آموزشکده توانا
48.3K subscribers
42.6K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
بیانیه‌ی ‌زندانی سیاسی، رضا محمدحسینی به مناسبت ششمین سالگرد قیام بزرگ و خونین اعتراضات آبان ۱۳۹۸

به نام جان‌هایی که برای امیدشان ایستادند
اینجا، در زندان قزلحصار، هنوز به یاد آن روزهای پر التهاب هستم. جوانانی که خبر کشته شدنشان به ما می‌رسید، مردمی که در بیش از صد شهر کشور به پا خاسته بودند و خشم و انزجار خود از دیکتاتور را فریاد زدند. همان دیکتاتوری که من به خاطر دیوارنویسی علیه او بازداشت شده بودم.

شش سال پیش، مردم ایران، در خیابان‌ها برخاستند، فریاد زدند، نخواستند زندگی‌شان به‌سادگی قربانی شود.
من آن زمان در اوین بودم. خیلی از معترضان را می‌گرفتند و می‌آوردند، یادم هست به دلیل گستردگی تعداد بازداشت‌شدگان آن‌ها را اول آوردند سالن ورزش، بعد بردند بند. آن‌ها تعریف می‌کردند: «خیابان‌ها خیلی شلوغ شده، اکثریت مردم آمده‌اند، میزان سرکوب به شدت وحشیانه‌ بود، تیر جنگی و …»
و ما در آن بند گفتیم: «تمومه دیگه، این‌‌بار نمی‌شه آن‌ها ما را خاموش کنند». ولی رژیم تا بن دندان مسلح، با تمام بی‌رحمی به سوی مردمی که با دستان خالی به خیابان آمده بودند شلیک کرد، زندان‌ها را پر کرد، احکامی ظالمانه صادر کرد و خشونتی عریان و تمام عیار در خیابان و زندان به کار گرفت. خیزش مردم سرکوب شد، اما تبدیل به آتشی زیر خاکستر شد و در سال ۱۴۰۱ دوباره این آتش فروزان شد.

امروز ششمین سالگرد آن قیام است؛ قیامی که زخم بر دل ایران گذاشت.
من به جوانانی که آن‌روزها کف خیابان بودند می‌گویم: شما شجاع بودید؛ شما با لبخندتان، با مشت گره‌کرده‌تان، با فریادهایتان، با حضور در آن لحظه، گفتید که دیگر ظلم، فقر، سرکوب و تحقیر را نمی‌پذیرید، شما چهره وحشی حکومت سرکوبگر را به همه نشان دادید، قطع اینترنت هم نگذاشت که صدایتان شنیده نشود.
و به کسانی که امروز می‌خواهند این خاطره را کمرنگ کنند، می‌گویم: نه، این خاطره نمی‌میرد. این خون نمی‌خشکد. این فریاد نمی‌خوابد و آبان ادامه دارد.

از پشت این دیوارها، همچنان می‌توان پیش‌بینی کرد که روند کنونی جامعه به زودی و بار دیگر خیزش بزرگی را نوید می‌دهد. چرا که ریشه‌های اعتراضات مردمی همچنان وجود دارد.

در آبان ۹۸ خانواده‌های بسیاری داغدار و البته دادخواه شدند، خانواده‌های مظلومی که غالبا  از اقشار محروم جامعه هستند. هرچند فشار حکومت خیلی زیاد بود، اما بسیاری از این خانواده‌ها سکوت نکردند و پرچم دادخواهی را برافراشته نگاه داشتند، تا جایی که حکومت برخی را به جرم دادخواهی بازداشت کرد.

هنوز دامنه جنایت حکومت در سرکوب معترضان، به طور کامل مشخص نشده و هنوز روایت‌های ناگفته زیادی باقی مانده است. خانواده‌های زیادی تحت سرکوب شدید سکوت کرده‌اند، سرکوب در بسیاری از شهرستان‌ها شدیدتر بوده است، شاهدان و خانواده‌های فاجعه جنایت «نیزار ماهشهر» هنوز سخن نگفته‌اند. مردم بی‌گناهی که با دوشکا به رگبار بسته شدند و نیزار ماهشهر خونین شد، هرگز فراموش نمی‌شوند و روزی حقایق و ناگفته‌ها بیان خواهد شد.

درود می‌فرستم به همه خانواده‌های دادخواه و عهد می‌بندم که تا وقتی این نظام سرکوبگر هست، ما چشم بر ظلم نمی‌بندیم.
تا وقتی هر جوانی حقش را نگرفته و هر خانواده‌ای آرامش ندارد، ما به مبارزه ادامه می‌دهیم.
به یاد آن روزها، به یاد آن‌های که رفتند و به یاد آن‌هایی که مانده‌اند. به یاد همه عزیزانی که مجروح شدند و دیده نشدند، به یاد جان‌باختگانی که همچنان ناشناس باقی مانده‌اند.

و آخرین پیامم به شما مردم ایران این است:

امید را از دست ندهید. چون وقتی همگی بخواهیم، وقتی ایستادیم، می‌توانیم تاریخ را تغییر دهیم. وقتی همبستگی داشته باشیم، هیچ قدرتی توان سرکوب ما را نخواهد داشت.

ششمین سالگرد قیام آبان به همه آزادگان کشور مبارک باد.

رضا محمدحسینی
زندان قزل‌حصار
آبان ۱۴۰۴

#آبان۹۸ #آبان_خونین #آبان_ادامه_دارد #دادخواهی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
27🕊7
پرونده‌سازی تازه علیه رضا محمدحسینی در قزل‌حصار؛ اتهام «تبلیغ علیه نظام» در دادرسی الکترونیک

امروز ۱۲ آذر ۱۴۰۴ جلسه دادرسی الکترونیک (ویدیوکنفرانسی) برای رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزل‌حصار، در شعبه ۱۳ بازپرسی کرج، بدون دسترسی به وکیل انتخابی، برگزار شده است.

به گفته یک منبع مطلع، بازپرس پرونده با استناد به گزارشی از اداره‌کل اطلاعات استان البرز، اتهام جدیدی با عنوان «تبلیغ علیه نظام» از طریق انتشار بیانیه در فضای مجازی به آقای محمدحسینی وارد کرده است.

بر اساس همین گزارش، بازپرس برای او قرار ۳۰۰ میلیون تومان کفالت صادر کرده و از وی دفاع آخر نیز اخذ شده است. این منبع می‌گوید که محمدحسینی در پاسخ به بازپرس اتهام واردشده را به‌طور کامل رد کرده و اعلام کرده است چنین مواردی را قبول ندارد.

پرونده‌سازی در داخل زندان به قصد خاموش کردن صدای عدالت خواهی زندانیان و نقض حق آزادی بیان آن‌ها و برای افزایش دوران حبس صورت می‌گیرد.


#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔134👎3🕊3
روایت رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، از جلسه دادگاه سه دقیقه‌ای و پرونده‌سازی جدید در زندان

به نام آزادی
اینجانب رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در زندان قزل‌حصار، این نامه را برای ثبت آنچه بر من گذشته است می‌نویسم؛ شاید اندکی روشنی بر تاریکیِ سازوکارهایی بیندازد که سال‌هاست با آن‌ها تلاش کرده‌اند مرا و امثال مرا خاموش نگاه دارند.
سه‌شنبه شب، حدود ساعت ده، ناگهان به من اطلاع دادند که فردا صبح باید در یک «ویدیو کنفرانس» شرکت کنم. پرسیدم کجا؟ پاسخ دادند: «نمی‌دانیم.» صبح چهارشنبه تازه گفتند که شعبه ۱۳ دادسرای کرج احضار شدی، این در حالی بود که نه عنوان اتهام را به من ابلاغ کرده بودند، نه فرصت و حق قانونیِ انتخاب یا اطلاع به وکیل را فراهم کردند، و نه حتی یک روز زودتر اطلاع دادند؛ چه برسد به یک هفته قبل، همان‌طور که قانون صراحت دارد.

وقتی جلسه آغاز شد، بازپرس تصویر دوربین خود را بسته بود؛ جلسه‌ای که در بهترین حالت سه دقیقه طول کشید. بدون معرفی خود، و بدون رعایت حداقل استانداردهای دادرسی، تنها چهار سؤال پرسید:
شما از طریق انتشار بیانیه در فضای مجازی تبلیغ علیه نظام کرده‌اید آیا قبول دارید ؟
ـ پاسخ دادم: خیر.
چند سال است در زندان هستید؟
ـ گفتم: شش سال و نیم؛ فقط ۷۵ روز در بهمن ۱۴۰۱ بیرون بودم.
یعنی حتی یک روز مرخصی نرفته‌اید؟
ـ پاسخ دادم: خیر، هرگز.
آخرین دفاعیات؟
ـ گفتم: اتهام را قبول ندارم.


بازپرس گفت ۳۰۰ میلیون کفالت، وثیقه‌ات کردم و به زندان ابلاغ می‌شود تمام شد بلند شو برو!

نمی‌دانم متوجه نشد که من چند سال است که در زندانم، چه قرار وثیقه و چه قرار بازداشت تفاوتی در وضعیت من ایجاد نمی‌کند.

هیچ چیز بیشتر از این نبود.
نه وکیلی، نه فرصتی برای توضیح، نه ارائه اسناد، نه امکان دفاع.

بلافاصله قرار جدید صادر شد و همان لحظه در «پرینت زندان» ثبت شد؛ یعنی پرونده‌ای تازه، ساخته‌شده صرفاً بر اساس «گزارش اداره اطلاعات استان البرز»، و این در حالی است که سال‌ها گروگان قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، قلب تپنده سرکوب جمهوری اسلامی، بوده‌ام و اکنون وزارت اطلاعات نیز به آن سازوکار سرکوب اضافه شده است.

این قرار جدید معنایی روشن دارد: تا زمانی که پرونده جدید تعیین تکلیف نشود، هیچ حقی، از جمله آزادی مشروط، به من تعلق نخواهد گرفت.
این در حالی‌ است که من ۶ ماه است که تقاضای آزادی مشروط را ثبت کرده‌ام و وکیلم آبان‌ماه با لایحه رسمی به دادیاری اوین مراجعه کرده بود تا تکلیف آزادی مشروطم مشخص شود. قرار بود در همین ماه پاسخ نهایی داده شود، اما اکنون با این پرونده‌سازی تازه، همه چیز عملاً متوقف شده است.

من سال‌هاست از حق مرخصی، حق دسترسی آزاد به وکیل، حق دادرسی عادلانه، و حتی حق ساده اطلاع از اتهام محروم بوده‌ام. بهترین سال‌های جوانی‌ام صرفا به خاطر نوشتن شعار «مرگ بر دیکتاتور» در زندان طی شد.
همواره بین سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات دست‌به‌دست شده‌ام؛ گویی خودِ من، نه یک انسان، بلکه «پرونده‌ای برای نگه‌داشتن» هستم.
من این نامه را می‌نویسم تا روشن بگویم:
پرونده‌سازی مداوم، بازداشت‌های خودسرانه، محرومیت از وکیل، و جلسات سه‌دقیقه‌ای پشت دوربین خاموش، نشانه واضح بی‌عدالتی است.

امید دارم ثبت این روایت، به عنوان بخشی از نقض حقوق بشر، به تغییر شرایط زندانیان کمک کند.

با احترام
رضا محمدحسینی
زندان قزل‌حصار
۱۴ آذر ۱۴۰۴

#رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔2311🕊4👌1

رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار به مکانی نامعلوم منتقل شد

طبق خبر دریافتی، امروز صبح. رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، به مکانی نامعلوم انتقال یافت. گفته می‌شود این انتقال توسط سازمان اطلاعات سپاه انجام گرفته است.

لازم به ذکر است، اخیرا رضا محمدحسینی در پرونده‌سازی‌‌ای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد.

او در جلسه‌ای سه دقیقه‌ای به تبلیغ علیه نظام متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به خاطر بیانیه‌های آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.

#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊22💔4
درد یک زندانی سیاسی درد همه ماست، رضا را تنها نگذاریم
✍️حسین رونقی

امروز صبح ماموران اطلاعات سپاه، رضا محمدحسینی را از زندان قزل‌حصار به مکانی نامعلوم منتقل کردند.

حسین رونقی، هم‌بند سابق او، در حمایت از رضا محمدحسینی متنی به شرح زیر منتشر کرده است:

«رضا محمدحسینی» سال‌هاست که در زندان‌های جمهوری اسلامی زیر فشارهای طاقت‌فرسایی زندگی می‌کند که هیچ انسانی نباید تجربه کند. او را از بندی به بند دیگر منتقل می‌کنند، ماه‌ها در سلول انفرادی نگه داشته‌اند و بارها با شکنجه‌ی سفید، با سکوت، با تنهایی و تهدید سعی کرده‌اند صدایش را خاموش کنند. او حتی سوگ پدرش را پشت دیوارهای زندان تحمل کرده است؛ رنجی که انسان را از درون می‌شکند، اما رضا ایستاد.

با وجود آن‌که رضا در جریان اعاده دادرسی توانست بخشی از حکم ناعادلانه‌اش را کاهش دهد، اما فشارها و محدودیت‌ها همچنان ادامه دارد. محرومیت‌های پی‌درپی، قطع ارتباطات، فشارهای امنیتی و ایجاد موانع در کوچک‌ترین حقوق او، به ابزاری تبدیل شده تا صدایی را خاموش کنند که حاضر نشده در برابر بی‌عدالتی سکوت کند؛ صدایی که برای بسیاری یادآور وجدان بیدار جامعه است.

رضا، مانند بسیاری از زندانیان آزادی‌خواهِ ایران‌دوست، به سکوت تن نداد. او بارها نسبت به خشونت سیستماتیک، نسبت به اعدام‌ها، نسبت به آزار زندانیان سیاسی هشدار داده است. او شهروندی مسئول، میهن‌دوست و وفادار به ارزش‌های اخلاقی و انسانی است.

بی‌تفاوتی یعنی مشارکت در ظلم.

در حالی‌که برخی از نیروهای سیاسی که باید کنار او باشند، چشم بر وضعیت شکننده‌اش بسته‌اند، رضا همچنان صدایی است که ساکت نشده؛ صدایی که می‌گوید درد یک زندانی سیاسی درد همه ماست، و بی‌تفاوتی یعنی مشارکت در ظلم.

امروز، وضعیت او به نقطه‌ای رسیده که بی‌تفاوتی دیگر جایز نیست. ادامه‌ی این وضعیت، تنها نقض حقوق بشر نیست؛ تهدید مستقیم جان یک انسان است. آزادی فوری رضا و همه زندانیان سیاسی و عقیدتی، حقِ مسلم و بدیهی آن‌هاست.

اگر جامعه اکنون پشت این صدا نایستد، فردا دیر است. رضا باید بی‌درنگ و بدون قید و شرط آزاد شود. صدای او، صدای ماست؛ و مسئولیت ماست که نگذاریم این صدا زیر آوار ظلم خاموش شود.

@HosseinRonaghi

#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔294👍4🕊3
تداوم بی‌خبری از رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، که دو روز پیش به مکانی نامعلوم انتقال یافته بود.

علی شریف زاده اردکانی، وکیل این زندانی سیاسی، روز ۱۸ آدرماه، با انتشار مطلبی در شبکه اکس، نوشته بود: «مطلع شدم موکلم رضا محمدحسینی از زندان قزلحصار به مکان نامعلوم منتقل شده است. عدم دسترسی به اطلاعات روشن درباره محل نگهداری ایشان و محرومیت از حق تماس موجب افزایش نگرانی شده است.»
کماکان از این زندانی اطلاعی در دست نیست.
یادآور می‌شویم اخیرا رضا محمدحسینی در پرونده‌سازی‌‌ای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد.

او در جلسه‌ای سه دقیقه‌ای به «تبلیغ علیه نظام» متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به دلیل انتشار بیانیه‌های آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.


#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔21🕊65
آرشام رضایی از زندان قزل‌حصار:
رضا محمدحسینی را تنها نگذارید، چرا که جسم و جان او بیش از هر زمان دیگری تحتِ خطر است

آرشام رضایی، زندانی سیاسی در قزلحصار، با انتشار روایتی تکان‌دهنده از ربوده‌شدن رضا محمدحسینی توسط نیروهای حکومتی، نسبت به خطر جانی جدی او هشدار داده و از مردم ایران خواسته است در برابر تداوم سرکوب، سکوت نکنند و صدای این گروگان‌های بی‌دفاع باشند.

متن بیانیه به شرح زیر است:

ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بی رحم هستیم

اینجا قزلحصار است. شکنجه گاهی که اگر دیوارها می‌توانستند برای شما سخن بگویند، روایتگر ظلم هایی می‌شدند که نیروهای سرکوبگر و مزدوران جمهوری اسلامی سال‌هاست بر زندانیان روا داشته‌اند.

همان قتلگاهی که چندی پیش من و برادرم رضا محمد حسینی از جانبِ خولی‌هایش تهدید به تجاوز گروهی و ضرب و شتم و فحاشی شدیم اما هیچ یک از مسئولین سازمان زندان‌ها چاره‌ای نیاندیشیدند، تا کار به جایی رسید که سه‌شنبه‌‌ی هفته‌ی جاری رضا را به بهانه دیدار با رییس زندان از واحد ۴ خارج کردند. بیرون از واحد توسط دو تن از نیروهای حکومتی ربوده و به مکانی نامعلوم منتقل شد. با توجه به هم‌زیستی چند ساله‌ای که با «رضا محمد حسینی» داشته‌ام می‌دانم که او اکنون در اعتصاب غذای کامل است؛ چرا که قبل از خروج از واحد، این را به من اعلام کرد که «اگر منو انفرادی بردند بدون در اعتصاب کامل هستم» و خوب می‌دانم که او تا سر حدّ مرگ در مقابل اوباشانِ ولایی ایستادگی خواهد کرد. این رفتارهای مسئولین زندان بی‌سابقه نبوده و از یک استبداد تاریخی ریشه می‌گیرد. استبدادی که کرامت انسانی را به وحشیانه‌ترین شکل پایمال می‌کند. همان‌طور که چندی پیش  جاویدنام «بابک شهبازی» را هم به بهانه دیدار با مسئولین از بند خارج کرده و در سحرگاه روز بعد وی را به دار آویختند.
ملت شریف ایران امروز رضا بیش از هر زمان دیگری نیاز به هم‌صدایی شما دارد.
او کسی است که در چند سال اخیر هیچ گاه سکوت نکرد و همواره در سمت درستِ تاریخ ایستاد و تا آنجا که نفس داشت صدای عزیزانِ در بندِ ما بود. امروز او به تک تک شما برای رهایی از دست رجاله‌صفت‌های ضحاک‌زاده نیازمند است. خالصانه تقاضا دارم رضا را تنها نگذارید، چرا که جسم و جان او بیش از هر زمان دیگری تحتِ خطر است.

خواهی نخواهی در مصافِ خیزشِ ققنوس و خاکستر
رنگِ شرف سرخ است.
م.راد

آرشام رضایی
۲۰ آذرماه
قزلحصار


#آرشام_رضایی #رضا_محمدحسینی #بیانیه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
35💔6
رضا محمد حسینی که از چند روز پیش به مکانی نامعلوم انتقال یافته بود. بعد از ظهر امروز به زندان قزل‌حصار بازگردانده شد. بر اساس اطلاعات دریافتی، روز ۱۸ مهرماه رضا محمدحسینی به دستور زهیر ملک‌زاده، رئیس شعبه ۱۳ دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه یک استان البرز، برای تحقیقات بیشتر بابت پرونده اخیر او به بازداشتگاه اداره اطلاعات استان البرز برده شد. به گفته علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل دادگستری، رضا محمدحسینی در این مدت در در انفرادی وزارت اطلاعات کرج بوده است.
این زندانی سیاسی تمام این مدت را در اعتصاب غذا به سر برده و هیچ ارتباطی با بیرون نداشته است. پس از ۵ روز بی‌خبری در نهایت امروز توانسته با وکیل خود تماس بگیرد.

یادآور می‌شویم اخیرا رضا محمدحسینی در پرونده‌سازی‌‌ای جدید در داخل زندان به صورت ویدئوکنفرانس تفهیم اتهام شد. او در جلسه‌ای سه دقیقه‌ای به «تبلیغ علیه نظام» متهم شد.
این اتهام طبق گزارش وزارت اطلاعات به دلیل انتشار بیانیه‌های آقای محمدحسینی به او منتسب شده است.


#رضا_محمدحسینی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
18💔14🕊4👍1
بیانیه رضا محمدحسینی، از زندان قزلحصار

این روزها مردم ایران در کف خیابان ایستاده‌اند و خواسته‌های خود را با صدایی رسا فریاد می‌زنند. آن‌ها مخالفت صریح و بی‌پرده‌ی خود را با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند.
مردم آزادی می‌خواهند، رفاه می‌خواهند، عدالت می‌خواهند.

آن‌ها سال‌هاست زیر فشار فزاینده‌ی شکاف طبقاتی، فقر، گرانی و تورم افسارگسیخته له شده‌اند. زندگی‌شان به زیر خط فقر سقوط کرده و نگرانی از آینده، به دغدغه‌ی روزمره‌ی خانواده‌ها تبدیل شده است. جوانان امید خود را از دست داده‌اند؛ نمی‌دانند چند سال باید کار کنند تا به حداقل‌های یک زندگی انسانی برسند، آن هم در شرایطی که درآمد امروزشان حتی پاسخ‌گوی زیستنِ امروز نیست.

مردم به‌درستی این وضعیت را محصول سیاست‌های ویرانگر جمهوری اسلامی می‌دانند؛ حکومتی که از آغاز، منافع ایران و مردم ایران برایش اولویت نداشت و ایدئولوژی مذهبی، ماجراجویی منطقه‌ای و دشمن‌سازی با جهان را بر رفاه، امنیت و آینده‌ی مردم ترجیح داد.

مردم به خیابان آمده‌اند و این اعتراضات در روزهای اخیر، هر روز گسترده‌تر شده و از شهری به شهر دیگر گسترش یافته است. وقتی انسان چیزی برای از دست دادن ندارد، دیگر نمی‌گریزد. سینه سپر می‌کند، می‌ایستد یا می‌نشیند و در برابر گلوله‌ی نیروهای سرکوبگر مقاومت می‌کند؛ زیرا جانش به لب رسیده و کارد به استخوانش رسیده است.
در این روزها شمار زیادی از جوانان و حتی نوجوانان بازداشت شده‌اند. بنا بر خبرهایی که منتشر می‌شود و آنچه به گوش ما در زندان می‌رسد، تعداد قابل توجهی از دانش‌آموزان نیز بازداشت شده‌اند؛ اقدامی که عمق وحشت حکومت از جامعه را عیان می‌کند.

حکومت هم‌زمان پروژه‌ی اعترافات اجباری را به راه انداخته، پیکر جان‌باختگان را مصادره می‌کند و خانواده‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد تا روایت‌های ساختگی را تکرار کنند. این حکومت هیچ حد و مرزی برای جنایت نمی‌شناسد؛ تا جایی که به بیمارستان‌ها، از جمله بیمارستان ایلام و بیمارستان سینا در تهران، یورش می‌برد تا مجروحان را برباید.

در برابر این خشونت سازمان‌یافته، همبستگی مردم ایران الهام‌بخش و ستودنی است. پزشکانی که داوطلبانه و رایگان به مجروحان رسیدگی می‌کنند، وکلایی که اعلام کرده‌اند بدون دریافت حق‌الوکاله از بازداشت‌شدگان دفاع خواهند کرد، کسب‌وکارهایی که دست به اعتصاب زده‌اند، هنرمندانی که از اجرای برنامه‌هایشان خودداری کرده‌اند و ورزشکارانی که آشکارا در کنار مردم ایستاده‌اند؛ همه نشانه‌های زنده بودن جامعه‌ای است که تسلیم نشده است.

امروز زمان آن است که پرستاران، معلمان، کارگران، دانشجویان، پزشکان، بازاریان و همه اقشار جامعه، شانه‌به‌شانه‌ی یکدیگر بایستند و با یک صدا خواستار تغییر اساسی در ساختار سیاسی کشور شوند.

در همین‌جا لازم می‌دانم به‌صراحت به حاکمیت هشدار بدهم:
به بازداشت‌های خودسرانه، شکنجه، و نگهداری معترضان در سلول‌های انفرادی پایان دهید.
هشدار می‌دهم که اگر حتی یک نفر از معترضان اعدام شود، این‌بار شرایط با دفعات قبل تفاوت خواهد داشت و این اقدام قطعاً تأثیر مستقیمی بر سرنوشت حاکمان خواهد گذاشت.
از سرنوشت دیکتاتورهای پیشین مشابه خود عبرت بگیرید؛ تاریخ نشان داده است که سرکوب و خون‌ریزی، هرگز ضامن بقا نبوده است.

خطاب من به نیروهای نظامی و سرکوبگر نیز روشن است:
بدانید کسی که امروز هدف قرار می‌دهید، ممکن است فردا مشخص شود عضو خانواده‌ی خودتان بوده، همسایه‌تان، هم‌محلی‌تان، هم‌کلاسی یا دوست قدیمی‌تان.
تاریخ درباره‌ی شما قضاوت خواهد کرد که در کدام سوی ایستادید.
شرافت و وجدان خود را معیار قرار دهید، در کنار مردم بایستید و به سوی مردم شلیک نکنید.

این حکومت دیر یا زود رفتنی است، اما شما قرار است در همین ایران زندگی کنید.
آیا آن روز می‌توانید با سری بلند در چشم فرزندانتان نگاه کنید؟
تلاش کنید در این روزهای سرنوشت‌ساز، نامی نیک از خود به‌جا بگذارید.

و خطاب پایانی به حاکمان:
آنچه امروز می‌بینید، نتیجه‌ی مستقیم اعمال خود شماست. شما همان چیزی را درو می‌کنید که سال‌ها کاشته‌اید. نسبت دادن اعتراضات مردم به «بیگانه» و «دشمن» چیزی جز فریب و آدرس غلط دادن نیست.

این مردم اغتشاشگر نیستند، دشمن کشور خود نیستند. آن‌ها می‌خواهند در همین سرزمین کار کنند، زندگی کنند و با عزت و کرامت زیست کنند. اما شما همه‌چیز را از آن‌ها گرفته‌اید:
نه آب دارند، نه برق، نه گاز؛
نه عزت، نه کرامت، نه سربلندی.
پیش از آنکه دیرتر شود، قدرت را واگذار کنید و بروید.
ایران را رها کنید و آن را به مردمش بسپارید.
بگذارید برای یک‌بار، مردم واقعاً سرنوشت خود را به دست بگیرند و آزادانه انتخاب کنند.

بگذارید گذار، با کمترین خشونت و بدون فروپاشی سرزمین ایران، ممکن شود.

رضامحمدحسینی
چهارشنبه ۱۷ دی ۴۰۴
زندان قزلحصار

#رضا_محمدحسینی #بیانیه #اعتراضات_سراسری

@Tavaana_TavaanaTech
24🕊5
رد درخواست آزادی مشروط رضا محمدحسینی با مخالفت ضابط پرونده (اطلاعات سپاه)؛ تداوم حبس در زندان قزلحصار

علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل دادگستری، با انتشار پیامی در اعلام کرد که درخواست آزادی مشروط موکلش، رضا محمدحسینی، به دلیل مخالفت ضابط پرونده تأیید نشده است. به گفته این وکیل، رضا محمدحسینی حدود سه سال است که بدون حتی یک روز مرخصی در زندان قزلحصار در حال تحمل حبس است.

این پرونده در حالی با مخالفت ضابط پرونده برای آزادی مشروط مواجه شده که به گفته نزدیکان و وکلای او، بازداشت رضا محمدحسینی در پی فعالیت‌ها و مواضع انتقادی‌اش علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صورت گرفته است. او پیش‌تر خواستار قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی به دلیل نقش مستقیم در سرکوب خونین اعتراضات مردمی، از جمله در آبان ۱۳۹۸، دی ۱۳۹۶ و پائیز ۱۴۰۱ شده بود.

بر اساس اطلاعات موجود، رضا محمدحسینی در اردیبهشت ۱۴۰۲، مقابل قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران، پیامی ویدیویی منتشر کرد و در آن تأکید داشت که سپاه پاسداران به دلیل سرکوب گسترده، آدم‌ربایی، خشونت عریان علیه شهروندان و ارتکاب جنایت علیه بشریت، باید در فهرست گروه‌های تروریستی قرار گیرد. پس از این اقدام، نیروهای امنیتی به منزل او یورش برده، با ضرب‌وشتم بازداشتش کردند و به بازداشتگاه منتقل شد. ضابط پرونده او اطلاعات سپاه معرفی شده است.

پس از بازداشت خشونت‌آمیز رضا محمدحسینی و انتقال او به سلول انفرادی، پدرش که شاهد ضرب‌وشتم فرزندش بود، مدتی بعد دچار سکته شد و جان باخت. با وجود این، به رضا محمدحسینی اجازه حضور در مراسم خاکسپاری پدرش داده نشد و او تاکنون نتوانسته بر مزار پدر خود حاضر شود.

حالا با مخالفت ضابط (اطلاعات سپاه تروریستی) همچنان باید در زندان باشد.
لازم به ذکر است، به دلیل مشارکت سپاه در کشتار مردم ایران، اتحادیه اروپا این نهاد نظامی را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده است.

رضا محمدحسینی سال پیش در نامه‌ای از زندان نوشته بود:
«ما زندانی نیستیم، ما گروگان یک حکومت بی‌رحم هستیم.»

حالا باید گفت در واقع رضا محمدحسینی گروگان یک سازمان تروریستی است!

رضا محمدحسینی پیش از بازداشت در سال ۱۴۰۲ نیز به دلیل فعالیت‌های اعتراضی، از جمله نوشتن شعار «مرگ بر دیکتاتور»، چندین سال از عمر خود را در زندان سپری کرده بود. رد درخواست آزادی مشروط او، بار دیگر نگرانی‌ها درباره برخورد امنیتی با زندانیان سیاسی و نقش ضابطان امنیتی در روند قضایی این پرونده را افزایش داده است.

#رضا_محمدحسینی #IRGCterrorists
#نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊229🥰1
نزدیک به یک ماه پس از کشتار خونین دی‌ماه ۱۴۰۴، #رضا_محمدحسینی در بیانیه‌ای از زندان قزل‌حصار، بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرد:

مردم شریف و دلیر ایران،

ای دل‌های شکسته، ای مادران داغ‌دیده، ای جوانانی که هنوز نفس می‌کشید اما قلب‌تان از درد می‌تپد…

دی‌ماه ۱۴۰۴، زخمی عمیق بر پیکر این سرزمین است. ماهی که در آن، مشروعیت رژیم جنایت‌کار برای همیشه فرو ریخت، ورشکستگی اخلاقی و انسانی‌اش عریان شد و ملت ما، با چشمانی پر از اشک و خونی که ریخته شد، حساب‌کشی تاریخی خود را آغاز کرد.
حکومتی دیکتاتوری که برای یک لحظه بیشتر ماندن، ایران را به آتش کشید و فرزندانش را قربانی کرد.

اعتراض‌ها از ۷ دی، با بسته شدن بازار تهران و در واکنش به فشار خردکننده اقتصادی شعله‌ور شد؛ تورم افسارگسیخته، گرانی، بیکاری، فقر و فسادی که زندگی میلیون‌ها ایرانی را به مرز فروپاشی کشانده است.
اما این فریاد خیلی زود از اقتصاد فراتر رفت و به قلب سیاست رسید:
دیگر نمی‌پذیریم مسئله «مدیریت غلط» است. مسئله، ماهیت پلید این نظام است؛ نظامی که منابع ملی را در باتلاق سوریه، لبنان، یمن و غزه صرف کرد و برای ما فقط گلوله، گاز اشک‌آور، تیر خلاص و زندان باقی گذاشت.

۱۸ و ۱۹ دی اوج این جنایت هولناک بود. کشتار جمعی، فاجعه‌ای که قلب هر انسانی را می‌لرزاند.
تک‌تیراندازها از پشت‌بام‌ها، تیربارها در کوچه‌ها، به سر و سینه زنان، کودکان، جوانان و نوجوانان بی‌گناه شلیک کردند.
زخمی‌ها را از تخت بیمارستان ربودند تا جهان نبیند و آمار پنهان بماند.

آمار رسمی رژیم (۳۱۱۷ نفر) دروغی شرم‌آور است. گزارش‌های حقوق بشری، شاهدان و منابع معتبر از شمار بسیار بالاتری از کشته‌شدگان و مجروحان سخن می‌گویند.
این‌ها عدد نیستند، بلکه فرزندان، مادران، دانشجویان، کارگران، پرستاران و آتش‌نشانانی بودند که با دست خالی، برای آزادی و کرامت انسانی جان دادند.

نام‌های جاودانه‌ای چون فائزه حسین‌نژاد (دانشجوی مامایی مشهد)، آروین سالمی راد، مهسا دزفولیان،سجادبخشعلی،بهنام درویش و هزاران جان‌باخته دیگر، خون‌شان فریاد می‌زند و در رگ‌های این ملت جریان دارد.

این رژیم، پس از شکست‌های زنجیره‌ای در منطقه، سقوط اسد، خرد شدن حماس، زمین‌گیر شدن حزب‌الله و افول حوثی‌ها، تنها با خون‌ریزی داخلی و سرکوب وحشیانه سر پا مانده است.
دیگر نه ایدئولوژی‌ای دارد، نه پایگاه مردمی، نه مشروعیت داخلی و نه اعتباری در جهان؛ فقط یک باند مافیایی-نظامی-مذهبی که برای بقا، ملت خود را قتل‌عام می‌کند.
به اصلاح‌طلبان درون‌نظام می‌گویم: اعتبارتان برای همیشه خاک شد. خون این جوانان، چکمه‌های شما را هم رنگین کرده است. مردم دیگر نه به وعده‌های پوچ‌تان گوش می‌دهند و نه از تهدیدهایتان می‌هراسند.
خطاب به همه کسانی که هنوز از مذاکره و مماشات با این رژیم سخن می‌گویند، می‌گویم:
مذاکره با جمهوری اسلامی دیگر ممکن و مشروع نیست. رژیمی که هزاران تن از فرزندان این ملت را در خیابان‌ها سلاخی کرد، بیمارستان‌ها را به کشتارگاه تبدیل کرد و پیکرهای قربانیان را ربود تا جنایتش پنهان بماند، شریک گفت‌وگو نیست، جنایتکار علیه بشریت است.
هرگونه مذاکره یا معامله با این نظام، خیانت به خون پاک جان‌باختگان و نادیده گرفتن رنج خانواده‌های داغ‌دیده است.
به جامعه جهانی پیام می‌دهم:
این جنایت علیه بشریت است؛ جنایتی که قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد. سکوت شما همدستی با جنایت است.
اگر حقوق بشر برایتان ارزش دارد، اگر اشک مادران و فریاد کودکان برایتان مهم است، اکنون زمان عمل است:
تحریم هدفمند و شدید عاملان مستقیم کشتار، قطع کامل همه منابع مالی رژیم و سپاه، حمایت قاطع از دادخواهی خانواده‌های داغ‌دیده و قربانیان، به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت ایران توسط خودشان، و مهم‌تر از همه، آزادی فوری همه معترضان بازداشت‌شده، زندانیان سیاسی و عقیدتی که در سیاه‌چال‌های این رژیم اسیرند و هر روز شکنجه می‌شوند تا صدای آزادی خاموش شود.
سپاه پاسداران، بازوی خون‌آلود سرکوب داخلی و صادرکننده تروریسم برون‌مرزی، مسئول مستقیم این جنایات هولناک است.

در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ (۹ بهمن ۱۴۰۴)، اتحادیه اروپا با اجماع کامل ۲۷ کشور، سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد؛ در کنار القاعده، داعش، حماس و حزب‌الله.
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با صدایی رسا گفت:
«سرکوب نمی‌تواند بدون پاسخ بماند. هر رژیمی که هزاران نفر از مردم خود را می‌کشد، در واقع در حال نابودی خودش است.»
دوران مماشات به اتمام رسیده و انزوای کامل رژیم آغاز شده است.
تا آزادی همه زندانیان سیاسی، تا تحقق عدالت و تا روزی که ایران آزاد شود، مبارزه ادامه دارد.

با عشق و امید به آزادی
پاینده ایران
رضا محمد حسینی
بهمن‌ماه ۱۴۰۴
زندان قزل‌حصار
#بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊28💔1913
ایران در آستانه تحولی بزرگ ایستاده است
مردم این سرزمین با جان‌فشانی،رنج و خون خود صفحه‌ای تازه در تاریخ گشوده‌اند؛ صفحه‌ای که نوید فردایی بهتر،آزادتر و انسانی‌تر را می‌دهد. اما باید به یاد داشته باشیم که این آغاز راه است. برای رسیدن به مقصد، لازم است همان آینده‌ای که آرزویش را داریم، از همین امروز در رفتار و اندیشه خود زندگی کنیم.

ما ایرانی آزاد می‌خواهیم؛ ایرانی که در آن همه شهروندان، فارغ از زبان، قومیت، باور، مذهب و گرایش فکری، در کنار یکدیگر برای آبادانی میهن و شکوفایی استعدادهای مردمانش تلاش کنند. آینده‌ای که در آن کرامت انسان معیار باشد و هیچ ایرانی به‌دلیل تفاوت‌هایش طرد نشود.
چنین فردایی تنها زمانی ممکن است که همبستگی را نه در شعار، بلکه در عمل بیاموزیم.
ثمردادن خون‌هایی که در راه آزادی و رهایی ایران ریخته شده، در گرو اتحاد همه نیروها و دل‌های دلسوز این سرزمین است. همبستگی با پذیرش و مدارا شکل می‌گیرد، نه با دیگری‌سازی، نفرت‌پراکنی، تهدید و انگ‌ زدن. هر سخن و رفتاری که بذر کینه بیفشاند، راه رسیدن به آزادی را طولانی‌تر می‌کند. امروز بیش از هر زمان دیگر به فرهنگی از گفت‌وگو، احترام متقابل و تحمل تفاوت‌ها نیاز داریم.

زمان آن رسیده است که همه نیروهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، با هر دیدگاه و سلیقه‌ای، برای شکل‌دادن به جبهه‌ای بزرگ از همبستگی ملی گام بردارند. جبهه‌ای که می‌تواند رنگارنگ باشد، اما بر سر حداقل‌های روشنی چون آزادی، حاکمیت قانون، کرامت انسانی، حفظ تمامیت ارضی، جدایی دین از حکومت، حق انتخاب مردم و نفی هرگونه استبداد توافق کند. به‌رسمیت‌شناختن یکدیگر نخستین گام بلوغ سیاسی ماست. بلوغی که باید به جهان نشان دهد ایرانیان توان همکاری برای ساختن آینده‌ای مشترک را دارند.

همبستگی یعنی همه با هم؛ نه «همه با من»، نه پیروی از یک فرد یا یک تفکر واحد. آینده ایران باید از فردمحوری به سیستم‌محوری گذر کند؛ به سوی نظمی که در آن هیچ‌کس نتواند اراده شخصی خود را بر قانون و بر مردم تحمیل کند. تنها در چنین چارچوبی است که می‌توان امید داشت آزادی پایدار بماند و چرخه استبداد تکرار نشود. جهانیان نیز زمانی بیش از پیش به ما اعتماد خواهند کرد که نشان دهیم به‌جای قهرمان‌پرستی، به نهادها، قانون و مسئولیت جمعی باور داریم.

قدرت ما در همبستگی ماست. جمهوری اسلامی ممکن است سلاح، پول و رسانه داشته باشد؛ اما ما یکدیگر را داریم. ما مردم، امید و حقیقت را داریم و این‌ها سرمایه‌ای است که از هر قدرت مادی ماندگارتر و تعیین‌کننده‌تر است.

تظاهرات ایرانیان در سراسر جهان، این پیام را به ایرانیان داخل که گروگان یک حکومت تبهکار هستند می‌دهد که ما تنها نیستیم. نمایندگانی شایسته در خارج داریم که رنج ما را بیان می‌کنند، نام جاویدنامان را فریاد می‌زنند و از دنیا برای مردم ستم‌دیده ایران طلب یاری می‌کنند.

امروز جمع زیادی از مخالفان حکومت، در زندان هستند. آن‌ها با وجود گرایش‌های فکری‌ متفاوت در کنار یکدیگر ایستاده‌اند و برای لغو اعدام، آزادی عقیده و باور و برقراری عدالت هزینه می‌دهند.
امیدوارم در فردای پس از جمهوری اسلامی، این زندان‌ها و سیاهچال‌ها تغییر کاربری پیدا کنند و هیچ‌کس به‌خاطر عقایدش به زندان نیفتد. امید دارم که ایرانی داشته باشیم که در آن آزادی به معنی واقعی کلمه یعنی آزادی مخالف من به رسمیت شناخته شود.

اگر امروز کنفرانس مونیخ نماینده یا نمایندگانی از اپوزیسیون را به‌جای مسئولان جمهوری اسلامی دعوت می‌کند، این موضوع حاصل جان‌هایی است که در راه آزادی فدا شده‌اند و از این رو شایسته است که در چنین فرصتی، یاد آن عزیزان گرامی داشته شود و اسناد جنایت علیه بشریت که توسط حکومت اعمال شده، به جهانیان ارائه شود.

شاهزاده رضا پهلوی؛ حضور شما در کنفرانس امنیتی مونیخ، در نقطه‌ای که نگاه افکار عمومی جهان به آن دوخته شده و هم‌زمان با برگزاری تظاهرات گسترده ایرانیان در ۱۴ فوریه - روز جهانی اقدام - اهمیتی تاریخی یافته است. این لحظه می‌تواند به فرصتی تعیین‌کننده برای رساندن یک پیام روشن به رهبران جهان بدل شود: دوران مذاکره و مماشات با این رژیم به پایان رسیده و ادامه آن دیگر ممکن و مشروع نیست. جهان باید صدای واقعی ایران را بشنود؛ صدای ملتی که ۴۷ سال در بند بوده اما هرگز تسلیم نشده است. آزادی فوری زندانیان سیاسی، توقف ماشین اعدام، حمایت عملی از خیزش‌های مردمی و انزوای کامل ساختار سرکوب، حداقل اقداماتی است که می‌تواند راه پایان‌دادن به این چرخه رنج را هموار کند.

با ایمان به آینده‌ای روشن برای ایران، دست همبستگی به سوی همه فرزندان این سرزمین دراز می‌کنم. راه آزادی دشوار است، اما با هم می‌توان آن را پیمود. آینده از آنِ ملتی است که کنار یکدیگر می‌ایستند، نه در برابر هم.

زنده باد #همبستگی ملی
زنده باد #آزادی
پاینده ایران

#رضا_محمدحسینی
زندان قزلحصار کرج

#بیانیه
37👍15🕊4💔1
به نام انسانیت
خطاب به ایرانیان خارج از کشور

این نامه نه از سر سیاست، بلکه از دل خستگی و رنج نوشته شده است. از دل مردمی که سال‌هاست با سرکوب، زندان و داغ عزیزانشان زندگی می‌کنند. مردمی که هنوز ایستاده‌اند، اما صدایشان به اندازه رنجشان شنیده نشده است.

در روز جهانی اقدام، که قرار است صدای ایران به گوش جهان برسد، پیش از هر چیز باید از «جاویدنامان» گفت. آنان که برای آزادی، کرامت انسانی و ایران جان دادند.
پشت هر نام، مادری چشم‌انتظار، پدری دل‌شکسته و خانواده‌ای ایستاده که زندگی‌شان برای همیشه تغییر کرده است. بسیاری از این عزیزان، نان‌آور خانواده بودند و اکنون خانواده‌ها در اندوه، زیر فشار امنیتی و معیشتی هستند.

از زندان‌ها نیز باید گفت؛ از بازداشت‌شدگانی که در شرایط غیرانسانی، با تراکم شدید، محروم از وکیل مستقل و درمان مناسب نگهداری می‌شوند. از اتهام‌های بی‌اساس، اعتراف‌های اجباری و شکنجه؛ از جوانانی که به‌جای کلاس درس، در سلول‌های انفرادی‌اند؛ و از مادرانی که پشت درهای زندان تنها یک خبر از فرزندشان می‌خواهند و پاسخی نمی‌گیرند.

آزادی زندانیان سیاسی فقط آزادی چند نفر نیست. زندانیان سیاسی نشانه زنده بودن وجدان یک ملت هستند و آزادی‌شان گامی ضروری برای آزادی ایران است.

اگر ایرانیان خارج از کشور در روز جهانی اقدام گرد هم می‌آیند، پیامشان باید روشن، انسانی و فراگیر باشد:
ما آزادی، کرامت انسانی و حق زندگی شرافتمندانه می‌خواهیم.
ما خواهان پایان سرکوب، پایان اعدام و آزادی فوری زندانیان سیاسی هستیم.
ما نمی‌خواهیم جهان تنها تماشاگر رنج ما باشد؛ ما می‌خواهیم صدای مردم ایران شنیده شود.

امروز فشار جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی حیاتی است. صدای شما در بیرون از ایران می‌تواند سپر جان ما در داخل باشد. هر تریبون و رسانه‌ای که نام زندانیان، جاویدنامان و خانواده‌هایشان را زنده نگه دارد، نجات‌بخش است.

ما که در داخل کشور زیر شدیدترین فشارها زندگی می‌کنیم و هر روز هزینه می‌دهیم، از شما می‌خواهیم در کنار هر شعار سیاسی، نام و تصویر جاویدنامان، به‌ویژه جوانان و نوجوانان و آنان که خانواده‌ای چشم‌انتظار دارند، حضور داشته باشد. آنان برای انسانیت جان دادند، نه برای مصادره شدن در نزاع‌های سیاسی.

امروز بیش از هر زمان، ایران به همبستگی نیاز دارد. شعارهای حذف‌کننده، زبان کینه و هر رفتاری که ایرانی را در برابر ایرانی قرار دهد، ناخواسته تفرقه و استبداد را که سال‌ها با آن جنگیده‌ایم تقویت می‌کند. جنبشی که برای «زندگی» برخاسته است، نمی‌تواند با فرهنگ «مرگ بر دیگری» پیروز شود.

چشم امید بسیاری از جوانان، به‌ویژه آنان که در روزهای خونین دی‌ماه به خیابان آمدند، به آینده‌ای است که در آن آزادی و قانون جایگزین ترس و سرکوب شود.
مسئولیت تاریخی همه ماست که نگذاریم خون آنان ابزار اختلاف یا بی‌مسئولیتی گردد.

از شما انتظار می‌رود، به‌عنوان شهروندان ایران که صدایشان در جهان شنیده می‌شود، بیش از هر چیز پیام وحدت، کرامت انسانی، تکثرگرایی و گذار دموکراتیک را نمایندگی کنید؛ تا در انقلاب شیروخورشید ایران، شاهد پیروزی حاکمیت قانون بر استبداد باشیم.

بگذارید صدایی که در این روز بلند می‌شود،
صدای همه ایران باشد. صدایی که با ۴۷ سال اعدام، زندان و سرکوب، هنوز خاموش نشده است.

با امید به روزی که هیچ مادری پشت در زندان نایستد، و هیچ انسانی برای گفتن «آزادی» جان ندهد.

پاینده ایران
با احترام
رضا محمد حسینی
زندان قزلحصار

#بیانیه #رضا_محمدحسینی #از_بازداشتیها_بگو #از_جاویدنامها_بگو #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
24👍6🕊6👌1
رضا محمدحسینی، زندانی محبوس در قزل‌حصار، در چهلم رویدادهای خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ با انتشار بیانیه‌ای از ادامه بی‌پاسخ‌ماندن حقیقت این کشتار سخن گفته و خواستار همدلی با خانواده‌های داغدار، تقویت عدالت‌خواهی و توجه فوری به وضعیت زندانیان سیاسی شده است.

بیانیه رضا محمدحسینی از زندان قزل‌حصار

چهل روز از روزهای خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ گذشته و هنوز ابعاد این جنایت روشن نشده است.
هنوز نمی‌دانیم چند هزار نفر کشته، مجروح، مفقود و بازداشت شده‌اند. هنوز نمی‌دانیم بر بازداشت‌شدگان چه گذشت. اما آن‌چه تاکنون آشکار شده، نشان از جنایتی گسترده و سازمان‌یافته دارد.

جمهوری اسلامی در خیابان‌ها، به معنای واقعی کلمه، جوی خون به راه انداخت.
به مجروحان تیر خلاص زدند. با تک‌تیرانداز به سر و قلب مردم شلیک کردند. کودکان را هدف قرار دادند. مجروحان را از بیمارستان‌ها ربودند. بازداشت‌شدگان را شکنجه کردند.
بسیاری با اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فی‌الارض» به اعدام محکوم شدند.

از خانواده‌ها برای تحویل پیکر عزیزانشان پول گرفتند.
آنان را وادار کردند عزیزانشان را در قبرهای دوطبقه یا در روستاهای دور دفن کنند. حتی برخی خانواده‌ها ناچار شدند عزیزانشان را در باغچه خانه به خاک بسپارند.

حکومت با انواع سلاح‌ها به مردم حمله کرد. در برخی شهرها، مردم را با خودروهای زرهی زیر گرفتند. سپس، پیکرها را از خیابان‌ها جمع کردند، خون‌ها را از خیابان شستند تا رد جنایت باقی نماند، ایست‌های بازرسی برپا کردند و تلفن‌های همراه را گشتند تا تصاویر از بین برود.
در سردخانه‌ها و سوله‌ها، پیکرها روی هم انباشته شد و خانواده‌ها ناچار بودند میان صدها پیکر، عزیزان خود را جست‌وجو کنند. رنجی که خود شکنجه‌ای دیگر بود.

حکومت با مردم بی‌سلاح و بی‌پناه، همچون دشمن در جنگ رفتار کرد. و سپس کوشید کشته‌شدگان را «تروریست» و «وابسته» بنامد. اما مردم حقیقت را با چشم خود دیده بودند.

تقریباً خانواده‌ای نمانده که عزیز، دوست یا آشنایی را از دست نداده باشد.
با این همه، شجاعت مردم در آن روزها بی‌نظیر بود. مردمی که جانشان به لب رسیده بود، برای آزادی به خیابان آمدند. حکومت تصور می‌کرد با این سرکوب خونین، مردم را ساکت کرده است، اما زهی خیال باطل.

مردم در مراسم عزیزانشان، با وجود تهدیدها، حضور یافتند و تندترین شعارها را سر دادند.
سوگواری به اعتراض بدل شد.
خانواده‌ها بر مزار عزیزانشان رقصیدند تا بگویند:
ما تسلیم نمی‌شویم.
ما زنده‌ایم.
ما ادامه داریم.
ما برای زندگی می‌جنگیم.
ما زندگی می‌خواهیم.
همان خواسته‌ای که در خیزش «زن، زندگی، آزادی» متبلور شد. خواسته‌ای که حکومت بیگانه با مردم، پاسخش را با سرکوب و کشتار می‌دهد.

اکنون به چهلم رسیده‌ایم.
برگزاری مراسم‌های چهلم‌، سوگواری فردی را به اعتراض جمعی و کنش اجتماعی تبدیل می‌کند، دادخواهی را استمرار می‌بخشد و یاد جان‌باختگان را زنده نگه می‌دارد. این خود شکلی از مقاومت مدنی است.
از مردم ایران می‌خواهم با خانواده‌های داغدار همدل باشند، همبستگی ملی در مسیر عدالت‌خواهی را تقویت کنند، و زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان را تنها نگذارند.
جان‌های بسیاری در معرض خطر است.

چهل روز گذشته است، اما حقیقت فراموش یا خاموش نمی‌شود.
دادخواهی ادامه دارد.
زندگی ادامه دارد.
و امید، با وجود همه تاریکی‌ها، ادامه خواهد داشت.

پاینده ایران
رضا محمدحسینی
زندان قزل‌حصار

#رضا_محمدحسینی #همبستگی #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊22💔5
رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، خطاب به دانشجویان مبارز ایران، بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرد:

دانشجویان عزیز و دلیر ایران،
از عمق زندان قزل‌حصار کرج، جایی که هر روز آوای زنجیرها، فریادهای اعتراض و سایه سنگین اعدام‌ها در فضا می‌پیچد، این پیام را با قلبی که همچنان برای آزادی ایران می‌تپد، به شما می‌فرستم.

صدای شما را شنیدیم.
نه فقط یک صدا، بلکه صداهایی متکثر، متنوع و برخاسته از نسل آگاه امروز ایران. در دانشگاه، تنها یک شعار شنیده نشد؛ صداهای گوناگون، گرایش‌های مختلف و نگاه‌های متفاوت در کنار هم ایستادند. این تکثر، این هم‌زمانی صداها، بزرگ‌ترین نشانه بلوغ سیاسی نسل شماست.
در میان این صداها، شعار حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و فریاد «جاوید شاه» نیز طنین‌انداز شد. من که به دلیل همین باور و همین شعارها سال‌هاست در زندان به گروگان گرفته شده‌ام، از شنیدن آن احساس غرور کردم. اما بگذارید روشن بگویم:

برای من «شاه» پیش از آن‌که یک فرد باشد، نماد یک هویت تاریخی و سمبل همبستگی ملی است؛ نمادی که می‌تواند در ایرانِ آزادِ فردا، بستری برای همزیستی گرایش‌های گوناگون باشد.
پادشاهی‌خواهیِ من نفی‌کننده دیگران نیست.
اگر پادشاهی معنایی داشته باشد، معنایش تضمین آزادی همه ایرانیان است؛ چه جمهوری‌خواه، چه لیبرال، چه چپ، چه ملی‌گرا و چه هر گرایش دیگری. ایرانِ آینده باید خانه‌ی همه باشد، نه حیاط خلوت هیچ جریان سیاسی.

شما در نخستین روزهای ترم تحصیلی، به جای سکوت و تسلیم، به یاد جاویدنامان تحصن کردید. سوت زدید، کف زدید و فریاد برآوردید. هنگامی که بسیجیان یورش بردند، عقب ننشستید. این یعنی روح ایران هنوز زنده است؛ این یعنی نسل شما دیگر نمی‌ترسد و آزادی‌اش را معامله نمی‌کند.

آنان گمان می‌کنند با گلوله، تهدید، پرونده‌سازی و زندان می‌توانند آینده را مصادره کنند. اما هر فریاد شما، هر شعار ساختارشکنانه و هر ایستادگی، تیری است که به قلب استبداد فرو می‌رود.

من از درون این زندان می‌گویم:
همبستگی را حفظ کنید.
تفاوت‌ها را به رسمیت بشناسید.
به یکدیگر احترام بگذارید.
هیچ گرایشی را به جرم اندیشه طرد نکنید.
اگر پرچم شیر و خورشید برافراشته می‌شود، اگر نام پهلوی فریاد زده می‌شود، اگر شعارهای دیگری نیز در کنار آن شنیده می‌شود، همه این‌ها زمانی ارزشمند است که در چارچوب آزادی و احترام متقابل باشد.
ایران آزاد آینده، تنها با «با هم» ساخته می‌شود.
این زندان‌ها روزی فرو خواهد ریخت.
اعدام‌ها برای همیشه پایان خواهد یافت.
مادران داغ‌دیده آرام خواهند گرفت.
و آنچه باقی می‌ماند، نه نام یک جریان، بلکه عزت یک ملت خواهد بود.
با ایمان کامل به شما، به نسل دلاور و آگاهتان، و به آینده‌ای که با دستان توانمند خود خواهید ساخت.
باور داشته باشیم این،آخرین نبرد تاریکی در برابر سپیده روشن آزادی است.

پاینده ایران
جاوید شاه
رضا محمدحسینی
زندان قزل‌حصار کرج

#رضا_محمدحسینی #بیانیه #دانشجویان #همبستگی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
25🕊6👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

علیه فراموشی؛

رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی، اندکی پس از آزادی کوتاه مدت و مدتی پیش از بازداشت مجدد خود، در روز ۱۳ فروردین ۱۴۰۲، به کنار زندان رجایی‌شهر (جایی که تا پیشتر در آن محبوس بود) رفته و گفته بود که به این مکان آمده‌ام تا قلبم را به زندانیان سیاسی که هنوز در بند هستند گره بزنم و‌ تا آزادی زندانیان سیاسی و بیرون کردن جمهوری اسلامی از ایران سکوت نخواهم کرد.

و امروز در ۱۳ فروردین ۱۴۰۵، نه تنها او بلکه زندانیان سیاسی و عقیدتی بسیاری همچنان در زندان‌ها هستند و بسیاری از آن‌ها نه تنها امسال مرخصی نداشته‌اند، بلکه در تمام مدت حبس خود از حتی یک ساعت مرخصی محروم بوده‌اند.

رضا محمدحسینی یکی از. زندانیان سیاسی زندان قزل‌حصار و اعضای اولیه کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام است. در جریان هجوم ماموران به بند ۴ قزل‌حصار برای بردن زندانیان محکوم به اعدام، رضا محمدحسینی و بقیه هم‌بندی‌هایش مقاومت کردند و حالا آن‌ها هم در سلول انفرادی به سر می‌برند. اطلاعی از وضعیت سلامتی این زندانیان در دست نیست.

در روز سیزده بدر، زندانیان سیاسی و عقیدتی و خانواده‌های دادخواه را فراموش نکنیم.

#رضا_محمدحسینی #زندانیان_سیاسی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔15
پرونده‌سازی تازه و ارجاع مجدد پرونده رضا محمدحسینی طامه به شعبه بازپرسی ۱۳ کرج؛ نگرانی از تکرار فشارهای امنیتی

بر اساس اطلاعات دریافتی، رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، با پرونده‌سازی تازه مواجه شده و بار دیگر به شعبه بازپرسی ۱۳ کرج ارجاع شده است؛ موضوعی که با توجه به سابقه برخوردهای امنیتی با او، نگرانی‌هایی را درباره تکرار فشارها و نقض حقوق قانونی‌اش ایجاد کرده است.

گشایش پرونده تازه از طریق سامانه ثنا به افراد معتمد آقای محمدحسینی اطلاع داده شده است، منتها امکان دسترسی به جزئیات این پرونده از طریق سامانه ثنا فراهم نشده است.

این وضعیت در حالی رخ می‌دهد که پیش‌تر نیز در مهرماه سال گذشته، شکایتی از سوی اداره کل اطلاعات استان البرز علیه آقای محمدحسینی طامه با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام در فضای مجازی» و «نشر اکاذیب» مطرح شده بود. در آن پرونده نیز وی تا زمان احضار، هیچ‌گونه دسترسی به محتویات پرونده از طریق سامانه‌های رسمی نداشت.

او پس از چند مرحله احضار و شرکت در جلسه ویدیوکنفرانسی با بازپرس، اتهامات مطرح‌شده را نپذیرفته است. او همچنین پس از آن از زندان به بازداشتگاه اداره کل اطلاعات استان البرز منتقل شده بود؛ انتقالی که با چشم‌بند، پابند و دستبند انجام شده و در پی آن چند روز در سلول انفرادی نگهداری شده بود.
بازپرس پرونده او را تحت فشار قرار داده بود تا با نهادهای امنیتی همکاری کند و در برابر دوربین اعترافاتی اجباری را بیان کند، اما پس از امتناع از این خواسته‌ها، با تهدید به جلوگیری از آزادی مشروط مواجه شده و بار دیگر برای مدت ۷۲ ساعت به بازداشتگاه اطلاعات منتقل شده بود.
رضا محمدحسینی در طول این دوره در اعتصاب غذا بوده و به دلیل وضعیت جسمانی نامناسب، پس از چند روز به زندان قزلحصار بازگردانده شد. در نهایت، پرونده پیشین به دلیل «فقدان ادله کافی برای انتساب جرم» با قرار منع تعقیب مختومه شد.

اکنون ارجاع مجدد پرونده به همان شعبه، این نگرانی را تقویت کرده که روندی مشابه بار دیگر تکرار شود.

لازم به ذکر است، بازجویی‌های آقای محمدحسینی با چشم‌بند رو به دیوار انجام شده است که نه تنها از لحاظ حقوق بشری مصداق نقض آشکار حقوق بشر است، بلکه حتی بر اساس قوانین داخلی جمهوری اسلامی نیز محل اشکال قانونی و نقض آشکار حقوق ابتدایی متهم است.

ادامه فشارها بر آقای محمدحسینی در حالی است که او بهترین سال‌های جوانی‌اش را به اتهام واهی در زندان گذرانده است و به نظر می‌رسد که نهاد امنیتی در پی آن است که با احکام جدید، بر احتمال آزادی مشروط او تأثیر گذاشته و مانع آن شود.

لازم به ذکر است، امروز سی و سومین زادروز رضا محمدحسینی است و او حدود هفت سال از عمر و جوانی‌اش را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذرانده است.

#رضا_محمدحسینی


@Tavaana_TavaanaTech
5💔3🕊1
رضا محمدحسینی طامه، در آستانه هفتمین سال حبس و در سی‌وسومین بهار زندگی:
هیچ قدرتی حق ندارد کرامت انسانی را با شکنجه و انفرادی لگدمال کند

رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در آستانه‌ی هفتمین سالگرد اسارت خود و هم‌زمان با زادروز سی‌وسومین سال زندگی‌اش، با انتشار متنی از تداوم فشارهای امنیتی، نگهداری در سلول انفرادی و نقض حقوق بنیادین خود و در عین حال ایستادگی‌اش بر آرمان‌ها و باورهایش خبر داد.

متن این نامه به شرح زیر است:

هم‌میهنان عزیزم،
امروز در آستانه‌ی هفتمین سالگرد اسارتم و هم‌زمان با زادروز سی‌وسومین بهار زندگی‌ام، از دل این «گور‌دخمه»‌ی دو متر در یک‌ونیم برای شما می‌نویسم. ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ هم یادآور تولدم است و هم هفت سال از روزی می‌گذرد که مرا به گروگان گرفتند. در این سال‌ها فشارهایی را تحمل کرده‌ام که گویی برای شکستن یک انسان طراحی شده‌اند.

سال‌هایی را در سلول انفرادی گذرانده‌ام؛ جایی که سکوتش به اندازه‌ی دیوارهای سردش سنگین است. در تمام این مدت، پرونده‌سازی، تهدید و تحقیر متوقف نشده و حتی در تاریخ ۷ اردیبهشت امسال نیز بار دیگر علیه‌ام پرونده‌ای تازه گشوده شد.

من، رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی در زندان قزلحصار کرج، اعلام می‌کنم هرگونه فشار و اجبار در جریان بازجویی، به‌ویژه در سلول انفرادی، مصداق شکنجه و نقض آشکار حقوق بنیادین بشر است. هر اعتراف یا بیانیه‌ای که تحت فشار و تهدید از من گرفته شود، از پیش باطل و فاقد اعتبار است. حقوق بشر، کرامت انسانی و آزادی وجدان، میراث مشترک همه‌ی ماست و هیچ قدرتی حق ندارد با شکنجه و انفرادی آن را لگدمال کند. من بر این اصول ایستاده‌ام و تا آخرین نفس بر آن پافشاری خواهم کرد.

با وجود همه‌ی این فشارها، هنوز ایستاده‌ام. دلتنگی برای پدرم که او را نیز با فشارهای امنیتی از من گرفتند، هر روز تازه می‌شود و این زخم همچنان در جانم باقی است.

ما هر روز با خبرهای تلخ اعدام‌ها بیدار می‌شویم؛ در جایی که مرگ به ابزاری برای ایجاد ترس تبدیل شده است. با این حال، در همین شرایط نیز آموخته‌ایم که زندگی را از یاد نبریم. من باور دارم این فشارها نشانه‌ی ترس کسانی است که از صدای ما هراس دارند. در سی‌وسومین سال زندگی‌ام به شما می‌گویم که زندگی حتی در محدودیت نیز می‌تواند معنا داشته باشد و امید، حتی در تاریک‌ترین شرایط، زنده می‌ماند. ما زندانی نیستیم، بلکه گروگان یک ساختار سرکوبگر هستیم که می‌کوشد با فشار و کنترل، بقای خود را حفظ کند.

از خانواده‌های دادخواه می‌خواهم که رنج خود را به نیرویی برای ایستادگی تبدیل کنند و به جوانان این سرزمین می‌گویم که از ترس عبور کنند، زیرا ترس تنها ابزار آنان است.

من هر روز به خود یادآوری می‌کنم که هنوز زنده‌ام، هنوز باور دارم و همچنان ایران را دوست دارم. باور دارم در آینده‌ای آزاد، هیچ انسانی به‌خاطر اندیشه‌اش زندانی یا اعدام نخواهد شد و ما اجازه نخواهیم داد چرخه‌ی خشونت و استبداد تکرار شود. تا آن روز، با امید به آزادی و با ایمان به پیروزی نور بر تاریکی، ایستادگی ادامه دارد.

رضا محمدحسینی طامه
زندان قزلحصار کرج
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

#رضا_محمدحسینی #بیانیه #حقوق_بشر

@Tavaana_TavaanaTech
11💔4🕊2
رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، با تشریح آنچه «شکنجه سیستماتیک، تحقیر، سرکوب و استفاده سیاسی از اعدام» در زندان‌های جمهوری اسلامی خوانده، خواستار ثبت و مستندسازی موارد نقض حقوق بشر، پاسخگویی عاملان و توجه فوری به وضعیت زندانیان در معرض خطر اعدام شده است.

متن این نامه به شرح زیر است:

سرکار خانم شیرین عبادی
برنده محترم جایزه صلح نوبل؛

با درود و احترام،

من، رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار کرج، این نامه را از درون یکی از تاریک‌ترین و سرکوبگرترین زندان‌های جمهوری اسلامی برای شما می‌نویسم؛ جایی که حکومت تلاش می‌کند نه‌تنها جسم انسان‌ها، بلکه روان، هویت و امید آنان را نیز در هم بشکند. با این حال، حتی در میان دیوارهای سرد زندان، ایمان به عدالت، آزادی و کرامت انسانی هنوز زنده است.

خانم عبادی عزیز،

شما سال‌هاست که در صف نخست دفاع از حقوق بشر و دادخواهی ایستاده‌اید و اکنون مسئولیت سنگین تدوین اصول عدالت انتقالی را بر عهده دارید.

من این نامه را نه فقط به‌عنوان روایت شخصی یک زندانی، بلکه به‌عنوان شهادت بخشی از نسلی می‌نویسم که برای آزادی و حق زیستن با کرامت، بهای سنگینی پرداخته است.

آنچه امروز در زندان قزلحصار و دیگر زندان‌های جمهوری اسلامی جریان دارد، تنها «حبس» نیست؛ مجموعه‌ای سازمان‌یافته از شکنجه جسمی و روانی، تحقیر، ارعاب، محرومیت و تهدید دائمی به مرگ است.

در این زندان، ضرب‌وشتم زندانیان با لوله امری رایج است. زندانیان سیاسی را در سلول‌های انفرادی کوچک و غیرانسانی، گاه در ابعاد حدود دو متر در یک‌ونیم متر، نگهداری می‌کنند؛ سلول‌هایی که در آن حتی امکان دراز کشیدن عادی وجود ندارد. بسیاری از زندانیان را با زور و تحقیر مجبور به پوشیدن لباس زندان می‌کنند و مأموران با خشونت موهای آنان را می‌تراشند؛ رفتاری که آشکارا با هدف شکستن شخصیت و هویت انسانی افراد صورت می‌گیرد.

محدودیت شدید تماس تلفنی، قطع ارتباط با جهان بیرون و بی‌خبر نگه‌داشتن خانواده‌ها، بخشی دیگر از ابزارهای شکنجه روانی است. در واحد چهار بند ۲۰ سالن ۳ و واحد سه بند۳۷ زندان، تنها چند ساعت محدود امکان تماس وجود دارد که همان نیز باید میان شمار زیادی از زندانیان تقسیم شود.

در ماه‌های اخیر، چندین بار نیروهای نقاب‌دار برای انتقال زندانیان محکوم به اعدام به بندها یورش برده‌اند. زندانیان را با خشونت شدید به سلول‌های انفرادی منتقل کرده و برخی را برای اجرای حکم به «سوله‌های مرگ» برده‌اند.

پوشاندن چهره مأموران، خود نشانه‌ای از آگاهی آنان نسبت به ماهیت غیرقانونی و ضدانسانی این اقدامات است.

اعدام در جمهوری اسلامی صرفاً یک مجازات نیست؛ ابزاری برای ایجاد رعب عمومی و خاموش کردن صدای اعتراض است. امروز بسیاری از زندانیان سیاسی، به‌ویژه بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و متهمان پرونده‌های امنیتی، در معرض خطر صدور یا اجرای احکام اعدام قرار دارند؛ آن هم در شرایطی که از ابتدایی‌ترین حقوق دادرسی عادلانه محروم شده‌اند.

همان‌طور که اطلاع دارید، در هفته‌های اخیر، موارد متعددی از صدور احکام سنگین و اعدام بدون رعایت اصول دادرسی عادلانه گزارش شده است. در برخی پرونده‌ها، متهمان بدون دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی، بدون ابلاغ رسمی دادنامه و حتی بدون امکان تنظیم لایحه فرجام‌خواهی، با احکام اعدام مواجه شده‌اند. خانواده‌ها در بی‌خبری مطلق نگه داشته می‌شوند و بسیاری از متهمان تحت فشارهای شدید امنیتی و روانی قرار دارند.

همچنین انتقال برخی زندانیان سیاسی و امنیتی به زندان قزلحصار، که در سال‌های اخیر به یکی از اصلی‌ترین محل‌های اجرای احکام اعدام تبدیل شده، نگرانی‌ها درباره خطر اجرای قریب‌الوقوع احکام را افزایش داده است.

خانم عبادی،

حکومت جمهوری اسلامی سال‌هاست که با استفاده از اعدام، شکنجه، پرونده‌سازی امنیتی، اعترافات اجباری و ایجاد فضای رعب، تلاش می‌کند جامعه را به سکوت وادار کند. امروز نیز به بهانه «شرایط جنگی» و «امنیتی»، فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان تشدید شده است. خیابان‌ها، زندان‌ها و حتی زندگی روزمره مردم، به گروگان سیاست سرکوب تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، عدالت انتقالی برای ما فقط یک مفهوم حقوقی نیست؛ امیدی است برای ثبت حقیقت، پایان دادن به چرخه مصونیت و جلوگیری از تکرار این جنایات.

انتظارات ما از کمیته عدالت انتقالی روشن است:

۱. شناسایی و ثبت نام و مسئولیت تمامی آمران و عاملان نقض حقوق بشر؛ از مقام‌های امنیتی، بازجویان و مدیران زندان‌ها تا قضات صادرکننده احکام اعدام و مسئولان نهادهایی که در شکنجه، سرکوب و پرونده‌سازی نقش دارند.


متن کامل در لینک زیر:

https://tavaana.org/reza-mohamadhoseini/

#بیانیه #رضا_محمدحسینی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊165👍2
بیانیه رضا محمدحسینی در حمایت از بچه‌های اکباتان و سهراب حسن‌خانی

نه به اعدام، نه به زندانی سیاسی، نه به مجازات‌های غیرانسانی

رضا محمدحسینی طامه، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، با انتشار متنی در حمایت از «بچه‌های اکباتان» و سهراب حسن‌خانی، نسبت به احکام اعدام صادرشده برای میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی اعتراض کرد. او همچنین محکومیت سهراب حسن‌خانی به حبس، شلاق و جزای نقدی را نشانه‌ای از سرکوب صداهای معترض دانست و با تأکید بر مخالفت با اعدام، زندان سیاسی و مجازات‌های غیرانسانی، خواستار لغو احکام اعدام و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی شد.

«از پشت دیوارهای زندان قزلحصار، صدای اعتراض و نگرانی عمیق خود را نسبت به احکام اعدام صادرشده برای میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی اعلام می‌کنم.

اعدام تنها پایان یک زندگی نیست؛ زخمی عمیق بر وجدان جامعه و نقض بنیادی‌ترین حق انسانی، یعنی حق حیات است. هیچ حکومتی با گرفتن جان انسان‌ها به عدالت دست نمی‌یابد و هیچ جامعه‌ای با گسترش چرخه مرگ، به امنیت و آرامش پایدار نمی‌رسد. دفاع از میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی و تمامی زندانیان محکوم به اعدام، دفاع از حق زندگی، حق برخورداری از دادرسی عادلانه و پاسداری از کرامت ذاتی انسان است؛ حقوقی که نباید تحت هیچ شرایطی از هیچ انسانی سلب شود.

در همین حال، سهراب حسن‌خانی تنها به دلیل حمایت از بچه‌های اکباتان و اعتراض به احکام اعدام، به حبس، شلاق و جریمه نقدی محکوم شده است. مجازات شلاق، که یادآور دوران خشونت و تحقیر انسان است، نه نشانی از عدالت، بلکه نمادی از سرکوب صداهای معترض و فشار بر مدافعان حقوق بشر و آزادی بیان به شمار می‌آید.

من به عنوان یک زندانی سیاسی، از درون زندان نیز بر این باور پای می‌فشارم که زندان، شلاق و اعدام هرگز عدالت نمی‌آفرینند. عدالت از احترام به کرامت انسانی، آزادی اندیشه و بیان، و تضمین دادرسی عادلانه برای همگان سرچشمه می‌گیرد؛ نه از مجازات‌هایی که بر رنج و خشونت می‌افزایند.

امروز در کنار میلاد آرمون، نوید نجاران، مهدی ایمانی و سیدمحمدمهدی حسینی می‌ایستم؛ در کنار سهراب حسن‌خانی می‌ایستم؛ و در کنار تمامی زندانیان سیاسی، عقیدتی و محکوم به اعدام می‌ایستم که به دلیل عقیده، اعتراض یا مطالبه حقوق خود با محرومیت و سرکوب روبه‌رو شده‌اند. صدای من، صدای مطالبه برای لغو احکام اعدام، پایان دادن به مجازات‌های غیرانسانی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی است.

تاریخ بارها نشان داده است که آزادی را نمی‌توان در سلول‌های زندان محبوس کرد، حقیقت را نمی‌توان با شلاق خاموش ساخت و حق زندگی را نمی‌توان با طناب دار از میان برد. آنچه ماندگار است، اراده انسان برای دستیابی به آزادی، عدالت و کرامت است؛ اراده‌ای که هیچ قدرتی توان خاموش کردن آن را ندارد.

باشد که فردای ایران، فردایی باشد که در آن هیچ انسانی به دلیل عقیده، اعتراض، یا مبارزه برای آزادی، از حق زندگی، آزادی و کرامت انسانی محروم نشود؛ فردایی که عدالت بر پایه حقوق بشر و حرمت انسان بنا شود، نه بر مجازات و سرکوب.

رضا محمد حسینی طامه
زندان قزلحصار»

ـ لازم به ذکر است، سال گذشته سهراب حسنخانی در اعتراض به حکم اعدام بچه‌های اکباتان دست به تحصن زده بود که بلافاصله بازداشت شد و حالا برای تحمل دوران محکومیتش احضار شده است.

#رضا_محمدحسینی #سهراب_حسنخانی #نه_به‌_اعدام #بچه_های_اکباتان

@Tavaana_TavaanaTech
🕊112👌2