This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی از ضرب و جرح تعدادی از سهامداران معترض «پدیدۀ شاندیز» در مشهد بهدست نیروی انتظامی و حراست این مجموعه خبر میدهد.
روز سهشنبه ۳۱ مرداد و در جریان برگزاری مجمع عمومی سهامداران شرکت پدیدۀ شاندیز تعدادی از سهامداران نسبت به عدم دریافت مطالبات خود پس از ۱۲ سال اعتراض کردند که با برخورد خشونتآمیز نیروی انتظامی و حراست مجموعه روبهرو شدند.
برخی منابع از بازداشت چند سهامدار معترض پس از اعمال خشونت نیروهای انتظامی خبر دادهاند.
پرونده پدیده شاندیز یکی از بزرگترین پروندههای فساد اقتصادی در ایران است که منجر به ضرر و زیان مالی برای بسیاری از سهامداران شد.
#سهامدار #اعتراض_مدنی #خشونت #نیروی_انتظامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ویدئوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی از ضرب و جرح تعدادی از سهامداران معترض «پدیدۀ شاندیز» در مشهد بهدست نیروی انتظامی و حراست این مجموعه خبر میدهد.
روز سهشنبه ۳۱ مرداد و در جریان برگزاری مجمع عمومی سهامداران شرکت پدیدۀ شاندیز تعدادی از سهامداران نسبت به عدم دریافت مطالبات خود پس از ۱۲ سال اعتراض کردند که با برخورد خشونتآمیز نیروی انتظامی و حراست مجموعه روبهرو شدند.
برخی منابع از بازداشت چند سهامدار معترض پس از اعمال خشونت نیروهای انتظامی خبر دادهاند.
پرونده پدیده شاندیز یکی از بزرگترین پروندههای فساد اقتصادی در ایران است که منجر به ضرر و زیان مالی برای بسیاری از سهامداران شد.
#سهامدار #اعتراض_مدنی #خشونت #نیروی_انتظامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤9
Forwarded from گفتوشنود
روز جهانی پرهیز از خشونت یادآور آن است که هیچ تغییر پایداری با خشونت و نفرت شکل نمیگیرد. جامعه ایران که زیر فشار استبداد دینی و سرکوب سیاسی به یکی از عصبانیترین جوامع جهان بدل شده، بیش از هر زمان به زبان گفتوگو و درک متقابل نیاز دارد. در شرایطی که جمهوری اسلامی با سیاستهای ایدئولوژیک و سرکوبگرانه راه هر گونه اصلاح مسالمتآمیز را بسته، تنها همبستگی میان نیروهای سیاسی، اجتماعی و مدنی میتواند چشماندازی تازه برای آینده بگشاید. این همبستگی تنها زمانی ممکن است که جریانهای گوناگون، با وجود اختلافها، اصل به رسمیت شناختن حقوق سیاسی یکدیگر و گفتوگو در فضای بیخشونت را بپذیرند.
راه رهایی از چرخه خشونت و انسداد، نه در حذف و نفی دیگری، بلکه در پذیرش تنوع دیدگاهها و باورهاست. هیچ نیرویی به تنهایی قادر به پایین آوردن دیوار استبداد ولایت فقیه نخواهد بود؛ بلکه تنها از طریق احترام متقابل، ساختن شبکههای همبستگی ملی و تمرکز بر خواست مشترک آزادی و کرامت انسانی میتوان راهی به آینده گشود. پرهیز از خشونت نه به معنای چشمپوشی از حقیقت و عدالت، بلکه به معنای یافتن شیوهای است که در آن تغییرات بزرگ با کمترین هزینه اجتماعی و بیشترین سرمایه همبستگی انسانی تحقق یابد.
#خشونت #گفتگو #استبداد #همبستگی #کنش_مدنی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روز جهانی پرهیز از خشونت یادآور آن است که هیچ تغییر پایداری با خشونت و نفرت شکل نمیگیرد. جامعه ایران که زیر فشار استبداد دینی و سرکوب سیاسی به یکی از عصبانیترین جوامع جهان بدل شده، بیش از هر زمان به زبان گفتوگو و درک متقابل نیاز دارد. در شرایطی که جمهوری اسلامی با سیاستهای ایدئولوژیک و سرکوبگرانه راه هر گونه اصلاح مسالمتآمیز را بسته، تنها همبستگی میان نیروهای سیاسی، اجتماعی و مدنی میتواند چشماندازی تازه برای آینده بگشاید. این همبستگی تنها زمانی ممکن است که جریانهای گوناگون، با وجود اختلافها، اصل به رسمیت شناختن حقوق سیاسی یکدیگر و گفتوگو در فضای بیخشونت را بپذیرند.
راه رهایی از چرخه خشونت و انسداد، نه در حذف و نفی دیگری، بلکه در پذیرش تنوع دیدگاهها و باورهاست. هیچ نیرویی به تنهایی قادر به پایین آوردن دیوار استبداد ولایت فقیه نخواهد بود؛ بلکه تنها از طریق احترام متقابل، ساختن شبکههای همبستگی ملی و تمرکز بر خواست مشترک آزادی و کرامت انسانی میتوان راهی به آینده گشود. پرهیز از خشونت نه به معنای چشمپوشی از حقیقت و عدالت، بلکه به معنای یافتن شیوهای است که در آن تغییرات بزرگ با کمترین هزینه اجتماعی و بیشترین سرمایه همبستگی انسانی تحقق یابد.
#خشونت #گفتگو #استبداد #همبستگی #کنش_مدنی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍20❤2
۲۵ نوامبر؛ روز جهانی منع خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان و دختران، طیف وسیعی از رفتار خشونتآمیز و توهینآمیز را شامل میشود که به اشکال مختلف رخ میدهد. امروزه خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و گونههای دیگر خشونت در کنار محرومیت از حقوق اجتماعی و شخصی و غیره در جهان جاری است. در بسیاری از کشورها که قانون از زنان حمایت نمیکند چندان که باید به خشونت پرداخته نمیشود؛ عمدتا به دلایلی مانند مصونیت از مجازات، خاموشماندن در برابر خشونتگر، بدنامی، شرم، خجالت و حفظ آبرو.
خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و جغرافیایی رخ میدهد، اما در برخی گروهها شایعتر است و مانع دستیابی به برابری، توسعه و صلح و تحقق حقوق بشر میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/16DaysOrange
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
خشونت علیه زنان و دختران، طیف وسیعی از رفتار خشونتآمیز و توهینآمیز را شامل میشود که به اشکال مختلف رخ میدهد. امروزه خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و گونههای دیگر خشونت در کنار محرومیت از حقوق اجتماعی و شخصی و غیره در جهان جاری است. در بسیاری از کشورها که قانون از زنان حمایت نمیکند چندان که باید به خشونت پرداخته نمیشود؛ عمدتا به دلایلی مانند مصونیت از مجازات، خاموشماندن در برابر خشونتگر، بدنامی، شرم، خجالت و حفظ آبرو.
خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و جغرافیایی رخ میدهد، اما در برخی گروهها شایعتر است و مانع دستیابی به برابری، توسعه و صلح و تحقق حقوق بشر میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/16DaysOrange
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊18
Forwarded from گفتوشنود
خشونت علیه زنان
خشونت علیه زنان در ایران نتیجه یک مثلث قدرت است که سه ضلع آن قانون، دین و فرهنگ است.
نیازی به پرداختن به تاریخ و ایدئولوژی این پدیده نیست؛ کافی است بدانیم مذهب و مردسالاری همواره روبنایی برای حفظ زیربنای نظام حاکم بوده است.
دین رسمیشده، با تکیه بر تفاسیر پیرسالارانه و مردسالارانه، تبعیض را تقدسبخشی کرده و اطاعت زن را «وظیفهٔ شرعی» معرفی میکند. بسیاری از پیامبران و فرستادگان خدا نیز بر این امر تأکید کردهاند که مرد ولینعمت و زن کنیز اوست.
فرهنگ سنتی نیز این ساختار را در تربیت، خانواده و روابط روزمره بازتولید میکند.
جمهوری اسلامی، با توسل به این دو اهرم و وضع قوانین تبعیضآمیز، از جمله حق ارث، طلاق، دیه و قوانین مرتبط با حقوق دختران و زنان، خشونت را در سطح رسمی بازتولید و قانونی میکند.
مردانگی تحریفشده، برابر همان مردسالاری است و به این معناست که زن برای جامعه مردسالار “ابزار” است؛ ابزاری برای فرزندآوری، اطاعت از مرد و انجام وظایف خانه، آشپزی و نگهداری از فرزندان. زن نمیتواند برای زندگی شخصی خود تصمیم بگیرد، حق انتخاب ندارد و نمیتواند بر خلاف میل خود با مرد دیگری غیر از همسر قانونی رابطه جنسی یا عاطفی برقرار کند. حرکت مستقل زن باعث آبروریزی مردِ مردسالار میشود.
لازم به ذکر است که مردان با پتانسیل مردسالاری و برتری مردانه به دنیا نمیآیند. این پتانسیل خشونت را ما با نقشهای اجتماعی، معناهایی که بر دوش مردانگی گذاشتهایم و هویتی که با قدرت پیوند خورده، خلق میکنیم. آنچه در زمان تولد به یک پسر نشان داده میشود، تعیینکننده شکلگیری هویت و رفتارهای آینده اوست.
رفتارهایی که از طریق نقشهای اجتماعی و هویتهای فرهنگی شکل میگیرند، آنچنان در فرهنگ، زبان، تربیت، روابط قدرت و قوانین ریشه دواندهاند که کاملاً طبیعی و عادی جلوه داده میشوند. بسیاری از موارد حتی خشونت علیه زنان تلقی نمیشوند، زیرا به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند.
واقعیت تلخ دیگر این است که بسیاری از مردانی که خود را مخالف خشونت علیه زنان میدانند، با سکوت، تعارف، توجیه یا بیعملی، ناخواسته همین ساختار را حفظ میکنند. کسانی که سکوت میکنند، حتی اگر مخالف نظام، دین و فرهنگ حاکم باشند، به تداوم آن کمک میکنند.
این تصور که تبعیض و خشونت جنسیتی یک موضوع خصوصی یا خانوادگی است، بخشی از همان ساختار پنهانکننده خشونت است.
برای مردان، قدم اول ساده است: دیدن، شنیدن و پذیرفتن تجربه واقعی زنان؛ پرسیدن از خود که کجا سکوت کردهاند، کجا ناخواسته شریک تبعیض بودهاند و چگونه میتوانند مسیر دیگری را انتخاب کنند.
برای زنان، حفظ هویت مستقل و نپذیرفتن نقشهایی که به ظاهر حمایتیاند اما در عمل ابزار کنترل هستند، ضروری است.
گفتنی است که گاهی زنان نیز به دلیل تربیت، فشار اجتماعی یا باورهای درونیشده، ناخواسته همان نقشها و نگاههای مردسالارانه را بازتولید میکنند. تربیت، نخستین میدان شکلگیری عدالت یا نابرابری است.
هر فرد، فارغ از جنسیت—زن، مرد یا کوئیر—همه جلوههای یک حقیقت انسانیاند و هیچ منطقی نمیتواند میان آنها تفاوتی در کرامت و اختیار قائل شود.
جامعه میتواند شکل دیگری داشته باشد. هیچ ساختاری—نه سنت، نه عرف، نه قانون—تغییرناپذیر نیست. همانطور که تبعیض ساخته شده، میتواند بازسازی شود؛ همانطور که خشونت آموزش داده شده، میتواند از میان برداشته شود.
برابری پروژهای دولتی نیست؛ تمرینی روزانه است و تحولهای بزرگ همیشه از همین قدمهای کوچک آغاز میشوند.
آنچه از ما خواسته میشود، نه قهرمانی بزرگ، نه شناخت جامعهشناختی پیچیده و نه تحلیلهای فلسفی است؛ تنها یک چیز: انسانبودن مسئول.
اینکه هر کدام از ما، در دایره کوچک زندگی خود، چیزی را تغییر دهیم—در رفتار، در زبان، در تربیت فرزندان، در روابط، در واکنش به بیعدالتی و در امتناع از سکوت.
#خشونت_علیه_زنان #برابری_جنسیتی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
خشونت علیه زنان در ایران نتیجه یک مثلث قدرت است که سه ضلع آن قانون، دین و فرهنگ است.
نیازی به پرداختن به تاریخ و ایدئولوژی این پدیده نیست؛ کافی است بدانیم مذهب و مردسالاری همواره روبنایی برای حفظ زیربنای نظام حاکم بوده است.
دین رسمیشده، با تکیه بر تفاسیر پیرسالارانه و مردسالارانه، تبعیض را تقدسبخشی کرده و اطاعت زن را «وظیفهٔ شرعی» معرفی میکند. بسیاری از پیامبران و فرستادگان خدا نیز بر این امر تأکید کردهاند که مرد ولینعمت و زن کنیز اوست.
فرهنگ سنتی نیز این ساختار را در تربیت، خانواده و روابط روزمره بازتولید میکند.
جمهوری اسلامی، با توسل به این دو اهرم و وضع قوانین تبعیضآمیز، از جمله حق ارث، طلاق، دیه و قوانین مرتبط با حقوق دختران و زنان، خشونت را در سطح رسمی بازتولید و قانونی میکند.
مردانگی تحریفشده، برابر همان مردسالاری است و به این معناست که زن برای جامعه مردسالار “ابزار” است؛ ابزاری برای فرزندآوری، اطاعت از مرد و انجام وظایف خانه، آشپزی و نگهداری از فرزندان. زن نمیتواند برای زندگی شخصی خود تصمیم بگیرد، حق انتخاب ندارد و نمیتواند بر خلاف میل خود با مرد دیگری غیر از همسر قانونی رابطه جنسی یا عاطفی برقرار کند. حرکت مستقل زن باعث آبروریزی مردِ مردسالار میشود.
لازم به ذکر است که مردان با پتانسیل مردسالاری و برتری مردانه به دنیا نمیآیند. این پتانسیل خشونت را ما با نقشهای اجتماعی، معناهایی که بر دوش مردانگی گذاشتهایم و هویتی که با قدرت پیوند خورده، خلق میکنیم. آنچه در زمان تولد به یک پسر نشان داده میشود، تعیینکننده شکلگیری هویت و رفتارهای آینده اوست.
رفتارهایی که از طریق نقشهای اجتماعی و هویتهای فرهنگی شکل میگیرند، آنچنان در فرهنگ، زبان، تربیت، روابط قدرت و قوانین ریشه دواندهاند که کاملاً طبیعی و عادی جلوه داده میشوند. بسیاری از موارد حتی خشونت علیه زنان تلقی نمیشوند، زیرا به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شدهاند.
واقعیت تلخ دیگر این است که بسیاری از مردانی که خود را مخالف خشونت علیه زنان میدانند، با سکوت، تعارف، توجیه یا بیعملی، ناخواسته همین ساختار را حفظ میکنند. کسانی که سکوت میکنند، حتی اگر مخالف نظام، دین و فرهنگ حاکم باشند، به تداوم آن کمک میکنند.
این تصور که تبعیض و خشونت جنسیتی یک موضوع خصوصی یا خانوادگی است، بخشی از همان ساختار پنهانکننده خشونت است.
برای مردان، قدم اول ساده است: دیدن، شنیدن و پذیرفتن تجربه واقعی زنان؛ پرسیدن از خود که کجا سکوت کردهاند، کجا ناخواسته شریک تبعیض بودهاند و چگونه میتوانند مسیر دیگری را انتخاب کنند.
برای زنان، حفظ هویت مستقل و نپذیرفتن نقشهایی که به ظاهر حمایتیاند اما در عمل ابزار کنترل هستند، ضروری است.
گفتنی است که گاهی زنان نیز به دلیل تربیت، فشار اجتماعی یا باورهای درونیشده، ناخواسته همان نقشها و نگاههای مردسالارانه را بازتولید میکنند. تربیت، نخستین میدان شکلگیری عدالت یا نابرابری است.
هر فرد، فارغ از جنسیت—زن، مرد یا کوئیر—همه جلوههای یک حقیقت انسانیاند و هیچ منطقی نمیتواند میان آنها تفاوتی در کرامت و اختیار قائل شود.
جامعه میتواند شکل دیگری داشته باشد. هیچ ساختاری—نه سنت، نه عرف، نه قانون—تغییرناپذیر نیست. همانطور که تبعیض ساخته شده، میتواند بازسازی شود؛ همانطور که خشونت آموزش داده شده، میتواند از میان برداشته شود.
برابری پروژهای دولتی نیست؛ تمرینی روزانه است و تحولهای بزرگ همیشه از همین قدمهای کوچک آغاز میشوند.
آنچه از ما خواسته میشود، نه قهرمانی بزرگ، نه شناخت جامعهشناختی پیچیده و نه تحلیلهای فلسفی است؛ تنها یک چیز: انسانبودن مسئول.
اینکه هر کدام از ما، در دایره کوچک زندگی خود، چیزی را تغییر دهیم—در رفتار، در زبان، در تربیت فرزندان، در روابط، در واکنش به بیعدالتی و در امتناع از سکوت.
#خشونت_علیه_زنان #برابری_جنسیتی #کرامت_انسانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤1
۲۵ نوامبر؛ روز جهانی منع خشونت علیه زنان
طرح از ساناز باقری
خشونت علیه زنان و دختران، طیف وسیعی از رفتار خشونتآمیز و توهینآمیز را شامل میشود که به اشکال مختلف رخ میدهد. امروزه خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و گونههای دیگر خشونت در کنار محرومیت از حقوق اجتماعی و شخصی و غیره در جهان جاری است. در بسیاری از کشورها که قانون از زنان حمایت نمیکند چندان که باید به خشونت پرداخته نمیشود؛ عمدتا به دلایلی مانند مصونیت از مجازات، خاموشماندن در برابر خشونتگر، بدنامی، شرم، خجالت و حفظ آبرو.
خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و جغرافیایی رخ میدهد، اما در برخی گروهها شایعتر است و مانع دستیابی به برابری، توسعه و صلح و تحقق حقوق بشر میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/16DaysOrange
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_زنان #زنان #کارتون #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از ساناز باقری
خشونت علیه زنان و دختران، طیف وسیعی از رفتار خشونتآمیز و توهینآمیز را شامل میشود که به اشکال مختلف رخ میدهد. امروزه خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و گونههای دیگر خشونت در کنار محرومیت از حقوق اجتماعی و شخصی و غیره در جهان جاری است. در بسیاری از کشورها که قانون از زنان حمایت نمیکند چندان که باید به خشونت پرداخته نمیشود؛ عمدتا به دلایلی مانند مصونیت از مجازات، خاموشماندن در برابر خشونتگر، بدنامی، شرم، خجالت و حفظ آبرو.
خشونت علیه زنان در همه طبقات اجتماعی، اقتصادی، نژادی و جغرافیایی رخ میدهد، اما در برخی گروهها شایعتر است و مانع دستیابی به برابری، توسعه و صلح و تحقق حقوق بشر میشود.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/fa/16DaysOrange
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #خشونت_علیه_زنان #زنان #کارتون #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13❤2
Forwarded from گفتوشنود
🟠 ۲۵ نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان یادآور مبارزه و شهادت سه خواهر میرابال است؛ زنانی که در سال ۱۹۶۰ بهدلیل مقاومت در برابر دیکتاتوری خونبار رافائل تروخیو در جمهوری دومینیکن کشته شدند. نام و سرنوشت آنها الهامبخش جنبشی جهانی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان شد.
این روز فرصتی است برای یادآوری اینکه خشونت علیه زنان همچنان یکی از شایعترین و پنهانترین نقضهای حقوق بشر در جهان است؛ میلیونها زن هر روز قربانی خشونتهای جسمی، روانی، جنسی و ساختاری میشوند. هدف این روز، افزایش آگاهی، ایجاد همبستگی جهانی و تشویق به اقدام عملی برای مقابله با این بحران است.
رافائل تروخیو که با لقب «ال هِفه» حکمرانی میکرد، از ۱۹۳۰ تا زمان ترورش در ۱۹۶۱ بر جمهوری دومینیکن سلطه داشت. او چهرهای تمامیتخواه بود که مخالفت را تحمل نمیکرد؛ مخالفان را زندانی، شکنجه یا ناپدید میکرد و اعمالی مانند تغییر نام پایتخت به «سیوداد تروخیو» نشاندهندۀ شخصیتپرستی او بود.
در سال ۱۹۳۷، او دستور «کشتار پارسلی» را صادر کرد که طی آن هزاران هائیتیایی قتلعام شدند. شبکه جاسوسیاش هر صدای معترضی را خاموش میکرد.
سرانجام تروخیو در ۳۰ مه ۱۹۶۱ طی یک عملیات مسلحانه کشته شد؛ روایتی که ماریو بارگاس یوسا در رمان سور بز بازآفرینی کرده است. دوران او یکی از خشنترین دورههای تاریخ جمهوری دومینیکن محسوب میشود.
#خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت #روز_جهانی_منع_خشونت_علیه_زنان
#گفتگو_توانا
#StopViolenceAgainstWomen
@Dialogue1402
🟠 ۲۵ نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان یادآور مبارزه و شهادت سه خواهر میرابال است؛ زنانی که در سال ۱۹۶۰ بهدلیل مقاومت در برابر دیکتاتوری خونبار رافائل تروخیو در جمهوری دومینیکن کشته شدند. نام و سرنوشت آنها الهامبخش جنبشی جهانی برای پایان دادن به خشونت علیه زنان شد.
این روز فرصتی است برای یادآوری اینکه خشونت علیه زنان همچنان یکی از شایعترین و پنهانترین نقضهای حقوق بشر در جهان است؛ میلیونها زن هر روز قربانی خشونتهای جسمی، روانی، جنسی و ساختاری میشوند. هدف این روز، افزایش آگاهی، ایجاد همبستگی جهانی و تشویق به اقدام عملی برای مقابله با این بحران است.
رافائل تروخیو که با لقب «ال هِفه» حکمرانی میکرد، از ۱۹۳۰ تا زمان ترورش در ۱۹۶۱ بر جمهوری دومینیکن سلطه داشت. او چهرهای تمامیتخواه بود که مخالفت را تحمل نمیکرد؛ مخالفان را زندانی، شکنجه یا ناپدید میکرد و اعمالی مانند تغییر نام پایتخت به «سیوداد تروخیو» نشاندهندۀ شخصیتپرستی او بود.
در سال ۱۹۳۷، او دستور «کشتار پارسلی» را صادر کرد که طی آن هزاران هائیتیایی قتلعام شدند. شبکه جاسوسیاش هر صدای معترضی را خاموش میکرد.
سرانجام تروخیو در ۳۰ مه ۱۹۶۱ طی یک عملیات مسلحانه کشته شد؛ روایتی که ماریو بارگاس یوسا در رمان سور بز بازآفرینی کرده است. دوران او یکی از خشنترین دورههای تاریخ جمهوری دومینیکن محسوب میشود.
#خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت #روز_جهانی_منع_خشونت_علیه_زنان
#گفتگو_توانا
#StopViolenceAgainstWomen
@Dialogue1402
👍7🕊4❤1
با خشونت علیه زنان مبارزه کنیم
طرح از مانا نیستانی
اصلیترین دلایل خشونت علیه زنان در ایران را چه میدانید؟
به نظر شما آیا ظرفیتهای حقوقی موجود توان اعاده حقوق زنان را دارند؟
مسئولیت نهادهای مدنی در این خصوص چیست؟
#زنان #خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
طرح از مانا نیستانی
اصلیترین دلایل خشونت علیه زنان در ایران را چه میدانید؟
به نظر شما آیا ظرفیتهای حقوقی موجود توان اعاده حقوق زنان را دارند؟
مسئولیت نهادهای مدنی در این خصوص چیست؟
#زنان #خشونت_علیه_زنان #نه_به_خشونت_علیه_زنان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊23👍6❤1👌1
Forwarded from گفتوشنود
شئانگاری زنان؛
اگر زن را انسان ببینید، دیگر ابژهٔ جنسی نمیشود؛ حاجآقا!
پیام همراهان
حاجآقا، این بار وقتی خانمی را دیدید و احساس جذابیت کردید، لحظهای مکث کنید و با خود بگویید: او انسان است؛ نه کالا، نه ابزار، و نه تهدید. انسانی با زندگی، رنجها، آرزوها و کرامتی مستقل از نگاه من و شما. همین یک مکث میتواند نقطهٔ آغاز اخلاق جنسی باشد.
در روزهای اخیر برخی طرفداران جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی نوشتند:
«ما شهید ندادهایم که خانمها باسنشان را روی موتور بگذارند و در شهر نمایش بدهند.»
جملهای که شاید از سر تکلیف دینی گفته شود، اما در حقیقت پرده از مشکلی جدیتر برمیدارد: اینکه زن نه بهعنوان شخص، بلکه بهعنوان «ابژه» دیده میشود؛ چیزی برای ارزیابی، کنترل یا محدود کردن.
فیلسوفان اخلاق دربارهٔ همین خطر هشدار دادهاند. به عنوان نمونه کانت میگفت:
«با انسان همچون هدف رفتار کن، نه وسیله.»
وقتی زن را «نمایش» مینامیم، ناخواسته او را وسیلهای برای تنظیم میل خود کردهایم. این نگاه، حتی اگر از دل دین برآید، نتیجهاش چیزی جز تقلیل انسان به شیء نیست.
در کنار این، نباید نقش سرکوب و گناهانگاری میل جنسی را نادیده گرفت. جامعهای که به جای آموزش و پذیرش، تنها «بترساند» و «سرزنش کند»، مردانی میپروراند که میل طبیعی خود را نمیشناسند؛ و چون توان مدیریت آن را ندارند، مسئولیت را از خود به دیگری منتقل میکنند. این انتقال مسئولیت معمولاً با خشم نسبت به زنان همراه میشود:
«تو پوشیده شو تا من آرام شوم.»
اما اخلاق جنسی از اینجا آغاز نمیشود؛ از مسئولیتپذیری فردی آغاز میشود. اینکه هرکس ابتدا نگاه خویش را تنظیم کند، نه آزادی دیگری را محدود.
قرآن نیز بر همین اصل تأکید دارد:
«عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»
یعنی نخست مراقب خود باشید؛ گمراهی یا رفتار دیگری تا شما هدایتیافته باشید، به شما آسیب نمیرساند.
پس حاجآقا، اگر زن را «شخص» ببینید نه «شیء»، نه تحریک آزاردهنده میشود و نه حضور او تهدید. مشکل از زنان نیست؛ از نگاهی است که انسان را تا حد «ابژه» پایین میآورد. اصلاح این نگاه، آغازِ اخلاقیتر شدنِ همهٔ ماست.
#خشونت_علیه_زنان #حقوق_زنان #ابژه_جنسی #برایری_جنسیتی #انسان_زدایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شئانگاری زنان؛
اگر زن را انسان ببینید، دیگر ابژهٔ جنسی نمیشود؛ حاجآقا!
پیام همراهان
حاجآقا، این بار وقتی خانمی را دیدید و احساس جذابیت کردید، لحظهای مکث کنید و با خود بگویید: او انسان است؛ نه کالا، نه ابزار، و نه تهدید. انسانی با زندگی، رنجها، آرزوها و کرامتی مستقل از نگاه من و شما. همین یک مکث میتواند نقطهٔ آغاز اخلاق جنسی باشد.
در روزهای اخیر برخی طرفداران جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی نوشتند:
«ما شهید ندادهایم که خانمها باسنشان را روی موتور بگذارند و در شهر نمایش بدهند.»
جملهای که شاید از سر تکلیف دینی گفته شود، اما در حقیقت پرده از مشکلی جدیتر برمیدارد: اینکه زن نه بهعنوان شخص، بلکه بهعنوان «ابژه» دیده میشود؛ چیزی برای ارزیابی، کنترل یا محدود کردن.
فیلسوفان اخلاق دربارهٔ همین خطر هشدار دادهاند. به عنوان نمونه کانت میگفت:
«با انسان همچون هدف رفتار کن، نه وسیله.»
وقتی زن را «نمایش» مینامیم، ناخواسته او را وسیلهای برای تنظیم میل خود کردهایم. این نگاه، حتی اگر از دل دین برآید، نتیجهاش چیزی جز تقلیل انسان به شیء نیست.
در کنار این، نباید نقش سرکوب و گناهانگاری میل جنسی را نادیده گرفت. جامعهای که به جای آموزش و پذیرش، تنها «بترساند» و «سرزنش کند»، مردانی میپروراند که میل طبیعی خود را نمیشناسند؛ و چون توان مدیریت آن را ندارند، مسئولیت را از خود به دیگری منتقل میکنند. این انتقال مسئولیت معمولاً با خشم نسبت به زنان همراه میشود:
«تو پوشیده شو تا من آرام شوم.»
اما اخلاق جنسی از اینجا آغاز نمیشود؛ از مسئولیتپذیری فردی آغاز میشود. اینکه هرکس ابتدا نگاه خویش را تنظیم کند، نه آزادی دیگری را محدود.
قرآن نیز بر همین اصل تأکید دارد:
«عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ لَا یَضُرُّکُم مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ»
یعنی نخست مراقب خود باشید؛ گمراهی یا رفتار دیگری تا شما هدایتیافته باشید، به شما آسیب نمیرساند.
پس حاجآقا، اگر زن را «شخص» ببینید نه «شیء»، نه تحریک آزاردهنده میشود و نه حضور او تهدید. مشکل از زنان نیست؛ از نگاهی است که انسان را تا حد «ابژه» پایین میآورد. اصلاح این نگاه، آغازِ اخلاقیتر شدنِ همهٔ ماست.
#خشونت_علیه_زنان #حقوق_زنان #ابژه_جنسی #برایری_جنسیتی #انسان_زدایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍28❤5🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۱۶ روز نارنجی؛ مبارزه با خشونت علیه زنان
یکی از انواع خشونت علیه زنان، خشونت خانگی ست. در کشورمان هم این معضل وجود دارد و اتفاقن از طرف حکومت و قوانین حمایت میشود. مثل نمونه اندونزی. اما چگونه مقاومت زنان و در کل مردم حکومت را مجبور به حمایت از زنان کرد؟
این پادکست را بشنوید!
اندونزی: نه به خشونت خانگی علیه زنان!
خشونت علیه زنان از مدتها پیش برای اندونزی عامل نگرانی زیادی بود. در اواخر دهه ۱۹۹۰ – در آخرین سالهای حکومت دیکتاتوری رئیس جمهور سوهارتو Suharto – زنان اندونزی برای برخورد با این معضل، اقدام به سازماندهی برای تغییر قوانین کردند. خشونت خانگی، امری خصوصی محسوب میشد که در باورهای دینی ریشه داشت؛ باورهایی که مرد را در صدرِ خانواده قرار میداد. ایدئولوژیِ جنسیتگرایِ رژیمِ سوهارتو بر نقش «طبیعیِ» زن به عنوان «همسر» و «مادر» تاکید داشت و سوهارتو سازمانهایی برای زنان ایجاد کرده بود که این دیدگاه را تبلیغ کنند.
با وجود این، در اواخر دهه ۱۹۸۰، سازمانهای غیردولتی جدیدی به راه افتادند که بر موضوع حقوق زنان و حمایت از زنانی که قربانی خشونت شده بودند، تمرکز داشتند. در ژانویه سال ۱۹۹۸، شورشهای سراسری آغاز شد.
سایت:
https://tavaana.org/indonesian_domestic_violence/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=xd78JeYo5eA
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/xaixf8fqjbya
#پادکست
#حقوق_زنان
#خشونت_خانگی #زنان
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #مطالعه_موردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
یکی از انواع خشونت علیه زنان، خشونت خانگی ست. در کشورمان هم این معضل وجود دارد و اتفاقن از طرف حکومت و قوانین حمایت میشود. مثل نمونه اندونزی. اما چگونه مقاومت زنان و در کل مردم حکومت را مجبور به حمایت از زنان کرد؟
این پادکست را بشنوید!
اندونزی: نه به خشونت خانگی علیه زنان!
خشونت علیه زنان از مدتها پیش برای اندونزی عامل نگرانی زیادی بود. در اواخر دهه ۱۹۹۰ – در آخرین سالهای حکومت دیکتاتوری رئیس جمهور سوهارتو Suharto – زنان اندونزی برای برخورد با این معضل، اقدام به سازماندهی برای تغییر قوانین کردند. خشونت خانگی، امری خصوصی محسوب میشد که در باورهای دینی ریشه داشت؛ باورهایی که مرد را در صدرِ خانواده قرار میداد. ایدئولوژیِ جنسیتگرایِ رژیمِ سوهارتو بر نقش «طبیعیِ» زن به عنوان «همسر» و «مادر» تاکید داشت و سوهارتو سازمانهایی برای زنان ایجاد کرده بود که این دیدگاه را تبلیغ کنند.
با وجود این، در اواخر دهه ۱۹۸۰، سازمانهای غیردولتی جدیدی به راه افتادند که بر موضوع حقوق زنان و حمایت از زنانی که قربانی خشونت شده بودند، تمرکز داشتند. در ژانویه سال ۱۹۹۸، شورشهای سراسری آغاز شد.
سایت:
https://tavaana.org/indonesian_domestic_violence/
یوتیوب:
https://www.youtube.com/watch?v=xd78JeYo5eA
ساندکلاود:
https://soundcloud.com/tavaana/xaixf8fqjbya
#پادکست
#حقوق_زنان
#خشونت_خانگی #زنان
#نه_به_خشونت_علیه_زنان #مطالعه_موردی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊13❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر حکومتی با سوءاستفاده از قدرتی که شهروندان به آن تفویض کردهاند، دست به سرکوب و کشتار بزند و انحصار خود برای در اختیار داشتن زور را در جهت سلب حقوق اساسی مردم به کار بگیرد، شهروندان برای مقابله با خشونت سیستماتیک حکومت و دفاع از زندگی خود چه راهی خواهند داشت؟
#خشونت
#R2PforIran #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
#خشونت
#R2PforIran #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔20👍4🕊4
از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتلعام در گفتار علی خامنهای
پیام همراهان
در نظامهای اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمیشود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب میگیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته میشود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته میماند، بهدست نهادهای قهری تفسیر و اجرا میشود.
علی خامنهای در بزنگاههای اعتراض و نافرمانی مدنی، بهندرت دستور صریح سرکوب میدهد. در عوض، با نامگذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را میسازد. واژههایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلالگر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی مینشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازاتها باز میکند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل میشوند. دادگاهها، نیروهای انتظامی و شبهنظامیان، این زبان را نه بهمثابه استعاره، بلکه بهعنوان چراغ سبز تلقی میکنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژهها جان میگیرند و به گلوله بدل میشوند، گوینده نمیتواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آنکه ماشه چکانده شود، این واژهها هستند که شلیک کردهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه
@Tavaana_TavaanaTech
از واژه تا گلوله:
نقش زبان در صدور فرمان قتلعام در گفتار علی خامنهای
پیام همراهان
در نظامهای اقتدارگرا، فرمان لزوماً با فعل امری صادر نمیشود. گاهی یک واژه، یک تعبیر، یا یک ارجاع دینی، جای گلوله را در خشاب میگیرد. در جمهوری اسلامی، زبانِ رهبر صرفاً ابزار بیان دیدگاه نیست؛ زبان، خود «ابزار فرمان» است. در این ساختار، آنچه گفته میشود، نه نظر، بلکه سیاست است و آنچه ناگفته میماند، بهدست نهادهای قهری تفسیر و اجرا میشود.
علی خامنهای در بزنگاههای اعتراض و نافرمانی مدنی، بهندرت دستور صریح سرکوب میدهد. در عوض، با نامگذاریِ وضعیت، چارچوب عمل را میسازد. واژههایی چون «فتنه»، «دشمن»، «اشرار»، «تروریست» یا «اخلالگر امنیت» معترض را از جایگاه شهروند خارج و در جایگاه تهدید وجودی مینشاند. در چنین چارچوبی، خشونت دیگر سرکوب نیست؛ «دفاع» است. قتل، اجرای حکم است و زندان، حفظ نظام.
ارجاعات قرآنی و فقهی نقش کلیدی در این فرآیند دارند. مفهوم «فتنه» که در متون دینی «بدتر از قتل» دانسته شده، یا اتهام «محاربه» که راه را برای شدیدترین مجازاتها باز میکند، از طریق گفتار رهبر به ابزار قضایی و امنیتی تبدیل میشوند. دادگاهها، نیروهای انتظامی و شبهنظامیان، این زبان را نه بهمثابه استعاره، بلکه بهعنوان چراغ سبز تلقی میکنند.
مسئله اصلی، ابهام در سخن نیست، بلکه کارکرد آن است. وقتی واژهها جان میگیرند و به گلوله بدل میشوند، گوینده نمیتواند پشت «عدم صدور دستور مستقیم» پنهان شود. در ساختاری که رأس قدرت، مرجع مشروعیت است، زبان نیز حامل مسئولیت است. سکوت درباره این مسئولیت، خود بخشی از تداوم خشونت است؛ چراکه پیش از آنکه ماشه چکانده شود، این واژهها هستند که شلیک کردهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت #خشونت #خامنه_ای #محاربه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14👍3❤2
Forwarded from گفتوشنود
اطاعت مقدس، خشونت مشروع
پیام همراهان
در حکومتهای ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه بهتدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف میشود. وقتی فرمانبرداری از قدرت با ایمان گره میخورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی میشود. این جابهجاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم میکند که در بزنگاههای بحرانی، آمادهی اعمال خشونت علیه جامعهی خود هستند.
نظام آموزشی، رسانههای رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزارههایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولیفقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل میکنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار میکند. در چنین ساختاری، خشونت نه بهعنوان نقض ارزشهای انسانی، بلکه بهمثابه انجام «وظیفه» فهم میشود. این همان نقطهای است که فرد از تعریفهای معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیتپذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله میگیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف میشود.
حکومت دینی تمامیتخواه، با دوگانهسازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنهگر»، فرایند انسانزدایی از معترضان را تسهیل میکند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نهتنها مجاز، بلکه فضیلتمند جلوه داده میشود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجههی اخلاقی با رنج دیگری معاف میکند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله میدهد.
پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیانهای اعتماد عمومی است. جامعهای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل میشود، نهتنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست میدهد، بلکه در برابر چرخههای تکرارشوندهی خشونت ناتوان میماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ میکند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل میدهد و جامعه را در برابر خشونت سازمانیافته بیدفاعتر میسازد.
#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
در حکومتهای ایدئولوژیک دینی، «اطاعت» صرفاً یک رفتار سیاسی نیست، بلکه بهتدریج به فضیلتی اخلاقی و حتی تکلیف شرعی بازتعریف میشود. وقتی فرمانبرداری از قدرت با ایمان گره میخورد، نافرمانی نه یک حق مدنی، بلکه نوعی گناه تلقی میشود. این جابهجاییِ خطرناک، بستر روانی و فرهنگی لازم را برای تولید افرادی فراهم میکند که در بزنگاههای بحرانی، آمادهی اعمال خشونت علیه جامعهی خود هستند.
نظام آموزشی، رسانههای رسمی و منبرهای حکومتی، با تکرار گزارههایی مانند «حفظ نظام اوجب واجبات است» یا «اطاعت از ولیفقیه اطاعت از خداست»، فرد را به موجودی تبدیل میکنند که مسئولیت اخلاقی اعمال خود را به مرجع بالادست واگذار میکند. در چنین ساختاری، خشونت نه بهعنوان نقض ارزشهای انسانی، بلکه بهمثابه انجام «وظیفه» فهم میشود. این همان نقطهای است که فرد از تعریفهای معمول اجتماعی، همدلی، مسئولیتپذیری فردی، حرمت جان انسان فاصله میگیرد و در چارچوب یک منطق ایدئولوژیک بازتعریف میشود.
حکومت دینی تمامیتخواه، با دوگانهسازیِ جامعه به «خودی/غیرخودی» یا «مؤمن/فتنهگر»، فرایند انسانزدایی از معترضان را تسهیل میکند. وقتی مخالف، نه شهروند منتقد بلکه «دشمن دین» معرفی شود، خشونت علیه او نهتنها مجاز، بلکه فضیلتمند جلوه داده میشود. این منطق، عاملان سرکوب را از مواجههی اخلاقی با رنج دیگری معاف میکند و مسئولیت را به «حکم شرع» یا «فرمان رهبری» حواله میدهد.
پیامد اجتماعی چنین سازوکاری، فرسایش همبستگی اجتماعی و تخریب بنیانهای اعتماد عمومی است. جامعهای که در آن اطاعت کور به ارزش تبدیل میشود، نهتنها ظرفیت نقد و اصلاح را از دست میدهد، بلکه در برابر چرخههای تکرارشوندهی خشونت ناتوان میماند. در نهایت، این الگو نه دین را حفظ میکند و نه جامعه را؛ بلکه دین را به ابزار قدرت تقلیل میدهد و جامعه را در برابر خشونت سازمانیافته بیدفاعتر میسازد.
#حکومت_ایدئولوژیک #خشونت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👍7🕊3
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم عقد دو سرکوبگر مسلح بسیجی در ایران
پشت یک وانت نظامی و زیر سایه یک مسلسل سنگین، عروسی برگزار شد؛ مراسمی که در آن عروس با قناصه در دست ایستاده بود و داماد با کلاشینکف. مهمانان نیز با اسلحه بر دوش، آنها را همراهی میکردند.
مراسم عروسی دو بسیجی؛ تصویری که بهجای جشن، بیشتر شبیه یک نمایش قدرت و خشونت بود.
وقتی ایدئولوژی و خشونتمحوری تا این حد در زندگی روزمره نفوذ میکند، حتی آغاز یک زندگی مشترک که معمولا باید رمانتیکترین و انسانیترین لحظات باشد به بیانیهای ترسناک تبدیل میشود؛ نمایشی از قدرت، اسلحه و هراس، بهجای عشق و امید.
#ایدئولوژی #خشونت_محوری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پشت یک وانت نظامی و زیر سایه یک مسلسل سنگین، عروسی برگزار شد؛ مراسمی که در آن عروس با قناصه در دست ایستاده بود و داماد با کلاشینکف. مهمانان نیز با اسلحه بر دوش، آنها را همراهی میکردند.
مراسم عروسی دو بسیجی؛ تصویری که بهجای جشن، بیشتر شبیه یک نمایش قدرت و خشونت بود.
وقتی ایدئولوژی و خشونتمحوری تا این حد در زندگی روزمره نفوذ میکند، حتی آغاز یک زندگی مشترک که معمولا باید رمانتیکترین و انسانیترین لحظات باشد به بیانیهای ترسناک تبدیل میشود؛ نمایشی از قدرت، اسلحه و هراس، بهجای عشق و امید.
#ایدئولوژی #خشونت_محوری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💯2❤1
Forwarded from گفتوشنود
خشونت نظام اسلامی و یک کامنت
آیا شما با این نظر موافقید؟
ورق بزنید
حدود یک هفته پیش، صفحه آموزشکده مدنی توانا گزارشی را از یک بازداشت بسیار خشن منتشر کرد. در جریان این یورش، نیروهای نظام به شکنجه اطرافیان پرداخته بودند و حتی به حیوانات خانگی شهروند مورد حمله نیز رحم نداشتند.
در موارد متعدد مشابه دیگری نیز، مامورین نظام اسلامی به خشونت، ضربوشتم، توهین، شکنجه میپردازند. نگاه داشتن افراد در سلولهای انفرادی و اعدامهای نمایشی، مصداق شکنجه روانی است.
علی خامنهای سرکرده فرقه ولایت فقیه بارها از جنگطلبی این گروه دفاع کردهبود، و حتی از «جنگ روحی و اجتماعی» سخن میگفت. او ستاینده خشونت مذهبی بود؛ به طوری که در یک سخنرانی برای پیروان خود، از «خشونت علی» در اجرای مقررات الهی تمجید کرده بود (۱۳۷۹).
در مقابل در سالهای ایرانیان زیادی به اجباری یا تحمیلی بودن اسلام در ایران اشاره کردهاند. بعضی از ایرانیان به جنگ قادسیه (نبرد یزدگرد سوم ساسانی با مهاجمان مسلمان) اشاره میکنند و معتقدند اسلام با جنگ وارد ایران شد. آنها تحولات اجتماعی اخیر ایران را ادامه آن نبرد میپندارند.
در دوره صفوی نیز عقاید شیعی با خشونت و هراسافکنی سنگینی بر ایران سایه افکند. در آن دوره، شخصیتهای برجسته ایرانی سنیمذهب سرکوب شدند، اماکن مورد احترام ایرانیان سنی تخریب شد، و در شهرهایی که جمعیت سنی اکثریت داشتند (مانند تبریز) فضایی از توهین، وحشت و خفقان ایجاد شد.
به جز در دوره پهلوی، در تاریخ معاصر ایران جریانهای اصلاح دینی درون شیعه یا بیرون آن (مانند جنبش بابی یا آیین بهایی) در ایران با خشونت سرکوب شدند. امروزه نوکیشان مسیحی یا افراد بدوندین یا ندانمگرای ایرانی نیز در امنیت زیست نمیکنند، و باید شجاعت زیادی برای بیان آشکار نظرات خود داشته باشند.
پس از تسلط افکار فرقهای خمینی بر ایران، روند استفاده از خشونت برای تحمیل قواعد اسلامی بار دیگر شدت گرفت. این اجبار در مدرسهها، دانشگاهها، اماکن عمومی، در قوانین مرتبط با حجاب، انحصار مناصب بالای سیاسی برای مسلمانان شیعه، سرکوب آزادی بیان و رسانهها، و بمباران فکری جامعه با عقاید فرقهای نظام همراه شد.
کامنت این همراه به این ایده اشاره دارد که ایرانیان، زیر بار فشار و زور به اسلام رو آوردند، و با همین فشار در نسلها مسلمان باقی ماندند، به طوری که بخشی فرهنگ باستانی ایران به فراموشی سپرده شد، و به تدریج بخشی از ایرانیان با دین و اخلاقیات فاتحان مسلمان خو گرفتند.
در مقابل عدهای استدلال میکنند که ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتهاند، و موارد خشونت مبلغلان دین اسلام اندک بوده است. آنها استدلال میکنند که دین هرگز اجباری نیست و امروز یا دیروز، هر کسی انتخاب دینی دیگری داشته است، مجبور به پیروی از اسلام یا تشیع نبوده است.
شما چه فکر میکنید؟ آیا با این کامنت موافقید؟
#خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا شما با این نظر موافقید؟
ورق بزنید
حدود یک هفته پیش، صفحه آموزشکده مدنی توانا گزارشی را از یک بازداشت بسیار خشن منتشر کرد. در جریان این یورش، نیروهای نظام به شکنجه اطرافیان پرداخته بودند و حتی به حیوانات خانگی شهروند مورد حمله نیز رحم نداشتند.
در موارد متعدد مشابه دیگری نیز، مامورین نظام اسلامی به خشونت، ضربوشتم، توهین، شکنجه میپردازند. نگاه داشتن افراد در سلولهای انفرادی و اعدامهای نمایشی، مصداق شکنجه روانی است.
علی خامنهای سرکرده فرقه ولایت فقیه بارها از جنگطلبی این گروه دفاع کردهبود، و حتی از «جنگ روحی و اجتماعی» سخن میگفت. او ستاینده خشونت مذهبی بود؛ به طوری که در یک سخنرانی برای پیروان خود، از «خشونت علی» در اجرای مقررات الهی تمجید کرده بود (۱۳۷۹).
در مقابل در سالهای ایرانیان زیادی به اجباری یا تحمیلی بودن اسلام در ایران اشاره کردهاند. بعضی از ایرانیان به جنگ قادسیه (نبرد یزدگرد سوم ساسانی با مهاجمان مسلمان) اشاره میکنند و معتقدند اسلام با جنگ وارد ایران شد. آنها تحولات اجتماعی اخیر ایران را ادامه آن نبرد میپندارند.
در دوره صفوی نیز عقاید شیعی با خشونت و هراسافکنی سنگینی بر ایران سایه افکند. در آن دوره، شخصیتهای برجسته ایرانی سنیمذهب سرکوب شدند، اماکن مورد احترام ایرانیان سنی تخریب شد، و در شهرهایی که جمعیت سنی اکثریت داشتند (مانند تبریز) فضایی از توهین، وحشت و خفقان ایجاد شد.
به جز در دوره پهلوی، در تاریخ معاصر ایران جریانهای اصلاح دینی درون شیعه یا بیرون آن (مانند جنبش بابی یا آیین بهایی) در ایران با خشونت سرکوب شدند. امروزه نوکیشان مسیحی یا افراد بدوندین یا ندانمگرای ایرانی نیز در امنیت زیست نمیکنند، و باید شجاعت زیادی برای بیان آشکار نظرات خود داشته باشند.
پس از تسلط افکار فرقهای خمینی بر ایران، روند استفاده از خشونت برای تحمیل قواعد اسلامی بار دیگر شدت گرفت. این اجبار در مدرسهها، دانشگاهها، اماکن عمومی، در قوانین مرتبط با حجاب، انحصار مناصب بالای سیاسی برای مسلمانان شیعه، سرکوب آزادی بیان و رسانهها، و بمباران فکری جامعه با عقاید فرقهای نظام همراه شد.
کامنت این همراه به این ایده اشاره دارد که ایرانیان، زیر بار فشار و زور به اسلام رو آوردند، و با همین فشار در نسلها مسلمان باقی ماندند، به طوری که بخشی فرهنگ باستانی ایران به فراموشی سپرده شد، و به تدریج بخشی از ایرانیان با دین و اخلاقیات فاتحان مسلمان خو گرفتند.
در مقابل عدهای استدلال میکنند که ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتهاند، و موارد خشونت مبلغلان دین اسلام اندک بوده است. آنها استدلال میکنند که دین هرگز اجباری نیست و امروز یا دیروز، هر کسی انتخاب دینی دیگری داشته است، مجبور به پیروی از اسلام یا تشیع نبوده است.
شما چه فکر میکنید؟ آیا با این کامنت موافقید؟
#خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4❤3
Forwarded from گفتوشنود
از خشونت مذهبی تا همزیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید
درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
فرانسه همیشه کشوری آزاد از نظر دین و باور نبود. قرنها پیش، اختلافات مذهبی میان کاتولیکها و پروتستانها به خشونتی هولناک انجامید؛ تا جایی که هزاران انسان تنها به دلیل تفاوت در شیوه باور خود کشته شدند. اما همان جامعه، بهتدریج راهی به سوی همزیستی، سکولاریسم و پذیرش تکثر پیدا کرد.
نوشتار «از خشونت مذهبی تا همزیستی» با نگاهی تطبیقی به تجربه پنج کشور؛ فرانسه، بریتانیا، کانادا، هند و آفریقای جنوبی، بررسی میکند که چگونه جوامع میتوانند از نفرت و حذف به سوی مدارا، آزادی عقیده و احترام متقابل حرکت کنند.
این متن نشان میدهد که آزادی دین و باور فقط با قانون ایجاد نمیشود؛ بلکه نیازمند آموزش، گفتوگو، جامعه مدنی فعال و مشارکت شهروندان است. همچنین به نقش گفتوگوی میانجماعتی، آموزش حقوق شهروندی و فعالیتهای ریشهای در کاهش سوءظنها و تنشهای مذهبی میپردازد.
در بخشی از مقدمه این مطلب با یادآوری خشونتها در رویداد کشتار روز «سن بارتلمی» که هزاران مسیحی پروتستان، که بسیاری از آنان شهروندان عادی بودند، طی چند روز کشته شدند، آمده است:
«یادبود روز سن بارتلمی تنها یادآور یک تراژدی نیست بلکه نشانهای است از اینکه جوامع میتوانند فراتر از خشونت فرقهای تحول یابند.»
این مطالعه موردی، فراتر از یک مطالعه تاریخی، تاملی است درباره امکان ساختن جامعهای که در آن تفاوت عقیده، بهانه حذف و دشمنی نباشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#سکولاریسم #خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
فرانسه همیشه کشوری آزاد از نظر دین و باور نبود. قرنها پیش، اختلافات مذهبی میان کاتولیکها و پروتستانها به خشونتی هولناک انجامید؛ تا جایی که هزاران انسان تنها به دلیل تفاوت در شیوه باور خود کشته شدند. اما همان جامعه، بهتدریج راهی به سوی همزیستی، سکولاریسم و پذیرش تکثر پیدا کرد.
نوشتار «از خشونت مذهبی تا همزیستی» با نگاهی تطبیقی به تجربه پنج کشور؛ فرانسه، بریتانیا، کانادا، هند و آفریقای جنوبی، بررسی میکند که چگونه جوامع میتوانند از نفرت و حذف به سوی مدارا، آزادی عقیده و احترام متقابل حرکت کنند.
این متن نشان میدهد که آزادی دین و باور فقط با قانون ایجاد نمیشود؛ بلکه نیازمند آموزش، گفتوگو، جامعه مدنی فعال و مشارکت شهروندان است. همچنین به نقش گفتوگوی میانجماعتی، آموزش حقوق شهروندی و فعالیتهای ریشهای در کاهش سوءظنها و تنشهای مذهبی میپردازد.
در بخشی از مقدمه این مطلب با یادآوری خشونتها در رویداد کشتار روز «سن بارتلمی» که هزاران مسیحی پروتستان، که بسیاری از آنان شهروندان عادی بودند، طی چند روز کشته شدند، آمده است:
«یادبود روز سن بارتلمی تنها یادآور یک تراژدی نیست بلکه نشانهای است از اینکه جوامع میتوانند فراتر از خشونت فرقهای تحول یابند.»
این مطالعه موردی، فراتر از یک مطالعه تاریخی، تاملی است درباره امکان ساختن جامعهای که در آن تفاوت عقیده، بهانه حذف و دشمنی نباشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#سکولاریسم #خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌5🕊1
Forwarded from گفتوشنود
ریزپرخاشهای روزگار ما
ممکن است بعضی از ما با شنیدن واژه خشونت معنای بسیار محدود و خاص و شدیدی از آن در ذهن خود بیابیم. خبرهای منتشرشده در رسانهها مملو از جلوههای شدید خشونت از سراسر دنیا هستند. کشتار، جنگ، جنایت علیه بشر، جرایم شنیع یا نزاعهای بزرگ از این دسته هستند. رسانهها ممکن است خواسته یا ناخواسته با فنون و تکنیکهای روایتگری این خشونتها را حتی شدیدتر از آنچه در واقع اتفاق افتاده است بازتاب دهند. از این گذشته، فیلمها و سریالهای تولیدشده میتوانند شامل صحنههای بسیار شدید و اغراقشدهای از خشونت باشند. ژانرهایی مانند اسلشر (Slasher) در سینما عملا بر نوآوری در زمینه بهتصویرکشیدن خشونت به شدیدترین شکل ممکن تمرکز دارند. به نظر میرسد فیلمهای این ژانر مخاطبان کمی هم ندارند. خشونت کلامی نیز در رسانهها به وفور وجود دارد.
تمام اینها ممکن است تعریف ما از خشونت و روش ما برای بازشناسی مصداقهای خشونت را به شکلی تحت تاثیر قرار دهد که اشکال ظریف یا کمتر شدید خشونت را نبیبنم یا تاثیر آن را دستکم بشماریم. این امکان وجود دارد که زندگی در زمانهای دشوار و تحمل خشونتهایی که حکومتی غاصب و ستمگر مرتکب میشود شهروندان را نسبت به بعضی اشکال خشونت - بهویژه خشونتهایی که خودشان مرتب قربانی آن هستند - بیحس کرده باشد. شاید نوعی مکانیسم دفاع روانی در کار باشد که ما با ندیدهگرفتن خشونت علیه خودمان تا حدی از درد و رنج آن بکاهیم. از سوی دیگر، احتمالا افزایش شجاعت و مقاومت روانی شهروندان نیز در این تحول احساسی و فکری در برابر خشونت نقش دارد.
این یادداشت را در وبسایت گفت و شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/micro-aggressions/
#ریزپرخاش #خشونت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ممکن است بعضی از ما با شنیدن واژه خشونت معنای بسیار محدود و خاص و شدیدی از آن در ذهن خود بیابیم. خبرهای منتشرشده در رسانهها مملو از جلوههای شدید خشونت از سراسر دنیا هستند. کشتار، جنگ، جنایت علیه بشر، جرایم شنیع یا نزاعهای بزرگ از این دسته هستند. رسانهها ممکن است خواسته یا ناخواسته با فنون و تکنیکهای روایتگری این خشونتها را حتی شدیدتر از آنچه در واقع اتفاق افتاده است بازتاب دهند. از این گذشته، فیلمها و سریالهای تولیدشده میتوانند شامل صحنههای بسیار شدید و اغراقشدهای از خشونت باشند. ژانرهایی مانند اسلشر (Slasher) در سینما عملا بر نوآوری در زمینه بهتصویرکشیدن خشونت به شدیدترین شکل ممکن تمرکز دارند. به نظر میرسد فیلمهای این ژانر مخاطبان کمی هم ندارند. خشونت کلامی نیز در رسانهها به وفور وجود دارد.
تمام اینها ممکن است تعریف ما از خشونت و روش ما برای بازشناسی مصداقهای خشونت را به شکلی تحت تاثیر قرار دهد که اشکال ظریف یا کمتر شدید خشونت را نبیبنم یا تاثیر آن را دستکم بشماریم. این امکان وجود دارد که زندگی در زمانهای دشوار و تحمل خشونتهایی که حکومتی غاصب و ستمگر مرتکب میشود شهروندان را نسبت به بعضی اشکال خشونت - بهویژه خشونتهایی که خودشان مرتب قربانی آن هستند - بیحس کرده باشد. شاید نوعی مکانیسم دفاع روانی در کار باشد که ما با ندیدهگرفتن خشونت علیه خودمان تا حدی از درد و رنج آن بکاهیم. از سوی دیگر، احتمالا افزایش شجاعت و مقاومت روانی شهروندان نیز در این تحول احساسی و فکری در برابر خشونت نقش دارد.
این یادداشت را در وبسایت گفت و شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/micro-aggressions/
#ریزپرخاش #خشونت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3👌1
Forwarded from گفتوشنود
ریزپرخاشهای روزگار ما
▪️بازشناسی محدود خشونت
رسانهها و آثار نمایشی اغلب چهرهای بسیار شدید، عریان و اغراقآمیز از خشونت به نمایش میگذارند. این امر موجب میشود تا تعریف ما از خشونت محدود به مواردی چون جنگ، کشتار و نزاعهای بزرگ شود. زندگی در زمانههای دشوار و تحمل خشونتهای حکومتی نیز ممکن است شهروندان را نسبت به برخی اشکال خشونت بیحس کند یا مکانیزم دفاع روانی برای کاهش رنج ایجاد کند.
▪️ماهیت پنهان خشونتهای روانی
خشونت صرفاً اعمالی خاص و فیزیکی مانند کشتن یا شلاق زدن نیست، بلکه همواره دارای ابعاد فکری و روانی است. خشونتهای شدید روانی ممکن است هیچ اثر ظاهری بر بدن باقی نگذارند. برخی از این رفتارها چنان ظریف و شایع هستند که به آسانی دیده نمیشوند؛ مانند رفتار با مردم بهمثابه کودکان بیتحلیلی که نیازمند یک قیم فکری و اخلاقیاند و کرامت انسانی آنها را خدشهدار میکند.
▪️مفهوم ریزپرخاشگری
این نوع رفتارهای آسیبزا، «ریزپرخاش» یا «ریزپرخاشگری» نامیده میشوند. همه ما ممکن است ناخواسته و بدون هیچ نیت بدی در زندگی روزمره، ارتباط با دوستان، رانندگی یا در شبکههای اجتماعی مرتکب این ریزپرخاشهای کلامی و غیرکلامی شویم. بیتوجهی به معناهای مختلف کردار و گفتار میتواند به طور ناخواسته علیه دیگران به خشونت بینجامد.
▪️کلیشههای نژادی و قومی
عدم شناخت ریزپرخاشگریها میتواند افراد را در زمینه حساسیتهای نژادی و قومی دچار اشتباه کند. جملاتی مثل «من رنگ پوست شما را ندیده میگیرم» یا پرسیدن مکرر درباره اصالت ملی افراد در کشورهای مهاجرپذیر، تجارب تاریخی آنها را نادیده میگیرد. چنین رفتارهایی افراد را به طور خودکار به عنوان خارجی دستهبندی کرده و به رواج احساس بیگانگی و جدایی دامن میزند.
▪️سوگیریهای جنسیتی
ریزپرخاشگریهای مبتنی بر جنس و جنسیت شامل امور ظریف و غالبی غیرعمدی است که پیشداوریها را تداوم میبخشد. عبارتهایی مانند «تو برای یک دختر خیلی قوی هستی» برگرفته از ایده سنتی ضعف ذاتی زنان است که کلیشههای جنسی را تقویت میکند. حتی تلاشهای اجتحاری برای کمک به گروههای به ظاهرد ضعیف یا قطع صحبت آنها نیز میتواند پیامی تحقیرآمیز و حاکی از بیاعتباری دانش دیگران باشد.
▪️فروکاستن فردیت انسانها
نادیدهگرفتن فردیت افراد و تقلیل دادن آنها به یک گروه، دسته، قومیت، شغل یا جنسیت از دیگر زمینههای ریزپرخاشگری است. عبارتهایی نظیر «همه شما مثل هم هستید» یا نسبت دادن ویژگیهای خاص به یک ملیت و قومیت، تنوع میان انسانها را مخدوش میکند. تصور اینکه با دانستن ملیت یا مذهب یک فرد همه چیز را درباره او میدانیم، خطایی آشکار است.
▪️تنشهای آکادمیک و سنی
ریزپرخاش در محیطهای آکادمیک و حرفهای میتواند مشارکت اقلیتها را با اعطای امتیازات صرفاً مبتنی بر «اقلیتبودن» تضعیف کند و شایستگیهای فردی آنها را زیر سوال ببرد. علاوه بر آن، پیشفرضهای خصمانه بر اساس سن — مانند ناتوانی سالمندان در درک تکنولوژی یا تحملپذیر بودن بیاحترامی برای جوانان — نمونههایی از نادیدهگرفتن هویت یگانه افراد در گروههای سنی مختلف است.
▪️راهکار کاهش تنش اجتماعی
برملاکردن مداوم این ریزپرخاشگریها از یک سو و پرهیز از زیادهروی در تعریف هر عملی به عنوان تهدید از سوی دیگر، در کاهش عوارض آنها موثر است. افزایش آگاهی کمک میکند افراد سنجیدهتر عمل کنند و از طرفی با درک اینکه دیگران ممکن است ناخواسته سخنی ناخوشایند بر زبان آورند، تنشهای اجتماعی کاهش یافته و همدلی و همبستگی تقویت شود.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ریزپرخاشهای روزگار ما»
https://dialog.tavaana.org/micro-aggressions/
#پرخاش #خشونت #رواداری #انسانگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️بازشناسی محدود خشونت
رسانهها و آثار نمایشی اغلب چهرهای بسیار شدید، عریان و اغراقآمیز از خشونت به نمایش میگذارند. این امر موجب میشود تا تعریف ما از خشونت محدود به مواردی چون جنگ، کشتار و نزاعهای بزرگ شود. زندگی در زمانههای دشوار و تحمل خشونتهای حکومتی نیز ممکن است شهروندان را نسبت به برخی اشکال خشونت بیحس کند یا مکانیزم دفاع روانی برای کاهش رنج ایجاد کند.
▪️ماهیت پنهان خشونتهای روانی
خشونت صرفاً اعمالی خاص و فیزیکی مانند کشتن یا شلاق زدن نیست، بلکه همواره دارای ابعاد فکری و روانی است. خشونتهای شدید روانی ممکن است هیچ اثر ظاهری بر بدن باقی نگذارند. برخی از این رفتارها چنان ظریف و شایع هستند که به آسانی دیده نمیشوند؛ مانند رفتار با مردم بهمثابه کودکان بیتحلیلی که نیازمند یک قیم فکری و اخلاقیاند و کرامت انسانی آنها را خدشهدار میکند.
▪️مفهوم ریزپرخاشگری
این نوع رفتارهای آسیبزا، «ریزپرخاش» یا «ریزپرخاشگری» نامیده میشوند. همه ما ممکن است ناخواسته و بدون هیچ نیت بدی در زندگی روزمره، ارتباط با دوستان، رانندگی یا در شبکههای اجتماعی مرتکب این ریزپرخاشهای کلامی و غیرکلامی شویم. بیتوجهی به معناهای مختلف کردار و گفتار میتواند به طور ناخواسته علیه دیگران به خشونت بینجامد.
▪️کلیشههای نژادی و قومی
عدم شناخت ریزپرخاشگریها میتواند افراد را در زمینه حساسیتهای نژادی و قومی دچار اشتباه کند. جملاتی مثل «من رنگ پوست شما را ندیده میگیرم» یا پرسیدن مکرر درباره اصالت ملی افراد در کشورهای مهاجرپذیر، تجارب تاریخی آنها را نادیده میگیرد. چنین رفتارهایی افراد را به طور خودکار به عنوان خارجی دستهبندی کرده و به رواج احساس بیگانگی و جدایی دامن میزند.
▪️سوگیریهای جنسیتی
ریزپرخاشگریهای مبتنی بر جنس و جنسیت شامل امور ظریف و غالبی غیرعمدی است که پیشداوریها را تداوم میبخشد. عبارتهایی مانند «تو برای یک دختر خیلی قوی هستی» برگرفته از ایده سنتی ضعف ذاتی زنان است که کلیشههای جنسی را تقویت میکند. حتی تلاشهای اجتحاری برای کمک به گروههای به ظاهرد ضعیف یا قطع صحبت آنها نیز میتواند پیامی تحقیرآمیز و حاکی از بیاعتباری دانش دیگران باشد.
▪️فروکاستن فردیت انسانها
نادیدهگرفتن فردیت افراد و تقلیل دادن آنها به یک گروه، دسته، قومیت، شغل یا جنسیت از دیگر زمینههای ریزپرخاشگری است. عبارتهایی نظیر «همه شما مثل هم هستید» یا نسبت دادن ویژگیهای خاص به یک ملیت و قومیت، تنوع میان انسانها را مخدوش میکند. تصور اینکه با دانستن ملیت یا مذهب یک فرد همه چیز را درباره او میدانیم، خطایی آشکار است.
▪️تنشهای آکادمیک و سنی
ریزپرخاش در محیطهای آکادمیک و حرفهای میتواند مشارکت اقلیتها را با اعطای امتیازات صرفاً مبتنی بر «اقلیتبودن» تضعیف کند و شایستگیهای فردی آنها را زیر سوال ببرد. علاوه بر آن، پیشفرضهای خصمانه بر اساس سن — مانند ناتوانی سالمندان در درک تکنولوژی یا تحملپذیر بودن بیاحترامی برای جوانان — نمونههایی از نادیدهگرفتن هویت یگانه افراد در گروههای سنی مختلف است.
▪️راهکار کاهش تنش اجتماعی
برملاکردن مداوم این ریزپرخاشگریها از یک سو و پرهیز از زیادهروی در تعریف هر عملی به عنوان تهدید از سوی دیگر، در کاهش عوارض آنها موثر است. افزایش آگاهی کمک میکند افراد سنجیدهتر عمل کنند و از طرفی با درک اینکه دیگران ممکن است ناخواسته سخنی ناخوشایند بر زبان آورند، تنشهای اجتماعی کاهش یافته و همدلی و همبستگی تقویت شود.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«ریزپرخاشهای روزگار ما»
https://dialog.tavaana.org/micro-aggressions/
#پرخاش #خشونت #رواداری #انسانگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4🕊2👌1
Forwarded from گفتوشنود
توماس دِ تورکمادا
مردی که به نام خدا، ترس را قانون کرد
اسمش را میشنوید و بیاختیار به یاد وحشت میافتید. توماس دِ تورکمادا، نخستین «تفتیشگر اعظم» اسپانیا، نمادی شد از دورانی که تفاوت باور میتوانست به قیمت جان تمام شود. اما داستان او فقط درباره یک مرد قرونوسطایی نیست؛ روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که غریب نیست به ایران قرن بیستویکم.
▪️سلطه دینی و یکدستی مذهبی
تورکمادا در حدود ۱۴۲۰ به دنیا آمد و مشاور مذهبی فردیناند و ایزابل شد. در دورانی که دین و حکومت بهشدت درهمتنیده بودند، تفاوت عقیدتی تهدیدی برای نظم اجتماعی تلقی میشد. هدف رسمی تفتیش عقاید، شناسایی کسانی بود که از ایمان رسمی فاصله گرفته بودند؛ اما مرز میان باور شخصی و امنیت حکومتی مبهم بود.
▪️تغییر دین؛ انتخاب آزاد یا فشار؟
بخشی از یهودیان و مسلمانان اسپانیا پیشتر، گاه داوطلبانه و گاه زیر فشار اجتماعی، به مسیحیت گرویده بودند. اما حتی پس از تغییر دین، متهم میشدند باور پیشین خود را در خفا حفظ کردهاند. پرسش اصلی این است: اگر فردی از ترس باور خود را پنهان کند، آیا انتخاب او واقعا آزادانه بوده است؟
▪️اخراج، محرومیت و ازدسترفتن زندگی
تورکمادا شخصا عامل خشونت خیابانی نبود، اما نامش با فرمان اخراج یهودیان از اسپانیا در ۱۴۹۲ پیوند خورده است. فرمان الحمرا هزاران یهودی را میان ترک اسپانیا یا پذیرش مسیحیت مخیر کرد. فشار مذهبی همیشه با زندان آغاز نمیشود؛ گاه با تخریب نمادها، مصادره اموال و حذف از روایت رسمی نیز عملی میشود.
▪️آیا ترس میتواند باور ایجاد کند؟
اسپانیای امروز با دوره تفتیش عقاید فاصله دارد و تلاشهایی برای بازاندیشی درباره گذشته، از جمله در قبال نوادگان یهودیان سفاردی، صورت گرفته است. اما مهمترین بخش این داستان خود تورکمادا نیست؛ پرسشی که زنده میماند این است: آیا برخورد یک جامعه با اقلیتهای دینی، معیاری برای سنجش اعتمادبهنفس آن جامعه است؟
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
توماس دِ تورکِمادا، تفتیشگر اعظم دین در اسپانیا؛ دین، سلطه، وحشت
https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/
#خشونت_مذهبی #آزادی_باور #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مردی که به نام خدا، ترس را قانون کرد
اسمش را میشنوید و بیاختیار به یاد وحشت میافتید. توماس دِ تورکمادا، نخستین «تفتیشگر اعظم» اسپانیا، نمادی شد از دورانی که تفاوت باور میتوانست به قیمت جان تمام شود. اما داستان او فقط درباره یک مرد قرونوسطایی نیست؛ روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که غریب نیست به ایران قرن بیستویکم.
▪️سلطه دینی و یکدستی مذهبی
تورکمادا در حدود ۱۴۲۰ به دنیا آمد و مشاور مذهبی فردیناند و ایزابل شد. در دورانی که دین و حکومت بهشدت درهمتنیده بودند، تفاوت عقیدتی تهدیدی برای نظم اجتماعی تلقی میشد. هدف رسمی تفتیش عقاید، شناسایی کسانی بود که از ایمان رسمی فاصله گرفته بودند؛ اما مرز میان باور شخصی و امنیت حکومتی مبهم بود.
▪️تغییر دین؛ انتخاب آزاد یا فشار؟
بخشی از یهودیان و مسلمانان اسپانیا پیشتر، گاه داوطلبانه و گاه زیر فشار اجتماعی، به مسیحیت گرویده بودند. اما حتی پس از تغییر دین، متهم میشدند باور پیشین خود را در خفا حفظ کردهاند. پرسش اصلی این است: اگر فردی از ترس باور خود را پنهان کند، آیا انتخاب او واقعا آزادانه بوده است؟
▪️اخراج، محرومیت و ازدسترفتن زندگی
تورکمادا شخصا عامل خشونت خیابانی نبود، اما نامش با فرمان اخراج یهودیان از اسپانیا در ۱۴۹۲ پیوند خورده است. فرمان الحمرا هزاران یهودی را میان ترک اسپانیا یا پذیرش مسیحیت مخیر کرد. فشار مذهبی همیشه با زندان آغاز نمیشود؛ گاه با تخریب نمادها، مصادره اموال و حذف از روایت رسمی نیز عملی میشود.
▪️آیا ترس میتواند باور ایجاد کند؟
اسپانیای امروز با دوره تفتیش عقاید فاصله دارد و تلاشهایی برای بازاندیشی درباره گذشته، از جمله در قبال نوادگان یهودیان سفاردی، صورت گرفته است. اما مهمترین بخش این داستان خود تورکمادا نیست؛ پرسشی که زنده میماند این است: آیا برخورد یک جامعه با اقلیتهای دینی، معیاری برای سنجش اعتمادبهنفس آن جامعه است؟
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
توماس دِ تورکِمادا، تفتیشگر اعظم دین در اسپانیا؛ دین، سلطه، وحشت
https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/
#خشونت_مذهبی #آزادی_باور #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5🕊3👌2
کسی که از فرط سنگدلی، روی وزارت اطلاعات و سپاه را سفید کرد
پیام همراهان
یادم هست که مأموران اطلاعاتی به ما میگفتند: «شانس آوردید ما به سراغتان آمدیم؛ اگر بهجای ما پلیس امنیت آمده بود، استخوانهایتان خرد شده بود.» تصور میکردم این ادعایی بیهوده برای بازی روانی است، اما هنگامی که بعدها به بند عمومی منتقل شدم، با روایات و مشاهداتی روبهرو گشتم که به درستی حرف اطلاعاتیها پی بردم!
اکثر بازداشتیهای پلیس امنیت یک یا چند مورد از این آثار را داشتند:
بدنهایی سیاه از کبودی، دندههای شکسته، ناخنهای کندهشده، چشمهایی با لکههای خونمردگی و تا دلتان بخواهد ساق پاهای گلولهخورده؛ افرادی که هیچ توجیهی برای گلولهخوردنشان وجود نداشت، چون نه فرار کرده بودند و نه مقاومت مسلحانه.
گویا به دستور شخص رادان، نباید هیچ معترضی با تن سالم راهی زندان میشد.
از چندین نفر شنیدم که برخی مأموران فراجا مکرراً جملاتی با این مضمون میگفتند: «دستور داریم ناقصتان کنیم تا بفهمید اغتشاشکردن چه قیمتی دارد!»
اما شکنجه جسمی همه ماجرا نیست. در ادامه به روایاتی از موارد تحقیر و آزار جنسی و روانی میپردازم.
فردی که مردی میانسال بود، تعریف میکرد که مأموران پلیس امنیت تلاش کرده بودند دسته تی را به سوراخ مقعدش فرو کنند.
جوان دیگری میگفت مأموران بهصورت بازداشتیها تف و ادرار میکردند و میخندیدند و چپ و راست از شوکر الکتریکی برای آزار استفاده مینمودند.
یا پس از یک روز تشنگی و گرسنگی، هنگامی که درخواست آب کرده بودند، آلت خود را به بازداشتیها نشان داده و گفته بودند: «بفرمایید!»
این وضعیت حتی برای افراد مذهبی و میانسالی که سابقه جبهه و جانبازی در سپاه پاسداران را داشتند نیز رخ داده بود. یکی از آنها روایت میکرد که وقتی مأموران را به مقدسات قسم میداد که نزنندش، مأموران رکیکترین فحشها را به مقدسات میدادند و میگفتند: «ما این چیزها را نمیشناسیم.» وقتی هم به سوابق رزمندگی و جانبازیاش اشاره کرده بود، با الفاظ رکیک و سیلی روبهرو شده بود.
اما در همه روایتهایی که شنیدم، یک چیز مشترک بود: «اگر هر چیزی را که آنها میخواستند، بهعنوان اقرار با قید در صحت و سلامت! امضا نمیکردیم، با چنان شدتی کتک میخوردیم که دیگران تصور خودداری از امضا و اثر انگشت به سرشان نزند.»
تصور نمیکردم روزی برسد که در جمهوری اسلامی، کسی یا نهادی بتواند اطلاعات و اطلاعات سپاه را روسفید و تطهیر کند؛ اما به لطف کارنامه درخشان رادان، این معجزه هم حاصل شد!
الف. ن.
#پلیس_امنیت #شکنجه #خشونت
@Tavaana_TavaanaTech
کسی که از فرط سنگدلی، روی وزارت اطلاعات و سپاه را سفید کرد
پیام همراهان
یادم هست که مأموران اطلاعاتی به ما میگفتند: «شانس آوردید ما به سراغتان آمدیم؛ اگر بهجای ما پلیس امنیت آمده بود، استخوانهایتان خرد شده بود.» تصور میکردم این ادعایی بیهوده برای بازی روانی است، اما هنگامی که بعدها به بند عمومی منتقل شدم، با روایات و مشاهداتی روبهرو گشتم که به درستی حرف اطلاعاتیها پی بردم!
اکثر بازداشتیهای پلیس امنیت یک یا چند مورد از این آثار را داشتند:
بدنهایی سیاه از کبودی، دندههای شکسته، ناخنهای کندهشده، چشمهایی با لکههای خونمردگی و تا دلتان بخواهد ساق پاهای گلولهخورده؛ افرادی که هیچ توجیهی برای گلولهخوردنشان وجود نداشت، چون نه فرار کرده بودند و نه مقاومت مسلحانه.
گویا به دستور شخص رادان، نباید هیچ معترضی با تن سالم راهی زندان میشد.
از چندین نفر شنیدم که برخی مأموران فراجا مکرراً جملاتی با این مضمون میگفتند: «دستور داریم ناقصتان کنیم تا بفهمید اغتشاشکردن چه قیمتی دارد!»
اما شکنجه جسمی همه ماجرا نیست. در ادامه به روایاتی از موارد تحقیر و آزار جنسی و روانی میپردازم.
فردی که مردی میانسال بود، تعریف میکرد که مأموران پلیس امنیت تلاش کرده بودند دسته تی را به سوراخ مقعدش فرو کنند.
جوان دیگری میگفت مأموران بهصورت بازداشتیها تف و ادرار میکردند و میخندیدند و چپ و راست از شوکر الکتریکی برای آزار استفاده مینمودند.
یا پس از یک روز تشنگی و گرسنگی، هنگامی که درخواست آب کرده بودند، آلت خود را به بازداشتیها نشان داده و گفته بودند: «بفرمایید!»
این وضعیت حتی برای افراد مذهبی و میانسالی که سابقه جبهه و جانبازی در سپاه پاسداران را داشتند نیز رخ داده بود. یکی از آنها روایت میکرد که وقتی مأموران را به مقدسات قسم میداد که نزنندش، مأموران رکیکترین فحشها را به مقدسات میدادند و میگفتند: «ما این چیزها را نمیشناسیم.» وقتی هم به سوابق رزمندگی و جانبازیاش اشاره کرده بود، با الفاظ رکیک و سیلی روبهرو شده بود.
اما در همه روایتهایی که شنیدم، یک چیز مشترک بود: «اگر هر چیزی را که آنها میخواستند، بهعنوان اقرار با قید در صحت و سلامت! امضا نمیکردیم، با چنان شدتی کتک میخوردیم که دیگران تصور خودداری از امضا و اثر انگشت به سرشان نزند.»
تصور نمیکردم روزی برسد که در جمهوری اسلامی، کسی یا نهادی بتواند اطلاعات و اطلاعات سپاه را روسفید و تطهیر کند؛ اما به لطف کارنامه درخشان رادان، این معجزه هم حاصل شد!
الف. ن.
#پلیس_امنیت #شکنجه #خشونت
@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊8❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام: علی اصغر شاهوردی
سن: ۲۵ ساله
اهل: بروجرد
شغل: کارگر ساده
۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ - بروجرد، در حاشیه مراسم تشییع جنازه "محمد جواد منور" از نیروهای سرکوبگر کشته شده حکومت، در حالی که علی اصغر در کنار خیابان ایستاده و مشغول مکالمه تلفنی بوده است، نیروهای بسیج حاضر در مراسم با لحنی توهینآمیز به او دستور میدهند که در محل توقف نکند.
علی اصغر که مشغول صحبت با تلفن بوده، متوجه دستور آنها نمیشود. در پی آن، نیروها با شوکر به او حملهور شده و او را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، از ناحیه بینی و صورت و با جسم سختی که در دست یکی از ماموران بوده و با مشت، به چشم راست او آسیب جدی وارد میشود.
پس از ضرب و شتم، در حالی که صورتش خونآلود بوده، او را به مکانی که به او گفتهاند سازمان اطلاعات است منتقل میکنند. در آنجا پس از تهدید، او را مجبور به امضای تعهدنامهای با عنوان "عدم پاسخ به مامور" میکنند و سپس او را در میدان تهنیت از خودرو پیاده میکنند.
یک راننده عبوری که او را در آن وضعیت میبیند، وی را برای مداوا به درمانگاه منتقل میکند.
وی برای درمان چشم خود به بیمارستان فارابی مراجعه میکند. پس از یک عمل جراحی نسبتاً موفق، بخشی از آسیب عصب و شبکیه چشم برطرف میشود.
در حال حاضر بینایی چشم راست او حدود ۶۰ درصد بازگشته است، اما همچنان از تاری دید و درد رنج میبرد.
#خشونت #محمد_اصغر_شاهوردی #بروجرد #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
نام: علی اصغر شاهوردی
سن: ۲۵ ساله
اهل: بروجرد
شغل: کارگر ساده
۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ - بروجرد، در حاشیه مراسم تشییع جنازه "محمد جواد منور" از نیروهای سرکوبگر کشته شده حکومت، در حالی که علی اصغر در کنار خیابان ایستاده و مشغول مکالمه تلفنی بوده است، نیروهای بسیج حاضر در مراسم با لحنی توهینآمیز به او دستور میدهند که در محل توقف نکند.
علی اصغر که مشغول صحبت با تلفن بوده، متوجه دستور آنها نمیشود. در پی آن، نیروها با شوکر به او حملهور شده و او را مورد ضرب و شتم قرار میدهند، از ناحیه بینی و صورت و با جسم سختی که در دست یکی از ماموران بوده و با مشت، به چشم راست او آسیب جدی وارد میشود.
پس از ضرب و شتم، در حالی که صورتش خونآلود بوده، او را به مکانی که به او گفتهاند سازمان اطلاعات است منتقل میکنند. در آنجا پس از تهدید، او را مجبور به امضای تعهدنامهای با عنوان "عدم پاسخ به مامور" میکنند و سپس او را در میدان تهنیت از خودرو پیاده میکنند.
یک راننده عبوری که او را در آن وضعیت میبیند، وی را برای مداوا به درمانگاه منتقل میکند.
وی برای درمان چشم خود به بیمارستان فارابی مراجعه میکند. پس از یک عمل جراحی نسبتاً موفق، بخشی از آسیب عصب و شبکیه چشم برطرف میشود.
در حال حاضر بینایی چشم راست او حدود ۶۰ درصد بازگشته است، اما همچنان از تاری دید و درد رنج میبرد.
#خشونت #محمد_اصغر_شاهوردی #بروجرد #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔36🕊6