محکومیت محمدامین ماندنی به اعدام با اتهام همکاری با دولتهای متخاصم
دادگاه انقلاب تهران، محمدامین ماندنی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ را به اعدام و تحمل ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم کرد. این حکم روز سهشنبه هفتم مهر ۱۴۰۵، از سوی شعبه ۲۶ این دادگاه به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر و به وکیل وی ابلاغ شد.
بر اساس جزئیات پرونده که هرانا منتشر کرد، اتهام «همکاری با دولتهای متخاصم» مستند حکم اعدام آقای ماندنی قرار گرفته است. دستگاه قضایی «ارسال موقعیت مکانی برخی اماکن» را مصداق این اتهام دانسته، با این حال هیچگونه اطلاعی درباره نوع این اماکن، دریافتکنندگان اطلاعات یا مستندات عینی دادگاه در دست رسانهها قرار نگرفته است. علاوه بر حکم اعدام، این زندانی از بابت اتهاماتی نظیر «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به ۲۰ سال زندان محکوم شده است.
این متهم سیاسی در فروردینماه ۱۴۰۵ و در پی تحولات امنیتی و تنشهای نظامی بازداشت شد.
او پس از اتمام دوران بازجویی در بازداشتگاههای امنیتی، به زندان تهران بزرگ منتقل شده بود. تا این لحظه، اطلاعات دقیقی در خصوص روند برگزاری جلسات دادرسی، دفاعیات حقوقی وکیل و وضعیت فرجامخواهی پرونده در دیوان عالی کشور منتشر نشده است.
صدور این حکم سنگین همزمان با استناد مراجع قضایی به قوانین تشدید مجازات جاسوسی صورت گرفته است؛ روندی که طی ماههای اخیر به صدور احکام مرگ متعددی برای شهروندان منجر شده است. طی روزهای اخیر ۴۶ کشور جهان با انتشار بیانیهای رسمی، موج فزاینده صدور و اجرای احکام اعدام در ایران را به شدت محکوم کردند.
#محمدامین_ماندنی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
دادگاه انقلاب تهران، محمدامین ماندنی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ را به اعدام و تحمل ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم کرد. این حکم روز سهشنبه هفتم مهر ۱۴۰۵، از سوی شعبه ۲۶ این دادگاه به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر و به وکیل وی ابلاغ شد.
بر اساس جزئیات پرونده که هرانا منتشر کرد، اتهام «همکاری با دولتهای متخاصم» مستند حکم اعدام آقای ماندنی قرار گرفته است. دستگاه قضایی «ارسال موقعیت مکانی برخی اماکن» را مصداق این اتهام دانسته، با این حال هیچگونه اطلاعی درباره نوع این اماکن، دریافتکنندگان اطلاعات یا مستندات عینی دادگاه در دست رسانهها قرار نگرفته است. علاوه بر حکم اعدام، این زندانی از بابت اتهاماتی نظیر «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به ۲۰ سال زندان محکوم شده است.
این متهم سیاسی در فروردینماه ۱۴۰۵ و در پی تحولات امنیتی و تنشهای نظامی بازداشت شد.
او پس از اتمام دوران بازجویی در بازداشتگاههای امنیتی، به زندان تهران بزرگ منتقل شده بود. تا این لحظه، اطلاعات دقیقی در خصوص روند برگزاری جلسات دادرسی، دفاعیات حقوقی وکیل و وضعیت فرجامخواهی پرونده در دیوان عالی کشور منتشر نشده است.
صدور این حکم سنگین همزمان با استناد مراجع قضایی به قوانین تشدید مجازات جاسوسی صورت گرفته است؛ روندی که طی ماههای اخیر به صدور احکام مرگ متعددی برای شهروندان منجر شده است. طی روزهای اخیر ۴۶ کشور جهان با انتشار بیانیهای رسمی، موج فزاینده صدور و اجرای احکام اعدام در ایران را به شدت محکوم کردند.
#محمدامین_ماندنی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🕊10💔4❤1
خطر قریبالوقوع اعدام علیرضا سپاهی؛ انتقال به انفرادی و فراخوان خانواده برای ملاقات آخر
بر اساس گزارشهای منتشر شده، علیرضا سپاهی، از زندانیان پرونده «میدان علیخانی اصفهان»، از بند عمومی زندان دستگرد این شهر به سلول انفرادی منتقل شده است. این انتقال نگرانیهای جدی درباره اجرای حکم اعدام او زا افزایش داده است.
علیرضا سپاهی امروز (۱۲ مهر) از بند عمومی زندان دستگرد به سلول انفرادی منتقل شد.
همچنین در گزارشها آمده: سمیه افشار، مادر او که خود در همین پرونده به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده، به همراه سایر اعضای خانواده برای «آخرین دیدار» با فرزندشان فراخوانده شدهاند؛ رویدادی که معمولا نشاندهنده آمادهسازی برای اجرای حکم در ساعات آینده است.
علیرضا سپاهی پیشتر در زمان انتقال به محل اجرای حکم دچار سکته و عارضه قلبی شده و به بیمارستان انتقال یافته بود. با وجود تلاشهای وکیل پرونده، برای ثبت و پیگیری اعاده دادرسی، حکم همچنان در مرحله اجرا قرار دارد.
#نه_به_اعدام #علیرضا_سپاهی #پرونده_میدان_علیخانی
بر اساس گزارشهای منتشر شده، علیرضا سپاهی، از زندانیان پرونده «میدان علیخانی اصفهان»، از بند عمومی زندان دستگرد این شهر به سلول انفرادی منتقل شده است. این انتقال نگرانیهای جدی درباره اجرای حکم اعدام او زا افزایش داده است.
علیرضا سپاهی امروز (۱۲ مهر) از بند عمومی زندان دستگرد به سلول انفرادی منتقل شد.
همچنین در گزارشها آمده: سمیه افشار، مادر او که خود در همین پرونده به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده، به همراه سایر اعضای خانواده برای «آخرین دیدار» با فرزندشان فراخوانده شدهاند؛ رویدادی که معمولا نشاندهنده آمادهسازی برای اجرای حکم در ساعات آینده است.
علیرضا سپاهی پیشتر در زمان انتقال به محل اجرای حکم دچار سکته و عارضه قلبی شده و به بیمارستان انتقال یافته بود. با وجود تلاشهای وکیل پرونده، برای ثبت و پیگیری اعاده دادرسی، حکم همچنان در مرحله اجرا قرار دارد.
#نه_به_اعدام #علیرضا_سپاهی #پرونده_میدان_علیخانی
💔42🕊5❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عقد در زندان؛ عشق در سایه اعدام
علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی، دو جوان زندانی که عاشق یکدیگرند، در شرایطی خطبه عقدشان را در زندان خواندند که علیرضا با خطر اجرای حکم اعدام روبهروست و مهشاد نیز به پنج سال حبس محکوم شده است.
آنها در میان دیوارهای زندان تصمیم گرفتند زندگی مشترکشان را آغاز کنند؛ زندگیای که پیش از آنکه فرصت آغاز واقعی پیدا کند، سایه اعدام بر آن افتاده است. خطبه عقد علیرضا و مهشاد را امیرسالار داوودی، وکیل دادگستری، خوانده است.
اکنون یکی از خواستههای علیرضا پیش از اجرای حکم، دیدار با همسرش مهشاد است؛ دیداری میان دو زندانی که ممکن است آخرین دیدارشان باشد.
اعدام فقط گرفتن جان یک انسان نیست. هر حکم اعدام، زندگی کسان دیگری را نیز برای همیشه دگرگون میکند؛ پدر و مادر، خواهر و برادر، همسر و همه کسانی که آیندهشان را با آن انسان گره زدهاند.
علیرضا و مهشاد حق داشتند مانند میلیونها جوان دیگر، ازدواجشان را بیرون از زندان جشن بگیرند؛ برای آینده برنامه بریزند، خانهای بسازند و فرصت زندگیکردن داشته باشند. اکنون اما بهجای آغاز یک زندگی مشترک، با احتمال یک جدایی جبرانناپذیر روبهرو هستند.
تا زمانی که امکان جلوگیری از اجرای حکم وجود دارد، نباید سکوت کرد. صدای علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی باشیم و خواستار توقف اجرای حکم اعدام او شویم.
برای فرصت زندگی؛ برای عشق؛ برای حق زیستن.
#علیرضا_سپاهی
#مهشاد_کشانی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی، دو جوان زندانی که عاشق یکدیگرند، در شرایطی خطبه عقدشان را در زندان خواندند که علیرضا با خطر اجرای حکم اعدام روبهروست و مهشاد نیز به پنج سال حبس محکوم شده است.
آنها در میان دیوارهای زندان تصمیم گرفتند زندگی مشترکشان را آغاز کنند؛ زندگیای که پیش از آنکه فرصت آغاز واقعی پیدا کند، سایه اعدام بر آن افتاده است. خطبه عقد علیرضا و مهشاد را امیرسالار داوودی، وکیل دادگستری، خوانده است.
اکنون یکی از خواستههای علیرضا پیش از اجرای حکم، دیدار با همسرش مهشاد است؛ دیداری میان دو زندانی که ممکن است آخرین دیدارشان باشد.
اعدام فقط گرفتن جان یک انسان نیست. هر حکم اعدام، زندگی کسان دیگری را نیز برای همیشه دگرگون میکند؛ پدر و مادر، خواهر و برادر، همسر و همه کسانی که آیندهشان را با آن انسان گره زدهاند.
علیرضا و مهشاد حق داشتند مانند میلیونها جوان دیگر، ازدواجشان را بیرون از زندان جشن بگیرند؛ برای آینده برنامه بریزند، خانهای بسازند و فرصت زندگیکردن داشته باشند. اکنون اما بهجای آغاز یک زندگی مشترک، با احتمال یک جدایی جبرانناپذیر روبهرو هستند.
تا زمانی که امکان جلوگیری از اجرای حکم وجود دارد، نباید سکوت کرد. صدای علیرضا سپاهی و مهشاد کشانی باشیم و خواستار توقف اجرای حکم اعدام او شویم.
برای فرصت زندگی؛ برای عشق؛ برای حق زیستن.
#علیرضا_سپاهی
#مهشاد_کشانی
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊25❤8
جان علیرضا رئیسی در معرض خطر است. او از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان است که در روندی ناعادلانه به اعدام محکوم شده است. پروندهای پر ابهام که در آن از متهمان با شکنجه اعتراف گرفتهاند.
حالا خبر رسیده که آخرین ملاقات او با خانواده انجام شده و او را به سلول انفرادی منتقل کردهاند.
علیرضا فرزند دختر عموی جاویدنام رامین رئیسی از کشته شدگان دی ماه است.
رامین رئیسی ۱۹ دی ماه کشته شد، پیکرش ۲۸ دی ماه به خانواده تحویل داده و در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. یک روز بعد از آن علیرضا رئیسی را بازداشت کردند.
تا بیست روز کسی از او خبر نداشت، بعدها خبر رسید که تهدید به تزریق آمپول هوا شده و زیر شکنجه بود تا به اعترافات اجباری تن دهد.
در جریان اعتراضات روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان، واقع بین ملکشهر و کاوه، مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند که چهار عضو بسیج در این محل کشته شدهاند.
پس از این واقعه، در مرحله نخست ۵۹ نفر بازداشت شدند. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره این پرونده، ۲۳ نفر از بازداشتشدگان، با وجود آنکه گفته میشود نقشی در کشته شدن این چهار نفر نداشتهاند، تنها برای تکمیل پرونده با احکام ۵ تا ۱۰ سال حبس روبهرو شدهاند.
همچنین ۱۲ نفر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شدهاند
دادستان این پرونده محمد نخجوان و قضات آن محمد براتیدرچه و محمد توکلی (معروف به وکیلی) هستند. محمد توکلی پیشتر نیز قاضی پرونده «خانه اصفهان» بوده است.
شاید علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی، ساعاتی دیگر اعدام شوند...
#علیرضا_رئیسی #رامین_رئیسی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جان علیرضا رئیسی در معرض خطر است. او از متهمان پرونده میدان علیخانی اصفهان است که در روندی ناعادلانه به اعدام محکوم شده است. پروندهای پر ابهام که در آن از متهمان با شکنجه اعتراف گرفتهاند.
حالا خبر رسیده که آخرین ملاقات او با خانواده انجام شده و او را به سلول انفرادی منتقل کردهاند.
علیرضا فرزند دختر عموی جاویدنام رامین رئیسی از کشته شدگان دی ماه است.
رامین رئیسی ۱۹ دی ماه کشته شد، پیکرش ۲۸ دی ماه به خانواده تحویل داده و در باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. یک روز بعد از آن علیرضا رئیسی را بازداشت کردند.
تا بیست روز کسی از او خبر نداشت، بعدها خبر رسید که تهدید به تزریق آمپول هوا شده و زیر شکنجه بود تا به اعترافات اجباری تن دهد.
در جریان اعتراضات روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان علیخانی اصفهان، واقع بین ملکشهر و کاوه، مقامهای جمهوری اسلامی اعلام کردند که چهار عضو بسیج در این محل کشته شدهاند.
پس از این واقعه، در مرحله نخست ۵۹ نفر بازداشت شدند. بر اساس اطلاعات منتشرشده درباره این پرونده، ۲۳ نفر از بازداشتشدگان، با وجود آنکه گفته میشود نقشی در کشته شدن این چهار نفر نداشتهاند، تنها برای تکمیل پرونده با احکام ۵ تا ۱۰ سال حبس روبهرو شدهاند.
همچنین ۱۲ نفر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شدهاند
دادستان این پرونده محمد نخجوان و قضات آن محمد براتیدرچه و محمد توکلی (معروف به وکیلی) هستند. محمد توکلی پیشتر نیز قاضی پرونده «خانه اصفهان» بوده است.
شاید علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی، ساعاتی دیگر اعدام شوند...
#علیرضا_رئیسی #رامین_رئیسی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔34🕊7❤3
بامداد امروز دوشنبه ۱۳ مهر ماه ۱۴۰۵، جمهوری اسلامی دو تن از معترضان دی ماه ۱۴۰۴ را در اصفهان به قتل رساند.
علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی اصفهان بودند، که همراه با تعدادی دیگر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شده بودند. علیرضا سپاهی چند ماه پیش قرار بود همراه با پسرعمویش ابوالفضل (که همسر خواهر علیرضا است) اعدام شود، علیرضا هنگام انتقال برای اعدام سکته کرده بود و به بیمارستان منتقل شد و بعد از یک روز به زندان برگردانده شد.
متهمان این پرونده به شدت شکنجه شده بودند و از همان ابتدا در هنگام بازداشت با آنها به شدت وحشیانه رفتار شده بود. علیرضا رئیسی را تهدید به قتل با آمپول هوا کرده بودند، علیرضا سپاهی را با شلیک چهار. گلوله به پاهایش بازداشت کرده بودند، در حالی که او هیچ مقاومتی نکرده بود.
کل پرونده بر اساس اعترافات اجباری زیر شکنجه تنظیم شد.
علیرضا سپاهی به تازگی در حبس با مهشاد کشانی (زندانی سیاسی که در حال گذراندن حبس است) وصلت کرده بود. آن دو هرگز با هم ملاقات نکردند... و مهشاد حالا نوعروسی عزادار است.
مادر جاویدنام علیرضا سپاهی نیز از بازداشتشدگان دی ماه است که به پنج سال حبس محکوم شده است.
جاویدنام علیرضا رئیسی از اقوام نزدیک جاویدنام رامین رئیشی از کشتهشدگان دی ماه در اصفهان بوده است.
#نه_به_اعدام #علیرضا_سپاهی #علیرضا_رئیسی
@Tavaana_TavaanaTech
بامداد امروز دوشنبه ۱۳ مهر ماه ۱۴۰۵، جمهوری اسلامی دو تن از معترضان دی ماه ۱۴۰۴ را در اصفهان به قتل رساند.
علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی اصفهان بودند، که همراه با تعدادی دیگر از متهمان این پرونده به اعدام محکوم شده بودند. علیرضا سپاهی چند ماه پیش قرار بود همراه با پسرعمویش ابوالفضل (که همسر خواهر علیرضا است) اعدام شود، علیرضا هنگام انتقال برای اعدام سکته کرده بود و به بیمارستان منتقل شد و بعد از یک روز به زندان برگردانده شد.
متهمان این پرونده به شدت شکنجه شده بودند و از همان ابتدا در هنگام بازداشت با آنها به شدت وحشیانه رفتار شده بود. علیرضا رئیسی را تهدید به قتل با آمپول هوا کرده بودند، علیرضا سپاهی را با شلیک چهار. گلوله به پاهایش بازداشت کرده بودند، در حالی که او هیچ مقاومتی نکرده بود.
کل پرونده بر اساس اعترافات اجباری زیر شکنجه تنظیم شد.
علیرضا سپاهی به تازگی در حبس با مهشاد کشانی (زندانی سیاسی که در حال گذراندن حبس است) وصلت کرده بود. آن دو هرگز با هم ملاقات نکردند... و مهشاد حالا نوعروسی عزادار است.
مادر جاویدنام علیرضا سپاهی نیز از بازداشتشدگان دی ماه است که به پنج سال حبس محکوم شده است.
جاویدنام علیرضا رئیسی از اقوام نزدیک جاویدنام رامین رئیشی از کشتهشدگان دی ماه در اصفهان بوده است.
#نه_به_اعدام #علیرضا_سپاهی #علیرضا_رئیسی
@Tavaana_TavaanaTech
💔60🕊6❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تصاویری از علیرضا سپاهی
جوانی که بامداد امروز اعدام شد
جوانی که عقد شد ولی دیداری با معشوقش میسر نشد.
مهشاد کشانی، حالا عروسی عزادار است که حسرت دیدار آخر، حسرت بوسیدن و عشق ورزی و تشکیل زندگی با علیرضا سپاهی بر دلش ماند.
#علیرضا_سپاهی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جوانی که بامداد امروز اعدام شد
جوانی که عقد شد ولی دیداری با معشوقش میسر نشد.
مهشاد کشانی، حالا عروسی عزادار است که حسرت دیدار آخر، حسرت بوسیدن و عشق ورزی و تشکیل زندگی با علیرضا سپاهی بر دلش ماند.
#علیرضا_سپاهی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔96❤1😍1
#ابوالفضل_سپاهی و #علیرضا_سپاهی، دو پسرعمو که جمهوری اسلامی اعدامشان کرد. ابوالفضل همسر یکی از خواهران علیرضا بود.
علیرضا هنگام بازداشت، با آنکه مقاومتی نکرده بود، هدف چهار گلوله قرار گرفت و از ناحیه پا زخمی شد. او در دور قبلی انتقال برای اعدام سکته کرد و به بیمارستان الزهرا برده شد؛ بیمارستانی که آن شب زیر کنترل شدید امنیتی بود. حتی پدرش را هم اجازه ندادند دقایقی فرزندش را ببیند. نیمهشب هشتم مرداد، علیرضا را از بیمارستان به زندان بازگرداندند؛ جایی که قرار بود جانش را بگیرند.
علیرضا سه خواهر داشت: خواهری بیستوچندساله، خواهری ۱۶ساله و خواهری سهساله. مادرش، سمیه افشاری، وقتی به سرنوشت پسرش اعتراض کرد، بازداشت و به پنج سال حبس محکوم شد. او کارگر خط تولید گروه صنعتی انتخاب، معروف به اسنوا، بود؛ همکارانش او را کارگری ماهر و متعهد میدانستند. سمیه افشاری نزدیک به بیست سال بهعنوان مداح اهل بیت شناخته میشد، اما ۱۷ روز پس از بازداشت پسرش، خود نیز بازداشت شد.
علیرضا کارگر نانوایی بود؛ با دستمزدی محدود و آرزوهایی معمولی. ابوالفضل، که پیش از او اعدام شد، کارگر ساختمانی بود و روزی چهارصد هزار تومان دستمزد میگرفت. وام گرفته و مدتها پسانداز کرده بود تا سرانجام، تنها دو هفته پیش از بازداشتش، موتوری بخرد؛ موتوری که حالا یادگاری تلخی در گوشه حیاط است.
این دو جوان در ۲۱ روز نخست بازداشت در انفرادی نگه داشته شدند و تن به اعتراف اجباری ندادند. مأموران مادر و خواهر علیرضا را هم بازداشت کردند. مادر را در برابر چشم علیرضا و علیرضا را در برابر چشم مادر شکنجه کردند؛ تا جایی که او به آنچه از او میخواستند اعتراف کرد.
علیرضا و ابوالفضل گرایش سیاسی خاصی نداشتند. دو کارگر محروم و معترض بودند که به وضعیت کشور، گرانی و بیآیندگی اعتراض کردند. خانوادهشان با دشواری ۱۰ تا ۱۲ سکه فراهم کردند و به وکیل سپردند؛ اما به گفته خانواده، وکیل فرصتی برای کار روی پرونده نیافت. جمهوری اسلامی هر دو جوان را پای چوبه دار برد.
علیرضا را در حالی اعدام کردند که دست راستش پس از سکته بیحس و نیمهفلج بود. اجازه ندادند که علیرضا با همسرش (مهشاد کشانی) که در زندان چند روز قبل از اعدام تلفنی به عقد هم درآمده بودند، دیدار کند.
حکومتی که ۴۷ سال است دم از حقوق کارگر میزمد، اینگونه با زندگی دو جوان کارگر و خانوادهشان رفتار کرد....
#نه_به_اعدام
اطلاعات برگرفته از صفحه خانم خضر حیدری و برخی اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا
@Tavaana_TavaanaTech
#ابوالفضل_سپاهی و #علیرضا_سپاهی، دو پسرعمو که جمهوری اسلامی اعدامشان کرد. ابوالفضل همسر یکی از خواهران علیرضا بود.
علیرضا هنگام بازداشت، با آنکه مقاومتی نکرده بود، هدف چهار گلوله قرار گرفت و از ناحیه پا زخمی شد. او در دور قبلی انتقال برای اعدام سکته کرد و به بیمارستان الزهرا برده شد؛ بیمارستانی که آن شب زیر کنترل شدید امنیتی بود. حتی پدرش را هم اجازه ندادند دقایقی فرزندش را ببیند. نیمهشب هشتم مرداد، علیرضا را از بیمارستان به زندان بازگرداندند؛ جایی که قرار بود جانش را بگیرند.
علیرضا سه خواهر داشت: خواهری بیستوچندساله، خواهری ۱۶ساله و خواهری سهساله. مادرش، سمیه افشاری، وقتی به سرنوشت پسرش اعتراض کرد، بازداشت و به پنج سال حبس محکوم شد. او کارگر خط تولید گروه صنعتی انتخاب، معروف به اسنوا، بود؛ همکارانش او را کارگری ماهر و متعهد میدانستند. سمیه افشاری نزدیک به بیست سال بهعنوان مداح اهل بیت شناخته میشد، اما ۱۷ روز پس از بازداشت پسرش، خود نیز بازداشت شد.
علیرضا کارگر نانوایی بود؛ با دستمزدی محدود و آرزوهایی معمولی. ابوالفضل، که پیش از او اعدام شد، کارگر ساختمانی بود و روزی چهارصد هزار تومان دستمزد میگرفت. وام گرفته و مدتها پسانداز کرده بود تا سرانجام، تنها دو هفته پیش از بازداشتش، موتوری بخرد؛ موتوری که حالا یادگاری تلخی در گوشه حیاط است.
این دو جوان در ۲۱ روز نخست بازداشت در انفرادی نگه داشته شدند و تن به اعتراف اجباری ندادند. مأموران مادر و خواهر علیرضا را هم بازداشت کردند. مادر را در برابر چشم علیرضا و علیرضا را در برابر چشم مادر شکنجه کردند؛ تا جایی که او به آنچه از او میخواستند اعتراف کرد.
علیرضا و ابوالفضل گرایش سیاسی خاصی نداشتند. دو کارگر محروم و معترض بودند که به وضعیت کشور، گرانی و بیآیندگی اعتراض کردند. خانوادهشان با دشواری ۱۰ تا ۱۲ سکه فراهم کردند و به وکیل سپردند؛ اما به گفته خانواده، وکیل فرصتی برای کار روی پرونده نیافت. جمهوری اسلامی هر دو جوان را پای چوبه دار برد.
علیرضا را در حالی اعدام کردند که دست راستش پس از سکته بیحس و نیمهفلج بود. اجازه ندادند که علیرضا با همسرش (مهشاد کشانی) که در زندان چند روز قبل از اعدام تلفنی به عقد هم درآمده بودند، دیدار کند.
حکومتی که ۴۷ سال است دم از حقوق کارگر میزمد، اینگونه با زندگی دو جوان کارگر و خانوادهشان رفتار کرد....
#نه_به_اعدام
اطلاعات برگرفته از صفحه خانم خضر حیدری و برخی اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔40🕊4❤3
محمد نادری، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، بدون اطلاع قبلی به زندان قزلحصار منتقل شد
محمد نادری، زندانی سیاسی ۴۵ ساله محکوم به اعدام، بدون اطلاع قبلی از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار منتقل شده است.
نادری در جریان جنگ بازداشت و با اتهام «جاسوسی» به اعدام محکوم شده است. انتقال او به زندان قزلحصار، با توجه به سابقه اجرای احکام اعدام در این زندان، نگرانیها درباره احتمال اجرای حکم او را افزایش داده است.
#محمد_نادری #نه_به_اعدام
محمد نادری، زندانی سیاسی ۴۵ ساله محکوم به اعدام، بدون اطلاع قبلی از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار منتقل شده است.
نادری در جریان جنگ بازداشت و با اتهام «جاسوسی» به اعدام محکوم شده است. انتقال او به زندان قزلحصار، با توجه به سابقه اجرای احکام اعدام در این زندان، نگرانیها درباره احتمال اجرای حکم او را افزایش داده است.
#محمد_نادری #نه_به_اعدام
🕊17💔5❤1
کارزار سهشنبههای نه به اعدام:
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و چهل و یکم در ۶۶ زندان
🔴 اعدام، ابزار سرکوب است؛ با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همراه شویم
در آستانه روز جهانی علیه مجازات اعدام، بار دیگر تأکید میکنیم که مجازات اعدام، نقض بنیادین حق حیات و مصداق قتل حکومتی است. این مجازات نهتنها حقی را برای قربانیان احیا نمیکند، بلکه در حکومتهای استبدادی نظیر ایران، به ابزاری برای ایجاد وحشت، خاموش کردن اعتراضات و سرکوب مخالفان تبدیل شده است.
ایران رکورددار اعدام در جهان است. بر اساس گزارش عفو بینالملل، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ دستکم ۲۱۵۹ نفر را اعدام کرده و بالاترین آمار ثبتشده اعدام در جهان را به خود اختصاص داده است. امروز نیز دستگاه اعدام در ایران، در کنار بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و اعترافات اجباری، رکن جداییناپذیری از ماشین سرکوب حاکمیت است.
در روزهای اخیر و در شصتوسومین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، بیانیهای مشترک از سوی ۴۶ کشور در محکومیت استفاده فزاینده حکومت ایران از مجازات اعدام، بهویژه علیه معترضان، صادر شد. این کشورها نسبت به اعدام معترضان و صدور احکام اعدام برای شمار دیگری از بازداشتشدگان، از جمله زنان و جوانان، ابراز نگرانی شدید کردند. خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، با استقبال از این بیانیه مشترک، در ماههای اخیر بارها ابعاد مختلف ماشین سرکوب و اعدام در ایران را برجسته کرده است؛ از ابراز نگرانی درباره اعدام کسانی که در کودکی محکوم شدند تا استفاده از شکنجه و اعترافات اجباری، فقدان دادرسی عادلانه و استفاده از اتهامات امنیتی علیه معترضان.
بر اساس آمار و گزارشهای رسیده به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، طی هفته گذشته (از سهشنبه ۷ مهر تا دوشنبه ۱۳ مهر)، دستکم ۲۲ نفر اعدام شدهاند. در میان اعدامشدگان، پنج تن از بازداشتشدگان اعتراضات به نامهای علی همتی و مجید نیکاندیش از مشهد، سیاوش جمشیدی خیرآبادی از شهرکرد، و علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی از اصفهان قرار داشتهاند. اعدام این افراد در شرایطی که اعتراضات و نارضایتی عمومی در جامعه گسترش یافته، بار دیگر نشان میدهد که دستگاه سرکوبِ ولایت فقیه تلاش میکند با ایجاد رعب و وحشت و برپا کردن چوبههای دار، سدّی در برابر خیزش و اعتراضات مردم ایجاد کند؛ اما تجربه سالهای گذشته ثابت کرده است که اعدام نمیتواند خشم و خواست آزادیخواهی مردم را خاموش کند.
همزمان، روند صدور احکام اعدام برای بازداشتشدگان اعتراضات همچنان ادامه دارد. از جمله گزارش شده است که برای محمدامین ماندنی، از بازداشتشدگان اعتراضات در زندان تهران بزرگ و نیز برای سیروان شعبانی و همپروندههای او، مهدی نامی، مسعود توشمالانی و خسرو محمدینیا در زندان قزلحصار، احکام اعدام صادر شده است. این احکام باید فوراً لغو شوند و جان همه محکومان به اعدام، به ویژه زندانیان سیاسی و معترضان بازداشتی، در برابر خطر اجرای حکم حفظ شود.
ما بر این باوریم که دیکتاتوری حاکم بر ایران با تشدید اعدامها میکوشد فضای جامعه را امنیتی و مردم را مرعوب کند؛ اما در برابر این سیاست، مقاومت و همبستگی اجتماعی روزبهروز در حال گسترش است. کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صدای زندانیانی است که پشت دیوارهای بلند زندان، در برابر ماشین مرگ ایستادهاند؛ صدای خانوادههایی است که عزیزانشان را در آستانه نابودی میبینند و صدای مردمی است که حق زندگی، آزادی، برابری و کرامت انسانی را فریاد میزنند.
از تمامی مردم ایران، خانوادههای دادخواه، زندانیان، فعالان مدنی و حقوق بشری و همه مخالفان مجازات اعدام در داخل و خارج کشور میخواهیم از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» حمایت کنند تا همگی علیه اعدام متحد شویم. اجازه ندهیم چوبههای دار، ابزاری برای خاموش کردن صدای جامعه شوند.
سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#بیانیه
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
⭕️ تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صد و چهل و یکم در ۶۶ زندان
🔴 اعدام، ابزار سرکوب است؛ با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» همراه شویم
در آستانه روز جهانی علیه مجازات اعدام، بار دیگر تأکید میکنیم که مجازات اعدام، نقض بنیادین حق حیات و مصداق قتل حکومتی است. این مجازات نهتنها حقی را برای قربانیان احیا نمیکند، بلکه در حکومتهای استبدادی نظیر ایران، به ابزاری برای ایجاد وحشت، خاموش کردن اعتراضات و سرکوب مخالفان تبدیل شده است.
ایران رکورددار اعدام در جهان است. بر اساس گزارش عفو بینالملل، حکومت ایران در سال ۲۰۲۵ دستکم ۲۱۵۹ نفر را اعدام کرده و بالاترین آمار ثبتشده اعدام در جهان را به خود اختصاص داده است. امروز نیز دستگاه اعدام در ایران، در کنار بازداشت، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و اعترافات اجباری، رکن جداییناپذیری از ماشین سرکوب حاکمیت است.
در روزهای اخیر و در شصتوسومین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، بیانیهای مشترک از سوی ۴۶ کشور در محکومیت استفاده فزاینده حکومت ایران از مجازات اعدام، بهویژه علیه معترضان، صادر شد. این کشورها نسبت به اعدام معترضان و صدور احکام اعدام برای شمار دیگری از بازداشتشدگان، از جمله زنان و جوانان، ابراز نگرانی شدید کردند. خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، با استقبال از این بیانیه مشترک، در ماههای اخیر بارها ابعاد مختلف ماشین سرکوب و اعدام در ایران را برجسته کرده است؛ از ابراز نگرانی درباره اعدام کسانی که در کودکی محکوم شدند تا استفاده از شکنجه و اعترافات اجباری، فقدان دادرسی عادلانه و استفاده از اتهامات امنیتی علیه معترضان.
بر اساس آمار و گزارشهای رسیده به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، طی هفته گذشته (از سهشنبه ۷ مهر تا دوشنبه ۱۳ مهر)، دستکم ۲۲ نفر اعدام شدهاند. در میان اعدامشدگان، پنج تن از بازداشتشدگان اعتراضات به نامهای علی همتی و مجید نیکاندیش از مشهد، سیاوش جمشیدی خیرآبادی از شهرکرد، و علیرضا سپاهی و علیرضا رئیسی از اصفهان قرار داشتهاند. اعدام این افراد در شرایطی که اعتراضات و نارضایتی عمومی در جامعه گسترش یافته، بار دیگر نشان میدهد که دستگاه سرکوبِ ولایت فقیه تلاش میکند با ایجاد رعب و وحشت و برپا کردن چوبههای دار، سدّی در برابر خیزش و اعتراضات مردم ایجاد کند؛ اما تجربه سالهای گذشته ثابت کرده است که اعدام نمیتواند خشم و خواست آزادیخواهی مردم را خاموش کند.
همزمان، روند صدور احکام اعدام برای بازداشتشدگان اعتراضات همچنان ادامه دارد. از جمله گزارش شده است که برای محمدامین ماندنی، از بازداشتشدگان اعتراضات در زندان تهران بزرگ و نیز برای سیروان شعبانی و همپروندههای او، مهدی نامی، مسعود توشمالانی و خسرو محمدینیا در زندان قزلحصار، احکام اعدام صادر شده است. این احکام باید فوراً لغو شوند و جان همه محکومان به اعدام، به ویژه زندانیان سیاسی و معترضان بازداشتی، در برابر خطر اجرای حکم حفظ شود.
ما بر این باوریم که دیکتاتوری حاکم بر ایران با تشدید اعدامها میکوشد فضای جامعه را امنیتی و مردم را مرعوب کند؛ اما در برابر این سیاست، مقاومت و همبستگی اجتماعی روزبهروز در حال گسترش است. کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» صدای زندانیانی است که پشت دیوارهای بلند زندان، در برابر ماشین مرگ ایستادهاند؛ صدای خانوادههایی است که عزیزانشان را در آستانه نابودی میبینند و صدای مردمی است که حق زندگی، آزادی، برابری و کرامت انسانی را فریاد میزنند.
از تمامی مردم ایران، خانوادههای دادخواه، زندانیان، فعالان مدنی و حقوق بشری و همه مخالفان مجازات اعدام در داخل و خارج کشور میخواهیم از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» حمایت کنند تا همگی علیه اعدام متحد شویم. اجازه ندهیم چوبههای دار، ابزاری برای خاموش کردن صدای جامعه شوند.
سهشنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#بیانیه
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤17🕊9
صدور حکم اعدام برای برزو رضایی در دادگاه انقلاب تهران؛ اتهام «همکاری با دولتهای متخاصم»
برزو رضایی، شهروند اهل کرمانشاه و از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد.
بر اساس گزارش هرانا، حکم اعدام آقای رضایی که از بابت اتهام ساختگی «همکاری با دولتهای متخاصم» صادر شده، اخیراً به وکیل مدافع وی ابلاغ شده است. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروند حدود دو ماه پیش در همین شعبه برگزار شده بود.
برزو رضایی در اسفندماه ۱۴۰۴ در ارتباط با اعتراضات سراسری بازداشت و پس از طی مراحل بازجویی به زندان تهران بزرگ منتقل شده بود. تاکنون جزئیات بیشتری درباره سایر اتهامات احتمالی مطرحشده علیه وی منتشر نشده است.
صدور احکام اعدام برای معترضان در دادگاههای انقلاب در حالی ادامه دارد که مدافعان حقوق بشر بارها نسبت به نبود دادرسی عادلانه و عدم دسترسی متهمان به حق دفاع آزاد در این دادگاهها هشدار دادهاند.
#برزو_رضایی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
برزو رضایی، شهروند اهل کرمانشاه و از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، توسط شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد.
بر اساس گزارش هرانا، حکم اعدام آقای رضایی که از بابت اتهام ساختگی «همکاری با دولتهای متخاصم» صادر شده، اخیراً به وکیل مدافع وی ابلاغ شده است. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروند حدود دو ماه پیش در همین شعبه برگزار شده بود.
برزو رضایی در اسفندماه ۱۴۰۴ در ارتباط با اعتراضات سراسری بازداشت و پس از طی مراحل بازجویی به زندان تهران بزرگ منتقل شده بود. تاکنون جزئیات بیشتری درباره سایر اتهامات احتمالی مطرحشده علیه وی منتشر نشده است.
صدور احکام اعدام برای معترضان در دادگاههای انقلاب در حالی ادامه دارد که مدافعان حقوق بشر بارها نسبت به نبود دادرسی عادلانه و عدم دسترسی متهمان به حق دفاع آزاد در این دادگاهها هشدار دادهاند.
#برزو_رضایی #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی
🕊15💔3❤2
Forwarded from گفتوشنود
حکومت تحمیلی دینی، اعدام و خشونت بیپایان مذهبی
چرا «لا اکراه فی الدین» کار نمیکند؟
ورق بزنید
نظام ولایت فقیه بزرگترین نمود تحمیل دین بر یک جامعه و کشور است: یک فرقه مذهبی که مهمترین مناصب تصمیمگیری و قدرت را به شکلی مستبدانه به انحصار خود درآورده و کسانی را که خواهان تغییر و گذار از این وضع هستند، با عنوان «دشمنان خدا» با شدیدترین اشکال خشونت تهدید، مجازات و اعدام میکند. چرا آیه «لا اکراه فی الدین» (که اغلب بهعنوان شاهدی بر آزادی دین در اسلام مطرح میشود)، نتوانسته جامعه مذهبی باورمندان را به جایی برساند که مانع اجباری شدن دین و وقوع چنین
جنایاتی شوند؟
▪️تفسیر، تفسیر، تفسیر!
ادبیات دینی از یک سو، وتفسیرزدگی دین از سوی دیگر، بهگونهای است که تقریبا هیچ جمله یا قاعدهای دارای یک معنی واقعی، مشخص و مستحکم باقی نمیماند. در سنت دینی، تقریبا هر دستور یا آموزه را میتوان با استفاده از تکنیکهای بازی با زبان و دستکاری معنی، آنقدر تفسیر کرد که در نهایت معنایی دلبخواهی از آن بیرون کشید. مثلا مومنان بهراحتی میتوانند ادعا کنند «لا اکراه فی الدین» فقط برای مسلمانان (گروه فیالدین) است، و شامل کسانی که از دید آنان خارج از دین هستند
نمیشود.
▪️تناقضات دروندینی
در بعضی ادیان بهندرت میتوان آموزه یا دستوری یافت، که آموزه یا دستوری متضاد یا جایگزین آن در خود همان دین وجود نداشته باشد. به همین دلیل فقها بهراحتی میتوانند بسته به شرایط، منافع و موقعیت از یک آیه یا حدیث خاص استفاده کنند و در صورت لزوم، در زمانی دیگر به آیه یا حدیثی با جهتگیری متفاوت استناد کنند. برای مثال، در کنار لااکراه فیالدین، تعابیری مانند «اشدا علی الکفار» نیز وجود دارد؛ یعنی مومنان در برابر کافران سختگیرند. در آیات دیگر نیز از جنگ، جزیه، مجازات و مرزبندی میان مومن و کافر سخن گفته میشود. پس برای یک مومن دشوار نیست که در صورت تمایل به آیه دیگری استناد کند و اهداف و اعمال خود را موجه جلوه
دهد.
▪️سنتها و عادتهای مذهبی
منبع رفتار افراد یا جوامع مذهبی و فرقهای همیشه فقط متن و آموزه نیست. آنان به سنتها، رفتار پیشینیان، فقه تاریخی، سیره پیامبران و رهبران دینی و عادتهایی که طی قرنها عادی شدهاند نیز نگاه میکنند. در نتیجه حتی اگر یک آیه در ظاهر بر نبود اجبار تاکید کند، مجموعه بزرگی از سنتها و احکام تاریخی میتواند در عمل جهت دیگری ایجاد کند. در چنین ساختاری، یک جمله مانند «لا اکراه فی الدین» باید نه فقط با یک تفسیر دیگر، بلکه با قرنها رفتار پیامبران، فقه، سنت و عادت هم رقابت کند.
▪️وقتی دین نهاد حکومت را غصب میکند
حکومت، بهطور طبیعی، با قدرت، اجبار، قانون، مجازات و اعمال اقتدار سروکار دارد. وقتی یک دین یا فرقه مذهبی نهاد حکومت را قبضه میگیرد، آموزههای اخلاقی آن بهتدریج ممکن است کارکردی کاملا متفاوت پیدا کنند. جملهای مانند «لا اکراه فی الدین» تا زمانی میتواند یک توصیه اخلاقی باشد که دین برای تحمیل خود به پلیس، دادگاه، زندان و نیروی نظامی متکی نباشد، و امری فردی و وجدانی و آزاد باقی بماند. اما وقتی همان دین به ایدئولوژی رسمی حکومت تبدیل شود، نباید از فاسد شدن آن تعجب کرد.
#نفد_دین #حکومت_دینی #دین_حکومتی #نه_به_اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا «لا اکراه فی الدین» کار نمیکند؟
ورق بزنید
نظام ولایت فقیه بزرگترین نمود تحمیل دین بر یک جامعه و کشور است: یک فرقه مذهبی که مهمترین مناصب تصمیمگیری و قدرت را به شکلی مستبدانه به انحصار خود درآورده و کسانی را که خواهان تغییر و گذار از این وضع هستند، با عنوان «دشمنان خدا» با شدیدترین اشکال خشونت تهدید، مجازات و اعدام میکند. چرا آیه «لا اکراه فی الدین» (که اغلب بهعنوان شاهدی بر آزادی دین در اسلام مطرح میشود)، نتوانسته جامعه مذهبی باورمندان را به جایی برساند که مانع اجباری شدن دین و وقوع چنین
جنایاتی شوند؟
▪️تفسیر، تفسیر، تفسیر!
ادبیات دینی از یک سو، وتفسیرزدگی دین از سوی دیگر، بهگونهای است که تقریبا هیچ جمله یا قاعدهای دارای یک معنی واقعی، مشخص و مستحکم باقی نمیماند. در سنت دینی، تقریبا هر دستور یا آموزه را میتوان با استفاده از تکنیکهای بازی با زبان و دستکاری معنی، آنقدر تفسیر کرد که در نهایت معنایی دلبخواهی از آن بیرون کشید. مثلا مومنان بهراحتی میتوانند ادعا کنند «لا اکراه فی الدین» فقط برای مسلمانان (گروه فیالدین) است، و شامل کسانی که از دید آنان خارج از دین هستند
نمیشود.
▪️تناقضات دروندینی
در بعضی ادیان بهندرت میتوان آموزه یا دستوری یافت، که آموزه یا دستوری متضاد یا جایگزین آن در خود همان دین وجود نداشته باشد. به همین دلیل فقها بهراحتی میتوانند بسته به شرایط، منافع و موقعیت از یک آیه یا حدیث خاص استفاده کنند و در صورت لزوم، در زمانی دیگر به آیه یا حدیثی با جهتگیری متفاوت استناد کنند. برای مثال، در کنار لااکراه فیالدین، تعابیری مانند «اشدا علی الکفار» نیز وجود دارد؛ یعنی مومنان در برابر کافران سختگیرند. در آیات دیگر نیز از جنگ، جزیه، مجازات و مرزبندی میان مومن و کافر سخن گفته میشود. پس برای یک مومن دشوار نیست که در صورت تمایل به آیه دیگری استناد کند و اهداف و اعمال خود را موجه جلوه
دهد.
▪️سنتها و عادتهای مذهبی
منبع رفتار افراد یا جوامع مذهبی و فرقهای همیشه فقط متن و آموزه نیست. آنان به سنتها، رفتار پیشینیان، فقه تاریخی، سیره پیامبران و رهبران دینی و عادتهایی که طی قرنها عادی شدهاند نیز نگاه میکنند. در نتیجه حتی اگر یک آیه در ظاهر بر نبود اجبار تاکید کند، مجموعه بزرگی از سنتها و احکام تاریخی میتواند در عمل جهت دیگری ایجاد کند. در چنین ساختاری، یک جمله مانند «لا اکراه فی الدین» باید نه فقط با یک تفسیر دیگر، بلکه با قرنها رفتار پیامبران، فقه، سنت و عادت هم رقابت کند.
▪️وقتی دین نهاد حکومت را غصب میکند
حکومت، بهطور طبیعی، با قدرت، اجبار، قانون، مجازات و اعمال اقتدار سروکار دارد. وقتی یک دین یا فرقه مذهبی نهاد حکومت را قبضه میگیرد، آموزههای اخلاقی آن بهتدریج ممکن است کارکردی کاملا متفاوت پیدا کنند. جملهای مانند «لا اکراه فی الدین» تا زمانی میتواند یک توصیه اخلاقی باشد که دین برای تحمیل خود به پلیس، دادگاه، زندان و نیروی نظامی متکی نباشد، و امری فردی و وجدانی و آزاد باقی بماند. اما وقتی همان دین به ایدئولوژی رسمی حکومت تبدیل شود، نباید از فاسد شدن آن تعجب کرد.
#نفد_دین #حکومت_دینی #دین_حکومتی #نه_به_اعدام #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8👍5👌2💯1
گلشن فتحی در یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس، در واکنش به انتقادها از عقد مهشاد کشانی و علیرضا سپاهی در زندان، نوشت این آیین برای جلب توجه افکار عمومی به وضعیت دو زندانی در معرض اعدام و چرخه خشونتی بود که جمهوری اسلامی به نام قانون بازتولید میکند. او این مراسم را انتخاب زندگی و عشق در برابر دستگاهی توصیف کرد که همزمان از ازدواج و خانواده میگوید و شهروندان را به مرگ نزدیک میکند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
حامیان جمهوری اسلامی و سایبریهایش افتادهاند به تخریب عقد #مهشاد_کشانی و #علیرضا_سپاهی
میگویند آیین ازدواج یک بازی کثیف روانی و رسانهای برای جلب توجه بود.
بله، برای جلب توجه بود! دقیقاً برای جلب توجه افکار عمومی به جایی که جمهوری اسلامی سالهاست میخواهد نگاهها از آن منحرف بماند… طناب دار، زندان و جان انسانها.
در جمهوری اسلامی قانون به ابزار انتقام بدل شده، رسانههای حکومتی بهجای پرسشگری، ماشین توجیه خشونتاند و پای جان انسانها در میان است، چه کنش خشونتپرهیز و نافرمانی مدنیای انسانیتر و زیباتر از به نمایش گذاشتن عشق، در میانه #اعدام و مرگ؟
بله، این ازدواج قرار بود توجه جلب کند.. توجه به انسانهایی که در انتظار اعداماند، به خانوادههایی که زیر بار سالها رنج و خشم، تنها راه التیام را در اجرای حکم قصاص و کشتهشدن متهم پروندهشان میبینند و نفرت مبتنی بر قانون، آنقدر در جانشان ریشه دوانده که فراموش میکنند متهم انسان است… و به جامعهای که حکومتش بهجای شکستن چرخه خشونت، آن را با نام قانون بازتولید میکند.
جمهوری اسلامی از جلب توجه به مرگ ابایی ندارد، اما از جلب توجه به امکان زندگی و عشق و شادی وحشت دارد.
۴۷ سال است با میلیاردها تومان بودجه عمومی، دستگاهی عریضوطویل از تبلیغات، تریبونها و رسانههای حکومتی ساختهاند تا افکار عمومی را مهندسی کنند… از ازدواج آسان و ازدواج در میادین شهر بگویند، از فضیلت خانواده و اخلاق و انسانیت شعار بدهند و همزمان، طناب دار را به بخشی از زندگی روزمره جامعه تبدیل کنند.
اما حالا دو جوان، پشت میلههای زندان و در انتظار مرگ، زیباترین آیین انسانی را به صحنه آوردهاند… نه برای یک زندگی معمولی، نه برای یک جشن چندروزه، که برای فرصتی کوتاه، حتی کوتاهتر از یک شبانهروز، تا پیش از آنکه مرگ درباره سرنوشتشان تصمیم بگیرد، زندگی را انتخاب کنند و عشق را ترویج کنند و صدای ضعیفشان را به جهان برسانند
این همان تناقضی است که دستگاه تبلیغاتی حکومت را رسوا میکند! حکومتی که سالها ازدواج را تبلیغ کرده، اکنون در برابر دو انسانی قرار گرفته که میخواهند ازدواج کنند، اما نه آزادی دارند، نه امنیت و نه حتی اطمینان از اینکه فردایی برای باهمبودنشان وجود خواهد داشت و حتی میدانستند عمر این نکاح، یک روز هم نخواهد بود
آنها با یک خطبه شرعی و قانونی، تمام دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی را به چالش کشیدند… نه بودجه بیشتری داشتند، نه رسانهای قدرتمند پشت سرشان بود، دقیقا چون حقیقت انسانیِ این تصویر، از تمام دروغهای یک دستگاه تبلیغاتی رساتر بود.
و چه چیزی برای حکومتی که سالهاست میکوشد مرگ را عادی، اعدام را اخلاقی و انتقام را عدالت جلوه دهد، رسواتر از این تصویر است؟
دو جوان که باید در آغاز زندگی باشند، پشت میلههای زندان، در انتظار طناب دار، برای عشق و زندگی جشن میگیرند… و حکومتی که در میدانهای شهر از ازدواج آسان میگوید، در برابر ابتداییترین حق انسانی آنها ایستاده است.
اگر این حرکت برای جلب توجه بود، خوشبختانه توجه را به همان جایی جلب کرد که باید!!! به تناقض عریان حکومتی که از عشق و خانواده دم میزند، اما شهروندانش را چنان به مرگ نزدیک میکند که ازدواجشان بوی درد و مرگ و وداع میدهد.
این بازی روانی نبود… افشای روانیترین خشونت یک نظام بود… خشونتی که میخواهد انسان، حتی در آخرین فرصت زندگیاش، از آرزوی زندگیکردن شرمنده باشد.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
متن این یادداشت به شرح زیر است:
حامیان جمهوری اسلامی و سایبریهایش افتادهاند به تخریب عقد #مهشاد_کشانی و #علیرضا_سپاهی
میگویند آیین ازدواج یک بازی کثیف روانی و رسانهای برای جلب توجه بود.
بله، برای جلب توجه بود! دقیقاً برای جلب توجه افکار عمومی به جایی که جمهوری اسلامی سالهاست میخواهد نگاهها از آن منحرف بماند… طناب دار، زندان و جان انسانها.
در جمهوری اسلامی قانون به ابزار انتقام بدل شده، رسانههای حکومتی بهجای پرسشگری، ماشین توجیه خشونتاند و پای جان انسانها در میان است، چه کنش خشونتپرهیز و نافرمانی مدنیای انسانیتر و زیباتر از به نمایش گذاشتن عشق، در میانه #اعدام و مرگ؟
بله، این ازدواج قرار بود توجه جلب کند.. توجه به انسانهایی که در انتظار اعداماند، به خانوادههایی که زیر بار سالها رنج و خشم، تنها راه التیام را در اجرای حکم قصاص و کشتهشدن متهم پروندهشان میبینند و نفرت مبتنی بر قانون، آنقدر در جانشان ریشه دوانده که فراموش میکنند متهم انسان است… و به جامعهای که حکومتش بهجای شکستن چرخه خشونت، آن را با نام قانون بازتولید میکند.
جمهوری اسلامی از جلب توجه به مرگ ابایی ندارد، اما از جلب توجه به امکان زندگی و عشق و شادی وحشت دارد.
۴۷ سال است با میلیاردها تومان بودجه عمومی، دستگاهی عریضوطویل از تبلیغات، تریبونها و رسانههای حکومتی ساختهاند تا افکار عمومی را مهندسی کنند… از ازدواج آسان و ازدواج در میادین شهر بگویند، از فضیلت خانواده و اخلاق و انسانیت شعار بدهند و همزمان، طناب دار را به بخشی از زندگی روزمره جامعه تبدیل کنند.
اما حالا دو جوان، پشت میلههای زندان و در انتظار مرگ، زیباترین آیین انسانی را به صحنه آوردهاند… نه برای یک زندگی معمولی، نه برای یک جشن چندروزه، که برای فرصتی کوتاه، حتی کوتاهتر از یک شبانهروز، تا پیش از آنکه مرگ درباره سرنوشتشان تصمیم بگیرد، زندگی را انتخاب کنند و عشق را ترویج کنند و صدای ضعیفشان را به جهان برسانند
این همان تناقضی است که دستگاه تبلیغاتی حکومت را رسوا میکند! حکومتی که سالها ازدواج را تبلیغ کرده، اکنون در برابر دو انسانی قرار گرفته که میخواهند ازدواج کنند، اما نه آزادی دارند، نه امنیت و نه حتی اطمینان از اینکه فردایی برای باهمبودنشان وجود خواهد داشت و حتی میدانستند عمر این نکاح، یک روز هم نخواهد بود
آنها با یک خطبه شرعی و قانونی، تمام دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی را به چالش کشیدند… نه بودجه بیشتری داشتند، نه رسانهای قدرتمند پشت سرشان بود، دقیقا چون حقیقت انسانیِ این تصویر، از تمام دروغهای یک دستگاه تبلیغاتی رساتر بود.
و چه چیزی برای حکومتی که سالهاست میکوشد مرگ را عادی، اعدام را اخلاقی و انتقام را عدالت جلوه دهد، رسواتر از این تصویر است؟
دو جوان که باید در آغاز زندگی باشند، پشت میلههای زندان، در انتظار طناب دار، برای عشق و زندگی جشن میگیرند… و حکومتی که در میدانهای شهر از ازدواج آسان میگوید، در برابر ابتداییترین حق انسانی آنها ایستاده است.
اگر این حرکت برای جلب توجه بود، خوشبختانه توجه را به همان جایی جلب کرد که باید!!! به تناقض عریان حکومتی که از عشق و خانواده دم میزند، اما شهروندانش را چنان به مرگ نزدیک میکند که ازدواجشان بوی درد و مرگ و وداع میدهد.
این بازی روانی نبود… افشای روانیترین خشونت یک نظام بود… خشونتی که میخواهد انسان، حتی در آخرین فرصت زندگیاش، از آرزوی زندگیکردن شرمنده باشد.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤19👍8👌4💯1
صدور حکم اعدام برای هادی عباسیان، از معترضان بازداشتی دیماه، در دادگاه انقلاب بجنورد
هادی عباسیان، ۳۸ ساله و ساکن شیروان (استان خراسان شمالی)، توسط دادگاه انقلاب بجنورد به اعدام محکوم شد. حکم این معترض زندانی روز یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ در زندان شیروان رسماً به او ابلاغ شد.
آقای عباسیان در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ با انتشار ویدئوهایی ضمن حمایت از معترضان، از شهروندان دعوت کرده بود تا به اعتراضات بپیوندند.
او در اردیبهشتماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در شیروان بازداشت و پس از بازداشت، تحت فشار و بازجوییهای نمایشی قرار گرفت؛ بهطوریکه رسانههای حکومتی در اردیبهشتماه با پخش اعترافات اجباری، او را به عنوان یکی از «لیدرهای اعتراضات» معرفی کرده بودند.
گزارشهای حاکی از آن است که او پس از بازداشت بر اثر فشارها و شدمت خشونتهای اعمالشده دچار آسیب و وخامت جسمی شده و حتی به بیمارستان منتقل شده بود.
صدور حکم سنگین اعدام برای این شهروند در حالی صورت گرفته که موج تازهای از صدور احکام مرگ علیه معترضان و مخالفان در دادگاههای انقلاب به راه افتاده است.
#هادی_عباسیان #نه_به_اعدام
هادی عباسیان، ۳۸ ساله و ساکن شیروان (استان خراسان شمالی)، توسط دادگاه انقلاب بجنورد به اعدام محکوم شد. حکم این معترض زندانی روز یکشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ در زندان شیروان رسماً به او ابلاغ شد.
آقای عباسیان در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ با انتشار ویدئوهایی ضمن حمایت از معترضان، از شهروندان دعوت کرده بود تا به اعتراضات بپیوندند.
او در اردیبهشتماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در شیروان بازداشت و پس از بازداشت، تحت فشار و بازجوییهای نمایشی قرار گرفت؛ بهطوریکه رسانههای حکومتی در اردیبهشتماه با پخش اعترافات اجباری، او را به عنوان یکی از «لیدرهای اعتراضات» معرفی کرده بودند.
گزارشهای حاکی از آن است که او پس از بازداشت بر اثر فشارها و شدمت خشونتهای اعمالشده دچار آسیب و وخامت جسمی شده و حتی به بیمارستان منتقل شده بود.
صدور حکم سنگین اعدام برای این شهروند در حالی صورت گرفته که موج تازهای از صدور احکام مرگ علیه معترضان و مخالفان در دادگاههای انقلاب به راه افتاده است.
#هادی_عباسیان #نه_به_اعدام
💔32🕊4❤2
درخواست مطالبهگران کف خیابان گیلان از مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب برای پایان اعتصاب غذا
مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، اکنون پنجمین روز اعتصاب غذای خود (در اعتراض به احکام اعدام علیه معترضان) را میگذرانند. این دو مدتهاست جدا از دیگر زندانیان و در سلولی بدون امکانات معمولی نگهداری میشوند؛ پیش از این نیز دورههای طولانی را در سلول انفرادی گذراندهاند.
وقتی راههای فریاد بسته میشود، مبارزان راه آزادی گاه تن خود را به واپسین سنگر اعتراض بدل میکنند. اعتصاب غذا صدایی است که از پشت دیوارهای زندان به بیرون میرسد و رنج و اعتراض زندانی را به چشم تاریخ میآورد. مسعود فرهیخته در ماههای حبس در انفرادی، از نسلی گفت که با گلوله و تفنگ بیگانه است و مهر را «ماه مهربانی» خواند. مطالبهگران در بیانیه خود نوشتهاند که با این سخنان، «دیوارهای انفرادی در همان لحظه فرو ریخت»؛ زیرا «زنجیر بر پا مینشیند، نه بر اندیشه» و واژههایی که به خیابان رسیدهاند، دیگر در سلول نمیمانند. آنان خود را حامل پاسخ آن نسل میدانند و میگویند سوگند خوردهاند آن را تا آخرین خیابان ببرند.
مطالبهگران کف خیابان گیلان خطاب به این دو زندانی نوشتهاند: «تن شما سنگر جنبش ماست» و هر روز اعتصاب، از بدنهایی میکاهد که امانت این جنبشاند. آنان تأکید کردهاند زندانبان بر فرسودگی جسمی زندانیان قمار میکند و افزودهاند: «نمیگذاریم او در این قمار پیروز شود؛ پیروزی از آن کسی است که بماند، بایستد و پرچم را تا صبح رهایی برافراشته نگه دارد.»
نویسندگان بیانیه، فرهیخته را «اسوه پایداری» و «یار مطالبهگران کف خیابان» خوانده و تأکید کردهاند که سخنان او در سرمای انفرادی خاموش نشد، بلکه شعله شد؛ اکنون نوبت آنان است که حامل این پیام باشند و با فریاد «نه به اعدام» در خیابان، آرمانهای این دو زندانی را زنده نگه دارند.
این کنشگران ضمن تأکید بر پایبندی به اصول خود، از مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب خواستهاند اعتصاب غذا را پایان دهند. در بیانیه آمده است: «میدان سهشنبههای نه به اعدام را به ما بسپارید؛ ما چون گذشته با فریاد نه به اعدام در کف خیابان، آرمانهای شما و همراه ارزشمندتان را زنده نگه میداریم و تا روزی که جای شما در کلاس درس خیابان خالی است، از پا نمینشینیم.»
در پایان بیانیه آمده است: «از ترس عبور کردیم، به خشم رسیدیم.»
مطالبهگران کف خیابان گیلان
۱۵ مهرماه ۱۴۰۵
#زرتشت_احمدی_راغب #مسعود_فرهیخته #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی کرج، اکنون پنجمین روز اعتصاب غذای خود (در اعتراض به احکام اعدام علیه معترضان) را میگذرانند. این دو مدتهاست جدا از دیگر زندانیان و در سلولی بدون امکانات معمولی نگهداری میشوند؛ پیش از این نیز دورههای طولانی را در سلول انفرادی گذراندهاند.
وقتی راههای فریاد بسته میشود، مبارزان راه آزادی گاه تن خود را به واپسین سنگر اعتراض بدل میکنند. اعتصاب غذا صدایی است که از پشت دیوارهای زندان به بیرون میرسد و رنج و اعتراض زندانی را به چشم تاریخ میآورد. مسعود فرهیخته در ماههای حبس در انفرادی، از نسلی گفت که با گلوله و تفنگ بیگانه است و مهر را «ماه مهربانی» خواند. مطالبهگران در بیانیه خود نوشتهاند که با این سخنان، «دیوارهای انفرادی در همان لحظه فرو ریخت»؛ زیرا «زنجیر بر پا مینشیند، نه بر اندیشه» و واژههایی که به خیابان رسیدهاند، دیگر در سلول نمیمانند. آنان خود را حامل پاسخ آن نسل میدانند و میگویند سوگند خوردهاند آن را تا آخرین خیابان ببرند.
مطالبهگران کف خیابان گیلان خطاب به این دو زندانی نوشتهاند: «تن شما سنگر جنبش ماست» و هر روز اعتصاب، از بدنهایی میکاهد که امانت این جنبشاند. آنان تأکید کردهاند زندانبان بر فرسودگی جسمی زندانیان قمار میکند و افزودهاند: «نمیگذاریم او در این قمار پیروز شود؛ پیروزی از آن کسی است که بماند، بایستد و پرچم را تا صبح رهایی برافراشته نگه دارد.»
نویسندگان بیانیه، فرهیخته را «اسوه پایداری» و «یار مطالبهگران کف خیابان» خوانده و تأکید کردهاند که سخنان او در سرمای انفرادی خاموش نشد، بلکه شعله شد؛ اکنون نوبت آنان است که حامل این پیام باشند و با فریاد «نه به اعدام» در خیابان، آرمانهای این دو زندانی را زنده نگه دارند.
این کنشگران ضمن تأکید بر پایبندی به اصول خود، از مسعود فرهیخته و زرتشت احمدیراغب خواستهاند اعتصاب غذا را پایان دهند. در بیانیه آمده است: «میدان سهشنبههای نه به اعدام را به ما بسپارید؛ ما چون گذشته با فریاد نه به اعدام در کف خیابان، آرمانهای شما و همراه ارزشمندتان را زنده نگه میداریم و تا روزی که جای شما در کلاس درس خیابان خالی است، از پا نمینشینیم.»
در پایان بیانیه آمده است: «از ترس عبور کردیم، به خشم رسیدیم.»
مطالبهگران کف خیابان گیلان
۱۵ مهرماه ۱۴۰۵
#زرتشت_احمدی_راغب #مسعود_فرهیخته #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
👍20❤4💔1
تایید حکم اعدام امید گودرزیوند چگینی، از معترضان بازداشتی دیماه، در دیوان عالی کشور
حکم اعدام امید گودرزیوند چگینی، معترض ۳۷ ساله بازداشتشده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ قزوین، در مرحله تجدیدنظر در دیوان عالی کشور عینا تایید شده است. به گزارش
کانال خبرانه، متعلق به مهدی محمودیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق نوشت، این زندانی اکنون در زندان چوبیندر قزوین محبوس است و با قطعیتر شدن روند قضایی، نگرانی درباره اجرای حکم افزایش یافته است.
گودرزیوند چگینی روز ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات قزوین بازداشت و پس از آن حدود ۴۰ روز در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات سپاه نگهداری شد. براساس گزارشهای منتشرشده، او در مراحل رسیدگی از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و تحت فشار برای بیان اعتراف قرار گرفته است.
حکم اعدام او ابتدا از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوین و در پروندهای مرتبط با تخریب ورودی استانداری صادر شد. گودرزیوند چگینی انتساب تخریب یا آتشزدن این محل به خود را رد کرده و گفته است صرفا در محل حضور داشته، در حالی که جزئیات روشنی از ادله دادگاه علیه او منتشر نشده است.
این زندانی که پیشتر سابقه فعالیت در نیروی انتظامی داشته و پیش از بازداشت از این نهاد استعفا داده بود، اکنون با خطر جدی اجرای حکم روبهرو است. تایید حکم او در شرایطی صورت گرفته که طی ماههای گذشته احکام اعدام شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه اجرا شده و تعدادی دیگر نیز همچنان در معرض مجازات مرگ قرار دارند.
#نه_به_اعدام #امید_گودرزی_وند
@Tavaana_TavaanaTech
حکم اعدام امید گودرزیوند چگینی، معترض ۳۷ ساله بازداشتشده در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ قزوین، در مرحله تجدیدنظر در دیوان عالی کشور عینا تایید شده است. به گزارش
کانال خبرانه، متعلق به مهدی محمودیان، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق نوشت، این زندانی اکنون در زندان چوبیندر قزوین محبوس است و با قطعیتر شدن روند قضایی، نگرانی درباره اجرای حکم افزایش یافته است.
گودرزیوند چگینی روز ۱۸ دیماه در جریان اعتراضات قزوین بازداشت و پس از آن حدود ۴۰ روز در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات سپاه نگهداری شد. براساس گزارشهای منتشرشده، او در مراحل رسیدگی از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و تحت فشار برای بیان اعتراف قرار گرفته است.
حکم اعدام او ابتدا از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوین و در پروندهای مرتبط با تخریب ورودی استانداری صادر شد. گودرزیوند چگینی انتساب تخریب یا آتشزدن این محل به خود را رد کرده و گفته است صرفا در محل حضور داشته، در حالی که جزئیات روشنی از ادله دادگاه علیه او منتشر نشده است.
این زندانی که پیشتر سابقه فعالیت در نیروی انتظامی داشته و پیش از بازداشت از این نهاد استعفا داده بود، اکنون با خطر جدی اجرای حکم روبهرو است. تایید حکم او در شرایطی صورت گرفته که طی ماههای گذشته احکام اعدام شماری از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه اجرا شده و تعدادی دیگر نیز همچنان در معرض مجازات مرگ قرار دارند.
#نه_به_اعدام #امید_گودرزی_وند
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊4
انتقال برزو رضایی، زندانی محکوم به اعدام، از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار کرج
برزو رضایی، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و زندانی محکوم به اعدام، روز چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار کرج منتقل شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، این زندانی محکوم به اعدام بدون اطلاع قبلی از زندان تهران بزرگ خارج و به قزلحصار منتقل شده است. تا لحظه تنظیم این خبر، از دلایل و انگیزههای نهادهای امنیتی و قضایی برای انتقال ناگهانی آقای رضایی اطلاعی به دست نیامده است.
برزو رضایی، شهروند اهل کرمانشاه، اسفندماه سال گذشته در جریان اعتراضات سراسری بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شده بود. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات وی مردادماه امسال در شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد و این دادگاه نهایتاً او را از بابت اتهام ساختگی «همکاری با دولتهای متخاصم» به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که اخیراً به وکیل مدافع وی ابلاغ شده است.
انتقال زندانیان محکوم به اعدام به زندانهایی نظیر قزلحصار معمولاً نگرانیها را درباره اجرای قریبالوقوع احکام مرگ افزایش میدهد.
#برزو_رضایی #زندان_قزلحصار #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
برزو رضایی، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ و زندانی محکوم به اعدام، روز چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵، از زندان تهران بزرگ به زندان قزلحصار کرج منتقل شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، این زندانی محکوم به اعدام بدون اطلاع قبلی از زندان تهران بزرگ خارج و به قزلحصار منتقل شده است. تا لحظه تنظیم این خبر، از دلایل و انگیزههای نهادهای امنیتی و قضایی برای انتقال ناگهانی آقای رضایی اطلاعی به دست نیامده است.
برزو رضایی، شهروند اهل کرمانشاه، اسفندماه سال گذشته در جریان اعتراضات سراسری بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شده بود. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات وی مردادماه امسال در شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد و این دادگاه نهایتاً او را از بابت اتهام ساختگی «همکاری با دولتهای متخاصم» به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که اخیراً به وکیل مدافع وی ابلاغ شده است.
انتقال زندانیان محکوم به اعدام به زندانهایی نظیر قزلحصار معمولاً نگرانیها را درباره اجرای قریبالوقوع احکام مرگ افزایش میدهد.
#برزو_رضایی #زندان_قزلحصار #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13💔9❤1
زندانی سیاسی بهروز حیدری پس از سکته قلبی و با وجود فلج شدن سمت چپ بدن به اوین بازگردانده شد
بهروز حیدری، زندانی بند امنیتی زندان اوین، پس از سکته قلبی به بیمارستان منتقل شد؛ اما شب گذشته، کمتر از ۲۴ ساعت پس از سکته و با وجود فلج شدن سمت چپ بدنش، او را به زندان بازگرداندند.
حیدری از شهروندان ساکن اسلامشهر است و از خرداد ۱۴۰۴، همراه با رضا قلندری و یونس شهابی در بازداشت بهسر میبرد.
در این پرونده که دهها بازداشتی دارد، تاکنون اطلاعاتی منتشر نشده است. فشار نهادهای امنیتی و بهکارگیری وکلای تسخیری همسو با این نهادها، از جمله عواملی بوده که مانع انتشار اطلاعات پرونده شده است.
بهروز حیدری، رضا قلندری و یونس شهابی به اتهام «محاربه» در خطر صدور یا اجرای حکم اعدام قرار دارند.
#بهرور_حیدری #رضا_قلندری #یونس_شهابی #از_بازداشتیها_بگو #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بهروز حیدری، زندانی بند امنیتی زندان اوین، پس از سکته قلبی به بیمارستان منتقل شد؛ اما شب گذشته، کمتر از ۲۴ ساعت پس از سکته و با وجود فلج شدن سمت چپ بدنش، او را به زندان بازگرداندند.
حیدری از شهروندان ساکن اسلامشهر است و از خرداد ۱۴۰۴، همراه با رضا قلندری و یونس شهابی در بازداشت بهسر میبرد.
در این پرونده که دهها بازداشتی دارد، تاکنون اطلاعاتی منتشر نشده است. فشار نهادهای امنیتی و بهکارگیری وکلای تسخیری همسو با این نهادها، از جمله عواملی بوده که مانع انتشار اطلاعات پرونده شده است.
بهروز حیدری، رضا قلندری و یونس شهابی به اتهام «محاربه» در خطر صدور یا اجرای حکم اعدام قرار دارند.
#بهرور_حیدری #رضا_قلندری #یونس_شهابی #از_بازداشتیها_بگو #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔25🕊6❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آخرین تماس علیرضا رئیسی از زندان و خداحافظی با پدرش قبل از اجرای حکم اعدام. آخرین دوستت دارم گفتنهای پدر و پسری ...
علیرضا رئیسی ز بازداشت شدگان اعتراضات دیماه میدان علیخانی ملکشهر اصفهان بود.
علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی همراه با ۱۰ نفر دیگر در ارتباط با پرونده میدان علیخانی ملک شهر اصفهان به اعدام محکوم شده بودند.
پرونده "میدان علیخانی" به درگیریهای شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در محدوده میدان علیخانی، میان ملکشهر و کاوه اصفهان بازمیگردد. قوه قضائیه جمهوری اسلامی اعلام کردهاست که در جریان این درگیریها چهار نیروی انتظامی کشته شدهاند. پس از این واقعه، پروندهای گسترده علیه دهها نفر تشکیل شد و سرانجام ۱۴ نفر از متهمان به اعدام محکوم شدند که تاکنون هفت نفر از آنها اعدام شدهاند.
از صفحه سمانه قذرخان
#علیرضا_رئیسی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
آخرین تماس علیرضا رئیسی از زندان و خداحافظی با پدرش قبل از اجرای حکم اعدام. آخرین دوستت دارم گفتنهای پدر و پسری ...
علیرضا رئیسی ز بازداشت شدگان اعتراضات دیماه میدان علیخانی ملکشهر اصفهان بود.
علیرضا رئیسی و علیرضا سپاهی همراه با ۱۰ نفر دیگر در ارتباط با پرونده میدان علیخانی ملک شهر اصفهان به اعدام محکوم شده بودند.
پرونده "میدان علیخانی" به درگیریهای شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در محدوده میدان علیخانی، میان ملکشهر و کاوه اصفهان بازمیگردد. قوه قضائیه جمهوری اسلامی اعلام کردهاست که در جریان این درگیریها چهار نیروی انتظامی کشته شدهاند. پس از این واقعه، پروندهای گسترده علیه دهها نفر تشکیل شد و سرانجام ۱۴ نفر از متهمان به اعدام محکوم شدند که تاکنون هفت نفر از آنها اعدام شدهاند.
از صفحه سمانه قذرخان
#علیرضا_رئیسی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔49🕊4❤3
روایت تکاندهنده شکنجه مادر یک متهم میدان علیخانی اصفهان برای گرفتن اعتراف؛ هفت نفر در این پرونده اعدام شدهاند
یک منبع موثق از شکنجه مادرِ یکی از متهمان پروندهای مرتبط با «میدان علیخانی» برای وادار کردن فرزند ۱۸سالهاش به اعتراف خبر داده است. بنا بر این روایت، مادر را در برابر چشم پسرش تهدید به اعدام کرده و با تعرض به او کوشیدهاند متهم را به اعتراف وادار کنند.
متن گفتههای منبع موثق، به شرح زیر است:
«یک موضوعی هستش که من فکر کنم تا الان رسانهای نشده ولی دیگه الان وقتشه.
ببین، مادر یکی از بچهها را آوردن، چشمبند زدن به مادرش. مادرش الان بازداشت نیستها، میآوردن شکنجه میکردن که اینا اعتراف کنن. بهش گفتن ساکت، اصلاً نباید حرف بزنیها. بعد که مامانش رو آوردن، یه طناب دار اونجا آویزون کرده بودن با چهارپایه.
جلوی این بچه ۱۸ ساله، از بچههای میدون علیخانیِ، دست کردن داخل لباس مادرش، ببخشید میگم، روی سینه مادرش و یک دستشون هم زدن روی... اصلاً آدم دیوانه میشه وقتی میگه، ...اندام تناسلی مادرش.... بعد به این میگفتن صدا بدی، همین الان مادرتو اعدام میکنیم.
چشمهای مادر هم بسته بوده و التماس میکرده، دستاشو بسته بودن التماس میکرد. بعد دیگه این بچه همه چیزو با دستخط خودش طبق سناریوی بازجو مینویسه.»
این روایت تکاندهنده از اعمال شکنجه و تهدید به اعدام مادر متهم برای گرفتن اعتراف حکایت دارد. در همین پرونده تاکنون هفت نفر اعدام شدهاند. اعترافی که زیر شکنجه یا تهدید گرفته شود، نمیتواند نشانهای معتبر از حقیقت یا مبنایی عادلانه برای صدور حکم باشد و احکام این پرونده و سایر پروندهها بر اساس اعترافاتی گرفته شده که اینگونه گرفته شده است و جان جوانان ایران را با چنین روشهای مجرمانه، جنایتکارانه و بیشرمانهای گرفتهاند.
#شکنجه #اعتراف_اجباری #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #میدان_علیخانی_اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
روایت تکاندهنده شکنجه مادر یک متهم میدان علیخانی اصفهان برای گرفتن اعتراف؛ هفت نفر در این پرونده اعدام شدهاند
یک منبع موثق از شکنجه مادرِ یکی از متهمان پروندهای مرتبط با «میدان علیخانی» برای وادار کردن فرزند ۱۸سالهاش به اعتراف خبر داده است. بنا بر این روایت، مادر را در برابر چشم پسرش تهدید به اعدام کرده و با تعرض به او کوشیدهاند متهم را به اعتراف وادار کنند.
متن گفتههای منبع موثق، به شرح زیر است:
«یک موضوعی هستش که من فکر کنم تا الان رسانهای نشده ولی دیگه الان وقتشه.
ببین، مادر یکی از بچهها را آوردن، چشمبند زدن به مادرش. مادرش الان بازداشت نیستها، میآوردن شکنجه میکردن که اینا اعتراف کنن. بهش گفتن ساکت، اصلاً نباید حرف بزنیها. بعد که مامانش رو آوردن، یه طناب دار اونجا آویزون کرده بودن با چهارپایه.
جلوی این بچه ۱۸ ساله، از بچههای میدون علیخانیِ، دست کردن داخل لباس مادرش، ببخشید میگم، روی سینه مادرش و یک دستشون هم زدن روی... اصلاً آدم دیوانه میشه وقتی میگه، ...اندام تناسلی مادرش.... بعد به این میگفتن صدا بدی، همین الان مادرتو اعدام میکنیم.
چشمهای مادر هم بسته بوده و التماس میکرده، دستاشو بسته بودن التماس میکرد. بعد دیگه این بچه همه چیزو با دستخط خودش طبق سناریوی بازجو مینویسه.»
این روایت تکاندهنده از اعمال شکنجه و تهدید به اعدام مادر متهم برای گرفتن اعتراف حکایت دارد. در همین پرونده تاکنون هفت نفر اعدام شدهاند. اعترافی که زیر شکنجه یا تهدید گرفته شود، نمیتواند نشانهای معتبر از حقیقت یا مبنایی عادلانه برای صدور حکم باشد و احکام این پرونده و سایر پروندهها بر اساس اعترافاتی گرفته شده که اینگونه گرفته شده است و جان جوانان ایران را با چنین روشهای مجرمانه، جنایتکارانه و بیشرمانهای گرفتهاند.
#شکنجه #اعتراف_اجباری #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام #میدان_علیخانی_اصفهان
@Tavaana_TavaanaTech
💔58❤6
مولوی عبدالحمید:
زندانی کردن و اعدام، راهحل نیست
با شفافیت به جامعه جهانی اطمینان دهید که دنبال ساخت بمب هستهای نیستید
مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵، با ابراز نگرانی از تشدید فشارهای اقتصادی و احتمال وقوع جنگی دیگر، خواستار گفتوگوی واقعی در داخل کشور و عرصه بینالمللی، رفع تحریمها، رسیدگی به مطالبات مردم و توقف اعدامها شد.
به گزارش دفتر مولانا عبدالحمید، او با اشاره به دشواری معیشت مردم، تورم، گرانی، کاهش ارزش پول ملی و رکود کسبوکارها گفت بخشهایی از جامعه حتی برای تأمین نان روزانه خود با مشکل مواجهاند. او هشدار داد که وقوع جنگی دیگر، پس از دو جنگ پیشین و خسارات گسترده به زیرساختهای کشور، میتواند ویرانیهای بیشتری به دنبال داشته باشد.
امام جمعه زاهدان گفت نجات ایران در گرو توافق و گفتوگوهای واقعی است، نه مذاکرات صوری. او با اشاره به مناقشه هستهای تأکید کرد که اگر جمهوری اسلامی به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست، باید با شفافیت به جامعه جهانی اطمینان دهد و برای حل این اختلاف اقدام کند. به گفته او، رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران باید در اولویت قرار گیرد و منافع مردم رنجدیده بر سایر ملاحظات مقدم باشد.
مولانا عبدالحمید همچنین حل عادلانه مسئله فلسطین را از الزامات برقراری ثبات در خاورمیانه دانست و خواستار رعایت حقوق فلسطینیان و تشکیل دولتی مستقل شد تا مردم فلسطین بتوانند درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند. او بر ضرورت حل اختلافات منطقهای از مسیر تدبیر و توافق نیز تأکید کرد.
او در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مشکلات داخلی کشور گفت مسئولان باید به خواستههای بحق مردم گوش دهند و برای جلب رضایت آنان اقدام کنند. مولانا عبدالحمید مردم را سرمایه اصلی کشور و ولینعمت مسئولان خواند و هشدار داد که میدان دادن به تندروها میتواند بحرانها را تشدید کند. او همچنین نسبت به پیامدهای ویرانگر جنگ بر زیرساختها و آینده کشور هشدار داد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه با انتقاد از برخوردهای قهری با معترضان و گستردگی اعدامها گفت: «زندانی کردن و اعدام، راهحل نیست.» او تأکید کرد که اعدامها فاصله میان ملت و حاکمیت را بیشتر میکند و خشونت به گسترش کینه و خشونت متقابل میانجامد.
مولانا عبدالحمید راه برونرفت از شرایط بحرانی را پذیرش خواستههای درست مردم، مهربانی و گفتوگو دانست و از مسئولان خواست به جای تشدید برخوردها، با زندانیان سیاسی گفتوگو کنند و در کنار مردم قرار گیرند.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
زندانی کردن و اعدام، راهحل نیست
با شفافیت به جامعه جهانی اطمینان دهید که دنبال ساخت بمب هستهای نیستید
مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۷ مهر ۱۴۰۵، با ابراز نگرانی از تشدید فشارهای اقتصادی و احتمال وقوع جنگی دیگر، خواستار گفتوگوی واقعی در داخل کشور و عرصه بینالمللی، رفع تحریمها، رسیدگی به مطالبات مردم و توقف اعدامها شد.
به گزارش دفتر مولانا عبدالحمید، او با اشاره به دشواری معیشت مردم، تورم، گرانی، کاهش ارزش پول ملی و رکود کسبوکارها گفت بخشهایی از جامعه حتی برای تأمین نان روزانه خود با مشکل مواجهاند. او هشدار داد که وقوع جنگی دیگر، پس از دو جنگ پیشین و خسارات گسترده به زیرساختهای کشور، میتواند ویرانیهای بیشتری به دنبال داشته باشد.
امام جمعه زاهدان گفت نجات ایران در گرو توافق و گفتوگوهای واقعی است، نه مذاکرات صوری. او با اشاره به مناقشه هستهای تأکید کرد که اگر جمهوری اسلامی به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست، باید با شفافیت به جامعه جهانی اطمینان دهد و برای حل این اختلاف اقدام کند. به گفته او، رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران باید در اولویت قرار گیرد و منافع مردم رنجدیده بر سایر ملاحظات مقدم باشد.
مولانا عبدالحمید همچنین حل عادلانه مسئله فلسطین را از الزامات برقراری ثبات در خاورمیانه دانست و خواستار رعایت حقوق فلسطینیان و تشکیل دولتی مستقل شد تا مردم فلسطین بتوانند درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند. او بر ضرورت حل اختلافات منطقهای از مسیر تدبیر و توافق نیز تأکید کرد.
او در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به مشکلات داخلی کشور گفت مسئولان باید به خواستههای بحق مردم گوش دهند و برای جلب رضایت آنان اقدام کنند. مولانا عبدالحمید مردم را سرمایه اصلی کشور و ولینعمت مسئولان خواند و هشدار داد که میدان دادن به تندروها میتواند بحرانها را تشدید کند. او همچنین نسبت به پیامدهای ویرانگر جنگ بر زیرساختها و آینده کشور هشدار داد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه با انتقاد از برخوردهای قهری با معترضان و گستردگی اعدامها گفت: «زندانی کردن و اعدام، راهحل نیست.» او تأکید کرد که اعدامها فاصله میان ملت و حاکمیت را بیشتر میکند و خشونت به گسترش کینه و خشونت متقابل میانجامد.
مولانا عبدالحمید راه برونرفت از شرایط بحرانی را پذیرش خواستههای درست مردم، مهربانی و گفتوگو دانست و از مسئولان خواست به جای تشدید برخوردها، با زندانیان سیاسی گفتوگو کنند و در کنار مردم قرار گیرند.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤12