آموزشکده توانا
48.7K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
جاویدنام مسعود پیرمرادیان؛ رزمنده جنگ و بازنشسته‌ای که برای آینده ایران ایستاد و با گلوله سرکوبگران کشته شد

مسعود پیرمرادیان، ۶۷ ساله و از بازنشستگان ذوب‌آهن اصفهان، در جریان اعتراضات دی‌ماه در شهر پردیس تهران با شلیک مستقیم به قلب جان باخت؛ مردی که با وجود داشتن اقامت کانادا، زندگی در ایران و آینده آن را انتخاب کرده بود.

مسعود پیرمرادیان، شهروند ۶۷ ساله و از بازنشستگان ذوب‌آهن اصفهان، در جریان اعتراضات روز ۱۹ دی‌ماه در شهر پردیس تهران، بر اثر شلیک گلوله به ناحیه قلب کشته شد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، او یک روز پیش از کشته‌شدن، در تاریخ ۱۸ دی‌ماه، در اثر گاز اشک‌آور مصدوم شده بود، اما با وجود این وضعیت، بار دیگر در تجمعات اعتراضی شرکت کرد و روز بعد هدف تیراندازی قرار گرفت.

مسعود پیرمرادیان از جمله افرادی بود که سابقه حضور داوطلبانه در جنگ ایران و عراق را داشت و در آن زمان برای دفاع از کشور در جبهه حضور یافته بود. او سال‌ها بعد، به‌عنوان بازنشسته، همچنان دغدغه آینده ایران را داشت. او فردی مذهبی بود، ولی با حکومت دینی حاکم مخالف بود و مخالفتش را ابراز می‌کرد.

به گفته نزدیکانش، او با وجود داشتن اقامت کانادا، تصمیم گرفته بود در ایران زندگی کند. انگیزه او از حضور در اعتراضات، نه مسائل شخصی یا اقتصادی، بلکه خواست «ایرانی آباد و آزاد برای نسل‌های آینده» عنوان شده است.
او «فرزند ایران و جان‌فدای میهن» بود وآگاهانه و با باور به آینده کشور در این مسیر قدم گذاشت.

نام او اکنون در کنار دیگر جان‌باختگان مبارزه با جمهوری اسلامی، به‌عنوان یکی از چهره‌هایی ثبت شده است که «آزادی فردای ایران، مدیون ازخودگذشتگی آنان است.»

#مسعود_پیرمرادیان #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔11
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا:
در جمهوری اسلامی «میانه‌رو» وجود ندارد، همه تندرو هستند
آرزوی ماست که به جای کشته و اعدام شدند مردم ایران، صدایشان شنیده شود

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز دوشنبه در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز، با رد تقسیم‌بندی «میانه‌رو» و «تندرو» در ساختار قدرت جمهوری اسلامی گفت: «در ایران همه تندرو هستند.»
او افزود برای درک حکومت ایران باید آن را متشکل از یک طبقه سیاسی دانست که گرچه به «میانه‌رو» و «تندرو» تقسیم می‌شوند، اما در واقع «همه تندرو هستند». به گفته روبیو، تفاوت در این است که «برخی درک می‌کنند باید یک کشور و اقتصاد را اداره کنند و برخی دیگر کاملاً بر اساس انگیزه‌های الهیاتی عمل می‌کنند.» او تأکید کرد این نگاه صرفاً محدود به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیست و «رهبر جمهوری اسلامی و شورای او» را نیز در بر می‌گیرد.

وزیر امور خارجه آمریکا در بخش دیگری از این مصاحبه با اشاره به سرکوب اعتراضات دی‌ماه در ایران گفت: «تمایل ما این نیست که به مردم ایران آسیب بزنیم. ما مشکلی با مردم ایران نداریم. صادقانه بگویم، ما آرزو می‌کنیم صدای مردم ایران شنیده شود، به‌جای اینکه ۴۰ هزار نفر از آن‌ها در خیابان‌ها و حتی در بیمارستان‌ها کشته شوند و به‌طور منظم اعدام شوند.»

روبیو همچنین درباره نقش راهبردی تنگه هرمز هشدار داد و گفت: «تنگه هرمز اساساً معادل یک سلاح هسته‌ای اقتصادی است که ایران تلاش می‌کند از آن علیه جهان استفاده کند.» او افزود جمهوری اسلامی «به گروگان گرفتن انرژی جهان» افتخار می‌کند و تأکید کرد: «تصور کنید اگر همین افراد به سلاح هسته‌ای دسترسی داشتند چه می‌کردند.»

#نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
👍107👌1
مریم ابراهیم‌وند، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، در متنی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، با نگاهی فراتر از لحظه حمله، به تصمیم‌هایی پرداخت که پیش از آغاز جنگ گرفته شد؛ تصمیم‌هایی که به گفته او، با وجود پیش‌بینی خطر و انتقال برخی وابستگان به مکان‌های امن، کودکان، از جمله نوه‌های علی خامنه‌ای، را در موقعیتی ناامن باقی گذاشت و آن‌ها را به قربانیانی بی‌دفاع بدل کرد؛ کودکانی که هیچ نقشی در این تصمیم‌ها نداشتند اما بهای آن را با جان خود پرداختند.

متن خانم ابراهیم‌وند با کمی ویرایش به شرح زیر است:

«‏جنایتی که قبل از جنگ در بیت علی خامنه‌ای اتفاق افتاد:

جنگ باعث شده که برخی در مورد کودکان کشته‌شده در جنگ [بی توجه به حق حیات کودکان] موضع سیاسی بگیرند؛ [برخی اینگونه تعبیر کردند که اگر کسانی] از کشته‌شدن کودکان میناب بنویسند یعنی در راستای روایت جمهوری اسلامی حرکت می‌کنند و اگر حمایت نکنند، باعث می‌شود برچسبی نخورند.
خیلی‌ها هم با [وجود] دسترسی به اینترنت در داخل، سکوت را انتخاب کرده‌اند تا مورد قضاوت سیاسی قرار نگیرند. عده‌ای هم فقط یک بخشی از حقیقت را می‌نویسند اما اشاره‌ای به ریشه این جنایت نمی‌کنند. من تا به امروز در مورد کودکان کشته‌شده میناب و جنگ، نظری ندادم و سعی کردم تمام زوایا را ببینم، بعد از آن نقد یا محکوم کنم.
اما می‌خواهم از یک جنایت سخن بگویم؛
شاید ریشه کشته‌شدن کودکان میناب را بتوانیم در این جنایت پیدا کنیم.
قبل از اینکه آمریکا و اسرائیل حمله کنند، نهادهای نظامی و امنیتی می‌دانستند که قرار است در روزهای بسیار نزدیک جنگ رخ دهد.
[شواهدی نشان می‌دهد که] از مدتی قبل از جنگ، مسئولان سیاسی که در بیت رهبری و حومه آن زندگی و [فعالیت] می‌کردند، به لحاظ امنیتی از آنجا خارج و به مکان‌های دیگری از جمله قم منتقل شدند. [زنده ماندن اصغر حجازی و محمد محمدی گلپایگانی، وحید و ... شاید به همین دلیل باشد]
اما اجازه دادند کودک سه ساله، نوه علی خامنه‌ای، در بیت حضور داشته باشد. چرا در چنین شرایطی، کودکان مشمول این جابه‌جایی و حفاظت نشدند؟
زمانی که فردی مانند علی خامنه‌ای جنگ، ایثار و ملحق‌شدن به خدا را در چنین چارچوبی معنا می‌کند و کودک سه ساله را جلوی موشک‌های آمریکا و اسراییل قرار می‌دهد. حالا دیگر نباید فقط موشک‌های آمریکایی را [در خصوص کشته شدن کودکان] محکوم کنیم.
گرچه باید کشته‌شدن همه کودکان، از کودک سه‌ساله تا کودکان میناب، محکوم شود؛ کودکانی که روشن است پیش از هر چیز در نتیجه تصمیم‌هایی در بیت در معرض خطر قرار گرفتند، آن‌جا که کودک سه‌ساله را با وجود شرایط ناامن جابه‌جا نکردند و در موقعیتی پرخطر نگه داشتند.

اینجا کشته‌شدن کودک خردسال ناشی از تصمیمات علی خامنه‌ای «کودک کُش» است یا موشک‌های آمریکایی؟
من نمی‌توانم کشته‌شدن «کودکان میناب » را صرفاً محکوم کنم و بگویم با موشک‌های آمریکا کشته شدند، وقتی پیش از آن، در سطح تصمیم‌گیری، امکان پیش‌بینی و حفاظت وجود داشته اما به‌طور کامل اعمال نشده است. در چنین شرایطی، مسئولیت را نمی‌توان فقط متوجه عاملان حمله دانست. برای من، پیش از موشک‌های آمریکایی، سطحی از مسئولیت متوجه ساختار تصمیم‌گیری داخلی است؛ آیا این روند، به‌نوعی، زمینه‌ساز یک فاجعه و نوعی جنایت علیه کودکان نبوده است؟
کودکان، فراتر از هر روایت سیاسی، قربانیان بی‌دفاع‌اند و هر تصمیم یا عدم‌تصمیمی که منجر به به‌خطر افتادن جان آن‌ها شود چه در داخل و چه در خارج باید مورد پرسش و پاسخ‌گویی قرار گیرد.»

ـ متن برگرفته از حساب کاربری خانم ابراهیم‌وند

لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی در شرایطی کشور را به ورطه جنگ کشاند، که نه پناهگاه درست کرده بود و نه سیستم هشدار داشت، نه رادار داشت و نه پدافند مؤثر برای دفاع از جان مردم به ویژه کودکان!

گرچه این موضوع هم نافی مسئولیت نیروهای مهاجم در مورد هدف قرار دادن مدرسه و اهداف غیرنظامی نیست.

در مورد قربانیانی همچون نوه‌های خامنه‌ای یا فرزندان برخی مسئولان حکومتی، افراد غیرنظامی کشته شده، مسئولیت مرگ در اثر نگهداری کودکان در محل پرخطر و عدم توجه به حفاظت جان شهروندان در شرایط جنگی بر عهده ساختار تصمیم‌گیری حکومت است. کما اینکه در طرف مقابل جنگ یعنی اسرائیل، تعداد کشته‌شدگان (به دلیل وجود سیستم هشدار و پدافند پیشرفته و پناهگاه) بسیار کمتر گزارش شده است.

ـ عکس: نوه‌های خامنه‌ای که در جنگ کشته شدند
#جنگ #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
💔94
رئیس‌جمهور ایالات متحده درباره ایران:

«آن‌ها می‌خواهند یک توافق انجام دهند، اما من از آن راضی نیستم، بنابراین خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد.»

دونالد ترامپ در پاسخ گزارشگری که پرسید آیا در حال بررسی حملات جدید به ایران هستید؟ گفت: «چرا باید این را به شما بگویم؟»

او در بخش دیگری از سخنانش افزود: «ما همین حالا با ایران گفت‌وگو کردیم. ببینیم چه می‌شود، اما باید بگویم که من خوشحال نیستم… آن‌ها باید به یک توافق درست برسند. در حال حاضر، من از چیزی که پیشنهاد می‌دهند راضی نیستم.»


رئیس‌جمهور آمریکا همچنین درباره جلسه توجیهی خود با فرمانده مرکزی ایالات متحده (سنتکام) گفت:
«گزینه‌هایی وجود دارد. آیا می‌خواهیم برویم و آن‌ها را نابود کنیم و برای همیشه تمامشان کنیم یا می‌خواهیم تلاش کنیم به یک توافق برسیم؟... از نظر انسانی، ترجیح می‌دهم [توافق انجام شود].»

ویدیوها از صفحه فارسی وزارت امور خارجه آمریکا
@USABehFarsi

ـ در جمهوری اسلامی همچنان وجود تعدد مراکز تصمیم‌گیری و جنگ قدرت، کشور را با خطر از سرگیری حملات نظامی مواجه می‌کند. در این شرایط مردم ایران همچنان آسیب می‌بینند و هزینه می‌پردازند. برای گذار از این وضعیت، لازم است که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی و آن‌ها که حفظ و اعتلای ایران برایشان اهمیت دارد، ائتلاف گسترده‌ای شکل دهند و به حکومت فشار وارد کنند و تلاش کنند که تغییر واقعی را رقم بزنند و سرنوشت ایران را تغییر دهند.

#جنگ #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
👍31
خیابانِ اشغال‌شده، جامعه‌ی ازهم‌گسیخته:
بررسی اثرات کوتاه‌مدت ارعاب و پیامدهای بلندمدت زوال مشروعیت

پیام همراهان

در روزهایی که خیابان‌ها به صحنه‌ی حضور پررنگ اقلیتی وفادار به حکومت تبدیل می‌شود—اقلیتی که گاه تا سحر در فضاهای عمومی مانور می‌دهد—می‌توان این پدیده را نه صرفاً یک رفتار اجتماعی، بلکه یک راهبرد سیاسی دانست: اشغال فیزیکی و نمادین خیابان‌ها برای نمایش قدرت در غیاب رضایت اکثریت. این راهبرد را باید در دو سطح تحلیل کرد: اثرات کوتاه‌مدت آن بر کنترل اجتماعی، و پیامدهای بلندمدت آن بر سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی.
۱. اثرات کوتاه‌مدت: ارعاب، بازنمایی قدرت، و انسجام اقلیت
در کوتاه‌مدت، اشغال خیابان می‌تواند کارکردهای مشخصی برای حکومت داشته باشد:
ارعاب و مهار نارضایتی: حضور سازمان‌یافته‌ی گروهی پرصدا در خیابان، این پیام را به شهروندان منتقل می‌کند که هزینه‌ی مخالفت بالاست. در چنین فضایی، بسیاری ترجیح می‌دهند سکوت کنند؛ همان پدیده‌ای که در نظریه «مارپیچ سکوت» توصیف شده است.
بازنمایی قدرت و مقبولیت: تصاویر این حضورها می‌تواند در رسانه‌ها به‌عنوان نشانه‌ای از حمایت عمومی بازتولید شود و شکاف میان واقعیت اجتماعی و تصویر رسمی را موقتاً بپوشاند.
تقویت هویت درون‌گروهی: این تجمع‌ها برای خودِ اقلیت وفادار نیز کارکرد هویتی دارد؛ حس تعلق، مالکیت نمادین خیابان، و تمایز از «دیگران» را تقویت می‌کند.
با این حال، این کارکردها بیش از آنکه نشانه‌ی قدرت پایدار باشند، نوعی «مدیریت وضعیت» در کوتاه‌مدت‌اند—راهی برای خرید زمان، نه حل مسئله‌ی اصلی.
۲. پیامدهای بلندمدت: فرسایش سرمایه اجتماعی و زوال مشروعیت
در افق بلندمدت، هزینه‌های این راهبرد به‌مراتب سنگین‌تر است و مستقیماً به ازهم‌گسیختگی اجتماعی منجر می‌شود:
تخریب امر عمومی: خیابان به‌عنوان فضای مشترک همه‌ی شهروندان، وقتی در اختیار یک گروه خاص قرار می‌گیرد، معنای «حق برابر» تضعیف می‌شود. این امر اعتماد به قواعد مشترک را فرسایش می‌دهد.
کاهش اعتماد عمودی و افقی: شهروندان نه‌تنها اعتمادشان به حکومت کاهش می‌یابد (اعتماد عمودی)، بلکه نسبت به یکدیگر نیز بی‌اعتمادتر می‌شوند (اعتماد افقی)، زیرا جامعه به «دارندگان امتیاز» و «تحمل‌کنندگان» تقسیم می‌شود.
افشای شکاف دولت–ملت: تجربه‌ی روزمره‌ی اختلال در زندگی—از ترافیک تا ناامنی روانی—برای بسیاری از شهروندان نشانه‌ای ملموس از فاصله‌ی میان حکومت و جامعه است. این ادراک، پایه‌های مشروعیت را به‌تدریج تضعیف می‌کند.
قطبی‌سازی و کاهش مشارکت: جامعه‌ای که به دو قطب متخاصم تقسیم شود، کمتر قادر به همکاری و کنش جمعی مثبت است. نتیجه می‌تواند کاهش مشارکت مدنی، افت سرمایه‌گذاری اجتماعی، و گرایش به «کناره‌گیری خاموش» باشد.
ریسک بی‌ثباتی درون‌زا: اقلیتی که به حضور مسلط در خیابان عادت می‌کند، ممکن است به‌مرور خود به عاملی پیش‌بینی‌ناپذیر تبدیل شود و کنترل آن برای حاکمیت نیز پرهزینه‌تر گردد.
جمع‌بندی
اشغال خیابان توسط اقلیتی وفادار، اگرچه در کوتاه‌مدت می‌تواند به ایجاد فضای ارعاب و نمایش قدرت کمک کند، اما در بلندمدت به قیمت ازهم‌گسیختگی جامعه و فرسایش سرمایه اجتماعی تمام می‌شود. حکمرانی‌ای که به‌جای اتکا بر رضایت عمومی، به مدیریت ترس و نمایش خیابانی متوسل شود، ممکن است برای مدتی ثبات ظاهری ایجاد کند، اما این ثبات بر زمینی سست بنا شده است—زمینی که با هر گام، شکاف میان دولت و جامعه را عمیق‌تر می‌کند.

#ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
👍61
وزیر جنگ آمریکا: این به مردم ایران بستگی دارد که از فرصت استفاده کنند و از شر این رژیم خلاص شوند

وزیر دفاع ایالات متحده، پیت هگست، عملیات «پروژه آزادی» را موقت توصیف کرد که هدف آن حفاظت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز و مقابله با اخاذی دریایی ایران است. او اعلام کرد که آمریکا قصد دارد اطمینان حاصل کند رژیم ایران هرگز سلاح هسته‌ای نداشته باشد و به مردم ایران دعوت کرد تا از فرصت خلاصی از رژیم استفاده کنند. هگست همچنین به جمهوری اسلامی هشدار داد که در صورت حمله به کشتی‌های بین‌المللی یا نیروهای آمریکایی با پاسخی ویرانگر روبرو می‌شوند.

پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده تاکید کرد که «پروژه آزادی» ماهیتی متفاوت از عملیات «خشم حماسی» دارد. او این عملیات را موقت و داری زمان محدود توصیف کرد که تنها یک مأموریت دارد: حفاظت از آزادی کشتی‌رانی بین‌المللی در مقابل اخاذی دریایی جمهوری اسلامی ایران.

آقای هگست که در اولین نشست خبری پنتاگون پس از اجرای «پروژه آزادی» حضور داشت گفت پرزیدنت ترامپ از هیچ یک از خواسته‌های خود عقب‌نشینی نکرده و اطمینان حاصل خواهد کرد که رژیم ایران هرگز سلاح هسته‌ای نداشته باشد اما این به مردم ایران بستگی دارد که از فرصت استفاده کنند و از شر این رژیم خلاص شوند.
او ابراز امیدواری کرد که چنین بشود اما یادآوری کرد رژیم ایران رژیمی است که به تازگی ۴۵ هزار ایرانی معترض بی‌گناه را کشته است و خلاص شدن از شر آن برای مردم، چالش‌برانگیز است.

وزیر جنگ آمریکا به سپاه پاسداران و دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی هشدار داد: «خطاب به آنچه از نیروهای ایران باقی مانده است: اگر به نیروهای آمریکایی یا کشتی‌رانی تجاری بی‌گناه حمله کنید، با قدرت آتش ویرانگر و درهم‌کوبنده آمریکا روبرو خواهید شد. ما ترجیح می‌دهیم این یک عملیات مسالمت‌آمیز باشد، اما برای دفاع از مردم خود، دست به ماشه هستیم.»

او تأکید کرد که مأموریت اصلی «پروژه آزادی» نشان دادن این واقعیت است که حکومت ایران کنترلی بر تنگه هرمز ندارد و افزود: «ما می‌دانیم [حکومت] ایران از این حقیقت که محاصره ما همچنان برقرار است و ما می‌توانیم کشتی‌ها را از منطقه عبور دهیم، سرافکنده و شرمسار است. ما به تمام جهان کمک خواهیم کرد تا کشتی‌های خود را از این مسیر عبور دهند.»

وزیر جنگ ایالات متحده گفت که ایالات متحده به عنوان یک هدیه برای جهان، با «پروژه آزادی» آزادی کشتیرانی را در تنگه هرمز تضمین کرده است.
به گفته آقای هگست دنیا بیش از آمریکا به تنگه هرمز نیاز دارد، پس باید مسئولیت بیشتری را بپذیرد.
وزیر جنگ آمریکا همچنین تاکید کرد: اگر جمهوری اسلامی به اخاذی دریایی ادامه دهد با آتش کوبنده آمریکا مواجه خواهد شد.

منبع صدای آمریکا

#ایران #جنگ #تنگه_هرمز

@Tavaana_TavaanaTech
👌3
روبیو: جمهوری اسلامی رژیمی وحشی است که مردم را از جرثقیل اعدام می‌کند تا همه ببیند؛ آقای ترامپ آرزو دارد مردم توانایی مقابله داشته باشند

مارکو روبیو، وزیر امر خارجه آمریکا، جمهوری اسلامی را یک رژیم وحشی خواند که مردم را توسط جرثقیل اعدام می‌کند و در برابر فشارهای بین‌المللی قرار دارد. او عملیات «پروژه آزادی» را یک عملیات دفاعی توصیف کرد و گفت آمریکا با هدف بهبود دسترسی نفت در تنگه هرمز و مبارزه با اقدامات ایران وارد این عملیات شده است. روبیو به وضعیت اقتصادی بد ایران اشاره کرد و عنوان کرد تحریم‌های ثانویه و همکاری‌های مالی با رژیم اسلامی امری غیرمجاز است. او همچنین بر خشونت‌های جمهوری اسلامی در برابر مردم و اعتراضات اشاره کرد و اظهارات دونالد ترامپ را درباره آرزوی توانایی مقابله مردم ایران گزارش کرد.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا روز سه‌شنبه گفت عملیات «پروژه آزادی» یک «عملیات دفاعی» است و نه تهاجمی.
او گفت نیروهای آمریکایی تا زمانی که به آن‌ها حمله نظامی نشود حمله نخواهند کرد.
وزیر امورخارجه آمریکا گفت تاکنون دو کشتی حامل پرچم آمریکا از تنگه هرمز عبور کردند.
آقای روبیو گفت هفت قایق تندروی سپاه نابود شده‌اند و اکنون در کنار نیروی دریایی جمهوری اسلامی در قعر دریا هستند. او افزود قعر دریا جایی است که می‌توانید نیروی دریایی آن را پیدا کنید.
او با اشاره به عملیات «خشم اقتصادی» نیز گفت تورم امروز در ایران ۷۰ درصد است. او با اشاره به وضعیت بحرانی ریال افزود گفت محصاره دریایی بنادر ایران ۵۰۰ میلیون دلار در روز به اقتصاد ایران ضرر می‌زند.
او گفت شما نمی‌توانید تنگه هرمز را ببندید و هیچ کشتی نتواند عبور کند و فقط کشتی‌های شما عبور کند.
آقای روبیو گفت موسسات مالی که با جمهوری اسلامی همکاری کنند دچار تحریم‌های ثانویه قرار خواهند گرفت.
آقای روبیو گفت دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، ‌همه کارت‌ها را در اختیار دارد.
او گفت رهبری رژیم ایران دچار چنددستگی است و برای آن‌ها تصمیم گیری دشوار است و افزود رئیس جمهوری آمریکا ترجیحش صلح است.
آقای روبیو در این کنفرانس خبری گفت اگر جمهوری اسلامی تصمیم درست را نگیرد وضعیتش بدتر از این خواهد شد و جمهوری اسلامی نباید عزم آمریکا به ویژه تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ را محک بزنند.
آقای روبیو گفت صرف اینکه جمهوری اسلامی می‌گوید به دنبال سلاح هسته‌ای نیست کافی نیست و اقداماتی که انجام داده است، از جمله اینکه غنی‌سازی اورانیوم را در غارها و کوه‌ها انجام می‌دهد و یا موشک‌هایی که دارد که به بخش‌‌های گسترده‌ای از اروپا می‌رسد نشان می‌دهد که دنبال سلاح هسته‌ای است.
آقای روبیو درباره وضعیت تنگه هرمز گفت آمریکا می‌خواهد وضعیت تنگه هرمز که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند به شرایط قبل برگردد و عوارضی گرفته نشود. او گفت مین‌گذاری جمهوری اسلامی در دریا کاملا غیرقانونی است.
وزیر امورخارجه آمریکا با اشاره به اقدامات جمهوری اسلامی در تنگه هرمز گفت اگر جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای دست یابد کل دنیا را گروگان خواهد گرفت همچنان که با تنگه هرمز چنین کاری می‌کند.
آقای روبیو گفت هر مشکلی که در خاورمیانه پیدا کند، از جمله حزب‌الله، حماس و تا حدی حوثی‌ها، جمهوری اسلامی پشت آن است.
آقای روبیو در پاسخ به سوالی در مورد اظهارات دونالد ترامپ درباره کمک به مردم ایران برای مبارزه با جمهوری اسلامی گفت: «در نهایت، آنچه رئیس‌جمهوری بیان می‌کند، و به‌نظر من بارها هم بیان کرده، این است که آرزو می‌کند ای کاش مردم ایران چنین شرایطی نداشتند.»
آقای روبیو گفت دونالد ترامپ «با دیدن این تصاویر (خشونت‌های رژیم علیه مردم) واقعاً دل‌شکسته می‌شود. تصور کنید شما یک ایرانی هستید؛ از این‌که اقتصاد برایتان کار نمی‌کند ناراضی هستید، آزادی ندارید و فرصتی برای بیان عقاید خودتان ندارید. دوستانی دارید که صرفاً به‌خاطر شرکت در اعتراضات، با شلیک گلوله به سر کشته شده‌اند. این‌که ببیند با این مردم چنین رفتاری می‌شود و در نتیجه هیچ ابزاری برای مقابله با دولت خودشان ندارند، برای او واقعاً دردناک است.»
آقای روبیو به خبرنگاران گفت این خشونت‌های رژیم به اعتراضات سال ۲۰۰۹ نیز برمی‌گردد «که در آن مردم را در خیابان‌ها قتل‌عام کردند. این یک رژیم وحشی است، دوستان. این‌ها افرادی هستند که مردم را در میدان شهر از جرثقیل آویزان می‌کنند تا همه ببینند. این اعدام‌ها را ادامه داده‌اند و بیش از یک دهه و نیم است که به این کار ادامه می‌دهند.»
آقای روبیو گفت «بنابراین، فکر می‌کنم آنچه رئیس‌جمهوری بیان می‌کند، این است که آرزو دارد مردم ایران توانایی مقابله با برخی از این اتفاقاتی را که برایشان رخ می‌دهد، داشته باشند.»

منبع: صدای آمریکا

#ایران #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
12👍3👌1
دونالد ترامپ: جمهوری اسلامی «که مردم خودش را می‌کشد نباید کنترل بمبی را داشته باشد که می‌تواند میلیون‌ها نفر را بکشد»

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در تماسی با رئیس کمیسیون اروپا، گفت که هر دو کاملاً با این نکته هم‌نظر هستند که جمهوری اسلامی ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. وی همچنین اعلام کرد که منتظر عمل اتحادیه اروپا در توافق تجاری مصوب می‌ماند و در غیر این صورت تعرفه‌ها به سطح بالاتری افزایش خواهد یافت.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا روز پنجشنبه در تروت‌سوشال اعلام کرد که با اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا «تماس بسیار خوبی» داشت و در این تماس در مورد ایران گفت‌وگو کرد.
آقای ترامپ گفت «درباره موضوعات زیادی صحبت کردیم، از جمله اینکه کاملاً هم‌نظر هستیم که [جمهوری اسلامی] ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.»
آقای ترامپ در مورد جمهوری اسلامی افزود که در تماسش با ئیس کمیسیون اروپا «موافقت داشتیم که حکومتی که مردم خودش را می‌کشد، نباید کنترل بمبی را داشته باشد که می‌تواند میلیون‌ها نفر را بکشد.»

#ایران #جنگ #دونالد_ترامپ


@Tavaana_TavaanaTech
👍72
آیا «مبارزه بی‌تضمین» ممکن است؟
تأملی بر صبر و آزادی

پیام همراهان

بخش بزرگی از تراژدیِ جوامعی مثل ما که در آرزوی آزادی‌اند، از ناتوانی در تحملِ زمان سرچشمه می‌گیرد. ما آزادی را می‌خواهیم، اما نه در افقِ تاریخ؛ در ضربانِ همین لحظه. رنج، انسان را بی‌قرار می‌کند و بی‌قراری، ذهن را تشنهٔ «نتیجه فوری» می‌سازد. در چنین وضعی، هر وعده‌ای که نویدِ پایانِ نزدیک بدهد، اغواکننده می‌شود: یک منجی، یک انفجار نهایی، یک فروپاشی ناگهانی، یک پیروزیِ قطعی.

اما تاریخ بارها نشان داده است که عجله برای آزادی، اغلب قاتلِ خودِ آزادی می‌شود.
مغز انسان برای بقا در وضعیت‌های فوری تکامل یافته، نه برای ساختن آینده‌ای بلندمدت. در طبیعت، ابهام خطر بود و شتاب، ابزار نجات. هنوز هم بخش‌هایی از ذهن ما می‌خواهند هرچه زودتر از اضطراب رها شوند؛ می‌خواهند بدانند «آخرش چه می‌شود». همین میلِ عمیق به قطعیت است که انسان را مستعدِ پذیرشِ اقتدار می‌کند. استبداد فقط با زور حکومت نمی‌کند؛ با سوءاستفاده از ترس، خستگی و عطشِ قطعیت نیز دوام می‌آورد.

ایدئولوژی‌های منجی‌گرا دقیقاً بر همین نقطه دست می‌گذارند. آن‌ها وعده می‌دهند که رنج، به‌زودی پایان می‌یابد؛ کافی‌ست یک‌بار همه‌چیز را به قمار بگذاریم. نتیجه اما اغلب چیزی جز بازتولید خشونت نیست: یا شتاب‌زدگیِ ویرانگر، یا فرسودگی و تسلیم در انتظارِ نجات‌دهنده‌ای دیگر.

شاید دشوارترین شکلِ مبارزه، همان مبارزه‌ای باشد که هیچ تضمینی برای پیروزی ندارد. مبارزه‌ای که ارزشِ خود را نه از «نتیجه قطعی»، بلکه از وفاداری به حقیقت و کرامت انسانی می‌گیرد. در این نگاه، آزادی یک حادثه ناگهانی نیست؛ فرآیندی تاریخی و اخلاقی است که نسل‌ها باید آن را حمل کنند.
آلبر کامو می‌گفت انسانِ آزاده کسی است که بدونِ وعدهٔ رستگاریِ نهایی، باز هم علیه تحقیر و دروغ می‌ایستد. این ایستادگی، نوعی پذیرشِ ابهام است: اینکه ممکن است ما نتیجه را نبینیم، اما مسئولیتِ کاشتنِ بذر همچنان بر دوش ما باشد.

«دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند» فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ توصیفِ بلوغِ سیاسی و انسانی است. لحظه‌ای که انسان می‌پذیرد معنای کنش، لزوماً در پاداشِ فوری آن خلاصه نمی‌شود. در چنین لحظه‌ای، صبر دیگر انفعال نیست؛ شکلی از مقاومت است.

بی‌قراریِ ما اغلب از طلبِ «قرارِ نهایی» می‌آید؛ از میلِ پایان دادن به تردید و اضطراب. اما آزادی دقیقاً در تواناییِ زیستن با همین ابهام متولد می‌شود. جامعه‌ای که نتواند تعلیق و زمان را تحمل کند، مدام میان شورِ انفجاری و خستگیِ مرگبار نوسان خواهد کرد.

آزادی یک قارچ نیست که ناگهان پس از باران سر برآورد؛ درختی است که ریشه‌گرفتنش زمان می‌خواهد، مراقبت می‌خواهد، و گاه نسل‌هایی که هرگز در سایه‌اش نخواهند نشست. شاید معنای عمیقِ مبارزه بی‌تضمین همین باشد: وفاداری به ارزش‌ها، حتی وقتی تاریخ هنوز پاداشی نداده است.

#آزادی #مبارزه #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
3👌2
«ماه‌هاست برای آزادی رشید می‌جنگم و پیگیر وضعیتش هستم، اما امروز فهمیدم او را به زندان مرکزی ارومیه برده‌اند و در شرایط بسیار سخت انفرادی نگه داشته‌اند.
رشید برای حق ایستاد و حالا هزینه‌اش را با حبس انفرادی می‌دهد.
از همه، از جامعه ورزش و رسانه‌ها تا مردم وطن‌پرست، می‌خواهم سکوت نکنند و صدای رشید مظاهری باشند.»
این بخشی از نوشته همسر محمد رشید مظاهری، دروازه‌بان شناخته‌شده فوتبال ایران است؛
صفحه ایشان در اینستاگرام
@mary_abdolahi12
رشید مظاهری، فوتبالیستی است که پس از ماه‌ها بی‌خبری، خبرگزاری وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی بازداشت او را تایید کرده و مدعی شده است که او به اتهام «اقدام برای خروج غیرقانونی از کشور در شرایط جنگی» و همچنین «پیشنهاد رشوه» بازداشت شده است.

منتقدان و کاربران شبکه‌های اجتماعی معتقدند طرح چنین اتهام‌هایی، تلاشی برای مشروعیت‌بخشی به نزدیک به سه ماه بازداشت، فشار امنیتی و برخوردهای احتمالی علیه این فوتبالیست معترض است. بسیاری می‌گویند حکومت پس از افزایش حمایت افکار عمومی از رشید مظاهری، با روایت‌سازی، پرونده‌سازی و نسبت دادن اتهام‌های امنیتی، تلاش می‌کند افکار عمومی را از اصل ماجرا منحرف کند.

رشید مظاهری پیش‌تر بارها نسبت به بحران آب، سوءمدیریت، سرکوب معترضان و اعدام نوید افکاری واکنش نشان داده بود. او همچنین پس از کشتار خونین مردم ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴، با انتشار مطالبی در فضای مجازی، آشکارا از مردم حمایت کرد و شخص علی خامنه‌ای را مسئول این جنایت دانست؛ مواضعی که به باور بسیاری، فشارها و تهدیدها علیه او را شدت بخشید.

اکنون نیز گزارش‌ها از نگهداری او در شرایط سخت و انفرادی حکایت دارند؛ شرایطی که نگرانی خانواده، دوستان و افکار عمومی را افزایش داده است.

جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته بارها کوشیده است چهره‌های محبوب، هنرمندان، ورزشکاران و معترضان شناخته‌شده را با اتهام‌های امنیتی و قضایی بی‌اعتبار کند؛ روشی که بسیاری آن را تلاشی برای ایجاد ترس و خاموش‌کردن صداهای منتقد می‌دانند.

#رشید_مظاهری
#از_بازداشتیها_بگو
#ایران

@Tavaana_TavaanaTech
4🕊3👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

یکی از مخاطبان توانا، در میانه حنگ، در نوروز ۱۴۰۵ بر سر مزار جاویدنامان و جان‌باختگان راه آزادی همچون یلدا آقافضلی، محسن شکاری و حمیدرضا روحی حاضر شد و با آرمان آن‌ها تجدید پیمان کرد.

او ضمن ارسال این ویدیو نوشت:
«صبح میشه این شب...
نور بر تاریکی پیروز است...»

#ایران #یلدا_آقافضلی #محسن_شکاری #حمیدرضا_روحی

@Tavaana_TavaanaTech
18👌2💯1


از زندگی در دروغ تا جامعه موازی
بخش ۷ 
ایران امروز و اهمیت جامعه موازی: از اعتراض پراکنده تا همبستگی مدنی

در ایران امروز، نشانه‌های یک «جامعه در جامعه» را می‌توان در بسیاری جاها دید: تشکل‌های صنفی معلمان، انجمن‌ها و شبکه‌های دانشجویی، مطالبات و اعتراض‌های کارگران، تجمع‌های بازنشستگان، اعتراض‌های پرستاران، شبکه‌های زنان، جمع‌های محلی همیاری، رسانه‌های کوچک مستقل و گروه‌های داوطلب. این‌ها اگرچه پراکنده و زیر فشارند، می‌توانند ستون‌های جامعه‌ای موازی باشند.

فعالیت‌هایی مانند تشکل‌های صنفی، اعتصابات مدنی، کمپین‌های همبستگی و شبکه‌های حمایت از زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان، می‌توانند به شکل‌گیری جنبشی مدنی کمک کنند که این بار نه فقط بر محور خشم، بلکه بر پایه همدلی، اخلاق‌مداری، کار جمعی و همکاری شکل بگیرد. چنین جامعه‌ای، اگر بتواند از منطق نفرت و حذف فاصله بگیرد و کرامت انسان، حقیقت، قانون و عدالت را از امروز تمرین کند، می‌تواند پایه‌گذار یکی از پایدارترین شکل‌های دموکراسی در منطقه باشد.

جامعه موازی در این معنا فقط ابزار مقاومت سیاسی نیست، بلکه مدرسه دموکراسی است. در آن مردم یاد می‌گیرند به هم اعتماد کنند، با اختلاف نظر کنار بیایند، مسئولیت بپذیرند، نهاد بسازند، از حقوق یکدیگر دفاع کنند و قدرت را محدود بخواهند. در شرایطی که خشونت حکومتی، فضای شبه‌جنگی، گرانی افسارگسیخته و موج اعدام‌ها، روان جامعه را فرسوده کرده است، این جامعه موازی می‌تواند راهی برای حفظ سلامت اخلاقی و امید مشترک باشد.

شاید مهم‌ترین درس هاول، بندا، هایدانک، آرنت، سولژنیتسین، ثورو و میچنیک برای ایران امروز همین باشد: جامعه آزاد را نمی‌توان فقط پس از سقوط استبداد ساخت. باید از دل همین تاریکی، از همین امروز، هسته‌های آن را ساخت؛ در کلمات، در روابط، در شبکه‌ها، در نهادهای کوچک، در همبستگی با قربانیان، در دفاع از حقیقت و در تمرین روزمره آزادی.

#همبستگی #ایران #آزادی

@Tavaana_TavaanaTech
7👌4
Forwarded from گفت‌وشنود
ایران یک خانواده است

ایران، با همه گوناگونی‌های قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی‌اش، فقط یک سرزمین نیست؛ خانه‌ای مشترک است که آینده آن به توان ما در هم‌زیستی، گفت‌وگو و مدارا گره خورده است.

آذر مهرزاد، حقوق‌دان و پژوهشگر در مسائل اجتماعی و حقوق‌بشری، در کتابچه «ایران یک خانواده است» با نگاهی به مفهوم رواداری، نقش آموزش، رسانه و نهادهای مدنی را در پرورش فرهنگ مدارا بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که همبستگی ملی نه با حذف تفاوت‌ها، بلکه با به‌رسمیت‌شناختن کرامت برابر همه شهروندان ممکن می‌شود.

این کتابچه دعوتی است به بازاندیشی در رفتار فردی و جمعی ما؛ دعوتی برای ساختن ایرانی آزاد، انسانی و روادار.

کتاب «ایران یک خانواده است»، اثر آذر مهرزاد، را به رایگان دریافت کنید و بخوانید!

https://dialog.tavaana.org/iran-is-a-family/


#گفتگو_توانا #ایران #تکثر #رواداری #مدارا

@Dialogue1402
9👌1💯1
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، روز دوشنبه ۲۵ خرداد مقاله‌ای از وب‌سایت «جاست د نیوز» را در شبکه اجتماعی تروت سوشال بازنشر کرد. این مقاله که توسط بن وِدون، خبرنگار و دبیر این رسانه، نوشته شده است، می‌گوید پرزیدنت ترامپ به توافقی برای پایان دادن به ۴۷ سال خصومت میان ایالات متحده و رژیم ایران دست یافته است.

در این مقاله آمده است که آقای ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد توافق با جمهوری اسلامی نهایی شده است، و به همین دلیل دستور بازگشایی تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و همچنین لغو فوری محاصره دریایی آمریکا را صادر کرده است. او در تروت سوشال نوشت: «توافق با جمهوری اسلامی ایران اکنون کامل شده است. به همه تبریک می‌گویم.»

به نوشته «جاست د نیوز»، پرزیدنت ترامپ این توافق را در روز تولد ۸۰ سالگی خود و همزمان با آغاز جشن‌های ۲۵۰ سالگی آمریکا اعلام کرد. این رسانه همچنین گزارش داد که قرار است مراسم رسمی امضای توافق روز جمعه در سوئیس برگزار شود.

این مقاله می‌افزاید که جزئیات کامل توافق تا شامگاه یکشنبه منتشر نشده بود و هنوز مشخص نیست که موضوع برنامه غنی‌سازی هسته‌ای ایران چگونه در آن گنجانده شده است.

به نوشته این گزارش، شهباز شریف، نخست ‌وزیر پاکستان که از او به عنوان یکی از میانجی‌های اصلی مذاکرات نام برده شده، گفته است دو طرف بر سر پایان فوری و دائمی عملیات نظامی، از جمله در لبنان، توافق کرده‌اند. شریف همچنین اعلام کرده است که طی روزهای آینده نشست‌هایی برای آماده‌سازی گفت‌وگوهای فنی و مراسم امضای رسمی برگزار خواهد شد.

این مقاله یادآور می‌شود که آقای ترامپ از زمان آغاز جنگ در ۹ اسفند بارها گفته بود که به توافق با ایران نزدیک شده یا به نوعی تفاهم با تهران دست یافته است. به نوشته گزارش، این جنگ با حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و هدف اعلام‌شده آن جلوگیری از دستیابی رژیم ایران به سلاح هسته‌ای بود.

«جاست د نیوز» می‌نویسد پرزیدنت ترامپ در طول جنگ گفته بود که علاوه بر برنامه هسته‌ای، نابودی توان موشکی و دریایی رژیم ایران و جلوگیری از حمایت آن از «ارتش‌های تروریستی» در خارج از مرزهای این کشور از دیگر اهداف او بوده است.

این مقاله همچنین به تنش‌های اخیر میان واشنگتن و اسرائیل اشاره می‌کند و می‌نویسد که آقای ترامپ از حملات اسرائیل به لبنان انتقاد کرده و گفته بود که این حملات می‌تواند توافق صلح را به خطر بیندازد. به نوشته گزارش، موضوع لبنان یکی از محورهای اختلاف در مذاکرات بوده، و حکومت ایران بارها تاکید کرده بود که آتش‌بس باید لبنان را نیز در بر بگیرد.

در بخش پایانی مقاله آمده است که واکنش اسرائیل به توافق اعلام‌شده و نیز پیامدهای بلندمدت آن برای حضور آمریکا در خاورمیانه هنوز روشن نیست. نویسنده همچنین می‌گوید که ازسرگیری کامل رفت‌وآمد کشتی‌ها از تنگه هرمز می‌تواند به کاهش قیمت نفت و سوخت کمک کند و بر بازارهای جهانی تاثیر بگذارد.

لازم به ذکر است، آموزشکده توانا ۲۴ مهرماه ۱۴۰۴ در مطلبی با عنوان «تشابه ایران و ونزوئلا در سیاست مهار آمریکا و چشم‌انداز نظم نوین جهانی‌ و زمان اندک ایرانیان برای همبستگی و نجات میهن» ضمن تشریح سیاست دولت آمریکا نوشته بود که :
«سیاست مهارِ دوگانه‌ی آمریکا، یعنی تنگ‌تر شدن دایره‌ی فرصت برای مردم ایران. اگر جامعه نتواند به همبستگی واقعی دست یابد، کشور پیش از هر تحول سازنده‌ای ممکن است در ضعف و فشار به مرحله‌ای برسد که آینده‌اش بر میز معامله‌ی قدرت‌ها تعیین شود. مسئولیت تاریخی امروز بر دوش خود مردم است: باید پیش از آن‌که دیر شود، از شکاف‌های سیاسی، فرهنگی و شخصی عبور کنند و با حفظ هویت‌ها، تفاوت‌ها و آزادی اندیشه‌ها، مجموعه‌ای از همبستگی ملی بسازند که محور آن آزادی، دموکراسی و کرامت انسانی باشد.

تنها از مسیر تغییر بی‌خشونت و همبستگی آگاهانه است که ایران می‌تواند از موقعیت «کشور مهار‌شده» یا «دولت فروپاشیده» رها شود و به جایگاه «شریک فعال در نظم جهانی آینده» برسد. این لحظه، زمان تصمیم است، نه برای جهان، بلکه برای ما ایرانیان.»

اکنون هم باز برای تعیین سرنوشت ایران توسط مردم، همبستگی بین همه نیروهای اپوزیسیون ضروری است.

#ایران #همبستگی

@Tavaana_TavaanaTech
5👍2💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام فرزاد صبوری، ۳۶ ساله متاهل و دارای دختری ۴ ساله و شاغل در بازار تهران (فروشگاه مواد غذایی) بود.

روز ۱۸ دی ماه پس از حضور در خیابان. مصدوم شده بود.
فرزاد. حامی حقوق حیوانات بود، همچنین بخشی از درآمدش را به کمک به کودکان کار و رسیدگی به حیوانات اختصاص داده بود. او روز ۱۹ دی هم از خانه بیرون رفت، گفت برای غذا دادن به سگ‌ها می‌روم.

اما در آن روز هم به خیابان رفت و در اعتراضات شرکت کرد. تا حدود ساعت ۹ شب دو فرد ناشناس پیکر مجروحش را به نزدیک خانه‌اش منتقل می‌کنند و می‌روند، هنوز جان در بدن داشت، خانواده و دوستانش او را به بیمارستانی در پردیس بردند، ولی به دلیل خونریزی شدید، جان باخت.

در بیمارستان، گفتند پیکر به کهریزک منتقل شده و فردا صبح بروید آنجا تحویل بگیرید. صبح روز بعد خانواده به کهریزک مراجعه کردند و باید یکی یکی کاورهای مشکلی جان‌باختگان را باز می‌کردند تا بلکه پدرام را پیدا کنند. اما در آن روز تا شب نتوانستند پیکر پدرام را پیدا کنند، گفتند که پیکر را به بهشت زهرا برده‌اند. تا دو سه روز بعد پیکرش را به نهاوند بردند.
پنجشنبه ساعت ۹:۳۰ صبح موقع تحویل پیکر به خانواده گفتند بگویید که بسیجی بوده، ولی خانواده قبول نکردند.

مراسم خاکسپاری و سایر مراسمات در جو شدیداً امنیتی بزگزار شد.
پدرام پیش از رفتن به خیابان، حساب کاربری اینستاگرام و واتس‌اپ خود را بست.
پدرام صبوری به خانواده گفته بود که آرزویش این است که در راه وطن جانش را بدهد. او با همسر و دخترش وداع کرد و توسط نیروهای حکومتی کشته شد.

#پدرام_صبوری #نه_به_جمهوری_اسلامی #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
💔387🕊2
گلشن فتحی، فعال مدنی، در یادداشتی درباره احساسات این روزها نسبت به فوتبال نوشته است نسلی که روزی برای یک گل تا صبح در خیابان‌ها می‌رقصید، حالا پیش از هر فریاد شادی به نام‌هایی فکر می‌کند که دیگر نیستند، صداهایی که خاموش شدند و رویاهایی که نیمه‌کاره ماندند. او می‌نویسد فوتبال دیگر فقط یک بازی نیست؛ برای بسیاری از مردم ایران، نود دقیقه‌ای است که در آن وجدان یک ملت محاکمه می‌شود و حتی شادیِ پیروزی هم روی زخمی عمیق از ترس، مهاجرت، زندان، فقر و ناامیدی می‌افتد.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

«‏غم‌انگیزترین بخش ماجرا این نیست که تیم ملی ببازد.اتفاقا، این است که دیگرنمی‌دانیم باید برای چه چیزی خوشحال شویم و برای چه عزاداری کنیم.

وقتی بازیکنی با پیراهن ایران روی زمین می‌افتد،قلبمان فرو می‌ریزد. نه به خاطر یازده نفر در یک زمین فوتبال؛ به خاطر نامی که روی سینه‌شان نوشته شده.به خاطر پنج حرفی که هنوز برای میلیون‌ها نفر مقدس است.. ایران.

اما همان لحظه که بلند می‌شوند، می‌دوند، می‌برند، لبخند می‌زنند و دور افتخار می‌زنند، چیزی در گلوی ما گیر می‌کندما سال‌هاست میان دو حقیقت متضاد زندانی شده‌ایم.

نه می‌توانیم از پیراهن ایران و تیم ملی متنفر باشیم، نه می‌توانیم چشممان را روی زخم‌های ایران ببندیم.

برای همین است که این روزها فوتبال دیگر بازی نیست.. فوتبال تبدیل شده به یک دادگاه.. نود دقیقه محاکمه وجدان یک ملت.

گل که می‌خوریم، درد می‌کشیم.
گل که می‌زنیم، باز هم درد می‌کشیم.

از تحقیر شدنشان شاد و خشمگین می‌شویم،
از تشویق شدنشان هم شاد یا آرام نمی‌شویم.

اگر به یکی از آنها آسیبی برسد،انگار به تکه‌ای از ایران آسیب رسیده است.
اگر پیروز شوند، باز هم چیزی در درونمان فریاد می‌زند که مگر می‌شود این همه اندوه را برای نود دقیقه فراموش کرد؟ دی ماه چه؟

ما به جایی رسیده‌ایم که حتی شادی‌هایمان هم عزادارند.

نسلی که روزی برای یک گل تا صبح در خیابان‌ها می‌رقصید، حالا قبل از هر فریاد شادی، به هزار چیز فکر می‌کند؛
به نام‌هایی که دیگر نیستند،صداهایی که خاموش شدند،رؤیاهایی که نیمه‌کاره ماندند،به جوانی‌ای که زیر بار ترس، مهاجرت،زندان،فقر و ناامیدی دفن شد.

شاید تراژدی بزرگ ایران همین باشد..اینکه هنوز عاشق وطنیم،اما دیگر نمی‌توانیم بی‌دغدغه دوستش داشته باشیم.

وطن برای ما خاک نیست.خاطره است،مادر است،دوست از دست‌رفته است،کوچه‌ای است که نامش عوض شد، عکسی است که از دیوار پایین کشیده شد..صدایی است که اجازه ندادند شنیده شود.

برای همین وقتی تیمی با نام ایران بازی می‌کند،ما تاریخ و داغ و زخم تماشا می‌کنیم.

و چه تلخ است که در این سرزمین،از باختن گریه می‌کنیم،از بردن هم گریه می‌کنیم.

چه تلخ است که هنوز ایران را با تمام وجود دوست داریم،
اما سال‌هاست هیچ پیروزی‌ای نتوانسته آن غمی را که روی سینه این ملت نشسته،از جا بلند کند.

شاید روزی برسد که دوباره فوتبال فقط یک گل باشد و یک فریاد شادی. تفاوتی بین تیم حکومت و تیم ملی نباشد..

اما تا آن روز،هر برد و باخت یادآوری این حقیقت است که این سرزمین آن‌قدر زخم خورده که حتی خوشحالی‌هایش هم بوی سوگ می‌دهند.
هربار لبخند میزنم شرمنده وجدانم میشوم.»

نظر شما چیست؟

#ایران #فوتبال #جام_جهانی۲۰۲۶


@Tavaana_TavaanaTech
17💔7👌5💯2
رضوانه خان‌بیگی، زندانی سیاسی، با انتشار متنی اعلام کرد که او و دختر کمتر از دوساله‌اش، مهفر لاله‌زاری، به دستور دادیار ناظر بر زندان و قاضی اجرای احکام، تا پایان وقت اداری روز جاری برای تحمل باقی‌مانده دوران محکومیت خود راهی زندان اوین خواهند شد. او ضمن ابراز نگرانی از وضعیت دختر خردسالش، خواستار حمایت و همراهی افکار عمومی شد.

رضوانه خان‌بیگی با انتشار پیامی در آستانه اجرای حکم حبس خود اعلام کرد که به همراه دختر خردسالش، مهفر لاله‌زاری، برای تحمل باقی‌مانده دوران محکومیت راهی زندان اوین خواهند شد.
او در این پیام با اشاره به اینکه دخترش کمتر از دو سال سن دارد، نسبت به سلامت روحی و روانی و همچنین روند رشد او در محیط زندان ابراز نگرانی کرده و نوشته است: «دخترم زیر دو سال سن دارد و به شدت نگران سلامت روح و روان و وضعیت رشد او در زندان هستم و نمی‌دانم آزادی کی سهم ما خواهد شد.»
خان‌بیگی همچنین تأکید کرده است که زندان و محرومیت از آزادی حق دخترش، خود او و همسرش، بهفر لاله‌زاری، نیست و افزوده است که برای آزادی خود به تلاش ادامه خواهند داد.
این فعال مدنی در بخش دیگری از پیام خود اعلام کرده است که تاکنون هیچ وکیلی مسئولیت پرونده او و همسرش را بر عهده نداشته و از مسیر وکالت نیز حمایتی از آنان صورت نگرفته است.
رضوانه خان‌بیگی در پایان ضمن ابراز امیدواری نسبت به کوتاه بودن دوران حبس، از دوستان و همراهان خود خواسته است که این خانواده سه‌نفره را از یاد نبرند و برای آزادی آنان دعا کنند.

ـ رضوانه احمدخان بیگی و همسرش بهفر لاله زاری در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۲ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند و به زندان‌های قرچک ورامین و سپس اوین منتقل شدند. آنها در دی ماه همان سال به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و تبلیغ علیه نظام به ۱۰ سال زندان محکوم شدند. این حکم در اسفندماه تأیید شد و سپس به ۲۰ ماه کاهش یافت. هر دو پیش‌تر نیز سابقه بازداشت و حبس داشته‌اند.

خانم خان احمد بگیر تا آخرین ماه بارداری در زندان به سر برد و پس از آن به او مدتی توقف حکم دادند. (یعنی از حبس او کم نکردند) حالا او را فراخوانده‌اند برای اینکه ادامه حبس خود را بگذراند. این در حالیست که او یک مادر است.
در طی چند سال گذشته بارها به خانه آنها حمله شد و خانه‌شان مورد تفتیش قرار گرفت و توسط بازجویان تهدید شد.

#رضوانه_احمدخانبیگی #رضوانه_بیگی #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
💔303🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

آزادی
کلام و اجرا: گروه رستاک - توماج

این اثر در تداوم راه جاویدنامان و خانواده‌های مقاومی که با رقص مقاومت در چهلم عزیزانشان بزرگترین ایستادگی را در برابر جانیان انجام دادند، اجرا شده است

در شرح این اثر آمده است:
«چهل روز از جنايت گذشته بود، به سختی نفس می‌كشيديم، اما سكوت نمی‌كرديم؛ مبادا که جانيان، سنگينی سينه‌هایمان را حس كنند، ناگهان بالاتر از واژه‌ی مقاومت را در مراسم جاويدنام‌ها ديديم. خانواده‌هايی كه در تلخ‌ترين مراسم ايران و دردناک‌ترین لحظه‌هایشان، رقصِ مقاومت كردند، و اين بزرگترين ايستادگی‌ِ ممكن در برابر جانيان بود. اين اثر ادامه‌ی راه پيشواهای ماست، به سوی آزادی.»

در این اثر بر روی ارزش‌های آزادی و اصولی که در فردای آزادی از رژیم ملایان انتظار می‌رود در ایران برقرار شود، تاکید شده است.


#ایران #آزادی #رستاک #توماج_صالحی #هنر_اعتراض

@Tavaana_TavaanaTech
🕊259💔4
در میانه افزایش تنش‌ها و نگرانی‌ها از گسترش درگیری‌های منطقه‌ای، ۲۶۸ کنشگر سیاسی و مدنی، استاد دانشگاه و نماینده پیشین مجلس با صدور بیانیه‌ای اعلام کردند که مردم ایران خواهان جنگ نیستند و حق دارند در صلح، امنیت و زندگی شرافتمندانه به سر ببرند.

این بیانیه به شرح زیر است:

جنگ نمی‌خواهیم

بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی، مدنی، اساتید دانشگاه و نمایندگان سابق مجلس و …

هم‌میهنان و هم‌نوعان در سراسر جهان

ما، امضاکنندگان این بیانیه و همه شهروندان ایرانی، حق داریم در صلح و امنیت، زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشیم.

صلح، موهبتی الهی و حقی بشری است. کمینهِ بهره‌مندی از صلح، خاتمه کامل و قطعی جنگ و پایان دادن به هرگونه تهدید، نفرت‌پراکنی و جنگ‌افروزی است.

ما بر این باوریم که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان صلح و برخورداری از حق زندگی شایسته‌اند. بنابراین، از آنجا که هیچ تصمیمی نباید برخلاف اراده ملت بر کشور حاکم شود ـ و این اراده همواره از طریق مراجعه به آرای عمومی قابل احراز است ـ مؤکداً به همه دولت‌ها و گروه‌های نظامی درگیر در مخاصماتِ ادامه‌دار اخیر در خاورمیانه و نیز تمامی کنشگران جامعه جهانی یادآور می‌شویم که نقض این حق مسلم ایرانیان، جنایتی بزرگ در حق ملتی است که جنگ نمی‌خواهد و طرفدار صلح است.

ما، علی‌رغم همه تفاوت‌هایمان، ندای “نه به جنگ” را سر می‌دهیم و تمامی هم‌وطنان خود را، فارغ از جنسیت، گرایش سیاسی و فکری، مذهب، قومیت و هرگونه تفاوت دیگر، صمیمانه فرامی‌خوانیم تا با تأیید این ندا، بر پژواک آن بیفزایند.

اگر پیل زوری وگر شیر چنگ
به نزدیک من صلح بهتر که جنگ (سعدی)

فهرست کامل اسامی امضاکنندگان
https://tinyurl.com/yj69v3jp

لازم به ذکر است، این بیانیه به دلیل محکوم نکردن آمریکا و اسرائیل مورد انتقاد جمعی از فعالان اصولگرا و اصلاح‌طلب حکومتی واقع شده است.

#جنگ #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
👍141💯1
گلشن فتحی، فعال مدنی، در یادداشتی از «خشونت افقی» به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل فرسایش جامعه مدنی ایران یاد کرده و بر ضرورت بازسازی اعتماد و اخلاق سیاسی تأکید کرده است:

«جامعه مدنی در ایران با بی‌اعتمادی سازمان‌یافته، ترور شخصیت، سم‌پاشی، و تبدیل کردن کنشگران به دشمن یکدیگر مواجه است که در واقع توصیف نوعی خشونت افقی است، خشونتی که به جای آن‌که از بالا به پایین اعمال شود، میان خودِ افراد جامعه و فعالان سیاسی بازتولید می‌شود.

بزرگ‌ترین آفت فعالیت سیاسی در ایران، تبدیل شدن فعالان به ابزار تخریب یکدیگر است.
در #ایران حکومت سال‌هاست فهمیده که برای شکست جامعه مدنی، نیازی به زندان‌های پر،احکام سنگین و سرکوب نیست.کافی است اعتماد را نابود کند. کاری کند که فعالان سیاسی به جای مبارزه با استبداد،وقت و انرژی خود را صرف متهم کردن،تحقیر و دریدن یکدیگر کنند.
فضای سیاسی ایران معمولا بیش از آن‌که میدان گفت‌وگو و نقد باشد، به باتلاق اتهام‌زنی،شایعه، دورویی،دروغ و ترور شخصیت تبدیل شده است. هر کس کمی بیشتر دیده شود،یاصدایش بلندتر باشد،یا اثرگذارتر باشد، به سرعت هدف ماشین تخریب قرار می‌گیرد. انهم نه با سند و استدلال، با زمزمه های درگوشی و کنایه، برچسب و سم‌پاشی.

متاسفانه بسیاری از فعالان، قبل از آن‌که از خود بپرسند آیا این اتهام درست است؟اصلاً به این فکر نمی‌کنند که راویِ این اتهام چه کسی است و چه منافعی دارد. راویان بازوهای نظام دربین ما هستند!! در ایران که نهادهای امنیتی دهه‌ها روی نفوذ، تخریب، تفرقه و بی‌اعتبارسازی مخالفان سرمایه‌گذاری کرده‌اند، ساده‌لوحانه است اگر تصور کنیم هر شایعه‌ای صرفاً از دل اختلافات شخصی بیرون می‌آید.

اینجا برای یک فعال سیاسی تقریباً هیچ وضعیت بی‌اتهامی وجود ندارد
اگر محتاط باشی،می‌گویند امنیتی و معامله‌گری.
اگر صریح باشی، عقده دیده شدن داری.
اگر زندان بروی، نمایش و پروژه است.
اگر درباره زندان حرف بزنی، دنبال شهرتی.
اگر زیر فشار سنگین حرف نزنی، چیزی برای گفتن نداری و همه‌چیز دروغ بوده.
اگر مستقل بمانی، رانتی یا متوهمی.
اگر ائتلاف کنی، می‌گویند فروخته شدی.

اتهام درواقع ابزار کنترل است.

بخشی از فعالانی که سال‌ها سیاست را به باند و حلقه و سهم‌خواهی تقلیل داده‌اند، هر صدای مستقلی را که در چارچوب آن‌ها نگنجد، با تحقیر و حذف پاسخ می‌دهند! توهم دارند که سیاست سهم آن‌هاست. در سوی دیگر، بخشی از براندازان و اصلاح طلبان پرسر و صدا، بدون دانش، مسئولیت و اخلاق سیاسی، هر مخالفی را جاسوس، نفوذی، خائن یا پروژه‌ای می‌خوانند. نتیجه این دو قطب ظاهراً متضاد، یک چیز است ویران کردن امکان اعتماد عمومی.

درواقع بسیاری از کسانی که خود را قشر روشنفکر می‌دانند، در عمل به بازتولید همان فرهنگی کمک می‌کنند که استبداد از آن تغذیه می‌کند، فرهنگ بدگمانی دائمی، حذف، تحقیر و لذت بردن از سقوط دیگری.
جمهوری اسلامی بارها نشان داده که در ایجاد شکاف میان فعالان مدنی و سیاسی مهارت دارد. وقتی مخالفان به جان هم می‌افتند،حکومت بدون هزینه پیروز می‌شود. وقتی هر فعال، دیگری را متهم می‌کند، سود واقعی را دستگاه سرکوب می‌برد.

استبداد زمانی قدرتمند می‌شود که قربانیانش به سربازان بی‌مزدِ تخریب یکدیگر تبدیل شوند.
من از تجربه‌ای تلخ خودم می‌گویم. سال‌ها علیه من سم‌پاشی شد، اتهام ساختند، روایت جعل کردند و آدم‌هایی که بعدها فهمیدم سرشان در آخور همان سیستمی بوده که ادعای مبارزه با آن را داشتند.

ترور شخصیت، یکی از مؤثرترین سلاح‌های حکومت‌های تمامیت‌خواه است.

به همین دلیل، امروز معتقدم کسانی که حرفه‌شان پشت سر دیگران حرف زدن، اتهام ساختن و پخش کردن شایعه است، نباید به مرکز فضای سیاسی تبدیل شوند. باید از آن‌ها فاصله گرفت، نه این‌که به آن‌ها تریبون یا فضا داد. آنها عمله ظلم هستند، حتی اگر فلان زندانی سیاسی باشند
اگر درباره کسی که حرف‌ها و مواضعش را ارزشمند می‌دانیم، موج تخریب و اتهام آغاز شد، وظیفه ما این است که بررسی کنیم، مستقیم گفت‌وگو کنیم و اجازه ندهیم شایعه جای حقیقت را بگیرد.
جامعه مدنی بدون اعتماد، فقط مجموعه‌ای از افراد خسته و پراکنده و ناامبد است و حکومت‌های تمامیت‌خواه دقیقاً همین را می‌خواهند… مردمی که به هیچ‌کس اعتماد نکنند، فعالانی که همدیگر را نابود کنند، و مخالفانی که پیش از رسیدن به حذف دیکتاتور، خودشان یکدیگر را حذف کرده باشند.
استبداد با باتوم و زندان دوام نمی‌آورد.. با دروغی دوام می‌آورد که ما بدون تحقیق بازنشر می‌کنیم، اتهامی که بدون سند می‌پذیریم، و نفرتی که علیه نزدیک‌ترین هم‌سنگران خودمان تولید می‌کنیم.

و امروز، در کنار مبارزه برای آزادی، یکی از ضروری‌ترین وظایف ما این است که با اخلاق سیاسی و بازسازی اعتماد، جامعه مدنی را از بیماریِ لذت بردن از تخریب یکدیگر نجات دهیم.»

@Tavaana_TavaanaTech
20👌10🕊3👍1