روزشمار محو اسرائیل؛
مرگ، تعبیر رویای یک رهبر متوهم
ساعت شمار میدان فلسطین در تهران، که از روز قدس ۱۳۹۶ فعال شد و شمارش معکوس «نابودی اسرائیل» را نمایش میداد، بیش از یک ابزار تبلیغاتی ساده است؛ این ساعت نماد بارز ایدئولوژی دیگرستیز و ماجراجویانه علی خامنهای بود، ایدئولوژیای که میلیاردها دلار هزینه برای ایران به همراه آورد، تحریمهای فلجکننده بر اقتصاد کشور تحمیل کرد و جان هزاران انسان را در ایران و منطقه گرفت.
پس از به رهبری رسیدن خامنهای، دشمنی با اسرائیل به محور اصلی سیاست خارجی و داخلی تبدیل شد. توسعه صنایع موشکی، سرمایهگذاری در برنامه هستهای و حمایت مالی و نظامی از گروههای نیابتی مانند حزبالله لبنان و حماس نه تنها منابع ملی ایران را هدر داد، بلکه موجب درگیریهای نیابتی مرگبار در سوریه، لبنان و فلسطین شد و غیرنظامیان را به طور مستقیم و غیرمستقیم قربانی کرد. مدارس، بیمارستانها و مناطق مسکونی به صحنههای برخورد نظامی و ابزار تبلیغاتی بدل شدند؛ الگویی که تهران در داخل و متحدانش در منطقه بارها تکرار کردند.
این ایدئولوژی، با تمام تمرکز بر دشمنی خارجی، توجهی به نیازهای حیاتی مردم ایران نکرد: تورم، بیکاری، سقوط ارزش پول ملی و فرسایش زیرساختهای بهداشت و آموزش، نتیجه طبیعی اولویت دادن به پروژههای پرهزینه و خطرناک منطقهای بود. حتی نمادهای شهری، مانند همان ساعت شمار، به ابزار روانی برای مشروعیتبخشی به سیاستهای مرگبار بدل شدند.
اما همان رویای «نابودی اسرائیل» در نهایت برای رهبر جمهوری اسلامی تعبیر شد، اما نه به شکل پیروزی؛ بلکه به مرگی تحقیرآمیز در میان درگیریهای نظامی مستقیم و فشارهای منطقهای.
میلیاردها دلار پول، جان انسانها و اعتبار سیاسی کشور صرف یک آرمان شخصی شد که جز ویرانی و نارضایتی داخلی و منطقهای نتیجهای نداشت.
#پایان_دیکتاتور #دیگری_ستیزی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
مرگ، تعبیر رویای یک رهبر متوهم
ساعت شمار میدان فلسطین در تهران، که از روز قدس ۱۳۹۶ فعال شد و شمارش معکوس «نابودی اسرائیل» را نمایش میداد، بیش از یک ابزار تبلیغاتی ساده است؛ این ساعت نماد بارز ایدئولوژی دیگرستیز و ماجراجویانه علی خامنهای بود، ایدئولوژیای که میلیاردها دلار هزینه برای ایران به همراه آورد، تحریمهای فلجکننده بر اقتصاد کشور تحمیل کرد و جان هزاران انسان را در ایران و منطقه گرفت.
پس از به رهبری رسیدن خامنهای، دشمنی با اسرائیل به محور اصلی سیاست خارجی و داخلی تبدیل شد. توسعه صنایع موشکی، سرمایهگذاری در برنامه هستهای و حمایت مالی و نظامی از گروههای نیابتی مانند حزبالله لبنان و حماس نه تنها منابع ملی ایران را هدر داد، بلکه موجب درگیریهای نیابتی مرگبار در سوریه، لبنان و فلسطین شد و غیرنظامیان را به طور مستقیم و غیرمستقیم قربانی کرد. مدارس، بیمارستانها و مناطق مسکونی به صحنههای برخورد نظامی و ابزار تبلیغاتی بدل شدند؛ الگویی که تهران در داخل و متحدانش در منطقه بارها تکرار کردند.
این ایدئولوژی، با تمام تمرکز بر دشمنی خارجی، توجهی به نیازهای حیاتی مردم ایران نکرد: تورم، بیکاری، سقوط ارزش پول ملی و فرسایش زیرساختهای بهداشت و آموزش، نتیجه طبیعی اولویت دادن به پروژههای پرهزینه و خطرناک منطقهای بود. حتی نمادهای شهری، مانند همان ساعت شمار، به ابزار روانی برای مشروعیتبخشی به سیاستهای مرگبار بدل شدند.
اما همان رویای «نابودی اسرائیل» در نهایت برای رهبر جمهوری اسلامی تعبیر شد، اما نه به شکل پیروزی؛ بلکه به مرگی تحقیرآمیز در میان درگیریهای نظامی مستقیم و فشارهای منطقهای.
میلیاردها دلار پول، جان انسانها و اعتبار سیاسی کشور صرف یک آرمان شخصی شد که جز ویرانی و نارضایتی داخلی و منطقهای نتیجهای نداشت.
#پایان_دیکتاتور #دیگری_ستیزی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤5👍1
Forwarded from گفتوشنود
در بسیاری از جوامع، فرایند هویتسازی غالباً با ایجاد و تعریف یک «دیگری دشمن» یا «دیگری متخاصم» همراه است. این الگو که بر اساس نظریات روانشناختی فروید ریشههای عمیقی در ذهن انسان دارد، به افراد و جوامع کمک میکند تا با برونریزی خشم و نفرت خود، به نوعی احساس انسجام و هویت دست یابند. این روند در جوامع مختلف با شکلها و مصادیق متفاوتی بروز یافته و در تاریخ نیز مثالهای فراوانی از آن دیده میشود.
به باور فروید، انسان برای تخلیه خشم و نارضایتی خود، نیازمند یافتن بهانهای است. این بهانه در بسیاری از جوامع، از جمله جوامع مسلمان و مسیحی، به طور سنتی «یهودیان» بودهاند. اما در جامعه ایران، به ویژه از اواخر دوره قاجار تاکنون، این الگوی دیگریسازی، اهداف متفاوتی را نشانه گرفته است. در جامعه معاصر ایرانی، گروههایی همچون بابیها و بهاییان، به گونهای ناخواسته همان نقشی را ایفا کردهاند که یهودیان در دیگر جوامع داشتند. این گروهها در فرآیند هویتسازی و برساختن «دیگری» برای جامعه ایرانی، نقش محوری داشتهاند، نقشی که گاه از تفاوتهای مذهبی و فرهنگی فراتر میرود و به نوعی ابزار برای قوامبخشی به هویتهای جمعی تبدیل میشود.
رویکرد دیگریسازی و دشمنتراشی برای تعریف هویتهای جمعی، به جای ایجاد تفاهم و همدلی، بر شکافها و تنشهای اجتماعی میافزاید. اندیشیدن به این الگوی تکرارشونده، به ویژه در جوامعی مانند ایران، میتواند به بازشناسی نقش تفاوتها و تقویت پذیرش تنوع کمک کند. برای جامعهای که به دنبال صلح و پایداری است، درک این فرایند و جایگزینی آن با همبستگی و گفتوگو، اهمیت ویژهای دارد.
#گفتگو_توانا #دیگری_سازی #هویت_جمعی #تاریخ_ایران
@Dialogue1402
به باور فروید، انسان برای تخلیه خشم و نارضایتی خود، نیازمند یافتن بهانهای است. این بهانه در بسیاری از جوامع، از جمله جوامع مسلمان و مسیحی، به طور سنتی «یهودیان» بودهاند. اما در جامعه ایران، به ویژه از اواخر دوره قاجار تاکنون، این الگوی دیگریسازی، اهداف متفاوتی را نشانه گرفته است. در جامعه معاصر ایرانی، گروههایی همچون بابیها و بهاییان، به گونهای ناخواسته همان نقشی را ایفا کردهاند که یهودیان در دیگر جوامع داشتند. این گروهها در فرآیند هویتسازی و برساختن «دیگری» برای جامعه ایرانی، نقش محوری داشتهاند، نقشی که گاه از تفاوتهای مذهبی و فرهنگی فراتر میرود و به نوعی ابزار برای قوامبخشی به هویتهای جمعی تبدیل میشود.
رویکرد دیگریسازی و دشمنتراشی برای تعریف هویتهای جمعی، به جای ایجاد تفاهم و همدلی، بر شکافها و تنشهای اجتماعی میافزاید. اندیشیدن به این الگوی تکرارشونده، به ویژه در جوامعی مانند ایران، میتواند به بازشناسی نقش تفاوتها و تقویت پذیرش تنوع کمک کند. برای جامعهای که به دنبال صلح و پایداری است، درک این فرایند و جایگزینی آن با همبستگی و گفتوگو، اهمیت ویژهای دارد.
#گفتگو_توانا #دیگری_سازی #هویت_جمعی #تاریخ_ایران
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
در بسیاری از جوامع، فرایند هویتسازی غالباً با ایجاد و تعریف یک «دیگری دشمن» یا «دیگری متخاصم» همراه است. این الگو که بر اساس نظریات روانشناختی فروید ریشههای عمیقی در ذهن انسان دارد، به افراد و جوامع کمک میکند تا با برونریزی خشم و نفرت خود، به نوعی احساس انسجام و هویت دست یابند. این روند در جوامع مختلف با شکلها و مصادیق متفاوتی بروز یافته و در تاریخ نیز مثالهای فراوانی از آن دیده میشود.
به باور فروید، انسان برای تخلیه خشم و نارضایتی خود، نیازمند یافتن بهانهای است. این بهانه در بسیاری از جوامع، از جمله جوامع مسلمان و مسیحی، به طور سنتی «یهودیان» بودهاند. اما در جامعه ایران، به ویژه از اواخر دوره قاجار تاکنون، این الگوی دیگریسازی، اهداف متفاوتی را نشانه گرفته است. در جامعه معاصر ایرانی، گروههایی همچون بابیها و بهاییان، به گونهای ناخواسته همان نقشی را ایفا کردهاند که یهودیان در دیگر جوامع داشتند. این گروهها در فرآیند هویتسازی و برساختن «دیگری» برای جامعه ایرانی، نقش محوری داشتهاند، نقشی که گاه از تفاوتهای مذهبی و فرهنگی فراتر میرود و به نوعی ابزار برای قوامبخشی به هویتهای جمعی تبدیل میشود.
رویکرد دیگریسازی و دشمنتراشی برای تعریف هویتهای جمعی، به جای ایجاد تفاهم و همدلی، بر شکافها و تنشهای اجتماعی میافزاید. اندیشیدن به این الگوی تکرارشونده، به ویژه در جوامعی مانند ایران، میتواند به بازشناسی نقش تفاوتها و تقویت پذیرش تنوع کمک کند. برای جامعهای که به دنبال صلح و پایداری است، درک این فرایند و جایگزینی آن با همبستگی و گفتوگو، اهمیت ویژهای دارد.
#گفتگو_توانا #دیگری_سازی #هویت_جمعی #تاریخ_ایران
@Dialogue1402
به باور فروید، انسان برای تخلیه خشم و نارضایتی خود، نیازمند یافتن بهانهای است. این بهانه در بسیاری از جوامع، از جمله جوامع مسلمان و مسیحی، به طور سنتی «یهودیان» بودهاند. اما در جامعه ایران، به ویژه از اواخر دوره قاجار تاکنون، این الگوی دیگریسازی، اهداف متفاوتی را نشانه گرفته است. در جامعه معاصر ایرانی، گروههایی همچون بابیها و بهاییان، به گونهای ناخواسته همان نقشی را ایفا کردهاند که یهودیان در دیگر جوامع داشتند. این گروهها در فرآیند هویتسازی و برساختن «دیگری» برای جامعه ایرانی، نقش محوری داشتهاند، نقشی که گاه از تفاوتهای مذهبی و فرهنگی فراتر میرود و به نوعی ابزار برای قوامبخشی به هویتهای جمعی تبدیل میشود.
رویکرد دیگریسازی و دشمنتراشی برای تعریف هویتهای جمعی، به جای ایجاد تفاهم و همدلی، بر شکافها و تنشهای اجتماعی میافزاید. اندیشیدن به این الگوی تکرارشونده، به ویژه در جوامعی مانند ایران، میتواند به بازشناسی نقش تفاوتها و تقویت پذیرش تنوع کمک کند. برای جامعهای که به دنبال صلح و پایداری است، درک این فرایند و جایگزینی آن با همبستگی و گفتوگو، اهمیت ویژهای دارد.
#گفتگو_توانا #دیگری_سازی #هویت_جمعی #تاریخ_ایران
@Dialogue1402
❤2👍2
Forwarded from گفتوشنود
احمد خاتمی، امام جمعه تهران در مراسم روز قدس گفت: «به صراحت میگوییم برای استقرار صلح و آرامش باید اسرائیل از بین برود و اثری از آن باقی نماند.» او افزود: «تا زمانی که آمریکا و اسرائیل وجود دارند، بشریت روی آرامش نخواهد دید و رزمندگان ما، این جنایتکاران را از بین میبرند.»
روز قدس عنوانی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ توسط حکومت جمهوری اسلامی برای آخرین جمعه ماه رمضان تعیین شد. این روز با فراخوان آیتالله خمینی به عنوان روزی برای اعلام همبستگی با فلسطینیان و مخالفت با اسرائیل شکل گرفت و هر ساله با راهپیماییها و برنامههای رسمی حکومتی در ایران و برخی دیگر از کشورها برگزار میشود.
اما در عمل، گفتمان رسمی روز قدس به یکی از آشکارترین تریبونهای نفرتپراکنی سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل شده است. ایدئولوژی «یهودیستیز» و «دیگریستیز» جمهوری اسلامی، طی چهار دهه ایران را در تقابل دائمی با اسرائیل، آمریکا و بخش بزرگی از جهان قرار داده است. نتیجه این سیاستها چیزی جز انزوای بینالمللی، تشدید تنشهای نظامی و تحمیل هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی بر مردم ایران نبوده است.
اکنون که این مسیر پرتنش، ایران را در متن درگیریهای خطرناک منطقهای با آمریکا و اسرائیل قرار داده و هزینههای سنگینی برای جامعه و کشور به همراه داشته، رهبران مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی نه تنها مسئولیتی نمیپذیرند، بلکه همچنان بر همان ادبیات نفرت و حذف دیگری پافشاری میکنند. و بر طبل نفرت میکوبند و خواستار نابودی یک کشور هستند.
#یهود_ستیزی #دیگری_ستیزی #روز_قدس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روز قدس عنوانی است که پس از انقلاب ۱۳۵۷ توسط حکومت جمهوری اسلامی برای آخرین جمعه ماه رمضان تعیین شد. این روز با فراخوان آیتالله خمینی به عنوان روزی برای اعلام همبستگی با فلسطینیان و مخالفت با اسرائیل شکل گرفت و هر ساله با راهپیماییها و برنامههای رسمی حکومتی در ایران و برخی دیگر از کشورها برگزار میشود.
اما در عمل، گفتمان رسمی روز قدس به یکی از آشکارترین تریبونهای نفرتپراکنی سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل شده است. ایدئولوژی «یهودیستیز» و «دیگریستیز» جمهوری اسلامی، طی چهار دهه ایران را در تقابل دائمی با اسرائیل، آمریکا و بخش بزرگی از جهان قرار داده است. نتیجه این سیاستها چیزی جز انزوای بینالمللی، تشدید تنشهای نظامی و تحمیل هزینههای سنگین انسانی و اقتصادی بر مردم ایران نبوده است.
اکنون که این مسیر پرتنش، ایران را در متن درگیریهای خطرناک منطقهای با آمریکا و اسرائیل قرار داده و هزینههای سنگینی برای جامعه و کشور به همراه داشته، رهبران مذهبی و سیاسی جمهوری اسلامی نه تنها مسئولیتی نمیپذیرند، بلکه همچنان بر همان ادبیات نفرت و حذف دیگری پافشاری میکنند. و بر طبل نفرت میکوبند و خواستار نابودی یک کشور هستند.
#یهود_ستیزی #دیگری_ستیزی #روز_قدس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
مارتا نوسبام (Martha Nussbaum)، فیلسوف معاصر آمریکایی و از چهرههای تاثیرگذار در اخلاق، فلسفه حقوق، و نظریه عدالت، نگاهی نو به پیوند میان اخلاق، گفتوگو و کرامت انسانی ارائه داده است. او که تحت تاثیر سنت ارسطویی و همچنین نظریههای مدرن عدالت اجتماعی و فمینیسم است، بیش از آنکه اخلاق را بر پایه قانون یا پیامد صرف تعریف کند، بر ظرفیتهای انسانی و شرایط عینی زندگی شرافتمندانه تاکید دارد. در نظریه «توانمندسازی» (Capabilities Approach) که با همکاری آمارتیا سن توسعه داده، اخلاق در نسبت با توانایی افراد برای زیستن یک زندگی انسانی و معنادار فهمیده میشود.
در اندیشه نوسبام، گفتوگو و استدلال نقشی بنیادین دارند، اما این گفتوگو باید از همدلی، شناخت تفاوتها و توجه به آسیبپذیری انسان آغاز شود. برخلاف دیدگاههای صرفا عقلگرایانه، او باور دارد که عواطف بهویژه ترحم، خشم، و عشق نقش مثبت در اخلاق و سیاست دارند، اگر بهدرستی هدایت و درک شوند. نوسبام معتقد است که برای رسیدن به عدالت، باید صداهای خاموششده را شنید، تجربههای زیسته را فهمید، و از طریق گفتوگوهایی باز و انسانی، برای بهبود شرایط زندگی واقعی افراد تلاش کرد.
نظریه توانمندسازی نوسبام بر شناسایی و تامین حداقلهایی برای زندگی انسانی تمرکز دارد از جمله آموزش، سلامت، برابری جنسیتی، بیان آزادانه، و مشارکت در زندگی سیاسی و اجتماعی. این نظریه، نوعی اخلاق کاربردی و گفتوگومحور است که میخواهد عدالت را در جهان واقعی و در مواجهه با نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رقم بزند. او بارها تاکید کرده که بدون مشارکت فعال و شنیدن صدای همه، بهویژه اقلیتها، زنان و فرودستان، نه اخلاق ممکن است، نه دموکراسی.
نوسبام ما را دعوت میکند تا اخلاق را نه تنها از دریچه عقل، بلکه از راه گفتوگویی آمیخته با همدلی، درک تفاوت و تعهد عملی به بهبود زندگی انسانها بازاندیشی کنیم. در جهان امروز که پر از طرد، بیعدالتی و گسست است، صدای او یادآور این حقیقت است که عدالت تنها زمانی ممکن میشود که گفتوگو با زندگی انسانها، از درون تجربههایشان، آغاز شود.
#اخلاق #مارتا_نوسباوم #مارتا_نوسبام #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در اندیشه نوسبام، گفتوگو و استدلال نقشی بنیادین دارند، اما این گفتوگو باید از همدلی، شناخت تفاوتها و توجه به آسیبپذیری انسان آغاز شود. برخلاف دیدگاههای صرفا عقلگرایانه، او باور دارد که عواطف بهویژه ترحم، خشم، و عشق نقش مثبت در اخلاق و سیاست دارند، اگر بهدرستی هدایت و درک شوند. نوسبام معتقد است که برای رسیدن به عدالت، باید صداهای خاموششده را شنید، تجربههای زیسته را فهمید، و از طریق گفتوگوهایی باز و انسانی، برای بهبود شرایط زندگی واقعی افراد تلاش کرد.
نظریه توانمندسازی نوسبام بر شناسایی و تامین حداقلهایی برای زندگی انسانی تمرکز دارد از جمله آموزش، سلامت، برابری جنسیتی، بیان آزادانه، و مشارکت در زندگی سیاسی و اجتماعی. این نظریه، نوعی اخلاق کاربردی و گفتوگومحور است که میخواهد عدالت را در جهان واقعی و در مواجهه با نابرابریهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رقم بزند. او بارها تاکید کرده که بدون مشارکت فعال و شنیدن صدای همه، بهویژه اقلیتها، زنان و فرودستان، نه اخلاق ممکن است، نه دموکراسی.
نوسبام ما را دعوت میکند تا اخلاق را نه تنها از دریچه عقل، بلکه از راه گفتوگویی آمیخته با همدلی، درک تفاوت و تعهد عملی به بهبود زندگی انسانها بازاندیشی کنیم. در جهان امروز که پر از طرد، بیعدالتی و گسست است، صدای او یادآور این حقیقت است که عدالت تنها زمانی ممکن میشود که گفتوگو با زندگی انسانها، از درون تجربههایشان، آغاز شود.
#اخلاق #مارتا_نوسباوم #مارتا_نوسبام #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4
Forwarded from گفتوشنود
وقتی «دیگری» ابزار توهین و نزاع درونگروهی میشود
این تصویر فقط یک شعار تند سیاسی نیست؛ نشانه یک الگوی عمیقتر از عدم وجود رواداری است. در جمهوری اسلامی حتی یک دیدگاه و یا مقاله از سوی یک مقام سیاسی باعث حمله با برچسب «بهایی» میشود، در حالیکه موضوع اصلی، اختلافی درون حاکمیت است. یعنی حتی در دعواهای داخلی، پای تخریب یک «دیگری» به میان کشیده میشود.
در اینجا «بهایی» یا «یهودی» نه بهعنوان یک هویت واقعی، بلکه بهعنوان ناسزا بهکار میرود. این یعنی یک باور دینی، که برای میلیونها انسان بخشی از هویت و زندگیشان است، به سطح یک ابزار تحقیر فروکاسته میشود. این اتفاق فقط متوجه یک فرد یا یک جریان نیست؛ بلکه مستقیما شان و کرامت پیروان آن باورها را هدف قرار میدهد.
مسئله مهمتر این است که این الگو تکرارشونده در جمهوری اسلامی است: هرگاه اختلافی سیاسی شکل میگیرد، بهجای نقد روشن، از برچسبهای هویتی برای بیاعتبارسازی استفاده میشود. این کار، هم سطح گفتار سیاسی را پایین میآورد و هم به بازتولید تبعیض دامن میزند.
در حالیکه یک اصل ساده باید بدیهی باشد: باور دینی یا هویت جمعی، نه جرم است، نه مایه شرم، و نه میتواند ابزار توهین باشد. احترام به تنوع باورها، حتی در اوج اختلاف سیاسی، حداقل اخلاق عمومی است مرزی که عبور از آن، بیش از آنکه رقیب را تخریب، به جامعه آسیب میزند.
#رواداری #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این تصویر فقط یک شعار تند سیاسی نیست؛ نشانه یک الگوی عمیقتر از عدم وجود رواداری است. در جمهوری اسلامی حتی یک دیدگاه و یا مقاله از سوی یک مقام سیاسی باعث حمله با برچسب «بهایی» میشود، در حالیکه موضوع اصلی، اختلافی درون حاکمیت است. یعنی حتی در دعواهای داخلی، پای تخریب یک «دیگری» به میان کشیده میشود.
در اینجا «بهایی» یا «یهودی» نه بهعنوان یک هویت واقعی، بلکه بهعنوان ناسزا بهکار میرود. این یعنی یک باور دینی، که برای میلیونها انسان بخشی از هویت و زندگیشان است، به سطح یک ابزار تحقیر فروکاسته میشود. این اتفاق فقط متوجه یک فرد یا یک جریان نیست؛ بلکه مستقیما شان و کرامت پیروان آن باورها را هدف قرار میدهد.
مسئله مهمتر این است که این الگو تکرارشونده در جمهوری اسلامی است: هرگاه اختلافی سیاسی شکل میگیرد، بهجای نقد روشن، از برچسبهای هویتی برای بیاعتبارسازی استفاده میشود. این کار، هم سطح گفتار سیاسی را پایین میآورد و هم به بازتولید تبعیض دامن میزند.
در حالیکه یک اصل ساده باید بدیهی باشد: باور دینی یا هویت جمعی، نه جرم است، نه مایه شرم، و نه میتواند ابزار توهین باشد. احترام به تنوع باورها، حتی در اوج اختلاف سیاسی، حداقل اخلاق عمومی است مرزی که عبور از آن، بیش از آنکه رقیب را تخریب، به جامعه آسیب میزند.
#رواداری #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8
Forwarded from گفتوشنود
با گذشت یک هفته از بازداشت رومینا خزعلی، نقاش، و بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار بهائی ساکن شیراز، نگرانیها دربارهٔ وضعیت آنها افزایش یافته است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، رومینا خزعلی در این مدت تنها یک تماس بسیار کوتاه ۲۰ ثانیهای با خانوادهاش داشته است. مسئولان زندان در پاسخ به پیگیریهای خانواده اعلام کردهاند که او در حال حاضر ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس است.
خانم خزعلی بهتازگی تحت عمل جراحی معده قرار گرفته و از مشکلاتی مانند میگرن شدید، فشار چشم و کمردرد رنج میبرد. گفته میشود او بهطور منظم دارو مصرف میکند، اما اطلاعی پیرامون وضعیت سلامتش و اینکه داروهای مورد نیازش به او میرسد یا خیر در دست نیست.
رومینا خزعلی مسئولیت مراقبت از پدر و مادر سالمند خود را بر عهده دارد و بازداشت او، وضعیت جسمی و روحی والدینش نیز رو به وخامت گذاشته است.
رومینا خزعلی و بهزاد یزدانی دارای دو فرزند هستند که در غیاب پدر و مادرشان در شرایط روحی نامناسبی قرار گرفتهاند. همچنین، بهدلیل ضبط وسایل الکترونیکی خانواده هنگام بازداشت، روند تحصیل آنها که این روزها بهدلیل شرایط جنگی بهصورت مجازی دنبال میشده، با مشکلات جدی مواجه شده است.
در همین حال، تعطیلی دادگاه انقلاب شیراز باعث شده خانوادهها امکان پیگیری وضعیت حقوقی و قضایی این دو شهروند را نداشته باشند و عملاً راهی برای کسب اطلاع یا اقدام قانونی در اختیارشان نباشد.
بهزاد یزدانی و همسرش رومینا خزعلی پیشتر به ترتیب در شامگاه ۸ و ۹ فروردین توسط مأموران اطلاعات سپاه در منزل خود بازداشت شدند.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس اطلاعات دریافتی، رومینا خزعلی در این مدت تنها یک تماس بسیار کوتاه ۲۰ ثانیهای با خانوادهاش داشته است. مسئولان زندان در پاسخ به پیگیریهای خانواده اعلام کردهاند که او در حال حاضر ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس است.
خانم خزعلی بهتازگی تحت عمل جراحی معده قرار گرفته و از مشکلاتی مانند میگرن شدید، فشار چشم و کمردرد رنج میبرد. گفته میشود او بهطور منظم دارو مصرف میکند، اما اطلاعی پیرامون وضعیت سلامتش و اینکه داروهای مورد نیازش به او میرسد یا خیر در دست نیست.
رومینا خزعلی مسئولیت مراقبت از پدر و مادر سالمند خود را بر عهده دارد و بازداشت او، وضعیت جسمی و روحی والدینش نیز رو به وخامت گذاشته است.
رومینا خزعلی و بهزاد یزدانی دارای دو فرزند هستند که در غیاب پدر و مادرشان در شرایط روحی نامناسبی قرار گرفتهاند. همچنین، بهدلیل ضبط وسایل الکترونیکی خانواده هنگام بازداشت، روند تحصیل آنها که این روزها بهدلیل شرایط جنگی بهصورت مجازی دنبال میشده، با مشکلات جدی مواجه شده است.
در همین حال، تعطیلی دادگاه انقلاب شیراز باعث شده خانوادهها امکان پیگیری وضعیت حقوقی و قضایی این دو شهروند را نداشته باشند و عملاً راهی برای کسب اطلاع یا اقدام قانونی در اختیارشان نباشد.
بهزاد یزدانی و همسرش رومینا خزعلی پیشتر به ترتیب در شامگاه ۸ و ۹ فروردین توسط مأموران اطلاعات سپاه در منزل خود بازداشت شدند.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8
Forwarded from گفتوشنود
امانوئل لویناس (۱۹۰۶-۱۹۹۵)، یک فیلسوف فرانسوی با ریشههای لیتوانیایی یهودی بود که بیشتر به خاطر کارهایش در زمینهی اخلاق و فلسفه وجودی شناخته شده است.
او یکی از مهمترین متفکران پس از جنگ جهانی دوم در فلسفه غرب بود و تأثیرات عمیقی از فیلسوفانی مانند ادموند هوسرل و مارتین هایدگر دریافت کرد.
لویناس در آثار خود به شدت بر اهمیت دیگری (the Other) و رابطه اخلاقی که ما با دیگران داریم تمرکز کرد.
او معتقد بود که رویارویی با دیگری، به ویژه چهره دیگری، اصلیترین وظیفه اخلاقی ما است.
لویناس بر این باور بود که چهره دیگری، ما را به یک پاسخگویی بیپایان وادار میکند، و این پاسخگویی است که اساس اخلاقیات را شکل میدهد.
در فلسفه لویناس، خداوند به عنوان یک حضور غایب مطرح میشود، یعنی حضوری که به صورت مستقیم قابل درک نیست، اما از طریق روابط اخلاقی ما با دیگران احساس میشود.
لویناس معتقد است که وقتی ما با دیگران روبرو میشویم، به نوعی با خداوند نیز روبرو میشویم. به این معنا، خداوند در رویکرد اخلاقی ما به دیگران نقش دارد.
#خدا #لویناس #امانوئل_لویناس #دیگری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او یکی از مهمترین متفکران پس از جنگ جهانی دوم در فلسفه غرب بود و تأثیرات عمیقی از فیلسوفانی مانند ادموند هوسرل و مارتین هایدگر دریافت کرد.
لویناس در آثار خود به شدت بر اهمیت دیگری (the Other) و رابطه اخلاقی که ما با دیگران داریم تمرکز کرد.
او معتقد بود که رویارویی با دیگری، به ویژه چهره دیگری، اصلیترین وظیفه اخلاقی ما است.
لویناس بر این باور بود که چهره دیگری، ما را به یک پاسخگویی بیپایان وادار میکند، و این پاسخگویی است که اساس اخلاقیات را شکل میدهد.
در فلسفه لویناس، خداوند به عنوان یک حضور غایب مطرح میشود، یعنی حضوری که به صورت مستقیم قابل درک نیست، اما از طریق روابط اخلاقی ما با دیگران احساس میشود.
لویناس معتقد است که وقتی ما با دیگران روبرو میشویم، به نوعی با خداوند نیز روبرو میشویم. به این معنا، خداوند در رویکرد اخلاقی ما به دیگران نقش دارد.
#خدا #لویناس #امانوئل_لویناس #دیگری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4
Forwarded from گفتوشنود
ژان-لوک نانسی (Jean-Luc Nancy) یکی از فیلسوفان معاصر فرانسوی است که تفکر او حول محور هویت، اجتماع و رابطه با دیگری شکل میگیرد. نانسی معتقد است که انسان هرگز بهصورت یک جزیره مستقل و کامل وجود ندارد، هویت فردی همیشه با دیگری و با حضور دیگران شکل میگیرد. او بر این نکته تاکید میکند که وجود انسانی اساسا چندصدایی (plural) و رابطهای است و هیچ فرد یا گروهی نمیتواند خود را از تفاوتها و حضور دیگران جدا بداند. به گفته او، «بودن-با» (Being-with) وضعیت بنیادی انسان است و پذیرش دیگری، نه یک انتخاب اخلاقی صرف، بلکه شرط امکان زندگی جمعی و تجربه اجتماعی است.
از نگاه نانسی، پذیرش تفاوتها شامل شناخت و احترام به تنوع فرهنگی، فکری و وجودی دیگران است. او هشدار میدهد که تلاش برای تثبیت هویتهای مطلق یا حذف دیگری از طریق سلطه یا تحمیل، نهتنها غیرواقعی، بلکه خطرناک است. فلسفه او، هنجارهای مدرن و اجتماعی را فرا میگیرد و تاکید دارد که تفاوتها و حضور دیگران، منبع غنی تجربه انسانی هستند و به ما امکان میدهند که خود را بهتر و گستردهتر در جهان بشناسیم.
نانسی همچنین بر اهمیت گشودگی به گفتوگو و پذیرش عدم قطعیت تاکید دارد. پذیرش دیگری به معنای کنار آمدن با اختلافات و تعارضات نیست که آنها را نادیده بگیریم، بلکه فرصتی است برای بازاندیشی در مرزهای خود و تجربه انسانی عمیقتر. این رویکرد، نه تنها جنبه اخلاقی دارد، بلکه جامعهای سالم، پویا و متنوع را ممکن میسازد.
در دنیای امروز، با افزایش تنشهای هویتی، ملیتی و فرهنگی، دیدگاه نانسی به ما یادآوری میکند که پذیرش تفاوتها و دیگری، پایه صلح، همزیستی و توسعه انسانی است. هویت واقعی انسانی زمانی شکل میگیرد که با دیگری مواجه شویم و تفاوتها را نه تهدید، بلکه سرمایهای برای تعمیق تجربه زندگی بدانیم. فلسفه نانسی، دعوتی به بازنگری در فهم خود و جهان است؛ فهمی که بدون دیگری ناقص است و زندگی انسانی بدون پذیرش تفاوتها، خالی از معنا میشود.
#دیگری #ژان_لوک_نانسی #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از نگاه نانسی، پذیرش تفاوتها شامل شناخت و احترام به تنوع فرهنگی، فکری و وجودی دیگران است. او هشدار میدهد که تلاش برای تثبیت هویتهای مطلق یا حذف دیگری از طریق سلطه یا تحمیل، نهتنها غیرواقعی، بلکه خطرناک است. فلسفه او، هنجارهای مدرن و اجتماعی را فرا میگیرد و تاکید دارد که تفاوتها و حضور دیگران، منبع غنی تجربه انسانی هستند و به ما امکان میدهند که خود را بهتر و گستردهتر در جهان بشناسیم.
نانسی همچنین بر اهمیت گشودگی به گفتوگو و پذیرش عدم قطعیت تاکید دارد. پذیرش دیگری به معنای کنار آمدن با اختلافات و تعارضات نیست که آنها را نادیده بگیریم، بلکه فرصتی است برای بازاندیشی در مرزهای خود و تجربه انسانی عمیقتر. این رویکرد، نه تنها جنبه اخلاقی دارد، بلکه جامعهای سالم، پویا و متنوع را ممکن میسازد.
در دنیای امروز، با افزایش تنشهای هویتی، ملیتی و فرهنگی، دیدگاه نانسی به ما یادآوری میکند که پذیرش تفاوتها و دیگری، پایه صلح، همزیستی و توسعه انسانی است. هویت واقعی انسانی زمانی شکل میگیرد که با دیگری مواجه شویم و تفاوتها را نه تهدید، بلکه سرمایهای برای تعمیق تجربه زندگی بدانیم. فلسفه نانسی، دعوتی به بازنگری در فهم خود و جهان است؛ فهمی که بدون دیگری ناقص است و زندگی انسانی بدون پذیرش تفاوتها، خالی از معنا میشود.
#دیگری #ژان_لوک_نانسی #چند_فرهنگی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👍1
Forwarded from گفتوشنود
سازوکار انسانزدایی در نظامهای توتالیتر مذهبی؛ واکاوی استبداد در ایران
انسانزدایی در حکومتهای مذهبی و دیکتاتوری، نه یک پیامد جانبی، بلکه ستون فقرات بقای قدرت و ابزاری سیستماتیک برای توجیه جنایت است. در جمهوری اسلامی، این فرآیند با تبدیل «شهروند صاحب حق» به «رعیت مطیع» یا «دشمن مفسد» آغاز میشود. در این دستگاه فکری، فردیت انسانها تا زمانی اعتبار دارد که در خدمت ایدئولوژی رسمی و «ولایت» باشد؛ در غیر این صورت، هویت انسانی فرد سلب شده و او به هدفی برای سرکوب تبدیل میگردد.
بارزترین جلوه این انسانزدایی، در برخورد با اقلیتها نمایان است. دههها سرکوب سیستماتیک بهاییان، سلب حق تحصیل و کار از آنها، و فشار مضاعف بر اقلیتهای مذهبی و اتنیکی، نشاندهنده استراتژی «دیگریسازی» است. حکومت با استفاده از برچسبهای مذهبی، این گروهها را از حیطه «انسانیت مدنی» خارج میکند تا تبعیض علیه آنان نه تنها قانونی، بلکه در نگاه هوادارانش «مقدس» جلوه کند.
اوج این وقاحت در «ماشین اعدام» حکومت علیه معترضان و مخالفان سیاسی متبلور میشود. استفاده از عناوین فقهی سنگین مانند «محارب» و «مفسد فیالارض» برای جوانانی که تنها خواستار آزادی و زندگی انسانی هستند، دقیقترین تعریف انسانزدایی است. نظام با این واژگان، ابتدا هویت انسانی و حق دفاع را از معترض میگیرد و او را به یک موجود «اهریمنی» تبدیل میکند تا طناب دار را نه بر گردن یک انسان، بلکه بر گلوی یک «شرّ مطلق» ببیند. اعدامهای دهه ۶۰ و قتلهای حکومتی در جریان خیزشهای اخیر ، محصول همین تفکری است که بقای ایدئولوژی را بر خون انسان ارجح میداند.
این سیاستِ تقسیم جامعه به دو قطبیِ «مؤمن ذوب در ولایت» و «کافرِ خائن»، جامعه را به انبار باروتی از کینه و بیعدالتی تبدیل کرده است. وقتی «حق حیات» به میزان وفاداری به یک ایدئولوژی گره میخورد، ارزشهای اخلاقی سقوط کرده و خشونت به رویهای عادی بدل میشود. اما حقیقت این است که نظامی که بقای خود را در گرو انکار انسانیت شهروندانش میبیند، پیشاپیش مشروعیت اخلاقی و تاریخی خود را از دست داده است. تاریخ گواهی میدهد که کرامت انسانی، علیرغم تمام سرکوبها، در نهایت از زیر آوار استبداد قد برافراشته و ماشین انسانزدایی را متوقف خواهد کرد.
#انسان_زدایی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انسانزدایی در حکومتهای مذهبی و دیکتاتوری، نه یک پیامد جانبی، بلکه ستون فقرات بقای قدرت و ابزاری سیستماتیک برای توجیه جنایت است. در جمهوری اسلامی، این فرآیند با تبدیل «شهروند صاحب حق» به «رعیت مطیع» یا «دشمن مفسد» آغاز میشود. در این دستگاه فکری، فردیت انسانها تا زمانی اعتبار دارد که در خدمت ایدئولوژی رسمی و «ولایت» باشد؛ در غیر این صورت، هویت انسانی فرد سلب شده و او به هدفی برای سرکوب تبدیل میگردد.
بارزترین جلوه این انسانزدایی، در برخورد با اقلیتها نمایان است. دههها سرکوب سیستماتیک بهاییان، سلب حق تحصیل و کار از آنها، و فشار مضاعف بر اقلیتهای مذهبی و اتنیکی، نشاندهنده استراتژی «دیگریسازی» است. حکومت با استفاده از برچسبهای مذهبی، این گروهها را از حیطه «انسانیت مدنی» خارج میکند تا تبعیض علیه آنان نه تنها قانونی، بلکه در نگاه هوادارانش «مقدس» جلوه کند.
اوج این وقاحت در «ماشین اعدام» حکومت علیه معترضان و مخالفان سیاسی متبلور میشود. استفاده از عناوین فقهی سنگین مانند «محارب» و «مفسد فیالارض» برای جوانانی که تنها خواستار آزادی و زندگی انسانی هستند، دقیقترین تعریف انسانزدایی است. نظام با این واژگان، ابتدا هویت انسانی و حق دفاع را از معترض میگیرد و او را به یک موجود «اهریمنی» تبدیل میکند تا طناب دار را نه بر گردن یک انسان، بلکه بر گلوی یک «شرّ مطلق» ببیند. اعدامهای دهه ۶۰ و قتلهای حکومتی در جریان خیزشهای اخیر ، محصول همین تفکری است که بقای ایدئولوژی را بر خون انسان ارجح میداند.
این سیاستِ تقسیم جامعه به دو قطبیِ «مؤمن ذوب در ولایت» و «کافرِ خائن»، جامعه را به انبار باروتی از کینه و بیعدالتی تبدیل کرده است. وقتی «حق حیات» به میزان وفاداری به یک ایدئولوژی گره میخورد، ارزشهای اخلاقی سقوط کرده و خشونت به رویهای عادی بدل میشود. اما حقیقت این است که نظامی که بقای خود را در گرو انکار انسانیت شهروندانش میبیند، پیشاپیش مشروعیت اخلاقی و تاریخی خود را از دست داده است. تاریخ گواهی میدهد که کرامت انسانی، علیرغم تمام سرکوبها، در نهایت از زیر آوار استبداد قد برافراشته و ماشین انسانزدایی را متوقف خواهد کرد.
#انسان_زدایی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5👌2
Forwarded from گفتوشنود
در اقدامی که مقامات قضایی آن را «اسلامستیزانه» توصیف کردهاند،
افراد ناشناس بامداد جمعه به مسجد متعلق به جامعه اسلامی «دیتیب» در شهر ممینگن حمله کرده و با نصب سر یک خوک و پرتاب بادکنکهای حاوی خون، به این مکان خبرساز شدند.
به گزارش پلیس شوابن جنوب/غرب، عاملان این حمله سر یک خوک را دقیقاً روی نماد هلال ماه در ورودی مسجد نصب کرده بودند. همچنین نمای ساختمان با بادکنکهایی که احتمالاً با خون خوک پر شده بود، هدف قرار گرفت و آلوده شد.
در پی این حادثه، نیروهای شهرداری و آتشنشانی منطقه بلافاصله در محل حاضر شده و پیش از ظهر، ساختمان مسجد را پاکسازی کردند.
دادستانی کل مونیخ با جدی ارزیابی کردن این پرونده، انگیزه این اقدام را «نفرتپراکنی و اسلامستیزی» عنوان کرد. در حال حاضر، تحقیقات گستردهای با همکاری پلیس جنایی ممینگن تحت عناوین اتهام اهانت به یک جامعه دینی و باورهای مذهبی، آسیب به اموال عمومی و خصوصی در جریان است.
مسئولان مسجد ممینگن که تحت پوشش اتحادیه «دیتیب» (ترکی-آلمانی) فعالیت میکنند، این حرکت را فراتر از یک تخریب ساده دانسته و آن را «حملهای مستقیم علیه همزیستی مسالمتآمیز» در ایالت بایرن توصیف کردند.
این حمله در حالی صورت میگیرد که آمارهای رسمی از رشد تصاعدی خشونت علیه مسلمانان در آلمان حکایت دارد. بر اساس دادههای ائتلاف Claim (مرکز گزارشدهی اسلامستیزی) در سال ۲۰۲۴، حدود ۳,۰۸۰ مورد حمله و تبعیض علیه مسلمانان ثبت شده است.
این آمار نسبت به سال گذشته میلادی، افزایشی ۶۰ درصدی را نشان میدهد.
کارشناسان معتقدند تکرار چنین حوادثی نشاندهنده لزوم تقویت تدابیر امنیتی برای مراکز مذهبی و برخورد قاطعتر دستگاه قضایی با عاملان نفرتپراکنی است.
#اسلام_هراسی #اسلام_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
افراد ناشناس بامداد جمعه به مسجد متعلق به جامعه اسلامی «دیتیب» در شهر ممینگن حمله کرده و با نصب سر یک خوک و پرتاب بادکنکهای حاوی خون، به این مکان خبرساز شدند.
به گزارش پلیس شوابن جنوب/غرب، عاملان این حمله سر یک خوک را دقیقاً روی نماد هلال ماه در ورودی مسجد نصب کرده بودند. همچنین نمای ساختمان با بادکنکهایی که احتمالاً با خون خوک پر شده بود، هدف قرار گرفت و آلوده شد.
در پی این حادثه، نیروهای شهرداری و آتشنشانی منطقه بلافاصله در محل حاضر شده و پیش از ظهر، ساختمان مسجد را پاکسازی کردند.
دادستانی کل مونیخ با جدی ارزیابی کردن این پرونده، انگیزه این اقدام را «نفرتپراکنی و اسلامستیزی» عنوان کرد. در حال حاضر، تحقیقات گستردهای با همکاری پلیس جنایی ممینگن تحت عناوین اتهام اهانت به یک جامعه دینی و باورهای مذهبی، آسیب به اموال عمومی و خصوصی در جریان است.
مسئولان مسجد ممینگن که تحت پوشش اتحادیه «دیتیب» (ترکی-آلمانی) فعالیت میکنند، این حرکت را فراتر از یک تخریب ساده دانسته و آن را «حملهای مستقیم علیه همزیستی مسالمتآمیز» در ایالت بایرن توصیف کردند.
این حمله در حالی صورت میگیرد که آمارهای رسمی از رشد تصاعدی خشونت علیه مسلمانان در آلمان حکایت دارد. بر اساس دادههای ائتلاف Claim (مرکز گزارشدهی اسلامستیزی) در سال ۲۰۲۴، حدود ۳,۰۸۰ مورد حمله و تبعیض علیه مسلمانان ثبت شده است.
این آمار نسبت به سال گذشته میلادی، افزایشی ۶۰ درصدی را نشان میدهد.
کارشناسان معتقدند تکرار چنین حوادثی نشاندهنده لزوم تقویت تدابیر امنیتی برای مراکز مذهبی و برخورد قاطعتر دستگاه قضایی با عاملان نفرتپراکنی است.
#اسلام_هراسی #اسلام_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌6😍2
Forwarded from گفتوشنود
اخطار مستقیم نخست وزیر بریتانیا به جمهوری اسلامی درپی حملات یهودستیزانه: دامن زدن به نفرت و خشونت تحمل نخواهد شد
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در پی وقوع زنجیرهای از حملات یهودیستیزانه و آتشسوزیهای عمدی در لندن، هشداری صریح و «مستقیم» به جمهوری اسلامی ایران صادر کرد. استارمر تأکید کرد که هرگونه تلاش برای دامن زدن به خشونت، نفرت یا تفرقه در جامعه بریتانیا با واکنش قاطع دولت روبرو خواهد شد.
در پی آتشسوزی عمدی در یک کنیسه سابق در شرق لندن، پلیس ضدتروریسم بریتانیا تحقیقات گستردهای را آغاز کرده است. نخستوزیر بریتانیا در نشست ویژه با رهبران جامعه یهودی و مقامات پلیس اعلام کرد که یکی از محورهای اصلی تحقیقات، بررسی احتمال نقش داشتن یک «دولت خارجی» در هدایت این حملات است. او هشدار داد که در صورت اثبات دخالت خارجی، این اقدامات «پیامدهای جدی» به دنبال خواهد داشت.
یکی از نقاط کلیدی این پرونده، بازداشت دو نفر در ارتباط با حمله به یک دیوار یادبود در شمال لندن است. پلیس بریتانیا تأیید کرد که این دیوار شامل تصاویر معترضانی است که در جریان خیزشهای مردمی ایران کشته شدهاند. حمله به این مکان که در قلب منطقه یهودینشین واقع شده، فرضیه ارتباط میان شبکه عاملان جمهوری اسلامی با حملات یهودیستیزانه اخیر را تقویت کرده است.
به دنبال وقوع این حوادث و چاقوکشی علیه شهروندان یهودی، دولت لندن سطح تهدید تروریستی ملی را از «قابل توجه» به «شدید» افزایش داد؛ وضعیتی که نشاندهنده احتمال بسیار بالای وقوع حملات تروریستی است.
رئیس پلیس لندن اعلام کرد که یهودیان بریتانیا در حال حاضر با «بزرگترین تهدید تاریخ خود» روبرو هستند. از زمان آغاز این موج در ماه مارس، ۳۰ نفر بازداشت شدهاند که پلیس آن را فشردهترین عملیات حفاظت اجتماعی در تاریخ این کشور توصیف کرده است.
واکنش لندن نشان میدهد بریتانیا اجازه نخواهد داد که خاک این کشور به میدان جنگی برای ترویج یهودیستیزی و صدور خشونت توسط قدرتهای خارجی تبدیل شود.
#یهودی_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در پی وقوع زنجیرهای از حملات یهودیستیزانه و آتشسوزیهای عمدی در لندن، هشداری صریح و «مستقیم» به جمهوری اسلامی ایران صادر کرد. استارمر تأکید کرد که هرگونه تلاش برای دامن زدن به خشونت، نفرت یا تفرقه در جامعه بریتانیا با واکنش قاطع دولت روبرو خواهد شد.
در پی آتشسوزی عمدی در یک کنیسه سابق در شرق لندن، پلیس ضدتروریسم بریتانیا تحقیقات گستردهای را آغاز کرده است. نخستوزیر بریتانیا در نشست ویژه با رهبران جامعه یهودی و مقامات پلیس اعلام کرد که یکی از محورهای اصلی تحقیقات، بررسی احتمال نقش داشتن یک «دولت خارجی» در هدایت این حملات است. او هشدار داد که در صورت اثبات دخالت خارجی، این اقدامات «پیامدهای جدی» به دنبال خواهد داشت.
یکی از نقاط کلیدی این پرونده، بازداشت دو نفر در ارتباط با حمله به یک دیوار یادبود در شمال لندن است. پلیس بریتانیا تأیید کرد که این دیوار شامل تصاویر معترضانی است که در جریان خیزشهای مردمی ایران کشته شدهاند. حمله به این مکان که در قلب منطقه یهودینشین واقع شده، فرضیه ارتباط میان شبکه عاملان جمهوری اسلامی با حملات یهودیستیزانه اخیر را تقویت کرده است.
به دنبال وقوع این حوادث و چاقوکشی علیه شهروندان یهودی، دولت لندن سطح تهدید تروریستی ملی را از «قابل توجه» به «شدید» افزایش داد؛ وضعیتی که نشاندهنده احتمال بسیار بالای وقوع حملات تروریستی است.
رئیس پلیس لندن اعلام کرد که یهودیان بریتانیا در حال حاضر با «بزرگترین تهدید تاریخ خود» روبرو هستند. از زمان آغاز این موج در ماه مارس، ۳۰ نفر بازداشت شدهاند که پلیس آن را فشردهترین عملیات حفاظت اجتماعی در تاریخ این کشور توصیف کرده است.
واکنش لندن نشان میدهد بریتانیا اجازه نخواهد داد که خاک این کشور به میدان جنگی برای ترویج یهودیستیزی و صدور خشونت توسط قدرتهای خارجی تبدیل شود.
#یهودی_ستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌3❤2
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️در بخشی از فیلم مستند «نسرین» ساخته جف کافمن، نویسنده و کارگردان آمریکایی، نسرین ستوده، وکیل و فعال حقوق بشر، روایتی از یک تماس تلفنی از فردی که خود را «پژوهشگر» عنوان کرده و حاضر به معرفی و افشای هویت واقعی خود نشده را بازگو میکند و شرح میدهد که چگونه این فرد تلاش کرده در ابتدای گفتگو او را با «تفتیش عقیده» مجبور به بیان هویت دینی خود کند و در ادامه ستوده تحلیل میکند که این رفتار چه مسیری را طی خواهد کرد.
▪️«تفتیش عقاید» در نظامهای تمامیتخواه و دیکتاتوریهای مذهبی، نه یک پرسشگری ساده، بلکه نخستین حلقه از زنجیره سرکوب و «دیگریسازی» است.
در این ساختارها، اجبار فرد به مرزبندی دقیق هویت عقیدتیاش، ابزاری است برای خارج کردن او از دایره «خودیهای مجاز» و الصاق برچسبهایی که مسیر را برای سلب حقوق شهروندی و مشروعیتزدایی اجتماعی هموار میکند. این مکانیسم با هدف تقلیل هویت انسانی به یک چهارچوب ایدئولوژیک صلب، تلاش میکند تا هرگونه تفکر متکثر را به مثابه یک «تهدید» بازنمایی کند؛ بدین ترتیب، حاکمیت با به حاشیه راندن باورهای متفاوت، نه تنها بر فضای عمومی مسلط میشود، بلکه از طریق ایجاد هراس و انزوای سیستماتیک، کنترل مطلق خود را بر روان و اندیشه آحاد جامعه تحمیل مینماید تا هرگونه امکان مخالفت یا زیست متفاوت را پیشاپیش ناممکن سازد.
این فیلم را اینجا ببینید
https://youtu.be/RZ0fQpU0fg8?si=WLceJzF_8QtIxnzi
#نسرین_ستوده #تفتیش_عقاید #دیگری_سازی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
▪️«تفتیش عقاید» در نظامهای تمامیتخواه و دیکتاتوریهای مذهبی، نه یک پرسشگری ساده، بلکه نخستین حلقه از زنجیره سرکوب و «دیگریسازی» است.
در این ساختارها، اجبار فرد به مرزبندی دقیق هویت عقیدتیاش، ابزاری است برای خارج کردن او از دایره «خودیهای مجاز» و الصاق برچسبهایی که مسیر را برای سلب حقوق شهروندی و مشروعیتزدایی اجتماعی هموار میکند. این مکانیسم با هدف تقلیل هویت انسانی به یک چهارچوب ایدئولوژیک صلب، تلاش میکند تا هرگونه تفکر متکثر را به مثابه یک «تهدید» بازنمایی کند؛ بدین ترتیب، حاکمیت با به حاشیه راندن باورهای متفاوت، نه تنها بر فضای عمومی مسلط میشود، بلکه از طریق ایجاد هراس و انزوای سیستماتیک، کنترل مطلق خود را بر روان و اندیشه آحاد جامعه تحمیل مینماید تا هرگونه امکان مخالفت یا زیست متفاوت را پیشاپیش ناممکن سازد.
این فیلم را اینجا ببینید
https://youtu.be/RZ0fQpU0fg8?si=WLceJzF_8QtIxnzi
#نسرین_ستوده #تفتیش_عقاید #دیگری_سازی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
اکسل هونت و اخلاق پذیرش
چرا رواداری یک ضرورت ساختاری است؟
اکسل هونت، فیلسوف و جامعهشناس معاصر برجسته آلمانی، از مهمترین نظریهپردازان نسل سوم مکتب انتقادی فرانکفورت است. او که سالها به عنوان دستیار و جانشین یورگن هابرماس فعالیت کرده، با بازسازی فلسفه اجتماعی حول محور مفهوم «بازشناسی» به شهرتی جهانی رسید. دغدغه اصلی هونت، پیوند زدن روانشناسی اجتماعی به عدالت و اخلاق است تا نشان دهد ریشه تنشهای اجتماعی در کجاست.
نظریه بازشناسی؛ بنیان رواداری و پذیرش فعال
از دیدگاه هونت، هویت و سلامت روانی هر انسان به طور ذاتی به نحوه دیده شدن و پذیرفته شدن او توسط دیگران وابسته است. او فراتر از مفهوم سنتی «رواداری» (که اغلب به معنای تحمل منفعلانه و از سر ناچاری دیگری است)، بر ضرورت «پذیرش ساختاری و فعالانه» تأکید میکند. هونت معتقد است هویت انسان در این سه ساحت کلیدی شکل میگیرد و عدم پذیرش در هر یک از این ساحتها، صدمات جبرانناپذیری به روح جمعی جامعه میزند:
۱. عشق و روابط صمیمانه (توسعه اعتمادبهنفس)
این ساحت که در خانواده و روابط نزدیک تجربه میشود، اساس امنیت عاطفی فرد است. بدون پذیرش عاطفی اولیه، انسانها توانایی رواداری و پذیرش دیگران در عرصههای بزرگتر را نخواهند داشت.
۲. حقوق و قانون (توسعه احترامبهنفس)
در این مرحله، فرد به عنوان یک عضو برابر در جامعه و دارای حقوق برابر بازشناسی میشود. رواداری و دگرپذیری در این ساحت به معنای آن است که قانون بدون توجه به نژاد، جنسیت یا عقیده، برای همه به طور یکسان اعمال شود.
۳. همبستگی و ارزش اجتماعی (توسعه عزتنفس)
این ساحت مربوط به پذیرش تفاوتهاست. جامعه روادار از نظر هونت جامعهای است که فراتر از قانون، ارزش اجتماعی شیوههای مختلف زندگی و عقاید گوناگون را به رسمیت بشناسد و به مشارکت همه گروهها ارج بنهد.
از منظر هونت، محرومیت از این سه ساحت، به «بیاحترامی اجتماعی» و تحقیر منجر میشود که موتور محرک اعتراضات و گسستهای اجتماعی است. بنابراین، پذیرش و رواداری از دید او یک لطف اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت ساختاری برای تحقق هویت انسانی و صلح اجتماعی است. رواداریِ حقیقی تنها زمانی محقق میشود که نهادهای جامعه به گونهای طراحی شوند که به هر فرد فرصت دیدهشدن و بازشناسیِ کامل را بدهند.
#رواداری #اخلاق #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا رواداری یک ضرورت ساختاری است؟
اکسل هونت، فیلسوف و جامعهشناس معاصر برجسته آلمانی، از مهمترین نظریهپردازان نسل سوم مکتب انتقادی فرانکفورت است. او که سالها به عنوان دستیار و جانشین یورگن هابرماس فعالیت کرده، با بازسازی فلسفه اجتماعی حول محور مفهوم «بازشناسی» به شهرتی جهانی رسید. دغدغه اصلی هونت، پیوند زدن روانشناسی اجتماعی به عدالت و اخلاق است تا نشان دهد ریشه تنشهای اجتماعی در کجاست.
نظریه بازشناسی؛ بنیان رواداری و پذیرش فعال
از دیدگاه هونت، هویت و سلامت روانی هر انسان به طور ذاتی به نحوه دیده شدن و پذیرفته شدن او توسط دیگران وابسته است. او فراتر از مفهوم سنتی «رواداری» (که اغلب به معنای تحمل منفعلانه و از سر ناچاری دیگری است)، بر ضرورت «پذیرش ساختاری و فعالانه» تأکید میکند. هونت معتقد است هویت انسان در این سه ساحت کلیدی شکل میگیرد و عدم پذیرش در هر یک از این ساحتها، صدمات جبرانناپذیری به روح جمعی جامعه میزند:
۱. عشق و روابط صمیمانه (توسعه اعتمادبهنفس)
این ساحت که در خانواده و روابط نزدیک تجربه میشود، اساس امنیت عاطفی فرد است. بدون پذیرش عاطفی اولیه، انسانها توانایی رواداری و پذیرش دیگران در عرصههای بزرگتر را نخواهند داشت.
۲. حقوق و قانون (توسعه احترامبهنفس)
در این مرحله، فرد به عنوان یک عضو برابر در جامعه و دارای حقوق برابر بازشناسی میشود. رواداری و دگرپذیری در این ساحت به معنای آن است که قانون بدون توجه به نژاد، جنسیت یا عقیده، برای همه به طور یکسان اعمال شود.
۳. همبستگی و ارزش اجتماعی (توسعه عزتنفس)
این ساحت مربوط به پذیرش تفاوتهاست. جامعه روادار از نظر هونت جامعهای است که فراتر از قانون، ارزش اجتماعی شیوههای مختلف زندگی و عقاید گوناگون را به رسمیت بشناسد و به مشارکت همه گروهها ارج بنهد.
از منظر هونت، محرومیت از این سه ساحت، به «بیاحترامی اجتماعی» و تحقیر منجر میشود که موتور محرک اعتراضات و گسستهای اجتماعی است. بنابراین، پذیرش و رواداری از دید او یک لطف اخلاقی نیست، بلکه یک ضرورت ساختاری برای تحقق هویت انسانی و صلح اجتماعی است. رواداریِ حقیقی تنها زمانی محقق میشود که نهادهای جامعه به گونهای طراحی شوند که به هر فرد فرصت دیدهشدن و بازشناسیِ کامل را بدهند.
#رواداری #اخلاق #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2
Forwarded from گفتوشنود
بریتانیا میگوید دو مرد پس از ضبط ویدیوهایی یهودستیزانه برای انتشار شبکه اجتماعی تیکتاک، به «آزار شهروندان با انگیزه مذهبی» متهم شدند.
پلیس بریتانیا روز شنبه ۱۹ اردیبهشت اعلام کرد که این افراد به قصد فیلمبرداری ویدیوهای یهودستیزانه به منطقهای یهودینشین در شمال لندن رفته بودند.
بنا بر بیانیهای که دادستانی بریتانیا منتشر کرده است، دو متهم، که آدام بدویی ۲۰ ساله و عبدالقادر امیر بوسلوب ۲۱ ساله معرفی شدهاند، در دادگاهی در شهر تیمز حاضر خواهند شد.
این حادثه در پی افزایش رفتارها و خشونتهای یهودستیزانه در بریتانیا عمدتاً در منطقه بزرگ لندن رخ داده است.
موارد حملات یهودستیزانه در بریتانیا در ماههای اخیر افزایش یافته است. در یکی از تازهترین موارد یک مرد مسلح در محله پرجمعیت گلدِرز گرین با چاقو دو یهودی را مورد حمله قرار داد و زخمی کرد. مظنون که مردی ۴۵ ساله بود در حالی که با چاقو میدوید و تلاش میکرد به یهودیان حمله کند، توسط افراد محلی و نیروهای پلیس بازداشت کردند.
پیشتر کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در هشداری مستقیم به جمهوی اسلامی گفت هرگونه تلاش برای دامن زدن به خشونت، نفرت یا تفرقه در جامعه بریتانیا «تحمل نخواهد شد.»
#یهودستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پلیس بریتانیا روز شنبه ۱۹ اردیبهشت اعلام کرد که این افراد به قصد فیلمبرداری ویدیوهای یهودستیزانه به منطقهای یهودینشین در شمال لندن رفته بودند.
بنا بر بیانیهای که دادستانی بریتانیا منتشر کرده است، دو متهم، که آدام بدویی ۲۰ ساله و عبدالقادر امیر بوسلوب ۲۱ ساله معرفی شدهاند، در دادگاهی در شهر تیمز حاضر خواهند شد.
این حادثه در پی افزایش رفتارها و خشونتهای یهودستیزانه در بریتانیا عمدتاً در منطقه بزرگ لندن رخ داده است.
موارد حملات یهودستیزانه در بریتانیا در ماههای اخیر افزایش یافته است. در یکی از تازهترین موارد یک مرد مسلح در محله پرجمعیت گلدِرز گرین با چاقو دو یهودی را مورد حمله قرار داد و زخمی کرد. مظنون که مردی ۴۵ ساله بود در حالی که با چاقو میدوید و تلاش میکرد به یهودیان حمله کند، توسط افراد محلی و نیروهای پلیس بازداشت کردند.
پیشتر کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، در هشداری مستقیم به جمهوی اسلامی گفت هرگونه تلاش برای دامن زدن به خشونت، نفرت یا تفرقه در جامعه بریتانیا «تحمل نخواهد شد.»
#یهودستیزی #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتوگو و توسعه؛ جشن تفاوتها برای ساختن آیندهای مشترک
۲۱ مه (۳۱ اردیبهشت)، فرصتی است تا تنوع فرهنگی بشر را نه به عنوان یک مانع، بلکه به عنوان یکی از بزرگترین سرمایههای تمدن انسانی گرامی بداریم. «روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتوگو و توسعه» (World Day for Cultural Diversity for Dialogue and Development) یادآور این حقیقت است که غنای جهان ما در تفاوتهای ما نهفته است.
▪️پیشینه؛ ریشههای جهانی این روز
این روز پس از تصویب «اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی» توسط یونسکو در سال ۲۰۰۱، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد. از سال ۲۰۰۲، این روز به عنوان فرصتی برای افزایش آگاهی درباره اهمیت گفتوگوی بینفرهنگی و نقشی که فرهنگ در دستیابی به صلح و توسعه پایدار ایفا میکند، در سراسر جهان گرامی داشته میشود.
▪️اهداف اصلی؛ چرا باید تنوع فرهنگی را جشن بگیریم؟
سازمان ملل با تعیین این روز، اهداف استراتژیک زیر را دنبال میکند:
▫️تقویت گفتوگوی بینفرهنگی: ایجاد فضایی برای تبادل اندیشهها و تجربیات که به کاهش سوءتفاهمها و شکافهای اجتماعی کمک میکند.
▫️ارتقای درک متقابل: شناخت ارزشهای نهفته در سنتها، هنرها و سبکهای زندگی متفاوت، که پایه اصلی همدلی جهانی است.
▫️حمایت از توسعه پایدار: استفاده از ظرفیتهای فرهنگی برای حل بحرانهای جهانی؛ چرا که تنوع فرهنگی موتور محرک خلاقیت و نوآوری در جوامع است.
▪️چرا امروز پذیرش تنوع فرهنگی یک ضرورت است؟
در دنیای درهمتنیده امروز، ما با چالشهایی روبرو هستیم که هیچیک از مرزهای جغرافیایی یا فرهنگی را به رسمیت نمیشناسند. از تغییرات اقلیمی گرفته تا نابرابریهای اقتصادی و بحرانهای مهاجرتی، همگی نیازمند راهکارهای جمعی هستند.
پذیرش تنوع فرهنگی به معنای یکسانسازی نیست؛ بلکه به معنای احترام به هویتهای متفاوت در عینِ درکِ سرنوشتِ مشترکِ بشری است. وقتی یاد میگیریم به «دیگری» گوش دهیم و به دانش و دیدگاههای متفاوت احترام بگذاریم، دیوارهای تعصب فرو میریزند. جوامعی که تنوع را به عنوان یک فرصت پذیرا میشوند، خلاقتر، تابآورتر و در نهایت، صلحآمیزتر هستند. امروز فرصتی است تا متعهد شویم که نه تنها تفاوتها را تحمل کنیم، بلکه برای غنای زندگیمان، از آنها بیاموزیم و در کنار هم جهانی بسازیم که در آن، هر صدایی شنیده شود.
به امید روزی که تنوع، نه عامل تفرقه، بلکه زیباترین نقش در بوم زندگی انسان باشد.
#تنوع_فرهنگی #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
۲۱ مه (۳۱ اردیبهشت)، فرصتی است تا تنوع فرهنگی بشر را نه به عنوان یک مانع، بلکه به عنوان یکی از بزرگترین سرمایههای تمدن انسانی گرامی بداریم. «روز جهانی تنوع فرهنگی برای گفتوگو و توسعه» (World Day for Cultural Diversity for Dialogue and Development) یادآور این حقیقت است که غنای جهان ما در تفاوتهای ما نهفته است.
▪️پیشینه؛ ریشههای جهانی این روز
این روز پس از تصویب «اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی» توسط یونسکو در سال ۲۰۰۱، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد. از سال ۲۰۰۲، این روز به عنوان فرصتی برای افزایش آگاهی درباره اهمیت گفتوگوی بینفرهنگی و نقشی که فرهنگ در دستیابی به صلح و توسعه پایدار ایفا میکند، در سراسر جهان گرامی داشته میشود.
▪️اهداف اصلی؛ چرا باید تنوع فرهنگی را جشن بگیریم؟
سازمان ملل با تعیین این روز، اهداف استراتژیک زیر را دنبال میکند:
▫️تقویت گفتوگوی بینفرهنگی: ایجاد فضایی برای تبادل اندیشهها و تجربیات که به کاهش سوءتفاهمها و شکافهای اجتماعی کمک میکند.
▫️ارتقای درک متقابل: شناخت ارزشهای نهفته در سنتها، هنرها و سبکهای زندگی متفاوت، که پایه اصلی همدلی جهانی است.
▫️حمایت از توسعه پایدار: استفاده از ظرفیتهای فرهنگی برای حل بحرانهای جهانی؛ چرا که تنوع فرهنگی موتور محرک خلاقیت و نوآوری در جوامع است.
▪️چرا امروز پذیرش تنوع فرهنگی یک ضرورت است؟
در دنیای درهمتنیده امروز، ما با چالشهایی روبرو هستیم که هیچیک از مرزهای جغرافیایی یا فرهنگی را به رسمیت نمیشناسند. از تغییرات اقلیمی گرفته تا نابرابریهای اقتصادی و بحرانهای مهاجرتی، همگی نیازمند راهکارهای جمعی هستند.
پذیرش تنوع فرهنگی به معنای یکسانسازی نیست؛ بلکه به معنای احترام به هویتهای متفاوت در عینِ درکِ سرنوشتِ مشترکِ بشری است. وقتی یاد میگیریم به «دیگری» گوش دهیم و به دانش و دیدگاههای متفاوت احترام بگذاریم، دیوارهای تعصب فرو میریزند. جوامعی که تنوع را به عنوان یک فرصت پذیرا میشوند، خلاقتر، تابآورتر و در نهایت، صلحآمیزتر هستند. امروز فرصتی است تا متعهد شویم که نه تنها تفاوتها را تحمل کنیم، بلکه برای غنای زندگیمان، از آنها بیاموزیم و در کنار هم جهانی بسازیم که در آن، هر صدایی شنیده شود.
به امید روزی که تنوع، نه عامل تفرقه، بلکه زیباترین نقش در بوم زندگی انسان باشد.
#تنوع_فرهنگی #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌1
Forwarded from گفتوشنود
ناباورمندان به عنوان دیگری
رویکردها و جریانهای مذهبی در ایالات متحده برای دهههاست که موضوع مطالعه جامعهشناسان قرار دارد. آزادی مذهبی مصرح در قانون اساسی این کشور راه شهروندان را برای انتخاب راه و روش زندگی باز گذاشته است. افراد خداناباور و بدون دین در ایالات متحده بدون محدودیت قانونی میتوانند کار و زندگی کنند. در کنار آنان، مسیحیان و پیروان سایر ادیان و نیز فرقههای نوظهور در این کشور حضور دارند. در سالهای اخیر به نظر میرسد که شور ساختن و پیوستن به فرقههای متفاوت مرتبط یا بیارتباط با مسیحیت کاهش یافته باشد، اما جامعه آمریکا در حد و اندازه جامعههایی چون سوئد یا فنلاند به سمت زندگی آزاد از مذهب حرکت نکرده است.
بعضی ناظران چنین میپندارند که علیرغم کاهش اختلافات میان گروههای مذهبی، مرز بین مومنان و بیایمانان در آمریکا همچنان قوی است. دادههای نظرسنجیهایی که در سطحی ملی صورت گرفتهاند، نشان میدهد در ایالات متحده افراد بدون مذهب کمتر از سایرین مورد پذیرش اجتماعی هستند. این روند عدم پذیرش یا حتی بیاعتمادی که روبروی افراد بدون مذهب قرار دارد در مقایسه با فهرست بلندبالایی از گروههای قومی، مذهبی و سایر اقلیتها – که در مجموع تا حد نسبتا بیشتری از پذیرش اجتماعی برخوردارند – همچنان حکمفرما است. به نظر میرسد بیاعتمادی به افراد بدون مذهب ریشه در زمینههای فرهنگی اخلاقی و فرآیندهایی دارد که در جامعهشناسی به آنها عنوان سازوکارهای «نمادین» داده شده است.
لامونت و مولنار در پژوهش و مطالعه خود در سال ۲۰۰۲ چنین پیشنهاد دادهاند که سوالاتی که افراد در مورد مرزهای میان مردم از خود میپرسند – مانند اینکه چه کسی شبیه من است و چه کسی نیست؟ چه نوع رابطهای با آنهایی که متفاوت هستند دارم؟ – و پاسخهایی که به آنها میدهند تمایزات نمادینی است که ما در ابعاد چندگانه بین خود و دیگران قائل میشویم. چنین تمایزهایی زمانی پیامدهای اجتماعی دارند که به طور گسترده به عنوان ابعاد مشروع تفاوت شناخته و پذیرفته شوند و دسترسی به منابع و فرصتها را سازماندهی کنند. پژوهشگران دیگری مانند الکساندر (۱۹۹۲) یا تیلور (۲۰۰۲) بر این دیدگاه هستند که در جریان تغییرات اجتماعی مرزهای مذکور ممکن است هم ساخته شوند و هم نابود یا جابجا شوند.
این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/nonbelievers-as-the-other/
#ناباورمندان #آتئیسم #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رویکردها و جریانهای مذهبی در ایالات متحده برای دهههاست که موضوع مطالعه جامعهشناسان قرار دارد. آزادی مذهبی مصرح در قانون اساسی این کشور راه شهروندان را برای انتخاب راه و روش زندگی باز گذاشته است. افراد خداناباور و بدون دین در ایالات متحده بدون محدودیت قانونی میتوانند کار و زندگی کنند. در کنار آنان، مسیحیان و پیروان سایر ادیان و نیز فرقههای نوظهور در این کشور حضور دارند. در سالهای اخیر به نظر میرسد که شور ساختن و پیوستن به فرقههای متفاوت مرتبط یا بیارتباط با مسیحیت کاهش یافته باشد، اما جامعه آمریکا در حد و اندازه جامعههایی چون سوئد یا فنلاند به سمت زندگی آزاد از مذهب حرکت نکرده است.
بعضی ناظران چنین میپندارند که علیرغم کاهش اختلافات میان گروههای مذهبی، مرز بین مومنان و بیایمانان در آمریکا همچنان قوی است. دادههای نظرسنجیهایی که در سطحی ملی صورت گرفتهاند، نشان میدهد در ایالات متحده افراد بدون مذهب کمتر از سایرین مورد پذیرش اجتماعی هستند. این روند عدم پذیرش یا حتی بیاعتمادی که روبروی افراد بدون مذهب قرار دارد در مقایسه با فهرست بلندبالایی از گروههای قومی، مذهبی و سایر اقلیتها – که در مجموع تا حد نسبتا بیشتری از پذیرش اجتماعی برخوردارند – همچنان حکمفرما است. به نظر میرسد بیاعتمادی به افراد بدون مذهب ریشه در زمینههای فرهنگی اخلاقی و فرآیندهایی دارد که در جامعهشناسی به آنها عنوان سازوکارهای «نمادین» داده شده است.
لامونت و مولنار در پژوهش و مطالعه خود در سال ۲۰۰۲ چنین پیشنهاد دادهاند که سوالاتی که افراد در مورد مرزهای میان مردم از خود میپرسند – مانند اینکه چه کسی شبیه من است و چه کسی نیست؟ چه نوع رابطهای با آنهایی که متفاوت هستند دارم؟ – و پاسخهایی که به آنها میدهند تمایزات نمادینی است که ما در ابعاد چندگانه بین خود و دیگران قائل میشویم. چنین تمایزهایی زمانی پیامدهای اجتماعی دارند که به طور گسترده به عنوان ابعاد مشروع تفاوت شناخته و پذیرفته شوند و دسترسی به منابع و فرصتها را سازماندهی کنند. پژوهشگران دیگری مانند الکساندر (۱۹۹۲) یا تیلور (۲۰۰۲) بر این دیدگاه هستند که در جریان تغییرات اجتماعی مرزهای مذکور ممکن است هم ساخته شوند و هم نابود یا جابجا شوند.
این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/nonbelievers-as-the-other/
#ناباورمندان #آتئیسم #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
پل ریکور و گشودگی زبانی
پذیرش دیگری در ساحت گفتگو
پل ریکور (۱۹۱۳–۲۰۰۵)، فیلسوف برجسته فرانسوی، یکی از مهمترین پلهای ارتباطی میان «پدیدارشناسی» و «هرمنوتیک» است. او با پیوند زدن فلسفه با ادبیات، تاریخ و روانکاوی، نگاهی انسانی به جهان داشت. ریکور در آثار خود همواره به دنبال درک معنای «خویشتن» در مواجهه با «دیگری» بود و یکی از تاثیرگذارترین نظریهها را درباره رواداری و مدارای فرهنگی ارائه داد.
نظریه میهماننوازی؛
پذیرش در ساحت زبان و تجربه
از دیدگاه ریکور، رواداری تنها یک سیاست حقوقی نیست، بلکه یک «فضیلت اخلاقی» است. او برای تبیین پذیرش، از استعاره «میهماننوازی» استفاده میکند:
۱. میهماننوازی زبانی:
ریکور معتقد است که ما در برخورد با زبان دیگری، با یک «غریبه» مواجه میشویم. پذیرشِ دیگری به معنای انجام یک «ترجمه» است؛ یعنی اجازه دهیم زبان و جهانبینی غریبه در فضای ذهنی ما ساکن شود. این میهماننوازی زبانی یعنی ما هویت خود را در مواجهه با دیگری از دست نمیدهیم، بلکه در «خانه زبان» خود، جایی برای او میگشاییم.
۲. خود به مثابه دیگری:
ریکور معتقد است هویت ما ثابت و صلب نیست. ما از طریق گفتگو با دیگری است که به خودشناسی میرسیم. پذیرش دیگری برای او یک ضرورت است، زیرا من بدون «دیگری» اساسا نمیتوانم «خودم» باشم. بنابراین، رواداری در نگاه ریکور، ابزاری برای کامل شدن و گسترش افقهای فکری خود است.
۳. عفو و بخشش به مثابه پذیرش:
در مباحث متاخر، ریکور بر «حافظه و بخشش» تاکید میکند. برای او، رواداری یعنی توانایی جدا کردن «عمل بد» از «فرد». ما باید بتوانیم با پذیرشِ روایت دیگران از رنجهایشان، راهی برای همزیستی آینده باز کنیم. پذیرش در اینجا یعنی ظرفیت «فراموش نکردن هویت دیگری» و در عین حال «رها کردن کینه» برای ساختن جامعهای انسانیتر.
در نگاه ریکور، رواداری یعنی «گشودگی». او معتقد است که هیچکس نباید در «خودبسته» خویش باقی بماند. پذیرش دیگری به معنای به رسمیت شناختن این است که حقیقت یک امر تکبعدی نیست، بلکه در مسیر گفتگو و ترجمه میان افراد شکل میگیرد. از نظر او، جامعهای که میهماننواز نباشد، در حقیقت در حال زوال و نابودی میراث انسانی خویش است.
#پل_ریکور #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پذیرش دیگری در ساحت گفتگو
پل ریکور (۱۹۱۳–۲۰۰۵)، فیلسوف برجسته فرانسوی، یکی از مهمترین پلهای ارتباطی میان «پدیدارشناسی» و «هرمنوتیک» است. او با پیوند زدن فلسفه با ادبیات، تاریخ و روانکاوی، نگاهی انسانی به جهان داشت. ریکور در آثار خود همواره به دنبال درک معنای «خویشتن» در مواجهه با «دیگری» بود و یکی از تاثیرگذارترین نظریهها را درباره رواداری و مدارای فرهنگی ارائه داد.
نظریه میهماننوازی؛
پذیرش در ساحت زبان و تجربه
از دیدگاه ریکور، رواداری تنها یک سیاست حقوقی نیست، بلکه یک «فضیلت اخلاقی» است. او برای تبیین پذیرش، از استعاره «میهماننوازی» استفاده میکند:
۱. میهماننوازی زبانی:
ریکور معتقد است که ما در برخورد با زبان دیگری، با یک «غریبه» مواجه میشویم. پذیرشِ دیگری به معنای انجام یک «ترجمه» است؛ یعنی اجازه دهیم زبان و جهانبینی غریبه در فضای ذهنی ما ساکن شود. این میهماننوازی زبانی یعنی ما هویت خود را در مواجهه با دیگری از دست نمیدهیم، بلکه در «خانه زبان» خود، جایی برای او میگشاییم.
۲. خود به مثابه دیگری:
ریکور معتقد است هویت ما ثابت و صلب نیست. ما از طریق گفتگو با دیگری است که به خودشناسی میرسیم. پذیرش دیگری برای او یک ضرورت است، زیرا من بدون «دیگری» اساسا نمیتوانم «خودم» باشم. بنابراین، رواداری در نگاه ریکور، ابزاری برای کامل شدن و گسترش افقهای فکری خود است.
۳. عفو و بخشش به مثابه پذیرش:
در مباحث متاخر، ریکور بر «حافظه و بخشش» تاکید میکند. برای او، رواداری یعنی توانایی جدا کردن «عمل بد» از «فرد». ما باید بتوانیم با پذیرشِ روایت دیگران از رنجهایشان، راهی برای همزیستی آینده باز کنیم. پذیرش در اینجا یعنی ظرفیت «فراموش نکردن هویت دیگری» و در عین حال «رها کردن کینه» برای ساختن جامعهای انسانیتر.
در نگاه ریکور، رواداری یعنی «گشودگی». او معتقد است که هیچکس نباید در «خودبسته» خویش باقی بماند. پذیرش دیگری به معنای به رسمیت شناختن این است که حقیقت یک امر تکبعدی نیست، بلکه در مسیر گفتگو و ترجمه میان افراد شکل میگیرد. از نظر او، جامعهای که میهماننواز نباشد، در حقیقت در حال زوال و نابودی میراث انسانی خویش است.
#پل_ریکور #رواداری #دیگری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌5
Forwarded from گفتوشنود
نژادپرستی؛ از نظریهپردازی فلسفی تا جرمانگاری جهانی
نژادپرستی فقط یک پیشداوری فردی نیست؛ بلکه ساختاری اجتماعی و تاریخی است که میتواند در قانون، فرهنگ، رسانه و روابط روزمره بازتولید شود. نوشتار «نژادپرستی» به بررسی ریشههای این پدیده و تاثیر آن بر زندگی انسانها و جوامع میپردازد؛ پدیدهای که همچنان در بسیاری از نقاط جهان، عامل تبعیض، خشونت و حذف اجتماعی است.
این مطلب نشان میدهد که چگونه کلیشههای نژادی و نگاههای تبعیضآمیز، به شکلگیری نابرابریهای عمیق اجتماعی منجر میشوند و کرامت انسانی را زیر سوال میبرند. همچنین بر اهمیت آموزش، آگاهی، گفتوگو و دفاع از برابری انسانی برای مقابله با نژادپرستی تاکید میکند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که نژادپرستی تنها به رفتارهای آشکار محدود نمیشود؛ بلکه میتواند در زبان، شوخیها، سیاستها و حتی نگاههای روزمره نیز حضور داشته باشد.
اگر به موضوع حقوق بشر، برابری و شناخت ریشههای تبعیض علاقهمند هستید، مطالعه این مطلب میتواند تاملبرانگیز و آموزنده باشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/racism-2/
#نژادپرستی #دیگری_ستیزی #رواداری #راسیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نژادپرستی فقط یک پیشداوری فردی نیست؛ بلکه ساختاری اجتماعی و تاریخی است که میتواند در قانون، فرهنگ، رسانه و روابط روزمره بازتولید شود. نوشتار «نژادپرستی» به بررسی ریشههای این پدیده و تاثیر آن بر زندگی انسانها و جوامع میپردازد؛ پدیدهای که همچنان در بسیاری از نقاط جهان، عامل تبعیض، خشونت و حذف اجتماعی است.
این مطلب نشان میدهد که چگونه کلیشههای نژادی و نگاههای تبعیضآمیز، به شکلگیری نابرابریهای عمیق اجتماعی منجر میشوند و کرامت انسانی را زیر سوال میبرند. همچنین بر اهمیت آموزش، آگاهی، گفتوگو و دفاع از برابری انسانی برای مقابله با نژادپرستی تاکید میکند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که نژادپرستی تنها به رفتارهای آشکار محدود نمیشود؛ بلکه میتواند در زبان، شوخیها، سیاستها و حتی نگاههای روزمره نیز حضور داشته باشد.
اگر به موضوع حقوق بشر، برابری و شناخت ریشههای تبعیض علاقهمند هستید، مطالعه این مطلب میتواند تاملبرانگیز و آموزنده باشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/racism-2/
#نژادپرستی #دیگری_ستیزی #رواداری #راسیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌7❤1
Forwarded from گفتوشنود
دیگرینامه
«دیگرینامه» پادکستی بود که سال ۱۴۰۳ از یوتیوب و ساندکلاود آموزشکده توانا و صفحات آن در شبکههای اجتماعی منتشر شد و اکنون نسخه نوشتاری آن در اختیار شما علاقهمندان قرار میگیرد.
این مجموعه راجع به «دیگری» است؛ تمامی آنهایی که طبق روایتهای رسمی از ما نیستند و دقیقا به همین طریق، در شکلدادن به هویت خود ما نقش مهمی ایفاء میکنند. اگرچه بین ما و آن دیگریها رابطه پیچیدهای از مهر و کین، خشم و همدلی، و زندگی و مرگ در جریان باشد.
در این مجموعه که امیدواریم بستری برای گسترش فرهنگ گفتوگو در مقولاتی باشد که به طور سنتی در حیطه ادیان و سنتهای دینی بوده است، راهی بهتر ندیدیم که بر «دیگری» در فرهنگ دینی و به عبارت دیگر، بر دگرباشی دینی تمرکز کنیم. بر همین اساس، تمامی باورمندان به ادیان رسمی و غیررسمی و حتی خداناباوران و منتقدان دین هم در دایره مخاطبان ما در این مجموعه قرار میگیرند.
https://dialog.tavaana.org/others-ebook/
#دیگرینامه #دیگری_نامه #پادکست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«دیگرینامه» پادکستی بود که سال ۱۴۰۳ از یوتیوب و ساندکلاود آموزشکده توانا و صفحات آن در شبکههای اجتماعی منتشر شد و اکنون نسخه نوشتاری آن در اختیار شما علاقهمندان قرار میگیرد.
این مجموعه راجع به «دیگری» است؛ تمامی آنهایی که طبق روایتهای رسمی از ما نیستند و دقیقا به همین طریق، در شکلدادن به هویت خود ما نقش مهمی ایفاء میکنند. اگرچه بین ما و آن دیگریها رابطه پیچیدهای از مهر و کین، خشم و همدلی، و زندگی و مرگ در جریان باشد.
در این مجموعه که امیدواریم بستری برای گسترش فرهنگ گفتوگو در مقولاتی باشد که به طور سنتی در حیطه ادیان و سنتهای دینی بوده است، راهی بهتر ندیدیم که بر «دیگری» در فرهنگ دینی و به عبارت دیگر، بر دگرباشی دینی تمرکز کنیم. بر همین اساس، تمامی باورمندان به ادیان رسمی و غیررسمی و حتی خداناباوران و منتقدان دین هم در دایره مخاطبان ما در این مجموعه قرار میگیرند.
https://dialog.tavaana.org/others-ebook/
#دیگرینامه #دیگری_نامه #پادکست #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3