This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عمر خامنهای جنایتکار به پایان رسید. دیکتاتور متوهم، رهبر درمانده که فرمان کشتار مردم معترض را میداد، سرانجام کشته شد.
ولی هنوز کار تمام نشده است. نوبت مردم هنوز نرسیده است و پرزیدنت ترامپ اعلام کرده که فعلا در خانه بمانید تا عملیات تمام شود.
امیدواریم حامیان رژیم به خصوص نیروهای نظامی، از سرنوشت خامنهای عبرت بگیرند و راه خود و سرنوشت خود را تغییر دهند.
به زودی نوبت حضور مردم آزادیخواه پس از پایان حملات نظامی فرا میرسد. مردمی که قدرتشان با همبستگی و اتحاد خیلی زیاد است و قادرند هر دیکتاتوری را شکست دهند و مانع از شکلگیری دوباره نظام دیکتاتوری شوند.
ویدیو از کاوه، از مخاطبان توانا، که در سال ۱۴۰۱ ساخته شده بود.
#همبستگی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
عمر خامنهای جنایتکار به پایان رسید. دیکتاتور متوهم، رهبر درمانده که فرمان کشتار مردم معترض را میداد، سرانجام کشته شد.
ولی هنوز کار تمام نشده است. نوبت مردم هنوز نرسیده است و پرزیدنت ترامپ اعلام کرده که فعلا در خانه بمانید تا عملیات تمام شود.
امیدواریم حامیان رژیم به خصوص نیروهای نظامی، از سرنوشت خامنهای عبرت بگیرند و راه خود و سرنوشت خود را تغییر دهند.
به زودی نوبت حضور مردم آزادیخواه پس از پایان حملات نظامی فرا میرسد. مردمی که قدرتشان با همبستگی و اتحاد خیلی زیاد است و قادرند هر دیکتاتوری را شکست دهند و مانع از شکلگیری دوباره نظام دیکتاتوری شوند.
ویدیو از کاوه، از مخاطبان توانا، که در سال ۱۴۰۱ ساخته شده بود.
#همبستگی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤19👍3💯2👌1
ضرورت شکلگیری ائتلافی فراگیر میان مخالفان جمهوری اسلامی برای دوران گذار مسالمتآمیز
تحولات اخیر و شرایط بحرانی که ایران در آن قرار گرفته، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد که آینده کشور در گرو شکلگیری یک ائتلاف فراگیر و مسئولانه در بین نیروهای مخالف نظم کنونی است. در شرایطی که ساختار قدرت جمهوری اسلامی با بحرانهای عمیق سیاسی، نظامی و اجتماعی روبهرو شده و کشور در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد، نبود یک صدای منسجم و نماینده طیفهای مختلف جامعه میتواند خطر خلأ قدرت، بیثباتی و حتی هرجومرج را افزایش دهد.
تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که گذار از نظامهای اقتدارگرا به نظم سیاسی جدید بدون وجود یک ائتلاف گسترده از نیروهای سیاسی و مدنی دشوار و پرهزینه خواهد بود. در چنین شرایطی، شکلگیری یک ائتلاف ملی میتواند نقش تعیینکنندهای در مدیریت مرحله گذار، جلوگیری از فروپاشی ساختارهای اجتماعی و حفظ ثبات کشور ایفا کند.
چنین ائتلافی باید بر چند اصل اساسی استوار باشد:
نخست، فراگیری و عدم حذف. هیچ جریان سیاسی، قومی، مذهبی یا فکری که به اصول دموکراسی، حقوق بشر و یکپارچگی ایران پایبند باشد نباید از این ائتلاف کنار گذاشته شود. ایران کشوری متکثر است و تنها یک ساختار سیاسی که بازتابدهنده این تکثر باشد میتواند از حمایت گسترده اجتماعی برخوردار شود.
دوم، پذیرش اصول بنیادین یک نظام دموکراتیک؛ از جمله جدایی دین از حکومت، احترام به اعلامیه جهانی حقوق بشر، تضمین حقوق اقلیتها و پذیرش رقابت آزاد سیاسی. توافق بر سر این اصول میتواند چارچوبی مشترک برای همکاری نیروهای مختلف فراهم کند.
سوم، توجه به امنیت و ثبات کشور در دوران گذار. یکی از مهمترین نگرانیها در دورههای انتقال سیاسی، خطر فروپاشی نهادهای اداری و امنیتی و ایجاد خلأ قدرت است. یک ائتلاف ملی میتواند با ارائه نقشه راهی برای مدیریت این مرحله، از بروز بیثباتی و درگیریهای داخلی جلوگیری کند.
چهارم، همکاری میان جامعه مدنی، نیروهای سیاسی و بخشهایی از ساختار حاکمیت که آماده پیوستن به روند تغییر هستند. در بسیاری از گذارهای سیاسی موفق، بخشی از نیروهای پیشین حاکمیت که در جنایتها یا سرکوبها دخیل نبودهاند، در فرآیند انتقال قدرت مشارکت داشتهاند تا روند تغییر با هزینه کمتری برای جامعه انجام شود.
ایجاد چنین ائتلافی میتواند پیام روشنی به جامعه ایران و جهان ارسال کند: اینکه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی نهتنها در مخالفت با وضعیت موجود همنظرند، بلکه برای آینده ایران نیز برنامه و چشماندازی مشترک دارند.
در نهایت، سرنوشت ایران را هیچ قدرت خارجی تعیین نخواهد کرد؛ این مردم ایران هستند که باید آینده کشور را رقم بزنند. اما برای آنکه این فرصت تاریخی به نتیجهای مثبت منجر شود، لازم است نیروهای سیاسی و مدنی کشور با کنار گذاشتن اختلافات فرعی و تمرکز بر منافع ملی، در مسیر ایجاد یک ائتلاف فراگیر و مسئولانه گام بردارند.
فروپاشی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری محتمل به نظر میرسد و در چنین شرایطی، گروهها و جریانهای متنوع ایرانی باید نشان دهند که قادرند مرحله گذار را به شکلی مسالمتآمیز مدیریت کنند. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که دورههای انتقال قدرت اغلب با تنش، بیثباتی و حتی درگیری همراه بوده است. جلوگیری از چنین سرنوشتی برای ایران تنها در صورتی ممکن خواهد بود که نیروهای مختلف سیاسی و اجتماعی با تکیه بر همبستگی ملی و مسئولیتپذیری مشترک، مسیر گذار را با تدبیر و همکاری طی کنند.
تنها از دل چنین همبستگیای است که میتوان امید داشت ایران بتواند با کمترین هزینه از این دوره بحرانی عبور کند و وارد مرحلهای تازه از ثبات، آزادی و توسعه دموکراتیک شود.
#همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
تحولات اخیر و شرایط بحرانی که ایران در آن قرار گرفته، بیش از هر زمان دیگری نشان میدهد که آینده کشور در گرو شکلگیری یک ائتلاف فراگیر و مسئولانه در بین نیروهای مخالف نظم کنونی است. در شرایطی که ساختار قدرت جمهوری اسلامی با بحرانهای عمیق سیاسی، نظامی و اجتماعی روبهرو شده و کشور در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی خود قرار دارد، نبود یک صدای منسجم و نماینده طیفهای مختلف جامعه میتواند خطر خلأ قدرت، بیثباتی و حتی هرجومرج را افزایش دهد.
تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که گذار از نظامهای اقتدارگرا به نظم سیاسی جدید بدون وجود یک ائتلاف گسترده از نیروهای سیاسی و مدنی دشوار و پرهزینه خواهد بود. در چنین شرایطی، شکلگیری یک ائتلاف ملی میتواند نقش تعیینکنندهای در مدیریت مرحله گذار، جلوگیری از فروپاشی ساختارهای اجتماعی و حفظ ثبات کشور ایفا کند.
چنین ائتلافی باید بر چند اصل اساسی استوار باشد:
نخست، فراگیری و عدم حذف. هیچ جریان سیاسی، قومی، مذهبی یا فکری که به اصول دموکراسی، حقوق بشر و یکپارچگی ایران پایبند باشد نباید از این ائتلاف کنار گذاشته شود. ایران کشوری متکثر است و تنها یک ساختار سیاسی که بازتابدهنده این تکثر باشد میتواند از حمایت گسترده اجتماعی برخوردار شود.
دوم، پذیرش اصول بنیادین یک نظام دموکراتیک؛ از جمله جدایی دین از حکومت، احترام به اعلامیه جهانی حقوق بشر، تضمین حقوق اقلیتها و پذیرش رقابت آزاد سیاسی. توافق بر سر این اصول میتواند چارچوبی مشترک برای همکاری نیروهای مختلف فراهم کند.
سوم، توجه به امنیت و ثبات کشور در دوران گذار. یکی از مهمترین نگرانیها در دورههای انتقال سیاسی، خطر فروپاشی نهادهای اداری و امنیتی و ایجاد خلأ قدرت است. یک ائتلاف ملی میتواند با ارائه نقشه راهی برای مدیریت این مرحله، از بروز بیثباتی و درگیریهای داخلی جلوگیری کند.
چهارم، همکاری میان جامعه مدنی، نیروهای سیاسی و بخشهایی از ساختار حاکمیت که آماده پیوستن به روند تغییر هستند. در بسیاری از گذارهای سیاسی موفق، بخشی از نیروهای پیشین حاکمیت که در جنایتها یا سرکوبها دخیل نبودهاند، در فرآیند انتقال قدرت مشارکت داشتهاند تا روند تغییر با هزینه کمتری برای جامعه انجام شود.
ایجاد چنین ائتلافی میتواند پیام روشنی به جامعه ایران و جهان ارسال کند: اینکه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی نهتنها در مخالفت با وضعیت موجود همنظرند، بلکه برای آینده ایران نیز برنامه و چشماندازی مشترک دارند.
در نهایت، سرنوشت ایران را هیچ قدرت خارجی تعیین نخواهد کرد؛ این مردم ایران هستند که باید آینده کشور را رقم بزنند. اما برای آنکه این فرصت تاریخی به نتیجهای مثبت منجر شود، لازم است نیروهای سیاسی و مدنی کشور با کنار گذاشتن اختلافات فرعی و تمرکز بر منافع ملی، در مسیر ایجاد یک ائتلاف فراگیر و مسئولانه گام بردارند.
فروپاشی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری محتمل به نظر میرسد و در چنین شرایطی، گروهها و جریانهای متنوع ایرانی باید نشان دهند که قادرند مرحله گذار را به شکلی مسالمتآمیز مدیریت کنند. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که دورههای انتقال قدرت اغلب با تنش، بیثباتی و حتی درگیری همراه بوده است. جلوگیری از چنین سرنوشتی برای ایران تنها در صورتی ممکن خواهد بود که نیروهای مختلف سیاسی و اجتماعی با تکیه بر همبستگی ملی و مسئولیتپذیری مشترک، مسیر گذار را با تدبیر و همکاری طی کنند.
تنها از دل چنین همبستگیای است که میتوان امید داشت ایران بتواند با کمترین هزینه از این دوره بحرانی عبور کند و وارد مرحلهای تازه از ثبات، آزادی و توسعه دموکراتیک شود.
#همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
🕊5💯3
ایران فردا؛
همبستگی ملی و حق تعیین سرنوشت برای همه
در بزنگاههای تاریخی، ملتها ناچار میشوند درباره آینده خود تصمیمی بنیادین بگیرند. درست مثل امروز که همه بر این باورند که نظام سیاسی حاکم بر ایران با بحرانی عمیق از مشروعیت و کارآمدی روبهرو است.
در چنین شرایطی، تجربههای تاریخی در جهان نشان میدهد که مهمترین اصل برای عبور از دورههای گذار، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت مردم است؛ حقی که در اسناد بنیادین بینالمللی از جمله منشور سازمان ملل نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
حق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی به این معناست که مردم یک کشور بتوانند آزادانه درباره شکل حکومت، قوانین اساسی، و مسیر توسعه اجتماعی و اقتصادی خود تصمیم بگیرند. این حق نه به گروهی خاص تعلق دارد و نه به طبقه یا ایدئولوژی معینی؛ بلکه متعلق به همه ملت است. در جامعهای متکثر مانند ایران، این اصل تنها زمانی معنا پیدا میکند که همه شهروندان فارغ از قومیت، زبان، نژاد، دین یا باور در فرآیند تصمیمگیری سیاسی سهم برابر داشته باشند.
