Forwarded from گفتوشنود
هفتهنامۀ لوپوئن در گزارشی مستند، از شتاب روند سکولاریزاسیون در ایران پرده برمیدارد؛ روندی که نه تنها در دادههای آماری، بلکه در رفتار فرهنگی، نامگذاری نسلهای جدید و خیزشهای مدنی نمایان است. بر اساس پژوهش مورد استناد این گزارش، اکثریت ایرانیان مخالف دخالت دین در قانونگذاریاند؛ نشانهای که آینده ساختار سیاسی کنونی ایران را در هالهای از ابهام فرو برده است.
هفتهنامۀ فرانسوی لوپوئن در گزارشی تازه، با استناد به دادههای یک پژوهش معتبر، از روند پرشتاب سکولاریزاسیون در ایران پرده برمیدارد؛ روندی که نهتنها بر رفتار اجتماعی و فرهنگی ایرانیان اثر گذاشته، بلکه نشانۀ دگرگونی عمیق در ارزشها و رابطه جامعه با دین است—آن هم در کشوری که مشروعیت حاکمیت بر پایۀ دین تعریف شده است.
گزارش با یادآوری سخنان مجیدرضا رهنورد آغاز میشود : جوان ۲۳ سالهای که در دسامبر ۲۰۲۲ پیش از اعدام رو به دوربین سیمای جمهوری اسلامی گفت : «بر گورم نه قرآن بخوانید، نه زاری کنید، بلکه فقط شاد باشید و شادمانی کنید.» این عبارت نماد جسارت نسلی است که بهگفته نویسندۀ مقالۀ لوپوئن، دیگر «خود را اسیر مناسک نمیخواهد» و به تنهایی گویای گسست عمیق میان بخشهای بزرگی از جامعه ایران و قرائت رسمی دین است.
مطابق یادداشت بنیاد «نوآوری سیاسی» با عنوان ایران: جامعهای سکولار، متکثر و مخالف، اکثریت ایرانیان خواهان حذف کامل آموزههای دینی از قوانین هستند. بر اساس این بررسی: تنها ۳۲ درصد ایرانیان خود را مسلمان شیعه معرفی کردهاند. ۲۲ درصد گفتهاند هیچ وابستگی مذهبی ندارند. حدود ۹ درصد خود را بیخدا دانستهاند و گروههای کوچکتری نیز به «معنویت» یا «آگنوستیسیزم» گرایش دارند.
بر بنیاد این پژوهش ۶۸ درصد پاسخدهندگان مخالف دخالت دین در قانونگذاری هستند و همین چالشی مستقیم برای ساختار کنونی جمهوری اسلامی به شمار می رود.
در جای دیگری از مقالۀ لوپوئن میخوانیم که تحول در انتخاب نامهای نوزادان، گویای تغییر ذائقۀ فرهنگی ایرانیان است. طبق یافتههای پژوهش مورد استناد در مقالۀ لوپوئن : در سال ۲۰۰۰، ۶ درصد پسران «محمد» نام گرفتند، در سال ۲۰۱۷ این رقم به حدود ٣ درصد کاهش یافت. نام «علی» در همین دوره از حدود ٨ درصد به دو نیم درصد رسید. در میان دختران، نام «فاطمه» از حدود ١٤ درصد به ۵ درصد سقوط کرده است.
به تعبیر لوپوئن، «نسلهای پس از انقلاب که اکنون خود والدین هستند فرزندانشان را با نامهای غیرمذهبی صدا میزنند و این خود نشانهای روشن از چرخش ارزشها است. مطابق پژوهش صورت گرفته رسانههای برونمرزی از جمله شبکه های «منوتو»، «بیبیسی فارسی» و «ایران اینترنشنال» با شکستن انحصار روایت رسمی، نقش مهمی در این روند ایفا کردهاند. طبق دادههای «گروه تحلیل نگرشها در ایران»، در سال ۲۰۲۳، اعتماد عمومی به این شبکهها از رسانههای حکومتی پیشی گرفته است.
جنبش «زن، زندگی، آزادی»، که با اعتراض به حجاب اجباری آغاز شد، بهگزارش لوپوئن، «فراتر از مبارزه با یک قانون یا یک رژیم، خواستی وجودی برای دموکراسی سکولار و فاصلهگیری از اسلام حکومتی» در ایران است. این خیزش، به تعبیر نویسنده، «پاسخی است به روایتهایی که اسلام را سرنوشت محتوم شرق میدانند».
بهنوشته لوپوئن، سیر تحولات کنونی، اگرچه در زیر سایۀ سرکوب جریان دارد، اما «دلالت بر جامعهای دارد که آرامآرام از دین سیاسی میگسلد». پرسش اساسی این است که آیا این روند، در نهایت، به فروپاشی ستون ایدئولوژیک نظام ولایت فقیه خواهد انجامید؟
منبع: ار.اف.ای فارسی
#سکولاریسم #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هفتهنامۀ فرانسوی لوپوئن در گزارشی تازه، با استناد به دادههای یک پژوهش معتبر، از روند پرشتاب سکولاریزاسیون در ایران پرده برمیدارد؛ روندی که نهتنها بر رفتار اجتماعی و فرهنگی ایرانیان اثر گذاشته، بلکه نشانۀ دگرگونی عمیق در ارزشها و رابطه جامعه با دین است—آن هم در کشوری که مشروعیت حاکمیت بر پایۀ دین تعریف شده است.
گزارش با یادآوری سخنان مجیدرضا رهنورد آغاز میشود : جوان ۲۳ سالهای که در دسامبر ۲۰۲۲ پیش از اعدام رو به دوربین سیمای جمهوری اسلامی گفت : «بر گورم نه قرآن بخوانید، نه زاری کنید، بلکه فقط شاد باشید و شادمانی کنید.» این عبارت نماد جسارت نسلی است که بهگفته نویسندۀ مقالۀ لوپوئن، دیگر «خود را اسیر مناسک نمیخواهد» و به تنهایی گویای گسست عمیق میان بخشهای بزرگی از جامعه ایران و قرائت رسمی دین است.
مطابق یادداشت بنیاد «نوآوری سیاسی» با عنوان ایران: جامعهای سکولار، متکثر و مخالف، اکثریت ایرانیان خواهان حذف کامل آموزههای دینی از قوانین هستند. بر اساس این بررسی: تنها ۳۲ درصد ایرانیان خود را مسلمان شیعه معرفی کردهاند. ۲۲ درصد گفتهاند هیچ وابستگی مذهبی ندارند. حدود ۹ درصد خود را بیخدا دانستهاند و گروههای کوچکتری نیز به «معنویت» یا «آگنوستیسیزم» گرایش دارند.
بر بنیاد این پژوهش ۶۸ درصد پاسخدهندگان مخالف دخالت دین در قانونگذاری هستند و همین چالشی مستقیم برای ساختار کنونی جمهوری اسلامی به شمار می رود.
در جای دیگری از مقالۀ لوپوئن میخوانیم که تحول در انتخاب نامهای نوزادان، گویای تغییر ذائقۀ فرهنگی ایرانیان است. طبق یافتههای پژوهش مورد استناد در مقالۀ لوپوئن : در سال ۲۰۰۰، ۶ درصد پسران «محمد» نام گرفتند، در سال ۲۰۱۷ این رقم به حدود ٣ درصد کاهش یافت. نام «علی» در همین دوره از حدود ٨ درصد به دو نیم درصد رسید. در میان دختران، نام «فاطمه» از حدود ١٤ درصد به ۵ درصد سقوط کرده است.
به تعبیر لوپوئن، «نسلهای پس از انقلاب که اکنون خود والدین هستند فرزندانشان را با نامهای غیرمذهبی صدا میزنند و این خود نشانهای روشن از چرخش ارزشها است. مطابق پژوهش صورت گرفته رسانههای برونمرزی از جمله شبکه های «منوتو»، «بیبیسی فارسی» و «ایران اینترنشنال» با شکستن انحصار روایت رسمی، نقش مهمی در این روند ایفا کردهاند. طبق دادههای «گروه تحلیل نگرشها در ایران»، در سال ۲۰۲۳، اعتماد عمومی به این شبکهها از رسانههای حکومتی پیشی گرفته است.
جنبش «زن، زندگی، آزادی»، که با اعتراض به حجاب اجباری آغاز شد، بهگزارش لوپوئن، «فراتر از مبارزه با یک قانون یا یک رژیم، خواستی وجودی برای دموکراسی سکولار و فاصلهگیری از اسلام حکومتی» در ایران است. این خیزش، به تعبیر نویسنده، «پاسخی است به روایتهایی که اسلام را سرنوشت محتوم شرق میدانند».
بهنوشته لوپوئن، سیر تحولات کنونی، اگرچه در زیر سایۀ سرکوب جریان دارد، اما «دلالت بر جامعهای دارد که آرامآرام از دین سیاسی میگسلد». پرسش اساسی این است که آیا این روند، در نهایت، به فروپاشی ستون ایدئولوژیک نظام ولایت فقیه خواهد انجامید؟
منبع: ار.اف.ای فارسی
#سکولاریسم #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍24❤5👌4
Forwarded from گفتوشنود
مشاور وزیر ارشاد دولت پزشکیان، علی ملانوری شمسی، در اظهارنظری گفته است:
«در سالهای گذشته به مرور چراغ کانونهای مساجد کم فروغ شده است. ما همبستگی و انسجام خود را از مساجد آوردیم و وظیفه ما این است که دوباره رونق را به کانونهای مساجد بازگردانیم.»
این سخنان در حالی بیان میشود که نهادهای دینی در ایران سالانه از بودجههای کلان بهرهمند هستند. تنها در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳، مجموع اعتبارات اختصاصیافته به نهادهای دینی و تبلیغی مانند سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان اوقاف، مرکز خدمات حوزه علمیه، شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، و کانونهای فرهنگی و هنری مساجد به بیش از ۲۳ هزار میلیارد تومان رسیده است. با وجود چنین هزینههای سنگینی از جیب ملت، ناتوانی در حفظ «چراغ کانونهای مساجد» پرسشی جدی را مطرح میکند: این بودجه هنگفت صرف چه کاری شده است؟ و اگر حاصل آن "افول مساجد" است، مسئول این شکست ساختاری کیست؟
در همین حال، کشور در بخشهای حیاتی و زیربنایی مانند آموزش و پرورش، بهداشت، ساخت مدارس، ترمیم راهها و شبکه آبرسانی، با بحران شدید بودجه مواجه است. بسیاری از مدارس در نقاط محروم ایران حتی فاقد سرویس بهداشتی یا سیستم گرمایش استاندارد هستند. بیمارستانها از تأمین دارو و تجهیزات ناتواناند، و شبکه فرسوده آبرسانی در برخی شهرها بهوضوح فروپاشی زیرساختی را نشان میدهد. در چنین شرایطی، تداوم تخصیص بودجههای عظیم به نهادهایی که خروجی ملموس و کارآمدی برای جامعه ندارند، بهشدت غیرعقلانی و غیرعادلانه به نظر میرسد.
نکته تلختر اینجاست که بسیاری از نهادهای دینی نهتنها در انجام وظایف تعریفشده خود ـ مثل جذب نسل جوان، ترویج اخلاق و فرهنگ مشارکتی ـ ناکام ماندهاند، بلکه بهواسطهی وابستگی شدید به دولت و تحمیل هزینه به مردم، موجب واکنش منفی عمومی و افزایش دینگریزی بهویژه در میان نسل جوان شدهاند. بهعبارت دیگر، سالیان سال است که این نهادها ثروت عمومی را بلعیدهاند، اما نه مشروعیت دینیشان را حفظ کردهاند و نه محبوبیت اجتماعی خود را. سخنان مشاور وزیر ارشاد، در واقع سندی بر شکست یک پروژه پرهزینه و ایدئولوژیک است؛ پروژهای که اکنون حتی گردانندگانش نیز به بینتیجه بودن آن اعتراف میکنند.
#دین_گریزی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مشاور وزیر ارشاد دولت پزشکیان، علی ملانوری شمسی، در اظهارنظری گفته است:
«در سالهای گذشته به مرور چراغ کانونهای مساجد کم فروغ شده است. ما همبستگی و انسجام خود را از مساجد آوردیم و وظیفه ما این است که دوباره رونق را به کانونهای مساجد بازگردانیم.»
این سخنان در حالی بیان میشود که نهادهای دینی در ایران سالانه از بودجههای کلان بهرهمند هستند. تنها در لایحه بودجه سال ۱۴۰۳، مجموع اعتبارات اختصاصیافته به نهادهای دینی و تبلیغی مانند سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان اوقاف، مرکز خدمات حوزه علمیه، شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، و کانونهای فرهنگی و هنری مساجد به بیش از ۲۳ هزار میلیارد تومان رسیده است. با وجود چنین هزینههای سنگینی از جیب ملت، ناتوانی در حفظ «چراغ کانونهای مساجد» پرسشی جدی را مطرح میکند: این بودجه هنگفت صرف چه کاری شده است؟ و اگر حاصل آن "افول مساجد" است، مسئول این شکست ساختاری کیست؟
در همین حال، کشور در بخشهای حیاتی و زیربنایی مانند آموزش و پرورش، بهداشت، ساخت مدارس، ترمیم راهها و شبکه آبرسانی، با بحران شدید بودجه مواجه است. بسیاری از مدارس در نقاط محروم ایران حتی فاقد سرویس بهداشتی یا سیستم گرمایش استاندارد هستند. بیمارستانها از تأمین دارو و تجهیزات ناتواناند، و شبکه فرسوده آبرسانی در برخی شهرها بهوضوح فروپاشی زیرساختی را نشان میدهد. در چنین شرایطی، تداوم تخصیص بودجههای عظیم به نهادهایی که خروجی ملموس و کارآمدی برای جامعه ندارند، بهشدت غیرعقلانی و غیرعادلانه به نظر میرسد.
نکته تلختر اینجاست که بسیاری از نهادهای دینی نهتنها در انجام وظایف تعریفشده خود ـ مثل جذب نسل جوان، ترویج اخلاق و فرهنگ مشارکتی ـ ناکام ماندهاند، بلکه بهواسطهی وابستگی شدید به دولت و تحمیل هزینه به مردم، موجب واکنش منفی عمومی و افزایش دینگریزی بهویژه در میان نسل جوان شدهاند. بهعبارت دیگر، سالیان سال است که این نهادها ثروت عمومی را بلعیدهاند، اما نه مشروعیت دینیشان را حفظ کردهاند و نه محبوبیت اجتماعی خود را. سخنان مشاور وزیر ارشاد، در واقع سندی بر شکست یک پروژه پرهزینه و ایدئولوژیک است؛ پروژهای که اکنون حتی گردانندگانش نیز به بینتیجه بودن آن اعتراف میکنند.
#دین_گریزی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍23❤1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رهبران سیاسی در ترویج اخلاق مدارا و جلوگیری از دیگرستیزی، نقشی بنیادین در شکلدهی ذهن و منش نسلهای آینده دارد.
آنها با گفتار، رفتار و سیاستهای خود الگوهای اجتماعی میسازند که مستقیماً بر نظام آموزشی، رسانهها و فرهنگ عمومی تأثیر میگذارد.
هنگامی که رهبران بر تفاهم، احترام متقابل و همزیستی تأکید میکنند، جامعه بهسوی پذیرش تفاوتها و پرورش نسلی بردبارتر حرکت میکند.
در مقابل، رهبرانی که با زبان نفرت، تبعیض یا دشمنسازی سخن میگویند، بذر خشونت و شکاف را در دل آموزش و تربیت میکارند. آینده از رهبرانی میگذرد که مدارا را نه شعار، بلکه منش عملی خود قرار دهند.
#اخلاق #مدارا #رواداری #دیگری_ستیزی #آموزش #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رهبران سیاسی در ترویج اخلاق مدارا و جلوگیری از دیگرستیزی، نقشی بنیادین در شکلدهی ذهن و منش نسلهای آینده دارد.
آنها با گفتار، رفتار و سیاستهای خود الگوهای اجتماعی میسازند که مستقیماً بر نظام آموزشی، رسانهها و فرهنگ عمومی تأثیر میگذارد.
هنگامی که رهبران بر تفاهم، احترام متقابل و همزیستی تأکید میکنند، جامعه بهسوی پذیرش تفاوتها و پرورش نسلی بردبارتر حرکت میکند.
در مقابل، رهبرانی که با زبان نفرت، تبعیض یا دشمنسازی سخن میگویند، بذر خشونت و شکاف را در دل آموزش و تربیت میکارند. آینده از رهبرانی میگذرد که مدارا را نه شعار، بلکه منش عملی خود قرار دهند.
#اخلاق #مدارا #رواداری #دیگری_ستیزی #آموزش #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍24❤2👎1
Forwarded from گفتوشنود
چرا اخلاق و معنویت سکولار بر اخلاق و معنویت دینی برتری دارد؟
پیامی از همراهان
در جهانی پر از تنوع دینی، فرهنگی و فلسفی، این پرسش قدیمی دوباره با صدایی نو مطرح میشود:
آیا میتوان اخلاقی زیست، بیآنکه مذهبی بود؟
و فراتر از آن:
آیا ممکن است اخلاق و معنویت سکولار در برخی بنیادها و کارکردها، از اخلاق و معنویت دینی انسانیتر، پویاتر و مؤثرتر باشد؟
در این یادداشت، پاسخی آریگونه به این پرسش را از چند زاویه بررسی میکنیم.
۱. تفاوت زبانها:
زبان هدایتگر / تحمیلی در برابر زبان پرسشگر / تحلیلی
زبان دینی، چه در قرآن، تورات یا متون بودایی، اغلب زبانی است قطعی، هنجاری و آمرانه.
در این زبان، «باید»ها از مرجعی ماورایی صادر میشود: خدا چنین خواسته است.
اخلاق در این قالب، فرمان است؛ نه دعوت. اطاعت فضیلت است، نه پرسش.
در مقابل، زبان اخلاق سکولار، زبانی است تفسیری، انتقادی و استدلالمحور.
در آن، فرد خود به اخلاق میاندیشد، آن را برمیگزیند، و در قبالش پاسخگوست—نه در برابر قدرتی متعال، بلکه در برابر وجدان، جامعه، و رنج انسان دیگر.
📌 در دنیای متکثر امروز، زبانی که بر پایهی استدلال، همفهمی و پرسش استوار باشد، در عمل مؤثرتر، انسانیتر و کمتر مستعد سوءاستفاده است.
۲. مسئولیتپذیری:
ترس از مجازات الهی یا وفاداری به وجدان انسانی؟
اخلاق دینی اغلب با وعدهی پاداش یا تهدید به مجازات در جهان دیگر گره خورده است. فرد خوبی میکند چون بهشت میخواهد یا از جهنم میهراسد.
اما اخلاق سکولار، در تلاش است انسانی پرورش دهد که نیکی کند نه از ترس، بلکه از درک و همدلی.
در این دیدگاه، اخلاق نه فرمانی از بیرون، بلکه درکی از درون است: پاسخ ما به دیگری، به رنج، به عدالت.
۳. معنویت سکولار:
زیستن آگاهانه و اصیل، بدون نیاز به فراطبیعت
معنویت همیشه با پرستش خدا یا تقدیس مقدسات تعریف نمیشود.
در سنتهای سکولار، معنویت میتواند تجربهی ژرف حضور، عشق، همدلی، یا شگفتی در برابر زندگی و طبیعت باشد.
همانطور که در آثار کسانی چون اسپینوزا، آلبر کامو، و حتی ویکتور فرانکل میبینیم، معنویت میتواند زمینی، درونی، بدون نیاز به معجزه یا ایمان ماورایی باشد.
📌 این معنویت، جهانیتر و آزادتر است.
در آن، حتی بیخدایان نیز به تجربههای اصیل انسانی دست مییابند.
ادامه را در اسلاید ها بخوانید
#اخلاق #دین #معنویت #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا اخلاق و معنویت سکولار بر اخلاق و معنویت دینی برتری دارد؟
پیامی از همراهان
در جهانی پر از تنوع دینی، فرهنگی و فلسفی، این پرسش قدیمی دوباره با صدایی نو مطرح میشود:
آیا میتوان اخلاقی زیست، بیآنکه مذهبی بود؟
و فراتر از آن:
آیا ممکن است اخلاق و معنویت سکولار در برخی بنیادها و کارکردها، از اخلاق و معنویت دینی انسانیتر، پویاتر و مؤثرتر باشد؟
در این یادداشت، پاسخی آریگونه به این پرسش را از چند زاویه بررسی میکنیم.
۱. تفاوت زبانها:
زبان هدایتگر / تحمیلی در برابر زبان پرسشگر / تحلیلی
زبان دینی، چه در قرآن، تورات یا متون بودایی، اغلب زبانی است قطعی، هنجاری و آمرانه.
در این زبان، «باید»ها از مرجعی ماورایی صادر میشود: خدا چنین خواسته است.
اخلاق در این قالب، فرمان است؛ نه دعوت. اطاعت فضیلت است، نه پرسش.
در مقابل، زبان اخلاق سکولار، زبانی است تفسیری، انتقادی و استدلالمحور.
در آن، فرد خود به اخلاق میاندیشد، آن را برمیگزیند، و در قبالش پاسخگوست—نه در برابر قدرتی متعال، بلکه در برابر وجدان، جامعه، و رنج انسان دیگر.
📌 در دنیای متکثر امروز، زبانی که بر پایهی استدلال، همفهمی و پرسش استوار باشد، در عمل مؤثرتر، انسانیتر و کمتر مستعد سوءاستفاده است.
۲. مسئولیتپذیری:
ترس از مجازات الهی یا وفاداری به وجدان انسانی؟
اخلاق دینی اغلب با وعدهی پاداش یا تهدید به مجازات در جهان دیگر گره خورده است. فرد خوبی میکند چون بهشت میخواهد یا از جهنم میهراسد.
اما اخلاق سکولار، در تلاش است انسانی پرورش دهد که نیکی کند نه از ترس، بلکه از درک و همدلی.
در این دیدگاه، اخلاق نه فرمانی از بیرون، بلکه درکی از درون است: پاسخ ما به دیگری، به رنج، به عدالت.
۳. معنویت سکولار:
زیستن آگاهانه و اصیل، بدون نیاز به فراطبیعت
معنویت همیشه با پرستش خدا یا تقدیس مقدسات تعریف نمیشود.
در سنتهای سکولار، معنویت میتواند تجربهی ژرف حضور، عشق، همدلی، یا شگفتی در برابر زندگی و طبیعت باشد.
همانطور که در آثار کسانی چون اسپینوزا، آلبر کامو، و حتی ویکتور فرانکل میبینیم، معنویت میتواند زمینی، درونی، بدون نیاز به معجزه یا ایمان ماورایی باشد.
📌 این معنویت، جهانیتر و آزادتر است.
در آن، حتی بیخدایان نیز به تجربههای اصیل انسانی دست مییابند.
ادامه را در اسلاید ها بخوانید
#اخلاق #دین #معنویت #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17❤3💯1
Forwarded from گفتوشنود
در جمهوری اسلامی ایران، دین دیگر صرفاً راهنمای اخلاق و معنویت نیست؛ بلکه به ستون اصلی یک ایدئولوژی سیاسی بدل شده که هدف نخستش حفظ و گسترش قدرت است. از همان ابتدای انقلاب، رهبران نظام آشکارا اعلام کردند که اسلام نه فقط دین، بلکه نظام سیاسی کامل است و باید همهٔ عرصههای حکومت را دربرگیرد. این نگاه، دین را از جایگاه الهامبخش فردی خارج و به ابزار اداره و کنترل جامعه تبدیل کرده است.
در این ساختار، مرز میان «مقدسات» و «سیاست» عملاً از بین رفته است. مخالفت با حکومت بهعنوان مخالفت با اسلام معرفی میشود و نقد رهبر، توهین به مقدسات تلقی میگردد. یکی از صریحترین نشانههای این ذهنیت، جمله مشهور آیتالله خمینی است که گفت: «حفظ نظام از اوجب واجبات است». این عبارت، عملاً اولویت همه ارزشهای اخلاقی و حتی احکام دینی را به بقای ساختار سیاسی گره میزند. یعنی اگر لازم باشد، میتوان بسیاری از اصول اخلاقی و دینی را برای حفظ نظام کنار گذاشت.
متن کامل تر را در اسلایدها ها بخوانید
#حکومت_ایدئولوژیک #دین_حکومتی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جمهوری اسلامی ایران، دین دیگر صرفاً راهنمای اخلاق و معنویت نیست؛ بلکه به ستون اصلی یک ایدئولوژی سیاسی بدل شده که هدف نخستش حفظ و گسترش قدرت است. از همان ابتدای انقلاب، رهبران نظام آشکارا اعلام کردند که اسلام نه فقط دین، بلکه نظام سیاسی کامل است و باید همهٔ عرصههای حکومت را دربرگیرد. این نگاه، دین را از جایگاه الهامبخش فردی خارج و به ابزار اداره و کنترل جامعه تبدیل کرده است.
در این ساختار، مرز میان «مقدسات» و «سیاست» عملاً از بین رفته است. مخالفت با حکومت بهعنوان مخالفت با اسلام معرفی میشود و نقد رهبر، توهین به مقدسات تلقی میگردد. یکی از صریحترین نشانههای این ذهنیت، جمله مشهور آیتالله خمینی است که گفت: «حفظ نظام از اوجب واجبات است». این عبارت، عملاً اولویت همه ارزشهای اخلاقی و حتی احکام دینی را به بقای ساختار سیاسی گره میزند. یعنی اگر لازم باشد، میتوان بسیاری از اصول اخلاقی و دینی را برای حفظ نظام کنار گذاشت.
متن کامل تر را در اسلایدها ها بخوانید
#حکومت_ایدئولوژیک #دین_حکومتی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍22
Forwarded from گفتوشنود
از سرای خرقانی تا سرزمین آزاد؛
قدرت استبداد از تفرقه ماست!
پیام همراهان
ابوالحسن خرقانی قرنها پیش گفته: «هرکه به این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید.» این سخن، جوهرهای انسانی و جهانشمول دارد: ارزش انسان به عقیده و مذهبش نیست، بلکه به کرامت اوست. امروز در برابر استبداد جمهوری اسلامی، این سخن همچنان زنده است و میتواند چراغ راه اپوزیسیون باشد.
حاتم قادری استاد علوم سیاسی ضمن یادآوری دیدگاه خرقانی بهدرستی یادآور شده است که قدرت نظامهای توتالیتری بیش از آنکه از توان درونیشان برآید، از ضعف و تفرقه مخالفانشان تغذیه میکند. جمهوری اسلامی نیز بر همین مبنا دوام آورده است: نه به دلیل مشروعیت یا کارآمدی، بلکه به سبب پراکندگی و نزاع در میان مخالفانش.
اگر بهراستی خواهان آزادیایم، باید اصل را بر اشتراکات بگذاریم و اختلافات را به فردای دموکراتیک بسپاریم. تجربههای تاریخی نشان داده است که تأکید بیشازحد بر شکل نظام آینده، پیش از فروپاشی استبداد، نه تنها راهگشا نیست بلکه بهانهای برای تفرقه و فرسایش نیروهاست. آنچه امروز میتواند اپوزیسیون را همسو کند، توافق بر سر حداقلهاست:
دموکراسی بهعنوان سازوکار اداره کشور
آزادیهای فردی و سیاسی بهعنوان حق غیرقابلمسامحه شهروندان
جدایی دین از سیاست بهعنوان تضمینکننده برابری و بیطرفی حکومت
این سه اصل حداقلی، ستونهای همبستگیاند. هر گروه و جریان سیاسی که به آزادی ایران میاندیشد، میتواند و باید بر این پایهها توافق کند. باقی مباحث ـ اعم از شکل جمهوری یا مشروطه، نوع نظام اقتصادی یا سبک سیاست خارجی ـ را میتوان به انتخاب آزاد مردم در آیندهای دموکراتیک واگذاشت.
جامعه ایرانی سزاوار آن است که به حاکمانی دست یابد «که بسا بهتر از این باشند». اما این شایستگی تنها زمانی محقق میشود که نیروهای اپوزیسیون بلوغی تازه بیابند: بلوغِ ترجیح دادن آزادی امروز بر اختلافات فردا.
این یادداشت، دعوتی است به کنشگری متحد و همافزا. باید به جای فرسودن نیرو در جدلهای بیپایان، به میدان عمل مشترک آمد؛ به جای مرزبندیهای تنگنظرانه، بر کرامت انسان و حق آزادی پای فشرد؛ و به جای انتظار منفعلانه، اراده جمعی برای تغییر آفرید.
تنها در چنین مسیری است که ایران میتواند از بند توتالیتاریسم رها شود و خانهای گردد که در آن «هرکس سزاوار نانی و کرامتی انسانی باشد»؛ خانهای که آزادی، عدالت و همزیستی ستونهای اصلی آن باشند.
#کرامت_انسانی #استبداد #کنشگری #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از سرای خرقانی تا سرزمین آزاد؛
قدرت استبداد از تفرقه ماست!
پیام همراهان
ابوالحسن خرقانی قرنها پیش گفته: «هرکه به این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید.» این سخن، جوهرهای انسانی و جهانشمول دارد: ارزش انسان به عقیده و مذهبش نیست، بلکه به کرامت اوست. امروز در برابر استبداد جمهوری اسلامی، این سخن همچنان زنده است و میتواند چراغ راه اپوزیسیون باشد.
حاتم قادری استاد علوم سیاسی ضمن یادآوری دیدگاه خرقانی بهدرستی یادآور شده است که قدرت نظامهای توتالیتری بیش از آنکه از توان درونیشان برآید، از ضعف و تفرقه مخالفانشان تغذیه میکند. جمهوری اسلامی نیز بر همین مبنا دوام آورده است: نه به دلیل مشروعیت یا کارآمدی، بلکه به سبب پراکندگی و نزاع در میان مخالفانش.
اگر بهراستی خواهان آزادیایم، باید اصل را بر اشتراکات بگذاریم و اختلافات را به فردای دموکراتیک بسپاریم. تجربههای تاریخی نشان داده است که تأکید بیشازحد بر شکل نظام آینده، پیش از فروپاشی استبداد، نه تنها راهگشا نیست بلکه بهانهای برای تفرقه و فرسایش نیروهاست. آنچه امروز میتواند اپوزیسیون را همسو کند، توافق بر سر حداقلهاست:
دموکراسی بهعنوان سازوکار اداره کشور
آزادیهای فردی و سیاسی بهعنوان حق غیرقابلمسامحه شهروندان
جدایی دین از سیاست بهعنوان تضمینکننده برابری و بیطرفی حکومت
این سه اصل حداقلی، ستونهای همبستگیاند. هر گروه و جریان سیاسی که به آزادی ایران میاندیشد، میتواند و باید بر این پایهها توافق کند. باقی مباحث ـ اعم از شکل جمهوری یا مشروطه، نوع نظام اقتصادی یا سبک سیاست خارجی ـ را میتوان به انتخاب آزاد مردم در آیندهای دموکراتیک واگذاشت.
جامعه ایرانی سزاوار آن است که به حاکمانی دست یابد «که بسا بهتر از این باشند». اما این شایستگی تنها زمانی محقق میشود که نیروهای اپوزیسیون بلوغی تازه بیابند: بلوغِ ترجیح دادن آزادی امروز بر اختلافات فردا.
این یادداشت، دعوتی است به کنشگری متحد و همافزا. باید به جای فرسودن نیرو در جدلهای بیپایان، به میدان عمل مشترک آمد؛ به جای مرزبندیهای تنگنظرانه، بر کرامت انسان و حق آزادی پای فشرد؛ و به جای انتظار منفعلانه، اراده جمعی برای تغییر آفرید.
تنها در چنین مسیری است که ایران میتواند از بند توتالیتاریسم رها شود و خانهای گردد که در آن «هرکس سزاوار نانی و کرامتی انسانی باشد»؛ خانهای که آزادی، عدالت و همزیستی ستونهای اصلی آن باشند.
#کرامت_انسانی #استبداد #کنشگری #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15💯3👎1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روحانیون شیعه با ارائه روایتهای ماورایی و غیرعلمی، تلاش میکنند تا احساسات و باورهای مردم را به سمت خرافات و جزماندیشی سوق دهند.
آنها با استفاده از داستانهای غیرمستند و کرامات ساختگی، حقیقت را تحریف کرده و به جای ترویج تفکر منطقی و علمی، جامعه را به پذیرش بیچونوچرای گفتههایشان عادت میدهند.
این رویکرد نهتنها مانعی در مسیر پیشرفت فکری و عقلانیت است، بلکه باعث میشود مردم به جای جستوجوی راهحلهای واقعی برای مشکلات خود، به دام توهمات و وعدههای پوچ بیفتند.
نتیجه چنین انحرافی، جامعهای است که به جای آگاهی، در جهل و وابستگی فکری فرو میرود.
شما دراین مورد چطور فکر میکنید؟
#خرافات #جهل #شیعه_گری #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روحانیون شیعه با ارائه روایتهای ماورایی و غیرعلمی، تلاش میکنند تا احساسات و باورهای مردم را به سمت خرافات و جزماندیشی سوق دهند.
آنها با استفاده از داستانهای غیرمستند و کرامات ساختگی، حقیقت را تحریف کرده و به جای ترویج تفکر منطقی و علمی، جامعه را به پذیرش بیچونوچرای گفتههایشان عادت میدهند.
این رویکرد نهتنها مانعی در مسیر پیشرفت فکری و عقلانیت است، بلکه باعث میشود مردم به جای جستوجوی راهحلهای واقعی برای مشکلات خود، به دام توهمات و وعدههای پوچ بیفتند.
نتیجه چنین انحرافی، جامعهای است که به جای آگاهی، در جهل و وابستگی فکری فرو میرود.
شما دراین مورد چطور فکر میکنید؟
#خرافات #جهل #شیعه_گری #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊12❤4👌3
Forwarded from گفتوشنود
شیدان وثیق، نویسنده، نظریهپرداز و روشنفکر ایرانی که بخش مهمی از فعالیت فکریاش به تبیین سکولاریسم و لائیسیته اختصاص داشت، درگذشت.
