Forwarded from گفتوشنود
چرا میل باور داشت سکوت یک نفر، ضرر همه ماست؟
جان استوارت میل (۱۸۰۶-۱۸۷۳)، فیلسوف انگلیسی، در سال ۱۸۵۹ کتاب «درباره آزادی» را نوشت؛ متنی که هنوز پایه لیبرالیسم مدرن است. او در دورانی که اکثریت پارلمانی و افکار عمومی میتوانستند فرد را له کنند، پرسشی بنیادین طرح کرد: مرز مداخله جامعه در زندگی فرد کجاست؟
پاسخ میل «اصل آسیب» (Harm Principle) بود: تنها زمانی میتوان آزادی کسی را محدود کرد که به دیگران آسیب برساند، نه به خودش. او نوشت انسان «تنها کنترلکننده مطلق بدن و ذهن خویش» است. این اصل امروز پایه حقوق مدنی در دموکراسیهای غربی است.
میل تاکید داشت خطر اصلی، دیکتاتوری حاکمان نیست بلکه «استبداد اکثریت» است؛ فشار اجتماعی برای همرنگشدن. او هشدار داد جامعه میتواند بیآنکه قانونی بنویسد، آزادی فردی را خفه کند؛ این ایده امروز در نقد فرهنگ «کنسلکردن» (cancel culture) بازتاب دارد.
درباره آزادی بیان، میل استدلالی ماندگار دارد: حتی اگر عقیدهای غلط باشد، خاموشکردنش خطاست، چون حقیقت از برخورد آرا زاده میشود. او نوشت سکوتکردن یک عقیده «سرقت از نسل بشر» است. این جمله امروز سنگبنای دفاع از آزادی مطبوعات است.
میل تکثر شیوههای زندگی را ارزش میدانست، نه تهدید؛ فردیت را موتور پیشرفت جامعه میدید. او باور داشت سرکوب تفاوت، اجتماع را به رکود میکشاند، نه امنیت.
تأثیر میل عمیق است، آیزایا برلین در «دو مفهوم آزادی» مستقیما به او ارجاع داد؛ آمارتیا سن نیز نظریه آزادی-محور توسعهاش را وامدار میل دانسته است. اسناد حقوق بشر سازمان ملل نیز رگههایی از اصل آسیب او دارند.
میراث میل امروز در بحثهای پلتفرمهای اجتماعی، سانسور، و حقوق اقلیتها زنده است؛ او یادآوری میکند آزادی واقعی، تحمل عقیدهای است که از آن بیزاریم.
#جان_استوارت_میل #آزادی #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جان استوارت میل (۱۸۰۶-۱۸۷۳)، فیلسوف انگلیسی، در سال ۱۸۵۹ کتاب «درباره آزادی» را نوشت؛ متنی که هنوز پایه لیبرالیسم مدرن است. او در دورانی که اکثریت پارلمانی و افکار عمومی میتوانستند فرد را له کنند، پرسشی بنیادین طرح کرد: مرز مداخله جامعه در زندگی فرد کجاست؟
پاسخ میل «اصل آسیب» (Harm Principle) بود: تنها زمانی میتوان آزادی کسی را محدود کرد که به دیگران آسیب برساند، نه به خودش. او نوشت انسان «تنها کنترلکننده مطلق بدن و ذهن خویش» است. این اصل امروز پایه حقوق مدنی در دموکراسیهای غربی است.
میل تاکید داشت خطر اصلی، دیکتاتوری حاکمان نیست بلکه «استبداد اکثریت» است؛ فشار اجتماعی برای همرنگشدن. او هشدار داد جامعه میتواند بیآنکه قانونی بنویسد، آزادی فردی را خفه کند؛ این ایده امروز در نقد فرهنگ «کنسلکردن» (cancel culture) بازتاب دارد.
درباره آزادی بیان، میل استدلالی ماندگار دارد: حتی اگر عقیدهای غلط باشد، خاموشکردنش خطاست، چون حقیقت از برخورد آرا زاده میشود. او نوشت سکوتکردن یک عقیده «سرقت از نسل بشر» است. این جمله امروز سنگبنای دفاع از آزادی مطبوعات است.
میل تکثر شیوههای زندگی را ارزش میدانست، نه تهدید؛ فردیت را موتور پیشرفت جامعه میدید. او باور داشت سرکوب تفاوت، اجتماع را به رکود میکشاند، نه امنیت.
تأثیر میل عمیق است، آیزایا برلین در «دو مفهوم آزادی» مستقیما به او ارجاع داد؛ آمارتیا سن نیز نظریه آزادی-محور توسعهاش را وامدار میل دانسته است. اسناد حقوق بشر سازمان ملل نیز رگههایی از اصل آسیب او دارند.
میراث میل امروز در بحثهای پلتفرمهای اجتماعی، سانسور، و حقوق اقلیتها زنده است؛ او یادآوری میکند آزادی واقعی، تحمل عقیدهای است که از آن بیزاریم.
#جان_استوارت_میل #آزادی #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7👌3❤2
Forwarded from گفتوشنود
تکثر دینی و عقیدتی در ترازوی جامعهشناسی
سرمایهای که با تنوع بیشتر میشود، نه کمتر
برایان گریم و راجر فینکه، پژوهشگران دین در دانشگاه پناستیت، در کتاب «بهای آزادی انکارشده» (۲۰۱۱) دادههای بیش از ۱۹۶ کشور را تحلیل کردند و رابطهای آماری میان محدودیتهای دولتی بر آزادی دینی و شاخصهای خشونت اجتماعی-مذهبی یافتند: کشورهایی که دولت در آنها یک دین یا مذهب را بهطور انحصاری ترویج و بقیه را محدود میکرد، بهطور میانگین سطح بالاتری از خشونت مرتبط با هویت دینی را نیز ثبت کرده بودند، رابطهای که آنها آن را نشانه یک الگوی آماری قوی و نه لزوما یک رابطه علّی ساده، توصیف کردند.
اریک اوسلانر، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه مریلند، در پژوهشهای خود درباره اعتماد اجتماعی نشان داد جوامعی که تنوع را در قالب نابرابری و انزوای گروهی تجربه میکنند (نه صرف وجود تنوع)، افت محسوسی در سطح اعتماد عمومی نشان میدهند. یافتهای که نکته ظریفی را روشن میکند: آنچه سرمایه اجتماعی را تضعیف میکند، خود تکثر نیست، بلکه فقدان تعامل برابر میان گروههای متکثر است.
نمونه مستندی از این پویایی، شهر تورنتو کانادا است؛ پژوهشهای شهری متعدد این شهر را یکی از متنوعترین کلانشهرهای جهان از نظر دینی و قومی توصیف کردهاند، در حالیکه همزمان در نظرسنجیهای بینالمللی اعتماد اجتماعی، در رتبههای نسبتا بالایی قرار میگیرد. ترکیبی که نشان میدهد تنوع و اعتماد اجتماعی، برخلاف تصور رایج، لزوما در تقابل با هم نیستند.
آنچه از این پژوهشها برمیآید، تصویری است از تکثر دینی و عقیدتی نه بهعنوان تهدیدی برای انسجام جامعه، بلکه بهعنوان متغیری که سرنوشتش به کیفیت تعاملی که پیرامونش شکل میگیرد گره خورده است.
#تکثر #پلورالیسم #اعتماد_اجتماعی #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سرمایهای که با تنوع بیشتر میشود، نه کمتر
برایان گریم و راجر فینکه، پژوهشگران دین در دانشگاه پناستیت، در کتاب «بهای آزادی انکارشده» (۲۰۱۱) دادههای بیش از ۱۹۶ کشور را تحلیل کردند و رابطهای آماری میان محدودیتهای دولتی بر آزادی دینی و شاخصهای خشونت اجتماعی-مذهبی یافتند: کشورهایی که دولت در آنها یک دین یا مذهب را بهطور انحصاری ترویج و بقیه را محدود میکرد، بهطور میانگین سطح بالاتری از خشونت مرتبط با هویت دینی را نیز ثبت کرده بودند، رابطهای که آنها آن را نشانه یک الگوی آماری قوی و نه لزوما یک رابطه علّی ساده، توصیف کردند.
اریک اوسلانر، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه مریلند، در پژوهشهای خود درباره اعتماد اجتماعی نشان داد جوامعی که تنوع را در قالب نابرابری و انزوای گروهی تجربه میکنند (نه صرف وجود تنوع)، افت محسوسی در سطح اعتماد عمومی نشان میدهند. یافتهای که نکته ظریفی را روشن میکند: آنچه سرمایه اجتماعی را تضعیف میکند، خود تکثر نیست، بلکه فقدان تعامل برابر میان گروههای متکثر است.
نمونه مستندی از این پویایی، شهر تورنتو کانادا است؛ پژوهشهای شهری متعدد این شهر را یکی از متنوعترین کلانشهرهای جهان از نظر دینی و قومی توصیف کردهاند، در حالیکه همزمان در نظرسنجیهای بینالمللی اعتماد اجتماعی، در رتبههای نسبتا بالایی قرار میگیرد. ترکیبی که نشان میدهد تنوع و اعتماد اجتماعی، برخلاف تصور رایج، لزوما در تقابل با هم نیستند.
آنچه از این پژوهشها برمیآید، تصویری است از تکثر دینی و عقیدتی نه بهعنوان تهدیدی برای انسجام جامعه، بلکه بهعنوان متغیری که سرنوشتش به کیفیت تعاملی که پیرامونش شکل میگیرد گره خورده است.
#تکثر #پلورالیسم #اعتماد_اجتماعی #تنوع_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌8❤5
Forwarded from گفتوشنود
مقابله با نوکیشان مسیحی
حکومتی که از رشد کلیساهای خانگی میترسد
آیتالله وحیدخراسانی روزی از فرط خشم فریاد زد «بساط تبلیغ مسیحیت را برچینید»، ناخواسته رازی را فاش کرد که حکومت سالها پنهانش کرده بود: مسیحیت در حال گسترش در ایران است. وحیدخراسانی گفته بود «من آمار جوانانی که مسیحی شدهاند را دارم» و مدعی شده بود که پاپ جاهل است و لاطائلات تحویل مسیحیان دنیا میدهد و خود مسیحیان باید قیام کنند و قداست عیسی مسیح را به او بازگردانند!
▪️آمار محرمانه، اعتراف رسمی
آمار گرایشهای دینی در جمهوری اسلامی محرمانه است و تنها مقامات عالیرتبه به آن دسترسی دارند. از اینرو، تنها راه ناظران بیرونی، رصد واکنشهای تصادفی همین مقامات است. محمود علوی، وزیر وقت اطلاعات، در ۱۳۹۸ اعتراف کرد استقبال از مسیحیت در تمام لایههای اجتماعی دیده میشود و «گستردهتر از آن است که بتوان آن را توطئه خارجی محسوب کرد».
▪️چرا مردم روی میگردانند؟
محمود علوی وزیر وقت اطلاعات در سال ۸۹ نقل کرده بود که نوکیشان مسیحی به مقامات گفتهاند: «ما میبینیم علمای اسلام و کسانی که پشت تریبون صحبت میکنند به طور مداوم علیه یکدیگر سخن میگویند». آیتالله علویبروجردی هم در ۱۴۰۰ از میل جوانان بختیاری به زرتشتیگری، کلیساهای خانگی در قم و رشد وهابیت و بوداییگری با نگرانی سخن گفته بود.
▪️رقابت تاریخی دو دین تبشیری
مسیحیت نزدیکترین دین به اسلام و رقیب تاریخی آن است، چون هر دو برخلاف یهودیت یا زرتشتیگری «تبشیری»اند و میتوانند از طریق تبلیغ گسترش یابند. برخی پژوهشگران معتقدند اسلام در خاستگاه خود از جریانهای مسیحی منشعب شده است. حساسیت ویژه در قم نیز ناشی از جایگاه تاریخی این شهر بهعنوان قطب سنتی شیعیان است.
▪️سرکوب قانونی
مسیحیت طبق اصل ۱۳ قانون اساسی بهعنوان دین اهل کتاب، قانونی است؛ اما مقامات با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی، نوکیشان را به زندانهای طویلالمدت محکوم میکنند. مهسا بدیعی با همین ماده زندانی شد و تنها در فروردین ۱۴۰۴، شهروندان مسیحی متعددی به حبسهایی گاه دهساله یا بیشتر محکوم شدهاند.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی»
https://dialog.tavaana.org/christian-convert/
#نوکیش_مسیحی #رواداری #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حکومتی که از رشد کلیساهای خانگی میترسد
آیتالله وحیدخراسانی روزی از فرط خشم فریاد زد «بساط تبلیغ مسیحیت را برچینید»، ناخواسته رازی را فاش کرد که حکومت سالها پنهانش کرده بود: مسیحیت در حال گسترش در ایران است. وحیدخراسانی گفته بود «من آمار جوانانی که مسیحی شدهاند را دارم» و مدعی شده بود که پاپ جاهل است و لاطائلات تحویل مسیحیان دنیا میدهد و خود مسیحیان باید قیام کنند و قداست عیسی مسیح را به او بازگردانند!
▪️آمار محرمانه، اعتراف رسمی
آمار گرایشهای دینی در جمهوری اسلامی محرمانه است و تنها مقامات عالیرتبه به آن دسترسی دارند. از اینرو، تنها راه ناظران بیرونی، رصد واکنشهای تصادفی همین مقامات است. محمود علوی، وزیر وقت اطلاعات، در ۱۳۹۸ اعتراف کرد استقبال از مسیحیت در تمام لایههای اجتماعی دیده میشود و «گستردهتر از آن است که بتوان آن را توطئه خارجی محسوب کرد».
▪️چرا مردم روی میگردانند؟
محمود علوی وزیر وقت اطلاعات در سال ۸۹ نقل کرده بود که نوکیشان مسیحی به مقامات گفتهاند: «ما میبینیم علمای اسلام و کسانی که پشت تریبون صحبت میکنند به طور مداوم علیه یکدیگر سخن میگویند». آیتالله علویبروجردی هم در ۱۴۰۰ از میل جوانان بختیاری به زرتشتیگری، کلیساهای خانگی در قم و رشد وهابیت و بوداییگری با نگرانی سخن گفته بود.
▪️رقابت تاریخی دو دین تبشیری
مسیحیت نزدیکترین دین به اسلام و رقیب تاریخی آن است، چون هر دو برخلاف یهودیت یا زرتشتیگری «تبشیری»اند و میتوانند از طریق تبلیغ گسترش یابند. برخی پژوهشگران معتقدند اسلام در خاستگاه خود از جریانهای مسیحی منشعب شده است. حساسیت ویژه در قم نیز ناشی از جایگاه تاریخی این شهر بهعنوان قطب سنتی شیعیان است.
▪️سرکوب قانونی
مسیحیت طبق اصل ۱۳ قانون اساسی بهعنوان دین اهل کتاب، قانونی است؛ اما مقامات با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی، نوکیشان را به زندانهای طویلالمدت محکوم میکنند. مهسا بدیعی با همین ماده زندانی شد و تنها در فروردین ۱۴۰۴، شهروندان مسیحی متعددی به حبسهایی گاه دهساله یا بیشتر محکوم شدهاند.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«مقابله با نوکیشان مسیحی در جمهوری اسلامی»
https://dialog.tavaana.org/christian-convert/
#نوکیش_مسیحی #رواداری #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔10❤3🕊1
Forwarded from گفتوشنود
دنیل دنت و «تکامل باور دینی»
اگر دین یک ویروس ذهنی باشد چه؟
دنیل دنت (۱۹۴۲-۲۰۲۴)، فیلسوف آمریکایی و از چهرههای مطرح فلسفه ذهن، در سال ۲۰۰۶ کتاب «شکستن طلسم: دین به عنوان پدیدهای طبیعی» را نوشت. پرسش او این بود: چرا نباید دین را از دایره پژوهش علمی مستثنا کنیم؟ او خواستار مطالعه دین همچون هر پدیده طبیعی دیگر شد، نه تقدیس آن و نه رد صریحش.
دنت دین را محصول تکامل فرهنگی میدید، نه فقط زیستی. او مفهوم «میم» (meme) ریچارد داوکینز را وام گرفت و باورهای دینی را «انگلهای ذهنی» توصیف کرد که برای بقای خود، نه لزوما برای خیر انسان، تکامل یافتهاند. ایدههایی که «مستقل از حقیقتداشتنشان» تکثیر میشوند.
او تمایزی کلیدی گذاشت میان «باور به خدا» و «باور به باور»: بسیاری افراد دیگر واقعا به خدا باور ندارند اما به این باور دارند که باید باور داشته باشند یا وانمود کنند. این تحلیل، ریاکاری اجتماعی پیرامون دین را توضیح میدهد.
دنت مدافع سرسخت شفافیت بود؛ پیشنهاد داد کودکان درباره همه ادیان جهان آموزش ببینند تا خودشان انتخاب کنند، نه فقط دین خانوادهشان. او هشدار داد جهل دینی، از دینداری، خطرناکتر است.
برخلاف داوکینز و هریس که لحنی جدلیتر داشتند، دنت رویکردی آرامتر و علمیتر داشت، هدفش نه نابودی دین، بلکه فهم آن بهعنوان داده بود. همین موضع، او را در کنار داوکینز، هریس و هیچنز یکی از «چهار سوار خداناباور» ملحدان نو کرد.
تاثیر دنت در علوم شناختی دین (Cognitive Science of Religion) عمیق است. پژوهشگرانی چون پاسکال بویه و اسکات آتران مستقیما بر پایه چارچوب تکاملی او کار کردهاند.
میراث دنت امروز در بحثهای سکولاریسم آموزشی و سواد دینی زنده است: نگاه علمی به باور، بدون تحقیر باورمندان.
#دنیل_دنت #چهار_سوار #آتئیست #خداناباور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اگر دین یک ویروس ذهنی باشد چه؟
دنیل دنت (۱۹۴۲-۲۰۲۴)، فیلسوف آمریکایی و از چهرههای مطرح فلسفه ذهن، در سال ۲۰۰۶ کتاب «شکستن طلسم: دین به عنوان پدیدهای طبیعی» را نوشت. پرسش او این بود: چرا نباید دین را از دایره پژوهش علمی مستثنا کنیم؟ او خواستار مطالعه دین همچون هر پدیده طبیعی دیگر شد، نه تقدیس آن و نه رد صریحش.
دنت دین را محصول تکامل فرهنگی میدید، نه فقط زیستی. او مفهوم «میم» (meme) ریچارد داوکینز را وام گرفت و باورهای دینی را «انگلهای ذهنی» توصیف کرد که برای بقای خود، نه لزوما برای خیر انسان، تکامل یافتهاند. ایدههایی که «مستقل از حقیقتداشتنشان» تکثیر میشوند.
او تمایزی کلیدی گذاشت میان «باور به خدا» و «باور به باور»: بسیاری افراد دیگر واقعا به خدا باور ندارند اما به این باور دارند که باید باور داشته باشند یا وانمود کنند. این تحلیل، ریاکاری اجتماعی پیرامون دین را توضیح میدهد.
دنت مدافع سرسخت شفافیت بود؛ پیشنهاد داد کودکان درباره همه ادیان جهان آموزش ببینند تا خودشان انتخاب کنند، نه فقط دین خانوادهشان. او هشدار داد جهل دینی، از دینداری، خطرناکتر است.
برخلاف داوکینز و هریس که لحنی جدلیتر داشتند، دنت رویکردی آرامتر و علمیتر داشت، هدفش نه نابودی دین، بلکه فهم آن بهعنوان داده بود. همین موضع، او را در کنار داوکینز، هریس و هیچنز یکی از «چهار سوار خداناباور» ملحدان نو کرد.
تاثیر دنت در علوم شناختی دین (Cognitive Science of Religion) عمیق است. پژوهشگرانی چون پاسکال بویه و اسکات آتران مستقیما بر پایه چارچوب تکاملی او کار کردهاند.
میراث دنت امروز در بحثهای سکولاریسم آموزشی و سواد دینی زنده است: نگاه علمی به باور، بدون تحقیر باورمندان.
#دنیل_دنت #چهار_سوار #آتئیست #خداناباور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12👌2
Forwarded from گفتوشنود
مونتسکیو (۱۶۸۹–۱۷۵۵)، از برجستهترین فیلسوفان سیاسی عصر روشنگری در فرانسه بود که با نگاه انتقادی و جامعهشناختی خود به ساختارهای قدرت، نقشی بنیادین در شکلگیری اندیشه سیاسی مدرن ایفا کرد.
شاهکار او، «روحالقوانین»، از سنگهای بنای دموکراسیهای امروزی محسوب میشود.
نوآوری بزرگ مونتسکیو در این اثر، طرح نظریه «تفکیک قوا» (مقننه، مجریه و قضاییه) بود. او استدلال کرد که برای جلوگیری از استبداد و تضمین آزادیهای فردی، این سه قوه باید مستقل از یکدیگر و در عین حال ناظر بر عملکرد هم باشند تا هیچ نهادی نتواند قدرت مطلق را تصاحب کند.
علاوه بر این، مونتسکیو از پیشگامان جامعهشناسی سیاسی و تاریخنگاری قیاسی بود. او برخلاف متفکران پیش از خود، قوانین، اخلاقیات و نهادهای هر جامعه را محصول تصادف یا اراده صرف فرمانروایان نمیدانست، بلکه معتقد بود آبوهوا، جغرافیا، اقتصاد، سنتها و فرهنگ هر سرزمین (که آن را «روح کلی یک ملت» مینامید) شکلدهنده نظام حقوقی و سیاسی آن است. اندیشههای او راهنمای تدوین قانون اساسی ایالات متحده و بسیاری از نظامهای دموکراتیک جهان شد.
#مونتسکیو #فلسفه #اخلاق
#نقد_قدرت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شاهکار او، «روحالقوانین»، از سنگهای بنای دموکراسیهای امروزی محسوب میشود.
نوآوری بزرگ مونتسکیو در این اثر، طرح نظریه «تفکیک قوا» (مقننه، مجریه و قضاییه) بود. او استدلال کرد که برای جلوگیری از استبداد و تضمین آزادیهای فردی، این سه قوه باید مستقل از یکدیگر و در عین حال ناظر بر عملکرد هم باشند تا هیچ نهادی نتواند قدرت مطلق را تصاحب کند.
علاوه بر این، مونتسکیو از پیشگامان جامعهشناسی سیاسی و تاریخنگاری قیاسی بود. او برخلاف متفکران پیش از خود، قوانین، اخلاقیات و نهادهای هر جامعه را محصول تصادف یا اراده صرف فرمانروایان نمیدانست، بلکه معتقد بود آبوهوا، جغرافیا، اقتصاد، سنتها و فرهنگ هر سرزمین (که آن را «روح کلی یک ملت» مینامید) شکلدهنده نظام حقوقی و سیاسی آن است. اندیشههای او راهنمای تدوین قانون اساسی ایالات متحده و بسیاری از نظامهای دموکراتیک جهان شد.
#مونتسکیو #فلسفه #اخلاق
#نقد_قدرت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8👌3❤2
Forwarded from گفتوشنود
از طرد به همزیستی
چه عواملی روند تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» را تسریع میکند؟
در دههی ۱۹۵۴، گوردون آلپورت فرضیهای مطرح کرد که هنوز هم یکی از آزمودهشدهترین نظریههای روانشناسی اجتماعی است: «فرضیهی تماس».
او استدلال کرد صرف نزدیکی جغرافیایی دو گروه، تعصب را کم نمیکند و گاهی حتی تشدید میکند. آنچه واقعا موثر است، تماسی است که چهار شرط را همزمان داشته باشد: جایگاه برابر دو گروه در آن موقعیت، هدف مشترک، همکاری بهجای رقابت، و پشتیبانی نهادی یا قانونی از آن تعامل.
توماس پتیگرو و لیندا تروپ، در فراتحلیلی که در سال ۲۰۰۶ در نشریه Journal of Personality and Social Psychology منتشر شد، بیش از ۵۰۰ مطالعه و ۲۵۰ هزار شرکتکننده از ۳۸ کشور را بررسی کردند و دریافتند تماس بینگروهی، حتی بدون تحقق کامل چهار شرط آلپورت، بهطور میانگین تعصب را کاهش میدهد، هرچند وقتی آن شرایط برقرار بود، اثر بهمراتب قویتر ظاهر میشد.
مایلز هوستون، روانشناس اجتماعی دانشگاه آکسفورد، در پژوهشهایش بر مفهوم «تماس غیرمستقیم» یا Parasocial Contact تمرکز کرد: حتی مشاهده روایتهای رسانهای که در آنها اعضای دو گروه متفاوت با هم تعامل مثبت دارند بدون تماس فیزیکی واقعی، میتواند نگرش مخاطب را نسبت به گروه «دیگری» بهطور اندازهگیریشده تعدیل کند، یافتهای که نقش رسانه و روایتهای عمومی را در این فرآیند برجسته کرد.
نمونه مستندی از این روند، تغییر نگرش عمومی نسبت به ازدواج بیننژادی در آمریکاست: نظرسنجیهای موسسهی گالوپ نشان میدهند در سال ۱۹۵۸ تنها ۴ درصد آمریکاییها آن را تایید میکردند، رقمی که تا سال ۲۰۲۱ به بیش از ۹۴ درصد رسید، روندی که پژوهشگران آن را نه محصول یک تصمیم یا رویداد واحد، بلکه نتیجه تراکم چند دهه تماس واقعی، بازنمایی رسانهای، و تغییر نسلی میدانند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این پژوهشها پیداست، این است که تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» مسیری ناگهانی نیست، بلکه محصول تجمعی تماس، روایت، و زمان است، عواملی که هرکدام بهتنهایی کند عمل میکنند اما در کنار هم، مسیر را کوتاهتر میکنند.
#دیگری #همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چه عواملی روند تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» را تسریع میکند؟
در دههی ۱۹۵۴، گوردون آلپورت فرضیهای مطرح کرد که هنوز هم یکی از آزمودهشدهترین نظریههای روانشناسی اجتماعی است: «فرضیهی تماس».
او استدلال کرد صرف نزدیکی جغرافیایی دو گروه، تعصب را کم نمیکند و گاهی حتی تشدید میکند. آنچه واقعا موثر است، تماسی است که چهار شرط را همزمان داشته باشد: جایگاه برابر دو گروه در آن موقعیت، هدف مشترک، همکاری بهجای رقابت، و پشتیبانی نهادی یا قانونی از آن تعامل.
توماس پتیگرو و لیندا تروپ، در فراتحلیلی که در سال ۲۰۰۶ در نشریه Journal of Personality and Social Psychology منتشر شد، بیش از ۵۰۰ مطالعه و ۲۵۰ هزار شرکتکننده از ۳۸ کشور را بررسی کردند و دریافتند تماس بینگروهی، حتی بدون تحقق کامل چهار شرط آلپورت، بهطور میانگین تعصب را کاهش میدهد، هرچند وقتی آن شرایط برقرار بود، اثر بهمراتب قویتر ظاهر میشد.
مایلز هوستون، روانشناس اجتماعی دانشگاه آکسفورد، در پژوهشهایش بر مفهوم «تماس غیرمستقیم» یا Parasocial Contact تمرکز کرد: حتی مشاهده روایتهای رسانهای که در آنها اعضای دو گروه متفاوت با هم تعامل مثبت دارند بدون تماس فیزیکی واقعی، میتواند نگرش مخاطب را نسبت به گروه «دیگری» بهطور اندازهگیریشده تعدیل کند، یافتهای که نقش رسانه و روایتهای عمومی را در این فرآیند برجسته کرد.
نمونه مستندی از این روند، تغییر نگرش عمومی نسبت به ازدواج بیننژادی در آمریکاست: نظرسنجیهای موسسهی گالوپ نشان میدهند در سال ۱۹۵۸ تنها ۴ درصد آمریکاییها آن را تایید میکردند، رقمی که تا سال ۲۰۲۱ به بیش از ۹۴ درصد رسید، روندی که پژوهشگران آن را نه محصول یک تصمیم یا رویداد واحد، بلکه نتیجه تراکم چند دهه تماس واقعی، بازنمایی رسانهای، و تغییر نسلی میدانند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این پژوهشها پیداست، این است که تغییر نگرش جوامع نسبت به «دیگری» مسیری ناگهانی نیست، بلکه محصول تجمعی تماس، روایت، و زمان است، عواملی که هرکدام بهتنهایی کند عمل میکنند اما در کنار هم، مسیر را کوتاهتر میکنند.
#دیگری #همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👌2
Forwarded from گفتوشنود
نژادپرستی
وقتی فیلسوفان روشنگری هم به تبعیض باور داشتند
ولتر، از ستونهای روشنگری فرانسه که خود انقلابیون کبیر فرانسه مدیون اویند، روزی نوشت سیاهپوستان را باید نوع دیگری از انسان دانست؛ فهمی «بسیار فروتر» از سفیدپوستان. همان متفکرانی که آزادی و برابری را برای اروپا متولد کردند، رنگ پوست را معیار سنجش عقل انسان میدانستند.
فیلسوفان بزرگ، عقاید نژادپرستانه
این نگاه، منحصر به ولتر نبود. مونتسکیو در «روحالقوانین» درباره سیاهپوستان تردید در انسانبودنشان را ابراز کرد. دیوید هیوم فروتری طبیعی سیاهان را مسلم میدانست. توماس جفرسون، سومین رئیسجمهور آمریکا، با آنکه بردهداری را ناعادلانه میدانست، در استدلال و تخیل سیاهان را «بسیار فروتر» از سفیدان توصیف کرد. حتی کانت هم از این عقاید مبرا نبود.
علمزدگی نژادپرستی و پایان بردهداری
پیتر کامپر، کالبدشناس هلندی، معیاری کمّی به نام «زاویه چهره» ابداع کرد تا زیبایی را با عدد بسنجد؛ هرچه این زاویه به صد درجه یونانی نزدیکتر بود، آن نژاد «زیباتر» قلمداد میشد. اواخر قرن نوزدهم، بردهداری در بریتانیا، فرانسه و آمریکا لغو شد و رنگینپوستان حقوق شهروندی برابر یافتند؛ نشانهای از تحولی بنیادین در احساس اخلاقی اروپاییان.
تعریف حقوقی «نژاد» و «نژادپرستی»
در حقوق بینالملل، «نژاد» دیگر مفهومی زیستشناختی نیست بلکه یک ساختار اجتماعی-تاریخی است. کنوانسیون بینالمللی رفع تبعیض نژادی (ICERD) تبعیض نژادی را هرگونه تمایز یا محدودیت بر پایه نژاد، رنگ یا نسب تعریف میکند که هدفش نابرابری در حقوق بشر است. نژادپرستی گستردهتر است و ایدئولوژیها و ساختارهای نهادی را نیز در بر میگیرد.
چرا جرمانگاری میشود؟
جرمانگاری نژادپرستی بر چهار پایه استوار است: نقض منزلت انسانی، تضمین نظم حقوقی برابر، حفظ صلح و انسجام اجتماعی در برابر خطر نفرت و خشونت قومی، و تعهدات بینالمللی کشورهای عضو کنوانسیونهایی مانند ICERD. نظام آپارتاید آفریقای جنوبی نمونهای افراطی بود؛ حتی نیمکت پارکها و توالتهای عمومی میان سفید و سیاه تفکیک شده بود.
ایران و افسانههای بدون خلوص نژادی
ایران در ۱۹۶۶ به کنوانسیون رفع تبعیض نژادی پیوست. برخلاف اروپا، در تاریخ ایران سابقهای از نظریهپردازی نژادپرستانه دیده نمیشود؛ در شاهنامه، قهرمانانی چون رستم و کیخسرو حتی محصول اختلاط با تورانیان، دشمنان ایران، بودهاند. با این حال، دیگریسازی قومی گاه در لطیفهها و فرهنگ شفاهی ایرانی هنوز دیده میشود.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
نژادپرستی؛ از نظریهپردازی فلسفی تا جرمانگاری جهانی
https://dialog.tavaana.org/racism-2/
#نژادپرستی #رواداری #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی فیلسوفان روشنگری هم به تبعیض باور داشتند
ولتر، از ستونهای روشنگری فرانسه که خود انقلابیون کبیر فرانسه مدیون اویند، روزی نوشت سیاهپوستان را باید نوع دیگری از انسان دانست؛ فهمی «بسیار فروتر» از سفیدپوستان. همان متفکرانی که آزادی و برابری را برای اروپا متولد کردند، رنگ پوست را معیار سنجش عقل انسان میدانستند.
فیلسوفان بزرگ، عقاید نژادپرستانه
این نگاه، منحصر به ولتر نبود. مونتسکیو در «روحالقوانین» درباره سیاهپوستان تردید در انسانبودنشان را ابراز کرد. دیوید هیوم فروتری طبیعی سیاهان را مسلم میدانست. توماس جفرسون، سومین رئیسجمهور آمریکا، با آنکه بردهداری را ناعادلانه میدانست، در استدلال و تخیل سیاهان را «بسیار فروتر» از سفیدان توصیف کرد. حتی کانت هم از این عقاید مبرا نبود.
علمزدگی نژادپرستی و پایان بردهداری
پیتر کامپر، کالبدشناس هلندی، معیاری کمّی به نام «زاویه چهره» ابداع کرد تا زیبایی را با عدد بسنجد؛ هرچه این زاویه به صد درجه یونانی نزدیکتر بود، آن نژاد «زیباتر» قلمداد میشد. اواخر قرن نوزدهم، بردهداری در بریتانیا، فرانسه و آمریکا لغو شد و رنگینپوستان حقوق شهروندی برابر یافتند؛ نشانهای از تحولی بنیادین در احساس اخلاقی اروپاییان.
تعریف حقوقی «نژاد» و «نژادپرستی»
در حقوق بینالملل، «نژاد» دیگر مفهومی زیستشناختی نیست بلکه یک ساختار اجتماعی-تاریخی است. کنوانسیون بینالمللی رفع تبعیض نژادی (ICERD) تبعیض نژادی را هرگونه تمایز یا محدودیت بر پایه نژاد، رنگ یا نسب تعریف میکند که هدفش نابرابری در حقوق بشر است. نژادپرستی گستردهتر است و ایدئولوژیها و ساختارهای نهادی را نیز در بر میگیرد.
چرا جرمانگاری میشود؟
جرمانگاری نژادپرستی بر چهار پایه استوار است: نقض منزلت انسانی، تضمین نظم حقوقی برابر، حفظ صلح و انسجام اجتماعی در برابر خطر نفرت و خشونت قومی، و تعهدات بینالمللی کشورهای عضو کنوانسیونهایی مانند ICERD. نظام آپارتاید آفریقای جنوبی نمونهای افراطی بود؛ حتی نیمکت پارکها و توالتهای عمومی میان سفید و سیاه تفکیک شده بود.
ایران و افسانههای بدون خلوص نژادی
ایران در ۱۹۶۶ به کنوانسیون رفع تبعیض نژادی پیوست. برخلاف اروپا، در تاریخ ایران سابقهای از نظریهپردازی نژادپرستانه دیده نمیشود؛ در شاهنامه، قهرمانانی چون رستم و کیخسرو حتی محصول اختلاط با تورانیان، دشمنان ایران، بودهاند. با این حال، دیگریسازی قومی گاه در لطیفهها و فرهنگ شفاهی ایرانی هنوز دیده میشود.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
نژادپرستی؛ از نظریهپردازی فلسفی تا جرمانگاری جهانی
https://dialog.tavaana.org/racism-2/
#نژادپرستی #رواداری #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2👍2🕊2💔2💯1
Forwarded from گفتوشنود
برتراند راسل
فیلسوفی که گفت:
هیچ دلیلی برای باور به خدا کافی نیست
سال ۱۹۲۷، برتراند راسل در برابر جمعیتی در لندن سخنرانی کرد با عنوانی که خودش هم میدانست جنجالبرانگیز است: «چرا من مسیحی نیستم».
او فیلسوف، ریاضیدان و برنده نوبل ادبیات بود، نه یک ملحد خشمگین؛ اما تصمیم گرفت با آرامش کامل، ستونهای ایمان را یکییکی زیر سؤال ببرد.
راسل نخست به دلایل کلاسیک وجود خدا حمله کرد؛ دلیل علّی، دلیل نظم، دلیل اخلاقی.
او پرسید اگر هر چیزی علتی میخواهد، پس علت خدا چیست؟ و اگر خدا نیازی به علت ندارد، چرا جهان نیاز داشته باشد؟ استدلالی ساده که ستونهای الهیات سنتی را میلرزاند.
جملهای از او که هنوز نقل میشود این است: «به گمان من، دین اساسا و در وهله نخست، بر ترس بنا شده است.»
او دین را نه محصول حقیقت، بلکه محصول ترس از ناشناخته و نیاز به حامی میدانست.
راسل کلیسا را نه فقط نهادی معنوی، بلکه نیرویی بازدارنده در برابر پیشرفت اخلاقی میدید؛ او نوشت مسیحیت در طول تاریخ «مخالف هر پیشرفت اخلاقی» بوده، از الغای بردهداری تا حقوق زنان.
برخلاف بسیاری منتقدان دین، راسل بر اخلاق سکولار مستقل تاکید داشت: انسان میتواند بدون ترس از دوزخ، نیک باشد؛ عشق و دانش، به گفته او، دو ستون یک زندگی خوباند.
این رساله (سخنرانی چرا مسیحی نیستم، بعدها با همین عنوان به کتاب تبدیل شد) بعدها الهامبخش نسل ملحدان نو شد، ریچارد داوکینز و کریستوفر هیچنز صراحتا از راسل بهعنوان پیشگام یاد کردهاند.
میراث راسل امروز در هر بحثی درباره جدایی دین از اخلاق و آموزش، زنده است.
#برتراند_راسل #خداناباوری #آتئیست #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فیلسوفی که گفت:
هیچ دلیلی برای باور به خدا کافی نیست
سال ۱۹۲۷، برتراند راسل در برابر جمعیتی در لندن سخنرانی کرد با عنوانی که خودش هم میدانست جنجالبرانگیز است: «چرا من مسیحی نیستم».
او فیلسوف، ریاضیدان و برنده نوبل ادبیات بود، نه یک ملحد خشمگین؛ اما تصمیم گرفت با آرامش کامل، ستونهای ایمان را یکییکی زیر سؤال ببرد.
راسل نخست به دلایل کلاسیک وجود خدا حمله کرد؛ دلیل علّی، دلیل نظم، دلیل اخلاقی.
او پرسید اگر هر چیزی علتی میخواهد، پس علت خدا چیست؟ و اگر خدا نیازی به علت ندارد، چرا جهان نیاز داشته باشد؟ استدلالی ساده که ستونهای الهیات سنتی را میلرزاند.
جملهای از او که هنوز نقل میشود این است: «به گمان من، دین اساسا و در وهله نخست، بر ترس بنا شده است.»
او دین را نه محصول حقیقت، بلکه محصول ترس از ناشناخته و نیاز به حامی میدانست.
راسل کلیسا را نه فقط نهادی معنوی، بلکه نیرویی بازدارنده در برابر پیشرفت اخلاقی میدید؛ او نوشت مسیحیت در طول تاریخ «مخالف هر پیشرفت اخلاقی» بوده، از الغای بردهداری تا حقوق زنان.
برخلاف بسیاری منتقدان دین، راسل بر اخلاق سکولار مستقل تاکید داشت: انسان میتواند بدون ترس از دوزخ، نیک باشد؛ عشق و دانش، به گفته او، دو ستون یک زندگی خوباند.
این رساله (سخنرانی چرا مسیحی نیستم، بعدها با همین عنوان به کتاب تبدیل شد) بعدها الهامبخش نسل ملحدان نو شد، ریچارد داوکینز و کریستوفر هیچنز صراحتا از راسل بهعنوان پیشگام یاد کردهاند.
میراث راسل امروز در هر بحثی درباره جدایی دین از اخلاق و آموزش، زنده است.
#برتراند_راسل #خداناباوری #آتئیست #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤28👌8💯2😍1
Forwarded from گفتوشنود
تداوم بازداشت و بلاتکلیفی نوید ذرهبین ایرانی، عکاس شناختهشده بهائی، ۲۲۷ روز پس از بازداشت
نوید ذرهبین ایرانی، عکاس و شهروند بهائی ساکن مشهد، با گذشت ۲۲۷ روز از زمان بازداشت، کماکان به صورت بلاتکلیف در زندان وکیلآباد مشهد به سر میبرد. او از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و علیرغم درخواستهای مکرر، با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه و آزادی موقت او موافقت نشده است.
آقای ذرهبین ایرانی که در تاریخ ۲۶ دیماه ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود و در مقابل فرزند نوجوانش در مشهد بازداشت شد در حال حاضر در بند ۶.۱ زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود.
براساس اطلاعات یک منبع آگاه، نخستین جلسهٔ بازپرسی این شهروند بهائی اوایل اردیبهشتماه برگزار شده است. با این حال، تاکنون زمان برگزاری دادگاه مشخص نشده و پروندهٔ او همچنان بدون تعیین تکلیف نهایی باقی مانده است.
طولانی شدن بازداشت و تداوم بلاتکلیفی آقای ذرهبین ایرانی، نگرانی نزدیکان او را دربارهٔ وضعیت و سرنوشت این شهروند بهائی دوچندان کرده است.
#نوید_ذره_بین_ایرانی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوید ذرهبین ایرانی، عکاس و شهروند بهائی ساکن مشهد، با گذشت ۲۲۷ روز از زمان بازداشت، کماکان به صورت بلاتکلیف در زندان وکیلآباد مشهد به سر میبرد. او از دسترسی به وکیل انتخابی محروم بوده و علیرغم درخواستهای مکرر، با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه و آزادی موقت او موافقت نشده است.
آقای ذرهبین ایرانی که در تاریخ ۲۶ دیماه ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود و در مقابل فرزند نوجوانش در مشهد بازداشت شد در حال حاضر در بند ۶.۱ زندان وکیلآباد مشهد نگهداری میشود.
براساس اطلاعات یک منبع آگاه، نخستین جلسهٔ بازپرسی این شهروند بهائی اوایل اردیبهشتماه برگزار شده است. با این حال، تاکنون زمان برگزاری دادگاه مشخص نشده و پروندهٔ او همچنان بدون تعیین تکلیف نهایی باقی مانده است.
طولانی شدن بازداشت و تداوم بلاتکلیفی آقای ذرهبین ایرانی، نگرانی نزدیکان او را دربارهٔ وضعیت و سرنوشت این شهروند بهائی دوچندان کرده است.
#نوید_ذره_بین_ایرانی #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔10🕊4❤1
Forwarded from گفتوشنود
مغز ما «طراحیشده» برای باور به خدایان است؟
آیا به این موضوع فکر کردهاید که دین نه یک اختراع فرهنگی تصادفی، بلکه محصول جانبی نحوه کارکرد طبیعی مغز انسان است؟
این ادعای مرکزی رشتهای است که کمتر کسی نامش را شنیده: علوم شناختی دین (Cognitive Science of Religion).
🔹 این رشته چیست؟
علوم شناختی دین رویکردی میانرشتهای است که میپرسد: چرا و چگونه ذهن انسان باورهای دینی تولید میکند، و چه سازوکارهای شناختی مشترکی پشت تنوع خیرهکننده ادیان جهان قرار دارد؟ این رشته دین را نه بهعنوان امری فراطبیعی، بلکه بهعنوان پدیدهای طبیعی و قابلمطالعه با روشهای علومشناختی بررسی میکند.
🔹 نقطه آغاز رسمی
شکلگیری این رشته را معمولا به دهه ۱۹۹۰ نسبت میدهند، وقتی پژوهشگرانی مثل پاسکال بویر، استوارت گاتری و دن اسپربر شروع به ترکیب روانشناسی شناختی، انسانشناسی و زیستشناسی تکاملی کردند.
🔹 سنگبنای اصلی
کتاب «Religion Explained»
اثر پاسکال بویر یکی از نقاط عطف این رشته بود؛ او استدلال کرد باورهای دینی از سازوکارهای شناختی عادیای که برای بقا تکامل یافتهاند (مثل تشخیص عاملها و نیتها) سرچشمه میگیرند، نه از نیاز به توضیح جهان.
🔹 پیش از آن چه بود؟
پیشتر، مطالعه دین عمدتا در انحصار جامعهشناسی دین (دورکیم، وبر) و پدیدارشناسی دین (الیاده) بود. CSR برای نخستینبار سوال را از «دین چه نقش اجتماعی دارد؟» به «مغز چگونه دین تولید میکند؟» تغییر داد.
🔹 نهادینهشدن
از اواخر دههی ۲۰۰۰، مجلاتی مانند Journal of Cognitive Historiography و انجمنهایی مثل IACSR (انجمن بینالمللی علوم شناختی دین، تأسیس ۲۰۰۶) این حوزه را به رشتهای دانشگاهی مستقل تبدیل کردند.
📌 نکته پایانی:
این رشته نه دین را رد میکند و نه اثبات، بلکه میپرسد چرا باور به امر فراطبیعی اینقدر برای ذهن انسان «طبیعی» به نظر میرسد.
#علوم_شناختی #علوم_شناختی_دین #نقد_دین #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا به این موضوع فکر کردهاید که دین نه یک اختراع فرهنگی تصادفی، بلکه محصول جانبی نحوه کارکرد طبیعی مغز انسان است؟
این ادعای مرکزی رشتهای است که کمتر کسی نامش را شنیده: علوم شناختی دین (Cognitive Science of Religion).
🔹 این رشته چیست؟
علوم شناختی دین رویکردی میانرشتهای است که میپرسد: چرا و چگونه ذهن انسان باورهای دینی تولید میکند، و چه سازوکارهای شناختی مشترکی پشت تنوع خیرهکننده ادیان جهان قرار دارد؟ این رشته دین را نه بهعنوان امری فراطبیعی، بلکه بهعنوان پدیدهای طبیعی و قابلمطالعه با روشهای علومشناختی بررسی میکند.
🔹 نقطه آغاز رسمی
شکلگیری این رشته را معمولا به دهه ۱۹۹۰ نسبت میدهند، وقتی پژوهشگرانی مثل پاسکال بویر، استوارت گاتری و دن اسپربر شروع به ترکیب روانشناسی شناختی، انسانشناسی و زیستشناسی تکاملی کردند.
🔹 سنگبنای اصلی
کتاب «Religion Explained»
اثر پاسکال بویر یکی از نقاط عطف این رشته بود؛ او استدلال کرد باورهای دینی از سازوکارهای شناختی عادیای که برای بقا تکامل یافتهاند (مثل تشخیص عاملها و نیتها) سرچشمه میگیرند، نه از نیاز به توضیح جهان.
🔹 پیش از آن چه بود؟
پیشتر، مطالعه دین عمدتا در انحصار جامعهشناسی دین (دورکیم، وبر) و پدیدارشناسی دین (الیاده) بود. CSR برای نخستینبار سوال را از «دین چه نقش اجتماعی دارد؟» به «مغز چگونه دین تولید میکند؟» تغییر داد.
🔹 نهادینهشدن
از اواخر دههی ۲۰۰۰، مجلاتی مانند Journal of Cognitive Historiography و انجمنهایی مثل IACSR (انجمن بینالمللی علوم شناختی دین، تأسیس ۲۰۰۶) این حوزه را به رشتهای دانشگاهی مستقل تبدیل کردند.
📌 نکته پایانی:
این رشته نه دین را رد میکند و نه اثبات، بلکه میپرسد چرا باور به امر فراطبیعی اینقدر برای ذهن انسان «طبیعی» به نظر میرسد.
#علوم_شناختی #علوم_شناختی_دین #نقد_دین #باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3👌2
Forwarded from گفتوشنود
زیگموند فروید
چرا انسان به خدایی نیاز دارد که هرگز ندیده؟
سال ۱۹۲۷، زیگموند فروید، پدر روانکاوی، کتاب کوچک اما پرمناقشه آینده یک پندار (Die Zukunft einer Illusion) را نوشت. پرسش او این بود: چرا انسان با وجود قرنها علم، همچنان به موجودی نامرئی و قادر مطلق پناه میبرد؟
پاسخش را نه در الهیات، بلکه در روان کودکی جستوجو کرد.
فروید دین را «توهم» نامید، نه به معنای دروغ آگاهانه، بلکه باوری که از یک آرزوی عمیق سرچشمه میگیرد. او نوشت خدا چیزی نیست جز فرافکنی تصویر پدر. همانطور که کودک در برابر دنیای ترسناک به پدرش پناه میبرد، بشر بالغ در برابر طبیعتِ بیرحم به خدایی پناه میبرد که نظم و امنیت وعده میدهد.
به باور او، انسان از سه جبهه احساس ناتوانی میکند: نیروهای طبیعت، فناپذیری بدن، و رنج روابط اجتماعی.
دین راهی است برای «رامکردن» این ترسها، به گفته او، مذهب «روانرنجوری همگانی بشریت» است.
فروید تاکید کرد توهمبودن یک باور به معنای غلطبودن آن نیست، بلکه یعنی انگیزه اصلی شکلگیریاش، آرزو است نه شواهد. این تمایز دقیق، نقدش را از حمله سادهلوحانه به دین متمایز میکند.
او امید داشت بشر روزی از این «دوران کودکی روانی» عبور کند و بهجای تسلی دینی، به عقل و علم تکیه کند، نه از سر خصومت، بلکه از سر باور به بلوغ روانی نوع بشر.
این اثر بعدها الهامبخش نقدهای روانشناختی-تکاملی دین شد. پاسکال بویه و دیگر پژوهشگران علوم شناختی دین، هرچند با روشهای متفاوت، به همین پرسش بنیادین فروید بازگشتند: چرا ذهن انسان مستعد باور دینی است؟
میراث فروید امروز در هر بحثی درباره ریشههای روانی ایمان و نیاز انسان به معنا، همچنان زنده است.
#زیگموند_فروبد #نقد_دین #روانکاوی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا انسان به خدایی نیاز دارد که هرگز ندیده؟
سال ۱۹۲۷، زیگموند فروید، پدر روانکاوی، کتاب کوچک اما پرمناقشه آینده یک پندار (Die Zukunft einer Illusion) را نوشت. پرسش او این بود: چرا انسان با وجود قرنها علم، همچنان به موجودی نامرئی و قادر مطلق پناه میبرد؟
پاسخش را نه در الهیات، بلکه در روان کودکی جستوجو کرد.
فروید دین را «توهم» نامید، نه به معنای دروغ آگاهانه، بلکه باوری که از یک آرزوی عمیق سرچشمه میگیرد. او نوشت خدا چیزی نیست جز فرافکنی تصویر پدر. همانطور که کودک در برابر دنیای ترسناک به پدرش پناه میبرد، بشر بالغ در برابر طبیعتِ بیرحم به خدایی پناه میبرد که نظم و امنیت وعده میدهد.
به باور او، انسان از سه جبهه احساس ناتوانی میکند: نیروهای طبیعت، فناپذیری بدن، و رنج روابط اجتماعی.
دین راهی است برای «رامکردن» این ترسها، به گفته او، مذهب «روانرنجوری همگانی بشریت» است.
فروید تاکید کرد توهمبودن یک باور به معنای غلطبودن آن نیست، بلکه یعنی انگیزه اصلی شکلگیریاش، آرزو است نه شواهد. این تمایز دقیق، نقدش را از حمله سادهلوحانه به دین متمایز میکند.
او امید داشت بشر روزی از این «دوران کودکی روانی» عبور کند و بهجای تسلی دینی، به عقل و علم تکیه کند، نه از سر خصومت، بلکه از سر باور به بلوغ روانی نوع بشر.
این اثر بعدها الهامبخش نقدهای روانشناختی-تکاملی دین شد. پاسکال بویه و دیگر پژوهشگران علوم شناختی دین، هرچند با روشهای متفاوت، به همین پرسش بنیادین فروید بازگشتند: چرا ذهن انسان مستعد باور دینی است؟
میراث فروید امروز در هر بحثی درباره ریشههای روانی ایمان و نیاز انسان به معنا، همچنان زنده است.
#زیگموند_فروبد #نقد_دین #روانکاوی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯3❤2👍2👌1
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت پنج شهروند بهائی ساکن کرج برای اجرای حکم حبس
صبح روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵، پنج شهروند بهائی به نامهای بابک زینلی، صهبا طائف، فواد طائفی، شروین شبرخ و علی باقرکاشی، در پی احضار قبلی، جهت اجرای حکم یک سال حبس خود به دادگاه انقلاب شهریار مراجعه کرده و بازداشت شدند.
علیرغم اعلام اولیه مبنی بر انتقال این شهروندان به زندان تهران بزرگ، آنان در بازداشتگاه شهریار نگهداری شده و متعاقبا اعلام شد که به زندان قزلحصار منتقل خواهند شد. با این حال، از زمان بازداشت تاکنون اطلاع دقیقی از وضعیت آنان در دست نیست و محل نهایی نگهداریشان نیز مشخص نشده است.
این شهروندان بهائی پیشتر در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۲ در منزل بابک زینلی در مهرشهر کرج بازداشت شدند. آنها در ادامه به استناد مادهٔ ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و نیز «فعالیت آموزشی و تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» مواجه و محاکمه شدند.
لازم به ذکر است که بابک زینلی پیش از این نیز سابقهٔ بازداشت و محکومیت قضایی به دلیل اعتقاد به آیین بهائی را داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صبح روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵، پنج شهروند بهائی به نامهای بابک زینلی، صهبا طائف، فواد طائفی، شروین شبرخ و علی باقرکاشی، در پی احضار قبلی، جهت اجرای حکم یک سال حبس خود به دادگاه انقلاب شهریار مراجعه کرده و بازداشت شدند.
علیرغم اعلام اولیه مبنی بر انتقال این شهروندان به زندان تهران بزرگ، آنان در بازداشتگاه شهریار نگهداری شده و متعاقبا اعلام شد که به زندان قزلحصار منتقل خواهند شد. با این حال، از زمان بازداشت تاکنون اطلاع دقیقی از وضعیت آنان در دست نیست و محل نهایی نگهداریشان نیز مشخص نشده است.
این شهروندان بهائی پیشتر در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۲ در منزل بابک زینلی در مهرشهر کرج بازداشت شدند. آنها در ادامه به استناد مادهٔ ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» و نیز «فعالیت آموزشی و تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» مواجه و محاکمه شدند.
لازم به ذکر است که بابک زینلی پیش از این نیز سابقهٔ بازداشت و محکومیت قضایی به دلیل اعتقاد به آیین بهائی را داشته است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔7❤1🕊1
Forwarded from گفتوشنود
سانسور اطلاعات چگونه زبان گفتوگو را لال میکند
یورگن هابرماس در نظریه «حوزه عمومی» (نخستینبار در ۱۹۶۲ منتشر شد) استدلال کرد گفتوگوی دموکراتیک به فضایی نیاز دارد که در آن شهروندان بتوانند مستقل از دولت و بازار، به اطلاعات متنوع دسترسی داشته باشند و بر پایه آن استدلال کنند. از نظر او، وقتی این فضا تنگ میشود یا منابع اطلاعاتی به یک صدا محدود میشوند ظرفیت شهروندان برای تفکر انتقادی و مباحثه معنادار نیز بهمرور تحلیل میرود، نه فقط کمیت اطلاعاتی که در دسترسشان است.
تیموتی اسنایدر، مورخ دانشگاه ییل، در کتاب «درباره طغیان» (۲۰۱۷) بر پایه مطالعه نظامهای اقتدارگرای قرن بیستم مینویسد یکی از نخستین اثرات محدودیت اطلاعاتی، لزوما باور یکسانشدن مردم به روایت رسمی نیست، بلکه از دست رفتن تدریجی توانایی افراد برای شکل دادن به استدلال مستقل است، چرا که استدلالکردن، به دادههای متنوع برای مقایسه و محک زدن نیاز دارد.
النور اوستروم، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، در مطالعاتش درباره «منابع مشترک» (Commons) نشان داد تصمیمگیری جمعیِ کارآمد از مدیریت آب گرفته تا سیاستگذاری عمومی به شدت به جریان آزاد اطلاعات میان اعضای یک جامعه وابسته است. وقتی این جریان مسدود یا یکطرفه شود، ظرفیت گروه برای رسیدن به تصمیم مشترک و پایدار افت میکند، حتی اگر نیت افراد برای همکاری همچنان باقی مانده باشد.
نمونهای که این رابطه را روشن میکند، پژوهش دانیل هالین و پائولو مانچینی در کتاب «مقایسهی نظامهای رسانهای» (۲۰۰۴) است. آنها نظامهای رسانهای کشورهای مختلف را بر پایه معیارهایی چون میزان تکثر رسانهای و استقلال از دولت مقایسه کردند و نشان دادند در نظامهایی که رسانه بهشدت به دولت وابسته و فاقد تکثر واقعی است، گفتوگوی عمومی حتی در موضوعات غیرسیاسی تمایل دارد در چارچوب محدودی از مفاهیم و عبارات از پیش تثبیتشده باقی بماند، بهجای آنکه با منابع و زاویههای دید متنوع غنی شود.
الگویی که دیگر پژوهشگران آن را «فقر گفتمانی» نامیدهاند.
آنچه از این پژوهشها برمیآید، تصویری است از مکالمه عمومی بهعنوان مهارتی که، مثل هر مهارت دیگر، برای رشد به مواد خام نیاز دارد و آن ماده خام، چیزی نیست جز جریان آزاد و متنوع اطلاعات.
#سانسور #جریان_آزاد_اطلاعات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
یورگن هابرماس در نظریه «حوزه عمومی» (نخستینبار در ۱۹۶۲ منتشر شد) استدلال کرد گفتوگوی دموکراتیک به فضایی نیاز دارد که در آن شهروندان بتوانند مستقل از دولت و بازار، به اطلاعات متنوع دسترسی داشته باشند و بر پایه آن استدلال کنند. از نظر او، وقتی این فضا تنگ میشود یا منابع اطلاعاتی به یک صدا محدود میشوند ظرفیت شهروندان برای تفکر انتقادی و مباحثه معنادار نیز بهمرور تحلیل میرود، نه فقط کمیت اطلاعاتی که در دسترسشان است.
تیموتی اسنایدر، مورخ دانشگاه ییل، در کتاب «درباره طغیان» (۲۰۱۷) بر پایه مطالعه نظامهای اقتدارگرای قرن بیستم مینویسد یکی از نخستین اثرات محدودیت اطلاعاتی، لزوما باور یکسانشدن مردم به روایت رسمی نیست، بلکه از دست رفتن تدریجی توانایی افراد برای شکل دادن به استدلال مستقل است، چرا که استدلالکردن، به دادههای متنوع برای مقایسه و محک زدن نیاز دارد.
النور اوستروم، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، در مطالعاتش درباره «منابع مشترک» (Commons) نشان داد تصمیمگیری جمعیِ کارآمد از مدیریت آب گرفته تا سیاستگذاری عمومی به شدت به جریان آزاد اطلاعات میان اعضای یک جامعه وابسته است. وقتی این جریان مسدود یا یکطرفه شود، ظرفیت گروه برای رسیدن به تصمیم مشترک و پایدار افت میکند، حتی اگر نیت افراد برای همکاری همچنان باقی مانده باشد.
نمونهای که این رابطه را روشن میکند، پژوهش دانیل هالین و پائولو مانچینی در کتاب «مقایسهی نظامهای رسانهای» (۲۰۰۴) است. آنها نظامهای رسانهای کشورهای مختلف را بر پایه معیارهایی چون میزان تکثر رسانهای و استقلال از دولت مقایسه کردند و نشان دادند در نظامهایی که رسانه بهشدت به دولت وابسته و فاقد تکثر واقعی است، گفتوگوی عمومی حتی در موضوعات غیرسیاسی تمایل دارد در چارچوب محدودی از مفاهیم و عبارات از پیش تثبیتشده باقی بماند، بهجای آنکه با منابع و زاویههای دید متنوع غنی شود.
الگویی که دیگر پژوهشگران آن را «فقر گفتمانی» نامیدهاند.
آنچه از این پژوهشها برمیآید، تصویری است از مکالمه عمومی بهعنوان مهارتی که، مثل هر مهارت دیگر، برای رشد به مواد خام نیاز دارد و آن ماده خام، چیزی نیست جز جریان آزاد و متنوع اطلاعات.
#سانسور #جریان_آزاد_اطلاعات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌8❤1👍1
Forwarded from گفتوشنود
سما قدیرزاده، شهروند بهائی ساکن یزد، به اداره اطلاعات احضار شد
سما قدیرزاده، شهروند بهائی ساکن یزد، روز سهشنبه دهم شهریورماه طی یک تماس تلفنی از سوی اداره اطلاعات این شهرستان احضار شد. به گزارش خبرگزاری هرانا، از این شهروند بهائی خواسته شده است تا در این نهاد امنیتی حضور یابد و تاکنون جزئیات و دلایل دقیق این احضار کماکان در دست بررسی قرار دارد.
احضار این شهروند بهائی در حالی صورت میگیرد که فشارهای امنیتی، بازداشتها، احضارها و مصادره اموال شهروندان بهایی در شهرهای مختلف ایران با رویکردهای مختلف سیستماتیک استمرار یافته است.
نهادهای حقوق بشری بارها گزارش دادهاند که اقلیت دینی بهایی در ایران با محرومیتهای گسترده حقوق شهروندی، فشارهای عقیدتی و مداخلات قضایی و امنیتی مواجه هستند و این اقدامات محدودکننده همچنان بدون پاسخگویی شفاف ادامه دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #سما_قدیرزاده #گفتگو_توانا
سما قدیرزاده، شهروند بهائی ساکن یزد، روز سهشنبه دهم شهریورماه طی یک تماس تلفنی از سوی اداره اطلاعات این شهرستان احضار شد. به گزارش خبرگزاری هرانا، از این شهروند بهائی خواسته شده است تا در این نهاد امنیتی حضور یابد و تاکنون جزئیات و دلایل دقیق این احضار کماکان در دست بررسی قرار دارد.
احضار این شهروند بهائی در حالی صورت میگیرد که فشارهای امنیتی، بازداشتها، احضارها و مصادره اموال شهروندان بهایی در شهرهای مختلف ایران با رویکردهای مختلف سیستماتیک استمرار یافته است.
نهادهای حقوق بشری بارها گزارش دادهاند که اقلیت دینی بهایی در ایران با محرومیتهای گسترده حقوق شهروندی، فشارهای عقیدتی و مداخلات قضایی و امنیتی مواجه هستند و این اقدامات محدودکننده همچنان بدون پاسخگویی شفاف ادامه دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #سما_قدیرزاده #گفتگو_توانا
💔6🕊3❤1
Forwarded from گفتوشنود
احضار، بازجویی و تفتیش عقاید نوا بهامین، شهروند بهائی ساکن یزد
نوا بهامین، شهروند بهائی ساکن یزد، روز چهارشنبه ۱۱ شهریورماه پس از مراجعه به اداره اطلاعات این شهرستان، به مدت چند ساعت مورد بازجویی قرار گرفت. به گزارش خبرگزاری هرانا، این شهروند بهائی روز پیش از آن (سهشنبه دهم شهریور) طی یک تماس تلفنی به این نهاد امنیتی احضار شده بود. یک منبع مطلع به هرانا اعلام کرده است که بخش عمدهای از پرسشهای مطرحشده در جریان بازجویی از خانم بهامین پیرامون باورهای مذهبی و بهائی بودن وی بوده است.
احضار و بازجویی این شهروند بهائی در حالی صورت میگیرد که موج تازهای از فشارها، بازداشتها و سرکوبهای سیستماتیک علیه شهروندان بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
در ماههای اخیر اصفهان شاهد یورش به منازل و تفتیش گسترده و توقیف اموال شهروندان بهایی بوده است؛ از جمله حمله امنیتی به منزل خانوادههای عاطفی و بازداشت شماری دیگر از شهروندان بهایی این استان. همزمان در سایر نقاط کشور نیز این فشارها ابعاد گستردهای به خود گرفته است، از جمله احضار پنج شهروند بهایی در کرج برای اجرای احکام حبس و احضار شهروندانی دیگر چون سما قدیرزاده در یزد، که نشاندهنده استمرار سیاستهای محدودکننده و نقض سیستماتیک حقوق اقلیتهای مذهبی است.
#نوا_بهامین #تفتیش_عقاید #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوا بهامین، شهروند بهائی ساکن یزد، روز چهارشنبه ۱۱ شهریورماه پس از مراجعه به اداره اطلاعات این شهرستان، به مدت چند ساعت مورد بازجویی قرار گرفت. به گزارش خبرگزاری هرانا، این شهروند بهائی روز پیش از آن (سهشنبه دهم شهریور) طی یک تماس تلفنی به این نهاد امنیتی احضار شده بود. یک منبع مطلع به هرانا اعلام کرده است که بخش عمدهای از پرسشهای مطرحشده در جریان بازجویی از خانم بهامین پیرامون باورهای مذهبی و بهائی بودن وی بوده است.
احضار و بازجویی این شهروند بهائی در حالی صورت میگیرد که موج تازهای از فشارها، بازداشتها و سرکوبهای سیستماتیک علیه شهروندان بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
در ماههای اخیر اصفهان شاهد یورش به منازل و تفتیش گسترده و توقیف اموال شهروندان بهایی بوده است؛ از جمله حمله امنیتی به منزل خانوادههای عاطفی و بازداشت شماری دیگر از شهروندان بهایی این استان. همزمان در سایر نقاط کشور نیز این فشارها ابعاد گستردهای به خود گرفته است، از جمله احضار پنج شهروند بهایی در کرج برای اجرای احکام حبس و احضار شهروندانی دیگر چون سما قدیرزاده در یزد، که نشاندهنده استمرار سیاستهای محدودکننده و نقض سیستماتیک حقوق اقلیتهای مذهبی است.
#نوا_بهامین #تفتیش_عقاید #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊12💔3
Forwarded from گفتوشنود
عشق میان دو دنیا
وقتی ازدواج از مرزهای دین عبور میکند
تائو ویتنامی و بودایی است، مارتین انگلیسی و ندانمگرا؛ پنج سال است زیر یک سقف زندگی میکنند. کارن یهودی و مارتین دیگر مسیحی است؛ سیویک سال ازدواج کرده و دو پسر دارند. آماندا خداناباور است و همسرش جرج بهایی. سه زوج، سه دین متفاوت، یک پرسش مشترک: عشق چطور از شکاف باورها عبور میکند؟
ازدواج فرادینی چیست؟
ازدواج بیندینی یا فرادینی به پیوند افرادی با باورها یا پیشینههای مذهبی متفاوت گفته میشود؛ از جمله میان کسی که خود را در چارچوب دین خاصی تعریف نمیکند. با پیوستگی فزاینده جوامع و تغییر الگوهای همسرگزینی، این نوع ازدواج افزایش قابل توجهی داشته است؛ مواجهه بیشتر با تنوع مذهبی، پذیرش را عادیسازی کرده است.
ایران و گرایش به سکولاریسم
در ایران، سرخوردگی از نتایج اسلام سیاسی، مشکلات اقتصادی، سرکوب سیاسی و نارضایتی از روحانیت حاکم، بخشی از جامعه را به اندیشههای سکولار سوق داده است. دسترسی به رسانههای جهانی و اینترنت نیز تفکرات ارثی مذهبی را به چالش کشیده و علاقه به تصوف، عرفان یا فلسفههای جدید را در کنار مذهب سازمانیافته تقویت کرده است.
محدودیتهای واقعی
با این حال، ایران دستکم در کوتاهمدت یکسره عاری از دین نخواهد شد؛ بخش بزرگی از جامعه همچنان عمیقا مذهبی است. نهادهای مذهبی-سیاسی، دولت را انحصارا در دست دارند و دستگاههای قضایی تحت امر مراجع اسلامی، روی خوشی به ازدواج بیندینی نشان نمیدهند و ممکن است افراد را به خاطر آن پیگرد کنند.
درس زوجها: گفتوگو
تجربه زوجها نشان میدهد مهارت گفتوگو کلید عبور از تفاوتهاست. تائو و مارتین بر گفتوگو برای غلبه بر موانع فرهنگی تاکید دارند؛ مارتین حتی محراب بودایی تائو را در خانه محترم میشمارد. کارن و مارتین درباره اختلاف اسرائیل و فلسطین «توافق دارند که توافق ندارند»؛ این رویکرد از سرایت تعارض بیرونی به خانواده جلوگیری میکند.
نقاط مشترک، نه اختلاف
جورج و آماندا در رویدادهای جوامع مذهبی مختلف شرکت میکنند و ارزشهای مشترک غیرمذهبی را کشف کردهاند؛ از دید آنها گفتوگو به معنای متقاعدکردن طرف مقابل نیست. آنها حتی میگویند تفاوت اسکاتلندی-انگلیسیبودنشان از تفاوت دینیشان بیشتر است! تاکید بر نقاط مشترک و جلوگیری از سرایت اختلافات بیرونی، درس مشترک همه این تجربههاست.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/different-religion-marriage/
#رواداری #تکثر #چندفرهنگی #ازدواج #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی ازدواج از مرزهای دین عبور میکند
تائو ویتنامی و بودایی است، مارتین انگلیسی و ندانمگرا؛ پنج سال است زیر یک سقف زندگی میکنند. کارن یهودی و مارتین دیگر مسیحی است؛ سیویک سال ازدواج کرده و دو پسر دارند. آماندا خداناباور است و همسرش جرج بهایی. سه زوج، سه دین متفاوت، یک پرسش مشترک: عشق چطور از شکاف باورها عبور میکند؟
ازدواج فرادینی چیست؟
ازدواج بیندینی یا فرادینی به پیوند افرادی با باورها یا پیشینههای مذهبی متفاوت گفته میشود؛ از جمله میان کسی که خود را در چارچوب دین خاصی تعریف نمیکند. با پیوستگی فزاینده جوامع و تغییر الگوهای همسرگزینی، این نوع ازدواج افزایش قابل توجهی داشته است؛ مواجهه بیشتر با تنوع مذهبی، پذیرش را عادیسازی کرده است.
ایران و گرایش به سکولاریسم
در ایران، سرخوردگی از نتایج اسلام سیاسی، مشکلات اقتصادی، سرکوب سیاسی و نارضایتی از روحانیت حاکم، بخشی از جامعه را به اندیشههای سکولار سوق داده است. دسترسی به رسانههای جهانی و اینترنت نیز تفکرات ارثی مذهبی را به چالش کشیده و علاقه به تصوف، عرفان یا فلسفههای جدید را در کنار مذهب سازمانیافته تقویت کرده است.
محدودیتهای واقعی
با این حال، ایران دستکم در کوتاهمدت یکسره عاری از دین نخواهد شد؛ بخش بزرگی از جامعه همچنان عمیقا مذهبی است. نهادهای مذهبی-سیاسی، دولت را انحصارا در دست دارند و دستگاههای قضایی تحت امر مراجع اسلامی، روی خوشی به ازدواج بیندینی نشان نمیدهند و ممکن است افراد را به خاطر آن پیگرد کنند.
درس زوجها: گفتوگو
تجربه زوجها نشان میدهد مهارت گفتوگو کلید عبور از تفاوتهاست. تائو و مارتین بر گفتوگو برای غلبه بر موانع فرهنگی تاکید دارند؛ مارتین حتی محراب بودایی تائو را در خانه محترم میشمارد. کارن و مارتین درباره اختلاف اسرائیل و فلسطین «توافق دارند که توافق ندارند»؛ این رویکرد از سرایت تعارض بیرونی به خانواده جلوگیری میکند.
نقاط مشترک، نه اختلاف
جورج و آماندا در رویدادهای جوامع مذهبی مختلف شرکت میکنند و ارزشهای مشترک غیرمذهبی را کشف کردهاند؛ از دید آنها گفتوگو به معنای متقاعدکردن طرف مقابل نیست. آنها حتی میگویند تفاوت اسکاتلندی-انگلیسیبودنشان از تفاوت دینیشان بیشتر است! تاکید بر نقاط مشترک و جلوگیری از سرایت اختلافات بیرونی، درس مشترک همه این تجربههاست.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/different-religion-marriage/
#رواداری #تکثر #چندفرهنگی #ازدواج #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌3
Forwarded from گفتوشنود
دین موروثی
آنچه علوم شناختی درباره شکلگیری باور میگوید
اگر در عربستان به دنیا میآمدید، مسلمان بودید. اگر در تایلند به دنیا میآمدید، بودایی. این یک حدس نیست، یک واقعیت آماریست.
جامعهشناسان دین به این پدیده میگویند «برنامهریزی فرهنگی» (Cultural Programming). ایده اصلیاش ساده و در عین حال آزاردهنده است: مغز انسان در سالهای اول زندگی، پیش از آنکه قدرت داوری نقادانه داشته باشد، باورهای اطرافیانش را نه بهعنوان «یک گزینه از میان گزینهها»، بلکه بهعنوان «واقعیت مطلق جهان» ضبط میکند.
یک کودک چهار ساله وقتی نماز خواندن پدرش یا صلیب کشیدن مادرش را میبیند، در حال یادگیری ریاضی یا زبان نیست، در حال نقشهبرداری از «جهانی که در آن باید زندگی کند» است.
این یادگیری، برخلاف یادگیری زبان، هرگز بهطور جدی به چالش کشیده نمیشود. چرا؟ چون کسی به کودک نمیگوید «حالا چند تا دین دیگر را هم بررسی کن و بعد تصمیم بگیر».
نکته جالب اینجاست: این فرایند مخصوص دین نیست. زبان مادری، ارزشهای سیاسی، حتی ذائقه غذایی، همگی به همین شکل «نصب» میشوند. اما دین یک ویژگی خاص دارد معمولا با برچسب «مقدس» و «غیرقابلسوال» عرضه میشود، در حالی که ذائقه غذایی اینطور نیست.
اینجاست که سوال جدی مطرح میشود: اگر باور من به هر دینی، محصول تصادف جغرافیایی تولدم است، نه نتیجه تحقیق آگاهانهام، آیا این باور میتواند «حقیقت» نامیده شود؟ یا فقط یک عادت ذهنی بهارثرسیده است که هرگز آزمایش نشده؟
این پرسش، اهانت به هیچ دینی نیست. دعوتیست به یک تمرین ساده: باوری را که داری، یکبار هم که شده، از زاویه دید یک ناظر بیرونی نگاه کن. آیا اگر امروز برای اولین بار با آن مواجه میشدی، بازهم میپذیرفتیاش؟
#دین_موروثی #تفکر_نقاد #آزاداندیشی #علوم_شناختی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آنچه علوم شناختی درباره شکلگیری باور میگوید
اگر در عربستان به دنیا میآمدید، مسلمان بودید. اگر در تایلند به دنیا میآمدید، بودایی. این یک حدس نیست، یک واقعیت آماریست.
جامعهشناسان دین به این پدیده میگویند «برنامهریزی فرهنگی» (Cultural Programming). ایده اصلیاش ساده و در عین حال آزاردهنده است: مغز انسان در سالهای اول زندگی، پیش از آنکه قدرت داوری نقادانه داشته باشد، باورهای اطرافیانش را نه بهعنوان «یک گزینه از میان گزینهها»، بلکه بهعنوان «واقعیت مطلق جهان» ضبط میکند.
یک کودک چهار ساله وقتی نماز خواندن پدرش یا صلیب کشیدن مادرش را میبیند، در حال یادگیری ریاضی یا زبان نیست، در حال نقشهبرداری از «جهانی که در آن باید زندگی کند» است.
این یادگیری، برخلاف یادگیری زبان، هرگز بهطور جدی به چالش کشیده نمیشود. چرا؟ چون کسی به کودک نمیگوید «حالا چند تا دین دیگر را هم بررسی کن و بعد تصمیم بگیر».
نکته جالب اینجاست: این فرایند مخصوص دین نیست. زبان مادری، ارزشهای سیاسی، حتی ذائقه غذایی، همگی به همین شکل «نصب» میشوند. اما دین یک ویژگی خاص دارد معمولا با برچسب «مقدس» و «غیرقابلسوال» عرضه میشود، در حالی که ذائقه غذایی اینطور نیست.
اینجاست که سوال جدی مطرح میشود: اگر باور من به هر دینی، محصول تصادف جغرافیایی تولدم است، نه نتیجه تحقیق آگاهانهام، آیا این باور میتواند «حقیقت» نامیده شود؟ یا فقط یک عادت ذهنی بهارثرسیده است که هرگز آزمایش نشده؟
این پرسش، اهانت به هیچ دینی نیست. دعوتیست به یک تمرین ساده: باوری را که داری، یکبار هم که شده، از زاویه دید یک ناظر بیرونی نگاه کن. آیا اگر امروز برای اولین بار با آن مواجه میشدی، بازهم میپذیرفتیاش؟
#دین_موروثی #تفکر_نقاد #آزاداندیشی #علوم_شناختی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16❤9👌3
Forwarded from گفتوشنود
پیام فریدیان، عکاس و سفالگر بهایی، به دو سال حبس محکوم شد
پیام فریدیان، عکاس و سفالگر بهایی ساکن مشهد، در مرحله تجدیدنظر با کاهش مجازات به دو سال حبس محکوم گردید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، وی پیشتر توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب مشهد از بابت اتهام «اجتماع و تبانی» به سه سال حبس محکوم شده بود که این حکم در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به دو سال کاهش یافت.
آقای فریدیان در تاریخ دوم بهمن ۱۴۰۴ در محل کار خود در مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.
صدور و تایید احکام حبس برای شهروندان بهایی در حالی ادامه دارد که موج تازهای از فشارها، احضارها، تفتیش منازل و بازداشتها علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #پیام_فریدیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام فریدیان، عکاس و سفالگر بهایی ساکن مشهد، در مرحله تجدیدنظر با کاهش مجازات به دو سال حبس محکوم گردید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، وی پیشتر توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب مشهد از بابت اتهام «اجتماع و تبانی» به سه سال حبس محکوم شده بود که این حکم در شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به دو سال کاهش یافت.
آقای فریدیان در تاریخ دوم بهمن ۱۴۰۴ در محل کار خود در مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.
صدور و تایید احکام حبس برای شهروندان بهایی در حالی ادامه دارد که موج تازهای از فشارها، احضارها، تفتیش منازل و بازداشتها علیه جامعه بهایی در شهرهای مختلف ایران با شدت در جریان است.
#بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #پیام_فریدیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊15
Forwarded from گفتوشنود
اعلامیهای که «حق تغییر دین» را به رسمیت شناخت
سطری که کمتر کسی میخواند
سال ۱۹۴۸، هنگام تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر، مادهی ۱۸ عبارتی گنجاند که در آن زمان هم بحثبرانگیز بود: هر انسانی حق دارد دین یا عقیده خود را «تغییر دهد».
این عبارت بهطور خاص با مخالفت برخی کشورهای عضو با اکثریت مسلمان روبهرو شد، عربستان سعودی در رای نهایی به کل اعلامیه رای ممتنع داد و یکی از دلایل اعلامشدهاش همین ماده بود.
با این حال، متن نهایی بدون تغییر تصویب شد و بعدها در مادهی ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) نیز با همان مضمون تکرار شد.
هاینر بیلهفلت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی دین یا عقیده (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶)، در گزارشهای رسمی خود به مجمع عمومی سازمان ملل بارها تأکید کرد که «بعد درونی» آزادی دین یعنی حق فرد برای داشتن، تغییر یا ترک هر باوری در درون خود برخلاف بعد بیرونی آن (مانند مناسک یا تبلیغ دینی)، در حقوق بینالملل هیچ استثنا یا محدودیتی نمیپذیرد؛ حتی دولتهایی که سایر جنبههای دینداری را تنظیم میکنند، از نظر او مجاز به دخالت در این بعد درونی نیستند.
عبدالله احمد النعیم، حقوقدان و پژوهشگر سودانی-آمریکایی، در آثارش از جمله «اسلام و دولت سکولار» (۲۰۰۸) این تنش را از درون سنت فقهی اسلامی بررسی کرده است. او نشان میدهد میان تفاسیر کلاسیک فقهی درباره ارتداد و متن حقوق بشری مدرن، شکافی واقعی وجود دارد که به گفته او، بخشی از دنیای اسلام هنوز در حال مواجهه فکری با آن است، نه اینکه این تنش را نادیده یا انکار کند.
پیو ریسرچ سنتر در گزارش «محدودیتهای جهانی بر دین» (بهروزرسانی ۲۰۲۲) دادههایی از بیش از ۱۹۸ کشور جمعآوری کرده که نشان میدهد در تعداد قابلتوجهی از کشورها، ترک یک دین رسمی همچنان پیامدهای حقوقی یا اجتماعی مشخصی برای فرد به همراه دارد، طیفی که از فشار خانوادگی و اجتماعی تا مجازات قانونی را در برمیگیرد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، فاصلهای است میان متنی که هفتاد سال پیش در نیویورک نوشته شد و واقعیتی که در بسیاری از نقاط جهان، هنوز روزانه با آن دستوپنجه نرم میشود.
#آزادی_دین #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سطری که کمتر کسی میخواند
سال ۱۹۴۸، هنگام تدوین اعلامیه جهانی حقوق بشر، مادهی ۱۸ عبارتی گنجاند که در آن زمان هم بحثبرانگیز بود: هر انسانی حق دارد دین یا عقیده خود را «تغییر دهد».
این عبارت بهطور خاص با مخالفت برخی کشورهای عضو با اکثریت مسلمان روبهرو شد، عربستان سعودی در رای نهایی به کل اعلامیه رای ممتنع داد و یکی از دلایل اعلامشدهاش همین ماده بود.
با این حال، متن نهایی بدون تغییر تصویب شد و بعدها در مادهی ۱۸ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (۱۹۶۶) نیز با همان مضمون تکرار شد.
هاینر بیلهفلت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور آزادی دین یا عقیده (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۶)، در گزارشهای رسمی خود به مجمع عمومی سازمان ملل بارها تأکید کرد که «بعد درونی» آزادی دین یعنی حق فرد برای داشتن، تغییر یا ترک هر باوری در درون خود برخلاف بعد بیرونی آن (مانند مناسک یا تبلیغ دینی)، در حقوق بینالملل هیچ استثنا یا محدودیتی نمیپذیرد؛ حتی دولتهایی که سایر جنبههای دینداری را تنظیم میکنند، از نظر او مجاز به دخالت در این بعد درونی نیستند.
عبدالله احمد النعیم، حقوقدان و پژوهشگر سودانی-آمریکایی، در آثارش از جمله «اسلام و دولت سکولار» (۲۰۰۸) این تنش را از درون سنت فقهی اسلامی بررسی کرده است. او نشان میدهد میان تفاسیر کلاسیک فقهی درباره ارتداد و متن حقوق بشری مدرن، شکافی واقعی وجود دارد که به گفته او، بخشی از دنیای اسلام هنوز در حال مواجهه فکری با آن است، نه اینکه این تنش را نادیده یا انکار کند.
پیو ریسرچ سنتر در گزارش «محدودیتهای جهانی بر دین» (بهروزرسانی ۲۰۲۲) دادههایی از بیش از ۱۹۸ کشور جمعآوری کرده که نشان میدهد در تعداد قابلتوجهی از کشورها، ترک یک دین رسمی همچنان پیامدهای حقوقی یا اجتماعی مشخصی برای فرد به همراه دارد، طیفی که از فشار خانوادگی و اجتماعی تا مجازات قانونی را در برمیگیرد.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، فاصلهای است میان متنی که هفتاد سال پیش در نیویورک نوشته شد و واقعیتی که در بسیاری از نقاط جهان، هنوز روزانه با آن دستوپنجه نرم میشود.
#آزادی_دین #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2👍2
Forwarded from گفتوشنود
از خشونت مذهبی تا همزیستی
درسهای پنج جامعه کثرتگرا برای ایران
همسایگانی که سالها کنار هم زندگی کرده بودند، ناگهان به قاتل یکدیگر تبدیل شدند. کشتار روز سن بارتلمی در پاریس، هزاران پروتستان را در چند روز به کام مرگ کشاند؛ تنها به این جرم که ایمانشان با اکثریت فرق داشت. اما از دل همین خون، فرانسه راهی به سوی همزیستی یافت. این مسیر، امروز چه درسی برای جوامع دیگر دارد؟
▪️از جنگ مذهبی تا فرمان نانت
فرانسه در قرن شانزدهم درگیر جنگهای خونین کاتولیکها و پروتستانها بود. کشتار سن بارتلمی نقطه اوج این خشونت بود. اما در ۱۵۹۸، هانری چهارم که خود میان دو هویت دینی زیسته بود، فرمان نانت را صادر کرد؛ حقوقی محدود برای عبادت پروتستانها. این فرمان کامل نبود و بعدها لغو شد، اما نخستین گام یک دولت اروپایی بهسوی همزیستی بود.
▪️چشمانداز و ماموریت
در بریتانیا، فرانسه، هند، کانادا و آفریقای جنوبی، چشمانداز مشترک این است که افراد بتوانند آزادانه باور خود را برگزینند، تغییر دهند یا رد کنند. بریتانیا این را در «قانون حقوق بشر ۱۹۹۸» نهادینه کرده، فرانسه بر «لائیسیته» تاکید دارد، کانادا چندفرهنگیبودن را ارزش ملی میداند و هند سکولاریسم را در قانون اساسی دارد.
▪️اهداف و مقاصد
اهداف اصلی این کشورها شامل حمایت از افراد در برابر تبعیض دینی، تضمین مشارکت برابر برای باورهای متنوع و پیشگیری از تعارضات دینی از طریق تضمینهای حقوقی است. کانادا از سازوکارهای تطبیقی برای اقلیتهای دینی پشتیبانی میکند، دادگاه قانون اساسی آفریقای جنوبی موازنه میان آزادی دینی و برابری برقرار میکند، و فرانسه بیطرفی دولت را در اولویت قرار میدهد.
▪️رهبری در بریتانیا و فرانسه
در بریتانیا، رهبری میان سنت (نقش رسمی کلیسای انگلستان) و انطباقپذیری توازن دارد؛ دادگاهها به پروندههای تبعیض دینی رسیدگی میکنند و رهبران جامعه مدنی گفتمان عمومی را شکل میدهند. در فرانسه، رهبری دولتی بهشدت بر لائیسیته تاکید دارد اما با رهبری جامعه مدنی تکمیل میشود؛ چانهزنی مستمر میان اقتدار دولت و تکثر اجتماعی جریان دارد.
▪️رهبری در کانادا، هند و آفریقای جنوبی
در کانادا، رهبری غیرمتمرکز و مشارکتی است؛ دیوان عالی نقشی محوری در تفسیر منشور حقوق دارد. در هند، دستگاه قضائی مدافع سکولاریسم است اما رهبری سیاسی نوسانهای شدید دارد. آفریقای جنوبی با هدایت شخصیتهایی مانند نلسون ماندلا، قانون اساسیای بنا کرد که بر برابری تاکید دارد. رهبری موثر از تعامل اقتدار حقوقی، اراده سیاسی و مشارکت مدنی برمیآید.
▪️جامعه و محیط
محیط اجتماعی بریتانیا با تنوع دینی ناشی از مهاجرت پس از جنگ جهانی شکل گرفته و شوراهای میاندینی محلی فعالاند. فرانسه با لائیسیته سختگیرانه، تنشهایی با جامعههای مسلمان ایجاد کرده است. کانادا تنوع را نهادی تشویق میکند. هند با تکثر تاریخی عمیق، گاه تنشهای فرقهای را تجربه میکند. آفریقای جنوبی پسا-آپارتاید بر آشتی و شمول تاکید دارد.
▪️فعالیتها و الگوی مشترک
آزادی دین باید از طریق مشارکت مستمر حفظ شود، نه صرفا یک دستاورد حقوقی ثابت. در بریتانیا گفتوگوی میاندینی محوری است؛ در فرانسه جامعه مدنی شکافهای لائیسیته را پر میکند؛ کانادا بر چندفرهنگیبودن تاکید دارد؛ هند فعالیتها را در سطح محلی پیش میبرد؛ آفریقای جنوبی بر آشتی تمرکز دارد. الگوی مشترک: گفتوگو، آموزش، کنشگری حقوقی و ابتکارهای ریشهای.
▪️درسهایی برای ایران
تجربه این پنج کشور نشان میدهد آزادی دین صرفا به چارچوب حقوقی وابسته نیست، بلکه نیازمند مشارکت پایدار جامعه مدنی است. برای ایران، درسهای کلیدی عبارتاند از: امکان پرورش تدریجی کثرتگرایی حتی زیر ایدئولوژیهای مسلط، ضرورت آگاهی حقوقی شهروندان، نقش گفتوگوی بینجماعتی در کاهش تنش، و اهمیت سازماندهی ریشهای که از سطح محله آغاز میشود، نه از بالا.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
درسهای پنج جامعه کثرتگرا برای ایران
همسایگانی که سالها کنار هم زندگی کرده بودند، ناگهان به قاتل یکدیگر تبدیل شدند. کشتار روز سن بارتلمی در پاریس، هزاران پروتستان را در چند روز به کام مرگ کشاند؛ تنها به این جرم که ایمانشان با اکثریت فرق داشت. اما از دل همین خون، فرانسه راهی به سوی همزیستی یافت. این مسیر، امروز چه درسی برای جوامع دیگر دارد؟
▪️از جنگ مذهبی تا فرمان نانت
فرانسه در قرن شانزدهم درگیر جنگهای خونین کاتولیکها و پروتستانها بود. کشتار سن بارتلمی نقطه اوج این خشونت بود. اما در ۱۵۹۸، هانری چهارم که خود میان دو هویت دینی زیسته بود، فرمان نانت را صادر کرد؛ حقوقی محدود برای عبادت پروتستانها. این فرمان کامل نبود و بعدها لغو شد، اما نخستین گام یک دولت اروپایی بهسوی همزیستی بود.
▪️چشمانداز و ماموریت
در بریتانیا، فرانسه، هند، کانادا و آفریقای جنوبی، چشمانداز مشترک این است که افراد بتوانند آزادانه باور خود را برگزینند، تغییر دهند یا رد کنند. بریتانیا این را در «قانون حقوق بشر ۱۹۹۸» نهادینه کرده، فرانسه بر «لائیسیته» تاکید دارد، کانادا چندفرهنگیبودن را ارزش ملی میداند و هند سکولاریسم را در قانون اساسی دارد.
▪️اهداف و مقاصد
اهداف اصلی این کشورها شامل حمایت از افراد در برابر تبعیض دینی، تضمین مشارکت برابر برای باورهای متنوع و پیشگیری از تعارضات دینی از طریق تضمینهای حقوقی است. کانادا از سازوکارهای تطبیقی برای اقلیتهای دینی پشتیبانی میکند، دادگاه قانون اساسی آفریقای جنوبی موازنه میان آزادی دینی و برابری برقرار میکند، و فرانسه بیطرفی دولت را در اولویت قرار میدهد.
▪️رهبری در بریتانیا و فرانسه
در بریتانیا، رهبری میان سنت (نقش رسمی کلیسای انگلستان) و انطباقپذیری توازن دارد؛ دادگاهها به پروندههای تبعیض دینی رسیدگی میکنند و رهبران جامعه مدنی گفتمان عمومی را شکل میدهند. در فرانسه، رهبری دولتی بهشدت بر لائیسیته تاکید دارد اما با رهبری جامعه مدنی تکمیل میشود؛ چانهزنی مستمر میان اقتدار دولت و تکثر اجتماعی جریان دارد.
▪️رهبری در کانادا، هند و آفریقای جنوبی
در کانادا، رهبری غیرمتمرکز و مشارکتی است؛ دیوان عالی نقشی محوری در تفسیر منشور حقوق دارد. در هند، دستگاه قضائی مدافع سکولاریسم است اما رهبری سیاسی نوسانهای شدید دارد. آفریقای جنوبی با هدایت شخصیتهایی مانند نلسون ماندلا، قانون اساسیای بنا کرد که بر برابری تاکید دارد. رهبری موثر از تعامل اقتدار حقوقی، اراده سیاسی و مشارکت مدنی برمیآید.
▪️جامعه و محیط
محیط اجتماعی بریتانیا با تنوع دینی ناشی از مهاجرت پس از جنگ جهانی شکل گرفته و شوراهای میاندینی محلی فعالاند. فرانسه با لائیسیته سختگیرانه، تنشهایی با جامعههای مسلمان ایجاد کرده است. کانادا تنوع را نهادی تشویق میکند. هند با تکثر تاریخی عمیق، گاه تنشهای فرقهای را تجربه میکند. آفریقای جنوبی پسا-آپارتاید بر آشتی و شمول تاکید دارد.
▪️فعالیتها و الگوی مشترک
آزادی دین باید از طریق مشارکت مستمر حفظ شود، نه صرفا یک دستاورد حقوقی ثابت. در بریتانیا گفتوگوی میاندینی محوری است؛ در فرانسه جامعه مدنی شکافهای لائیسیته را پر میکند؛ کانادا بر چندفرهنگیبودن تاکید دارد؛ هند فعالیتها را در سطح محلی پیش میبرد؛ آفریقای جنوبی بر آشتی تمرکز دارد. الگوی مشترک: گفتوگو، آموزش، کنشگری حقوقی و ابتکارهای ریشهای.
▪️درسهایی برای ایران
تجربه این پنج کشور نشان میدهد آزادی دین صرفا به چارچوب حقوقی وابسته نیست، بلکه نیازمند مشارکت پایدار جامعه مدنی است. برای ایران، درسهای کلیدی عبارتاند از: امکان پرورش تدریجی کثرتگرایی حتی زیر ایدئولوژیهای مسلط، ضرورت آگاهی حقوقی شهروندان، نقش گفتوگوی بینجماعتی در کاهش تنش، و اهمیت سازماندهی ریشهای که از سطح محله آغاز میشود، نه از بالا.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#همزیستی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊2