This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به مناسبت ۱۳ مهر
روز جهانی معلم
بخشی از سخنرانی زندهیاد محمد بهمنبیگی درباره مقام معلم
متن سخنرانی:
bit.ly/26DaSGq
#روز_جهانی_معلم
@Tavaana_TavaanaTech
روز جهانی معلم
بخشی از سخنرانی زندهیاد محمد بهمنبیگی درباره مقام معلم
متن سخنرانی:
bit.ly/26DaSGq
#روز_جهانی_معلم
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام مادر یک دانشآموز برای روز جهانی معلم:
"میخواهم تحصیل برای همه بچهها رایگان باشد،هیچ بچهای ازمهرجانماند،هیچ معلمی در زندان نباشد، هیچ مدرسهای در آغل گوسفندان نباشد،..."
@Tavaana_TavaanaTech
"میخواهم تحصیل برای همه بچهها رایگان باشد،هیچ بچهای ازمهرجانماند،هیچ معلمی در زندان نباشد، هیچ مدرسهای در آغل گوسفندان نباشد،..."
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
قابل توجه معلمان و مدرسان گرامی
فایلهای آموزشی این وبینار ارزشمند، در کانال کلاس و کتاب توانا قرار دارد.
به لینک زیر بروید:
t.me/Tavaana/1555
در سایت توانا:
goo.gl/OqY3JR
@tavaana
فایلهای آموزشی این وبینار ارزشمند، در کانال کلاس و کتاب توانا قرار دارد.
به لینک زیر بروید:
t.me/Tavaana/1555
در سایت توانا:
goo.gl/OqY3JR
@tavaana
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
کامنت ممنوع
پس از حمید فرخ نژاد پرستو صالحی نیز اعلام کرد که به اون تذکر داده شده است که مسئولیت کامنتها برعهده ایشان است.
اعتراض مردم در خیابان ها با سرکوب شدید رو به رو میشود. تلگرام و توییتر نیز فیلتر است. تنها اینستاگرام است که مردم امکان حضور مییابند. صفحه برخی هنرمندان که در فضای مجازی فعالیت اجتماعی و مدنی دارند، جایی است که مردم چه طرفدار حکومت چه مخالفان حکومت نظرشان را بیان میکنند. اما به نظر میرسد حکومت تحمل انتقاد در کامنتها را نیز ندارد.
...........
@tavaanatech
پس از حمید فرخ نژاد پرستو صالحی نیز اعلام کرد که به اون تذکر داده شده است که مسئولیت کامنتها برعهده ایشان است.
اعتراض مردم در خیابان ها با سرکوب شدید رو به رو میشود. تلگرام و توییتر نیز فیلتر است. تنها اینستاگرام است که مردم امکان حضور مییابند. صفحه برخی هنرمندان که در فضای مجازی فعالیت اجتماعی و مدنی دارند، جایی است که مردم چه طرفدار حکومت چه مخالفان حکومت نظرشان را بیان میکنند. اما به نظر میرسد حکومت تحمل انتقاد در کامنتها را نیز ندارد.
...........
@tavaanatech
Instagram
تواناتک
. کامنت ممنوع پس از حمید فرخ نژاد پرستو صالحی نیز اعلام کرد که به اون تذکر داده شده است که مسئولیت کامنتها برعهده ایشان است. اعتراض مردم در خیابان ها با سرکوب شدید رو به رو میشود. تلگرام و توییتر نیز فیلتر است. تنها اینستاگرام است که مردم امکان حضور مییابند.…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لالایی نرگس محمدی برای کودکانش در آخرین شب مرخصی سه روزهاش
نرگس محمدی؛ تجسم پیگیری و تلاش پیوسته حقوق بشری
bit.ly/1CaHyYG
رنجهای یک مادر زندانی و دوقلوهایش
bit.ly/2CtMqkb
@Tavaana_TavaanaTech
نرگس محمدی؛ تجسم پیگیری و تلاش پیوسته حقوق بشری
bit.ly/1CaHyYG
رنجهای یک مادر زندانی و دوقلوهایش
bit.ly/2CtMqkb
@Tavaana_TavaanaTech
#کارتون؛ برای کودکانِ کولبرها
کارتونیست: بهنام محمدی
bit.ly/2PcPKTx
طبق گزارش سازمانهای حقوق بشری کردستان تنها در طی ماه گذشته میلادی ۲۹ کولبر با شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی، کشته یا مجروح شدهاند.
کارتونیست: بهنام محمدی
bit.ly/2PcPKTx
طبق گزارش سازمانهای حقوق بشری کردستان تنها در طی ماه گذشته میلادی ۲۹ کولبر با شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی، کشته یا مجروح شدهاند.
برنامه زندهی فیسبوکی و اینستاگرامی با دکتر سعید پیوندی
امشب، ۱۳ مهر، ساعت ۸ شب به وقت تهران
با عنوان: «تبعیض سیستماتیک علیه زنان در نظام آموزشی ایران»
@Tavaana_TavaanaTech
امشب، ۱۳ مهر، ساعت ۸ شب به وقت تهران
با عنوان: «تبعیض سیستماتیک علیه زنان در نظام آموزشی ایران»
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«کوچه دل»
ترانه سرا : حسن نجفیان
آهنگ ساز : کورش یغمایی
تنظیم : کورش یغمایی
البوم : فتنه چکمه پوش
خواننده : فریدون فروغی
درباره فریدونفروغی :
https://goo.gl/1z8XNf
@Tavaana_TavaanaTech
ترانه سرا : حسن نجفیان
آهنگ ساز : کورش یغمایی
تنظیم : کورش یغمایی
البوم : فتنه چکمه پوش
خواننده : فریدون فروغی
درباره فریدونفروغی :
https://goo.gl/1z8XNf
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
پرفسور کیوان مزدا پزشک ایرانی فرانسوی و از جراحان برجسته ستون فقرات درگذشت. او بارها به ایران سفر کرد و کودکانی با مشکلات حاد ستون فقرات را به صورت رایگان درمان کرد.
دکتر مزدا در مرداد سال بیست و هشت در شهر آبادان از پدری ایرانی و مادری فرانسوی به دنیا آمد و از هفت سالگی در فرانسه بزرگ شد.
در یازده سال گذشته دکتر مزدا و تیمش بدون هیاهو و در سکوت خبری به ایران میآمدند و فرزندان بیبضاعت این سرزمین را رایگان عمل میکردند.
مزدا داوطلبانه در کشورهایی مثل ویتنام، افغانستان و ایران کودکان بیبضاعت را رایگان جراحی میکرد.
دکتر کیوان مزدا از سال هشتادو شش فعالیت خود را موسسه زنجیره امید ایران آغاز کرد. هر سال چهار بار برای ویزیت رایگان کودکان بیبضاعت و با بیماریهای پیچیده به ایران میآمد و سالی دو بار با تیم خود جهت عملهای جراحی به ایران سفر میکرد.
در آخرین سفر خود به ایران در شهریور امسال، بیست و هشت کودک توسط ایشان و تیمشان تحت عمل جراحی قرار گرفتند.
@tavaanatech
دکتر مزدا در مرداد سال بیست و هشت در شهر آبادان از پدری ایرانی و مادری فرانسوی به دنیا آمد و از هفت سالگی در فرانسه بزرگ شد.
در یازده سال گذشته دکتر مزدا و تیمش بدون هیاهو و در سکوت خبری به ایران میآمدند و فرزندان بیبضاعت این سرزمین را رایگان عمل میکردند.
مزدا داوطلبانه در کشورهایی مثل ویتنام، افغانستان و ایران کودکان بیبضاعت را رایگان جراحی میکرد.
دکتر کیوان مزدا از سال هشتادو شش فعالیت خود را موسسه زنجیره امید ایران آغاز کرد. هر سال چهار بار برای ویزیت رایگان کودکان بیبضاعت و با بیماریهای پیچیده به ایران میآمد و سالی دو بار با تیم خود جهت عملهای جراحی به ایران سفر میکرد.
در آخرین سفر خود به ایران در شهریور امسال، بیست و هشت کودک توسط ایشان و تیمشان تحت عمل جراحی قرار گرفتند.
@tavaanatech
Instagram
تواناتک
. پرفسور کیوان مزدا پزشک ایرانی فرانسوی و از جراحان برجسته ستون فقرات درگذشت. او بارها به ایران سفر کرد و کودکانی با مشکلات حاد ستون فقرات را به صورت رایگان درمان کرد. دکتر مزدا در مرداد سال بیست و هشت در شهر آبادان از پدری ایرانی و مادری فرانسوی به دنیا…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همیاری با رانندگان اعتصابی
چگونه میتوانیم از رانندگان اعتصابی حمایت کنیم؟
آیا در همسایگی خود رانندهای را میشناسید که اعتصاب کرده باشد؟
https://bit.ly/2OAWFcd
#اسلایدشو
@Tavaana_TavaanaTech
چگونه میتوانیم از رانندگان اعتصابی حمایت کنیم؟
آیا در همسایگی خود رانندهای را میشناسید که اعتصاب کرده باشد؟
https://bit.ly/2OAWFcd
#اسلایدشو
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گرامیداشت روز جهانی معلم در تهران
و یادی از معلمانی که تنها به خاطر فعالیت صنفی در دفاع از حقوق معلمان و دانشآموزان در زندان هستند.
