This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوی ارسالی
حدود ساعت ۶ بعد از ظهر
نیروهای گارد ضد شورش در بزرگراه یادگار تهران
@Tavaana_TavaanaTech
حدود ساعت ۶ بعد از ظهر
نیروهای گارد ضد شورش در بزرگراه یادگار تهران
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهران ۵ تیرماه حوالی ساعت ۱۴:۳۰
جوانان وسط خیابان لالهزار که با مقاومت دلیرانه حمله گاردیها را خنثی و آنان را وادار به عقبنشینی کردند.
برخی منابع گفتهاند اکنون منطقه در محاصره پلیس است...
جوانان وسط خیابان لالهزار که با مقاومت دلیرانه حمله گاردیها را خنثی و آنان را وادار به عقبنشینی کردند.
برخی منابع گفتهاند اکنون منطقه در محاصره پلیس است...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز بازار کرمانشاه هم در اعتصاب بود. همچنین خبرهایی مبنی بر ایجاد تجمعهایی اطراف برخی پاساژها، ازجمله پاساژ کیش به ما رسیده است.
کرمانشاه ۵ تیر ۹۷
@Tavaana_TavaanaTech
کرمانشاه ۵ تیر ۹۷
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم دارند به آرامی و با مسالمت با پلیس گفتگو میکنند، یک مامور لباس شخصی ناگهان با باتوم حملهور میشود!
خشونت ناشی از ترسشان است. هرچه تعداد مردم بیشتر باشد، امکان سرکوب سلب میشود.
خشونت ناشی از ترسشان است. هرچه تعداد مردم بیشتر باشد، امکان سرکوب سلب میشود.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتصاب و اعتراض در بازار موبایل کرج
"دلار ۱۰ تومانی نمیخوایم"
#اعتصاب_سراسری #اعتصاب_بازار
@Tavaana_tavaanatech
"دلار ۱۰ تومانی نمیخوایم"
#اعتصاب_سراسری #اعتصاب_بازار
@Tavaana_tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تخریب اموال مردم توسط ناجا
چنین حرکاتی قطعا از روی ضعف و ناتوانی و برای توسل به این دروغ که "اغتشاشگران اموال عمومی را تخریب میکنند" صورت میگیرد.
۵ تیر ۹۷
@Tavaana_TavaanaTech
چنین حرکاتی قطعا از روی ضعف و ناتوانی و برای توسل به این دروغ که "اغتشاشگران اموال عمومی را تخریب میکنند" صورت میگیرد.
۵ تیر ۹۷
@Tavaana_TavaanaTech
سرکوبگر نیازمند خشونت از طرف مقابل است، چون چیزی نمییابد به دروغ متوسل میشود.
مبارزه خشونت پرهیز؛۵۰ نکته اساسی:
bit.ly/2dpVYhY
کنش های کوچک ایستادگی:
goo.gl/meeP0A
@Tavaana_TavaanaTech
مبارزه خشونت پرهیز؛۵۰ نکته اساسی:
bit.ly/2dpVYhY
کنش های کوچک ایستادگی:
goo.gl/meeP0A
@Tavaana_TavaanaTech
این دو زن جوان که هر دو «لیلی» نام دارند پیش از این با ظاهر مردانه وارد استادیوم آزادی شده بودند.
آن ها برای تماشای بازی تیم ملی در جام جهانی باز وارد استادیوم شدند اما این بار با چهره واقعی و زنانه خود.
ورود زنان به ورزشگاه ها، حق مسلم آن هاست نه لطفی از بالا!
- تصویر برگرفته از تلگرام مهدی رستمپور - خبرنگار ورزشی - است.
https://bit.ly/2tHCOvh
مطالب مرتبط
مگسک: از زنان تعهد میگیریم، بهشان قول میدهیم!
goo.gl/P2icDo
«مبارزه مدنی یک زن برای ورود زنان ایرانی به استادیوم ها»
http://bit.ly/1LegStt
@Tavaana_TavaanaTech
آن ها برای تماشای بازی تیم ملی در جام جهانی باز وارد استادیوم شدند اما این بار با چهره واقعی و زنانه خود.
ورود زنان به ورزشگاه ها، حق مسلم آن هاست نه لطفی از بالا!
- تصویر برگرفته از تلگرام مهدی رستمپور - خبرنگار ورزشی - است.
https://bit.ly/2tHCOvh
مطالب مرتبط
مگسک: از زنان تعهد میگیریم، بهشان قول میدهیم!
goo.gl/P2icDo
«مبارزه مدنی یک زن برای ورود زنان ایرانی به استادیوم ها»
http://bit.ly/1LegStt
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. این دو زن جوان که هر دو «لیلی» نام دارند پیش از این با ظاهر مردانه وارد استادیوم آزادی شده بودند. آن ها برای تماشای بازی تیم ملی در جام جهانی باز وارد استادیوم شدند اما این بار با چهره واقعی و زنانه خود. ورود زنان به ورزشگاهها، حق مسلم آن هاست نه لطفی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع دانشجویان علومپزشکی تبریز در اعتراض به صدور احکام سنگین قضایی برای دانشجویان و سر دادن سرود "آفتابکاران جنگل"
@Tavaana_tavaanatech
@Tavaana_tavaanatech
چهارم تیر ماه سالگرد درگذشت مهستی بود
bit.ly/2IvfgPw
خانوادهی مهستی در ابتدا مخالف حضور مهستی در عالم خوانندگی بودند چرا که در آن دوران آوازخوانی، خصوصا برای زنها چندان پسندیده نبود. مهستی هفده سال داشت که در برنامهی گلها برنامهی شمارهی ۴۲۰ با خواندن ترانهای کار هنری خود را آغاز کرد. نام این ترانه «آنکه دلم برا برده خدایا» بود که ساختهی بیژن ترقی، شاعر و ترانهسرای ایرانی بود. نخستین آوازهای مهستی در مجموعهی «گلهای رنگارنگ» در دههی چهل از رادیو ملی ایران پخش شد که برای مهستی به عنوان هنرمند اعتبار بسیار به دنبال داشت. مهستی از محبوبترین خوانندگان دههی چهل و پنجاه ایران بود که موجب شد خواهر بزرگترش، معصومه ددهبالا نیز به عالم خوانندگی راه یابد. هم او که بعدها با نام هنری «هایده» محبوبیت فراوان یافت که این محبوبیت تا به امروز ادامه داشته است. مهستی دو بار ازدواج کرد. ازدواج اول او با خسرو ناظمیان بود که حاصل این ازدواج دختری است به نام سحر که در کالیفرنیا زندگی میکند.
از مهستی در کارنامهی هنریاش بالغ بر سی وپنج آلبوم موسیقی مانده است که بیشتر آثار او با استقبال فراوانی روبهرو شده است. مهستیدر سال ۲۰۰۵ میلادی از سوی «آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه» برای بیش از چهل سال فعالیت در زمینهی موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد. این آکادمی در فوریه سال ۲۰۰۵ توسط پروفسور مصطفی دریبانی بنا نهاده شد که هدف آن حمایت و ترویج و توسعهی هنرهای نمایشی و هنرهای زیبا، ادبیات، شعر، روزنامهنگاری حرفهای و تولیدات رسانهای بود. اولین دورهی مراسم اعطای جایزهی این آکادمی در اکتبر سال ۲۰۰۵ در شهر بوداپست مجارستان برگزار شد که در این مراسم بیستوپنج هنرمند و محقق ایرانی و مجاری جوایزی دریافت کردند.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2rQqB5f
@Tavaana_TavaanaTech
bit.ly/2IvfgPw
خانوادهی مهستی در ابتدا مخالف حضور مهستی در عالم خوانندگی بودند چرا که در آن دوران آوازخوانی، خصوصا برای زنها چندان پسندیده نبود. مهستی هفده سال داشت که در برنامهی گلها برنامهی شمارهی ۴۲۰ با خواندن ترانهای کار هنری خود را آغاز کرد. نام این ترانه «آنکه دلم برا برده خدایا» بود که ساختهی بیژن ترقی، شاعر و ترانهسرای ایرانی بود. نخستین آوازهای مهستی در مجموعهی «گلهای رنگارنگ» در دههی چهل از رادیو ملی ایران پخش شد که برای مهستی به عنوان هنرمند اعتبار بسیار به دنبال داشت. مهستی از محبوبترین خوانندگان دههی چهل و پنجاه ایران بود که موجب شد خواهر بزرگترش، معصومه ددهبالا نیز به عالم خوانندگی راه یابد. هم او که بعدها با نام هنری «هایده» محبوبیت فراوان یافت که این محبوبیت تا به امروز ادامه داشته است. مهستی دو بار ازدواج کرد. ازدواج اول او با خسرو ناظمیان بود که حاصل این ازدواج دختری است به نام سحر که در کالیفرنیا زندگی میکند.
از مهستی در کارنامهی هنریاش بالغ بر سی وپنج آلبوم موسیقی مانده است که بیشتر آثار او با استقبال فراوانی روبهرو شده است. مهستیدر سال ۲۰۰۵ میلادی از سوی «آکادمی جهانی هنر، ادبیات و رسانه» برای بیش از چهل سال فعالیت در زمینهی موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد. این آکادمی در فوریه سال ۲۰۰۵ توسط پروفسور مصطفی دریبانی بنا نهاده شد که هدف آن حمایت و ترویج و توسعهی هنرهای نمایشی و هنرهای زیبا، ادبیات، شعر، روزنامهنگاری حرفهای و تولیدات رسانهای بود. اولین دورهی مراسم اعطای جایزهی این آکادمی در اکتبر سال ۲۰۰۵ در شهر بوداپست مجارستان برگزار شد که در این مراسم بیستوپنج هنرمند و محقق ایرانی و مجاری جوایزی دریافت کردند.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2rQqB5f
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. چهارم تیر ماه سالگرد درگذشت مهستی بود خانوادهی مهستی در ابتدا مخالف حضور مهستی در عالم خوانندگی بودند چرا که در آن دوران آوازخوانی، خصوصا برای زنها چندان پسندیده نبود. مهستی هفده سال داشت که در برنامهی گلها برنامهی شمارهی ۴۲۰ با خواندن ترانهای کار…
۵ تیر ۹۷، جمعی از دانشجویان دانشکده زبانها و ادبیات خارجی دانشگاه تهران در اعتراض به صدور احکام قضایی سنگین برای دانشجویان و فعالان صنفی،اقدام به برگزاری تجمع کردند.
تجربه جنبش دانشجویی
bit.ly/XM55Q4
تجربه جنبش دانشجویی
bit.ly/XM55Q4
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راه کارهای کاهش ترس در مبارزات بیخشونت
goo.gl/1LbX3g
#مبارزات_بی_خشونت
#خلاصه
مبارزه خشونت پرهیز؛ ۵۰ نکته اساسی:
bit.ly/2dpVYhY
@Tavaana_TavaanaTech
goo.gl/1LbX3g
#مبارزات_بی_خشونت
#خلاصه
مبارزه خشونت پرهیز؛ ۵۰ نکته اساسی:
bit.ly/2dpVYhY
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این دختر محصل مقنعه و پوشش اجباری را از سر خود برداشته است و نشان داده تمام اعمال محدودیتهای حکومت از دوران کودکی جهت تسلط بر روان و جسم زنان ایرانی آب در هاون کوبیدن بوده است!
#چهارشنبه_های_سفید
#چهارشنبه_های_سفید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کار زیبای یک زن در اعتراض به سرکوب و اجبار
این زن پرچمهای سفید اعتراض به حجاب اجباری را به سطح شهر آورده است.
کنشهای کوچک ایستادگی
goo.gl/meeP0A
#دختران_خیابان_انقلاب
@Tavaana_TavaanaTech
این زن پرچمهای سفید اعتراض به حجاب اجباری را به سطح شهر آورده است.
کنشهای کوچک ایستادگی
goo.gl/meeP0A
#دختران_خیابان_انقلاب
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from مسیح علینژاد
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتراض شجاعانه زنی که می گفت من چیزی برای از دست دادن ندارم برای همین آمدم به بازار تا برای جوان ها فریاد بزنم. ببنید زن چادری که کنارش ایستاده چه زیبا برایش دست می زند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۶ تیر ۹۷
اعتراضات #بازار_تهران: با وجود سرکوب خشونتآمیز معترضان،ادامه دارد.
شعار معترضان در بازار سلطانی:بازاری با غیرت،حمایت حمایت/نترسید،نترسید،ما همهباهم هستیم
@Tavaana_TavaanaTech
اعتراضات #بازار_تهران: با وجود سرکوب خشونتآمیز معترضان،ادامه دارد.
شعار معترضان در بازار سلطانی:بازاری با غیرت،حمایت حمایت/نترسید،نترسید،ما همهباهم هستیم
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
"سیر تاریخی ابداع حقوق بشر"
اثر :لین هانت
وبسایت توانا:
goo.gl/yyoF6P
فایل پی دی اف:
bit.ly/2KpkJg0
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
اثر :لین هانت
وبسایت توانا:
goo.gl/yyoF6P
فایل پی دی اف:
bit.ly/2KpkJg0
@tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
جواد ظریف میگوید که «ما در ایران از اصولگرا، اصلاحطلب، بیخط، مخالف جمهوری اسلامی ایران و یا مخالف دولت همه در یک کشتی نشستهایم و اکنون هدف دشمنان نه نظام ایران، نه دولت روحانی، بلکه هدف ایران است. این ایران است که اکنون برای تحقق برخی از اهداف و تمایلات مانع است، میخواهند ایران را نابود کنند.»
همه دیکتاتورها در جهان وقتی میخواهند به پایان خط برسند تلاش میکنند تا موجودیت خود را عین موجودیت کشور و یا انسجام اجتماعی و اخلاق و مانند این بدانند تا محذوفان وستمکشیدگان جامعه از ترس از دستدادن کشور به همان دیکتاتورها بچسبند و اقبال نشان بدهند. بسیاری از دیکتاتورها در ایران امدند و رفتند اما ایران ماندگار است.
آنچه ممکن است ایران را با نابودی مواجه کند نه رفتن دیکتاتور که ماندن بیشتر او بر سریر قدرت مطلقهی بادآورده است. از این رو باید گفت فروپاشی حکومت همان فروپاشی مردم و یا ایران نیست.
بیشتر مردم به این دروغ بزرگ باور ندارند.
#فرونپاشیم
https://bit.ly/2tG4IYL
@Tavaana_TavaanaTech
همه دیکتاتورها در جهان وقتی میخواهند به پایان خط برسند تلاش میکنند تا موجودیت خود را عین موجودیت کشور و یا انسجام اجتماعی و اخلاق و مانند این بدانند تا محذوفان وستمکشیدگان جامعه از ترس از دستدادن کشور به همان دیکتاتورها بچسبند و اقبال نشان بدهند. بسیاری از دیکتاتورها در ایران امدند و رفتند اما ایران ماندگار است.
آنچه ممکن است ایران را با نابودی مواجه کند نه رفتن دیکتاتور که ماندن بیشتر او بر سریر قدرت مطلقهی بادآورده است. از این رو باید گفت فروپاشی حکومت همان فروپاشی مردم و یا ایران نیست.
بیشتر مردم به این دروغ بزرگ باور ندارند.
#فرونپاشیم
https://bit.ly/2tG4IYL
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. جواد ظریف میگوید که «ما در ایران از اصولگرا، اصلاحطلب، بیخط، مخالف جمهوری اسلامی ایران و یا مخالف دولت همه در یک کشتی نشستهایم و اکنون هدف دشمنان نه نظام ایران، نه دولت روحانی، بلکه هدف ایران است. این ایران است که اکنون برای تحقق برخی از اهداف و تمایلات…
هورا برای تیم ملی فوتبال ایران؟!
«دوست نداشتم در این مورد چیزی بگویم یا بنویسم، ولی ظاهرا مشکل خیلی هاست:
زمانی در ایران به عنوان یک آوارهِ خوش شانس زندگی میکردم: آواره ای که می توانست به مدرسه برود و درس بخواند. یادم است کودکی بودم که هنوز تفاوت شهروند و آواره را نمی دانست. طرفدار تیم فوتبال استقلال بودم. تازه نوشتن را یاد گرفته بودم، و هر کجا که میشد فورا می نوشتم " درود بر استقلال!" از تختهِ کلاس گرفته تا کفِ خیابان و یا دیوارِ محله.
همیشه بازی های تیم ملی فوتبالِ ایران را دوست داشتم, دنبال می کردم و برایشان هورا می کشیدم. اما خیلی طول نکشید تا فهمیدم که من در اینجا "دیگری" هستم, حتی اگر زبان ام، فرهنگ ام، تاریخ ام، دین ام، فکر کردن و زندگی کردن ام شبیه باشد. با اینکه دوستان ایرانی زیادی داشتم/دارم، و آنها نیز من را دوست داشتند، ولی باز هم من در نهایت یک "افغانیِ خوب" بودم. بماند که کلمه افغانی در آنجا معادل فحش استفاده میشد: اکثریت جامعه ایرانی ظرفیت پذیرشِ منِ همسایهِ همزبانِ هم تاریخِ هم نژادِ هم فرهنگ را نداشت.
بزرگتر (عاقل تر؟) که شدم، دیگر نمی توانستم برای تیم استقلال یا تیم ملی ایران هورا بکشم. عقل ام می گفت خوب است که تیم ملی ایران ببرد. خوب است که مردم ایران شاد باشند. خوب است که دوستان ایرانی ام از این شادی لبخند بزنند. هر چه نباشد من هم در همین جامعه زندگی میکنم. شاد بودن ایرانی ها و خندیدن ایرانی ها، باعث شادی و خندیدن غیرمستقیم ما هم هست. به خودم میگفتم بهتر از این است که تلویزون ایران طنزهایی با شخصیت های کمیک افغانی و با نام هایی مثل شنبه، یکشنبه، نیسان.... نمایش دهد تا ایرانیان را شاد کند، و ما را ناراحت!
ولی همیشه یک موضوع آزارم میداد: چرا نمی توانم مانند ایرانی ها با تمام وجود برای تیم ملی ایران هورا بکشم؟ چرا عقل و منطق ام از بُرد تیم ملی ایران شاد میشود، ولی قلب ام همچنان سرد است؟ گاهی حتی خودم را سرزنش میکردم. خودم را نمک نشناس می خواندم،... ولی انگار فایده ای نداشت! این دل سرسازگاری نداشت.
اولین سالی که به سوئیس آمدم، همزمان با مسابقات جام ملت های اروپا بود. در دفتر کوچکی مشغولِ یک کار تحقیقاتی شدم. فضای صمیمیِ دفتر، همکاری و انسانیت دوستانِ سوئیسی، همیشه شرمنده ام میکرد. یکی شان من را دعوت میکرد که به خانه شان رفته و با خانواده آنها فوتبال تماشا کنم. دیگری من را به مسابقات فوتبال خودشان می برد. آن یکی به شام دعوت ام می کرد، و قبلش یک بازی فوتبال کوچک دوستانه تدارک می دید... یکدفعه دیدم فقط بعد از چند ماه زندگی در سوئیس، من به اندازه سوئیسی ها مشتاق پیروزی تیم ملی شان هستم، به قول معروف از تهِ دلم برای پیروزی سوئیس هورا می کشم. موقع گل زدن سوئیس در آغوش همدیگر می پریم. موقع گل خوردن سوئیس، من دپرس تر از آنها می شوم. پای یک مانیتور کنارآنها می نشینم، بازی را با آنها تماشا میکنم و به اندازه آنها التهاب دارم.
همیشه از بازیکنان و تیم ملی فوتبال آلمان خوشم میآمد: سبک بازی، انسجام، دیسیپلین و استایل شان برایم خوشایند بود. زمانی که به آلمان آمدم، با آغوش گرم از طرف اکثریت این جامعه پذیرفته شدم، از فرصت های برابر برخوردار شدم و شانس جذب شدن در جامعه را پیدا کردم. حالا نوع علاقهام به تیم فوتبال آلمان هم تغییر کرده است: بدون هیچ دلیلی از تیم ملی آلمان خوشم میآید، میخواهم بازی را ببرند. همین. میخواهم برای پیروزیشان هورا بکشم: دیگر حتی عقل و منطق هم افسارش را به دست دل سپرده است».
- این نوشته یکی از همراهان افغانستانی ماست. شما درباره نگاه او چگونه میاندیشید؟
- تصویر تزیینیست و جمعی از دانش آموزان افغانستانی در ایران را نشان میدهد.
https://bit.ly/2Kgk8xG
منابع توانا در حوزه رواداری را از دست ندهید:
bit.ly/1RtZYec
#افغانستان #فوتبال #پناهندگان_افغانستانی
@Tavaana_TavaanaTech
«دوست نداشتم در این مورد چیزی بگویم یا بنویسم، ولی ظاهرا مشکل خیلی هاست:
زمانی در ایران به عنوان یک آوارهِ خوش شانس زندگی میکردم: آواره ای که می توانست به مدرسه برود و درس بخواند. یادم است کودکی بودم که هنوز تفاوت شهروند و آواره را نمی دانست. طرفدار تیم فوتبال استقلال بودم. تازه نوشتن را یاد گرفته بودم، و هر کجا که میشد فورا می نوشتم " درود بر استقلال!" از تختهِ کلاس گرفته تا کفِ خیابان و یا دیوارِ محله.
همیشه بازی های تیم ملی فوتبالِ ایران را دوست داشتم, دنبال می کردم و برایشان هورا می کشیدم. اما خیلی طول نکشید تا فهمیدم که من در اینجا "دیگری" هستم, حتی اگر زبان ام، فرهنگ ام، تاریخ ام، دین ام، فکر کردن و زندگی کردن ام شبیه باشد. با اینکه دوستان ایرانی زیادی داشتم/دارم، و آنها نیز من را دوست داشتند، ولی باز هم من در نهایت یک "افغانیِ خوب" بودم. بماند که کلمه افغانی در آنجا معادل فحش استفاده میشد: اکثریت جامعه ایرانی ظرفیت پذیرشِ منِ همسایهِ همزبانِ هم تاریخِ هم نژادِ هم فرهنگ را نداشت.
بزرگتر (عاقل تر؟) که شدم، دیگر نمی توانستم برای تیم استقلال یا تیم ملی ایران هورا بکشم. عقل ام می گفت خوب است که تیم ملی ایران ببرد. خوب است که مردم ایران شاد باشند. خوب است که دوستان ایرانی ام از این شادی لبخند بزنند. هر چه نباشد من هم در همین جامعه زندگی میکنم. شاد بودن ایرانی ها و خندیدن ایرانی ها، باعث شادی و خندیدن غیرمستقیم ما هم هست. به خودم میگفتم بهتر از این است که تلویزون ایران طنزهایی با شخصیت های کمیک افغانی و با نام هایی مثل شنبه، یکشنبه، نیسان.... نمایش دهد تا ایرانیان را شاد کند، و ما را ناراحت!
ولی همیشه یک موضوع آزارم میداد: چرا نمی توانم مانند ایرانی ها با تمام وجود برای تیم ملی ایران هورا بکشم؟ چرا عقل و منطق ام از بُرد تیم ملی ایران شاد میشود، ولی قلب ام همچنان سرد است؟ گاهی حتی خودم را سرزنش میکردم. خودم را نمک نشناس می خواندم،... ولی انگار فایده ای نداشت! این دل سرسازگاری نداشت.
اولین سالی که به سوئیس آمدم، همزمان با مسابقات جام ملت های اروپا بود. در دفتر کوچکی مشغولِ یک کار تحقیقاتی شدم. فضای صمیمیِ دفتر، همکاری و انسانیت دوستانِ سوئیسی، همیشه شرمنده ام میکرد. یکی شان من را دعوت میکرد که به خانه شان رفته و با خانواده آنها فوتبال تماشا کنم. دیگری من را به مسابقات فوتبال خودشان می برد. آن یکی به شام دعوت ام می کرد، و قبلش یک بازی فوتبال کوچک دوستانه تدارک می دید... یکدفعه دیدم فقط بعد از چند ماه زندگی در سوئیس، من به اندازه سوئیسی ها مشتاق پیروزی تیم ملی شان هستم، به قول معروف از تهِ دلم برای پیروزی سوئیس هورا می کشم. موقع گل زدن سوئیس در آغوش همدیگر می پریم. موقع گل خوردن سوئیس، من دپرس تر از آنها می شوم. پای یک مانیتور کنارآنها می نشینم، بازی را با آنها تماشا میکنم و به اندازه آنها التهاب دارم.
همیشه از بازیکنان و تیم ملی فوتبال آلمان خوشم میآمد: سبک بازی، انسجام، دیسیپلین و استایل شان برایم خوشایند بود. زمانی که به آلمان آمدم، با آغوش گرم از طرف اکثریت این جامعه پذیرفته شدم، از فرصت های برابر برخوردار شدم و شانس جذب شدن در جامعه را پیدا کردم. حالا نوع علاقهام به تیم فوتبال آلمان هم تغییر کرده است: بدون هیچ دلیلی از تیم ملی آلمان خوشم میآید، میخواهم بازی را ببرند. همین. میخواهم برای پیروزیشان هورا بکشم: دیگر حتی عقل و منطق هم افسارش را به دست دل سپرده است».
- این نوشته یکی از همراهان افغانستانی ماست. شما درباره نگاه او چگونه میاندیشید؟
- تصویر تزیینیست و جمعی از دانش آموزان افغانستانی در ایران را نشان میدهد.
https://bit.ly/2Kgk8xG
منابع توانا در حوزه رواداری را از دست ندهید:
bit.ly/1RtZYec
#افغانستان #فوتبال #پناهندگان_افغانستانی
@Tavaana_TavaanaTech
#کارتون؛ علی و جزیرهاش!
کارتونیست: بهنام محمدی
آمریکا از متحدانش خواست تا روز ۱۳ آبان (۴ نوامبر ۲۰۱۸) واردات نفت از ایران را به صفر برسانند.
bit.ly/2KqC880
@Tavaana_TavaanaTech
کارتونیست: بهنام محمدی
آمریکا از متحدانش خواست تا روز ۱۳ آبان (۴ نوامبر ۲۰۱۸) واردات نفت از ایران را به صفر برسانند.
bit.ly/2KqC880
@Tavaana_TavaanaTech