Forwarded from گفتوشنود
تداوم فشار امنیتی بر شهروندان بهایی
اجرای حکم زندان ایمان رشیدی
ایمان رشیدی، شهروند بهایی ساکن یزد، روز یکشنبه ۱ شهریورماه ۱۴۰۵ پس از حضور در شعبه اول اجرای احکام دادگاه انقلاب این شهر، بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت خود به زندان مرکزی یزد منتقل شد.
▪️جزئیات پرونده، اتهامات و سوابق
آقای رشیدی پیشتر توسط دادگاه انقلاب یزد از بابت اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» به سه سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری (با احتساب ایام بازداشت قبلی)، ۱۵ سال محرومیت اجتماعی درجه پنج و پرداخت ۳۷۱ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده بود.
این شهروند بهایی در مهرماه ۱۴۰۲ توسط اداره اطلاعات یزد بازداشت و پس از انتقال به زندان، در اسفندماه همان سال با تودیع وثیقه آزاد شده بود. مراحل بازپرسی و دادگاه وی در بهمن و اسفند ۱۴۰۲ بدون دسترسی به وکیل برگزار شد. وی همچنین دارای سابقه محکومیت پیشین بوده و در بهمنماه ۱۳۹۶ نیز پس از اتمام دوران حبس از زندان آزاد شده بود.
▪️سرکوب سیستماتیک و نقض حقوق اقلیتهای مذهبی
بازداشت و انتقال ایمان رشیدی به زندان، نمونهای دیگر از تشدید فشارهای امنیتی و قضایی علیه شهروندان بهایی است. دستگاه قضایی با استفاده از احکام سنگین حبس، محرومیتهای طولانیمدت اجتماعی و برپایی دادگاههای بدون دسترسی به وکیل، تلاش میکند تا با اعمال ارعاب، زندگی مدنی جامعه بهایی را هدف قرار داده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند، سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض آشکار آزادی عقیده در ایران است.
#ایمان_رشیدی
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اجرای حکم زندان ایمان رشیدی
ایمان رشیدی، شهروند بهایی ساکن یزد، روز یکشنبه ۱ شهریورماه ۱۴۰۵ پس از حضور در شعبه اول اجرای احکام دادگاه انقلاب این شهر، بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت خود به زندان مرکزی یزد منتقل شد.
▪️جزئیات پرونده، اتهامات و سوابق
آقای رشیدی پیشتر توسط دادگاه انقلاب یزد از بابت اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» به سه سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری (با احتساب ایام بازداشت قبلی)، ۱۵ سال محرومیت اجتماعی درجه پنج و پرداخت ۳۷۱ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده بود.
این شهروند بهایی در مهرماه ۱۴۰۲ توسط اداره اطلاعات یزد بازداشت و پس از انتقال به زندان، در اسفندماه همان سال با تودیع وثیقه آزاد شده بود. مراحل بازپرسی و دادگاه وی در بهمن و اسفند ۱۴۰۲ بدون دسترسی به وکیل برگزار شد. وی همچنین دارای سابقه محکومیت پیشین بوده و در بهمنماه ۱۳۹۶ نیز پس از اتمام دوران حبس از زندان آزاد شده بود.
▪️سرکوب سیستماتیک و نقض حقوق اقلیتهای مذهبی
بازداشت و انتقال ایمان رشیدی به زندان، نمونهای دیگر از تشدید فشارهای امنیتی و قضایی علیه شهروندان بهایی است. دستگاه قضایی با استفاده از احکام سنگین حبس، محرومیتهای طولانیمدت اجتماعی و برپایی دادگاههای بدون دسترسی به وکیل، تلاش میکند تا با اعمال ارعاب، زندگی مدنی جامعه بهایی را هدف قرار داده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند، سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض آشکار آزادی عقیده در ایران است.
#ایمان_رشیدی
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔10🕊3❤1
Forwarded from گفتوشنود
تکثرگرایی معرفتی
چرا هیچ نظام فکری واحد نمیتواند پاسخ همه پرسشهای بشر را بدهد؟
کورت گودل، منطقدان اتریشی، در سال ۱۹۳۱ دو قضیه «ناتمامیت» را اثبات کرد: در هر نظام صوری سازگار که برای بیان حساب پایه کافی باشد، همواره گزارههایی وجود دارند که در چارچوب خود آن نظام نه قابل اثباتاند و نه قابل ابطال این یافته که در ریاضیات محض متولد شد، بعدها بهکرات در فلسفه علم بهعنوان استعارهای برای محدودیت ذاتی هر نظام بسته فکری بهکار رفت، هیچ چارچوبی نمیتواند همزمان کامل و خودبسنده باشد.
آیزایا برلین، فیلسوف سیاسی بریتانیایی، در مقاله «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) و آثار بعدیاش مفهوم «کثرتگرایی ارزشی» را مطرح کرد. از نظر او، ارزشهای انسانی مثل آزادی و برابری، یا عدالت و رحمت، لزوما در یک سلسلهمراتب واحد قابل چیدمان نیستند و گاهی با یکدیگر در تنش قرار میگیرند.
برلین این را نه نقص، بلکه واقعیتی بنیادین در وضع بشر میدانست، نظامی که مدعی حل نهایی همه این تنشها باشد، از نظر او بهناچار بخشی از پیچیدگی واقعیت را نادیده میگیرد.
کارل پوپر در «منطق اکتشاف علمی» (۱۹۳۴) اصل «ابطالپذیری» را معیار علم دانست: هر نظریه علمی معتبر، باید در اصل امکان رد شدن از طریق شواهد تازه را داشته باشد. از این زاویه، نظامی که خود را از هر نقد و آزمون مصون میداند، دیگر در قلمرو دانش تجربی نمیگنجد، بلکه به ساختاری جزمی نزدیکتر است.
توماس کوهن نیز در «ساختار انقلابهای علمی» (۱۹۶۲) نشان داد حتی علم، که غالبا یکپارچهترین نظام معرفتی بشر تصور میشود، در طول تاریخ از رهگذر رقابت میان «پارادایمها»ی متفاوت پیش رفته، نه از مسیر یک چارچوب ثابت و همیشگی.
این چهار خط فکری، از ریاضیات تا فلسفه سیاسی و فلسفه علم، از زوایای مستقل به یک نقطه میرسند: تنوع نظامهای تبیین، نه انحراف از مسیر شناخت، که بازتاب طبیعی گستردگی و پیچیدگی پرسشهایی است که ذهن بشر با آنها روبهرو بوده است.
#تکثر_گرایی #فلسفه #اخلاق #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا هیچ نظام فکری واحد نمیتواند پاسخ همه پرسشهای بشر را بدهد؟
کورت گودل، منطقدان اتریشی، در سال ۱۹۳۱ دو قضیه «ناتمامیت» را اثبات کرد: در هر نظام صوری سازگار که برای بیان حساب پایه کافی باشد، همواره گزارههایی وجود دارند که در چارچوب خود آن نظام نه قابل اثباتاند و نه قابل ابطال این یافته که در ریاضیات محض متولد شد، بعدها بهکرات در فلسفه علم بهعنوان استعارهای برای محدودیت ذاتی هر نظام بسته فکری بهکار رفت، هیچ چارچوبی نمیتواند همزمان کامل و خودبسنده باشد.
آیزایا برلین، فیلسوف سیاسی بریتانیایی، در مقاله «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) و آثار بعدیاش مفهوم «کثرتگرایی ارزشی» را مطرح کرد. از نظر او، ارزشهای انسانی مثل آزادی و برابری، یا عدالت و رحمت، لزوما در یک سلسلهمراتب واحد قابل چیدمان نیستند و گاهی با یکدیگر در تنش قرار میگیرند.
برلین این را نه نقص، بلکه واقعیتی بنیادین در وضع بشر میدانست، نظامی که مدعی حل نهایی همه این تنشها باشد، از نظر او بهناچار بخشی از پیچیدگی واقعیت را نادیده میگیرد.
کارل پوپر در «منطق اکتشاف علمی» (۱۹۳۴) اصل «ابطالپذیری» را معیار علم دانست: هر نظریه علمی معتبر، باید در اصل امکان رد شدن از طریق شواهد تازه را داشته باشد. از این زاویه، نظامی که خود را از هر نقد و آزمون مصون میداند، دیگر در قلمرو دانش تجربی نمیگنجد، بلکه به ساختاری جزمی نزدیکتر است.
توماس کوهن نیز در «ساختار انقلابهای علمی» (۱۹۶۲) نشان داد حتی علم، که غالبا یکپارچهترین نظام معرفتی بشر تصور میشود، در طول تاریخ از رهگذر رقابت میان «پارادایمها»ی متفاوت پیش رفته، نه از مسیر یک چارچوب ثابت و همیشگی.
این چهار خط فکری، از ریاضیات تا فلسفه سیاسی و فلسفه علم، از زوایای مستقل به یک نقطه میرسند: تنوع نظامهای تبیین، نه انحراف از مسیر شناخت، که بازتاب طبیعی گستردگی و پیچیدگی پرسشهایی است که ذهن بشر با آنها روبهرو بوده است.
#تکثر_گرایی #فلسفه #اخلاق #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👌1
Forwarded from گفتوشنود
۱۲ شهروند بهایی در ساری به بیش از ۲۶ سال حبس و ۷۶ سال محرومیت اجتماعی محکوم شدند
شعبه اول دادگاه انقلاب ساری به ریاست قاضی عمار رمضانی، ۱۲ شهروند بهایی را در مجموع به ۲۶ سال و ۱۶۵ روز حبس تعزیری و ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.
▪️جزئیات احکام و اتهامات
بر پایه گزارش خبرگزاری هرانا، بر اساس دادنامه صادره در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، راکوئل عطائیان، کیومرث اکبری، سهراب لقایی، زهرا گلابیان، بنفشه اسدیان عربی، فؤاد لقایی، آناهیتا کوشکباغی، نسیم صمیمی، حسین فنائیان، امیلیا فنائیان، ملودی صمیمی و سهیل حقدوست محاکمه شدند.
در این حکم، راکوئل عطائیان به ۴ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.
سایر متهمان پرونده هر کدام به تحمل دو سال و ۱۵ روز حبس تعزیری و ۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیدند.
اتهام انتسابی به این شهروندان «انجام فعالیتهای آموزشی و تبلیغی مغایر و مخل به شرع مقدس اسلام در راستای ترویج و ترغیت فرقه بهائیت» عنوان شده است. جلسات دادگاه آنان در مردادماه ۱۴۰۵ برگزار شده بود.
▪️روند پیچیده دادرسی و پروندهسازی
بر اساس اطلاعات یک منبع نزدیک، پرونده این شهروندان از اردیبهشتماه ۱۴۰۳ در مراجع مختلف قضایی از جمله دادگاه انقلاب ساری و دادگاه کیفری قائمشهر جریان داشته و چندین مرتبه میان شعبههای گوناگون و بازپرسی جابهجا شده است. در جریان این روند، سهیل حقدوست و همسرش راکوئل عطائیان بازداشت شده و پس از آزادی موقت، پرونده جدید خانم عطائیان با پرونده سایر متهمان ادغام و نهایتاً به صدور این احکام سنگین منجر شد. پیشتر نیز منازل این افراد توسط نیروهای امنیتی تفتیش شده بود. صدور چنین احکامی نمایانگر تداوم فشارهای قضایی و امنیتی علیه جامعه بهایی است.
#بهاییان_ایران #بهائیان_ساری #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شعبه اول دادگاه انقلاب ساری به ریاست قاضی عمار رمضانی، ۱۲ شهروند بهایی را در مجموع به ۲۶ سال و ۱۶۵ روز حبس تعزیری و ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.
▪️جزئیات احکام و اتهامات
بر پایه گزارش خبرگزاری هرانا، بر اساس دادنامه صادره در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، راکوئل عطائیان، کیومرث اکبری، سهراب لقایی، زهرا گلابیان، بنفشه اسدیان عربی، فؤاد لقایی، آناهیتا کوشکباغی، نسیم صمیمی، حسین فنائیان، امیلیا فنائیان، ملودی صمیمی و سهیل حقدوست محاکمه شدند.
در این حکم، راکوئل عطائیان به ۴ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.
سایر متهمان پرونده هر کدام به تحمل دو سال و ۱۵ روز حبس تعزیری و ۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیدند.
اتهام انتسابی به این شهروندان «انجام فعالیتهای آموزشی و تبلیغی مغایر و مخل به شرع مقدس اسلام در راستای ترویج و ترغیت فرقه بهائیت» عنوان شده است. جلسات دادگاه آنان در مردادماه ۱۴۰۵ برگزار شده بود.
▪️روند پیچیده دادرسی و پروندهسازی
بر اساس اطلاعات یک منبع نزدیک، پرونده این شهروندان از اردیبهشتماه ۱۴۰۳ در مراجع مختلف قضایی از جمله دادگاه انقلاب ساری و دادگاه کیفری قائمشهر جریان داشته و چندین مرتبه میان شعبههای گوناگون و بازپرسی جابهجا شده است. در جریان این روند، سهیل حقدوست و همسرش راکوئل عطائیان بازداشت شده و پس از آزادی موقت، پرونده جدید خانم عطائیان با پرونده سایر متهمان ادغام و نهایتاً به صدور این احکام سنگین منجر شد. پیشتر نیز منازل این افراد توسط نیروهای امنیتی تفتیش شده بود. صدور چنین احکامی نمایانگر تداوم فشارهای قضایی و امنیتی علیه جامعه بهایی است.
#بهاییان_ایران #بهائیان_ساری #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔15❤2🕊1
Forwarded from گفتوشنود
آلفرد نورث وایتهد
پذیرش دیگری در جهان بههمپیوسته
آلفرد نورث وایتهد (۱۸۶۱–۱۹۴۷)، ریاضیدان و فیلسوف برجسته انگلیسی-آمریکایی، یکی از خلاقترین متفکران قرن بیستم است که بیشتر به خاطر پایهگذاری «فلسفه فرآیند» (Process Philosophy) شناخته میشود.
او که ابتدا در کنار برتراند راسل در حوزه منطق و ریاضیات (تألیف اثر سترگ اصول ریاضیات) فعالیت میکرد، بعدها نظامی فلسفی آفرید که در آن جهان نه مجموعهای از اشیای ایستا، بلکه شبکهای از رویدادها، روابط و شدنهای پویاست. نگاه وایتهد به هستی، مبنایی کاملا نوین برای درک پیوند میان انسانها فراهم میکند.
▪️نظریه فلسفه فرآیند
پذیرش به مثابه درک بههمپیوستگی وجود
از دیدگاه وایتهد، رواداری و پذیرشِ دیگری تنها یک اخلاق ظاهری نیست، بلکه بازتابی از ساختار واقعی جهان است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تبیین این همزیستی مطرح میکند:
▪️جهان رویدادها و روابط (Relational Reality)
وایتهد معتقد است هیچچیز در جهان بهطور مطلق جدا و ایزوله نیست. ما جوهرههای ثابتی نیستیم، بلکه مجموعهای از «روابط» و «تجربیات» در حال شدن هستیم. پذیرش دیگری در این نگاه یعنی درک این حقیقت که هویت من بدون حضور دیگری و بدون تعامل با او اصلا شکل نمیگیرد، بنابراین دیگری تهدیدی برای من نیست، بلکه پارهای از ساختار وجودی من است.
▪️خلاقیت به مثابه اصل بنیادین هستی
در فلسفه وایتهد، «خلاقیت» نیروی محرکه جهان است و هر موجودی سهمی منحصربهفرد در شکلدادن به کل کائنات دارد. پذیرشِ دیگری یعنی احترام به این حق خلاقیت، یعنی به رسمیت شناختن این که هر انسان نگاه و تازگی خاص خود را به جهان میآورد و سرکوب این تفاوت، یعنی انجماد جریان زندگی.
▪️نفی جزمگرایی و پذیرشِ چشماندازها
وایتهد به شدت با «جزماندیشی علمی و فلسفی» (که آن را گمراهی مبرهن مینامید) مخالف بود. او معتقد بود هیچکدام از ما کلِ حقیقت را در مشت نداریم، بلکه هرکس تنها از زاویه و «چشمانداز» خاص خود به جهان نگاه میکند. پذیرش دیگری یعنی گشودگی برای دیدن جهان از منظر چشماندازهای دیگر، امری که مدارا را به یک ضرورت عقلانی بدل میکند.
پذیرش در اندیشه وایتهد، یعنی هماهنگیِ پویا با تکثر جهان. او ما را دعوت میکند تا از نگاه مکانیکی و خشک به انسانها دست برداریم و جهان را همچون یک ارکستر بزرگ از صداهای مرتبط به هم ببینیم. جامعه روادار از منظر وایتهد، جامعهای است که در آن افراد درک میکنند تفاوتها نه نقاط انحراف، بلکه فرصتهایی برای غنا بخشیدن به تجربه جمعی انسانی هستند، جایی که همزیستی، رقص هماهنگ تفاوتها در بستر یک فرآیند زنده است.
#آلفرد_نورث_وایتهد #فلسفه #دیگری #پذیرش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پذیرش دیگری در جهان بههمپیوسته
آلفرد نورث وایتهد (۱۸۶۱–۱۹۴۷)، ریاضیدان و فیلسوف برجسته انگلیسی-آمریکایی، یکی از خلاقترین متفکران قرن بیستم است که بیشتر به خاطر پایهگذاری «فلسفه فرآیند» (Process Philosophy) شناخته میشود.
او که ابتدا در کنار برتراند راسل در حوزه منطق و ریاضیات (تألیف اثر سترگ اصول ریاضیات) فعالیت میکرد، بعدها نظامی فلسفی آفرید که در آن جهان نه مجموعهای از اشیای ایستا، بلکه شبکهای از رویدادها، روابط و شدنهای پویاست. نگاه وایتهد به هستی، مبنایی کاملا نوین برای درک پیوند میان انسانها فراهم میکند.
▪️نظریه فلسفه فرآیند
پذیرش به مثابه درک بههمپیوستگی وجود
از دیدگاه وایتهد، رواداری و پذیرشِ دیگری تنها یک اخلاق ظاهری نیست، بلکه بازتابی از ساختار واقعی جهان است. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تبیین این همزیستی مطرح میکند:
▪️جهان رویدادها و روابط (Relational Reality)
وایتهد معتقد است هیچچیز در جهان بهطور مطلق جدا و ایزوله نیست. ما جوهرههای ثابتی نیستیم، بلکه مجموعهای از «روابط» و «تجربیات» در حال شدن هستیم. پذیرش دیگری در این نگاه یعنی درک این حقیقت که هویت من بدون حضور دیگری و بدون تعامل با او اصلا شکل نمیگیرد، بنابراین دیگری تهدیدی برای من نیست، بلکه پارهای از ساختار وجودی من است.
▪️خلاقیت به مثابه اصل بنیادین هستی
در فلسفه وایتهد، «خلاقیت» نیروی محرکه جهان است و هر موجودی سهمی منحصربهفرد در شکلدادن به کل کائنات دارد. پذیرشِ دیگری یعنی احترام به این حق خلاقیت، یعنی به رسمیت شناختن این که هر انسان نگاه و تازگی خاص خود را به جهان میآورد و سرکوب این تفاوت، یعنی انجماد جریان زندگی.
▪️نفی جزمگرایی و پذیرشِ چشماندازها
وایتهد به شدت با «جزماندیشی علمی و فلسفی» (که آن را گمراهی مبرهن مینامید) مخالف بود. او معتقد بود هیچکدام از ما کلِ حقیقت را در مشت نداریم، بلکه هرکس تنها از زاویه و «چشمانداز» خاص خود به جهان نگاه میکند. پذیرش دیگری یعنی گشودگی برای دیدن جهان از منظر چشماندازهای دیگر، امری که مدارا را به یک ضرورت عقلانی بدل میکند.
پذیرش در اندیشه وایتهد، یعنی هماهنگیِ پویا با تکثر جهان. او ما را دعوت میکند تا از نگاه مکانیکی و خشک به انسانها دست برداریم و جهان را همچون یک ارکستر بزرگ از صداهای مرتبط به هم ببینیم. جامعه روادار از منظر وایتهد، جامعهای است که در آن افراد درک میکنند تفاوتها نه نقاط انحراف، بلکه فرصتهایی برای غنا بخشیدن به تجربه جمعی انسانی هستند، جایی که همزیستی، رقص هماهنگ تفاوتها در بستر یک فرآیند زنده است.
#آلفرد_نورث_وایتهد #فلسفه #دیگری #پذیرش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5❤2👌1
Forwarded from گفتوشنود
یورش ماموران به منازل سه خانواده بهائی در اصفهان؛ ضبط گسترده اموال و پلمب یک محل کسب
روز دوم شهریور ۱۴۰۵، بیش از ۲۰ تن از ماموران لباسشخصی با ارایه حکم قضایی، بهطور همزمان به منازل سه خانواده بهائی در اصفهان یورش برده و پس از تفتیش گسترده، شمار زیادی از وسایل شخصی و خانوادگی آنان را ضبط کردند. یک محل کسب متعلق به این خانواده نیز پلمب شد.
منازل مورد بازرسی متعلق به امین طبیانیفرد، بهاریه عسکرینسب و نیما طبیانیفرد بوده است. خانم عسکرینسب، مادر امین طبیانیفرد، در واحدی جداگانه در همان ساختمان محل سکونت فرزندش زندگی میکند. ماموران همچنین کارگاه سازسازی این خانواده را که در همین ساختمان قرار دارد، مورد بازرسی قرار داده و تمامی ابزارها، تجهیزات و دستگاههای تخصصی ساخت ساز، به همراه تعدادی ساز دستساز ارزشمند را ضبط کردند.
همزمان، گروه دیگری از ماموران به منزل نیما طبیانیفرد، فرزند امین طبیانیفرد، در محلهای دیگر از اصفهان مراجعه کرده و شماری از وسایل شخصی او را نیز با خود بردند.
تفتیش این منازل از حدود ساعت هشت صبح آغاز شد و تا حوالی یک بعدازظهر ادامه داشت. بنا بر اطلاعات دریافتی، در یکی از این موارد رفتار ماموران با خشونت، ضربوجرح و تهدید همراه بوده است.
در جریان این بازرسیها، شمار زیادی از اموال شخصی و خانوادگی از جمله لپتاپ، تلفن همراه، ساعت هوشمند، پاوربانک، مودم، گیرنده ماهواره، کتاب، تابلو و تصاویر مذهبی، پول نقد، ارز خارجی، طلا، دوربین حرفهای عکاسی، تلویزیون، میز تلویزیون، چمدان و تجهیزات ورزشی تنیس ضبط شد.
ماموران همچنین تعدادی از سازهای موسیقی متعلق به این خانواده، از جمله پیانو، ویولن، سهتار، ویولنسل، تمبک، کمانچه، گیتار و کلارینت را ضبط کردند.
در ادامه، فروشگاه موسیقی و ساز متعلق به این خانواده نیز توسط ماموران پلمب شد.
در پایان این بازرسیها، نیما طبیانیفرد با دریافت احضاریهای ملزم به حضور در اداره اطلاعات اصفهان شد. همچنین برای سایر اعضای این خانواده احضاریههایی جهت حضور در دادگاه مستقر در زندان دستگرد اصفهان صادر شده است.
#امین_طبیانی_فرد #بهاریه_عسکری_نسب #نیما_طبیانی_فرد #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روز دوم شهریور ۱۴۰۵، بیش از ۲۰ تن از ماموران لباسشخصی با ارایه حکم قضایی، بهطور همزمان به منازل سه خانواده بهائی در اصفهان یورش برده و پس از تفتیش گسترده، شمار زیادی از وسایل شخصی و خانوادگی آنان را ضبط کردند. یک محل کسب متعلق به این خانواده نیز پلمب شد.
منازل مورد بازرسی متعلق به امین طبیانیفرد، بهاریه عسکرینسب و نیما طبیانیفرد بوده است. خانم عسکرینسب، مادر امین طبیانیفرد، در واحدی جداگانه در همان ساختمان محل سکونت فرزندش زندگی میکند. ماموران همچنین کارگاه سازسازی این خانواده را که در همین ساختمان قرار دارد، مورد بازرسی قرار داده و تمامی ابزارها، تجهیزات و دستگاههای تخصصی ساخت ساز، به همراه تعدادی ساز دستساز ارزشمند را ضبط کردند.
همزمان، گروه دیگری از ماموران به منزل نیما طبیانیفرد، فرزند امین طبیانیفرد، در محلهای دیگر از اصفهان مراجعه کرده و شماری از وسایل شخصی او را نیز با خود بردند.
تفتیش این منازل از حدود ساعت هشت صبح آغاز شد و تا حوالی یک بعدازظهر ادامه داشت. بنا بر اطلاعات دریافتی، در یکی از این موارد رفتار ماموران با خشونت، ضربوجرح و تهدید همراه بوده است.
در جریان این بازرسیها، شمار زیادی از اموال شخصی و خانوادگی از جمله لپتاپ، تلفن همراه، ساعت هوشمند، پاوربانک، مودم، گیرنده ماهواره، کتاب، تابلو و تصاویر مذهبی، پول نقد، ارز خارجی، طلا، دوربین حرفهای عکاسی، تلویزیون، میز تلویزیون، چمدان و تجهیزات ورزشی تنیس ضبط شد.
ماموران همچنین تعدادی از سازهای موسیقی متعلق به این خانواده، از جمله پیانو، ویولن، سهتار، ویولنسل، تمبک، کمانچه، گیتار و کلارینت را ضبط کردند.
در ادامه، فروشگاه موسیقی و ساز متعلق به این خانواده نیز توسط ماموران پلمب شد.
در پایان این بازرسیها، نیما طبیانیفرد با دریافت احضاریهای ملزم به حضور در اداره اطلاعات اصفهان شد. همچنین برای سایر اعضای این خانواده احضاریههایی جهت حضور در دادگاه مستقر در زندان دستگرد اصفهان صادر شده است.
#امین_طبیانی_فرد #بهاریه_عسکری_نسب #نیما_طبیانی_فرد #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17❤2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
آنچه علوم اعصاب درباره «ترس از تفاوت» میگوید
ریشههای زیستی تعصب و راههای عبور از آن
هنری تاجفل، روانشناس اجتماعی لهستانی-بریتانیایی، در دههی ۱۹۷۰ با آزمایش معروف «پارادایم گروه حداقلی» ثابت کرد حتی تقسیمبندی کاملا بیمعنا و تصادفی افراد به دو گروه (مثلا بر اساس ترجیح یک نقاشی انتزاعی) کافی است تا افراد به همگروهیهای خود جانبداری نشان دهند و به گروه دیگر با فاصله برخورد کنند.
این آزمایش نشان داد بخشی از تعصب، نه لزوما ریشه در تفاوت واقعی، که در خود سازوکار دستهبندی ذهنی «ما» و «آنها» دارد.
مطالعات کارستن دو دریو، روانشناس هلندی، در نشریهScience (۲۰۱۰) نشان داد هورمون اکسیتوسین، که معمولا به اعتماد و پیوند اجتماعی مرتبط دانسته میشود، وقتی بهصورت آزمایشی به افراد داده شد، همزمان دلبستگی به گروه خودی و بدگمانی به گروه بیرونی را تقویت کرد.
یافتهای که نشان داد حتی هورمون «پیوند» میتواند مرز میان خودی و غریبه را پررنگتر کند، نه لزوما محو.
نمونهای که این یافتهها را ملموس میکند، تجربهی «تماس بینگروهی» (Intergroup Contact) است که گوردون آلپورت در کتاب «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) صورتبندی کرد: در جوامعی که افراد از گروههای متفاوت در محیط کار یا محله بهطور مکرر و برابر با هم تعامل داشتند، سطح تعصب اندازهگیریشده بهمرور کاهش یافت، برخلاف جوامعی که این گروهها صرفا در فضای موازی و بدون تماس واقعی زندگی میکردند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این یافتهها برمیآید، تصویری است از تعصب نه بهعنوان یک صفت ثابت شخصیتی، که بهعنوان واکنشی زیستی و قابل تغییر در برابر ناآشنایی. واکنشی که مسیرش، دستکم تا حدی، به میزان و کیفیت مواجهه واقعی با «دیگری» گره خورده است.
#تعصب #رواداری #علوم_شناختی #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ریشههای زیستی تعصب و راههای عبور از آن
هنری تاجفل، روانشناس اجتماعی لهستانی-بریتانیایی، در دههی ۱۹۷۰ با آزمایش معروف «پارادایم گروه حداقلی» ثابت کرد حتی تقسیمبندی کاملا بیمعنا و تصادفی افراد به دو گروه (مثلا بر اساس ترجیح یک نقاشی انتزاعی) کافی است تا افراد به همگروهیهای خود جانبداری نشان دهند و به گروه دیگر با فاصله برخورد کنند.
این آزمایش نشان داد بخشی از تعصب، نه لزوما ریشه در تفاوت واقعی، که در خود سازوکار دستهبندی ذهنی «ما» و «آنها» دارد.
مطالعات کارستن دو دریو، روانشناس هلندی، در نشریهScience (۲۰۱۰) نشان داد هورمون اکسیتوسین، که معمولا به اعتماد و پیوند اجتماعی مرتبط دانسته میشود، وقتی بهصورت آزمایشی به افراد داده شد، همزمان دلبستگی به گروه خودی و بدگمانی به گروه بیرونی را تقویت کرد.
یافتهای که نشان داد حتی هورمون «پیوند» میتواند مرز میان خودی و غریبه را پررنگتر کند، نه لزوما محو.
نمونهای که این یافتهها را ملموس میکند، تجربهی «تماس بینگروهی» (Intergroup Contact) است که گوردون آلپورت در کتاب «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) صورتبندی کرد: در جوامعی که افراد از گروههای متفاوت در محیط کار یا محله بهطور مکرر و برابر با هم تعامل داشتند، سطح تعصب اندازهگیریشده بهمرور کاهش یافت، برخلاف جوامعی که این گروهها صرفا در فضای موازی و بدون تماس واقعی زندگی میکردند.
آنچه از کنار هم گذاشتن این یافتهها برمیآید، تصویری است از تعصب نه بهعنوان یک صفت ثابت شخصیتی، که بهعنوان واکنشی زیستی و قابل تغییر در برابر ناآشنایی. واکنشی که مسیرش، دستکم تا حدی، به میزان و کیفیت مواجهه واقعی با «دیگری» گره خورده است.
#تعصب #رواداری #علوم_شناختی #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍2👌1💯1
Forwarded from گفتوشنود
یورش دوباره ماموران امنیتی به منزل والدین سپهر عاطفی در اصفهان؛ ضبط گسترده اموال به دلیل باور به آیین بهایی
سپهر عاطفی، فیلمساز و روزنامهنگار ساکن آلمان، با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس از یورش ماموران امنیتی به منزل والدینش در اصفهان خبر داد و نوشت:
«صبح دیروز برای دومین بار در چند ماه گذشته ماموران اطلاعات به منزل پدر و مادرم حمله کردند. جستجوها بیش از ۶ ساعت در منزل و محل کار پدرم ادامه داشت. ۸ مرد و یک زن همه جا حتی تا خاک گلدانها و کیسهی برنج را گشتند. از اثاثیهی منزل (تلویزیون و جاروبرقی و جعبه ابزار…) تا طلا، اشیای قیمتی (وسایل ارتباطی و حتی اسباببازی برادرزادهام) و… را در چمدانها و کیفهای پدرومادرم گذاشتند و بار وانت کردند و به همراه خودروی سواری خانواده بردند. در پاسخ مادرم گفتند که "اینها مال حرام است." و اضافه کردهاند "بار اول ادب نشدید..." یعنی "دین خود را عوض نکردید!" همهی اینها به دلیل بهائی بودن!»
این دومین بار در ماههای اخیر است که خانه و محل کار این شهروندان بهایی در اصفهان هدف یورش و مصادره اموال قرار میگیرد.
پیشتر نیز در تاریخ ۱۰ دی ماه ۱۴۰۴، ماموران امنیتی با ارائه حکمی از سوی دادگاه انقلاب اصفهان به این منزل یورش برده و اقدام به ضبط داراییهای آنها کرده بودند.
فشارهای امنیتی، بازرسیهای طولانیمدت، مصادره وسایل شخصی و قیمتی، و اعمال فشار عقیدتی بر خانوادههای بهایی در حالی تکرار میشود که نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به تداوم این اقدامات علیه اقلیتهای مذهبی در ایران ابراز نگرانی کردهاند.
#سپهر_عاطفی #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سپهر عاطفی، فیلمساز و روزنامهنگار ساکن آلمان، با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس از یورش ماموران امنیتی به منزل والدینش در اصفهان خبر داد و نوشت:
«صبح دیروز برای دومین بار در چند ماه گذشته ماموران اطلاعات به منزل پدر و مادرم حمله کردند. جستجوها بیش از ۶ ساعت در منزل و محل کار پدرم ادامه داشت. ۸ مرد و یک زن همه جا حتی تا خاک گلدانها و کیسهی برنج را گشتند. از اثاثیهی منزل (تلویزیون و جاروبرقی و جعبه ابزار…) تا طلا، اشیای قیمتی (وسایل ارتباطی و حتی اسباببازی برادرزادهام) و… را در چمدانها و کیفهای پدرومادرم گذاشتند و بار وانت کردند و به همراه خودروی سواری خانواده بردند. در پاسخ مادرم گفتند که "اینها مال حرام است." و اضافه کردهاند "بار اول ادب نشدید..." یعنی "دین خود را عوض نکردید!" همهی اینها به دلیل بهائی بودن!»
این دومین بار در ماههای اخیر است که خانه و محل کار این شهروندان بهایی در اصفهان هدف یورش و مصادره اموال قرار میگیرد.
پیشتر نیز در تاریخ ۱۰ دی ماه ۱۴۰۴، ماموران امنیتی با ارائه حکمی از سوی دادگاه انقلاب اصفهان به این منزل یورش برده و اقدام به ضبط داراییهای آنها کرده بودند.
فشارهای امنیتی، بازرسیهای طولانیمدت، مصادره وسایل شخصی و قیمتی، و اعمال فشار عقیدتی بر خانوادههای بهایی در حالی تکرار میشود که نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به تداوم این اقدامات علیه اقلیتهای مذهبی در ایران ابراز نگرانی کردهاند.
#سپهر_عاطفی #بهاییان_ایران #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17❤6🕊4🥰1
Forwarded from گفتوشنود
زبان مشترک در جامعه قطبیشده
چگونه علوم ارتباطات پیشنهاد میکند با مخالف گفتگو کنیم
یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، در نظریه «کنش ارتباطی» (۱۹۸۱) میان دو نوع گفتار تمایز گذاشت: کنش راهبردی، که هدفش متقاعد کردن یا غلبه بر طرف مقابل است و کنش ارتباطی، که هدفش رسیدن به تفاهم متقابل از طریق استدلالی است که هر دو طرف بتوانند آن را بپذیرند. از نظر او، گفتوگویی که فقط برای بردن طراحی شده، حتی اگر ظاهر منطقی داشته باشد، در اصل نوعی اعمال قدرت پنهان است، نه ارتباط واقعی.
جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی دانشگاه نیویورک، در کتاب «ذهن ناموزون» (۲۰۱۲) نظریه «بنیادهای اخلاقی» را مطرح کرد: بر اساس پژوهش او، افراد با گرایشهای سیاسی متفاوت، نه لزوما در «واقعیتها»، بلکه در وزنی که به ارزشهای بنیادین مثل مراقبت، انصاف، وفاداری یا تقدس میدهند، اختلاف دارند. هایت نشان داد وقتی یک استدلال بر پایه ارزشهای خود مخاطب (نه ارزشهای گوینده) بازچینی میشود، احتمال شنیدهشدن آن بهمراتب بالاتر میرود، پدیدهای که در پژوهشهای بعدی راب ویلر و متیو فاینبرگ در دانشگاه استنفورد (۲۰۱۵) با عنوان «بازقاببندی اخلاقی» (Moral Reframing) بهصورت تجربی آزموده شد.
دبورا تانن، زبانشناس دانشگاه جورجتاون، در «فرهنگ جدل» (۱۹۹۸) استدلال کرد رسانهها و فضای عمومی اغلب گفتوگو را در قالب «دو طرف متخاصم» چارچوببندی میکنند، حال آنکه بسیاری از موضوعات پیچیده بیش از دو وجه دارند، این قالببندی دوقطبی، به گفته او، خودش بخشی از دلیل تشدید تخاصم در گفتوگوی عمومی است.
نمونهای که این یافتهها را در عمل نشان میدهد، تجربه مستندشده دریل دیویس، موسیقیدان آمریکایی سیاهپوست است که طی چند دهه با دهها عضو گروههای نژادپرست آمریکایی گفتوگوی مستقیم داشت، نه با هدف مجادله، بلکه با پرسشهای کنجکاوانه درباره چرایی باور آنها. روند مستندشده نشان داد شماری از این افراد بهمرور از آن گروهها کناره گرفتند، پس از آنکه برای اولینبار در فضایی «بدون قضاوت فوری» شنیده شدند.
مجموع این پژوهشها نشان میدهد آنچه گفتوگو را در فضای قطبیشده به بنبست میرساند، اغلب نه خود اختلاف عقیده، که ساختار و لحنی است که آن اختلاف در آن بیان میشود.
#گفتگو #ارتباطات #رواداری #جدل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه علوم ارتباطات پیشنهاد میکند با مخالف گفتگو کنیم
یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، در نظریه «کنش ارتباطی» (۱۹۸۱) میان دو نوع گفتار تمایز گذاشت: کنش راهبردی، که هدفش متقاعد کردن یا غلبه بر طرف مقابل است و کنش ارتباطی، که هدفش رسیدن به تفاهم متقابل از طریق استدلالی است که هر دو طرف بتوانند آن را بپذیرند. از نظر او، گفتوگویی که فقط برای بردن طراحی شده، حتی اگر ظاهر منطقی داشته باشد، در اصل نوعی اعمال قدرت پنهان است، نه ارتباط واقعی.
جاناتان هایت، روانشناس اجتماعی دانشگاه نیویورک، در کتاب «ذهن ناموزون» (۲۰۱۲) نظریه «بنیادهای اخلاقی» را مطرح کرد: بر اساس پژوهش او، افراد با گرایشهای سیاسی متفاوت، نه لزوما در «واقعیتها»، بلکه در وزنی که به ارزشهای بنیادین مثل مراقبت، انصاف، وفاداری یا تقدس میدهند، اختلاف دارند. هایت نشان داد وقتی یک استدلال بر پایه ارزشهای خود مخاطب (نه ارزشهای گوینده) بازچینی میشود، احتمال شنیدهشدن آن بهمراتب بالاتر میرود، پدیدهای که در پژوهشهای بعدی راب ویلر و متیو فاینبرگ در دانشگاه استنفورد (۲۰۱۵) با عنوان «بازقاببندی اخلاقی» (Moral Reframing) بهصورت تجربی آزموده شد.
دبورا تانن، زبانشناس دانشگاه جورجتاون، در «فرهنگ جدل» (۱۹۹۸) استدلال کرد رسانهها و فضای عمومی اغلب گفتوگو را در قالب «دو طرف متخاصم» چارچوببندی میکنند، حال آنکه بسیاری از موضوعات پیچیده بیش از دو وجه دارند، این قالببندی دوقطبی، به گفته او، خودش بخشی از دلیل تشدید تخاصم در گفتوگوی عمومی است.
نمونهای که این یافتهها را در عمل نشان میدهد، تجربه مستندشده دریل دیویس، موسیقیدان آمریکایی سیاهپوست است که طی چند دهه با دهها عضو گروههای نژادپرست آمریکایی گفتوگوی مستقیم داشت، نه با هدف مجادله، بلکه با پرسشهای کنجکاوانه درباره چرایی باور آنها. روند مستندشده نشان داد شماری از این افراد بهمرور از آن گروهها کناره گرفتند، پس از آنکه برای اولینبار در فضایی «بدون قضاوت فوری» شنیده شدند.
مجموع این پژوهشها نشان میدهد آنچه گفتوگو را در فضای قطبیشده به بنبست میرساند، اغلب نه خود اختلاف عقیده، که ساختار و لحنی است که آن اختلاف در آن بیان میشود.
#گفتگو #ارتباطات #رواداری #جدل #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👌1
Forwarded from گفتوشنود
ریزپرخاشهای روزگار ما
▪️بازشناسی محدود خشونت
رسانهها و آثار نمایشی اغلب چهرهای بسیار شدید، عریان و اغراقآمیز از خشونت به نمایش میگذارند. این امر موجب میشود تا تعریف ما از خشونت محدود به مواردی چون جنگ، کشتار و نزاعهای بزرگ شود. زندگی در زمانههای دشوار و تحمل خشونتهای حکومتی نیز ممکن است شهروندان را نسبت به برخی اشکال خشونت بیحس کند یا مکانیزم دفاع روانی برای کاهش رنج ایجاد کند.
▪️ماهیت پنهان خشونتهای روانی
خشونت صرفاً اعمالی خاص و فیزیکی مانند کشتن یا شلاق زدن نیست، بلکه همواره دارای ابعاد فکری و روانی است. خشونتهای شدید روانی ممکن است هیچ اثر ظاهری بر بدن باقی نگذارند. برخی از این رفتارها چنان ظریف و شایع هستند که به آسانی دیده نمیشوند؛ مانند رفتار با مردم بهمثابه کودکان بیتحلیلی که نیازمند یک قیم فکری و اخلاقیاند و کرامت انسانی آنها را خدشهدار میکند.
▪️مفهوم ریزپرخاشگری
این نوع رفتارهای آسیبزا، «ریزپرخاش» یا «ریزپرخاشگری» نامیده میشوند. همه ما ممکن است ناخواسته و بدون هیچ نیت بدی در زندگی روزمره، ارتباط با دوستان، رانندگی یا در شبکههای اجتماعی مرتکب این ریزپرخاشهای کلامی و غیرکلامی شویم. بیتوجهی به معناهای مختلف کردار و گفتار میتواند به طور ناخواسته علیه دیگران به خشونت بینجامد.
▪️کلیشههای نژادی و قومی
عدم شناخت ریزپرخاشگریها میتواند افراد را در زمینه حساسیتهای نژادی و قومی دچار اشتباه کند. جملاتی مثل «من رنگ پوست شما را ندیده میگیرم» یا پرسیدن مکرر درباره اصالت ملی افراد در کشورهای مهاجرپذیر، تجارب تاریخی آنها را نادیده میگیرد. چنین رفتارهایی افراد را به طور خودکار به عنوان خارجی دستهبندی کرده و به رواج احساس بیگانگی و جدایی دامن میزند.
▪️سوگیریهای جنسیتی
ریزپرخاشگریهای مبتنی بر جنس و جنسیت شامل امور ظریف و غالبی غیرعمدی است که پیشداوریها را تداوم میبخشد. عبارتهایی مانند «تو برای یک دختر خیلی قوی هستی» برگرفته از ایده سنتی ضعف ذاتی زنان است که کلیشههای جنسی را تقویت میکند. حتی تلاشهای اجتحاری برای کمک به گروههای به ظاهرد ضعیف یا قطع صحبت آنها نیز میتواند پیامی تحقیرآمیز و حاکی از بیاعتباری دانش دیگران باشد.
▪️فروکاستن فردیت انسانها
نادیدهگرفتن فردیت افراد و تقلیل دادن آنها به یک گروه، دسته، قومیت، شغل یا جنسیت از دیگر زمینههای ریزپرخاشگری است. عبارتهایی نظیر «همه شما مثل هم هستید» یا نسبت دادن ویژگیهای خاص به یک ملیت و قومیت، تنوع میان انسانها را مخدوش میکند. تصور اینکه با دانستن ملیت یا مذهب یک فرد همه چیز را درباره او میدانیم، خطایی آشکار است.
▪️تنشهای آکادمیک و سنی
ریزپرخاش در محیطهای آکادمیک و حرفهای میتواند مشارکت اقلیتها را با اعطای امتیازات صرفاً مبتنی بر «اقلیتبودن» تضعیف کند و شایستگیهای فردی آنها را زیر سوال ببرد. علاوه بر آن، پیشفرضهای خصمانه بر اساس سن — مانند ناتوانی سالمندان در درک تکنولوژی یا تحملپذیر بودن بیاحترامی برای جوانان — نمونههایی از نادیدهگرفتن هویت یگانه افراد در گروههای سنی مختلف است.
▪️راهکار کاهش تنش اجتماعی
برملاکردن مداوم این ریزپرخاشگریها از یک سو و پرهیز از زیادهروی در تعریف هر عملی به عنوان تهدید از سوی دیگر، در کاهش عوارض آنها موثر است. افزایش آگاهی کمک میکند افراد سنجیدهتر عمل کنند و از طرفی با درک اینکه دیگران ممکن است ناخواسته سخنی ناخوشایند بر زبان آورند، تنشهای اجتماعی کاهش یافته و همدلی و همبستگی تقویت شود.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ریزپرخاشهای روزگار ما»
https://dialog.tavaana.org/micro-aggressions/
#پرخاش #خشونت #رواداری #انسانگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️بازشناسی محدود خشونت
رسانهها و آثار نمایشی اغلب چهرهای بسیار شدید، عریان و اغراقآمیز از خشونت به نمایش میگذارند. این امر موجب میشود تا تعریف ما از خشونت محدود به مواردی چون جنگ، کشتار و نزاعهای بزرگ شود. زندگی در زمانههای دشوار و تحمل خشونتهای حکومتی نیز ممکن است شهروندان را نسبت به برخی اشکال خشونت بیحس کند یا مکانیزم دفاع روانی برای کاهش رنج ایجاد کند.
▪️ماهیت پنهان خشونتهای روانی
خشونت صرفاً اعمالی خاص و فیزیکی مانند کشتن یا شلاق زدن نیست، بلکه همواره دارای ابعاد فکری و روانی است. خشونتهای شدید روانی ممکن است هیچ اثر ظاهری بر بدن باقی نگذارند. برخی از این رفتارها چنان ظریف و شایع هستند که به آسانی دیده نمیشوند؛ مانند رفتار با مردم بهمثابه کودکان بیتحلیلی که نیازمند یک قیم فکری و اخلاقیاند و کرامت انسانی آنها را خدشهدار میکند.
▪️مفهوم ریزپرخاشگری
این نوع رفتارهای آسیبزا، «ریزپرخاش» یا «ریزپرخاشگری» نامیده میشوند. همه ما ممکن است ناخواسته و بدون هیچ نیت بدی در زندگی روزمره، ارتباط با دوستان، رانندگی یا در شبکههای اجتماعی مرتکب این ریزپرخاشهای کلامی و غیرکلامی شویم. بیتوجهی به معناهای مختلف کردار و گفتار میتواند به طور ناخواسته علیه دیگران به خشونت بینجامد.
▪️کلیشههای نژادی و قومی
عدم شناخت ریزپرخاشگریها میتواند افراد را در زمینه حساسیتهای نژادی و قومی دچار اشتباه کند. جملاتی مثل «من رنگ پوست شما را ندیده میگیرم» یا پرسیدن مکرر درباره اصالت ملی افراد در کشورهای مهاجرپذیر، تجارب تاریخی آنها را نادیده میگیرد. چنین رفتارهایی افراد را به طور خودکار به عنوان خارجی دستهبندی کرده و به رواج احساس بیگانگی و جدایی دامن میزند.
▪️سوگیریهای جنسیتی
ریزپرخاشگریهای مبتنی بر جنس و جنسیت شامل امور ظریف و غالبی غیرعمدی است که پیشداوریها را تداوم میبخشد. عبارتهایی مانند «تو برای یک دختر خیلی قوی هستی» برگرفته از ایده سنتی ضعف ذاتی زنان است که کلیشههای جنسی را تقویت میکند. حتی تلاشهای اجتحاری برای کمک به گروههای به ظاهرد ضعیف یا قطع صحبت آنها نیز میتواند پیامی تحقیرآمیز و حاکی از بیاعتباری دانش دیگران باشد.
▪️فروکاستن فردیت انسانها
نادیدهگرفتن فردیت افراد و تقلیل دادن آنها به یک گروه، دسته، قومیت، شغل یا جنسیت از دیگر زمینههای ریزپرخاشگری است. عبارتهایی نظیر «همه شما مثل هم هستید» یا نسبت دادن ویژگیهای خاص به یک ملیت و قومیت، تنوع میان انسانها را مخدوش میکند. تصور اینکه با دانستن ملیت یا مذهب یک فرد همه چیز را درباره او میدانیم، خطایی آشکار است.
▪️تنشهای آکادمیک و سنی
ریزپرخاش در محیطهای آکادمیک و حرفهای میتواند مشارکت اقلیتها را با اعطای امتیازات صرفاً مبتنی بر «اقلیتبودن» تضعیف کند و شایستگیهای فردی آنها را زیر سوال ببرد. علاوه بر آن، پیشفرضهای خصمانه بر اساس سن — مانند ناتوانی سالمندان در درک تکنولوژی یا تحملپذیر بودن بیاحترامی برای جوانان — نمونههایی از نادیدهگرفتن هویت یگانه افراد در گروههای سنی مختلف است.
▪️راهکار کاهش تنش اجتماعی
برملاکردن مداوم این ریزپرخاشگریها از یک سو و پرهیز از زیادهروی در تعریف هر عملی به عنوان تهدید از سوی دیگر، در کاهش عوارض آنها موثر است. افزایش آگاهی کمک میکند افراد سنجیدهتر عمل کنند و از طرفی با درک اینکه دیگران ممکن است ناخواسته سخنی ناخوشایند بر زبان آورند، تنشهای اجتماعی کاهش یافته و همدلی و همبستگی تقویت شود.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ریزپرخاشهای روزگار ما»
https://dialog.tavaana.org/micro-aggressions/
#پرخاش #خشونت #رواداری #انسانگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3🕊2👌1
Forwarded from گفتوشنود
تکروایتی رسمی در برابر روایتهای موازی مردم
چه بر سر جامعهای میآید که فقط یک تفسیر از حقیقت مجاز است؟
جورج اورول در رمان «۱۹۸۴» مفهوم «کنترل گذشته» را تصویر کرد: حزب حاکم داستان، هر روز اسناد تاریخی را بازنویسی میکند تا روایت رسمی همیشه با وضعیت لحظه همخوان بماند. اورول این ایده را نه از خیال محض، بلکه از مشاهده نظامهای توتالیتر زمان خودش گرفته بود. جایی که کنترل بر تفسیر گذشته، ابزار کنترل بر حال بود.
هانا آرنت، فیلسوف آلمانی-آمریکایی، در مقاله «حقیقت و سیاست» (۱۹۶۷) تمایزی روشن را تبیین کرد: حقایق واقعی (Factual Truth) مثل اینکه رویدادی در چه تاریخی رخ داده، برخلاف حقایق عقلی، همیشه میتوانستند «بهگونهای دیگر» باشند، و همین ویژگی آنها را در برابر قدرت سیاسی آسیبپذیر میکند.
آرنت هشدار داد وقتی یک نهاد قدرت، انحصار روایت رویدادها را در دست میگیرد، آنچه از بین میرود نه یک نظر، بلکه زمینه مشترکی است که همه شهروندان فارغ از عقیدهشان، بر سر «چه اتفاقی افتاد» میتوانستند توافق کنند.
پژوهش تیمور کوران، اقتصاددان آمریکایی-ترکتبار، درباره «کژنمایی ترجیحات» نشان داد در جوامعی که فقط یک روایت رسمی مجاز است، مردم روایت خصوصی خود را لزوما کنار نمیگذارند، بلکه در فضای خصوصی نگه میدارند، شکافی که میان گفتمان رسمی و گفتوگوی واقعی خانهها و محافل خصوصی شکل میگیرد و میتواند سالها بدون آنکه در آمار یا رسانه رسمی دیده شود، تداوم یابد.
نمونه مستندی از این پدیده، فروپاشی بلوک شرق در سال ۱۹۸۹ است. پژوهشگرانی مثل تیموتی گارتوناش که آن رویدادها را از نزدیک روایت کردهاند، نشان دادند که در کشورهایی مثل آلمان شرقی، نظرسنجیهای رسمی تا هفتهها پیش از فروپاشی، حمایت گسترده از نظام را نشان میدادند. تصویری که با آنچه در گفتوگوهای خصوصی مردم جریان داشت، فاصله زیادی داشت.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد به دست میآید، این است که تکروایتی رسمی، لزوما روایتهای موازی را از میان نمیبرد. آنها را از دید عمومی پنهان میکند، تا زمانی که شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته، بهگونهای غیرقابلپیشبینی، آشکار شود.
#تکثر #حقیقت #نقد_قدرت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چه بر سر جامعهای میآید که فقط یک تفسیر از حقیقت مجاز است؟
جورج اورول در رمان «۱۹۸۴» مفهوم «کنترل گذشته» را تصویر کرد: حزب حاکم داستان، هر روز اسناد تاریخی را بازنویسی میکند تا روایت رسمی همیشه با وضعیت لحظه همخوان بماند. اورول این ایده را نه از خیال محض، بلکه از مشاهده نظامهای توتالیتر زمان خودش گرفته بود. جایی که کنترل بر تفسیر گذشته، ابزار کنترل بر حال بود.
هانا آرنت، فیلسوف آلمانی-آمریکایی، در مقاله «حقیقت و سیاست» (۱۹۶۷) تمایزی روشن را تبیین کرد: حقایق واقعی (Factual Truth) مثل اینکه رویدادی در چه تاریخی رخ داده، برخلاف حقایق عقلی، همیشه میتوانستند «بهگونهای دیگر» باشند، و همین ویژگی آنها را در برابر قدرت سیاسی آسیبپذیر میکند.
آرنت هشدار داد وقتی یک نهاد قدرت، انحصار روایت رویدادها را در دست میگیرد، آنچه از بین میرود نه یک نظر، بلکه زمینه مشترکی است که همه شهروندان فارغ از عقیدهشان، بر سر «چه اتفاقی افتاد» میتوانستند توافق کنند.
پژوهش تیمور کوران، اقتصاددان آمریکایی-ترکتبار، درباره «کژنمایی ترجیحات» نشان داد در جوامعی که فقط یک روایت رسمی مجاز است، مردم روایت خصوصی خود را لزوما کنار نمیگذارند، بلکه در فضای خصوصی نگه میدارند، شکافی که میان گفتمان رسمی و گفتوگوی واقعی خانهها و محافل خصوصی شکل میگیرد و میتواند سالها بدون آنکه در آمار یا رسانه رسمی دیده شود، تداوم یابد.
نمونه مستندی از این پدیده، فروپاشی بلوک شرق در سال ۱۹۸۹ است. پژوهشگرانی مثل تیموتی گارتوناش که آن رویدادها را از نزدیک روایت کردهاند، نشان دادند که در کشورهایی مثل آلمان شرقی، نظرسنجیهای رسمی تا هفتهها پیش از فروپاشی، حمایت گسترده از نظام را نشان میدادند. تصویری که با آنچه در گفتوگوهای خصوصی مردم جریان داشت، فاصله زیادی داشت.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد به دست میآید، این است که تکروایتی رسمی، لزوما روایتهای موازی را از میان نمیبرد. آنها را از دید عمومی پنهان میکند، تا زمانی که شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته، بهگونهای غیرقابلپیشبینی، آشکار شود.
#تکثر #حقیقت #نقد_قدرت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3👌1
Forwarded from گفتوشنود
نصر حامد ابوزید
قرآنپژوهی با رویکردهای مدرن
مردی که با قرآن مثل یک متن رفتار کرد
اگر یک متن ادبی مقدس شمرده شود، آیا دیگر نمیتوان آن را نقد کرد؟
نصر حامد ابوزید پاسخ داد: نه.
همین یک جمله، زندگیاش را از قاهره به تبعیدی در هلند کشاند و او را در چشم برخی، «مرتد» و در چشم برخی دیگر، کلیدی برای فروپاشی یک ایدئولوژی دینی-سیاسی ساخت.
ابوزید، قرآنپژوه مصری، معتقد بود متون دینی محصولات فرهنگیاند و باید در بستر تاریخی خود خوانده شوند. این ایده در دانشگاههای غربی چیز تازهای نبود، اما در مصر، همان کشور با سابقه طولانی علوم دینی، توهین به مقدسات تعبیر شد.
او در روستایی نزدیک طنطا به دنیا آمد، ابتدا تکنسین بیسیم بود، سپس با رتبه ممتاز لیسانس ادبیات عربی گرفت و دکترای مطالعات اسلامی را در ۱۹۸۱ از دانشگاه قاهره اخذ کرد. آثار مهمش «مفهوم النص» و «نقد الخطاب الدینی» نام دارند.
▪️پرونده ارتداد
در دهه ۹۰ او را به الحاد متهم کردند. دادگاهی مصری حکم به جدایی اجباری او از همسرش، ابتهال یونس، داد؛ به این استدلال که زنی مسلمان نمیتواند همسر مردی «غیرمسلمان» باشد. این حکم آن دو را ناچار به مهاجرت به هلند کرد.
مهدی خلجی روایت میکند یکی از محرکان اصلی تکفیر او، عبدالصبور شاهین، سهامدار یک موسسه مالی اسلامی بود که ابوزید فسادش را نقد کرده بود. اتهام دینی، پوششی برای انتقام شخصی و مالی بود، نه دغدغهای واقعی برای دین.
ابوزید در آخرین مرحله فکریاش نتیجه گرفت قرآن اساسا «متن» نبوده، بلکه گفتارهای شفاهی پیامبر اسلام بوده که بعدها نوشته شده است. این دیدگاه، بنیاد مفهوم «ناسخ و منسوخ» را زیر سوال میبرد و قرآن را از جایگاه مرجع قانونگذاری خارج میکند.
ابوزید در ۲۰۱۰ در سفری به اندونزی درگذشت، بیآنکه هرگز اجازه تدریس در مصر را بازیابد. محمدجواد اکبرین آثار او را «کلید ویرانی بنای جمهوری اسلامی» میداند؛ میراثی که هنوز در محافل روشنفکری مورد بحث است.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«نصر حامد ابوزید: قرآنپژوهی با رویکردهای مدرن»
https://dialog.tavaana.org/nasr-abu-zayd/
#نقد_دین #آزاداندیشی #نصر_حامد_ابوزید #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
قرآنپژوهی با رویکردهای مدرن
مردی که با قرآن مثل یک متن رفتار کرد
اگر یک متن ادبی مقدس شمرده شود، آیا دیگر نمیتوان آن را نقد کرد؟
نصر حامد ابوزید پاسخ داد: نه.
همین یک جمله، زندگیاش را از قاهره به تبعیدی در هلند کشاند و او را در چشم برخی، «مرتد» و در چشم برخی دیگر، کلیدی برای فروپاشی یک ایدئولوژی دینی-سیاسی ساخت.
ابوزید، قرآنپژوه مصری، معتقد بود متون دینی محصولات فرهنگیاند و باید در بستر تاریخی خود خوانده شوند. این ایده در دانشگاههای غربی چیز تازهای نبود، اما در مصر، همان کشور با سابقه طولانی علوم دینی، توهین به مقدسات تعبیر شد.
او در روستایی نزدیک طنطا به دنیا آمد، ابتدا تکنسین بیسیم بود، سپس با رتبه ممتاز لیسانس ادبیات عربی گرفت و دکترای مطالعات اسلامی را در ۱۹۸۱ از دانشگاه قاهره اخذ کرد. آثار مهمش «مفهوم النص» و «نقد الخطاب الدینی» نام دارند.
▪️پرونده ارتداد
در دهه ۹۰ او را به الحاد متهم کردند. دادگاهی مصری حکم به جدایی اجباری او از همسرش، ابتهال یونس، داد؛ به این استدلال که زنی مسلمان نمیتواند همسر مردی «غیرمسلمان» باشد. این حکم آن دو را ناچار به مهاجرت به هلند کرد.
مهدی خلجی روایت میکند یکی از محرکان اصلی تکفیر او، عبدالصبور شاهین، سهامدار یک موسسه مالی اسلامی بود که ابوزید فسادش را نقد کرده بود. اتهام دینی، پوششی برای انتقام شخصی و مالی بود، نه دغدغهای واقعی برای دین.
ابوزید در آخرین مرحله فکریاش نتیجه گرفت قرآن اساسا «متن» نبوده، بلکه گفتارهای شفاهی پیامبر اسلام بوده که بعدها نوشته شده است. این دیدگاه، بنیاد مفهوم «ناسخ و منسوخ» را زیر سوال میبرد و قرآن را از جایگاه مرجع قانونگذاری خارج میکند.
ابوزید در ۲۰۱۰ در سفری به اندونزی درگذشت، بیآنکه هرگز اجازه تدریس در مصر را بازیابد. محمدجواد اکبرین آثار او را «کلید ویرانی بنای جمهوری اسلامی» میداند؛ میراثی که هنوز در محافل روشنفکری مورد بحث است.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«نصر حامد ابوزید: قرآنپژوهی با رویکردهای مدرن»
https://dialog.tavaana.org/nasr-abu-zayd/
#نقد_دین #آزاداندیشی #نصر_حامد_ابوزید #ارتداد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4👍3❤1
Forwarded from گفتوشنود
تفتیش منزل، ضبط گسترده اموال و بازداشت صریر موقن، شهروند بهایی در اصفهان
صریر موقن، شهروند بهایی ساکن اصفهان، روز سهشنبه ۳ شهریورماه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت و به زندان دولتآباد این شهر منتقل شد.
بنا بر گزارشها، حدود ساعت هشت صبح همان روز، مأموران اداره اطلاعات به منزل خانواده موقن در اصفهان مراجعه و اقدام به تفتیش محل کردند.
پس از پایان تفتیش، خانم موقن بازداشت و به زندان دولتآباد منتقل شد.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این شهروند بهایی با تأیید خبر بازداشت گفت در جریان این تفتیش، تمامی وسایل الکترونیکی موجود در منزل و بخش قابل توجهی از اموال خانواده از جمله پول نقد، طلا و یک دستگاه پیانو توسط مأموران ضبط شده است.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ اطلاعی درباره دلیل بازداشت یا اتهامات احتمالی علیه خانم موقن منتشر نشده و نهادهای امنیتی در این باره توضیحی ارائه نکردهاند.
گفتنی است صریر موقن پیش از این نیز هدف برخورد نهادهای امنیتی و آموزشی قرار گرفته بود. وی که دانشجوی رشته معماری دانشگاه آزاد اصفهان بود، در سال ۱۳۹۷ و تنها یک ترم مانده به فارغالتحصیلی، به دلیل باور به آیین بهایی از ادامه تحصیل محروم و با مسدودشدن پورتال آموزشی از دانشگاه اخراج شد. این اقدام، که بهطور مستقیم با انگیزه مذهبی صورت گرفت، در گزارشهای نهادهای حقوق بشری بهعنوان نمونهای از سیاست نظاممند محرومیت شهروندان بهایی از حق تحصیل مستند شده است.
#صریر_موقن #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صریر موقن، شهروند بهایی ساکن اصفهان، روز سهشنبه ۳ شهریورماه توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت و به زندان دولتآباد این شهر منتقل شد.
بنا بر گزارشها، حدود ساعت هشت صبح همان روز، مأموران اداره اطلاعات به منزل خانواده موقن در اصفهان مراجعه و اقدام به تفتیش محل کردند.
پس از پایان تفتیش، خانم موقن بازداشت و به زندان دولتآباد منتقل شد.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این شهروند بهایی با تأیید خبر بازداشت گفت در جریان این تفتیش، تمامی وسایل الکترونیکی موجود در منزل و بخش قابل توجهی از اموال خانواده از جمله پول نقد، طلا و یک دستگاه پیانو توسط مأموران ضبط شده است.
تا لحظه تنظیم این گزارش، هیچ اطلاعی درباره دلیل بازداشت یا اتهامات احتمالی علیه خانم موقن منتشر نشده و نهادهای امنیتی در این باره توضیحی ارائه نکردهاند.
گفتنی است صریر موقن پیش از این نیز هدف برخورد نهادهای امنیتی و آموزشی قرار گرفته بود. وی که دانشجوی رشته معماری دانشگاه آزاد اصفهان بود، در سال ۱۳۹۷ و تنها یک ترم مانده به فارغالتحصیلی، به دلیل باور به آیین بهایی از ادامه تحصیل محروم و با مسدودشدن پورتال آموزشی از دانشگاه اخراج شد. این اقدام، که بهطور مستقیم با انگیزه مذهبی صورت گرفت، در گزارشهای نهادهای حقوق بشری بهعنوان نمونهای از سیاست نظاممند محرومیت شهروندان بهایی از حق تحصیل مستند شده است.
#صریر_موقن #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊6💔6
Forwarded from گفتوشنود
آزاداندیشی و آموزش
چرا نظامهای آموزشی ایدئولوژیک، پرسشگری را میکشند؟
پائولو فریره، مربی و نظریهپرداز برزیلی، در کتاب «آموزش ستمدیدگان» (۱۹۶۸) مفهوم «آموزش بانکی» را مطرح کرد: نظامی که در آن معلم اطلاعات را همچون سپرده در ذهن خالی دانشآموز «واریز» میکند و دانشآموز فقط دریافتکننده منفعل است. فریره استدلال کرد این مدل، نهفقط روشی آموزشی، بلکه شکلی از رابطه قدرت است که پرسیدن را به رفتاری نامطلوب بدل میکند، چون هر پرسش، اقتدار منبع دانش را به چالش میکشد.
هانا آرنت در مقاله «بحران در آموزش» (۱۹۵۸) هشدار داد وقتی نظام آموزشی بهجای آشنا کردن کودک با جهان واقعی و پیچیده، او را صرفا برای پذیرش یک ایدئولوژی از پیش تعیینشده آماده میکند، در واقع کودک را از توانایی «فکر کردن» -نه فقط «دانستن»- محروم میکند. تواناییای که آرنت آن را شرط لازم برای مسئولیتپذیری اخلاقی فرد بزرگسال میدانست.
پژوهش روانشناس آموزشی کارول دوک، دانشگاه استنفورد، در کتاب «ذهنیت» (۲۰۰۶) نشان داد دانشآموزانی که در محیطی پرورش مییابند که اشتباهکردن را مجازات میکند، تدریجا «ذهنیت ثابت» پیدا میکنند و از ریسک پرسیدن یا امتحانکردن ایدههای تازه پرهیز میکنند، برخلاف کودکانی که در محیط با «ذهنیت رشد» بزرگ شده و خطا را بخشی طبیعی از یادگیری تجربه کردهاند.
نمونه مستندی از این پویایی، تحلیل تاریخی نظامهای آموزشی آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی است. مورخانی مانند لیزا پاین در پژوهشهای خود نشان دادهاند که در هر دو نظام، برنامه درسی تاریخ و علوم اجتماعی بهشدت گزینشی بازنویسی شد و معلمانی که در چارچوب روایت رسمی پرسش مطرح میکردند، با تنبیه شغلی روبهرو میشدند، ساختاری که در دهههای بعد، شماری از تحلیلگران آن را یکی از عوامل مؤثر در تداوم بلندمدت اقتدار ایدئولوژیک در آن جوامع دانستند.
شاید بتوان گفت آنچه از میان این پژوهشها بیرون میآید، تصویری از پرسشگری است نه بهعنوان مهارتی جانبی در کنار محتوای درسی، بلکه بهعنوان تواناییای که یا در کلاس درس رشد میکند، یا همانجا خاموش میشود.
#آموزش_ایدئولوژیک #آزاداندیشی #پرسشگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا نظامهای آموزشی ایدئولوژیک، پرسشگری را میکشند؟
پائولو فریره، مربی و نظریهپرداز برزیلی، در کتاب «آموزش ستمدیدگان» (۱۹۶۸) مفهوم «آموزش بانکی» را مطرح کرد: نظامی که در آن معلم اطلاعات را همچون سپرده در ذهن خالی دانشآموز «واریز» میکند و دانشآموز فقط دریافتکننده منفعل است. فریره استدلال کرد این مدل، نهفقط روشی آموزشی، بلکه شکلی از رابطه قدرت است که پرسیدن را به رفتاری نامطلوب بدل میکند، چون هر پرسش، اقتدار منبع دانش را به چالش میکشد.
هانا آرنت در مقاله «بحران در آموزش» (۱۹۵۸) هشدار داد وقتی نظام آموزشی بهجای آشنا کردن کودک با جهان واقعی و پیچیده، او را صرفا برای پذیرش یک ایدئولوژی از پیش تعیینشده آماده میکند، در واقع کودک را از توانایی «فکر کردن» -نه فقط «دانستن»- محروم میکند. تواناییای که آرنت آن را شرط لازم برای مسئولیتپذیری اخلاقی فرد بزرگسال میدانست.
پژوهش روانشناس آموزشی کارول دوک، دانشگاه استنفورد، در کتاب «ذهنیت» (۲۰۰۶) نشان داد دانشآموزانی که در محیطی پرورش مییابند که اشتباهکردن را مجازات میکند، تدریجا «ذهنیت ثابت» پیدا میکنند و از ریسک پرسیدن یا امتحانکردن ایدههای تازه پرهیز میکنند، برخلاف کودکانی که در محیط با «ذهنیت رشد» بزرگ شده و خطا را بخشی طبیعی از یادگیری تجربه کردهاند.
نمونه مستندی از این پویایی، تحلیل تاریخی نظامهای آموزشی آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی است. مورخانی مانند لیزا پاین در پژوهشهای خود نشان دادهاند که در هر دو نظام، برنامه درسی تاریخ و علوم اجتماعی بهشدت گزینشی بازنویسی شد و معلمانی که در چارچوب روایت رسمی پرسش مطرح میکردند، با تنبیه شغلی روبهرو میشدند، ساختاری که در دهههای بعد، شماری از تحلیلگران آن را یکی از عوامل مؤثر در تداوم بلندمدت اقتدار ایدئولوژیک در آن جوامع دانستند.
شاید بتوان گفت آنچه از میان این پژوهشها بیرون میآید، تصویری از پرسشگری است نه بهعنوان مهارتی جانبی در کنار محتوای درسی، بلکه بهعنوان تواناییای که یا در کلاس درس رشد میکند، یا همانجا خاموش میشود.
#آموزش_ایدئولوژیک #آزاداندیشی #پرسشگری #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👍1👌1
Forwarded from گفتوشنود
جامعه جهانی بهایی خبرداد:
«سرقت حکومتی» از بهائیان ایران
از پول نقد، حلقه ازدواج تا اسباببازی کودکان در یورش به هفت استان
جامعه جهانی بهائی در بیانیهای اعلام کرد از ۳۱ مرداد تا ۳ شهریور ۱۴۰۵، مأموران حکومت ایران در هفت استان به خانهها و محلهای کار شهروندان بهائی یورش برده و اموال شخصی آنان را ضبط کردهاند.
بنا بر این بیانیه، ماموران بدون ارائه حکم قضایی، اتهام یا دلیل مشخص، خودرو، جواهرات، پول نقد، رایانه، ابزار کار، سازهای موسیقی، لوازم خانه و حتی اسباببازی کودکان را با خود بردند.
در یک مورد، ۱۴ مامور با پنج خودرو و همراه نماینده دادستانی برای بازداشت یک زن به منزل او یورش بردند. تنها دلیل اعلامشده به همه این افراد این بوده: «چون بهائی هستید».
بر اساس این گزارش، ۱۱ نفر در برابر چشمان خانوادههایشان بازداشت شدند. در یکی از یورشها، خودروی یک خانواده همراه با وسایل ارزشمند و ابزار کار ضبط شد؛ در موردی دیگر، آلات موسیقی و تجهیزات یک کارگاه سازسازی مصادره و محل کسب پلمب شد.
در اصفهان، بیش از ۲۰ مامور لباسشخصی همزمان به خانههای سه عضو خانواده «طبیانیفرد» یورش بردند، در حضور کودکی دوساله رفتار خشونتآمیز داشتند، اطلاعات موبایلها را استخراج کردند و لپتاپ، پول نقد، جواهرات، دوربین حرفهای و سازهای دستساز (پیانو، ویولن، سهتار، ویولنسل، کمانچه، گیتار، کلارینت) را ضبط و فروشگاه سازهای این خانواده را پلمب کردند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهائی در ژنو، این اقدامات را «سرقت حکومتی در روز روشن» خواند و گفت نزدیک به پنج دهه است حکومت ایران اموال بهائیان را به نام دولت مصادره میکند؛ روندی که طی یک سال گذشته دو برابر شده است. وی افزود مقاماتی که اموال را ضبط میکنند، همان کسانی هستند که کنترل دادگاهها و مسیرهای دادخواهی را نیز در دست دارند و بهائیان عملاً راه مؤثری برای احقاق حق ندارند.
این بیانیه، این اقدامات را ادامه سیاست چهاردههای مصادره اموال بهائیان از سال ۱۳۵۷ و استناد فزاینده به اصل ۴۹ قانون اساسی میداند و خواستار توقف فوری این روند از سوی جامعه جهانی شده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«سرقت حکومتی» از بهائیان ایران
از پول نقد، حلقه ازدواج تا اسباببازی کودکان در یورش به هفت استان
جامعه جهانی بهائی در بیانیهای اعلام کرد از ۳۱ مرداد تا ۳ شهریور ۱۴۰۵، مأموران حکومت ایران در هفت استان به خانهها و محلهای کار شهروندان بهائی یورش برده و اموال شخصی آنان را ضبط کردهاند.
بنا بر این بیانیه، ماموران بدون ارائه حکم قضایی، اتهام یا دلیل مشخص، خودرو، جواهرات، پول نقد، رایانه، ابزار کار، سازهای موسیقی، لوازم خانه و حتی اسباببازی کودکان را با خود بردند.
در یک مورد، ۱۴ مامور با پنج خودرو و همراه نماینده دادستانی برای بازداشت یک زن به منزل او یورش بردند. تنها دلیل اعلامشده به همه این افراد این بوده: «چون بهائی هستید».
بر اساس این گزارش، ۱۱ نفر در برابر چشمان خانوادههایشان بازداشت شدند. در یکی از یورشها، خودروی یک خانواده همراه با وسایل ارزشمند و ابزار کار ضبط شد؛ در موردی دیگر، آلات موسیقی و تجهیزات یک کارگاه سازسازی مصادره و محل کسب پلمب شد.
در اصفهان، بیش از ۲۰ مامور لباسشخصی همزمان به خانههای سه عضو خانواده «طبیانیفرد» یورش بردند، در حضور کودکی دوساله رفتار خشونتآمیز داشتند، اطلاعات موبایلها را استخراج کردند و لپتاپ، پول نقد، جواهرات، دوربین حرفهای و سازهای دستساز (پیانو، ویولن، سهتار، ویولنسل، کمانچه، گیتار، کلارینت) را ضبط و فروشگاه سازهای این خانواده را پلمب کردند.
سیمین فهندژ، نماینده جامعه جهانی بهائی در ژنو، این اقدامات را «سرقت حکومتی در روز روشن» خواند و گفت نزدیک به پنج دهه است حکومت ایران اموال بهائیان را به نام دولت مصادره میکند؛ روندی که طی یک سال گذشته دو برابر شده است. وی افزود مقاماتی که اموال را ضبط میکنند، همان کسانی هستند که کنترل دادگاهها و مسیرهای دادخواهی را نیز در دست دارند و بهائیان عملاً راه مؤثری برای احقاق حق ندارند.
این بیانیه، این اقدامات را ادامه سیاست چهاردههای مصادره اموال بهائیان از سال ۱۳۵۷ و استناد فزاینده به اصل ۴۹ قانون اساسی میداند و خواستار توقف فوری این روند از سوی جامعه جهانی شده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔10🕊1
Forwarded from گفتوشنود
حق بیان و حد آن
مرز میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی از نگاه حقوق بشر
جان استوارت میل در «رسالهای درباره آزادی» (۱۸۵۹) اصل مشهور «آسیب» را اینگونه نوشت: تنها دلیل موجه برای محدود کردن آزادی بیان یک فرد، جلوگیری از آسیب مستقیم به دیگران است، نه صرف ناخوشایند یا آزاردهنده بودن آن عقیده برای اکثریت.
میل هشدار میداد سرکوب یک عقیده، حتی اگر غلط به نظر برسد، جامعه را از فرصت آزمودن و تقویت حقیقت محروم میکند.
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، که در سال ۱۹۶۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید، در ماده ۱۹ آزادی بیان را حقی بنیادین میشناسد، اما در مادهی ۲۰ صراحتا «هرگونه ترغیب به نفرت ملی، نژادی یا مذهبی که مشوق تبعیض، خصومت یا خشونت باشد» را از دایره این حمایت خارج میکند.
این دو ماده، در کنار هم، همان مرز حقوقیای را ترسیم میکنند که در ادبیات حقوق بشر «تعادل میان دو حق» نامیده میشود.
سوزان بنش، پژوهشگر حقوق بشر در دانشگاه هاروارد، در «چارچوب خطر» (۲۰۱۲) پنج معیار برای تشخیص گفتار خطرناک از گفتار صرفا آزاردهنده پیشنهاد داد. از جمله جایگاه و نفوذ گوینده بر مخاطب، وجود بستر اجتماعی از پیش متشنج، و اینکه آیا خود کلام مستقیما مخاطب را به عمل علیه گروهی دیگر فرا میخواند یا نه.
بنش تاکید داشت صرف تندی یا زننده بودن یک سخن، بهخودیخود آن را در ردیف نفرتپراکنی قابل تعقیب قرار نمیدهد.
نمونه مستندی از این تمایز، رای دیوان اروپایی حقوق بشر در پرونده «ژرسیلد علیه دانمارک» (۱۹۹۴) است، دیوان حکم داد (ژرسلید) روزنامهنگاری که مصاحبهای حاوی اظهارات نژادپرستانه افراد دیگر را پخش کرده بود، خودش مرتکب نفرتپراکنی نشده، چون هدف گزارش، افشای آن پدیده برای افکار عمومی بود، نه ترویج آن.
آنچه از این مبانی حقوقی و فلسفی برمیآید، نشان میدهد خط میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی، نه یک قاعده ساده و همیشگی، بلکه ارزیابیای وابسته به بافت، نیت، و پیامد محتمل هر سخن در بستر خاص خودش است.
#آزادی_بیان #نفرت_پراکنی #توهین #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مرز میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی از نگاه حقوق بشر
جان استوارت میل در «رسالهای درباره آزادی» (۱۸۵۹) اصل مشهور «آسیب» را اینگونه نوشت: تنها دلیل موجه برای محدود کردن آزادی بیان یک فرد، جلوگیری از آسیب مستقیم به دیگران است، نه صرف ناخوشایند یا آزاردهنده بودن آن عقیده برای اکثریت.
میل هشدار میداد سرکوب یک عقیده، حتی اگر غلط به نظر برسد، جامعه را از فرصت آزمودن و تقویت حقیقت محروم میکند.
میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، که در سال ۱۹۶۶ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید، در ماده ۱۹ آزادی بیان را حقی بنیادین میشناسد، اما در مادهی ۲۰ صراحتا «هرگونه ترغیب به نفرت ملی، نژادی یا مذهبی که مشوق تبعیض، خصومت یا خشونت باشد» را از دایره این حمایت خارج میکند.
این دو ماده، در کنار هم، همان مرز حقوقیای را ترسیم میکنند که در ادبیات حقوق بشر «تعادل میان دو حق» نامیده میشود.
سوزان بنش، پژوهشگر حقوق بشر در دانشگاه هاروارد، در «چارچوب خطر» (۲۰۱۲) پنج معیار برای تشخیص گفتار خطرناک از گفتار صرفا آزاردهنده پیشنهاد داد. از جمله جایگاه و نفوذ گوینده بر مخاطب، وجود بستر اجتماعی از پیش متشنج، و اینکه آیا خود کلام مستقیما مخاطب را به عمل علیه گروهی دیگر فرا میخواند یا نه.
بنش تاکید داشت صرف تندی یا زننده بودن یک سخن، بهخودیخود آن را در ردیف نفرتپراکنی قابل تعقیب قرار نمیدهد.
نمونه مستندی از این تمایز، رای دیوان اروپایی حقوق بشر در پرونده «ژرسیلد علیه دانمارک» (۱۹۹۴) است، دیوان حکم داد (ژرسلید) روزنامهنگاری که مصاحبهای حاوی اظهارات نژادپرستانه افراد دیگر را پخش کرده بود، خودش مرتکب نفرتپراکنی نشده، چون هدف گزارش، افشای آن پدیده برای افکار عمومی بود، نه ترویج آن.
آنچه از این مبانی حقوقی و فلسفی برمیآید، نشان میدهد خط میان گفتوگوی آزاد و نفرتپراکنی، نه یک قاعده ساده و همیشگی، بلکه ارزیابیای وابسته به بافت، نیت، و پیامد محتمل هر سخن در بستر خاص خودش است.
#آزادی_بیان #نفرت_پراکنی #توهین #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤2👌2🥰1💯1
Forwarded from گفتوشنود
انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
یک عروسی برگزار میشود، اما در آن نه کشیشی هست، نه آخوندی. یکی از دوستان زوج مراسم را اجرا میکند؛ زوج سوگندهایی را که خود نوشتهاند میخوانند. این تصویر از «مراسم انسانگرایانه»، پرسشی ساده اما بنیادین را پیش میکشد: آیا لحظههای مهم زندگی حتما باید مذهبی باشند؟
سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه ثابت میکنند حتی سنتهای ریشهدار اجتماعی مانند ازدواج و تشییع جنازه میتوانند بدون تکیه بر نهاد دینی بازتعریف شوند؛ نه با گسست ناگهانی، بلکه با شکلگیری تدریجی و آرام جایگزینها.
انسانگرایان پادشاهی متحد در بریتانیا و اتحادیه خردگرایان در فرانسه بر خردورزی، کرامت انسانی و مسئولیت اخلاقی تاکید دارند. اهداف آنها شامل جدایی دین از نهادهای دولتی، آموزش فراگیر و دفاع از آزادی باور ، از جمله آزادی بیباوری است. در فرانسه، فدراسیون ملی آزادی اندیشه بر دفاع از لائیسیته و مقابله با نفوذ دین در امور عمومی تمرکز دارد. اهداف میتوانند رسانه و خانواده را نیز در بر بگیرند؛ مثلا بازتعریف ازدواج یا تدفین بدون الزام مذهبی.
رهبری این سازمانها نهادی و حرفهای است، نه کاریزماتیک. چهرههایی مانند اندرو کاپسون بر اعتبار، استدلال مبتنی بر شواهد و مشارکت مدنی پایدار تکیه دارند؛ الگویی که مشروعیت را از دانش تخصصی میگیرد، نه از جذابیت خطابی.
این سازمانها فراتر از نظریه عمل میکنند: مراسم غیردینی برگزار میکنند، از پناهجویان مذهبی حمایت میکنند و مراقبت معنوی در بیمارستانها و زندانها ارائه میدهند. پیوند ایده با خدمات عملی، مشروعیت اجتماعی آنها را ساخته است.
نهادینهشدن، بسیار پیش از بهرسمیتشناختن رسمی آغاز میشود. در تجربه اروپا، جوامع نخست بنیانهای فکری، انجمنهای غیررسمی و مشروعیت فرهنگی را شکل دادهاند و سپس به دیدهشدن عمومی گستردهتر رسیدهاند. برای ایران این یعنی تغییر معنادار صرفا به اصلاحات حقوقی وابسته نیست، بلکه میتواند با حلقههای کوچک اما تابآور اعتماد آغاز شود؛ حلقههایی حول گفتوگو، کمک متقابل یا یادگیری مشترک که در طول زمان میتوانند به واحدهای پایهای یک بافت اجتماعی کثرتگرا تبدیل شوند.
تجربه سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه نشان میدهد شکلهای پایدار همزیستی از دگرگونی ناگهانی پدید نمیآیند، بلکه محصول شکلگیری تدریجی و چندلایه رویههای اجتماعیاند. مسیر رشد آنها با پیشرفتهای آرام، عقبگردهای دورهای و گفتوگوهای مداوم همراه بوده است. برای کنشگران ایرانی، این واقعیت را تقویت میکند که تغییر پایدار بهندرت خطی یا فوری است؛ بلکه نیازمند تعهد به تلاشهای مستمر، بیهیاهو و کمهزینه است که بهتدریج انباشته میشوند.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران»
https://dialog.tavaana.org/humanist-organizations/
#انسانگرایی #اومانیسم #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
یک عروسی برگزار میشود، اما در آن نه کشیشی هست، نه آخوندی. یکی از دوستان زوج مراسم را اجرا میکند؛ زوج سوگندهایی را که خود نوشتهاند میخوانند. این تصویر از «مراسم انسانگرایانه»، پرسشی ساده اما بنیادین را پیش میکشد: آیا لحظههای مهم زندگی حتما باید مذهبی باشند؟
سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه ثابت میکنند حتی سنتهای ریشهدار اجتماعی مانند ازدواج و تشییع جنازه میتوانند بدون تکیه بر نهاد دینی بازتعریف شوند؛ نه با گسست ناگهانی، بلکه با شکلگیری تدریجی و آرام جایگزینها.
انسانگرایان پادشاهی متحد در بریتانیا و اتحادیه خردگرایان در فرانسه بر خردورزی، کرامت انسانی و مسئولیت اخلاقی تاکید دارند. اهداف آنها شامل جدایی دین از نهادهای دولتی، آموزش فراگیر و دفاع از آزادی باور ، از جمله آزادی بیباوری است. در فرانسه، فدراسیون ملی آزادی اندیشه بر دفاع از لائیسیته و مقابله با نفوذ دین در امور عمومی تمرکز دارد. اهداف میتوانند رسانه و خانواده را نیز در بر بگیرند؛ مثلا بازتعریف ازدواج یا تدفین بدون الزام مذهبی.
رهبری این سازمانها نهادی و حرفهای است، نه کاریزماتیک. چهرههایی مانند اندرو کاپسون بر اعتبار، استدلال مبتنی بر شواهد و مشارکت مدنی پایدار تکیه دارند؛ الگویی که مشروعیت را از دانش تخصصی میگیرد، نه از جذابیت خطابی.
این سازمانها فراتر از نظریه عمل میکنند: مراسم غیردینی برگزار میکنند، از پناهجویان مذهبی حمایت میکنند و مراقبت معنوی در بیمارستانها و زندانها ارائه میدهند. پیوند ایده با خدمات عملی، مشروعیت اجتماعی آنها را ساخته است.
نهادینهشدن، بسیار پیش از بهرسمیتشناختن رسمی آغاز میشود. در تجربه اروپا، جوامع نخست بنیانهای فکری، انجمنهای غیررسمی و مشروعیت فرهنگی را شکل دادهاند و سپس به دیدهشدن عمومی گستردهتر رسیدهاند. برای ایران این یعنی تغییر معنادار صرفا به اصلاحات حقوقی وابسته نیست، بلکه میتواند با حلقههای کوچک اما تابآور اعتماد آغاز شود؛ حلقههایی حول گفتوگو، کمک متقابل یا یادگیری مشترک که در طول زمان میتوانند به واحدهای پایهای یک بافت اجتماعی کثرتگرا تبدیل شوند.
تجربه سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه نشان میدهد شکلهای پایدار همزیستی از دگرگونی ناگهانی پدید نمیآیند، بلکه محصول شکلگیری تدریجی و چندلایه رویههای اجتماعیاند. مسیر رشد آنها با پیشرفتهای آرام، عقبگردهای دورهای و گفتوگوهای مداوم همراه بوده است. برای کنشگران ایرانی، این واقعیت را تقویت میکند که تغییر پایدار بهندرت خطی یا فوری است؛ بلکه نیازمند تعهد به تلاشهای مستمر، بیهیاهو و کمهزینه است که بهتدریج انباشته میشوند.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران»
https://dialog.tavaana.org/humanist-organizations/
#انسانگرایی #اومانیسم #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤1👌1
Forwarded from گفتوشنود
کشوری که هیچ دینی در آن اکثریت ندارد
رازهای نقشه تازه دینهای جهان
تصور کن وارد کشوری بشی که اگر از صد نفر بپرسی «دینت چیه؟»، هیچ جوابی بهتنهایی نصف جمعیت رو پوشش نمیده. چنین جایی وجود داره؛ نه یکی، بلکه هفتتا! و تازهترین گزارش مرکز تحقیقات پیو دقیقا همین دنیای رنگارنگ دینی رو زیر ذرهبین برده.
پیو در گزارش تازهاش با عنوان «تنوع دینی در جهان» (فوریه ۲۰۲۶)، با فرمولی وامگرفته از اکولوژی، همون فرمولی که زیستشناسها برای سنجش تنوع گونهها استفاده میکنن، تنوع دینی ۲۰۱ کشور و منطقهای رو اندازه گرفته که ۹۹.۹۸٪ جمعیت جهان رو تشکیل میدن.
نتیجه؟ سنگاپور عنوان متنوعترین کشور جهان از نظر دین رو از آن خودش کرده، اما در میان کشورهای پرجمعیت بالای ۱۲۰ میلیون نفر، آمریکا رتبه اول تنوع دینی رو داره؛ کشوری که مسیحیان هنوز ۶۴٪ جمعیتش رو تشکیل میدن اما بیدینها با رشدی چشمگیر به حدود ۳۰٪ رسیدهاند.
جالبتر اینجاست که هفت کشور در دنیا هیچ اکثریت دینی مشخصی ندارند: بریتانیا، موریس، کرهجنوبی، استرالیا، فرانسه، ساحل عاج و سنگاپور. در این کشورها نه مسیحیت، نه اسلام و نه هیچ دین دیگری بهتنهایی نصف جمعیت رو در اختیار نداره.
در نقطه مقابل، خاورمیانه و شمال آفریقا کمتنوعترین منطقهی جهانه؛ جاییکه کشورهایی مثل تونس، عراق، ایران، سومالی، افغانستان و یمن بیش از ۹۹٪ جمعیت مسلمان دارند.
با این حال، هنوز ۴۳ کشور جهان بیش از ۹۵٪ جمعیتشون به یک دین خاص تعلق داره؛ عمدتا مسلمان (۲۵ کشور)، مسیحی (۱۷ کشور) یا بودایی (۱ کشور). یعنی دنیا هنوز بیشتر «تکرنگ» است تا رنگینکمان.
#آزادی_دین #تکثر #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رازهای نقشه تازه دینهای جهان
تصور کن وارد کشوری بشی که اگر از صد نفر بپرسی «دینت چیه؟»، هیچ جوابی بهتنهایی نصف جمعیت رو پوشش نمیده. چنین جایی وجود داره؛ نه یکی، بلکه هفتتا! و تازهترین گزارش مرکز تحقیقات پیو دقیقا همین دنیای رنگارنگ دینی رو زیر ذرهبین برده.
پیو در گزارش تازهاش با عنوان «تنوع دینی در جهان» (فوریه ۲۰۲۶)، با فرمولی وامگرفته از اکولوژی، همون فرمولی که زیستشناسها برای سنجش تنوع گونهها استفاده میکنن، تنوع دینی ۲۰۱ کشور و منطقهای رو اندازه گرفته که ۹۹.۹۸٪ جمعیت جهان رو تشکیل میدن.
نتیجه؟ سنگاپور عنوان متنوعترین کشور جهان از نظر دین رو از آن خودش کرده، اما در میان کشورهای پرجمعیت بالای ۱۲۰ میلیون نفر، آمریکا رتبه اول تنوع دینی رو داره؛ کشوری که مسیحیان هنوز ۶۴٪ جمعیتش رو تشکیل میدن اما بیدینها با رشدی چشمگیر به حدود ۳۰٪ رسیدهاند.
جالبتر اینجاست که هفت کشور در دنیا هیچ اکثریت دینی مشخصی ندارند: بریتانیا، موریس، کرهجنوبی، استرالیا، فرانسه، ساحل عاج و سنگاپور. در این کشورها نه مسیحیت، نه اسلام و نه هیچ دین دیگری بهتنهایی نصف جمعیت رو در اختیار نداره.
در نقطه مقابل، خاورمیانه و شمال آفریقا کمتنوعترین منطقهی جهانه؛ جاییکه کشورهایی مثل تونس، عراق، ایران، سومالی، افغانستان و یمن بیش از ۹۹٪ جمعیت مسلمان دارند.
با این حال، هنوز ۴۳ کشور جهان بیش از ۹۵٪ جمعیتشون به یک دین خاص تعلق داره؛ عمدتا مسلمان (۲۵ کشور)، مسیحی (۱۷ کشور) یا بودایی (۱ کشور). یعنی دنیا هنوز بیشتر «تکرنگ» است تا رنگینکمان.
#آزادی_دین #تکثر #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12🕊1
Forwarded from گفتوشنود
رواداری روی کاغذ، تبعیض در عمل
چرا داشتن قانون منصفانه بدون تغییر نگرش عمومی کافی نیست؟
سال ۱۹۰۶، ویلیام گراهام سامنر، جامعهشناس آمریکایی، در کتاب «شیوههای مردمی» (Folkways) جملهای نوشت که بعدها به یکی از پرارجاعترین اصول جامعهشناسی حقوق بدل شد: «قانون نمیتواند عادات و باورهای فرهنگی را تغییر دهد.»
از نظر سامنر، قانون میتواند رفتار بیرونی را محدود کند، اما نمیتواند بهتنهایی به ریشه باورهایی که آن رفتار از آنها سرچشمه میگیرد، دست ببرد.
گونار میردال، اقتصاددان سوئدی، در پژوهش گستردهاش «معمای آمریکایی» (۱۹۴۴) که به بررسی نژاد در آمریکا اختصاص داشت، شکافی را مستند کرد میان «اعتقاد رسمی» آمریکاییها به برابری (که او آن را «آرمان آمریکایی» مینامید) و رفتار واقعی روزمره بسیاری از شهروندان سفیدپوست نسبت به سیاهپوستان. شکافی که به گفته او، هیچ قانونی بهتنهایی نمیتوانست آن را پرکند، بلکه فقط میتوانست فضا را برای تغییر تدریجی نگرش باز کند.
تجربه تاریخی رای دیوان عالی آمریکا در پرونده «براون علیه هیئت آموزش» (۱۹۵۴) نمونه مستندی از این فاصله است: این رای تفکیک نژادی در مدارس دولتی را غیرقانونی اعلام کرد، اما پژوهشهای بعدی جامعهشناسانی مانند جیمز کلمن (در گزارش معروف کلمن، ۱۹۶۶) نشان دادند که در بسیاری از ایالتهای جنوبی، ادغام واقعی مدارس، به دلیل مقاومت نگرشی جامعه محلی، تا بیش از یک دهه پس از این رای هنوز بهکندی پیش میرفت.
گوردون آلپورت در «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) پیشنهاد داد که تغییر نگرش، برخلاف تغییر قانون، معمولا محصول تماس مستقیم و مکرر میان گروههای متفاوت در شرایط برابر است، نه صرف صدور یک حکم از بالا، فرآیندی که او آن را کند، تدریجی و وابسته به تجربه زیسته میدانست، نه یک رویداد لحظهای.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، تصویری از قانون است بهمثابه چارچوبی که مسیر را باز میکند، نه سفری که به خودیخود آن را طی میکند. فاصلهای که میان متن قانون و بافت باورهای یک جامعه، همچنان محل مطالعه جدی پژوهشگران علوم اجتماعی است.
#رواداری #تعصب #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
چرا داشتن قانون منصفانه بدون تغییر نگرش عمومی کافی نیست؟
سال ۱۹۰۶، ویلیام گراهام سامنر، جامعهشناس آمریکایی، در کتاب «شیوههای مردمی» (Folkways) جملهای نوشت که بعدها به یکی از پرارجاعترین اصول جامعهشناسی حقوق بدل شد: «قانون نمیتواند عادات و باورهای فرهنگی را تغییر دهد.»
از نظر سامنر، قانون میتواند رفتار بیرونی را محدود کند، اما نمیتواند بهتنهایی به ریشه باورهایی که آن رفتار از آنها سرچشمه میگیرد، دست ببرد.
گونار میردال، اقتصاددان سوئدی، در پژوهش گستردهاش «معمای آمریکایی» (۱۹۴۴) که به بررسی نژاد در آمریکا اختصاص داشت، شکافی را مستند کرد میان «اعتقاد رسمی» آمریکاییها به برابری (که او آن را «آرمان آمریکایی» مینامید) و رفتار واقعی روزمره بسیاری از شهروندان سفیدپوست نسبت به سیاهپوستان. شکافی که به گفته او، هیچ قانونی بهتنهایی نمیتوانست آن را پرکند، بلکه فقط میتوانست فضا را برای تغییر تدریجی نگرش باز کند.
تجربه تاریخی رای دیوان عالی آمریکا در پرونده «براون علیه هیئت آموزش» (۱۹۵۴) نمونه مستندی از این فاصله است: این رای تفکیک نژادی در مدارس دولتی را غیرقانونی اعلام کرد، اما پژوهشهای بعدی جامعهشناسانی مانند جیمز کلمن (در گزارش معروف کلمن، ۱۹۶۶) نشان دادند که در بسیاری از ایالتهای جنوبی، ادغام واقعی مدارس، به دلیل مقاومت نگرشی جامعه محلی، تا بیش از یک دهه پس از این رای هنوز بهکندی پیش میرفت.
گوردون آلپورت در «ماهیت تعصب» (۱۹۵۴) پیشنهاد داد که تغییر نگرش، برخلاف تغییر قانون، معمولا محصول تماس مستقیم و مکرر میان گروههای متفاوت در شرایط برابر است، نه صرف صدور یک حکم از بالا، فرآیندی که او آن را کند، تدریجی و وابسته به تجربه زیسته میدانست، نه یک رویداد لحظهای.
آنچه از کنار هم گذاشتن این شواهد پیداست، تصویری از قانون است بهمثابه چارچوبی که مسیر را باز میکند، نه سفری که به خودیخود آن را طی میکند. فاصلهای که میان متن قانون و بافت باورهای یک جامعه، همچنان محل مطالعه جدی پژوهشگران علوم اجتماعی است.
#رواداری #تعصب #تبعیض #گفتگو_توانا
@Dialigue1402
Forwarded from گفتوشنود
ژاکلین ایزاک
مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
دختری ایزدی که از اسارت داعش گریخته، در پارلمان بریتانیا سخن میگوید. صدایش میلرزد. کنارش زنی مینشیند که راهش را به آنجا باز کرده و سخنانش را ترجمه میکند. این زن، ژاکلین ایزاک است؛ کسی که باور دارد رنج بازماندگان تنها زمانی معنا مییابد که جهان آن را «بشنود».
در ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا درباره حملات داعش به اقلیتهای دینی عراق و سوریه شهادت داد. او نایب رئیس سازمان «راههای موفقیت» بود؛ سازمانی که بارها به شمال عراق سفر کرده، با آوارگان دیدار کرده و به روایت زنان و دخترانی گوش داده که از اسارت و بردگی جنسی گریخته بودند.
کار ایزاک بر سه تعهد استوار است: دیده و شنیدهشدن جوامع تحت آزار، تاکید بر کرامت انسانی بازماندگان بهجای دیدن آنان صرفا بهعنوان «شواهد» جنایت، و پیوند کنش بشردوستانه با ساختارهای حقوقی. او در ۲۰۱۵ گروهی از متخصصان تروما را همراه خود به عراق برد تا از دخترانی حمایت کنند که مورد تجاوز و شکنجه داعش قرار گرفته بودند.
هدف مرکزی او دفاع از جوامعی بود که رنجشان میتوانست نادیده گرفته شود. کار او شامل پاسخ بشردوستانه اضطراری (توزیع دارو میان آوارگان و ایزدیهای محصور در کوه سنجار)، ترمیم تروما برای بازماندگان اسارت، و کمک به شکلگیری فشار عمومی برای شناسایی جنایتهای داعش بهعنوان نسلکشی بوده است.
الگوی رهبری او را میتوان «ترجمه بین جهانها» نامید؛ توانایی حرکت میان اردوگاههای پناهندگان و نهادهای رسمی. اعتبارش هم از تجربه میدانی میآید و هم از دکترای حقوق از دانشگاه سندیگو و تحصیل در آکسفورد. مهمتر از همه، نقش او تقویت صدای بازماندگان بوده، نه جایگزینی آن با صدای خودش — چنانکه با اخلص، بازماندهی ایزدی، در پارلمان بریتانیا کرد.
کار او در بستری شکل گرفت که در آن وزارت خارجه آمریکا (۲۰۱۶) و کمیسیون تحقیق سازمان ملل، جنایتهای داعش علیه ایزدیها را نسلکشی اعلام کردند. در چنین محیطی، سازمانهای غیردولتی نقشی کلیدی ایفا کردند: بازماندگان به واسطههای قابلاعتماد نیاز داشتند و دولتها برای اقدام، به مستندسازی و فشار عمومی نیازمند بودند.
▪️درسهایی برای ایران
درس نخست: حفاظت از اقلیتها باید مسئلهای مدنی و عمومی باشد، نه دغدغهی یک گروه محدود.
درس دوم: قدرت مستندسازی، حتی وقتی عدالت فوری ممکن نیست.
درس سوم: نباید با بازماندگان مانند نمادهای رسانهای رفتار کرد.
کنشگری موثر نیازمند صبر، چندساحتیبودن و اعتباری است که از کارآمدی عملی، نه فقط از کلمات قاطع، به دست میآید.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی»
https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/
#آزادی_دین #رواداری #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی
دختری ایزدی که از اسارت داعش گریخته، در پارلمان بریتانیا سخن میگوید. صدایش میلرزد. کنارش زنی مینشیند که راهش را به آنجا باز کرده و سخنانش را ترجمه میکند. این زن، ژاکلین ایزاک است؛ کسی که باور دارد رنج بازماندگان تنها زمانی معنا مییابد که جهان آن را «بشنود».
در ۲۰۱۵، ژاکلین ایزاک در برابر کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا درباره حملات داعش به اقلیتهای دینی عراق و سوریه شهادت داد. او نایب رئیس سازمان «راههای موفقیت» بود؛ سازمانی که بارها به شمال عراق سفر کرده، با آوارگان دیدار کرده و به روایت زنان و دخترانی گوش داده که از اسارت و بردگی جنسی گریخته بودند.
کار ایزاک بر سه تعهد استوار است: دیده و شنیدهشدن جوامع تحت آزار، تاکید بر کرامت انسانی بازماندگان بهجای دیدن آنان صرفا بهعنوان «شواهد» جنایت، و پیوند کنش بشردوستانه با ساختارهای حقوقی. او در ۲۰۱۵ گروهی از متخصصان تروما را همراه خود به عراق برد تا از دخترانی حمایت کنند که مورد تجاوز و شکنجه داعش قرار گرفته بودند.
هدف مرکزی او دفاع از جوامعی بود که رنجشان میتوانست نادیده گرفته شود. کار او شامل پاسخ بشردوستانه اضطراری (توزیع دارو میان آوارگان و ایزدیهای محصور در کوه سنجار)، ترمیم تروما برای بازماندگان اسارت، و کمک به شکلگیری فشار عمومی برای شناسایی جنایتهای داعش بهعنوان نسلکشی بوده است.
الگوی رهبری او را میتوان «ترجمه بین جهانها» نامید؛ توانایی حرکت میان اردوگاههای پناهندگان و نهادهای رسمی. اعتبارش هم از تجربه میدانی میآید و هم از دکترای حقوق از دانشگاه سندیگو و تحصیل در آکسفورد. مهمتر از همه، نقش او تقویت صدای بازماندگان بوده، نه جایگزینی آن با صدای خودش — چنانکه با اخلص، بازماندهی ایزدی، در پارلمان بریتانیا کرد.
کار او در بستری شکل گرفت که در آن وزارت خارجه آمریکا (۲۰۱۶) و کمیسیون تحقیق سازمان ملل، جنایتهای داعش علیه ایزدیها را نسلکشی اعلام کردند. در چنین محیطی، سازمانهای غیردولتی نقشی کلیدی ایفا کردند: بازماندگان به واسطههای قابلاعتماد نیاز داشتند و دولتها برای اقدام، به مستندسازی و فشار عمومی نیازمند بودند.
▪️درسهایی برای ایران
درس نخست: حفاظت از اقلیتها باید مسئلهای مدنی و عمومی باشد، نه دغدغهی یک گروه محدود.
درس دوم: قدرت مستندسازی، حتی وقتی عدالت فوری ممکن نیست.
درس سوم: نباید با بازماندگان مانند نمادهای رسانهای رفتار کرد.
کنشگری موثر نیازمند صبر، چندساحتیبودن و اعتباری است که از کارآمدی عملی، نه فقط از کلمات قاطع، به دست میآید.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ژاکلین ایزاک: مدافع آزادی دین و باور و راوی رنج بازماندگان آزارهای مذهبی»
https://dialog.tavaana.org/jacqueline-isaac/
#آزادی_دین #رواداری #حقوق_بشر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
چرا میل باور داشت سکوت یک نفر، ضرر همه ماست؟
جان استوارت میل (۱۸۰۶-۱۸۷۳)، فیلسوف انگلیسی، در سال ۱۸۵۹ کتاب «درباره آزادی» را نوشت؛ متنی که هنوز پایه لیبرالیسم مدرن است. او در دورانی که اکثریت پارلمانی و افکار عمومی میتوانستند فرد را له کنند، پرسشی بنیادین طرح کرد: مرز مداخله جامعه در زندگی فرد کجاست؟
پاسخ میل «اصل آسیب» (Harm Principle) بود: تنها زمانی میتوان آزادی کسی را محدود کرد که به دیگران آسیب برساند، نه به خودش. او نوشت انسان «تنها کنترلکننده مطلق بدن و ذهن خویش» است. این اصل امروز پایه حقوق مدنی در دموکراسیهای غربی است.
میل تاکید داشت خطر اصلی، دیکتاتوری حاکمان نیست بلکه «استبداد اکثریت» است؛ فشار اجتماعی برای همرنگشدن. او هشدار داد جامعه میتواند بیآنکه قانونی بنویسد، آزادی فردی را خفه کند؛ این ایده امروز در نقد فرهنگ «کنسلکردن» (cancel culture) بازتاب دارد.
درباره آزادی بیان، میل استدلالی ماندگار دارد: حتی اگر عقیدهای غلط باشد، خاموشکردنش خطاست، چون حقیقت از برخورد آرا زاده میشود. او نوشت سکوتکردن یک عقیده «سرقت از نسل بشر» است. این جمله امروز سنگبنای دفاع از آزادی مطبوعات است.
میل تکثر شیوههای زندگی را ارزش میدانست، نه تهدید؛ فردیت را موتور پیشرفت جامعه میدید. او باور داشت سرکوب تفاوت، اجتماع را به رکود میکشاند، نه امنیت.
تأثیر میل عمیق است، آیزایا برلین در «دو مفهوم آزادی» مستقیما به او ارجاع داد؛ آمارتیا سن نیز نظریه آزادی-محور توسعهاش را وامدار میل دانسته است. اسناد حقوق بشر سازمان ملل نیز رگههایی از اصل آسیب او دارند.
میراث میل امروز در بحثهای پلتفرمهای اجتماعی، سانسور، و حقوق اقلیتها زنده است؛ او یادآوری میکند آزادی واقعی، تحمل عقیدهای است که از آن بیزاریم.
#جان_استوارت_میل #آزادی #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جان استوارت میل (۱۸۰۶-۱۸۷۳)، فیلسوف انگلیسی، در سال ۱۸۵۹ کتاب «درباره آزادی» را نوشت؛ متنی که هنوز پایه لیبرالیسم مدرن است. او در دورانی که اکثریت پارلمانی و افکار عمومی میتوانستند فرد را له کنند، پرسشی بنیادین طرح کرد: مرز مداخله جامعه در زندگی فرد کجاست؟
پاسخ میل «اصل آسیب» (Harm Principle) بود: تنها زمانی میتوان آزادی کسی را محدود کرد که به دیگران آسیب برساند، نه به خودش. او نوشت انسان «تنها کنترلکننده مطلق بدن و ذهن خویش» است. این اصل امروز پایه حقوق مدنی در دموکراسیهای غربی است.
میل تاکید داشت خطر اصلی، دیکتاتوری حاکمان نیست بلکه «استبداد اکثریت» است؛ فشار اجتماعی برای همرنگشدن. او هشدار داد جامعه میتواند بیآنکه قانونی بنویسد، آزادی فردی را خفه کند؛ این ایده امروز در نقد فرهنگ «کنسلکردن» (cancel culture) بازتاب دارد.
درباره آزادی بیان، میل استدلالی ماندگار دارد: حتی اگر عقیدهای غلط باشد، خاموشکردنش خطاست، چون حقیقت از برخورد آرا زاده میشود. او نوشت سکوتکردن یک عقیده «سرقت از نسل بشر» است. این جمله امروز سنگبنای دفاع از آزادی مطبوعات است.
میل تکثر شیوههای زندگی را ارزش میدانست، نه تهدید؛ فردیت را موتور پیشرفت جامعه میدید. او باور داشت سرکوب تفاوت، اجتماع را به رکود میکشاند، نه امنیت.
تأثیر میل عمیق است، آیزایا برلین در «دو مفهوم آزادی» مستقیما به او ارجاع داد؛ آمارتیا سن نیز نظریه آزادی-محور توسعهاش را وامدار میل دانسته است. اسناد حقوق بشر سازمان ملل نیز رگههایی از اصل آسیب او دارند.
میراث میل امروز در بحثهای پلتفرمهای اجتماعی، سانسور، و حقوق اقلیتها زنده است؛ او یادآوری میکند آزادی واقعی، تحمل عقیدهای است که از آن بیزاریم.
#جان_استوارت_میل #آزادی #لیبرالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402