هفدهمین سالگرد زخمی که هرگز التیام نیافت، روایت دو سال نبرد علیرضا صبوری با یک گلوله ، نامی که نباید فراموش بشود.
فرزند ایران و جان فدای میهن:
جاویدنام ، علیرضا صبوری.💔
هفده سال از آن روز تلخ میگذرد؛ از روزی که در اعتراضات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، گلولهای جنگی و بیرحم از پایگاه بسیج مقداد بر سر جوانی ۲۲ ساله فرود آمد؛ جوانی که جز آرزوی آزادی و روشنایی برای سرزمینش در دل نداشت.
آن گلوله تنها جمجمه علیرضا صبوری را نشکافت؛
رویاهایش را در هم کوبید، جوانیاش را ربود،
و زندگیاش را به مسیری از درد، رنج و تنهایی کشاند.
علیرضا آن روز کشته نشد؛
او محکوم شد که دو سال تمام با مرگ زندگی کند.
دو سال با تکهای از همان گلوله در مغزش،
دو سال با دردهایی که هیچ واژهای توان توصیفشان را ندارد،
دو سال با زخمهایی که هرگز التیام نیافتند.
او ایستاد. تحمل کرد. جنگید.
اما هر روز، بخشی از جانش زیر سایه همان گلوله خاموش میشد.
از بیمارستانهای تهران تا روزهای تلخ آوارگی و غربت،
از ترکیه تا آمریکا،هیچ پزشکی نتوانست آن زخم عمیق را درمان کند.
گلوله در سرش باقی ماند؛همان گلولهای که آرامآرام زندگی را از او گرفت.
سرانجام در ۲۶ آبان ۱۳۹۰، علیرضا در غربت، دور از وطن و دور از بسیاری از عزیزانش، چشم بر جهان بست. نه بر اثر یک حادثه،بلکه بر اثر زخمی که دو سال پیشش بر او تحمیل شد؛ زخمی که هر روز جانش را ذرهذره میفرسود. پیکر علیرضا صبوری مسیر دشوار دیگری را پیمود تا سرانجام در ۳۰ دی ۱۳۹۰ در گورستان ویلمرزدورف برلین، در آغوش خاکی آرام بگیرد.
در هفدهمین سالگرد آن شلیک شوم، نام علیرضا صبوری را با احترام و اندوه به یاد میآوریم. جوانی که گلوله نتوانست آرمانش را بکشد، جوانی که رنج را تاب آورد اما تسلیم نشد و جوانی که اگرچه جسمش خاموش شد، اما یادش همچنان در حافظه تاریخ زنده است.
هفده سال گذشته است،
اما هنوز میتوان صدای آن گلوله را شنید؛
گلولهای که زندگی یک انسان را تاریک کرد،
خانوادهای را داغدار کرد،
و زخمی بر وجدان یک ملت گذاشت.
یاد جاویدنام علیرضا صبوری گرامی و جاودان باد.
نامش زنده، راهش روشن و خاطرهاش فراموشنشدنی است.
برگرفته از صفحه مسعود علیزاده.
#علیرضا_صبوری
@Tavaana_TavaanaTech
فرزند ایران و جان فدای میهن:
جاویدنام ، علیرضا صبوری.💔
هفده سال از آن روز تلخ میگذرد؛ از روزی که در اعتراضات ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، گلولهای جنگی و بیرحم از پایگاه بسیج مقداد بر سر جوانی ۲۲ ساله فرود آمد؛ جوانی که جز آرزوی آزادی و روشنایی برای سرزمینش در دل نداشت.
آن گلوله تنها جمجمه علیرضا صبوری را نشکافت؛
رویاهایش را در هم کوبید، جوانیاش را ربود،
و زندگیاش را به مسیری از درد، رنج و تنهایی کشاند.
علیرضا آن روز کشته نشد؛
او محکوم شد که دو سال تمام با مرگ زندگی کند.
دو سال با تکهای از همان گلوله در مغزش،
دو سال با دردهایی که هیچ واژهای توان توصیفشان را ندارد،
دو سال با زخمهایی که هرگز التیام نیافتند.
او ایستاد. تحمل کرد. جنگید.
اما هر روز، بخشی از جانش زیر سایه همان گلوله خاموش میشد.
از بیمارستانهای تهران تا روزهای تلخ آوارگی و غربت،
از ترکیه تا آمریکا،هیچ پزشکی نتوانست آن زخم عمیق را درمان کند.
گلوله در سرش باقی ماند؛همان گلولهای که آرامآرام زندگی را از او گرفت.
سرانجام در ۲۶ آبان ۱۳۹۰، علیرضا در غربت، دور از وطن و دور از بسیاری از عزیزانش، چشم بر جهان بست. نه بر اثر یک حادثه،بلکه بر اثر زخمی که دو سال پیشش بر او تحمیل شد؛ زخمی که هر روز جانش را ذرهذره میفرسود. پیکر علیرضا صبوری مسیر دشوار دیگری را پیمود تا سرانجام در ۳۰ دی ۱۳۹۰ در گورستان ویلمرزدورف برلین، در آغوش خاکی آرام بگیرد.
در هفدهمین سالگرد آن شلیک شوم، نام علیرضا صبوری را با احترام و اندوه به یاد میآوریم. جوانی که گلوله نتوانست آرمانش را بکشد، جوانی که رنج را تاب آورد اما تسلیم نشد و جوانی که اگرچه جسمش خاموش شد، اما یادش همچنان در حافظه تاریخ زنده است.
هفده سال گذشته است،
اما هنوز میتوان صدای آن گلوله را شنید؛
گلولهای که زندگی یک انسان را تاریک کرد،
خانوادهای را داغدار کرد،
و زخمی بر وجدان یک ملت گذاشت.
یاد جاویدنام علیرضا صبوری گرامی و جاودان باد.
نامش زنده، راهش روشن و خاطرهاش فراموشنشدنی است.
برگرفته از صفحه مسعود علیزاده.
#علیرضا_صبوری
@Tavaana_TavaanaTech
💔37🕊4❤3
صدور احکام سنگین برای وکلای دادگستری در ایران، بار دیگر نگرانیها درباره وضعیت استقلال وکالت و حق دفاع را افزایش داده است.
در همین زمینه، آموزشکده توانا در یک نشست کلابهاوسی با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان» به بررسی احکام صادرشده علیه وکلا و پیامدهای آن برای حق دفاع و دادرسی عادلانه میپردازد.
این برنامه روز
دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران
برگزار خواهد شد.
در تازهترین نمونه تهدید وکلا، جواد علیکردی، وکیل دادگستری زندانی، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد به ۱۸ سال حبس، تبعید، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت دائم از حرفه وکالت محکوم شده است.
جواد علیکردی آذرماه ۱۴۰۴ در محل کار خود در مشهد بازداشت شد و از آن زمان در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود. او برادر زندهیاد خسرو علیکردی، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر، است که در سال ۱۴۰۴ به شکلی مشکوک جان باخت.
لینک شرکت در برنامه
https://tinyurl.com/33mz38mn
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جواد_علیکردی
@Tavaana_TavaanaTech
در همین زمینه، آموزشکده توانا در یک نشست کلابهاوسی با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان» به بررسی احکام صادرشده علیه وکلا و پیامدهای آن برای حق دفاع و دادرسی عادلانه میپردازد.
این برنامه روز
دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران
برگزار خواهد شد.
در تازهترین نمونه تهدید وکلا، جواد علیکردی، وکیل دادگستری زندانی، از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد به ۱۸ سال حبس، تبعید، دو سال ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت دائم از حرفه وکالت محکوم شده است.
جواد علیکردی آذرماه ۱۴۰۴ در محل کار خود در مشهد بازداشت شد و از آن زمان در زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود. او برادر زندهیاد خسرو علیکردی، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر، است که در سال ۱۴۰۴ به شکلی مشکوک جان باخت.
لینک شرکت در برنامه
https://tinyurl.com/33mz38mn
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جواد_علیکردی
@Tavaana_TavaanaTech
👍4💔2🕊1
Forwarded from گفتوشنود
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
«عمامهپرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست
اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازهترین نظریه مشورتی خود، عمل «عمامهپرانی» را مصداق جرم «توهین به مقدسات» ندانست.
بنا بر این نظریه مشورتی که در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ صادر شده است، اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین لفظی یا عملی به فرد روحانی را از جمله مصادیق جرم توهین به مقدسات ندانسته است.
در این نظریه آمده است: «روحانیون هر چند دارای احترام و منزلت بالاییاند، اما توهین به آنها اعم از لفظی یا عملی به طور خاص جرمانگاری نشده است و مشمول عمومات توهین به افراد در قوانین کیفری است.»
در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از دادگاهها در ایران، شهروندان را به دلیل عمامهپرانی به توهین به مقدسات متهم کرده و علیه آنان احکامی صادر کردند.
منبع: دادبان، مرکز مشاوره حقوقی ویژه کنشگران
#توهین_به_مقدسات #عمامه_پرانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«عمامهپرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست
اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازهترین نظریه مشورتی خود، عمل «عمامهپرانی» را مصداق جرم «توهین به مقدسات» ندانست.
بنا بر این نظریه مشورتی که در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ صادر شده است، اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین لفظی یا عملی به فرد روحانی را از جمله مصادیق جرم توهین به مقدسات ندانسته است.
در این نظریه آمده است: «روحانیون هر چند دارای احترام و منزلت بالاییاند، اما توهین به آنها اعم از لفظی یا عملی به طور خاص جرمانگاری نشده است و مشمول عمومات توهین به افراد در قوانین کیفری است.»
در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از دادگاهها در ایران، شهروندان را به دلیل عمامهپرانی به توهین به مقدسات متهم کرده و علیه آنان احکامی صادر کردند.
منبع: دادبان، مرکز مشاوره حقوقی ویژه کنشگران
#توهین_به_مقدسات #عمامه_پرانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5🕊1
Forwarded from گفتوشنود
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه:
«عمامهپرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست
اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازهترین نظریه مشورتی خود، عمل «عمامهپرانی» را مصداق جرم «توهین به مقدسات» ندانست.
بنا بر این نظریه مشورتی که در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ صادر شده است، اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین لفظی یا عملی به فرد روحانی را از جمله مصادیق جرم توهین به مقدسات ندانسته است.
در این نظریه آمده است: «روحانیون هر چند دارای احترام و منزلت بالاییاند، اما توهین به آنها اعم از لفظی یا عملی به طور خاص جرمانگاری نشده است و مشمول عمومات توهین به افراد در قوانین کیفری است.»
در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از دادگاهها در ایران، شهروندان را به دلیل عمامهپرانی به توهین به مقدسات متهم کرده و علیه آنان احکامی صادر کردند.
منبع: دادبان، مرکز مشاوره حقوقی ویژه کنشگران
#توهین_به_مقدسات #عمامه_پرانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«عمامهپرانی» مصداق «توهین به مقدسات» نیست
اداره کل حقوقی قوه قضاییه در ایران در تازهترین نظریه مشورتی خود، عمل «عمامهپرانی» را مصداق جرم «توهین به مقدسات» ندانست.
بنا بر این نظریه مشورتی که در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ صادر شده است، اداره کل حقوقی قوه قضاییه، توهین لفظی یا عملی به فرد روحانی را از جمله مصادیق جرم توهین به مقدسات ندانسته است.
در این نظریه آمده است: «روحانیون هر چند دارای احترام و منزلت بالاییاند، اما توهین به آنها اعم از لفظی یا عملی به طور خاص جرمانگاری نشده است و مشمول عمومات توهین به افراد در قوانین کیفری است.»
در جریان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شماری از دادگاهها در ایران، شهروندان را به دلیل عمامهپرانی به توهین به مقدسات متهم کرده و علیه آنان احکامی صادر کردند.
منبع: دادبان، مرکز مشاوره حقوقی ویژه کنشگران
#توهین_به_مقدسات #عمامه_پرانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊11❤1👍1
محسن لشگری از جمله دستاندرکاران پروژه «کنسرت کاروانسرا» است؛ اجرایی که انتشار آن با استقبال گسترده مخاطبان روبهرو شد اما برای عوامل آن پروندههای قضایی و احکام سنگین به همراه داشت.
دادگاه کیفری استان قم، محسن لشگری را به همراه پرستو احمدی و هفت تن دیگر از اعضای این گروه موسیقی به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال محرومیت از فعالیت هنری محکوم کرده است. اتهام مطرحشده علیه این هنرمندان «جریحهدار کردن عفت عمومی از طریق تولید و انتشار محتوای مبتذل و خلاف اخلاق در فضای مجازی» عنوان شده است.
«کنسرت کاروانسرا» در آذر ۱۴۰۳ با اجرای پرستو احمدی و همراهی گروهی از نوازندگان و عوامل اجرایی منتشر شد. این اجرا که بدون حجاب اجباری خواننده ضبط و در فضای مجازی منتشر شد، با استقبال گسترده کاربران روبهرو شد.
در پی انتشار این ویدئو، قوه قضائیه برای دستاندرکاران این برنامه پرونده قضایی تشکیل داد و کاروانسرای تاریخی «دیرگچین» ـ محل اجرای این برنامه موسیقی ـ را پلمب کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
دادگاه کیفری استان قم، محسن لشگری را به همراه پرستو احمدی و هفت تن دیگر از اعضای این گروه موسیقی به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال محرومیت از فعالیت هنری محکوم کرده است. اتهام مطرحشده علیه این هنرمندان «جریحهدار کردن عفت عمومی از طریق تولید و انتشار محتوای مبتذل و خلاف اخلاق در فضای مجازی» عنوان شده است.
«کنسرت کاروانسرا» در آذر ۱۴۰۳ با اجرای پرستو احمدی و همراهی گروهی از نوازندگان و عوامل اجرایی منتشر شد. این اجرا که بدون حجاب اجباری خواننده ضبط و در فضای مجازی منتشر شد، با استقبال گسترده کاربران روبهرو شد.
در پی انتشار این ویدئو، قوه قضائیه برای دستاندرکاران این برنامه پرونده قضایی تشکیل داد و کاروانسرای تاریخی «دیرگچین» ـ محل اجرای این برنامه موسیقی ـ را پلمب کرد.
@Tavaana_TavaanaTech
❤12🕊2
Forwarded from گفتوشنود
خلافت کوردوبا که در قرن دهم میلادی در منطقه اندلس (اسپانیای تحت سلطه اسلامی) شکل گرفت، غالبا به عنوان یکی از نمونههای نسبتا بردبار شکوفایی فرهنگی تحت تسلط دینی شناخته میشود. در دوران خلافت عبدالرحمان سوم و سپس پسرش، الحَکم دوم، در این منطقه از اروپا، مسلمانان، مسیحیان و یهودیان در جامعهای زندگی میکردند که ناظران همعصر به سبب دستاوردهای فکری و رویکردهای کثرتگرایانهاش آن را ستایش میکردند.
این منطقه که توسط عدهای «زینت جهان» نامیده میشد، بسیاری را در زمان خود با چنین روندی شگفتزده کرد. کوردوبا جایی بود که در آن، همه ادیان تا حدی با سنتهای کلاسیک درگیر میشدند که برای دنیای مسیحی آن دوره بهسختی قابل تصور بود. تاریخنگاران معاصر از اصطلاح اسپانیایی «کانویونسیا» (Convivencia) به معنای «همزیستی» برای اشاره به این نوع هماهنگی میان ادیان استفاده میکنند و البته تاکید دارند که در عین حال کوردوبا هرگز یک آرمانشهر بینقص نبوده است. در کوردوبا، جوامع دینی اقلیت، به طور کلی، از صلح و تعامل سازنده بهرهمند بودند، با این وجود گهگاه نمونههایی از تنش دینی نیز رخ میداد.
بررسی این دوره تاریخی نشاندهنده پیچیدگیهای تعاملات میانفرهنگی است. اگرچه مفهوم «همزیستی» در کوردوبا در مقایسه با بسیاری از جوامع همعصر خود در اروپا پیشرو بود، اما تحلیل دقیقتر ثابت میکند که این محیط بیش از آنکه یک مدینهی فاضلهی مطلق باشد، بستری پویا و گاه پرچالش برای مدیریت تنوع دینی بوده است. دستاوردهای فکری، علمی و فرهنگی اندلس در این دوران، ریشه در همین تبادل آرا میان پیروان ادیان ابراهیمی داشت که کوردوبا را به یکی از مراکز اصلی دانش در جهان قرون وسطی تبدیل کرد.
برای مطالعه عمیقتر ابعاد این همزیستی و واکاوی پرسشهای تاریخی پیرامون رواداری مذهبی در خلافت کوردوبا، میتوانید به مطلب زیر در سایت گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate
#رواداری #پلورالیسم #تکثر #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این منطقه که توسط عدهای «زینت جهان» نامیده میشد، بسیاری را در زمان خود با چنین روندی شگفتزده کرد. کوردوبا جایی بود که در آن، همه ادیان تا حدی با سنتهای کلاسیک درگیر میشدند که برای دنیای مسیحی آن دوره بهسختی قابل تصور بود. تاریخنگاران معاصر از اصطلاح اسپانیایی «کانویونسیا» (Convivencia) به معنای «همزیستی» برای اشاره به این نوع هماهنگی میان ادیان استفاده میکنند و البته تاکید دارند که در عین حال کوردوبا هرگز یک آرمانشهر بینقص نبوده است. در کوردوبا، جوامع دینی اقلیت، به طور کلی، از صلح و تعامل سازنده بهرهمند بودند، با این وجود گهگاه نمونههایی از تنش دینی نیز رخ میداد.
بررسی این دوره تاریخی نشاندهنده پیچیدگیهای تعاملات میانفرهنگی است. اگرچه مفهوم «همزیستی» در کوردوبا در مقایسه با بسیاری از جوامع همعصر خود در اروپا پیشرو بود، اما تحلیل دقیقتر ثابت میکند که این محیط بیش از آنکه یک مدینهی فاضلهی مطلق باشد، بستری پویا و گاه پرچالش برای مدیریت تنوع دینی بوده است. دستاوردهای فکری، علمی و فرهنگی اندلس در این دوران، ریشه در همین تبادل آرا میان پیروان ادیان ابراهیمی داشت که کوردوبا را به یکی از مراکز اصلی دانش در جهان قرون وسطی تبدیل کرد.
برای مطالعه عمیقتر ابعاد این همزیستی و واکاوی پرسشهای تاریخی پیرامون رواداری مذهبی در خلافت کوردوبا، میتوانید به مطلب زیر در سایت گفتوشنود مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/cordoba-caliphate
#رواداری #پلورالیسم #تکثر #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3💯1
امروز زادروز برهان منصورنیا، است برهان متولد ۱ تیر ۱۳۷۰ در مریوان، از جانباختگان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بود. او دانشآموخته دامپزشکی دانشگاه ارومیه و در زمان حادثه در حال گذراندن خدمت سربازی در کرمانشاه بود.
در جریان اعتراضات آبان ۹۸، او هنگام حرکت به سمت تجمعات با تیراندازی نیروهای امنیتی به شدت زخمی شد و پس از چند روز به دلیل شدت جراحات و خونریزی در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ در ۲۸ سالگی جان باخت.
پس از مرگ او، خانوادهاش با فشارها و تلاش برای تغییر روایت رسمی و مصادره نامش روبهرو شدند و در سالهای بعد نیز درباره نحوه برخورد با خانواده و حوادث مرتبط گزارشهایی منتشر شد.
برهان به فوتبال علاقه داشت، طرفدار میلان و پرسپولیس بود، به ادبیات و فیلم علاقهمند بود و در فعالیتهای محیطزیستی داوطلبانه در منطقه زاگرس مشارکت داشت.
طرح از بهنام محمدی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در جریان اعتراضات آبان ۹۸، او هنگام حرکت به سمت تجمعات با تیراندازی نیروهای امنیتی به شدت زخمی شد و پس از چند روز به دلیل شدت جراحات و خونریزی در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ در ۲۸ سالگی جان باخت.
پس از مرگ او، خانوادهاش با فشارها و تلاش برای تغییر روایت رسمی و مصادره نامش روبهرو شدند و در سالهای بعد نیز درباره نحوه برخورد با خانواده و حوادث مرتبط گزارشهایی منتشر شد.
برهان به فوتبال علاقه داشت، طرفدار میلان و پرسپولیس بود، به ادبیات و فیلم علاقهمند بود و در فعالیتهای محیطزیستی داوطلبانه در منطقه زاگرس مشارکت داشت.
طرح از بهنام محمدی
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13💔5
کوکب بداغی پگاه، معلم و فعال صنفی فرهنگیان ساکن ایذه، از سوی شعبه ۱۰۱ دادگاه کیفری دو اهواز به یک سال حبس محکوم شده است.
خانم بداغی پگاه که سالها بهدلیل فعالیتهای صنفی و دفاع از حقوق معلمان با فشارهای امنیتی و قضایی روبهرو بوده، در بهمنماه سال گذشته پس از دریافت احضاریه به اداره اطلاعات ایذه مراجعه کرد. همزمان نیروهای امنیتی با ورود به منزل او، شماری از وسایل شخصی، تلفن همراه، لپتاپ و مدارک خانوادگی را ضبط کردند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، بامداد هفتم بهمنماه ۱۴۰۴ افرادی که خود را وابسته به نهادهای امنیتی معرفی کرده بودند، بدون ارائه حکم یا کارت شناسایی و با ورود از دیوار منزل، خانه این معلم را تفتیش کردند. پس از مراجعه او به اداره اطلاعات، برای مدتی هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداریاش در دسترس نبود و خانواده او از سرنوشتش ابراز نگرانی کرده بودند.
کوکب بداغی پگاه مادر یک کودک خردسال است و خانواده او پیشتر نیز از آسیبهای روحی ناشی از بازداشتها و فشارهای امنیتی بر این خانواده خبر داده بودند.
@Tavaana_TavaanaTech
خانم بداغی پگاه که سالها بهدلیل فعالیتهای صنفی و دفاع از حقوق معلمان با فشارهای امنیتی و قضایی روبهرو بوده، در بهمنماه سال گذشته پس از دریافت احضاریه به اداره اطلاعات ایذه مراجعه کرد. همزمان نیروهای امنیتی با ورود به منزل او، شماری از وسایل شخصی، تلفن همراه، لپتاپ و مدارک خانوادگی را ضبط کردند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، بامداد هفتم بهمنماه ۱۴۰۴ افرادی که خود را وابسته به نهادهای امنیتی معرفی کرده بودند، بدون ارائه حکم یا کارت شناسایی و با ورود از دیوار منزل، خانه این معلم را تفتیش کردند. پس از مراجعه او به اداره اطلاعات، برای مدتی هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداریاش در دسترس نبود و خانواده او از سرنوشتش ابراز نگرانی کرده بودند.
کوکب بداغی پگاه مادر یک کودک خردسال است و خانواده او پیشتر نیز از آسیبهای روحی ناشی از بازداشتها و فشارهای امنیتی بر این خانواده خبر داده بودند.
@Tavaana_TavaanaTech
❤11🕊4
تأیید احکام حبس و تبعید حسن رونقی در دادگاه تجدیدنظر
حسن رونقی، فعال مدنی، با انتشار تصاویری از آرای صادره علیه خود اعلام کرد که احکام صادره از سوی دادگاههای کیفری و انقلاب ملکان در مرحله تجدیدنظر نیز عیناً تأیید شده است.
به گفته آقای رونقی، شعبه ۱۲ دادگاه تجدیدنظر استان، حکم یک سال حبس صادره از سوی شعبه ۱۰۲ کیفری ملکان به ریاست قاضی سلمان رستمی را تأیید کرده است. اتهام مطرحشده در این پرونده «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی در جهت تحکیم و تقویت رژیم صهیونیستی» عنوان شده است. همچنین حکم چندین سال حبس به همراه یک سال تبعید به شهر سرباز که پیشتر توسط دادگاه انقلاب ملکان صادر شده بود نیز بدون تغییر به تأیید دادگاه تجدیدنظر رسیده است.
بر اساس بخشی از متن رأی منتشرشده، از جمله مصادیق اتهامی مطرحشده علیه حسن رونقی، انتشار مطالبی در حمایت از دادخواهی جانباختگان اعتراضات سال ۱۴۰۱ و استفاده از هشتگ «نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم» در اینستاگرام عنوان شده است. در متن حکم آمده که این اقدامات «در صدد ایجاد تفرقه داخلی و خط گرفتن از عناصر معاند خارجی برای کمک به رژیم صهیونیستی در ایجاد جنگ داخلی» ارزیابی شده است.
حسن رونقی پیشتر نیز از پیامدهای جسمی و روانی سالها بازداشت، زندان و شکنجه سخن گفته بود. او اعلام کرده است که به بیماری خودایمنی سندرم گیلن باره، آسیبدیدگی مهرههای گردن و کمر، مشکلات مفصلی، سردرد و چشمدرد مزمن مبتلا شده و بازداشت و برخوردهای صورتگرفته در خردادماه ۱۴۰۴ موجب تشدید مشکلات جسمی او شده است.
#حسن_رونقی
@Tavaana_TavaanaTech
حسن رونقی، فعال مدنی، با انتشار تصاویری از آرای صادره علیه خود اعلام کرد که احکام صادره از سوی دادگاههای کیفری و انقلاب ملکان در مرحله تجدیدنظر نیز عیناً تأیید شده است.
به گفته آقای رونقی، شعبه ۱۲ دادگاه تجدیدنظر استان، حکم یک سال حبس صادره از سوی شعبه ۱۰۲ کیفری ملکان به ریاست قاضی سلمان رستمی را تأیید کرده است. اتهام مطرحشده در این پرونده «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی در جهت تحکیم و تقویت رژیم صهیونیستی» عنوان شده است. همچنین حکم چندین سال حبس به همراه یک سال تبعید به شهر سرباز که پیشتر توسط دادگاه انقلاب ملکان صادر شده بود نیز بدون تغییر به تأیید دادگاه تجدیدنظر رسیده است.
بر اساس بخشی از متن رأی منتشرشده، از جمله مصادیق اتهامی مطرحشده علیه حسن رونقی، انتشار مطالبی در حمایت از دادخواهی جانباختگان اعتراضات سال ۱۴۰۱ و استفاده از هشتگ «نه میبخشیم و نه فراموش میکنیم» در اینستاگرام عنوان شده است. در متن حکم آمده که این اقدامات «در صدد ایجاد تفرقه داخلی و خط گرفتن از عناصر معاند خارجی برای کمک به رژیم صهیونیستی در ایجاد جنگ داخلی» ارزیابی شده است.
حسن رونقی پیشتر نیز از پیامدهای جسمی و روانی سالها بازداشت، زندان و شکنجه سخن گفته بود. او اعلام کرده است که به بیماری خودایمنی سندرم گیلن باره، آسیبدیدگی مهرههای گردن و کمر، مشکلات مفصلی، سردرد و چشمدرد مزمن مبتلا شده و بازداشت و برخوردهای صورتگرفته در خردادماه ۱۴۰۴ موجب تشدید مشکلات جسمی او شده است.
#حسن_رونقی
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤1
درگذشت مرتضی نعمتالهی؛ هنرمندی که پس از بازداشت جان باخت
مرتضی نعمتالهی، مجسمهساز برجسته اصفهانی و از پیشگامان مجسمهسازی معاصر ایران، روز ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ درگذشت. رسانههای حکومتی در گزارشهای خود از او به عنوان پدیدآورنده نخستین اثر آبستره شهری ایران یاد کرده و کارنامه هنری او را ستودهاند، اما در این گزارشها اشارهای به بازداشت و شرایطی که به وخامت وضعیت جسمی او انجامید، نشده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مرتضی نعمتالهی در تاریخ ۱۵ اردیبهشتماه بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد. (علاوه بر آقای نعمتاللهی شش نفر دیگر از چهرههای هنری اصفهان در همان روز بازداشت شدند) او که ۸۱ سال داشت، پس از حدود یازده روز و در پی وخامت حال جسمانی، در تاریخ ۲۶ اردیبهشت از زندان به بیمارستان منتقل شد و سرانجام در ۲۲ خرداد جان خود را از دست داد.
نعمتالهی متولد ۱۳۲۴ در اصفهان بود و از چهرههای تأثیرگذار هنر مجسمهسازی ایران به شمار میرفت. تندیسهای شیخ بهایی، فردوسی، شیخ صدوق، علیاکبر اصفهانی و همچنین اثر شاخص «طیران» از جمله آثار شناختهشده او هستند. مجسمه «طیران» که در سال ۱۳۷۲ در اصفهان نصب شد، به عنوان نخستین مجسمه آبستره در فضای عمومی ایران شناخته میشود و نقطه عطفی در تاریخ هنر شهری معاصر ایران به شمار میآید.
در حالی که پس از درگذشت این هنرمند، رسانههای رسمی و برخی نهادهای هنری به تجلیل از جایگاه و آثار او پرداختند، منتقدان این سکوت را درباره بازداشت و شرایط منتهی به مرگ او پرسشبرانگیز دانستهاند. آنان میگویند نمیتوان از میراث هنری یک هنرمند سخن گفت اما از روزهای پایانی زندگی او، که با بازداشت، بیماری و انتقال از زندان به بیمارستان همراه بوده است، چشم پوشید.
#مرتضی_نعمت_الهی
@Tavaana_TavaanaTech
درگذشت مرتضی نعمتالهی؛ هنرمندی که پس از بازداشت جان باخت
مرتضی نعمتالهی، مجسمهساز برجسته اصفهانی و از پیشگامان مجسمهسازی معاصر ایران، روز ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ درگذشت. رسانههای حکومتی در گزارشهای خود از او به عنوان پدیدآورنده نخستین اثر آبستره شهری ایران یاد کرده و کارنامه هنری او را ستودهاند، اما در این گزارشها اشارهای به بازداشت و شرایطی که به وخامت وضعیت جسمی او انجامید، نشده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، مرتضی نعمتالهی در تاریخ ۱۵ اردیبهشتماه بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد. (علاوه بر آقای نعمتاللهی شش نفر دیگر از چهرههای هنری اصفهان در همان روز بازداشت شدند) او که ۸۱ سال داشت، پس از حدود یازده روز و در پی وخامت حال جسمانی، در تاریخ ۲۶ اردیبهشت از زندان به بیمارستان منتقل شد و سرانجام در ۲۲ خرداد جان خود را از دست داد.
نعمتالهی متولد ۱۳۲۴ در اصفهان بود و از چهرههای تأثیرگذار هنر مجسمهسازی ایران به شمار میرفت. تندیسهای شیخ بهایی، فردوسی، شیخ صدوق، علیاکبر اصفهانی و همچنین اثر شاخص «طیران» از جمله آثار شناختهشده او هستند. مجسمه «طیران» که در سال ۱۳۷۲ در اصفهان نصب شد، به عنوان نخستین مجسمه آبستره در فضای عمومی ایران شناخته میشود و نقطه عطفی در تاریخ هنر شهری معاصر ایران به شمار میآید.
در حالی که پس از درگذشت این هنرمند، رسانههای رسمی و برخی نهادهای هنری به تجلیل از جایگاه و آثار او پرداختند، منتقدان این سکوت را درباره بازداشت و شرایط منتهی به مرگ او پرسشبرانگیز دانستهاند. آنان میگویند نمیتوان از میراث هنری یک هنرمند سخن گفت اما از روزهای پایانی زندگی او، که با بازداشت، بیماری و انتقال از زندان به بیمارستان همراه بوده است، چشم پوشید.
#مرتضی_نعمت_الهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔33❤4💯1
Forwarded from گفتوشنود
با گذشت ۱۰۰ روز از دستگیری پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، بازداشت و بلاتکلیفی او در زندان عادلآباد این شهر کماکان ادامه دارد. او پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل خود در شیراز بازداشت و به یکی از بازداشتگاههای امنیتی منتقل شد. آقای زارع نهایتا پس از دورهای از بازجوییها که با فشارهای جسمی و روانی همراه بوده، به زندان عادلآباد انتقال یافت.
پژمان زارع پدر کودکی است که اخیرا یک ساله شده است. متن زیر بخشی از دلنوشتهٔ او خطاب به فرزندش است:
«رادوین عزیزم…
امروز تولد توست و اولین سالگرد زندگیات... امروز ۹۲امین روزی است که ناعادلانه به دلیل اعتقاد به آیین بهائی و تلاش برای پیشرفت کشورم، کشور مقدس ایران، در زندان به سر میبرم. در این مدت به تو فکر میکردم که در آینده چگونه این دوران را قضاوت میکنی. متأسفانه در ۹۲ روز گذشته به دلیل زندانی بودن نتوانستم وظیفهٔ پدریام را در قبال تو انجام دهم و از این بابت شرمندهام.
وقتی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بودم، بازجویان مرا پدری سنگدل توصیف میکردند که به خاطر استقامت در اصول و باورهایم در حال آسیب زدن به تو هستم و به فکر همسر و فرزندم نیستم. البته تحت تأثیر آنها قرار نمیگرفتم، ولی با خود فکر میکردم رادوین عزیزم در آینده چگونه به این ایام فکر میکند. آیا این ایام را به عنوان بخشی از مراحل رشد و تکامل خودش در ابعاد مادی و روحانی میبیند یا نبود حضور فیزیکی پدرش را کوتاهی او و آسیبزدن به خودش میداند.
در بازداشتگاه، یکی از همسلولیهایم به من گفت رادوین در آینده به پدرش افتخار میکند که در راه حقیقت و کشورش استقامت کرده است. آن روز تصور کردم به خاطر دلگرمیام این حرف را میزند، ولی وقتی از بازداشتگاه به بند قرنطینه زندان عادلآباد منتقل شدم در همان شب اول مورد استقبال دهها نفر از همسلولیهای سابقم قرار گرفتم که موجب شگفتی خودم و زندانیهای دیگر شد. بعدها متوجه شدم دلیل این استقبال… این بود که ایستادگی من در راه تعالی کشور عزیزمان، ایران، برایشان ارزشمند و قابل ستایش بود.
هدف همهٔ ما ایرانیان پیشرفت و رشد کشور عزیزمان است. آیندهٔ درخشانی در انتظار کشور ماست، ولی آینده ساختنی است، نه یافتنی. برای ساخت این آینده باید هزینه داد. هر ایرانی به سهم خود هزینهٔ ساخت این آینده را پرداخت میکند، برخی با جان، برخی با مال، برخی با مسجونیت و برخی با خدمات و استقامت سازنده. اما تو فرزند عزیزم، از پیش هزینهٔ این آینده را پرداخت کردی. ۹۲ روز است که از حضور پدر محروم بودهای و نتوانستی از همراهی و نقش پدر در رشد و تعالیات بهره ببری…
رادوین عزیزم، در روز تولدت برایت آرزومندم که به ترقی، رشد، تعالی فکری و جسمی و روحانیات ادامه دهی و خادم حقیقی عالم انسانی شوی و زندگی سراسر سرور در پیش داشته باشی...
تولدت مبارک پسر عزیزم، رادوین جان
دوستت دارم، بابا پژمان
۲۴ خرداد ماه ۱۴۰۵
زندان عادلآباد شیراز، بند قرنطینه»
#پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پژمان زارع پدر کودکی است که اخیرا یک ساله شده است. متن زیر بخشی از دلنوشتهٔ او خطاب به فرزندش است:
«رادوین عزیزم…
امروز تولد توست و اولین سالگرد زندگیات... امروز ۹۲امین روزی است که ناعادلانه به دلیل اعتقاد به آیین بهائی و تلاش برای پیشرفت کشورم، کشور مقدس ایران، در زندان به سر میبرم. در این مدت به تو فکر میکردم که در آینده چگونه این دوران را قضاوت میکنی. متأسفانه در ۹۲ روز گذشته به دلیل زندانی بودن نتوانستم وظیفهٔ پدریام را در قبال تو انجام دهم و از این بابت شرمندهام.
وقتی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بودم، بازجویان مرا پدری سنگدل توصیف میکردند که به خاطر استقامت در اصول و باورهایم در حال آسیب زدن به تو هستم و به فکر همسر و فرزندم نیستم. البته تحت تأثیر آنها قرار نمیگرفتم، ولی با خود فکر میکردم رادوین عزیزم در آینده چگونه به این ایام فکر میکند. آیا این ایام را به عنوان بخشی از مراحل رشد و تکامل خودش در ابعاد مادی و روحانی میبیند یا نبود حضور فیزیکی پدرش را کوتاهی او و آسیبزدن به خودش میداند.
در بازداشتگاه، یکی از همسلولیهایم به من گفت رادوین در آینده به پدرش افتخار میکند که در راه حقیقت و کشورش استقامت کرده است. آن روز تصور کردم به خاطر دلگرمیام این حرف را میزند، ولی وقتی از بازداشتگاه به بند قرنطینه زندان عادلآباد منتقل شدم در همان شب اول مورد استقبال دهها نفر از همسلولیهای سابقم قرار گرفتم که موجب شگفتی خودم و زندانیهای دیگر شد. بعدها متوجه شدم دلیل این استقبال… این بود که ایستادگی من در راه تعالی کشور عزیزمان، ایران، برایشان ارزشمند و قابل ستایش بود.
هدف همهٔ ما ایرانیان پیشرفت و رشد کشور عزیزمان است. آیندهٔ درخشانی در انتظار کشور ماست، ولی آینده ساختنی است، نه یافتنی. برای ساخت این آینده باید هزینه داد. هر ایرانی به سهم خود هزینهٔ ساخت این آینده را پرداخت میکند، برخی با جان، برخی با مال، برخی با مسجونیت و برخی با خدمات و استقامت سازنده. اما تو فرزند عزیزم، از پیش هزینهٔ این آینده را پرداخت کردی. ۹۲ روز است که از حضور پدر محروم بودهای و نتوانستی از همراهی و نقش پدر در رشد و تعالیات بهره ببری…
رادوین عزیزم، در روز تولدت برایت آرزومندم که به ترقی، رشد، تعالی فکری و جسمی و روحانیات ادامه دهی و خادم حقیقی عالم انسانی شوی و زندگی سراسر سرور در پیش داشته باشی...
تولدت مبارک پسر عزیزم، رادوین جان
دوستت دارم، بابا پژمان
۲۴ خرداد ماه ۱۴۰۵
زندان عادلآباد شیراز، بند قرنطینه»
#پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7💔3🕊2
رسول کاظمی، از مجروحان جنگ ایران و عراق و ساکن خرمآباد در استان لرستان، که پیشتر به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده بود، با قطعی شدن حکم خود به زندان منتقل شد.
بر اساس این حکم، او به ۲۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. رسول کاظمی روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ با مراجعه به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب خرمآباد خود را معرفی کرد و سپس برای سپری کردن دوران محکومیت به زندان این شهر منتقل شد.
#رسول_کاظمی
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این حکم، او به ۲۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. رسول کاظمی روز ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ با مراجعه به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب خرمآباد خود را معرفی کرد و سپس برای سپری کردن دوران محکومیت به زندان این شهر منتقل شد.
#رسول_کاظمی
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔9🕊2❤1
گلشن فتحی، فعال مدنی، در یادداشتی درباره احساسات این روزها نسبت به فوتبال نوشته است نسلی که روزی برای یک گل تا صبح در خیابانها میرقصید، حالا پیش از هر فریاد شادی به نامهایی فکر میکند که دیگر نیستند، صداهایی که خاموش شدند و رویاهایی که نیمهکاره ماندند. او مینویسد فوتبال دیگر فقط یک بازی نیست؛ برای بسیاری از مردم ایران، نود دقیقهای است که در آن وجدان یک ملت محاکمه میشود و حتی شادیِ پیروزی هم روی زخمی عمیق از ترس، مهاجرت، زندان، فقر و ناامیدی میافتد.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
«غمانگیزترین بخش ماجرا این نیست که تیم ملی ببازد.اتفاقا، این است که دیگرنمیدانیم باید برای چه چیزی خوشحال شویم و برای چه عزاداری کنیم.
وقتی بازیکنی با پیراهن ایران روی زمین میافتد،قلبمان فرو میریزد. نه به خاطر یازده نفر در یک زمین فوتبال؛ به خاطر نامی که روی سینهشان نوشته شده.به خاطر پنج حرفی که هنوز برای میلیونها نفر مقدس است.. ایران.
اما همان لحظه که بلند میشوند، میدوند، میبرند، لبخند میزنند و دور افتخار میزنند، چیزی در گلوی ما گیر میکندما سالهاست میان دو حقیقت متضاد زندانی شدهایم.
نه میتوانیم از پیراهن ایران و تیم ملی متنفر باشیم، نه میتوانیم چشممان را روی زخمهای ایران ببندیم.
برای همین است که این روزها فوتبال دیگر بازی نیست.. فوتبال تبدیل شده به یک دادگاه.. نود دقیقه محاکمه وجدان یک ملت.
گل که میخوریم، درد میکشیم.
گل که میزنیم، باز هم درد میکشیم.
از تحقیر شدنشان شاد و خشمگین میشویم،
از تشویق شدنشان هم شاد یا آرام نمیشویم.
اگر به یکی از آنها آسیبی برسد،انگار به تکهای از ایران آسیب رسیده است.
اگر پیروز شوند، باز هم چیزی در درونمان فریاد میزند که مگر میشود این همه اندوه را برای نود دقیقه فراموش کرد؟ دی ماه چه؟
ما به جایی رسیدهایم که حتی شادیهایمان هم عزادارند.
نسلی که روزی برای یک گل تا صبح در خیابانها میرقصید، حالا قبل از هر فریاد شادی، به هزار چیز فکر میکند؛
به نامهایی که دیگر نیستند،صداهایی که خاموش شدند،رؤیاهایی که نیمهکاره ماندند،به جوانیای که زیر بار ترس، مهاجرت،زندان،فقر و ناامیدی دفن شد.
شاید تراژدی بزرگ ایران همین باشد..اینکه هنوز عاشق وطنیم،اما دیگر نمیتوانیم بیدغدغه دوستش داشته باشیم.
وطن برای ما خاک نیست.خاطره است،مادر است،دوست از دسترفته است،کوچهای است که نامش عوض شد، عکسی است که از دیوار پایین کشیده شد..صدایی است که اجازه ندادند شنیده شود.
برای همین وقتی تیمی با نام ایران بازی میکند،ما تاریخ و داغ و زخم تماشا میکنیم.
و چه تلخ است که در این سرزمین،از باختن گریه میکنیم،از بردن هم گریه میکنیم.
چه تلخ است که هنوز ایران را با تمام وجود دوست داریم،
اما سالهاست هیچ پیروزیای نتوانسته آن غمی را که روی سینه این ملت نشسته،از جا بلند کند.
شاید روزی برسد که دوباره فوتبال فقط یک گل باشد و یک فریاد شادی. تفاوتی بین تیم حکومت و تیم ملی نباشد..
اما تا آن روز،هر برد و باخت یادآوری این حقیقت است که این سرزمین آنقدر زخم خورده که حتی خوشحالیهایش هم بوی سوگ میدهند.
هربار لبخند میزنم شرمنده وجدانم میشوم.»
نظر شما چیست؟
#ایران #فوتبال #جام_جهانی۲۰۲۶
@Tavaana_TavaanaTech
متن این یادداشت به شرح زیر است:
«غمانگیزترین بخش ماجرا این نیست که تیم ملی ببازد.اتفاقا، این است که دیگرنمیدانیم باید برای چه چیزی خوشحال شویم و برای چه عزاداری کنیم.
وقتی بازیکنی با پیراهن ایران روی زمین میافتد،قلبمان فرو میریزد. نه به خاطر یازده نفر در یک زمین فوتبال؛ به خاطر نامی که روی سینهشان نوشته شده.به خاطر پنج حرفی که هنوز برای میلیونها نفر مقدس است.. ایران.
اما همان لحظه که بلند میشوند، میدوند، میبرند، لبخند میزنند و دور افتخار میزنند، چیزی در گلوی ما گیر میکندما سالهاست میان دو حقیقت متضاد زندانی شدهایم.
نه میتوانیم از پیراهن ایران و تیم ملی متنفر باشیم، نه میتوانیم چشممان را روی زخمهای ایران ببندیم.
برای همین است که این روزها فوتبال دیگر بازی نیست.. فوتبال تبدیل شده به یک دادگاه.. نود دقیقه محاکمه وجدان یک ملت.
گل که میخوریم، درد میکشیم.
گل که میزنیم، باز هم درد میکشیم.
از تحقیر شدنشان شاد و خشمگین میشویم،
از تشویق شدنشان هم شاد یا آرام نمیشویم.
اگر به یکی از آنها آسیبی برسد،انگار به تکهای از ایران آسیب رسیده است.
اگر پیروز شوند، باز هم چیزی در درونمان فریاد میزند که مگر میشود این همه اندوه را برای نود دقیقه فراموش کرد؟ دی ماه چه؟
ما به جایی رسیدهایم که حتی شادیهایمان هم عزادارند.
نسلی که روزی برای یک گل تا صبح در خیابانها میرقصید، حالا قبل از هر فریاد شادی، به هزار چیز فکر میکند؛
به نامهایی که دیگر نیستند،صداهایی که خاموش شدند،رؤیاهایی که نیمهکاره ماندند،به جوانیای که زیر بار ترس، مهاجرت،زندان،فقر و ناامیدی دفن شد.
شاید تراژدی بزرگ ایران همین باشد..اینکه هنوز عاشق وطنیم،اما دیگر نمیتوانیم بیدغدغه دوستش داشته باشیم.
وطن برای ما خاک نیست.خاطره است،مادر است،دوست از دسترفته است،کوچهای است که نامش عوض شد، عکسی است که از دیوار پایین کشیده شد..صدایی است که اجازه ندادند شنیده شود.
برای همین وقتی تیمی با نام ایران بازی میکند،ما تاریخ و داغ و زخم تماشا میکنیم.
و چه تلخ است که در این سرزمین،از باختن گریه میکنیم،از بردن هم گریه میکنیم.
چه تلخ است که هنوز ایران را با تمام وجود دوست داریم،
اما سالهاست هیچ پیروزیای نتوانسته آن غمی را که روی سینه این ملت نشسته،از جا بلند کند.
شاید روزی برسد که دوباره فوتبال فقط یک گل باشد و یک فریاد شادی. تفاوتی بین تیم حکومت و تیم ملی نباشد..
اما تا آن روز،هر برد و باخت یادآوری این حقیقت است که این سرزمین آنقدر زخم خورده که حتی خوشحالیهایش هم بوی سوگ میدهند.
هربار لبخند میزنم شرمنده وجدانم میشوم.»
نظر شما چیست؟
#ایران #فوتبال #جام_جهانی۲۰۲۶
@Tavaana_TavaanaTech
❤16💔6👌4💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گوشهای از بیتابیهای مادر جاویدنام بهنام ابراهیمیان در مراسم چهلم، ۸ اسفند ۱۴۰۴
بهنام ابراهیمیان، ۳۲ ساله، روز ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، با گلوله جنگی به شدت مجروح شد و در روز ۲۵ دی ماه جانش را در بیمارستان از دست داد.
گلوله از پشت سر به قلب او شلیک شده بود. او در اندیشه شهریار کشته شد جایی که پیش از آن در روز گذشته یعنی ۱۸ دی ماه دو تن از دوستان نزدیکش با گلوله جنگی کشته شدند.
#بهنام_ابراهیمیان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
بهنام ابراهیمیان، ۳۲ ساله، روز ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، با گلوله جنگی به شدت مجروح شد و در روز ۲۵ دی ماه جانش را در بیمارستان از دست داد.
گلوله از پشت سر به قلب او شلیک شده بود. او در اندیشه شهریار کشته شد جایی که پیش از آن در روز گذشته یعنی ۱۸ دی ماه دو تن از دوستان نزدیکش با گلوله جنگی کشته شدند.
#بهنام_ابراهیمیان #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔14🕊2
⭕️ پیوستن زندان کرمان به «کارزار سهشنبههای نه به اعدام»
🔴 تداوم کارزار«سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوبیستوششم در ۵۷ زندان مختلف
در روزگاری که کرامت انسانی باید محور قانون، عدالت و حکمرانی باشد، ماشین کشتار و اعدام حکومت اعدامی در ایران همچنان پرشتاب ادامه دارد. بر اساس گزارشهای دریافتی روز ۱۷خرداد دو زن ۲۸ و ۳۲ ساله با اسامی آسیه فرهمند و زینب زرینی در زندان قزوین به دار آویخته شدند که به دلیل عدم اطلاعرسانی شفاف خبر اعدام آنها به تازگی به دستمان رسیده است.
همچنین در روز ۲۶ خرداد دو زندانی سیاسی اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در شاهرود به اسامی ابوالفضل ساعدی و جواد زمانی اعدام شدند. بر همین اساس آمار زندانیان اعدام شده در خرداد ماه به ۱۳۴ تن رسیده است.
مجازات اعدام در ایران نه ابزاری برای تحقق عدالت بلکه سازوکاری برای گسترش هراس، خاموش کردن صدای مخالفان و تحکیم ساختار استبدادی قدرت است.
از طرفی دیگر پس از ماهها جنگ نظامی و هزینهای که بر زندگی مردم ایران تحمیل کرد، در هفته اخیر حکومت ولایت فقیه با آمریکا به یک تفاهم ابتدایی رسیدند که بر اساس بندهای منتشر شده هیچگونه توجهی به حقوقبشر و سرکوب و اعدامهای وحشتناک در ایران در آن لحاظ نشده است. این موضوع نشان میدهد قدرتها به فکر تغییر نیستند و مردم باید برای تغییر به خود متکی باشند و نه هیچ نیروی خارجی و قدرتی.
سازمان عفو بین الملل و خانم مایساتو گزارشگر ویژه سازمان ملل همراه با شماری از کارشناسان سازمان ملل در بیانیههای جداگانه نسبت به نادیده گرفتن نقض حقوقبشر در ایران و ادامه مصونیت ناقضان حقوق بشر مردم ایران از پیگرد و حسابرسی بینالمللی، هشدار دادند.
ما رو به وجدانهای بیدار، نهادهای بینالمللی و حامی حقوقبشر و مخالف اعدام اعلام میکنیم:
ما زندانیان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که صدوبیستوشش هفته بیوقفه هر سهشنبه در زندانهای سراسر ایران با اعتصاب غذا و آنچه در توان داشتیم به اعدامهای قرون وسطایی در ایران اعتراض کردیم، بار دیگر اعلام میکنیم که حقوقبشر مردم ایران به ویژه زندانیان قابل معامله نیست و همصدا با عموم مردم ایران تا آخرین نفس و توانمان از آزادی، برابری و لغو حکم اعدام، دفاع خواهیم نمود.
ما از تمامی مردم شریف و آگاه ایران و همچنین وجدانهای بیدار جهان و نهادهای حقوق بشری بینالمللی درخواست داریم که نسبت به موج فزاینده اعدامها در ایران بیتفاوت نمانند و برای توقف این جنایت سازمانیافته توسط فاشیسم دینی حاکم بر ایران مسئولانه و موثر اقدام کنند.
تاریخ نشان داده است که هیچ استبدادی با تکیه بر خشونت پایدار نمانده و هیچ حکومتی نتوانسته است صدای حقطلبی مردمان را برای همیشه خاموش کند. آنچه ماندگار خواهد بود، آرمان آزادی، برابری و احترام به حق حیات و کرامت انسان است؛ ارزشهایی که مردم ایران برای تحقق آن بهای سنگينی پرداخته و همچنان بر آن پای میفشارند.
کارزار «سه شنبه های نه به اعدام» به آگاهی عموم مردم میرساند که جمعی از زندانیان زندان کرمان نیز در اعتراض به احکام اعدام، به این کارزار پیوستهاند و هر سهشنبه، همراه با دیگر زندانیان، دست به اعتصاب غذا میزنند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۲ تیر ۱۴۰۵ در هفته صدوبیستوششم در ۵۷ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان کرمان.
هفته صدوبیستوششم
سهشنبه ۲ تیر ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#بیانیه
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🔴 تداوم کارزار«سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوبیستوششم در ۵۷ زندان مختلف
در روزگاری که کرامت انسانی باید محور قانون، عدالت و حکمرانی باشد، ماشین کشتار و اعدام حکومت اعدامی در ایران همچنان پرشتاب ادامه دارد. بر اساس گزارشهای دریافتی روز ۱۷خرداد دو زن ۲۸ و ۳۲ ساله با اسامی آسیه فرهمند و زینب زرینی در زندان قزوین به دار آویخته شدند که به دلیل عدم اطلاعرسانی شفاف خبر اعدام آنها به تازگی به دستمان رسیده است.
همچنین در روز ۲۶ خرداد دو زندانی سیاسی اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در شاهرود به اسامی ابوالفضل ساعدی و جواد زمانی اعدام شدند. بر همین اساس آمار زندانیان اعدام شده در خرداد ماه به ۱۳۴ تن رسیده است.
