Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر دانیال برکتی:
پسرم پنجشنبه گلوله خورد و یکشنبه پیداش کردیم
مادر جاویدنام دانیال برکتی با انتشار ویدئویی از فرزندش در صفحه اینستاگرامش نوشت:
« پنج شنبه گلوله خورد یکشنبه پیداش کردیم تو اون چند روزی که دنبالش میگشتیم هر چیزی رو تصور میکردم جز کشته شدنش، هر روز که از گشتن تو بیمارستانا و پلیس امنیت و پیشگیری و زندان ها و … برمیگشتم مینشستم مینوشتم براش که بعد که پیداش کردم بفهمه چه روزایی رو گذروندیم!
اون نوشته ها مونده تو سیو تلگرام … میترسم برم بخونم و مرور کنم اون روزا رو ، روزایی سیاهی که ما اصلا تصوری از تعداد کشته ها نداشتیم و امید به پیدا کردن بچه هامون داشتیم»
دانیال برکتی، ۲۳ ساله و دانشجوی رشته گرافیک دانشگاه آزاد رودهن، در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محدوده تهرانپارس، خیابان ۲۱۸ غربی، بر اثر شلیک نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
دانیال علاوه بر تحصیل در رشته گرافیک، بهصورت حرفهای در حوزه عکاسی نیز فعالیت میکرد و از علاقهمندان جدی این هنر بود. او با نگاه هنری خود، لحظات و سوژههای مختلف را ثبت میکرد و آیندهای روشن در عرصه هنرهای تجسمی پیش رو داشت.
#دانیال_برکتی
💸 tavaanatech
پسرم پنجشنبه گلوله خورد و یکشنبه پیداش کردیم
مادر جاویدنام دانیال برکتی با انتشار ویدئویی از فرزندش در صفحه اینستاگرامش نوشت:
« پنج شنبه گلوله خورد یکشنبه پیداش کردیم تو اون چند روزی که دنبالش میگشتیم هر چیزی رو تصور میکردم جز کشته شدنش، هر روز که از گشتن تو بیمارستانا و پلیس امنیت و پیشگیری و زندان ها و … برمیگشتم مینشستم مینوشتم براش که بعد که پیداش کردم بفهمه چه روزایی رو گذروندیم!
اون نوشته ها مونده تو سیو تلگرام … میترسم برم بخونم و مرور کنم اون روزا رو ، روزایی سیاهی که ما اصلا تصوری از تعداد کشته ها نداشتیم و امید به پیدا کردن بچه هامون داشتیم»
دانیال برکتی، ۲۳ ساله و دانشجوی رشته گرافیک دانشگاه آزاد رودهن، در تاریخ ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محدوده تهرانپارس، خیابان ۲۱۸ غربی، بر اثر شلیک نیروهای جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد.
دانیال علاوه بر تحصیل در رشته گرافیک، بهصورت حرفهای در حوزه عکاسی نیز فعالیت میکرد و از علاقهمندان جدی این هنر بود. او با نگاه هنری خود، لحظات و سوژههای مختلف را ثبت میکرد و آیندهای روشن در عرصه هنرهای تجسمی پیش رو داشت.
#دانیال_برکتی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔25🕊1
Forwarded from آموزشکده توانا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محراب دولتپناه از جانباختگان خیزش ۱۴۰۱
محراب دولتپناه، جوان ۳۴ ساله و نانآور خانواده، روز ۳۰ شهریور بر اثر شلیک مستقیم مأموران امنیتی در مرکز شهر تالش به سرش کشته شد. به گفته خانواده و شاهدان عینی، مأموران سرکوبگر سر او را هدف گرفتند و پس از اصابت گلوله، او را خونین و بیهوش بر کف خیابان رها کردند. مردم حاضر در صحنه با استفاده از خودرو شخصی پیکر زخمی او را ابتدا به بیمارستان شهید نورانی و سپس به دلیل وخامت حالش به بیمارستان پورسینای رشت منتقل کردند، اما تلاش پزشکان بینتیجه ماند.
بر اساس روایت خانواده، محراب در همان روز در بیمارستان جان باخت، اما مقامات امنیتی خبر فوت او را پنهان کردند و تا شب ۷ مهر، ساعت ۱۱ شب، خبر مرگش را به خانواده اعلام نکردند. پیکر او نیز تنها پس از چهار روز، و با فشارها و دوندگیهای مداوم پدرش، در تاریخ ۱۲ مهر به خانواده تحویل داده شد. در این مدت مسئولان امنیتی از خانواده خواسته بودند برای تحویل پیکر فرزندشان مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان بپردازند؛ درخواستی که خانواده زیر بار آن نرفتند.
مراسم خاکسپاری محراب نیز تحت فشار شدید امنیتی برگزار شد و به خانواده هشدار داده شد که هرگونه تجمع یا حرکت اعتراضی را به پای آنان خواهند نوشت. با وجود این تهدیدها، خانواده دولتپناه بلافاصله در مراجع قضایی شکایت ثبت کردند و پروندهای برای پیگیری قتل او گشودند. اما نهتنها هیچ پاسخی از سوی هیچ ارگان و نهادی دریافت نکردهاند، بلکه وکیل آنان بارها تحت فشار قرار گرفته تا از پیگیری پرونده دست بکشد.
محراب دولتپناه به گفته خانواده و دوستانش جوانی پرانرژی، پرتلاش و سرشار از شور زندگی بود. او به همراه پسرعمویش در بازار ماهی فعالیت میکرد و در صادرات ماهی به آذربایجان نقش داشت. خانواده و نزدیکانش میگویند او دلیر و مسئولیتپذیر بود و مادرش به شدت به او وابسته بوده و پس از این واقعه در شرایط روحی بسیار دشواری به سر میبرد.
#محراب_دولت_پناه #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
محراب دولتپناه، جوان ۳۴ ساله و نانآور خانواده، روز ۳۰ شهریور بر اثر شلیک مستقیم مأموران امنیتی در مرکز شهر تالش به سرش کشته شد. به گفته خانواده و شاهدان عینی، مأموران سرکوبگر سر او را هدف گرفتند و پس از اصابت گلوله، او را خونین و بیهوش بر کف خیابان رها کردند. مردم حاضر در صحنه با استفاده از خودرو شخصی پیکر زخمی او را ابتدا به بیمارستان شهید نورانی و سپس به دلیل وخامت حالش به بیمارستان پورسینای رشت منتقل کردند، اما تلاش پزشکان بینتیجه ماند.
بر اساس روایت خانواده، محراب در همان روز در بیمارستان جان باخت، اما مقامات امنیتی خبر فوت او را پنهان کردند و تا شب ۷ مهر، ساعت ۱۱ شب، خبر مرگش را به خانواده اعلام نکردند. پیکر او نیز تنها پس از چهار روز، و با فشارها و دوندگیهای مداوم پدرش، در تاریخ ۱۲ مهر به خانواده تحویل داده شد. در این مدت مسئولان امنیتی از خانواده خواسته بودند برای تحویل پیکر فرزندشان مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان بپردازند؛ درخواستی که خانواده زیر بار آن نرفتند.
مراسم خاکسپاری محراب نیز تحت فشار شدید امنیتی برگزار شد و به خانواده هشدار داده شد که هرگونه تجمع یا حرکت اعتراضی را به پای آنان خواهند نوشت. با وجود این تهدیدها، خانواده دولتپناه بلافاصله در مراجع قضایی شکایت ثبت کردند و پروندهای برای پیگیری قتل او گشودند. اما نهتنها هیچ پاسخی از سوی هیچ ارگان و نهادی دریافت نکردهاند، بلکه وکیل آنان بارها تحت فشار قرار گرفته تا از پیگیری پرونده دست بکشد.
محراب دولتپناه به گفته خانواده و دوستانش جوانی پرانرژی، پرتلاش و سرشار از شور زندگی بود. او به همراه پسرعمویش در بازار ماهی فعالیت میکرد و در صادرات ماهی به آذربایجان نقش داشت. خانواده و نزدیکانش میگویند او دلیر و مسئولیتپذیر بود و مادرش به شدت به او وابسته بوده و پس از این واقعه در شرایط روحی بسیار دشواری به سر میبرد.
#محراب_دولت_پناه #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔23
Forwarded from گفتوشنود
سوگیری غایتانگارانه
وقتی مغز، همهچیز را هدفمند میبیند
از یک کودک پنجساله بپرسید کوهها چرا نوکتیزند؛ بهجای توضیح زمینشناسی، احتمالا بگوید «تا حیوانات بتوانند روی آن خودشان را بخارانند» یا «تا برف رویشان نماند.» عجیب اینجاست که این نوع پاسخ، فقط مختص کودکان نیست؛ ردی از آن در ذهن بزرگترها هم باقی میماند.
🔹 سوگیری غایتانگارانه چیست؟
(سوگیری غایتانگارانه Teleological Bias) یک خطای شناختی است؛ گرایشی ناخودآگاه در مغز که باعث میشود انسان پدیدهها و اشیاء را بر اساس «هدف» یا «کارکردشان» توضیح دهد، حتی وقتی آن پدیده کاملا طبیعی و بدون هدف است. این ذهنیت خودکار میپرسد «این برای چیست؟» بهجای «این چگونه به وجود آمده»
🔹 شاهد از کودکان
روانشناس دبورا کلمن اصطلاح “Promiscuous Teleology” (غایتانگاری بیقید و شرط) را برای توصیف این سوگیری در کودکان بهکار برد. در آزمایشهایش، کودکان خردسال حتی درباره اشیاء کاملا بیجان مثل سنگها معتقد بودند «برای یک هدف» ساخته شدهاند، نه صرفا محصول فرسایش تصادفی.
🔹 ادامه در بزرگسالی
جالب اینجاست این سوگیری با بزرگشدن محو نمیشود، فقط پنهان میشود. کلمن نشان داد حتی دانشمندانی که سالها فیزیک و زیستشناسی خواندهاند، در شرایط فشار زمانی یا خستگی ذهنی، دوباره به توضیحات غایتانگارانه بازمیگردند؛ مثلا میپذیرند که «زمین دور خورشید میچرخد تا فصلها به وجود بیایند.»
🔹 ارتباط با باور دینی
در علوم شناختی دین، این سوگیری یکی از پایههای اصلی باور به یک طراح یا خالق هدفمند دانسته میشود. وقتی ذهن بهطور پیشفرض در همهجا بهدنبال «هدف» میگردد، پذیرفتن این ایده که جهان، حیوانات، یا حتی خود انسان محصول یک برنامهی هدفمند است، بسیار طبیعیتر از پذیرفتن فرآیندهای تصادفی و بیهدف تکاملی به نظر میرسد.
📌 نکتهی پایانی: شاید باور به هدفمندی جهان، نتیجه یک استدلال فلسفی پیچیده نباشد؛ بلکه بازتاب همان پرسش کودکانهای است که هرگز کاملا از ذهن ما پاک نمیشود: «این برای چیست؟»
#علوم_شناختی #علوم_شناختی_دین #غایت_انگاری #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی مغز، همهچیز را هدفمند میبیند
از یک کودک پنجساله بپرسید کوهها چرا نوکتیزند؛ بهجای توضیح زمینشناسی، احتمالا بگوید «تا حیوانات بتوانند روی آن خودشان را بخارانند» یا «تا برف رویشان نماند.» عجیب اینجاست که این نوع پاسخ، فقط مختص کودکان نیست؛ ردی از آن در ذهن بزرگترها هم باقی میماند.
🔹 سوگیری غایتانگارانه چیست؟
(سوگیری غایتانگارانه Teleological Bias) یک خطای شناختی است؛ گرایشی ناخودآگاه در مغز که باعث میشود انسان پدیدهها و اشیاء را بر اساس «هدف» یا «کارکردشان» توضیح دهد، حتی وقتی آن پدیده کاملا طبیعی و بدون هدف است. این ذهنیت خودکار میپرسد «این برای چیست؟» بهجای «این چگونه به وجود آمده»
🔹 شاهد از کودکان
روانشناس دبورا کلمن اصطلاح “Promiscuous Teleology” (غایتانگاری بیقید و شرط) را برای توصیف این سوگیری در کودکان بهکار برد. در آزمایشهایش، کودکان خردسال حتی درباره اشیاء کاملا بیجان مثل سنگها معتقد بودند «برای یک هدف» ساخته شدهاند، نه صرفا محصول فرسایش تصادفی.
🔹 ادامه در بزرگسالی
جالب اینجاست این سوگیری با بزرگشدن محو نمیشود، فقط پنهان میشود. کلمن نشان داد حتی دانشمندانی که سالها فیزیک و زیستشناسی خواندهاند، در شرایط فشار زمانی یا خستگی ذهنی، دوباره به توضیحات غایتانگارانه بازمیگردند؛ مثلا میپذیرند که «زمین دور خورشید میچرخد تا فصلها به وجود بیایند.»
🔹 ارتباط با باور دینی
در علوم شناختی دین، این سوگیری یکی از پایههای اصلی باور به یک طراح یا خالق هدفمند دانسته میشود. وقتی ذهن بهطور پیشفرض در همهجا بهدنبال «هدف» میگردد، پذیرفتن این ایده که جهان، حیوانات، یا حتی خود انسان محصول یک برنامهی هدفمند است، بسیار طبیعیتر از پذیرفتن فرآیندهای تصادفی و بیهدف تکاملی به نظر میرسد.
📌 نکتهی پایانی: شاید باور به هدفمندی جهان، نتیجه یک استدلال فلسفی پیچیده نباشد؛ بلکه بازتاب همان پرسش کودکانهای است که هرگز کاملا از ذهن ما پاک نمیشود: «این برای چیست؟»
#علوم_شناختی #علوم_شناختی_دین #غایت_انگاری #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊7❤1👌1
کمک به مجروحان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴؛
محبوبه شعبانی به اعدام محکوم شد
محبوبه شعبانی، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، توسط دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد.
به گزارش هرانا، حکم اعدام خانم شعبانی توسط شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد از بابت اتهام ساختگی و مبهم «اقدام عملیاتی جهت تحکیم اسرائیل، آمریکا و عوامل وابسته به گروههای اپوزیسیون» صادر و روز جاری به وکیل مدافع وی ابلاغ شده است.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این زندانی سیاسی پیشتر در تاریخ ۱۰ شهریورماه برگزار شده بود.
محبوبه شعبانی در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در مشهد بازداشت و پس از طی مراحل بازجویی به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد.
حکم صادره امروز به وکیل مدافع این شهروند محبوس در زندان وکیل آباد مشهد ابلاغ شده است.
▪️درباره محبوبه شعبانی؛ از بازداشت به جرم امدادرسانی تا اعتصاب غذا و محرومیت از حقوق اولیه
محبوبه شعبانی، مهندس عمران و زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، زنی ۳۳ ساله که براساس گزارشهای منتشر شده، در جریان اعتراضات با موتورسیکلت خود به انتقال معترضان مجروح به مراکز درمانی کمک میکرد.
او پیشتر در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری خود در قرنطینه زندان و بلاتکلیفی طولانیمدت قضایی، دست به اعتصاب غذا زده بود. بر اساس گزارشهای منابع مطلع، در حالی که این اعتصاب غذا، باعث وخامت وضعیت جسمانی و انتقال او به بهداری زندان شد؛ با این حال، نهادهای امنیتی و زندانبانان به جای رسیدگی به خواستههای قانونی او، محدودیتهای تنبیهی تازهای از جمله محرومیت کامل از حق تماس تلفنی و ملاقات را علیه این زندانی سیاسی اعمال کرده بودند.
صدور حکم اعدام برای محبوبه شعبانی، تداوم رویکرد انتقامجویانه حکومت در برابر شهروندانی است که در روند اعتراضات در کنار مردم ایستادند و انسانیت را فریاد زدند.
#محبوبه_شعبانی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
محبوبه شعبانی به اعدام محکوم شد
محبوبه شعبانی، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، توسط دادگاه انقلاب مشهد به اعدام محکوم شد.
به گزارش هرانا، حکم اعدام خانم شعبانی توسط شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد از بابت اتهام ساختگی و مبهم «اقدام عملیاتی جهت تحکیم اسرائیل، آمریکا و عوامل وابسته به گروههای اپوزیسیون» صادر و روز جاری به وکیل مدافع وی ابلاغ شده است.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این زندانی سیاسی پیشتر در تاریخ ۱۰ شهریورماه برگزار شده بود.
محبوبه شعبانی در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در مشهد بازداشت و پس از طی مراحل بازجویی به زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد.
حکم صادره امروز به وکیل مدافع این شهروند محبوس در زندان وکیل آباد مشهد ابلاغ شده است.
▪️درباره محبوبه شعبانی؛ از بازداشت به جرم امدادرسانی تا اعتصاب غذا و محرومیت از حقوق اولیه
محبوبه شعبانی، مهندس عمران و زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، زنی ۳۳ ساله که براساس گزارشهای منتشر شده، در جریان اعتراضات با موتورسیکلت خود به انتقال معترضان مجروح به مراکز درمانی کمک میکرد.
او پیشتر در اعتراض به شرایط نامناسب نگهداری خود در قرنطینه زندان و بلاتکلیفی طولانیمدت قضایی، دست به اعتصاب غذا زده بود. بر اساس گزارشهای منابع مطلع، در حالی که این اعتصاب غذا، باعث وخامت وضعیت جسمانی و انتقال او به بهداری زندان شد؛ با این حال، نهادهای امنیتی و زندانبانان به جای رسیدگی به خواستههای قانونی او، محدودیتهای تنبیهی تازهای از جمله محرومیت کامل از حق تماس تلفنی و ملاقات را علیه این زندانی سیاسی اعمال کرده بودند.
صدور حکم اعدام برای محبوبه شعبانی، تداوم رویکرد انتقامجویانه حکومت در برابر شهروندانی است که در روند اعتراضات در کنار مردم ایستادند و انسانیت را فریاد زدند.
#محبوبه_شعبانی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔17🕊9
احضار سعید ماسوری به دادگاه پس از ۲۶ سال حبس؛ پروندهسازی بهدلیل حمایت از اعتراض زندانیان محکوم به اعدام
سعید ماسوری، از قدیمیترین زندانیان سیاسی ایران، پس از تحمل ۲۶ سال حبس، بار دیگر با اتهام «تبلیغ علیه نظام» به دادگاه احضار شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، این پرونده بهدلیل حمایت سعید ماسوری از اعتصاب غذای حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در بند ۲ زندان قزلحصار تشکیل شده است.
این پرونده پیشتر دو بار مورد رسیدگی قرار گرفته و مختومه اعلام شده بود؛ بااینحال، بار دیگر در شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج گشوده شده و در حال رسیدگی است.
تشکیل مجدد پرونده برای زندانیای که بیش از ربع قرن از عمر خود را بدون حتی یک روز مرخصی در زندان گذرانده، در ادامه فشارهای امنیتی و قضایی بر زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان ارزیابی میشود؛ فشارهایی که هدف آن جلوگیری از اعتراض به موج اعدامها و سرکوب گسترده در زندانهاست.
سعید ماسوری از دیماه ۱۳۷۹ در زندان به سر میبرد. او ابتدا به اعدام محکوم شد و سپس حکم او به حبس ابد کاهش یافت.
#سعید_ماسوری #نه_به_اعدام #کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
احضار سعید ماسوری به دادگاه پس از ۲۶ سال حبس؛ پروندهسازی بهدلیل حمایت از اعتراض زندانیان محکوم به اعدام
سعید ماسوری، از قدیمیترین زندانیان سیاسی ایران، پس از تحمل ۲۶ سال حبس، بار دیگر با اتهام «تبلیغ علیه نظام» به دادگاه احضار شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، این پرونده بهدلیل حمایت سعید ماسوری از اعتصاب غذای حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در بند ۲ زندان قزلحصار تشکیل شده است.
این پرونده پیشتر دو بار مورد رسیدگی قرار گرفته و مختومه اعلام شده بود؛ بااینحال، بار دیگر در شعبه دوم دادگاه انقلاب کرج گشوده شده و در حال رسیدگی است.
تشکیل مجدد پرونده برای زندانیای که بیش از ربع قرن از عمر خود را بدون حتی یک روز مرخصی در زندان گذرانده، در ادامه فشارهای امنیتی و قضایی بر زندانیان سیاسی و خانوادههای آنان ارزیابی میشود؛ فشارهایی که هدف آن جلوگیری از اعتراض به موج اعدامها و سرکوب گسترده در زندانهاست.
سعید ماسوری از دیماه ۱۳۷۹ در زندان به سر میبرد. او ابتدا به اعدام محکوم شد و سپس حکم او به حبس ابد کاهش یافت.
#سعید_ماسوری #نه_به_اعدام #کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🕊15💔7
Forwarded from گفتوشنود
سالروز انتشار «آیات شیطانی»
کدام قسمت کتاب سلمان رشدی، توهین به محمد بود؟
آیات شیطانی نام رمانی است که در ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۸ منتشر شد؛ شاید اگر خمینی دستور قتل نویسنده آن را نداده بود، این کتاب در جهان تا این اندازه مشهور نمیشد. اما سلمان رشدی امروز بیش از هر چیز با این کتاب و رویکرد تروریستی خاصی که با آن تهدید شده بود شناخته میشود. پرسشی که در میان هیاهوها کمتر مجال بررسی پیدا کرد این بود: رشدی دقیقا چه نوشته بود؟ چه تعداد از کسانی که خواستار مجازات او بودند، اساسا کتاب را خوانده بودند؟
▪️چرا نام کتاب «آیات شیطانی» است؟
عنوان کتاب ابداع ادبی سلمان رشدی نیست. این عنوان به روایتی قدیمی در منابع اولیه اسلامی اشاره داشت که با عنوان «ماجرای غرانیق» شناخته میشود. بر اساس این روایت، محمد هنگام خواندن آیات سوره نجم، عباراتی ستایشآمیز درباره سه خدای قدیمی شهر مکه (لات، عزی و منات) بر زبان آورده بود. مدتی بعد، با این بهانه که این آیات وحی خدا نبودهاند بلکه القاء شیطان بر محمد بودهاند، این آیات از قرآن حذف شدند. از آن زمان، این سوال که از کجا بدانیم بقیه آیات قرآن، القاء الله بودهاند و نه شیطان، سوالی خطرناک محسوب میشد.
▪️ماجرای آیات درباره سه خدای مکه را چه کسانی نقل کردهبودند؟
روایت آیات غرانیق، یا به اصطلاح اسلامی، آیات شیطان، در شماری از منابع اولیه مسلمانان، از جمله آثار ابن سعد، واقدی و طبری، ثبت شده است. پژوهش مفصل شهاب احمد درباره این موضوع حتی استدلال میکند که روایت غرانیق در دو قرن نخست اسلام روایتی شناختهشده و بهطور گسترده پذیرفتهشده بود؛ هرچند بعدها جریان غالب اسلامی آن را رد و از تاریخنویسی اسلامی حذف کرد. بنابراین یکی از جنجالیترین عناصر کتاب رشدی از هیچ ساخته نشده بود. او فقط یک روایت موجود اما سرکوبشده در تاریخنگاری اولیه اسلامی را وارد یک اثر ادبی و تخیلی کرده بود.
▪️آیا کتاب هیچ مطلب توهینآمیزی داشت؟
آیات شیطانی یک کتاب پژوهشی در زمینه تاریخ اسلام نیست؛ رمانی طنزآمیز، استعاری و گاه بیپروا است. رشدی در بخشهایی از رمان، شخصیتها و رویدادهایی را با الهام از محمد و زنان او و تاریخ آغاز اسلام بازسازی و هجو میکند. همین بخشها برای بسیاری از مسلمانان بسیار دردناک بود. این که چه چیزی را توهین بدانیم، یک قضاوت ارزشی است. اما این تصور که تمام ماجرای «آیات شیطانی» ساخته ذهن رشدی و جعل تاریخ اسلام بوده، درست نیست.
▪️اعتراضها پیش از فتوای خمینی آغاز شده بودند
مسلمانان در کشورهای هند و پاکستان پیش از فتوای خمینی اعتراضاتی را آغاز کرده بودند اما فتوای خمینی مدتی بعد صادر شد. در دوازده فوریه در پاکستان چند مسلمان در درگیری با پلیس کشته شدند و تنها دو روز بعد، در ۱۴ فوریه، خمینی حکم قتل رشدی را اعلام کرد.آیا خمینی خود را با مسلمانان شبهقاره هند در همبستگی میدید؟ برخی تحلیلگران تصور میکنند او خود را در رقایت با مسلمانان پاکستانی میدانست و میخواست خود را «مسلمان واقعی» و «با غیرت» نشان دهد.
▪️چرا خمینی و پیروانش به سایر «توهینها» پاسخی ندادند؟
فتوای خمینی تصویری ویژه از اسلام به ویژه تروریسم مبتنی بر ایمان مذهبی به مردم جهان ارائه داد. واقعیت این بود که نقدهای بسیار تند به اسلام، قرآن و محمد قرنها پیش از رشدی وجود داشتند. مخالفان مذهبی، متفکران شکاک و حتی نویسندگان برخاسته از جوامع مسلمان پیش از آیات شیطانی مطالبی نوشته بودند که از نظر بسیاری از مسلمانان به همان اندازه یا حتی بیشتر توهینآمیز محسوب میشدند. پس از خمینی هم افراد بسیاری نسبت به اسلام و محمد نظراتی بسیار تند بیان میکنند یا حتی درباره آن طنز یا آثار توهینآمیز موسیقایی و ادبی میسازند. به نظر میرسد هراسافکنی فرقهای که خمینی آن را رهبری میکرد، شاید نتیجهای عکس داده باشد.
#سلمان_رشدی #توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #آیات_شیطانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کدام قسمت کتاب سلمان رشدی، توهین به محمد بود؟
آیات شیطانی نام رمانی است که در ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۸ منتشر شد؛ شاید اگر خمینی دستور قتل نویسنده آن را نداده بود، این کتاب در جهان تا این اندازه مشهور نمیشد. اما سلمان رشدی امروز بیش از هر چیز با این کتاب و رویکرد تروریستی خاصی که با آن تهدید شده بود شناخته میشود. پرسشی که در میان هیاهوها کمتر مجال بررسی پیدا کرد این بود: رشدی دقیقا چه نوشته بود؟ چه تعداد از کسانی که خواستار مجازات او بودند، اساسا کتاب را خوانده بودند؟
▪️چرا نام کتاب «آیات شیطانی» است؟
عنوان کتاب ابداع ادبی سلمان رشدی نیست. این عنوان به روایتی قدیمی در منابع اولیه اسلامی اشاره داشت که با عنوان «ماجرای غرانیق» شناخته میشود. بر اساس این روایت، محمد هنگام خواندن آیات سوره نجم، عباراتی ستایشآمیز درباره سه خدای قدیمی شهر مکه (لات، عزی و منات) بر زبان آورده بود. مدتی بعد، با این بهانه که این آیات وحی خدا نبودهاند بلکه القاء شیطان بر محمد بودهاند، این آیات از قرآن حذف شدند. از آن زمان، این سوال که از کجا بدانیم بقیه آیات قرآن، القاء الله بودهاند و نه شیطان، سوالی خطرناک محسوب میشد.
▪️ماجرای آیات درباره سه خدای مکه را چه کسانی نقل کردهبودند؟
روایت آیات غرانیق، یا به اصطلاح اسلامی، آیات شیطان، در شماری از منابع اولیه مسلمانان، از جمله آثار ابن سعد، واقدی و طبری، ثبت شده است. پژوهش مفصل شهاب احمد درباره این موضوع حتی استدلال میکند که روایت غرانیق در دو قرن نخست اسلام روایتی شناختهشده و بهطور گسترده پذیرفتهشده بود؛ هرچند بعدها جریان غالب اسلامی آن را رد و از تاریخنویسی اسلامی حذف کرد. بنابراین یکی از جنجالیترین عناصر کتاب رشدی از هیچ ساخته نشده بود. او فقط یک روایت موجود اما سرکوبشده در تاریخنگاری اولیه اسلامی را وارد یک اثر ادبی و تخیلی کرده بود.
▪️آیا کتاب هیچ مطلب توهینآمیزی داشت؟
آیات شیطانی یک کتاب پژوهشی در زمینه تاریخ اسلام نیست؛ رمانی طنزآمیز، استعاری و گاه بیپروا است. رشدی در بخشهایی از رمان، شخصیتها و رویدادهایی را با الهام از محمد و زنان او و تاریخ آغاز اسلام بازسازی و هجو میکند. همین بخشها برای بسیاری از مسلمانان بسیار دردناک بود. این که چه چیزی را توهین بدانیم، یک قضاوت ارزشی است. اما این تصور که تمام ماجرای «آیات شیطانی» ساخته ذهن رشدی و جعل تاریخ اسلام بوده، درست نیست.
▪️اعتراضها پیش از فتوای خمینی آغاز شده بودند
مسلمانان در کشورهای هند و پاکستان پیش از فتوای خمینی اعتراضاتی را آغاز کرده بودند اما فتوای خمینی مدتی بعد صادر شد. در دوازده فوریه در پاکستان چند مسلمان در درگیری با پلیس کشته شدند و تنها دو روز بعد، در ۱۴ فوریه، خمینی حکم قتل رشدی را اعلام کرد.آیا خمینی خود را با مسلمانان شبهقاره هند در همبستگی میدید؟ برخی تحلیلگران تصور میکنند او خود را در رقایت با مسلمانان پاکستانی میدانست و میخواست خود را «مسلمان واقعی» و «با غیرت» نشان دهد.
▪️چرا خمینی و پیروانش به سایر «توهینها» پاسخی ندادند؟
فتوای خمینی تصویری ویژه از اسلام به ویژه تروریسم مبتنی بر ایمان مذهبی به مردم جهان ارائه داد. واقعیت این بود که نقدهای بسیار تند به اسلام، قرآن و محمد قرنها پیش از رشدی وجود داشتند. مخالفان مذهبی، متفکران شکاک و حتی نویسندگان برخاسته از جوامع مسلمان پیش از آیات شیطانی مطالبی نوشته بودند که از نظر بسیاری از مسلمانان به همان اندازه یا حتی بیشتر توهینآمیز محسوب میشدند. پس از خمینی هم افراد بسیاری نسبت به اسلام و محمد نظراتی بسیار تند بیان میکنند یا حتی درباره آن طنز یا آثار توهینآمیز موسیقایی و ادبی میسازند. به نظر میرسد هراسافکنی فرقهای که خمینی آن را رهبری میکرد، شاید نتیجهای عکس داده باشد.
#سلمان_رشدی #توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #آیات_شیطانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤3👌1
وقتی سرکوبگر از «حق اعتراض» حرف میزند
مسعود پزشکیان در گفتوگو با فاکسنیوز گفته است: «هر کسی که بخواهد اعتراض کند، کاملاً حق انجام این کار را دارد... اعتراض کردن حق است، اما نه با اسلحه.»
اگر این جمله را جدا از واقعیت ایران بشنویم، شاید تصور کنیم رئیس دولتی دموکراتیک درباره مرز میان اعتراض مدنی و خشونت سخن میگوید. اما کافی است نام زندانیان امروز ایران را مرور کنیم: چند نفر از آنان اسلحه داشتهاند؟ کدام روزنامهنگار با اسلحه مقاله نوشته است؟ کدام نویسنده مسلحانه کتاب منتشر کرده؟ دانشجویان، معلمان، وکلا، هنرمندان، خانوادههای دادخواه و کاربران شبکههای اجتماعی با چه سلاحی حکومت را تهدید کردهاند؟
سلاح بسیاری از آنان فقط یک نوشته، یک شعار، یک ویدئو، یک امضا یا حتی چند تار موی آشکار بوده است.
هزاران نفر کشته شده اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ مردمان عادی اما معترض بودند.
عبارت «اما نه با اسلحه» اتفاقی به انتهای سخنان پزشکیان اضافه نشده است. همین چند کلمه، معترض را بیآنکه لازم باشد چیزی ثابت شود، کنار فرد مسلح مینشاند. بعد هم حکومت میتواند گلوله، بازداشت، شکنجه و زندان را نه سرکوب اعتراض، بلکه «مقابله با خشونت» معرفی کند. این همان شگرد آشنایی است که با تغییر معنای واژهها، جای قربانی و سرکوبگر را عوض میکند.
فریب همیشه با گفتن یک جمله کاملاً دروغ ساخته نمیشود. گاهی کافی است بخش اصلی واقعیت حذف شود. پزشکیان از «حق اعتراض» میگوید، اما نمیگوید در جمهوری اسلامی حتی شکل بیخطر و مسالمتآمیز اعتراض نیز میتواند به پرونده امنیتی، اخراج، محرومیت، حبس و حتی مرگ منتهی شود. این حذف، بخش اصلی فریب است.
زبان قدرت جامعه را به دو گروه تقسیم میکند: «ما» که حافظ نظم و امنیتیم و «آنها» که آشوبگر و خطرناکاند. وقتی معترض در کنار «اسلحه» قرار گرفت، دیگر لازم نیست درباره خواستهاش حرف بزنند؛ کافی است او را تهدیدی علیه امنیت معرفی کنند.
تلخی ماجرا اینجاست که حکومتی مردم را به گلوله بسته، اما رئیس دولتش برای همان مردم شرط میگذارد که مسلح نباشند. گویی این معترضان بودند که از پشتبامها شلیک کردند، چشمها را هدف گرفتند، زندانها را پر کردند و خانوادههای دادخواه را بر مزار فرزندانشان کتک زدند.
این فقط دروغگفتن درباره گذشته نیست؛ دستبردن در معنای کلمات است. اعتراض را «اغتشاش» مینامند، منتقد را «دشمن»، بازداشت را «تأمین امنیت» و سرکوب را «پاسخگویی».
اما واقعیت با عوضکردن نامها تغییر نمیکند: اعتراض اسلحه نیست، نوشتن جرم نیست و حکومتی که از صدای بیسلاح مردم میترسد، مدافع امنیت نیست؛ مدافع بقای خودش است.
@Tavaana_TavaanaTech
مسعود پزشکیان در گفتوگو با فاکسنیوز گفته است: «هر کسی که بخواهد اعتراض کند، کاملاً حق انجام این کار را دارد... اعتراض کردن حق است، اما نه با اسلحه.»
اگر این جمله را جدا از واقعیت ایران بشنویم، شاید تصور کنیم رئیس دولتی دموکراتیک درباره مرز میان اعتراض مدنی و خشونت سخن میگوید. اما کافی است نام زندانیان امروز ایران را مرور کنیم: چند نفر از آنان اسلحه داشتهاند؟ کدام روزنامهنگار با اسلحه مقاله نوشته است؟ کدام نویسنده مسلحانه کتاب منتشر کرده؟ دانشجویان، معلمان، وکلا، هنرمندان، خانوادههای دادخواه و کاربران شبکههای اجتماعی با چه سلاحی حکومت را تهدید کردهاند؟
سلاح بسیاری از آنان فقط یک نوشته، یک شعار، یک ویدئو، یک امضا یا حتی چند تار موی آشکار بوده است.
هزاران نفر کشته شده اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ مردمان عادی اما معترض بودند.
عبارت «اما نه با اسلحه» اتفاقی به انتهای سخنان پزشکیان اضافه نشده است. همین چند کلمه، معترض را بیآنکه لازم باشد چیزی ثابت شود، کنار فرد مسلح مینشاند. بعد هم حکومت میتواند گلوله، بازداشت، شکنجه و زندان را نه سرکوب اعتراض، بلکه «مقابله با خشونت» معرفی کند. این همان شگرد آشنایی است که با تغییر معنای واژهها، جای قربانی و سرکوبگر را عوض میکند.
فریب همیشه با گفتن یک جمله کاملاً دروغ ساخته نمیشود. گاهی کافی است بخش اصلی واقعیت حذف شود. پزشکیان از «حق اعتراض» میگوید، اما نمیگوید در جمهوری اسلامی حتی شکل بیخطر و مسالمتآمیز اعتراض نیز میتواند به پرونده امنیتی، اخراج، محرومیت، حبس و حتی مرگ منتهی شود. این حذف، بخش اصلی فریب است.
زبان قدرت جامعه را به دو گروه تقسیم میکند: «ما» که حافظ نظم و امنیتیم و «آنها» که آشوبگر و خطرناکاند. وقتی معترض در کنار «اسلحه» قرار گرفت، دیگر لازم نیست درباره خواستهاش حرف بزنند؛ کافی است او را تهدیدی علیه امنیت معرفی کنند.
تلخی ماجرا اینجاست که حکومتی مردم را به گلوله بسته، اما رئیس دولتش برای همان مردم شرط میگذارد که مسلح نباشند. گویی این معترضان بودند که از پشتبامها شلیک کردند، چشمها را هدف گرفتند، زندانها را پر کردند و خانوادههای دادخواه را بر مزار فرزندانشان کتک زدند.
این فقط دروغگفتن درباره گذشته نیست؛ دستبردن در معنای کلمات است. اعتراض را «اغتشاش» مینامند، منتقد را «دشمن»، بازداشت را «تأمین امنیت» و سرکوب را «پاسخگویی».
اما واقعیت با عوضکردن نامها تغییر نمیکند: اعتراض اسلحه نیست، نوشتن جرم نیست و حکومتی که از صدای بیسلاح مردم میترسد، مدافع امنیت نیست؛ مدافع بقای خودش است.
@Tavaana_TavaanaTech
💯14👍3❤1👌1
تأیید احکام جدید حبس علی یونسی و امیرحسین مرادی؛ ادامه زندان دو دانشجو پس از پایان محکومیت پیشین
دادگاه تجدیدنظر احکام جدید صادرشده علیه علی یونسی و امیرحسین مرادی، دو دانشجوی زندانی دانشگاه صنعتی شریف، را تأیید کرد.
این دو دانشجو در تابستان ۱۴۰۴، در پروندهای تازه از سوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران، هرکدام به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۱۵ ماه حبس محکوم شدند. افزون بر این حکم، برای علی یونسی پنج سال حبس دیگر نیز صادر شده بود که اکنون در دادگاه تجدیدنظر تأیید شده است.
علی یونسی و امیرحسین مرادی از فروردین ۱۳۹۹ تاکنون، بدون حتی یک روز مرخصی، در زندان به سر میبرند. محکومیت قابل اجرای پیشین آنها، شامل شش سال و هشت ماه حبس، قرار بود در آذر ۱۴۰۵ به پایان برسد؛ اما با تشکیل پرونده جدید از سوی وزارت اطلاعات و تأیید احکام صادرشده، حبس هر دو دانشجو ادامه خواهد یافت.
با آغاز سال تحصیلی جدید، این دو دانشجو بار دیگر از حق تحصیل و حضور در دانشگاه محروم شده و همچنان در زندان خواهند ماند.
#علی_یونسی
#امیرحسین_مرادی
@Tavaana_TavaanaTech
دادگاه تجدیدنظر احکام جدید صادرشده علیه علی یونسی و امیرحسین مرادی، دو دانشجوی زندانی دانشگاه صنعتی شریف، را تأیید کرد.
این دو دانشجو در تابستان ۱۴۰۴، در پروندهای تازه از سوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران، هرکدام به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۱۵ ماه حبس محکوم شدند. افزون بر این حکم، برای علی یونسی پنج سال حبس دیگر نیز صادر شده بود که اکنون در دادگاه تجدیدنظر تأیید شده است.
علی یونسی و امیرحسین مرادی از فروردین ۱۳۹۹ تاکنون، بدون حتی یک روز مرخصی، در زندان به سر میبرند. محکومیت قابل اجرای پیشین آنها، شامل شش سال و هشت ماه حبس، قرار بود در آذر ۱۴۰۵ به پایان برسد؛ اما با تشکیل پرونده جدید از سوی وزارت اطلاعات و تأیید احکام صادرشده، حبس هر دو دانشجو ادامه خواهد یافت.
با آغاز سال تحصیلی جدید، این دو دانشجو بار دیگر از حق تحصیل و حضور در دانشگاه محروم شده و همچنان در زندان خواهند ماند.
#علی_یونسی
#امیرحسین_مرادی
@Tavaana_TavaanaTech
❤9🕊4💔4
پیام باستانی پاریزی از زندان اوین: زندانیان سیاسی بهصورت سیستماتیک از حقوق درمانی و قضایی محروماند
پیام باستانی پاریزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در پیامی از محرومیت تبعیضآمیز شماری از زندانیان سیاسی از خدمات پزشکی و دندانپزشکی، دسترسی به دارو، مرخصی، آزادی مشروط و پابند الکترونیکی خبر داده است. او همچنین به نقض اصل تفکیک جرایم، محدودیت تماسهای تلفنی و کمبود امکانات در زندانها اعتراض کرده است.
متن کامل پیام او به شرح زیر است:
«میخواستم کمی از تبعیضهای کمسابقه سیستم جنایتکار قضایی رژیم اسلامی برایتان بگویم.
من پیام باستانی پاریزی هستم، از زندان اوین. من و تعداد زیادی از زندانیان سیاسی که بهدلیل مبارزه مدنی و حقخواهی به حبسهای طولانیمدت محکوم شدهایم، تاکنون بخش عمدهای از دوران محکومیت خود را در سالهای سخت گذشته و همچنین در شرایط جنگ، بمباران زندان اوین و انتقال میان دو زندان تحمل کردهایم. بااینحال، تبعیض سیستماتیک علیه تعدادی از زندانیان سیاسی بهشکلی بسیار آشکارتر اعمال میشود.
من، پیام باستانی، و زندانیان سیاسی دیگری همچون بهفر لالهزاری، حجت رافعی و سایر زندانیان سیاسی، همچنین بسیاری از زنان زندانی سیاسی در اوین و دیگر زندانهای جمهوری اسلامی، مدتهاست بهصورت کاملاً آشکار و تبعیضآمیز از رسیدگیهای درمانی و پزشکی، بهویژه خدمات دندانپزشکی، دسترسی به دارو و امکان خرید و ورود داروها و ویتامینها به زندان محروم ماندهایم.
ما همچنین، باوجود مشکلات جسمی، روحی، روانی و اقتصادی، از حقوقی مانند مرخصی، آزادی مشروط، پابند الکترونیکی و دیگر تسهیلات قضایی محروم هستیم.
رعایتنشدن اصل تفکیک جرایم و انتقال زندانیان با جرایم دیگر از زندان تهران بزرگ و زندان زنان قرچک، محدودیت تماسهای تلفنی، کاهش زمان تماس با وجود افزایش جمعیت زندان و نبود حداقل امکانات، از دیگر موارد این رفتارهای تبعیضآمیز است.
من در شهریور ۱۴۰۲، در آستانه سالگرد مهسا، بهدست مزدوران تروریست سازمان اطلاعات سپاه ــ قرارگاه ثارالله ــ بازداشت شدم. پس از طی مراحل بازجویی و نگهداری در سلول انفرادی بازداشتگاه موسوم به یکالف سپاه، به زندان اوین منتقل شدم.
از زمان بازداشت تاکنون، بدون صدور هیچگونه قرار وثیقه، در زندان نگهداری شدهام. گوشیهای همراه و دیگر وسایل الکترونیکیام نیز مصادره شدهاند. من و دیگر همبندیان و دوستان قدیمیام در زندان، همچنان با تبعیضهای خاص رژیم منحوس اسلامی مواجه هستیم.»
پیام باستانی پاریزی
زندان اوین
۳ مهر ۱۴۰۵
#پیام_باستانی_پاریزی #بیانیه #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
پیام باستانی پاریزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در پیامی از محرومیت تبعیضآمیز شماری از زندانیان سیاسی از خدمات پزشکی و دندانپزشکی، دسترسی به دارو، مرخصی، آزادی مشروط و پابند الکترونیکی خبر داده است. او همچنین به نقض اصل تفکیک جرایم، محدودیت تماسهای تلفنی و کمبود امکانات در زندانها اعتراض کرده است.
متن کامل پیام او به شرح زیر است:
«میخواستم کمی از تبعیضهای کمسابقه سیستم جنایتکار قضایی رژیم اسلامی برایتان بگویم.
من پیام باستانی پاریزی هستم، از زندان اوین. من و تعداد زیادی از زندانیان سیاسی که بهدلیل مبارزه مدنی و حقخواهی به حبسهای طولانیمدت محکوم شدهایم، تاکنون بخش عمدهای از دوران محکومیت خود را در سالهای سخت گذشته و همچنین در شرایط جنگ، بمباران زندان اوین و انتقال میان دو زندان تحمل کردهایم. بااینحال، تبعیض سیستماتیک علیه تعدادی از زندانیان سیاسی بهشکلی بسیار آشکارتر اعمال میشود.
من، پیام باستانی، و زندانیان سیاسی دیگری همچون بهفر لالهزاری، حجت رافعی و سایر زندانیان سیاسی، همچنین بسیاری از زنان زندانی سیاسی در اوین و دیگر زندانهای جمهوری اسلامی، مدتهاست بهصورت کاملاً آشکار و تبعیضآمیز از رسیدگیهای درمانی و پزشکی، بهویژه خدمات دندانپزشکی، دسترسی به دارو و امکان خرید و ورود داروها و ویتامینها به زندان محروم ماندهایم.
ما همچنین، باوجود مشکلات جسمی، روحی، روانی و اقتصادی، از حقوقی مانند مرخصی، آزادی مشروط، پابند الکترونیکی و دیگر تسهیلات قضایی محروم هستیم.
رعایتنشدن اصل تفکیک جرایم و انتقال زندانیان با جرایم دیگر از زندان تهران بزرگ و زندان زنان قرچک، محدودیت تماسهای تلفنی، کاهش زمان تماس با وجود افزایش جمعیت زندان و نبود حداقل امکانات، از دیگر موارد این رفتارهای تبعیضآمیز است.
من در شهریور ۱۴۰۲، در آستانه سالگرد مهسا، بهدست مزدوران تروریست سازمان اطلاعات سپاه ــ قرارگاه ثارالله ــ بازداشت شدم. پس از طی مراحل بازجویی و نگهداری در سلول انفرادی بازداشتگاه موسوم به یکالف سپاه، به زندان اوین منتقل شدم.
از زمان بازداشت تاکنون، بدون صدور هیچگونه قرار وثیقه، در زندان نگهداری شدهام. گوشیهای همراه و دیگر وسایل الکترونیکیام نیز مصادره شدهاند. من و دیگر همبندیان و دوستان قدیمیام در زندان، همچنان با تبعیضهای خاص رژیم منحوس اسلامی مواجه هستیم.»
پیام باستانی پاریزی
زندان اوین
۳ مهر ۱۴۰۵
#پیام_باستانی_پاریزی #بیانیه #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
❤11🕊3💔1
بازداشت رسول بداقی، غفار دیندار و شماری از معلمان در نورآباد ممسنی
رسول بداقی و غفار دیندار، دو کنشگر صنفی عضو کانون فرهنگیان اسلامشهر، همراه با شماری دیگر از معلمان، روز جمعه سوم مهر ۱۴۰۵ در شهرستان نورآباد ممسنی بازداشت شدند.
بر اساس گزارش کانون فرهنگیان اسلامشهر، رسول بداقی و غفار دیندار برای دیدار و عیادت از یکی از معلمان به نورآباد ممسنی سفر کرده بودند که نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه منطقه، بدون ارائه حکم قضایی، آنان را بازداشت کردند. بنا بر این گزارش، بازداشت این دو کنشگر صنفی با ضربوشتم و هتک حرمت همراه بوده است.
میزبانان این دیدار و تعدادی دیگر از معلمان حاضر در محل نیز بازداشت و همراه با رسول بداقی و غفار دیندار به زندان نورآباد ممسنی منتقل شدهاند. تاکنون اسامی و شمار دقیق دیگر بازداشتشدگان و همچنین اتهامات احتمالی آنان اعلام نشده است.
کانون فرهنگیان اسلامشهر با محکومکردن این بازداشتها اعلام کرده است که این گردهمایی صرفاً دیداری دوستانه و خارج از فعالیتهای صنفی و تشکیلاتی بوده و هیچ مبنای قانونی برای جرمانگاری آن وجود ندارد.
این کانون همچنین با اشاره به اظهارات اخیر رئیسجمهوری اسلامی درباره بهرسمیتشناختن اعتراض و گفتوگو با معترضان، بازداشت شهروندان بهدلیل شرکت در یک دیدار دوستانه را مغایر با قانون، کرامت انسانی و ادعاهای مطرحشده از سوی حکومت دانسته است.
کانون فرهنگیان اسلامشهر از نهادهای امنیتی و مقامات قضایی خواسته است از اتهامزنی و برخوردهای غیرقانونی خودداری کنند و زمینه آزادی فوری تمامی بازداشتشدگان را فراهم آورند.
تا زمان انتشار این خبر، اطلاعات بیشتری درباره وضعیت و محل دقیق نگهداری بازداشتشدگان منتشر نشده است.
#رسول_بداقی #غفار_دیندار
@Tavaana_TavaanaTech
رسول بداقی و غفار دیندار، دو کنشگر صنفی عضو کانون فرهنگیان اسلامشهر، همراه با شماری دیگر از معلمان، روز جمعه سوم مهر ۱۴۰۵ در شهرستان نورآباد ممسنی بازداشت شدند.
بر اساس گزارش کانون فرهنگیان اسلامشهر، رسول بداقی و غفار دیندار برای دیدار و عیادت از یکی از معلمان به نورآباد ممسنی سفر کرده بودند که نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه منطقه، بدون ارائه حکم قضایی، آنان را بازداشت کردند. بنا بر این گزارش، بازداشت این دو کنشگر صنفی با ضربوشتم و هتک حرمت همراه بوده است.
میزبانان این دیدار و تعدادی دیگر از معلمان حاضر در محل نیز بازداشت و همراه با رسول بداقی و غفار دیندار به زندان نورآباد ممسنی منتقل شدهاند. تاکنون اسامی و شمار دقیق دیگر بازداشتشدگان و همچنین اتهامات احتمالی آنان اعلام نشده است.
کانون فرهنگیان اسلامشهر با محکومکردن این بازداشتها اعلام کرده است که این گردهمایی صرفاً دیداری دوستانه و خارج از فعالیتهای صنفی و تشکیلاتی بوده و هیچ مبنای قانونی برای جرمانگاری آن وجود ندارد.
این کانون همچنین با اشاره به اظهارات اخیر رئیسجمهوری اسلامی درباره بهرسمیتشناختن اعتراض و گفتوگو با معترضان، بازداشت شهروندان بهدلیل شرکت در یک دیدار دوستانه را مغایر با قانون، کرامت انسانی و ادعاهای مطرحشده از سوی حکومت دانسته است.
کانون فرهنگیان اسلامشهر از نهادهای امنیتی و مقامات قضایی خواسته است از اتهامزنی و برخوردهای غیرقانونی خودداری کنند و زمینه آزادی فوری تمامی بازداشتشدگان را فراهم آورند.
تا زمان انتشار این خبر، اطلاعات بیشتری درباره وضعیت و محل دقیق نگهداری بازداشتشدگان منتشر نشده است.
#رسول_بداقی #غفار_دیندار
@Tavaana_TavaanaTech
💔16
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حسن سماکوش، ۴۸ ساله، با شلیک گلولههای ساچمهای جانش را از دست داد
جاویدنام حسن سماکوش مشاور املاک بود، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در شهر بابل (استان مازندران) هدف شلیک قرار گرفت و سه گلوله ساچمهای به ناحیه سر و چشمهایش اصابت کرد. حسن سماکوش پس از سه روز بستری بودن، در ۲۱ دیماه در بیمارستان روحانی بابل جان باخت.
بنابر گزارشها، شلیک از سوی کلانتری ۱۳ بابل در محدوده چهارراه شهربانی انجام شده بود.
◾️شنیده شدن صدای خانوادههای داغدار و دادخواه به همراهی مردم وابسته است. وقتی رسانههای حکومتی جایی برای روایت خانوادههای داغدار نمیگذارند، آنها خودشان تصویر عزیزانشان را منتشر میکنند و از آنچه بر سرشان آمده میگویند. شبکههای اجتماعی به تریبونی برای دادخواهی این خانوادهها تبدیل شدهاند؛ جایی که صدایشان میتواند از سد سانسور بگذرد.
💸 tavaanatech
جاویدنام حسن سماکوش مشاور املاک بود، در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در شهر بابل (استان مازندران) هدف شلیک قرار گرفت و سه گلوله ساچمهای به ناحیه سر و چشمهایش اصابت کرد. حسن سماکوش پس از سه روز بستری بودن، در ۲۱ دیماه در بیمارستان روحانی بابل جان باخت.
بنابر گزارشها، شلیک از سوی کلانتری ۱۳ بابل در محدوده چهارراه شهربانی انجام شده بود.
◾️شنیده شدن صدای خانوادههای داغدار و دادخواه به همراهی مردم وابسته است. وقتی رسانههای حکومتی جایی برای روایت خانوادههای داغدار نمیگذارند، آنها خودشان تصویر عزیزانشان را منتشر میکنند و از آنچه بر سرشان آمده میگویند. شبکههای اجتماعی به تریبونی برای دادخواهی این خانوادهها تبدیل شدهاند؛ جایی که صدایشان میتواند از سد سانسور بگذرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔19❤1🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مادر علی رحمانی در سالروز تولد پسرش بر مزار او سوگوارانه رقصید
جاویدنام علی رحمانی، معروف به «شاهرخ»، جوانی ۲۵ ساله و اهل کرج بود که شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی جان باخت. بر اساس گزارشها، او همراه مادرش از خانه بیرون آمده بود که مقابل منزلشان در منطقه حصار کرج، گلوله ماموران امنیتی به گردنش اصابت کرد و در آغوش مادرش جان باخت.
شاهرخ هنگام کشتهشدن سرباز وظیفه بود و ۱۹ ماه از دوران خدمت خود را پشت سر گذاشته بود. نزدیکانش میگویند او دوست داشت «شاهرخ» صدایش کنند و در میان خانواده و دوستان نیز با همین نام شناخته میشد.
#علی_رحمانی
💸 tavaanatech
جاویدنام علی رحمانی، معروف به «شاهرخ»، جوانی ۲۵ ساله و اهل کرج بود که شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی جان باخت. بر اساس گزارشها، او همراه مادرش از خانه بیرون آمده بود که مقابل منزلشان در منطقه حصار کرج، گلوله ماموران امنیتی به گردنش اصابت کرد و در آغوش مادرش جان باخت.
شاهرخ هنگام کشتهشدن سرباز وظیفه بود و ۱۹ ماه از دوران خدمت خود را پشت سر گذاشته بود. نزدیکانش میگویند او دوست داشت «شاهرخ» صدایش کنند و در میان خانواده و دوستان نیز با همین نام شناخته میشد.
#علی_رحمانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔19🕊3❤2
Forwarded from گفتوشنود
نخستین دانشکده الهیات اسلامی در آلمان افتتاح شد
نخستین دانشکده الهیات اسلامی آلمان در دانشگاه مونستر افتتاح شد.
این دانشکده اکنون جایگاهی همسطح با دانشکدههای الهیات کاتولیک و پروتستان دارد و میتواند دورههای تحصیلی تا مقطع دکترا برگزار کند.
به گزارش دویچه وله، نخستین دانشکده الهیات اسلامی آلمان روز پنجشنبه ۲ مهر (۲۴ سپتامبر) در شهر مونستر واقع در ایالت نورداین-وستفالن افتتاح شد. در مراسم افتتاحیه که در کاخ مونستر برگزار شد بیش از ۳۰۰ مهمان بینالمللی و نمایندگانی از سیاست، کلیساها و دانشگاهها حضور داشتند.
مُهَنَّد خورشید، رئیس این دانشکده گفت هدف این مرکز ارائه “الهیات اسلامی با اروپا و برای اروپا” است. او تاکید کرد: «دانشکده منبر وعظ نیست؛ موعظه در مسجد انجام میشود و پرسشهای ما چیزی از خدا کم نمیکند.»
خورشید همچنین افزود فعالیت علمی در این دانشکده باید آزاد باشد و آزاد خواهد ماند، بدون توجه به اینکه چه کسی بخواهد بر آن تأثیر بگذارد. او مدعی گردید “اسلام باید از نقش قربانی فاصله بگیرد و نشان دهد که چه کمکی میتواند به حل چالشهای بزرگ جامعه کند”.
خورشید همچنین گفت از اینکه انجمنهای اسلامی تا کنون برای آموزش امامان خود به این مرکز مراجعه نکردهاند، ناراحت است. او افزود اسلام در آلمان هنوز تا حد زیادی بر اساس ملیتها، از جمله عرب، ترک، آلبانیایی و پاکستانی، تقسیم شده است. به گفته او هدف باید این باشد که مسلمانان در شکلگیری یک “ما” آلمانی و اروپایی مشارکت کنند.
غونچه تورکلی-دهنرت، معاون وزارت فرهنگ و علوم ایالت نوردراین-وستفالن، نیز گفت: «الهیات اسلامی باید جایگاهی ثابت در دانشگاههای دولتی آلمان داشته باشد.»
رسانههای آلمانی گزارش دادند قرار است با همکاری دانشکدههای الهیات کاتولیک و پروتستان و دیگر رشتههای مطالعات دینی، یک “پردیس الهیات” در مونستر ایجاد شود. پردیس الهیات مجموعهای دانشگاهی است که چند دانشکده و رشته مرتبط با الهیات و ادیان را در کنار هم قرار میدهد تا در زمینه آموزش، پژوهش و گفتوگوی میان ادیان همکاری کنند.
آدلهاید روک-شرودر، رئیس کلیسای پروتستان وستفالن ضمن اشاره به تاسیس دانشکده پروتستان مونستر در سال ۱۹۱۹ یادآور شد که هدف از ایجاد آن دانشکده در آن زمان این بود که در مونسترِ کاتولیک، پروتستانها نیز صدایی داشته باشند. او ابراز امیدواری کرد که اکنون مسلمانان و دانشکده اسلامی آنها نیز چنین جایگاهی پیدا کنند.
#اسلام #آلمان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نخستین دانشکده الهیات اسلامی آلمان در دانشگاه مونستر افتتاح شد.
این دانشکده اکنون جایگاهی همسطح با دانشکدههای الهیات کاتولیک و پروتستان دارد و میتواند دورههای تحصیلی تا مقطع دکترا برگزار کند.
به گزارش دویچه وله، نخستین دانشکده الهیات اسلامی آلمان روز پنجشنبه ۲ مهر (۲۴ سپتامبر) در شهر مونستر واقع در ایالت نورداین-وستفالن افتتاح شد. در مراسم افتتاحیه که در کاخ مونستر برگزار شد بیش از ۳۰۰ مهمان بینالمللی و نمایندگانی از سیاست، کلیساها و دانشگاهها حضور داشتند.
مُهَنَّد خورشید، رئیس این دانشکده گفت هدف این مرکز ارائه “الهیات اسلامی با اروپا و برای اروپا” است. او تاکید کرد: «دانشکده منبر وعظ نیست؛ موعظه در مسجد انجام میشود و پرسشهای ما چیزی از خدا کم نمیکند.»
خورشید همچنین افزود فعالیت علمی در این دانشکده باید آزاد باشد و آزاد خواهد ماند، بدون توجه به اینکه چه کسی بخواهد بر آن تأثیر بگذارد. او مدعی گردید “اسلام باید از نقش قربانی فاصله بگیرد و نشان دهد که چه کمکی میتواند به حل چالشهای بزرگ جامعه کند”.
خورشید همچنین گفت از اینکه انجمنهای اسلامی تا کنون برای آموزش امامان خود به این مرکز مراجعه نکردهاند، ناراحت است. او افزود اسلام در آلمان هنوز تا حد زیادی بر اساس ملیتها، از جمله عرب، ترک، آلبانیایی و پاکستانی، تقسیم شده است. به گفته او هدف باید این باشد که مسلمانان در شکلگیری یک “ما” آلمانی و اروپایی مشارکت کنند.
غونچه تورکلی-دهنرت، معاون وزارت فرهنگ و علوم ایالت نوردراین-وستفالن، نیز گفت: «الهیات اسلامی باید جایگاهی ثابت در دانشگاههای دولتی آلمان داشته باشد.»
رسانههای آلمانی گزارش دادند قرار است با همکاری دانشکدههای الهیات کاتولیک و پروتستان و دیگر رشتههای مطالعات دینی، یک “پردیس الهیات” در مونستر ایجاد شود. پردیس الهیات مجموعهای دانشگاهی است که چند دانشکده و رشته مرتبط با الهیات و ادیان را در کنار هم قرار میدهد تا در زمینه آموزش، پژوهش و گفتوگوی میان ادیان همکاری کنند.
آدلهاید روک-شرودر، رئیس کلیسای پروتستان وستفالن ضمن اشاره به تاسیس دانشکده پروتستان مونستر در سال ۱۹۱۹ یادآور شد که هدف از ایجاد آن دانشکده در آن زمان این بود که در مونسترِ کاتولیک، پروتستانها نیز صدایی داشته باشند. او ابراز امیدواری کرد که اکنون مسلمانان و دانشکده اسلامی آنها نیز چنین جایگاهی پیدا کنند.
#اسلام #آلمان #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔15👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام مهدی محمدی، ۲۳ ساله، جوان دستفروش اهل رشت با شلیک گلوله جنگی کشته شد
مهدی محمدی، ۲۳ ساله و اهل رشت، در روز ۱۸ دیماه در منطقه گلسار این شهر با شلیک گلوله جنگی نیروهای حکومتی به ناحیه شکم هدف قرار گرفت. او پس از دو روز تحمل جراحات شدید و خونریزی، جان خود را از دست داد. بنا بر اطلاعات رسیده، گلوله به ناحیه حیاتی بدن او اصابت کرده و مرگش نتیجه مستقیم تیراندازی بوده است.
مهدی محمدی از جمله جوانانی بود که زندگی سختی را پشت سر گذاشته و برای تأمین معاش خود به دستفروشی روی آورده بود. نزدیکانش میگویند او با وجود همه دشواریها، تلاش میکرد روی پای خود بایستد و زندگی شرافتمندانهای داشته باشد.
قتل او، بار دیگر تناقض تلخ میان شعارهای حکومتی درباره «حمایت از محرومان» و واقعیت سرکوب خونین همان محرومان را آشکار میکند؛ جایی که جوانی از دل طبقه فرودست، به جای حمایت، با گلوله پاسخ میگیرد.
خانواده مهدی محمدی پس از جانباختن او تحت فشار شدید امنیتی قرار گرفتهاند و امکان بیان آزادانه روایت خود را ندارند، ولی دوستان مهدی محمدی یاد او را زنده نگه داشتهاند.
مهدی محمدی، جوانی که با دستفروشی زندگی میگذراند، در خیابانهای رشت هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد؛ روایتی دیگر از قربانی شدن محرومترین قشر جامعه در سرکوب اعتراضات مردمی.
#مهدی_محمدی #رشت #انقلاب_۱۴۰۴
#نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_عليه_بشريت
@Tavaana_TavaanaTech
جاویدنام مهدی محمدی، ۲۳ ساله، جوان دستفروش اهل رشت با شلیک گلوله جنگی کشته شد
مهدی محمدی، ۲۳ ساله و اهل رشت، در روز ۱۸ دیماه در منطقه گلسار این شهر با شلیک گلوله جنگی نیروهای حکومتی به ناحیه شکم هدف قرار گرفت. او پس از دو روز تحمل جراحات شدید و خونریزی، جان خود را از دست داد. بنا بر اطلاعات رسیده، گلوله به ناحیه حیاتی بدن او اصابت کرده و مرگش نتیجه مستقیم تیراندازی بوده است.
مهدی محمدی از جمله جوانانی بود که زندگی سختی را پشت سر گذاشته و برای تأمین معاش خود به دستفروشی روی آورده بود. نزدیکانش میگویند او با وجود همه دشواریها، تلاش میکرد روی پای خود بایستد و زندگی شرافتمندانهای داشته باشد.
قتل او، بار دیگر تناقض تلخ میان شعارهای حکومتی درباره «حمایت از محرومان» و واقعیت سرکوب خونین همان محرومان را آشکار میکند؛ جایی که جوانی از دل طبقه فرودست، به جای حمایت، با گلوله پاسخ میگیرد.
خانواده مهدی محمدی پس از جانباختن او تحت فشار شدید امنیتی قرار گرفتهاند و امکان بیان آزادانه روایت خود را ندارند، ولی دوستان مهدی محمدی یاد او را زنده نگه داشتهاند.
مهدی محمدی، جوانی که با دستفروشی زندگی میگذراند، در خیابانهای رشت هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد؛ روایتی دیگر از قربانی شدن محرومترین قشر جامعه در سرکوب اعتراضات مردمی.
#مهدی_محمدی #رشت #انقلاب_۱۴۰۴
#نه_به_جمهورى_اسلامى #جنایت_عليه_بشريت
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔5