Forwarded from گفتوشنود
«جرات اندیشیدن داشته باش»
کانت و میراث روشنگری
ایمانوئل کانت (۱۷۲۴–۱۸۰۴)، فیلسوف آلمانی، از کلیدیترین چهرههای فلسفه مدرن است که با تاکید بر توانایی عقل، مسیر تفکر بشری را تغییر داد. او در مقاله تاثیرگذار خود با عنوان «روشنگری چیست؟»، این جنبش را خروج انسان از «نابالغی خودخواسته» تعریف کرد و آن را به عنوان عصری نو در تاریخ عقلانیت معرفی نمود.
کانت در این مقاله، شعار معروف روشنگری را چنین اعلام میکند: «جرات اندیشیدن داشته باش!» (Sapere aude). از دیدگاه او، این فراخوان دعوتی است به استقلال فکری و استفاده از قدرت عقل فردی برای رهایی از قیمومتهایی که دیگران یا سنتهای جزمی بر ذهن انسان تحمیل کردهاند.
او تاکید داشت که ناتوانی در استفاده از عقل بدون هدایت دیگری، نشانه ضعف اراده است، نه ضعف فهم. کانت معتقد بود که هر انسان باید مسئولیت اندیشه خود را بر عهده بگیرد و برای فهم جهان، به جای تکیه بر مرجعیت بیرونی، بر تحلیلهای منطقی خویش تکیه کند.
کانت در اخلاق خود نیز مفهوم «کرامت انسانی» را پیریزی کرد. او استدلال میکرد که انسان باید همیشه به عنوان «هدف» در نظر گرفته شود، نه وسیلهای برای تحققِ اهداف دیگران. این اصل، پایهای برای اخلاق مدرن و حقوق بشر شد که بر حق هر فرد برای خودمختاری تاکید دارد.
در نظام فلسفی کانت، عقل نه تنها ابزاری برای شناخت جهان است، بلکه قانونگذار اصلی در حوزه اخلاق نیز به شمار میرود. او باور داشت که انسان از طریق پیروی از «امر مطلق» که بر پایه عقل استوار است، میتواند به شکلی آزادانه و مسئولانه، قانونی جهانی برای رفتارهای اخلاقی خود وضع کند.
اندیشه کانت دعوتی به بلوغ فکری است. او به ما میآموزد که روشنگری یک وضعیت ایستا نیست، بلکه فرآیندی مداوم برای کسب آزادی فکر است. با تکیه بر شعار او، انسانِ مدرن یاد میگیرد که شجاعت رویارویی با حقیقت و مسئولیت شکلدهی به دنیای اخلاقی خویش را داشته باشد.
#روشنگری #خردگرایی #کانت #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کانت و میراث روشنگری
ایمانوئل کانت (۱۷۲۴–۱۸۰۴)، فیلسوف آلمانی، از کلیدیترین چهرههای فلسفه مدرن است که با تاکید بر توانایی عقل، مسیر تفکر بشری را تغییر داد. او در مقاله تاثیرگذار خود با عنوان «روشنگری چیست؟»، این جنبش را خروج انسان از «نابالغی خودخواسته» تعریف کرد و آن را به عنوان عصری نو در تاریخ عقلانیت معرفی نمود.
کانت در این مقاله، شعار معروف روشنگری را چنین اعلام میکند: «جرات اندیشیدن داشته باش!» (Sapere aude). از دیدگاه او، این فراخوان دعوتی است به استقلال فکری و استفاده از قدرت عقل فردی برای رهایی از قیمومتهایی که دیگران یا سنتهای جزمی بر ذهن انسان تحمیل کردهاند.
او تاکید داشت که ناتوانی در استفاده از عقل بدون هدایت دیگری، نشانه ضعف اراده است، نه ضعف فهم. کانت معتقد بود که هر انسان باید مسئولیت اندیشه خود را بر عهده بگیرد و برای فهم جهان، به جای تکیه بر مرجعیت بیرونی، بر تحلیلهای منطقی خویش تکیه کند.
کانت در اخلاق خود نیز مفهوم «کرامت انسانی» را پیریزی کرد. او استدلال میکرد که انسان باید همیشه به عنوان «هدف» در نظر گرفته شود، نه وسیلهای برای تحققِ اهداف دیگران. این اصل، پایهای برای اخلاق مدرن و حقوق بشر شد که بر حق هر فرد برای خودمختاری تاکید دارد.
در نظام فلسفی کانت، عقل نه تنها ابزاری برای شناخت جهان است، بلکه قانونگذار اصلی در حوزه اخلاق نیز به شمار میرود. او باور داشت که انسان از طریق پیروی از «امر مطلق» که بر پایه عقل استوار است، میتواند به شکلی آزادانه و مسئولانه، قانونی جهانی برای رفتارهای اخلاقی خود وضع کند.
اندیشه کانت دعوتی به بلوغ فکری است. او به ما میآموزد که روشنگری یک وضعیت ایستا نیست، بلکه فرآیندی مداوم برای کسب آزادی فکر است. با تکیه بر شعار او، انسانِ مدرن یاد میگیرد که شجاعت رویارویی با حقیقت و مسئولیت شکلدهی به دنیای اخلاقی خویش را داشته باشد.
#روشنگری #خردگرایی #کانت #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5
Forwarded from گفتوشنود
زندان همرنگی؛
سوگیری «گروه-اندیشی» و مارپیچ سکوت در فرقهها
ما اغلب تصور میکنیم که قضاوتهایمان محصول تفکر منطقی و مشاهده بیطرفانه واقعیت است، اما حقیقت این است که ذهن ما در چنبرهای از «سوگیریهای شناختی» و خطاهای پنهان گرفتار است که مانند لنزهایی کدر، تصویر ما از جهان را دگرگون میکنند.
این مجموعه با رویکردی تحلیلی به کالبدشکافی خطای ذهنی بنیادین میپردازد تا فاش کند که چگونه نقصهای ظریف در سیستم پردازش اطلاعات مغز، به فجایع عمیق اجتماعی همچون دیگریستیزی، فرقهگرایی و نارواداری ختم میشوند. این نوشتارها دعوتی است برای بازنگری در ساختار فکریمان؛ تا دریابیم که چگونه سوگیریهای ما دیوارهایی از عدم پذیرش میان ما و «دیگری» بنا میکنند و چطور شناخت این تلههای درونی، میتواند نخستین گام برای فرو ریختن دیوارهای تعصب و بازگشت به مدار رواداری و کرامت انسانی باشد.
▪️توهم اتفاقنظر
چرا صدای مخالفت در گلو خفه میشود؟
سوگیری شناختی «گروه-اندیشی» (Groupthink) زمانی رخ میدهد که تمایل افراد برای حفظ انسجام گروهی، بر قدرت تفکر نقادانه و استدلال منطقی پیشی میگیرد. در چنین حالتی، اعضای یک گروه (بهویژه در محیطهای بسته و فرقهای) به جای ارزیابی واقعبینانهی گزینهها، ناخودآگاه خود را با نظر اکثریت یا رهبر گروه هماهنگ میکنند تا از تنش و طرد شدن در امان بمانند. این فرآیند، «مارپیچ سکوت» را ایجاد میکند؛ وضعیتی که در آن، افرادی که دیدگاهی متفاوت دارند، از ترس هزینههای اجتماعی، سکوت اختیار میکنند و همین سکوت، توهم «اتفاقنظر کامل» را تقویت میکند.
▪️حذف صدای خرد
موتور نارواداری در ساختارهای بسته
این سوگیری شناختی، سمیترین عامل برای نارواداری است. وقتی در یک محیط فرقهای، نقد کردن به معنای «خیانت به آرمان جمعی» تعریف شود، فضای گفتگو به شدت محدود میگردد. در مارپیچ سکوت، هرچه صداهای متفاوت بیشتر سرکوب شوند، گروه به سمت اتخاذ تصمیمات افراطیتر و غیرمنطقیتر حرکت میکند. اینجاست که دیگریستیزی نه تنها به یک هنجار، بلکه به آزمونی برای وفاداری به گروه تبدیل میشود. فرد برای اینکه ثابت کند «خودی» است، ناچار میشود با رویکردهای خشونتآمیز یا غیرانسانی گروه علیه «دیگران» همراهی کند، حتی اگر در باطن با آن مخالف باشد.
▪️جسارت گفتن «نه»
پادزهر همرنگی اجباری
تنها راه گسستن مارپیچ سکوت، تقویت «تفکر انتقادی فردی» و ایجاد امنیت برای ابراز عقیده مخالف است. رواداری حقیقی تنها در گروهی رشد میکند که نقد را نه به عنوان «تخریب»، بلکه به عنوان «فرصتی برای تصحیح» میبیند. برای مقابله با گروه-اندیشی، باید بیاموزیم که «انسجام واقعی» از دل گفتگوهای صادقانه و تفاوت آرا بیرون میآید، نه از سکوت تحمیلی. شکستن این سوگیری به معنای شجاعت فردی است؛ شجاعتی که میگوید: «من برای حفظ انسانیت و حقیقت، حتی به قیمت طرد شدن از جمع، سکوت نخواهم کرد.»
مطالعه بیشتر
https://dialog.tavaana.org/cognitive-bias9/
#سوگیری #خطای_شناختی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سوگیری «گروه-اندیشی» و مارپیچ سکوت در فرقهها
ما اغلب تصور میکنیم که قضاوتهایمان محصول تفکر منطقی و مشاهده بیطرفانه واقعیت است، اما حقیقت این است که ذهن ما در چنبرهای از «سوگیریهای شناختی» و خطاهای پنهان گرفتار است که مانند لنزهایی کدر، تصویر ما از جهان را دگرگون میکنند.
این مجموعه با رویکردی تحلیلی به کالبدشکافی خطای ذهنی بنیادین میپردازد تا فاش کند که چگونه نقصهای ظریف در سیستم پردازش اطلاعات مغز، به فجایع عمیق اجتماعی همچون دیگریستیزی، فرقهگرایی و نارواداری ختم میشوند. این نوشتارها دعوتی است برای بازنگری در ساختار فکریمان؛ تا دریابیم که چگونه سوگیریهای ما دیوارهایی از عدم پذیرش میان ما و «دیگری» بنا میکنند و چطور شناخت این تلههای درونی، میتواند نخستین گام برای فرو ریختن دیوارهای تعصب و بازگشت به مدار رواداری و کرامت انسانی باشد.
▪️توهم اتفاقنظر
چرا صدای مخالفت در گلو خفه میشود؟
سوگیری شناختی «گروه-اندیشی» (Groupthink) زمانی رخ میدهد که تمایل افراد برای حفظ انسجام گروهی، بر قدرت تفکر نقادانه و استدلال منطقی پیشی میگیرد. در چنین حالتی، اعضای یک گروه (بهویژه در محیطهای بسته و فرقهای) به جای ارزیابی واقعبینانهی گزینهها، ناخودآگاه خود را با نظر اکثریت یا رهبر گروه هماهنگ میکنند تا از تنش و طرد شدن در امان بمانند. این فرآیند، «مارپیچ سکوت» را ایجاد میکند؛ وضعیتی که در آن، افرادی که دیدگاهی متفاوت دارند، از ترس هزینههای اجتماعی، سکوت اختیار میکنند و همین سکوت، توهم «اتفاقنظر کامل» را تقویت میکند.
▪️حذف صدای خرد
موتور نارواداری در ساختارهای بسته
این سوگیری شناختی، سمیترین عامل برای نارواداری است. وقتی در یک محیط فرقهای، نقد کردن به معنای «خیانت به آرمان جمعی» تعریف شود، فضای گفتگو به شدت محدود میگردد. در مارپیچ سکوت، هرچه صداهای متفاوت بیشتر سرکوب شوند، گروه به سمت اتخاذ تصمیمات افراطیتر و غیرمنطقیتر حرکت میکند. اینجاست که دیگریستیزی نه تنها به یک هنجار، بلکه به آزمونی برای وفاداری به گروه تبدیل میشود. فرد برای اینکه ثابت کند «خودی» است، ناچار میشود با رویکردهای خشونتآمیز یا غیرانسانی گروه علیه «دیگران» همراهی کند، حتی اگر در باطن با آن مخالف باشد.
▪️جسارت گفتن «نه»
پادزهر همرنگی اجباری
تنها راه گسستن مارپیچ سکوت، تقویت «تفکر انتقادی فردی» و ایجاد امنیت برای ابراز عقیده مخالف است. رواداری حقیقی تنها در گروهی رشد میکند که نقد را نه به عنوان «تخریب»، بلکه به عنوان «فرصتی برای تصحیح» میبیند. برای مقابله با گروه-اندیشی، باید بیاموزیم که «انسجام واقعی» از دل گفتگوهای صادقانه و تفاوت آرا بیرون میآید، نه از سکوت تحمیلی. شکستن این سوگیری به معنای شجاعت فردی است؛ شجاعتی که میگوید: «من برای حفظ انسانیت و حقیقت، حتی به قیمت طرد شدن از جمع، سکوت نخواهم کرد.»
مطالعه بیشتر
https://dialog.tavaana.org/cognitive-bias9/
#سوگیری #خطای_شناختی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شماری از بازنشستگان و مستمریبگیران تأمین اجتماعی روز ۲۱ تیرماه در جریان تجمع اعتراضی خود مقابل اداره کل تأمین اجتماعی استان گیلان در رشت، علاوه بر طرح مطالبات صنفی و معیشتی، با در دست داشتن بنر و سردادن شعار «نه به اعدام» مخالفت خود را با اجرای احکام اعدام اعلام کردند.
این بازنشستگان در اعتراض به شرایط دشوار زندگی، فساد، تبعیض، کاهش قدرت خرید و بیتوجهی مسئولان به مطالباتشان تجمع کرده بودند و همزمان حمایت خود را از حق حیات و مخالفت با مجازات اعدام نیز به نمایش گذاشتند.
همصدایی بازنشستگان با کارزار «نه به اعدام» نشان میدهد که دفاع از حقوق بشر و حق زندگی، محدود به یک گروه یا قشر خاص نیست. هنگامی که مطالبات معیشتی در کنار دفاع از زندانیان محکوم به اعدام و حق حیات قرار میگیرد، پیامی روشن از همبستگی مدنی و مسئولیتپذیری اجتماعی شکل میگیرد؛ همبستگیای که میتواند در دفاع از حقوق همه شهروندان، فارغ از گرایش و موقعیت آنان، نقشی تعیینکننده داشته باشد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
این بازنشستگان در اعتراض به شرایط دشوار زندگی، فساد، تبعیض، کاهش قدرت خرید و بیتوجهی مسئولان به مطالباتشان تجمع کرده بودند و همزمان حمایت خود را از حق حیات و مخالفت با مجازات اعدام نیز به نمایش گذاشتند.
همصدایی بازنشستگان با کارزار «نه به اعدام» نشان میدهد که دفاع از حقوق بشر و حق زندگی، محدود به یک گروه یا قشر خاص نیست. هنگامی که مطالبات معیشتی در کنار دفاع از زندانیان محکوم به اعدام و حق حیات قرار میگیرد، پیامی روشن از همبستگی مدنی و مسئولیتپذیری اجتماعی شکل میگیرد؛ همبستگیای که میتواند در دفاع از حقوق همه شهروندان، فارغ از گرایش و موقعیت آنان، نقشی تعیینکننده داشته باشد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
👍16❤3
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام عرشیا براری؛
از سکوی قهرمانی تا جانباختن در اعتراضات
جاویدنام عرشیا براری، قهرمان فیتنس و کاراتهکا، در روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در اعتراضات شهر زنجان، با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، او علاوه بر فیتنس، در رشته کاراته و سبک کیوکوشین نیز فعالیت داشت، بر اثر اصابت گلوله به کلیه به شدت مجروح شد و در نهایت در راه میهن جان باخت. گفته میشود پیکر نیمهجان او پس از تیراندازی، برای ساعتها در خیابان رها شده بود.
#عرشیا_براری
💸 tavaanatech
از سکوی قهرمانی تا جانباختن در اعتراضات
جاویدنام عرشیا براری، قهرمان فیتنس و کاراتهکا، در روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در اعتراضات شهر زنجان، با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، او علاوه بر فیتنس، در رشته کاراته و سبک کیوکوشین نیز فعالیت داشت، بر اثر اصابت گلوله به کلیه به شدت مجروح شد و در نهایت در راه میهن جان باخت. گفته میشود پیکر نیمهجان او پس از تیراندازی، برای ساعتها در خیابان رها شده بود.
#عرشیا_براری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔9
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
چرا نباید کانفیگ ویپیان را از منابع ناشناس بگیریم؟
خرید کانفیگهای ویپیان از منابع ناشناس یا غیرقابل اعتماد میتواند خطرات جدی برای امنیت و حریم خصوصی کاربران داشته باشد. از جمله:
🔸سرقت اطلاعات و شنود ترافیک
🔸حملات فیشینگ و دستکاری ترافیک
🔸نصب بدافزار یا لینکهای آلوده
🔸شناسایی یا ردیابی کاربران
🔸ازکارافتادن ناگهانی یا کلاهبرداری.
💸 tavaanatech
خرید کانفیگهای ویپیان از منابع ناشناس یا غیرقابل اعتماد میتواند خطرات جدی برای امنیت و حریم خصوصی کاربران داشته باشد. از جمله:
🔸سرقت اطلاعات و شنود ترافیک
🔸حملات فیشینگ و دستکاری ترافیک
🔸نصب بدافزار یا لینکهای آلوده
🔸شناسایی یا ردیابی کاربران
🔸ازکارافتادن ناگهانی یا کلاهبرداری.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
بدافزاری که میتواند گوشی اندرویدی را از راه دور کنترل کند
گزارش منتشرشده درباره نسخه جدید بدافزار RedHook صحت دارد. پژوهشگران شرکت امنیتی Group-IB میگویند این بدافزار اندرویدی در نسخه تازه خود، تواناییهای خطرناکتری پیدا کرده و میتواند پس از فریب کاربر، دسترسی گستردهای به گوشی به دست آورد.
🔹بدافزار RedHook در دسته «تروجانهای دسترسی از راه دور» یا RAT قرار میگیرد. به زبان ساده، اگر این بدافزار روی گوشی نصب شود و مجوزهای لازم را دریافت کند، مهاجم میتواند بعضی کارها را بدون حضور در کنار دستگاه انجام دهد؛ انگار از راه دور گوشی قربانی را در اختیار گرفته است.
نسخه جدید RedHook از قابلیت قانونی اشکالزدایی بیسیم اندروید یا Wireless ADB سوءاستفاده میکند. این ابزار در اصل برای برنامهنویسان ساخته شده، اما بدافزار تلاش میکند با راهنماییهای فریبنده، کاربر را وادار کند آن را فعال کند. سپس میتواند به سطح دسترسی قدرتمندتری به نام «Shell» برسد. این دسترسی با روت کامل گوشی یکسان نیست، اما همچنان بسیار خطرناک است.
🔹این بدافزار میتواند صفحه گوشی را مشاهده یا پخش کند، نوشتههای تایپشده را ثبت کند، پیامکها و اطلاعات دستگاه را بخواند، برنامهها را اجرا یا مدیریت کند و فرمانهای مختلفی را از سرور مهاجم دریافت کند. پژوهشگران میگویند نسخه جدید RedHook از بیش از ۵۰ فرمان مختلف پشتیبانی میکند.
ادامه مطلب در وبسایت تواناتک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نیما پارسا، مدرس زبانهای ایتالیایی و انگلیسی، با شلیک گلوله کشته شد
جاویدنام نیما پارسا، مدرس زبانهای ایتالیایی و انگلیسی، در جریان اعتراضات ۱۴۰۴کشته شد.
او ویدیوهای آموزشی خود را برای تمامی دورهها رایگان در یوتیوب منتشر کرده بود و هنوز در حال تکمیل آنها بود.
مادر نیما در مراسم عزاداری او گفت:
#نیما_پارسا
💸 tavaanatech
جاویدنام نیما پارسا، مدرس زبانهای ایتالیایی و انگلیسی، در جریان اعتراضات ۱۴۰۴کشته شد.
او ویدیوهای آموزشی خود را برای تمامی دورهها رایگان در یوتیوب منتشر کرده بود و هنوز در حال تکمیل آنها بود.
مادر نیما در مراسم عزاداری او گفت:
«روح نیمای من حاضره و جسمش را هم فقط فدای این وطن کرد، براش دست بزنید»
#نیما_پارسا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔7
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
گفتوگوی صوتی با ChatGPT طبیعیتر میشود
شرکت OpenAI نسل جدید مدلهای صوتی خود را با نام GPT-Live معرفی کرده است؛ فناوریای که باعث میشود مکالمه با چت جیپیتی بیشتر شبیه یک گفتوگوی واقعی و پیوسته باشد.
🔶مهمترین قابلیتهای GPT-Live:
مدلهای صوتی قبلی معمولاً منتظر میماندند تا صحبت کاربر کاملاً تمام شود و بعد پاسخ دهند؛ اما GPT-Live از فناوری «مکالمه دوطرفه همزمان» یا Full-Duplex استفاده میکند. یعنی هنگام صحبتکردن همچنان صدای کاربر را میشنود و میتواند مکث، تغییر سرعت صحبت یا قطعکردن جمله را بهتر تشخیص دهد.
برای مثال، اگر وسط پاسخ ChatGPT سؤال تازهای بپرسید یا بخواهید آهستهتر صحبت کند، لازم نیست منتظر تمامشدن جمله آن بمانید.
مدل صوتی GPT-Live میتواند تشخیص دهد چه زمانی باید پاسخ دهد، چه زمانی همچنان گوش کند و چه موقع سکوت کند تا کاربر فرصت فکرکردن داشته باشد. این مدل همچنین ممکن است با عبارتهای کوتاهی مانند «متوجه شدم» نشان دهد که همچنان در حال دنبالکردن صحبت شماست.
بهدلیل پردازش پیوسته صدا، GPT-Live میتواند ترجمه شفاهی را نیز بهصورت زنده و روانتر انجام دهد. برای نمونه، میتوانید از آن بخواهید صحبتهای فارسی را به انگلیسی ترجمه کند و پاسخ طرف مقابل را دوباره به فارسی برگرداند.
مدل صوتی GPT-Live مسئول مدیریت گفتوگوی سریع و طبیعی است؛ اما هنگامی که سؤال به جستوجوی اینترنتی، استدلال عمیق یا بررسی پیچیده نیاز داشته باشد، میتواند کار را به مدلهای قدرتمندتر OpenAI واگذار کند.
کاربران واجد شرایط همچنین ممکن است بتوانند میان حالتهای Instant، Medium و High یکی را انتخاب کنند؛ حالت Instant سریعتر پاسخ میدهد و دو حالت دیگر زمان بیشتری برای بررسی سؤالهای دشوار صرف میکنند.
در جریان گفتوگوی صوتی، ChatGPT میتواند برای بعضی موضوعات مانند وضعیت آبوهوا، بازارهای مالی یا مسابقات ورزشی، کارتها و اطلاعات تصویری مرتبط را نیز روی صفحه نمایش دهد. امکان استفاده از جستوجوی وب، حافظه، تصاویر و فایلهای پیوستشده نیز همچنان وجود دارد.
🔶چه کسانی به GPT-Live دسترسی دارند؟
مدل صوتی GPT-Live بهتدریج در نسخه وب و اپلیکیشنهای iOS و اندروید ChatGPT منتشر میشود. کاربران طرحهای پولی مانند Go، Plus و Pro از GPT-Live-1 استفاده میکنند و نسخه سبکتر یعنی GPT-Live-1 mini برای کاربران رایگان در نظر گرفته شده است. دسترسی ممکن است بسته به منطقه، نوع حساب و نسخه برنامه متفاوت باشد.
در زمان عرضه، این حالت جدید از اشتراکگذاری زنده دوربین و صفحهنمایش پشتیبانی نمیکند؛ کاربران واجد شرایط برای استفاده از این امکانات باید همچنان حالت Advanced Voice را انتخاب کنند.
چطور از دستیار صوتی ChatGPT استفاده کنیم؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگی برادر جاویدنام حدیثه اکبرزاده؛
«مگه من به غیر از تو همدمی داشتم»
برادر جاویدنام حدیثه اکبرزاده با انتشار ویدئویی از خواهرش در صفحه اینستاگرامش نوشت:
شبکههای اجتماعی امروز یکی از مهمترین راههای رساندن صدای دادخواهی خانوادههای داغدار به افکار عمومی هستند. انتشار روایتها، تصاویر و ویدئوهای جانباختگان، اجازه نمیدهد نام و سرگذشت آنان فراموش شود.
حدیثه اکبرزاده، متولد ۲۳ دی ۱۳۸۵، دختری سرشار از شور زندگی و شادی بود. حدیثه چند روز پیش از زادروزش، در جریان اعتراضات ۱۸ دی در فردیس کرج هدف شلیک گلوله ماموران سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت. آنها به سینهاش شلیک کردند و جان او را گرفتند.
#حدیثه_اکبرزاده
💸 tavaanatech
«مگه من به غیر از تو همدمی داشتم»
برادر جاویدنام حدیثه اکبرزاده با انتشار ویدئویی از خواهرش در صفحه اینستاگرامش نوشت:
«آخه تو چرا آبجی باید بری که من تنها بشم مگه من به غیر از تو همدمی داشتم اخه قربونت برم»
شبکههای اجتماعی امروز یکی از مهمترین راههای رساندن صدای دادخواهی خانوادههای داغدار به افکار عمومی هستند. انتشار روایتها، تصاویر و ویدئوهای جانباختگان، اجازه نمیدهد نام و سرگذشت آنان فراموش شود.
حدیثه اکبرزاده، متولد ۲۳ دی ۱۳۸۵، دختری سرشار از شور زندگی و شادی بود. حدیثه چند روز پیش از زادروزش، در جریان اعتراضات ۱۸ دی در فردیس کرج هدف شلیک گلوله ماموران سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت. آنها به سینهاش شلیک کردند و جان او را گرفتند.
#حدیثه_اکبرزاده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔6
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
مهندس ایرانیتبار در آمریکا به نقض تحریمها و انتقال فناوری به ایران محکوم شد
هیئت منصفه یک دادگاه فدرال در بوستون، مهدی محمد صادقی، مهندس ایرانیتبار و کارمند پیشین شرکت آمریکایی «آنالوگ دیوایسز»، را در سه مورد از پنج اتهام مرتبط با انتقال غیرقانونی قطعات و فناوری الکترونیکی به ایران مجرم شناخت.
🔸براساس اسناد پرونده، دادستانها مهدی محمد صادقی را متهم کردهاند که هنگام فعالیت در شرکت آنالوگ دیوایسز، به محمد عابدینی نجفآبادی، تاجر ایرانی، برای تهیه قطعات الکترونیکی و دور زدن محدودیتهای صادراتی آمریکا کمک کرده است. این قطعات ابتدا به شرکتی در سوئیس ارسال میشدند و مقامهای آمریکایی مدعیاند مقصد نهایی آنها شرکت «صنعت دانش رهپویان افلاک» در تهران بوده است.
🔸دادستانها شرکت سوئیسی را پوششی برای انتقال فناوری آمریکایی به ایران معرفی کردند؛ اما وکلای صادقی گفتند این شرکت فعالیت واقعی و قانونی در زمینه فناوریهای ردیابی حرکت داشته و شواهدی وجود ندارد که نشان دهد موکلشان از انتقال احتمالی قطعات به ایران اطلاع داشته یا منفعت مالی به دست آورده است.
🔸به گفته وزارت دادگستری آمریکا، شرکت ایرانی تحت مدیریت عابدینی در ساخت سامانههای ناوبری مورد استفاده در پهپادهای نظامی ایران فعالیت داشته و سپاه پاسداران از مشتریان آن بوده است.
هیئت منصفه صادقی را در اتهام توطئه برای صادرات غیرقانونی فناوری به ایران و دو اتهام مرتبط مجرم شناخت، اما او از دو اتهام دیگر مربوط به نقض «قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی» تبرئه شد.
🔸صادقی ۴۳ ساله، شهروند ایرانیـآمریکایی و پدر دو فرزند است. او پس از بازداشت در دسامبر ۲۰۲۴ شغل خود را در آنالوگ دیوایسز از دست داد و در دادگاه نیز تصمیم گرفت شخصا شهادت ندهد. وکلای او همچنان بر بیگناهیاش تأکید دارند.
قاضی ایندیرا تالوانی زمان تعیین مجازات را برای ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ مشخص کرده است. صادقی تا آن زمان با شرایط قضایی آزاد خواهد ماند.
💸 tavaanatech
هیئت منصفه یک دادگاه فدرال در بوستون، مهدی محمد صادقی، مهندس ایرانیتبار و کارمند پیشین شرکت آمریکایی «آنالوگ دیوایسز»، را در سه مورد از پنج اتهام مرتبط با انتقال غیرقانونی قطعات و فناوری الکترونیکی به ایران مجرم شناخت.
🔸براساس اسناد پرونده، دادستانها مهدی محمد صادقی را متهم کردهاند که هنگام فعالیت در شرکت آنالوگ دیوایسز، به محمد عابدینی نجفآبادی، تاجر ایرانی، برای تهیه قطعات الکترونیکی و دور زدن محدودیتهای صادراتی آمریکا کمک کرده است. این قطعات ابتدا به شرکتی در سوئیس ارسال میشدند و مقامهای آمریکایی مدعیاند مقصد نهایی آنها شرکت «صنعت دانش رهپویان افلاک» در تهران بوده است.
🔸دادستانها شرکت سوئیسی را پوششی برای انتقال فناوری آمریکایی به ایران معرفی کردند؛ اما وکلای صادقی گفتند این شرکت فعالیت واقعی و قانونی در زمینه فناوریهای ردیابی حرکت داشته و شواهدی وجود ندارد که نشان دهد موکلشان از انتقال احتمالی قطعات به ایران اطلاع داشته یا منفعت مالی به دست آورده است.
🔸به گفته وزارت دادگستری آمریکا، شرکت ایرانی تحت مدیریت عابدینی در ساخت سامانههای ناوبری مورد استفاده در پهپادهای نظامی ایران فعالیت داشته و سپاه پاسداران از مشتریان آن بوده است.
هیئت منصفه صادقی را در اتهام توطئه برای صادرات غیرقانونی فناوری به ایران و دو اتهام مرتبط مجرم شناخت، اما او از دو اتهام دیگر مربوط به نقض «قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بینالمللی» تبرئه شد.
🔸صادقی ۴۳ ساله، شهروند ایرانیـآمریکایی و پدر دو فرزند است. او پس از بازداشت در دسامبر ۲۰۲۴ شغل خود را در آنالوگ دیوایسز از دست داد و در دادگاه نیز تصمیم گرفت شخصا شهادت ندهد. وکلای او همچنان بر بیگناهیاش تأکید دارند.
قاضی ایندیرا تالوانی زمان تعیین مجازات را برای ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ مشخص کرده است. صادقی تا آن زمان با شرایط قضایی آزاد خواهد ماند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔5👍1
روز بیستودوم تیر ماه هشتاد و هشت؛ مکان بازداشتگاه مخوف کهریزک، جایی که خدا هم آنتن نمیداد.
صبح روز چهارم بود، همگی از شدت ضعف و گرسنگی بیحال و بیانرژی بودیم و زخمهایمان حسابی عفونت کرده بود و لحظهبهلحظه بیجانتر میشدیم و بعضی از دوستان به خاطر زخمهای شدیدی که داشتند، بیهوش میشدند… من نیز که بر اثر شکنجههای شبِ گذشته حال خوبی نداشتم و تمام زخمهایم حسابی عفونی و چرکین شده بود و از شدت تب داشتم میسوختم، هوای داخل قرنطینه بسیار گرم شده بود و نفس کشیدن از روزهای قبل برایمان دشوارتر شده بود…
محسن روحالامینی وقتی من را با آن حال دید، لباسش را درآورد و شروع کرد به باد زدنم. میدیدم که چقدر خسته است و دستهایش بیجان، اما برای مدتی همینطور مرا باد میزد. هر چقدر بهش میگفتم دیگر بس است، توجه نمیکرد و همچنان بادم میزد تا کمتر در آتش تب بسوزم. چیزی نگذشت که دوباره دود گازوئیل را به داخل قرنطینه فرستادند. از شدت دود گازوئیل، چشمهایمان حسابی عفونت کرده بود و به زور میتوانستیم جلوی خود را ببینیم… خدایا، کی از این جهنم نجات پیدا میکنم؟… خدایا، به کدامین گناه؟… آیا خواستنِ آزادی گناه است و پاسخاش این همه عذاب؟
همه به وضعیتمان معترض بودیم و هر چه میگذشت ناامیدتر میشدیم. در میان آن همه صدا، صدایی را شنیدم که میگفت: «بچهها، ما به خاطر هدفی که داشتیم اعتراض کردیم و نباید زود تسلیم بشیم و کم بیاریم، باید تا آخر هدفمان بایستیم.» نگاهی کردم تا ببینم صدای چه کسی بود که دیدم صدای محسن روحالامینی است. نمیدانم چرا در آن لحظات سخت، حرفهایش به من نیروی عجیبی داد و از شخصیت او خوشم آمد. تشنه بودم و رفتم دستشویی تا از آن آب چاهِ تسویهنشده که بوی بسیار گندی هم میداد بخورم که یکدفعه چشمم به چهره خسته و داغون امیر جوادیفر افتاد که او هم میخواست از داخل دستشویی آب بخورد. یکدفعه بهم گفت: «نمیدونم چرا چشم سمت چپم نمیبینه!!» گفتن واقعیت برایم بسیار سخت بود و نتوانستم بگویم: «برادر عزیزم، متأسفانه قرنیه چشمت بیرون آمده و بینایی یکی از چشمهایت را از دست دادهای.» در آن لحظه تنها کاری که از دستم بر آمد، دلداری به او بود.
در اون چند روزی که در جهنم کهریزک اسیر بودیم، امیر جوادیفر همیشه با صدای بلند از درد زیاد ناله میکرد و از مادرش کمک میخواست که: «مادرم! چرا یکی از چشمهایم دیگر نمیبیند، چشمهایم را به من باز گردان.»
هوای داخل قرنطینه آنقدر آلوده و نفسگیر شده بود که همه حاضر بودند به بیرون بروند و کتک بخورند، ولی برای لحظهای هم که شده بتوانند در آن هوای داغ نفس بکشند. ظهر شد و ما را به داخل حیاط آوردند. سرهنگ کمجانی، رئیس بازداشتگاه کهریزک، دستور داد که موهای ما را با ماشین دستی از ته بزنند. ماشینهای دستی خراب بودند و گاهی اوقات پوست سرمان به همراه موهایمان داشت کنده میشد. محسن روحالامینی موهای بسیار بلندی داشت. وقتی خواستند موهایش را بزنند، جملهای گفت که هر بار به آن جمله فکر میکنم، به شجاعت و ایستادگیاش در برابر این همه ظلم و ستم افتخار میکنم. او گفت: «شاید اینجا بتوانید موهایم را بزنید، اما هرگز نمیتوانید عقیدهام را بزنید و عوض کنید.»
موهای ما را با ماشین خراب زدند و سر همگی ما زخم شده بود. همچنان داخل حیاط بودیم که یکی از مأمورین بازداشتگاه یکنفر را از بین ما انتخاب کرد تا به ما حرکت نرمشی بدهد، شاید برای اینکه بدن ما خشک نشود؛ در حالیکه آنقدر در آن چند روز گرسنگی و تشنگی کشیده بودیم که دیگر جانی نبود که تازهاش کنیم!
بدنهایمان از درد شکنجه و گرسنگی لبریز شده بود و توان ایستادن نداشتیم و دوباره شعارهای همیشگی داخل تکرار شد و با شمارشِ سه، زیر شکنجه، باید سریعاً به داخل قرنطینه میرفتیم. هنگام شب، به مدت دو ساعت آب دستشویی را قطع کردند. البته آب چاه آلوده بود و غیربهداشتی و خیلی از بچهها بعد از آزادی از آن جهنم دچار عفونت کلیه شدند و متأسفانه کلیهشان را از دست دادند، اما در آن شرایط سخت و طاقتفرسا ما ناچار بودیم برای زنده ماندن از آن آب چاه استفاده کنیم، ولی همان را هم از ما گرفته بودند.
شب شد و نالههای ما بلندتر از قبل میشد و باز باید دود گازوئیلی را که به داخل قرنطینه فرستاده میشد تحمل میکردیم. شب از تشنگی و لبهای خشکمان میرنجید و از پریشانی ما تیرهتر میشد. زمزمه نگرانیهایمان فضا را پر کرده بود که آیا قرار است تا آخر تابستان در جهنم ترسناک بمانیم؟! و بیشتر دلنگران خانوادهها بودیم که نمیدانستند ما کجا هستیم
ادامه اینجا:
https://www.instagram.com/p/DavuW7TyYG6/?igsh=OWQxZHR4bTk5NjBm
از صفحه مسعود علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
صبح روز چهارم بود، همگی از شدت ضعف و گرسنگی بیحال و بیانرژی بودیم و زخمهایمان حسابی عفونت کرده بود و لحظهبهلحظه بیجانتر میشدیم و بعضی از دوستان به خاطر زخمهای شدیدی که داشتند، بیهوش میشدند… من نیز که بر اثر شکنجههای شبِ گذشته حال خوبی نداشتم و تمام زخمهایم حسابی عفونی و چرکین شده بود و از شدت تب داشتم میسوختم، هوای داخل قرنطینه بسیار گرم شده بود و نفس کشیدن از روزهای قبل برایمان دشوارتر شده بود…
محسن روحالامینی وقتی من را با آن حال دید، لباسش را درآورد و شروع کرد به باد زدنم. میدیدم که چقدر خسته است و دستهایش بیجان، اما برای مدتی همینطور مرا باد میزد. هر چقدر بهش میگفتم دیگر بس است، توجه نمیکرد و همچنان بادم میزد تا کمتر در آتش تب بسوزم. چیزی نگذشت که دوباره دود گازوئیل را به داخل قرنطینه فرستادند. از شدت دود گازوئیل، چشمهایمان حسابی عفونت کرده بود و به زور میتوانستیم جلوی خود را ببینیم… خدایا، کی از این جهنم نجات پیدا میکنم؟… خدایا، به کدامین گناه؟… آیا خواستنِ آزادی گناه است و پاسخاش این همه عذاب؟
همه به وضعیتمان معترض بودیم و هر چه میگذشت ناامیدتر میشدیم. در میان آن همه صدا، صدایی را شنیدم که میگفت: «بچهها، ما به خاطر هدفی که داشتیم اعتراض کردیم و نباید زود تسلیم بشیم و کم بیاریم، باید تا آخر هدفمان بایستیم.» نگاهی کردم تا ببینم صدای چه کسی بود که دیدم صدای محسن روحالامینی است. نمیدانم چرا در آن لحظات سخت، حرفهایش به من نیروی عجیبی داد و از شخصیت او خوشم آمد. تشنه بودم و رفتم دستشویی تا از آن آب چاهِ تسویهنشده که بوی بسیار گندی هم میداد بخورم که یکدفعه چشمم به چهره خسته و داغون امیر جوادیفر افتاد که او هم میخواست از داخل دستشویی آب بخورد. یکدفعه بهم گفت: «نمیدونم چرا چشم سمت چپم نمیبینه!!» گفتن واقعیت برایم بسیار سخت بود و نتوانستم بگویم: «برادر عزیزم، متأسفانه قرنیه چشمت بیرون آمده و بینایی یکی از چشمهایت را از دست دادهای.» در آن لحظه تنها کاری که از دستم بر آمد، دلداری به او بود.
در اون چند روزی که در جهنم کهریزک اسیر بودیم، امیر جوادیفر همیشه با صدای بلند از درد زیاد ناله میکرد و از مادرش کمک میخواست که: «مادرم! چرا یکی از چشمهایم دیگر نمیبیند، چشمهایم را به من باز گردان.»
هوای داخل قرنطینه آنقدر آلوده و نفسگیر شده بود که همه حاضر بودند به بیرون بروند و کتک بخورند، ولی برای لحظهای هم که شده بتوانند در آن هوای داغ نفس بکشند. ظهر شد و ما را به داخل حیاط آوردند. سرهنگ کمجانی، رئیس بازداشتگاه کهریزک، دستور داد که موهای ما را با ماشین دستی از ته بزنند. ماشینهای دستی خراب بودند و گاهی اوقات پوست سرمان به همراه موهایمان داشت کنده میشد. محسن روحالامینی موهای بسیار بلندی داشت. وقتی خواستند موهایش را بزنند، جملهای گفت که هر بار به آن جمله فکر میکنم، به شجاعت و ایستادگیاش در برابر این همه ظلم و ستم افتخار میکنم. او گفت: «شاید اینجا بتوانید موهایم را بزنید، اما هرگز نمیتوانید عقیدهام را بزنید و عوض کنید.»
موهای ما را با ماشین خراب زدند و سر همگی ما زخم شده بود. همچنان داخل حیاط بودیم که یکی از مأمورین بازداشتگاه یکنفر را از بین ما انتخاب کرد تا به ما حرکت نرمشی بدهد، شاید برای اینکه بدن ما خشک نشود؛ در حالیکه آنقدر در آن چند روز گرسنگی و تشنگی کشیده بودیم که دیگر جانی نبود که تازهاش کنیم!
بدنهایمان از درد شکنجه و گرسنگی لبریز شده بود و توان ایستادن نداشتیم و دوباره شعارهای همیشگی داخل تکرار شد و با شمارشِ سه، زیر شکنجه، باید سریعاً به داخل قرنطینه میرفتیم. هنگام شب، به مدت دو ساعت آب دستشویی را قطع کردند. البته آب چاه آلوده بود و غیربهداشتی و خیلی از بچهها بعد از آزادی از آن جهنم دچار عفونت کلیه شدند و متأسفانه کلیهشان را از دست دادند، اما در آن شرایط سخت و طاقتفرسا ما ناچار بودیم برای زنده ماندن از آن آب چاه استفاده کنیم، ولی همان را هم از ما گرفته بودند.
شب شد و نالههای ما بلندتر از قبل میشد و باز باید دود گازوئیلی را که به داخل قرنطینه فرستاده میشد تحمل میکردیم. شب از تشنگی و لبهای خشکمان میرنجید و از پریشانی ما تیرهتر میشد. زمزمه نگرانیهایمان فضا را پر کرده بود که آیا قرار است تا آخر تابستان در جهنم ترسناک بمانیم؟! و بیشتر دلنگران خانوادهها بودیم که نمیدانستند ما کجا هستیم
ادامه اینجا:
https://www.instagram.com/p/DavuW7TyYG6/?igsh=OWQxZHR4bTk5NjBm
از صفحه مسعود علیزاده
@Tavaana_TavaanaTech
💔11🕊1
با گذشت حدود دو هفته از بازداشت شهاب مشاری؛ همچنان بیاطلاعی از محل نگهداری و تداوم بازجویی
با وجود گذشت حدود دو هفته از بازداشت شهاب مشاری، شهروند ۴۳ ساله ساکن تهران، همچنان هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداری، نهاد بازداشتکننده و اتهامات منتسب به او در دست نیست.
پیشتر گزارش شده بود که آقای مشاری روز دهم تیرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تفتیش منزل، وسایل الکترونیکی و گذرنامهاش ضبط شد. او پس از بازداشت تنها یک تماس کوتاه با خانواده خود داشته است.
اکنون یک منبع مطلع میگوید: «به خانواده او اطلاع درستی نمیدهند و تنها اعلام کردهاند که تحقیقات هنوز به پایان نرسیده و پروندهاش تاکنون به دادگاه ارسال نشده است.»
به گفته این منبع، خانواده آقای مشاری وثیقه نیز آماده کردهاند، اما مقامهای مسئول به آنها گفتهاند: «اگر نیازی به تودیع وثیقه باشد، خودمان اطلاع خواهیم داد.» همچنین، به گفته این منبع، از تحویل داروهای تخصصی مورد نیاز شهاب مشاری که خانواده برای او تهیه کردهاند، خودداری شده و به خانواده گفتهاند که دارو توسط مسئولان در اختیار او قرار خواهد گرفت.
ادامه بازداشت در شرایط بلاتکلیفی، تداوم بازجویی، عدم دسترسی به داروهای تخصصی و بیاطلاعی از محل نگهداری شهاب مشاری، نگرانی خانواده او را بهشدت افزایش داده است.
#شهاب_مشاری #از_بازداشتیها_بگو #حقوق_بشر #بازداشت_خودسرانه
@Tavaana_TavaanaTech
با وجود گذشت حدود دو هفته از بازداشت شهاب مشاری، شهروند ۴۳ ساله ساکن تهران، همچنان هیچ اطلاع دقیقی از محل نگهداری، نهاد بازداشتکننده و اتهامات منتسب به او در دست نیست.
پیشتر گزارش شده بود که آقای مشاری روز دهم تیرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از تفتیش منزل، وسایل الکترونیکی و گذرنامهاش ضبط شد. او پس از بازداشت تنها یک تماس کوتاه با خانواده خود داشته است.
اکنون یک منبع مطلع میگوید: «به خانواده او اطلاع درستی نمیدهند و تنها اعلام کردهاند که تحقیقات هنوز به پایان نرسیده و پروندهاش تاکنون به دادگاه ارسال نشده است.»
به گفته این منبع، خانواده آقای مشاری وثیقه نیز آماده کردهاند، اما مقامهای مسئول به آنها گفتهاند: «اگر نیازی به تودیع وثیقه باشد، خودمان اطلاع خواهیم داد.» همچنین، به گفته این منبع، از تحویل داروهای تخصصی مورد نیاز شهاب مشاری که خانواده برای او تهیه کردهاند، خودداری شده و به خانواده گفتهاند که دارو توسط مسئولان در اختیار او قرار خواهد گرفت.
ادامه بازداشت در شرایط بلاتکلیفی، تداوم بازجویی، عدم دسترسی به داروهای تخصصی و بیاطلاعی از محل نگهداری شهاب مشاری، نگرانی خانواده او را بهشدت افزایش داده است.
#شهاب_مشاری #از_بازداشتیها_بگو #حقوق_بشر #بازداشت_خودسرانه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊4