آموزشکده توانا
50.5K subscribers
40.3K photos
41.5K videos
2.57K files
21.5K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
از عربده تا قمه؛
خیابان در صحنه نمایش خشونت

روایت یک شهروند مشهدی:
این شب‌ها، برخی خیابان‌های مشهد به صحنه‌ای از ارعاب و تهدید شهروندان بدل شده. در ساعاتی از شب، با محدود شدن مسیرهایی چون بلوار احمدآباد و چند خیابان اطراف، فضای شهر حال‌وهوایی متفاوت به خود می‌گیرد؛ در این میان یگان‌های موتور سوار با اسلحه جنگی در شهر نمایش قدرت می‌دهند؛ حال‌وهوایی که برای بسیاری از ساکنان، به ویژه کودکان ناآشنا و نگران‌کننده است.
در این میان، صداهای بلند، هیاهو و رفتارهایی که رنگی از خشونت دارند، بیشتر به چشم می‌آیند. گزارش‌ها و مشاهدات از حضور گروه‌هایی حکایت دارد که با رفتارهای تحریک‌آمیز، از عربده‌کشی تا نمایش قمه، خیابان را از یک فضای عمومی به صحنه‌ای پرتنش بدل می‌کنند. در چنین وضعیتی، احساس امنیت، که باید بدیهی‌ترین حق شهروندان باشد، به‌تدریج تضعیف می‌شود.
در فضای پرتنش این روزها، همزمانی این رخدادها با تحولات منطقه‌ای از جمله تنش‌ها با اسرائیل و ایالات متحده آمریکا باعث شده برخی شهروندان این وضعیت را نه صرفاً به‌عنوان رخدادهایی پراکنده، بلکه در چارچوبی گسترده‌تر تفسیر کنند. در میان این برداشت‌ها، گاه این نگرانی شنیده می‌شود که فشارها و نمایش‌های خیابانی، به‌نوعی تخلیه تنش به درون جامعه باشد؛ برداشتی که حتی اگر محل اختلاف باشد، نشان‌دهنده سطحی از بی‌اعتمادی و اضطراب در افکار عمومی است.
از سوی دیگر، حافظه جمعی هنوز از وقایع تلخ اخیر فاصله نگرفته است. رخدادهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، برای بسیاری یادآور روزهایی است که خشونت به شکلی گسترده‌تر تجربه شد؛ زخمی که به نظر می‌رسد همچنان در ذهن و احساس مردم تازه است و در قضاوت آنان نسبت به تحولات امروز نقش دارد.
این صحنه‌ها، برای بخشی از حافظه تاریخی ایران نیز بی‌سابقه نیست. در مقاطعی از تاریخ معاصر، از جمله در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حضور گروه‌های خیابانیِ خشن در تحولات سیاسی نقش‌آفرین بوده است؛ چهره‌هایی مانند شعبان جعفری که در ادبیات عمومی به «شعبان بی‌مخ» شهرت یافت، نمادی از چنین الگوهایی به شمار می‌روند.
اشاره به این پیشینه، تلاشی است برای دیدن الگوها: هرجا که مرز میان «امنیت» و «نمایش قدرت» مخدوش شود، خیابان از کارکرد طبیعی خود فاصله می‌گیرد. آنچه باید محل عبور، زندگی و تعامل روزمره باشد، به صحنه‌ای برای نمایش تنش بدل می‌شود.
پرسش اینجاست: آیا می‌توان از دل چنین فضاهایی، احساس امنیت یا حتی اقتدار پایدار را بازسازی کرد؟ شاید دقیق‌تر آن باشد که بگوییم این‌گونه وضعیت‌ها، بیش از آنکه نشانه ثبات باشند، می‌توانند بازتاب نوعی بی‌قراری در رابطه میان جامعه و ساختار قدرت تلقی شوند.
خیابان، در نهایت، آینه‌ای از حال جامعه است. وقتی این آینه تصویری آشفته نشان می‌دهد، مسئله فقط آنچه در خیابان رخ می‌دهد نیست؛ بلکه آن چیزی است که در پسِ آن، در سطحی عمیق‌تر، در حال شکل‌گیری یا فرسایش است.

#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
8

قدرت موشکی، ماشین اعدام
دو چهره یک سیاست؛ تلاشی بی‌حاصل برای مهار بحران‌های رو‌به‌گسترش

پیام همراهان

در روزهایی که ایران زیر سایه تنش‌های خارجی و تهدیدهای نظامی قرار دارد، انتظار می‌رود حاکمیت بیش از هر زمان دیگری به ترمیم شکاف‌های داخلی و بازسازی اعتماد عمومی بیندیشد. اما آنچه دیده می‌شود، مسیری متفاوت است: تأکید همزمان بر قدرت‌نمایی در بیرون و تشدید مجازات در درون.

نمایش توان موشکی، در روایت رسمی، ابزاری برای بازدارندگی و حفظ امنیت معرفی می‌شود. اما امنیت، تنها به مرزها محدود نیست. جامعه‌ای که در آن احساس عدالت و اعتماد تضعیف شود، حتی در سایه پیشرفته‌ترین تسلیحات نیز از ثبات پایدار برخوردار نخواهد بود. امنیت، پیش از آن‌که به برد موشک‌ها وابسته باشد، به عمق پیوند میان مردم و حاکمیت گره خورده است.

در سوی دیگر، خبرهایی که این روزها از صدور و اجرای احکام اعدام به گوش می‌رسد، تصویری متفاوت از مواجهه با بحران‌های داخلی ارائه می‌دهد. اعدام، نه امکان جبران دارد و نه مجالی برای اصلاح. این ابزار، اگرچه ممکن است در کوتاه‌مدت سکوتی تحمیلی ایجاد کند، اما در بلندمدت، بر عمق شکاف‌ها می‌افزاید.
اعدام، فقط پایان یک زندگی نیست؛ شکستن یک خانواده و زخمی تازه بر حافظه یک جامعه است.

هم‌زمانی این دو رویکرد؛ (قدرت‌نمایی خارجی و سرکوب داخلی) کمتر نشانه اقتدار است و بیشتر نشانه بن‌بست. بن‌بستی که در آن، به جای رویارویی با ریشه‌های نارضایتی، از ابزارهای سخت برای مهار پیامدها استفاده می‌شود؛ ابزارهایی که بارها نشان داده‌اند توان حل بحران را ندارند، بلکه آن را به تعویق می‌اندازند و عمیق‌تر می‌کنند.

تاریخ بارها تکرار کرده است: هیچ جامعه‌ای تنها با تکیه بر زور و ترس به ثبات نرسیده است. گفت‌وگو، پاسخ‌گویی، و به رسمیت شناختن مطالبات شهروندان، مسیرهایی دشوار اما ماندگارند. نادیده گرفتن این مسیرها، شاید نظمی ظاهری بسازد، اما هزینه‌های پنهان آن، دیر یا زود، آشکار خواهد شد.

امروز پرسش اصلی این نیست که یک حکومت تا چه اندازه ابزار قدرت در اختیار دارد، بلکه این است که چگونه از آن‌ها استفاده می‌کند. آیا این ابزارها در خدمت کاهش رنج و حفظ کرامت انسانی‌اند، یا در مسیر تعمیق شکاف‌ها و تداوم بحران؟

جامعه‌ای که میان موشک و طناب دار تعریف شود، دیر یا زود چیزی از انسانیت خود را از دست خواهد داد؛ و این، بحرانی است که هیچ قدرتی قادر به مهار آن نخواهد بود.

ـ متن بالا را یکی از مخاطبان توانا از داخل ایران فرستاده است.

نظر شما چیست؟

#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

روایت مهرزاد زارعی از یک داغ تازه؛ «پسرم را در آسمان کشتند، برادرم را در زمین»

مهرزاد زارعی، از خانواده‌های دادخواه جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی و پدر آراد زارعی، با انتشار یک ویدیو در شبکه‌های اجتماعی، از کشته‌شدن برادرش، صادق زارعی، در یک ایست‌ بازرسی توسط نیروهای بسیج خبر داده است.

او در این ویدیو، با اشاره به تجربه پیشین خود در از دست دادن فرزندش در جریان سرنگونی پرواز PS752، می‌گوید: «پسرم را در آسمان کشتند و برادرم را در زمین.»

زارعی در توضیح این ویدیو نوشته است که صادق زارعی در تاریخ ۳۰ مارس در شیراز و با شلیک نیروهای مستقر در ایست‌ بازرسی کشته شده است. به گفته او، با گذشت هفت روز از این واقعه، پیکر برادرش همچنان به خانواده تحویل داده نشده و حتی مشخص نیست که چه زمانی یا تحت چه شرایطی تحویل داده خواهد شد.

او همچنین از اعمال فشار بر خانواده‌اش خبر داده و نوشته است که از آن‌ها خواسته شده علت مرگ را به‌جای اصابت گلوله، مواردی مانند بیماری ثبت کنند.

مهرزاد زارعی در ادامه با لحنی اعتراضی تأکید کرده است: «این خون‌ها نه گم می‌شود و نه فراموش؛ نام قاتلان و آمران این جنایت ثبت خواهد شد و روز حساب آن‌ها خواهد رسید. ما نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.»

آقای زارعی پیش‌تر در جریان سرنگونی هواپیمای اوکراینی با موشک‌های سپاه پاسداران، فرزند دلبندش آراد را از دست داده بود.

این نخستین بار نیست که شهروندان ایرانی با شلیک بی ضابطه ماموران در ایست بازرسی‌ها کشته می‌شوند. به دلیل قطع اینترنت اخبار مربوط به چنین وقایعی دیر مخابره می‌شود. با توجه به آنکه در جنگ ۱۲ روزه هم تعداد نسبتا زیادی از هموطنان اینگونه جانشان را از دست دادند، بعید نیست که در جنگ اخیر هم که حالا ۳۸ روز از آن گذشته، تعداد زیادی از هم‌میهنان توسط نیروهای بسیجی در لیست‌های بازرسی کشته شده باشند.

به مهرزاد عزیز، صمیمانه تسلیت می‌گوییم.

#جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی


@Tavaana_TavaanaTech
💔104
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در دوران جنگ، سالمندان، معلولان و کودکان (به خصوص کودکان با شرایط خاص مثل اوتیستیک) آسیب‌پذیرترین اقشار هستند.
افرادی که نباید فراموششان کنیم.

گلشن فتحی، در اقدامی زیبا، ساندویچ الویه درست کرده، کیک تهیه کرده و رفته به آسایشگاه معلولان

او ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

«اگر #جنگ سنگین‌تر شد، اگر برق‌ها رفت،
اگر صداها بلندتر و تاریکی عمیق‌تر شد،
اگر همه‌چیز در هیاهوی بقا گم شد…

فراموش نکنید فراموش‌شده‌ترین‌ها را.

آن‌هایی که حتی پیش از جنگ هم در حاشیه‌ی جهان ایستاده بودند
کودکان و بزرگسالانی با معلولیت‌های ذهنی،
که جهان را ساده‌تر، بی‌واسطه‌تر، و گاهی ترسناک‌تر از ما تجربه می‌کنند.

برای آن‌ها، هر صدای ناگهانی یک فروپاشی‌ست،
هر خاموشی، گم شدنِ کامل جهان، و هر نبودِ آغوش، یک تنهایی بی‌انتها.

آن‌هابیش از نان و دارو، تشنه‌ی امنیت‌اند،
تشنه‌ی لمسِ آرام،تشنه‌ی مهربانیِ بی‌دلیل.

در جهان ما امنیت به آنی فرو می‌ریزد،این ما هستیم که معنا را نگه می‌داریم با یک نگاه،با یک دست گرفتن، با یادآوریِ اینکه هیچ انسانی نباید از دایره‌ی توجه حذف شود.

اگر همه‌چیز از بین رفت، اگر حتی نام‌ها و نشانه‌ها محو شدند، بگذارید یک چیز باقی بماند
اینکه ما کسی را تنها نگذاشتیم.

معلولین ذهنیِ این سرزمین قربانیانِ بی‌صدای این بحران‌اند
این جهان کمتر صدایشان را شنیده است.

یادشان کنید، کنارشان بمانید، و نگذارید در تاریکی، بی‌پناه‌تر از همیشه، گم شوند.»


ـ اگر برایتان مقدور است، حتی با دست خالی هم شده به دیدار سالمندان و معلولان بروید، با آن‌ها حرف بزنید، آغوشی باز برایشان داشته باشید.
حواستان به افرادی که کار و درآمد خود را از دست داده‌اند، باشد و به آن‌ها کمک برسانید. به خصوص به کارگران و افراد زحمتکش ...
خانواده‌های دادخواه و خانواده‌های کشته‌شده‌‌های غیر نظامی جنگ هم سر بزنید. هوای همدیگر را داشته باشیم.
#تهران #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
12💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
«این دست انتقام الهی است که از آستین ترامپ درآمده؟»
نامه‌ای از یکی از هم‌میهنان مسلمان*

طرح پوستر حنیف بهاری

...در قرآن، داستان‌های اقوامی آمده که به خشم و قهرِ الهی دچار شدند. همه برادران و خواهران شیعه من، داستان قوم نوح و عاد و ثمود را خوانده‌اند که به دلیل لجاجت در ظلم و فساد و غرور نابود شدند. اما چگونه نابود شدند؟ مگر خدا خود آشکارا به زمین آمد و آنان را به قهر و غضب خود گرفت؟ خیر. یک‌بار باد فرستاد، یک‌بار سیل فرستاد، یک بار صدای گوشخراشی، شاید شبیه به انفجار. این درس عبرتی بود برای مومنین: خداوند اراده‌اش را از جایی جاری می‌کند که کسی گمان نمی‌برد. این سنت الهی است؛ و قرآن به ما آموخته: «لن تجدوا لسنت الله تبدیلا». [خدا روش خود را عوض نمی‌کند - سوره فاطر، آیه 43]

من کودک بودم که این داستان‌ها را برایم گفتند و از بزرگترهایم می‌پرسیدم یعنی آن‌ها حتی تا آخرین لحظه بر فساد و ظلم پافشاری کردند؟ چرا فکر نکردند که اشتباه بزرگی مرتکب می‌شوند؟ یک لحظه‌ هم فکر نکردند که شاید آن‌ها هستند که باید در افکار خود تجدیدنظر کنند؟ چرا به حرف خیرخواهان گوش ندادند؟ و چرا صبر خدا تمام شد؟ آنها به من خردسال میگفتند که خدا چند بار به انسان هشدار می‌دهد و اگر هدایت نشد، غضبش او را می‌گیرد. اما دست غضب خدا از آستین کسی بیرون می‌آید که شما فکرش را هم نمی‌کردید. این روش خدا است از قدیم. (...)**

نظام جمهوری اسلامی از روز استقرار به مردم وعده دروغین داد و ظلم کرد. غصب کرد. مصادره کرد. شکنجه کرد. خدعه کرد. فساد کرد. مردم بیچاره اسیر ایران را فقیر کرد. چپاول کرد. اسلام را نابود و بی‌حرمت کرد.

(...) ما هم هشدار دادیم. انذار کردیم. امر به معروف کردیم. هر بار گفتیم، یا انکار شنیدیم، یا وعده‌های دروغین اصلاح، یا پاسخ شنیدیم: «دیگران هم بدترند». گفتند آمریکا هم جنایت کرده—اما مگر اگر دیگری خطا کرد، ما هم مجازیم؟ آیا با این منطق، می‌توان هر کاری را توجیه کرد؟

آن سال که آقای ترامپ خبر از شرکت در انتخابات داد، فراموش نمی‌کنم بسیاری به او خندیدند. کسی باور نمی‌کرد یک تاجر متمول بیاید بشود رئیس جمهور آمریکا. اما شد آن‌چه شد. (...) من همان روز که متوجه شدم موضع تند این فرد در برابر جمهوری اسلامی چیست سریع به یاد همین داستان‌های قرآن افتادم و گفتم شاید دست انتقام الهی است که کسی مانند او را به چنین جایگاهی رسانده است.

دست عدالت الهی از آستین کسی بیرون آمده که روز اول خیالش را هم نمیکردیم رییس جمهور شود، خیال نمیکردیم سردار نظام امام زمان را نابود کند و ما حتی یک سرباز از آنها نتوانیم بگیریم . بعد هنیئه را زدند، نصرالله را زدند، سوریه از دست رفت فرماندهان نظام را. زدند اینها اگر اراده الهی نیست پس چیست. شاید هم مسئله خود او نیست، بلکه این است که گاهی هشدارها از جایی می‌آید که ما حاضر نیستیم آن را ببینیم. خدا چند بار هشدار می‌دهد، و بعد می‌زند.

(...) اما شما به عوض عبرت، اصرار بر ظلم و بغی کردید. آن از اعدامها، از کهریزک، که عاملینش را مجازات نکردند و به ریش مردم خندیدید. آن تز کوی دانشگاه. آن از توسری زدن به خاطر حجاب و روزه. آن از غصب و فساد اقتصادی وقتی مردم گرسنه و فقیر بودند و به زباله گردی افتادند. آنداز امثال فرزندان ولحرج و عیاش مسئولین.

بعد ما را متهم کردند، به بی‌بصیرتی. ما زود فهمیدیم که این نظام از ریشه باید برود. ما گفتیم در عصر غیبت ، بسیاری از علما بزرگ از دخالت دین در قدرت پرهیز کردند. گفتیم مگر امام علی خود برای حفظ حقیقت از حق مسلمش گذشت؟ آن که خلافت بلافصل پیغمبر بود علی از آن گذشت کرد شما از قدرت غصبی خودتان نمی گذرید. لابد فکر میکنید ولایت جعلی شما که همانا بر اساس فهم آخوندی مثل خمینی بود از ولایت علی ارجح و اولی است. (...)

اما خدا به دل ها مهر می‌زند حالا هر چقدر گریه کنید که اگر من به راه خطا رفتم ای خدا بیا مرا اصلاح کن، چون در خطا لجاجت کردید خدا گوش نخواهد کرد و شما را به سمت اشتباه بیشتر هل می‌دهد اما شما فکر میکنید که دارید کار درست را می‌کنید اما نابودی شما در آن است.

برای من این واپسین نامه است و برای شما این از سمت من اتمام حجت. اتمام حجت چرا که حال که این نامه را بخوانید، دیگر نخواهید توانست در محضر عدل الهی بگویید من نمی‌دانستم و کسی به من نگفته بود. این آخرین دم از امتحان الهی را باید همه درک کنند.



*مطالب منتشر شده از سمت همراهان بیان‌گر دیدگاه گفت‌وشنود نیست.
**به دلیل طولانی بودن بخش‌هایی از نامه حذف شده است.

#انتقام #جنگ #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👌81
Forwarded from گفت‌وشنود
🔶محمدحسن ابوترابی‌فرد، امام جمعه تهران گفت: «سیاست جمهوری اسلامی، ادامه مسیر پیشین و حمایت از محور مقاومت در برابر دشمنان است و این راه با قدرت ادامه خواهد یافت.» او افزود: «ملت ما همچنان در ابتدای راه برای تحقق کامل دولت اسلامی قرار دارد.»
او ادامه داد: «برخورداری از نیروی زمینی، هوایی و دریایی قدرتمند، عامل عزت‌آفرین برای کشور است و این قدرت باید در جهت بازدارندگی به کار گرفته شود، نه کشورگشایی.»


🔷این نوع نگاه ایدئولوژیک که تحت عنوان «محور مقاومت» و ادامه یک مسیر تعریف‌شده ارائه می‌شود، در عمل کشور را طی دهه‌های گذشته به سمت عمیق‌ترین بحران‌ها سوق داده است؛ از درگیری‌های پرهزینه و تنش‌های مستمر منطقه‌ای گرفته تا آتش جنگ‌های ویرانگر. نتیجه این رویکرد، هدررفت گسترده منابع مالی ملی بوده که می‌توانست صرف توسعه، رفاه و بهبود شرایط زندگی مردم شود، اما در عوض به گسترش فقر، شکاف طبقاتی و فرسایش اقتصادی انجامیده است. علاوه بر این، چنین سیاستی ایران را در سطح منطقه‌ای و جهانی با نوعی انزوا و بی‌اعتمادی مواجه کرده و فرصت‌های تعامل سازنده را از بین برده است. در واقع، آنچه به‌عنوان یک «راهبرد» مطرح می‌شود، بیش از آنکه مبتنی بر منافع واقعی مردم باشد، به یک بازی ایدئولوژیک شباهت دارد که هزینه‌های آن مستقیما بر دوش جامعه گذاشته شده؛ جامعه‌ای که نه‌تنها با این مسیر همدل نیست، بلکه به‌طور ملموس از پیامدهای آن آسیب می‌بیند.

#جنگ #حکومت_ایدئولوژیک #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صداوسیمای جمهوری اسلامی در برنامه‌های اخیر خود با حضور چهره‌های امنیتی از جمله حسین یکتا، از فرماندهان سپاه پاسداران، و علیرضا رحیمی، دبیر شورای عالی جوانان و نوجوانان دولت پزشکیان، از مردم خواسته است کودکان و جوانان را به مکان‌هایی مانند ایست‌های بازرسی و نیروگاه‌ها بفرستند؛ مکان‌هایی که به‌دلیل افزایش احتمال حملات نظامی، در معرض خطر قرار دارند. این درخواست عملاً به معنای قرار دادن غیرنظامیان، به‌ویژه نسل جوان، در موقعیتی شبیه به سپر انسانی برای محافظت از این مراکز است.

حکومتی که شر ویران‌گر است، با سیاست‌های خود کشور را در معرض تخریب زیرساخت‌ها و نابودی منابع قرار داده است. سیاست‌هایی که مردم در آن‌ها نقش نداشته‌اند و اصولا انتقاد از این سیاست‌ها خط قرمز رژیم بوده است. حالا در یک رفتار جنون‌آمیز می‌خواهد از مردم به ویژه کودکان به عنوان سپر انسانی استفاده کند. برای این رژیم نه ایران و نه ایرانی اهمیتی ندارد. جان و مال و زندگی ایرانیان را به گروگان گرفته است و کشور را به ورطه جنگ انداخته است.

#جنگ #سپر_انسانی #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
👍61💔1
دریغ است ایران که ویران شود
زیرساخت ایران ارث پدری هیچ کسی نیست، متعلق به ملت ایران است


جنگ، ویرانی به‌همراه دارد و هیچ انسان وطن‌دوستی نمی‌تواند از تخریب زیرساخت‌های کشور دفاع کند. زدن زیرساخت‌ها، چه کوچک و چه بزرگ، فاجعه‌ای است که سال‌ها طول می‌کشد جبران شود و فشارش مستقیماً بر دوش مردم می‌افتد؛ مردمی که نه در تصمیم‌گیری‌ها نقشی داشته‌اند و نه از نتایج آن بهره‌ای برده‌اند.

اما آنچه امروز ایران را در معرض چنین خطری قرار داده، یک عامل روشن دارد: جمهوری اسلامی. حکومتی که طی ۴۷ سال با کوبیدن بر طبل جنگ، دخالت‌های پرهزینه و سیاست‌های تنش‌زا، کشور را به این نقطه رسانده است. پروژه غنی‌سازی اورانیوم تا سطوحی که توجیهی جز کاربرد نظامی برای آن متصور نبود، و صرف صدها میلیارد دلار از منابع کشور در این مسیر، بخشی از این روند است؛ منابعی که می‌توانست صرف آبادانی و رفاه مردم شود.

در کنار آن، حمایت مالی و نظامی از گروه‌هایی مانند حماس، حزب‌الله، حوثی‌ها و حشدالشعبی تحت عنوان «محور مقاومت»، برنامه‌ریزی برای درگیری‌های منطقه‌ای، هدایت یا نسبت داده شدن به عملیات‌های تروریستی در کشورهای مختلف، نوشتن شعار نابودی اسرائیل بر موشک‌ها و صرف هزینه‌های کلان برای حمایت از حکومت سوریه با عنوان «دفاع از حرم»، همگی ایران را در مسیر یک تقابل پرهزینه و خطرناک قرار داده‌اند.

در تمام این سال‌ها، مردم ایران هیچ نقشی در این تصمیم‌ها نداشته‌اند. این حوزه‌ها همواره خط قرمز حکومت بوده و حتی رسانه‌ها و روزنامه‌ها نیز اجازه نقد و اظهار نظر آزاد درباره آن‌ها را نداشتند. در نتیجه، هزینه سیاست‌هایی که بدون رضایت مردم اتخاذ شده، امروز به شکل تهدیدی گسترده علیه زندگی و آینده آن‌ها بازگشته است.

زیرساخت‌های ایران، دارایی ملت است، نه ابزار بازی‌های سیاسی و نظامی. اما این حکومت نشان داده که برای بقای خود، حتی حاضر است کشور را به سمت ویرانی بکشاند. از نابودی منابع آب و محیط‌زیست تا فرسایش صنعت، اقتصاد و سرمایه انسانی، روندی که سال‌ها ادامه داشته، امروز در قالب خطر جنگ به اوج خود رسیده است.

جمهوری اسلامی نه‌تنها امروز، بلکه در تمام این سال‌ها زیرساخت‌های ایران را تضعیف و تخریب کرده و اکنون نیز کشور را به مسیری سوق داده که می‌تواند به یک فاجعه تمام‌عیار ختم شود.


در چنین شرایطی، بی‌تفاوتی جایز نیست؛ اما بیش از هر چیز، نیازمند نگاهی مسئولانه و همبستگی واقعی هستیم. این زمانِ متهم‌کردن یکدیگر یا عمیق‌تر کردن شکاف‌ها نیست. جنگ نه با خواست مردم آغاز شده و نه سرنوشت آن در دست مردم رقم خورده، اما آنچه می‌تواند آینده را تغییر دهد، اراده جمعی مردم برای پایان‌دادن به ریشه‌های این ویرانی است.

ایرانیان، با هر نگاه و گرایشی، اگر به جای تقابل با یکدیگر، به سوی درک متقابل و همدلی حرکت کنند، می‌توانند نیرویی بسازند که از هر بحران و تهدیدی قدرتمندتر است. حتی آنانی که امروز، از سر نگرانی و دلسوزی برای ایران، به حکومت نزدیک شده‌اند، مخاطب این دعوت‌اند: دفاع از حکومتی که کشور را به این مسیر کشانده و در طول سال‌ها جان و زندگی هزاران ایرانی را گرفته، راه نجات ایران نیست.

ایران، میهن همه ماست؛ نه متعلق به یک جریان، نه در انحصار یک قدرت. حتی آنان که امروز تحت تأثیر روایت‌ها و تبلیغات رسمی حکومت قرار کرفته‌اند، بخشی از همین ملت‌اند و می‌توانند در مسیر نجات کشور نقش داشته باشند. آینده ایران، تنها با کنار گذاشتن مرزبندی‌های فرساینده و با ایستادن در کنار یکدیگر ساخته می‌شود.

نجات ایران، در گرو همین همبستگی است؛ همبستگی‌ای که بتواند رژیمی که منشأ این چرخه تخریب و شر ویران‌گر است را متوقف کند و کشور را از مسیری که به سوی نابودی می‌رود، بازگرداند.

#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنگ #ایران #همبستگی #نجات_ایران

@Tavaana_TavaanaTech
👍92
گزارش‌هایی از تشدید بحران در زندان اوین در شرایط جنگی؛ از کمبود دارو، غذا و خدمات درمانی تا بی‌توجهی به پرونده‌ها و تردد مسئولان زندان با سلاح جنگی!


بر اساس اطلاعات دریافتی از زندان اوین، شرایط نگهداری زندانیان به‌ویژه در هفته‌های اخیر با وخامت چشمگیری همراه بوده و نگرانی‌ها درباره وضعیت معیشتی، بهداشتی و درمانی آنان افزایش یافته است.

طبق این گزارش‌ها، روند رسیدگی به پرونده‌های قضایی بسیاری از زندانیان با اختلال جدی مواجه شده است. به‌گونه‌ای که برخی بازداشت‌شدگان، ماه‌ها در بلاتکلیفی به‌سر می‌برند بدون آنکه حکمی برای آن‌ها صادر نشده، همچنین درخواست‌هایی مانند مرخصی یا آزادی زندانیان نیز بدون پاسخ مانده است.

همزمان، کمبود اقلام بهداشتی و شوینده به یکی از مشکلات جدی زندانیان تبدیل شده است. اقلامی نظیر مسواک، خمیر دندان، شامپو و سایر ملزومات اولیه به میزان کافی در دسترس نیست و جیره غذایی زندانیان نیز کاهش یافته است.

در حوزه درمان، گزارش‌ها حاکی از کمبود گسترده دارو، چه برای بیماری‌های خاص و چه بیماری‌های عمومی است. همچنین روند دریافت دارو از سوی خانواده‌ها با برخوردهای سلیقه‌ای و محدودیت‌های شدید همراه شده و در بسیاری موارد، دارو به دست زندانیان نمی‌رسد.

نبود خدمات تخصصی پزشکی از جمله دندانپزشکی، مشکلات جدی برای زندانیان ایجاد کرده است. گزارش شده که بسیاری از زندانیان از دردهای شدید دندان و بیماری‌هایی نظیر مشکلات کلیوی رنج می‌برند، بدون آنکه خدمات درمانی لازم دریافت کنند.

همچنین اعزام زندانیان به مراکز درمانی خارج از زندان به‌شدت محدود شده و تنها در شرایط بسیار وخیم و اضطراری که به به سر حد مرگ رسیده باشند، اعزام انجام می‌شود؛ موضوعی که سلامت زندانیان را با خطر جدی مواجه کرده است.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است که از ابتدای جنگ، زندانیان در سالن‌های جداگانه محبوس شده‌اند و محدودیت‌های بیشتری بر آن‌ها اعمال شده است.

افزون بر این، حضور و تردد مقامات ارشد زندان با سلاح‌های جنگی تمام‌اتوماتیک، از جمله یوزی و کلاشینکف، فضای زندان را به‌شدت امنیتی و ملتهب کرده است.

مجموع این شرایط، تصویری نگران‌کننده از وضعیت زندان اوین ترسیم می‌کند و بر ضرورت توجه فوری نهادهای مسئول و نهادهای حقوق بشری به وضعیت زندانیان تأکید دارد.

وضعیت زندان‌های دیگر احتمالا از اوین بدتر است.

این در حالی است که بارها فعالان حقوق بشر، نسبت به وضعیت زندانیان در شرایط جنگی هشدار داده و خواهان آزادی یا مرخصی زندانیان سیاسی و عقیدتی شده‌اند.

#زندان_اوین #جنگ

@Tavaana_TavaanaTech
💔11
تعلیق حمله به ایران؛ ترامپ از آتش‌بس دو هفته‌ای و پیشرفت در مذاکرات صلح خبر داد

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا گفت که حمله به زیرساخت‌های انرژی و پل‌ها در ایران را به مدت دو هفته به عقب انداخته است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال اندکی بیش از یک ساعت مانده به ضرب‌الاجلی که برای جمهوری اسلامی تعیین کرده بود، از توافق برای تعلیق حمله نظامی به ایران به مدت دو هفته خبر داد و آن را «آتش‌بس دوطرفه» توصیف کرد.

ترامپ در این پیام اعلام کرد که این تصمیم پس از گفت‌وگو با شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، و عاصم منیر، فرمانده ارتش این کشور و به درخواست آن‌ها برای به تعویق انداختن عملیات نظامی اتخاذ شده است.

به گفته او، این تعلیق مشروط به موافقت جمهوری اسلامی ایران با «بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگه هرمز» است. ترامپ تأکید کرده که در صورت تحقق این شرط، بمباران و حمله به ایران به مدت دو هفته متوقف خواهد شد.

رئیس‌جمهور آمریکا همچنین مدعی شده که ایالات متحده به تمامی اهداف نظامی خود دست یافته و حتی از آن‌ها فراتر رفته است. او افزوده که گفت‌وگوها برای دستیابی به یک توافق «صلح پایدار با ایران» و نیز صلح در خاورمیانه در مراحل پیشرفته قرار دارد.

ترامپ با اشاره به دریافت یک «پیشنهاد ۱۰ بندی» از سوی ایران، آن را مبنایی قابل‌قبول برای ادامه گفت‌وگوها دانسته و گفته است که بخش عمده‌ای از اختلافات پیشین میان دو کشور برطرف شده است. به گفته او، دوره دو هفته‌ای آتش‌بس فرصتی برای نهایی‌سازی این توافق فراهم می‌کند.

او در پایان این پیام ابراز امیدواری کرده که این بحران طولانی‌مدت در آستانه حل‌وفصل قرار گرفته باشد.

#جنگ #ایران

@Tavaana_TavaanaTech
💔93

وقتی خبر آتش‌بس رسید!
روایت یک زندانی سیاسی سابق


خبر آتش‌بس، در ظاهر باید خبر خوبی باشد؛
یعنی توقف بمباران، خاموش شدن سلاح‌ها، و فرصتی برای نفس کشیدن.
اما برای من، این خبر بیش از آنکه آرامش بیاورد، نگرانی به همراه داشت.
نه از این جهت که جنگ چیز بدی نیست، هست، ویرانگر و بی‌رحم.
نگرانی من از جای دیگری می‌آید:
از این ترس که با پایان جنگ بیرونی، رنجی که در درون جریان دارد، نادیده گرفته شود.
وقتی خبر آتش‌بس را شنیدم، ذهنم به جای دیگری رفت؛
به روزهایی نه‌چندان دور، هجدهم و نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴ ،
به زخمی که هنوز تازه است و هنوز پاسخی برای آن داده نشده.
به یاد کسانی که دیگر نیستند، و کسانی که هنوز در سایه همان وقایع زندگی می‌کنند.
در همین روزها، خبرها چیز دیگری هم می‌گویند:
افزایش اعدام‌ها، احکام سنگین‌تر، و بازداشت‌هایی که پایان ندارند.
نام‌ها کمتر شنیده می‌شوند، اما سایه‌شان سنگین‌تر از قبل بر زندگی‌ها افتاده است.
از پشت میله‌ها، تصویر دنیا کمی متفاوت است.
آتش‌بس، آن‌گونه که باید، حس پایان نمی‌دهد.
بیشتر شبیه مکثی است در جایی دیگر، در حالی که این‌جا، چیز زیادی تغییر نکرده است.
برای من، کنار هم گذاشتن این دو تصویر آسان نیست:
از یک‌سو خبر آتش‌بس،
و از سوی دیگر، تداوم فشار، ترس، و بی‌پاسخی.
نگرانی من دقیقاً از همین‌جاست:
از اینکه مبادا آتش‌بس در بیرون، به عادی‌سازی وضعیت در درون منجر شود؛
و رنجی که پیش از جنگ هم وجود داشت، در سایه «پایان بحران» نادیده گرفته شود.
من از پایان جنگ ناراحت نیستم.
این نگرانی، نه از خاموش شدن سلاح‌ها، بلکه از شنیده نشدن صداهایی است که پیش از آن هم زیر فشار بودند.
شاید برای بسیاری، آتش‌بس یعنی بازگشت به زندگی عادی.
اما از این‌جا، این پرسش همچنان باقی است:
وقتی آنچه عادی نامیده می‌شود، خود سرشار از ترس و فشار است،
بازگشت به آن، دقیقاً چه چیزی را حل می‌کند؟
برای من، خبر آتش‌بس، بیش از آنکه پایان باشد،
یادآور پرسشی است که هنوز بی‌پاسخ مانده است:
آیا رنجی که در سکوت ادامه دارد هم روزی متوقف خواهد شد؟

#جنگ #نه_به_اعدام #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
5💔4
زیر سایه رژیم جمهوری اسلامی، کودکان آسیب‌پذیرترین افراد جامعه‌اند. کودکان در ایران، به‌جای فکر کردن به آینده، با این پرسش زندگی می‌کنند: «آیا زنده می‌مانم؟»
زندگی برای آن‌ها شبیه راه رفتن روی میدان مین است، و امیدهایشان پیش از آن‌که شکل بگیرد، می‌میرد.

طرح از سبکرو:
sabokro

#جنگ #کودکان #نه_به_جمهورى_اسلامى #هنر_اعتراض

@Tavaana_TavaanaTech
💔5
Forwarded from گفت‌وشنود
امام جمعه مشهد: مجتبی خامنه‌ای به رزمندگان پیام داده که این آتش‌بس دروغ است


احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد گفت: «️رهبر انقلاب از یک طرف به شورای عالی امنیت ملی اجازه دادند که آتش‌بس را قبول کنید و از طرف دیگر به رزمندگان پیام داده که این آتش‌بس دروغ است، دشمن به آن پایبند نمی‌ماند و جنگ را ادامه خواهد داد.»
او ادامه داد: «️شورای عالی امنیت ملی هم برای خنثی کردن توطئه آمریکا اعلام کرد که آتش‌بس را قبول می کنیم که نهایتا مشخص شد اصل آتش‌بس دروغ است و دشمن اهل آتش‌بس نیست.»


این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که علم‌الهدی طی چند هفته اخیر دیدگاه‌های متناقض از تقبیه‌ و منع مذاکره و پایان جنگ تا دیدگاه مثبت به آتش بس داشته و یک رویه نامتعادل و ناپایدار در این مورد به نمایش‌گذاشته است.

#علم_الهدی #جنگ #آتش_بس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خیابان در اختیار چه کسانی است؟
آنجا که صدا بلندتر است، نه لزوماً جمعیت بیشتر
!

پیام همراهان

این روزها و به ویژه پس از آتش بس خیابان‌ها پرند؛ اما آیا این به معنای حضور اکثریت است؟
در سطح شهر، صحنه‌هایی آشنا تکرار می‌شود: گروه‌های حامی حکومت که با آسودگی خیابان‌ها را می‌بندند، ترافیک ایجاد می‌کنند، پرده‌های بزرگ نصب می‌کنند، برنامه برگزار می‌کنند، هزینه‌های قابل‌توجهی صرف می‌کنند، چای و حتی غذا توزیع می‌کنند و نمادها را میان رهگذران پخش می‌کنند. این حضور، پررنگ و مداوم است؛ آن‌قدر که به‌سادگی می‌تواند به‌عنوان «صدای جامعه» تعبیر شود.
اما آنچه دیده می‌شود، لزوماً تمام واقعیت نیست.
خیابان، بیش از آن‌که آینه‌ی تعداد باشد، بازتاب «امکان حضور» است. وقتی یک گروه از سازماندهی، منابع و هزینه‌ی پایین‌تر برای حضور برخوردار است، می‌تواند فضا را اشغال کند و تصویری از برتری بسازد؛تصویری که ممکن است با نسبت‌های واقعی جامعه فاصله داشته باشد.
در مقابل، بسیاری دیگر غایب‌اند. نه لزوماً از سر رضایت، بلکه به‌دلیل محاسبه‌ی هزینه. وقتی حضور می‌تواند پیامدهای شغلی، اجتماعی یا شخصی داشته باشد، سکوت به انتخابی عقلانی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، پدیده‌ای شکل می‌گیرد که در ادبیات علوم اجتماعی به آن «مارپیچ سکوت» گفته می‌شود: هرچه یک صدا بلندتر و بی‌رقیب‌تر باشد، دیگران بیشتر به حاشیه رانده می‌شوند و سکوت گسترده‌تر می‌شود.
پیامد این وضعیت، شکل‌گیری نوعی «توهم اکثریت» است؛ حضوری که به‌دلیل تکرار و شدت، بزرگ‌تر از واقعیت به نظر می‌رسد، و سکوتی که به‌اشتباه به معنای همراهی تعبیر می‌شود.
نخبگان نیز اغلب بیرون از این صحنه می‌مانند. نه فقط به‌دلیل تفاوت ابزار اثرگذاری، بلکه به‌دلیل ریسک از دست دادن موقعیت و نبود امکان هماهنگی جمعی. در غیاب آنان، خیابان به‌تدریج از تنوع تهی می‌شود و به صحنه‌ای با صدای غالب تبدیل می‌گردد.
برای فهم آنچه می‌گذرد، باید یک تمایز ساده اما اساسی را به خاطر سپرد:
آنچه در خیابان دیده می‌شود، الزاماً آن چیزی نیست که در جامعه جریان دارد.
گاهی حقیقت، نه در صداهای بلند، بلکه در سکوت‌های گسترده پنهان است؛ سکوتی که اگر شنیده نشود، می‌تواند به‌سادگی با رضایت اشتباه گرفته شود.

#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
4👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درخواست توقف ادامه اقدامات نظامی از درون زندان؛ روایت مهدی مسکین‌نواز از تبعات انسانی خشونت

مهدی مسکین‌نواز، زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان در فایلی صوتی که دو روز پیش داده و به تازگی در اکانت ایکس او منتشر شده، نسبت به تداوم اقدامات نظامی و پیامدهای انسانی آن ابراز نگرانی کرده و خواستار توقف این روند شده است.

در این پیام می‌گوید که گرچه چنین مواضعی ممکن است احساسی یا متناقض تلقی شود، اما این سخنان برخاسته از تجربه مستقیم رنج و واقعیت‌های میدانی است. او با اشاره به وضعیت خانواده‌ای که طی شش ماه گذشته سه بار عزادار شده‌اند، تأکید می‌کند که هر روز با نگرانی از وضعیت آنان روز خود را آغاز می‌کند.

او در ادامه هشدار داده است که ادامه این مسیر، بیش از آنکه سودی به همراه داشته باشد، موجب افزایش خسارات و آسیب‌های انسانی خواهد شد. بر همین اساس، در این پیام بر ضرورت توقف گزینه نظامی که از آن در ابتدا به‌عنوان اقدامی «هدفمند» یاد شده، تأکید شده است.

این زندانی در پایان، با اشاره به شرایط جاری، خواستار پایان دادن به روندی شده که به گفته او، پیامدی جز تشدید رنج و خسارت برای جامعه نداشته است.

این پیام صوتی با هشتگ #جامعه_مدنی منتشر شده است و احتمالا منظور بازگشت به جامعه مدنی است.

مهدی مسکین‌نواز تا چندی پیش در زندان بندرانزلی محبوس بود، به نظر می‌رسد به تازگی به زندان لاکان رشت منتقل شده است.


#مهدی_مسکین_نواز #بیانیه #جنگ

@Tavaana_TavaanaTech
💔102
قمار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی بر سر سفره مردم؛
خاکستر شدن صنایع مادر در آتش جنگ‌افروزی

سیاست‌های ستیزه‌جویانه‌ جمهوری اسلامی و اصرار بر دشمن‌تراشی‌های بی‌پایان، به‌ویژه در قبال اسرائیل، سرانجام گریبان اقتصاد لرزان ایران را گرفت و کشور را به کام جنگی ویرانگر کشاند. در این میان، صنایع پیشران که ستون فقرات معیشت عمومی محسوب می‌شدند، به سیبل حملات تبدیل شده و هزینه‌ توهمات استراتژیک نظام را از جیب ملت پرداخت کردند.

⚫️منطقه ویژه ماهشهر: شاهرگی که بریده شد
منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر، به عنوان قطب اول پتروشیمی کشور، قلب تپنده‌ صنعت ارزآور ایران بود. این منطقه با تمرکز بر زنجیره کامل تولید از الفین‌ها و پلیمرها تا مواد شیمیایی پایه و آروماتیک‌ها، حدود ۴۰ درصد از کل ظرفیت تولید پتروشیمی ایران را در اختیار داشت. مجتمع‌های عظیمی همچون بندر امام، مارون، اروند و فجر، نه‌تنها تأمین‌کننده نیاز داخلی، بلکه منبع اصلی ورود ارز به کشور بودند.

⚫️فاجعه‌ی فراتر از بمباران: نابودی معیشت
با از کار افتادن این ابرمجتمع صنعتی در پی حملات اخیر، فاجعه‌ای چندلایه رخ داده است:
۱. هدررفت سرمایه‌های ملی: میلیاردها دلار منابعی که طی دهه‌ها از حق مردم ایران صرف ساخت این زیرساخت‌ها شده بود، در چشم‌برهم‌زدنی به تلی از آهن‌پاره تبدیل شد.
۲. غارت دارایی سهامداران: بخش بزرگی از سهام این پتروشیمی‌ها متعلق به صندوق‌های بازنشستگی و سهام عدالت است؛ یعنی اموال مستقیم مردمی که اکنون شاهد دود شدن سرمایه‌های خرد خود هستند.
۳. فلج شدن صنایع پایین‌دستی: پتروشیمی ماهشهر خوراک هزاران واحد تولیدی کوچک و متوسط (از صنایع پلاستیک و نساجی تا دارویی و شوینده) را تأمین می‌کرد. توقف تولید در ماهشهر، به معنای تعطیلی زنجیره‌ای کارخانه‌ها و بیکاری گسترده است.
۴. شوک ارزی و تورم افسارگسیخته: با قطع درآمد صادراتی این منطقه، تراز ارزی کشور فروپاشیده و نتیجه‌ مستقیم آن، پرواز قیمت ارز و موج جدیدی از گرانی کالاهای اساسی است که کمر طبقه ضعیف را خواهد شکست.


آنچه در ماهشهر و دیگر نقاط صنعتی رخ داد، نه یک اتفاق تنها از جنس جنگ، بلکه نتیجه‌ مستقیم رویکرد «دیگرستیز» و ایدئولوژی‌محور رهبرانی است که بقای خود را در صدور بحران و جنگ‌طلبی می‌بینند. جمهوری اسلامی بار دیگر نشان داد که برای گسترش نفوذ منطقه‌ای و توهمات سیاسی خود، ابایی از قربانی کردن صنایع مادر، ثروت ملی و امنیت اقتصادی مردم ایران ندارد. هزینه‌ این «جنگ خودخواسته» را نه حاکمان در برج‌های عاج، بلکه مردمی می‌پردازند که زیر بار تورم و ویرانی، قربانی سیاست‌های بیخردانه شده‌اند.

#نه_به_جمهورى_اسلامى #تورم #گرانی #فقر #جنگ

@Tavaana_TavaanaTech
💔4
Forwarded from گفت‌وشنود
پس از  اظهارات تند دونالد ترامپ علیه موضع ضد جنگ پاپ لئون چهاردهم، رهبر کاتولیک‌های جهان در واکنشی کوتاه و بدون ورود به جدل سیاسی بار دیگر بر پیام اصلی خود تأکید کرد. پاپ لئون پیش از پرواز به الجزایر در جمع خبرنگاران اظهار داشت «پیام همواره همان است: ترویج صلح» و افزود قصد ندارد وارد مناقشه با رئیس‌جمهوری آمریکا شود.

پاپ لئو روز دوشنبه ۲۴ فروردین به خبرگزاری رویترز گفت که پس از انتقاد تند دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به رهبر کلیسای ۱.۴ میلیارد نفری، قصد دارد همچنان علیه جنگ موضع‌گیری کند.

او در اظهاراتی در هواپیمای پاپی به مقصد الجزایر، که سفر ۱۰روزه خود به چهار کشور آفریقایی را از آن‌جا آغاز می‌کند، همچنین گفت که از پیام مسیحیت «سوءاستفاده» می‌شود.

پاپ لئو به رویترز گفت: «نمی‌خواهم وارد بحث با او شوم. فکر نمی‌کنم پیام انجیل به گونه‌ای باشد که برخی افراد از آن سوءاستفاده می‌کنند».

او که به زبان انگلیسی صحبت می‌کرد افزود: «به‌طور جدی به مخالفت با جنگ ادامه خواهم داد، با هدف ترویج صلح، گفت‌وگو و روابط چندجانبه میان کشورها برای یافتن راه‌حل‌های عادلانه برای مشکلات».

رهبر کاتولیک‌های جهان گفت: «امروز افراد زیادی در جهان رنج می‌برند. افراد بی‌گناه بسیاری کشته می‌شوند. و فکر می‌کنم کسی باید برخیزد و بگوید راه بهتری هم وجود دارد».

رئیس‌جمهور آمریکا روز یکشنبه از رهبر کاتولیک‌های جهان به‌دلیل مخالفتش با جنگ ایران انتقاد و او را متهم کرده بود که در برابر «جرم و جنایت و سلاح هسته‌ای» ضعیف است.

#پاپ #جنگ #صلح #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍62
روایت «قبر خالی»؛ ۳۸ روز جست‌وجو برای کودکی که هرگز پیدا نشد

به نقل از روزنامه شرق، پرونده «ماکان نصیری»، دانش‌آموز هفت‌ساله کلاس اولی در مدرسه شجره طیبه میناب، در حالی با عنوان مفقودالاثر بسته شد که «از او فقط یک لنگه کفش ماند و یک پولیور آبی».

در این گزارش آمده است که از میان ۱۵۶ قربانی این حمله، تنها پیکر ماکان هرگز شناسایی نشد: «تنها کودکی که هیچ‌چیز، مطلقا هیچ‌چیز از پیکر نحیف و کوچکش پیدا نشد».

مادر ماکان، آسیه، ۳۸ روز میان آوارها و سردخانه‌ها به دنبال نشانی از فرزندش بود. تنها امید او، تکه‌ای از بدن کودک بود: «۳۸ روز در سردخانه‌ها و روی آوارها بود تا تکه‌ای از بدن سومین فرزندش را پیدا کند». اما در نهایت، دایی ماکان تنها نشانه را پیدا کرد؛ «یک لنگه کفش پاره ماکان صد متر دورتر از محل انفجار».

روایت لحظه پیدا شدن این نشانه، نقطه اوج این فاجعه است: «از حال رفت؛ چون تا آن روز هیچ اثری از ماکان ندیده بودند… قیامت شد».

مادر می‌گوید در تمام ساعات جست‌وجو، هیچ کودک زنده‌ای از زیر آوار بیرون نیامد: «هر کسی که از زیر آوار بیرون کشیده می‌شد، بی‌جان بود». و درباره وضعیت پیکرها می‌گوید: «بیشترشان تکه‌تکه بودند».

در روز چهارم، تنها نشانه دیگر پیدا شد: «پولیور آبی‌ ماکان». اما حتی آن هم امید را از بین نبرد؛ «به همین دلیل امید به زنده‌بودنش داشتم». این امید تا روز سی‌وهشتم ادامه داشت.

دایی ماکان که خود در میان آوارها به جست‌وجو پرداخته، صحنه‌ها را این‌گونه توصیف می‌کند: «هرچه آوار برمی‌داشتند، تکه‌های دست و پا و سر کوچک کودکان بود… اصلا نمی‌شود وصف کرد». او حتی تکه‌های بدن را جمع‌آوری می‌کرد: «هر تکه گوشت یا انگشتی پیدا می‌کرد می‌گذاشت روی گاز استریل و می‌برد به پزشکی قانونی».

در نهایت، از ماکان فقط چند یادگار باقی ماند؛ «پولیور آبی مچاله‌شده و یک لنگه کفش کرم»، که اکنون در یک صندوق شیشه‌ای در مسجد محل نگهداری می‌شود.

قبر ماکان اما خالی است. به گفته مادر: «الان فقط یک قبر نمادین دارد». قبری که به یکی از تلخ‌ترین تصاویر این فاجعه تبدیل شده؛ «قبرهای خالی کوچک… قبر ماکان اما خالی است».

گزارش کامل را اینجا بخوانید:

https://tinyurl.com/3dpnuk38

#ماکان_نصیری #میناب #جنگ

@Tavaana_TavaanaTech
💔24🕊32
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک هموطن از داخل ایران، در پیامی صوتی که به دست آموزشکده توانا رسیده، از وضعیت این روزهای کشور پس از اعلام آتش‌بس در پی جنگ حدود ۴۰ روزه میان آمریکا، اسرائیل و جمهوری اسلامی می‌گوید؛ روایتی از شوک، سردرگمی و تداوم فشارهای داخلی.

او می‌گوید که اعلام آتش‌بس برای بسیاری از مردم غیرمنتظره بوده است:
«هیچ‌کس اصلاً انتظار آتش‌بس را نداشت. همه فکر می‌کردند این مسیر قرار است تا یک نتیجه جدی ادامه پیدا کند. وقتی خبر آتش‌بس آمد، ما شوکه شدیم؛ نه خوشحال شدیم، نه حتی آرام. فقط گیج بودیم.»

به گفته این شهروند، پس از سرکوب گسترده اعتراضات و کشته‌شدن هزاران نفر در دی ماه و سپس آغاز جنگ و آسیب به زیرساخت‌ها، بسیاری از مردم با تحمل هزینه‌های سنگین، به امید رسیدن به تغییری بنیادین پیش رفته بودند:
«ما دیدیم چه گذشت؛ دیدیم چند هزار نفر کشته شدند، جنگ شد، زیرساخت‌ها نابود شد. با همه این‌ها مردم تحمل کردند تا به نتیجه‌ای که می‌خواهیم، یعنی پایان جمهوری اسلامی برسیم.»
او تأکید می‌کند که اگرچه ممکن است در ظاهر از شدت درگیری‌ها کاسته شده باشد، اما در زندگی روزمره تغییر معناداری رخ نداده است:
«شاید صدای جنگ کمتر شده باشد، اما در عمق زندگی‌مان هیچ‌چیز درست نشده. اینترنت عملاً از دسترس خارج است و با هزینه بسیار زیاد و سختی می‌توان برای لحظاتی وصل شد.»

به گفته او، نه‌تنها فشارهای حکومت کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد افزایش یافته است:
«حکومت نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده، بلکه خشن‌تر شده. صراحتاً گفته‌اند اعدام‌ها باید سریع‌تر انجام شود. اینترنت را قطع کرده‌اند، ایست‌های بازرسی زیاد شده، گوشی‌ها را چک می‌کنند و فضا کاملاً امنیتی است.»

او فضای عمومی جامعه را «سنگین و خفه‌کننده» توصیف می‌کند و از نوعی شوک جمعی سخن می‌گوید:
«مردم در بهت هستند؛ هم خسته‌اند، هم سردرگم. کمتر حرف می‌زنند، کمتر واکنش نشان می‌دهند. هیچ‌کس نمی‌داند قرار است چه اتفاقی بیفتد.»

این شهروند همچنین از نگرانی عمیق نسبت به بی‌نتیجه ماندن هزینه‌های سنگینی که مردم پرداخت کرده‌اند سخن می‌گوید:
«بیشترین نگرانی این است که این همه هزینه دادیم، کشته، جنگ، نابودی زیرساخت‌ها، اما هنوز هیچ تغییری اتفاق نیفتاده.»

او به وضعیت دشوار دسترسی به اینترنت و محدودیت‌های اجتماعی نیز اشاره می‌کند:
«برای اتصال به اینترنت باید بخش زیادی از درآمد ماهانه را هزینه کرد. در شهرها ایست‌های بازرسی هست، به حجاب گیر می‌دهند، اگر کسی شادی کند یا مقاومت نشان دهد، با او برخورد می‌کنند.»

به گفته این شهروند، امید مردم نیز دستخوش تغییر شده است:
«قبلاً بخشی از امید به بیرون بود، اما حالا خیلی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که قدرت‌های خارجی بیشتر دنبال منافع خودشان هستند. اگر امیدی باشد، بیشتر به خود مردم است.»

او در پایان، از جامعه جهانی می‌خواهد صدای مردم ایران را بازتاب دهند:
«ما مردم ایران با همه این سختی‌ها هنوز شرافتمندانه زندگی می‌کنیم و مبارزه می‌کنیم. سال‌هاست در برابر دیکتاتوری ایستاده‌ایم و با وجود همه هزینه‌ها، امید به آزادی هنوز کاملاً از بین نرفته است.»

#جنگ‌ #نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران #DigitalBlackOutIran‌

@Tavaana_TavaanaTech
7💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گلشن فتحی، فعال مدنی، در این ویدیو از ایجاد آلودگی صوتی توسط نیروهای حکومتی و تبعیض در حق استفاده از خیابان می‌گوید.

او ضمن انتشار این ویدیو می‌نویسد:
«چرا بعضی‌ها مالک خیابانند؟ چرا خیابان، برای بعضی‌ها همیشه روشن و امن است و برای بعضی دیگر تاریک و پر از ترس؟
چرا آن‌ها با پرچم و شعار، صاحب این خاک به نظر می‌رسند و ما، ساکنانی موقت که هر لحظه ممکن است بازخواست شویم نه به‌خاطر خطای احتمالی، صرفا به‌خاطر متفاوت بودن؟

من خواسته‌ای عجیب ندارم. نه قدرت می‌خواهم، نه آشوب.
فقط می‌خواهم اگر حق نامش را بتوان گذاشت ماهی یک‌بار، یک ربع، یا حتی چند دقیقه، در میدان اصلی شهر بایستم، میکروفونی در دست بگیرم و حرفم را بزنم.
همین مثل آنها… فریاد بزنم و تمام حرص و بغضم را بر سر پنجره‌های این شهر آوار کنم
بدون ترس و لرز… بدون این‌که هر کلمه‌ام را پیشاپیش سانسور کنم در ذهن خودم.

مگر حق شهروندی من چه تفاوتی دارد با کسی که با یک پرچم و چند شعار ایدئولوژیک، خیابان را به تصرف خود درمی‌آورد؟
او می‌تواند هر شب آرامش مرا به هم بزند، صدای بلندش را بر زندگی من تحمیل کند، خیابان را ببندد، فضا را پر کند از حضور خودش و من از ترس کشنده حتی جرأت نکنم بگویم لطفاً، خواهش میکنم کمی آرام‌تر.

آلودگی صدا که صرفا صدا نیست.
وقتی با صدای جنگ و اخبار بمباران و اضطرابِ هر لحظه گره می‌خورد، تبدیل می‌شود به فشاری که تا عمق جان نفوذ می‌کند.
من احساس می‌کنم میان دو دیوانه گیر افتاده‌ام
میان دشمن خارجی و تندروهای داخلی،
میان ترس از آن‌چه از بیرون می‌آید و فشاری که از درون تحمیل می‌شود.
جایی که نه پناهی هست و نه صدایی که تو را نمایندگی کند.

احساس می‌کنم اسیرم.
اسیری که زندانبانش آن‌قدر به او نزدیک است که راه فرار را هم از یادش می‌برد.
و تلخ‌تر از آن لحظه‌ای است که حتی اگر در را باز بگذارند،
به خودش می‌گوید: «کجا بروم؟ چه کسی منتظر من است؟»

من همان بیتِ ناتمامم:
حالِ من، حالِ اسیری‌ست که هنگامِ فرار یادش آمد
کسی منتظرش نیست…
و نرفت.

این فقط یک اعتراض نیست.
یک بغض قدیمی است.
بغضِ دیده‌نشدن، شنیده‌نشدن، مهم نبودن.

چرا شادی آن‌ها مجاز است و شادی ما جرم؟
چرا حضور آن‌ها حق است و حضور ما تهدید؟
چرا خیابان برای آن‌ها خانه است و برای ما، جایی که باید از آن عبور کنیم سریع، بی‌صدا با اضطراب کشنده؟

من فقط می‌خواهم سهم کوچکی از این شهر داشته باشم نه حتی بیشتر از دیگران.
فقط برابر با آنها

همین‌قدر ساده همین‌قدر دور و بعید…»


#جنگ #ایران #iran

@Tavaana_TavaanaTech
8👍4💯1