@Tavaana_TavaanaTech
و یادی از معلمانی که تنها به خاطر فعالیت صنفی در دفاع از حقوق معلمان و دانشآموزان در زندان هستند.
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانه ایران
با صدای شهرام ابراهیمی
(از مخاطبان توانا)
با آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی
bit.ly/2PewwNr
بخوانید:
مبارزه خشونتپرهیز، ۵۰ نکته اساسی
bit.ly/2O2dY1U
@Tavaana_TavaanaTech
با صدای شهرام ابراهیمی
(از مخاطبان توانا)
با آرزوی آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی
bit.ly/2PewwNr
بخوانید:
مبارزه خشونتپرهیز، ۵۰ نکته اساسی
bit.ly/2O2dY1U
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from مهدی رستمپور
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صعود دختران بسکتبال سه نفره امیدهای ایران به جمع ٨ تیم جام جهانی.
چه بازگشت خیره کنندهای: از مالزی ١١-٦ عقب بودن، فقط دو دقیقه و نیم مونده بود...
و سرانجام: پیروزی با شوت شیدا شجاعی
@Mehdi_Rostampour
چه بازگشت خیره کنندهای: از مالزی ١١-٦ عقب بودن، فقط دو دقیقه و نیم مونده بود...
و سرانجام: پیروزی با شوت شیدا شجاعی
@Mehdi_Rostampour
جایزه صلح نوبل امسال به صورت مشترک به نادیا مراد و دنیس موکویگی «به دلیل تلاش برای پایاندادن به استفاده از خشونت جنسی» اهدا شد
داعش در سال ۲۰۱۴ به شهرها و روستاهای محل سکونت ایزدیها در شمال عراق، حمله کرد، بسیاری را به قتل رساند و زنان و دختران ایزدی را به عنوان برده و کنیز طبق قانونهای اسلامی خود مجبور به رابطه جنسی کرد.
هزاران زن قربانی جنایات داعش شدند؛ از این میان نادیا مراد، دختر ایزدی، برنده جایزه صلح نوبل شد.
پیش از این هم نادیا به عنوان سفیر صلح سازمان ملل انتخاب شده بود.
«سیاه بودند، مردانی از سرزمین حجر و آتش
و ما زبانشان را نمیفهمیدیم اما رفتارشان را...!
مردانی با ریشهای بلند، مغزهای کوتاه، باورهای سخت! نامشان عقرب، ملخ و سوسمار بود!
لشکری از لجن و ریش و اعتقاد!
آنها آمدند، آرزوهای من را کشتند، آنها مرا غنیمت صدا میزدند،
آن زمان دیگر نادیا نبودم ...»
- شعر از دلشاد خضری
@Tavaana_TavaanaTech
داعش در سال ۲۰۱۴ به شهرها و روستاهای محل سکونت ایزدیها در شمال عراق، حمله کرد، بسیاری را به قتل رساند و زنان و دختران ایزدی را به عنوان برده و کنیز طبق قانونهای اسلامی خود مجبور به رابطه جنسی کرد.
هزاران زن قربانی جنایات داعش شدند؛ از این میان نادیا مراد، دختر ایزدی، برنده جایزه صلح نوبل شد.
پیش از این هم نادیا به عنوان سفیر صلح سازمان ملل انتخاب شده بود.
«سیاه بودند، مردانی از سرزمین حجر و آتش
و ما زبانشان را نمیفهمیدیم اما رفتارشان را...!
مردانی با ریشهای بلند، مغزهای کوتاه، باورهای سخت! نامشان عقرب، ملخ و سوسمار بود!
لشکری از لجن و ریش و اعتقاد!
آنها آمدند، آرزوهای من را کشتند، آنها مرا غنیمت صدا میزدند،
آن زمان دیگر نادیا نبودم ...»
- شعر از دلشاد خضری
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. جایزه صلح نوبل امسال به صورت مشترک به نادیا مراد و دنیس موکویگی «به دلیل تلاش برای پایاندادن به استفاده از خشونت جنسی» اهدا شد داعش در سال ۲۰۱۴ به شهرها و روستاهای محل سکونت ایزدیها در شمال عراق، حمله کرد، بسیاری را به قتل رساند و زنان و دختران ایزدی…
پیام اسماعیل عبدی و بهشتی لنگرودی از زندان اوین به مناسبت روز معلم
پنجم اکتبر روز جهانی معلم، روز اتحاد و همبستگی معلمان برای آموزش و پرورش انسانی، برابر و رایگان برای همه میباشد.
معلمان در اکثر نقاط دنیا این روز را درحالی جشن میگیرند که در بخشهای دیگر دنیا معلمان عدالتخواه به بند کشیده شدهاند. فعالان صنفی معلمان و کارگران ایران حق برگزاری مجامع و تجمع آزاد و مستقل را ندارند و هرگونه تلاشی در این راستا با خطر اخراج از کار، تهدید، بازداشت و زندانی شدن مواجه است.
معلمان ایران در تلاش هستند مانع توسعه پولیسازی آموزش شوند. خواستهی آنها ارائهی امکانات آموزش رایگان و کیفی برای همه کودکان میباشد ولی دولتمردان، با سیاست خصوصیسازی آموزش و پرورش و با تعرض به سفرهی اقشار کم درآمد، بیش از پیش به تعداد کودکان کار و دختران تارک تحصیل میافزایند.
مراکز رسمی اعلام کردهاند که در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ با کمبود نزدیک به ۳۰۰ هزار معلم مواجه هستند و این در حالی است که حقوقهای معوقه، معلمان حقالتدریس، پیمانی و دائمی را در فشار بسیار زیاد اقتصادی قرار داده است.
معلمان حق التدریس در بسیاری موارد تا ششماه حقوق دریافت نمیکنند. اضافهکاری معلمان تا ماهها پرداخت نمیشود. صندوق ذخیره فرهنگیان که با هزینه خود معلمان درست شده است در خدمت منافع جناحها درآمده است.
بخش قابل توجهی از دانشآموزان ایران در شرایط نا امن و غیر استاندارد و کمترین امکانات به کلاسهای درس میروند و در طی سالهای اخیر تعدادی از دانشآموزان و معلمان به دلیل فقدان شرایط ایمنی کار، جان خود را از دست دادهاند.
داشتن تشکل مستقل از دولت و احزاب دولتی، حق اعتراض و اعتصاب و آزادی بیان که از حقوق اولیه معلمان و همه مزدبگیران است سالهاست توسط همه دولتهای متعدد در نظام جمهوری اسلامی پایمال شده است.
تعداد کودکان کار و خیابانی طبق آمارهای رسمی به بیش از یک میلیون و هفتصد هزار نفر میرسد. جای این کودکان در کلاس درس است.
با وجود اینکه آموزش زبان مادری به عنوان یک کتاب مستقل در مناطق مختلف کشور حق گویشوران سایر زبانهاست ولی آنان از این مهم محرومند.
خواستهی معلمان ایران، استقلال نظام آموزشی، جلوگیری از تبدیل آموزش و پرورش به بنگاه اقتصادی و سپردن این مهم صرفاً به صاحبنظران امر آموزش است.
پشتیبانی تشکلها و اتحادیههای صنفی و به طور کلی تمام معلمان جهان از خواستهها و مطالبات معلمان و دانشآموزان ایران، ضرورتی غیر قابل انکار است.
همبستگی قاطعانه و منسجم شما با جامعهی بزرگ فرهنگیان ایران و انعکاس دردها و رنجهایشان میتواند کمک بزرگی برای برداشتن قدمهایی محکم و ساختن جامعهای مرفه، فرهیخته، آزاد، برابر و صلحطلب باشد.
معلمان زندانی چشم به راه همبستگی و پشتیبانی همکاران خود در سرتاسر کرهی زمین هستند.
اتحاد معلمان و تشکلهای متفاوت معلمان سرتاسر جهان، برای رسیدن به آموزش و پرورشی مستقل و آزاد، امری مهم و ضروری است.
دست همگی شما را از درون زندان معروف اوین به گرمی میفشاریم و از همه شما برای حمایتهای بیدریغتان نهایت تشکر را داریم.
زنده باد همبستگی همه معلمان جهان
اسماعیل عبدی
محمود بهشتی لنگرودی
زندان اوین
۱۳ مهر ماه ۱۳۹۷ برابر با ۵ ماه اکتبر ۲۰۱۸
محمود بهشتی لنگرودی؛ معلمی استوار در دفاع از حقوق صنفی معلمان
https://bit.ly/2MS0qZK
اسماعیل عبدی، آموزگار مدرسه
https://bit.ly/2P39jNw
@Tavaana_TavaanaTech
پنجم اکتبر روز جهانی معلم، روز اتحاد و همبستگی معلمان برای آموزش و پرورش انسانی، برابر و رایگان برای همه میباشد.
معلمان در اکثر نقاط دنیا این روز را درحالی جشن میگیرند که در بخشهای دیگر دنیا معلمان عدالتخواه به بند کشیده شدهاند. فعالان صنفی معلمان و کارگران ایران حق برگزاری مجامع و تجمع آزاد و مستقل را ندارند و هرگونه تلاشی در این راستا با خطر اخراج از کار، تهدید، بازداشت و زندانی شدن مواجه است.
معلمان ایران در تلاش هستند مانع توسعه پولیسازی آموزش شوند. خواستهی آنها ارائهی امکانات آموزش رایگان و کیفی برای همه کودکان میباشد ولی دولتمردان، با سیاست خصوصیسازی آموزش و پرورش و با تعرض به سفرهی اقشار کم درآمد، بیش از پیش به تعداد کودکان کار و دختران تارک تحصیل میافزایند.
مراکز رسمی اعلام کردهاند که در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ با کمبود نزدیک به ۳۰۰ هزار معلم مواجه هستند و این در حالی است که حقوقهای معوقه، معلمان حقالتدریس، پیمانی و دائمی را در فشار بسیار زیاد اقتصادی قرار داده است.
معلمان حق التدریس در بسیاری موارد تا ششماه حقوق دریافت نمیکنند. اضافهکاری معلمان تا ماهها پرداخت نمیشود. صندوق ذخیره فرهنگیان که با هزینه خود معلمان درست شده است در خدمت منافع جناحها درآمده است.
بخش قابل توجهی از دانشآموزان ایران در شرایط نا امن و غیر استاندارد و کمترین امکانات به کلاسهای درس میروند و در طی سالهای اخیر تعدادی از دانشآموزان و معلمان به دلیل فقدان شرایط ایمنی کار، جان خود را از دست دادهاند.
داشتن تشکل مستقل از دولت و احزاب دولتی، حق اعتراض و اعتصاب و آزادی بیان که از حقوق اولیه معلمان و همه مزدبگیران است سالهاست توسط همه دولتهای متعدد در نظام جمهوری اسلامی پایمال شده است.
تعداد کودکان کار و خیابانی طبق آمارهای رسمی به بیش از یک میلیون و هفتصد هزار نفر میرسد. جای این کودکان در کلاس درس است.
با وجود اینکه آموزش زبان مادری به عنوان یک کتاب مستقل در مناطق مختلف کشور حق گویشوران سایر زبانهاست ولی آنان از این مهم محرومند.
خواستهی معلمان ایران، استقلال نظام آموزشی، جلوگیری از تبدیل آموزش و پرورش به بنگاه اقتصادی و سپردن این مهم صرفاً به صاحبنظران امر آموزش است.
پشتیبانی تشکلها و اتحادیههای صنفی و به طور کلی تمام معلمان جهان از خواستهها و مطالبات معلمان و دانشآموزان ایران، ضرورتی غیر قابل انکار است.
همبستگی قاطعانه و منسجم شما با جامعهی بزرگ فرهنگیان ایران و انعکاس دردها و رنجهایشان میتواند کمک بزرگی برای برداشتن قدمهایی محکم و ساختن جامعهای مرفه، فرهیخته، آزاد، برابر و صلحطلب باشد.
معلمان زندانی چشم به راه همبستگی و پشتیبانی همکاران خود در سرتاسر کرهی زمین هستند.
اتحاد معلمان و تشکلهای متفاوت معلمان سرتاسر جهان، برای رسیدن به آموزش و پرورشی مستقل و آزاد، امری مهم و ضروری است.
دست همگی شما را از درون زندان معروف اوین به گرمی میفشاریم و از همه شما برای حمایتهای بیدریغتان نهایت تشکر را داریم.
زنده باد همبستگی همه معلمان جهان
اسماعیل عبدی
محمود بهشتی لنگرودی
زندان اوین
۱۳ مهر ماه ۱۳۹۷ برابر با ۵ ماه اکتبر ۲۰۱۸
محمود بهشتی لنگرودی؛ معلمی استوار در دفاع از حقوق صنفی معلمان
https://bit.ly/2MS0qZK
اسماعیل عبدی، آموزگار مدرسه
https://bit.ly/2P39jNw
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. پیام اسماعیل عبدی و بهشتی لنگرودی از زندان اوین به مناسبت روز معلم پنجم اکتبر روز جهانی معلم، روز اتحاد و همبستگی معلمان برای آموزش و پرورش انسانی، برابر و رایگان برای همه میباشد. معلمان در اکثر نقاط دنیا این روز را درحالی جشن میگیرند که در بخشهای دیگر…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقای ناصحی فعال صنفی از تهران
#روز_جهانی_معلم
۱۳ مهر ۹۷
معلمان ایرانی، آموزش با دستان خالی
http://bit.ly/2w5LCzI
@Tavaana_TavaanaTech
#روز_جهانی_معلم
۱۳ مهر ۹۷
معلمان ایرانی، آموزش با دستان خالی
http://bit.ly/2w5LCzI
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعا حيف اين صداهای زيبا نيست كه خاموش باشند؟
يعني فقط و فقط بايد از فضاي مجازی شنيده شوند؟
آواز زنان؛ صداهای ممنوعه
bit.ly/2dHUvDB
@Tavaana_TavaanaTech
يعني فقط و فقط بايد از فضاي مجازی شنيده شوند؟
آواز زنان؛ صداهای ممنوعه
bit.ly/2dHUvDB
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خدیجه پاکضمیر (همسر محمد حبیبی - معلم زندانی): بدون حمایت شما امکان تحمل این مشکلات مقدور نبود ... امیدوارم تمام معلمان و آزادی خواهان و عدالت طلبان از زندان آزاد شوند.
@Tavaana_TavaanaTech
@Tavaana_TavaanaTech
یادی از فریدون فروغی
فریدون فروغی سری شیدایی داشت و زندگی کولیواری داشت. شاید بتوان گفت که او شبیه ترانههایش بود. او در تهران نیز پاتوق ثابتی نداشت و مرتب از این کافه به آن یکی می رفت و برنامه اجرا میکرد. فروغی در بخش از خاطراتش خاطرهای را نقل میکند که شاید برای شناخت روح بیقرار فروغی مناسب باشد: «کولهپشتی را برداشتم، سوار اتوبوس شدم و رفتم. به هر کجا که شد. نيمهشبی بود، بين راه بوديم و وسط بيابان. ناگهان حسی به من گفت: پياده شو! ديدم نور کمسويی در آن دوردستها سوسو میزند، مثل اينکه دهی بود. دلم به من میگفت الآن بايد پياده شوی و به آن سمت بروی، شايد حقيقت را آنجا بيابی. اما عقلم به من میگفت که الآن ساعت سه نيمهشب است و بيرون تا زانو در برف فرو خواهی رفت و ممکن است گرگها تو را تکهتکه کنند. نرو! من به حرف عقلم گوش کردم و پياده نشدم و بعد از يک ساعت چنان اندوه عميقی سراسر وجودم را فرا گرفت که داشتم از پشيمانی ديوانه میشدم. ساعاتی بعد که هوا روشن شد، به راننده گفتم نگه دار. يک ماشين ديگر گرفتم و به همان دِه برگشتم، اما ديگر دلم آنجا نبود. آن زمان که بايد به حرف دلم گوش میدادم، نداده بودم.» پس از انقلاب اسلامی به بهانهی بهایی بودن فروغی هیچگاه به او مجوز کار ندادند. بهایی بودن یا نبودن فروغی هیچ گاه مشخص نشد. به او گفتند که اگر مجوز میخواهی باید در رسانهها اعلام کنی که بهایی نیستی که فروغی زیر بار نرفت. او در سالهای آخر با شنیدن این حرف بسیار برافروخته و عصبانی میشد و میگفت: «به من میگویند که اگر مجوز میخواهی، باید در رسانهها اطلاعیه بدهی که بهایی نیستی.»
پس از انقلاب او هیچگاه اجازهی کار نیافت. در این مدت به مشاغل بسیاری روزگار گذراند. زمانی به نجاری رو آورد و در دورهای دیگر با نام مستعار «عباس نراقی» به کار در یک ساختمان در اصفهان مشغول شد. از آنجا که پدر و مادرش اهل نراق بودند او نام خانوادگی «نراقی» را به عنوان نام مستعار برگزیده بود. او در خاطرهی این کار ساختمانی در اصفهان چنین میگوید: «مدتها بود که به اين فکر میکردم که بايد اين منيت را در خودم بکشم. آن فريدون فروغی پر اسم و رسم را. بايد خود واقعیام را محک میزدم. به ترمينال جنوب رفتم و بليتی برای اصفهان گرفتم. هوا هنوز تاريک بود که به اصفهان رسيدم. در سالن ترمينال منتظر ماندم تا کمی سپيده زد و پرسانپرسان خود را به ميدانی که کارگران برای يافتن کار در آنجا تجمع میکردند، رساندم. همه تيپ آدمی از همه جا آمده بود.
با يکی، دو نفر آشنا شدم که از شانس من به آنها زودتر کار خورد و مرا هم با خودشان بردند. يکیشان آذری بود و ديگری اهل ميمه. پرسيدند چه کاری بلدی؟ گفتم کارگری ساده. يک کار ساختمانی بود... سخت کار میکردم و شبها ميوه و شيرينی ميخريدم و با کارگرهايی که خانه نداشتند و شب را همانجا میماندند، میخورديم و حرف میزديم. دستهايم پينه بسته بود، ولی خوشحال بودم که دارم ساخته میشوم. سرم را تراشيده بودم که از قيافه و حس جاهطلبانهای که دشمن آدم است، رها شوم.»
نزدیکان فریدون فروغی میگویند که در پایان زندگی، فروغی بسیار نا امید بود و آنچه در نهایت او را نابود کرد همین یاس و سرخوردگی بود. به او قول داده بودند که مجوز کار به او بدهند اما چنین نکردند و این مسئله بیش از پیش او را سرخورده و افسرده کرده بود. او در یاداشتی شخصی نوشته است: «گاهی امید بر سبزه زار تنم نقش میزند و گاهی یاس، تمامی جوانههای امیدم را چون خوره میخراشد و بدین سان زندگی دردآلودم میگذرد.» پس از پیروزی انقلاب و با بستهشدن شرایط سیاسی کشور فریدون فروغی آلبومی به اسم «بتشکن» اجرا میکند که هرگز مجوز انتشار و پخش پیدا نمیکند. او ممنوعالکار میشود. در اسفندماه ۱۳۷۷ او برنامهای به صورت محدود در کیش اجرا میکند. علی رغم استقبالی که شهرهای دیگر از اجرای برنامه توسط فروغی میکنند او هیچگاه مجوز کار پیدا نمیکند. فریدون فروغی در روز جمعه سیزدهم مهرماه ۱۳۸۰ در منزلش در تهرانپارس درگذشت. او را در روستای قرقرک بوئینزهرا و در کنار برکهای کوچک به خاک سپردند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Fereydoon_Foroughi
@Tavaana_TavaanaTech
فریدون فروغی سری شیدایی داشت و زندگی کولیواری داشت. شاید بتوان گفت که او شبیه ترانههایش بود. او در تهران نیز پاتوق ثابتی نداشت و مرتب از این کافه به آن یکی می رفت و برنامه اجرا میکرد. فروغی در بخش از خاطراتش خاطرهای را نقل میکند که شاید برای شناخت روح بیقرار فروغی مناسب باشد: «کولهپشتی را برداشتم، سوار اتوبوس شدم و رفتم. به هر کجا که شد. نيمهشبی بود، بين راه بوديم و وسط بيابان. ناگهان حسی به من گفت: پياده شو! ديدم نور کمسويی در آن دوردستها سوسو میزند، مثل اينکه دهی بود. دلم به من میگفت الآن بايد پياده شوی و به آن سمت بروی، شايد حقيقت را آنجا بيابی. اما عقلم به من میگفت که الآن ساعت سه نيمهشب است و بيرون تا زانو در برف فرو خواهی رفت و ممکن است گرگها تو را تکهتکه کنند. نرو! من به حرف عقلم گوش کردم و پياده نشدم و بعد از يک ساعت چنان اندوه عميقی سراسر وجودم را فرا گرفت که داشتم از پشيمانی ديوانه میشدم. ساعاتی بعد که هوا روشن شد، به راننده گفتم نگه دار. يک ماشين ديگر گرفتم و به همان دِه برگشتم، اما ديگر دلم آنجا نبود. آن زمان که بايد به حرف دلم گوش میدادم، نداده بودم.» پس از انقلاب اسلامی به بهانهی بهایی بودن فروغی هیچگاه به او مجوز کار ندادند. بهایی بودن یا نبودن فروغی هیچ گاه مشخص نشد. به او گفتند که اگر مجوز میخواهی باید در رسانهها اعلام کنی که بهایی نیستی که فروغی زیر بار نرفت. او در سالهای آخر با شنیدن این حرف بسیار برافروخته و عصبانی میشد و میگفت: «به من میگویند که اگر مجوز میخواهی، باید در رسانهها اطلاعیه بدهی که بهایی نیستی.»
پس از انقلاب او هیچگاه اجازهی کار نیافت. در این مدت به مشاغل بسیاری روزگار گذراند. زمانی به نجاری رو آورد و در دورهای دیگر با نام مستعار «عباس نراقی» به کار در یک ساختمان در اصفهان مشغول شد. از آنجا که پدر و مادرش اهل نراق بودند او نام خانوادگی «نراقی» را به عنوان نام مستعار برگزیده بود. او در خاطرهی این کار ساختمانی در اصفهان چنین میگوید: «مدتها بود که به اين فکر میکردم که بايد اين منيت را در خودم بکشم. آن فريدون فروغی پر اسم و رسم را. بايد خود واقعیام را محک میزدم. به ترمينال جنوب رفتم و بليتی برای اصفهان گرفتم. هوا هنوز تاريک بود که به اصفهان رسيدم. در سالن ترمينال منتظر ماندم تا کمی سپيده زد و پرسانپرسان خود را به ميدانی که کارگران برای يافتن کار در آنجا تجمع میکردند، رساندم. همه تيپ آدمی از همه جا آمده بود.
با يکی، دو نفر آشنا شدم که از شانس من به آنها زودتر کار خورد و مرا هم با خودشان بردند. يکیشان آذری بود و ديگری اهل ميمه. پرسيدند چه کاری بلدی؟ گفتم کارگری ساده. يک کار ساختمانی بود... سخت کار میکردم و شبها ميوه و شيرينی ميخريدم و با کارگرهايی که خانه نداشتند و شب را همانجا میماندند، میخورديم و حرف میزديم. دستهايم پينه بسته بود، ولی خوشحال بودم که دارم ساخته میشوم. سرم را تراشيده بودم که از قيافه و حس جاهطلبانهای که دشمن آدم است، رها شوم.»
نزدیکان فریدون فروغی میگویند که در پایان زندگی، فروغی بسیار نا امید بود و آنچه در نهایت او را نابود کرد همین یاس و سرخوردگی بود. به او قول داده بودند که مجوز کار به او بدهند اما چنین نکردند و این مسئله بیش از پیش او را سرخورده و افسرده کرده بود. او در یاداشتی شخصی نوشته است: «گاهی امید بر سبزه زار تنم نقش میزند و گاهی یاس، تمامی جوانههای امیدم را چون خوره میخراشد و بدین سان زندگی دردآلودم میگذرد.» پس از پیروزی انقلاب و با بستهشدن شرایط سیاسی کشور فریدون فروغی آلبومی به اسم «بتشکن» اجرا میکند که هرگز مجوز انتشار و پخش پیدا نمیکند. او ممنوعالکار میشود. در اسفندماه ۱۳۷۷ او برنامهای به صورت محدود در کیش اجرا میکند. علی رغم استقبالی که شهرهای دیگر از اجرای برنامه توسط فروغی میکنند او هیچگاه مجوز کار پیدا نمیکند. فریدون فروغی در روز جمعه سیزدهم مهرماه ۱۳۸۰ در منزلش در تهرانپارس درگذشت. او را در روستای قرقرک بوئینزهرا و در کنار برکهای کوچک به خاک سپردند.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/Fereydoon_Foroughi
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. یادی از فریدون فروغی فریدون فروغی سری شیدایی داشت و زندگی کولیواری داشت. شاید بتوان گفت که او شبیه ترانههایش بود. او در تهران نیز پاتوق ثابتی نداشت و مرتب از این کافه به آن یکی می رفت و برنامه اجرا میکرد. فروغی در بخش از خاطراتش خاطرهای را نقل میکند…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترانه نیاز
فریدون فروغی
پس از انقلاب اسلامی به بهانهی بهایی بودن فروغی هیچگاه به او مجوز کار ندادند.
او به ناچار مدتی با نجاری و سپس کار در یک ساختمان زندگیاش را میگذراند...
bit.ly/2yKgtyc
فریدون فروغی
پس از انقلاب اسلامی به بهانهی بهایی بودن فروغی هیچگاه به او مجوز کار ندادند.
او به ناچار مدتی با نجاری و سپس کار در یک ساختمان زندگیاش را میگذراند...
bit.ly/2yKgtyc