🔲 زندانی سیاسی کیست؟
✍️مصطفا آلاحمد
مصطفا آلاحمد، کارگردان سرشناس ایرانی، در متنی که در اینستاگرام منتشر کرده، درباره منش زندانیان سیاسی، از خودگذشتگی و عشق آنها به ایران و مردم نوشت و خواستار آزادی آنها شده است. او همچنین گفته که پزشکیان که مدعی است که میخواهد با اپوزیسیون گفتگو کند، اپوزیسیون در زندان است! سری به آنجا بزند!
متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
بنابر مستندات متعدد در بمباران اوین در حالی که دیوارها فرو ریخته بود و دهها زندانی با جرمهای غیرسیاسی فرار کردند، این زندانیان سیاسی بودند که نه تنها فرار نکردند، بلکه با از خودگذشتگی کادر زندان و زندانبانهایشان را که زخمی شده بودند از زیر آوار بیرون آوردند. کمک کردند تا اجساد ماموران و بازجوهایشان از زیر آوار بیرون آید.
زندانیان سیاسی همواره با کنشهایشان نشان دادهاند که از با اخلاقترین و دلسوزترین افراد جامعه هستند. آنها میتوانستند به راحتی دنبال زندگی معمولی خود باشند یا حتی دنبال ثروت بروند، اما عشق به میهن و مردم آنها را وا داشته است تا در موارد متعدد، منتقد سیاستهای حکومت باشند به قیمت این که میدانند جریمه و زندانی میشوند و بایستی تاوان مخالفتهای خود را بدهند. امروز ثابت شده است که حکومت جمهوری اسلامی در عرصههای اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی، نظامی، امنیتی و سیاسی ناکارآمد بوده و حتی با این همه مصیبت باید با شدت بیشتری نقد میشده است.
حالا با توجه به اذعان مهمترین مسئولین نظام به نفوذ در سطوح بالا ، آیا میتوان پرسید که طرح دستگیری و به انزوا کشاندن این کنشگران دلسوز و با اخلاق، خود طرحی نفوذی و انحرافی برای سرگرم کردن نهادهای قضایی و امنیتی بوده است؟ یا این که حکومتی با این همه ناکارآمدی خود را از اساس حق و کامل دانسته و مخالفان (اپوزیسیون) را باطل و مستلزم عذاب و حذف میداند؟
مسعود پزشکیان، رئیسالوزرا گفته است اپوزیسیون را پیدا کنید با ایشان هم مذاکره میکنیم.
حضرت رئیس، اپوزیسیونی که میخواهی با آنها گفتوگو کنی در زندانها هستند. سری به آن جا بزن.
نگارنده خود الزاما با برخی عقاید سیاسی و روشهای این زندانیان عزیز موافقت ندارد، اما همواره مخالف دربند شدن و سانسور هرگونه عقیدهایست.
#مصطفا_آل_احمد
#مصطفی_آل_احمد
#زندانی_سیاسی
#آزادی_بیان
#زندان_اوین
#فاطمه_سپهری : فعال حقوق زنان و کنشگر اجتماعی
#حسین_شنبه_زاده : مترجم ، ویراستار و کنشگر اجتماعی
#سعید_مدنی : نویسنده و پژوهشگر علوم اجتماعی
#محمد_نوری_زاد : فیلمساز
#حسین_رونقی : کنشگر حقوق بشر و روزنامهنگار
#مصطفی_تاجزاده : سیاستمدار و فعال سیاسی
#ساسان_چمن_آرا : خواننده، نوازده و کنشگر اجتماعی
#مهدی_محمودیان : روزنامهنگار و فعال اجتماعی
#مصطفی_مهرآیین : نویسنده، استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی
این فهرست ادامه دارد ....
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🔲 زندانی سیاسی کیست؟
✍️مصطفا آلاحمد
مصطفا آلاحمد، کارگردان سرشناس ایرانی، در متنی که در اینستاگرام منتشر کرده، درباره منش زندانیان سیاسی، از خودگذشتگی و عشق آنها به ایران و مردم نوشت و خواستار آزادی آنها شده است. او همچنین گفته که پزشکیان که مدعی است که میخواهد با اپوزیسیون گفتگو کند، اپوزیسیون در زندان است! سری به آنجا بزند!
متن کامل این یادداشت به شرح زیر است:
بنابر مستندات متعدد در بمباران اوین در حالی که دیوارها فرو ریخته بود و دهها زندانی با جرمهای غیرسیاسی فرار کردند، این زندانیان سیاسی بودند که نه تنها فرار نکردند، بلکه با از خودگذشتگی کادر زندان و زندانبانهایشان را که زخمی شده بودند از زیر آوار بیرون آوردند. کمک کردند تا اجساد ماموران و بازجوهایشان از زیر آوار بیرون آید.
زندانیان سیاسی همواره با کنشهایشان نشان دادهاند که از با اخلاقترین و دلسوزترین افراد جامعه هستند. آنها میتوانستند به راحتی دنبال زندگی معمولی خود باشند یا حتی دنبال ثروت بروند، اما عشق به میهن و مردم آنها را وا داشته است تا در موارد متعدد، منتقد سیاستهای حکومت باشند به قیمت این که میدانند جریمه و زندانی میشوند و بایستی تاوان مخالفتهای خود را بدهند. امروز ثابت شده است که حکومت جمهوری اسلامی در عرصههای اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی، نظامی، امنیتی و سیاسی ناکارآمد بوده و حتی با این همه مصیبت باید با شدت بیشتری نقد میشده است.
حالا با توجه به اذعان مهمترین مسئولین نظام به نفوذ در سطوح بالا ، آیا میتوان پرسید که طرح دستگیری و به انزوا کشاندن این کنشگران دلسوز و با اخلاق، خود طرحی نفوذی و انحرافی برای سرگرم کردن نهادهای قضایی و امنیتی بوده است؟ یا این که حکومتی با این همه ناکارآمدی خود را از اساس حق و کامل دانسته و مخالفان (اپوزیسیون) را باطل و مستلزم عذاب و حذف میداند؟
مسعود پزشکیان، رئیسالوزرا گفته است اپوزیسیون را پیدا کنید با ایشان هم مذاکره میکنیم.
حضرت رئیس، اپوزیسیونی که میخواهی با آنها گفتوگو کنی در زندانها هستند. سری به آن جا بزن.
نگارنده خود الزاما با برخی عقاید سیاسی و روشهای این زندانیان عزیز موافقت ندارد، اما همواره مخالف دربند شدن و سانسور هرگونه عقیدهایست.
#مصطفا_آل_احمد
#مصطفی_آل_احمد
#زندانی_سیاسی
#آزادی_بیان
#زندان_اوین
#فاطمه_سپهری : فعال حقوق زنان و کنشگر اجتماعی
#حسین_شنبه_زاده : مترجم ، ویراستار و کنشگر اجتماعی
#سعید_مدنی : نویسنده و پژوهشگر علوم اجتماعی
#محمد_نوری_زاد : فیلمساز
#حسین_رونقی : کنشگر حقوق بشر و روزنامهنگار
#مصطفی_تاجزاده : سیاستمدار و فعال سیاسی
#ساسان_چمن_آرا : خواننده، نوازده و کنشگر اجتماعی
#مهدی_محمودیان : روزنامهنگار و فعال اجتماعی
#مصطفی_مهرآیین : نویسنده، استاد دانشگاه و پژوهشگر علوم اجتماعی
این فهرست ادامه دارد ....
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊19❤2👍1
Forwarded from گفتوشنود
جهل و سقوط تمدنها
مصطفا آلاحمد
تمدنها میمیرند و این مرگ همیشه ناگهانی نیست؛ تاریخ نشان میدهد فروپاشی تمدنها همیشه با جنگ یا دشمن خارجی صورت نمیگیرد، بلکه آنگاه که جامعهای ، علم را تحقیر و به ایدئولوژی جهل و خرافات سلام میکند، فروپاشی تمدنی آغاز شده است. وقتی علم، این ابزار حقیقت، بیارزش میشود، ایدئولوژیِ دروغ شکل میگیرد.
رهایی از جهلی که طی دههها بر جامعه مسلط شده است، آسان نخواهد بود و حتی انقلابها نیز اگر بر بستر آگاهی اجتماعی شکل نگیرند، کاری از پیش نخواهند برد. ملتی که یک بار به جهل تن میدهد، تاوانش را نسلهای گوناگون با فقر، بیماری، جنگ، خشونت و عقبماندگی خواهند داد. هر تمدنی، بدون آگاهی، دیر یا زود به سوی زوال خواهد رفت.
فاجعه از جایی آغاز میشود که دانشمندان، پزشکان، مهندسان، وکلا، معلمان، هنرمندان و دیگر گروههای مرجع، سرنوشت عمومی را رها کنند و رفاه و امنیت شخصی را بر مسئولیت جمعی ترجیح دهند. در چنین وضعیتی، عرصهی عمومی خالی از کنشگران میماند و قدرت به دست نیروهایی میافتد که نه دغدغهی فرهنگ دارند، نه انسان، نه آینده و نه طبیعت.
نتیجهی این شرایط، فقط یک بحران سیاسی نیست؛ بلکه زنجیرهای از فروپاشیهاست: فساد ساختاری، دزدسالاری، تخریب محیط زیست، گسترش فقر و خشونت، جنگ و در نهایت زوالِ تدریجیِ یک تمدن.
تمدن، بیش از هر چیز، به انسانهای آگاهی نیاز دارد که بتوانند فراتر از منافع فردی بیندیشند؛ انسانهایی که نسبت به حقیقت، عدالت، رنج دیگران و سرنوشت مشترک، احساس مسئولیت کنند. انسانهایی که به جای خرافات به علم اقتدا کنند. به قول آدورنو:
«شرطِ تکرار نشدنِ آشویتس، پیش از هر چیز، آگاهی است.»
روشن است که وظیفهی این آگاهیبخشی، بر عهدهی گروههای مرجعی است که نسبت به مسائل اجتماعی احساس مسئولیت کنند و منافع شخصی را بر منافع جمعی ترجیح ندهند.
هیچ استبدادی بدون مشارکت و سکوتِ نخبگان و همچنین ترس تودهها پایدار نمیماند.
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
#مصطفا_آل_احمد
برگرفته و بازنگری از صفحه نویسنده
#جنگ
#جهل
#تمدن
@Dialogue1402
مصطفا آلاحمد
تمدنها میمیرند و این مرگ همیشه ناگهانی نیست؛ تاریخ نشان میدهد فروپاشی تمدنها همیشه با جنگ یا دشمن خارجی صورت نمیگیرد، بلکه آنگاه که جامعهای ، علم را تحقیر و به ایدئولوژی جهل و خرافات سلام میکند، فروپاشی تمدنی آغاز شده است. وقتی علم، این ابزار حقیقت، بیارزش میشود، ایدئولوژیِ دروغ شکل میگیرد.
رهایی از جهلی که طی دههها بر جامعه مسلط شده است، آسان نخواهد بود و حتی انقلابها نیز اگر بر بستر آگاهی اجتماعی شکل نگیرند، کاری از پیش نخواهند برد. ملتی که یک بار به جهل تن میدهد، تاوانش را نسلهای گوناگون با فقر، بیماری، جنگ، خشونت و عقبماندگی خواهند داد. هر تمدنی، بدون آگاهی، دیر یا زود به سوی زوال خواهد رفت.
فاجعه از جایی آغاز میشود که دانشمندان، پزشکان، مهندسان، وکلا، معلمان، هنرمندان و دیگر گروههای مرجع، سرنوشت عمومی را رها کنند و رفاه و امنیت شخصی را بر مسئولیت جمعی ترجیح دهند. در چنین وضعیتی، عرصهی عمومی خالی از کنشگران میماند و قدرت به دست نیروهایی میافتد که نه دغدغهی فرهنگ دارند، نه انسان، نه آینده و نه طبیعت.
نتیجهی این شرایط، فقط یک بحران سیاسی نیست؛ بلکه زنجیرهای از فروپاشیهاست: فساد ساختاری، دزدسالاری، تخریب محیط زیست، گسترش فقر و خشونت، جنگ و در نهایت زوالِ تدریجیِ یک تمدن.
تمدن، بیش از هر چیز، به انسانهای آگاهی نیاز دارد که بتوانند فراتر از منافع فردی بیندیشند؛ انسانهایی که نسبت به حقیقت، عدالت، رنج دیگران و سرنوشت مشترک، احساس مسئولیت کنند. انسانهایی که به جای خرافات به علم اقتدا کنند. به قول آدورنو:
«شرطِ تکرار نشدنِ آشویتس، پیش از هر چیز، آگاهی است.»
روشن است که وظیفهی این آگاهیبخشی، بر عهدهی گروههای مرجعی است که نسبت به مسائل اجتماعی احساس مسئولیت کنند و منافع شخصی را بر منافع جمعی ترجیح ندهند.
هیچ استبدادی بدون مشارکت و سکوتِ نخبگان و همچنین ترس تودهها پایدار نمیماند.
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
#مصطفا_آل_احمد
برگرفته و بازنگری از صفحه نویسنده
#جنگ
#جهل
#تمدن
@Dialogue1402
❤9👍3👌1
مصطفی آلاحمد، نویسنده، فیلمساز و نقاش ایرانی، در یادداشتی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با تشریح مفهوم «نظام پساتوتالیتر» مینویسد در این مرحله، حکومت اگرچه ساختار قدرت خود را حفظ میکند، اما ایدئولوژی دیگر نقش یک باور را ندارد و صرفاً به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت تبدیل میشود. او با استناد به دیدگاههای واتسلاف هاول و هانا آرنت، فرسایش ایمان به ایدئولوژی، گسترش شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زندگی مردم و فاصله گرفتن قدرت از مشروعیت را از مهمترین ویژگیهای این دوره برمیشمارد.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
🔲 دوران پساتوتالیتر
مصطفا آلاحمد
نظام پساتوتالیتر، Post-totalitarian regime مرحلهای است که یک حکومت توتالیتر ساختار قدرت خود را حفظ کرده است، اما نیروی محرک آن، یعنی باور به ایدئولوژی، رو به فرسایش میرود. در این مرحله، ایدئولوژی پیش از آن که یک «باور» باشد به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت تبدیل میشود. در این دوره شعارها باید تکرار شوند، اما الزاما کسی به این شعارها ایمان ندارد. در موقعیت پساتوتالیتر حتی بخشی از کارگزاران حکومت نیز مناسک و شعارهای رسمی را نه از سر اعتقاد، بلکه برای پرهیز از هزینههای شخصی و حفظ نظام تکرار میکنند. در این جا همانطور که واتسلاف هاول میگوید، نظام، سالهای طولانی زیر سقفی از دروغ به حیات خود ادامه میدهد. این حالت، نظام را به یک تئاتر ابزورد تبدیل میکند که بازیگرانش میدانند در نمایشی دروغین ایفای نقش میکنند که مخاطبی ندارد، اما صحنه را ترک نمیکنند.
در این مرحله، رهبر توتالیتر نیز به تدریج از جایگاه یک شخصیت کاریزماتیک و مقتدر فاصله میگیرد. نقش او پیش از آن که هدایتگر باشد، به یک رهبر صوری تنزل پیدا میکند. در این مرحله و همانطور که هانا آرنت میگوید بخش مهمی از تصمیمات و اداره کشور به شبکهای از نهادهای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی، قضایی و بوروکراتیک واگذار میشود؛ نهادهایی که مأموریت اصلیشان حفظ ساختار قدرت است و نه حکومتداری.
همزمان، فاصلهی میان روایت رسمی و واقعیت زندگی مردم روز به روز عمیقتر میشود. در چنین وضعیتی، رانت، فساد و ناشایستسالاری بیش از پیش به ابزار حفظ شبکههای قدرت تبدیل میشوند.
در این شرایط، رژیم پساتوتالیتر الزاماً در آستانه فروپاشی نیست؛ اما وارد مرحلهای شده است که مهمترین سرمایه خود، یعنی ایمان به ایدئولوژی را از دست داده است. از همینجا، شکاف میان «قدرت» و «مشروعیت» آغاز میشود، شکافی که نظام را از هر زمان دیگری به فروپاشی نزدیکتر میکند.
#مصطفا_آل_احمد
#پساتوتالیتر
#post_totalitarianism
@Tavaana_TavaanaTech
متن این یادداشت به شرح زیر است:
🔲 دوران پساتوتالیتر
مصطفا آلاحمد
نظام پساتوتالیتر، Post-totalitarian regime مرحلهای است که یک حکومت توتالیتر ساختار قدرت خود را حفظ کرده است، اما نیروی محرک آن، یعنی باور به ایدئولوژی، رو به فرسایش میرود. در این مرحله، ایدئولوژی پیش از آن که یک «باور» باشد به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت تبدیل میشود. در این دوره شعارها باید تکرار شوند، اما الزاما کسی به این شعارها ایمان ندارد. در موقعیت پساتوتالیتر حتی بخشی از کارگزاران حکومت نیز مناسک و شعارهای رسمی را نه از سر اعتقاد، بلکه برای پرهیز از هزینههای شخصی و حفظ نظام تکرار میکنند. در این جا همانطور که واتسلاف هاول میگوید، نظام، سالهای طولانی زیر سقفی از دروغ به حیات خود ادامه میدهد. این حالت، نظام را به یک تئاتر ابزورد تبدیل میکند که بازیگرانش میدانند در نمایشی دروغین ایفای نقش میکنند که مخاطبی ندارد، اما صحنه را ترک نمیکنند.
در این مرحله، رهبر توتالیتر نیز به تدریج از جایگاه یک شخصیت کاریزماتیک و مقتدر فاصله میگیرد. نقش او پیش از آن که هدایتگر باشد، به یک رهبر صوری تنزل پیدا میکند. در این مرحله و همانطور که هانا آرنت میگوید بخش مهمی از تصمیمات و اداره کشور به شبکهای از نهادهای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی، قضایی و بوروکراتیک واگذار میشود؛ نهادهایی که مأموریت اصلیشان حفظ ساختار قدرت است و نه حکومتداری.
همزمان، فاصلهی میان روایت رسمی و واقعیت زندگی مردم روز به روز عمیقتر میشود. در چنین وضعیتی، رانت، فساد و ناشایستسالاری بیش از پیش به ابزار حفظ شبکههای قدرت تبدیل میشوند.
در این شرایط، رژیم پساتوتالیتر الزاماً در آستانه فروپاشی نیست؛ اما وارد مرحلهای شده است که مهمترین سرمایه خود، یعنی ایمان به ایدئولوژی را از دست داده است. از همینجا، شکاف میان «قدرت» و «مشروعیت» آغاز میشود، شکافی که نظام را از هر زمان دیگری به فروپاشی نزدیکتر میکند.
#مصطفا_آل_احمد
#پساتوتالیتر
#post_totalitarianism
@Tavaana_TavaanaTech
👍29❤2👌1