This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتههای اکرم نقابی مادر سعید زینالی درباره انتظار دائمش برای یافتن اثری از فرزندش.
"تا نفس دارم پیگیر هستم، مگر من بمیرم که سعید هم تمام شود"
از بنیاد برومند
درباره سعید زینالی
goo.gl/ebtaMb
"تا نفس دارم پیگیر هستم، مگر من بمیرم که سعید هم تمام شود"
از بنیاد برومند
درباره سعید زینالی
goo.gl/ebtaMb
رای جالب یک قاضی
با وجود تمام مفاسدی که متاسفانه در سیستم قضایی جمهوری اسلامی وجود دارد، هستند قضات شرافتمندی که چنین آرائی صادر میکنند.
خواندنی
ow.ly/s7yn300wdg1
@Tavaana_TavaanaTech
با وجود تمام مفاسدی که متاسفانه در سیستم قضایی جمهوری اسلامی وجود دارد، هستند قضات شرافتمندی که چنین آرائی صادر میکنند.
خواندنی
ow.ly/s7yn300wdg1
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راه دشوار کولبران
آنها برای بردن بار خود، از راه های دشوار و صعب العبورو خطرناک کوهستانی می گذرند.
گزارشی درباره علل رواج کولبری
http://bit.ly/1TUQA7P
@Tavaana_TavaanaTech
آنها برای بردن بار خود، از راه های دشوار و صعب العبورو خطرناک کوهستانی می گذرند.
گزارشی درباره علل رواج کولبری
http://bit.ly/1TUQA7P
@Tavaana_TavaanaTech
حضور و حمایت مادر سهیل عربی در تجمع فرهنگیان و بازنشستگان در ۱۳ مهر ۹۶
زندانی قوانین قرون وسطایی
goo.gl/suwLvC
وصیتنامه سهیل عربی
goo.gl/dvQUfh
@Tavaana_TavaanaTech
زندانی قوانین قرون وسطایی
goo.gl/suwLvC
وصیتنامه سهیل عربی
goo.gl/dvQUfh
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تغییر وضعیت اعتصاب #سهیل_عربی و سخن کوتاه وی در باب #روز_معلم / صدای زندانی
زندانی قوانین قرون وسطایی
goo.gl/suwLvC
وصیتنامه سهیل عربی
goo.gl/dvQUfh
@Tavaana_TavaanaTech
زندانی قوانین قرون وسطایی
goo.gl/suwLvC
وصیتنامه سهیل عربی
goo.gl/dvQUfh
@Tavaana_TavaanaTech
در حالیکه زنان عربستانی از این موضوع که دیگر می توانند گواهینامه رانندگی دریافت کنند خشنود هستند و در حالیکه بسیاری از فعالان حقوق زنان آزادی های اخیر برای زنان در عربستان را نویدبخش می دانند، برخی نیز انگار این آزادی را چندان برنمی تابند!
از جمله این خانم ایرانی که با اینکه خود یک زن است، در توییتر خود زنان عربستانی را تحقیر می کند و به همان کلیشه قدیمی تن می زند که زنان در رانندگی تبحری ندارند. بهتر نیست برجای تمسخر زنان عربستانی به دنبال حقوق از دست رفته خود در ایران باشیم؟
goo.gl/hjqA7m
مطالب مرتبط؛
روایت این زن شجاع را از خودش ببینید و بشنوید؛ زنی که جرات کرد و در عربستان سعودی رانندگی کرد:
http://bit.ly/2w9KEhD
کنش های کوچک ایستادگی:
https://goo.gl/meeP0A
نافرمانی مدنی، اثر هنری دیوید ثورو
http://bit.ly/1oqL9bw
رزا پارکس در برابر ظلم قد خم نکرد
https://goo.gl/U0DDaq
@Tavaana_TavaanaTech
از جمله این خانم ایرانی که با اینکه خود یک زن است، در توییتر خود زنان عربستانی را تحقیر می کند و به همان کلیشه قدیمی تن می زند که زنان در رانندگی تبحری ندارند. بهتر نیست برجای تمسخر زنان عربستانی به دنبال حقوق از دست رفته خود در ایران باشیم؟
goo.gl/hjqA7m
مطالب مرتبط؛
روایت این زن شجاع را از خودش ببینید و بشنوید؛ زنی که جرات کرد و در عربستان سعودی رانندگی کرد:
http://bit.ly/2w9KEhD
کنش های کوچک ایستادگی:
https://goo.gl/meeP0A
نافرمانی مدنی، اثر هنری دیوید ثورو
http://bit.ly/1oqL9bw
رزا پارکس در برابر ظلم قد خم نکرد
https://goo.gl/U0DDaq
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. در حالیکه زنان عربستانی از این موضوع که دیگر می توانند گواهینامه رانندگی دریافت کنند خشنود هستند و در حالیکه بسیاری از فعالان حقوق زنان آزادی های اخیر برای زنان در عربستان را نویدبخش می دانند، برخی نیز انگار این آزادی را چندان برنمی تابند! از جمله این خانم…
Forwarded from آموزشکده توانا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یادی از عبدالرحیم جعفری، موسس و مدیر پیشین انتشارات امیرکبیر که 11 مهر 1394 درگذشت.
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مگسک: سیاهنمائی وقایع سفید محرم!
goo.gl/2cgk31
بر فرق کودکان قمه زدن، گاو زنده را آویزان کردن و با چاقو زدن، داخل گل و لای غوطهخوردن و مواردی مانند این را دشمنان انقلاب سیاهنمایی میکنند.
goo.gl/2cgk31
بر فرق کودکان قمه زدن، گاو زنده را آویزان کردن و با چاقو زدن، داخل گل و لای غوطهخوردن و مواردی مانند این را دشمنان انقلاب سیاهنمایی میکنند.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی سیدمحمد خاتمی می گوید تاکنون صدای آواز زنان را نشنیده خبرنگار (مسیح علی نژاد) خودش می زند زیر آواز تا ببیند واکنش یک روحانی در مورد آواز یک زن چگونه است.
از برنامه تبلت
@Tavaana_TavaanaTech
از برنامه تبلت
@Tavaana_TavaanaTech
پلنگ ایرانی؛ شکوه یک پلنگ را در این تصویر می توان به تماشا نشست.
استان سمنان، تابستان ۱۳۹۶
عکس: محمد سلامی
مرتبط
درباره نابودی زیستگاه ها و حیات وحش ایران
bit.ly/2eZfrpj
@Tavaana_TavaanaTech
استان سمنان، تابستان ۱۳۹۶
عکس: محمد سلامی
مرتبط
درباره نابودی زیستگاه ها و حیات وحش ایران
bit.ly/2eZfrpj
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داریوش و فریدون فروغی
ترانه همیشه غایب
ترانه سرا: شهیار قنبری
آهنگساز: ویلیام خنو
https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ
ترانه همیشه غایب
ترانه سرا: شهیار قنبری
آهنگساز: ویلیام خنو
https://telegram.me/joinchat/B5XELjvByQFyPHYQMdMTiQ
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کوچه دل»
ترانه سرا : حسن نجفیان
آهنگ ساز : کورش یغمایی
تنظیم : کورش یغمایی
البوم : فتنه چکمه پوش
خواننده : فریدون فروغی
درباره فریدونفروغی :
https://goo.gl/1z8XNf
@Tavaana_TavaanaTech
ترانه سرا : حسن نجفیان
آهنگ ساز : کورش یغمایی
تنظیم : کورش یغمایی
البوم : فتنه چکمه پوش
خواننده : فریدون فروغی
درباره فریدونفروغی :
https://goo.gl/1z8XNf
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شصت ثانیه: چگونه گوشی اندروید خود را سریعتر و امن تر کنیم
goo.gl/qsZQJw
سوالاتتان را به ایمیل tech@tavaana.org ارسال کنید.
@tavaanatech
goo.gl/qsZQJw
سوالاتتان را به ایمیل tech@tavaana.org ارسال کنید.
@tavaanatech
لزوم «آموزش و پرورش»ی که «مسئولیت شخصی» را بیاموزاند
مرتبط؛
وبینار نظام آموزشی در ایران
goo.gl/kuibme
دموکراسی و تربیت:دستنامه راهنما برای پیوند دموکراسی و کودکی
bit.ly/2nrubU1
@Tavaana_TavaanaTech
مرتبط؛
وبینار نظام آموزشی در ایران
goo.gl/kuibme
دموکراسی و تربیت:دستنامه راهنما برای پیوند دموکراسی و کودکی
bit.ly/2nrubU1
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکستن بینی یک دستفروش روانسری در بازاچه جوانرود/كرمانشاه توسط ماموران سدمعبر شهرداری جوانرود
از کانال اتحادیه آزاد کارگران
زندگی در حدفاصل بیکاری و خودکشی
bit.ly/2iYpYBI
@Tavaana_TavaanaTech
از کانال اتحادیه آزاد کارگران
زندگی در حدفاصل بیکاری و خودکشی
bit.ly/2iYpYBI
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم با بدبختی و با حقوق کارگری، مقداری پس انداز کردند و به موسسات مالی مجوزدار سپردند. حالا سرمایهشان را از دست دادند و کسی هم پاسخگو نیست.
درد دل این مادر را بشنوید.
@Tavaana_TavaanaTech
درد دل این مادر را بشنوید.
@Tavaana_TavaanaTech
یادی از فریدون فروغی
goo.gl/xcundM
فریدون فروغی سری شیدایی داشت و زندگی کولیواری داشت. شاید بتوان گفت که او شبیه ترانههایش بود. او در تهران نیز پاتوق ثابتی نداشت و مرتب از این کافه به آن یکی می رفت و برنامه اجرا میکرد. فروغی در بخش از خاطراتش خاطرهای را نقل میکند که شاید برای شناخت روح بیقرار فروغی مناسب باشد: «کولهپشتی را برداشتم، سوار اتوبوس شدم و رفتم. به هر کجا که شد. نيمهشبی بود، بين راه بوديم و وسط بيابان. ناگهان حسی به من گفت: پياده شو! ديدم نور کمسويی در آن دوردستها سوسو میزند، مثل اينکه دهی بود. دلم به من میگفت الآن بايد پياده شوی و به آن سمت بروی، شايد حقيقت را آنجا بيابی. اما عقلم به من میگفت که الآن ساعت سه نيمهشب است و بيرون تا زانو در برف فرو خواهی رفت و ممکن است گرگها تو را تکهتکه کنند. نرو! من به حرف عقلم گوش کردم و پياده نشدم و بعد از يک ساعت چنان اندوه عميقی سراسر وجودم را فرا گرفت که داشتم از پشيمانی ديوانه میشدم. ساعاتی بعد که هوا روشن شد، به راننده گفتم نگه دار. يک ماشين ديگر گرفتم و به همان دِه برگشتم، اما ديگر دلم آنجا نبود. آن زمان که بايد به حرف دلم گوش میدادم، نداده بودم.» پس از انقلاب اسلامی به بهانهی بهایی بودن فروغی هیچگاه به او مجوز کار ندادند. بهایی بودن یا نبودن فروغی هیچ گاه مشخص نشد. به او گفتند که اگر مجوز میخواهی باید در رسانهها اعلام کنی که بهایی نیستی که فروغی زیر بار نرفت. او در سالهای آخر با شنیدن این حرف بسیار برافروخته و عصبانی میشد و میگفت: «به من میگویند که اگر مجوز میخواهی، باید در رسانهها اطلاعیه بدهی که بهایی نیستی.»
پس از انقلاب او هیچگاه اجازهی کار نیافت. در این مدت به مشاغل بسیاری روزگار گذراند. زمانی به نجاری رو آورد و در دورهای دیگر با نام مستعار «عباس نراقی» به کار در یک ساختمان در اصفهان مشغول شد. از آنجا که پدر و مادرش اهل نراق بودند او نام خانوادگی «نراقی» را به عنوان نام مستعار برگزیده بود. او در خاطرهی این کار ساختمانی در اصفهان چنین میگوید: «مدتها بود که به اين فکر میکردم که بايد اين منيت را در خودم بکشم. آن فريدون فروغی پر اسم و رسم را. بايد خود واقعیام را محک میزدم. به ترمينال جنوب رفتم و بليتی برای اصفهان گرفتم. هوا هنوز تاريک بود که به اصفهان رسيدم. در سالن ترمينال منتظر ماندم تا کمی سپيده زد و پرسانپرسان خود را به ميدانی که کارگران برای يافتن کار در آنجا تجمع میکردند، رساندم. همه تيپ آدمی از همه جا آمده بود.
.
با يکی، دو نفر آشنا شدم که از شانس من به آنها زودتر کار خورد و مرا هم با خودشان بردند. يکیشان آذری بود و ديگری اهل ميمه. پرسيدند چه کاری بلدی؟ گفتم کارگری ساده. يک کار ساختمانی بود... سخت کار میکردم و شبها ميوه و شيرينی ميخريدم و با کارگرهايی که خانه نداشتند و شب را همانجا میماندند، میخورديم و حرف میزديم. دستهايم پينه بسته بود، ولی خوشحال بودم که دارم ساخته میشوم. سرم را تراشيده بودم که از قيافه و حس جاهطلبانهای که دشمن آدم است، رها شوم.»
نزدیکان فریدون فروغی میگویند که در پایان زندگی، فروغی بسیار نا امید بود و آنچه در نهایت او را نابود کرد همین یاس و سرخوردگی بود. به او قول داده بودند که مجوز کار به او بدهند اما چنین نکردند و این مسئله بیش از پیش او را سرخورده و افسرده کرده بود. او در یاداشتی شخصی نوشته است: «گاهی امید بر سبزه زار تنم نقش میزند و گاهی یاس، تمامی جوانههای امیدم را چون خوره میخراشد و بدین سان زندگی دردآلودم میگذرد.» پس از پیروزی انقلاب و با بستهشدن شرایط سیاسی کشور فریدذون فروغی آلبومی به اسم «بتشکن» اجرا میکند که هرگز مجوز انتشار و پخش پیدا نمیکند. او ممنوعالکار میشود. در اسفندماه ۱۳۷۷ او برنامهای به صورت محدود در کیش اجرا میکند. علی رغم استقبالی که شهرهای دیگر از اجرای برنامه توسط فروغی میکنند او هیچگاه مجوز کار پیدا نمیکند. فریدون فروغی در روز جمعه سیزدهم مهرماه ۱۳۸۰ در منزلش در تهرانپارس درگذشت. او را در روستای قرقرک بوئینزهرا و در کنار برکهای کوچک به خاک سپردند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Fereydoon_Foroughi
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/xcundM
فریدون فروغی سری شیدایی داشت و زندگی کولیواری داشت. شاید بتوان گفت که او شبیه ترانههایش بود. او در تهران نیز پاتوق ثابتی نداشت و مرتب از این کافه به آن یکی می رفت و برنامه اجرا میکرد. فروغی در بخش از خاطراتش خاطرهای را نقل میکند که شاید برای شناخت روح بیقرار فروغی مناسب باشد: «کولهپشتی را برداشتم، سوار اتوبوس شدم و رفتم. به هر کجا که شد. نيمهشبی بود، بين راه بوديم و وسط بيابان. ناگهان حسی به من گفت: پياده شو! ديدم نور کمسويی در آن دوردستها سوسو میزند، مثل اينکه دهی بود. دلم به من میگفت الآن بايد پياده شوی و به آن سمت بروی، شايد حقيقت را آنجا بيابی. اما عقلم به من میگفت که الآن ساعت سه نيمهشب است و بيرون تا زانو در برف فرو خواهی رفت و ممکن است گرگها تو را تکهتکه کنند. نرو! من به حرف عقلم گوش کردم و پياده نشدم و بعد از يک ساعت چنان اندوه عميقی سراسر وجودم را فرا گرفت که داشتم از پشيمانی ديوانه میشدم. ساعاتی بعد که هوا روشن شد، به راننده گفتم نگه دار. يک ماشين ديگر گرفتم و به همان دِه برگشتم، اما ديگر دلم آنجا نبود. آن زمان که بايد به حرف دلم گوش میدادم، نداده بودم.» پس از انقلاب اسلامی به بهانهی بهایی بودن فروغی هیچگاه به او مجوز کار ندادند. بهایی بودن یا نبودن فروغی هیچ گاه مشخص نشد. به او گفتند که اگر مجوز میخواهی باید در رسانهها اعلام کنی که بهایی نیستی که فروغی زیر بار نرفت. او در سالهای آخر با شنیدن این حرف بسیار برافروخته و عصبانی میشد و میگفت: «به من میگویند که اگر مجوز میخواهی، باید در رسانهها اطلاعیه بدهی که بهایی نیستی.»
پس از انقلاب او هیچگاه اجازهی کار نیافت. در این مدت به مشاغل بسیاری روزگار گذراند. زمانی به نجاری رو آورد و در دورهای دیگر با نام مستعار «عباس نراقی» به کار در یک ساختمان در اصفهان مشغول شد. از آنجا که پدر و مادرش اهل نراق بودند او نام خانوادگی «نراقی» را به عنوان نام مستعار برگزیده بود. او در خاطرهی این کار ساختمانی در اصفهان چنین میگوید: «مدتها بود که به اين فکر میکردم که بايد اين منيت را در خودم بکشم. آن فريدون فروغی پر اسم و رسم را. بايد خود واقعیام را محک میزدم. به ترمينال جنوب رفتم و بليتی برای اصفهان گرفتم. هوا هنوز تاريک بود که به اصفهان رسيدم. در سالن ترمينال منتظر ماندم تا کمی سپيده زد و پرسانپرسان خود را به ميدانی که کارگران برای يافتن کار در آنجا تجمع میکردند، رساندم. همه تيپ آدمی از همه جا آمده بود.
.
با يکی، دو نفر آشنا شدم که از شانس من به آنها زودتر کار خورد و مرا هم با خودشان بردند. يکیشان آذری بود و ديگری اهل ميمه. پرسيدند چه کاری بلدی؟ گفتم کارگری ساده. يک کار ساختمانی بود... سخت کار میکردم و شبها ميوه و شيرينی ميخريدم و با کارگرهايی که خانه نداشتند و شب را همانجا میماندند، میخورديم و حرف میزديم. دستهايم پينه بسته بود، ولی خوشحال بودم که دارم ساخته میشوم. سرم را تراشيده بودم که از قيافه و حس جاهطلبانهای که دشمن آدم است، رها شوم.»
نزدیکان فریدون فروغی میگویند که در پایان زندگی، فروغی بسیار نا امید بود و آنچه در نهایت او را نابود کرد همین یاس و سرخوردگی بود. به او قول داده بودند که مجوز کار به او بدهند اما چنین نکردند و این مسئله بیش از پیش او را سرخورده و افسرده کرده بود. او در یاداشتی شخصی نوشته است: «گاهی امید بر سبزه زار تنم نقش میزند و گاهی یاس، تمامی جوانههای امیدم را چون خوره میخراشد و بدین سان زندگی دردآلودم میگذرد.» پس از پیروزی انقلاب و با بستهشدن شرایط سیاسی کشور فریدذون فروغی آلبومی به اسم «بتشکن» اجرا میکند که هرگز مجوز انتشار و پخش پیدا نمیکند. او ممنوعالکار میشود. در اسفندماه ۱۳۷۷ او برنامهای به صورت محدود در کیش اجرا میکند. علی رغم استقبالی که شهرهای دیگر از اجرای برنامه توسط فروغی میکنند او هیچگاه مجوز کار پیدا نمیکند. فریدون فروغی در روز جمعه سیزدهم مهرماه ۱۳۸۰ در منزلش در تهرانپارس درگذشت. او را در روستای قرقرک بوئینزهرا و در کنار برکهای کوچک به خاک سپردند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Fereydoon_Foroughi
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. یادی از #فریدون_فروغی . فریدون فروغی سری شیدایی داشت و زندگی کولیواری داشت. شاید بتوان گفت که او شبیه ترانههایش بود. او در تهران نیز پاتوق ثابتی نداشت و مرتب از این کافه به آن یکی می رفت و برنامه اجرا میکرد. فروغی در بخش از خاطراتش خاطرهای را نقل میکند…
Forwarded from آموزشکده توانا
یادی از فریدون فروغی | Tavaana Article.pdf
1.6 MB
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حقوق زن و شوهری
goo.gl/nDLz9V
آیا شوهر میتونه مانع از کار کردن همسرش بشه؟ آیا شوهر اجازه داره هر موقع که دلش خواست با همسرش رابطه جنسی برقرار کنه؟
#قانون_به_زبان_ساده
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/nDLz9V
آیا شوهر میتونه مانع از کار کردن همسرش بشه؟ آیا شوهر اجازه داره هر موقع که دلش خواست با همسرش رابطه جنسی برقرار کنه؟
#قانون_به_زبان_ساده
@Tavaana_TavaanaTech