آموزشکده توانا
عليرضا رحیمی نماينده مجلس در نوجوانی و اسارت با خبرنگار زن برای بیحجابی مصاحبه نكرد اما حالا برای عكس با موگرینی سر و دست میشکند. کودک سرباز در جستجوی کلید بهشت bit.ly/1Du9zIm @Tavaana_TavaanaTech
از مطالب ارسالی همراهان توانا درباره عکس گرفتن نمایندگان مجلس از خانم موگرینی:
مطلب زیر را آقای میلاد مهدی ارسال کردند:
"باز هم و تا آخر هم روي حرف خودم هستم، چه اصلاحطلب و چه اصولگرا، هر دو فقط مطامع شخصي و حزبي خودشون رو دنبال ميكنن و از صميم دلم براي بعضي از رفقاي اونوري و بعضي از رفقاي اينوري آرزوي بلوغ دركيِ بيشتر دارم.
#عليرضا_رحيمي تو نوجووني با خبرنگار خانمي كه ميخواست باهاش مصاحبه كنه، با يك شرم خيلي خيلي خيلي حقيقي حاضر به مصاحبه نشد چون اون خانوم حجاب نداشت...سي و چند سال بعد عليرضا رحيمي خيلي خيلي خيلي حقيقي براي يك نماينده ي رسمي و سياسي جهان، عين يك كودك ذوق مرگ شد و لَه لَه عكس انداختن و باي باي كردن داشت.
من اتفاقاً انتقادي به اين لَه لَه زدن هاي اقاي نماينده ندارم به اون نوجوون تو اسارت هم افرين و بارك الله نميگم، ولي فكر كنم وقتش رسيده سره از ناسره تميز داده بشه.
اون سال هايي كه فرهيختگان و فرزانگان ايران(شما بخوانيد روزنامه نگاران) بي دليل و به پست ترين شيوه هاي قبايل بدوي انساني، #حذف_فيزيكي ميشدند بايد به فكر جايگزيني اين افراد در رئوس نقاط حساس كشور رو مي كرديم.
متفكران رو داديم تا رفقاي نزديك من سينه براي اصلاح طلب و اصولگرا بدرند.
براي اسم خاتمي صلوات بفرستند و براي اسم احمدي نژاد....
موضوع اصلاً اينها نيست موضوع جاي خالي متفكراني است كه تصميم شد حذف شوند تا جا براي لمپنيسم باز شود.
__________
همين #لمپنيسم در تك تك شريان هاي حياتي ايران جاري است.
در #مجلس
در #وزارتخانه
در #رسانه و #مطبوعات
در #دولت
در #ادارات
در سطوح ساده ادارات
در كف جامعه
در من
در شما
در ما
اين انگل؛لمپنيسم زيست ميكند.
#انكارش_نكنيم "
@Tavaana_TavaanaTech
مطلب زیر را آقای میلاد مهدی ارسال کردند:
"باز هم و تا آخر هم روي حرف خودم هستم، چه اصلاحطلب و چه اصولگرا، هر دو فقط مطامع شخصي و حزبي خودشون رو دنبال ميكنن و از صميم دلم براي بعضي از رفقاي اونوري و بعضي از رفقاي اينوري آرزوي بلوغ دركيِ بيشتر دارم.
#عليرضا_رحيمي تو نوجووني با خبرنگار خانمي كه ميخواست باهاش مصاحبه كنه، با يك شرم خيلي خيلي خيلي حقيقي حاضر به مصاحبه نشد چون اون خانوم حجاب نداشت...سي و چند سال بعد عليرضا رحيمي خيلي خيلي خيلي حقيقي براي يك نماينده ي رسمي و سياسي جهان، عين يك كودك ذوق مرگ شد و لَه لَه عكس انداختن و باي باي كردن داشت.
من اتفاقاً انتقادي به اين لَه لَه زدن هاي اقاي نماينده ندارم به اون نوجوون تو اسارت هم افرين و بارك الله نميگم، ولي فكر كنم وقتش رسيده سره از ناسره تميز داده بشه.
اون سال هايي كه فرهيختگان و فرزانگان ايران(شما بخوانيد روزنامه نگاران) بي دليل و به پست ترين شيوه هاي قبايل بدوي انساني، #حذف_فيزيكي ميشدند بايد به فكر جايگزيني اين افراد در رئوس نقاط حساس كشور رو مي كرديم.
متفكران رو داديم تا رفقاي نزديك من سينه براي اصلاح طلب و اصولگرا بدرند.
براي اسم خاتمي صلوات بفرستند و براي اسم احمدي نژاد....
موضوع اصلاً اينها نيست موضوع جاي خالي متفكراني است كه تصميم شد حذف شوند تا جا براي لمپنيسم باز شود.
__________
همين #لمپنيسم در تك تك شريان هاي حياتي ايران جاري است.
در #مجلس
در #وزارتخانه
در #رسانه و #مطبوعات
در #دولت
در #ادارات
در سطوح ساده ادارات
در كف جامعه
در من
در شما
در ما
اين انگل؛لمپنيسم زيست ميكند.
#انكارش_نكنيم "
@Tavaana_TavaanaTech
از مطالب ارسالی همراهان توانا درباره عکس گرفتن نمایندگان مجلس از خانم موگرینی:
مطلب زیر را خانم فرزانه از همراهان توانا ارسال کردند.
10 نکته در مورد یک عکس غیرقابل دفاع!
انتشار عکسی از چند نماینده مجلس که در حال تلاش رقت باری برای عکس گرفتن با فدریکا موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی بودند به سوژه تمام عیار تبدیل شده است. به این موضوع از ده منظر بپردازیم:
اصولاً انگار اروپایی و آمریکایی موبور باهوش، دانا و بیشتر قابل احترام است تا آفریقایی یا مثلاٌ هندی! اینکه تا یک توریست می بینیم به طرفش می رویم و با او عکس می گیریم در حالیکه طرف نه مقام برجسته ای است و نه ستاره سینما و ورزش اتفاقی نیست. یا محصول یک خلا روانی در تاریخ است یا قدرت رسانه های آنها در تزریق این باور که «چشم آبی و موبور» انسان درجه اول است.
بسیاری از مقامات ما سواد ارتباطی ندارند. نماینده مجلس، مامور راهنمایی و رانندگی را کتک می زند! وزیر بهداشت، فرماندار بدره را «بی شعور» خطاب می کند، وزیر کشاورزی احمدی نژاد در برنامه تلویزیونی شماره موبایلش را می دهد تا کشاورزان با او تماس بگیرند! و ... دهها نمونه دیگر را می توان مثال زد که بسیاری از مسئولان ما اشرافی به جایگاهی که در آن قرار گرفته اند ندارند. ایرادی دارد اگر آنها پیش از تصدی یک کُرسی دوره کارآموزی در داخل یا خارج از کشور بگذرانند؟
برخی از مقامات ما پروتکل نشست ها را نمی دانند و «هیاتی» و «حجره ای» رفتار می کنند. رئیس جمهور سابق با کت و شلوار مشکی، جوراب سفید می پوشید، وزیر دفاع روحانی در مراسم تحلیف آدامس می جود، یک مقام دیگر پوشیدن لباسی که زیر بغل آن پاره باشد را نشانه «خاکی» بودن می داند... این مسائل را جدی بگیرید.
در عروسی ها به طرف میز غذا یورش می بریم، در تشیع جنازه چنان دنبال تابوت می دویم که انگار متوفی می خواهد از تابوت در بیاید و فرار کند و ما باید او را بگیریم و دفن کنیم! در جاده ها به قصد کُشت رانندگی می کنیم ... اینها همه نشانه های فقدان «آموزش» است. همه ما محتاج آموختنیم، حتی شما نماینده محترم مجلس!
نماینده مردم شیراز که بیشترین نقدها به او وارد شده، در یادداشتی با عنوان "توضیح و اعتذار" نوشت: « وظیفه خود میدانم از آنچه که خاطر مردم عزیز را مکدر میسازد و ناقض شأن نمایندگی مردم میباشد، عمیقا ابراز تاسف و عذرخواهی نمایم». این عذرخواهی را به فال نیک بگیریم و آن را واکنشی خوب پس از رفتاری بد قلمداد کنیم.
او البته در یادداشتش آورده «نمایندگان حاضر در محل از سر مطایبه مشغول گرفتن عکس بودند» اما آقای رجبی باید بداند که نماینده مجلس بودن دستکم در دوره چهارساله یک شغل بدون بازنشستگی است. نماینده مجلس حق ندارد شب هنگام با پیژامه راه راه و زیرپیراهن کیسه زباله را سرکوچه قرار دهد. رسانه ها می بینند.مردم قضاوت می کنند.
در شبکه های مجازی «زن» بودن موگرینی مورد توجه قرار گرفته و یک طنزپرداز نوشته «بهتر بود قبل از ورود خانم اروپایی سی دی فیلم های مونیکا بلوچی را به نمایندگان نشان می دادند که چشم و دلشان سیر شود یا حداقل در غذایشان چیزی می ریختند»!
فارغ از طعنه های گزنده ای از این دست، می شود ریشه این اتفاق را در فضای کاملاً مردانه سیاست در ایران هم جستجو کرد.
طنز تلخ ماجرا این بود که مراسم تحلیف 14 مرداد برگزار شد. 111 سال پیش در چنین روزی فرمان تشکیل مجلس صادر شد. بعد از 111 سال ما هنوز با پاره ای رفتارها در صحن مجلس روبرو هستیم که سوژه خلایق می شود. یک روز عکس نمایندگانی در حال چرت زدن منتشر می شود، روز دیگر نماینده ای وزرا را با «چماق لُری» تهدید می کند، یک روز نماینده ای ته مانده آب لیوان رئیس جمهور را تبرکاً می نوشد...فارغ از جناج بندی های سیاسی، راه درازی برای ارائه رفتاری متناسب با جایگاه نمایندگی در پیش داریم.
«نماینده ها هم یکی هستن مثل خودمون! سخت نگیرین»! برخی این را می گویند. اینکه آنها «عصاره ملت» هستند و مثل ما رفتار می کنند. اما در جامعه ای که حتی از بازیکن فوتبال انتظار می رود «الگو»ی باشد، انتظار اینکه نماینده مجلس در مقابل مهمان خارجی موقرانه رفتار کند توقع زیادی است؟
عده ای گفتند این نتیجه رای دادن لیستی است. اما نمی گویند شیوه جایگزین در کشوری که «حزب» در باور برخی هنوز واژه ای خطرناک قلمداد می شود چیست؟ اگر تحزب به معنای واقعی وجود داشته باشد یک مدیر دبیرستان نمی تواند یک شبه نماینده مجلس شود. او باید در حزب شایستگی رفتاری، هوش سیاسی و توانمندی خود را اثبات کند، پله پله بالا بیاید تا از سوی حزب به عنوان نامزد در انتخابات معرفی شود."
@Tavaana_TavaanaTech
مطلب زیر را خانم فرزانه از همراهان توانا ارسال کردند.
10 نکته در مورد یک عکس غیرقابل دفاع!
انتشار عکسی از چند نماینده مجلس که در حال تلاش رقت باری برای عکس گرفتن با فدریکا موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی بودند به سوژه تمام عیار تبدیل شده است. به این موضوع از ده منظر بپردازیم:
اصولاً انگار اروپایی و آمریکایی موبور باهوش، دانا و بیشتر قابل احترام است تا آفریقایی یا مثلاٌ هندی! اینکه تا یک توریست می بینیم به طرفش می رویم و با او عکس می گیریم در حالیکه طرف نه مقام برجسته ای است و نه ستاره سینما و ورزش اتفاقی نیست. یا محصول یک خلا روانی در تاریخ است یا قدرت رسانه های آنها در تزریق این باور که «چشم آبی و موبور» انسان درجه اول است.
بسیاری از مقامات ما سواد ارتباطی ندارند. نماینده مجلس، مامور راهنمایی و رانندگی را کتک می زند! وزیر بهداشت، فرماندار بدره را «بی شعور» خطاب می کند، وزیر کشاورزی احمدی نژاد در برنامه تلویزیونی شماره موبایلش را می دهد تا کشاورزان با او تماس بگیرند! و ... دهها نمونه دیگر را می توان مثال زد که بسیاری از مسئولان ما اشرافی به جایگاهی که در آن قرار گرفته اند ندارند. ایرادی دارد اگر آنها پیش از تصدی یک کُرسی دوره کارآموزی در داخل یا خارج از کشور بگذرانند؟
برخی از مقامات ما پروتکل نشست ها را نمی دانند و «هیاتی» و «حجره ای» رفتار می کنند. رئیس جمهور سابق با کت و شلوار مشکی، جوراب سفید می پوشید، وزیر دفاع روحانی در مراسم تحلیف آدامس می جود، یک مقام دیگر پوشیدن لباسی که زیر بغل آن پاره باشد را نشانه «خاکی» بودن می داند... این مسائل را جدی بگیرید.
در عروسی ها به طرف میز غذا یورش می بریم، در تشیع جنازه چنان دنبال تابوت می دویم که انگار متوفی می خواهد از تابوت در بیاید و فرار کند و ما باید او را بگیریم و دفن کنیم! در جاده ها به قصد کُشت رانندگی می کنیم ... اینها همه نشانه های فقدان «آموزش» است. همه ما محتاج آموختنیم، حتی شما نماینده محترم مجلس!
نماینده مردم شیراز که بیشترین نقدها به او وارد شده، در یادداشتی با عنوان "توضیح و اعتذار" نوشت: « وظیفه خود میدانم از آنچه که خاطر مردم عزیز را مکدر میسازد و ناقض شأن نمایندگی مردم میباشد، عمیقا ابراز تاسف و عذرخواهی نمایم». این عذرخواهی را به فال نیک بگیریم و آن را واکنشی خوب پس از رفتاری بد قلمداد کنیم.
او البته در یادداشتش آورده «نمایندگان حاضر در محل از سر مطایبه مشغول گرفتن عکس بودند» اما آقای رجبی باید بداند که نماینده مجلس بودن دستکم در دوره چهارساله یک شغل بدون بازنشستگی است. نماینده مجلس حق ندارد شب هنگام با پیژامه راه راه و زیرپیراهن کیسه زباله را سرکوچه قرار دهد. رسانه ها می بینند.مردم قضاوت می کنند.
در شبکه های مجازی «زن» بودن موگرینی مورد توجه قرار گرفته و یک طنزپرداز نوشته «بهتر بود قبل از ورود خانم اروپایی سی دی فیلم های مونیکا بلوچی را به نمایندگان نشان می دادند که چشم و دلشان سیر شود یا حداقل در غذایشان چیزی می ریختند»!
فارغ از طعنه های گزنده ای از این دست، می شود ریشه این اتفاق را در فضای کاملاً مردانه سیاست در ایران هم جستجو کرد.
طنز تلخ ماجرا این بود که مراسم تحلیف 14 مرداد برگزار شد. 111 سال پیش در چنین روزی فرمان تشکیل مجلس صادر شد. بعد از 111 سال ما هنوز با پاره ای رفتارها در صحن مجلس روبرو هستیم که سوژه خلایق می شود. یک روز عکس نمایندگانی در حال چرت زدن منتشر می شود، روز دیگر نماینده ای وزرا را با «چماق لُری» تهدید می کند، یک روز نماینده ای ته مانده آب لیوان رئیس جمهور را تبرکاً می نوشد...فارغ از جناج بندی های سیاسی، راه درازی برای ارائه رفتاری متناسب با جایگاه نمایندگی در پیش داریم.
«نماینده ها هم یکی هستن مثل خودمون! سخت نگیرین»! برخی این را می گویند. اینکه آنها «عصاره ملت» هستند و مثل ما رفتار می کنند. اما در جامعه ای که حتی از بازیکن فوتبال انتظار می رود «الگو»ی باشد، انتظار اینکه نماینده مجلس در مقابل مهمان خارجی موقرانه رفتار کند توقع زیادی است؟
عده ای گفتند این نتیجه رای دادن لیستی است. اما نمی گویند شیوه جایگزین در کشوری که «حزب» در باور برخی هنوز واژه ای خطرناک قلمداد می شود چیست؟ اگر تحزب به معنای واقعی وجود داشته باشد یک مدیر دبیرستان نمی تواند یک شبه نماینده مجلس شود. او باید در حزب شایستگی رفتاری، هوش سیاسی و توانمندی خود را اثبات کند، پله پله بالا بیاید تا از سوی حزب به عنوان نامزد در انتخابات معرفی شود."
@Tavaana_TavaanaTech
از مطالب ارسالی همراهان درباره عکس گرفتن نمایندگان با خانم موگرینی؛
مطلب زیر را خانم لیلا حاجی آقایی، جامعهشناس ارسال کردند:
هر لحظه در این جامعه وقایعی رخ می دهد که اغلب افراد چه متخصصین امر،چه مردم عادی در قالب طرح انتقادی،علمی ،یا اعتراضی نظر می دهند.....
نقد و نظر طبق گفتمان های متعدد ....
واین رخداد اخیر ،ماجرای سلفی گرفتن نمایندگان مجلس ایران با خانم موگرینی که بازتاب تحلیلی وافر داشته در شبکه های اجتماعی، می تواند از منظر انواع سرمایه بوردیویی طرح گردد......
انسان مدعی و مدرن منفعت طلب است و با تفکرات عقلانی به دنبال کسب منزلت ،منرلتی در طیفی از جایگاه ها و بر همگان مبرهن است که والاترین منزلت ،منزلت سیاسی است.پس اینگونه نیست که نمایندگان مجلس به صرف عامل جنسیت یا گفتمان سکس فوکویی ،اقدام به این عمل نموده اند . زیرا با توجه به شواهد و قرائن، به نظر می رسدهر انسانی در این عصر ایدیولوژی زده ی مصرف،جذب کالاهای پر تقاضای جهانی میگردد.
برای یک انسان پرسه زن مکان های تجاری افتخار است مارک بپوشد..
و برای یک فرد هنری ،برند می تواند مارلون براندو باشد ،حتی اگر فقط با نصب پوستری از وی،بر دیوار اتاقش که معتقد است، مزیت آور می تواند باشد..
و برای یک عاشق فوتبال ،پوشیدن لباس شماره ۱۰ بارسایی وتجسم نمایی ذهنی با لیونل مسی.
و اینک به نظر می رسد که کنار یک برند سیاسی جهانی که بزرگترین پروسه ی پرماجرای سیاسی معاصر را ،( برجام) مدیریت کرده می تواند برای نمایندگان خرده پای مجلس شورای اسلامی ایران که در قبال امور کمی وکیفی سایر پارلمان های دنیا محلی از اعراب ندارند ،یک « موفقیت سیاسی» به دنبال داشته وکسب سرمایه فرهنگی حاصل ازین اجماع،منزلت سیاسی را رقم زند...
اینکه آنان روزی در یادآوری خاطرات شغلی خویش با طمطراق و احساسات نارسیستی به دیگران مباهات ورزند که :
این خانمی که کنار من هست در تصویر ، توانست ماجرای برجام را مدیریت کرده و ایران را از دام تحریم ها دور نگه دارد....
پس من تا کنار این برند هستم،هستم.....
کسب موجودیت و هویتی ناب سیاسی در قالب استاندارد های سیاسیون مطرح جهانی...... "
@Tavaana_TavaanaTech
مطلب زیر را خانم لیلا حاجی آقایی، جامعهشناس ارسال کردند:
هر لحظه در این جامعه وقایعی رخ می دهد که اغلب افراد چه متخصصین امر،چه مردم عادی در قالب طرح انتقادی،علمی ،یا اعتراضی نظر می دهند.....
نقد و نظر طبق گفتمان های متعدد ....
واین رخداد اخیر ،ماجرای سلفی گرفتن نمایندگان مجلس ایران با خانم موگرینی که بازتاب تحلیلی وافر داشته در شبکه های اجتماعی، می تواند از منظر انواع سرمایه بوردیویی طرح گردد......
انسان مدعی و مدرن منفعت طلب است و با تفکرات عقلانی به دنبال کسب منزلت ،منرلتی در طیفی از جایگاه ها و بر همگان مبرهن است که والاترین منزلت ،منزلت سیاسی است.پس اینگونه نیست که نمایندگان مجلس به صرف عامل جنسیت یا گفتمان سکس فوکویی ،اقدام به این عمل نموده اند . زیرا با توجه به شواهد و قرائن، به نظر می رسدهر انسانی در این عصر ایدیولوژی زده ی مصرف،جذب کالاهای پر تقاضای جهانی میگردد.
برای یک انسان پرسه زن مکان های تجاری افتخار است مارک بپوشد..
و برای یک فرد هنری ،برند می تواند مارلون براندو باشد ،حتی اگر فقط با نصب پوستری از وی،بر دیوار اتاقش که معتقد است، مزیت آور می تواند باشد..
و برای یک عاشق فوتبال ،پوشیدن لباس شماره ۱۰ بارسایی وتجسم نمایی ذهنی با لیونل مسی.
و اینک به نظر می رسد که کنار یک برند سیاسی جهانی که بزرگترین پروسه ی پرماجرای سیاسی معاصر را ،( برجام) مدیریت کرده می تواند برای نمایندگان خرده پای مجلس شورای اسلامی ایران که در قبال امور کمی وکیفی سایر پارلمان های دنیا محلی از اعراب ندارند ،یک « موفقیت سیاسی» به دنبال داشته وکسب سرمایه فرهنگی حاصل ازین اجماع،منزلت سیاسی را رقم زند...
اینکه آنان روزی در یادآوری خاطرات شغلی خویش با طمطراق و احساسات نارسیستی به دیگران مباهات ورزند که :
این خانمی که کنار من هست در تصویر ، توانست ماجرای برجام را مدیریت کرده و ایران را از دام تحریم ها دور نگه دارد....
پس من تا کنار این برند هستم،هستم.....
کسب موجودیت و هویتی ناب سیاسی در قالب استاندارد های سیاسیون مطرح جهانی...... "
@Tavaana_TavaanaTech
کارتون
سلفی با موگرينى
اثر محمدصالح رزمحسینى
منابع توانا درباره سیاست و حکومت در ایران:
goo.gl/5WomWA
@Tavaana_TavaanaTech
سلفی با موگرينى
اثر محمدصالح رزمحسینى
منابع توانا درباره سیاست و حکومت در ایران:
goo.gl/5WomWA
@Tavaana_TavaanaTech
صیادها روی آب کتاب میخوانند
goo.gl/AMdTaa
گزارش از روستای «رمین» که کودک و بزرگش کتابخوان هستند
صیادهایی که سواد دارند با صدای بلند برای دیگر صیادان کتاب میخوانند
دخترها و پسرها روی شنهای کنار دریا نشستهاند. لباس یکی از دخترها سوزندوزی بلوچی سبزرنگ دارد. نشسته مقابل بقیه و کتابی دستش گرفته و قصهای که خوانده را تعریف میکند. به جز صدای دریا که هر چند دقیقه یک بار با موجی نزدیک و دور میشود و صدای دختر؛ صدای دیگری شنیده نمیشود. لحن دختر شنیدنی است. روایتی که با لهجه شیرین او درآمیخته و قصهای جدید از دلش متولد شده.
یکی دو نفر از بچهها درباره کتاب سوال دارند. همه به آقای بهار نگاه میکنند. آقای بهار لبخند میزند. رضایت در چهرهاش هویداست. آقای بهار بچهها را تشویق میکند. از کتاب تعریف میکند. درباره نویسنده توضیحاتی میدهد و جمع سرخوش بچهها دوباره حواسشان را جمع قصه شنیدن میکنند. آنها هر پنجشنبه با بچههای روستا قرار دارند تا قصهای را که خواندهاند برای یکدیگر تعریف کنند. آن هم کنار دریا. دوست دارند دریا هم قصه را بشنود.
عبدالحکیم برای اهالی «رمین» چه کرد؟
اینجا «رمین» است. روستایی بزرگ و آرام در شهرستان چابهار در استان سیستانوبلوچستان. بندر مهمی که شغل اغلب مردمانش صیادی است. گردشگران حرفهای که به چابهار سفر کردهاند، «سواحل مکران» برایشان دیدنی است و چه جایی بهتر از رمین با آن همه زیبایی.
عبدالحکیم بهار یکی از اهالی روستاست. همان مردی که روز پنجشنبه با بچهها رفته بود کنار ساحل برای تعریف قصه کتابهای خوانده شده. عبدالحکیم فوقدیپلم روابط عمومی دارد. ١٧سال صیاد بوده، اما چند سالی است که به اداره بهداشت رفته و بهعنوان بهورز کار میکند. عبدالحکیم ٤٤ساله خوره کتاب است. یک کتابخوان حرفهای به تمام معنا: «از بچگی هر چه پول تو جیبی میگرفتم را کتاب میخریدم. در دوره نوجوانی ما مجله «کودک مسلمان بلوچ» در سیستانوبلوچستان منتشر میشد و جشنوارههای ادبی هم بر پا میکرد. من در اکثر جشنوارهها شرکت میکردم. در نشستها هم با نویسندگان و شاعران دیدار میکردم.»
تاسیس کتابخانه بهار رمین
قصه اصلی از سال ٨٤ شروع شد زمانی که عبدالحکیم به کتابخانه شخصیاش سر زد و ٤٠٠جلد کتاب را جدا کرد. کتابهایی که دیگر بهشان نیازی نداشت. قصد داشت کتابهایش را به دانشآموزان یک مدرسه هدیه دهد: «وقتی که کار انتخاب کتابها تمام شد فکر تازهای به ذهنم رسید. پیش خودم گفتم بهتر است تمام کتابها را در کتابخانه مدرسه بگذاریم که همه بچهها استفاده کنند. بچهها خیلی مشتاقانه از من استقبال کردند. اما مدیر وقت مدرسه خیلی روی خوش نشان نداد. میگفت به بچهها آسیب میزند و از درس و زندگی باز میمانند.» همان قصه تکراری آموزشوپرورش محافظهکار که تا دورافتادهترین مدارس هم رسوخ کرده است. آموزشوپرورشی که مدارسش دوست ندارند به «دردسر» بیفتند، پس ترجیح میدهند به همان بخشنامههای از بالا به پایین خودشان عمل کنند.
عبدالحکیم اما کوتاه نیامد. او کتابخانه را در خانه خودش راهانداخت و در آنجا به بچههای روستا کتاب امانت میداد. «رفتم قفسه خریدم و آرامآرام اطلاعرسانی را شروع کردم. بچهها کمکم به سمت کتابخانه جذب شدند. خیلی از بچههایی که در خانه کتاب داشتند هم کتابهایشان را به کتابخانه هدیه کردند. کمکم تعداد کتابهای کتابخانه به ٦٠٠ جلد رسید. رفتهرفته که بیشتر کارمان شکل گرفت، انجمن حامی هم کمک کرد. الان بیش از دوهزار جلد کتاب داریم.» حالا در روستای ١١هزار نفری رمین ٧٠٠کودک و نوجوان عضو کتابخانه بهار هستند. اعضای دختر کتابخانه از اعضای پسر بیشترند. آن هم در روستایی که به گفته عبدالحکیم تا چندسال پیش دخترها فقط اجازه داشتند تا دوم راهنمایی درس بخوانند. «وضع فرق کرده. خانوادهها دیدشان عوض شده. الان ٤٠٠دختر از دبستان تا دبیرستان در رمین مدرسه میروند.»
روستای رمین حالا برای خودش «سری توی سرها» درآورده است. استقبال کمنظیر بچههای روستای رمین از ایده آقای بهار باعث شد تا او احساس کند که دیگر محیط خانهاش برای کتابخانه مناسب نیست. شورای روستا تشکیل جلسه داد و سرانجام یک کانکس برای ایجاد کتابخانه تهیه شد. این اتفاقات سال ٩٣ است. چند ماه بعد در اسفندماه ٩٣ بچههای روستای رمین ثمره شوق کتابخوانیشان را دیدند؛ روستای رمین به همراه ٩ روستای دیگر بهعنوان روستای دوستدار کتاب انتخاب شد. افتخاری یک بار دیگر در سال ٩٤ هم تکرار شد تا آقای بهار و بچههای کتابخانه بهار رمین دلگرمتر از همیشه راهشان را ادامه دهند.
گزارش شهروند که متن کامل آن را میتوانید از طریق لینک بخوانید:
https://goo.gl/cxWVhf
از کتابخانه مجازی توانا می توانید رایگان دانلود کنید:
bit.ly/2cyaxAe
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/AMdTaa
گزارش از روستای «رمین» که کودک و بزرگش کتابخوان هستند
صیادهایی که سواد دارند با صدای بلند برای دیگر صیادان کتاب میخوانند
دخترها و پسرها روی شنهای کنار دریا نشستهاند. لباس یکی از دخترها سوزندوزی بلوچی سبزرنگ دارد. نشسته مقابل بقیه و کتابی دستش گرفته و قصهای که خوانده را تعریف میکند. به جز صدای دریا که هر چند دقیقه یک بار با موجی نزدیک و دور میشود و صدای دختر؛ صدای دیگری شنیده نمیشود. لحن دختر شنیدنی است. روایتی که با لهجه شیرین او درآمیخته و قصهای جدید از دلش متولد شده.
یکی دو نفر از بچهها درباره کتاب سوال دارند. همه به آقای بهار نگاه میکنند. آقای بهار لبخند میزند. رضایت در چهرهاش هویداست. آقای بهار بچهها را تشویق میکند. از کتاب تعریف میکند. درباره نویسنده توضیحاتی میدهد و جمع سرخوش بچهها دوباره حواسشان را جمع قصه شنیدن میکنند. آنها هر پنجشنبه با بچههای روستا قرار دارند تا قصهای را که خواندهاند برای یکدیگر تعریف کنند. آن هم کنار دریا. دوست دارند دریا هم قصه را بشنود.
عبدالحکیم برای اهالی «رمین» چه کرد؟
اینجا «رمین» است. روستایی بزرگ و آرام در شهرستان چابهار در استان سیستانوبلوچستان. بندر مهمی که شغل اغلب مردمانش صیادی است. گردشگران حرفهای که به چابهار سفر کردهاند، «سواحل مکران» برایشان دیدنی است و چه جایی بهتر از رمین با آن همه زیبایی.
عبدالحکیم بهار یکی از اهالی روستاست. همان مردی که روز پنجشنبه با بچهها رفته بود کنار ساحل برای تعریف قصه کتابهای خوانده شده. عبدالحکیم فوقدیپلم روابط عمومی دارد. ١٧سال صیاد بوده، اما چند سالی است که به اداره بهداشت رفته و بهعنوان بهورز کار میکند. عبدالحکیم ٤٤ساله خوره کتاب است. یک کتابخوان حرفهای به تمام معنا: «از بچگی هر چه پول تو جیبی میگرفتم را کتاب میخریدم. در دوره نوجوانی ما مجله «کودک مسلمان بلوچ» در سیستانوبلوچستان منتشر میشد و جشنوارههای ادبی هم بر پا میکرد. من در اکثر جشنوارهها شرکت میکردم. در نشستها هم با نویسندگان و شاعران دیدار میکردم.»
تاسیس کتابخانه بهار رمین
قصه اصلی از سال ٨٤ شروع شد زمانی که عبدالحکیم به کتابخانه شخصیاش سر زد و ٤٠٠جلد کتاب را جدا کرد. کتابهایی که دیگر بهشان نیازی نداشت. قصد داشت کتابهایش را به دانشآموزان یک مدرسه هدیه دهد: «وقتی که کار انتخاب کتابها تمام شد فکر تازهای به ذهنم رسید. پیش خودم گفتم بهتر است تمام کتابها را در کتابخانه مدرسه بگذاریم که همه بچهها استفاده کنند. بچهها خیلی مشتاقانه از من استقبال کردند. اما مدیر وقت مدرسه خیلی روی خوش نشان نداد. میگفت به بچهها آسیب میزند و از درس و زندگی باز میمانند.» همان قصه تکراری آموزشوپرورش محافظهکار که تا دورافتادهترین مدارس هم رسوخ کرده است. آموزشوپرورشی که مدارسش دوست ندارند به «دردسر» بیفتند، پس ترجیح میدهند به همان بخشنامههای از بالا به پایین خودشان عمل کنند.
عبدالحکیم اما کوتاه نیامد. او کتابخانه را در خانه خودش راهانداخت و در آنجا به بچههای روستا کتاب امانت میداد. «رفتم قفسه خریدم و آرامآرام اطلاعرسانی را شروع کردم. بچهها کمکم به سمت کتابخانه جذب شدند. خیلی از بچههایی که در خانه کتاب داشتند هم کتابهایشان را به کتابخانه هدیه کردند. کمکم تعداد کتابهای کتابخانه به ٦٠٠ جلد رسید. رفتهرفته که بیشتر کارمان شکل گرفت، انجمن حامی هم کمک کرد. الان بیش از دوهزار جلد کتاب داریم.» حالا در روستای ١١هزار نفری رمین ٧٠٠کودک و نوجوان عضو کتابخانه بهار هستند. اعضای دختر کتابخانه از اعضای پسر بیشترند. آن هم در روستایی که به گفته عبدالحکیم تا چندسال پیش دخترها فقط اجازه داشتند تا دوم راهنمایی درس بخوانند. «وضع فرق کرده. خانوادهها دیدشان عوض شده. الان ٤٠٠دختر از دبستان تا دبیرستان در رمین مدرسه میروند.»
روستای رمین حالا برای خودش «سری توی سرها» درآورده است. استقبال کمنظیر بچههای روستای رمین از ایده آقای بهار باعث شد تا او احساس کند که دیگر محیط خانهاش برای کتابخانه مناسب نیست. شورای روستا تشکیل جلسه داد و سرانجام یک کانکس برای ایجاد کتابخانه تهیه شد. این اتفاقات سال ٩٣ است. چند ماه بعد در اسفندماه ٩٣ بچههای روستای رمین ثمره شوق کتابخوانیشان را دیدند؛ روستای رمین به همراه ٩ روستای دیگر بهعنوان روستای دوستدار کتاب انتخاب شد. افتخاری یک بار دیگر در سال ٩٤ هم تکرار شد تا آقای بهار و بچههای کتابخانه بهار رمین دلگرمتر از همیشه راهشان را ادامه دهند.
گزارش شهروند که متن کامل آن را میتوانید از طریق لینک بخوانید:
https://goo.gl/cxWVhf
از کتابخانه مجازی توانا می توانید رایگان دانلود کنید:
bit.ly/2cyaxAe
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. صیادها روی آب کتاب میخوانند . گزارش از روستای «رمین» که کودک و بزرگش کتابخوان هستند صیادهایی که سواد دارند با صدای بلند برای دیگر #صیادان #کتاب میخوانند. . دخترها و پسرها روی شنهای کنار دریا نشستهاند. لباس یکی از دخترها سوزندوزی بلوچی سبزرنگ دارد.…
آموزشکده توانا
"موگرینی اگر به رسم بسیاری از سیاستمداران بعدها کتاب خاطراتی بنویسد خواهد نوشت: من به ایران رفتم در حالی که #حجاب بر سر گذاشتم تا به قوانین این کشور احترام بگذارم. در این زمان متوجه شدم فلسفه ی حجاب در ایران چیست. زمانی که به مجلس نمایندگان رفتم فهمیدم #مردان_ایرانی…
مطالب ارسالی همراهان توانا درباره شوق عکس گرفتن نمایندگان مجلس ایران با خانم موگرینی:
امیر از همراهان توانا چنین نوشتند:
"سلام و عرض ادب خدمت هموطنان عزیزم در مجموعه توانا
اگر اشتباه نکنم خانم #موگرینی از بلاد کفر هستن پس این همه شور و اشتیاق نمایندگان بلاد امام زمانی برای چیه؟ از طرفی خانم موگرینی فکر کنم پرجمدار و یا بهتر بگم نماینده اروپا مگه نیستن؟ و تا اونجایی که من به یاد دارم اروپایی ها همیشه به این می بالند که حافظ حقوق بشر هستند. بعد چطور به حقوق زنان ایرانی پشت کردن و روسری به سر در مقابل نمایندگان #نقض_حقوق_بشر ایستاده اند و عکس یادگاری می گیرند؟ به نظرم حرفهایی رو که خانم #مسیح_علینژاد در مورد زنان ایران در پارلمان اروپا زدند رو ایشان و همکارانشون کوچکترین توجهی نکردند. اینجاست که معنی حقوق بشر و دفاع از دموکراسی کاملا تفهیم میشه"
الی خرسندفر از دیگر همراهان توانا نیز متن زیر را ارسال کردند:
"هر روزى كه مى گذرد
ياس ما ،فزونتر مى گردد از نامردمانى تكيه داده بر مسند قدرت،
با مغزهايى كه جز انديشه چپاول از آن چيزى نمى گذرد.كه اگر غير از اين بود چنين ابلهانه گوى سبقت را از يكدگر، براى إثبات توحش و تحجرشان ،نمى ربودند.آن تصوير ناخوشايند مردانى كه آب از لب و لوچه هايشان آويزان بود ،با آن لبخندهايى كه نگاه سكسيستى شان را فرياد مى زد و آن تقلاى مضحكشان براى سلفى گرفتن هاى يك هويى به سبك شاخ هاى اينستاگرام ،براى حضور زنى كه به مناسبت بزرگترين مراسم يك كشور در آن مجلس حضور داشت ،هر بيننده اى را ،عام و خاص هم ندارد،شرمسار مى كند از زيستن در سرزمينى كه نماينده اش،به قدر يك اَرزَن ،آبرودارى نمى داند،ولو به تظاهر كه رسم معمول در سلوكشان است.حاشا كه اگر حق انتخاب داشتيم ،خانه ملت اينچنين آغشته به بوى نامطبوع شان نمى شد
كاش مى توانستيم بايستيم بر بلندترين نقطه جهان و فرياد سر دهيم كه واسفا اين نامردمان كه مى بينيد ،از ما نيستند ،پلشتى اشان را به حساب ما نگذاريد ما خود سالهاست ،زخمىِ اين تحجرييم.اينان از ما و نماينده ما نيستند بلكه ،نامردمانى هستند كه تا اين سرزمين را هزارپاره نكنند ،دست از توحش برنخواهند داشت .كاش مى توانستيم به گوش جهان برسانيم كه *هراس ما همه ،از مردن در اين سرزمين است * "
@Tavaana_TavaanaTech
امیر از همراهان توانا چنین نوشتند:
"سلام و عرض ادب خدمت هموطنان عزیزم در مجموعه توانا
اگر اشتباه نکنم خانم #موگرینی از بلاد کفر هستن پس این همه شور و اشتیاق نمایندگان بلاد امام زمانی برای چیه؟ از طرفی خانم موگرینی فکر کنم پرجمدار و یا بهتر بگم نماینده اروپا مگه نیستن؟ و تا اونجایی که من به یاد دارم اروپایی ها همیشه به این می بالند که حافظ حقوق بشر هستند. بعد چطور به حقوق زنان ایرانی پشت کردن و روسری به سر در مقابل نمایندگان #نقض_حقوق_بشر ایستاده اند و عکس یادگاری می گیرند؟ به نظرم حرفهایی رو که خانم #مسیح_علینژاد در مورد زنان ایران در پارلمان اروپا زدند رو ایشان و همکارانشون کوچکترین توجهی نکردند. اینجاست که معنی حقوق بشر و دفاع از دموکراسی کاملا تفهیم میشه"
الی خرسندفر از دیگر همراهان توانا نیز متن زیر را ارسال کردند:
"هر روزى كه مى گذرد
ياس ما ،فزونتر مى گردد از نامردمانى تكيه داده بر مسند قدرت،
با مغزهايى كه جز انديشه چپاول از آن چيزى نمى گذرد.كه اگر غير از اين بود چنين ابلهانه گوى سبقت را از يكدگر، براى إثبات توحش و تحجرشان ،نمى ربودند.آن تصوير ناخوشايند مردانى كه آب از لب و لوچه هايشان آويزان بود ،با آن لبخندهايى كه نگاه سكسيستى شان را فرياد مى زد و آن تقلاى مضحكشان براى سلفى گرفتن هاى يك هويى به سبك شاخ هاى اينستاگرام ،براى حضور زنى كه به مناسبت بزرگترين مراسم يك كشور در آن مجلس حضور داشت ،هر بيننده اى را ،عام و خاص هم ندارد،شرمسار مى كند از زيستن در سرزمينى كه نماينده اش،به قدر يك اَرزَن ،آبرودارى نمى داند،ولو به تظاهر كه رسم معمول در سلوكشان است.حاشا كه اگر حق انتخاب داشتيم ،خانه ملت اينچنين آغشته به بوى نامطبوع شان نمى شد
كاش مى توانستيم بايستيم بر بلندترين نقطه جهان و فرياد سر دهيم كه واسفا اين نامردمان كه مى بينيد ،از ما نيستند ،پلشتى اشان را به حساب ما نگذاريد ما خود سالهاست ،زخمىِ اين تحجرييم.اينان از ما و نماينده ما نيستند بلكه ،نامردمانى هستند كه تا اين سرزمين را هزارپاره نكنند ،دست از توحش برنخواهند داشت .كاش مى توانستيم به گوش جهان برسانيم كه *هراس ما همه ،از مردن در اين سرزمين است * "
@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
"موگرینی اگر به رسم بسیاری از سیاستمداران بعدها کتاب خاطراتی بنویسد خواهد نوشت: من به ایران رفتم در حالی که #حجاب بر سر گذاشتم تا به قوانین این کشور احترام بگذارم. در این زمان متوجه شدم فلسفه ی حجاب در ایران چیست. زمانی که به مجلس نمایندگان رفتم فهمیدم #مردان_ایرانی…
مطالب ارسالی همراهان توانا درباره عکس گرفتن نمایندگان مجلس با خانم موگرینی:
محمد از همراهان توانا متن زیر را برای ما فرستادند:
"با سلام!
در مورد سفر موگرینی به تهران و آن طنزی که نوشته شده است مطالبی معروض میدارم!
متاسفانه اعمال نمایندگان در روز شنبه سبب شد نمایندگان صحنه هایی بوجود آورند که ملت شریف ایران درچشم موگرینی و ملتهای اروپایی و جهان در نازلترین سطح نمود پیدا کنند.
این عمل سبب نمیشود نمایندگانی که عصاره فضائل!!!!ملت هستند اینچنین ملت را در حد تشنه های زن وسکس نشان دهد!؟؟
موگرینی فکر نمیکند نمایندگانی که در مورد حضور بانوان در صحنه های سیاسی، اجتماعی، ورزشی،و غیره این چنین تصلب به خرج میدهند چرا در مورد ایشان این مقدار دست و دل باز هستند!
اینان اگر موگرینی و همراهان(بنظر تماماً خانم بوده)را در اروپا ملاقات میکردند چگونه رفتاری داشتند!
در آخر میخواهم بدانم بانوان این آقایان متشرع و محاسن دار و مومن دیشب چگونه با شوهران خود برخورد کرده اند؟؟؟.!!
اتفاقاً برخورد همسران این آقایان بسیار مهمتر از رفتار این آقایان در آن روز کذا است!"
دوستی با نام کاربری ماهی سیاه کوچولو این مطلب را ارسال کرده است؛
"حتما شنیدهاید بعد از اختراع سلفی یا خویشانداز خیلیها جانشان را به خطر انداختند تا خودشان را با مهمترین اثر تاریخی، باستانی یا حتی بلندترین برج جهان یا دکل مخابراتی ثبت کنند، تا به جهانیان ثابت کنند تا قله کوه قافی رفتند یا میلیونها هزینه کردهاند و وقت گذاشتهاند یا اصلا میخواستند پٌز بدهند در فلان تاریخ فلان جا بودند.
موگرینی برای شما چه جذابیتی داشت؟
همین شمایی که حتی با واژه زن هم مشکل دارید! شما که نه فمنیست میفهمید نه تعامل و تعادل نه آزادی نه انتخاب پوشش آزاد! هنوز آداب اجتماعی برخورد با زنان را بلد نیستید. جایگاه سیاسی موگرینی از همه شما بالاتر بود، درست. زن بود و شما زنهایی از این دست که از شما پیشی گرفتند و اجازه مردان را نمیخواستند؛ ندیدید! درست. اما از هر طرف که نگاه کنید باید به کرامت و ارزش انسانیاش میرسیدید که نرسیدید. آنطور شلنگ و تخته انداختن برای گرفتن سلفی آن هم از طرف نمایندههای مجلس یک کشور خجالتآور است. کاش کسی از موگرینی حس و حالش را میپرسید که انگار در جزیره آدمخوارها گیر افتاده است. چه توقعات زیادی که حرف از انتخاب و آزادی بزنیم. چه دست پایی زدید برای گرفتن سلفی! خیلیها به خاطر سلفی جانشان را به خطر انداختند شما آبروی یک ملت را!"
@Tavaana_TavaanaTech
محمد از همراهان توانا متن زیر را برای ما فرستادند:
"با سلام!
در مورد سفر موگرینی به تهران و آن طنزی که نوشته شده است مطالبی معروض میدارم!
متاسفانه اعمال نمایندگان در روز شنبه سبب شد نمایندگان صحنه هایی بوجود آورند که ملت شریف ایران درچشم موگرینی و ملتهای اروپایی و جهان در نازلترین سطح نمود پیدا کنند.
این عمل سبب نمیشود نمایندگانی که عصاره فضائل!!!!ملت هستند اینچنین ملت را در حد تشنه های زن وسکس نشان دهد!؟؟
موگرینی فکر نمیکند نمایندگانی که در مورد حضور بانوان در صحنه های سیاسی، اجتماعی، ورزشی،و غیره این چنین تصلب به خرج میدهند چرا در مورد ایشان این مقدار دست و دل باز هستند!
اینان اگر موگرینی و همراهان(بنظر تماماً خانم بوده)را در اروپا ملاقات میکردند چگونه رفتاری داشتند!
در آخر میخواهم بدانم بانوان این آقایان متشرع و محاسن دار و مومن دیشب چگونه با شوهران خود برخورد کرده اند؟؟؟.!!
اتفاقاً برخورد همسران این آقایان بسیار مهمتر از رفتار این آقایان در آن روز کذا است!"
دوستی با نام کاربری ماهی سیاه کوچولو این مطلب را ارسال کرده است؛
"حتما شنیدهاید بعد از اختراع سلفی یا خویشانداز خیلیها جانشان را به خطر انداختند تا خودشان را با مهمترین اثر تاریخی، باستانی یا حتی بلندترین برج جهان یا دکل مخابراتی ثبت کنند، تا به جهانیان ثابت کنند تا قله کوه قافی رفتند یا میلیونها هزینه کردهاند و وقت گذاشتهاند یا اصلا میخواستند پٌز بدهند در فلان تاریخ فلان جا بودند.
موگرینی برای شما چه جذابیتی داشت؟
همین شمایی که حتی با واژه زن هم مشکل دارید! شما که نه فمنیست میفهمید نه تعامل و تعادل نه آزادی نه انتخاب پوشش آزاد! هنوز آداب اجتماعی برخورد با زنان را بلد نیستید. جایگاه سیاسی موگرینی از همه شما بالاتر بود، درست. زن بود و شما زنهایی از این دست که از شما پیشی گرفتند و اجازه مردان را نمیخواستند؛ ندیدید! درست. اما از هر طرف که نگاه کنید باید به کرامت و ارزش انسانیاش میرسیدید که نرسیدید. آنطور شلنگ و تخته انداختن برای گرفتن سلفی آن هم از طرف نمایندههای مجلس یک کشور خجالتآور است. کاش کسی از موگرینی حس و حالش را میپرسید که انگار در جزیره آدمخوارها گیر افتاده است. چه توقعات زیادی که حرف از انتخاب و آزادی بزنیم. چه دست پایی زدید برای گرفتن سلفی! خیلیها به خاطر سلفی جانشان را به خطر انداختند شما آبروی یک ملت را!"
@Tavaana_TavaanaTech
مطلبی از پوریا صداقت نیا از همراهان توانا:
بحرانی به عظمت ابتذال
(درباره ی مجلس شورای اسلامی،دیدار نمایندگان و خانم موگرینی)
در طی این سی و هشت سال،در جامعه مسیری را در پیش گرفته ایم که نه تنها باعث پیشرفتمان نشده،بلکه پسرفت چشمگیری را شاهد بوده ایم.ما هر روز در مطبوعات و اخبار از افول شخصیت اجتماعی،نابودی ارزش ها و بی اخلاقی جامعه می خوانیم و می شنویم.این مسئله علل متفاوتی دارد: عدم آموزش مناسب، عدم تعهد اخلاقی،توهم خودبرتر پنداری،نبود یک سیستم نظارتی دقیق و صحیح و....
اما پرسش اساسی این است اگر خود قانون گذاران و برنامه ریزان در یک نظام و در یک جامعه دچار انحطاط اخلاقی باشند آنگاه چه باید گفت و چه باید کرد؟
تقریبا همه ی ما عکس های دیروز نمایندگان مجلس را در حال حرص و ولع برای سلفی گرفتن با خانم موگرینی دیده ایم. حتی برخی از نمایندگان با دوربین پشتی گوشی از خود خانم موگرینی عکس گرفتند که همین کار، این عمل را از عکس یادگاری گرفتن نیز فراتر می برد. اما چرا قانونگذارانی که سخت ترین قوانین را علیه جامعه و رفتارهای شخصی افراد تنظیم می کنند خودشان برخلاف آن را انجام می دهند و به هیچ قانونی پاسخگو نیستند؟ چرا اصولاً چیزهایی می گویند و قوانینی می نویسند که خودشان به آن عمل نمی کنند؟ و چرا چیزی متفاوت از آنچه می گویند نشان می دهند؟
برای بررسی رفتارشان به تحلیل نمایشی اروینگ گافمن رجوع می کنم.
گافمن در تحلیل نمایشی به نمای شخص اشاره مینماید. وی نمای شخصی را به قیافه و منش تقسیم میکند. قیافه (Appearance) شامل آن چیزهایی میشود که منزلت اجتماعی نمایشگر را به حضار نشان میدهد (برای مثال، لباس روحانیت نماینده ی مجلس و پیشانی پینه بسته در اثر عبادات طولانی). منش (Manner)، به حضار یادآور میشود که چه نوع نقشی را باید از یک نمایشگر در یک موقعیت معین انتظار داشته باشند (برای مثال، سبک و طرز رفتار با اخلاق و مطابق موازین اسلامی که شخص داعیه ی آن را دارد). منش عجولانه و منش صبورانه، دو نوع اجرای نقش کاملاً متفاوت را نشان میدهند. عموماً انتظار آن است که قیافه و منش با یکدیگر همخوانی داشته باشند.
مناطق روی صحنه و پشت صحنه (On-Stage and Back-Stage Performances)؛ گافمن در قیاس صحنه نمایش با کنش متقابل اجتماعی، تا آنجا که میتواند جلو میرود و میگوید: در هر کنش متقابلی یک جلوی صحنه وجود دارد که با پیشصحنه اجرای تئاتری قرینه است. مناطق جلوی صحنه موقعیتهای اجتماعی یا برخوردهایی هستند که در آن افراد نقشهای رسمی یا دارای اسلوب را بازی میکنند. بازیگران صحنه تئاتر و نیز زندگی اجتماعی، هر دو به حفظ ظاهر، لباس مناسب پوشیدن و وسایل صحنهآرایی علاقمندند. وانگهی، در هر دو اجرا، یک نوع پشت صحنه وجود دارد که افراد میتوانند وسایل و اسباب لازم برای نمایش را مهیا میکنند و خود را برای کنش متقابل در محیطهای رسمیتر آماده میسازند. مناطق پشت صحنه شبیه پشت صحنه یک تئاتر، یا فعالیتهای مربوط به فیلمبرداری در زمانی است که دوربین خاموش است. مردم هنگامی که کاملاً در پشت صحنه هستند، میتوانند آسوده باشند و احساسات و رفتارهایی را که بههنگام حضور در روی صحنه کنترل میکنند، آزادانه ابراز کنند.
چیزی که گافمن در اینجا مطرح می کند یک قاعده ی کلی است، طبق این الگو همه چیز در پشت صحنه و جلو صحنه اتفاق می افتد. در این صورت دریافت حقیقت کنشگر سخت است و معمولا آنها چیزی رتبه نمایش می گذارند که واقعیت ندارد،این همان چیزی است که مذهب به آن «ریا» می گوید.
اما دریافت حقیقت پشت صحنه ی کنشگر آنچنان هم دست نیافتنی نیست، برای پی بردن به حقیقت کنشگر باید به چیزی که من آن را «نشانه های رفتاری» می نامم توجه کرد. «نشانه های رفتاری» شامل هر عملی اعم از «گفتار،عمل،لغزش کلامی،کنش های ناگهانی» و امثال آن هاست.
مسئله ای که دیروز در مجلس شورای اسلامی خودنمایی کرد یک اتفاق ساده نبود،یک واقعیت اجتماعی بود،این مسئله حقیقت مسئولین و قانونگذارانی را برملا کرد که داعیه ی اصلاح و قانون دارند ولی خودشان بیش از هر کس نیازمند اصلاح و قانون اند. این مسئله نمایانگر ابتذال در سطح وسیع آن است. نمایانگر حرص و ولع مسئولینی است که بر جهان پیرامون لعن و نفرین می فرستند و با افتادن یک روسری فریاد وامصیبتا سر می دهند، اما خود چون در شرایط قرار می گیرند شدیداً از آن استقبال می کنند و منویات درون خود را به نمایش می گذارند. قانون گذاری که خود پایبند به آن نباشد امنیت جامعه را هدف قرار می دهد."
@Tavaana_TavaanaTech
بحرانی به عظمت ابتذال
(درباره ی مجلس شورای اسلامی،دیدار نمایندگان و خانم موگرینی)
در طی این سی و هشت سال،در جامعه مسیری را در پیش گرفته ایم که نه تنها باعث پیشرفتمان نشده،بلکه پسرفت چشمگیری را شاهد بوده ایم.ما هر روز در مطبوعات و اخبار از افول شخصیت اجتماعی،نابودی ارزش ها و بی اخلاقی جامعه می خوانیم و می شنویم.این مسئله علل متفاوتی دارد: عدم آموزش مناسب، عدم تعهد اخلاقی،توهم خودبرتر پنداری،نبود یک سیستم نظارتی دقیق و صحیح و....
اما پرسش اساسی این است اگر خود قانون گذاران و برنامه ریزان در یک نظام و در یک جامعه دچار انحطاط اخلاقی باشند آنگاه چه باید گفت و چه باید کرد؟
تقریبا همه ی ما عکس های دیروز نمایندگان مجلس را در حال حرص و ولع برای سلفی گرفتن با خانم موگرینی دیده ایم. حتی برخی از نمایندگان با دوربین پشتی گوشی از خود خانم موگرینی عکس گرفتند که همین کار، این عمل را از عکس یادگاری گرفتن نیز فراتر می برد. اما چرا قانونگذارانی که سخت ترین قوانین را علیه جامعه و رفتارهای شخصی افراد تنظیم می کنند خودشان برخلاف آن را انجام می دهند و به هیچ قانونی پاسخگو نیستند؟ چرا اصولاً چیزهایی می گویند و قوانینی می نویسند که خودشان به آن عمل نمی کنند؟ و چرا چیزی متفاوت از آنچه می گویند نشان می دهند؟
برای بررسی رفتارشان به تحلیل نمایشی اروینگ گافمن رجوع می کنم.
گافمن در تحلیل نمایشی به نمای شخص اشاره مینماید. وی نمای شخصی را به قیافه و منش تقسیم میکند. قیافه (Appearance) شامل آن چیزهایی میشود که منزلت اجتماعی نمایشگر را به حضار نشان میدهد (برای مثال، لباس روحانیت نماینده ی مجلس و پیشانی پینه بسته در اثر عبادات طولانی). منش (Manner)، به حضار یادآور میشود که چه نوع نقشی را باید از یک نمایشگر در یک موقعیت معین انتظار داشته باشند (برای مثال، سبک و طرز رفتار با اخلاق و مطابق موازین اسلامی که شخص داعیه ی آن را دارد). منش عجولانه و منش صبورانه، دو نوع اجرای نقش کاملاً متفاوت را نشان میدهند. عموماً انتظار آن است که قیافه و منش با یکدیگر همخوانی داشته باشند.
مناطق روی صحنه و پشت صحنه (On-Stage and Back-Stage Performances)؛ گافمن در قیاس صحنه نمایش با کنش متقابل اجتماعی، تا آنجا که میتواند جلو میرود و میگوید: در هر کنش متقابلی یک جلوی صحنه وجود دارد که با پیشصحنه اجرای تئاتری قرینه است. مناطق جلوی صحنه موقعیتهای اجتماعی یا برخوردهایی هستند که در آن افراد نقشهای رسمی یا دارای اسلوب را بازی میکنند. بازیگران صحنه تئاتر و نیز زندگی اجتماعی، هر دو به حفظ ظاهر، لباس مناسب پوشیدن و وسایل صحنهآرایی علاقمندند. وانگهی، در هر دو اجرا، یک نوع پشت صحنه وجود دارد که افراد میتوانند وسایل و اسباب لازم برای نمایش را مهیا میکنند و خود را برای کنش متقابل در محیطهای رسمیتر آماده میسازند. مناطق پشت صحنه شبیه پشت صحنه یک تئاتر، یا فعالیتهای مربوط به فیلمبرداری در زمانی است که دوربین خاموش است. مردم هنگامی که کاملاً در پشت صحنه هستند، میتوانند آسوده باشند و احساسات و رفتارهایی را که بههنگام حضور در روی صحنه کنترل میکنند، آزادانه ابراز کنند.
چیزی که گافمن در اینجا مطرح می کند یک قاعده ی کلی است، طبق این الگو همه چیز در پشت صحنه و جلو صحنه اتفاق می افتد. در این صورت دریافت حقیقت کنشگر سخت است و معمولا آنها چیزی رتبه نمایش می گذارند که واقعیت ندارد،این همان چیزی است که مذهب به آن «ریا» می گوید.
اما دریافت حقیقت پشت صحنه ی کنشگر آنچنان هم دست نیافتنی نیست، برای پی بردن به حقیقت کنشگر باید به چیزی که من آن را «نشانه های رفتاری» می نامم توجه کرد. «نشانه های رفتاری» شامل هر عملی اعم از «گفتار،عمل،لغزش کلامی،کنش های ناگهانی» و امثال آن هاست.
مسئله ای که دیروز در مجلس شورای اسلامی خودنمایی کرد یک اتفاق ساده نبود،یک واقعیت اجتماعی بود،این مسئله حقیقت مسئولین و قانونگذارانی را برملا کرد که داعیه ی اصلاح و قانون دارند ولی خودشان بیش از هر کس نیازمند اصلاح و قانون اند. این مسئله نمایانگر ابتذال در سطح وسیع آن است. نمایانگر حرص و ولع مسئولینی است که بر جهان پیرامون لعن و نفرین می فرستند و با افتادن یک روسری فریاد وامصیبتا سر می دهند، اما خود چون در شرایط قرار می گیرند شدیداً از آن استقبال می کنند و منویات درون خود را به نمایش می گذارند. قانون گذاری که خود پایبند به آن نباشد امنیت جامعه را هدف قرار می دهد."
@Tavaana_TavaanaTech
مطالب ارسالی همراهان توانا درباره عکس گرفتن نمایندگان با خانم موگرینی:
نوشته جناب کیوانی یکی از همراهان توانا:
"اگر چه رفتار تعدادی از نمایندگان در برابر خانم موگرینی از نظر برخی چندان خوشایند نبود اما می توان به این قضیه از زاویه دیگری هم نگاه کرد. اولا خانم موگرینی مهمترین شخصیت حاضر در مراسم بود. کسی است که مسئولیت سیاسی خارجی اتحادیه اروپا یعنی حدود بیست و پنج کشور جهان را برعهده دارد، یک شخصیت جهانی و بین المللی است. برخلاف بقیه شخصیت های حاضر در جلسه که همه حداکثر یک شخصیت ملی و تنها برای مردم وجامعه خودشان بودند. پس خیلی طبیعی است که هر کسی بخواهد در کنار یک چنین شخصیت جهانی بایستد و با او عکس بگیرد واین به نظر من هیچ عیب و ایرادی هم ندارد. از طرف دیگر گرایش انسان بسوی جنس مخالف یک امر ذاتی و غریزی است. همه انسانها بلا استثنا دارای چنین حس و امر غریزی هستند. البته هستند کسانی که به دلایل مختلف و به طرق گوناگون با چنین حس و امر غریزی در درون خود مبارزه می کنند و خود را از آن دور نگه می دارند. اما نه انتظار است ونه درست و نه ممکن که همه این حس را در درون خود سرکوب کنند. ولی به نظر من در این بین ایرادی که بر آن عده از نمایندگان وجود دارد این است که همین نمایندگان وقتی با مسئله تمایل جوانان دختر و پسر به سوی یکدیگر در کشورمان و به چگونگی ارتباط آنها با هم می پردازند و می خواهند قوانینی در این مورد تدوین کنند آن خواست واحساس ذاتی وخدادادی را که در همه جوانان وجود دارد بکلی نادیده می گیرند و به اسم امر به معروف ونهی از منکر به وضع قوانین سختگیرانه و بدور از واقعیتهای انسانی واجتماعی مبادرت می ورزند. اقدام به تدوین قوانینی می کنند که نه تنها به زعم خودشان معضل را برطرف نمی کنند که بر دامنه و حدت آن نیز می افزایند. این عده از نمایندگان محترم باید بپذیرند که تمایل وگرایش دختر و پسر و زن وم رد بسوی یکدیگر یک امر طبیعی است و آنجا که می خواهند با تدوین قوانین جلوی بروز هر گونه خطا و ناهنجاری ناشی از این تمایل و گرایش را بگیرند از سطحی نگری، از لجاجت با جوانان واز تدوین قوانین بی منطق سختگیرانه بپرهیزند و رفتار وتلاش خودشان برای عکس گرفتن با خانم موگرینی را فراموش نکنند."
مه فروغ از همراهان توانا چنین نوشته است:
"اگه حجاب اجباری نبود :دو رویی کمتر کمتر می شد باد رو روی مو هام حس می کردم، حس قشنگیه آزادی،حق انتخاب پوشش بود، دیگه بودجه کشور الکی هزینه نمی شد.
اگه حجاب رو خودمون انتخاب می کردیم فلسفهی حجاب رو خودمون می فهمیدیم با این که میدونیم برای انتخاب پوشش اختیاری نیاز به فرهنگ سازی و زمان داریم تا تبعاتش کمتر کنیم و هم چنین اگه حجاب اجباری نبود
من از گشت ارشاد دیگه نمی ترسیدم یا مجبور نبودم برای مبارزه یه وضعی بیام که معلوم نیست بد حجاب هستم یا با حجاب کاش حجاب اجباری نبود، کاش به جاش حیا رو یاد می دادن به دختران و پسرانمون اگه حجاب اجباری نبود دیگه دغدغه ام همش برای آزادی انتخاب پوشش نبود به حق های دیگه ام فکر می کردم شایدم فهمیدن اگه برای انتخاب پوشش کنار بیان، مجبورن حق های دیگه ی منو بدن
ولی #مورگینی که با حجاب اومد چرا نمایندگان مجلس داشتن می خوردنش با نگاهشون این نگاه و سلفی ها اونقدر اذیت کننده بود که مورگینی گفت فهمیدم فلسفه ی حجاب چیه شایدم از قصد این کارو کردند که کسی از اروپا توقع حمایت از زنان ایرانی رو نداشته باشه.
بهتره در کنار حق انتخاب پوشش، به حقوق دیگه پایمال شدمون بپردازیم تا بفهمن ما تمام حقوق پایمال شدمونو می خوایم نه کمتر نه بیشتر"
ضمن سپاس از همه همراهان، یادآور میگردد، انتشار نظرات گوناگون همراهان برای ایجاد فضای تبادل نظر و گفتگو است، و به معنای تایید همه نظرات منتشر شده نیست.
از همه سپاسگزاریم که در این بحث هم شرکت فعال داشتید.
@Tavaana_TavaanaTech
نوشته جناب کیوانی یکی از همراهان توانا:
"اگر چه رفتار تعدادی از نمایندگان در برابر خانم موگرینی از نظر برخی چندان خوشایند نبود اما می توان به این قضیه از زاویه دیگری هم نگاه کرد. اولا خانم موگرینی مهمترین شخصیت حاضر در مراسم بود. کسی است که مسئولیت سیاسی خارجی اتحادیه اروپا یعنی حدود بیست و پنج کشور جهان را برعهده دارد، یک شخصیت جهانی و بین المللی است. برخلاف بقیه شخصیت های حاضر در جلسه که همه حداکثر یک شخصیت ملی و تنها برای مردم وجامعه خودشان بودند. پس خیلی طبیعی است که هر کسی بخواهد در کنار یک چنین شخصیت جهانی بایستد و با او عکس بگیرد واین به نظر من هیچ عیب و ایرادی هم ندارد. از طرف دیگر گرایش انسان بسوی جنس مخالف یک امر ذاتی و غریزی است. همه انسانها بلا استثنا دارای چنین حس و امر غریزی هستند. البته هستند کسانی که به دلایل مختلف و به طرق گوناگون با چنین حس و امر غریزی در درون خود مبارزه می کنند و خود را از آن دور نگه می دارند. اما نه انتظار است ونه درست و نه ممکن که همه این حس را در درون خود سرکوب کنند. ولی به نظر من در این بین ایرادی که بر آن عده از نمایندگان وجود دارد این است که همین نمایندگان وقتی با مسئله تمایل جوانان دختر و پسر به سوی یکدیگر در کشورمان و به چگونگی ارتباط آنها با هم می پردازند و می خواهند قوانینی در این مورد تدوین کنند آن خواست واحساس ذاتی وخدادادی را که در همه جوانان وجود دارد بکلی نادیده می گیرند و به اسم امر به معروف ونهی از منکر به وضع قوانین سختگیرانه و بدور از واقعیتهای انسانی واجتماعی مبادرت می ورزند. اقدام به تدوین قوانینی می کنند که نه تنها به زعم خودشان معضل را برطرف نمی کنند که بر دامنه و حدت آن نیز می افزایند. این عده از نمایندگان محترم باید بپذیرند که تمایل وگرایش دختر و پسر و زن وم رد بسوی یکدیگر یک امر طبیعی است و آنجا که می خواهند با تدوین قوانین جلوی بروز هر گونه خطا و ناهنجاری ناشی از این تمایل و گرایش را بگیرند از سطحی نگری، از لجاجت با جوانان واز تدوین قوانین بی منطق سختگیرانه بپرهیزند و رفتار وتلاش خودشان برای عکس گرفتن با خانم موگرینی را فراموش نکنند."
مه فروغ از همراهان توانا چنین نوشته است:
"اگه حجاب اجباری نبود :دو رویی کمتر کمتر می شد باد رو روی مو هام حس می کردم، حس قشنگیه آزادی،حق انتخاب پوشش بود، دیگه بودجه کشور الکی هزینه نمی شد.
اگه حجاب رو خودمون انتخاب می کردیم فلسفهی حجاب رو خودمون می فهمیدیم با این که میدونیم برای انتخاب پوشش اختیاری نیاز به فرهنگ سازی و زمان داریم تا تبعاتش کمتر کنیم و هم چنین اگه حجاب اجباری نبود
من از گشت ارشاد دیگه نمی ترسیدم یا مجبور نبودم برای مبارزه یه وضعی بیام که معلوم نیست بد حجاب هستم یا با حجاب کاش حجاب اجباری نبود، کاش به جاش حیا رو یاد می دادن به دختران و پسرانمون اگه حجاب اجباری نبود دیگه دغدغه ام همش برای آزادی انتخاب پوشش نبود به حق های دیگه ام فکر می کردم شایدم فهمیدن اگه برای انتخاب پوشش کنار بیان، مجبورن حق های دیگه ی منو بدن
ولی #مورگینی که با حجاب اومد چرا نمایندگان مجلس داشتن می خوردنش با نگاهشون این نگاه و سلفی ها اونقدر اذیت کننده بود که مورگینی گفت فهمیدم فلسفه ی حجاب چیه شایدم از قصد این کارو کردند که کسی از اروپا توقع حمایت از زنان ایرانی رو نداشته باشه.
بهتره در کنار حق انتخاب پوشش، به حقوق دیگه پایمال شدمون بپردازیم تا بفهمن ما تمام حقوق پایمال شدمونو می خوایم نه کمتر نه بیشتر"
ضمن سپاس از همه همراهان، یادآور میگردد، انتشار نظرات گوناگون همراهان برای ایجاد فضای تبادل نظر و گفتگو است، و به معنای تایید همه نظرات منتشر شده نیست.
از همه سپاسگزاریم که در این بحث هم شرکت فعال داشتید.
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرای تاثیرگذار گروه نمایش دختران نوجوان خانه حمایتی آموزشی محمودآباد شهرری بر اساس کتاب «آرش کماندار»، برای کودکان
فعالیتهای مفیدی برای کتابخوانی کودکان
🔻
@khanak_org
@Tavaana_TavaanaTech
فعالیتهای مفیدی برای کتابخوانی کودکان
🔻
@khanak_org
@Tavaana_TavaanaTech
«سلفی با موگرینی»
اثر سیدمیثم آقاسیدحسینی
مطلب مرتبط:
منابع توانا درباره سیاست و حکومت در ایران:
goo.gl/5WomWA
@Tavaana_TavaanaTech
اثر سیدمیثم آقاسیدحسینی
مطلب مرتبط:
منابع توانا درباره سیاست و حکومت در ایران:
goo.gl/5WomWA
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اقدام بشردوستانه فریدون فرخزاد، در نجات کودکان سرباز اسیر شده در زندان های عراق
او در ۱۶مرداد ۱۳۷۱ در خانهاش سلاخی شد.
یادش گرامی
درباره فرخزاد بیشتر بخوانید:
goo.gl/Swf5xv
@Tavaana_TavaanaTech
او در ۱۶مرداد ۱۳۷۱ در خانهاش سلاخی شد.
یادش گرامی
درباره فرخزاد بیشتر بخوانید:
goo.gl/Swf5xv
@Tavaana_TavaanaTech
آموزشکده توانا
اقدام بشردوستانه فریدون فرخزاد، در نجات کودکان سرباز اسیر شده در زندان های عراق او در ۱۶مرداد ۱۳۷۱ در خانهاش سلاخی شد. یادش گرامی درباره فرخزاد بیشتر بخوانید: goo.gl/Swf5xv @Tavaana_TavaanaTech
فریدون فرخزاد، شرقی ِ غمگینی که در خون نشست
goo.gl/6etU4C
به بهانهی سالگرد قتل فریدون فرخزاد
«در سرزمین من اما
انگورها کشمش میشوند
سربازها قاضی» *
شو و صحنه آنگونه که ما امروز میشناسیم و میبینیم را فریدون فرخزاد به ایران آورد. فریدون را در حالی که ۵۴ سال سن داشت در ۱۶ مردادماه ۱۳۷۱ در خانهاش در حومهی شهر بن در کشور آلمان با ضربههای کارد سلاخی کردند.
فریدون فرخراد، شاعر، برنامهساز رادیو و تلویزیون، خواننده و آهنگساز ایرانی در ۱۵ مهرماه ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. او برادر فروغ فرخزاد شاعر سرشناس ایرانی بود که در جوانی بر اثر تصادف رانندگی درگذشت.
فریدون فرخزاد در چهار راه گمرک تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی دیده به جهان گشود. مادرش توران وزیریتبار و پدرش سرهنگ محمد فرخزاد نام داشت.
فریدون مدتی در دبیرستان رازی و پس از آن در دبیرستان البرز درس خواند و پس از آن به آلمان رفت و در مونیخ و بن و برلین حقوق سیاسی خواند و دکترا گرفت.
فرخزاد از جوانی به سرودن شعر علاقهمند بود. او به زبان آلمانی نیز شعر میسرود که در برخی از نشریات آلمان نیز منتشر میشد.
نخستین مجموعهی شعر فریدون فرخزاد با عنوان «فصلی دیگر» در سال ۱۹۶۴ منتشر شد که تحسین برخی از منتقدان ادبی را برانگیخت و شاعر مشهور آلمانی، «یواهنس بوبروفسکی» نیز بر این کتاب فریدون مقدمهای نوشت.
چند ماه پس از انتشار، این کتاب توانست جایزه ی ادبی شعر برلین را از آن خود کند. اشعار آلمانی فریدون فرخزاد توانست از سوی ناشران بزرگ کتاب آلمان، به عنوان بهترین اشعار سال برندهی جوایزی شود. فریدون چند سالی عضو آکادمی ادبیات جوانان مونیخ نیز بود. او توانست به رادیو و تلویزیون شهر مونیخ آلمان نیز راه پیدا کند.
فریدون فرخزاد علاوه بر زبان فارسی و آلمانی، به زبانهای انگلیسی و فرانسوی هم سخن میگفت.
فریدون فرخزاد پیش از انقلاب اسلامی شو من و سازنده ی برنامههای تلویزیونی بود که برنامهی «میخک نقرهای» از جمله کارهای موفق او است. او در این برنامهها بسیاری از خوانندگان ایرانی را به جامعه معرفی کرد.
انقلاب اسلامی که پیروز شد، فریدون فرخزاد به دادگاه احضار شد. او مدت کوتاهی بازداشت شد و پس از آن به آمریکا و شهر لسآنجلس مهاجرت کرد. او در این شهر کتاب «در نهایت جمله آغاز است عشق» را در این شهر منتشر کرد. او به شهر لسآنجلس دیدی انتقادی داشت که موجب شد از این شهر نیز مهاجرت کند و به آلمان برود.
او در بسیاری از برنامههای خود به انتقاد از جمهوری اسلامی و شخص روحالله خمینی پرداخت. بسیاری بر این نظر هستند که همین انتقادهای تند موجب مرگ او شد. او را در منزلش سلاخی کردند.
هفتصد مارک قرض بانکی، چند ماه اجارهی عقبافتاده، بدنی که توسط ماموران جمهوری اسلامی سلاخی شد و گوری رایگان در شهر بن همهی چیزی است که از فریدون فرخزاد باقی مانده است.
پانزده سال که از مرگ فریدون گذشت، شهرداری شهر بن قصد تخریب گورستانی را داشت که فریدون در آن آرامیده بود. جمعی از دوستداران فریدون با شهرداری شهر بن هماهنگی کردند و قبر جدیدی برای او تهیه کردند و پیکر او را جابهجا کردند تا امروز علاوه بر آثار ارزشمند هنری فریدون فرخزاد، مزار او نیز باقی مانده باشد.
یادش گرامی
* بخشی از شعری از فریدون فرخزاد
درباره فریدون فرخزاد بیشتر بخوانید:
http://goo.gl/Swf5xv
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/6etU4C
به بهانهی سالگرد قتل فریدون فرخزاد
«در سرزمین من اما
انگورها کشمش میشوند
سربازها قاضی» *
شو و صحنه آنگونه که ما امروز میشناسیم و میبینیم را فریدون فرخزاد به ایران آورد. فریدون را در حالی که ۵۴ سال سن داشت در ۱۶ مردادماه ۱۳۷۱ در خانهاش در حومهی شهر بن در کشور آلمان با ضربههای کارد سلاخی کردند.
فریدون فرخراد، شاعر، برنامهساز رادیو و تلویزیون، خواننده و آهنگساز ایرانی در ۱۵ مهرماه ۱۳۱۷ در تهران به دنیا آمد. او برادر فروغ فرخزاد شاعر سرشناس ایرانی بود که در جوانی بر اثر تصادف رانندگی درگذشت.
فریدون فرخزاد در چهار راه گمرک تهران از پدری تفرشی و مادری کاشانی دیده به جهان گشود. مادرش توران وزیریتبار و پدرش سرهنگ محمد فرخزاد نام داشت.
فریدون مدتی در دبیرستان رازی و پس از آن در دبیرستان البرز درس خواند و پس از آن به آلمان رفت و در مونیخ و بن و برلین حقوق سیاسی خواند و دکترا گرفت.
فرخزاد از جوانی به سرودن شعر علاقهمند بود. او به زبان آلمانی نیز شعر میسرود که در برخی از نشریات آلمان نیز منتشر میشد.
نخستین مجموعهی شعر فریدون فرخزاد با عنوان «فصلی دیگر» در سال ۱۹۶۴ منتشر شد که تحسین برخی از منتقدان ادبی را برانگیخت و شاعر مشهور آلمانی، «یواهنس بوبروفسکی» نیز بر این کتاب فریدون مقدمهای نوشت.
چند ماه پس از انتشار، این کتاب توانست جایزه ی ادبی شعر برلین را از آن خود کند. اشعار آلمانی فریدون فرخزاد توانست از سوی ناشران بزرگ کتاب آلمان، به عنوان بهترین اشعار سال برندهی جوایزی شود. فریدون چند سالی عضو آکادمی ادبیات جوانان مونیخ نیز بود. او توانست به رادیو و تلویزیون شهر مونیخ آلمان نیز راه پیدا کند.
فریدون فرخزاد علاوه بر زبان فارسی و آلمانی، به زبانهای انگلیسی و فرانسوی هم سخن میگفت.
فریدون فرخزاد پیش از انقلاب اسلامی شو من و سازنده ی برنامههای تلویزیونی بود که برنامهی «میخک نقرهای» از جمله کارهای موفق او است. او در این برنامهها بسیاری از خوانندگان ایرانی را به جامعه معرفی کرد.
انقلاب اسلامی که پیروز شد، فریدون فرخزاد به دادگاه احضار شد. او مدت کوتاهی بازداشت شد و پس از آن به آمریکا و شهر لسآنجلس مهاجرت کرد. او در این شهر کتاب «در نهایت جمله آغاز است عشق» را در این شهر منتشر کرد. او به شهر لسآنجلس دیدی انتقادی داشت که موجب شد از این شهر نیز مهاجرت کند و به آلمان برود.
او در بسیاری از برنامههای خود به انتقاد از جمهوری اسلامی و شخص روحالله خمینی پرداخت. بسیاری بر این نظر هستند که همین انتقادهای تند موجب مرگ او شد. او را در منزلش سلاخی کردند.
هفتصد مارک قرض بانکی، چند ماه اجارهی عقبافتاده، بدنی که توسط ماموران جمهوری اسلامی سلاخی شد و گوری رایگان در شهر بن همهی چیزی است که از فریدون فرخزاد باقی مانده است.
پانزده سال که از مرگ فریدون گذشت، شهرداری شهر بن قصد تخریب گورستانی را داشت که فریدون در آن آرامیده بود. جمعی از دوستداران فریدون با شهرداری شهر بن هماهنگی کردند و قبر جدیدی برای او تهیه کردند و پیکر او را جابهجا کردند تا امروز علاوه بر آثار ارزشمند هنری فریدون فرخزاد، مزار او نیز باقی مانده باشد.
یادش گرامی
* بخشی از شعری از فریدون فرخزاد
درباره فریدون فرخزاد بیشتر بخوانید:
http://goo.gl/Swf5xv
@Tavaana_TavaanaTech
Telegram
آموزشکده توانا
شرقی غمگین
فریدون فرخزاد
@Tavaana_TavaanaTech
فریدون فرخزاد
@Tavaana_TavaanaTech
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حرف من
شعری زیبا از زنده یاد فریدون فرخزاد
او در ۱۶مرداد ۱۳۷۱ در خانهاش سلاخی شد.
یادش گرامی
درباره فرخزاد بیشتر بخوانید:
goo.gl/Swf5xv
@Tavaana_TavaanaTech
شعری زیبا از زنده یاد فریدون فرخزاد
او در ۱۶مرداد ۱۳۷۱ در خانهاش سلاخی شد.
یادش گرامی
درباره فرخزاد بیشتر بخوانید:
goo.gl/Swf5xv
@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
واکنش شماری از مردم به عکس گرفتن نمایندگان مجلس با خانم موگرینی
از این عکس ها تعجب نکردم، چون از این نمایندگان بیشتر از این انتظار نداشتم!
مرتبط:
نظارت استصوابی
goo.gl/UHfTAs
@Tavaana_TavaanaTech
از این عکس ها تعجب نکردم، چون از این نمایندگان بیشتر از این انتظار نداشتم!
مرتبط:
نظارت استصوابی
goo.gl/UHfTAs
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from مسیح علینژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مستند آزادی های یواشکی ساخته مازيار بهاري و علا محسني كه نگاهي دارد به زندگي مسيح علي نژاد و كمپين اعتراضي او به حجاب اجباري
قسمت نهم: جوجه اردک زشت
@masih_alinejad
قسمت نهم: جوجه اردک زشت
@masih_alinejad
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلاهبرداری اینترنتی روی شیپور و دیوار با تقلید صدا
آخرین شیوههای کلاهبرداری اینترنتی، کلاه برداری در سایتهای خرید و فروش آنلاین و مانند آن
goo.gl/4BSeQQ
@tavaanatech
آخرین شیوههای کلاهبرداری اینترنتی، کلاه برداری در سایتهای خرید و فروش آنلاین و مانند آن
goo.gl/4BSeQQ
@tavaanatech
دانشجویان نخبهی افغانستانی قربانی شهریهی دانشگاه دولتی ایران
goo.gl/Peb94W
«مهدی احمدی» دانشجوی افغانستانی است که در سال ۹۳ موفق به کسب رتبه یک کارشناسی ارشد در رشته زمین شناسی شد و امسال «مهدی جعفری» همان نتایج را دوباره در سال ۹۶ تکرار کرده است؛ هر دو برای دریافت بورسیه تحصیلی به اداره کل دانشجویان غیر ایرانی سازمان امور دانشجویان مراجعه میکنند و درخواست میدهند. احمدی درخواستش رد میشود و جعفری در انتظار پاسخ به درخواست است.
به گزارش خبرنگار انصاف نیوز، کسب رتبههای برتر توسط دانشجویان افغانستانی خبری است امیدوار کننده و مسرت بخش برای مهاجران؛ جوانانی که با وجود تمام محدودیتها و موانع رو به جلو حرکت میکنند ولی مشکلات ناشی از هزینههای تحصیل آنان برای ورود به دانشگاهها هر چند وقت یکبار رسانهای میشود.
مهدی احمدی رتبه ۳ کنکور دکتری در رشته زمین شناسی سال ۹۵ از ادامه تحصیل منصرف شد.
مهدی احمدی یکی از شمار جوانان افغانستانی در ایران است که به دلیل هزینه بالای شهریهها از ادامه تحصیل باز میماند.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/N1gAQb
به نظر شما از چه راهی میتوان دولت را وادار کرد تا جوانان باهوش و با ارادهای مانند او را که به تحصیل علاقهمند هستند حمایت کند؟
در توانا بخوانید:
مهمانان ناخوانده: نقض حقوق پناهندگان و مهاجرین افغان توسط ايران
https://goo.gl/zqLXn1
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/Peb94W
«مهدی احمدی» دانشجوی افغانستانی است که در سال ۹۳ موفق به کسب رتبه یک کارشناسی ارشد در رشته زمین شناسی شد و امسال «مهدی جعفری» همان نتایج را دوباره در سال ۹۶ تکرار کرده است؛ هر دو برای دریافت بورسیه تحصیلی به اداره کل دانشجویان غیر ایرانی سازمان امور دانشجویان مراجعه میکنند و درخواست میدهند. احمدی درخواستش رد میشود و جعفری در انتظار پاسخ به درخواست است.
به گزارش خبرنگار انصاف نیوز، کسب رتبههای برتر توسط دانشجویان افغانستانی خبری است امیدوار کننده و مسرت بخش برای مهاجران؛ جوانانی که با وجود تمام محدودیتها و موانع رو به جلو حرکت میکنند ولی مشکلات ناشی از هزینههای تحصیل آنان برای ورود به دانشگاهها هر چند وقت یکبار رسانهای میشود.
مهدی احمدی رتبه ۳ کنکور دکتری در رشته زمین شناسی سال ۹۵ از ادامه تحصیل منصرف شد.
مهدی احمدی یکی از شمار جوانان افغانستانی در ایران است که به دلیل هزینه بالای شهریهها از ادامه تحصیل باز میماند.
بیشتر بخوانید:
https://goo.gl/N1gAQb
به نظر شما از چه راهی میتوان دولت را وادار کرد تا جوانان باهوش و با ارادهای مانند او را که به تحصیل علاقهمند هستند حمایت کند؟
در توانا بخوانید:
مهمانان ناخوانده: نقض حقوق پناهندگان و مهاجرین افغان توسط ايران
https://goo.gl/zqLXn1
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. دانشجویان نخبهی افغانستانی قربانی شهریهی دانشگاه دولتی ایران «مهدی احمدی» دانشجوی #افغانستانی است که در سال ۹۳ موفق به کسب رتبه یک کارشناسی ارشد در رشته زمین شناسی شد و امسال «مهدی جعفری» همان نتایج را دوباره در سال ۹۶ تکرار کرده است؛ هر دو برای دریافت…
رونمایی ازکتاب طنین سکوت
حقایق وآمارهای ناگفته ازدواج کودکان
نشست تخصصی صاحب نظران حقوقی واجتماعی
باحضور کامیل احمدی
محقق پیمایش میدانی ۲ساله
۲۱مرداد
کتابخانه ملی اندیشگاه فرهنگی
@Tavaana_TavaanaTech
حقایق وآمارهای ناگفته ازدواج کودکان
نشست تخصصی صاحب نظران حقوقی واجتماعی
باحضور کامیل احمدی
محقق پیمایش میدانی ۲ساله
۲۱مرداد
کتابخانه ملی اندیشگاه فرهنگی
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماهیهای تالاب بینالمللی هامون در معرض خطر نابودی
بحران های محیط زیست ایران
http://goo.gl/WBQPZn
@Tavaana_TavaanaTech
بحران های محیط زیست ایران
http://goo.gl/WBQPZn
@Tavaana_TavaanaTech