آموزشکده توانا
51.1K subscribers
38.9K photos
40.9K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرهاد پوریاری، هنرمند ایرانی ده ساعت وقت گذاشت و تندیس شنی غزل رنجکش از مصدومان چشم در انقلاب مهسا را در سواحل عمان درست کرد.
sand_art_fp

غزل رنجکش، دانشجوی رشته حقوق اهل بندرعباس که روز چهارم آبان ماه ۱۴۰۱، هدف گلوله نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و بینایی یک چشمش را از دست داد، هفته پیش از ایران مهاجرت کرد تا مراحل درمانی چشمش را پیگیری کند. او چندی پیش ضمن تشریح دردسرهای جابجایی پروتز چشمش نوشته بود:
«کاش با همین یدونه چشم کم‌سویی که برام باقی مونده، زودتر آزادی رو ببینم»

او پیشتر نوشته بود:

«راست می‌گفتند؛ خیلی تاوان داره شریف زندگی کردن...»
غزل چندی قبل‌تر هم نوشته بود:
«و پس از مدتی هیچکس به خاطر نمی‌آورد تو پیش از این چطور بودی...»

غزل رنجکش پس از مصدومیتش توضیح داده بود که «آخرین تصویری که چشم راستم ثبت کرد، لبخند اون شخص موقع شلیک کردن بود». این دختر جوان نوشته بود که برای جلوگیری از اصابت گلوله به مادرش در مقابل او ایستاد.

غزل رنجکش جمله معروفی دارد:
«صدای چشم‌ها بلندتر از هر فریادیست...»

هرگز جنایاتی را که جمهوری اسلامی مرتکب شد، فراموش نمی‌کنیم.

#غزل_رنجکش #چشم_برای_آزادی #هنر_اعتراض #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
👍277💔2🕊1
متین منانی، جوانی که در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ با شلیک عامدانه نیروهای سرکوبگر، بینایی هر دو چشمش را از دست داد، از دست و پنجه نرم کردن با استرس پس از حادثه نوشت:
«اوایل آن روز هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که زندگی‌ام از آن پس دگرگون خواهد شد. شور و شوق جوانی‌ام را به خیابان آورده بودم تا صدایی باشد برای تغییر، اما گلوله‌ای بی‌رحم مرا به دنیای تاریکی فرستاد.حالا من در جهانی بدون نور زندگی می‌کنم،جایی که هر گوشه‌اش بی‌روح و بی‌صداست. آن روز، در قلب اعتراضات، وقتی صدای فریادها به آسمان می‌رسید، ناگهان همه چیز متوقف شد. در یک لحظه، دنیا برایم تاریک شد. فریادهای کسانی که به زمین می‌افتادند، و صدای قلب خودم که دیگر نمی‌خواست به تپش ادامه دهد. حالا PTSD، این رفیق ناخوانده، مرا به گذشته برمی‌گرداند و اجازه فرار از این دنیای وحشتناک را نمی‌دهد. شب‌ها، وقتی در بستر می‌خوابم، ذهنم به دنیای تاریکی فرو می‌رود که هیچ‌گاه نمی‌تواند آرام بگیرد. با اینکه زندگی‌ام را داروهای آرامبخش پر کرده، اما هنوز هم آرامش در خواب را گم کرده ام.این کابوس‌ها، این تصاویر وحشتناک، مرا درگیر کرده‌اند و اجازه نمی‌دهند که لحظه‌ای آرامش پیدا کنم. هر شب، من در حال فرار از یک دشمن نامرئی هستم، دشمنی که نه جسم دارد و نه چهره‌ای، اما در اعماق ذهنم همچنان مرا تعقیب می‌کند. تعقیب‌کننده‌ای که هیچ‌گاه به من نزدیک نمی‌شود، اما دائماً در ذهنم نقش بسته است. این مبارزه با ترس، این مبارزه برای زنده ماندن، هر روز و هر شب ادامه دارد. مهم است که حول گردن این مرد امیدی بیفکنیم. بیایید به او یادآوری کنیم که در این تاریکی، هنوز هم نورهایی وجود دارد، و او تنها نیست. تنها بودن در این درد، سخت‌ترین چالش است. امیدواریم که در دل شب، دوستی در کنارش باشد که قدم‌های او را در تاریکی روشن کند و بگوید: “ما با همیم” من در دل این جنگ بی‌پایان زندگی می‌کنم، با ترس‌هایم، با کابوس‌هایم، و با آن نیرویی که مرا به حرکت در می‌آورد. شاید شب‌ها خواب راحتی نداشته باشم، اما هیچ‌گاه از جنگیدن دست نخواهم کشید. چون من هنوز اینجا هستم، هنوز زنده‌ام، و هنوز امید دارم.‎

پ.ن:(PTSD) یا اختلال استرس پس از سانحه،یک اختلال روحی و روانی است که با تجربه یا مشاهده یک رویداد آسیب‌زا ایجاد می‌شود. این اختلال می‌تواند افرادی که از حوادثی مانند جنگ نظامی، تجاوز جنسی، بلایای طبیعی یا حوادث جدی رنج می‌برند را تحت تأثیر قرار دهد ‎کسانی که دچار PTSD هستند معمولا شب‌ها دچار کابوس می‌شوند ‎و یادآوری اتفاقات تلخ گذشته برایشان بسیار ناراحت‌کننده است.»

ـ لحظه‌ای خودمان را جای متین بگذاریم. چه بر این جوان رعنا و دلیر گذشت؟

هرگز این جنایت را فراموش نخواهیم کرد و هرگز عزیزانی که چنین مورد ظلم قرار گرفته‌اند را فراموش نخواهیم کرد.

#متین_منانی #چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔327👍1