز با پاره ای رفتارها در صحن مجلس روبرو هستیم که سوژه خلایق می شود. یک روز عکس نمایندگانی در حال چرت زدن منتشر می شود، روز دیگر نماینده ای وزرا را با «چماق لُری» تهدید می کند، یک روز نماینده ای ته مانده آب لیوان رئیس جمهور را تبرکاً می نوشد...فارغ از جناج بندی های سیاسی، راه درازی برای ارائه رفتاری متناسب با جایگاه نمایندگی در پیش داریم.

«نماینده ها هم یکی هستن مثل خودمون! سخت نگیرین»! برخی این را می گویند. اینکه آنها «عصاره ملت» هستند و مثل ما رفتار می کنند. اما در جامعه ای که حتی از بازیکن فوتبال انتظار می رود «الگو»ی باشد، انتظار اینکه نماینده مجلس در مقابل مهمان خارجی موقرانه رفتار کند توقع زیادی است؟

عده ای گفتند این نتیجه رای دادن لیستی است. اما نمی گویند شیوه جایگزین در کشوری که «حزب» در باور برخی هنوز واژه ای خطرناک قلمداد می شود چیست؟ اگر تحزب به معنای واقعی وجود داشته باشد یک مدیر دبیرستان نمی تواند یک شبه نماینده مجلس شود. او باید در حزب شایستگی رفتاری، هوش سیاسی و توانمندی خود را اثبات کند، پله پله بالا بیاید تا از سوی حزب به عنوان نامزد در انتخابات معرفی شود."

@Tavaana_TavaanaTech
از مطالب ارسالی همراهان درباره عکس گرفتن نمایندگان با خانم موگرینی؛
مطلب زیر را خانم لیلا حاجی آقایی، جامعه‌شناس ارسال کردند:

هر لحظه در این جامعه وقایعی رخ می دهد که اغلب افراد چه متخصصین امر،چه مردم عادی در قالب طرح انتقادی،علمی ،یا اعتراضی نظر می دهند.....
نقد و نظر طبق گفتمان های متعدد ....
و‌این رخداد اخیر ،ماجرای سلفی گرفتن نمایندگان مجلس ایران با خانم موگرینی که بازتاب تحلیلی وافر داشته در شبکه های اجتماعی، می تواند از منظر انواع سرمایه بوردیویی طرح گردد......
انسان مدعی و مدرن منفعت طلب است و با تفکرات عقلانی به دنبال کسب منزلت ،منرلتی در طیفی از جایگاه ها و بر همگان مبرهن است که والاترین منزلت ،منزلت سیاسی است.پس اینگونه نیست که نمایندگان مجلس به صرف عامل جنسیت یا گفتمان سکس فوکویی ،اقدام به این عمل نموده اند . زیرا با توجه به شواهد و قرائن، به نظر می رسدهر انسانی در این عصر ایدیولوژی زده ی مصرف،جذب کالاهای پر تقاضای جهانی میگردد.
برای یک انسان پرسه زن مکان های تجاری افتخار است مارک بپوشد..
و برای یک فرد هنری ،برند می تواند مارلون براندو باشد ،حتی اگر فقط با نصب پوستری از وی،بر دیوار اتاقش که معتقد است، مزیت آور می تواند باشد..
و برای یک‌ عاشق فوتبال ،پوشیدن لباس شماره ۱۰ بارسایی و‌تجسم نمایی ذهنی با لیونل مسی.
و اینک به نظر می رسد که کنار یک برند سیاسی جهانی که بزرگترین پروسه ی پرماجرای سیاسی معاصر را ،( برجام) مدیریت کرده می تواند برای نمایندگان خرده پای مجلس شورای اسلامی ایران که در قبال امور کمی و‌کیفی سایر پارلمان های دنیا محلی از اعراب ندارند ،یک « موفقیت سیاسی» به دنبال داشته و‌کسب سرمایه فرهنگی حاصل ازین اجماع،منزلت سیاسی را رقم زند...
اینکه آنان روزی در یادآوری خاطرات شغلی خویش با طمطراق و احساسات نارسیستی به دیگران مباهات ورزند که :
این خانمی که کنار من هست در تصویر ، توانست ماجرای برجام را مدیریت کرده و ایران را از دام تحریم ها دور نگه دارد....
پس من تا کنار این برند هستم،هستم.....
کسب موجودیت و هویتی ناب سیاسی در قالب استاندارد های سیاسیون مطرح جهانی...... "

@Tavaana_TavaanaTech
کارتون
سلفی با موگرينى

اثر محمدصالح رزم‌حسینى

منابع توانا درباره سیاست و حکومت در ایران:
goo.gl/5WomWA

@Tavaana_TavaanaTech
صیادها روی آب کتاب می‌خوانند
goo.gl/AMdTaa

گزارش از روستای «رمین» که کودک و بزرگش کتاب‌خوان هستند

صیادهایی که سواد دارند با صدای بلند برای دیگر صیادان کتاب می‌خوانند

دخترها و پسرها روی شن‌های کنار دریا نشسته‌اند. لباس یکی از دخترها سوزن‌دوزی بلوچی سبز‌رنگ دارد. نشسته مقابل بقیه و کتابی دستش گرفته و قصه‌ای که خوانده را تعریف می‌کند. به جز صدای دریا که هر چند دقیقه یک بار با موجی نزدیک و دور می‌شود و صدای دختر؛ صدای دیگری شنیده نمی‌شود. لحن دختر شنیدنی است. روایتی که با لهجه شیرین او درآمیخته و قصه‌ای جدید از دلش متولد شده.

یکی دو نفر از بچه‌ها درباره کتاب سوال دارند. همه به آقای بهار نگاه می‌کنند. آقای بهار لبخند می‌زند. رضایت در چهره‌اش هویداست. آقای بهار بچه‌ها را تشویق می‌کند. از کتاب تعریف می‌کند. درباره نویسنده توضیحاتی می‌دهد و جمع سرخوش بچه‌ها دوباره حواس‌شان را جمع قصه شنیدن می‌کنند. آنها هر پنجشنبه با بچه‌های روستا قرار دارند تا قصه‌ای را که خوانده‌اند برای یکدیگر تعریف کنند. آن هم کنار دریا. دوست دارند دریا هم قصه را بشنود.

عبدالحکیم برای اهالی «رمین» چه کرد؟

این‌جا «رمین» است. روستایی بزرگ و آرام در شهرستان چابهار در استان سیستان‌وبلوچستان. بندر مهمی که شغل اغلب مردمانش صیادی است. گردشگران حرفه‌ای که به چابهار سفر کرده‌اند، «سواحل مکران» برایشان دیدنی است و چه جایی بهتر از رمین با آن ‌همه زیبایی.

عبدالحکیم بهار یکی از اهالی روستاست. همان مردی که روز پنجشنبه با بچه‌ها رفته بود کنار ساحل برای تعریف قصه کتاب‌های خوانده شده. عبدالحکیم فوق‌دیپلم روابط عمومی دارد. ١٧‌سال صیاد بوده، اما چند سالی است که به اداره بهداشت رفته و به‌عنوان بهورز کار می‌کند. عبدالحکیم ٤٤ساله خوره کتاب است. یک کتاب‌خوان حرفه‌ای به تمام معنا: «از بچگی هر چه پول تو جیبی می‌گرفتم را کتاب می‌خریدم. در دوره نوجوانی ما مجله «کودک مسلمان بلوچ» در سیستان‌وبلوچستان منتشر می‌شد و جشنواره‌های ادبی هم بر پا می‌کرد. من در اکثر جشنواره‌ها شرکت می‌کردم. در نشست‌ها هم با نویسندگان و شاعران دیدار می‌کردم.»

تاسیس کتابخانه بهار رمین

قصه اصلی از ‌سال ٨٤ شروع شد زمانی که عبدالحکیم به کتابخانه شخصی‌اش سر زد و ٤٠٠جلد کتاب را جدا کرد. کتاب‌هایی که دیگر بهشان نیازی نداشت. قصد داشت کتاب‌هایش را به دانش‌آموزان یک مدرسه هدیه دهد: «وقتی که کار انتخاب کتاب‌ها تمام شد فکر تازه‌ای به ذهنم رسید. پیش خودم گفتم بهتر است تمام کتاب‌ها را در کتابخانه مدرسه بگذاریم که همه بچه‌ها استفاده کنند. بچه‌ها خیلی مشتاقانه از من استقبال کردند. اما مدیر وقت مدرسه خیلی روی خوش نشان نداد. می‌گفت به بچه‌ها آسیب می‌زند و از درس و زندگی باز می‌مانند.» همان قصه تکراری آموزش‌وپرورش محافظه‌کار که تا دورافتاده‌ترین مدارس هم رسوخ کرده است. آموزش‌وپرورشی که مدارسش دوست ندارند به «دردسر» بیفتند، پس ترجیح می‌دهند به همان بخشنامه‌های از بالا به پایین خودشان عمل کنند.
عبدالحکیم اما کوتاه نیامد. او کتابخانه را در خانه خودش راه‌انداخت و در آن‌جا به بچه‌های روستا کتاب امانت می‌داد. «رفتم قفسه خریدم و آرام‌آرام اطلاع‌رسانی را شروع کردم. بچه‌ها کم‌کم به سمت کتابخانه جذب شدند. خیلی از بچه‌هایی که در خانه کتاب داشتند هم کتاب‌های‌شان را به کتابخانه هدیه کردند. کم‌کم تعداد کتاب‌های کتابخانه به ٦٠٠ جلد رسید. رفته‌رفته که بیشتر کارمان شکل گرفت، انجمن حامی هم کمک کرد. الان بیش از دو‌هزار جلد کتاب داریم.» حالا در روستای ١١‌هزار نفری رمین ٧٠٠کودک و نوجوان عضو کتابخانه بهار هستند. اعضای دختر کتابخانه از اعضای پسر بیشترند. آن هم در روستایی که به گفته عبدالحکیم تا چند‌سال پیش دخترها فقط اجازه داشتند تا دوم راهنمایی درس بخوانند. «وضع فرق کرده. خانواده‌ها دیدشان عوض شده. الان ٤٠٠دختر از دبستان تا دبیرستان در رمین مدرسه می‌روند.»

روستای رمین حالا برای خودش «سری توی سرها» درآورده است. استقبال کم‌نظیر بچه‌های روستای رمین از ایده آقای بهار باعث شد تا او احساس کند که دیگر محیط خانه‌اش برای کتابخانه مناسب نیست. شورای روستا تشکیل جلسه داد و سرانجام یک کانکس برای ایجاد کتابخانه تهیه شد. این اتفاقات ‌سال ٩٣ است. چند ماه بعد در اسفندماه ٩٣ بچه‌های روستای رمین ثمره شوق کتاب‌خوانی‌شان را دیدند؛ روستای رمین به همراه ٩ روستای دیگر به‌عنوان روستای دوستدار کتاب انتخاب شد. افتخاری یک بار دیگر در‌ سال ٩٤ هم تکرار شد تا آقای بهار و بچه‌های کتابخانه بهار رمین دلگرم‌تر از همیشه راه‌شان را ادامه دهند.

گزارش شهروند که متن کامل آن را می‌توانید از طریق لینک بخوانید:

https://goo.gl/cxWVhf

از کتابخانه مجازی توانا می توانید رایگان دانلود کنید:
bit.ly/2cyaxAe

@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
"موگرینی اگر به رسم بسیاری از سیاستمداران بعدها کتاب خاطراتی بنویسد خواهد نوشت: من به ایران رفتم در حالی که #حجاب بر سر گذاشتم تا به قوانین این کشور احترام بگذارم. در این زمان متوجه شدم فلسفه ی حجاب در ایران چیست. زمانی که به مجلس نمایندگان رفتم فهمیدم #مردان_ایرانی…
مطالب ارسالی همراهان توانا درباره شوق عکس گرفتن نمایندگان مجلس ایران با خانم موگرینی:

امیر از همراهان توانا چنین نوشتند:

"سلام و عرض ادب خدمت هموطنان عزیزم در مجموعه توانا
اگر اشتباه نکنم خانم #موگرینی از بلاد کفر هستن پس این همه شور و اشتیاق نمایندگان بلاد امام زمانی برای چیه؟ از طرفی خانم موگرینی فکر کنم پرجمدار و یا بهتر بگم نماینده اروپا مگه نیستن؟ و تا اونجایی که من به یاد دارم اروپایی ها همیشه به این می بالند که حافظ حقوق بشر هستند. بعد چطور به حقوق زنان ایرانی پشت کردن و روسری به سر در مقابل نمایندگان #نقض_حقوق_بشر ایستاده اند و عکس یادگاری می گیرند؟ به نظرم حرفهایی رو که خانم #مسیح_علینژاد در مورد زنان ایران در پارلمان اروپا زدند رو ایشان و همکارانشون کوچکترین توجهی نکردند. اینجاست که معنی حقوق بشر و دفاع از دموکراسی کاملا تفهیم میشه"

الی خرسندفر از دیگر همراهان توانا نیز متن زیر را ارسال کردند:

"هر روزى كه مى گذرد
ياس ما ،فزونتر مى گردد از نامردمانى تكيه داده بر مسند قدرت،
با مغزهايى كه جز انديشه چپاول از آن چيزى نمى گذرد.كه اگر غير از اين بود چنين ابلهانه گوى سبقت را از يكدگر، براى إثبات توحش و تحجرشان ،نمى ربودند.آن تصوير ناخوشايند مردانى كه آب از لب و لوچه هايشان آويزان بود ،با آن لبخندهايى كه نگاه سكسيستى شان را فرياد مى زد و آن تقلاى مضحكشان براى سلفى گرفتن هاى يك هويى به سبك شاخ هاى اينستاگرام ،براى حضور زنى كه به مناسبت بزرگترين مراسم يك كشور در آن مجلس حضور داشت ،هر بيننده اى را ،عام و خاص هم ندارد،شرمسار مى كند از زيستن در سرزمينى كه نماينده اش،به قدر يك اَرزَن ،آبرودارى نمى داند،ولو به تظاهر كه رسم معمول در سلوكشان است.حاشا كه اگر حق انتخاب داشتيم ،خانه ملت اينچنين آغشته به بوى نامطبوع شان نمى شد


كاش مى توانستيم بايستيم بر بلندترين نقطه جهان و فرياد سر دهيم كه واسفا اين نامردمان كه مى بينيد ،از ما نيستند ،پلشتى اشان را به حساب ما نگذاريد ما خود سالهاست ،زخمىِ اين تحجرييم.اينان از ما و نماينده ما نيستند بلكه ،نامردمانى هستند كه تا اين سرزمين را هزارپاره نكنند ،دست از توحش برنخواهند داشت .كاش مى توانستيم به گوش جهان برسانيم كه *هراس ما همه ،از مردن در اين سرزمين است * "

@Tavaana_TavaanaTech