تجربه قرن بیستم نشان داده است که هرگاه حق تعیین سرنوشت به نفع یک گروه یا هویت خاص مصادره شود، نتیجه آن تعمیق شکافهای اجتماعی و بیثباتی سیاسی خواهد بود. در مقابل، جوامعی که توانستهاند آینده خود را بر پایه مشارکت عمومی و احترام به تکثر بنا کنند، مسیر پایدارتری برای توسعه و آزادی یافتهاند.
از این رو، اگر ایران در آستانه ورود به مرحلهای تازه از تاریخ خود قرار گرفته باشد، مهمترین سرمایه برای ساختن آیندهای پایدار همبستگی ملی است. همبستگی تنها به معنای یکسان بودن نیست؛ بلکه به معنای پذیرش تفاوتها و توافق بر یک اصل مشترک است: اینکه سرنوشت کشور باید به دست همه مردم تعیین شود.
آیندهای آزاد و عادلانه برای ایران تنها زمانی شکل میگیرد که این اصل به رسمیت شناخته شود: هیچ قوم، مذهب یا جریان سیاسی مالک ایران نیست؛ ایران متعلق به همه ایرانیان است. بر پایه چنین درکی از همبستگی و تکثر است که میتوان امید داشت ملت ایران بتواند سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود را آزادانه و با آیندهای درخشان رقم بزند.
#همبستگی #تکثر #برایری #پایان_دیکتاتور #پایان_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
همبستگی ملی و حق تعیین سرنوشت برای همه
در بزنگاههای تاریخی، ملتها ناچار میشوند درباره آینده خود تصمیمی بنیادین بگیرند. درست مثل امروز که همه بر این باورند که نظام سیاسی حاکم بر ایران با بحرانی عمیق از مشروعیت و کارآمدی روبهرو است.
در چنین شرایطی، تجربههای تاریخی در جهان نشان میدهد که مهمترین اصل برای عبور از دورههای گذار، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت مردم است؛ حقی که در اسناد بنیادین بینالمللی از جمله منشور سازمان ملل نیز مورد تاکید قرار گرفته است.
حق تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی به این معناست که مردم یک کشور بتوانند آزادانه درباره شکل حکومت، قوانین اساسی، و مسیر توسعه اجتماعی و اقتصادی خود تصمیم بگیرند. این حق نه به گروهی خاص تعلق دارد و نه به طبقه یا ایدئولوژی معینی؛ بلکه متعلق به همه ملت است. در جامعهای متکثر مانند ایران، این اصل تنها زمانی معنا پیدا میکند که همه شهروندان فارغ از قومیت، زبان، نژاد، دین یا باور در فرآیند تصمیمگیری سیاسی سهم برابر داشته باشند.
تجربه قرن بیستم نشان داده است که هرگاه حق تعیین سرنوشت به نفع یک گروه یا هویت خاص مصادره شود، نتیجه آن تعمیق شکافهای اجتماعی و بیثباتی سیاسی خواهد بود. در مقابل، جوامعی که توانستهاند آینده خود را بر پایه مشارکت عمومی و احترام به تکثر بنا کنند، مسیر پایدارتری برای توسعه و آزادی یافتهاند.
از این رو، اگر ایران در آستانه ورود به مرحلهای تازه از تاریخ خود قرار گرفته باشد، مهمترین سرمایه برای ساختن آیندهای پایدار همبستگی ملی است. همبستگی تنها به معنای یکسان بودن نیست؛ بلکه به معنای پذیرش تفاوتها و توافق بر یک اصل مشترک است: اینکه سرنوشت کشور باید به دست همه مردم تعیین شود.
آیندهای آزاد و عادلانه برای ایران تنها زمانی شکل میگیرد که این اصل به رسمیت شناخته شود: هیچ قوم، مذهب یا جریان سیاسی مالک ایران نیست؛ ایران متعلق به همه ایرانیان است. بر پایه چنین درکی از همبستگی و تکثر است که میتوان امید داشت ملت ایران بتواند سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود را آزادانه و با آیندهای درخشان رقم بزند.
#همبستگی #تکثر #برایری #پایان_دیکتاتور #پایان_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤13💯3
محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، درباره حال و روز این روزها در ایران نوشت:
«اینترنت قطع است و زندگیِ ما زیر موج انفجارها میگذرد. در این تاریکی، شجاعانهترین کارِ ما «مراقبت از یکدیگر» است.
ما صدای هم میشویم؛ در محلهها هسته همیاری میسازیم، مراقب سالمندانیم و آب و غذا را با هم شریک میشویم.
نجات ما در همبستگی است.»
ـ روایتهایی از هموطنان شنیدهایم که ابن روزها مردم با هم مهربانتر شدهاند و به خصوص بعد از کشته شدن علی خامنهای، همدیگر. را در. آغوش میگرفتند.
اما این روزها، ممکن است خیلیها مواد غذایی کافی در خانه نداشته باشند، کودکان و سالمندان و بیماران نیاز به مراقبت داشته باشند. هنوز مجروحان زیادی از اعتراضات دی ماه هستند که در خانهها در حال درمان هستند. لطفا بیشتر از همیشه مراقب همدیگر باشید.
قلب ما پیش شماست و هم نگران و هم امیدوار چشم و دلمان با ایران است.
به امید آزادی
پاینده ایران
#همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، درباره حال و روز این روزها در ایران نوشت:
«اینترنت قطع است و زندگیِ ما زیر موج انفجارها میگذرد. در این تاریکی، شجاعانهترین کارِ ما «مراقبت از یکدیگر» است.
ما صدای هم میشویم؛ در محلهها هسته همیاری میسازیم، مراقب سالمندانیم و آب و غذا را با هم شریک میشویم.
نجات ما در همبستگی است.»
ـ روایتهایی از هموطنان شنیدهایم که ابن روزها مردم با هم مهربانتر شدهاند و به خصوص بعد از کشته شدن علی خامنهای، همدیگر. را در. آغوش میگرفتند.
اما این روزها، ممکن است خیلیها مواد غذایی کافی در خانه نداشته باشند، کودکان و سالمندان و بیماران نیاز به مراقبت داشته باشند. هنوز مجروحان زیادی از اعتراضات دی ماه هستند که در خانهها در حال درمان هستند. لطفا بیشتر از همیشه مراقب همدیگر باشید.
قلب ما پیش شماست و هم نگران و هم امیدوار چشم و دلمان با ایران است.
به امید آزادی
پاینده ایران
#همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤16
در روزهای جنگ، همدلی، همبستگی و همکاری مردم مهمترین پشتوانه است
در روزهایی که ایران درگیر جنگ است و ناامنی و نگرانی در بسیاری از شهرها احساس میشود، مهمترین سرمایه مردم همدلی و همکاری با یکدیگر است. در چنین شرایطی ممکن است بسیاری از مردم ترجیح دهند برای حفظ امنیت کمتر از خانه خارج شوند؛ بنابراین همسایهها، دوستان و افراد یک محله میتوانند با ایجاد شبکههای کوچک همکاری، از یکدیگر حمایت کنند.
یکی از سادهترین و مؤثرترین کارها تقویت ارتباط میان همسایهها است. بسیاری از ما حتی نمیدانیم چه کسانی در همان ساختمان یا کوچه زندگی میکنند. این روزها میتواند فرصتی باشد برای شناختن یکدیگر: شاید همسایهای پزشک باشد، دیگری مهارت فنی داشته باشد، یا فردی بتواند در شرایط اضطراری کمکهای اولیه ارائه دهد. با شناخت تواناییهای یکدیگر، در زمان بحران میتوان مشکلات زیادی را در همان محله و بدون نیاز به خروج از خانه حل کرد.
برای کاهش رفتوآمدهای غیرضروری، میتوان مسئولیتهای کوچک را میان ساکنان ساختمان یا محله تقسیم کرد. مثلاً یک نفر خریدهای ضروری چند خانواده را انجام دهد تا همه مجبور نباشند بیرون بروند. اگر کسی در ساختمان یا میان دوستان ذخیره غذایی یا داروی کافی ندارد، دیگران میتوانند بدون ایجاد احساس شرمندگی به او کمک کنند. حتی یک وعده غذای اضافه یا تقسیم مقداری از مواد غذایی خشک میتواند در چنین روزهایی بسیار ارزشمند باشد.
همچنین توصیه میشود خانوادهها مقداری آب آشامیدنی، غذای خشک و کنسرو، داروهای ضروری، جعبه کمکهای اولیه، چراغقوه، باتری، پاوربانک، رادیوی کوچک و مواد بهداشتی در خانه ذخیره داشته باشند. داشتن شماره تلفنهای ضروری روی کاغذ و تعیین یک نقطه ملاقات خانوادگی در صورت قطع ارتباط نیز میتواند مفید باشد.
در کنار همه اینها، آرام نگه داشتن فضا بسیار مهم است. از شایعهپراکنی، انتشار اخبار تأییدنشده و رفتارهای هیجانی پرهیز کنیم. کودکان، سالمندان و زنان باردار در این شرایط بیشتر از دیگران به آرامش نیاز دارند.
در نهایت، آنچه میتواند جامعه را از روزهای سخت عبور دهد احساس مسئولیت جمعی است. ما دشمن یکدیگر نیستیم. مردم ایران با هر عقیده و گرایشی میتوانند در کنار هم بایستند، به هم کمک کنند و با همبستگی و انسانیت از این روزهای دشوار عبور کنند. در چنین شرایطی، گاهی یک گفتوگوی دوستانه با همسایه یا یک کمک کوچک به دیگری، میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
#جنگ #همبستگی #همدلی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ج_ا_یعنی_جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
در روزهایی که ایران درگیر جنگ است و ناامنی و نگرانی در بسیاری از شهرها احساس میشود، مهمترین سرمایه مردم همدلی و همکاری با یکدیگر است. در چنین شرایطی ممکن است بسیاری از مردم ترجیح دهند برای حفظ امنیت کمتر از خانه خارج شوند؛ بنابراین همسایهها، دوستان و افراد یک محله میتوانند با ایجاد شبکههای کوچک همکاری، از یکدیگر حمایت کنند.
یکی از سادهترین و مؤثرترین کارها تقویت ارتباط میان همسایهها است. بسیاری از ما حتی نمیدانیم چه کسانی در همان ساختمان یا کوچه زندگی میکنند. این روزها میتواند فرصتی باشد برای شناختن یکدیگر: شاید همسایهای پزشک باشد، دیگری مهارت فنی داشته باشد، یا فردی بتواند در شرایط اضطراری کمکهای اولیه ارائه دهد. با شناخت تواناییهای یکدیگر، در زمان بحران میتوان مشکلات زیادی را در همان محله و بدون نیاز به خروج از خانه حل کرد.
برای کاهش رفتوآمدهای غیرضروری، میتوان مسئولیتهای کوچک را میان ساکنان ساختمان یا محله تقسیم کرد. مثلاً یک نفر خریدهای ضروری چند خانواده را انجام دهد تا همه مجبور نباشند بیرون بروند. اگر کسی در ساختمان یا میان دوستان ذخیره غذایی یا داروی کافی ندارد، دیگران میتوانند بدون ایجاد احساس شرمندگی به او کمک کنند. حتی یک وعده غذای اضافه یا تقسیم مقداری از مواد غذایی خشک میتواند در چنین روزهایی بسیار ارزشمند باشد.
همچنین توصیه میشود خانوادهها مقداری آب آشامیدنی، غذای خشک و کنسرو، داروهای ضروری، جعبه کمکهای اولیه، چراغقوه، باتری، پاوربانک، رادیوی کوچک و مواد بهداشتی در خانه ذخیره داشته باشند. داشتن شماره تلفنهای ضروری روی کاغذ و تعیین یک نقطه ملاقات خانوادگی در صورت قطع ارتباط نیز میتواند مفید باشد.
در کنار همه اینها، آرام نگه داشتن فضا بسیار مهم است. از شایعهپراکنی، انتشار اخبار تأییدنشده و رفتارهای هیجانی پرهیز کنیم. کودکان، سالمندان و زنان باردار در این شرایط بیشتر از دیگران به آرامش نیاز دارند.
در نهایت، آنچه میتواند جامعه را از روزهای سخت عبور دهد احساس مسئولیت جمعی است. ما دشمن یکدیگر نیستیم. مردم ایران با هر عقیده و گرایشی میتوانند در کنار هم بایستند، به هم کمک کنند و با همبستگی و انسانیت از این روزهای دشوار عبور کنند. در چنین شرایطی، گاهی یک گفتوگوی دوستانه با همسایه یا یک کمک کوچک به دیگری، میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.
#جنگ #همبستگی #همدلی #نه_به_جمهوری_اسلامی #ج_ا_یعنی_جنگ
@Tavaana_TavaanaTech
❤7
Forwarded from گفتوشنود
نابودی دوستی در جهان ایدئولوژیک
پیام همراهان
در جهان ایدئولوژیک، پیش از آنکه آزادی از خیابانها برود، از گفتوگوهای میان انسانها میگریزد.
هانا آرنت، فیلسوفی که طعم تبعید و سکوت را چشیده بود، میگفت:
«تمامیتخواهی از جایی آغاز میشود که دیگر نتوانی با دیگری حرف بزنی، بیآنکه بترسی.»
در چنین جهانی، وفاداری به ایدئولوژی جای دوستی را میگیرد.
انسانها میآموزند پیش از سخن گفتن، در ذهنشان سانسورچی کوچکی را فعال کنند؛ اختلاف، خطر است و سکوت، امنیت.
حتی در جمعهای دوستانه، نگاههای محتاط و حرفهای بیریسک جای گفتوگوهای صادقانه را میگیرند.
ترس آهسته و پنهان، دوستی را تهی میکند و خانهی آزادی را میبندد.
دوستی، به قول آرنت، خانهی آزادیست؛ جایی که انسان میتواند خودِ واقعیاش را در میان دیگران بیابد.
اما نظامهای تمامیتخواه نمیتوانند تحمل کنند که میان دو دوست، جهانی از اعتماد و تفاوت زنده بماند.
آنها تودهای همصدا میخواهند؛ جهانی بدون گفتگو، بدون تفاوت، بدون دوستی.
در چنین شرایطی، هر دوستی واقعی، خودِ نوعی مقاومت است.
وقتی دو نفر در میان ترس و محدودیت، هنوز با صداقت حرف میزنند، نوری کوچک در تاریکی میدرخشد — نوری از جنس کرامت و آزادی.
نظامهای تمامیتخواه از جمعهای دوستانه شما به شدت میترسند.
در زمانهی خفقان، دوستیها را دریابیم.
یکی از راههای حقیقی مبارزه، زنده نگه داشتن همین دوستیهای واقعی است — جایی که انسان هنوز میتواند آزادانه بگوید، بشنود و در تفاوت زیست کند.
#گفتگو #همدلی #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
در جهان ایدئولوژیک، پیش از آنکه آزادی از خیابانها برود، از گفتوگوهای میان انسانها میگریزد.
هانا آرنت، فیلسوفی که طعم تبعید و سکوت را چشیده بود، میگفت:
«تمامیتخواهی از جایی آغاز میشود که دیگر نتوانی با دیگری حرف بزنی، بیآنکه بترسی.»
در چنین جهانی، وفاداری به ایدئولوژی جای دوستی را میگیرد.
انسانها میآموزند پیش از سخن گفتن، در ذهنشان سانسورچی کوچکی را فعال کنند؛ اختلاف، خطر است و سکوت، امنیت.
حتی در جمعهای دوستانه، نگاههای محتاط و حرفهای بیریسک جای گفتوگوهای صادقانه را میگیرند.
ترس آهسته و پنهان، دوستی را تهی میکند و خانهی آزادی را میبندد.
دوستی، به قول آرنت، خانهی آزادیست؛ جایی که انسان میتواند خودِ واقعیاش را در میان دیگران بیابد.
اما نظامهای تمامیتخواه نمیتوانند تحمل کنند که میان دو دوست، جهانی از اعتماد و تفاوت زنده بماند.
آنها تودهای همصدا میخواهند؛ جهانی بدون گفتگو، بدون تفاوت، بدون دوستی.
در چنین شرایطی، هر دوستی واقعی، خودِ نوعی مقاومت است.
وقتی دو نفر در میان ترس و محدودیت، هنوز با صداقت حرف میزنند، نوری کوچک در تاریکی میدرخشد — نوری از جنس کرامت و آزادی.
نظامهای تمامیتخواه از جمعهای دوستانه شما به شدت میترسند.
در زمانهی خفقان، دوستیها را دریابیم.
یکی از راههای حقیقی مبارزه، زنده نگه داشتن همین دوستیهای واقعی است — جایی که انسان هنوز میتواند آزادانه بگوید، بشنود و در تفاوت زیست کند.
#گفتگو #همدلی #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤9
پیام نوروزی عباس واحدیان شاهرودی، از زندان وکیلآباد مشهد:
هیچ دیواری نمیتواند امید به آزادی را در دلهای ما زندانی کند
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، در پنجمین نوروزی که در بازداشت سپری میکند، با انتشار پیامی ضمن تبریک سال نو، بر تداوم امید به آزادی، ضرورت همبستگی ملی و تلاش برای گذار از جمهوری اسلامی تأکید کرد و وضعیت کنونی ایران را نتیجه سیاستهای حکومت دانست، نه خواست مردم.
متن این پیام به شرح زیر است:
«نوروز ۲۵۸۵ بر همه هممیهنانم مبارک باد،
در حالی به استقبال بهار میرویم که برای پنجمین سال پیاپی، نوروز را در پشت میلههای زندان وکیلآباد مشهد سپری میکنم. اما باور دارم که هیچ دیواری نمیتواند امید به آزادی را در دلهای ما زندانی کند. بهار، یادآور این حقیقت است که پس از هر زمستانی، رویش و رهایی در راه است.
در این روزها، سرزمینمان درگیر تنشها و خطر جنگی است که به نام ایران، اما نه برای مردم ایران رقم خورده است. این، جنگ مردم ایران نیست؛ بلکه حاصل سیاستهای حکومتی تمامیتخواه است که سالهاست بقای خود را بر جان و سرنوشت ملت ترجیح داده و مردم را بهمثابه سپر انسانی در مسیر اهدافش قرار داده است. ملت ایران، ملتی صلحطلب است که شایسته زندگی در آرامش، رفاه و آزادی است، نه گرفتار شدن در بازیهای خطرناک قدرت.
ایران عزیز ما سالهاست در بند است، اما اراده مردم برای رهایی هرگز خاموش نشده است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند همبستگی و اتحاد هستیم. از همه نیروهای دلسوز، از همه صداهای آزادیخواه در داخل و خارج از کشور میخواهم که ایرانخواهی را محور قرار دهند و با کنار گذاشتن اختلافات، دست در دست هم برای گذار از جمهوری اسلامی و ساختن آیندهای آزاد و انسانی تلاش کنند.
در این لحظههای آغازین سال نو، سر تعظیم فرود میآورم در برابر جانباختگان راه آزادی؛ آنان که با خون خود بذر این امید را کاشتند. یادشان زنده و راهشان پررهرو باد. ما ادامهدهندگان همان مسیر هستیم و مسئولیتی تاریخی بر دوش داریم.
به مردم شریف ایران میگویم: تاریکی ماندگار نیست. آیندهای روشن در انتظار ماست، اگر به نیروی خود ایمان داشته باشیم و در کنار یکدیگر بایستیم.
با امید به روزی که نوروز را در ایرانی آزاد، در کنار هم جشن بگیریم.
عباس واحدیان شاهرودی
زندان وکیلآباد مشهد
نوروز ۲۵۸۵»
.
#عباس_واحدیان_شاهرودی
#بیانیه
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#همبستگی #نوروز
@Tavaana_TavaanaTech
هیچ دیواری نمیتواند امید به آزادی را در دلهای ما زندانی کند
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، در پنجمین نوروزی که در بازداشت سپری میکند، با انتشار پیامی ضمن تبریک سال نو، بر تداوم امید به آزادی، ضرورت همبستگی ملی و تلاش برای گذار از جمهوری اسلامی تأکید کرد و وضعیت کنونی ایران را نتیجه سیاستهای حکومت دانست، نه خواست مردم.
متن این پیام به شرح زیر است:
«نوروز ۲۵۸۵ بر همه هممیهنانم مبارک باد،
در حالی به استقبال بهار میرویم که برای پنجمین سال پیاپی، نوروز را در پشت میلههای زندان وکیلآباد مشهد سپری میکنم. اما باور دارم که هیچ دیواری نمیتواند امید به آزادی را در دلهای ما زندانی کند. بهار، یادآور این حقیقت است که پس از هر زمستانی، رویش و رهایی در راه است.
در این روزها، سرزمینمان درگیر تنشها و خطر جنگی است که به نام ایران، اما نه برای مردم ایران رقم خورده است. این، جنگ مردم ایران نیست؛ بلکه حاصل سیاستهای حکومتی تمامیتخواه است که سالهاست بقای خود را بر جان و سرنوشت ملت ترجیح داده و مردم را بهمثابه سپر انسانی در مسیر اهدافش قرار داده است. ملت ایران، ملتی صلحطلب است که شایسته زندگی در آرامش، رفاه و آزادی است، نه گرفتار شدن در بازیهای خطرناک قدرت.
ایران عزیز ما سالهاست در بند است، اما اراده مردم برای رهایی هرگز خاموش نشده است. امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند همبستگی و اتحاد هستیم. از همه نیروهای دلسوز، از همه صداهای آزادیخواه در داخل و خارج از کشور میخواهم که ایرانخواهی را محور قرار دهند و با کنار گذاشتن اختلافات، دست در دست هم برای گذار از جمهوری اسلامی و ساختن آیندهای آزاد و انسانی تلاش کنند.
در این لحظههای آغازین سال نو، سر تعظیم فرود میآورم در برابر جانباختگان راه آزادی؛ آنان که با خون خود بذر این امید را کاشتند. یادشان زنده و راهشان پررهرو باد. ما ادامهدهندگان همان مسیر هستیم و مسئولیتی تاریخی بر دوش داریم.
به مردم شریف ایران میگویم: تاریکی ماندگار نیست. آیندهای روشن در انتظار ماست، اگر به نیروی خود ایمان داشته باشیم و در کنار یکدیگر بایستیم.
با امید به روزی که نوروز را در ایرانی آزاد، در کنار هم جشن بگیریم.
عباس واحدیان شاهرودی
زندان وکیلآباد مشهد
نوروز ۲۵۸۵»
.
#عباس_واحدیان_شاهرودی
#بیانیه
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#همبستگی #نوروز
@Tavaana_TavaanaTech
❤9
ائتلاف چیست و چه تفاوتی با اتحاد و همبستگی دارد؟
ائتلاف، بهطور ساده، به معنای همکاری چند فرد یا گروه با دیدگاهها و پیشینههای متفاوت بر سر یک هدف مشترک مشخص است. در ائتلاف، طرفها لزوماً در همه مسائل همنظر نیستند، اما بر سر حداقلی از اهداف و اقدامات توافق میکنند و برای تحقق آن، بهصورت عملی همکاری میکنند.
تفاوت ائتلاف با اتحاد در عمق و گستره همگرایی است. اتحاد معمولاً به معنای نزدیکی و همراستایی بیشتر در اهداف، ارزشها و مسیر کلی است؛ در حالی که ائتلاف میتواند میان نیروهایی شکل بگیرد که همچنان اختلافات جدی دارند، اما بر سر یک هدف مشترک به همکاری رسیدهاند.
همچنین، ائتلاف با همبستگی تفاوت دارد. همبستگی بیشتر بیانگر یک موضع اخلاقی یا احساسی است؛ یعنی اعلام حمایت یا همدلی. اما ائتلاف، فراتر از همبستگی، مستلزم ایجاد یک چارچوب عملی برای همکاری، شامل تقسیم مسئولیت، تصمیمگیری مشترک و اقدام هماهنگ است.
در فضای اپوزیسیون جمهوری اسلامی، ائتلاف زمانی معنا پیدا میکند که نیروهای مختلف، با وجود اختلاف نظر، بر سر اصولی حداقلی، مانند گذار از وضعیت موجود، حفظ یکپارچگی کشور و برگزاری انتخابات آزاد، به توافق برسند و این توافق را به همکاری عملی تبدیل کنند.
ائتلاف واقعی دارای ویژگیهایی مشخص است: اهداف شفاف و مکتوب، تعیین خطوط همکاری، تقسیم مسئولیت و پذیرش هزینههای مشترک. در مقابل، آنچه گاه بهعنوان ائتلاف مطرح میشود، ممکن است صرفاً در حد بیانیه یا نمایش باقی بماند، بدون آنکه به اقدام مشترک و مؤثر منجر شود.
تمایز میان ائتلاف واقعی و نمایشی، در «عمل» و «تعهد» آشکار میشود، نه در گفتار.
#ائتلاف #همبستگی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
ائتلاف چیست و چه تفاوتی با اتحاد و همبستگی دارد؟
ائتلاف، بهطور ساده، به معنای همکاری چند فرد یا گروه با دیدگاهها و پیشینههای متفاوت بر سر یک هدف مشترک مشخص است. در ائتلاف، طرفها لزوماً در همه مسائل همنظر نیستند، اما بر سر حداقلی از اهداف و اقدامات توافق میکنند و برای تحقق آن، بهصورت عملی همکاری میکنند.
تفاوت ائتلاف با اتحاد در عمق و گستره همگرایی است. اتحاد معمولاً به معنای نزدیکی و همراستایی بیشتر در اهداف، ارزشها و مسیر کلی است؛ در حالی که ائتلاف میتواند میان نیروهایی شکل بگیرد که همچنان اختلافات جدی دارند، اما بر سر یک هدف مشترک به همکاری رسیدهاند.
همچنین، ائتلاف با همبستگی تفاوت دارد. همبستگی بیشتر بیانگر یک موضع اخلاقی یا احساسی است؛ یعنی اعلام حمایت یا همدلی. اما ائتلاف، فراتر از همبستگی، مستلزم ایجاد یک چارچوب عملی برای همکاری، شامل تقسیم مسئولیت، تصمیمگیری مشترک و اقدام هماهنگ است.
در فضای اپوزیسیون جمهوری اسلامی، ائتلاف زمانی معنا پیدا میکند که نیروهای مختلف، با وجود اختلاف نظر، بر سر اصولی حداقلی، مانند گذار از وضعیت موجود، حفظ یکپارچگی کشور و برگزاری انتخابات آزاد، به توافق برسند و این توافق را به همکاری عملی تبدیل کنند.
ائتلاف واقعی دارای ویژگیهایی مشخص است: اهداف شفاف و مکتوب، تعیین خطوط همکاری، تقسیم مسئولیت و پذیرش هزینههای مشترک. در مقابل، آنچه گاه بهعنوان ائتلاف مطرح میشود، ممکن است صرفاً در حد بیانیه یا نمایش باقی بماند، بدون آنکه به اقدام مشترک و مؤثر منجر شود.
تمایز میان ائتلاف واقعی و نمایشی، در «عمل» و «تعهد» آشکار میشود، نه در گفتار.
#ائتلاف #همبستگی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍8❤2
Forwarded from گفتوشنود
همبستگی در عین اختلاف؛ تنها راه عبور از استبداد
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4💯3
Forwarded from گفتوشنود
گفتوگو؛ پلی میان تفاوتها و بنیان همبستگی اجتماعی
گفتوگو یکی از بنیادیترین سازوکارهای شکلگیری همبستگی در جوامع انسانی است. بدون گفتوگو، تفاوتها بهجای آنکه به منبعی برای غنا تبدیل شوند، به شکاف و تعارض بدل میشوند. یورگن هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» تاکید میکند که تفاهم اجتماعی نه از طریق زور، بلکه از راه گفتوگوی عقلانی و برابر شکل میگیرد؛ جایی که افراد میتوانند بدون سلطه، دلایل خود را مطرح کنند و به درک مشترک برسند.
از منظر جامعهشناسی، امیل دورکیم همبستگی را به دو نوع مکانیکی و ارگانیک تقسیم میکند. در جوامع مدرن که مبتنی بر تکثر و تفاوتاند، همبستگی ارگانیک تنها زمانی پایدار میماند که ارتباط و گفتوگو میان گروههای مختلف برقرار باشد. در غیر این صورت، تنوع به بیاعتمادی میانجامد.
همچنین هانا آرنت بر اهمیت «فضای عمومی» تاکید دارد؛ جایی که انسانها از طریق گفتوگو و کنش، جهان مشترک خود را میسازند. از نگاه او، حذف گفتوگو به حذف سیاست و در نهایت به انزوای انسانها منجر میشود.
در جهانی که با تکثر فرهنگی، دینی و فکری تعریف میشود، پذیرش تفاوت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. گفتوگو امکان میدهد که «دیگری» نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری دیده شود. همبستگی پایدار دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد: جایی که تفاوتها شنیده میشوند، نه سرکوب.
#همبستگی #گفتگو_توانا
@dialogue1402
گفتوگو یکی از بنیادیترین سازوکارهای شکلگیری همبستگی در جوامع انسانی است. بدون گفتوگو، تفاوتها بهجای آنکه به منبعی برای غنا تبدیل شوند، به شکاف و تعارض بدل میشوند. یورگن هابرماس در نظریه «کنش ارتباطی» تاکید میکند که تفاهم اجتماعی نه از طریق زور، بلکه از راه گفتوگوی عقلانی و برابر شکل میگیرد؛ جایی که افراد میتوانند بدون سلطه، دلایل خود را مطرح کنند و به درک مشترک برسند.
از منظر جامعهشناسی، امیل دورکیم همبستگی را به دو نوع مکانیکی و ارگانیک تقسیم میکند. در جوامع مدرن که مبتنی بر تکثر و تفاوتاند، همبستگی ارگانیک تنها زمانی پایدار میماند که ارتباط و گفتوگو میان گروههای مختلف برقرار باشد. در غیر این صورت، تنوع به بیاعتمادی میانجامد.
همچنین هانا آرنت بر اهمیت «فضای عمومی» تاکید دارد؛ جایی که انسانها از طریق گفتوگو و کنش، جهان مشترک خود را میسازند. از نگاه او، حذف گفتوگو به حذف سیاست و در نهایت به انزوای انسانها منجر میشود.
در جهانی که با تکثر فرهنگی، دینی و فکری تعریف میشود، پذیرش تفاوت نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. گفتوگو امکان میدهد که «دیگری» نه تهدید، بلکه فرصتی برای یادگیری دیده شود. همبستگی پایدار دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد: جایی که تفاوتها شنیده میشوند، نه سرکوب.
#همبستگی #گفتگو_توانا
@dialogue1402
❤1
دریغ است ایران که ویران شود
زیرساخت ایران ارث پدری هیچ کسی نیست، متعلق به ملت ایران است
جنگ، ویرانی بههمراه دارد و هیچ انسان وطندوستی نمیتواند از تخریب زیرساختهای کشور دفاع کند. زدن زیرساختها، چه کوچک و چه بزرگ، فاجعهای است که سالها طول میکشد جبران شود و فشارش مستقیماً بر دوش مردم میافتد؛ مردمی که نه در تصمیمگیریها نقشی داشتهاند و نه از نتایج آن بهرهای بردهاند.
اما آنچه امروز ایران را در معرض چنین خطری قرار داده، یک عامل روشن دارد: جمهوری اسلامی. حکومتی که طی ۴۷ سال با کوبیدن بر طبل جنگ، دخالتهای پرهزینه و سیاستهای تنشزا، کشور را به این نقطه رسانده است. پروژه غنیسازی اورانیوم تا سطوحی که توجیهی جز کاربرد نظامی برای آن متصور نبود، و صرف صدها میلیارد دلار از منابع کشور در این مسیر، بخشی از این روند است؛ منابعی که میتوانست صرف آبادانی و رفاه مردم شود.
در کنار آن، حمایت مالی و نظامی از گروههایی مانند حماس، حزبالله، حوثیها و حشدالشعبی تحت عنوان «محور مقاومت»، برنامهریزی برای درگیریهای منطقهای، هدایت یا نسبت داده شدن به عملیاتهای تروریستی در کشورهای مختلف، نوشتن شعار نابودی اسرائیل بر موشکها و صرف هزینههای کلان برای حمایت از حکومت سوریه با عنوان «دفاع از حرم»، همگی ایران را در مسیر یک تقابل پرهزینه و خطرناک قرار دادهاند.
در تمام این سالها، مردم ایران هیچ نقشی در این تصمیمها نداشتهاند. این حوزهها همواره خط قرمز حکومت بوده و حتی رسانهها و روزنامهها نیز اجازه نقد و اظهار نظر آزاد درباره آنها را نداشتند. در نتیجه، هزینه سیاستهایی که بدون رضایت مردم اتخاذ شده، امروز به شکل تهدیدی گسترده علیه زندگی و آینده آنها بازگشته است.
زیرساختهای ایران، دارایی ملت است، نه ابزار بازیهای سیاسی و نظامی. اما این حکومت نشان داده که برای بقای خود، حتی حاضر است کشور را به سمت ویرانی بکشاند. از نابودی منابع آب و محیطزیست تا فرسایش صنعت، اقتصاد و سرمایه انسانی، روندی که سالها ادامه داشته، امروز در قالب خطر جنگ به اوج خود رسیده است.
جمهوری اسلامی نهتنها امروز، بلکه در تمام این سالها زیرساختهای ایران را تضعیف و تخریب کرده و اکنون نیز کشور را به مسیری سوق داده که میتواند به یک فاجعه تمامعیار ختم شود.
در چنین شرایطی، بیتفاوتی جایز نیست؛ اما بیش از هر چیز، نیازمند نگاهی مسئولانه و همبستگی واقعی هستیم. این زمانِ متهمکردن یکدیگر یا عمیقتر کردن شکافها نیست. جنگ نه با خواست مردم آغاز شده و نه سرنوشت آن در دست مردم رقم خورده، اما آنچه میتواند آینده را تغییر دهد، اراده جمعی مردم برای پایاندادن به ریشههای این ویرانی است.
ایرانیان، با هر نگاه و گرایشی، اگر به جای تقابل با یکدیگر، به سوی درک متقابل و همدلی حرکت کنند، میتوانند نیرویی بسازند که از هر بحران و تهدیدی قدرتمندتر است. حتی آنانی که امروز، از سر نگرانی و دلسوزی برای ایران، به حکومت نزدیک شدهاند، مخاطب این دعوتاند: دفاع از حکومتی که کشور را به این مسیر کشانده و در طول سالها جان و زندگی هزاران ایرانی را گرفته، راه نجات ایران نیست.
ایران، میهن همه ماست؛ نه متعلق به یک جریان، نه در انحصار یک قدرت. حتی آنان که امروز تحت تأثیر روایتها و تبلیغات رسمی حکومت قرار کرفتهاند، بخشی از همین ملتاند و میتوانند در مسیر نجات کشور نقش داشته باشند. آینده ایران، تنها با کنار گذاشتن مرزبندیهای فرساینده و با ایستادن در کنار یکدیگر ساخته میشود.
نجات ایران، در گرو همین همبستگی است؛ همبستگیای که بتواند رژیمی که منشأ این چرخه تخریب و شر ویرانگر است را متوقف کند و کشور را از مسیری که به سوی نابودی میرود، بازگرداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #ایران #همبستگی #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
زیرساخت ایران ارث پدری هیچ کسی نیست، متعلق به ملت ایران است
جنگ، ویرانی بههمراه دارد و هیچ انسان وطندوستی نمیتواند از تخریب زیرساختهای کشور دفاع کند. زدن زیرساختها، چه کوچک و چه بزرگ، فاجعهای است که سالها طول میکشد جبران شود و فشارش مستقیماً بر دوش مردم میافتد؛ مردمی که نه در تصمیمگیریها نقشی داشتهاند و نه از نتایج آن بهرهای بردهاند.
اما آنچه امروز ایران را در معرض چنین خطری قرار داده، یک عامل روشن دارد: جمهوری اسلامی. حکومتی که طی ۴۷ سال با کوبیدن بر طبل جنگ، دخالتهای پرهزینه و سیاستهای تنشزا، کشور را به این نقطه رسانده است. پروژه غنیسازی اورانیوم تا سطوحی که توجیهی جز کاربرد نظامی برای آن متصور نبود، و صرف صدها میلیارد دلار از منابع کشور در این مسیر، بخشی از این روند است؛ منابعی که میتوانست صرف آبادانی و رفاه مردم شود.
در کنار آن، حمایت مالی و نظامی از گروههایی مانند حماس، حزبالله، حوثیها و حشدالشعبی تحت عنوان «محور مقاومت»، برنامهریزی برای درگیریهای منطقهای، هدایت یا نسبت داده شدن به عملیاتهای تروریستی در کشورهای مختلف، نوشتن شعار نابودی اسرائیل بر موشکها و صرف هزینههای کلان برای حمایت از حکومت سوریه با عنوان «دفاع از حرم»، همگی ایران را در مسیر یک تقابل پرهزینه و خطرناک قرار دادهاند.
در تمام این سالها، مردم ایران هیچ نقشی در این تصمیمها نداشتهاند. این حوزهها همواره خط قرمز حکومت بوده و حتی رسانهها و روزنامهها نیز اجازه نقد و اظهار نظر آزاد درباره آنها را نداشتند. در نتیجه، هزینه سیاستهایی که بدون رضایت مردم اتخاذ شده، امروز به شکل تهدیدی گسترده علیه زندگی و آینده آنها بازگشته است.
زیرساختهای ایران، دارایی ملت است، نه ابزار بازیهای سیاسی و نظامی. اما این حکومت نشان داده که برای بقای خود، حتی حاضر است کشور را به سمت ویرانی بکشاند. از نابودی منابع آب و محیطزیست تا فرسایش صنعت، اقتصاد و سرمایه انسانی، روندی که سالها ادامه داشته، امروز در قالب خطر جنگ به اوج خود رسیده است.
جمهوری اسلامی نهتنها امروز، بلکه در تمام این سالها زیرساختهای ایران را تضعیف و تخریب کرده و اکنون نیز کشور را به مسیری سوق داده که میتواند به یک فاجعه تمامعیار ختم شود.
در چنین شرایطی، بیتفاوتی جایز نیست؛ اما بیش از هر چیز، نیازمند نگاهی مسئولانه و همبستگی واقعی هستیم. این زمانِ متهمکردن یکدیگر یا عمیقتر کردن شکافها نیست. جنگ نه با خواست مردم آغاز شده و نه سرنوشت آن در دست مردم رقم خورده، اما آنچه میتواند آینده را تغییر دهد، اراده جمعی مردم برای پایاندادن به ریشههای این ویرانی است.
ایرانیان، با هر نگاه و گرایشی، اگر به جای تقابل با یکدیگر، به سوی درک متقابل و همدلی حرکت کنند، میتوانند نیرویی بسازند که از هر بحران و تهدیدی قدرتمندتر است. حتی آنانی که امروز، از سر نگرانی و دلسوزی برای ایران، به حکومت نزدیک شدهاند، مخاطب این دعوتاند: دفاع از حکومتی که کشور را به این مسیر کشانده و در طول سالها جان و زندگی هزاران ایرانی را گرفته، راه نجات ایران نیست.
ایران، میهن همه ماست؛ نه متعلق به یک جریان، نه در انحصار یک قدرت. حتی آنان که امروز تحت تأثیر روایتها و تبلیغات رسمی حکومت قرار کرفتهاند، بخشی از همین ملتاند و میتوانند در مسیر نجات کشور نقش داشته باشند. آینده ایران، تنها با کنار گذاشتن مرزبندیهای فرساینده و با ایستادن در کنار یکدیگر ساخته میشود.
نجات ایران، در گرو همین همبستگی است؛ همبستگیای که بتواند رژیمی که منشأ این چرخه تخریب و شر ویرانگر است را متوقف کند و کشور را از مسیری که به سوی نابودی میرود، بازگرداند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #ایران #همبستگی #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
👍9❤2
داریوش اقبالی، خواننده ایرانی و فعال مدنی، در اینستاگرام نوشت:
نگاه «ایران» به ما است…
«ایران» فقط یک نام روی نقشه و قطعهای خاک نیست که بتوان آن را از بین برد. تاریخ کهن، فرهنگ غنی و مردم شریف آن سرزمین، «ایران» هستند. در این فصل بد سرزمینمان، سرنوشت مردم زخمدیده «ایران» توسط جنایتکاران حاکم و مزدورانشان از یک سو، و قدرتهای خارجی افسارگسیخته از سویی دیگر، معامله و قربانی میشود.
مردم ستمدیده «ایران» سالهاست هزینههای بسیار سنگینی در راه آزادی دادهاند. رژیم جمهوری اسلامی مدتهاست از هر لحاظ به بنبست رسیده، شکست خورده و مُرده است. مشابه جنازه رهبرش، جنازه رژیم اسلامی هم مدتهاست به روی دست مانده تا خاک شود.
خاکسپاری جمهوری اسلامی و گذار به سوی آزادی پایدار در ایرانی قوی و مستقل، در نهایت تنها با برنامهریزی درازمدت، سازماندهی جدی و ریشه ای، کثرتگرایی و همبستگی همهگیر، حاصل خواهد شد. در این مسیر، رهبران سیاسی و اپوزیسیون داخل و خارج، رسانهها، و به طور کلی ما ایرانیان کوتاهی کردیم و از کوتاهی ماست که این دیوار بلندست...
شکی نیست که رژیم جنایتکار اسلامی، «ایران» را به پرتگاه کنونی کشانده است. در فقدان سازماندهی ریشهای و همبستگی همهگیر مخالفان جمهوری اسلامی، سرنوشت «ایران» به مداخله کشورهای خارجی، و منافع آنها، گره زده شد. اما زیر شمشیر دولبهی جنگ، منافع «ایران»، لزوما بالاتر از منافع «جمهوری اسلامی» نیست.
هرچند دیر، اما هنوز فرصت و امید هست که با آموختن از اشتباهاتمان و رفع کمبودهایمان، همبستگی همهگیر و سازماندهی موثر برای گذار از جمهوری اسلامی ایجاد کنیم تا تاریخ و سرنوشت «ایران» در دست تو و من باقی بماند.
نگاه «ایران» به ما است…
داريوش
ولایت: اردلان سرفراز / فرید زلاند / آندرانیک
#همبستگی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
نگاه «ایران» به ما است…
«ایران» فقط یک نام روی نقشه و قطعهای خاک نیست که بتوان آن را از بین برد. تاریخ کهن، فرهنگ غنی و مردم شریف آن سرزمین، «ایران» هستند. در این فصل بد سرزمینمان، سرنوشت مردم زخمدیده «ایران» توسط جنایتکاران حاکم و مزدورانشان از یک سو، و قدرتهای خارجی افسارگسیخته از سویی دیگر، معامله و قربانی میشود.
مردم ستمدیده «ایران» سالهاست هزینههای بسیار سنگینی در راه آزادی دادهاند. رژیم جمهوری اسلامی مدتهاست از هر لحاظ به بنبست رسیده، شکست خورده و مُرده است. مشابه جنازه رهبرش، جنازه رژیم اسلامی هم مدتهاست به روی دست مانده تا خاک شود.
خاکسپاری جمهوری اسلامی و گذار به سوی آزادی پایدار در ایرانی قوی و مستقل، در نهایت تنها با برنامهریزی درازمدت، سازماندهی جدی و ریشه ای، کثرتگرایی و همبستگی همهگیر، حاصل خواهد شد. در این مسیر، رهبران سیاسی و اپوزیسیون داخل و خارج، رسانهها، و به طور کلی ما ایرانیان کوتاهی کردیم و از کوتاهی ماست که این دیوار بلندست...
شکی نیست که رژیم جنایتکار اسلامی، «ایران» را به پرتگاه کنونی کشانده است. در فقدان سازماندهی ریشهای و همبستگی همهگیر مخالفان جمهوری اسلامی، سرنوشت «ایران» به مداخله کشورهای خارجی، و منافع آنها، گره زده شد. اما زیر شمشیر دولبهی جنگ، منافع «ایران»، لزوما بالاتر از منافع «جمهوری اسلامی» نیست.
هرچند دیر، اما هنوز فرصت و امید هست که با آموختن از اشتباهاتمان و رفع کمبودهایمان، همبستگی همهگیر و سازماندهی موثر برای گذار از جمهوری اسلامی ایجاد کنیم تا تاریخ و سرنوشت «ایران» در دست تو و من باقی بماند.
نگاه «ایران» به ما است…
داريوش
ولایت: اردلان سرفراز / فرید زلاند / آندرانیک
#همبستگی #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤21
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرش سبحانی، آهنگساز و خواننده، در ویدیویی که در حساب کاربری خود منتشر کرده، بر اهمیت بنیادین «همبستگی» و «اعتماد متقابل» در جامعه ایران تأکید کرد.
او با نگاهی به پیشینه تاریخی ایران و اشاره به سقوط حکومت مغولان، یادآور شد که قدرتهای مستبد گذرا هستند و آنچه ایران را پس از تهاجم مغول زنده نگه داشت، تنیدگی عمیق میان ایرانیان و غنای فرهنگ ایرانی بود. او با تعمیم این تجربه تاریخی، بر رفتنی بودن جمهوری اسلامی تأکید ورزید.
سبحانی در ادامه به سیاست «تفرقهافکنی» حکومت از طریق برچسبزنیهای گوناگون اشاره کرد و با برشمردن نمونههایی از این «دیگریسازی»، خاطرنشان ساخت که این رویکرد باعث از هم گسیختگی پیوندهای خانوادگی و حلقههای دوستانه شده است. او با تأکید بر لزوم مدارا، تحمل و گفتگو، برچسبزنی به یکدیگر را همسویی با سیاستهای تفرقهافکنانه حکومت دانست.
وی در پایان تصریح کرد که برای ساختن آینده ایران، باید فراتر از اختلافنظرها، بذر دوستی و محبت را در میان خود بکاریم.
#مدارا #همبستگی #گفتگو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او با نگاهی به پیشینه تاریخی ایران و اشاره به سقوط حکومت مغولان، یادآور شد که قدرتهای مستبد گذرا هستند و آنچه ایران را پس از تهاجم مغول زنده نگه داشت، تنیدگی عمیق میان ایرانیان و غنای فرهنگ ایرانی بود. او با تعمیم این تجربه تاریخی، بر رفتنی بودن جمهوری اسلامی تأکید ورزید.
سبحانی در ادامه به سیاست «تفرقهافکنی» حکومت از طریق برچسبزنیهای گوناگون اشاره کرد و با برشمردن نمونههایی از این «دیگریسازی»، خاطرنشان ساخت که این رویکرد باعث از هم گسیختگی پیوندهای خانوادگی و حلقههای دوستانه شده است. او با تأکید بر لزوم مدارا، تحمل و گفتگو، برچسبزنی به یکدیگر را همسویی با سیاستهای تفرقهافکنانه حکومت دانست.
وی در پایان تصریح کرد که برای ساختن آینده ایران، باید فراتر از اختلافنظرها، بذر دوستی و محبت را در میان خود بکاریم.
#مدارا #همبستگی #گفتگو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍5
توماج صالحی، خواننده رپ اعتراضی و زندانی سیاسی سابق، با انتشار متنی در شبکههای اجتماعی بر ضرورت همبستگی میان جریانهای آزادیخواه و پرهیز از بازتولید رفتارهای استبدادی تأکید کرد. او با انتقاد از «تفتيش عقيده»، «تماميتخواهی»، «ترور شخصيتی» و «فحاشی» در میان مخالفان حکومت، نوشت که راه آزادی از تفاوت رفتار آزادیخواهان با استبداد آغاز میشود و مهمترین پیروزی آن است که مبارزان به همان چیزی که با آن میجنگند تبدیل نشوند.
متن آقای صالحی به شرح زیر است:
هيج جنبشی در مقابل دیگری نبوده،
هيچ آزادىخواهى در مقابل دیگری
نيست.
هر نوع ايستادگی در مقابل ديكتاتورى و هر قدمى در راه آزادى و عدالت
قابل ستايش است.
مسيرى كه خواسته يا ناخواسته در آن قدم گذاشتهايم يک پيست مسابقه نيست، اين یک رقابت نيست، مقاومت است، از خودگذشتگی است، اختلاف نظرها به معناى دشمنی نيستند، ما «گشتاپو» و «کاگب» نيستيم كه همديگر را تفتيش عقيده كنيم، براى «اتحاد» كافيست وطن و هموطنهايمان را دوست بداريم.
اولين گامهاى اين مسير، متفاوت بودنِ رفتار خودمان با ديكتاتور است، «تماميت خواهى» از ويژگیهاى آزادىخواهان نيست، «ترور شخصيتی، تهمت و فحاشی» از ويژگیهاى مبارزِ آزادى خواه نیست.
زیباترین نمودِ آزادیخواهی، رفتار متفاوت با استبداد است.
قطعاً هیچکدام از ما نمیخواهیم یک چرخهی بیپایان را هزاران بار دیگر طى كنيم، اشتباهات تكرارى، هزينههاى تكرارى، لحظهی آزادى را به وضوح ديدنهای تكرارى، و باز هم نرسيدنهای تكرارى.
مردم عادى تا ابد حق اشتباه دارند، اما پرچمدارها نه، چرا که جان دیگران وسیلهی «آزمون و خطا» هیچکس نیست.
بیایید یک بار برای همیشه، فقط یک قدم که مهمترین گام است را با هم برداریم، راهِ آزادی از تفاوتِ ما با استبداد آغاز میشود.
مهمترین پیروزی، شبیه نشدن به همان چیزیست که با آن میجنگیم.
#همبستگی #آزادی #توماج_صالحی
@Tavaana_TavaanaTech
متن آقای صالحی به شرح زیر است:
هيج جنبشی در مقابل دیگری نبوده،
هيچ آزادىخواهى در مقابل دیگری
نيست.
هر نوع ايستادگی در مقابل ديكتاتورى و هر قدمى در راه آزادى و عدالت
قابل ستايش است.
مسيرى كه خواسته يا ناخواسته در آن قدم گذاشتهايم يک پيست مسابقه نيست، اين یک رقابت نيست، مقاومت است، از خودگذشتگی است، اختلاف نظرها به معناى دشمنی نيستند، ما «گشتاپو» و «کاگب» نيستيم كه همديگر را تفتيش عقيده كنيم، براى «اتحاد» كافيست وطن و هموطنهايمان را دوست بداريم.
اولين گامهاى اين مسير، متفاوت بودنِ رفتار خودمان با ديكتاتور است، «تماميت خواهى» از ويژگیهاى آزادىخواهان نيست، «ترور شخصيتی، تهمت و فحاشی» از ويژگیهاى مبارزِ آزادى خواه نیست.
زیباترین نمودِ آزادیخواهی، رفتار متفاوت با استبداد است.
قطعاً هیچکدام از ما نمیخواهیم یک چرخهی بیپایان را هزاران بار دیگر طى كنيم، اشتباهات تكرارى، هزينههاى تكرارى، لحظهی آزادى را به وضوح ديدنهای تكرارى، و باز هم نرسيدنهای تكرارى.
مردم عادى تا ابد حق اشتباه دارند، اما پرچمدارها نه، چرا که جان دیگران وسیلهی «آزمون و خطا» هیچکس نیست.
بیایید یک بار برای همیشه، فقط یک قدم که مهمترین گام است را با هم برداریم، راهِ آزادی از تفاوتِ ما با استبداد آغاز میشود.
مهمترین پیروزی، شبیه نشدن به همان چیزیست که با آن میجنگیم.
#همبستگی #آزادی #توماج_صالحی
@Tavaana_TavaanaTech
❤22👍1💯1
عباس واحدیان شاهرودی، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، در بخش پایانی نامه خود از زندان، با خطاب قرار دادن نیروهای ارتش، چهرههای اپوزیسیون و مردم ایران، خواستار همبستگی ملی برای «نجات ایران» شد. او ضمن دعوت ارتشیان به حمایت از مردم در صورت آغاز «قیام ملی»، از رهبران و جریانهای مختلف اپوزیسیون نیز خواست اختلافات و رقابتهای سیاسی را کنار بگذارند و با تمرکز بر هدف مشترک، برای گذار از جمهوری اسلامی همکاری کنند.
بخش سوم نامه عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیلآباد مشهد
سخن آخر به برادران ارتشی
همیشه یاور داشتم که پروردگار ایرانزمین شما دلاوران را برای روز موعود آزادی نگه داشته است.
شما، برخلاف سپاه پاسداران که حافظ انقلاب اسلامی و حکومت دیکتاتوری هستند، سوگند خوردهاید که پیوسته نگهبان میهن و مردم باشید.
همانگونه که در بین شما اندک مزدورانی حضور دارند که در خدمت مقاصد ویرانگر رژیم هستند، در میان اعضای سپاه پاسداران و حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز آزادگانی هستند که از آنچه بر سر ملتشان آمده رنج میکشند.
از همه شما دلاوران میهندوست تمنا دارم چنانچه طبق انتظارات و شواهد موجود قیام ملی آغاز شد، با خلع سلاح خائنان به حمایت همهجانبه از مردم قیام کنید.
سوگند به ایران که در آینده، ملت و حکومت آزاد قدرشناس شما خواهند بود.
خطاب به رهبران و چهرههای مطرح اپوزیسیون
به رهبران، لیدرها و چهرههای مطرح اپوزیسیون، بهویژه در خارج از کشور، و همه هواداران آن بزرگواران:
همه شما بزرگوارانی که به راستی دغدغه آزادی و نجات ایران دارید و هر کسی که با صداقت به مفاهیم دموکراسی و حق حاکمیت ملت ایران باورمند است، میگویم:
بیایید یک بار برای همیشه، با سوگند به آفریدگار و این خاک به خونخفته، دست از تخریب یکدیگر بردارید و از همه توان سازماندهی، لجستیکی و تشکیلاتی خویش به طور هماهنگ علیه این رژیم بهره گیرید.
این نابکاران جنگطلب برای بقای خود، هرچند کوتاه، حاضرند ایرانمان را به سرزمین سوخته مبدل سازند و تنها راه مقابله با این نقشه شوم، قیام ملی ماست.
تمنا دارم از هر آنچه سبب بروز کینه و جدایی میان صفوف اپوزیسیون میشود، از جمله پرچمهای مختلف، فعلاً تا روز پس از آزادی ایران بپرهیزید.
در این شرایط ما نیاز به یک پرچم واحد، آن هم به رنگ سپید و صلح داریم که بتواند بهانه کشتار و سرکوب ملت را خنثی نماید.
امروز در این نامه که حکم سند دستنویسم را دارد، اعلام میدارم که اگر چنانکه کنفدراسیون تشکیل دهید، هیچ سمتی، نه امروز و نه در آینده، برای خود نمیخواهم.
دبیرکل، اعضای شورای عالی و همه مقامات را از بین خود انتخاب کنید و به این جنگ ناامیدکننده احزاب پایان دهید، اگر به راستی دغدغه نجات ایران دارید.
به همه مردم و رهبران سیاسی بگویید ما نمیخواهیم که شما از آرمان سیاسی خود بگذرید؛ بلکه میگوییم با هر اندیشهای، از امروز فقط برای نجات ایران بکوشید.
و به قوای سرکوبگر رژیم میگوییم: به واسطه بقای حکومت چند دزد و غارتگر وطنفروش، مردم خود را سلاخی نکنید و آینده خود و عزیزانتان را به طوفان خشم مردم گره نزنید.
در انتها، من و همرزمانم در عمل و نه شعار ثابت نمودیم که حاضریم برای آزادی ایران و شما مردم بمیریم. آیا شما حاضرید برای نجات و آزادی خود و عزیزانتان فداکاری کنید؟
پاینده و مانا ایران
با احترام
عباس واحدیان شاهرودی
#عباس_واحدیان_شاهرودی #همبستگی #بیانیه #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
بخش سوم نامه عباس واحدیان شاهرودی از زندان وکیلآباد مشهد
سخن آخر به برادران ارتشی
همیشه یاور داشتم که پروردگار ایرانزمین شما دلاوران را برای روز موعود آزادی نگه داشته است.
شما، برخلاف سپاه پاسداران که حافظ انقلاب اسلامی و حکومت دیکتاتوری هستند، سوگند خوردهاید که پیوسته نگهبان میهن و مردم باشید.
همانگونه که در بین شما اندک مزدورانی حضور دارند که در خدمت مقاصد ویرانگر رژیم هستند، در میان اعضای سپاه پاسداران و حتی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی نیز آزادگانی هستند که از آنچه بر سر ملتشان آمده رنج میکشند.
از همه شما دلاوران میهندوست تمنا دارم چنانچه طبق انتظارات و شواهد موجود قیام ملی آغاز شد، با خلع سلاح خائنان به حمایت همهجانبه از مردم قیام کنید.
سوگند به ایران که در آینده، ملت و حکومت آزاد قدرشناس شما خواهند بود.
خطاب به رهبران و چهرههای مطرح اپوزیسیون
به رهبران، لیدرها و چهرههای مطرح اپوزیسیون، بهویژه در خارج از کشور، و همه هواداران آن بزرگواران:
همه شما بزرگوارانی که به راستی دغدغه آزادی و نجات ایران دارید و هر کسی که با صداقت به مفاهیم دموکراسی و حق حاکمیت ملت ایران باورمند است، میگویم:
بیایید یک بار برای همیشه، با سوگند به آفریدگار و این خاک به خونخفته، دست از تخریب یکدیگر بردارید و از همه توان سازماندهی، لجستیکی و تشکیلاتی خویش به طور هماهنگ علیه این رژیم بهره گیرید.
این نابکاران جنگطلب برای بقای خود، هرچند کوتاه، حاضرند ایرانمان را به سرزمین سوخته مبدل سازند و تنها راه مقابله با این نقشه شوم، قیام ملی ماست.
تمنا دارم از هر آنچه سبب بروز کینه و جدایی میان صفوف اپوزیسیون میشود، از جمله پرچمهای مختلف، فعلاً تا روز پس از آزادی ایران بپرهیزید.
در این شرایط ما نیاز به یک پرچم واحد، آن هم به رنگ سپید و صلح داریم که بتواند بهانه کشتار و سرکوب ملت را خنثی نماید.
امروز در این نامه که حکم سند دستنویسم را دارد، اعلام میدارم که اگر چنانکه کنفدراسیون تشکیل دهید، هیچ سمتی، نه امروز و نه در آینده، برای خود نمیخواهم.
دبیرکل، اعضای شورای عالی و همه مقامات را از بین خود انتخاب کنید و به این جنگ ناامیدکننده احزاب پایان دهید، اگر به راستی دغدغه نجات ایران دارید.
به همه مردم و رهبران سیاسی بگویید ما نمیخواهیم که شما از آرمان سیاسی خود بگذرید؛ بلکه میگوییم با هر اندیشهای، از امروز فقط برای نجات ایران بکوشید.
و به قوای سرکوبگر رژیم میگوییم: به واسطه بقای حکومت چند دزد و غارتگر وطنفروش، مردم خود را سلاخی نکنید و آینده خود و عزیزانتان را به طوفان خشم مردم گره نزنید.
در انتها، من و همرزمانم در عمل و نه شعار ثابت نمودیم که حاضریم برای آزادی ایران و شما مردم بمیریم. آیا شما حاضرید برای نجات و آزادی خود و عزیزانتان فداکاری کنید؟
پاینده و مانا ایران
با احترام
عباس واحدیان شاهرودی
#عباس_واحدیان_شاهرودی #همبستگی #بیانیه #نجات_ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤16💯5🕊3👍1👌1
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۶
ایران امروز: وارونهسازی حقیقت و نیاز به جامعه موازی
اگر این چارچوب را به ایران امروز تعمیم دهیم، تصویر آشنایی پیش چشم میآید. حکومت فقط با سرکوب خیابانی، زندان و اعدام حکومت نمیکند؛ بلکه از طریق ترس، خودسانسوری، بیاعتمادی، انزوا، ناامیدی و عادت دادن مردم به زندگی در دروغ نیز بازتولید میشود.
هاول جایی مینویسد: تحقیر کامل فرد را «آزادی واقعی» مینامند؛ محروم کردن از اطلاعات را «دسترسی به اطلاعات»؛ دستکاری افکار عمومی را «نظارت مردم بر قدرت»؛ نبود آزادی بیان را «عالیترین شکل آزادی». این وارونگی در ایران امروز بهروشنی دیده میشود. اینترنت بهشدت فیلترشده، «آزادسازی اینترنت» و «اعطای امتیاز» معرفی میشود. طرحهای محدودکننده، نام «صیانت» و «حفاظت از حقوق کاربران» میگیرند. محرومیت از رسانههای مستقل، زیر عنوان «تکثر رسانهای» بزک میشود. سرکوب اعتراضهای مدنی، «برقراری نظم» و «تأمین امنیت مردم» خوانده میشود. احکام سنگین و اعدامها، «اجرای عدالت» نام میگیرند. سلب حق انتخاب سبک زندگی، در پوشش «حفظ ارزشها» و «احترام به رأی اکثریت» عرضه میشود.
در چنین وضعی، پرسش این است: اگر امروز امکان تغییر فوری ساختار قدرت وجود ندارد، آیا میتوان جامعهای موازی ساخت که در آن، ارزشهای دیگری تمرین شود؟ جامعهای که در آن معلمان، دانشجویان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان، هنرمندان و فعالان مدنی، بدون تکرار زبان رسمی، به هم برسند و شبکههایی از اعتماد و همبستگی بسازند؟
#همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
بخش ۶
ایران امروز: وارونهسازی حقیقت و نیاز به جامعه موازی
اگر این چارچوب را به ایران امروز تعمیم دهیم، تصویر آشنایی پیش چشم میآید. حکومت فقط با سرکوب خیابانی، زندان و اعدام حکومت نمیکند؛ بلکه از طریق ترس، خودسانسوری، بیاعتمادی، انزوا، ناامیدی و عادت دادن مردم به زندگی در دروغ نیز بازتولید میشود.
هاول جایی مینویسد: تحقیر کامل فرد را «آزادی واقعی» مینامند؛ محروم کردن از اطلاعات را «دسترسی به اطلاعات»؛ دستکاری افکار عمومی را «نظارت مردم بر قدرت»؛ نبود آزادی بیان را «عالیترین شکل آزادی». این وارونگی در ایران امروز بهروشنی دیده میشود. اینترنت بهشدت فیلترشده، «آزادسازی اینترنت» و «اعطای امتیاز» معرفی میشود. طرحهای محدودکننده، نام «صیانت» و «حفاظت از حقوق کاربران» میگیرند. محرومیت از رسانههای مستقل، زیر عنوان «تکثر رسانهای» بزک میشود. سرکوب اعتراضهای مدنی، «برقراری نظم» و «تأمین امنیت مردم» خوانده میشود. احکام سنگین و اعدامها، «اجرای عدالت» نام میگیرند. سلب حق انتخاب سبک زندگی، در پوشش «حفظ ارزشها» و «احترام به رأی اکثریت» عرضه میشود.
در چنین وضعی، پرسش این است: اگر امروز امکان تغییر فوری ساختار قدرت وجود ندارد، آیا میتوان جامعهای موازی ساخت که در آن، ارزشهای دیگری تمرین شود؟ جامعهای که در آن معلمان، دانشجویان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان، هنرمندان و فعالان مدنی، بدون تکرار زبان رسمی، به هم برسند و شبکههایی از اعتماد و همبستگی بسازند؟
#همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
👍6💯2❤1👌1
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۷
ایران امروز و اهمیت جامعه موازی: از اعتراض پراکنده تا همبستگی مدنی
در ایران امروز، نشانههای یک «جامعه در جامعه» را میتوان در بسیاری جاها دید: تشکلهای صنفی معلمان، انجمنها و شبکههای دانشجویی، مطالبات و اعتراضهای کارگران، تجمعهای بازنشستگان، اعتراضهای پرستاران، شبکههای زنان، جمعهای محلی همیاری، رسانههای کوچک مستقل و گروههای داوطلب. اینها اگرچه پراکنده و زیر فشارند، میتوانند ستونهای جامعهای موازی باشند.
فعالیتهایی مانند تشکلهای صنفی، اعتصابات مدنی، کمپینهای همبستگی و شبکههای حمایت از زندانیان سیاسی و خانوادههایشان، میتوانند به شکلگیری جنبشی مدنی کمک کنند که این بار نه فقط بر محور خشم، بلکه بر پایه همدلی، اخلاقمداری، کار جمعی و همکاری شکل بگیرد. چنین جامعهای، اگر بتواند از منطق نفرت و حذف فاصله بگیرد و کرامت انسان، حقیقت، قانون و عدالت را از امروز تمرین کند، میتواند پایهگذار یکی از پایدارترین شکلهای دموکراسی در منطقه باشد.
جامعه موازی در این معنا فقط ابزار مقاومت سیاسی نیست، بلکه مدرسه دموکراسی است. در آن مردم یاد میگیرند به هم اعتماد کنند، با اختلاف نظر کنار بیایند، مسئولیت بپذیرند، نهاد بسازند، از حقوق یکدیگر دفاع کنند و قدرت را محدود بخواهند. در شرایطی که خشونت حکومتی، فضای شبهجنگی، گرانی افسارگسیخته و موج اعدامها، روان جامعه را فرسوده کرده است، این جامعه موازی میتواند راهی برای حفظ سلامت اخلاقی و امید مشترک باشد.
شاید مهمترین درس هاول، بندا، هایدانک، آرنت، سولژنیتسین، ثورو و میچنیک برای ایران امروز همین باشد: جامعه آزاد را نمیتوان فقط پس از سقوط استبداد ساخت. باید از دل همین تاریکی، از همین امروز، هستههای آن را ساخت؛ در کلمات، در روابط، در شبکهها، در نهادهای کوچک، در همبستگی با قربانیان، در دفاع از حقیقت و در تمرین روزمره آزادی.
#همبستگی #ایران #آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۷
ایران امروز و اهمیت جامعه موازی: از اعتراض پراکنده تا همبستگی مدنی
در ایران امروز، نشانههای یک «جامعه در جامعه» را میتوان در بسیاری جاها دید: تشکلهای صنفی معلمان، انجمنها و شبکههای دانشجویی، مطالبات و اعتراضهای کارگران، تجمعهای بازنشستگان، اعتراضهای پرستاران، شبکههای زنان، جمعهای محلی همیاری، رسانههای کوچک مستقل و گروههای داوطلب. اینها اگرچه پراکنده و زیر فشارند، میتوانند ستونهای جامعهای موازی باشند.
فعالیتهایی مانند تشکلهای صنفی، اعتصابات مدنی، کمپینهای همبستگی و شبکههای حمایت از زندانیان سیاسی و خانوادههایشان، میتوانند به شکلگیری جنبشی مدنی کمک کنند که این بار نه فقط بر محور خشم، بلکه بر پایه همدلی، اخلاقمداری، کار جمعی و همکاری شکل بگیرد. چنین جامعهای، اگر بتواند از منطق نفرت و حذف فاصله بگیرد و کرامت انسان، حقیقت، قانون و عدالت را از امروز تمرین کند، میتواند پایهگذار یکی از پایدارترین شکلهای دموکراسی در منطقه باشد.
جامعه موازی در این معنا فقط ابزار مقاومت سیاسی نیست، بلکه مدرسه دموکراسی است. در آن مردم یاد میگیرند به هم اعتماد کنند، با اختلاف نظر کنار بیایند، مسئولیت بپذیرند، نهاد بسازند، از حقوق یکدیگر دفاع کنند و قدرت را محدود بخواهند. در شرایطی که خشونت حکومتی، فضای شبهجنگی، گرانی افسارگسیخته و موج اعدامها، روان جامعه را فرسوده کرده است، این جامعه موازی میتواند راهی برای حفظ سلامت اخلاقی و امید مشترک باشد.
شاید مهمترین درس هاول، بندا، هایدانک، آرنت، سولژنیتسین، ثورو و میچنیک برای ایران امروز همین باشد: جامعه آزاد را نمیتوان فقط پس از سقوط استبداد ساخت. باید از دل همین تاریکی، از همین امروز، هستههای آن را ساخت؛ در کلمات، در روابط، در شبکهها، در نهادهای کوچک، در همبستگی با قربانیان، در دفاع از حقیقت و در تمرین روزمره آزادی.
#همبستگی #ایران #آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
❤7👌4
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، روز دوشنبه ۲۵ خرداد مقالهای از وبسایت «جاست د نیوز» را در شبکه اجتماعی تروت سوشال بازنشر کرد. این مقاله که توسط بن وِدون، خبرنگار و دبیر این رسانه، نوشته شده است، میگوید پرزیدنت ترامپ به توافقی برای پایان دادن به ۴۷ سال خصومت میان ایالات متحده و رژیم ایران دست یافته است.
در این مقاله آمده است که آقای ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد توافق با جمهوری اسلامی نهایی شده است، و به همین دلیل دستور بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و همچنین لغو فوری محاصره دریایی آمریکا را صادر کرده است. او در تروت سوشال نوشت: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون کامل شده است. به همه تبریک میگویم.»
به نوشته «جاست د نیوز»، پرزیدنت ترامپ این توافق را در روز تولد ۸۰ سالگی خود و همزمان با آغاز جشنهای ۲۵۰ سالگی آمریکا اعلام کرد. این رسانه همچنین گزارش داد که قرار است مراسم رسمی امضای توافق روز جمعه در سوئیس برگزار شود.
این مقاله میافزاید که جزئیات کامل توافق تا شامگاه یکشنبه منتشر نشده بود و هنوز مشخص نیست که موضوع برنامه غنیسازی هستهای ایران چگونه در آن گنجانده شده است.
به نوشته این گزارش، شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان که از او به عنوان یکی از میانجیهای اصلی مذاکرات نام برده شده، گفته است دو طرف بر سر پایان فوری و دائمی عملیات نظامی، از جمله در لبنان، توافق کردهاند. شریف همچنین اعلام کرده است که طی روزهای آینده نشستهایی برای آمادهسازی گفتوگوهای فنی و مراسم امضای رسمی برگزار خواهد شد.
این مقاله یادآور میشود که آقای ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند بارها گفته بود که به توافق با ایران نزدیک شده یا به نوعی تفاهم با تهران دست یافته است. به نوشته گزارش، این جنگ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و هدف اعلامشده آن جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهای بود.
«جاست د نیوز» مینویسد پرزیدنت ترامپ در طول جنگ گفته بود که علاوه بر برنامه هستهای، نابودی توان موشکی و دریایی رژیم ایران و جلوگیری از حمایت آن از «ارتشهای تروریستی» در خارج از مرزهای این کشور از دیگر اهداف او بوده است.
این مقاله همچنین به تنشهای اخیر میان واشنگتن و اسرائیل اشاره میکند و مینویسد که آقای ترامپ از حملات اسرائیل به لبنان انتقاد کرده و گفته بود که این حملات میتواند توافق صلح را به خطر بیندازد. به نوشته گزارش، موضوع لبنان یکی از محورهای اختلاف در مذاکرات بوده، و حکومت ایران بارها تاکید کرده بود که آتشبس باید لبنان را نیز در بر بگیرد.
در بخش پایانی مقاله آمده است که واکنش اسرائیل به توافق اعلامشده و نیز پیامدهای بلندمدت آن برای حضور آمریکا در خاورمیانه هنوز روشن نیست. نویسنده همچنین میگوید که ازسرگیری کامل رفتوآمد کشتیها از تنگه هرمز میتواند به کاهش قیمت نفت و سوخت کمک کند و بر بازارهای جهانی تاثیر بگذارد.
لازم به ذکر است، آموزشکده توانا ۲۴ مهرماه ۱۴۰۴ در مطلبی با عنوان «تشابه ایران و ونزوئلا در سیاست مهار آمریکا و چشمانداز نظم نوین جهانی و زمان اندک ایرانیان برای همبستگی و نجات میهن» ضمن تشریح سیاست دولت آمریکا نوشته بود که :
«سیاست مهارِ دوگانهی آمریکا، یعنی تنگتر شدن دایرهی فرصت برای مردم ایران. اگر جامعه نتواند به همبستگی واقعی دست یابد، کشور پیش از هر تحول سازندهای ممکن است در ضعف و فشار به مرحلهای برسد که آیندهاش بر میز معاملهی قدرتها تعیین شود. مسئولیت تاریخی امروز بر دوش خود مردم است: باید پیش از آنکه دیر شود، از شکافهای سیاسی، فرهنگی و شخصی عبور کنند و با حفظ هویتها، تفاوتها و آزادی اندیشهها، مجموعهای از همبستگی ملی بسازند که محور آن آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی باشد.
تنها از مسیر تغییر بیخشونت و همبستگی آگاهانه است که ایران میتواند از موقعیت «کشور مهارشده» یا «دولت فروپاشیده» رها شود و به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» برسد. این لحظه، زمان تصمیم است، نه برای جهان، بلکه برای ما ایرانیان.»
اکنون هم باز برای تعیین سرنوشت ایران توسط مردم، همبستگی بین همه نیروهای اپوزیسیون ضروری است.
#ایران #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
در این مقاله آمده است که آقای ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد توافق با جمهوری اسلامی نهایی شده است، و به همین دلیل دستور بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و همچنین لغو فوری محاصره دریایی آمریکا را صادر کرده است. او در تروت سوشال نوشت: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون کامل شده است. به همه تبریک میگویم.»
به نوشته «جاست د نیوز»، پرزیدنت ترامپ این توافق را در روز تولد ۸۰ سالگی خود و همزمان با آغاز جشنهای ۲۵۰ سالگی آمریکا اعلام کرد. این رسانه همچنین گزارش داد که قرار است مراسم رسمی امضای توافق روز جمعه در سوئیس برگزار شود.
این مقاله میافزاید که جزئیات کامل توافق تا شامگاه یکشنبه منتشر نشده بود و هنوز مشخص نیست که موضوع برنامه غنیسازی هستهای ایران چگونه در آن گنجانده شده است.
به نوشته این گزارش، شهباز شریف، نخست وزیر پاکستان که از او به عنوان یکی از میانجیهای اصلی مذاکرات نام برده شده، گفته است دو طرف بر سر پایان فوری و دائمی عملیات نظامی، از جمله در لبنان، توافق کردهاند. شریف همچنین اعلام کرده است که طی روزهای آینده نشستهایی برای آمادهسازی گفتوگوهای فنی و مراسم امضای رسمی برگزار خواهد شد.
این مقاله یادآور میشود که آقای ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند بارها گفته بود که به توافق با ایران نزدیک شده یا به نوعی تفاهم با تهران دست یافته است. به نوشته گزارش، این جنگ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و هدف اعلامشده آن جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح هستهای بود.
«جاست د نیوز» مینویسد پرزیدنت ترامپ در طول جنگ گفته بود که علاوه بر برنامه هستهای، نابودی توان موشکی و دریایی رژیم ایران و جلوگیری از حمایت آن از «ارتشهای تروریستی» در خارج از مرزهای این کشور از دیگر اهداف او بوده است.
این مقاله همچنین به تنشهای اخیر میان واشنگتن و اسرائیل اشاره میکند و مینویسد که آقای ترامپ از حملات اسرائیل به لبنان انتقاد کرده و گفته بود که این حملات میتواند توافق صلح را به خطر بیندازد. به نوشته گزارش، موضوع لبنان یکی از محورهای اختلاف در مذاکرات بوده، و حکومت ایران بارها تاکید کرده بود که آتشبس باید لبنان را نیز در بر بگیرد.
در بخش پایانی مقاله آمده است که واکنش اسرائیل به توافق اعلامشده و نیز پیامدهای بلندمدت آن برای حضور آمریکا در خاورمیانه هنوز روشن نیست. نویسنده همچنین میگوید که ازسرگیری کامل رفتوآمد کشتیها از تنگه هرمز میتواند به کاهش قیمت نفت و سوخت کمک کند و بر بازارهای جهانی تاثیر بگذارد.
لازم به ذکر است، آموزشکده توانا ۲۴ مهرماه ۱۴۰۴ در مطلبی با عنوان «تشابه ایران و ونزوئلا در سیاست مهار آمریکا و چشمانداز نظم نوین جهانی و زمان اندک ایرانیان برای همبستگی و نجات میهن» ضمن تشریح سیاست دولت آمریکا نوشته بود که :
«سیاست مهارِ دوگانهی آمریکا، یعنی تنگتر شدن دایرهی فرصت برای مردم ایران. اگر جامعه نتواند به همبستگی واقعی دست یابد، کشور پیش از هر تحول سازندهای ممکن است در ضعف و فشار به مرحلهای برسد که آیندهاش بر میز معاملهی قدرتها تعیین شود. مسئولیت تاریخی امروز بر دوش خود مردم است: باید پیش از آنکه دیر شود، از شکافهای سیاسی، فرهنگی و شخصی عبور کنند و با حفظ هویتها، تفاوتها و آزادی اندیشهها، مجموعهای از همبستگی ملی بسازند که محور آن آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی باشد.
تنها از مسیر تغییر بیخشونت و همبستگی آگاهانه است که ایران میتواند از موقعیت «کشور مهارشده» یا «دولت فروپاشیده» رها شود و به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» برسد. این لحظه، زمان تصمیم است، نه برای جهان، بلکه برای ما ایرانیان.»
اکنون هم باز برای تعیین سرنوشت ایران توسط مردم، همبستگی بین همه نیروهای اپوزیسیون ضروری است.
#ایران #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤5👍2💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام همدلی علیرضا شفیعیخواه، زندانی سیاسی سابق، در ششماهگی کشتار دیماه ۱۴۰۴: هیچ نامی نباید به فراموشی سپرده شود
علیرضا شفیعیخواه، زندانی سیاسی سابق، همزمان با فرارسیدن ششماهگی کشتار دیماه ۱۴۰۴، با انتشار یک پیام ویدیویی، ضمن ابراز همدلی با خانوادههای کشتهشدگان و دادخواهان، بر ضرورت زنده نگه داشتن یاد جانباختگان، زندانیان سیاسی و آسیبدیدگان تأکید کرد.
او در این پیام با اشاره به تداوم رنج مردم ایران گفت که سالهاست دشواریهای روانی، اقتصادی و اجتماعی بر زندگی شهروندان سایه انداخته، اما این سرزمین همچنان از امید، همدلی و انسانیت تهی نشده است.
این مخاطب همچنین بر زنده نگه داشتن نام جانباختگان، زندانیان سیاسی، آسیبدیدگان و خانوادههای دادخواه تأکید کرد و گفت حافظه جمعی مردم ایران، احترام به انسانهایی را حفظ خواهد کرد که با شجاعت و مسئولیتپذیری، الهامبخش امید بودهاند.
او در ادامه با تکرار پیام «نه به اعدام»، از تلاشهای فعالان مدنی، کنشگران و سازمانهای حقوق بشری برای دفاع از حق زندگی و کرامت انسان قدردانی کرد و خواستار همدلی بیشتر با خانوادههای دادخواه و مردمی شد که زیر فشارهای سنگین زندگی روزگار میگذرانند.
این پیام با تأکید بر اینکه «هیچ نامی نباید به فراموشی سپرده شود، هیچ انسانی نباید در رنج تنها بماند و هیچ امیدی نباید خاموش شود» به پایان رسید.
#همدلی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
علیرضا شفیعیخواه، زندانی سیاسی سابق، همزمان با فرارسیدن ششماهگی کشتار دیماه ۱۴۰۴، با انتشار یک پیام ویدیویی، ضمن ابراز همدلی با خانوادههای کشتهشدگان و دادخواهان، بر ضرورت زنده نگه داشتن یاد جانباختگان، زندانیان سیاسی و آسیبدیدگان تأکید کرد.
او در این پیام با اشاره به تداوم رنج مردم ایران گفت که سالهاست دشواریهای روانی، اقتصادی و اجتماعی بر زندگی شهروندان سایه انداخته، اما این سرزمین همچنان از امید، همدلی و انسانیت تهی نشده است.
این مخاطب همچنین بر زنده نگه داشتن نام جانباختگان، زندانیان سیاسی، آسیبدیدگان و خانوادههای دادخواه تأکید کرد و گفت حافظه جمعی مردم ایران، احترام به انسانهایی را حفظ خواهد کرد که با شجاعت و مسئولیتپذیری، الهامبخش امید بودهاند.
او در ادامه با تکرار پیام «نه به اعدام»، از تلاشهای فعالان مدنی، کنشگران و سازمانهای حقوق بشری برای دفاع از حق زندگی و کرامت انسان قدردانی کرد و خواستار همدلی بیشتر با خانوادههای دادخواه و مردمی شد که زیر فشارهای سنگین زندگی روزگار میگذرانند.
این پیام با تأکید بر اینکه «هیچ نامی نباید به فراموشی سپرده شود، هیچ انسانی نباید در رنج تنها بماند و هیچ امیدی نباید خاموش شود» به پایان رسید.
#همدلی #همبستگی
@Tavaana_TavaanaTech
❤30💯4👍3👌1
تجمع اعتراضی مقابل زندان لاکان رشت
سکوت امروز، فاجعه فرداست؛ نگذاریم فاجعهای دیگر تکرار شود
تجمع اعتراضی در برابر زندان لاکان رشت با فریاد هشدار و دادخواهی برگزار شد: نباید اجازه داد محکومان به اعدام محبوس در زندان لاکان رشت، به سرنوشت سربداران میدان علیخانی اصفهان دچار شوند.
تا دیر نشده و طنابهای دار جان انسانهای دیگری را نگرفتهاند، باید به پا خیزیم. جان انسانها خط قرمز است و سکوت در برابر
ماشین اعدام، به معنای تایید آن است.
قدرت استقامت فردی و جوانه زدنِ همبستگی
هفته گذشته، تصویر تنها یک انسان آزاده – آقای یونسی آزادبر – که شجاعانه و تنها مقابل زندان لاکان ایستاد، بار دیگر به همه ما یادآوری کرد که اعتراض و مطالبهگری از کجا آغاز میشود. او تنها ایستاد تا صدای خاموششدگان باشد.
امروز، در کمال امیدواری، دیدیم که چند نفر دیگر به او پیوستند. این روند، قدرت بینظیر «حضور» و «ایستادن حتی یک نفر» را به تصویر میکشد:
▪️شکستن حصار ترس:
حضور تکتک افراد، طلسم سکوت را میشکند و به دیگران جرات میدهد که هزینه اعتراض را خرد کنند.
▪️آگاهی جمعی و همبستگی:
اعتراض فردی، در بستر زمان به یک خواست جمعی و اراده عمومی تبدیل میشود. وقتی میبینیم تنها نیستیم، توان مقاومتمان صدچندان میشود.
هر جنبش بزرگی از همین قدمهای کوچک، فردی و مصمم آغاز شده است. ایستادگی امروز ما، مانع از وقوع فجایع فردا خواهد شد.
▪️تا دیر نشده، صدا شویم.
وقتی یک نفر میایستد، نطفه امید کاشته میشود؛ وقتی چند نفر میپویند، راه هموار میگردد؛ و وقتی جمع میشویم، هیچ دیواری یارای مقاومت در برابر اراده ما را نخواهد داشت.
#زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام #دادخواهی #یونسی_آزادبر #همبستگی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
سکوت امروز، فاجعه فرداست؛ نگذاریم فاجعهای دیگر تکرار شود
تجمع اعتراضی در برابر زندان لاکان رشت با فریاد هشدار و دادخواهی برگزار شد: نباید اجازه داد محکومان به اعدام محبوس در زندان لاکان رشت، به سرنوشت سربداران میدان علیخانی اصفهان دچار شوند.
تا دیر نشده و طنابهای دار جان انسانهای دیگری را نگرفتهاند، باید به پا خیزیم. جان انسانها خط قرمز است و سکوت در برابر
ماشین اعدام، به معنای تایید آن است.
قدرت استقامت فردی و جوانه زدنِ همبستگی
هفته گذشته، تصویر تنها یک انسان آزاده – آقای یونسی آزادبر – که شجاعانه و تنها مقابل زندان لاکان ایستاد، بار دیگر به همه ما یادآوری کرد که اعتراض و مطالبهگری از کجا آغاز میشود. او تنها ایستاد تا صدای خاموششدگان باشد.
امروز، در کمال امیدواری، دیدیم که چند نفر دیگر به او پیوستند. این روند، قدرت بینظیر «حضور» و «ایستادن حتی یک نفر» را به تصویر میکشد:
▪️شکستن حصار ترس:
حضور تکتک افراد، طلسم سکوت را میشکند و به دیگران جرات میدهد که هزینه اعتراض را خرد کنند.
▪️آگاهی جمعی و همبستگی:
اعتراض فردی، در بستر زمان به یک خواست جمعی و اراده عمومی تبدیل میشود. وقتی میبینیم تنها نیستیم، توان مقاومتمان صدچندان میشود.
هر جنبش بزرگی از همین قدمهای کوچک، فردی و مصمم آغاز شده است. ایستادگی امروز ما، مانع از وقوع فجایع فردا خواهد شد.
▪️تا دیر نشده، صدا شویم.
وقتی یک نفر میایستد، نطفه امید کاشته میشود؛ وقتی چند نفر میپویند، راه هموار میگردد؛ و وقتی جمع میشویم، هیچ دیواری یارای مقاومت در برابر اراده ما را نخواهد داشت.
#زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام #دادخواهی #یونسی_آزادبر #همبستگی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤32🕊6👍1💯1