This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شهریار براتی (براتینیا)، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، این پیام را در دومین تولدش در اوین، داده است:
اطراف اول: شوگار.
در مرگآباد شرط آزاد شدن مردگی است. نمیر همبندی نمیر همبندی. آنان که مردهاند دو بار پشیمانند. آنکه میگوید تسلیم شو تا رها شوی، پیشوای حرامزادگان است به قفس وفا کن در این شوگار، شاهین در قفس شاهین است. پرواز نکن! آسمان غربت است. مردمانی که شاهین را نمیشناسند آن را کباب می کنند، الذي ما یعرفه....
اطراف دوم: شرم
و مردگان. که در سکوت متکثرند گفتند: آه چه میگویی شهریار، ما به تو خیانت خواهیم کرد. ما تو را تنها خواهیم گذاشت و آنگاه که پنجه در سیاهی افکندهای خنجری در کمرت فرو خواهیم کرد. تا شرم آیندگان شوی، آنچه که ما نداشتیم.
باشد که تاریخ یک دم از ما یاد کند. آن دم که از تو برائت کردیم.
اطراف سوم: عشق
قربانگاه ذات ندارد. چرا که مسیح و گوسفند هر دو با هم به مسلخ میروند. یکی در مقام خدایی مینشیند، دیگری در مقام قربانی. مسیح عاشق بود.
اطراف چهارم: جاذبه خون و خاک.
آنکه به تاریکی آغشته نشده تاکنون با آن نجنگیده است. نجیبزاده آن است که دنبال قبر پدرش رفته باشد. دستان نجیبزاده خاکی است، دستان نجیبزاده خونیست. قبر پدرت را نبش کن. آنگاه که آخوند به تاریخ سروری میکند. این تنها راه نجابت است.
اطراف پنجم: حقیقت سرزمین است.
شهریار براتی، زندان اوین بند ۴ سالن ۴ اتاق ۶
بهمن ماه ۱۴۰۳
#شهریار_براتی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی زاده #کهگیلویه_بویراحمد تیرماه ۱۴۰۲ توسط پلیس ترکیه دستگیر و به جمهوری اسلامی تحویل داده شد. شهریار به مدت ۸۴ روز در انفرادی و بازداشتگاه ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین برای گرفتن اعتراف اجباری تلویزیونی تحت بازجویی و شکنجه سفید قرار گرفت. او در بند ۲۰۹ به مدت ده روز اعتصاب غذا کرده بود.
شهریار براتی را سپس با دو اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی/خارجی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به بند ۴ زندان اوین تحویل دادند و ایشان به پنج سال و هشت ماه حبس توسط قاضی افشاری (شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب) محکوم شد. هم چنین از دو استان آذربایجان غربی(ماکو) و کهگیلویه و بویراحمد نیز دو حکم دیگر برای ایشان صادر شده و طبق روند قضایی وکیل ایشان تقاضای ادغام و اجماع پروندهها را داده است که تا کنون این درخواست دوبار رد شده است.
این فعال حقوق بشر کماکان در زندان اوین است.
#شهریار_براتی_نیا #بیانیه #صدای_زندانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
اطراف اول: شوگار.
در مرگآباد شرط آزاد شدن مردگی است. نمیر همبندی نمیر همبندی. آنان که مردهاند دو بار پشیمانند. آنکه میگوید تسلیم شو تا رها شوی، پیشوای حرامزادگان است به قفس وفا کن در این شوگار، شاهین در قفس شاهین است. پرواز نکن! آسمان غربت است. مردمانی که شاهین را نمیشناسند آن را کباب می کنند، الذي ما یعرفه....
اطراف دوم: شرم
و مردگان. که در سکوت متکثرند گفتند: آه چه میگویی شهریار، ما به تو خیانت خواهیم کرد. ما تو را تنها خواهیم گذاشت و آنگاه که پنجه در سیاهی افکندهای خنجری در کمرت فرو خواهیم کرد. تا شرم آیندگان شوی، آنچه که ما نداشتیم.
باشد که تاریخ یک دم از ما یاد کند. آن دم که از تو برائت کردیم.
اطراف سوم: عشق
قربانگاه ذات ندارد. چرا که مسیح و گوسفند هر دو با هم به مسلخ میروند. یکی در مقام خدایی مینشیند، دیگری در مقام قربانی. مسیح عاشق بود.
اطراف چهارم: جاذبه خون و خاک.
آنکه به تاریکی آغشته نشده تاکنون با آن نجنگیده است. نجیبزاده آن است که دنبال قبر پدرش رفته باشد. دستان نجیبزاده خاکی است، دستان نجیبزاده خونیست. قبر پدرت را نبش کن. آنگاه که آخوند به تاریخ سروری میکند. این تنها راه نجابت است.
اطراف پنجم: حقیقت سرزمین است.
شهریار براتی، زندان اوین بند ۴ سالن ۴ اتاق ۶
بهمن ماه ۱۴۰۳
#شهریار_براتی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی زاده #کهگیلویه_بویراحمد تیرماه ۱۴۰۲ توسط پلیس ترکیه دستگیر و به جمهوری اسلامی تحویل داده شد. شهریار به مدت ۸۴ روز در انفرادی و بازداشتگاه ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین برای گرفتن اعتراف اجباری تلویزیونی تحت بازجویی و شکنجه سفید قرار گرفت. او در بند ۲۰۹ به مدت ده روز اعتصاب غذا کرده بود.
شهریار براتی را سپس با دو اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی/خارجی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به بند ۴ زندان اوین تحویل دادند و ایشان به پنج سال و هشت ماه حبس توسط قاضی افشاری (شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب) محکوم شد. هم چنین از دو استان آذربایجان غربی(ماکو) و کهگیلویه و بویراحمد نیز دو حکم دیگر برای ایشان صادر شده و طبق روند قضایی وکیل ایشان تقاضای ادغام و اجماع پروندهها را داده است که تا کنون این درخواست دوبار رد شده است.
این فعال حقوق بشر کماکان در زندان اوین است.
#شهریار_براتی_نیا #بیانیه #صدای_زندانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤27👍3💔1
شعری از شهریار براتی، زندانی سیاسی
شعر زیر با نام "اوین خون تاریخ را میمکد" از شهریار براتی است:
دوست
از اوین میشنویام
ای آخرین امید راستین
کورسوی مانده در افق
ای شبیه آمال مدفون ما
همصدا در میان خیل ساکتان
شرمسار بر فراز دستهای ملتمس؛ آنگاه
که ایلات را از یاد برده بودی و میگفتی:«اما ایل تو مرا از یاد مبر».
ای تن بریده از تن
هُرم خواهران دلهره
متعفن جمعهایِ خوب لولیده در احترام
ای آغار بنیانِ بر بیریشگیٍ ما
چشم باز کرده در بوران؛ آنگاه که سوز ستم ما را بسته بود.
ای که هزار مرد را کشتی تا تنها یک زن را به کوه فرا بخوانی
و ای که هرگاه شک کردی، خیانتی در کار بود.
زحمت! عبرت تاریخ، گلوله! در تنت به احترام، کامات! تلخ، مزه خون بر لبانت جاوید، سوراخ باد سینهات، دریده باد.
تاریخ بار دگر به خویش خواهد دید، آنکه باید زاده شود تا گَرد برافشاند بر رُخ زنگار گرفتهی تاریخ.
ای که در شکستت هم وقاری هست، بجنگ! برای ما ناموجودان ستمکش بجنگ.
شهریار
حجتش را تمام کرد
و دیگر ترسی ندارد این خطبه بر گوش کدامین انسان خوانده خواهد شد.
اوین
خون تاریخ را میمکد.
ای هارون!
مارها همیشه در خنکگاه انتظار تو را میکشند.
فقر پدرانمان، پلیدی پدرانشان را از یاد نخواهد بُرد، چنانکه اشک یتیمان خشکی نان را.
ای که در برخاستنات انتقامی هست،
برخیز.
سالهاست که رفتهای
و ما بیدینها در قتلگاهِ پیامبر قبلی به انتظارت نشستهایم؛ در تَنگ سَپو.
از کوه سرآزیر شو زرتشت
از دنا
ما لالیم
کلاممان شو.
ما ذلیلایم
فدایمان شو.
هی
هی
هی
ناتوانی! ناتوانی، ناتوانی
گاهی از تن تو نیست
از ذهن تو نیست
از جبر توست، از دنیای توست.
و مرد
همیشه از دست میرود ...
اما سوال این جاست:
«با یوغی بر گردن یا برنویی در دست»؟
قریب به هفتصد روز( ۸۴ روز انفرادی و ۶۱۶ روز بند عمومی) از حبس شهریار براتی میگذرد.
#شهریار_براتی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی زاده #کهگیلویه_بویراحمد تیرماه ۱۴۰۲ توسط پلیس ترکیه دستگیر و به جمهوری اسلامی تحویل داده شد. شهریار به مدت ۸۴ روز در انفرادی و بازداشتگاه ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین برای گرفتن اعتراف اجباری تلویزیونی تحت بازجویی و شکنجه سفید قرار گرفت. او در بند ۲۰۹ به مدت ده روز اعتصاب غذا کرده بود.
شهریار براتی را سپس با دو اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی/خارجی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به بند ۴ زندان اوین تحویل دادند و ایشان به پنج سال و هشت ماه حبس توسط قاضی افشاری (شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب) محکوم شد. هم چنین از دو استان آذربایجان غربی(ماکو) و کهگیلویه و بویراحمد نیز دو حکم دیگر برای ایشان صادر شده و طبق روند قضایی وکیل ایشان تقاضای ادغام و اجماع پروندهها را داده است که تا کنون این درخواست دوبار رد شده است.
این فعال حقوق بشر کماکان در زندان اوین است.
#شهریار_براتی_نیا #بیانیه #صدای_زندانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شعر زیر با نام "اوین خون تاریخ را میمکد" از شهریار براتی است:
دوست
از اوین میشنویام
ای آخرین امید راستین
کورسوی مانده در افق
ای شبیه آمال مدفون ما
همصدا در میان خیل ساکتان
شرمسار بر فراز دستهای ملتمس؛ آنگاه
که ایلات را از یاد برده بودی و میگفتی:«اما ایل تو مرا از یاد مبر».
ای تن بریده از تن
هُرم خواهران دلهره
متعفن جمعهایِ خوب لولیده در احترام
ای آغار بنیانِ بر بیریشگیٍ ما
چشم باز کرده در بوران؛ آنگاه که سوز ستم ما را بسته بود.
ای که هزار مرد را کشتی تا تنها یک زن را به کوه فرا بخوانی
و ای که هرگاه شک کردی، خیانتی در کار بود.
زحمت! عبرت تاریخ، گلوله! در تنت به احترام، کامات! تلخ، مزه خون بر لبانت جاوید، سوراخ باد سینهات، دریده باد.
تاریخ بار دگر به خویش خواهد دید، آنکه باید زاده شود تا گَرد برافشاند بر رُخ زنگار گرفتهی تاریخ.
ای که در شکستت هم وقاری هست، بجنگ! برای ما ناموجودان ستمکش بجنگ.
شهریار
حجتش را تمام کرد
و دیگر ترسی ندارد این خطبه بر گوش کدامین انسان خوانده خواهد شد.
اوین
خون تاریخ را میمکد.
ای هارون!
مارها همیشه در خنکگاه انتظار تو را میکشند.
فقر پدرانمان، پلیدی پدرانشان را از یاد نخواهد بُرد، چنانکه اشک یتیمان خشکی نان را.
ای که در برخاستنات انتقامی هست،
برخیز.
سالهاست که رفتهای
و ما بیدینها در قتلگاهِ پیامبر قبلی به انتظارت نشستهایم؛ در تَنگ سَپو.
از کوه سرآزیر شو زرتشت
از دنا
ما لالیم
کلاممان شو.
ما ذلیلایم
فدایمان شو.
هی
هی
هی
ناتوانی! ناتوانی، ناتوانی
گاهی از تن تو نیست
از ذهن تو نیست
از جبر توست، از دنیای توست.
و مرد
همیشه از دست میرود ...
اما سوال این جاست:
«با یوغی بر گردن یا برنویی در دست»؟
قریب به هفتصد روز( ۸۴ روز انفرادی و ۶۱۶ روز بند عمومی) از حبس شهریار براتی میگذرد.
#شهریار_براتی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی زاده #کهگیلویه_بویراحمد تیرماه ۱۴۰۲ توسط پلیس ترکیه دستگیر و به جمهوری اسلامی تحویل داده شد. شهریار به مدت ۸۴ روز در انفرادی و بازداشتگاه ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین برای گرفتن اعتراف اجباری تلویزیونی تحت بازجویی و شکنجه سفید قرار گرفت. او در بند ۲۰۹ به مدت ده روز اعتصاب غذا کرده بود.
شهریار براتی را سپس با دو اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی/خارجی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به بند ۴ زندان اوین تحویل دادند و ایشان به پنج سال و هشت ماه حبس توسط قاضی افشاری (شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب) محکوم شد. هم چنین از دو استان آذربایجان غربی(ماکو) و کهگیلویه و بویراحمد نیز دو حکم دیگر برای ایشان صادر شده و طبق روند قضایی وکیل ایشان تقاضای ادغام و اجماع پروندهها را داده است که تا کنون این درخواست دوبار رد شده است.
این فعال حقوق بشر کماکان در زندان اوین است.
#شهریار_براتی_نیا #بیانیه #صدای_زندانی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍9💔8❤1
«زندانیان سیاسی از ۲۰۹ اجساد بازجوها را بیرون میکشیدند… بازجوها، بازجوها! زندگانشان به ما نگاه میکردند. میان دو دشمن ایستادند؛ اسراییل و زندانیان سیاسی. و این نفرینی است جاودان برای آنان. پرسیدم! بنیادین پرسیدم: نگاه ما درد بیشتری داشت یا موشک اسراییل؟!»
خاطره شهریار براتی، زندانی سیاسی از روزی که اوین مورد اصابت موشک اسراییل قرار گرفت.
«یک سال پیش به خدای ابراهیم قسم خوردم که عصای موسی در اوین را خواهد شکافت. این پیشبینی شیطانی، مانند دیگر پیشبینیهایم درست از آب درآمد… باید سزاوار و پذیرای چه رنجی بوده باشیم که در بند اوین شاهد اصابت موشکهای اسراییل باشیم؟ بعد از آنکه موشکها اصابت کرد، میان دود و سرفه، میان آوار و خون بهسوی محمد نجفی دویدم تا او را سالم یافته باشم؛ سالم بود. در کمال سرگشتگی با هم به کریدور رفتیم، چراغها چون چشمهای دوزخیان چشمک میزدند. محمد میخواست از پنجره بیرون را ببیند. قدش نرسید. چه را میخواستی به تماشا بنشینی محمد؟! آزادی را؟ نه! آوار را. به راستی که قدما نه به آزادی رسیدند نه به آوار… گفت قلاب بگیر. برایش گرفتم. چیزی ندید. دود سیاه نمیگذاشت، به پایین رفتیم. دفتر رییس بند متلاشی شده بود. بهداری متلاشی شده بود. پای زنی که در بهداری کار میکرد، قطع شده بود، اوین، غزه شده بود… زندانیان سیاسی از ۲۰۹ اجساد بازجوها را بیرون میکشیدند… بازجوها، بازجوها! زندگانشان به ما نگاه میکردند. میان دو دشمن ایستادند؛ اسراییل و زندانیان سیاسی. و این نفرینی است جاودان برای آنان. پرسیدم! بنیادین پرسیدم: نگاه ما درد بیشتری داشت یا موشک اسراییل؟!
با محمد نجفی و مهدی محمودیان به همه سالنهای بند ۴ سر زدیم. به زندانیان دلداری دادیم. آقا مهدی میگفت: «روحیه را باید حفظ کرد، بالاخره همدیگر را داریم.» مدتی بعد گفتند جمع کنید تا منتقل شوید. شب شد. نزدیک به شب، هنوز در حیاط کمی نور بود. هیچکس در حیاط نبود، همه مثل اسرای جنگی در صف بودند با دستبند و پابند… دو به دو راه میرفتند. پیرمردها میلنگیدند. پیش از پابند شدن محمد را دوباره گم کردم.
دوباره یافتمش. موحشترین یافتن زندگیام؛ در حیاط سالن ۳ انجیر اوین را بغل کرده بود و هقهق گریه میکرد؛ به حال ما، به حال انسان، به حال تاریخ، به حال آن همه نام روی آجرها. جنگ است و محمد در آغوش انجیرش، جنگ است و محمد در آغوش دارش.
شهریار براتی
زندان تهران بزرگ، تیپ ۲، سالن ۹ ۱۴۰۴.۴.۴ »
از صفحه اینستاگرام مهدی محمودیان
#اوین #ج_ا_یعنی_جنگ #زندان_اوین #شهریار_براتی #محمد_نجفی #مهدی_محمودیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خاطره شهریار براتی، زندانی سیاسی از روزی که اوین مورد اصابت موشک اسراییل قرار گرفت.
«یک سال پیش به خدای ابراهیم قسم خوردم که عصای موسی در اوین را خواهد شکافت. این پیشبینی شیطانی، مانند دیگر پیشبینیهایم درست از آب درآمد… باید سزاوار و پذیرای چه رنجی بوده باشیم که در بند اوین شاهد اصابت موشکهای اسراییل باشیم؟ بعد از آنکه موشکها اصابت کرد، میان دود و سرفه، میان آوار و خون بهسوی محمد نجفی دویدم تا او را سالم یافته باشم؛ سالم بود. در کمال سرگشتگی با هم به کریدور رفتیم، چراغها چون چشمهای دوزخیان چشمک میزدند. محمد میخواست از پنجره بیرون را ببیند. قدش نرسید. چه را میخواستی به تماشا بنشینی محمد؟! آزادی را؟ نه! آوار را. به راستی که قدما نه به آزادی رسیدند نه به آوار… گفت قلاب بگیر. برایش گرفتم. چیزی ندید. دود سیاه نمیگذاشت، به پایین رفتیم. دفتر رییس بند متلاشی شده بود. بهداری متلاشی شده بود. پای زنی که در بهداری کار میکرد، قطع شده بود، اوین، غزه شده بود… زندانیان سیاسی از ۲۰۹ اجساد بازجوها را بیرون میکشیدند… بازجوها، بازجوها! زندگانشان به ما نگاه میکردند. میان دو دشمن ایستادند؛ اسراییل و زندانیان سیاسی. و این نفرینی است جاودان برای آنان. پرسیدم! بنیادین پرسیدم: نگاه ما درد بیشتری داشت یا موشک اسراییل؟!
با محمد نجفی و مهدی محمودیان به همه سالنهای بند ۴ سر زدیم. به زندانیان دلداری دادیم. آقا مهدی میگفت: «روحیه را باید حفظ کرد، بالاخره همدیگر را داریم.» مدتی بعد گفتند جمع کنید تا منتقل شوید. شب شد. نزدیک به شب، هنوز در حیاط کمی نور بود. هیچکس در حیاط نبود، همه مثل اسرای جنگی در صف بودند با دستبند و پابند… دو به دو راه میرفتند. پیرمردها میلنگیدند. پیش از پابند شدن محمد را دوباره گم کردم.
دوباره یافتمش. موحشترین یافتن زندگیام؛ در حیاط سالن ۳ انجیر اوین را بغل کرده بود و هقهق گریه میکرد؛ به حال ما، به حال انسان، به حال تاریخ، به حال آن همه نام روی آجرها. جنگ است و محمد در آغوش انجیرش، جنگ است و محمد در آغوش دارش.
شهریار براتی
زندان تهران بزرگ، تیپ ۲، سالن ۹ ۱۴۰۴.۴.۴ »
از صفحه اینستاگرام مهدی محمودیان
#اوین #ج_ا_یعنی_جنگ #زندان_اوین #شهریار_براتی #محمد_نجفی #مهدی_محمودیان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤52💔24👍4🕊3
هشدار نسرین ستوده درباره شیوع گال در بند ۷ اوین و ممانعت از اعزام درمانی زندانیان سیاسی
نسرین ستوده، وکیل و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از وضعیت نگرانکننده زندانیان سیاسی در زندان اوین، بهویژه همسرش رضا خندان، خبر داد. او همچنین تصویری را منتشر کرده که به گفتهاش نقاشیِ مهرداد گریوانی است؛ زندانی سیاسیای که به همراه رضا خندان، هر دو اکنون در زندان اوین محبوس هستند.
ستوده در این متن نوشته است که در میان انبوه خبرهای بد، امروز مشخص شده تعدادی از زندانیان بند ۷ زندان اوین ـ بندی که زندانیان سیاسی مرد در آن نگهداری میشوند ـ به بیماری مسری گال مبتلا شدهاند و شماری از آنان به قرنطینه بند منتقل شدهاند. به گفته او، به نظر میرسد این بیماری همراه با زندانیانی که از زندان تهران بزرگ منتقل شدهاند، به اوین راه یافته است.
او با انتقاد از عملکرد مسئولان زندان تأکید کرده است که زندان اوین، به جای انجام وظایف خود در زمینه حفظ بهداشت و کنترل بیماریهای واگیردار، همچنان به «کنترل بیمارگونه» ادامه میدهد؛ کنترلی که شامل بستن سالنها، ممانعت از دسترسی آزاد زندانیان به کتابخانه، سالن ورزشی و دیگر امکانات محدود زندان است.
نسرین ستوده همچنین نوشته است که در ادامه همین سیاستهای سرکوب و کنترل، مسئولان زندان از اعزام دو زندانی، شهریار براتی و رضا خندان، به بیمارستان جلوگیری کردهاند، چرا که این دو زندانی حاضر نشدهاند لباس زندان بپوشند. او در ادامه متن خود خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی شده و تأکید کرده است که جواد علیکردی و بازداشتشدگان مراسم یادبود خسرو علیکردی باید آزاد شوند. ستوده همچنین بر لزوم رسیدگی به مرگ مشکوک خسرو علیکردی تأکید کرده و نوشته است: «نه به سرکوب زندانیان سیاسی، نه به قتل مخالفان.»
#شهریار_براتی #رضا_خندان #زندان_اوین #نسرین_ستوده #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نسرین ستوده، وکیل و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود از وضعیت نگرانکننده زندانیان سیاسی در زندان اوین، بهویژه همسرش رضا خندان، خبر داد. او همچنین تصویری را منتشر کرده که به گفتهاش نقاشیِ مهرداد گریوانی است؛ زندانی سیاسیای که به همراه رضا خندان، هر دو اکنون در زندان اوین محبوس هستند.
ستوده در این متن نوشته است که در میان انبوه خبرهای بد، امروز مشخص شده تعدادی از زندانیان بند ۷ زندان اوین ـ بندی که زندانیان سیاسی مرد در آن نگهداری میشوند ـ به بیماری مسری گال مبتلا شدهاند و شماری از آنان به قرنطینه بند منتقل شدهاند. به گفته او، به نظر میرسد این بیماری همراه با زندانیانی که از زندان تهران بزرگ منتقل شدهاند، به اوین راه یافته است.
او با انتقاد از عملکرد مسئولان زندان تأکید کرده است که زندان اوین، به جای انجام وظایف خود در زمینه حفظ بهداشت و کنترل بیماریهای واگیردار، همچنان به «کنترل بیمارگونه» ادامه میدهد؛ کنترلی که شامل بستن سالنها، ممانعت از دسترسی آزاد زندانیان به کتابخانه، سالن ورزشی و دیگر امکانات محدود زندان است.
نسرین ستوده همچنین نوشته است که در ادامه همین سیاستهای سرکوب و کنترل، مسئولان زندان از اعزام دو زندانی، شهریار براتی و رضا خندان، به بیمارستان جلوگیری کردهاند، چرا که این دو زندانی حاضر نشدهاند لباس زندان بپوشند. او در ادامه متن خود خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی شده و تأکید کرده است که جواد علیکردی و بازداشتشدگان مراسم یادبود خسرو علیکردی باید آزاد شوند. ستوده همچنین بر لزوم رسیدگی به مرگ مشکوک خسرو علیکردی تأکید کرده و نوشته است: «نه به سرکوب زندانیان سیاسی، نه به قتل مخالفان.»
#شهریار_براتی #رضا_خندان #زندان_اوین #نسرین_ستوده #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13💔12❤3
«هزار و صدمین روز حبس شهریار براتی دور از محل اقامت خانواده»
شهریار براتی، زندانی سیاسی، هزار و صدمین روز از دوران محکومیت پنجسالهی خود را در بند هفت زندان اوین سپری میکند.
او نخستین بار در سال ۱۳۹۸، به دلیل فعالیتهای عدالتخواهانه در فضای مجازی، بازداشت شد و ۱۱۹ روز را در سلول انفرادی گذراند. بار دوم نیز در سال ۱۴۰۲ بازداشت شد و به مدت ۸۴ روز در سلول انفرادی، یا به تعبیری تحت «شکنجه سفید»، نگهداری شد. در نهایت، با اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به پنج سال و هشت ماه حبس محکوم شد.
شهریار براتی، اهل یاسوج، دوران محکومیت خود را بهصورت تبعید در زندان اوین سپری میکند؛ محکومیتی که به باور نزدیکانش، به دلیل عدالتخواهی، مبارزه با تبعیض و دفاع از حقوق همنوعانش بر او تحمیل شده است.
او در مردادماه ۱۴۰۲، پس از دیپورت از ترکیه به ایران، در مرز بازرگان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. پیش از آن نیز به اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام»، «عضویت در گروههایی با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «تشکیل اداره، دسته یا جمعیت به قصد برهم زدن امنیت کشور در فضای حقیقی و مجازی»، «تحریک مردم به جنگ و کشتار با هدف برهم زدن امنیت» و «تحریک و ترغیب افراد به انجام اعمال خشونتآمیز از طریق فضای مجازی» به هفده ماه حبس محکوم شده بود.
براتی در سال ۱۳۹۸ نیز، پس از بازگشت از سوئد ــ کشوری که مدتی در آن اقامت داشت ــ توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده بود.
پس از بازداشت مجدد او در سال ۱۴۰۲، خانوادهاش بیش از دو هفته از وضعیت و محل نگهداری وی بیاطلاع بودند. در این مدت، او دوران دشواری را در سلول انفرادی، تحت فشار بازجویی و انواع فشارهای روحی، سپری کرد. انفرادی و بازجوییهای طولانی، به گفته بسیاری از زندانیان، روندی در جهت فرسایش روانی و انکار هویت فردی است و آثار آن میتواند سالها با فرد باقی بماند.
شهریار براتی، جوانی لر، عمدتاً در حوزه آسیبهای اجتماعی، نابرابری، خودسوزی زنان در مناطق لرنشین، بیکاری، پدیده شوتیها، محیط زیست، بحران آب و سدسازی بیضابطه در استانهای لرنشین به نگارش مقاله و یادداشت میپرداخت. او میکوشید مشکلات معیشتی، محرومیتهای گسترده و تبعیضهای تحمیلشده بر مردم لر را بازتاب دهد.
شهریار نویسنده، شاعر و پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی است که به دلیل فعالیتهای خود، سالهاست در زندان به سر میبرد.
او اکنون بیش از هزار و صد روز است که دور از محل اقامت خانواده و بدون بهرهمندی از مرخصی یا هرگونه تخفیف در مجازات، دوران حبس خود را سپری میکند. خانوادهاش برای هر ملاقات ناچارند مسیر طولانی و پرمشقتی را طی کنند؛ ملاقاتهایی که گاه به دلیل اعلام «ممنوعالملاقات» بودن او، بدون اطلاع قبلی لغو میشود.
براتی در طول دوران حبس خود، دو جنگ را تجربه کرده است که یکی از آنها همزمان با بمباران زندان اوین بود. روایت او از روز بمباران، که پیشتر منتشر شده است، به گفته نزدیکانش با اعمال محدودیتهایی همچون ممنوعالملاقات شدن، مخالفت با آزادی مشروط و عدم اعطای مرخصی همراه بوده است.
شهریار براتی پس از سپری کردن بیش از یکسوم دوران محکومیت خود، بارها و مطابق مقررات قوه قضاییه درخواست انتقال به زندان محل سکونتش را ارائه کرده است؛ اما این درخواستها هر بار از سوی نهادهای امنیتی و قضایی نادیده گرفته شدهاند.
#شهریار_براتی
@Tavaana_TavaanaTech
شهریار براتی، زندانی سیاسی، هزار و صدمین روز از دوران محکومیت پنجسالهی خود را در بند هفت زندان اوین سپری میکند.
او نخستین بار در سال ۱۳۹۸، به دلیل فعالیتهای عدالتخواهانه در فضای مجازی، بازداشت شد و ۱۱۹ روز را در سلول انفرادی گذراند. بار دوم نیز در سال ۱۴۰۲ بازداشت شد و به مدت ۸۴ روز در سلول انفرادی، یا به تعبیری تحت «شکنجه سفید»، نگهداری شد. در نهایت، با اتهاماتی از جمله «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به پنج سال و هشت ماه حبس محکوم شد.
شهریار براتی، اهل یاسوج، دوران محکومیت خود را بهصورت تبعید در زندان اوین سپری میکند؛ محکومیتی که به باور نزدیکانش، به دلیل عدالتخواهی، مبارزه با تبعیض و دفاع از حقوق همنوعانش بر او تحمیل شده است.
او در مردادماه ۱۴۰۲، پس از دیپورت از ترکیه به ایران، در مرز بازرگان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. پیش از آن نیز به اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام»، «عضویت در گروههایی با هدف برهم زدن امنیت کشور»، «تشکیل اداره، دسته یا جمعیت به قصد برهم زدن امنیت کشور در فضای حقیقی و مجازی»، «تحریک مردم به جنگ و کشتار با هدف برهم زدن امنیت» و «تحریک و ترغیب افراد به انجام اعمال خشونتآمیز از طریق فضای مجازی» به هفده ماه حبس محکوم شده بود.
براتی در سال ۱۳۹۸ نیز، پس از بازگشت از سوئد ــ کشوری که مدتی در آن اقامت داشت ــ توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده بود.
پس از بازداشت مجدد او در سال ۱۴۰۲، خانوادهاش بیش از دو هفته از وضعیت و محل نگهداری وی بیاطلاع بودند. در این مدت، او دوران دشواری را در سلول انفرادی، تحت فشار بازجویی و انواع فشارهای روحی، سپری کرد. انفرادی و بازجوییهای طولانی، به گفته بسیاری از زندانیان، روندی در جهت فرسایش روانی و انکار هویت فردی است و آثار آن میتواند سالها با فرد باقی بماند.
شهریار براتی، جوانی لر، عمدتاً در حوزه آسیبهای اجتماعی، نابرابری، خودسوزی زنان در مناطق لرنشین، بیکاری، پدیده شوتیها، محیط زیست، بحران آب و سدسازی بیضابطه در استانهای لرنشین به نگارش مقاله و یادداشت میپرداخت. او میکوشید مشکلات معیشتی، محرومیتهای گسترده و تبعیضهای تحمیلشده بر مردم لر را بازتاب دهد.
شهریار نویسنده، شاعر و پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی است که به دلیل فعالیتهای خود، سالهاست در زندان به سر میبرد.
او اکنون بیش از هزار و صد روز است که دور از محل اقامت خانواده و بدون بهرهمندی از مرخصی یا هرگونه تخفیف در مجازات، دوران حبس خود را سپری میکند. خانوادهاش برای هر ملاقات ناچارند مسیر طولانی و پرمشقتی را طی کنند؛ ملاقاتهایی که گاه به دلیل اعلام «ممنوعالملاقات» بودن او، بدون اطلاع قبلی لغو میشود.
براتی در طول دوران حبس خود، دو جنگ را تجربه کرده است که یکی از آنها همزمان با بمباران زندان اوین بود. روایت او از روز بمباران، که پیشتر منتشر شده است، به گفته نزدیکانش با اعمال محدودیتهایی همچون ممنوعالملاقات شدن، مخالفت با آزادی مشروط و عدم اعطای مرخصی همراه بوده است.
شهریار براتی پس از سپری کردن بیش از یکسوم دوران محکومیت خود، بارها و مطابق مقررات قوه قضاییه درخواست انتقال به زندان محل سکونتش را ارائه کرده است؛ اما این درخواستها هر بار از سوی نهادهای امنیتی و قضایی نادیده گرفته شدهاند.
#شهریار_براتی
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊3❤2