وثیق از فعالان فکری نسل پس از دههٔ ۱۳۴۰ بود و در سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی (شاخه فرانسه) حضور داشت. او پس از مهاجرت، فعالیت پژوهشی و نوشتاری خود را در زمینه فلسفه سیاسی، نقد قدرت و مسائل مربوط به دین و دولت ادامه داد.
از مهمترین آثار او کتاب «لائیسیته چیست؟» است؛ اثری که به معرفی و تبیین یکی از بنیادیترین اصول دولت مدرن یعنی جدایی دین و حکومت میپردازد. وثیق در مقالات متعدد نیز به بررسی مفهوم سکولاریسم، ضرورت آزادی وجدان، استقلال نهادهای عمومی از ایدئولوژی دینی، و نقش جامعه مدنی در تحقق دموکراسی پرداخته بود.
او در نوشتههایش سیاست را نه صرفا فعالیت حکومتی، بلکه عرصه مشارکت آزادانه شهروندان میدانست و ترکیب آزادیهای فردی، عدالت اجتماعی و جدایی دین از امر عمومی را شرط امکان شکلگیری جامعهای آزاد و برابر توصیف میکرد.
شیدان وثیق در میان جریانهای روشنفکری ایران از معدود چهرههایی بود که بهطور نظاممند به بحث لائیسیته و سکولاریسم پرداخت و تلاش کرد این مفاهیم را در بستر اجتماعی و سیاسی ایران توضیح دهد.
آثار و دیدگاههای او همچنان در میان پژوهشگران و علاقهمندان به مباحث دموکراسی و دولت مدرن محل رجوع است.
#شیدان_وثیق #لائیسیته #سکولاریسم #جدایی_دین_از_سیاست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وثیق از فعالان فکری نسل پس از دههٔ ۱۳۴۰ بود و در سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی (شاخه فرانسه) حضور داشت. او پس از مهاجرت، فعالیت پژوهشی و نوشتاری خود را در زمینه فلسفه سیاسی، نقد قدرت و مسائل مربوط به دین و دولت ادامه داد.
از مهمترین آثار او کتاب «لائیسیته چیست؟» است؛ اثری که به معرفی و تبیین یکی از بنیادیترین اصول دولت مدرن یعنی جدایی دین و حکومت میپردازد. وثیق در مقالات متعدد نیز به بررسی مفهوم سکولاریسم، ضرورت آزادی وجدان، استقلال نهادهای عمومی از ایدئولوژی دینی، و نقش جامعه مدنی در تحقق دموکراسی پرداخته بود.
او در نوشتههایش سیاست را نه صرفا فعالیت حکومتی، بلکه عرصه مشارکت آزادانه شهروندان میدانست و ترکیب آزادیهای فردی، عدالت اجتماعی و جدایی دین از امر عمومی را شرط امکان شکلگیری جامعهای آزاد و برابر توصیف میکرد.
شیدان وثیق در میان جریانهای روشنفکری ایران از معدود چهرههایی بود که بهطور نظاممند به بحث لائیسیته و سکولاریسم پرداخت و تلاش کرد این مفاهیم را در بستر اجتماعی و سیاسی ایران توضیح دهد.
آثار و دیدگاههای او همچنان در میان پژوهشگران و علاقهمندان به مباحث دموکراسی و دولت مدرن محل رجوع است.
#شیدان_وثیق #لائیسیته #سکولاریسم #جدایی_دین_از_سیاست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17👎4❤2
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اداره کشور با علم و عقل، یعنی تکیه بر داده، شفافیت، پاسخگویی و منافع عمومی؛ جایی که قانون برای همه یکسان است و سیاستگذاری بر پایه تجربه و اصلاحپذیری پیش میرود.
در مقابل، حکومت دینی در ایران نهتنها نتوانسته عدالت وعدهدادهشده را محقق کند، بلکه به تبعیضهای ساختاری، فساد سیستماتیک و امتیازدهی ایدئولوژیک دامن زده است. وقتی نتایج سیاستگذاری را با کشورهایی مانند سوئیس و سوئد مقایسه میکنیم که بدون حکومت دینی، اما با عقلانیت نهادی و علم اداره میشوند این پرسش جدی مطرح میشود:
آیا مشکل از «دشمن خارجی» است یا از الگوی حکمرانیای که نقد و اصلاح را برنمیتابد؟
فرافکنی دائمی حکومت دینی ایران در مقصر نشاندادن آمریکا، بیش از آنکه توضیحی برای ناکارآمدی باشد، پوششی برای گریز از مسئولیت است.
باید پرسید چگونه کشورهایی با منابع کمتر و بدون ایدئولوژی حاکم، به رفاه، اعتماد عمومی و توسعه پایدار رسیدهاند؟
❓شما چطور فکر میکنید؟
ویدیو مربوط به انتقاد سلیمانی اردستانی نسبت به حکومت دینی در ایران و مقایسه با کشورهایی با حکومت سکولار و تفاوت نتیجه این دو حکومت است.
#حکومت_ایدئولوژیک #سکولاریسم #گفتگو_توانا
در مقابل، حکومت دینی در ایران نهتنها نتوانسته عدالت وعدهدادهشده را محقق کند، بلکه به تبعیضهای ساختاری، فساد سیستماتیک و امتیازدهی ایدئولوژیک دامن زده است. وقتی نتایج سیاستگذاری را با کشورهایی مانند سوئیس و سوئد مقایسه میکنیم که بدون حکومت دینی، اما با عقلانیت نهادی و علم اداره میشوند این پرسش جدی مطرح میشود:
آیا مشکل از «دشمن خارجی» است یا از الگوی حکمرانیای که نقد و اصلاح را برنمیتابد؟
فرافکنی دائمی حکومت دینی ایران در مقصر نشاندادن آمریکا، بیش از آنکه توضیحی برای ناکارآمدی باشد، پوششی برای گریز از مسئولیت است.
باید پرسید چگونه کشورهایی با منابع کمتر و بدون ایدئولوژی حاکم، به رفاه، اعتماد عمومی و توسعه پایدار رسیدهاند؟
❓شما چطور فکر میکنید؟
ویدیو مربوط به انتقاد سلیمانی اردستانی نسبت به حکومت دینی در ایران و مقایسه با کشورهایی با حکومت سکولار و تفاوت نتیجه این دو حکومت است.
#حکومت_ایدئولوژیک #سکولاریسم #گفتگو_توانا
👍17❤3👌1
Forwarded from گفتوشنود
رورتی و اخلاق گفتوگو
سکولاریسم بدون حذف دیگری
ریچارد رورتی فیلسوفی آمریکایی و از چهرههای برجسته نئوپراگماتیسم بود که در نیمه دوم قرن بیستم، با نقد بنیادین فلسفه سنتی، نقش تازهای برای اندیشهٔ فلسفی تعریف کرد.
او با فاصلهگرفتن از متافیزیک، حقیقتگرایی کلاسیک و جستوجوی بنیانهای مطلق، فلسفه را نه مرجع نهایی حقیقت، بلکه بخشی از گفتوگوی فرهنگی جوامع مدرن میدانست؛ گفتوگویی که هدف آن نه کشف ذات جهان، بلکه بهبود شیوه همزیستی انسانهاست.
در امتداد این نگاه، رورتی گفتوگو را ستون اصلی جامعه سکولار میداند.
از نظر او، سکولاریسم زمانی معنا پیدا میکند که هیچ دستگاه فکری ، دینی، فلسفی یا علمی ادعای برتری نهایی نداشته باشد.
او در Philosophy and the Mirror of Nature تاکید میکند که تلاش برای یافتن «زبان نهایی حقیقت» باید جای خود را به پذیرش کثرت زبانها و روایتها بدهد. جامعه سکولار سالم، جامعهای است که اختلاف را امری طبیعی میداند و بهجای حذف آن، امکان بیان و گفتوگو را فراهم میکند.
رورتی در Contingency, Irony, and Solidarity با طرح مفهوم «ایرونیست لیبرال» نشان میدهد که مدارا حاصل یقین نیست، بلکه نتیجهٔ آگاهی از موقتیبودن باورهاست.
فرد ایرونیست میداند که باورهایش تاریخی و قابلتغییرند، و همین آگاهی او را از خشونت فکری بازمیدارد. مدارا در این چارچوب، نه تحمل منفعلانه دیگری، بلکه پذیرش فعال امکان خطای خود است.
از نگاه رورتی، گفتوگو زمانی ثمربخش میشود که هدف آن پیروزی در بحث نباشد، بلکه کاهش رنج انسانی باشد.
به همین دلیل او ادبیات، روایت و تجربههای زیسته را ابزارهایی قدرتمندتر از استدلالهای انتزاعی میداند.
جامعه سکولار مطلوب رورتی، جامعهای است که بهجای جنگ بر سر حقیقت، بر سر همبستگی انسانی توافق میکند؛ جامعهای که میداند تنها سرمایه مشترکش، ادامه گفتوگوست.
#سکولاریسم #رورتی #مدارا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سکولاریسم بدون حذف دیگری
ریچارد رورتی فیلسوفی آمریکایی و از چهرههای برجسته نئوپراگماتیسم بود که در نیمه دوم قرن بیستم، با نقد بنیادین فلسفه سنتی، نقش تازهای برای اندیشهٔ فلسفی تعریف کرد.
او با فاصلهگرفتن از متافیزیک، حقیقتگرایی کلاسیک و جستوجوی بنیانهای مطلق، فلسفه را نه مرجع نهایی حقیقت، بلکه بخشی از گفتوگوی فرهنگی جوامع مدرن میدانست؛ گفتوگویی که هدف آن نه کشف ذات جهان، بلکه بهبود شیوه همزیستی انسانهاست.
در امتداد این نگاه، رورتی گفتوگو را ستون اصلی جامعه سکولار میداند.
از نظر او، سکولاریسم زمانی معنا پیدا میکند که هیچ دستگاه فکری ، دینی، فلسفی یا علمی ادعای برتری نهایی نداشته باشد.
او در Philosophy and the Mirror of Nature تاکید میکند که تلاش برای یافتن «زبان نهایی حقیقت» باید جای خود را به پذیرش کثرت زبانها و روایتها بدهد. جامعه سکولار سالم، جامعهای است که اختلاف را امری طبیعی میداند و بهجای حذف آن، امکان بیان و گفتوگو را فراهم میکند.
رورتی در Contingency, Irony, and Solidarity با طرح مفهوم «ایرونیست لیبرال» نشان میدهد که مدارا حاصل یقین نیست، بلکه نتیجهٔ آگاهی از موقتیبودن باورهاست.
فرد ایرونیست میداند که باورهایش تاریخی و قابلتغییرند، و همین آگاهی او را از خشونت فکری بازمیدارد. مدارا در این چارچوب، نه تحمل منفعلانه دیگری، بلکه پذیرش فعال امکان خطای خود است.
از نگاه رورتی، گفتوگو زمانی ثمربخش میشود که هدف آن پیروزی در بحث نباشد، بلکه کاهش رنج انسانی باشد.
به همین دلیل او ادبیات، روایت و تجربههای زیسته را ابزارهایی قدرتمندتر از استدلالهای انتزاعی میداند.
جامعه سکولار مطلوب رورتی، جامعهای است که بهجای جنگ بر سر حقیقت، بر سر همبستگی انسانی توافق میکند؛ جامعهای که میداند تنها سرمایه مشترکش، ادامه گفتوگوست.
#سکولاریسم #رورتی #مدارا #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12
Forwarded from گفتوشنود
یورگن هابرماس فیلسوف آلمانی و از متفکران مهم معاصر در سنت نظریه انتقادی است که پروژه فکری او بر عقلانیت ارتباطی، گفتوگو و امکان اخلاق و دموکراسی در جهان مدرنِ سکولار متمرکز است.
هابرماس برخلاف بدبینی رادیکال نسبت به عقل، میکوشد شکل تازهای از عقلانیت را احیا کند؛ عقلانیتی که نه ابزاری و سلطهگر، بلکه گفتوگویی و بینالاذهانی است.
در مرکز اندیشه هابرماس، مفهوم اخلاق گفتمانی (Discourse Ethics) قرار دارد. از نظر او، هنجارهای اخلاقی زمانی معتبرند که بتوانند در یک گفتوگوی آزاد، برابر و فارغ از اجبار، مورد پذیرش همه افراد ذینفع قرار گیرند. اخلاق نه از اراده فردی میآید و نه از حقیقتی متافیزیکی، بلکه محصول فرایند استدلال جمعی است.
بهبیان دیگر، «درست» آن چیزی است که در شرایط ایدهآل گفتوگو، بتوان از آن دفاع کرد.
هابرماس سکولاریسم را نیز در همین افق گفتوگویی بازتعریف میکند. او مخالف سکولاریسمی است که دین را بهطور کامل از عرصه عمومی طرد میکند، و در عین حال با حاکمیت حقیقت دینی بر سیاست نیز مرزبندی دارد.
در نظریه سکولاریسم گفتوگویی یا پساسکولار، شهروندان دینی و غیردینی باید وارد گفتوگویی متقابل شوند؛ با این شرط که استدلالها در نهایت به زبانی قابلفهم برای همگان ترجمه شوند. این ترجمه، نه تحقیر ایمان است و نه امتیازدهی به دین، بلکه شرط همزیستی دموکراتیک است.
در این چارچوب، دموکراسی نزد هابرماس صرفا سازوکار رایگیری نیست، بلکه فرایندی ارتباطی است که مشروعیت خود را از کیفیت گفتوگوی عمومی میگیرد. هرچه فضاهای گفتوگو آزادتر، عقلانیتر و فراگیرتر باشند، تصمیمهای سیاسی نیز اخلاقیتر و عادلانهتر خواهند بود.
در نهایت، هابرماس تصویری امیدوارانه از جامعه مدرن ارائه میدهد: جامعهای که هنوز میتواند از دل گفتوگو، تفاهم بسازد؛ جامعهای که بهجای زور، سنت یا حقیقت مطلق، بر قدرت استدلال و شنیدن دیگری تکیه میکند. این نگاه، هابرماس را به یکی از مهمترین نظریهپردازان اخلاق و سکولاریسم در جهان معاصر بدل کرده است.
#اخلاق #سکولاریسم #هابرماس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هابرماس برخلاف بدبینی رادیکال نسبت به عقل، میکوشد شکل تازهای از عقلانیت را احیا کند؛ عقلانیتی که نه ابزاری و سلطهگر، بلکه گفتوگویی و بینالاذهانی است.
در مرکز اندیشه هابرماس، مفهوم اخلاق گفتمانی (Discourse Ethics) قرار دارد. از نظر او، هنجارهای اخلاقی زمانی معتبرند که بتوانند در یک گفتوگوی آزاد، برابر و فارغ از اجبار، مورد پذیرش همه افراد ذینفع قرار گیرند. اخلاق نه از اراده فردی میآید و نه از حقیقتی متافیزیکی، بلکه محصول فرایند استدلال جمعی است.
بهبیان دیگر، «درست» آن چیزی است که در شرایط ایدهآل گفتوگو، بتوان از آن دفاع کرد.
هابرماس سکولاریسم را نیز در همین افق گفتوگویی بازتعریف میکند. او مخالف سکولاریسمی است که دین را بهطور کامل از عرصه عمومی طرد میکند، و در عین حال با حاکمیت حقیقت دینی بر سیاست نیز مرزبندی دارد.
در نظریه سکولاریسم گفتوگویی یا پساسکولار، شهروندان دینی و غیردینی باید وارد گفتوگویی متقابل شوند؛ با این شرط که استدلالها در نهایت به زبانی قابلفهم برای همگان ترجمه شوند. این ترجمه، نه تحقیر ایمان است و نه امتیازدهی به دین، بلکه شرط همزیستی دموکراتیک است.
در این چارچوب، دموکراسی نزد هابرماس صرفا سازوکار رایگیری نیست، بلکه فرایندی ارتباطی است که مشروعیت خود را از کیفیت گفتوگوی عمومی میگیرد. هرچه فضاهای گفتوگو آزادتر، عقلانیتر و فراگیرتر باشند، تصمیمهای سیاسی نیز اخلاقیتر و عادلانهتر خواهند بود.
در نهایت، هابرماس تصویری امیدوارانه از جامعه مدرن ارائه میدهد: جامعهای که هنوز میتواند از دل گفتوگو، تفاهم بسازد؛ جامعهای که بهجای زور، سنت یا حقیقت مطلق، بر قدرت استدلال و شنیدن دیگری تکیه میکند. این نگاه، هابرماس را به یکی از مهمترین نظریهپردازان اخلاق و سکولاریسم در جهان معاصر بدل کرده است.
#اخلاق #سکولاریسم #هابرماس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👍2🕊1😍1
Forwarded from گفتوشنود
فروش و سرو الکل در رستورانها و کلوبهای شبانه دمشق ممنوع شد
آغاز عصر انقباض اجتماعی و محدودیتهای مذهبی
مقامات دمشق فروش و سرو مشروبات الکلی در رستورانها و کلوبهای شبانه را ممنوع کرده و مصرف آن را در اماکن عمومی محدود کردند.
فروش خردهفروشی همچنان مجاز است، اما تنها در فروشگاههای دارای مجوز که عمدتاً در محلههای مسیحینشین مانند باب توما، باب شرقی و قصاع واقع شدهاند.
قوانین تکمیلی ایجاب میکند که این کسبوکارها دور از مساجد، مدارس و ساختمانهای دولتی مستقر باشند؛ همچنین به فروشندگان فعلی مهلت کوتاهی برای تطبیق با این مقررات جدید داده شده است.
سوریه بهطور تاریخی موزاییکی از اقوام و مذاهب مختلف (علویان، مسیحیان، دروزیها، اسماعیلیان و اهل سنت با رویکردهای متفاوت) بوده که همزیستی آنها همواره بر پایه نوعی تکثرگرایی نانوشته یا سکولاریسم اجباری بنا شده بود. اکنون، گذار به سمت سیاستهای مبتنی بر شریعت و سختگیریهای مذهبی، مانند محدودیت سرو الکل در اماکن عمومی، میتواند به مثابه زنگ خطری برای «حقوق شهروندی اقلیتها» تلقی شود. این اقدامات نه تنها فضای زیست اجتماعی را برای بخش بزرگی از جامعه تنگ میکند، بلکه پتانسیل ایجاد شکافهای عمیقتر و بازتولید تنشهای فرقهای را در کشوری که تازه از جنگ خارج شده، بهشدت افزایش میدهد.
#شریعت #الکل #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آغاز عصر انقباض اجتماعی و محدودیتهای مذهبی
مقامات دمشق فروش و سرو مشروبات الکلی در رستورانها و کلوبهای شبانه را ممنوع کرده و مصرف آن را در اماکن عمومی محدود کردند.
فروش خردهفروشی همچنان مجاز است، اما تنها در فروشگاههای دارای مجوز که عمدتاً در محلههای مسیحینشین مانند باب توما، باب شرقی و قصاع واقع شدهاند.
قوانین تکمیلی ایجاب میکند که این کسبوکارها دور از مساجد، مدارس و ساختمانهای دولتی مستقر باشند؛ همچنین به فروشندگان فعلی مهلت کوتاهی برای تطبیق با این مقررات جدید داده شده است.
سوریه بهطور تاریخی موزاییکی از اقوام و مذاهب مختلف (علویان، مسیحیان، دروزیها، اسماعیلیان و اهل سنت با رویکردهای متفاوت) بوده که همزیستی آنها همواره بر پایه نوعی تکثرگرایی نانوشته یا سکولاریسم اجباری بنا شده بود. اکنون، گذار به سمت سیاستهای مبتنی بر شریعت و سختگیریهای مذهبی، مانند محدودیت سرو الکل در اماکن عمومی، میتواند به مثابه زنگ خطری برای «حقوق شهروندی اقلیتها» تلقی شود. این اقدامات نه تنها فضای زیست اجتماعی را برای بخش بزرگی از جامعه تنگ میکند، بلکه پتانسیل ایجاد شکافهای عمیقتر و بازتولید تنشهای فرقهای را در کشوری که تازه از جنگ خارج شده، بهشدت افزایش میدهد.
#شریعت #الکل #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6💔3👍2
Forwarded from گفتوشنود
دولت استان کبک در آوریل ۲۰۲۶ با تشدید سیاستهای سکولاریسم، محدودیتهای تازهای بر فعالیتهای مذهبی در فضاهای عمومی و مراکز آموزشی اعمال کرده است. بر اساس این مقررات که در چارچوب اصلاحات قانون Bill 21 اجرا میشود، برگزاری نماز و مراسم مذهبی در معابر عمومی مانند خیابانها و پارکها ممنوع شده و انجام این فعالیتها تنها در اماکن دارای مجوز مجاز است.
همچنین به دانشگاهها و کالجهای دولتی دستور داده شده از اختصاص فضا به عنوان نمازخانه یا اتاق عبادت خودداری کنند تا محیطهای آموزشی «کاملاً بیطرف» باقی بمانند. علاوه بر این، استفاده از نمادهای مذهبی مانند حجاب، کیپا و صلیب برای کارکنان آموزشی در تمام مقاطع ممنوع اعلام شده است.
مقامات استانی از جمله فرانسوا لوگو این اقدامات را در راستای حفظ بیطرفی دولت و برابری شهروندان میدانند. در مقابل، سازمانهای حقوق بشری و گروههای مدنی این قوانین را تبعیضآمیز و مغایر با آزادیهای فردی در کانادا توصیف کرده و از پیگیری حقوقی برای لغو آن خبر دادهاند.
#سکولاریسم #آزادی_ادیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
همچنین به دانشگاهها و کالجهای دولتی دستور داده شده از اختصاص فضا به عنوان نمازخانه یا اتاق عبادت خودداری کنند تا محیطهای آموزشی «کاملاً بیطرف» باقی بمانند. علاوه بر این، استفاده از نمادهای مذهبی مانند حجاب، کیپا و صلیب برای کارکنان آموزشی در تمام مقاطع ممنوع اعلام شده است.
مقامات استانی از جمله فرانسوا لوگو این اقدامات را در راستای حفظ بیطرفی دولت و برابری شهروندان میدانند. در مقابل، سازمانهای حقوق بشری و گروههای مدنی این قوانین را تبعیضآمیز و مغایر با آزادیهای فردی در کانادا توصیف کرده و از پیگیری حقوقی برای لغو آن خبر دادهاند.
#سکولاریسم #آزادی_ادیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍19❤2💯1
Forwarded from گفتوشنود
از خشونت مذهبی تا همزیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید
درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
فرانسه همیشه کشوری آزاد از نظر دین و باور نبود. قرنها پیش، اختلافات مذهبی میان کاتولیکها و پروتستانها به خشونتی هولناک انجامید؛ تا جایی که هزاران انسان تنها به دلیل تفاوت در شیوه باور خود کشته شدند. اما همان جامعه، بهتدریج راهی به سوی همزیستی، سکولاریسم و پذیرش تکثر پیدا کرد.
نوشتار «از خشونت مذهبی تا همزیستی» با نگاهی تطبیقی به تجربه پنج کشور؛ فرانسه، بریتانیا، کانادا، هند و آفریقای جنوبی، بررسی میکند که چگونه جوامع میتوانند از نفرت و حذف به سوی مدارا، آزادی عقیده و احترام متقابل حرکت کنند.
این متن نشان میدهد که آزادی دین و باور فقط با قانون ایجاد نمیشود؛ بلکه نیازمند آموزش، گفتوگو، جامعه مدنی فعال و مشارکت شهروندان است. همچنین به نقش گفتوگوی میانجماعتی، آموزش حقوق شهروندی و فعالیتهای ریشهای در کاهش سوءظنها و تنشهای مذهبی میپردازد.
در بخشی از مقدمه این مطلب با یادآوری خشونتها در رویداد کشتار روز «سن بارتلمی» که هزاران مسیحی پروتستان، که بسیاری از آنان شهروندان عادی بودند، طی چند روز کشته شدند، آمده است:
«یادبود روز سن بارتلمی تنها یادآور یک تراژدی نیست بلکه نشانهای است از اینکه جوامع میتوانند فراتر از خشونت فرقهای تحول یابند.»
این مطالعه موردی، فراتر از یک مطالعه تاریخی، تاملی است درباره امکان ساختن جامعهای که در آن تفاوت عقیده، بهانه حذف و دشمنی نباشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#سکولاریسم #خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
فرانسه همیشه کشوری آزاد از نظر دین و باور نبود. قرنها پیش، اختلافات مذهبی میان کاتولیکها و پروتستانها به خشونتی هولناک انجامید؛ تا جایی که هزاران انسان تنها به دلیل تفاوت در شیوه باور خود کشته شدند. اما همان جامعه، بهتدریج راهی به سوی همزیستی، سکولاریسم و پذیرش تکثر پیدا کرد.
نوشتار «از خشونت مذهبی تا همزیستی» با نگاهی تطبیقی به تجربه پنج کشور؛ فرانسه، بریتانیا، کانادا، هند و آفریقای جنوبی، بررسی میکند که چگونه جوامع میتوانند از نفرت و حذف به سوی مدارا، آزادی عقیده و احترام متقابل حرکت کنند.
این متن نشان میدهد که آزادی دین و باور فقط با قانون ایجاد نمیشود؛ بلکه نیازمند آموزش، گفتوگو، جامعه مدنی فعال و مشارکت شهروندان است. همچنین به نقش گفتوگوی میانجماعتی، آموزش حقوق شهروندی و فعالیتهای ریشهای در کاهش سوءظنها و تنشهای مذهبی میپردازد.
در بخشی از مقدمه این مطلب با یادآوری خشونتها در رویداد کشتار روز «سن بارتلمی» که هزاران مسیحی پروتستان، که بسیاری از آنان شهروندان عادی بودند، طی چند روز کشته شدند، آمده است:
«یادبود روز سن بارتلمی تنها یادآور یک تراژدی نیست بلکه نشانهای است از اینکه جوامع میتوانند فراتر از خشونت فرقهای تحول یابند.»
این مطالعه موردی، فراتر از یک مطالعه تاریخی، تاملی است درباره امکان ساختن جامعهای که در آن تفاوت عقیده، بهانه حذف و دشمنی نباشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#سکولاریسم #خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌5🕊1
Forwarded from گفتوشنود
اورنگزیب و سیاستهای مذهبی
پادشاه گورکانی که رویای هند سرتاسر اسلامی داشت
اورنگزیب عالمگیر، ششمین امپراتور گورکانی هند، از سال ۱۶۵۸ تا ۱۷۰۷ میلادی بر یکی از بزرگترین و متنوعترین امپراتوریهای زمان خود حکومت کرد. او شخصیتی است که نامش همچنان در بحثهای مربوط به دین، قدرت سیاسی و مدارا در جنوب آسیا محل مناقشه است. برخی مورخان او را به دلیل سیاستهای سختگیرانه مذهبی، بازگرداندن مالیات جزیه بر غیرمسلمانان و تخریب برخی معابد هندو مورد انتقاد قرار دادهاند؛ هرچند درباره انگیزههای دقیق این اقدامات همچنان میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.
نوشتار «اورنگزیب» به بررسی زندگی و میراث این فرمانروا در بستر جامعهای چنددینی و چندفرهنگی میپردازد؛ جامعهای که مسلمانان، هندوها، سیکها، جینها و دیگر گروههای مذهبی در آن زندگی میکردند. این مطلب نشان میدهد که چگونه سیاستهای حکومتی در قبال نمادها و باورهای دینی میتواند بر روابط میان جوامع مختلف تأثیر بگذارد و برای قرنها در حافظه تاریخی مردم باقی بماند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، مقایسه میراث اورنگزیب با هند امروز است. اگرچه هند معاصر همچنان با تنشها و چالشهای مذهبی روبهروست، اما قانون اساسی این کشور بر پایه سکولاریسم، آزادی دین و برابری شهروندان بنا شده است. وجود چارچوبهای قانونی برای حفاظت از تنوع دینی و فرهنگی، یکی از تفاوتهای مهم میان هند امروز و دوران حکومت اورنگزیب به شمار میرود؛ هرچند درباره میزان تحقق عملی این اصول همچنان بحث و گفتوگو ادامه دارد.
این نوشتار فرصتی است برای تأمل درباره نسبت دین و قدرت، اهمیت احترام به نمادهای مورد احترام دیگران و چالشهای همزیستی در جوامع متکثر.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/aurangzeb/
#اورنگ_زیب #تنوع_مذهبی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پادشاه گورکانی که رویای هند سرتاسر اسلامی داشت
اورنگزیب عالمگیر، ششمین امپراتور گورکانی هند، از سال ۱۶۵۸ تا ۱۷۰۷ میلادی بر یکی از بزرگترین و متنوعترین امپراتوریهای زمان خود حکومت کرد. او شخصیتی است که نامش همچنان در بحثهای مربوط به دین، قدرت سیاسی و مدارا در جنوب آسیا محل مناقشه است. برخی مورخان او را به دلیل سیاستهای سختگیرانه مذهبی، بازگرداندن مالیات جزیه بر غیرمسلمانان و تخریب برخی معابد هندو مورد انتقاد قرار دادهاند؛ هرچند درباره انگیزههای دقیق این اقدامات همچنان میان پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.
نوشتار «اورنگزیب» به بررسی زندگی و میراث این فرمانروا در بستر جامعهای چنددینی و چندفرهنگی میپردازد؛ جامعهای که مسلمانان، هندوها، سیکها، جینها و دیگر گروههای مذهبی در آن زندگی میکردند. این مطلب نشان میدهد که چگونه سیاستهای حکومتی در قبال نمادها و باورهای دینی میتواند بر روابط میان جوامع مختلف تأثیر بگذارد و برای قرنها در حافظه تاریخی مردم باقی بماند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، مقایسه میراث اورنگزیب با هند امروز است. اگرچه هند معاصر همچنان با تنشها و چالشهای مذهبی روبهروست، اما قانون اساسی این کشور بر پایه سکولاریسم، آزادی دین و برابری شهروندان بنا شده است. وجود چارچوبهای قانونی برای حفاظت از تنوع دینی و فرهنگی، یکی از تفاوتهای مهم میان هند امروز و دوران حکومت اورنگزیب به شمار میرود؛ هرچند درباره میزان تحقق عملی این اصول همچنان بحث و گفتوگو ادامه دارد.
این نوشتار فرصتی است برای تأمل درباره نسبت دین و قدرت، اهمیت احترام به نمادهای مورد احترام دیگران و چالشهای همزیستی در جوامع متکثر.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/aurangzeb/
#اورنگ_زیب #تنوع_مذهبی #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍3❤1👌1
Forwarded from گفتوشنود
روشنگری سکولار
پیروز بدون هیاهوی تاریخ
ورق بزنید
برخلاف بسیاری از سروصدها، رجزها و فریادهایی که حزبها، دستهها، یا فرقهها بلند میکنند تا ادعای پیروزی و سلطه داشته باشند، روشنگری سکولار معمولاً با فریاد، لشکرکشی یا نعره زدن پشت منبر و تربیون پیش نمیرود. پیروزیهای روشنگری انسانگرای سکولار، همواره آرام، تدریجی و تقریباً نامرئی بوده است.
ایرانیان دارای سنت دیرینهای از نقد باورهای دینی بودهاند. ردپای این سنت را میتوان در تلاشهای ایرانیان برای حفظ فرهنگ کهن خود در برابر عربی-اسلامی شدن یا انتقادهای صریح خیام یا طعنههای مکرر حافظ به اسلام یا منبر یا سجاده مشاهده کرد.
در دوره مدرن روشنگری، اندیشمندانی مانند لاک، اسپینوزا، ولتر و کانت راه را برای سکولاریسم مدرن هموار کردند. نتیجه این تحول تنها استقلال دین و حکومت از هم نبود؛ بلکه به تدریج سه عرصه را دگرگون کرد:
سکولاریسم سیاسی که قانون را از اقتدار دینی مستقل کرد.
سکولاریسم علمی که داوری درباره طبیعت را به شواهد و آزمایش سپرد.
سکولاریسم فرهنگی که حق انتخاب شیوه زندگی، هنر، آموزش و وجدان فردی را از انحصار نهادهای مذهبی خارج ساخت.
هر بار که یک پرسش علمی جای یک پاسخ خرافی را میگیرد، هر بار که برای تصمیمگیری به خرد و اخلاق فکر میکنیم (نه فقط این که «خدا چه گفته است»)، و هر بار که یک انسان با بازنگری رفتار و پندار خود دست به آفرینش یک خویشتن جدید از خود میزند، روشنگری سکولار یک قدم دیگر پیش رفته است. این پیروزیها آرام و بیسروصدا است.
سکولاریسم، برندهای است که کمتر جشن پیروزی میگیرد؛ بسیاری از کسانی که امروز با سکولاریسم مخالفت میکنند، خود هر روز از دستاوردهای سیاسی، علمی و فرهنگی آن بهره میبرند، بیآنکه متوجه باشند این پیروزی، سالها پیش و بیسروصدا و در دامان روشنگری مدرن سکولار رقم خورده است. و بسیاری از طرفداران سکولاریسم، زمانی مومنانی سرسخت بودند.
در ایران امروز نیز، با وجود ظاهر اسلامی حکومت، بسیاری از جلوههای روشنگری سکولار در زندگی روزمره جامعه در حال گسترش است. نسلهای جدید بیش از گذشته باورهای دینی را موضوعی شخصی میدانند، تصمیمهای خود را بر پایه علم، تجربه و منافع انسانی میگیرند و خواهان قوانینی هستند که بر حقوق برابر شهروندان استوار باشد، نه بر تفسیرهای مذهبی. شاید به همین دلیل، مهمترین تحول امروز ایران نه صرفاً یک رقابت سیاسی، بلکه دگرگونی آرام در شیوه اندیشیدن باشد؛ همان مسیری که کانت آن را خروج از «نابالغیِ خودخواسته» با تکیه بر شهامت و خرد مستقل مینامید.
تصویر: گفتار فلسفی در زمینه نجوم، نقاشی از جوزف رایت دربی (قرن هجدهم)
#سکولاریسم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیروز بدون هیاهوی تاریخ
ورق بزنید
برخلاف بسیاری از سروصدها، رجزها و فریادهایی که حزبها، دستهها، یا فرقهها بلند میکنند تا ادعای پیروزی و سلطه داشته باشند، روشنگری سکولار معمولاً با فریاد، لشکرکشی یا نعره زدن پشت منبر و تربیون پیش نمیرود. پیروزیهای روشنگری انسانگرای سکولار، همواره آرام، تدریجی و تقریباً نامرئی بوده است.
ایرانیان دارای سنت دیرینهای از نقد باورهای دینی بودهاند. ردپای این سنت را میتوان در تلاشهای ایرانیان برای حفظ فرهنگ کهن خود در برابر عربی-اسلامی شدن یا انتقادهای صریح خیام یا طعنههای مکرر حافظ به اسلام یا منبر یا سجاده مشاهده کرد.
در دوره مدرن روشنگری، اندیشمندانی مانند لاک، اسپینوزا، ولتر و کانت راه را برای سکولاریسم مدرن هموار کردند. نتیجه این تحول تنها استقلال دین و حکومت از هم نبود؛ بلکه به تدریج سه عرصه را دگرگون کرد:
سکولاریسم سیاسی که قانون را از اقتدار دینی مستقل کرد.
سکولاریسم علمی که داوری درباره طبیعت را به شواهد و آزمایش سپرد.
سکولاریسم فرهنگی که حق انتخاب شیوه زندگی، هنر، آموزش و وجدان فردی را از انحصار نهادهای مذهبی خارج ساخت.
هر بار که یک پرسش علمی جای یک پاسخ خرافی را میگیرد، هر بار که برای تصمیمگیری به خرد و اخلاق فکر میکنیم (نه فقط این که «خدا چه گفته است»)، و هر بار که یک انسان با بازنگری رفتار و پندار خود دست به آفرینش یک خویشتن جدید از خود میزند، روشنگری سکولار یک قدم دیگر پیش رفته است. این پیروزیها آرام و بیسروصدا است.
سکولاریسم، برندهای است که کمتر جشن پیروزی میگیرد؛ بسیاری از کسانی که امروز با سکولاریسم مخالفت میکنند، خود هر روز از دستاوردهای سیاسی، علمی و فرهنگی آن بهره میبرند، بیآنکه متوجه باشند این پیروزی، سالها پیش و بیسروصدا و در دامان روشنگری مدرن سکولار رقم خورده است. و بسیاری از طرفداران سکولاریسم، زمانی مومنانی سرسخت بودند.
در ایران امروز نیز، با وجود ظاهر اسلامی حکومت، بسیاری از جلوههای روشنگری سکولار در زندگی روزمره جامعه در حال گسترش است. نسلهای جدید بیش از گذشته باورهای دینی را موضوعی شخصی میدانند، تصمیمهای خود را بر پایه علم، تجربه و منافع انسانی میگیرند و خواهان قوانینی هستند که بر حقوق برابر شهروندان استوار باشد، نه بر تفسیرهای مذهبی. شاید به همین دلیل، مهمترین تحول امروز ایران نه صرفاً یک رقابت سیاسی، بلکه دگرگونی آرام در شیوه اندیشیدن باشد؛ همان مسیری که کانت آن را خروج از «نابالغیِ خودخواسته» با تکیه بر شهامت و خرد مستقل مینامید.
تصویر: گفتار فلسفی در زمینه نجوم، نقاشی از جوزف رایت دربی (قرن هجدهم)
#سکولاریسم #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌3
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
وجدان در محاصره
یادداشتهایی درباره دین، دولت، سکولاریسم و تمامیتخواهی
چه کسی حق دارد به نام حقیقت برای وجدان انسان قانون بنویسد؟ نه فقط برای رفتار بیرونی او، بلکه برای باور، شک، وفاداری و تصویری که از خود و جهان دارد. هر جامعهای ناچار است قانون داشته باشد اما هنگامی که قدرت، کلیسا، دولت، فرقه یا ایدئولوژی بخواهد از سامان زندگی عمومی فراتر رود و قلمرو درونی انسان را نیز در اختیار بگیرد، بود و نبود انسان را به مخاطره میاندازد. در چنین شرایطی نهاد دینی میتواند به شمشیر مشروعیت بدهد، دولت میتواند به نام آزادی با باورها درگیر شود، حکومت میتواند به نام رهایی دین را از عرصه عمومی براند و ایدئولوژی میتواند به نام انسان نو، همه شئون زندگی شهروندان را زیر فرمان خود بگیرد. مسئله فقط دین نیست؛ هر نظامی که خود را صاحب نهایی حقیقت بداند به احتمال زیاد به وسوسه کنترل انسان و جامعه دچار میشود.
چهار یادداشت این پرونده گفتوشنود از همین رو کنار هم آمدهاند. «آمیزش کلیسا و شمشیر» نشان میدهد چگونه یک مرجع دینی میتواند به تصرف سرزمین، بردهسازی و حذف مردمان دیگر لباس مشروعیت بپوشاند. «ابو-پیکار» سوی دیگر مسئله را پیش میکشد: وقتی فرقهها به نام دین یا معنویت به جان و روان پیروان خود دستاندازی میکنند، دولت تا کجا حق مداخله دارد؟ «چرا سکولاریسم؟» میکوشد مرز دشوار میان آزادی باور و ضرورت قانون مدنی را روشن کند. «تمامیتخواهی» نیز نشان میدهد خطر فقط در دین سیاسی یا فرقههای مذهبی خلاصه نمیشود؛ هر نظام فکریای که بخواهد همه زندگی انسان را مطابق طرح خود بسازد، میتواند به حذف آزادی بینجامد.
در همه این یادداشتها مسئله این است که نهادها چگونه با باور انسان روبرو میشوند: آیا از آزادی وجدان پاسداری میکنند یا آن را به ماده خام قدرت تبدیل میکنند؟ پرسش این پرونده ساده اما بنیادین است: چگونه میتوان جامعهای ساخت که در آن نه ادیان بتوانند انسان را در حلقه اطاعت گرفتار کنند، نه دولت بتواند به بهانه نجات یا نظم، وجدان شهروندان را مصادره کند و نه هیچ ایدئولوژیای بتواند زندگی آدمی را از پیش طراحیشده و فرمانپذیر بخواهد.
کتابچه «وجدان در محاصره» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-8/
#سکولاریسم #تمامیت_خواهی #دین #دولت #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
یادداشتهایی درباره دین، دولت، سکولاریسم و تمامیتخواهی
چه کسی حق دارد به نام حقیقت برای وجدان انسان قانون بنویسد؟ نه فقط برای رفتار بیرونی او، بلکه برای باور، شک، وفاداری و تصویری که از خود و جهان دارد. هر جامعهای ناچار است قانون داشته باشد اما هنگامی که قدرت، کلیسا، دولت، فرقه یا ایدئولوژی بخواهد از سامان زندگی عمومی فراتر رود و قلمرو درونی انسان را نیز در اختیار بگیرد، بود و نبود انسان را به مخاطره میاندازد. در چنین شرایطی نهاد دینی میتواند به شمشیر مشروعیت بدهد، دولت میتواند به نام آزادی با باورها درگیر شود، حکومت میتواند به نام رهایی دین را از عرصه عمومی براند و ایدئولوژی میتواند به نام انسان نو، همه شئون زندگی شهروندان را زیر فرمان خود بگیرد. مسئله فقط دین نیست؛ هر نظامی که خود را صاحب نهایی حقیقت بداند به احتمال زیاد به وسوسه کنترل انسان و جامعه دچار میشود.
چهار یادداشت این پرونده گفتوشنود از همین رو کنار هم آمدهاند. «آمیزش کلیسا و شمشیر» نشان میدهد چگونه یک مرجع دینی میتواند به تصرف سرزمین، بردهسازی و حذف مردمان دیگر لباس مشروعیت بپوشاند. «ابو-پیکار» سوی دیگر مسئله را پیش میکشد: وقتی فرقهها به نام دین یا معنویت به جان و روان پیروان خود دستاندازی میکنند، دولت تا کجا حق مداخله دارد؟ «چرا سکولاریسم؟» میکوشد مرز دشوار میان آزادی باور و ضرورت قانون مدنی را روشن کند. «تمامیتخواهی» نیز نشان میدهد خطر فقط در دین سیاسی یا فرقههای مذهبی خلاصه نمیشود؛ هر نظام فکریای که بخواهد همه زندگی انسان را مطابق طرح خود بسازد، میتواند به حذف آزادی بینجامد.
در همه این یادداشتها مسئله این است که نهادها چگونه با باور انسان روبرو میشوند: آیا از آزادی وجدان پاسداری میکنند یا آن را به ماده خام قدرت تبدیل میکنند؟ پرسش این پرونده ساده اما بنیادین است: چگونه میتوان جامعهای ساخت که در آن نه ادیان بتوانند انسان را در حلقه اطاعت گرفتار کنند، نه دولت بتواند به بهانه نجات یا نظم، وجدان شهروندان را مصادره کند و نه هیچ ایدئولوژیای بتواند زندگی آدمی را از پیش طراحیشده و فرمانپذیر بخواهد.
کتابچه «وجدان در محاصره» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-8/
#سکولاریسم #تمامیت_خواهی #دین #دولت #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
👍10❤1👌1
Forwarded from گفتوشنود
کثرتگرایی و نهاد قدرت
چرا بیطرفی حکومت در قبال باورها اهمیت دارد؟
در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران، واژه «سکولاریسم» همواره با چالشها و سوءبرداشتهای فراوانی روبهرو بوده است.
در حالی که مخالفان این اندیشه اغلب آن را مترادف با بیدینی یا ستیز با مذهب معرفی میکنند، نظریهپردازان سیاسی آن را نظامی کارآمد برای اداره جوامع کثرتگرا میدانند.
از این منظر، سکولاریسم به معنای حذف دین از زندگی شخصی یا اجتماعی شهروندان نیست، بلکه بر تفکیک نهاد دین از نهاد دولت تاکید دارد. در یک ساختار سکولار، حکومت بر پایه احکام شریعت یک آیین خاص اداره نمیشود، بلکه مبنای تصمیمگیریهای کلان، اصول عقلانی، حقوق بشر و اجماع عمومی است و دولت موظف است در قبال تمامی باورهای دینی و غیردینی موضعی بیطرفانه اتخاذ کند.
بحث درباره این مفاهیم انتزاعی زمانی جنبه ملموستری پیدا میکند که به دادههای میدانی و واقعیتهای جامعه نگاهی بیندازیم. نتایج یک نظرسنجی سراسری که در پاییز ۱۴۰۲ تحت عنوان «ارزشها و نگرشهای ایرانیان» از سوی نهادهای مرتبط در ایران انجام شد، زوایای تازهای از تحولات فکری شهروندان را نمایان ساخت. این پیمایش که به دلیل محتوای حساس با طبقهبندی محرمانه تهیه شد و بازتاب رسمی محدودی داشت، نشان داد که اکثریت قاطع شرکتکنندگان خواستار جدایی نهاد دین از نهاد سیاست هستند.
این شکاف میان رویکردهای رسمی و مطالبات بدنه جامعه، نشاندهنده دگرگونی عمیق در الگوهای ذهنی و زیستجهان نسلهای مختلف ایرانی است. جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشهای بنیادین درباره شیوه حکمرانی و مشروعیت نهادهای قدرت روبهروست.
بررسی این تحولات و پذیرش واقعیت کثرتگرایی فکری، نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان پیششرطی برای بازتعریف رابطه میان حاکمان و شهروندان و دستیابی به ثبات پایدار در آینده ایران تلقی میشود.
#سکولاریسم #تکثر #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا بیطرفی حکومت در قبال باورها اهمیت دارد؟
در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران، واژه «سکولاریسم» همواره با چالشها و سوءبرداشتهای فراوانی روبهرو بوده است.
در حالی که مخالفان این اندیشه اغلب آن را مترادف با بیدینی یا ستیز با مذهب معرفی میکنند، نظریهپردازان سیاسی آن را نظامی کارآمد برای اداره جوامع کثرتگرا میدانند.
از این منظر، سکولاریسم به معنای حذف دین از زندگی شخصی یا اجتماعی شهروندان نیست، بلکه بر تفکیک نهاد دین از نهاد دولت تاکید دارد. در یک ساختار سکولار، حکومت بر پایه احکام شریعت یک آیین خاص اداره نمیشود، بلکه مبنای تصمیمگیریهای کلان، اصول عقلانی، حقوق بشر و اجماع عمومی است و دولت موظف است در قبال تمامی باورهای دینی و غیردینی موضعی بیطرفانه اتخاذ کند.
بحث درباره این مفاهیم انتزاعی زمانی جنبه ملموستری پیدا میکند که به دادههای میدانی و واقعیتهای جامعه نگاهی بیندازیم. نتایج یک نظرسنجی سراسری که در پاییز ۱۴۰۲ تحت عنوان «ارزشها و نگرشهای ایرانیان» از سوی نهادهای مرتبط در ایران انجام شد، زوایای تازهای از تحولات فکری شهروندان را نمایان ساخت. این پیمایش که به دلیل محتوای حساس با طبقهبندی محرمانه تهیه شد و بازتاب رسمی محدودی داشت، نشان داد که اکثریت قاطع شرکتکنندگان خواستار جدایی نهاد دین از نهاد سیاست هستند.
این شکاف میان رویکردهای رسمی و مطالبات بدنه جامعه، نشاندهنده دگرگونی عمیق در الگوهای ذهنی و زیستجهان نسلهای مختلف ایرانی است. جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشهای بنیادین درباره شیوه حکمرانی و مشروعیت نهادهای قدرت روبهروست.
بررسی این تحولات و پذیرش واقعیت کثرتگرایی فکری، نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان پیششرطی برای بازتعریف رابطه میان حاکمان و شهروندان و دستیابی به ثبات پایدار در آینده ایران تلقی میشود.
#سکولاریسم #تکثر #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7👌3
Forwarded from گفتوشنود
توماس جفرسون، یکی از بنیانگذاران آمریکا و نویسنده اصلی اعلامیه استقلال، از مدافعان سرسخت آزادی عقیده و محدود بودن قدرت دولت بود. او در کتاب «یادداشتهایی درباره ایالت ویرجینیا» تاکید کرد که حکومت تنها حق دخالت در اموری را دارد که به دیگران زیان واقعی برساند.
به باور جفرسون، باورهای مذهبی یا بیدینی افراد، تا وقتی که آسیب نزند، موضوع شخصی است و دولت نباید در آن دخالت کند.
این دیدگاه پایهای مهم برای جدایی دین از حکومت و آزادی وجدان در آمریکا شد.
#تماس_جفرسون #دین #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
توماس جفرسون، یکی از بنیانگذاران آمریکا و نویسنده اصلی اعلامیه استقلال، از مدافعان سرسخت آزادی عقیده و محدود بودن قدرت دولت بود. او در کتاب «یادداشتهایی درباره ایالت ویرجینیا» تاکید کرد که حکومت تنها حق دخالت در اموری را دارد که به دیگران زیان واقعی برساند.
به باور جفرسون، باورهای مذهبی یا بیدینی افراد، تا وقتی که آسیب نزند، موضوع شخصی است و دولت نباید در آن دخالت کند.
این دیدگاه پایهای مهم برای جدایی دین از حکومت و آزادی وجدان در آمریکا شد.
#تماس_جفرسون #دین #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤17🕊2👍1😍1
Forwarded from گفتوشنود
انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
یک عروسی برگزار میشود، اما در آن نه کشیشی هست، نه آخوندی. یکی از دوستان زوج مراسم را اجرا میکند؛ زوج سوگندهایی را که خود نوشتهاند میخوانند. این تصویر از «مراسم انسانگرایانه»، پرسشی ساده اما بنیادین را پیش میکشد: آیا لحظههای مهم زندگی حتما باید مذهبی باشند؟
سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه ثابت میکنند حتی سنتهای ریشهدار اجتماعی مانند ازدواج و تشییع جنازه میتوانند بدون تکیه بر نهاد دینی بازتعریف شوند؛ نه با گسست ناگهانی، بلکه با شکلگیری تدریجی و آرام جایگزینها.
انسانگرایان پادشاهی متحد در بریتانیا و اتحادیه خردگرایان در فرانسه بر خردورزی، کرامت انسانی و مسئولیت اخلاقی تاکید دارند. اهداف آنها شامل جدایی دین از نهادهای دولتی، آموزش فراگیر و دفاع از آزادی باور ، از جمله آزادی بیباوری است. در فرانسه، فدراسیون ملی آزادی اندیشه بر دفاع از لائیسیته و مقابله با نفوذ دین در امور عمومی تمرکز دارد. اهداف میتوانند رسانه و خانواده را نیز در بر بگیرند؛ مثلا بازتعریف ازدواج یا تدفین بدون الزام مذهبی.
رهبری این سازمانها نهادی و حرفهای است، نه کاریزماتیک. چهرههایی مانند اندرو کاپسون بر اعتبار، استدلال مبتنی بر شواهد و مشارکت مدنی پایدار تکیه دارند؛ الگویی که مشروعیت را از دانش تخصصی میگیرد، نه از جذابیت خطابی.
این سازمانها فراتر از نظریه عمل میکنند: مراسم غیردینی برگزار میکنند، از پناهجویان مذهبی حمایت میکنند و مراقبت معنوی در بیمارستانها و زندانها ارائه میدهند. پیوند ایده با خدمات عملی، مشروعیت اجتماعی آنها را ساخته است.
نهادینهشدن، بسیار پیش از بهرسمیتشناختن رسمی آغاز میشود. در تجربه اروپا، جوامع نخست بنیانهای فکری، انجمنهای غیررسمی و مشروعیت فرهنگی را شکل دادهاند و سپس به دیدهشدن عمومی گستردهتر رسیدهاند. برای ایران این یعنی تغییر معنادار صرفا به اصلاحات حقوقی وابسته نیست، بلکه میتواند با حلقههای کوچک اما تابآور اعتماد آغاز شود؛ حلقههایی حول گفتوگو، کمک متقابل یا یادگیری مشترک که در طول زمان میتوانند به واحدهای پایهای یک بافت اجتماعی کثرتگرا تبدیل شوند.
تجربه سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه نشان میدهد شکلهای پایدار همزیستی از دگرگونی ناگهانی پدید نمیآیند، بلکه محصول شکلگیری تدریجی و چندلایه رویههای اجتماعیاند. مسیر رشد آنها با پیشرفتهای آرام، عقبگردهای دورهای و گفتوگوهای مداوم همراه بوده است. برای کنشگران ایرانی، این واقعیت را تقویت میکند که تغییر پایدار بهندرت خطی یا فوری است؛ بلکه نیازمند تعهد به تلاشهای مستمر، بیهیاهو و کمهزینه است که بهتدریج انباشته میشوند.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران»
https://dialog.tavaana.org/humanist-organizations/
#انسانگرایی #اومانیسم #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
یک عروسی برگزار میشود، اما در آن نه کشیشی هست، نه آخوندی. یکی از دوستان زوج مراسم را اجرا میکند؛ زوج سوگندهایی را که خود نوشتهاند میخوانند. این تصویر از «مراسم انسانگرایانه»، پرسشی ساده اما بنیادین را پیش میکشد: آیا لحظههای مهم زندگی حتما باید مذهبی باشند؟
سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه ثابت میکنند حتی سنتهای ریشهدار اجتماعی مانند ازدواج و تشییع جنازه میتوانند بدون تکیه بر نهاد دینی بازتعریف شوند؛ نه با گسست ناگهانی، بلکه با شکلگیری تدریجی و آرام جایگزینها.
انسانگرایان پادشاهی متحد در بریتانیا و اتحادیه خردگرایان در فرانسه بر خردورزی، کرامت انسانی و مسئولیت اخلاقی تاکید دارند. اهداف آنها شامل جدایی دین از نهادهای دولتی، آموزش فراگیر و دفاع از آزادی باور ، از جمله آزادی بیباوری است. در فرانسه، فدراسیون ملی آزادی اندیشه بر دفاع از لائیسیته و مقابله با نفوذ دین در امور عمومی تمرکز دارد. اهداف میتوانند رسانه و خانواده را نیز در بر بگیرند؛ مثلا بازتعریف ازدواج یا تدفین بدون الزام مذهبی.
رهبری این سازمانها نهادی و حرفهای است، نه کاریزماتیک. چهرههایی مانند اندرو کاپسون بر اعتبار، استدلال مبتنی بر شواهد و مشارکت مدنی پایدار تکیه دارند؛ الگویی که مشروعیت را از دانش تخصصی میگیرد، نه از جذابیت خطابی.
این سازمانها فراتر از نظریه عمل میکنند: مراسم غیردینی برگزار میکنند، از پناهجویان مذهبی حمایت میکنند و مراقبت معنوی در بیمارستانها و زندانها ارائه میدهند. پیوند ایده با خدمات عملی، مشروعیت اجتماعی آنها را ساخته است.
نهادینهشدن، بسیار پیش از بهرسمیتشناختن رسمی آغاز میشود. در تجربه اروپا، جوامع نخست بنیانهای فکری، انجمنهای غیررسمی و مشروعیت فرهنگی را شکل دادهاند و سپس به دیدهشدن عمومی گستردهتر رسیدهاند. برای ایران این یعنی تغییر معنادار صرفا به اصلاحات حقوقی وابسته نیست، بلکه میتواند با حلقههای کوچک اما تابآور اعتماد آغاز شود؛ حلقههایی حول گفتوگو، کمک متقابل یا یادگیری مشترک که در طول زمان میتوانند به واحدهای پایهای یک بافت اجتماعی کثرتگرا تبدیل شوند.
تجربه سازمانهای انسانگرا در بریتانیا و فرانسه نشان میدهد شکلهای پایدار همزیستی از دگرگونی ناگهانی پدید نمیآیند، بلکه محصول شکلگیری تدریجی و چندلایه رویههای اجتماعیاند. مسیر رشد آنها با پیشرفتهای آرام، عقبگردهای دورهای و گفتوگوهای مداوم همراه بوده است. برای کنشگران ایرانی، این واقعیت را تقویت میکند که تغییر پایدار بهندرت خطی یا فوری است؛ بلکه نیازمند تعهد به تلاشهای مستمر، بیهیاهو و کمهزینه است که بهتدریج انباشته میشوند.
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
«انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی
ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران»
https://dialog.tavaana.org/humanist-organizations/
#انسانگرایی #اومانیسم #سکولاریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤1