بیانیه رضا محمدحسینی، از زندان قزلحصار
این روزها مردم ایران در کف خیابان ایستادهاند و خواستههای خود را با صدایی رسا فریاد میزنند. آنها مخالفت صریح و بیپردهی خود را با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اعلام کردهاند.
مردم آزادی میخواهند، رفاه میخواهند، عدالت میخواهند.
آنها سالهاست زیر فشار فزایندهی شکاف طبقاتی، فقر، گرانی و تورم افسارگسیخته له شدهاند. زندگیشان به زیر خط فقر سقوط کرده و نگرانی از آینده، به دغدغهی روزمرهی خانوادهها تبدیل شده است. جوانان امید خود را از دست دادهاند؛ نمیدانند چند سال باید کار کنند تا به حداقلهای یک زندگی انسانی برسند، آن هم در شرایطی که درآمد امروزشان حتی پاسخگوی زیستنِ امروز نیست.
مردم بهدرستی این وضعیت را محصول سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی میدانند؛ حکومتی که از آغاز، منافع ایران و مردم ایران برایش اولویت نداشت و ایدئولوژی مذهبی، ماجراجویی منطقهای و دشمنسازی با جهان را بر رفاه، امنیت و آیندهی مردم ترجیح داد.
مردم به خیابان آمدهاند و این اعتراضات در روزهای اخیر، هر روز گستردهتر شده و از شهری به شهر دیگر گسترش یافته است. وقتی انسان چیزی برای از دست دادن ندارد، دیگر نمیگریزد. سینه سپر میکند، میایستد یا مینشیند و در برابر گلولهی نیروهای سرکوبگر مقاومت میکند؛ زیرا جانش به لب رسیده و کارد به استخوانش رسیده است.
در این روزها شمار زیادی از جوانان و حتی نوجوانان بازداشت شدهاند. بنا بر خبرهایی که منتشر میشود و آنچه به گوش ما در زندان میرسد، تعداد قابل توجهی از دانشآموزان نیز بازداشت شدهاند؛ اقدامی که عمق وحشت حکومت از جامعه را عیان میکند.
حکومت همزمان پروژهی اعترافات اجباری را به راه انداخته، پیکر جانباختگان را مصادره میکند و خانوادهها را تحت فشار قرار میدهد تا روایتهای ساختگی را تکرار کنند. این حکومت هیچ حد و مرزی برای جنایت نمیشناسد؛ تا جایی که به بیمارستانها، از جمله بیمارستان ایلام و بیمارستان سینا در تهران، یورش میبرد تا مجروحان را برباید.
در برابر این خشونت سازمانیافته، همبستگی مردم ایران الهامبخش و ستودنی است. پزشکانی که داوطلبانه و رایگان به مجروحان رسیدگی میکنند، وکلایی که اعلام کردهاند بدون دریافت حقالوکاله از بازداشتشدگان دفاع خواهند کرد، کسبوکارهایی که دست به اعتصاب زدهاند، هنرمندانی که از اجرای برنامههایشان خودداری کردهاند و ورزشکارانی که آشکارا در کنار مردم ایستادهاند؛ همه نشانههای زنده بودن جامعهای است که تسلیم نشده است.
امروز زمان آن است که پرستاران، معلمان، کارگران، دانشجویان، پزشکان، بازاریان و همه اقشار جامعه، شانهبهشانهی یکدیگر بایستند و با یک صدا خواستار تغییر اساسی در ساختار سیاسی کشور شوند.
در همینجا لازم میدانم بهصراحت به حاکمیت هشدار بدهم:
به بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، و نگهداری معترضان در سلولهای انفرادی پایان دهید.
هشدار میدهم که اگر حتی یک نفر از معترضان اعدام شود، اینبار شرایط با دفعات قبل تفاوت خواهد داشت و این اقدام قطعاً تأثیر مستقیمی بر سرنوشت حاکمان خواهد گذاشت.
از سرنوشت دیکتاتورهای پیشین مشابه خود عبرت بگیرید؛ تاریخ نشان داده است که سرکوب و خونریزی، هرگز ضامن بقا نبوده است.
خطاب من به نیروهای نظامی و سرکوبگر نیز روشن است:
بدانید کسی که امروز هدف قرار میدهید، ممکن است فردا مشخص شود عضو خانوادهی خودتان بوده، همسایهتان، هممحلیتان، همکلاسی یا دوست قدیمیتان.
تاریخ دربارهی شما قضاوت خواهد کرد که در کدام سوی ایستادید.
شرافت و وجدان خود را معیار قرار دهید، در کنار مردم بایستید و به سوی مردم شلیک نکنید.
این حکومت دیر یا زود رفتنی است، اما شما قرار است در همین ایران زندگی کنید.
آیا آن روز میتوانید با سری بلند در چشم فرزندانتان نگاه کنید؟
تلاش کنید در این روزهای سرنوشتساز، نامی نیک از خود بهجا بگذارید.
و خطاب پایانی به حاکمان:
آنچه امروز میبینید، نتیجهی مستقیم اعمال خود شماست. شما همان چیزی را درو میکنید که سالها کاشتهاید. نسبت دادن اعتراضات مردم به «بیگانه» و «دشمن» چیزی جز فریب و آدرس غلط دادن نیست.
این مردم اغتشاشگر نیستند، دشمن کشور خود نیستند. آنها میخواهند در همین سرزمین کار کنند، زندگی کنند و با عزت و کرامت زیست کنند. اما شما همهچیز را از آنها گرفتهاید:
نه آب دارند، نه برق، نه گاز؛
نه عزت، نه کرامت، نه سربلندی.
پیش از آنکه دیرتر شود، قدرت را واگذار کنید و بروید.
ایران را رها کنید و آن را به مردمش بسپارید.
بگذارید برای یکبار، مردم واقعاً سرنوشت خود را به دست بگیرند و آزادانه انتخاب کنند.
بگذارید گذار، با کمترین خشونت و بدون فروپاشی سرزمین ایران، ممکن شود.
رضامحمدحسینی
چهارشنبه ۱۷ دی ۴۰۴
زندان قزلحصار
#رضا_محمدحسینی #بیانیه #اعتراضات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
این روزها مردم ایران در کف خیابان ایستادهاند و خواستههای خود را با صدایی رسا فریاد میزنند. آنها مخالفت صریح و بیپردهی خود را با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اعلام کردهاند.
مردم آزادی میخواهند، رفاه میخواهند، عدالت میخواهند.
آنها سالهاست زیر فشار فزایندهی شکاف طبقاتی، فقر، گرانی و تورم افسارگسیخته له شدهاند. زندگیشان به زیر خط فقر سقوط کرده و نگرانی از آینده، به دغدغهی روزمرهی خانوادهها تبدیل شده است. جوانان امید خود را از دست دادهاند؛ نمیدانند چند سال باید کار کنند تا به حداقلهای یک زندگی انسانی برسند، آن هم در شرایطی که درآمد امروزشان حتی پاسخگوی زیستنِ امروز نیست.
مردم بهدرستی این وضعیت را محصول سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی میدانند؛ حکومتی که از آغاز، منافع ایران و مردم ایران برایش اولویت نداشت و ایدئولوژی مذهبی، ماجراجویی منطقهای و دشمنسازی با جهان را بر رفاه، امنیت و آیندهی مردم ترجیح داد.
مردم به خیابان آمدهاند و این اعتراضات در روزهای اخیر، هر روز گستردهتر شده و از شهری به شهر دیگر گسترش یافته است. وقتی انسان چیزی برای از دست دادن ندارد، دیگر نمیگریزد. سینه سپر میکند، میایستد یا مینشیند و در برابر گلولهی نیروهای سرکوبگر مقاومت میکند؛ زیرا جانش به لب رسیده و کارد به استخوانش رسیده است.
در این روزها شمار زیادی از جوانان و حتی نوجوانان بازداشت شدهاند. بنا بر خبرهایی که منتشر میشود و آنچه به گوش ما در زندان میرسد، تعداد قابل توجهی از دانشآموزان نیز بازداشت شدهاند؛ اقدامی که عمق وحشت حکومت از جامعه را عیان میکند.
حکومت همزمان پروژهی اعترافات اجباری را به راه انداخته، پیکر جانباختگان را مصادره میکند و خانوادهها را تحت فشار قرار میدهد تا روایتهای ساختگی را تکرار کنند. این حکومت هیچ حد و مرزی برای جنایت نمیشناسد؛ تا جایی که به بیمارستانها، از جمله بیمارستان ایلام و بیمارستان سینا در تهران، یورش میبرد تا مجروحان را برباید.
در برابر این خشونت سازمانیافته، همبستگی مردم ایران الهامبخش و ستودنی است. پزشکانی که داوطلبانه و رایگان به مجروحان رسیدگی میکنند، وکلایی که اعلام کردهاند بدون دریافت حقالوکاله از بازداشتشدگان دفاع خواهند کرد، کسبوکارهایی که دست به اعتصاب زدهاند، هنرمندانی که از اجرای برنامههایشان خودداری کردهاند و ورزشکارانی که آشکارا در کنار مردم ایستادهاند؛ همه نشانههای زنده بودن جامعهای است که تسلیم نشده است.
امروز زمان آن است که پرستاران، معلمان، کارگران، دانشجویان، پزشکان، بازاریان و همه اقشار جامعه، شانهبهشانهی یکدیگر بایستند و با یک صدا خواستار تغییر اساسی در ساختار سیاسی کشور شوند.
در همینجا لازم میدانم بهصراحت به حاکمیت هشدار بدهم:
به بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، و نگهداری معترضان در سلولهای انفرادی پایان دهید.
هشدار میدهم که اگر حتی یک نفر از معترضان اعدام شود، اینبار شرایط با دفعات قبل تفاوت خواهد داشت و این اقدام قطعاً تأثیر مستقیمی بر سرنوشت حاکمان خواهد گذاشت.
از سرنوشت دیکتاتورهای پیشین مشابه خود عبرت بگیرید؛ تاریخ نشان داده است که سرکوب و خونریزی، هرگز ضامن بقا نبوده است.
خطاب من به نیروهای نظامی و سرکوبگر نیز روشن است:
بدانید کسی که امروز هدف قرار میدهید، ممکن است فردا مشخص شود عضو خانوادهی خودتان بوده، همسایهتان، هممحلیتان، همکلاسی یا دوست قدیمیتان.
تاریخ دربارهی شما قضاوت خواهد کرد که در کدام سوی ایستادید.
شرافت و وجدان خود را معیار قرار دهید، در کنار مردم بایستید و به سوی مردم شلیک نکنید.
این حکومت دیر یا زود رفتنی است، اما شما قرار است در همین ایران زندگی کنید.
آیا آن روز میتوانید با سری بلند در چشم فرزندانتان نگاه کنید؟
تلاش کنید در این روزهای سرنوشتساز، نامی نیک از خود بهجا بگذارید.
و خطاب پایانی به حاکمان:
آنچه امروز میبینید، نتیجهی مستقیم اعمال خود شماست. شما همان چیزی را درو میکنید که سالها کاشتهاید. نسبت دادن اعتراضات مردم به «بیگانه» و «دشمن» چیزی جز فریب و آدرس غلط دادن نیست.
این مردم اغتشاشگر نیستند، دشمن کشور خود نیستند. آنها میخواهند در همین سرزمین کار کنند، زندگی کنند و با عزت و کرامت زیست کنند. اما شما همهچیز را از آنها گرفتهاید:
نه آب دارند، نه برق، نه گاز؛
نه عزت، نه کرامت، نه سربلندی.
پیش از آنکه دیرتر شود، قدرت را واگذار کنید و بروید.
ایران را رها کنید و آن را به مردمش بسپارید.
بگذارید برای یکبار، مردم واقعاً سرنوشت خود را به دست بگیرند و آزادانه انتخاب کنند.
بگذارید گذار، با کمترین خشونت و بدون فروپاشی سرزمین ایران، ممکن شود.
رضامحمدحسینی
چهارشنبه ۱۷ دی ۴۰۴
زندان قزلحصار
#رضا_محمدحسینی #بیانیه #اعتراضات_سراسری
@Tavaana_TavaanaTech
❤23🕊5
اعلام حمایت ۲۲۲ فعال سیاسی و مدنی از بیانیه ١٧امضا با محوریت «نجات ایران»
در پی گسترش اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و همصدایی شهروندان در دهها شهر ایران با شعارهای آزادیخواهانه و ضداستبدادی، ۲۲۲ فعال سیاسی و مدنی با صدور بیانیهای مشترک، حمایت خود را از بیانیه «۱۷ امضا» با محوریت «نجات ایران» اعلام کرده و بر ضرورت گذار دموکراتیک، سازمانیابی اعتراضات و شکلگیری همگرایی ملی برای پایان دادن به حاکمیت جمهوری اسلامی تأکید کردهاند.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
اعتراضات دی ١٤٠٤ که از بازار تهران شروع شد و اکنون با گذشت یک هفته دهها شهر ایران را با شعارهای سیاسی در بر گرفته و حول شعارهای آزادیخواهانه و ضد استبدادی وحدت یافته است، نشانگر دردها و رنجهای پایانناپذیر ملتی است که طاقتش زیر بار فشار استبداد دینی، سیاست خارجی ستیزهجو و ایدئولوژی ارتجاعی حاکمیت و سیاستهای مخل توسعه طاق شده است.
ما امضاکنندگان از متن بیانیه هفده فعال سیاسی و مدنی و مدافعان حقوق بشر حول نجات ایران و تاکید بر اینکه «نظام نامشروع جمهوریاسلامی رفتنی است» حمایت میکنیم. اعتراض حق جمهور ملت ایران و اقشار مختلف تشکیلدهنده آن است. ما با صدایی رسا اعلام میکنیم که تنها راه نجات کشور از پرتگاه کنونی، گسترش اعتراضات سازمانیافته و همگرایی نیروهای دمکراسیخواه و خواهان تغییرات ساختاری سیاسی است.
زمان تغییر بزرگ فرا رسیده است. خشونت و سرکوب نمیتواند ملتی که تصمیم گرفته سرنوشتش را تغییر بدهد و مسیر ناتمام انقلاب مشروطه و مبارزات بعدی مردم ایران را به مقصد مقصود برساند، متوقف کند. آزادی، دموکراسی و حاکمیت ملی سرنوشت محتوم ایران قرن پانزدهم خورشیدی است.
ما از همه معترضان دعوت میکنیم تا با هوشیاری و پایبندی به اصول مبارزه خشونتپرهیز، رعایت الزامات استقلال کشوربر ضرورت رویکردهای مشارکتی فراگیر و پرهیز از شعارهای اختلافافکنانه تاکید کنند.
در عین حال به باور ما حمایت نهادهای دموکراتیک و سازمانهای بینالمللی حقوقبشری در چارچوب قوانین جهانی از خواستهای مردم ایران و بدون دخالت در روندهایی که مختص آنها است، امری مفید است.
راه نجات ایران عزیزمان از به هم پیوستن گرایشها، اصناف و جنبشهای اجتماعی معترض به وضع موجود میگذرد تا یک ابرجنبش قدرتمند برای تحمیل رفراندوم و انتخابات مجلس موسسان در چارچوب موازین انتخابات آزاد و منصفانه و حفظ یکپارچگی سرزمینی و استقلال ایران در لحظه موعود شکل بگیرد.
تا آن روز همبستگی و مقاومت جمعی ما حول ملت واحد متکثر و نه گفتن به تمامی اشکال اقتدارگرایی و ایستادگی تقلیلناپذیر بر گذار به دمکراسی و پی افکندن مناسباتی جدید در تاریخ معاصر ایران، چراغ راه خواهد بود.
اسامی امضاکنندگان را اینجا ببینید.
https://tinyurl.com/mvxvryjh
#بیانیه #همبستگی #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در پی گسترش اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و همصدایی شهروندان در دهها شهر ایران با شعارهای آزادیخواهانه و ضداستبدادی، ۲۲۲ فعال سیاسی و مدنی با صدور بیانیهای مشترک، حمایت خود را از بیانیه «۱۷ امضا» با محوریت «نجات ایران» اعلام کرده و بر ضرورت گذار دموکراتیک، سازمانیابی اعتراضات و شکلگیری همگرایی ملی برای پایان دادن به حاکمیت جمهوری اسلامی تأکید کردهاند.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
اعتراضات دی ١٤٠٤ که از بازار تهران شروع شد و اکنون با گذشت یک هفته دهها شهر ایران را با شعارهای سیاسی در بر گرفته و حول شعارهای آزادیخواهانه و ضد استبدادی وحدت یافته است، نشانگر دردها و رنجهای پایانناپذیر ملتی است که طاقتش زیر بار فشار استبداد دینی، سیاست خارجی ستیزهجو و ایدئولوژی ارتجاعی حاکمیت و سیاستهای مخل توسعه طاق شده است.
ما امضاکنندگان از متن بیانیه هفده فعال سیاسی و مدنی و مدافعان حقوق بشر حول نجات ایران و تاکید بر اینکه «نظام نامشروع جمهوریاسلامی رفتنی است» حمایت میکنیم. اعتراض حق جمهور ملت ایران و اقشار مختلف تشکیلدهنده آن است. ما با صدایی رسا اعلام میکنیم که تنها راه نجات کشور از پرتگاه کنونی، گسترش اعتراضات سازمانیافته و همگرایی نیروهای دمکراسیخواه و خواهان تغییرات ساختاری سیاسی است.
زمان تغییر بزرگ فرا رسیده است. خشونت و سرکوب نمیتواند ملتی که تصمیم گرفته سرنوشتش را تغییر بدهد و مسیر ناتمام انقلاب مشروطه و مبارزات بعدی مردم ایران را به مقصد مقصود برساند، متوقف کند. آزادی، دموکراسی و حاکمیت ملی سرنوشت محتوم ایران قرن پانزدهم خورشیدی است.
ما از همه معترضان دعوت میکنیم تا با هوشیاری و پایبندی به اصول مبارزه خشونتپرهیز، رعایت الزامات استقلال کشوربر ضرورت رویکردهای مشارکتی فراگیر و پرهیز از شعارهای اختلافافکنانه تاکید کنند.
در عین حال به باور ما حمایت نهادهای دموکراتیک و سازمانهای بینالمللی حقوقبشری در چارچوب قوانین جهانی از خواستهای مردم ایران و بدون دخالت در روندهایی که مختص آنها است، امری مفید است.
راه نجات ایران عزیزمان از به هم پیوستن گرایشها، اصناف و جنبشهای اجتماعی معترض به وضع موجود میگذرد تا یک ابرجنبش قدرتمند برای تحمیل رفراندوم و انتخابات مجلس موسسان در چارچوب موازین انتخابات آزاد و منصفانه و حفظ یکپارچگی سرزمینی و استقلال ایران در لحظه موعود شکل بگیرد.
تا آن روز همبستگی و مقاومت جمعی ما حول ملت واحد متکثر و نه گفتن به تمامی اشکال اقتدارگرایی و ایستادگی تقلیلناپذیر بر گذار به دمکراسی و پی افکندن مناسباتی جدید در تاریخ معاصر ایران، چراغ راه خواهد بود.
اسامی امضاکنندگان را اینجا ببینید.
https://tinyurl.com/mvxvryjh
#بیانیه #همبستگی #اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10👍4❤1
بیانیه اساتید دانشگاهها و پژوهشگاههای ایران؛ حمایت صریح از اعتراضات و هشدار نسبت به سرکوب
جمعی از اساتید لیبرال دانشگاهها و پژوهشگاههای ایران با انتشار بیانیهای، موضعی صریح در حمایت از اعتراضات مردمی اتخاذ کرده و نسبت به سرکوب، کشتار شهروندان و وضعیت کنونی کشور واکنش نشان دادهاند.
در ابتدای این بیانیه آمده است:
«این رژیم شکوه ایران را به تاراج برده، نخبگانش را به بند کشیده و فرزندانش را به خاک افکنده است. امروز خیابانهای وطن هر شب و روز با خون سرخ جوانان در حال گلگون شدن است. این جاویدنامان جرمی جز عشق به زندگی و تمنای آزادی ندارند.»
امضاکنندگان بیانیه با اشاره به برخورد حاکمیت با اعتراضات مردمی نوشتهاند:
«ضحاک زمانه بار دیگر برای بقای ولایت نامشروع و نامقبول خود فرمان داده تا سینهی ستبر فرزندان این مرز و بوم را بشکافند.»
در ادامه این بیانیه، اساتید دانشگاهها تصریح کردهاند:
«ما اساتید دانشگاههای ایران، اینبار نه با زبان استدلال که با زبان خشم سخن میگوییم، چرا که مدتهاست سر تا پای رژیم اسلامی را فساد و تعفن فرا گرفته است.»
در بخش دیگری از بیانیه خطاب به جریانهای وابسته به حاکمیت آمده است:
«آیا صدای نه فقط فریاد اعتراض، که صدا و بوی انقلابِ دانشجو، معلم، کارگر، زنان، مردان، دختران و پسران ما را زیر چکمههای ولایت مطلقهی فقیه نمیشنوید؟»
اساتید امضاکننده در ادامه تأکید کردهاند:
«اجامر ارکان رژیم ولایی با دستانی که به خون مردم آلوده شده، هرگز توان ادارهی این سرزمین را نخواهند داشت» و افزودهاند:
«رژیمی که پاسخ منطق را با سرب و پاسخ قلم را با تهدید، اخراج، زندان و چوبهی دار میدهد، محکوم به فناست.»
در بخشی از این بیانیه، ضمن نفی هرگونه روزنهگشایی و اصلاحطلبی خواست اصلی ملت چنین بیان شده است:
«سخن امروز ملت ایران، برکندن بنیان ستم و بازپسگیری ایران عزیز ما است.»
در ادامه، بخش مفصلی از بیانیه خطاب به دانشگاهیان سراسر کشور اختصاص یافته و آمده است:
«ایستادن در حاشیهی تاریخ و تماشای به مسلخ رفتن شاگردان ما، ننگی پاکنشدنی و نابخشودنی است. امروز زمان عافیتطلبی و میانهبازی نیست. دانشگاه نباید خانهی سکوت باشد وقتی خیابان سنگر شده است.»
اساتید دانشگاهها همچنین نوشتهاند:
«ما از تمامی استادان، پژوهشگران و نخبگان میخواهیم که بیدرنگ و بیمحابا با کلام و عمل خود به صفوف دانشجویان بپیوندند.»
در بخش دیگری از این خطاب آمده است:
«کلاسهای درس را به حرمت خونهای ریختهشده تعطیل کنید و دانش و تخصص خود را در خدمت سازماندهی رستاخیز ملی قرار دهید. دانشگاه را به سنگر واقعی آزادی تبدیل کنید.»
و در ادامه تأکید شده است:
«سکوت امروز ما، امضای حکم تیر جلادان بر سینهی فرزندان ما است.»
در بخش مربوط به مردم ایران، بیانیه با تأکید بر همبستگی ملی آورده است:
«این یک خیزش ملی است و تنها با اتحاد همه ایرانیان، فارغ از عقیده، گرایش و پیشینه، و با پایبندی به یکپارچگی ایرانزمین به پیروزی خواهد رسید.»
اساتید امضاکننده همچنین اعلام کردهاند:
«ما اساتید در کنار مردم ایران برای حق تعیین سرنوشت و در پیوند با ارادهی آنان ایستادهایم.»
در بخش پایانی، بیانیه هشداری صریح به نیروهای سرکوبگر داده و تصریح کرده است:
«با شما هستیم که تفنگ بر سینهی هموطن خود گذاشتهاید. اینان نه دشمن، که پدران، مادران، برادران، خواهران و فرزندان شما هستند.»
و افزوده است:
«بدانید هیچ حکومتی با تکیه بر سرنیزه باقی نمانده» و
«دادخواهی ملی در راه است و پس از پیروزی، هیچ فرمانی عذر موجه برای جنایت نخواهد بود.»
در پایان این بیانیه، اساتید دانشگاهها تأکید کردهاند که مسئولیت تاریخی سرکوب متوجه آمران و عاملان آن خواهد بود و آینده ایران تنها با پایان خشونت و احترام به اراده مردم رقم خواهد خورد.
#اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جمعی از اساتید لیبرال دانشگاهها و پژوهشگاههای ایران با انتشار بیانیهای، موضعی صریح در حمایت از اعتراضات مردمی اتخاذ کرده و نسبت به سرکوب، کشتار شهروندان و وضعیت کنونی کشور واکنش نشان دادهاند.
در ابتدای این بیانیه آمده است:
«این رژیم شکوه ایران را به تاراج برده، نخبگانش را به بند کشیده و فرزندانش را به خاک افکنده است. امروز خیابانهای وطن هر شب و روز با خون سرخ جوانان در حال گلگون شدن است. این جاویدنامان جرمی جز عشق به زندگی و تمنای آزادی ندارند.»
امضاکنندگان بیانیه با اشاره به برخورد حاکمیت با اعتراضات مردمی نوشتهاند:
«ضحاک زمانه بار دیگر برای بقای ولایت نامشروع و نامقبول خود فرمان داده تا سینهی ستبر فرزندان این مرز و بوم را بشکافند.»
در ادامه این بیانیه، اساتید دانشگاهها تصریح کردهاند:
«ما اساتید دانشگاههای ایران، اینبار نه با زبان استدلال که با زبان خشم سخن میگوییم، چرا که مدتهاست سر تا پای رژیم اسلامی را فساد و تعفن فرا گرفته است.»
در بخش دیگری از بیانیه خطاب به جریانهای وابسته به حاکمیت آمده است:
«آیا صدای نه فقط فریاد اعتراض، که صدا و بوی انقلابِ دانشجو، معلم، کارگر، زنان، مردان، دختران و پسران ما را زیر چکمههای ولایت مطلقهی فقیه نمیشنوید؟»
اساتید امضاکننده در ادامه تأکید کردهاند:
«اجامر ارکان رژیم ولایی با دستانی که به خون مردم آلوده شده، هرگز توان ادارهی این سرزمین را نخواهند داشت» و افزودهاند:
«رژیمی که پاسخ منطق را با سرب و پاسخ قلم را با تهدید، اخراج، زندان و چوبهی دار میدهد، محکوم به فناست.»
در بخشی از این بیانیه، ضمن نفی هرگونه روزنهگشایی و اصلاحطلبی خواست اصلی ملت چنین بیان شده است:
«سخن امروز ملت ایران، برکندن بنیان ستم و بازپسگیری ایران عزیز ما است.»
در ادامه، بخش مفصلی از بیانیه خطاب به دانشگاهیان سراسر کشور اختصاص یافته و آمده است:
«ایستادن در حاشیهی تاریخ و تماشای به مسلخ رفتن شاگردان ما، ننگی پاکنشدنی و نابخشودنی است. امروز زمان عافیتطلبی و میانهبازی نیست. دانشگاه نباید خانهی سکوت باشد وقتی خیابان سنگر شده است.»
اساتید دانشگاهها همچنین نوشتهاند:
«ما از تمامی استادان، پژوهشگران و نخبگان میخواهیم که بیدرنگ و بیمحابا با کلام و عمل خود به صفوف دانشجویان بپیوندند.»
در بخش دیگری از این خطاب آمده است:
«کلاسهای درس را به حرمت خونهای ریختهشده تعطیل کنید و دانش و تخصص خود را در خدمت سازماندهی رستاخیز ملی قرار دهید. دانشگاه را به سنگر واقعی آزادی تبدیل کنید.»
و در ادامه تأکید شده است:
«سکوت امروز ما، امضای حکم تیر جلادان بر سینهی فرزندان ما است.»
در بخش مربوط به مردم ایران، بیانیه با تأکید بر همبستگی ملی آورده است:
«این یک خیزش ملی است و تنها با اتحاد همه ایرانیان، فارغ از عقیده، گرایش و پیشینه، و با پایبندی به یکپارچگی ایرانزمین به پیروزی خواهد رسید.»
اساتید امضاکننده همچنین اعلام کردهاند:
«ما اساتید در کنار مردم ایران برای حق تعیین سرنوشت و در پیوند با ارادهی آنان ایستادهایم.»
در بخش پایانی، بیانیه هشداری صریح به نیروهای سرکوبگر داده و تصریح کرده است:
«با شما هستیم که تفنگ بر سینهی هموطن خود گذاشتهاید. اینان نه دشمن، که پدران، مادران، برادران، خواهران و فرزندان شما هستند.»
و افزوده است:
«بدانید هیچ حکومتی با تکیه بر سرنیزه باقی نمانده» و
«دادخواهی ملی در راه است و پس از پیروزی، هیچ فرمانی عذر موجه برای جنایت نخواهد بود.»
در پایان این بیانیه، اساتید دانشگاهها تأکید کردهاند که مسئولیت تاریخی سرکوب متوجه آمران و عاملان آن خواهد بود و آینده ایران تنها با پایان خشونت و احترام به اراده مردم رقم خواهد خورد.
#اعتراضات_سراسری #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤26👍12💯4
مهدی محمودیان و عبدالله مؤمنی، دو فعال سیاسی، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) به کشتار معترضان در ایران واکنش نشان دادند و نوشتند: «صدای ما از ماتمکدهای میآید که حاکمانش بر دریای خون ملتش جشن پیروزی گرفتهاند.»
این دو فعال سیاسی که پس از حدود دو هفته قطعی گسترده اینترنت بار دیگر به شبکههای اجتماعی دسترسی یافتهاند، همزمان از مواضع محمد خاتمی، رئیسجمهور پیشین ایران، درباره موج تازه اعتراضات سراسری انتقاد کردهاند.
محمودیان و مؤمنی در متن خود، ایران را «ماتمکده» خوانده و تأکید کردهاند: «اینجا کشوری است که مدعیان گفتوگوی تمدنها، دستان خونی ولایت را میشویند و با جانیان، به نام ‘عهد’، اخوت میبندند.»
این موضعگیری در واکنش به بیانیه محمد خاتمی منتشر شده است؛ بیانیهای که در آن، بدون اشارهای به کشتار گسترده معترضان، اعتراضات سراسری اخیر در ایران «توطئهای بزرگ و برنامهریزیشده» توصیف شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
این دو فعال سیاسی که پس از حدود دو هفته قطعی گسترده اینترنت بار دیگر به شبکههای اجتماعی دسترسی یافتهاند، همزمان از مواضع محمد خاتمی، رئیسجمهور پیشین ایران، درباره موج تازه اعتراضات سراسری انتقاد کردهاند.
محمودیان و مؤمنی در متن خود، ایران را «ماتمکده» خوانده و تأکید کردهاند: «اینجا کشوری است که مدعیان گفتوگوی تمدنها، دستان خونی ولایت را میشویند و با جانیان، به نام ‘عهد’، اخوت میبندند.»
این موضعگیری در واکنش به بیانیه محمد خاتمی منتشر شده است؛ بیانیهای که در آن، بدون اشارهای به کشتار گسترده معترضان، اعتراضات سراسری اخیر در ایران «توطئهای بزرگ و برنامهریزیشده» توصیف شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
👍25💯6👌4💔3❤1
زرتشت احمدی راغب:
چگونه میشود گروهی اندکشمار برای حفظ قدرت، چنین فاجعهای خونین و سیاه را بر ملت ایران تحمیل کنند؟
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، پس از شنیدن اخبار کشتار فجیع و گسترده مردم معترض در ایران، با انتشار متنی سوگوارانه، پرسشی بنیادین را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: چگونه گروهی اندکشمار در رأس قدرت، برای حفظ حکومت خود، دست به چنین جنایتی زدهاند و فاجعهای چنین خونین، دردناک و سیاه را بر ملت ایران تحمیل کردهاند؛ جنایتی که به گفته او، آمران و عاملانش باید در برابر ملت ایران و جامعه جهانی پاسخگو باشند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
درود هممیهنانم.
سوگمندانه، ابعاد این جنایت علیه هممیهنان چنان ژرف و گسترده است که دیگر هیچ واژهای به یاری ما نمیآید تا سخنی بگوییم؛ حتی قلم نیز در حالِ گریستن است.
چگونه میشود عدهای، گروهی اندکشمار نشسته در صدر قدرت و حکومت، و پیروان جنایتکار و تروریستشان، برای حفظ جان بیمقدار خود و ماندن در حکومت، دست به چنین کشتاری بزنند؟
چگونه فاجعهای چنین خونین، دردناک، سیاه و عمیق را بر ملت و کشور ایران تحمیل کنند؟
مگر نه اینکه سالهای سال، میهندوستان و دلسوزان این سرزمین همواره فریاد زدند که با زور و استبداد، خشونت، اعدام، سرکوب، سانسور، فیلتر و به گلوله بستن مردم معترض و به جان آمده از دیکتاتوری، اداره کشور میسر نخواهد شد؟
اما شیفتگی به قدرت و ثروت چنان حاکمان خودکامه و متوهم را مجذوب خود کرده بود که کور و کر بودند و همواره پاسخ آزادیخواهان را با پروندهسازی و تهدید به زندان میدادند.
اینک با قلم سوگوار خویش، همدردی و همراهی خود را همچنان با ملت ارجمند ایران و خانوادههایی که عزیزانشان را برای آزادی کشور از دست دادند، اعلام میکنم.
در این میان، از هممیهنان خارج از کشور بسیار سپاسگزارم که اتحاد، همبستگی و دلدادگی خود را به مردم رنجکشیده و کشتهداده، بهخوبی نشان میدهند. با وجود تمامی محدودیتها از سوی دستگاه سرکوب حاکم، همانند قطع اینترنت، اختلال در تلفن و ممانعت از گردش آزاد اطلاعات و اخبار، ما همچنان فریاد علیه دیکتاتور و مخالفت با حکومت را اعلام میکنیم.
بیتردید آمران و عاملان این جنایت و کشتار مردم ایران، که با نقض آشکار حقوق بشر نشان دادند هیچ اهمیتی به قانون و انسانیت نمیدهند، باید پشت میز محاکمه قرار بگیرند و پاسخگوی این خونریزیها در برابر ملت ایران و جامعه جهانی باشند.
پیروزی ملت ایران نزدیک است.
از اینکه به جهت شنیدن این اخبار و اینهمه کشتار و جنایت علیه مردم ایران، دق نکرده و نمردهام، در پیشگاه انسانیت و ملت ایران سرافکندهام.
#زرتشت_احمدی_راغب
زندان مرکزی کرج
#بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
چگونه میشود گروهی اندکشمار برای حفظ قدرت، چنین فاجعهای خونین و سیاه را بر ملت ایران تحمیل کنند؟
زرتشت احمدی راغب، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، پس از شنیدن اخبار کشتار فجیع و گسترده مردم معترض در ایران، با انتشار متنی سوگوارانه، پرسشی بنیادین را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: چگونه گروهی اندکشمار در رأس قدرت، برای حفظ حکومت خود، دست به چنین جنایتی زدهاند و فاجعهای چنین خونین، دردناک و سیاه را بر ملت ایران تحمیل کردهاند؛ جنایتی که به گفته او، آمران و عاملانش باید در برابر ملت ایران و جامعه جهانی پاسخگو باشند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
درود هممیهنانم.
سوگمندانه، ابعاد این جنایت علیه هممیهنان چنان ژرف و گسترده است که دیگر هیچ واژهای به یاری ما نمیآید تا سخنی بگوییم؛ حتی قلم نیز در حالِ گریستن است.
چگونه میشود عدهای، گروهی اندکشمار نشسته در صدر قدرت و حکومت، و پیروان جنایتکار و تروریستشان، برای حفظ جان بیمقدار خود و ماندن در حکومت، دست به چنین کشتاری بزنند؟
چگونه فاجعهای چنین خونین، دردناک، سیاه و عمیق را بر ملت و کشور ایران تحمیل کنند؟
مگر نه اینکه سالهای سال، میهندوستان و دلسوزان این سرزمین همواره فریاد زدند که با زور و استبداد، خشونت، اعدام، سرکوب، سانسور، فیلتر و به گلوله بستن مردم معترض و به جان آمده از دیکتاتوری، اداره کشور میسر نخواهد شد؟
اما شیفتگی به قدرت و ثروت چنان حاکمان خودکامه و متوهم را مجذوب خود کرده بود که کور و کر بودند و همواره پاسخ آزادیخواهان را با پروندهسازی و تهدید به زندان میدادند.
اینک با قلم سوگوار خویش، همدردی و همراهی خود را همچنان با ملت ارجمند ایران و خانوادههایی که عزیزانشان را برای آزادی کشور از دست دادند، اعلام میکنم.
در این میان، از هممیهنان خارج از کشور بسیار سپاسگزارم که اتحاد، همبستگی و دلدادگی خود را به مردم رنجکشیده و کشتهداده، بهخوبی نشان میدهند. با وجود تمامی محدودیتها از سوی دستگاه سرکوب حاکم، همانند قطع اینترنت، اختلال در تلفن و ممانعت از گردش آزاد اطلاعات و اخبار، ما همچنان فریاد علیه دیکتاتور و مخالفت با حکومت را اعلام میکنیم.
بیتردید آمران و عاملان این جنایت و کشتار مردم ایران، که با نقض آشکار حقوق بشر نشان دادند هیچ اهمیتی به قانون و انسانیت نمیدهند، باید پشت میز محاکمه قرار بگیرند و پاسخگوی این خونریزیها در برابر ملت ایران و جامعه جهانی باشند.
پیروزی ملت ایران نزدیک است.
از اینکه به جهت شنیدن این اخبار و اینهمه کشتار و جنایت علیه مردم ایران، دق نکرده و نمردهام، در پیشگاه انسانیت و ملت ایران سرافکندهام.
#زرتشت_احمدی_راغب
زندان مرکزی کرج
#بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔31❤9🕊4👍1
نسرین ستوده:
ما خواهان عدالتیم؛ جنایت علیه انسانها وقتی سیستماتیک باشد، جنایت علیه بشریت است
نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و وکیل دادگستری، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود، با اشاره به کشتار و سرکوب گسترده مردم ایران، تأکید کرد که این جنایتها هرگز نباید به فراموشی سپرده شوند. او با یادآوری تجربههای تاریخی همچون آلمان نازی، یوگسلاوی سابق و آفریقای جنوبی نوشت همانگونه که مصونیت عاملان آن جنایتها در برابر عدالت فرو ریخت، آمران و عاملان جنایتهای امروز نیز باید در برابر دادگاه عدالت قرار گیرند، زیرا جنایت گسترده و سیستماتیک علیه مردم، جنایت علیه بشریت است و بیپاسخ نخواهد ماند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
«هرگز نمیتوانیم آنچه را که در یک ماه گذشته دیدیم، فراموش کنیم. علیه فراموشی هرگز نمیتوانیم در قبال جانهای عزیزی که از دست دادیم، سکوت کنیم، علیه سکوت. و هر گز نمیتوانیم این کشتار و بی عدالتی عظیم، این خشونت عریان و این وقاحت تمام عیار را نادیده بگیریم. علیه نادیده گرفتن. بشر همواره راهی برای غلبه بر احساس بیعدالتی و جنایت گسترده پیدا کرده است. تمام ماموران حکومتی در آلمان نازی، یوگسلاوی سابق و آفریقای جنوبی هفتهها و ماهها و سالها با تکیه بر پست دولتیشان و سرخوش از مصونیت حکومتیشان، دست به خون هزاران انسان آلوده بودند. اما در یک لحظه، یک لحظه ی تاریخی، همهی این مصونیت ها در مقابل عدالتی که انسان جستجو میکرد، رنگ باختند. آن ها محاکمه و مجازات شدند. محاکماتی که جنایت علیه بشریت را بی پاسخ نگذارد. جنایت علیه انسانها وقتی گسترده و سیستماتیک باشد، جنایت علیه همه انسانها و جنایت علیه بشریت است، درست مانند جنایتی که از سر گذراندیم و تصادفا از آن زنده بیرون آمدهایم. ما خواهان عدالتیم.»
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #نسرین_ستوده #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
ما خواهان عدالتیم؛ جنایت علیه انسانها وقتی سیستماتیک باشد، جنایت علیه بشریت است
نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و وکیل دادگستری، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود، با اشاره به کشتار و سرکوب گسترده مردم ایران، تأکید کرد که این جنایتها هرگز نباید به فراموشی سپرده شوند. او با یادآوری تجربههای تاریخی همچون آلمان نازی، یوگسلاوی سابق و آفریقای جنوبی نوشت همانگونه که مصونیت عاملان آن جنایتها در برابر عدالت فرو ریخت، آمران و عاملان جنایتهای امروز نیز باید در برابر دادگاه عدالت قرار گیرند، زیرا جنایت گسترده و سیستماتیک علیه مردم، جنایت علیه بشریت است و بیپاسخ نخواهد ماند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
«هرگز نمیتوانیم آنچه را که در یک ماه گذشته دیدیم، فراموش کنیم. علیه فراموشی هرگز نمیتوانیم در قبال جانهای عزیزی که از دست دادیم، سکوت کنیم، علیه سکوت. و هر گز نمیتوانیم این کشتار و بی عدالتی عظیم، این خشونت عریان و این وقاحت تمام عیار را نادیده بگیریم. علیه نادیده گرفتن. بشر همواره راهی برای غلبه بر احساس بیعدالتی و جنایت گسترده پیدا کرده است. تمام ماموران حکومتی در آلمان نازی، یوگسلاوی سابق و آفریقای جنوبی هفتهها و ماهها و سالها با تکیه بر پست دولتیشان و سرخوش از مصونیت حکومتیشان، دست به خون هزاران انسان آلوده بودند. اما در یک لحظه، یک لحظه ی تاریخی، همهی این مصونیت ها در مقابل عدالتی که انسان جستجو میکرد، رنگ باختند. آن ها محاکمه و مجازات شدند. محاکماتی که جنایت علیه بشریت را بی پاسخ نگذارد. جنایت علیه انسانها وقتی گسترده و سیستماتیک باشد، جنایت علیه همه انسانها و جنایت علیه بشریت است، درست مانند جنایتی که از سر گذراندیم و تصادفا از آن زنده بیرون آمدهایم. ما خواهان عدالتیم.»
#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #نسرین_ستوده #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊25❤8👍1💯1
رضا خندان از زندان اوین:
این، سرکوب نبود، بلکه تلاش برای خم کردن کمر ملت و برجا گذاشتن »زمین سوخته» بود
رضا خندان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در نامهای از درون زندان و با استناد به خبرهایی که قطرهچکانی از طریق تماسهای تلفنی به زندانیان میرسد، از بهت و شوک عمیق در برابر «قتلعام گسترده و سیستماتیک مردم ایران» سخن گفته و تأکید کرده است آنچه در هفتههای اخیر رخ داده، نه صرفاً سرکوب اعتراضات، بلکه یکی از خونبارترین جنایات علیه بشریت در تاریخ معاصر است؛ جنایتی که به گفته او هدفش «خمکردن کمر ملت و بر جای گذاشتن زمین سوخته» بوده و باید در یک دادگاه ویژه بینالمللی مورد رسیدگی و محاکمه قرار گیرد.
متن این نامه به شرح زیر است:
نامهی رضا از زندان در اعتراض به قتل عام معترضان:
ما همه بهتزدهایم، این روزها در زندان توسط تنها روزنهی کوچک و محدودی که داریم از طریق تماس تلفنی با خانواده، ذره ذره خبرهای هولناکی از قتل عام بسیار بسیار گستردهی مردم در خیابانهای شهرها و روستاهای کشور به گوشمان میرسد. تا به خود بیاییم و بزرگی و وسعت جنایات را درک و هضم کنیم، خبرهای هولناکتر و دهشتناکتری بر سرمان آوار میشود که قابل هضم نیستند. سانسور کامل و محدودیت کامل خبری موجب شده است همه، کم کم به عمق فاجعه پی ببرند. با هر خبر جدید شوک بزرگی به زندانیان وارد میشود. اکنون هم که این یادداشت را مینویسم، هنوز از ابعاد کامل جنایات رخ داده دراعتراضات هفتههای اخیر خبر دقیقی نداریم. اما آنچه که تا اینجا به طور قطع مشخص شده است یکی از بیرحمانهترین، سهمگین ترین و خونبارترین کشتارها و سرکوب های تاریخ اعتراضات جهان در مدت کوتاهي بوده است. واژه ها و کلمات به هیچ عنوان گویای شدت و وسعت جنایت رخ داده نیست. ما همه در بهت و شوک عظیم ناشی از قتل وسیع و سیستماتیک در ایران هستیم. در همدردی و همراهی با مجروحان ناشی از شلیک بیامان بر سر و صورت و چشمان مردمی هستیم که آسیبهای شدیدی دیدهاند. در بهت از دست دادن نسلی هستیم که قرار بود آیندهی کشورمان را رقم بزنند. نسلی که هیچ امیدی به آینده نداشت. نسلی که تحقیر شده بود. نسلی که به دنبال کرامت انسانی و یک زندگی معمولی بود. جنایاتی که ظرف مدت کوتاهی رخ داد، حتی بسیار فراتر از سرکوب اعتراضاتی بود که در حال انجام بود. این، سرکوب نبود، بلکه تلاش برای خم کردن کمر ملت و برجا گذاشتن "زمین سوخته" بود که پیشتر وعده داده شده بود. ملتی که به دنبال زندگی سعادتمند است. ما و تمام شهروندان و فعالان حقوق بشر و وکلا باید خواستار تشکیل دادگاه ویژه رسیدگی به جنایات علیه بشریت و تحقیق و رسیدگی و محاکمهی تمام کسانی باشیم که در این کشتار و سرکوب دست داشته اند. در آخر همدردیام را با خانوادههایی که داغدار فرزندان و عزیزانشان هستند و هزاران هموطنی که آسیبهای جبران ناپذیری را متحمل شدهاند، اعلام میکنم و برای مردم عزیزمان روزهای شکوهمند توام با آزادی و کرامت انسانی آرزو میکنم. رضا خندان ۵/بهمن/ ۱۴۰۴ زندان اوین
#رضا_خندان #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
این، سرکوب نبود، بلکه تلاش برای خم کردن کمر ملت و برجا گذاشتن »زمین سوخته» بود
رضا خندان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در نامهای از درون زندان و با استناد به خبرهایی که قطرهچکانی از طریق تماسهای تلفنی به زندانیان میرسد، از بهت و شوک عمیق در برابر «قتلعام گسترده و سیستماتیک مردم ایران» سخن گفته و تأکید کرده است آنچه در هفتههای اخیر رخ داده، نه صرفاً سرکوب اعتراضات، بلکه یکی از خونبارترین جنایات علیه بشریت در تاریخ معاصر است؛ جنایتی که به گفته او هدفش «خمکردن کمر ملت و بر جای گذاشتن زمین سوخته» بوده و باید در یک دادگاه ویژه بینالمللی مورد رسیدگی و محاکمه قرار گیرد.
متن این نامه به شرح زیر است:
نامهی رضا از زندان در اعتراض به قتل عام معترضان:
ما همه بهتزدهایم، این روزها در زندان توسط تنها روزنهی کوچک و محدودی که داریم از طریق تماس تلفنی با خانواده، ذره ذره خبرهای هولناکی از قتل عام بسیار بسیار گستردهی مردم در خیابانهای شهرها و روستاهای کشور به گوشمان میرسد. تا به خود بیاییم و بزرگی و وسعت جنایات را درک و هضم کنیم، خبرهای هولناکتر و دهشتناکتری بر سرمان آوار میشود که قابل هضم نیستند. سانسور کامل و محدودیت کامل خبری موجب شده است همه، کم کم به عمق فاجعه پی ببرند. با هر خبر جدید شوک بزرگی به زندانیان وارد میشود. اکنون هم که این یادداشت را مینویسم، هنوز از ابعاد کامل جنایات رخ داده دراعتراضات هفتههای اخیر خبر دقیقی نداریم. اما آنچه که تا اینجا به طور قطع مشخص شده است یکی از بیرحمانهترین، سهمگین ترین و خونبارترین کشتارها و سرکوب های تاریخ اعتراضات جهان در مدت کوتاهي بوده است. واژه ها و کلمات به هیچ عنوان گویای شدت و وسعت جنایت رخ داده نیست. ما همه در بهت و شوک عظیم ناشی از قتل وسیع و سیستماتیک در ایران هستیم. در همدردی و همراهی با مجروحان ناشی از شلیک بیامان بر سر و صورت و چشمان مردمی هستیم که آسیبهای شدیدی دیدهاند. در بهت از دست دادن نسلی هستیم که قرار بود آیندهی کشورمان را رقم بزنند. نسلی که هیچ امیدی به آینده نداشت. نسلی که تحقیر شده بود. نسلی که به دنبال کرامت انسانی و یک زندگی معمولی بود. جنایاتی که ظرف مدت کوتاهی رخ داد، حتی بسیار فراتر از سرکوب اعتراضاتی بود که در حال انجام بود. این، سرکوب نبود، بلکه تلاش برای خم کردن کمر ملت و برجا گذاشتن "زمین سوخته" بود که پیشتر وعده داده شده بود. ملتی که به دنبال زندگی سعادتمند است. ما و تمام شهروندان و فعالان حقوق بشر و وکلا باید خواستار تشکیل دادگاه ویژه رسیدگی به جنایات علیه بشریت و تحقیق و رسیدگی و محاکمهی تمام کسانی باشیم که در این کشتار و سرکوب دست داشته اند. در آخر همدردیام را با خانوادههایی که داغدار فرزندان و عزیزانشان هستند و هزاران هموطنی که آسیبهای جبران ناپذیری را متحمل شدهاند، اعلام میکنم و برای مردم عزیزمان روزهای شکوهمند توام با آزادی و کرامت انسانی آرزو میکنم. رضا خندان ۵/بهمن/ ۱۴۰۴ زندان اوین
#رضا_خندان #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی
#جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
💔27❤11🕊4💯1
ابوالفضل قدیانی: فرمان قتلعام، انتقام خونین علی خامنهای از ملت ایران بود
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی و منتقد سرسخت رهبر جمهوری اسلامی، در بیانیهای از بند ۷ زندان اوین، علی خامنهای را «آمر مستقیم قتلعام معترضان» خواند و سرکوب دیماه ۱۴۰۴ را مصداق آشکار «جنایت علیه بشریت» دانست. او با توصیف سخنان خامنهای بهعنوان فرمان آغاز «حمام خون»، از هزاران کشته و مجروح، یورش به بیمارستانها و کشتار سازمانیافته مردم سخن گفت و تأکید کرد این انتقام خونین نشانه فروپاشی حتمی نظام است. قدیانی در پایان، همه جریانهای سیاسی را فراخواند که «حساب خود را از جمهوری اسلامی جدا کنند» و آشکارا در کنار ملت بایستند؛ زیرا به گفته او، سکوت و بیطرفی در برابر این جنایت، همراهی با حکومت خونریز و نامشروع است.
متن کامل بیانیه ابوالفضل قدیانی به شرح زیر است:
«از روز شنبه ۱۳ دیماه ۱۴۰۴ که علی خامنهای، خودکامه، تبهکار و جنایتپیشه ایران، در یک سخنرانی شوم و مرگطلبانه، با کینهتوزی و انتقامجویی فرمان قتلعام معترضان مخالف نظام را صادر کرد تا امروز، هزاران هزار جان عزیز بهدست مزدوران خونریز او به قتل رسیدهاند و ایران را عزادار کردهاند.
علی خامنهای نیرنگباز، قبل از صدور فرمان قتلعام معترضان و مخالفان نظام فاسد و مفسد جمهوری اسلامی، در دروغی آشکار و وقیحانه، تلاش مذبوحانهای کرد که بازار و بازاری را مصادره کند. او گفت:
«بازار و بازاری باخدا، وفادارترین اقشار به نظام و انقلاب اسلامی هستند. ما آنها را خوب میشناسیم.»
ظاهراً او غافل است یا تغافل میکند که بازار امروز با بازار قبل از نظام فاسد جمهوری اسلامی، زمین تا آسمان متفاوت است. اکثریت قاطع بازاریان با این نظام فاسد غارتگر مخالفاند. البته درصد ناچیزی از بازاریانی که همراه حکومتاند، همانهایی هستند که از غارتگریهای علی خامنهای و اعوان و انصارش، لفت و لیسی از چپاول مردم ستمدیده نصیبشان میشود. مستبد تبهکار میخواست آنان را بهجای کل بازار و بازاریان به مردم بفروشد که مردم کالای تقلبی او را نخریدند.
سپس فرمان قتلعام معترضان و مخالفان نظام را با این جمله صادر کرد:
«مسئولان باید با معترضان حرف بزنند، اما حرف زدن با اغتشاشگر فایدهای ندارد، بلکه باید او را سر جایش نشاند.»
یعنی معترضان مخالف نظام را به قتل برسانید. این جمله نشان از دشمنی پایانناپذیر و کینهتوزی و انتقامجویی علی خامنهای، قدرتپرست، نسبت به ملت ایران دارد؛ چرا که او از میزان انزجار ملت ایران نسبت به خود آگاه است و بهروشنی میداند که مردم تحملش نخواهند کرد. البته اکثریت قاطع مردم میخواهند او مسالمتآمیز برود و شر خود را از سر ملت و کشور کم کند، اما علی خامنهای انتقام خونینی از مردم گرفت و حمام خونی به راه انداخت که هیچ لشکر غاصبی با این ملت نکرده بود.
این انتقام و سرکوب به داد او نخواهد رسید و نتیجهای جز راسختر شدن مردم در تصمیم خود مبنی بر بیرون انداختن او از کشور نخواهد داشت. پس از همان سخنرانی، سر و کله سرکوبگران و آدمکشان علی خامنهای، مستبد مجنون قدرت، در ایران پیدا شد و شروع به تهدید و خط و نشان کشیدن علیه معترضان و مخالفان نظام کردند. زمان زیادی نگذشت که سرکوبگران اقدام به قتل و کشتار مردم کردند و تاکنون هزاران هزار نفر از معترضان بیدفاع را به قتل رساندهاند و هزاران نفر را مجروح و عده زیادی را دستگیر کردهاند.
ابعاد جنایت ارتکابی توسط آدمکشان علی خامنهای نسبت به معترضان و مخالفان نظام، در صد سال اخیر بیسابقه است؛ بهطوریکه در محافل حقوق بشری این جنایت عظیم را جنایت علیه بشریت میدانند. وقاحت در جنایت را به جایی رساندهاند که بیشرمانه به بیمارستانها هم یورش میبرند و با تهاجم و اهانت و تهدید کادر درمان، درصدد دستگیری مجروحان برای انتقال به زندان یا قتل آنها هستند و همچنان به روشهای شرورانه خود در برابر جنبشهای اعتراضی مردم در سالهای قبل ادامه میدهند، البته بهمراتب وحشیانهتر و خونبارتر.
به نیروهای سرکوبگر مسلح میگویم: شما که شاهد چنین کشتار بیسابقهای بودهاید، سلاحهای خود را زمین بگذارید، به مردم معترض بپیوندید یا حداقل از میدان سرکوب خارج شوید و در جنایات علی خامنهای، خودکامه تبهکار و جنایتپیشه، مشارکت نکنید و به ننگ سرکوب مردم بهخاطر این جرثومه قدرتپرست تن ندهید. علی خامنهای به هر شکل و قیمت ممکن در تلاش است این حکومت ننگین، نامشروع، غیرقانونی، ظالمانه و سراسر آلوده به جنایت و خیانت و غارت را حفظ کند و شما را قربانی این هدف شیطانی خود میخواهد. به هوش باشید، خود را فدای مطامع جهنمی او نکنید.
ادامه را اینجا بخوانید:
tinyurl.com/GhKhDJ
#ابوالفضل_قدیانی #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی و منتقد سرسخت رهبر جمهوری اسلامی، در بیانیهای از بند ۷ زندان اوین، علی خامنهای را «آمر مستقیم قتلعام معترضان» خواند و سرکوب دیماه ۱۴۰۴ را مصداق آشکار «جنایت علیه بشریت» دانست. او با توصیف سخنان خامنهای بهعنوان فرمان آغاز «حمام خون»، از هزاران کشته و مجروح، یورش به بیمارستانها و کشتار سازمانیافته مردم سخن گفت و تأکید کرد این انتقام خونین نشانه فروپاشی حتمی نظام است. قدیانی در پایان، همه جریانهای سیاسی را فراخواند که «حساب خود را از جمهوری اسلامی جدا کنند» و آشکارا در کنار ملت بایستند؛ زیرا به گفته او، سکوت و بیطرفی در برابر این جنایت، همراهی با حکومت خونریز و نامشروع است.
متن کامل بیانیه ابوالفضل قدیانی به شرح زیر است:
«از روز شنبه ۱۳ دیماه ۱۴۰۴ که علی خامنهای، خودکامه، تبهکار و جنایتپیشه ایران، در یک سخنرانی شوم و مرگطلبانه، با کینهتوزی و انتقامجویی فرمان قتلعام معترضان مخالف نظام را صادر کرد تا امروز، هزاران هزار جان عزیز بهدست مزدوران خونریز او به قتل رسیدهاند و ایران را عزادار کردهاند.
علی خامنهای نیرنگباز، قبل از صدور فرمان قتلعام معترضان و مخالفان نظام فاسد و مفسد جمهوری اسلامی، در دروغی آشکار و وقیحانه، تلاش مذبوحانهای کرد که بازار و بازاری را مصادره کند. او گفت:
«بازار و بازاری باخدا، وفادارترین اقشار به نظام و انقلاب اسلامی هستند. ما آنها را خوب میشناسیم.»
ظاهراً او غافل است یا تغافل میکند که بازار امروز با بازار قبل از نظام فاسد جمهوری اسلامی، زمین تا آسمان متفاوت است. اکثریت قاطع بازاریان با این نظام فاسد غارتگر مخالفاند. البته درصد ناچیزی از بازاریانی که همراه حکومتاند، همانهایی هستند که از غارتگریهای علی خامنهای و اعوان و انصارش، لفت و لیسی از چپاول مردم ستمدیده نصیبشان میشود. مستبد تبهکار میخواست آنان را بهجای کل بازار و بازاریان به مردم بفروشد که مردم کالای تقلبی او را نخریدند.
سپس فرمان قتلعام معترضان و مخالفان نظام را با این جمله صادر کرد:
«مسئولان باید با معترضان حرف بزنند، اما حرف زدن با اغتشاشگر فایدهای ندارد، بلکه باید او را سر جایش نشاند.»
یعنی معترضان مخالف نظام را به قتل برسانید. این جمله نشان از دشمنی پایانناپذیر و کینهتوزی و انتقامجویی علی خامنهای، قدرتپرست، نسبت به ملت ایران دارد؛ چرا که او از میزان انزجار ملت ایران نسبت به خود آگاه است و بهروشنی میداند که مردم تحملش نخواهند کرد. البته اکثریت قاطع مردم میخواهند او مسالمتآمیز برود و شر خود را از سر ملت و کشور کم کند، اما علی خامنهای انتقام خونینی از مردم گرفت و حمام خونی به راه انداخت که هیچ لشکر غاصبی با این ملت نکرده بود.
این انتقام و سرکوب به داد او نخواهد رسید و نتیجهای جز راسختر شدن مردم در تصمیم خود مبنی بر بیرون انداختن او از کشور نخواهد داشت. پس از همان سخنرانی، سر و کله سرکوبگران و آدمکشان علی خامنهای، مستبد مجنون قدرت، در ایران پیدا شد و شروع به تهدید و خط و نشان کشیدن علیه معترضان و مخالفان نظام کردند. زمان زیادی نگذشت که سرکوبگران اقدام به قتل و کشتار مردم کردند و تاکنون هزاران هزار نفر از معترضان بیدفاع را به قتل رساندهاند و هزاران نفر را مجروح و عده زیادی را دستگیر کردهاند.
ابعاد جنایت ارتکابی توسط آدمکشان علی خامنهای نسبت به معترضان و مخالفان نظام، در صد سال اخیر بیسابقه است؛ بهطوریکه در محافل حقوق بشری این جنایت عظیم را جنایت علیه بشریت میدانند. وقاحت در جنایت را به جایی رساندهاند که بیشرمانه به بیمارستانها هم یورش میبرند و با تهاجم و اهانت و تهدید کادر درمان، درصدد دستگیری مجروحان برای انتقال به زندان یا قتل آنها هستند و همچنان به روشهای شرورانه خود در برابر جنبشهای اعتراضی مردم در سالهای قبل ادامه میدهند، البته بهمراتب وحشیانهتر و خونبارتر.
به نیروهای سرکوبگر مسلح میگویم: شما که شاهد چنین کشتار بیسابقهای بودهاید، سلاحهای خود را زمین بگذارید، به مردم معترض بپیوندید یا حداقل از میدان سرکوب خارج شوید و در جنایات علی خامنهای، خودکامه تبهکار و جنایتپیشه، مشارکت نکنید و به ننگ سرکوب مردم بهخاطر این جرثومه قدرتپرست تن ندهید. علی خامنهای به هر شکل و قیمت ممکن در تلاش است این حکومت ننگین، نامشروع، غیرقانونی، ظالمانه و سراسر آلوده به جنایت و خیانت و غارت را حفظ کند و شما را قربانی این هدف شیطانی خود میخواهد. به هوش باشید، خود را فدای مطامع جهنمی او نکنید.
ادامه را اینجا بخوانید:
tinyurl.com/GhKhDJ
#ابوالفضل_قدیانی #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
👍23❤5🕊3
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبه های نه به اعدام» در هفته صدوپنجم در ۵۶ زندان مختلف با پیوستن زندان گرگان
در آستانه ورود به سومین سال کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن صمیمانهترین همدردیها با خانواده جانباختگان راه آزادی و مردم دلیر ایران، هزاران درود میفرستیم به جانباختگان قیام دی ۱۴۰۴ که بنیاد حاکمیت فاشیست را به لرزه درآوردند و با درود به مردم قهرمان ایران که در این خیزش سراسری، برگ زرین دیگری از تاریخ مبارزات مردم ایران برای آزادی را رقم زدند و چنان حکومت را به وحشت انداختند که دست به یک کشتار وحشیانه زد و ماهیت فاشیستی خود را به عیان ترین وجه در ایران و جهان نمایان کرد و اکنون به یمن آن خونهای به ناحق ریخته شده، نه تنها مردم ایران بلکه دنیا به جوش و خروش آمده و انزجار جهانی از این رژیم به اوج رسیده است، تا آنجا که خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل، کشتار انجام گرفته توسط حکومت را «جنایت علیه بشریت» خوانده و خواستار محاکمه سران حکومت ولایت فقیه شده و پارلمان اروپا و شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز به گونهای بی.سابقه علیه این جنایت موضع گرفتند.
در این ایام، حکومت سرکوب و اعدام تنها در دی ماه بیش از ۳۵۵ تن را اعدام کرد. در روزهای آغازین بهمن ماه نیز بیش از ۵۰ زندانی از جمله دو زندانی عقیدتی آمانج کاروانچی و ارسلان شیخی اعدام شدهاند. بنابراین نهتنها از اعدامها دست برنداشته بلکه موج کشتار و اعدام را به خیابانها، بیمارستانها، بازداشتگاهها و حتی خانههای مردم نیز کشانده است.
اخبار زندانهای مختلف از انتقال دستگیرشدگان خیابانی و حتی زخمیها به زندانهای مختلف حکایت دارند:
۱. ساختمان و بندهای تازه ساخته شده در زندان شیبان اهواز که برای کاهش تراکم زندان بود، به قرنطینه صدها بازداشتی جدید اختصاص یافته است.
۲. در زندان مرکزی کرج سالنهای مختلف را تخلیه و به دستگیریهای جدید اختصاص دادهاند.
۳.در زندان قزلحصار سالنهایی را تخلیه و زندانیهای جدید و تعدادی زندانی دیگر از زندان تهران بزرگ را به آنجا انتقال دادهاند تا جا برای بازداشتیهای جدید باز شود.
۴.بازداشتگاههایی مثل مقداد مملو از جوانان دستگیر شده است.
بنابراین ما اعضای کارزرار «سهشنبههای نه به اعدام» نسبت به هرگونه احکام سنگین علیه بازداشت شدگان اعتراضات اخیر و اذیت و آزار و کشتار آنان هشدار میدهیم.
🔴 هشدار و هشدار!
با توجه به عدم اعلام رسمی اسامی کشتهشدگان، دستگیرشدگان و مجروحین، گفته میشود که حکومت قصد دارد بسیاری از بازداشتیها و زخمیها را کشته و به سردخانههایی مثل کهریزک و ... منتقل نموده و جزو کشتهشدگان خیابانی اعلام کنند.
بر همین اساس ما زندانیان اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوپنجم در ۵۶ زندان زیر، روز سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ علیه احکام اعدام و در همراهی با قیام مردم ایران، در اعتصاب خواهیم بود:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان گرگان
سهشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴
هفته صدوپنجم
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
در آستانه ورود به سومین سال کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ضمن صمیمانهترین همدردیها با خانواده جانباختگان راه آزادی و مردم دلیر ایران، هزاران درود میفرستیم به جانباختگان قیام دی ۱۴۰۴ که بنیاد حاکمیت فاشیست را به لرزه درآوردند و با درود به مردم قهرمان ایران که در این خیزش سراسری، برگ زرین دیگری از تاریخ مبارزات مردم ایران برای آزادی را رقم زدند و چنان حکومت را به وحشت انداختند که دست به یک کشتار وحشیانه زد و ماهیت فاشیستی خود را به عیان ترین وجه در ایران و جهان نمایان کرد و اکنون به یمن آن خونهای به ناحق ریخته شده، نه تنها مردم ایران بلکه دنیا به جوش و خروش آمده و انزجار جهانی از این رژیم به اوج رسیده است، تا آنجا که خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل، کشتار انجام گرفته توسط حکومت را «جنایت علیه بشریت» خوانده و خواستار محاکمه سران حکومت ولایت فقیه شده و پارلمان اروپا و شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز به گونهای بی.سابقه علیه این جنایت موضع گرفتند.
در این ایام، حکومت سرکوب و اعدام تنها در دی ماه بیش از ۳۵۵ تن را اعدام کرد. در روزهای آغازین بهمن ماه نیز بیش از ۵۰ زندانی از جمله دو زندانی عقیدتی آمانج کاروانچی و ارسلان شیخی اعدام شدهاند. بنابراین نهتنها از اعدامها دست برنداشته بلکه موج کشتار و اعدام را به خیابانها، بیمارستانها، بازداشتگاهها و حتی خانههای مردم نیز کشانده است.
اخبار زندانهای مختلف از انتقال دستگیرشدگان خیابانی و حتی زخمیها به زندانهای مختلف حکایت دارند:
۱. ساختمان و بندهای تازه ساخته شده در زندان شیبان اهواز که برای کاهش تراکم زندان بود، به قرنطینه صدها بازداشتی جدید اختصاص یافته است.
۲. در زندان مرکزی کرج سالنهای مختلف را تخلیه و به دستگیریهای جدید اختصاص دادهاند.
۳.در زندان قزلحصار سالنهایی را تخلیه و زندانیهای جدید و تعدادی زندانی دیگر از زندان تهران بزرگ را به آنجا انتقال دادهاند تا جا برای بازداشتیهای جدید باز شود.
۴.بازداشتگاههایی مثل مقداد مملو از جوانان دستگیر شده است.
بنابراین ما اعضای کارزرار «سهشنبههای نه به اعدام» نسبت به هرگونه احکام سنگین علیه بازداشت شدگان اعتراضات اخیر و اذیت و آزار و کشتار آنان هشدار میدهیم.
🔴 هشدار و هشدار!
با توجه به عدم اعلام رسمی اسامی کشتهشدگان، دستگیرشدگان و مجروحین، گفته میشود که حکومت قصد دارد بسیاری از بازداشتیها و زخمیها را کشته و به سردخانههایی مثل کهریزک و ... منتقل نموده و جزو کشتهشدگان خیابانی اعلام کنند.
بر همین اساس ما زندانیان اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوپنجم در ۵۶ زندان زیر، روز سه شنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴ علیه احکام اعدام و در همراهی با قیام مردم ایران، در اعتصاب خواهیم بود:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام و زندان گرگان
سهشنبه ۷ بهمن ۱۴۰۴
هفته صدوپنجم
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤9🕊6👌1
خشایار سفیدی:
آقای خامنهای! تو رهبر راه مرگ هستی
خشایار سفیدی، دانشجوی اخراجی و زندانی سیاسی سابق، در نامهای سرگشاده به علی خامنهای، با نقد بنیادین حکمرانی جمهوری اسلامی، این نظام را نظامی مبتنی بر مرگ و تعلیق زندگی میخواند و تأکید میکند که قدرتی که در برابر جریان طبیعی و توقفناپذیر زندگی بایستد، ناگزیر به سرکوب، کشتار و فروپاشی معنایی میرسد؛ نامهای که زندگی را در برابر منطق مرگ قرار میدهد و با شعار «زن، زندگی، آزادی» پایان مییابد.
متن این نامه به شرح زیر است:
آقای خامنهای،
این نامه را برای پاسداشت زندگی مینویسم. زندگیای که مدتهاست در این سرزمین، بهواسطهی حکمرانی تو و سلفت خمینی، به تعلیق درآمده است.
نظام جمهوری اسلامی از آغاز با اتکا به مذهب تشیع بر سر کار آمد و با پرتاب هدف زندگی به بیرون از آن، زندگی را به امری مبتذل تقلیل داد. حاصل آن، بیارزش شدن جان انسانها در این سرزمین بود: از اعدامهای گستردهی سالهای پس از انقلاب ۵۷، تا به کشتن دادن جوانان ایرانی در هشت سال جنگ با عراق که به گفتهی بسیاری از کارشناسان با دیپلماسی معقول و غیرانقلابی قابل پیشگیری بود؛ از تحمیل تحریمهای گسترده به ملت ایران با پافشاری بر ایدئولوژی شکستخوردهای که نتیجهای جز انزوا و خصومت با جهان نداشت، تا امروز که آشکارا در برابر ارادهی ملت برای پایان دادن به کابوس سیاه حکومت دینی ایستادهای.
همهی اینها نشان میدهد که زندگی و جان انسان، در نظر تو و همفکرانت، در برابر موهومات ذهنیای به نام ایدئولوژی، بیارزش است.
آقای خامنهای، تو رهبر راه مرگ هستی.
راه مردن را بلد هستی، اما زندگی را فقط از دور دیدهای.
زندگی امکان فرود آمدن معنا در جهانی است که در آن زیست میکنیم. هر لحظه زاینده است، اطاعت نمیکند، قابل کنترل و توقف نیست و حتی در وضعیت شکستخورده نیز به ادامهی خود اصرار دارد.
از اینرو، جنگ تو با زندگی از پیش شکستخورده است. قدرتت علیه چیزی مصرف میشود که قابل حذف نیست. تو میکوشی زندگی را با منطق مرگ اداره کنی و این تضادی حلنشدنی است.
منطق مرگ میکوشد رودخانهی زندگی را بند کند.
زندگی، هر سد و دیواری را شکافته، از لابهلای سنگها مسیر تازه میسازد.
تو میتوانی سرکوب کنی، اما هرگز نمیتوانی جریانش را متوقف کنی.
زندگی واقعیت خود را در هر شرایطی تحمیل میکند.
زندگی، مانند آمدن بهار، در رگ و ریشهی این جهان و در همهی جهات میجوشد. ایستادن تو در برابر زندگی، ناگزیر به جنونی خونین چون سرکوب و کشتار گستردهی مخالفان حکومتت میانجامد.
امروز، پس از ۴۷ سال حکومت اسلامی، تو بهعنوان رهبری جداافتاده از ملت، حکومتت را تهی از معنا میبینی؛ حکومتی که کالبد بیجان و بیمعنایش تنها با اتکا به سازمان سرکوب تداوم مییابد. و این شکست دوم تو و همفکرانت است: شما که همواره از معنا سخن میگفتید، امروز به جسدی بیجان رضایت دادهاید.
در پایان، ما زندگی میکنیم، حتی زمانی که تصمیم تو بر تعلیق است.
این شیوهی حکمرانی، ادارهی جامعه نیست؛ مدیریت وقفه است.
قدرتی که برای مهار زندگی مصرف شود،
دیر یا زود، فقط نگهبان مرگِ خود خواهد شد.
زن، زندگی، آزادی ادامه دارد.
خشایار سفیدی
بهمن ۱۴۰۴
#خشایار_سفیدی #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
آقای خامنهای! تو رهبر راه مرگ هستی
خشایار سفیدی، دانشجوی اخراجی و زندانی سیاسی سابق، در نامهای سرگشاده به علی خامنهای، با نقد بنیادین حکمرانی جمهوری اسلامی، این نظام را نظامی مبتنی بر مرگ و تعلیق زندگی میخواند و تأکید میکند که قدرتی که در برابر جریان طبیعی و توقفناپذیر زندگی بایستد، ناگزیر به سرکوب، کشتار و فروپاشی معنایی میرسد؛ نامهای که زندگی را در برابر منطق مرگ قرار میدهد و با شعار «زن، زندگی، آزادی» پایان مییابد.
متن این نامه به شرح زیر است:
آقای خامنهای،
این نامه را برای پاسداشت زندگی مینویسم. زندگیای که مدتهاست در این سرزمین، بهواسطهی حکمرانی تو و سلفت خمینی، به تعلیق درآمده است.
نظام جمهوری اسلامی از آغاز با اتکا به مذهب تشیع بر سر کار آمد و با پرتاب هدف زندگی به بیرون از آن، زندگی را به امری مبتذل تقلیل داد. حاصل آن، بیارزش شدن جان انسانها در این سرزمین بود: از اعدامهای گستردهی سالهای پس از انقلاب ۵۷، تا به کشتن دادن جوانان ایرانی در هشت سال جنگ با عراق که به گفتهی بسیاری از کارشناسان با دیپلماسی معقول و غیرانقلابی قابل پیشگیری بود؛ از تحمیل تحریمهای گسترده به ملت ایران با پافشاری بر ایدئولوژی شکستخوردهای که نتیجهای جز انزوا و خصومت با جهان نداشت، تا امروز که آشکارا در برابر ارادهی ملت برای پایان دادن به کابوس سیاه حکومت دینی ایستادهای.
همهی اینها نشان میدهد که زندگی و جان انسان، در نظر تو و همفکرانت، در برابر موهومات ذهنیای به نام ایدئولوژی، بیارزش است.
آقای خامنهای، تو رهبر راه مرگ هستی.
راه مردن را بلد هستی، اما زندگی را فقط از دور دیدهای.
زندگی امکان فرود آمدن معنا در جهانی است که در آن زیست میکنیم. هر لحظه زاینده است، اطاعت نمیکند، قابل کنترل و توقف نیست و حتی در وضعیت شکستخورده نیز به ادامهی خود اصرار دارد.
از اینرو، جنگ تو با زندگی از پیش شکستخورده است. قدرتت علیه چیزی مصرف میشود که قابل حذف نیست. تو میکوشی زندگی را با منطق مرگ اداره کنی و این تضادی حلنشدنی است.
منطق مرگ میکوشد رودخانهی زندگی را بند کند.
زندگی، هر سد و دیواری را شکافته، از لابهلای سنگها مسیر تازه میسازد.
تو میتوانی سرکوب کنی، اما هرگز نمیتوانی جریانش را متوقف کنی.
زندگی واقعیت خود را در هر شرایطی تحمیل میکند.
زندگی، مانند آمدن بهار، در رگ و ریشهی این جهان و در همهی جهات میجوشد. ایستادن تو در برابر زندگی، ناگزیر به جنونی خونین چون سرکوب و کشتار گستردهی مخالفان حکومتت میانجامد.
امروز، پس از ۴۷ سال حکومت اسلامی، تو بهعنوان رهبری جداافتاده از ملت، حکومتت را تهی از معنا میبینی؛ حکومتی که کالبد بیجان و بیمعنایش تنها با اتکا به سازمان سرکوب تداوم مییابد. و این شکست دوم تو و همفکرانت است: شما که همواره از معنا سخن میگفتید، امروز به جسدی بیجان رضایت دادهاید.
در پایان، ما زندگی میکنیم، حتی زمانی که تصمیم تو بر تعلیق است.
این شیوهی حکمرانی، ادارهی جامعه نیست؛ مدیریت وقفه است.
قدرتی که برای مهار زندگی مصرف شود،
دیر یا زود، فقط نگهبان مرگِ خود خواهد شد.
زن، زندگی، آزادی ادامه دارد.
خشایار سفیدی
بهمن ۱۴۰۴
#خشایار_سفیدی #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
10❤33🕊5💯3👍2👌1
در سومین بیانیه «۱۷ تن»، جمعی از فعالان مدنی، حقوقدانان، هنرمندان و کنشگران سیاسی با صراحت، علی خامنهای و ساختار حاکم بر جمهوری اسلامی را مسئول اصلی کشتار گسترده معترضان و وضعیت فاجعهبار کنونی کشور دانستند و سرکوب خونین مردم را «جنایتی سازمانیافته علیه بشریت» توصیف کردند؛ بیانیهای که بر ضرورت دادخواهی قربانیان، آزادی همه زندانیان سیاسی، محاکمه آمران و عاملان سرکوب و گذار از نظام استبداد دینی از طریق رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان تأکید دارد.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
مسئول اصلی این روزگار هولناک شخص علی خامنهای و ساختار فاسد نظام حاکم است
بیانیه سوم ۱۷ تن
مردم شریف، شجاع و داغدار ایران،
کشتارِ گسترده و جمعیِ جانبهلبرسیدگانِ حقطلبی که شجاعانه راهی خیابان شدند تا به این نظام نامشروع پایان دهند، یک جنایت سازمانیافته حکومتی علیه بشریت بود. شلیک مستقیم گلولههای جنگی به مردم، ستاندنِ دههاهزار جان، تعقیب و بازداشت چنددههزار تن، تعرض به زخمیها، جلوگیری از درمان و حتی کشتن آنان، نامی جز اقدام علیه امنیت ملت ایران و خیانت به وطن ندارد. مسئول اصلی این روزگار هولناک شخص رهبر جمهوری اسلامی و ساختار سرکوبگر نظام حاکم است؛ ساختار خودکامهای که برای بقا از کشته پشته ساخت. بیاعتنا به اینکه خواست شهروندان حتی برای تغییر نظام سیاسی، از حقوق اساسی و بدیهی ملت است و حاکمیت حق ندارد با انگهای رسوایی چون «فتنهگر» «اغتشاشگر و تخریبگر» و یا «تروریست و وابسته به دشمن» حق بنیادین تعیین سرنوشت را از مردم سلب کند.
تکرار تلخ تجارب چند دهه اخیر نشان داده است، که مانع اصلی نجات ایران از مهلکهی حاضر شخص علی خامنهای و نظام استبداد دینی است، که هر روز بقای آن، گرد مرگ و نابودی بیشتر میپاشد، فروپاشی جامعه را گستردهتر میکند و سقوط میهن را در ورطهٔ ویرانی عمیقتر. چنانچه دههها ایران را در میان بحرانهای ناشی از سیاستهای ستیزهجویانه نگه داشت و اکنون احتمال جنگ در نتیجهی تداوم این حاکمیت، بیش از همیشه بر کشور سایه انداخته است.
در این بزنگاه تاریخی که آتیه میهن تاریکتر از هر زمان دیگر شده است، وظیفه خود میدانیم بر لزوم دادخواهی کشتهشدگان و آزادی همه زندانیان سیاسی تاکید کنیم. ما با آنکه آگاهیم قدرت کور هرگز به تغییر تن نخواهد داد، اما تنها راه نجات ایران را در محاکمه تمامی آمران و عاملان دستگاه سرکوب و پایانبخشی به نظام ناجمهوری و غیر انسانی حاکم میدانیم. تا با تشکیل جبهه فراگیر ملی برای برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان، همه مردم ایران از تمام سلایق سیاسی بتوانند در فرآیندی دموکراتیک و آگاهانه برای آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند.
هشدار که جز این، کشور دچار چرخه خشونت خانمان سوز خواهد شد.
باشد که آفتاب آزادی بر مردم و میهن ما طلوع کند.
۸ بهمن ۱۴۰۴
قربان بهزادیاننژاد، جعفر پناهی، امیرسالار داودی، ویدا ربانی، محمد رسولاف، حسین رزاق، نسرین ستوده، ابوالفضل قدیانی، حاتم قادری، عباس صادقی، منظر ضرابی، بنیاد نرگس (به نمایندگی از نرگس محمدی)، مهدی محمودیان، سعید مدنی، عبدالله مومنی، محمد نجفی، صدیقه وسمقی
#بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
متن این بیانیه به شرح زیر است:
مسئول اصلی این روزگار هولناک شخص علی خامنهای و ساختار فاسد نظام حاکم است
بیانیه سوم ۱۷ تن
مردم شریف، شجاع و داغدار ایران،
کشتارِ گسترده و جمعیِ جانبهلبرسیدگانِ حقطلبی که شجاعانه راهی خیابان شدند تا به این نظام نامشروع پایان دهند، یک جنایت سازمانیافته حکومتی علیه بشریت بود. شلیک مستقیم گلولههای جنگی به مردم، ستاندنِ دههاهزار جان، تعقیب و بازداشت چنددههزار تن، تعرض به زخمیها، جلوگیری از درمان و حتی کشتن آنان، نامی جز اقدام علیه امنیت ملت ایران و خیانت به وطن ندارد. مسئول اصلی این روزگار هولناک شخص رهبر جمهوری اسلامی و ساختار سرکوبگر نظام حاکم است؛ ساختار خودکامهای که برای بقا از کشته پشته ساخت. بیاعتنا به اینکه خواست شهروندان حتی برای تغییر نظام سیاسی، از حقوق اساسی و بدیهی ملت است و حاکمیت حق ندارد با انگهای رسوایی چون «فتنهگر» «اغتشاشگر و تخریبگر» و یا «تروریست و وابسته به دشمن» حق بنیادین تعیین سرنوشت را از مردم سلب کند.
تکرار تلخ تجارب چند دهه اخیر نشان داده است، که مانع اصلی نجات ایران از مهلکهی حاضر شخص علی خامنهای و نظام استبداد دینی است، که هر روز بقای آن، گرد مرگ و نابودی بیشتر میپاشد، فروپاشی جامعه را گستردهتر میکند و سقوط میهن را در ورطهٔ ویرانی عمیقتر. چنانچه دههها ایران را در میان بحرانهای ناشی از سیاستهای ستیزهجویانه نگه داشت و اکنون احتمال جنگ در نتیجهی تداوم این حاکمیت، بیش از همیشه بر کشور سایه انداخته است.
در این بزنگاه تاریخی که آتیه میهن تاریکتر از هر زمان دیگر شده است، وظیفه خود میدانیم بر لزوم دادخواهی کشتهشدگان و آزادی همه زندانیان سیاسی تاکید کنیم. ما با آنکه آگاهیم قدرت کور هرگز به تغییر تن نخواهد داد، اما تنها راه نجات ایران را در محاکمه تمامی آمران و عاملان دستگاه سرکوب و پایانبخشی به نظام ناجمهوری و غیر انسانی حاکم میدانیم. تا با تشکیل جبهه فراگیر ملی برای برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس مؤسسان، همه مردم ایران از تمام سلایق سیاسی بتوانند در فرآیندی دموکراتیک و آگاهانه برای آینده سیاسی خود تصمیم بگیرند.
هشدار که جز این، کشور دچار چرخه خشونت خانمان سوز خواهد شد.
باشد که آفتاب آزادی بر مردم و میهن ما طلوع کند.
۸ بهمن ۱۴۰۴
قربان بهزادیاننژاد، جعفر پناهی، امیرسالار داودی، ویدا ربانی، محمد رسولاف، حسین رزاق، نسرین ستوده، ابوالفضل قدیانی، حاتم قادری، عباس صادقی، منظر ضرابی، بنیاد نرگس (به نمایندگی از نرگس محمدی)، مهدی محمودیان، سعید مدنی، عبدالله مومنی، محمد نجفی، صدیقه وسمقی
#بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #جنایت_علیه_بشریت
@Tavaana_TavaanaTech
❤18👍6🕊3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انتشار پیام محمد نوریزاد از بند ۷ زندان اوین؛ «ما سوختگان به جایی رسیدهایم که ترس از ما میترسد»
محمد نوریزاد، نویسنده، فیلمساز و زندانی سیاسی، در پیامی که از بند ۷ زندان اوین و به تاریخ هشتم بهمنماه ۱۴۰۴ منتشر شده، با لحنی صریح و اعتراضی، به سیاست سرکوب، اعدام و کشتار در جمهوری اسلامی واکنش نشان داده و تأکید کرده است که تهدید به مرگ و خشونت دیگر نمیتواند مردم را بترساند.
او در این پیام مینویسد:
«صدای مرا از میان خاک و خون و خاکستر میشنوی. ما را از اعدام نترسانید. از کشتن نترسانید. از سوزاندن نترسانید. ما را سالهاست که کشتهاید، سوزاندهاید… ما سالهاست که با مرگ، با خون، با آتش خو گرفتهایم.»
نوریزاد با اشاره به تداوم سرکوب و خشونت حکومتی میافزاید:
«شما برای غارت هرچه بیشتر ما، چارهای جز کشتن و سوزاندن ما نداشته و ندارید. و ما برای فروپاشی شما چارهای جز تن سپردن به مرگ و آتش نداریم.»
او در بخش دیگری از این پیام، با استفاده از استعاره «خاکستر و جوانه»، آینده را متعلق به نسلی میداند که از دل سرکوب و خشونت برخواهد خاست:
«اما همزمان به خاکستر ما نیک بگردید. که از میان خاکستر ما جوانههایی سر بر میآورند… به دست همانان زودا زودا به گور خودکنده خود سرنگون میشوید.»
این زندانی سیاسی تأکید کرده است که سخنانش نه تهدید است و نه شعار، بلکه توصیف یک سرنوشت تاریخی میداند:
«این شعار نیست، تهدید نیست. سرنوشت محتوم و شایسته شمایان است… ما ایرانیان زندهتر از آنی که با هزار هزار بار مردن از پا درآییم.»
پیام محمد نوریزاد در شرایطی منتشر شده که موج گستردهای از سرکوب، بازداشت، اعدام و کشتار معترضان در کشور گزارش میشود. این متن، بازتابدهنده وضعیت روانی و اجتماعی نسلی توصیف شده که به گفته او، «ترس از آنها میترسد» و تهدید به مرگ دیگر ابزار کارآمدی برای خاموش کردن اعتراض نیست.
#محمد_نوریزاد #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
محمد نوریزاد، نویسنده، فیلمساز و زندانی سیاسی، در پیامی که از بند ۷ زندان اوین و به تاریخ هشتم بهمنماه ۱۴۰۴ منتشر شده، با لحنی صریح و اعتراضی، به سیاست سرکوب، اعدام و کشتار در جمهوری اسلامی واکنش نشان داده و تأکید کرده است که تهدید به مرگ و خشونت دیگر نمیتواند مردم را بترساند.
او در این پیام مینویسد:
«صدای مرا از میان خاک و خون و خاکستر میشنوی. ما را از اعدام نترسانید. از کشتن نترسانید. از سوزاندن نترسانید. ما را سالهاست که کشتهاید، سوزاندهاید… ما سالهاست که با مرگ، با خون، با آتش خو گرفتهایم.»
نوریزاد با اشاره به تداوم سرکوب و خشونت حکومتی میافزاید:
«شما برای غارت هرچه بیشتر ما، چارهای جز کشتن و سوزاندن ما نداشته و ندارید. و ما برای فروپاشی شما چارهای جز تن سپردن به مرگ و آتش نداریم.»
او در بخش دیگری از این پیام، با استفاده از استعاره «خاکستر و جوانه»، آینده را متعلق به نسلی میداند که از دل سرکوب و خشونت برخواهد خاست:
«اما همزمان به خاکستر ما نیک بگردید. که از میان خاکستر ما جوانههایی سر بر میآورند… به دست همانان زودا زودا به گور خودکنده خود سرنگون میشوید.»
این زندانی سیاسی تأکید کرده است که سخنانش نه تهدید است و نه شعار، بلکه توصیف یک سرنوشت تاریخی میداند:
«این شعار نیست، تهدید نیست. سرنوشت محتوم و شایسته شمایان است… ما ایرانیان زندهتر از آنی که با هزار هزار بار مردن از پا درآییم.»
پیام محمد نوریزاد در شرایطی منتشر شده که موج گستردهای از سرکوب، بازداشت، اعدام و کشتار معترضان در کشور گزارش میشود. این متن، بازتابدهنده وضعیت روانی و اجتماعی نسلی توصیف شده که به گفته او، «ترس از آنها میترسد» و تهدید به مرگ دیگر ابزار کارآمدی برای خاموش کردن اعتراض نیست.
#محمد_نوریزاد #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
1❤30🕊4
بیانیه میرحسین موسوی از حصر:
بازی به پایان رسید! تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید
میرحسین موسوی در بیانیهای صریح از حصر، با توصیف کشتار دیماه بهعنوان «برگی سیاه در تاریخ ملت ایران»، جمهوری اسلامی را مسئول مستقیم خیانت و جنایت علیه مردم دانست و اعلام کرد که «بازی به پایان رسیده است». او با خطاب قرار دادن نیروهای نظامی و انتظامی، خواستار زمین گذاشتن سلاح و کنارهگیری از قدرت شد و تأکید کرد که ملت ایران حق دارد سرنوشت خود را بدون خشونت و بدون مداخله خارجی رقم بزند.
متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
⚫️ بیانیه میرحسین موسوی از حصر:
بازی به پایان رسید! تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید
بسمالله الرحمن الرحیم
▫️برگی سیاه بر تاریخ طولانی ملت ما افزوده شده است که ایران شبیه آن را به یاد ندارد. هرچه روزها میگذرند، ابعاد هولانگیز واقعه بیشتر نمایان میشود. خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم روی داده است. خانهها عزادارند. کوچهها عزادارند؛ شهرها و قصبهها عزادارند. پس از سالها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این فاجعهای است که تا دههها، بلکه سدهها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانهای از خونِ گرمِ محرومان که در دیماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.
▫️مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمیخواهند و دروغهایتان را باور نمیکنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. ستمها دامنتان را گرفت و درختان زقومی که میکاشتید میوه آورد. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم میپوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش میزدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر میکوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسانها نمیدادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز میانداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش میگذاشتید، داشتید با جهالت، گرانبهاترین فرصتهایتان را از دست میدادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راهحلی برای هیچیک از بحرانهای کشور دارید و نه ملت چارهای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.
▫️مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد میکند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبههای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمتآمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد.
▫️خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت میآورند، بشنو و دعایشان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن. این تنها تسلیتی است که جانهای داغدارِ مردم ما را آرام میکند. و آن زمان که زندانیان آزاد میشوند، اولینشان دینِ تو خواهد بود که از پسِ اسارتی طولانی در چنگِ دینفروشان، از نو لبخندِ محمدیِ خورشید را میبیند.
برای ایران و بهویژه نسلِ نوخاستهٔ آن، سربلندی و بهروزی آرزو میکنم.
میرحسین موسوی
۹ بهمن ۱۴۰۴
لازم به ذکر است، مواضع رادیکال میرحسین موسوی در دهه شصت، از موافقت با حجاب اجباری و تایید قتل سلمان رشدی و مخالفت با نمادهای ایران باستان و نماد ملی شیر و خورشید، تا مواضع آمریکاستیزانه و اسراییلستیزانه، همواره مورد انتقاد نیروهای اپوزیسیون بوده است و برخی از افراد روشننبودن تغییر دیدگاه ایشان را یادآور شدهاند و نسبت به بازتولید نسخه دیگری از جمهوری اسلامی هشدار دادهاند.
هرچند میرحسین موسوی در سالهای گذشته به پایدار حسین همدانی «سردار بیافتخار» گفته بود، اما دادن لقب «جان بیدار» به خمینی از سوی او و تسلیت کشته شدن فرماندهان سپاه در جنگ اخیر، بازتابی منفی بین مردمی که از کلیت جمهوری اسلامی عبور کردهاند، داشته است.
با وجود مخالفت.های موسوی با علی خامنهای، بسیاری از افراد همچنان اطلاق «دوران طلایی» به دوره خمینی را به خاطر میآورند....
اما در این بیانیه آقای موسوی تاکید کرده که مردم این «نظام» را نمیخواهند.و دروغهای رژیم را باور نمیکنند. او پیشتر هم خواهان تشکیل مجلس مؤسسان و تغییر نوع نظام شده بود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #جنایت_علیه_بشریت #میرحسین_موسوی
@Tavaana_TavaanaTech
بازی به پایان رسید! تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید
میرحسین موسوی در بیانیهای صریح از حصر، با توصیف کشتار دیماه بهعنوان «برگی سیاه در تاریخ ملت ایران»، جمهوری اسلامی را مسئول مستقیم خیانت و جنایت علیه مردم دانست و اعلام کرد که «بازی به پایان رسیده است». او با خطاب قرار دادن نیروهای نظامی و انتظامی، خواستار زمین گذاشتن سلاح و کنارهگیری از قدرت شد و تأکید کرد که ملت ایران حق دارد سرنوشت خود را بدون خشونت و بدون مداخله خارجی رقم بزند.
متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
⚫️ بیانیه میرحسین موسوی از حصر:
بازی به پایان رسید! تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید
بسمالله الرحمن الرحیم
▫️برگی سیاه بر تاریخ طولانی ملت ما افزوده شده است که ایران شبیه آن را به یاد ندارد. هرچه روزها میگذرند، ابعاد هولانگیز واقعه بیشتر نمایان میشود. خیانت و جنایتی بزرگ در حق مردم روی داده است. خانهها عزادارند. کوچهها عزادارند؛ شهرها و قصبهها عزادارند. پس از سالها تصاعدِ شدتِ سرکوب، این فاجعهای است که تا دههها، بلکه سدهها، از آن یاد خواهد شد. و رودخانهای از خونِ گرمِ محرومان که در دیماه سرد بر زمین به جریان افتاد، تا مسیر تاریخ را تغییر ندهد، از جوشش باز نخواهد ایستاد.
▫️مردم به چه زبانی بگویند که این نظام را نمیخواهند و دروغهایتان را باور نمیکنند. دیگر بس است. بازی به پایان رسید. ستمها دامنتان را گرفت و درختان زقومی که میکاشتید میوه آورد. آن زمان که علیه ملت خویش لباس رزم میپوشیدید، داشتید تیشه به ریشهٔ خویش میزدید. آن زمان که دلسوزان مردم را سر میکوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسانها نمیدادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز میانداختید. آن زمان که برای نشنیدن نصایح دلسوزان انگشت در گوش میگذاشتید، داشتید با جهالت، گرانبهاترین فرصتهایتان را از دست میدادید. نوبت شما هم آمد. از شما نیز جز داستانی باقی نماند؛ داستانی پر از خون و خشونت. دیگر بس است. نه شما راهحلی برای هیچیک از بحرانهای کشور دارید و نه ملت چارهای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه. و نخواهید توانست فاجعهٔ هجدهم و نوزدهم دی را تکرار کنید. این باری است که قوای نظامی و انتظامی دیر یا زود، و احتمالاً زود، از برداشتنش سر باز خواهند زد. تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند.
▫️مسیری که این همراهِ کوچکِ مردم برای این منظور پیشنهاد میکند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی با تشکیل جبههای فراگیر، متشکل از همهٔ سلایق ملی، بر اساس سه اصلِ عدمِ مداخلهٔ خارجی، نفیِ استبدادِ داخلی و گذارِ دموکراتیکِ مسالمتآمیز است؛ زیرا استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد.
▫️خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت میآورند، بشنو و دعایشان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن. این تنها تسلیتی است که جانهای داغدارِ مردم ما را آرام میکند. و آن زمان که زندانیان آزاد میشوند، اولینشان دینِ تو خواهد بود که از پسِ اسارتی طولانی در چنگِ دینفروشان، از نو لبخندِ محمدیِ خورشید را میبیند.
برای ایران و بهویژه نسلِ نوخاستهٔ آن، سربلندی و بهروزی آرزو میکنم.
میرحسین موسوی
۹ بهمن ۱۴۰۴
لازم به ذکر است، مواضع رادیکال میرحسین موسوی در دهه شصت، از موافقت با حجاب اجباری و تایید قتل سلمان رشدی و مخالفت با نمادهای ایران باستان و نماد ملی شیر و خورشید، تا مواضع آمریکاستیزانه و اسراییلستیزانه، همواره مورد انتقاد نیروهای اپوزیسیون بوده است و برخی از افراد روشننبودن تغییر دیدگاه ایشان را یادآور شدهاند و نسبت به بازتولید نسخه دیگری از جمهوری اسلامی هشدار دادهاند.
هرچند میرحسین موسوی در سالهای گذشته به پایدار حسین همدانی «سردار بیافتخار» گفته بود، اما دادن لقب «جان بیدار» به خمینی از سوی او و تسلیت کشته شدن فرماندهان سپاه در جنگ اخیر، بازتابی منفی بین مردمی که از کلیت جمهوری اسلامی عبور کردهاند، داشته است.
با وجود مخالفت.های موسوی با علی خامنهای، بسیاری از افراد همچنان اطلاق «دوران طلایی» به دوره خمینی را به خاطر میآورند....
اما در این بیانیه آقای موسوی تاکید کرده که مردم این «نظام» را نمیخواهند.و دروغهای رژیم را باور نمیکنند. او پیشتر هم خواهان تشکیل مجلس مؤسسان و تغییر نوع نظام شده بود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه #جنایت_علیه_بشریت #میرحسین_موسوی
@Tavaana_TavaanaTech
❤15👍14
مسعود فرهیخته، زندانی سیاسی:
استبداد با ترفند و دروغ، گناهان خود را بر شانه قربانیان میاندازد
مسعود فرهیخته، معلم زندانی و فعال صنفی محبوس در زندان مرکزی کرج، در بیانیهای از زندان به کشتارهای موسوم به «دیماه خونین» واکنش نشان داد و بر ضرورت دادخواهی و مقابله با مقصرسازی قربانیان تأکید کرد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
نظریه «مقصر دانستن قربانیان» به ویژگی حکومتهای استبدادی اشاره دارد که با ترفند و دروغ، گناه خود را بر شانه قربانیان میاندازند. در این متن، به داستان خونین نسلکشی ۱۸ و ۱۹ دی اشاره شده و بر مقصرسازی مردم مظلوم توسط حاکمان اسلامی تأکید شده است. قربانیانی مانند جوانان و معلمان مبارز با دست خالی از جان برخاستند. خواهان دادخواهی و انصاف هستند تا مسئولان جانستان خود را به کیفر گرفتار کنند. دادخواهی فعال و مسؤولانه در مسیر حق، یک الزام ماست.
روی باومایستر، روانشناس شاخه اجتماعی، در اواخر قرن بیستم نظریه افسانه شیطانی با عنوان «مقصر دانستن قربانیان» را مطرح کرده است. افسانه شیطانی از ویژگیهای بارز حکومتهای دیکتاتوری و استبدادی است. آنان با ترفند و تبحر، گناهان و اعمال شرورانه و شیطانی خود را به گردن قربانیان خود میاندازند.
در نظریه افسانه شیطانی، شیطان هرگز فکر نمیکند که کار اشتباهی انجام داده و همیشه قربانیان خود را مقصر میداند.
تفکر شیطانی در بین حاکمان بیدادگر جمهوری اسلامی و طرفداران خشکمغز و متعصب آنان موج میزند. متأسفانه در دیماه خونین امسال، حاکمان شیطانصفت جمهوری اسلامی برای حفظ بقا و غارت و چپاول بیشتر اموال عمومی، شهروندان مطالبهگر و آزادیخواهان این سرزمین را، بهرغم حضور اعتراضی و میلیونی مردم بهجانآمده، بهمثابه یک دشمن بیگانه معرفی نمودند و با تبحر و ترفند، خود را در حال دفاع مشروع در برابر تروریستهای مسلح و اشرار معرفی کردند. اما صحنههای خیابان پر از جنازههای متبرک بهترین فرزندان ایران، بهویژه جوانانی شد که با دست خالی و صرفاً به خاطر اعتراض به نظام جبار و ستمگر حاضر، به میدان آمدند، اما حاکمان ستمگر با سلاح گرم، قلب معصوم آنها را هدف قرار دادند.
حاکمان ستمکار قصد دارند با حیله و تبلیغ دروغین، اعمال شرورانه، سرکوبگرانه، خشونت، بازداشت، زندان، اعدام و کشتار مردم را وارونه جلوه داده و تمامی آزادیخواهان کشتهشده راه آزادی را مقصر فاجعه نسلکشی ۱۸ و ۱۹ دی، پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه جلوه دهند.
حاکمان اختلاسگر و رانتخوار که عامل ۴۷ سال فقر و فلاکت و تیرهروزی مردم این مملکت بودهاند، تمام مشکلات و مصائبی را که خود مسبب آناند و از هر سو بر ملت تحمیل کردهاند، به گردن مردم انداختهاند.
امیدوارانه و با اطمینان و یقین کامل تأکید میکنم که ملت ایران بهزودی معشوق آزادی را به آغوش خواهد کشید و آمران و عاملان این جنایت وحشتناک و فاجعه عظیم نسلکشی پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه ۱۴۰۴ نیز بهزودی در دادگاههای صالحه به سزای اعمالشان خواهند رسید.
اما دردناکترین و هولناکترین بخش این کشتار عظیم، نشانهگرفتن قلب بیشمار دانشآموزان آیندهساز این سرزمین بود که با هزاران آرزو و امید، با گلولههای جانیان به قلبشان، برای همیشه خاموش شدند. از جامعه معلمان و کنشگران انتظار میرود در دادخواهی خون بهناحقریخته این نوجوانان و جوانان پرپرشده، قصور و کوتاهی نکنند. تاریخ گریبان ما را خواهد گرفت که چگونه به خونخواهی فرزندان معصوم و بیگناه کشتهشده خود پاسخ دادیم.
متأسفانه تعدادی از معلمان مبارز نیز در این دیماه خونین به دست شقیترینها کشته شدند و برخی دیگر دستگیر و زندانی شدند. بر کنشگران صنفی و تشکلها فرض است آنگونه که مسئولیت تاریخی و اخلاقی ایجاب میکند، در مسیر دادخواهی همه همت خود را به کار بندند. زمان چندانی برای انتخاب و حرکت در مسیر درست در اختیار ما نیست. دادخواهی و همراهی در لحظه بیپناهی و مظلومیت این همه جان از دسترفته، معنای کنشگری پویا و صادقانه است.
آن هنگام که استبداد به کناری رود و زبانها گشوده شود، حتماً از ما خواهند پرسید در آن هنگامه خونین برای این همه جان بیپناه کشتهشده چه کردید؟ آن روز، روزی است که باید سربلند و سرافراز در پیش وجدان و تاریخ باشیم.
به امید آزادی ایران و میهمانی جشن آفتاب
زندان مرکزی کرج، سالن ۱۶
۹ بهمن ۱۴۰۴
#مسعود_فرهیخته #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
استبداد با ترفند و دروغ، گناهان خود را بر شانه قربانیان میاندازد
مسعود فرهیخته، معلم زندانی و فعال صنفی محبوس در زندان مرکزی کرج، در بیانیهای از زندان به کشتارهای موسوم به «دیماه خونین» واکنش نشان داد و بر ضرورت دادخواهی و مقابله با مقصرسازی قربانیان تأکید کرد.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
نظریه «مقصر دانستن قربانیان» به ویژگی حکومتهای استبدادی اشاره دارد که با ترفند و دروغ، گناه خود را بر شانه قربانیان میاندازند. در این متن، به داستان خونین نسلکشی ۱۸ و ۱۹ دی اشاره شده و بر مقصرسازی مردم مظلوم توسط حاکمان اسلامی تأکید شده است. قربانیانی مانند جوانان و معلمان مبارز با دست خالی از جان برخاستند. خواهان دادخواهی و انصاف هستند تا مسئولان جانستان خود را به کیفر گرفتار کنند. دادخواهی فعال و مسؤولانه در مسیر حق، یک الزام ماست.
روی باومایستر، روانشناس شاخه اجتماعی، در اواخر قرن بیستم نظریه افسانه شیطانی با عنوان «مقصر دانستن قربانیان» را مطرح کرده است. افسانه شیطانی از ویژگیهای بارز حکومتهای دیکتاتوری و استبدادی است. آنان با ترفند و تبحر، گناهان و اعمال شرورانه و شیطانی خود را به گردن قربانیان خود میاندازند.
در نظریه افسانه شیطانی، شیطان هرگز فکر نمیکند که کار اشتباهی انجام داده و همیشه قربانیان خود را مقصر میداند.
تفکر شیطانی در بین حاکمان بیدادگر جمهوری اسلامی و طرفداران خشکمغز و متعصب آنان موج میزند. متأسفانه در دیماه خونین امسال، حاکمان شیطانصفت جمهوری اسلامی برای حفظ بقا و غارت و چپاول بیشتر اموال عمومی، شهروندان مطالبهگر و آزادیخواهان این سرزمین را، بهرغم حضور اعتراضی و میلیونی مردم بهجانآمده، بهمثابه یک دشمن بیگانه معرفی نمودند و با تبحر و ترفند، خود را در حال دفاع مشروع در برابر تروریستهای مسلح و اشرار معرفی کردند. اما صحنههای خیابان پر از جنازههای متبرک بهترین فرزندان ایران، بهویژه جوانانی شد که با دست خالی و صرفاً به خاطر اعتراض به نظام جبار و ستمگر حاضر، به میدان آمدند، اما حاکمان ستمگر با سلاح گرم، قلب معصوم آنها را هدف قرار دادند.
حاکمان ستمکار قصد دارند با حیله و تبلیغ دروغین، اعمال شرورانه، سرکوبگرانه، خشونت، بازداشت، زندان، اعدام و کشتار مردم را وارونه جلوه داده و تمامی آزادیخواهان کشتهشده راه آزادی را مقصر فاجعه نسلکشی ۱۸ و ۱۹ دی، پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه جلوه دهند.
حاکمان اختلاسگر و رانتخوار که عامل ۴۷ سال فقر و فلاکت و تیرهروزی مردم این مملکت بودهاند، تمام مشکلات و مصائبی را که خود مسبب آناند و از هر سو بر ملت تحمیل کردهاند، به گردن مردم انداختهاند.
امیدوارانه و با اطمینان و یقین کامل تأکید میکنم که ملت ایران بهزودی معشوق آزادی را به آغوش خواهد کشید و آمران و عاملان این جنایت وحشتناک و فاجعه عظیم نسلکشی پنجشنبه و جمعه سیاه دیماه ۱۴۰۴ نیز بهزودی در دادگاههای صالحه به سزای اعمالشان خواهند رسید.
اما دردناکترین و هولناکترین بخش این کشتار عظیم، نشانهگرفتن قلب بیشمار دانشآموزان آیندهساز این سرزمین بود که با هزاران آرزو و امید، با گلولههای جانیان به قلبشان، برای همیشه خاموش شدند. از جامعه معلمان و کنشگران انتظار میرود در دادخواهی خون بهناحقریخته این نوجوانان و جوانان پرپرشده، قصور و کوتاهی نکنند. تاریخ گریبان ما را خواهد گرفت که چگونه به خونخواهی فرزندان معصوم و بیگناه کشتهشده خود پاسخ دادیم.
متأسفانه تعدادی از معلمان مبارز نیز در این دیماه خونین به دست شقیترینها کشته شدند و برخی دیگر دستگیر و زندانی شدند. بر کنشگران صنفی و تشکلها فرض است آنگونه که مسئولیت تاریخی و اخلاقی ایجاب میکند، در مسیر دادخواهی همه همت خود را به کار بندند. زمان چندانی برای انتخاب و حرکت در مسیر درست در اختیار ما نیست. دادخواهی و همراهی در لحظه بیپناهی و مظلومیت این همه جان از دسترفته، معنای کنشگری پویا و صادقانه است.
آن هنگام که استبداد به کناری رود و زبانها گشوده شود، حتماً از ما خواهند پرسید در آن هنگامه خونین برای این همه جان بیپناه کشتهشده چه کردید؟ آن روز، روزی است که باید سربلند و سرافراز در پیش وجدان و تاریخ باشیم.
به امید آزادی ایران و میهمانی جشن آفتاب
زندان مرکزی کرج، سالن ۱۶
۹ بهمن ۱۴۰۴
#مسعود_فرهیخته #دادخواهی #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18❤4👍1
مصطفی تاجزاده از زندان اوین:
عبور از ولایت فقها در گرو مقاومت آحاد شهروندان و سیاست ورزان است
سید مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در بیانیهای با اشاره به کشتار گسترده معترضان در دیماه ۱۴۰۴، رویکرد حاکمیت در اداره کشور را «ماکیاولیستی و مبتنی بر حکومت از راه ترس» توصیف کرد و تأکید نمود که این فاجعه هم قابل پیشبینی و هم قابل پیشگیری بود. او با محکوم کردن آنچه «سلاخی فلهای شهروندان بیگناه» خواند، خواستار تشکیل یک کمیته حقیقتیاب مستقل و ملی شد و هشدار داد که وضعیت موجود قابل تداوم نیست، هرچند مسیر تغییرات همچنان مبهم و سایه جنگ بر سر کشور پابرجاست.
متن کامل بیانیه:
رویکرد ماکیاولیستی، حکومت بر اساس ترس، خود را در عریانترین شکل ممکن در دی ماه ۱۴۰۴ آشکار کرد و ملت ما را در سوگ هزاران جان گرامی نشاند.
دریغ و درد که این کشتار بیسابقه، از مشروطه تاکنون، هم قابل پیش بینی بود و هم قابل پیشگیری؛ البته اگر ولی فقیه گوش شنوایی داشت و از انحصار طلبی و تمامیت خواهی دست میکشید، مطالبات مردم را به رسمیت میشناخت و به رأی و نظر اکثریت تمکین میکرد، یا استعفا میداد و کنارهگیری میکرد.
بسیار متأسفم که او به جای شنیدن صدای ملت، عرصه سیاست را به میدان جنگ تشبیه و سپس تبدیل کرد. اعتراضات به حق شهروندان مستأصل و عاصی را ادامه جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل نامید و معترضان را اغتشاشگر خواند که باید سر جای خود بنشینند.
صد البته نتیجهی چنین دستور خونباری چیزی نبود جز به خاک و خون کشیده شدن هزاران شهروند بیگناه و بیپناه که به بیکفایتیها، تباهیها و حرامخواریهایی که روز بروز شدت میگرفت، اعتراض داشتند.
تردید ندارم که آمار و روایت رسمی از آنچه در دی ماه امسال گذشت، دروغی رسواست. تنها با تشکیل کمیته حقیقت یاب مستقل و ملی ابعاد واقعی این جنایت روشن خواهد شد.
من ضمن محکوم کردن این سلاخی فلهای و شریک دانستن خود در غم یکیک خانوادههای داغدار و مظلوم، این مصیبت جانسوز و کمرشکن را به ملت عزیز و سوگوارمان تسلیت میگویم و بر این باورم که ایران همچنان آبستن تحولات بزرگیاست.
وضع موجود هرگز قابل تداوم نبوده اگرچه متاسفانه جهتگیری تغییرات نیز کاملاً روشن نیست. به ویژه آنکه شبح شوم جنگ هنوز هم در آسمان کشورمان در پرواز است.
من عبور از اوضاع فلاکت باری را که ولایت فقها و حکومت شکست خوردهی روحانیت بر ملت ایران تحمیل کرده است در گرو مقاومت، هوشمندی و عمل مسئولانه آحاد شهروندان و سیاست ورزان میبینم.
و در آیندهای نزدیک نظراتم را درباره اوضاع جدید با مردم شریف کشورمان در میان خواهم گذاشت.
بدان امید که در نهایت با گفتگوی ملی و تفاهمی تاریخی از این وضعیت اسفبار و شکننده گذر کنیم و فردایی بهتر را رقم زنیم.
به یاری خداوند و همت ملت
سید مصطفی تاجزاده
زندان اوین
۹ بهمن ماه ۱۴۰۴
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #بیانیه #مصطفی_تاجزاده
@Tavaana_TavaanaTech
عبور از ولایت فقها در گرو مقاومت آحاد شهروندان و سیاست ورزان است
سید مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، در بیانیهای با اشاره به کشتار گسترده معترضان در دیماه ۱۴۰۴، رویکرد حاکمیت در اداره کشور را «ماکیاولیستی و مبتنی بر حکومت از راه ترس» توصیف کرد و تأکید نمود که این فاجعه هم قابل پیشبینی و هم قابل پیشگیری بود. او با محکوم کردن آنچه «سلاخی فلهای شهروندان بیگناه» خواند، خواستار تشکیل یک کمیته حقیقتیاب مستقل و ملی شد و هشدار داد که وضعیت موجود قابل تداوم نیست، هرچند مسیر تغییرات همچنان مبهم و سایه جنگ بر سر کشور پابرجاست.
متن کامل بیانیه:
رویکرد ماکیاولیستی، حکومت بر اساس ترس، خود را در عریانترین شکل ممکن در دی ماه ۱۴۰۴ آشکار کرد و ملت ما را در سوگ هزاران جان گرامی نشاند.
دریغ و درد که این کشتار بیسابقه، از مشروطه تاکنون، هم قابل پیش بینی بود و هم قابل پیشگیری؛ البته اگر ولی فقیه گوش شنوایی داشت و از انحصار طلبی و تمامیت خواهی دست میکشید، مطالبات مردم را به رسمیت میشناخت و به رأی و نظر اکثریت تمکین میکرد، یا استعفا میداد و کنارهگیری میکرد.
بسیار متأسفم که او به جای شنیدن صدای ملت، عرصه سیاست را به میدان جنگ تشبیه و سپس تبدیل کرد. اعتراضات به حق شهروندان مستأصل و عاصی را ادامه جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل نامید و معترضان را اغتشاشگر خواند که باید سر جای خود بنشینند.
صد البته نتیجهی چنین دستور خونباری چیزی نبود جز به خاک و خون کشیده شدن هزاران شهروند بیگناه و بیپناه که به بیکفایتیها، تباهیها و حرامخواریهایی که روز بروز شدت میگرفت، اعتراض داشتند.
تردید ندارم که آمار و روایت رسمی از آنچه در دی ماه امسال گذشت، دروغی رسواست. تنها با تشکیل کمیته حقیقت یاب مستقل و ملی ابعاد واقعی این جنایت روشن خواهد شد.
من ضمن محکوم کردن این سلاخی فلهای و شریک دانستن خود در غم یکیک خانوادههای داغدار و مظلوم، این مصیبت جانسوز و کمرشکن را به ملت عزیز و سوگوارمان تسلیت میگویم و بر این باورم که ایران همچنان آبستن تحولات بزرگیاست.
وضع موجود هرگز قابل تداوم نبوده اگرچه متاسفانه جهتگیری تغییرات نیز کاملاً روشن نیست. به ویژه آنکه شبح شوم جنگ هنوز هم در آسمان کشورمان در پرواز است.
من عبور از اوضاع فلاکت باری را که ولایت فقها و حکومت شکست خوردهی روحانیت بر ملت ایران تحمیل کرده است در گرو مقاومت، هوشمندی و عمل مسئولانه آحاد شهروندان و سیاست ورزان میبینم.
و در آیندهای نزدیک نظراتم را درباره اوضاع جدید با مردم شریف کشورمان در میان خواهم گذاشت.
بدان امید که در نهایت با گفتگوی ملی و تفاهمی تاریخی از این وضعیت اسفبار و شکننده گذر کنیم و فردایی بهتر را رقم زنیم.
به یاری خداوند و همت ملت
سید مصطفی تاجزاده
زندان اوین
۹ بهمن ماه ۱۴۰۴
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #بیانیه #مصطفی_تاجزاده
@Tavaana_TavaanaTech
👍10❤5🕊1
عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیلآباد:
قتلعام دهها هزار انسان بیگناه، جنایتی آگاهانه و سازمانیافته است
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، با صدور پیامی در تسلیت جانباختگان اعتراضات ۱۴۰۴، ضمن همدردی با خانوادههای داغدار، کشتار گسترده معترضان را «جنایتی آگاهانه و سازمانیافته» خواند و با تأکید بر ضرورت اتحاد ملی و ایستادگی یکپارچه، جمهوری اسلامی را مسئول مستقیم این فاجعه انسانی دانست.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
به مردم داغدار ایران و خانوادههای سوگوار جانباختگان اعتراضات ۱۴۰۴
دل در برابر این همه رنج، داغ و اندوه تاب نمیآورد. به پدران، مادران، خواهران، برادران، همسران و فرزندانی که عزیزشان را به خاک سپردند، به خانوادههایی که هنوز حتی فرصت سوگواری نیافتهاند، به مردمی که هر خانهشان عزاخانه شده است، از صمیم قلب تسلیت و همدردی میگویم. درد شما، درد همه ایران است.
قتلعام نزدیک به ۵۰ هزار انسان بیگناه به دست جمهوری اسلامی، جنایتی آگاهانه و سازمانیافته است. این رژیم سالهاست که حیات خود را با ریختن خون بهترین فرزندان این سرزمین ادامه داده و امروز، بیپرده، دشمنیاش با ملت ایران را به نمایش گذاشته است.
من، عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی و عضو #بیانیه۱۴، محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، با خشم و نفرتی عمیق از جمهوری اسلامی، در کنار خانوادههای داغدار میایستم و خود را شریک این اندوه بزرگ میدانم.
یاد جانباختگان، ما را به اتحاد ملی، ایرانخواهی آگاهانه و ایستادگی یکپارچه در برابر این رژیم سرکوبگر فرامیخواند. خون عزیزان شما امانتی بر دوش ماست؛ امانتی برای پایان دادن به حکومتی که با مرگ مردم نفس میکشد.
یادشان جاودان، راهشان ادامه دارد.
#عباس_واحدیان_شاهرودی #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
قتلعام دهها هزار انسان بیگناه، جنایتی آگاهانه و سازمانیافته است
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، با صدور پیامی در تسلیت جانباختگان اعتراضات ۱۴۰۴، ضمن همدردی با خانوادههای داغدار، کشتار گسترده معترضان را «جنایتی آگاهانه و سازمانیافته» خواند و با تأکید بر ضرورت اتحاد ملی و ایستادگی یکپارچه، جمهوری اسلامی را مسئول مستقیم این فاجعه انسانی دانست.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
به مردم داغدار ایران و خانوادههای سوگوار جانباختگان اعتراضات ۱۴۰۴
دل در برابر این همه رنج، داغ و اندوه تاب نمیآورد. به پدران، مادران، خواهران، برادران، همسران و فرزندانی که عزیزشان را به خاک سپردند، به خانوادههایی که هنوز حتی فرصت سوگواری نیافتهاند، به مردمی که هر خانهشان عزاخانه شده است، از صمیم قلب تسلیت و همدردی میگویم. درد شما، درد همه ایران است.
قتلعام نزدیک به ۵۰ هزار انسان بیگناه به دست جمهوری اسلامی، جنایتی آگاهانه و سازمانیافته است. این رژیم سالهاست که حیات خود را با ریختن خون بهترین فرزندان این سرزمین ادامه داده و امروز، بیپرده، دشمنیاش با ملت ایران را به نمایش گذاشته است.
من، عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی و عضو #بیانیه۱۴، محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، با خشم و نفرتی عمیق از جمهوری اسلامی، در کنار خانوادههای داغدار میایستم و خود را شریک این اندوه بزرگ میدانم.
یاد جانباختگان، ما را به اتحاد ملی، ایرانخواهی آگاهانه و ایستادگی یکپارچه در برابر این رژیم سرکوبگر فرامیخواند. خون عزیزان شما امانتی بر دوش ماست؛ امانتی برای پایان دادن به حکومتی که با مرگ مردم نفس میکشد.
یادشان جاودان، راهشان ادامه دارد.
#عباس_واحدیان_شاهرودی #بیانیه #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #انقلاب_۱۴۰۴
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊3👍2❤1
کانون صنفی معلمان ایران، تهران، در بیانیهای اعلامکرد؛ کشتار معترضان، نقض آشکار حق حیات و کرامت انسانی است
در این بیانیه اشاره شده که
«مردم به جانآمده ایران، پس از ۴۷ سال تحمل حکومتی ناکارآمد، فاسد و خونریز، برای بازپسگیری حق حیات و کرامت انسانی به خیابانها آمدهاند و پاسخ حاکمیت، بار دیگر گلوله و سرکوب بوده است.»
در این بیانیه همچنین به دیکتاتوری و استبداد نهادینهشده در ساختار جمهوری اسلامی اشاره شده «جمهوری اسلامی پس از نزدیک به نیم قرن حکمرانی، هنوز زبانی جز داغ و درفش برای گفتوگو با ملت نمیشناسد و با سناریوهای تکراری «عوامل خارجی» در پی پنهانکردن مسئولیت جنایتهاست.»
این بیانیه در خصوص کشتار معترضان مینویسد:
«بنا بر آمارهای مستند، بیش از ۱۵۰ کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال جان خود را از دست دادهاند و بیش از ۱۰ معلم در جریان این اعتراضات قربانی سرکوب سیستماتیک شدهاند.»
در پایان این بیانیه از جامعه مدنی جهانی و تشکلهای صنفی و کارگری جهان خواسته تا همبستگی خود را با مردم ایران در برابر این توحش عریان نشان دهند
#نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه
@kashovranews
@Tavaana_TavaanaTech
در این بیانیه اشاره شده که
«مردم به جانآمده ایران، پس از ۴۷ سال تحمل حکومتی ناکارآمد، فاسد و خونریز، برای بازپسگیری حق حیات و کرامت انسانی به خیابانها آمدهاند و پاسخ حاکمیت، بار دیگر گلوله و سرکوب بوده است.»
در این بیانیه همچنین به دیکتاتوری و استبداد نهادینهشده در ساختار جمهوری اسلامی اشاره شده «جمهوری اسلامی پس از نزدیک به نیم قرن حکمرانی، هنوز زبانی جز داغ و درفش برای گفتوگو با ملت نمیشناسد و با سناریوهای تکراری «عوامل خارجی» در پی پنهانکردن مسئولیت جنایتهاست.»
این بیانیه در خصوص کشتار معترضان مینویسد:
«بنا بر آمارهای مستند، بیش از ۱۵۰ کودک و نوجوان زیر ۱۸ سال جان خود را از دست دادهاند و بیش از ۱۰ معلم در جریان این اعتراضات قربانی سرکوب سیستماتیک شدهاند.»
در پایان این بیانیه از جامعه مدنی جهانی و تشکلهای صنفی و کارگری جهان خواسته تا همبستگی خود را با مردم ایران در برابر این توحش عریان نشان دهند
#نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه
@kashovranews
@Tavaana_TavaanaTech
👍13❤11
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۵۶ زندان مختلف در هفته صدوششم
با گذشت بیش از سه هفته از کشتار وحشیانه مردم در کوی و برزن و خیابانهای ایران و بازداشت دهها هزار شهروند بیپناه، همچنان اقشار وسیعی از مردم ایران در بیخبری کامل از سرنوشت و وضعیت عزیزانشان بسر میبرند. این اقدامات حکومت سرکوبگر، مصداق قتل حکومتی و ناپدیدسازی قهری و مسئول اصلی آن ولی وفقیه است.
بسیاری از بازداشتیها، بدون حق دادرسی منصفانه مخفیانه محاکمه و در خطر احکام سنگین و اعدام قرار دارند. نهادهای امنیتی بسیاری از وکلای مستقل را تهدید کردهاند که حق ندارند وکالت بازداشتیهای قیام دی ماه را به عهده بگیرند.
ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از تمام خانواده بازداشتیها و جانباختگان میخواهیم که صدایشان را بلند کرده و اسامی عزیزانشان را رسانهای و منتشر کنند و از تمامی مردم شرافتمند و فعالان حقوق بشر، صنفی، مدنی و سیاسی میخواهیم بیش از همیشه صدای زندانیان و بازداشتیهای اخیر باشند.
حکومت مستبد بیپروا و بطور هستریک در حال اعدام است به طوری که در بهمن ماه تاکنون ۱۲۳ تن و از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا امروز نیز بیش از ۲۳۵۰ تن را به دار آویختهاست.
اعتراض به حق مردم ایران و هزاران گُل پرپرشده از دختران و پسران و کودکانی که با تیر و تبر سرکوبگران فاشیست مذهبی حاکم خونشان به ناحق ریخته شده، در نهایت باعث شد که عامل اصلی این جنایت یعنی سپاه پاسداران توسط اتحادیه اروپا در لیست تروریستی قرار بگیرد که یک قدم بزرگ در مبارزات مردم ایران است. امری که نه تنها خواسته اعضای این کارزار و همه زندانیان سیاسی بلکه از سالها پیش خواسته تمام مردم آزادیخواه و برابریطلب ایران نیز بوده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ در هفته صدوششم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوششم
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
با گذشت بیش از سه هفته از کشتار وحشیانه مردم در کوی و برزن و خیابانهای ایران و بازداشت دهها هزار شهروند بیپناه، همچنان اقشار وسیعی از مردم ایران در بیخبری کامل از سرنوشت و وضعیت عزیزانشان بسر میبرند. این اقدامات حکومت سرکوبگر، مصداق قتل حکومتی و ناپدیدسازی قهری و مسئول اصلی آن ولی وفقیه است.
بسیاری از بازداشتیها، بدون حق دادرسی منصفانه مخفیانه محاکمه و در خطر احکام سنگین و اعدام قرار دارند. نهادهای امنیتی بسیاری از وکلای مستقل را تهدید کردهاند که حق ندارند وکالت بازداشتیهای قیام دی ماه را به عهده بگیرند.
ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از تمام خانواده بازداشتیها و جانباختگان میخواهیم که صدایشان را بلند کرده و اسامی عزیزانشان را رسانهای و منتشر کنند و از تمامی مردم شرافتمند و فعالان حقوق بشر، صنفی، مدنی و سیاسی میخواهیم بیش از همیشه صدای زندانیان و بازداشتیهای اخیر باشند.
حکومت مستبد بیپروا و بطور هستریک در حال اعدام است به طوری که در بهمن ماه تاکنون ۱۲۳ تن و از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا امروز نیز بیش از ۲۳۵۰ تن را به دار آویختهاست.
اعتراض به حق مردم ایران و هزاران گُل پرپرشده از دختران و پسران و کودکانی که با تیر و تبر سرکوبگران فاشیست مذهبی حاکم خونشان به ناحق ریخته شده، در نهایت باعث شد که عامل اصلی این جنایت یعنی سپاه پاسداران توسط اتحادیه اروپا در لیست تروریستی قرار بگیرد که یک قدم بزرگ در مبارزات مردم ایران است. امری که نه تنها خواسته اعضای این کارزار و همه زندانیان سیاسی بلکه از سالها پیش خواسته تمام مردم آزادیخواه و برابریطلب ایران نیز بوده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» روز سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ در هفته صدوششم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا میباشند:
زندان اوین (بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان وکیلآباد مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام.
هفته صدوششم
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
👍17🕊4❤1
بیانیه ۱۳۱ پزشک در اعتراض به تداوم بازداشت دکتر اصغر شاکری، از پزشکان خوشنام مشهد
نزدیک به دو ماه از بازداشت موقت اصغر شاکری، پزشک مشهدی، در بند امنیتی ۶.۱ زندان وکیلآباد میگذرد؛ بازداشتی همراه با بلاتکلیفی کامل، محرومیت از تماس و ملاقات، و بدون اعلام شفاف اتهامات که با اعتراض ۱۳۱ نفر از پزشکان، دندانپزشکان و داروسازان کشور مواجه شده است.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
.... موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ما امضاکنندگان این بیانیه، جمعی از پزشکان و دندانپزشکان و داروسازان، نگرانی عمیق خود را نسبت به بازداشت آقای دکتر اصغر شاکری پزشک عمومی، پزشک خوشنام و متعهد و وظیفه شناس شهر مشهد که عمری مشغول به خدمت و درمان همشهریان خود بوده است، اعلام میداریم و ادامه این وضعیت را برنمی تابیم.
جامعه پزشکی، به اقتضای سوگند حرفهای و وجدان انسانی خود، نمیتواند نسبت به رنج انسانها بیتفاوت باشد؛ بهویژه در روزهایی که اخبار و گزارشها از گسترش درد، اضطراب و آسیب در میان شهروندان حکایت دارد و زخمهای تازهای بر پیکر جامعه نشسته است. حساسبودن به رنج، نه کنش سیاسی، بلکه جوهرهی اخلاق پزشکی و اساس اعتماد عمومی به این حرفه است.
دکتر اصغر شاکری از جمله پزشکانی است که همواره این مسئولیت انسانی را جدی گرفته است؛
بازداشت ایشان، افزون بر نگرانی همکاران و بیماران، این دغدغه را در میان جامعه پزشکی تقویت کرده است که آیا وفاداری به وجدان حرفهای و ابراز همدلی انسانی میتواند به هزینهای برای امنیت و حیثیت پزشکان بدل شود؟
ما مجددا تاکید می کنیم ، ادامه این وضعیت را بر نمی تابیم و خواستار شفافسازی فوری وضعیت دکتر اصغر شاکری و رفع محدودیتهای اعمالشده علیه ایشان و جبران خسارتهای روانی و جسمی و معیشتی ایشان و خانواده ایشان هستیم. اطمینان داریم که حفظ شأن حرفه پزشکی و اعتماد عمومی، تنها در سایه برخوردهای منصفانه و مبتنی بر قانون محقق خواهد شد.
با احترام
جمعی از پزشکان و اعضای جامعه پزشکی
تاریخ ۱۶ دی ماه ۱۴۰۴
اسامی پزشکان امضا کننده نزد ما محفوظ است.
دکتر شاکری از جمله پزشکانی است که حرفه پزشکی را صرفاً به درمان فردی تقلیل نداده و بهدرستی باور داشته است که سلامت جسم و روان جامعه، بیواسطه با سیاستها و تصمیمات حاکمیتی گره خورده است. او بهجای سکوت، مسئولیت اجتماعی خود را پذیرفت و آشکارا و مسالمتآمیز از سیاستهایی انتقاد کرد که سلامت شهروندان را تهدید میکنند.
حمایت گسترده پزشکان از دکتر شاکری نشان میدهد که او تنها نیست و بازداشت او، مسئلهای فردی نیست بلکه هشداری جدی به کل جامعه درمانی کشور است.
زندانیکردن پزشکان منتقد، نه امنیت میآورد و نه سلامت. نتیجه آن، ترس، فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف اخلاق پزشکی است. جای پزشکان مسئولیتشناس زندان نیست.
#دکتر_اصغر_شاکری #مشهد #اصغر_شاکری #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
نزدیک به دو ماه از بازداشت موقت اصغر شاکری، پزشک مشهدی، در بند امنیتی ۶.۱ زندان وکیلآباد میگذرد؛ بازداشتی همراه با بلاتکلیفی کامل، محرومیت از تماس و ملاقات، و بدون اعلام شفاف اتهامات که با اعتراض ۱۳۱ نفر از پزشکان، دندانپزشکان و داروسازان کشور مواجه شده است.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
.... موجیم که آسودگی ما عدم ماست
ما امضاکنندگان این بیانیه، جمعی از پزشکان و دندانپزشکان و داروسازان، نگرانی عمیق خود را نسبت به بازداشت آقای دکتر اصغر شاکری پزشک عمومی، پزشک خوشنام و متعهد و وظیفه شناس شهر مشهد که عمری مشغول به خدمت و درمان همشهریان خود بوده است، اعلام میداریم و ادامه این وضعیت را برنمی تابیم.
جامعه پزشکی، به اقتضای سوگند حرفهای و وجدان انسانی خود، نمیتواند نسبت به رنج انسانها بیتفاوت باشد؛ بهویژه در روزهایی که اخبار و گزارشها از گسترش درد، اضطراب و آسیب در میان شهروندان حکایت دارد و زخمهای تازهای بر پیکر جامعه نشسته است. حساسبودن به رنج، نه کنش سیاسی، بلکه جوهرهی اخلاق پزشکی و اساس اعتماد عمومی به این حرفه است.
دکتر اصغر شاکری از جمله پزشکانی است که همواره این مسئولیت انسانی را جدی گرفته است؛
بازداشت ایشان، افزون بر نگرانی همکاران و بیماران، این دغدغه را در میان جامعه پزشکی تقویت کرده است که آیا وفاداری به وجدان حرفهای و ابراز همدلی انسانی میتواند به هزینهای برای امنیت و حیثیت پزشکان بدل شود؟
ما مجددا تاکید می کنیم ، ادامه این وضعیت را بر نمی تابیم و خواستار شفافسازی فوری وضعیت دکتر اصغر شاکری و رفع محدودیتهای اعمالشده علیه ایشان و جبران خسارتهای روانی و جسمی و معیشتی ایشان و خانواده ایشان هستیم. اطمینان داریم که حفظ شأن حرفه پزشکی و اعتماد عمومی، تنها در سایه برخوردهای منصفانه و مبتنی بر قانون محقق خواهد شد.
با احترام
جمعی از پزشکان و اعضای جامعه پزشکی
تاریخ ۱۶ دی ماه ۱۴۰۴
اسامی پزشکان امضا کننده نزد ما محفوظ است.
دکتر شاکری از جمله پزشکانی است که حرفه پزشکی را صرفاً به درمان فردی تقلیل نداده و بهدرستی باور داشته است که سلامت جسم و روان جامعه، بیواسطه با سیاستها و تصمیمات حاکمیتی گره خورده است. او بهجای سکوت، مسئولیت اجتماعی خود را پذیرفت و آشکارا و مسالمتآمیز از سیاستهایی انتقاد کرد که سلامت شهروندان را تهدید میکنند.
حمایت گسترده پزشکان از دکتر شاکری نشان میدهد که او تنها نیست و بازداشت او، مسئلهای فردی نیست بلکه هشداری جدی به کل جامعه درمانی کشور است.
زندانیکردن پزشکان منتقد، نه امنیت میآورد و نه سلامت. نتیجه آن، ترس، فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف اخلاق پزشکی است. جای پزشکان مسئولیتشناس زندان نیست.
#دکتر_اصغر_شاکری #مشهد #اصغر_شاکری #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤31🕊3👍1
نزدیک به یک ماه پس از کشتار خونین دیماه ۱۴۰۴، #رضا_محمدحسینی در بیانیهای از زندان قزلحصار، بیانیهای به شرح زیر صادر کرد:
مردم شریف و دلیر ایران،
ای دلهای شکسته، ای مادران داغدیده، ای جوانانی که هنوز نفس میکشید اما قلبتان از درد میتپد…
دیماه ۱۴۰۴، زخمی عمیق بر پیکر این سرزمین است. ماهی که در آن، مشروعیت رژیم جنایتکار برای همیشه فرو ریخت، ورشکستگی اخلاقی و انسانیاش عریان شد و ملت ما، با چشمانی پر از اشک و خونی که ریخته شد، حسابکشی تاریخی خود را آغاز کرد.
حکومتی دیکتاتوری که برای یک لحظه بیشتر ماندن، ایران را به آتش کشید و فرزندانش را قربانی کرد.
اعتراضها از ۷ دی، با بسته شدن بازار تهران و در واکنش به فشار خردکننده اقتصادی شعلهور شد؛ تورم افسارگسیخته، گرانی، بیکاری، فقر و فسادی که زندگی میلیونها ایرانی را به مرز فروپاشی کشانده است.
اما این فریاد خیلی زود از اقتصاد فراتر رفت و به قلب سیاست رسید:
دیگر نمیپذیریم مسئله «مدیریت غلط» است. مسئله، ماهیت پلید این نظام است؛ نظامی که منابع ملی را در باتلاق سوریه، لبنان، یمن و غزه صرف کرد و برای ما فقط گلوله، گاز اشکآور، تیر خلاص و زندان باقی گذاشت.
۱۸ و ۱۹ دی اوج این جنایت هولناک بود. کشتار جمعی، فاجعهای که قلب هر انسانی را میلرزاند.
تکتیراندازها از پشتبامها، تیربارها در کوچهها، به سر و سینه زنان، کودکان، جوانان و نوجوانان بیگناه شلیک کردند.
زخمیها را از تخت بیمارستان ربودند تا جهان نبیند و آمار پنهان بماند.
آمار رسمی رژیم (۳۱۱۷ نفر) دروغی شرمآور است. گزارشهای حقوق بشری، شاهدان و منابع معتبر از شمار بسیار بالاتری از کشتهشدگان و مجروحان سخن میگویند.
اینها عدد نیستند، بلکه فرزندان، مادران، دانشجویان، کارگران، پرستاران و آتشنشانانی بودند که با دست خالی، برای آزادی و کرامت انسانی جان دادند.
نامهای جاودانهای چون فائزه حسیننژاد (دانشجوی مامایی مشهد)، آروین سالمی راد، مهسا دزفولیان،سجادبخشعلی،بهنام درویش و هزاران جانباخته دیگر، خونشان فریاد میزند و در رگهای این ملت جریان دارد.
این رژیم، پس از شکستهای زنجیرهای در منطقه، سقوط اسد، خرد شدن حماس، زمینگیر شدن حزبالله و افول حوثیها، تنها با خونریزی داخلی و سرکوب وحشیانه سر پا مانده است.
دیگر نه ایدئولوژیای دارد، نه پایگاه مردمی، نه مشروعیت داخلی و نه اعتباری در جهان؛ فقط یک باند مافیایی-نظامی-مذهبی که برای بقا، ملت خود را قتلعام میکند.
به اصلاحطلبان دروننظام میگویم: اعتبارتان برای همیشه خاک شد. خون این جوانان، چکمههای شما را هم رنگین کرده است. مردم دیگر نه به وعدههای پوچتان گوش میدهند و نه از تهدیدهایتان میهراسند.
خطاب به همه کسانی که هنوز از مذاکره و مماشات با این رژیم سخن میگویند، میگویم:
مذاکره با جمهوری اسلامی دیگر ممکن و مشروع نیست. رژیمی که هزاران تن از فرزندان این ملت را در خیابانها سلاخی کرد، بیمارستانها را به کشتارگاه تبدیل کرد و پیکرهای قربانیان را ربود تا جنایتش پنهان بماند، شریک گفتوگو نیست، جنایتکار علیه بشریت است.
هرگونه مذاکره یا معامله با این نظام، خیانت به خون پاک جانباختگان و نادیده گرفتن رنج خانوادههای داغدیده است.
به جامعه جهانی پیام میدهم:
این جنایت علیه بشریت است؛ جنایتی که قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد. سکوت شما همدستی با جنایت است.
اگر حقوق بشر برایتان ارزش دارد، اگر اشک مادران و فریاد کودکان برایتان مهم است، اکنون زمان عمل است:
تحریم هدفمند و شدید عاملان مستقیم کشتار، قطع کامل همه منابع مالی رژیم و سپاه، حمایت قاطع از دادخواهی خانوادههای داغدیده و قربانیان، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت ایران توسط خودشان، و مهمتر از همه، آزادی فوری همه معترضان بازداشتشده، زندانیان سیاسی و عقیدتی که در سیاهچالهای این رژیم اسیرند و هر روز شکنجه میشوند تا صدای آزادی خاموش شود.
سپاه پاسداران، بازوی خونآلود سرکوب داخلی و صادرکننده تروریسم برونمرزی، مسئول مستقیم این جنایات هولناک است.
در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ (۹ بهمن ۱۴۰۴)، اتحادیه اروپا با اجماع کامل ۲۷ کشور، سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد؛ در کنار القاعده، داعش، حماس و حزبالله.
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با صدایی رسا گفت:
«سرکوب نمیتواند بدون پاسخ بماند. هر رژیمی که هزاران نفر از مردم خود را میکشد، در واقع در حال نابودی خودش است.»
دوران مماشات به اتمام رسیده و انزوای کامل رژیم آغاز شده است.
تا آزادی همه زندانیان سیاسی، تا تحقق عدالت و تا روزی که ایران آزاد شود، مبارزه ادامه دارد.
با عشق و امید به آزادی
پاینده ایران
رضا محمد حسینی
بهمنماه ۱۴۰۴
زندان قزلحصار
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
مردم شریف و دلیر ایران،
ای دلهای شکسته، ای مادران داغدیده، ای جوانانی که هنوز نفس میکشید اما قلبتان از درد میتپد…
دیماه ۱۴۰۴، زخمی عمیق بر پیکر این سرزمین است. ماهی که در آن، مشروعیت رژیم جنایتکار برای همیشه فرو ریخت، ورشکستگی اخلاقی و انسانیاش عریان شد و ملت ما، با چشمانی پر از اشک و خونی که ریخته شد، حسابکشی تاریخی خود را آغاز کرد.
حکومتی دیکتاتوری که برای یک لحظه بیشتر ماندن، ایران را به آتش کشید و فرزندانش را قربانی کرد.
اعتراضها از ۷ دی، با بسته شدن بازار تهران و در واکنش به فشار خردکننده اقتصادی شعلهور شد؛ تورم افسارگسیخته، گرانی، بیکاری، فقر و فسادی که زندگی میلیونها ایرانی را به مرز فروپاشی کشانده است.
اما این فریاد خیلی زود از اقتصاد فراتر رفت و به قلب سیاست رسید:
دیگر نمیپذیریم مسئله «مدیریت غلط» است. مسئله، ماهیت پلید این نظام است؛ نظامی که منابع ملی را در باتلاق سوریه، لبنان، یمن و غزه صرف کرد و برای ما فقط گلوله، گاز اشکآور، تیر خلاص و زندان باقی گذاشت.
۱۸ و ۱۹ دی اوج این جنایت هولناک بود. کشتار جمعی، فاجعهای که قلب هر انسانی را میلرزاند.
تکتیراندازها از پشتبامها، تیربارها در کوچهها، به سر و سینه زنان، کودکان، جوانان و نوجوانان بیگناه شلیک کردند.
زخمیها را از تخت بیمارستان ربودند تا جهان نبیند و آمار پنهان بماند.
آمار رسمی رژیم (۳۱۱۷ نفر) دروغی شرمآور است. گزارشهای حقوق بشری، شاهدان و منابع معتبر از شمار بسیار بالاتری از کشتهشدگان و مجروحان سخن میگویند.
اینها عدد نیستند، بلکه فرزندان، مادران، دانشجویان، کارگران، پرستاران و آتشنشانانی بودند که با دست خالی، برای آزادی و کرامت انسانی جان دادند.
نامهای جاودانهای چون فائزه حسیننژاد (دانشجوی مامایی مشهد)، آروین سالمی راد، مهسا دزفولیان،سجادبخشعلی،بهنام درویش و هزاران جانباخته دیگر، خونشان فریاد میزند و در رگهای این ملت جریان دارد.
این رژیم، پس از شکستهای زنجیرهای در منطقه، سقوط اسد، خرد شدن حماس، زمینگیر شدن حزبالله و افول حوثیها، تنها با خونریزی داخلی و سرکوب وحشیانه سر پا مانده است.
دیگر نه ایدئولوژیای دارد، نه پایگاه مردمی، نه مشروعیت داخلی و نه اعتباری در جهان؛ فقط یک باند مافیایی-نظامی-مذهبی که برای بقا، ملت خود را قتلعام میکند.
به اصلاحطلبان دروننظام میگویم: اعتبارتان برای همیشه خاک شد. خون این جوانان، چکمههای شما را هم رنگین کرده است. مردم دیگر نه به وعدههای پوچتان گوش میدهند و نه از تهدیدهایتان میهراسند.
خطاب به همه کسانی که هنوز از مذاکره و مماشات با این رژیم سخن میگویند، میگویم:
مذاکره با جمهوری اسلامی دیگر ممکن و مشروع نیست. رژیمی که هزاران تن از فرزندان این ملت را در خیابانها سلاخی کرد، بیمارستانها را به کشتارگاه تبدیل کرد و پیکرهای قربانیان را ربود تا جنایتش پنهان بماند، شریک گفتوگو نیست، جنایتکار علیه بشریت است.
هرگونه مذاکره یا معامله با این نظام، خیانت به خون پاک جانباختگان و نادیده گرفتن رنج خانوادههای داغدیده است.
به جامعه جهانی پیام میدهم:
این جنایت علیه بشریت است؛ جنایتی که قلب هر انسان آزادهای را به درد میآورد. سکوت شما همدستی با جنایت است.
اگر حقوق بشر برایتان ارزش دارد، اگر اشک مادران و فریاد کودکان برایتان مهم است، اکنون زمان عمل است:
تحریم هدفمند و شدید عاملان مستقیم کشتار، قطع کامل همه منابع مالی رژیم و سپاه، حمایت قاطع از دادخواهی خانوادههای داغدیده و قربانیان، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت ایران توسط خودشان، و مهمتر از همه، آزادی فوری همه معترضان بازداشتشده، زندانیان سیاسی و عقیدتی که در سیاهچالهای این رژیم اسیرند و هر روز شکنجه میشوند تا صدای آزادی خاموش شود.
سپاه پاسداران، بازوی خونآلود سرکوب داخلی و صادرکننده تروریسم برونمرزی، مسئول مستقیم این جنایات هولناک است.
در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ (۹ بهمن ۱۴۰۴)، اتحادیه اروپا با اجماع کامل ۲۷ کشور، سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داد؛ در کنار القاعده، داعش، حماس و حزبالله.
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با صدایی رسا گفت:
«سرکوب نمیتواند بدون پاسخ بماند. هر رژیمی که هزاران نفر از مردم خود را میکشد، در واقع در حال نابودی خودش است.»
دوران مماشات به اتمام رسیده و انزوای کامل رژیم آغاز شده است.
تا آزادی همه زندانیان سیاسی، تا تحقق عدالت و تا روزی که ایران آزاد شود، مبارزه ادامه دارد.
با عشق و امید به آزادی
پاینده ایران
رضا محمد حسینی
بهمنماه ۱۴۰۴
زندان قزلحصار
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊27💔18❤10