آموزشکده توانا
51K subscribers
39.4K photos
41.2K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است که نشان می‌دهد یک سرهنگ ارتش جلوی کامیونی زانو زده و پیرزن‌ها و پیرمردها پا می‌گذارند روی کمرش تا سوار کامیون شوند.

نه اتیکت نام او مشخص است و نه متوجه فیلم‌برداری است.

با هر گرایشی و تفکری، این فرد متواضع و خادم، قابل تحسین است.
چقدر خوب و امیدبخش است این اتحاد و همبستگی در هنگامه‌ی سختی‌ها

@Tavaana_TavaanaTech
عکسی از منطقه‌ای در #پل‌دختر لرستان که مردم به علت قطع آب لوله‌کشی، مجبور به استفاده از آب #سیلاب برای شست‌وشو هستند.

امروز #روز_جهانی_بهداشت است‌. سیل‌زده‌های ایران با مشکلات بهداشتی فراوانی روبه‌رو هستند.
امیدواریم سریع‌تر امکانات بهداشتی برایشان فراهم شود.

#سیل_لرستان

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📌از این می‌ترسم که اینجا تبدیل به ویرانه شود؛ صحبت‌های یکی از روستاییان در مناطق سیل‌زده‌ی استان #لرستان

🔴چگونه سیل و سایر بلاهای طبیعی، در صورت عدم توجه به مناطق آسیب‌دیده، می‌تواند منجر به گسترش فقر، گسترش بیکاری، مهاجرت روستاییان به شهر و گسترش حاشیه‌نشینی در شهرها گردد؟

#سیل_گلستان
#سیل_خوزستان
#سیل_لرستان
🆔 @imamalisociety
حاشیه‌های یک سیل در خوزستان

به هرحال اکنون مردم خوزستان درگیر خطر سیلاب هستند و حفظ جان آن‌ها باید در درجه نخست اهمیت قرار داشته باشد. اما متاسفانه دو نکته، تخلیه این مردم از شهرها و روستاها را با مشکل جدی مواجه کرده است؛ یک اینکه در این منطقه فقر گسترده‌ای وجود دارد و بریدن افراد از خانه و کاشانه و زمین و مزرعه‌شان، یعنی بریدن از همه داروندارشان و نکته دوم نیز این است که بی‌اعتمادی عظیمی بین حکومت و مردم وجود دارد. به عنوان نمونه، در همین دو سه روز اخیر شکایات گوناگونی از اقدامات نامناسب امدادی در خوزستان در فضای مجازی پیچیده است.
.
به عنوان نمونه خبرگزاری «کارون نیوز» در ۱۶ فروردین خبر داد صبح همان روز ۵۰ نفر از اهالی روستای عیله در اطراف بخش شعیبیه به محاصره سیل درآمدند اما علی رغم تماس‌های متعدد هیچ خبری از نیروهای امدادی نشد و در نهایت یک بلمران آن‌ها را نجات داد.
.
یکی از افراد نجات یافته به خبرنگار این خبرگزاری گفته بود: «شب گذشته سیل وارد این روستا شد و از همه جهات در محاصره قرار گرفتیم. تماسهای مختلفی با نیروهای امدادگر داشتیم ولی متاسفانه کسی به داد ما نرسید و صبح امروز یک بلمران از هموطنان به کمک ما آمد. روستا بطور ۱۰۰ درصد به زیر آب رفت».
.
حتی اگر نیروهای امدادی تمام سعی خود را برای نجات خوزستانی‌های از سیلاب انجام داده باشند و انجام دهند، باز اگر خرد و تدبیری در حکومتیان باقی‌ست، باید به طرح این پرسش و مداقه پیرامون آن برخیزند که چرا در بحران‌هایی در سطح ملی، این اندازه نارضایتی و بی‌اعتمادی از سمت مردم نسبت به تصمیمات و اقدامات حکومتی وجود دارد؟

بیشتر بخوانید
http://bit.ly/2WTaNxP
.
@Tavaana_TavaanaTech
شرح تصویر:
دکتر رحمانی، متخصص اطفال، به عنوان داوطلب در پلدختر روزها کار یدی می‌کند و شب‌ها ویزیت رایگان در بیمارستان صحرایی.

درود بر او و سایر هموطنانی که به یاری سیل‌زدگان شتافته‌اند.

مرتبط:
چرا باید هوای هم را داشته باشیم؟
http://bit.ly/SJKqJ2

@Tavaana_TavaanaTech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
زوم:از مهندسی افکار تا تخریب سرمایه‌های ملی

ماجرا از آنجا شروع شد که محمدرضا شجریان، استاد بزرگ آواز ایران، در ناآرامی‌های سال ۸۸، همراه خس و خاشاک شد، برایشان ترانه خوتند و از مردمی که به خیابان‌ها آمده بودند و توسط جمهوری اسلامی قلع و قمع شدند، حمایت کرد. همین شد که این استاد موسیقی سنتی برای چندمین بار، به صداوسیمای حکومتی ایران اعلام کرد که دیگر اجازه ندارند آثارش را پخش کنند و از این سازمان غیرمردمی به دادگاه شکایت برد؛ مخصوصا به این دلیل که صداوسیما همیشه آثار شجریان را با تصاویری که در راستای اهداف خودش بود پخش می‌کرد. البته شجریان دعای ربنا را از این قاعده مستثنی کرد و این اثر را متعلق به مردم دانست. اما صداوسیما غضب کرد و از آن پس تمام آثار این خواننده مردمی، از جمله دعای ربنا و حتی نام و چهره او را به طور کامل از برنامه‌هایش حذف کرد.

http://bit.ly/2OTPQzV
لینک یوتیوب:
http://bit.ly/2ORIixC

#زوم #شجریان

@Tavaana_TavaanaTech
۷ اپریل، روز جهانی بهداشت

هدف اول روز جهانی بهداشت، پوشش جهانی بهداشت است. کلید دستیابی به آن این است که اطمینان حاصل شود که هر کس بتواند مراقبتی را که نیاز دارد، زمانی که به آن نیاز دارد درست در قلب جامعه داشته باشد.

توسعه در کشورهای تمام مناطق جهان در حال روی دادن است.

اما میلیون‌ها نفر هنوز به مراقبت‌های بهداشتی دسترسی ندارند. میلیون‌ها نفر مجبور هستند بین مراقبت‌های بهداشتی و سایر هزینه‌های روزانه مانند غذا، لباس و حتی یک خانه را انتخاب کنند.

به همین دلیل روز جهانی بهداشت در سال ۲۰۱۹ بر روی پوشش بهداشت جهانی تمرکز دارد.

این روزها وضعیت بهداشت مردم سیل‌زده در ایران وخیم است. کمبود آب آشامیدنی سالم و آب برای شستشو و استحمام مشهود است. از طرفی تلف شدن دام‌ها و رها شدن جسد دام‌ها و نیز بالا آمدن آب فاضلاب، بر مشکلات افزوده است.
لازم است به مساله بهداشت سیل‌زدگان توجه ویژه‌ای شود.

مرتبط؛
حق بالاترین سطح قابل دسترس بهداشت
goo.gl/1GkSQn

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وضعیت بهداشتی به شدت بحرانی سیل‌زدگان روستای شیخ طعمه که برای نجات جان خود به نخلستان پناه برده‌اند.
#سیل_خوزستان

ویدئو از :
🆔 @imamalisociety

👈 نیاز مبرم به وسایل بهداشتی، دستمال مرطوب، توالت‌های صحرایی و ...

@Tavaana_TavaanaTech
رییس انجمن صنفی کشاورزی و منابع طبیعی دشت آزادگان(خوزستان):

🔻دیگر چیزی از اراضی کشاورزی باقی نمانده؛ انگار بازگشته‌ایم به دوران جنگ والله چنین سردرگمی و فجایعی را در دوران جنگ هم ندیدیم

🔹امدادرسانی بسیارضعیف است، فقط دستور تخلیه می‌دهند؛ این آدم‌ها کجا بروند؟ /ایلنا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻گزارش خبرگزاری اسکان نیوز از میزان تخریب زیرساخت‌های کشور در #سیل اخیر

🔹نقش دولت، مجلس، شهرداری، پیمانکاران و مهندسان مشاور در این #تخریب_عظیم چیست؟

زوم:منطق فاجعه‌ساز
https://goo.gl/4XX5oL
زوم: حافظه کوتاه و فجایع پی‌درپی
https://goo.gl/GN7Nac

@Tavaana_TavaanaTech
حاشیه‌ای بر دستفروشی در تهران

در مرداد ۱۳۹۶ بود که خبر رسید یک راننده وانت در قم که مشغول فروش میوه بود، با برخورد ماموران سد معبر شهرداری قم مواجه می‌شود و پس از برخورد با جدول کنار خیابان جان خود را از دست می‌دهد. حاضران در محل تصریح کردند که نوع برخورد ماموران شهرداری دلیل فوت این دستفروش بود اما شهرداری قم این مسئله را رد کرد گرچه پرونده‌ای تشکیل شد و ماموران شهرداری برای بازجویی احضار شدند.
.
نمونه بالا تنها مرگ ناشی از درگیری بین دستفروشان و ماموران شهرداری نیست. چنانکه دو سال پیش از مرگ راننده وانت قمی، یک دستفروش در تهران به نام «علی چراغی» مقابل چشمان فرزندش، با ضربه «پنجه بوکس» مامور سد معبر شهرداری، بیهوش شد و یک هفته بعد در بیمارستانی در تهران درگذشت. اتفاقا او نیز مانند دستفروش قمی، راننده وانت بود.

اما علی‌رغم چنین درگیری‌ای که منجر به قتل علی چراغی شد، قاتلان او در ابتدا از اتهام قتل عمد تبرئه شدند تا اینکه با اعتراض وکیل خانواده چراغی، این حکم در دیوان‌عالی کشور نقض شد و در رسیدگی مجدد، اتهام قتل عمد برای متهم اثبات شد و او به اعدام محکوم شد.

اما مسئولان شهری نیز با آنکه قول رسیدگی به وضع اقتصادی خانواده چراغی را داده بودند، عملا برای آنان کاری نکردند. چنانکه «محمد چراغی» برادر علی چراغی در گفتگویی گفته بود: «برای اینکه برادرزاده‌ام درآمدی داشته باشد، برای او گاری دستی خریدیم تا با کمک آن میوه‌ بفروشد، اما فروردین ماه بود که ماموران شهرداری او را مورد ضرب و شتم قرار دارند و وقتی او را شناختند که پسر علی چراغی‌ست، فورا فرار کردند. ما باز هم شکایت کردیم که با وساطت چند نفر شکایت‌مان را پس گرفتیم. امروز دختر دانشجوی علی چراغی چون از پس تامین مخارج دانشگاه برنمی‌آید با مشکلاتی برای ادامه تحصیل مواجه شده‌است. علی چراغی غیر از این دو فرزند، پسر سیزده ساله و دختر چهارساله‌ دیگری هم دارد که باید برای تامین معاش و مخارج تحصیل آنها کاری کرد».

این نمونه‌ها شاید به خوبی بتواند عمق درگیری بین ماموران شهرداری و دستفروشان را نشان دهد. درگیری‌ای که اکنون می‌توان آن را به عنوان یک «مسئله» تعریف کرد. مسئله‌ای که با توجه به فقر روزافزون در جامعه ایران و گسترش پدیده دستفروشی، شاید حل‌ناشدنی به نظر برسد.

بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2KfUee9

@Tavaana_TavaanaTech
حاشیه‌های یک سیل در خوزستان

همین چند روز قبل بود که سپاه پاسداران برای آنکه تالاب هورالعظیم و تاسیسات نفتی موجود در آن زیر آب نرود،چندین سیل‌بند در روستاهایی در منطقه دشت آزادگان را تخریب کرد. سیل‌بندهایی که خود مردم برای حفاظت از مزرعه‌هاشان ساخته بودند. طبیعی بود که مردم درگیر شوند و نیروهای سپاه پاسداران چندین نفر را زخمی کردند که در نهایت یکی از مجروحین به نام «عبود زلیجی» جان خود را در بیمارستان از دست داد.
.
او پدر سه پسر وسه دختر بود كه هيچ‌كدام از آنها ازدواج نكرده‌اند. تنها منبع درآمد این خانواده نیز زمین کشاورزی بود که بازکردن سیل‌بندها توسط سپاه پاسداران، موجب شد زمین کشاورزی آن‌ها نیز به زیر آب برود.
.
درواقع اگر حکومتیان حاضر شوند آب را به طور کامل به روی تالاب هورالعظیم باز کنند، بسیاری از این روستاها و شهرها نجات پیدا خواهند کرد. به اذعان کارشناسان، تالاب‌ها نقش قابل توجهی در کنترل سیلاب‌ها دارند. هورالعظیم نیز می‌تواند با پذیرش آب سیلاب خوزستان، نقش قابل ملاحظه‌ای در کنترل کرخه داشته باشد. .
.
چنانکه «رضا اردکانیان» - وزیر نیرو - درباره اثرگذاری سیلاب سال ۹۸ بر تالاب‌ها گفت: « تالاب‌های کشور نیز پس از سالیان سال از این سیلاب بهره‌مند شده و ۴۰ تالاب بزرگ کشور سیراب شده است. علاوه بر آن دریاچه ارومیه نیز افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته است».
.
«ناصر عبیات» - فعال محیط زیست خوزستانی - درباره مسئله هورالعظیم در روزهای اخیر و مسئله سیلاب و نقش حکومت در این میان به «ممانعت شرکت‌های نفتی از آبگیری این محل‌ها برای جلوگیری از آسیب‌رسیدن به تاسیسات نفتی» اشاره می‌کند و می‌گوید: «تاسیسات شرکت نفتی آزادگان جنوبی در این منطقه قرار دارد و برای جلوگیری از آسیب به آنهاست که اینجا خشک مانده است؛ این تاسیسات نفتی محصول قراردادهای گذشته با چینی هاست که برای اکتشاف و استخراج نفت، هورالعظیم را خشک کرده و به یکی از کانون های گرد و غبار تبدیل کردند. در هیچ جای دنیا تالاب که یک زیستگاه با ارزش است را با جاده های عریض به پنج حوضچه (مخزن) تبدیل نمی کنند».
.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2WSse1E

@Tavaana_TavaanaTech
فرار تحصیلی زیر ۱۸ ساله‌ها

...اما سال‌ها، در ایران سال به سال دشوارتر می‌شوند و مهاجرت و یا همان فرار، گستره وسیع‌تری به خود می‌گیرد و دیگر منحصر در کسانی نیست که در پی بورس دکترا یا پذیرش کارشناسی ارشد از دانشگاهی غربی هستند.
.
. «رضوان حکیم‌زاده» - یکی از مقامات وزارت آموزش و پرورش - در سال ۱۳۹۶ از مهاجرت دانش‌آموزان ایرانی گفت و «یکی از مسائل نگران‌کننده» را «مهاجرت استعدادهای برتر دانش‌آموزی به خارج از کشور» دانسته بود. به گفته او: «امروز بسیاری از دانش‌آموزان ما ترجیح می‌دهند بعد از اتمام دوره متوسطه تحصیلات خود را در خارج از کشور ادامه دهند که این بسیار جای نگرانی دارد».
.
اما نکته این است که حتی مسئله منحصر در استعدادهای برتر دانش آموزی نیست. بلکه پدیده دیگری که در مسئله مهاجرت تحصیلی خودنمایی می‌کند، مهاجرت زیر ۱۸ ساله‌های ایرانی برای تحصیل در دبیرستان‌های فرنگی و ورود به دانشگاه‌‌ها از آن طریق است. وبسایت تابناک در گزارشی در فروردین ۹۸ از این نوشت.
.
«سینا» که یکی از نوجوانان حاضر در این گزارش است، دانشجوی سال اول پزشکی در انگلستان است. او که اساسا برای تحقق آرزوی پزشک‌شدن به انگلستان رفته بود، درباره این تصمیم خود می‌گوید: «اولش خیلی سخت بود. من پذیرش کالج را از ایران گرفتم. از همه به جز پدر و مادرم خواستم فرودگاه نیایند. نمی‌توانستم غمشان را ببینم. غم دور شدن. خیلی سخت بود، اما خب چاره‌ای نداشتم. از آینده می‌ترسیدم. می‌دیدم خیلی از بچه‌هایی که از من بزرگتر بودند بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه می‌رفتند تا مدت‌ها روی تاکسی‌های اینترنتی کار می‌کردند. راستش ترسیدم...».
.
«مریم کیانی» درباره اینکه چرا پدیده مهاجرت تحصیلی به نوجوانان ۱۶ و ۱۷ ساله رسیده است، به دو نکته اشاره می‌کند. «شرایط راحت‌تر» ارائه ویزا به نوجوانان زیر ۱۸ سال و پذیرش تحصیلی راحت‌تر در کالج‌ها و دبیرستان‌های کشور مقصد یکی از دلایلی‌ست که این کارگزار مهاجرت، به عنوان یکی از افزایش دلایل مهاجرت در این سن می‌گوید.
.
بیشتر بخوانید:
https://bit.ly/2Umpj4x

@Tavaana_TavaanaTech
مهندس حمید خدابخشی در بهمن ماه ۹۷ پیش بینی سیل را کرده بود. ولی کسی توجهی به گفته های این کارشناس نکرد.
/ابوالفضل عابدینی ، خبرنگار محلی
برگرفته از نواندیش

سوال اینجاست که چرا در جمهوری اسلامی، نظرات کارشناسان، مورد توجه قرار نمی‌گیرد؟
این کارشناس لابد بر اساس داده‌های میزان آب ذخیره شده و میزان بارندگی‌ها و پیش‌بینی آب و هوا به چنین نظری رسیده بود. آیا جای تعمق و بررسی نداشت؟

@Tavaana_TavaanaTech
کودکی در دل من سخت گریست / به گمانم تنها ست
او عروسکی با روبانی قرمز روی موهایش و چشمانی آبی براق داشت
آن روز اما چشم‌های عروسکش طعم سیل می‌داد
کودک من حالا / نان حسرت می خورد / توی این تنهایی / رنج غربت می‌برد /
با خود می‌اندیشم دل این کودک را چه کند یکدم شاد؟

- تصویر عروسک به‌جامانده از سیل در خیابان سازمانی‌های پلدختر

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"‏عاشق اين نشاط و اتحاد هستم من اگر یک روز سیل تمام شهر بگیره شما ها ایستادید مقاومت کردید
برای من مفهومی نگذاشتید و ما را خوب معنا کردید"

ترجمه : شط را به گریه انداختیم اما ما گریه نکردیم مقاومت کردیم

از توئیتر میثم آل‌مهدی از کارگران گروه صنعتی فولاد اهواز

ویدئو:
شادی جوانان پرشور حمیدیه بعد از ترمیم سیل بند!

۱۸ فروردین ۱۳۹۸

@Tavaana_TavaanaTech
سالگرد خودکشی صادق هدایت
bit.ly/2GKJ3nq

در این ویدئو کوتاه گزارشی می‌بینید از زندگی و خودکشی صادق هدایت با گزارش‌گری آیدین صالحی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی کتاب‌هایش به این بهانه که مروج یاس و خودکشی است ممنوع شد. بسیاری از ما در خانواده‌هایمان و از بزرگ‌ترها شنیده‌ایم که خواندن آثار هدایت آدم را افسرده می‌کند. علاوه بر ممنوعیت از طرف خانواده در بسیاری از خانه‌ها، بزرگ‌ترها آثار هدایت را از دست‌رس فرزندان خود دور نگاه می‌داشتند. آیا به راستی هدایت مروج ِ سرخوردگی و یاس بود؟ باید گفت این انسانی که در باور برخی از عوام نوشته‌هایش خطرناک است، غول ادبی ایران است و از سرشناس‌ترین نویسندگان ایرانی در جهان.

توقیف آثار هدایت بهانه‌ای به‌تر از خودکشی می‌خواهد که جمهوری اسلامی به آن بیاوزد چرا که بسیاری از نویسندگانی که خودکشی کرده‌اند آثارشان در ایران منتشر می‌شود. والتر بنیامین، ریچارد براتیگان، سیلیو پلات،آرتو رکستلر، جرزی کوزینسکی، رومن گاری، ویرجینیا ولف، غزاله علیزاده و … از جمله نویسندگانی هستند که خود به زندگی خویش پایان داده‌اند. با این‌که پس از پیروزی انقلاب اسلامی آثار هدایت چندان اجازه‌ی انتشار نیافت اما نقدهای بسیاری بر آثار و زندگی هدایت نوشته شد که نشان از اهمیت این نویسنده ی شهیر ایرانی دارد.

صادق هدایت در ۲۸ بهمن‌ماه ۱۲۸۱ در تهران به دنیا آمد. بسیاری او را از پیش‌گامان داستان‌نویسی نوین ایران دانسته‌اند. آن‌چه بی‌شک موجب شهرت جهانی هدایت شده است، رمان ِ «بوف کور» این نویسنده است. رمان بوف کور به زبان‌های مختلفی از جمله انگلیسی و فرانسه ترجمه شده است. مصطفی فریدون فرزانه از دوستان هدایت در کتاب «آشنایی با صادق هدایت» تاریخ انتشار این رمان را سال ۱۳۰۹ می‌داند. آغاز کتاب بوف کور شاید از معروف‌ترین جملاتی باشد که در ادبیات فارسی میان مردم دست به دست شده و استفاده شده است.

«در زندگی زخم‌هایی است که مثل خوره روح را در انزوا می‌خورند و می‌تراشند. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد؛ چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزء اتفاقات و پیش‌آمدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سَبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآمیز تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسیله‌ی افیون و مواد مخدره است؛ ولی افسوس که تاثیر این‌گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید.»

صادق هدایت در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در آپارتمانی اجاره‌ای در خیابان شامپیونه با باز کردن شیر گاز و بستن محفظه‌های خانه به زندگی خود پایان داد و در گورستان پرلاشز، یکی از گورستان‌های پاریس، قطعه‌ی ۸۵ به خاک سپرده شد.

بیش‌تر بخوانید:
goo.gl/2FtTVr

@Tavaana_TavaanaTech
چرا برخی از مردم با وجود اینکه می‌دانند سیل تهدیدشان می‌کند، خانه‌هایشان را ترک نمی‌کنند؟
#سیل

🆔 @imamalisociety
❤️مهربانی جاری است...

دوست عزیزم
می‌دانم اسبا‌ب‌بازی‌هایت را آب برده‌است، دلم پیش توست.
هدیه‌های کوچکی را برایت می‌فرستم تا کمی شاد شوی.
کنارت هستیم تا دوباره لبخند بر لبانت بنشیند.

اقلام‌ اهدایی شما عزیزان در ستاد جمعیت امام علی
#سیل
🆔 @imamalisociety
صادق هدایت در طول زندگی‌اش از توانگری و نفوذ اجتماعی خانواده‌ خود چشم پوشید و نگارنده زندگی مردم متروک شد. قهرمانان داستان‌های‌اش طبقه بدحال و فقیر جامعه بودند. دلبستگی فراوانی به ایران باستان و یادگارهای به جا مانده از آن داشت، شرایط قی‌آور فکری و فرهنگی و اقتصادی ایران، او را همچون زادبوم مصیبت زده‌اش ویران کرد. جامعه با پشتکاری لاابالیانه، جهادی و وقیح، او را پس می‌زد تا سرانجام در سال ۱۳۲۹ به بار گران هجرت از میهن تن داد.

فروردین‌ماه سال 1330 در محله فقیرنشین پاریس، کوچه شامپیونه، آپارتمان شماره 37 را اجاره کرد، از همه جاهایی که در دوران جوانی‌اش خاطره داشت بازدید کرد، به پل کنار گورستان کشان، همان جایی که وعده‌گاه دیدار با عشق نافرجام دوران جوانی‌اش ترِز بود، سر زد.

در واپسین روزهای زندگی‌ات همه آثار چاپ‌نشده‌ات را یکی‌یکی پاره کردی، مگر تصمیم‌ات را گرفته بودی؟
امروز 18 فروردین 1330 واپسین روز زندگی صادق هدایت است، صورت‌اش را اصلاح می‌کند، پیراهن سفید می‌پوشد، موهای سرش را شانه می‌کند، با ظاهری آراسته و مرتب می‌خواهد برود.
لابد می خواهی به نابودی جاودان برسی؟؟
درز همه پنجره‌ها را با پنبه می‌پوشاند، دوست‌اش را برای فردا به مهمانی دعوت می‌کند، ملحفه‌ای کف آشپزخانه پهن می‌کند، شیر گاز را باز می‌کند و کف اشپزخانه می آرامد.
لحظات آخر به یاد عشق‌ات ترِز هم بودی؟
عاقبت چراغ امید و زندگی‌اش بی فروغ گشت و روح آزرده و تن رنجورش را به سردی خاک سپرد.
چشمانش را بست، روشنایی روز را به تاریکی بخشید و در همان شب تاریک و جاودانی که سرتاسر زندگیش را فرا گرفته بود فرو رفت.
حال در مغاکی تاریک در گوشه فراموشی آرمیده است. ای بسا در جهان سایه‌های سرگردان روح سوگوار و مهجورش را آغوش مهربان‌تری پذیرا باشد.


هوا ابری و نمناک است، آمبولانس دم در ایستاده، دوستی که به مهمانی دعوت کرده بودی با پیکر بی‌جانت در کف آشپزخانه مواجه شده، دو نفر نعش‌کش پیکر از رمق‌افتاده‌ات را درون تابوت قرار می‌دهند و از راهروهای تنگ و تاریک آپارتمان محقر37 پایین می‌آیی، انگار پایین آمدنت و صدای برخورد لبه‌های تابوت به راهروهای تنگ، شیب سقوط تاریخی وطن‌ام ایران را در لجن‌زار سیاهی و نابودی تسریع می‌بخشد.


هشت روز بعد، در غروبی غمگین با هوای نمناک و خفه روز تشییع پیکرت است، «زرین کلاه»، «داش آکل»، «داوود گوژپشت»، «لاله» و ... هم آمده‌اند، «حاجی ابوتراب» هم آمده، خودش دارد زحمت کندن گورت را می‌کشد، پیرمردی که سرش را با شالی بسته و عبای قهوه‌ای داشت به او کمک می‌کند، درست در کنار گورت «سگ ولگرد» خوابیده و دیگر بیدار نمی‌شود، «پروین دختر ساسانی» برایت چنگ می‌نوازد.
«داش آکل»یک بطری عرق دو آتیشه سر می‌کشد، قمه را به خاک قبرستان فرو می‌برد، به روی زانو می‌نشیند و با صدای محزون و چشمانی اشک‌بار می‌گوید: «به پوریای ولی قسم اگر یک نفر مرد بود صادق‌خان بود.»

کارگر #گورستان_پرلاشز پاریس می گوید:
«اگر این مراسم تدفین مرد بزرگی است پس چرا اینقدر کم امده اند؟»

در نسیمی ملایم، شفق، ناامید و رنگ‌پریده خودش را به کاروان شب سپرد، مهتاب، فروغ خویش را بر گورستان تاباند، در این لحظات محزون نویسنده‌ای زندگی پر مرارت و محنت‌خیزش را پشت سر گذاشت ودر قعر گور آرام گرفت.


می‌دانم می‌دانم از دنیای رجاله‌ها و لکاته‌ها خسته شده بودی و می‌گفتی «حس می‌کردم که این دنیا برای من نبود، برای یک دسته آدم‌های بی‌حیا، پررو، گدامنش، معلومات فروش، چاروادار و چشم و دل گرسنه بود. برای کسانی که به فراخور دنیا آفریده شده بودند و از زورمندان زمین و آسمان، مثل سگ گرسنه جلوی دکان قصابی که برای یک تکه لثه دُم می جنبانید گدایی می‌کردند و تملق می‌گفتند.»

هر گاه پی انسانیت و ازادگی را گم کردیم، رد آن را در اثار گرانبهایش جستجو نماییم.

متن فوق را یکی از مخاطبان توانا ارسال کرده است. از ایشان سپاسگزاریم.

درباره صادق هدایت بیشتر بخوانید:
http://goo.gl/2FtTVr

@Tavaana_TavaanaTech