مجازات اعدام در ایران نه ابزاری برای تحقق عدالت بلکه سازوکاری برای گسترش هراس، خاموش کردن صدای مخالفان و تحکیم ساختار استبدادی قدرت است.
از طرفی دیگر پس از ماهها جنگ نظامی و هزینهای که بر زندگی مردم ایران تحمیل کرد، در هفته اخیر حکومت ولایت فقیه با آمریکا به یک تفاهم ابتدایی رسیدند که بر اساس بندهای منتشر شده هیچگونه توجهی به حقوقبشر و سرکوب و اعدامهای وحشتناک در ایران در آن لحاظ نشده است. این موضوع نشان میدهد قدرتها به فکر تغییر نیستند و مردم باید برای تغییر به خود متکی باشند و نه هیچ نیروی خارجی و قدرتی.
سازمان عفو بین الملل و خانم مایساتو گزارشگر ویژه سازمان ملل همراه با شماری از کارشناسان سازمان ملل در بیانیههای جداگانه نسبت به نادیده گرفتن نقض حقوقبشر در ایران و ادامه مصونیت ناقضان حقوق بشر مردم ایران از پیگرد و حسابرسی بینالمللی، هشدار دادند.
ما رو به وجدانهای بیدار، نهادهای بینالمللی و حامی حقوقبشر و مخالف اعدام اعلام میکنیم:
ما زندانیان کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که صدوبیستوشش هفته بیوقفه هر سهشنبه در زندانهای سراسر ایران با اعتصاب غذا و آنچه در توان داشتیم به اعدامهای قرون وسطایی در ایران اعتراض کردیم، بار دیگر اعلام میکنیم که حقوقبشر مردم ایران به ویژه زندانیان قابل معامله نیست و همصدا با عموم مردم ایران تا آخرین نفس و توانمان از آزادی، برابری و لغو حکم اعدام، دفاع خواهیم نمود.
ما از تمامی مردم شریف و آگاه ایران و همچنین وجدانهای بیدار جهان و نهادهای حقوق بشری بینالمللی درخواست داریم که نسبت به موج فزاینده اعدامها در ایران بیتفاوت نمانند و برای توقف این جنایت سازمانیافته توسط فاشیسم دینی حاکم بر ایران مسئولانه و موثر اقدام کنند.
تاریخ نشان داده است که هیچ استبدادی با تکیه بر خشونت پایدار نمانده و هیچ حکومتی نتوانسته است صدای حقطلبی مردمان را برای همیشه خاموش کند. آنچه ماندگار خواهد بود، آرمان آزادی، برابری و احترام به حق حیات و کرامت انسان است؛ ارزشهایی که مردم ایران برای تحقق آن بهای سنگينی پرداخته و همچنان بر آن پای میفشارند.
کارزار «سه شنبه های نه به اعدام» به آگاهی عموم مردم میرساند که جمعی از زندانیان زندان کرمان نیز در اعتراض به احکام اعدام، به این کارزار پیوستهاند و هر سهشنبه، همراه با دیگر زندانیان، دست به اعتصاب غذا میزنند.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۲ تیر ۱۴۰۵ در هفته صدوبیستوششم در ۵۷ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان کرمان.
هفته صدوبیستوششم
سهشنبه ۲ تیر ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#بیانیه
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤5🕊3
Forwarded from گفتوشنود
بیش از پنج ماه بلاتکلیفی؛ نگرانیها پیرامون وضعیت آرتین غضنفری افزایش یافته است
با گذشت بیش از پنج ماه از دستگیری آرتین غضنفری، شهروند بهائی و عکاس خبری، او همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی بهسر میبرد و با درخواست آزادی موقتش به قید وثیقه نیز موافقت صورت نگرفته است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، آرتین غضنفری از بیماریهای آسم، فشار خون و نارسایی قلبی رنج میبرد و وضعیت جسمانی او در دوران بازداشت رو به وخامت گذاشته است. منابع مطلع میگویند که آقای غضنفری از دسترسی به خدمات درمانی مناسب محروم بوده و حتی امکان مراجعه به بهداری را نیز نداشته است.
پیشتر سازمانهای حقوق بشری و فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران با انتشار گزارشهایی نسبت به وضعیت آرتین غضنفری و ادامهٔ بازداشت او ابراز نگرانی کرده و خواستار توجه به شرایط این شهروند بهائی شده بودند.
آرتین غضنفری، راوی و نویسندهٔ پادکست «ماه سیزدهم»، روز ۲۹ دیماه ۱۴۰۴ در منزل خود در تهران بازداشت شد. بنا بر گزارشها، ۱۱ مأمور با ارائهٔ حکم قضایی به محل سکونت او یورش برده و پس از تفتیش منزل، محل کارش را نیز مورد تفتیش قرار دادند. مأموران در جریان این عملیات، شماری از وسایل الکترونیکی، کتابها و تجهیزات کاری و شخصی او را ضبط کردند.
تداوم بازداشت آرتین غضنفری در حالی است که نگرانیها دربارهٔ وضعیت جسمانی او و محرومیت از دسترسی به خدمات درمانی مناسب همچنان رو به افزایش است.
لازم به ذکر است که آرتین غضنفری مراقب اصلی مادر سالخورده و بیمار خود بوده است و در پنج ماه گذشته این مادر از حمایت و مراقبتهای لازم محروم مانده است. خواستهٔ خانواده، دوستان و نزدیکان آقای غضنفری رعایت حقوق قانونی این شهروند بهائی، پایان یافتن بلاتکلیفی و آزادی فوری او میباشد.
#آرتین_غضنفری #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت بیش از پنج ماه از دستگیری آرتین غضنفری، شهروند بهائی و عکاس خبری، او همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی بهسر میبرد و با درخواست آزادی موقتش به قید وثیقه نیز موافقت صورت نگرفته است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، آرتین غضنفری از بیماریهای آسم، فشار خون و نارسایی قلبی رنج میبرد و وضعیت جسمانی او در دوران بازداشت رو به وخامت گذاشته است. منابع مطلع میگویند که آقای غضنفری از دسترسی به خدمات درمانی مناسب محروم بوده و حتی امکان مراجعه به بهداری را نیز نداشته است.
پیشتر سازمانهای حقوق بشری و فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران با انتشار گزارشهایی نسبت به وضعیت آرتین غضنفری و ادامهٔ بازداشت او ابراز نگرانی کرده و خواستار توجه به شرایط این شهروند بهائی شده بودند.
آرتین غضنفری، راوی و نویسندهٔ پادکست «ماه سیزدهم»، روز ۲۹ دیماه ۱۴۰۴ در منزل خود در تهران بازداشت شد. بنا بر گزارشها، ۱۱ مأمور با ارائهٔ حکم قضایی به محل سکونت او یورش برده و پس از تفتیش منزل، محل کارش را نیز مورد تفتیش قرار دادند. مأموران در جریان این عملیات، شماری از وسایل الکترونیکی، کتابها و تجهیزات کاری و شخصی او را ضبط کردند.
تداوم بازداشت آرتین غضنفری در حالی است که نگرانیها دربارهٔ وضعیت جسمانی او و محرومیت از دسترسی به خدمات درمانی مناسب همچنان رو به افزایش است.
لازم به ذکر است که آرتین غضنفری مراقب اصلی مادر سالخورده و بیمار خود بوده است و در پنج ماه گذشته این مادر از حمایت و مراقبتهای لازم محروم مانده است. خواستهٔ خانواده، دوستان و نزدیکان آقای غضنفری رعایت حقوق قانونی این شهروند بهائی، پایان یافتن بلاتکلیفی و آزادی فوری او میباشد.
#آرتین_غضنفری #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔5🕊1