Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
گلولهی سرکوبگران بر قلب یک مخترع؛
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، نخبهای که فرصت ادامه نیافت
با گذشت چند ماه از کشتهشدن فاطمه علیمحمدی، دانشجوی نخبه فیزیک هستهای، روایت زندگی و مرگ او همچنان یادآور سرکوب خونین اعتراضات و جانهایی است که داستان شجاعتشان همیشه در یادها خواهد ماند.
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، شهروند اهل نظرآباد کرج و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیک هستهای، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شهر هشتگرد، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده از منابع مختلف، او در حالی هدف گلوله قرار گرفت که برای کمک به یکی از معترضان مجروح از خودرو پیاده شده بود. گزارشها حاکی از آن است که گلولهای جنگی از پشت به بدن او اصابت کرده و در ناحیه میان قلب و ریهاش قرار گرفته بود؛ جراحتی که در نهایت به مرگ او انجامید.
یکی از نزدیکان فاطمه علیمحمدی در گفتوگو با رسانهها گفته است که او در همان شب قصد سفر به بابلسر را داشت، اما پیش از آنکه این سفر را آغاز کند، در خیابان هدف تیراندازی قرار گرفت. به گفته این منبع، هنگام انتقال به بیمارستان، هنوز امکان نجات او وجود داشت، اما تأخیر در رسیدگی پزشکی جانش را گرفت.
فاطمه علیمحمدی، متولد ۱۹ تیر ۱۳۸۰، از دانشجویان برجسته رشته خود به شمار میرفت. او در حوزه مهندسی پلاسما و کاربردهای هستهای فعالیت داشت و بر روی طراحی تراشههای مرتبط با دیالیز کار میکرد؛ طرحی که به ثبت اختراع نیز رسیده بود. به گفته نزدیکانش، او خود را برای دفاع از پایاننامهای درباره سوختهای هستهای آماده میکرد.
خانواده او پس از کشتهشدنش با فشارهایی مواجه شدند تا عنوان «شهید» برای او بپذیرند، اما این درخواست را رد کردند. یکی از نزدیکانش گفته است: «فاطمه سه سال پیش پدرش را از دست داده بود و از آن زمان خودش را “مرد کوچک خانه” مینامید.» او همراه مادر و خواهرش زندگی میکرد و بهتازگی خودرویی خریده بود، اما هرگز فرصت نکرد با آن به سفر برود.
به روایت دوستان و آشنایان، فاطمه نهتنها دانشجویی نخبه، بلکه فردی مسئولیتپذیر و دغدغهمند بود؛ همان ویژگی که در لحظه آخر زندگیاش نیز او را به سمت کمک به یک مجروح کشاند.
اکنون، ماهها پس از این واقعه، اتاق او با مدالها و دستاوردهای علمیاش باقی مانده و مقالات و نوشتههایش روی میز تحریرش جا ماندهاند؛ نشانههایی از زندگی ناتمام دختری که میتوانست آیندهای متفاوت داشته باشد.
قتل فاطمه علیمحمدی، همچون بسیاری دیگر از قربانیان اعتراضات، همچنان داغی تازه بر جان مردم ایران مانده است. با این حال، بازخوانی روایت زندگی و مرگ او تلاشی است برای مقابله با فراموشی؛ یادآوری اینکه پشت هر نام، داستانی ناتمام و آیندهای از دسترفته قرار دارد.
#فاطمه_علیمحمدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
گلولهی سرکوبگران بر قلب یک مخترع؛
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، نخبهای که فرصت ادامه نیافت
با گذشت چند ماه از کشتهشدن فاطمه علیمحمدی، دانشجوی نخبه فیزیک هستهای، روایت زندگی و مرگ او همچنان یادآور سرکوب خونین اعتراضات و جانهایی است که داستان شجاعتشان همیشه در یادها خواهد ماند.
جاویدنام فاطمه علیمحمدی، شهروند اهل نظرآباد کرج و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته فیزیک هستهای، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی در شهر هشتگرد، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را از دست داد.
بر اساس اطلاعات گردآوریشده از منابع مختلف، او در حالی هدف گلوله قرار گرفت که برای کمک به یکی از معترضان مجروح از خودرو پیاده شده بود. گزارشها حاکی از آن است که گلولهای جنگی از پشت به بدن او اصابت کرده و در ناحیه میان قلب و ریهاش قرار گرفته بود؛ جراحتی که در نهایت به مرگ او انجامید.
یکی از نزدیکان فاطمه علیمحمدی در گفتوگو با رسانهها گفته است که او در همان شب قصد سفر به بابلسر را داشت، اما پیش از آنکه این سفر را آغاز کند، در خیابان هدف تیراندازی قرار گرفت. به گفته این منبع، هنگام انتقال به بیمارستان، هنوز امکان نجات او وجود داشت، اما تأخیر در رسیدگی پزشکی جانش را گرفت.
فاطمه علیمحمدی، متولد ۱۹ تیر ۱۳۸۰، از دانشجویان برجسته رشته خود به شمار میرفت. او در حوزه مهندسی پلاسما و کاربردهای هستهای فعالیت داشت و بر روی طراحی تراشههای مرتبط با دیالیز کار میکرد؛ طرحی که به ثبت اختراع نیز رسیده بود. به گفته نزدیکانش، او خود را برای دفاع از پایاننامهای درباره سوختهای هستهای آماده میکرد.
خانواده او پس از کشتهشدنش با فشارهایی مواجه شدند تا عنوان «شهید» برای او بپذیرند، اما این درخواست را رد کردند. یکی از نزدیکانش گفته است: «فاطمه سه سال پیش پدرش را از دست داده بود و از آن زمان خودش را “مرد کوچک خانه” مینامید.» او همراه مادر و خواهرش زندگی میکرد و بهتازگی خودرویی خریده بود، اما هرگز فرصت نکرد با آن به سفر برود.
به روایت دوستان و آشنایان، فاطمه نهتنها دانشجویی نخبه، بلکه فردی مسئولیتپذیر و دغدغهمند بود؛ همان ویژگی که در لحظه آخر زندگیاش نیز او را به سمت کمک به یک مجروح کشاند.
اکنون، ماهها پس از این واقعه، اتاق او با مدالها و دستاوردهای علمیاش باقی مانده و مقالات و نوشتههایش روی میز تحریرش جا ماندهاند؛ نشانههایی از زندگی ناتمام دختری که میتوانست آیندهای متفاوت داشته باشد.
قتل فاطمه علیمحمدی، همچون بسیاری دیگر از قربانیان اعتراضات، همچنان داغی تازه بر جان مردم ایران مانده است. با این حال، بازخوانی روایت زندگی و مرگ او تلاشی است برای مقابله با فراموشی؛ یادآوری اینکه پشت هر نام، داستانی ناتمام و آیندهای از دسترفته قرار دارد.
#فاطمه_علیمحمدی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔8
بر اساس گزارشها، حکم اعدام احسان حسینیپور، متین محمدی و عرفان امیری، سه نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در دیوان عالی کشور تأیید و برای اجرا به واحد اجرای احکام ارسال شده است. این سه نفر به اتهامهایی از جمله «مشارکت در قتل»، «تحریق عمدی» و «اقدام علیه امنیت ملی» در پروندهای مرتبط با آتشسوزی مسجدی در پاکدشت محکوم شدهاند و اکنون در معرض خطر فوری اجرای حکم اعدام قرار دارند.
این در حالی است که این افراد در زمان بازداشت تنها ۱۷ و ۱۸ سال سن داشتهاند. همزمان، گزارشهای منتشرشده از روند رسیدگی به این پرونده، از ابعاد نگرانکنندهای از جمله شکنجه برای اخذ اعتراف حکایت دارد. درباره احسان حسینیپور، منابع مطلع گزارش دادهاند که او تحت فشار شدید و تهدید مستقیم قرار گرفته و حتی با گذاشتن اسلحه در دهانش، مجبور به پذیرش اتهامات شده است. چنین اقداماتی، نه تنها مصداق شکنجه است، بلکه هرگونه اعتراف حاصل از آن را فاقد اعتبار میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
این در حالی است که این افراد در زمان بازداشت تنها ۱۷ و ۱۸ سال سن داشتهاند. همزمان، گزارشهای منتشرشده از روند رسیدگی به این پرونده، از ابعاد نگرانکنندهای از جمله شکنجه برای اخذ اعتراف حکایت دارد. درباره احسان حسینیپور، منابع مطلع گزارش دادهاند که او تحت فشار شدید و تهدید مستقیم قرار گرفته و حتی با گذاشتن اسلحه در دهانش، مجبور به پذیرش اتهامات شده است. چنین اقداماتی، نه تنها مصداق شکنجه است، بلکه هرگونه اعتراف حاصل از آن را فاقد اعتبار میکند.
@Tavaana_TavaanaTech
❤3💔1
Human Warehousing Crisis: Violence Erupts After Forced Transfer of Nahavand Prisoners to Malayer
The Islamic Republic regime has reportedly transferred all inmates from Nahavand Prison to a makeshift warehouse near Nushijan village, Malayer. Sources describe catastrophic conditions, extreme overcrowding, and a total failure to separate prisoners by crime category. This volatile environment has triggered violent clashes, resulting in eight injuries and one prisoner left in critical condition after a stabbing. The remote facility lacks basic amenities and severely restricts family visitation. Human rights monitors express grave concern for the safety of political and ideological prisoners held in such lawless conditions. This forced relocation and subsequent violence highlight a blatant disregard for prisoner safety and a violation of international humanitarian standards.
#PrisonerRights
#IranHumanRights
#NahavandPrison
The Islamic Republic regime has reportedly transferred all inmates from Nahavand Prison to a makeshift warehouse near Nushijan village, Malayer. Sources describe catastrophic conditions, extreme overcrowding, and a total failure to separate prisoners by crime category. This volatile environment has triggered violent clashes, resulting in eight injuries and one prisoner left in critical condition after a stabbing. The remote facility lacks basic amenities and severely restricts family visitation. Human rights monitors express grave concern for the safety of political and ideological prisoners held in such lawless conditions. This forced relocation and subsequent violence highlight a blatant disregard for prisoner safety and a violation of international humanitarian standards.
#PrisonerRights
#IranHumanRights
#NahavandPrison
💔1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
صداهایی از تاریکی!
گوشهای از پیامهایی که از دل خاموشی اینترنت بیرون آمدهاند
اینها تنها بخش بسیار کوچکی از پیامهای مردم ایران است که در جریان خاموشی سراسری اینترنت در شبکههای اجتماعی منعکس شدهاند؛ از نابودی کسبوکارهای اینستاگرامی تا شهروندان نابینا و افراد عادی که زندگیشان بر اثر قطعی اینترنت مختل شده است.
💸 tavaanatech
گوشهای از پیامهایی که از دل خاموشی اینترنت بیرون آمدهاند
اینها تنها بخش بسیار کوچکی از پیامهای مردم ایران است که در جریان خاموشی سراسری اینترنت در شبکههای اجتماعی منعکس شدهاند؛ از نابودی کسبوکارهای اینستاگرامی تا شهروندان نابینا و افراد عادی که زندگیشان بر اثر قطعی اینترنت مختل شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دروغگویی و در نهایت اعتراف رادان به پنهانشدن سرکوبگران پشت مردم عادی در زمان جنگ
احمدرضا رادان، فرماندهکل انتظامی جمهوری اسلامی، در گفتوگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی تأیید کرده است که نیروهای انتظامی در جریان حملات آمریکا و اسرائیل، میان مردم عادی پنهان میشدهاند.
آنچه در این اظهارات قابل توجه است، نوع روایت رادان از نحوه مواجهه نیروهای تحت امرش با این وضعیت است. او عملا اذعان میکند که این نیروها برای در امانماندن از حملات، در مناطق شهری و در مجاورت شهروندان عادی مستقر، پنهان، شدهاند؛ اقدامی که بهطور مستقیم جان مردم عادی را در معرض خطر قرار میدهد.
رادان در حالی با لحنی طنزآمیز از این رفتار بهعنوان «باقیات صالحات» یاد میکند و به آن افتخار میکند! چنین رویکردی در عمل به معنای استفاده از حضور مردم بهعنوان سپر حفاظتی است. این نوع رفتار نهتنها با اصول اولیه حفاظت از جان شهروندان در تضاد است، بلکه نشان میدهد امنیت عمومی در چنین شرایطی بهراحتی قربانی ملاحظات نظامی و امنیتی میشود.
@Tavaana_TavaanaTech
احمدرضا رادان، فرماندهکل انتظامی جمهوری اسلامی، در گفتوگو با صداوسیمای جمهوری اسلامی تأیید کرده است که نیروهای انتظامی در جریان حملات آمریکا و اسرائیل، میان مردم عادی پنهان میشدهاند.
آنچه در این اظهارات قابل توجه است، نوع روایت رادان از نحوه مواجهه نیروهای تحت امرش با این وضعیت است. او عملا اذعان میکند که این نیروها برای در امانماندن از حملات، در مناطق شهری و در مجاورت شهروندان عادی مستقر، پنهان، شدهاند؛ اقدامی که بهطور مستقیم جان مردم عادی را در معرض خطر قرار میدهد.
رادان در حالی با لحنی طنزآمیز از این رفتار بهعنوان «باقیات صالحات» یاد میکند و به آن افتخار میکند! چنین رویکردی در عمل به معنای استفاده از حضور مردم بهعنوان سپر حفاظتی است. این نوع رفتار نهتنها با اصول اولیه حفاظت از جان شهروندان در تضاد است، بلکه نشان میدهد امنیت عمومی در چنین شرایطی بهراحتی قربانی ملاحظات نظامی و امنیتی میشود.
@Tavaana_TavaanaTech
👍5👌1
Forwarded from گفتوشنود
دیوارِ ما و آنها
چگونه مغزهایمان از ما یک متعصب میسازد؟
غریزهای که کهنه شده
چرا مغز ما به دنبال «دشمن» میگردد؟
مغز ما، با تمام پیچیدگیاش، هنوز میراثدار دوران غارنشینی است. در آن زمان، بقا در گروی یک فرمول ساده بود: «هر کس با ما نیست، لابد میخواهد ما را بخورد!» این سوگیری درونگروه/برونگروه در واقع ابزاری تکاملی برای حفظ انسجام قبیله بود. اما مشکل اینجاست که در جهان امروز، این مکانیسم دفاعی به یک خطای شناختی مخرب تبدیل شده است. ما به صورت ناخودآگاه به اعضای گروه خودمان (همفکران، همکیشان یا هموطنان) ویژگیهای مثبت نسبت میدهیم و «دیگران» را صرفا به دلیل متفاوت بودن، تهدیدآمیز یا فاقد صلاحیت اخلاقی میبینیم. این تقسیمبندی «ما در برابر آنها»، خشت اول دیوار عدم پذیرش است.
شکاف «ما» و «آنها»
سوخت موتور فرقهگرایی و نارواداری
وقتی این سوگیری بر تفکر حاکم شود، فضا برای دیگریستیزی مهیا میشود. در این حالت، ما دچار نوعی «نابینایی همدلانه» میشویم؛ یعنی فقط برای رنجهای گروه خودمان اعتبار قائلیم. این همان نقطهای است که فرقهگرایی در آن جوانه میزند. در ساختارهای فرقهای، وفاداری به گروه به قیمت نفرت از «آنها» تعریف میشود. ما اشتباهات همگروهیهایمان را به «شرایط» نسبت میدهیم و توجیه میکنیم، اما کوچکترین لغزش دیگری را نشانهای از «ذات بد» او میدانیم. این استاندارد دوگانه، ریشهی اصلی نارواداری است؛ چرا که در این منظومه، «دیگری» نه یک انسان با حقوق برابر، بلکه مانعی است که باید حذف یا اصلاح شود.
فراتر از مرزهای ذهنی
تمرین دیدن انسان در پس برچسبها
برای عبور از این تله، باید آگاهانه علیه غریزهی «قبیلهگرایی» خود شورش کنیم. راهکار اصلی، یافتن هویتهای فراتر است. هرگاه متوجه شدید که در حال قضاوت تند گروهی هستید که به آن تعلق ندارید، از خود بپرسید: «آیا من با یک واقعیت روبرو هستم یا صرفا دارم کاریکاتوری را میبینم که مغزم از آنها ساخته است؟» کاهش نارواداری با «تماس» آغاز میشود؛ شنیدن مستقیمِ روایتهای کسانی که مثل ما فکر نمیکنند. وقتی یاد بگیریم به جای برچسبهای سیاسی و مذهبی، «انسان» را در پس تفاوتها ببینیم، قدرت تخریبی این سوگیری فرو میریزد. پذیرش دیگران، نه یک لطف به آنها، بلکه آزاد کردن ذهن خودمان از زندانِ تعصب است.
مطاله بییشتر در وبسایت
https://dialog.tavaana.org/in-group-out-group-bias/
#خطای_شناختی #گروه_گرایی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه مغزهایمان از ما یک متعصب میسازد؟
غریزهای که کهنه شده
چرا مغز ما به دنبال «دشمن» میگردد؟
مغز ما، با تمام پیچیدگیاش، هنوز میراثدار دوران غارنشینی است. در آن زمان، بقا در گروی یک فرمول ساده بود: «هر کس با ما نیست، لابد میخواهد ما را بخورد!» این سوگیری درونگروه/برونگروه در واقع ابزاری تکاملی برای حفظ انسجام قبیله بود. اما مشکل اینجاست که در جهان امروز، این مکانیسم دفاعی به یک خطای شناختی مخرب تبدیل شده است. ما به صورت ناخودآگاه به اعضای گروه خودمان (همفکران، همکیشان یا هموطنان) ویژگیهای مثبت نسبت میدهیم و «دیگران» را صرفا به دلیل متفاوت بودن، تهدیدآمیز یا فاقد صلاحیت اخلاقی میبینیم. این تقسیمبندی «ما در برابر آنها»، خشت اول دیوار عدم پذیرش است.
شکاف «ما» و «آنها»
سوخت موتور فرقهگرایی و نارواداری
وقتی این سوگیری بر تفکر حاکم شود، فضا برای دیگریستیزی مهیا میشود. در این حالت، ما دچار نوعی «نابینایی همدلانه» میشویم؛ یعنی فقط برای رنجهای گروه خودمان اعتبار قائلیم. این همان نقطهای است که فرقهگرایی در آن جوانه میزند. در ساختارهای فرقهای، وفاداری به گروه به قیمت نفرت از «آنها» تعریف میشود. ما اشتباهات همگروهیهایمان را به «شرایط» نسبت میدهیم و توجیه میکنیم، اما کوچکترین لغزش دیگری را نشانهای از «ذات بد» او میدانیم. این استاندارد دوگانه، ریشهی اصلی نارواداری است؛ چرا که در این منظومه، «دیگری» نه یک انسان با حقوق برابر، بلکه مانعی است که باید حذف یا اصلاح شود.
فراتر از مرزهای ذهنی
تمرین دیدن انسان در پس برچسبها
برای عبور از این تله، باید آگاهانه علیه غریزهی «قبیلهگرایی» خود شورش کنیم. راهکار اصلی، یافتن هویتهای فراتر است. هرگاه متوجه شدید که در حال قضاوت تند گروهی هستید که به آن تعلق ندارید، از خود بپرسید: «آیا من با یک واقعیت روبرو هستم یا صرفا دارم کاریکاتوری را میبینم که مغزم از آنها ساخته است؟» کاهش نارواداری با «تماس» آغاز میشود؛ شنیدن مستقیمِ روایتهای کسانی که مثل ما فکر نمیکنند. وقتی یاد بگیریم به جای برچسبهای سیاسی و مذهبی، «انسان» را در پس تفاوتها ببینیم، قدرت تخریبی این سوگیری فرو میریزد. پذیرش دیگران، نه یک لطف به آنها، بلکه آزاد کردن ذهن خودمان از زندانِ تعصب است.
مطاله بییشتر در وبسایت
https://dialog.tavaana.org/in-group-out-group-bias/
#خطای_شناختی #گروه_گرایی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌1
دادخواهی گاهی در سکوتِ یک خیابان، در تاریکی شب، و در حرکات آرامِ کسی که خم شده تا نشانی را روی زمین حفظ کند، ادامه پیدا میکند. در حالی که جمهوری اسلامی تلاش میکند نامها، چهرهها و مکانهای مرگ را از حافظه پاک کند، همین نشانههای کوچک به مقاومت بدل میشوند. هر ردّی که باقی میماند، هر جایی که دوباره علامتگذاری میشود، یعنی هنوز کسی هست که فراموش نکرده و نمیخواهد فراموش کند.
آنهایی که جان باختند، تنها با نامشان زنده نمیمانند، بلکه با مکانها، با روایتها و با حافظهای که دیگران از آنها نگه میدارند، ادامه پیدا میکنند. این حافظه، دقیقا همان چیزی است که سرکوب از آن هراس دارد.
یکی از کاربران شبکه اکس، با انتشار این عکس نوشت:
«دیشب داشتم دوستم رو میرسوندم مترو. از کنار مردی رد شدیم که تو تاریکی ایستاده بود و چیزایی رو روی زمین جابهجا میکرد. چند دقیقه بعد از دوستم جدا شدم و همون مسیر رو برگشتم و مرد اونجا نبود. کنجکاو شدم ببینم داشت چیکار میکرد. رفتم جلو خیره شدم، چند ثانیه طول کشید و آهی ازم بلند شد.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
آنهایی که جان باختند، تنها با نامشان زنده نمیمانند، بلکه با مکانها، با روایتها و با حافظهای که دیگران از آنها نگه میدارند، ادامه پیدا میکنند. این حافظه، دقیقا همان چیزی است که سرکوب از آن هراس دارد.
یکی از کاربران شبکه اکس، با انتشار این عکس نوشت:
«دیشب داشتم دوستم رو میرسوندم مترو. از کنار مردی رد شدیم که تو تاریکی ایستاده بود و چیزایی رو روی زمین جابهجا میکرد. چند دقیقه بعد از دوستم جدا شدم و همون مسیر رو برگشتم و مرد اونجا نبود. کنجکاو شدم ببینم داشت چیکار میکرد. رفتم جلو خیره شدم، چند ثانیه طول کشید و آهی ازم بلند شد.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
❤4🕊1
«مسبب جنگ حکومت ولایتفقیه است»؛ بیانیه ابوالفضل قدیانی از زندان اوین
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در بیانیهای جمهوری اسلامی و شخص علی خامنهای را مسئول اصلی جنگ و ویرانی ایران دانست و خواستار برگزاری رفراندوم و کنار رفتن حاکمیت شد.
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی، در بیانیهای از داخل زندان اوین، با اشاره به تحمیل جنگ بر ایران، نسبت به پیامدهای ویرانگر آن هشدار داد و مسئولیت این وضعیت را متوجه حاکمیت جمهوری اسلامی دانست.
او در این بیانیه نوشت: «بالاخره جنگ به ملت مظلوم ایران تحمیل شد و آثار بینهایت مخرب آن بر مردم بیدفاع ایران فرود آمد… مردم ایران به روشنی دیده و فهمیدهاند که جنگ چیزی جز ویرانگری و مرگ و نابودی نیست و آوردهای جز فقر، خانمانسوزی و آوارگی ندارد.»
قدیانی با تأکید بر نقش سیاستهای حاکمیت در شکلگیری جنگ، تصریح کرد: «مهمتر از جنگ، مسببان جنگند؛ آنهایی که با فتنهانگیزی، ماجراجویی و تحرکات تحریکآمیز و دخالت آشکار در امور داخلی کشورها… گرفتار توهم خودابرقدرتپنداری شدند و سببساز جنگ شدند.»
او در بخش صریحتری از بیانیه، رهبران جمهوری اسلامی را هدف قرار داده و نوشت: «مسببان جنگ سردمداران نظام فاسد جمهوری اسلامی و در رأس آنها علی خامنهای، مستبد قدرتپرست تبهکار… بودند و هستند که با استراتژی تخاصم با کشورهای منطقه، این کشورها را علیه ایران بسیج کردند.»
این زندانی سیاسی در ادامه، با ادبیاتی تندتر تأکید کرد: «مسبب جنگ حکومت فاسد و مفسد دینی مبتنی بر ولایتفقیه است… که روی خونریزترین حکومتهای چند قرن اخیر ایران را سفید کرد و خود مصداق غده سرطانی است که به هیچ وجه علاجپذیر نبوده و نخواهد بود.»
قدیانی همچنین به سابقه سرکوب اعتراضات در ایران اشاره کرده و نوشت: «این حکومت از دهها سال پیش تمامی جنبشهای اعتراضی ملت ایران را با شدت تمام سرکوب و قلع و قمع کرده است… که اگر این حکومت تداوم پیدا کند آخرین جنایتش نخواهد بود.»
او در ادامه با اشاره به ابعاد خشونت، آورده است: «قتلعام دهها هزار نفر ظرف دو روز، نابینا کردن حدود ۲۰ هزار نفر و دهها هزار نفر مجروح و دهها هزار نفر دستگیر شدند… بسیاری از دستگیرشدگان را بر پایه سیاست رسوای النصر بالرعب اعدام کردند.»
در بخش دیگری از این بیانیه، قدیانی به عملکرد اقتصادی و امنیتی حکومت پرداخته و نوشته است: «دهها سال است که ملت و کشور را چپاول و غارت میکنند… و بخش عمدهای از این منابع را صرف حفظ نظام، بهخصوص هزینههای سپاه و برنامههای موشکی و هستهای و پهپادی کردهاند تا حکومت خود را حفظ کنند.»
او تأکید کرد: «بر همگان روشن شده چیزی که برای این نظام اهمیت ندارد امنیت ملی است و تنها امنیتی که برای آنان موضوعیت دارد، امنیت حکومت و قدرت است.»
قدیانی همچنین رفتار حاکمیت را عامل تداوم بحران دانسته و نوشت: «این سردمداران غاصب و غیرقانونی نه ذرهای دلسوزی برای کشور دارند و نه اندکی مسئولیتشناسی… بلکه با رجزخوانیها و شعارهای توخالی فقط بر طبل ویرانی ایران میکوبند.»
او در ادامه، هدف حاکمیت را چنین توصیف کرد: «زبان حال آنها این است که یا ما بر ایران حکومت خواهیم کرد یا آن را به آتش ویرانیاش میکشیم.»
این زندانی سیاسی در پایان، تنها راه جلوگیری از نابودی بیشتر کشور را تغییر ساختار سیاسی دانسته و تصریح کرد: «تنها راه جلوگیری از نابودی کامل ایران پذیرش رفراندوم تغییر نظام و کنار رفتن از سر راه مردم است.»
او هشدار داد: «در غیر این صورت، ملت چارهای جز قیام جهت سقوط این نظام ندارد… و امکان ندارد اکثریت قاطع ملت ایران این نظام آدمکش را تحمل کند.»
#ابوالفضل_قدیانی #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در بیانیهای جمهوری اسلامی و شخص علی خامنهای را مسئول اصلی جنگ و ویرانی ایران دانست و خواستار برگزاری رفراندوم و کنار رفتن حاکمیت شد.
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی، در بیانیهای از داخل زندان اوین، با اشاره به تحمیل جنگ بر ایران، نسبت به پیامدهای ویرانگر آن هشدار داد و مسئولیت این وضعیت را متوجه حاکمیت جمهوری اسلامی دانست.
او در این بیانیه نوشت: «بالاخره جنگ به ملت مظلوم ایران تحمیل شد و آثار بینهایت مخرب آن بر مردم بیدفاع ایران فرود آمد… مردم ایران به روشنی دیده و فهمیدهاند که جنگ چیزی جز ویرانگری و مرگ و نابودی نیست و آوردهای جز فقر، خانمانسوزی و آوارگی ندارد.»
قدیانی با تأکید بر نقش سیاستهای حاکمیت در شکلگیری جنگ، تصریح کرد: «مهمتر از جنگ، مسببان جنگند؛ آنهایی که با فتنهانگیزی، ماجراجویی و تحرکات تحریکآمیز و دخالت آشکار در امور داخلی کشورها… گرفتار توهم خودابرقدرتپنداری شدند و سببساز جنگ شدند.»
او در بخش صریحتری از بیانیه، رهبران جمهوری اسلامی را هدف قرار داده و نوشت: «مسببان جنگ سردمداران نظام فاسد جمهوری اسلامی و در رأس آنها علی خامنهای، مستبد قدرتپرست تبهکار… بودند و هستند که با استراتژی تخاصم با کشورهای منطقه، این کشورها را علیه ایران بسیج کردند.»
این زندانی سیاسی در ادامه، با ادبیاتی تندتر تأکید کرد: «مسبب جنگ حکومت فاسد و مفسد دینی مبتنی بر ولایتفقیه است… که روی خونریزترین حکومتهای چند قرن اخیر ایران را سفید کرد و خود مصداق غده سرطانی است که به هیچ وجه علاجپذیر نبوده و نخواهد بود.»
قدیانی همچنین به سابقه سرکوب اعتراضات در ایران اشاره کرده و نوشت: «این حکومت از دهها سال پیش تمامی جنبشهای اعتراضی ملت ایران را با شدت تمام سرکوب و قلع و قمع کرده است… که اگر این حکومت تداوم پیدا کند آخرین جنایتش نخواهد بود.»
او در ادامه با اشاره به ابعاد خشونت، آورده است: «قتلعام دهها هزار نفر ظرف دو روز، نابینا کردن حدود ۲۰ هزار نفر و دهها هزار نفر مجروح و دهها هزار نفر دستگیر شدند… بسیاری از دستگیرشدگان را بر پایه سیاست رسوای النصر بالرعب اعدام کردند.»
در بخش دیگری از این بیانیه، قدیانی به عملکرد اقتصادی و امنیتی حکومت پرداخته و نوشته است: «دهها سال است که ملت و کشور را چپاول و غارت میکنند… و بخش عمدهای از این منابع را صرف حفظ نظام، بهخصوص هزینههای سپاه و برنامههای موشکی و هستهای و پهپادی کردهاند تا حکومت خود را حفظ کنند.»
او تأکید کرد: «بر همگان روشن شده چیزی که برای این نظام اهمیت ندارد امنیت ملی است و تنها امنیتی که برای آنان موضوعیت دارد، امنیت حکومت و قدرت است.»
قدیانی همچنین رفتار حاکمیت را عامل تداوم بحران دانسته و نوشت: «این سردمداران غاصب و غیرقانونی نه ذرهای دلسوزی برای کشور دارند و نه اندکی مسئولیتشناسی… بلکه با رجزخوانیها و شعارهای توخالی فقط بر طبل ویرانی ایران میکوبند.»
او در ادامه، هدف حاکمیت را چنین توصیف کرد: «زبان حال آنها این است که یا ما بر ایران حکومت خواهیم کرد یا آن را به آتش ویرانیاش میکشیم.»
این زندانی سیاسی در پایان، تنها راه جلوگیری از نابودی بیشتر کشور را تغییر ساختار سیاسی دانسته و تصریح کرد: «تنها راه جلوگیری از نابودی کامل ایران پذیرش رفراندوم تغییر نظام و کنار رفتن از سر راه مردم است.»
او هشدار داد: «در غیر این صورت، ملت چارهای جز قیام جهت سقوط این نظام ندارد… و امکان ندارد اکثریت قاطع ملت ایران این نظام آدمکش را تحمل کند.»
#ابوالفضل_قدیانی #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍11❤2👌1
Three Young Protesters Face Imminent Execution in Iran
The Supreme Court has finalized death sentences for Ehsan Hosseinipour, Matin Mohammadi, and Erfan Amiri following the January 2026 protests. Convicted of "participation in homicide," "willful arson," and "actions against national security," the three—arrested as juveniles—now face imminent execution. Their convictions rely entirely on confessions extracted through severe torture; notably, Hosseinipour was reportedly forced to confess with a firearm placed in his mouth. By weaponizing these fabricated charges and extrajudicial coercion, the Islamic Republic regime continues to flagrantly violate international legal standards, using the judiciary as a tool for lethal political suppression.
#PrisonerRights
#IranHumanRights
The Supreme Court has finalized death sentences for Ehsan Hosseinipour, Matin Mohammadi, and Erfan Amiri following the January 2026 protests. Convicted of "participation in homicide," "willful arson," and "actions against national security," the three—arrested as juveniles—now face imminent execution. Their convictions rely entirely on confessions extracted through severe torture; notably, Hosseinipour was reportedly forced to confess with a firearm placed in his mouth. By weaponizing these fabricated charges and extrajudicial coercion, the Islamic Republic regime continues to flagrantly violate international legal standards, using the judiciary as a tool for lethal political suppression.
#PrisonerRights
#IranHumanRights
💔6🕊1
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
زانو نمیزنیم، ۴- سرکوب عقیده (کتاب شنیداری)
هر نامه و پیام زندانیان سیاسی، صدایی از دل سرکوب، تصویری از مقاومت و سندی از ایستادگی در برابر سیستمی ناقض حقوق بشر است که آزادیخواهان را به خاموشی میکشاند. اما چه کسی است که بتواند صدای آزادی را به سکوت بکشاند؟ کتاب «زانو نمیزنیم؛ نامههایی از زندان»، که پیشتر به شکل نوشتاری از آموزشکده توانا منتشر شد، دربرگیرنده مجموعهای از نامهها و پیامهای زندانیان سیاسی از زمستان ۱۳۹۶ تا تابستان ۱۴۰۳ است. اکنون با هدف بازتاب هرچه بیشتر صدای قربانیان نقض حقوق بشر، این روایات دست اول به شکل شنیداری و در چهار بخش ارائه میشود. این بخش چهارم است با عنوان «سرکوب عقیده»: با نامههایی از کیوان رحیمیان، حامی بهادری، پیام ولی، مهوش ثابت و فریبا کمالآبادی و نامهای از ۸ زندانی سنیمذهب.
سایت
یوتیوب
ساندکلاود
کستباکس
نسخه نوشتاری این کتاب را از اینجا دانلود کنید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
هر نامه و پیام زندانیان سیاسی، صدایی از دل سرکوب، تصویری از مقاومت و سندی از ایستادگی در برابر سیستمی ناقض حقوق بشر است که آزادیخواهان را به خاموشی میکشاند. اما چه کسی است که بتواند صدای آزادی را به سکوت بکشاند؟ کتاب «زانو نمیزنیم؛ نامههایی از زندان»، که پیشتر به شکل نوشتاری از آموزشکده توانا منتشر شد، دربرگیرنده مجموعهای از نامهها و پیامهای زندانیان سیاسی از زمستان ۱۳۹۶ تا تابستان ۱۴۰۳ است. اکنون با هدف بازتاب هرچه بیشتر صدای قربانیان نقض حقوق بشر، این روایات دست اول به شکل شنیداری و در چهار بخش ارائه میشود. این بخش چهارم است با عنوان «سرکوب عقیده»: با نامههایی از کیوان رحیمیان، حامی بهادری، پیام ولی، مهوش ثابت و فریبا کمالآبادی و نامهای از ۸ زندانی سنیمذهب.
سایت
یوتیوب
ساندکلاود
کستباکس
نسخه نوشتاری این کتاب را از اینجا دانلود کنید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana
@Tavaana_TavaanaTech
توانا آموزشکده جامعهمدنی ایران
زانو نمیزنیم، ۴- سرکوب عقیده (کتاب شنیداری) - توانا آموزشکده جامعهمدنی ایران
هر نامه و پیام زندانیان سیاسی، صدایی از دل سرکوب، تصویری از مقاومت و سندی از ایستادگی در برابر سیستمی ناقض حقوق بشر است که آزادیخواهان را به خاموشی میکشاند. اما چه کسی است که بتواند صدای آزادی را به سکوت بکشاند؟ کتاب «زانو نمیزنیم؛ نامههایی از زندان»،…
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
جاویدنام محسن جبارزاده، متاهل و ۴۱ ساله، با شلیک گلوله کشته شد.
او روز ۱۸ دی در خیابان سلسبیل تهران هدف گلوله سرکوبگران قرار گرفت و در بیمارستان مدائن جان سپرد. پزشکی قانونی در گواهی فوت او نوشته محسن «توسط اغتشاشگران از ناحیه پای چپ تیر خورده است.»
#علیه_فراموشی #محسن_جبارزاده #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام محسن جبارزاده، متاهل و ۴۱ ساله، با شلیک گلوله کشته شد.
او روز ۱۸ دی در خیابان سلسبیل تهران هدف گلوله سرکوبگران قرار گرفت و در بیمارستان مدائن جان سپرد. پزشکی قانونی در گواهی فوت او نوشته محسن «توسط اغتشاشگران از ناحیه پای چپ تیر خورده است.»
#علیه_فراموشی #محسن_جبارزاده #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔4
«شکنجه و محرومیت درمانی در زندان تهران بزرگ»؛ بیانیه جمعی از زندانیان سیاسی
جمعی از زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ در بیانیهای با اشاره به وضعیت نگرانکننده زندانیان، از شکنجه، نبود رسیدگی درمانی و نقض حقوق اولیه زندانیان از جمله بازداشتشدگان خیزش دی ماه ۱۴۰۴ خبر داده و خواستار توجه جامعه جهانی شدند.
جمعی از زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ، با انتشار بیانیهای، نسبت به وضعیت زندانیان در این زندان هشدار داده و از جامعه جهانی خواستند صدای آنان را بشنود.
در ابتدای این بیانیه، زندانیان با ابراز همدردی با خانوادههای دادخواه، بهویژه خانوادههایی که بهتازگی عزیزانشان اعدام شدهاند، نوشتهاند: «درود میفرستیم به تمام خانوادههای دادخواه، بهویژه کسانی که جمهوری اسلامی بهتازگی عزیزانشان را به دار آویخته است. ما را در غم خود شریک بدانید.»
این بیانیه از سوی شماری از زندانیان سیاسی از جمله علیاکبر رز، مسعود وظیفه، محسن حاجمحمدی، محمد آزاد، مسلم چراغی و مهدی یزدان صادر شده است.
در ادامه، امضاکنندگان با اشاره به وضعیت زندانیانی که در جریان اعتراضات بازداشت شدهاند، اعلام کردهاند: «برخی از زندانیان که در پی اعتراضات و با جراحاتی همچون شکستگی دست و پا و یا اصابت گلوله بازداشت شدهاند، تاکنون از هرگونه خدمات درمانی محروم ماندهاند.»
در این بیانیه همچنین به برخوردهای خشونتآمیز در داخل زندان اشاره شده و آمده است: «رئیس زندان با باز گذاشتن دست مأموران، شرایطی را ایجاد کرده که افسران نگهبان و نیروهای حفاظت با بدترین شکل ممکن با زندانیان برخورد میکنند و با باتون آنها را مورد ضرب و شتم قرار میدهند.»
بهگفته زندانیان، مواردی از شکنجه نیز گزارش شده و از افرادی چون مهدی محمدی و خشایار علوی بهعنوان قربانیان این برخوردها نام برده شده است.
در بخش دیگری از این بیانیه، به نقض قوانین داخلی جمهوری اسلامی اشاره شده و تأکید شده است: «بر اساس قوانین، باید اصل تفکیک جرائم میان زندانیان سیاسی و زندانیان جرائم خشن رعایت شود، اما این اصل اجرا نشده و حقوق اولیه زندانیان سیاسی، از جمله مفاد آییننامه سازمان زندانها، نادیده گرفته شده است.»
امضاکنندگان همچنین با اشاره به سابقهی جانباختن برخی زندانیان در نتیجه این شرایط، نسبت به تداوم این وضعیت هشدار دادهاند.
در پایان، این زندانیان از تمامی افرادی که صدای آنان را بازتاب میدهند قدردانی کرده و تأکید کردهاند: «از کسانی که از ما زندانیان سیاسی حمایت میکنند و اجازه نمیدهند صدای ما خاموش شود، کمال تشکر و سپاس را داریم.»
این بیانیه در تاریخ پنجم سال ۱۴۰۵ از زندان تهران بزرگ منتشر شده است.
#بیانیه #زندان_تهران_بزرگ
@Tavaana_TavaanaTech
جمعی از زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ در بیانیهای با اشاره به وضعیت نگرانکننده زندانیان، از شکنجه، نبود رسیدگی درمانی و نقض حقوق اولیه زندانیان از جمله بازداشتشدگان خیزش دی ماه ۱۴۰۴ خبر داده و خواستار توجه جامعه جهانی شدند.
جمعی از زندانیان سیاسی زندان تهران بزرگ، با انتشار بیانیهای، نسبت به وضعیت زندانیان در این زندان هشدار داده و از جامعه جهانی خواستند صدای آنان را بشنود.
در ابتدای این بیانیه، زندانیان با ابراز همدردی با خانوادههای دادخواه، بهویژه خانوادههایی که بهتازگی عزیزانشان اعدام شدهاند، نوشتهاند: «درود میفرستیم به تمام خانوادههای دادخواه، بهویژه کسانی که جمهوری اسلامی بهتازگی عزیزانشان را به دار آویخته است. ما را در غم خود شریک بدانید.»
این بیانیه از سوی شماری از زندانیان سیاسی از جمله علیاکبر رز، مسعود وظیفه، محسن حاجمحمدی، محمد آزاد، مسلم چراغی و مهدی یزدان صادر شده است.
در ادامه، امضاکنندگان با اشاره به وضعیت زندانیانی که در جریان اعتراضات بازداشت شدهاند، اعلام کردهاند: «برخی از زندانیان که در پی اعتراضات و با جراحاتی همچون شکستگی دست و پا و یا اصابت گلوله بازداشت شدهاند، تاکنون از هرگونه خدمات درمانی محروم ماندهاند.»
در این بیانیه همچنین به برخوردهای خشونتآمیز در داخل زندان اشاره شده و آمده است: «رئیس زندان با باز گذاشتن دست مأموران، شرایطی را ایجاد کرده که افسران نگهبان و نیروهای حفاظت با بدترین شکل ممکن با زندانیان برخورد میکنند و با باتون آنها را مورد ضرب و شتم قرار میدهند.»
بهگفته زندانیان، مواردی از شکنجه نیز گزارش شده و از افرادی چون مهدی محمدی و خشایار علوی بهعنوان قربانیان این برخوردها نام برده شده است.
در بخش دیگری از این بیانیه، به نقض قوانین داخلی جمهوری اسلامی اشاره شده و تأکید شده است: «بر اساس قوانین، باید اصل تفکیک جرائم میان زندانیان سیاسی و زندانیان جرائم خشن رعایت شود، اما این اصل اجرا نشده و حقوق اولیه زندانیان سیاسی، از جمله مفاد آییننامه سازمان زندانها، نادیده گرفته شده است.»
امضاکنندگان همچنین با اشاره به سابقهی جانباختن برخی زندانیان در نتیجه این شرایط، نسبت به تداوم این وضعیت هشدار دادهاند.
در پایان، این زندانیان از تمامی افرادی که صدای آنان را بازتاب میدهند قدردانی کرده و تأکید کردهاند: «از کسانی که از ما زندانیان سیاسی حمایت میکنند و اجازه نمیدهند صدای ما خاموش شود، کمال تشکر و سپاس را داریم.»
این بیانیه در تاریخ پنجم سال ۱۴۰۵ از زندان تهران بزرگ منتشر شده است.
#بیانیه #زندان_تهران_بزرگ
@Tavaana_TavaanaTech
💔4🕊1
جاویدنام مسعود پیرمرادیان؛ رزمنده جنگ و بازنشستهای که برای آینده ایران ایستاد و با گلوله سرکوبگران کشته شد
مسعود پیرمرادیان، ۶۷ ساله و از بازنشستگان ذوبآهن اصفهان، در جریان اعتراضات دیماه در شهر پردیس تهران با شلیک مستقیم به قلب جان باخت؛ مردی که با وجود داشتن اقامت کانادا، زندگی در ایران و آینده آن را انتخاب کرده بود.
مسعود پیرمرادیان، شهروند ۶۷ ساله و از بازنشستگان ذوبآهن اصفهان، در جریان اعتراضات روز ۱۹ دیماه در شهر پردیس تهران، بر اثر شلیک گلوله به ناحیه قلب کشته شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، او یک روز پیش از کشتهشدن، در تاریخ ۱۸ دیماه، در اثر گاز اشکآور مصدوم شده بود، اما با وجود این وضعیت، بار دیگر در تجمعات اعتراضی شرکت کرد و روز بعد هدف تیراندازی قرار گرفت.
مسعود پیرمرادیان از جمله افرادی بود که سابقه حضور داوطلبانه در جنگ ایران و عراق را داشت و در آن زمان برای دفاع از کشور در جبهه حضور یافته بود. او سالها بعد، بهعنوان بازنشسته، همچنان دغدغه آینده ایران را داشت. او فردی مذهبی بود، ولی با حکومت دینی حاکم مخالف بود و مخالفتش را ابراز میکرد.
به گفته نزدیکانش، او با وجود داشتن اقامت کانادا، تصمیم گرفته بود در ایران زندگی کند. انگیزه او از حضور در اعتراضات، نه مسائل شخصی یا اقتصادی، بلکه خواست «ایرانی آباد و آزاد برای نسلهای آینده» عنوان شده است.
او «فرزند ایران و جانفدای میهن» بود وآگاهانه و با باور به آینده کشور در این مسیر قدم گذاشت.
نام او اکنون در کنار دیگر جانباختگان مبارزه با جمهوری اسلامی، بهعنوان یکی از چهرههایی ثبت شده است که «آزادی فردای ایران، مدیون ازخودگذشتگی آنان است.»
#مسعود_پیرمرادیان #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
مسعود پیرمرادیان، ۶۷ ساله و از بازنشستگان ذوبآهن اصفهان، در جریان اعتراضات دیماه در شهر پردیس تهران با شلیک مستقیم به قلب جان باخت؛ مردی که با وجود داشتن اقامت کانادا، زندگی در ایران و آینده آن را انتخاب کرده بود.
مسعود پیرمرادیان، شهروند ۶۷ ساله و از بازنشستگان ذوبآهن اصفهان، در جریان اعتراضات روز ۱۹ دیماه در شهر پردیس تهران، بر اثر شلیک گلوله به ناحیه قلب کشته شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، او یک روز پیش از کشتهشدن، در تاریخ ۱۸ دیماه، در اثر گاز اشکآور مصدوم شده بود، اما با وجود این وضعیت، بار دیگر در تجمعات اعتراضی شرکت کرد و روز بعد هدف تیراندازی قرار گرفت.
مسعود پیرمرادیان از جمله افرادی بود که سابقه حضور داوطلبانه در جنگ ایران و عراق را داشت و در آن زمان برای دفاع از کشور در جبهه حضور یافته بود. او سالها بعد، بهعنوان بازنشسته، همچنان دغدغه آینده ایران را داشت. او فردی مذهبی بود، ولی با حکومت دینی حاکم مخالف بود و مخالفتش را ابراز میکرد.
به گفته نزدیکانش، او با وجود داشتن اقامت کانادا، تصمیم گرفته بود در ایران زندگی کند. انگیزه او از حضور در اعتراضات، نه مسائل شخصی یا اقتصادی، بلکه خواست «ایرانی آباد و آزاد برای نسلهای آینده» عنوان شده است.
او «فرزند ایران و جانفدای میهن» بود وآگاهانه و با باور به آینده کشور در این مسیر قدم گذاشت.
نام او اکنون در کنار دیگر جانباختگان مبارزه با جمهوری اسلامی، بهعنوان یکی از چهرههایی ثبت شده است که «آزادی فردای ایران، مدیون ازخودگذشتگی آنان است.»
#مسعود_پیرمرادیان #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔7