شصت روز از قطع #اینترنت و تعلیقِ زندگی نود میلیون ایرانی گذشت
انگار کسی دکمه مکث را روی یک جامعه زده باشد…
جنگی که حاکمیت با مردم برقرار کرده و یک سکوتِ تحمیلی که همهچیز را از کار انداخته.
شصت روز است که ارتباط، سادهترین و بدیهیترین حقِ انسان، تبدیل شده به امتیازی نایاب.
پیامها قطع شدند، جریانِ فکر، جریانِ روایت و حتی حقِ دیده شدن رانتی و طبقاتی شده
از ریلزهای تکراری و کامنتهای مامان خسته بودم😢
اما شصت روز کافی بود تا عذاب وجدان بی توجهی به روزی صد پیامش لهام کند
تا درک کنم اینترنت، اصلیترین ستونِ نامرئیِ زندگی مدرن حتی برای مامان خانه دارم است؛
جایی که کار میکنیم،حرف میزنیم،خودمان را تعریف میکنیم و حتی وجود داشتن را ثابت میکنیم.
شصت روز است که اقتصادهای کوچک بیرحمانه، دفن شدهاند.. آنلاینشاپهایی که نه سرمایه داشتند، نه پشتوانه، فقط عشق و امید داشتند از بین رفته اند
شصت روز است که آدمها درآمد و شأنِ کاریشان را از دست دادهاند.
و در لایهای عمیقتر، شصت روز است که روایتگری از واقعیت و حقیقت مصادره شده و داستان زندگی ما را کیفکشان مینویسند… در حقیقت این خاموشی همزمان با فشار کشنده بر فعالین داخل کشور یک جور بازنویسیِ واقعیت است.
شصت روز است که
گروههای خانوادگی خاموشاند، خندههای ساده و بحثهای بیاهمیت و چشموهمچشمیهای کوچک…
همهشان بخشی از یک بافت اجتماعی بودند که حالا نخبهنخ دارد از هم باز میشود.
شصت روز است که
این نخها را بیرحمانه بریدهاند و خطرناکترین بخش ماجرا هم همین است که انسان به سکوت و نبودن صدا و امکان و واقعیت و دروغ پردازی هم عادت میکند.
شاید شصت روزِ قطع اینترنت، فقط یک بحرانِ فنی یا امنیتی نباشد ممکن است تمرینی باشد برای دیدن اینکه جامعه تا کجا میتواند بدون صدا دوام بیاورد تمرین آستانه خفگی…
اما زیر این سکوت دلتنگی ما زنده تر است
و همین دلتنگی،شاید آخرین نشانه این باشد که زندگی هنوز کامل خاموش نشده…
#DigitalBlackOutIran #internet #جنگ
ـ متن از حساب کاربری گلشن فتحی در ایکس
@Tavaana_TavaanaTech
انگار کسی دکمه مکث را روی یک جامعه زده باشد…
جنگی که حاکمیت با مردم برقرار کرده و یک سکوتِ تحمیلی که همهچیز را از کار انداخته.
شصت روز است که ارتباط، سادهترین و بدیهیترین حقِ انسان، تبدیل شده به امتیازی نایاب.
پیامها قطع شدند، جریانِ فکر، جریانِ روایت و حتی حقِ دیده شدن رانتی و طبقاتی شده
از ریلزهای تکراری و کامنتهای مامان خسته بودم😢
اما شصت روز کافی بود تا عذاب وجدان بی توجهی به روزی صد پیامش لهام کند
تا درک کنم اینترنت، اصلیترین ستونِ نامرئیِ زندگی مدرن حتی برای مامان خانه دارم است؛
جایی که کار میکنیم،حرف میزنیم،خودمان را تعریف میکنیم و حتی وجود داشتن را ثابت میکنیم.
شصت روز است که اقتصادهای کوچک بیرحمانه، دفن شدهاند.. آنلاینشاپهایی که نه سرمایه داشتند، نه پشتوانه، فقط عشق و امید داشتند از بین رفته اند
شصت روز است که آدمها درآمد و شأنِ کاریشان را از دست دادهاند.
و در لایهای عمیقتر، شصت روز است که روایتگری از واقعیت و حقیقت مصادره شده و داستان زندگی ما را کیفکشان مینویسند… در حقیقت این خاموشی همزمان با فشار کشنده بر فعالین داخل کشور یک جور بازنویسیِ واقعیت است.
شصت روز است که
گروههای خانوادگی خاموشاند، خندههای ساده و بحثهای بیاهمیت و چشموهمچشمیهای کوچک…
همهشان بخشی از یک بافت اجتماعی بودند که حالا نخبهنخ دارد از هم باز میشود.
شصت روز است که
این نخها را بیرحمانه بریدهاند و خطرناکترین بخش ماجرا هم همین است که انسان به سکوت و نبودن صدا و امکان و واقعیت و دروغ پردازی هم عادت میکند.
شاید شصت روزِ قطع اینترنت، فقط یک بحرانِ فنی یا امنیتی نباشد ممکن است تمرینی باشد برای دیدن اینکه جامعه تا کجا میتواند بدون صدا دوام بیاورد تمرین آستانه خفگی…
اما زیر این سکوت دلتنگی ما زنده تر است
و همین دلتنگی،شاید آخرین نشانه این باشد که زندگی هنوز کامل خاموش نشده…
#DigitalBlackOutIran #internet #جنگ
ـ متن از حساب کاربری گلشن فتحی در ایکس
@Tavaana_TavaanaTech
💔4👍3