Forwarded from گفتوشنود
مردم گرسنه زیر بار گرانی له میشوند؛
حوزههای علمیه بودجههای کلان را میبلعند
و مراجع شیعه سکوت را ترجیح میدهند
پیام همراهان
در روزگاری که سفرههای مردم هر روز کوچکتر میشود و گرانی، نفس طبقات فرودست را بریده است، تناقضی تلخ پیش چشم جامعه قرار دارد: بودجههای کلان و تضمینشدهای که بیوقفه به نهادهای دینی، بهویژه حوزههای علمیه، سرازیر میشود. این شکاف آشکار میان رنج عمومی و رفاه نهادی، پرسشی اخلاقی و دینی را پیش میکشد؛ پرسشی که پاسخ آن سالهاست به تعویق افتاده است.
نهادهای دینی که مدعی پناه معنوی مردم و زبان گویای عدالت بودند، امروز در ساختار قدرت حل شدهاند و از رانتهای مالی بهرهمندند؛ بیآنکه مسئولیتی متناسب با این امتیازها بپذیرند.
سکوت مراجع شیعه در برابر فقر، تورم افسارگسیخته و سیاستهایی که کرامت انسانی را فرسوده کرده، دیگر سکوتی خنثی نیست؛ این سکوت همراهی با حاکم و سهم در قدرت تعبیر میشود.
دین، اگر قرار است معنایی اجتماعی داشته باشد، نمیتواند نسبت به نان، کار و عزت مردم بیاعتنا بماند.
مرجعیت دینی که باید در کنار رنجدیدگان میایستاد و هزینه این ایستادن را میپرداخت، نقش تاریخی و اخلاقی خود را واگذار کرده است.
جامعه امروز بیش از هر زمان، شاهد و آگاه به سکوتی است که در پس ادعای دین و اخلاق منفعت فرقهای را برگزیده است.
#مرجعیت_شیعه #حوزه_علمیه #بودجه #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حوزههای علمیه بودجههای کلان را میبلعند
و مراجع شیعه سکوت را ترجیح میدهند
پیام همراهان
در روزگاری که سفرههای مردم هر روز کوچکتر میشود و گرانی، نفس طبقات فرودست را بریده است، تناقضی تلخ پیش چشم جامعه قرار دارد: بودجههای کلان و تضمینشدهای که بیوقفه به نهادهای دینی، بهویژه حوزههای علمیه، سرازیر میشود. این شکاف آشکار میان رنج عمومی و رفاه نهادی، پرسشی اخلاقی و دینی را پیش میکشد؛ پرسشی که پاسخ آن سالهاست به تعویق افتاده است.
نهادهای دینی که مدعی پناه معنوی مردم و زبان گویای عدالت بودند، امروز در ساختار قدرت حل شدهاند و از رانتهای مالی بهرهمندند؛ بیآنکه مسئولیتی متناسب با این امتیازها بپذیرند.
سکوت مراجع شیعه در برابر فقر، تورم افسارگسیخته و سیاستهایی که کرامت انسانی را فرسوده کرده، دیگر سکوتی خنثی نیست؛ این سکوت همراهی با حاکم و سهم در قدرت تعبیر میشود.
دین، اگر قرار است معنایی اجتماعی داشته باشد، نمیتواند نسبت به نان، کار و عزت مردم بیاعتنا بماند.
مرجعیت دینی که باید در کنار رنجدیدگان میایستاد و هزینه این ایستادن را میپرداخت، نقش تاریخی و اخلاقی خود را واگذار کرده است.
جامعه امروز بیش از هر زمان، شاهد و آگاه به سکوتی است که در پس ادعای دین و اخلاق منفعت فرقهای را برگزیده است.
#مرجعیت_شیعه #حوزه_علمیه #بودجه #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍34❤4💯1
Forwarded from گفتوشنود
چرا مردم باید از حکومت دینی ناراضی باشند و چرا حق دارند اعتراض کنند؟
پیام همراهان
من بهعنوان یک شهروند، از حکومتی ناراضیام که نام دین را یدک میکشد اما نتیجه سیاستهایش فقر، تبعیض و بیعدالتی است.
وقتی حداقل دستمزد کارگر کمتر از ۱۵ میلیون تومان است و خط فقر از ۸۰ میلیون تومان گذشته، دیگر نمیتوان از «مدیریت» یا «تحمل» حرف زد. این شکاف، فقط عدد نیست؛ زندگیِ لهشدهی میلیونها انسان است.
تورم، مردم را بیدار کرده. وقتی هر روز فقیرتر میشویم، وقتی امنیت شغلی نداریم، وقتی درمان، آموزش و مسکن به رویا تبدیل شده، دیگر سکوت فضیلت نیست.
حکومتی که باید رفاه عمومی را تضمین کند، منابع کشور را به نهادهای ایدئولوژیک، پروژههای تبلیغاتی و دستگاههای پرهزینه میسپارد؛ در حالی که مردم زیر بار گرانی خرد میشوند.
از سوی دیگر، سیاستهای جنگطلبانه و مداخلهجویانه در منطقه، هزینههای سنگین نظامی و برنامههای هستهای، و ماجراجوییهای پرخرج، اقتصاد را به حاشیه رانده است. نتیجه روشن است: اقتصاد به دست شبکهای از رانتخواران و فاسدان سپرده شده؛ منابع ملی غارت میشود و سهم مردم از ثروت کشور هر روز کمتر.
حکومت دینی وقتی پاسخگو نیست، وقتی نقد را برنمیتابد و اعتراض را سرکوب میکند، مشروعیت اخلاقی خود را از دست میدهد. دین اگر ابزار قدرت شود، بهجای عدالت، توجیهگر بیعدالتی میشود. من ناراضیام چون میبینم وعدهها جای خود را به فقر دادهاند و «مصلحت» همیشه به ضرر مردم تفسیر میشود.
مردم حق اعتراض دارند. حق دارند به خیابان بیایند، صداشان را بلند کنند و بپرسند: چرا زندگی ما اینقدر بیارزش شده؟
اعتراض جرم نیست؛ واکنش طبیعی به فقر، تورم و بیعدالتی است. حکومتی که صدای مردم را نشنود، دیر یا زود با فریادشان روبهرو میشود.
به قول فرخی یزدی:
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند
#حکومت_دینی #دین_حکومتی #اعتراض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیام همراهان
من بهعنوان یک شهروند، از حکومتی ناراضیام که نام دین را یدک میکشد اما نتیجه سیاستهایش فقر، تبعیض و بیعدالتی است.
وقتی حداقل دستمزد کارگر کمتر از ۱۵ میلیون تومان است و خط فقر از ۸۰ میلیون تومان گذشته، دیگر نمیتوان از «مدیریت» یا «تحمل» حرف زد. این شکاف، فقط عدد نیست؛ زندگیِ لهشدهی میلیونها انسان است.
تورم، مردم را بیدار کرده. وقتی هر روز فقیرتر میشویم، وقتی امنیت شغلی نداریم، وقتی درمان، آموزش و مسکن به رویا تبدیل شده، دیگر سکوت فضیلت نیست.
حکومتی که باید رفاه عمومی را تضمین کند، منابع کشور را به نهادهای ایدئولوژیک، پروژههای تبلیغاتی و دستگاههای پرهزینه میسپارد؛ در حالی که مردم زیر بار گرانی خرد میشوند.
از سوی دیگر، سیاستهای جنگطلبانه و مداخلهجویانه در منطقه، هزینههای سنگین نظامی و برنامههای هستهای، و ماجراجوییهای پرخرج، اقتصاد را به حاشیه رانده است. نتیجه روشن است: اقتصاد به دست شبکهای از رانتخواران و فاسدان سپرده شده؛ منابع ملی غارت میشود و سهم مردم از ثروت کشور هر روز کمتر.
حکومت دینی وقتی پاسخگو نیست، وقتی نقد را برنمیتابد و اعتراض را سرکوب میکند، مشروعیت اخلاقی خود را از دست میدهد. دین اگر ابزار قدرت شود، بهجای عدالت، توجیهگر بیعدالتی میشود. من ناراضیام چون میبینم وعدهها جای خود را به فقر دادهاند و «مصلحت» همیشه به ضرر مردم تفسیر میشود.
مردم حق اعتراض دارند. حق دارند به خیابان بیایند، صداشان را بلند کنند و بپرسند: چرا زندگی ما اینقدر بیارزش شده؟
اعتراض جرم نیست؛ واکنش طبیعی به فقر، تورم و بیعدالتی است. حکومتی که صدای مردم را نشنود، دیر یا زود با فریادشان روبهرو میشود.
به قول فرخی یزدی:
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخی پر ز بلایا و عذابش کردند
#حکومت_دینی #دین_حکومتی #اعتراض #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤20
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در مراسم بزرگداشت جاویدنام نیما پارسا، مادر او بر مزار فرزندش خطاب به حاضران گفت: «بچه من نیازی به فاتحه ندارد، برایش دست بزنید. این روح قهرمان که اینجا حضور دارد تمام عمر درست خواند و درس داد.» او با تأکید بر منش و شخصیت فرزندش افزود او قهرمان شده و به او افتخار میکند.
نیما پارسا، مدرس زبان و دانشآموخته دانشگاه بولونیا و مؤسس «نیپا آکادمی» بود و از طریق یوتیوب خدمات آموزش رایگان زبان ارائه میکرد. او در جریان اعتراضات مردمی، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.
ویدیوهای متعددی از مراسم یادبود جانباختگان منتشر شده که در آنها، بهجای قرائتهای مرسوم دینی، شکلهای متفاوتی از سوگواری، از جمله دستزدن و رقص سوگ دیده میشود و برخی خانوادهها از برگزاری آیینهای مذهبی متعارف پرهیز میکنند. این شیوههای تازه، علاوه بر بیان اعتراض مدنی بازماندگان، از نگاه برخی ناظران نشانهای از دگرگونی اجتماعی و فاصلهگیری بخشی از جامعه از آیینهای رسمی مذهبی است؛ روندی که تحلیلگران، فشارهای ناشی از ساختار حکومت مذهبی را از عوامل مؤثر در آن میدانند.
#دین_حکومتی #گفتگو_توانا #نیما_پارسا
در مراسم بزرگداشت جاویدنام نیما پارسا، مادر او بر مزار فرزندش خطاب به حاضران گفت: «بچه من نیازی به فاتحه ندارد، برایش دست بزنید. این روح قهرمان که اینجا حضور دارد تمام عمر درست خواند و درس داد.» او با تأکید بر منش و شخصیت فرزندش افزود او قهرمان شده و به او افتخار میکند.
نیما پارسا، مدرس زبان و دانشآموخته دانشگاه بولونیا و مؤسس «نیپا آکادمی» بود و از طریق یوتیوب خدمات آموزش رایگان زبان ارائه میکرد. او در جریان اعتراضات مردمی، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.
ویدیوهای متعددی از مراسم یادبود جانباختگان منتشر شده که در آنها، بهجای قرائتهای مرسوم دینی، شکلهای متفاوتی از سوگواری، از جمله دستزدن و رقص سوگ دیده میشود و برخی خانوادهها از برگزاری آیینهای مذهبی متعارف پرهیز میکنند. این شیوههای تازه، علاوه بر بیان اعتراض مدنی بازماندگان، از نگاه برخی ناظران نشانهای از دگرگونی اجتماعی و فاصلهگیری بخشی از جامعه از آیینهای رسمی مذهبی است؛ روندی که تحلیلگران، فشارهای ناشی از ساختار حکومت مذهبی را از عوامل مؤثر در آن میدانند.
#دین_حکومتی #گفتگو_توانا #نیما_پارسا
💔40❤4🕊4👍2
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در مراسم بزرگداشت جاویدنام نیما پارسا، مادر او بر مزار فرزندش خطاب به حاضران گفت: «بچه من نیازی به فاتحه ندارد، برایش دست بزنید. این روح قهرمان که اینجا حضور دارد تمام عمر درست خواند و درس داد.» او با تأکید بر منش و شخصیت فرزندش افزود او قهرمان شده و به او افتخار میکند.
نیما پارسا، مدرس زبان و دانشآموخته دانشگاه بولونیا و مؤسس «نیپا آکادمی» بود و از طریق یوتیوب خدمات آموزش رایگان زبان ارائه میکرد. او در جریان اعتراضات مردمی، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.
ویدیوهای متعددی از مراسم یادبود جانباختگان منتشر شده که در آنها، بهجای قرائتهای مرسوم دینی، شکلهای متفاوتی از سوگواری، از جمله دستزدن و رقص سوگ دیده میشود و برخی خانوادهها از برگزاری آیینهای مذهبی متعارف پرهیز میکنند. این شیوههای تازه، علاوه بر بیان اعتراض مدنی بازماندگان، از نگاه برخی ناظران نشانهای از دگرگونی اجتماعی و فاصلهگیری بخشی از جامعه از آیینهای رسمی مذهبی است؛ روندی که تحلیلگران، فشارهای ناشی از ساختار حکومت مذهبی را از عوامل مؤثر در آن میدانند.
#دین_حکومتی #گفتگو_توانا #نیما_پارسا
در مراسم بزرگداشت جاویدنام نیما پارسا، مادر او بر مزار فرزندش خطاب به حاضران گفت: «بچه من نیازی به فاتحه ندارد، برایش دست بزنید. این روح قهرمان که اینجا حضور دارد تمام عمر درست خواند و درس داد.» او با تأکید بر منش و شخصیت فرزندش افزود او قهرمان شده و به او افتخار میکند.
نیما پارسا، مدرس زبان و دانشآموخته دانشگاه بولونیا و مؤسس «نیپا آکادمی» بود و از طریق یوتیوب خدمات آموزش رایگان زبان ارائه میکرد. او در جریان اعتراضات مردمی، ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.
ویدیوهای متعددی از مراسم یادبود جانباختگان منتشر شده که در آنها، بهجای قرائتهای مرسوم دینی، شکلهای متفاوتی از سوگواری، از جمله دستزدن و رقص سوگ دیده میشود و برخی خانوادهها از برگزاری آیینهای مذهبی متعارف پرهیز میکنند. این شیوههای تازه، علاوه بر بیان اعتراض مدنی بازماندگان، از نگاه برخی ناظران نشانهای از دگرگونی اجتماعی و فاصلهگیری بخشی از جامعه از آیینهای رسمی مذهبی است؛ روندی که تحلیلگران، فشارهای ناشی از ساختار حکومت مذهبی را از عوامل مؤثر در آن میدانند.
#دین_حکومتی #گفتگو_توانا #نیما_پارسا
💔31🕊5❤1
Forwarded from گفتوشنود
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
“بچهام رهگذر نبود، مبارز بود! برای وطنش رفت!”
مادر جاوید نام نهایت رحیمی در مراسم چهلم: خانوادهای که ماه محرم علم میگرفتیم دور میزدیم، از این به بعد تاسوعا و عاشورای ما؟ ۱۸ دی ۱۹ دی!
این راه ادامه دارنه!
“نهایت رحیمی دشتی، پنجشنبه ۱۸دی با تیراندازی به گردن در میدان کاخ #گرگان کشته شد.”
#نهایت_رحیمی #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مادر جاوید نام نهایت رحیمی در مراسم چهلم: خانوادهای که ماه محرم علم میگرفتیم دور میزدیم، از این به بعد تاسوعا و عاشورای ما؟ ۱۸ دی ۱۹ دی!
این راه ادامه دارنه!
“نهایت رحیمی دشتی، پنجشنبه ۱۸دی با تیراندازی به گردن در میدان کاخ #گرگان کشته شد.”
#نهایت_رحیمی #حکومت_دینی #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔29🕊4❤2👍1
Forwarded from گفتوشنود
رسول فلاحتی، نماینده خامنهای در استان گیلان خواستار برخورد با به گفته او «روزهخواران» شد و گفت: «همه باید حرمت ماه رمضان را نگه دارند و عدهای خودفروخته و نادان فکر نکنند که در این ایام همه چیز آزاد است.»
او افزود: «از دستگاه قضایی و سایر مجموعههای مربوطه میخواهیم تا با نظارت جدی، مراکز متخلف و بیتوجه در رعایت شئونات ماه رمضان را تا پایان این ماه ببندند.»
اظهارات رسول فلاحتی، نماینده علی خامنهای در گیلان، نمونهای روشن از تبدیل امر شخصی و ایمانی به ابزار اجبار حکومتی است؛ دینداری زمانی معنا دارد که برآمده از انتخاب آزاد باشد، نه نتیجه تهدید به بستن اماکن کسب و برخورد قضایی. چنین رویکردی نهتنها ایمان را تقویت نمیکند، بلکه با تقسیم جامعه به دوگانههای «روزهدار و روزهخوار» و «مؤمن و غیرمؤمن» شکاف و بیاعتمادی را عمیقتر میکند و شهروندان را بهجای همزیستی مسالمتآمیز، در برابر یکدیگر قرار میدهد. در جمهوری اسلامی تحمیل سبک زندگی دینی از مسیر قدرت سیاسی، بهجای پاسداشت حرمت باورها، آن را به امر امنیتی و اجباری فرو کاسته و دینگریزی را خصوصا در قشر جوان تسریع و تشدید کرده است.
#دین_حکومتی. #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او افزود: «از دستگاه قضایی و سایر مجموعههای مربوطه میخواهیم تا با نظارت جدی، مراکز متخلف و بیتوجه در رعایت شئونات ماه رمضان را تا پایان این ماه ببندند.»
اظهارات رسول فلاحتی، نماینده علی خامنهای در گیلان، نمونهای روشن از تبدیل امر شخصی و ایمانی به ابزار اجبار حکومتی است؛ دینداری زمانی معنا دارد که برآمده از انتخاب آزاد باشد، نه نتیجه تهدید به بستن اماکن کسب و برخورد قضایی. چنین رویکردی نهتنها ایمان را تقویت نمیکند، بلکه با تقسیم جامعه به دوگانههای «روزهدار و روزهخوار» و «مؤمن و غیرمؤمن» شکاف و بیاعتمادی را عمیقتر میکند و شهروندان را بهجای همزیستی مسالمتآمیز، در برابر یکدیگر قرار میدهد. در جمهوری اسلامی تحمیل سبک زندگی دینی از مسیر قدرت سیاسی، بهجای پاسداشت حرمت باورها، آن را به امر امنیتی و اجباری فرو کاسته و دینگریزی را خصوصا در قشر جوان تسریع و تشدید کرده است.
#دین_حکومتی. #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16💯3❤1
Forwarded from گفتوشنود
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: معترضان باید اعتراضشان را در مساجد بیان کنند
شما چطور فکر میکنید؟
🔶عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: «افرادی که معترض هستند میتوانند در مساجد اعتراضات خود را بیان کنند و به جای اینکه مسجد آتش بزنند، در مسجد با حضور مسئولان حرفشان را بزنند و مسئولین هم استماع کنند تا بعضی از مشکلاتی که امکان رفع آن وجود دارد، برطرف شود.»
او افزود: «البته حل بعضی از مشکلات ممکن است مقداری بلندمدت باشد.»
🔷اظهارات عبدالحسین خسروپناه، دبیر
شورای عالی انقلاب فرهنگی، درباره اینکه معترضان باید اعتراض خود را در مسجد بیان کنند، در ظاهر دعوت به گفتوگوست، اما یک پرسش اساسی را نادیده میگیرد: آیا مسجد در وضعیت کنونی واقعاً یک فضای عمومی بیطرف و امن برای بیان اعتراض است؟
وقتی طی سالها قرائتهای حکومتی از دین بر منبرها غالب شده و مساجد و مراکز دینی کارکردی ایدئولوژیک و حکومتی یافتهاند، آیا میتوان انتظار داشت بخش بزرگی از جامعه ــ حتی بسیاری از مؤمنان و بهویژه جوانان ــ که بهدلیل همین رویکردها از این فضاها فاصله گرفتهاند، مسجد را محل شنیدهشدن صدای انتقاد خود بدانند؟
اگر اعتماد عمومی آسیب دیده باشد، صرف دعوت به حضور در مسجد بدون بازنگری در این کارکرد و بازتعریف نقش نهاد دین در نسبت با قدرت سیاسی، چگونه میتواند به گفتوگویی واقعی و برابر منجر شود؟
❓شما چطور فکر میکنید؟
#دین_حکومتی #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شما چطور فکر میکنید؟
🔶عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: «افرادی که معترض هستند میتوانند در مساجد اعتراضات خود را بیان کنند و به جای اینکه مسجد آتش بزنند، در مسجد با حضور مسئولان حرفشان را بزنند و مسئولین هم استماع کنند تا بعضی از مشکلاتی که امکان رفع آن وجود دارد، برطرف شود.»
او افزود: «البته حل بعضی از مشکلات ممکن است مقداری بلندمدت باشد.»
🔷اظهارات عبدالحسین خسروپناه، دبیر
شورای عالی انقلاب فرهنگی، درباره اینکه معترضان باید اعتراض خود را در مسجد بیان کنند، در ظاهر دعوت به گفتوگوست، اما یک پرسش اساسی را نادیده میگیرد: آیا مسجد در وضعیت کنونی واقعاً یک فضای عمومی بیطرف و امن برای بیان اعتراض است؟
وقتی طی سالها قرائتهای حکومتی از دین بر منبرها غالب شده و مساجد و مراکز دینی کارکردی ایدئولوژیک و حکومتی یافتهاند، آیا میتوان انتظار داشت بخش بزرگی از جامعه ــ حتی بسیاری از مؤمنان و بهویژه جوانان ــ که بهدلیل همین رویکردها از این فضاها فاصله گرفتهاند، مسجد را محل شنیدهشدن صدای انتقاد خود بدانند؟
اگر اعتماد عمومی آسیب دیده باشد، صرف دعوت به حضور در مسجد بدون بازنگری در این کارکرد و بازتعریف نقش نهاد دین در نسبت با قدرت سیاسی، چگونه میتواند به گفتوگویی واقعی و برابر منجر شود؟
❓شما چطور فکر میکنید؟
#دین_حکومتی #دین_گریزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6
Forwarded from گفتوشنود
سرتان را در آب فرو نبرید، چراکه روزه را باطل میکند!
اما، اگر سر دهها هزار انسان بیگناه را زیر آب کنید؛ هرگز روزه شما باطل نمیشود!!!
✍️عبدالرحیم سلیمانی اردستانی
این فتوای فقیهان در باب روزه است! در قرآن آمده که هدف از تشریع حکم روزه این است که انسانها متقی شوند، اما گویا کسانی که برخی فقیهشان میانگارند جایی برای حقوق انسانها در تقوا قائل نیستند!
این مدعیان فقاهت میگویند که اگر سر به زیر آب برید روزه شما باطل میشود اما اگر سر میلیونها انسان را زیر آب کنید هیچ مشکلی برای روزه شما پیش نمیآید!
اگر دود سیگار به حلق خود برسانید روزه باطل میشود اما اگر زندگی هزاران انسان را دود کنید هیچ مشکلی برای روزه شما پیش نمیآید!
با همین منطق است که به خاطر تار موی نوجوانی فریاد اینان به آسمان هفتم میرسد اما برای کشته شدن هزاران نوجوان و جوان هیچ صدایی شنیده نمیشود!
برای تعطیلی روز شنبه صداها بلند میشود و فتواها صادر میشود، اما وقتی سخن از این است که دهها جوان با اتهامات واهی و در فرایند قضایی نادرست و غیر انسانی در معرض حکم اعدام هستند، چنان سکوتی بر آنان حکمفرما میشود که گویا زنده نیستند!
واقعا جوانان حق دارند که از شما دینفروشان دنیاپرست عبور کردهاند! کشوری و ملتی درحال سقوط است و این قبرستان کاملا ساکت است!
برگرفته و بازنشر از کانال تلگرام نگارنده
#حکومت_فقهی #فقه_شیعه #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اما، اگر سر دهها هزار انسان بیگناه را زیر آب کنید؛ هرگز روزه شما باطل نمیشود!!!
✍️عبدالرحیم سلیمانی اردستانی
این فتوای فقیهان در باب روزه است! در قرآن آمده که هدف از تشریع حکم روزه این است که انسانها متقی شوند، اما گویا کسانی که برخی فقیهشان میانگارند جایی برای حقوق انسانها در تقوا قائل نیستند!
این مدعیان فقاهت میگویند که اگر سر به زیر آب برید روزه شما باطل میشود اما اگر سر میلیونها انسان را زیر آب کنید هیچ مشکلی برای روزه شما پیش نمیآید!
اگر دود سیگار به حلق خود برسانید روزه باطل میشود اما اگر زندگی هزاران انسان را دود کنید هیچ مشکلی برای روزه شما پیش نمیآید!
با همین منطق است که به خاطر تار موی نوجوانی فریاد اینان به آسمان هفتم میرسد اما برای کشته شدن هزاران نوجوان و جوان هیچ صدایی شنیده نمیشود!
برای تعطیلی روز شنبه صداها بلند میشود و فتواها صادر میشود، اما وقتی سخن از این است که دهها جوان با اتهامات واهی و در فرایند قضایی نادرست و غیر انسانی در معرض حکم اعدام هستند، چنان سکوتی بر آنان حکمفرما میشود که گویا زنده نیستند!
واقعا جوانان حق دارند که از شما دینفروشان دنیاپرست عبور کردهاند! کشوری و ملتی درحال سقوط است و این قبرستان کاملا ساکت است!
برگرفته و بازنشر از کانال تلگرام نگارنده
#حکومت_فقهی #فقه_شیعه #دین_حکومتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤35👍26💔6🕊4👌1
Forwarded from گفتوشنود
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در ویدیویی که پس از مرگ علی خامنهای «شیخ علی» طلبه-بلاگر کنیایی تحصیل کرده در قم منتشر کرده با طعنه به مردم ایران میگوید: شاید شما به بی پدر شدن عادت کردید ولی ما تازه بیپدر شدیم.
او محصول مراکزی مثل جامعهالمصطفی است که با پول ایرانیان و نظر علی خامنهای مشغول توسعه و ترویج شیعیان سیاسی در کشورهایی مثل کنیا و دیگر کشورهای آفریقایی است.
در حالی که مردم ایران زیر بار تورم، بیکاری و سقوط قدرت خرید کمر خم کردهاند، سیاستهای علی خامنهای و ساختار ایدئولوژیک حاکم بر جمهوری اسلامی ایران همچنان هزاران میلیارد تومان از منابع عمومی را صرف صدور ایدئولوژی شیعی میکند؛ از بودجههای کلان و غیر شفاف برای جامعه المصطفی العالمیه که مأموریتش تربیت طلاب خارجی و گسترش شبکههای مذهبی در آفریقا، آسیا و حتی آمریکای لاتین است، تا هزینهکرد در کشورهای فقیر برای ساخت مدارس، مراکز دینی و حمایت از گروههای همسو با هدف «شیعهپروری» سیاسی.
این در حالی است که داخل کشور، کارگران ماهها حقوق نمیگیرند، بازنشستگان زیر خط فقرند و زیرساختهای آموزشی و درمانی فرسوده شدهاند.
منتقدان سالهاست میپرسند چگونه حکومتی که از تامین ابتداییترین نیازهای شهروندانش عاجز است، برای پروژههای ایدئولوژیک برونمرزی چنین دست و دلباز عمل میکند؛ تناقضی آشکار میان شعار حمایت از مستضعفان و واقعیت فشار اقتصادی بر همان مردمی که هزینه این سیاستها را میپردازند.
#دین_حکومتی #اسلام_سیاسی #حکومت_ایدئولوژیک #پایان_دیکتاتور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
او محصول مراکزی مثل جامعهالمصطفی است که با پول ایرانیان و نظر علی خامنهای مشغول توسعه و ترویج شیعیان سیاسی در کشورهایی مثل کنیا و دیگر کشورهای آفریقایی است.
در حالی که مردم ایران زیر بار تورم، بیکاری و سقوط قدرت خرید کمر خم کردهاند، سیاستهای علی خامنهای و ساختار ایدئولوژیک حاکم بر جمهوری اسلامی ایران همچنان هزاران میلیارد تومان از منابع عمومی را صرف صدور ایدئولوژی شیعی میکند؛ از بودجههای کلان و غیر شفاف برای جامعه المصطفی العالمیه که مأموریتش تربیت طلاب خارجی و گسترش شبکههای مذهبی در آفریقا، آسیا و حتی آمریکای لاتین است، تا هزینهکرد در کشورهای فقیر برای ساخت مدارس، مراکز دینی و حمایت از گروههای همسو با هدف «شیعهپروری» سیاسی.
این در حالی است که داخل کشور، کارگران ماهها حقوق نمیگیرند، بازنشستگان زیر خط فقرند و زیرساختهای آموزشی و درمانی فرسوده شدهاند.
منتقدان سالهاست میپرسند چگونه حکومتی که از تامین ابتداییترین نیازهای شهروندانش عاجز است، برای پروژههای ایدئولوژیک برونمرزی چنین دست و دلباز عمل میکند؛ تناقضی آشکار میان شعار حمایت از مستضعفان و واقعیت فشار اقتصادی بر همان مردمی که هزینه این سیاستها را میپردازند.
#دین_حکومتی #اسلام_سیاسی #حکومت_ایدئولوژیک #پایان_دیکتاتور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👌3👍2
Forwarded from گفتوشنود
انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی؛ ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران
در روزگاری که نیاز به معنا و پیوندهای اجتماعی فراتر از چهارچوبهای سنتی احساس میشود، مطالعه موردی «انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی؛ ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران» دریچهای تازه به روی سازماندهی مدنی میگشاید.
این نوشتار با نگاهی تطبیقی به تجربیات بریتانیا و فرانسه، نشان میدهد که چگونه جوامع غیردینی توانستهاند از «انزوا و سایه» خارج شده و به بخشی فعال از زیستبوم اجتماعی تبدیل شوند.
این نوشتار با مثال از یک مراسم تشییع جنازه انسانگرا آغاز میشود. در این الگو، به جای «دعاهای تکراری نسخهوار»، بر روایت خاطرهها و کرامت انسانی تاکید میشود. این تجربه نشان میدهد که شان انسان صرفا به قالبهای دینی وابسته نیست و میتوان آیینهایی «صمیمیتر و اصیلتر» بر پایه واقعیتهای زیسته خلق کرد.
در ادامه متن به بررسی فعالیت Humanists UK در بریتانیا میپردازد که بر «ارائه خدمات عملی» (مانند مشاوره و آموزش) تمرکز دارد، و در مقابل، اتحادیه خردگرایان در فرانسه را معرفی میکند که پیشران «مناظرات فکری و دفاع از لائیسیته» است.
در بخش دیگر درسهایی برای زیست کثرتگرا در ایران؛ این متن یادآور میشود که تغییر در جوامعی مانند ایران، لزوما با اصلاحات سیاسی کلان آغاز نمیشود. طبق متن، «نهادینهشدن، بسیار پیش از بهرسمیتشناختن رسمی آغاز میشود.» درس اصلی برای کنشگران ایرانی، تمرکز بر ایجاد «حلقههای کوچک اما تابآور اعتماد» و ارائه خدمات اجتماعی غیرحساس است که میتواند بهتدریج به زیستبوم اندیشه بدیل مشروعیت ببخشد.
این مطلب تاکید میکند که همزیستی یک اصل تئوریک نیست، بلکه «رویهای عملی» است که از طریق استمرار، شکیبایی و مفید بودن در زندگی روزمره حاصل میشود.
این نوشتار توسط آموزشکده توانا منتشر شده و برای مطالعه کامل این مطلب و تامل در جزئیات آن، به سایت «گفتوشنود» مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/humanist-organizations
#انسانگرایی #دین #اومانیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در روزگاری که نیاز به معنا و پیوندهای اجتماعی فراتر از چهارچوبهای سنتی احساس میشود، مطالعه موردی «انسانگرایی، جایگزینی برای دینهای باستانی؛ ساختار و فعالیت سازمانهای انسانگرا و درسهایی برای ایران» دریچهای تازه به روی سازماندهی مدنی میگشاید.
این نوشتار با نگاهی تطبیقی به تجربیات بریتانیا و فرانسه، نشان میدهد که چگونه جوامع غیردینی توانستهاند از «انزوا و سایه» خارج شده و به بخشی فعال از زیستبوم اجتماعی تبدیل شوند.
این نوشتار با مثال از یک مراسم تشییع جنازه انسانگرا آغاز میشود. در این الگو، به جای «دعاهای تکراری نسخهوار»، بر روایت خاطرهها و کرامت انسانی تاکید میشود. این تجربه نشان میدهد که شان انسان صرفا به قالبهای دینی وابسته نیست و میتوان آیینهایی «صمیمیتر و اصیلتر» بر پایه واقعیتهای زیسته خلق کرد.
در ادامه متن به بررسی فعالیت Humanists UK در بریتانیا میپردازد که بر «ارائه خدمات عملی» (مانند مشاوره و آموزش) تمرکز دارد، و در مقابل، اتحادیه خردگرایان در فرانسه را معرفی میکند که پیشران «مناظرات فکری و دفاع از لائیسیته» است.
در بخش دیگر درسهایی برای زیست کثرتگرا در ایران؛ این متن یادآور میشود که تغییر در جوامعی مانند ایران، لزوما با اصلاحات سیاسی کلان آغاز نمیشود. طبق متن، «نهادینهشدن، بسیار پیش از بهرسمیتشناختن رسمی آغاز میشود.» درس اصلی برای کنشگران ایرانی، تمرکز بر ایجاد «حلقههای کوچک اما تابآور اعتماد» و ارائه خدمات اجتماعی غیرحساس است که میتواند بهتدریج به زیستبوم اندیشه بدیل مشروعیت ببخشد.
این مطلب تاکید میکند که همزیستی یک اصل تئوریک نیست، بلکه «رویهای عملی» است که از طریق استمرار، شکیبایی و مفید بودن در زندگی روزمره حاصل میشود.
این نوشتار توسط آموزشکده توانا منتشر شده و برای مطالعه کامل این مطلب و تامل در جزئیات آن، به سایت «گفتوشنود» مراجعه کنید:
https://dialog.tavaana.org/humanist-organizations
#انسانگرایی #دین #اومانیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤1😍1
Forwarded from گفتوشنود
آرامش دوستدار؛ درخشش عقلانیت در سایه سنگین دینخویی
آرامش دوستدار در ۲ خرداد ۱۳۱۰ خورشیدی دیده به جهان گشود؛ فیلسوفی که تمام عمر خویش را وقف واکاوی این پرسش کرد که چرا در فرهنگ ما، چراغ تفکر مستقل همواره زیر سایه سنگین جزماندیشی به خاموشی گراییده است. او که تحصیلات آکادمیک خود را در رشته فلسفه در آلمان به پایان رساند، در دوران تدریس در دانشگاه تهران و پس از آن در دوران تبعید خودخواسته، به یکی از رادیکالترین منتقدان ساختار ذهنیت ایرانی بدل شد. دوستدار بیش از آنکه یک محققِ کلاسیک باشد، یک «متفکر عاصی» بود که با زبانی صریح و به دور از مصلحتاندیشیهای مرسوم روشنفکری، جراحی عمیقی بر پیکره فرهنگ ما انجام داد. او خود را در برابر سنتی میدید که نه تنها پرسشگری را تشویق نمیکند، بلکه به ماهیت آن مشکوک است و آن را با «مرجعیت قدسی» جایگزین میکند.
در سپهر اندیشه ایران، او حکم همان «تکدرخت عاصی» در کویر جزماندیشی را دارد. او در مسیر فکری خود، از دلبستگیهای اولیه عبور کرد و به چنان صراحتی در نقد «فرهنگ دینی» رسید که شاید در تاریخ معاصر ما بینظیر باشد.
دوستدار، مسئله اصلی را در تضاد بنیادین میان «دین» و «تفکر» میجست و معتقد بود که فرهنگ دینی، از اساس سد راه اندیشیدن است. او برای تبیین این پدیده، واژهی دقیق و تکاندهنده «دینخویی» را استفاده کرد؛ مفهومی که نه صرفا به معنای باور قلبی فرد به خدا، بلکه به معنای سیطره یک ساختار فکری است که «پرسشگری» را برنمیتابد. او در آثار خود، به زیبایی مرز میان «پرسش» و «استخبار» را ترسیم میکند و میگوید: «درست آنجایی که پرسش میبایستی نشان دهد که پرسش است... مرجع پا به میان مینهد تا استخبار را جانشین پرسیدن نماید.» به بیان او، آنچه در فرهنگ دینی رخ میدهد، پرسش برآمده از حیرت وجودی نیست، بلکه «استخبار» یا کسب خبر از مرجعی قدسی است که راه را بر هرگونه «تفکر خودبنیاد» میبندد.
این فیلسوف، با تیزبینی نیچهایاش، استبداد تاریخی فرهنگ ایرانی را ریشهدار در همین «امتناع تفکر» میدانست. از نظر دوستدار، دینخویی به گونهای است که «مومن» به دلیل اتکای بیچونوچرا به مرجع، توانایی استقلال رای را از دست میدهد و در نتیجه، اندیشه در نطفه خفه میشود. او البته به ندرت قائل به استثناهایی مانند زکریای رازی بود، اما تاکید داشت که این استثنائات، هرگز به «حکم عمومی» تبدیل نشدند و نتوانستند آن سد عظیم تاریخی را بشکنند.
برای دوستدار، رهایی از این «درخششهای تیره»، نه با اصلاحات سطحی، که تنها از طریق «جرئت اندیشیدن» و بیرون آمدن از زیر سایه مرجعیت دینخو ممکن بود. او معتقد بود که دینخویی، «امتناع تفکر» است؛ یعنی وضعیتی که در آن ذهن، در چارچوبهای از پیش تعیینشده زندانی میشود و قدرت نقادی خود را از دست میدهد. شاید بتوان گفت پیام مرکزی زندگیِ فکری او، فراخوان بیوقفه به «انسان» است تا از دایره امن مرجعیت بیرون بیاید و بار سنگین خردورزی مستقل را بر دوش گیرد.
بیشتر در مورد آرامش دوستدار بخوانید:
https://tavaana.org/about_aramesh_dustdar/
#دین_خویی #نقد_دین #آرامش_دوستدار #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آرامش دوستدار در ۲ خرداد ۱۳۱۰ خورشیدی دیده به جهان گشود؛ فیلسوفی که تمام عمر خویش را وقف واکاوی این پرسش کرد که چرا در فرهنگ ما، چراغ تفکر مستقل همواره زیر سایه سنگین جزماندیشی به خاموشی گراییده است. او که تحصیلات آکادمیک خود را در رشته فلسفه در آلمان به پایان رساند، در دوران تدریس در دانشگاه تهران و پس از آن در دوران تبعید خودخواسته، به یکی از رادیکالترین منتقدان ساختار ذهنیت ایرانی بدل شد. دوستدار بیش از آنکه یک محققِ کلاسیک باشد، یک «متفکر عاصی» بود که با زبانی صریح و به دور از مصلحتاندیشیهای مرسوم روشنفکری، جراحی عمیقی بر پیکره فرهنگ ما انجام داد. او خود را در برابر سنتی میدید که نه تنها پرسشگری را تشویق نمیکند، بلکه به ماهیت آن مشکوک است و آن را با «مرجعیت قدسی» جایگزین میکند.
در سپهر اندیشه ایران، او حکم همان «تکدرخت عاصی» در کویر جزماندیشی را دارد. او در مسیر فکری خود، از دلبستگیهای اولیه عبور کرد و به چنان صراحتی در نقد «فرهنگ دینی» رسید که شاید در تاریخ معاصر ما بینظیر باشد.
دوستدار، مسئله اصلی را در تضاد بنیادین میان «دین» و «تفکر» میجست و معتقد بود که فرهنگ دینی، از اساس سد راه اندیشیدن است. او برای تبیین این پدیده، واژهی دقیق و تکاندهنده «دینخویی» را استفاده کرد؛ مفهومی که نه صرفا به معنای باور قلبی فرد به خدا، بلکه به معنای سیطره یک ساختار فکری است که «پرسشگری» را برنمیتابد. او در آثار خود، به زیبایی مرز میان «پرسش» و «استخبار» را ترسیم میکند و میگوید: «درست آنجایی که پرسش میبایستی نشان دهد که پرسش است... مرجع پا به میان مینهد تا استخبار را جانشین پرسیدن نماید.» به بیان او، آنچه در فرهنگ دینی رخ میدهد، پرسش برآمده از حیرت وجودی نیست، بلکه «استخبار» یا کسب خبر از مرجعی قدسی است که راه را بر هرگونه «تفکر خودبنیاد» میبندد.
این فیلسوف، با تیزبینی نیچهایاش، استبداد تاریخی فرهنگ ایرانی را ریشهدار در همین «امتناع تفکر» میدانست. از نظر دوستدار، دینخویی به گونهای است که «مومن» به دلیل اتکای بیچونوچرا به مرجع، توانایی استقلال رای را از دست میدهد و در نتیجه، اندیشه در نطفه خفه میشود. او البته به ندرت قائل به استثناهایی مانند زکریای رازی بود، اما تاکید داشت که این استثنائات، هرگز به «حکم عمومی» تبدیل نشدند و نتوانستند آن سد عظیم تاریخی را بشکنند.
برای دوستدار، رهایی از این «درخششهای تیره»، نه با اصلاحات سطحی، که تنها از طریق «جرئت اندیشیدن» و بیرون آمدن از زیر سایه مرجعیت دینخو ممکن بود. او معتقد بود که دینخویی، «امتناع تفکر» است؛ یعنی وضعیتی که در آن ذهن، در چارچوبهای از پیش تعیینشده زندانی میشود و قدرت نقادی خود را از دست میدهد. شاید بتوان گفت پیام مرکزی زندگیِ فکری او، فراخوان بیوقفه به «انسان» است تا از دایره امن مرجعیت بیرون بیاید و بار سنگین خردورزی مستقل را بر دوش گیرد.
بیشتر در مورد آرامش دوستدار بخوانید:
https://tavaana.org/about_aramesh_dustdar/
#دین_خویی #نقد_دین #آرامش_دوستدار #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2👌1
Forwarded from گفتوشنود
توماس دِ تورکِمادا، تفتیشگر اعظم دین در اسپانیا؛ دین، سلطه، وحشت
«در تاریخ جهان، نام برخی افراد با ساختن شهرها، گسترش علم یا اصلاحات سیاسی پیوند خورده است. نام برخی دیگر، بیشتر یادآور پرسشهایی درباره قدرت، مدارا و برخورد حکومتها با تفاوتهای فکری و مذهبی است. توماس دِ تورکمادا، روحانی دومینیکن اسپانیایی و نخستین «تفتیشگر اعظم» در اسپانیا، در دسته دوم قرار میگیرد.»
نوشتار «توماس دِ تورکمادا» به زندگی و نقش یکی از شناختهشدهترین چهرههای مرتبط با دادگاههای تفتیش عقاید در اسپانیا میپردازد؛ نهادی که در تاریخ اروپا به دلیل برخورد سختگیرانه با دگراندیشان مذهبی و کسانی که از باور رسمی فاصله میگرفتند، شهرت یافته است.
سرگذشت تورکمادا، روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که متاسفانه در ایران قرن بیستویکم داستانی آشنا است؛ روایتی که پرسشهایی ایجاد میکند که در جوامع دیگر و دورههای متفاوت نیز تکرار شدهاند.
این مطلب تنها یک روایت تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره پیامدهای پیوند قدرت سیاسی و مذهبی، محدودیت آزادی اندیشه و سرکوب تفاوتهاست. نویسنده نشان میدهد که چگونه تلاش برای تحمیل یک باور واحد میتواند به حذف صداهای متفاوت و نقض حقوق افراد بینجامد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این واقعیت تاریخی است که فقدان مدارا و آزادی عقیده، صرفاً مسئلهای متعلق به گذشته نیست؛ بلکه شناخت این تجربهها میتواند به درک بهتر اهمیت حقوق بشر، آزادی دین و باور و ضرورت همزیستی در جوامع امروز کمک کند.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/
#تفتیش_عقاید #دین_حکومتی #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«در تاریخ جهان، نام برخی افراد با ساختن شهرها، گسترش علم یا اصلاحات سیاسی پیوند خورده است. نام برخی دیگر، بیشتر یادآور پرسشهایی درباره قدرت، مدارا و برخورد حکومتها با تفاوتهای فکری و مذهبی است. توماس دِ تورکمادا، روحانی دومینیکن اسپانیایی و نخستین «تفتیشگر اعظم» در اسپانیا، در دسته دوم قرار میگیرد.»
نوشتار «توماس دِ تورکمادا» به زندگی و نقش یکی از شناختهشدهترین چهرههای مرتبط با دادگاههای تفتیش عقاید در اسپانیا میپردازد؛ نهادی که در تاریخ اروپا به دلیل برخورد سختگیرانه با دگراندیشان مذهبی و کسانی که از باور رسمی فاصله میگرفتند، شهرت یافته است.
سرگذشت تورکمادا، روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که متاسفانه در ایران قرن بیستویکم داستانی آشنا است؛ روایتی که پرسشهایی ایجاد میکند که در جوامع دیگر و دورههای متفاوت نیز تکرار شدهاند.
این مطلب تنها یک روایت تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره پیامدهای پیوند قدرت سیاسی و مذهبی، محدودیت آزادی اندیشه و سرکوب تفاوتهاست. نویسنده نشان میدهد که چگونه تلاش برای تحمیل یک باور واحد میتواند به حذف صداهای متفاوت و نقض حقوق افراد بینجامد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این واقعیت تاریخی است که فقدان مدارا و آزادی عقیده، صرفاً مسئلهای متعلق به گذشته نیست؛ بلکه شناخت این تجربهها میتواند به درک بهتر اهمیت حقوق بشر، آزادی دین و باور و ضرورت همزیستی در جوامع امروز کمک کند.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/
#تفتیش_عقاید #دین_حکومتی #حکومت_دینی #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤5👍1
Forwarded from گفتوشنود
کارن آرمسترانگ؛ چگونه انسان طی ۴هزار سال خدا را آفرید؟
کارن آرمسترانگ، نویسنده و پژوهشگر برجسته بریتانیایی در حوزه ادیان، از شناختهشدهترین چهرههای معاصر در زمینه گفتوگوی میاندینی و مطالعه تطبیقی ادیان است. او در آثار خود کوشیده است نشان دهد که سنتهای دینی بزرگ جهان، با وجود تفاوتهایشان، در بسیاری از ارزشهای اخلاقی و انسانی با یکدیگر اشتراک دارند؛ بهویژه در تأکید بر شفقت، همدلی و احترام به کرامت انسان.
نوشتار «کارن آرمسترانگ» به زندگی، اندیشهها و فعالیتهای این متفکر برجسته میپردازد؛ زنی که پس از سالها پژوهش درباره اسلام، مسیحیت، یهودیت و دیگر سنتهای دینی، به یکی از مهمترین مدافعان گفتوگو و تفاهم میان پیروان ادیان مختلف تبدیل شد. او معتقد است که بسیاری از تنشها و سوءتفاهمهای دینی، از ناآگاهی نسبت به دیگری و فقدان گفتوگوی سازنده ناشی میشوند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر مفهوم «شفقت» بهعنوان ارزشی مشترک میان فرهنگها و ادیان گوناگون است؛ مفهومی که آرمسترانگ آن را پایهای برای همزیستی، صلح و فهم متقابل در جهان امروز میداند.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/
#کارل_آرمسترانگ #دین #خدا #انسان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
کارن آرمسترانگ، نویسنده و پژوهشگر برجسته بریتانیایی در حوزه ادیان، از شناختهشدهترین چهرههای معاصر در زمینه گفتوگوی میاندینی و مطالعه تطبیقی ادیان است. او در آثار خود کوشیده است نشان دهد که سنتهای دینی بزرگ جهان، با وجود تفاوتهایشان، در بسیاری از ارزشهای اخلاقی و انسانی با یکدیگر اشتراک دارند؛ بهویژه در تأکید بر شفقت، همدلی و احترام به کرامت انسان.
نوشتار «کارن آرمسترانگ» به زندگی، اندیشهها و فعالیتهای این متفکر برجسته میپردازد؛ زنی که پس از سالها پژوهش درباره اسلام، مسیحیت، یهودیت و دیگر سنتهای دینی، به یکی از مهمترین مدافعان گفتوگو و تفاهم میان پیروان ادیان مختلف تبدیل شد. او معتقد است که بسیاری از تنشها و سوءتفاهمهای دینی، از ناآگاهی نسبت به دیگری و فقدان گفتوگوی سازنده ناشی میشوند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر مفهوم «شفقت» بهعنوان ارزشی مشترک میان فرهنگها و ادیان گوناگون است؛ مفهومی که آرمسترانگ آن را پایهای برای همزیستی، صلح و فهم متقابل در جهان امروز میداند.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/karen-armstrong/
#کارل_آرمسترانگ #دین #خدا #انسان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11👌3👍1
Forwarded from گفتوشنود
ویلیام جیمز و «گونههای تجربه دینی»
نگاهی به ایمان از دریچه روان و ضمیر انسان
«گونههای تجربه دینی» (The Varieties of Religious Experience) اثر ویلیام جیمز، فیلسوف و روانشناس برجسته آمریکایی، یکی از مهمترین آثار کلاسیک در روانشناسی دین و فلسفه دین به شمار میرود. این کتاب که بر پایه سخنرانیهای گیفورد در سالهای ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲ شکل گرفت، هنوز هم از تأثیرگذارترین آثار در مطالعه تجربه دینی از منظری غیرالهیاتی و علمی محسوب میشود.
نوشتار «ویلیام جیمز و تنوع تجربه دینی» به معرفی این اثر و اهمیت آن در فهم دین میپردازد. جیمز در این کتاب، به جای تمرکز بر نهادهای دینی، روحانیت یا آموزههای رسمی، توجه خود را معطوف به تجربههای شخصی انسانها از ایمان، دعا، عرفان، توبه، تحول درونی و احساس ارتباط با امر قدسی میکند. همین جابهجایی نگاه، کتاب را به اثری متمایز و ماندگار تبدیل کرده است.
این مطلب نشان میدهد که جیمز چگونه کوشید دین را نه صرفاً بهعنوان مجموعهای از عقاید و مناسک، بلکه بهعنوان بخشی از تجربه زیسته انسانها مطالعه کند. او معتقد بود برای فهم دین، باید به آنچه افراد در زندگی شخصی خود تجربه میکنند توجه داشت؛ تجربههایی که میتوانند بسیار متنوع و گاه متفاوت از روایتهای رسمی دینی باشند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این موضوع است که مطالعه علمی و روانشناختی دین، لزوماً به معنای رد یا تأیید باورهای دینی نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم بهتر نقش دین و معنویت در زندگی انسانهاست.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/william-james-2/
#ویلیام_جیمز #دین #روانشناختی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نگاهی به ایمان از دریچه روان و ضمیر انسان
«گونههای تجربه دینی» (The Varieties of Religious Experience) اثر ویلیام جیمز، فیلسوف و روانشناس برجسته آمریکایی، یکی از مهمترین آثار کلاسیک در روانشناسی دین و فلسفه دین به شمار میرود. این کتاب که بر پایه سخنرانیهای گیفورد در سالهای ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲ شکل گرفت، هنوز هم از تأثیرگذارترین آثار در مطالعه تجربه دینی از منظری غیرالهیاتی و علمی محسوب میشود.
نوشتار «ویلیام جیمز و تنوع تجربه دینی» به معرفی این اثر و اهمیت آن در فهم دین میپردازد. جیمز در این کتاب، به جای تمرکز بر نهادهای دینی، روحانیت یا آموزههای رسمی، توجه خود را معطوف به تجربههای شخصی انسانها از ایمان، دعا، عرفان، توبه، تحول درونی و احساس ارتباط با امر قدسی میکند. همین جابهجایی نگاه، کتاب را به اثری متمایز و ماندگار تبدیل کرده است.
این مطلب نشان میدهد که جیمز چگونه کوشید دین را نه صرفاً بهعنوان مجموعهای از عقاید و مناسک، بلکه بهعنوان بخشی از تجربه زیسته انسانها مطالعه کند. او معتقد بود برای فهم دین، باید به آنچه افراد در زندگی شخصی خود تجربه میکنند توجه داشت؛ تجربههایی که میتوانند بسیار متنوع و گاه متفاوت از روایتهای رسمی دینی باشند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، تأکید بر این موضوع است که مطالعه علمی و روانشناختی دین، لزوماً به معنای رد یا تأیید باورهای دینی نیست؛ بلکه تلاشی برای فهم بهتر نقش دین و معنویت در زندگی انسانهاست.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/william-james-2/
#ویلیام_جیمز #دین #روانشناختی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌6❤1
Forwarded from گفتوشنود
«وقتی به مراسم قربانیکردن انسان فکر میکنیم، یاد آیینهای هولناک کنعانیان باستان یا آزتکها میافتیم و گمان میکنیم که ادیان توحیدی به قربانیکردن انسان پایان دادهاند. اما در واقع، پیروان ادیان توحیدی انسانهای بسیار بیشتری را قربانی کردهاند تا بیشتر فرقههای چندخدایی. مسیحیت و اسلام به مراتب انسانهای بیشتری را به نام خدا کشتهاند تا پیروان خدایانی چون بَعل یا ویتسلپُچلی، خدای جنگ آزتکها.»
یووال نوح هراری، بیستویک درس برای قرن بیستویکم، ۲۰۱۸
#دین #نقد_دین #یواال_نوح_هراری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«وقتی به مراسم قربانیکردن انسان فکر میکنیم، یاد آیینهای هولناک کنعانیان باستان یا آزتکها میافتیم و گمان میکنیم که ادیان توحیدی به قربانیکردن انسان پایان دادهاند. اما در واقع، پیروان ادیان توحیدی انسانهای بسیار بیشتری را قربانی کردهاند تا بیشتر فرقههای چندخدایی. مسیحیت و اسلام به مراتب انسانهای بیشتری را به نام خدا کشتهاند تا پیروان خدایانی چون بَعل یا ویتسلپُچلی، خدای جنگ آزتکها.»
یووال نوح هراری، بیستویک درس برای قرن بیستویکم، ۲۰۱۸
#دین #نقد_دین #یواال_نوح_هراری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍30👌3❤1
Forwarded from گفتوشنود
روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه به عنوان یک ابتکار از سوی سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۷ تعیین شد. این روز به یاد تصویب "کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه و دیگر مجازاتها یا رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز" در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ گرامی داشته میشود. هدف از این روز جلب توجه جهانی به موضوع شکنجه و اثرات مخرب آن بر افراد و جوامع است.
در طول تاریخ، بسیاری از افراد به دلیل باورهای دینی، سیاسی، و ایدئولوژیک خود مورد شکنجه قرار گرفتهاند. خداناباوران، دینناباوران، و افراد دارای باورهای متفاوت دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبودهاند و در بسیاری از جوامع با تبعیض، آزار و شکنجه روبرو شدهاند. شکنجه به عنوان یک ابزار سرکوب برای کنترل و ساکت کردن مخالفان و تقویت قدرت حاکمان استفاده شده است.
در ایران و حکومت جمهوری اسلامی بسیاری از افراد به علت باورهای متفاوت، با خواست حکومت فرقهای شیعه، زندانی و با شکنجه و در مواردی با احکام سلب حیات و اعدام مواجه میشوند.
جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در حاشیه پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و جلسهای که با عنوان "بحران مصونیت در ایران؛ از دهه شصت تا مهسا امینی" برگزار شده بود، از شکنجه در کنار اقدامات دیگری نظیر ناپدید شدن اجباری، قتل و اعدامهای خودسرانه، به مثابه یکی از مصادیق "جنایت علیه بشریت" نام برد که به دست حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تا امروز انجام شده است.
شکنجه نه تنها جسمی بلکه روحی و روانی نیز بوده و اثرات طولانیمدتی بر قربانیان و خانوادههایشان دارد. ایجاد این روز جهانی به عنوان یک فرصت برای آموزش و اطلاعرسانی درباره این موضوع و تقویت اقدامات جهانی برای از بین بردن شکنجه و حمایت از حقوق بشر و قربانیان آن است.
این روز همچنین یادآور تعهد جامعه جهانی به حقوق بشر و ضرورت ادامه مبارزه با هر گونه شکنجه و رفتار غیرانسانی است. سازمانها و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از این روز برای تقویت تلاشهای خود و جلب توجه عموم به وضعیت قربانیان شکنجه استفاده میکنند.
#تفتیش_عقاید #شکنجه #خداناباوران #دین_ناباوران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه به عنوان یک ابتکار از سوی سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۷ تعیین شد. این روز به یاد تصویب "کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه و دیگر مجازاتها یا رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز" در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ گرامی داشته میشود. هدف از این روز جلب توجه جهانی به موضوع شکنجه و اثرات مخرب آن بر افراد و جوامع است.
در طول تاریخ، بسیاری از افراد به دلیل باورهای دینی، سیاسی، و ایدئولوژیک خود مورد شکنجه قرار گرفتهاند. خداناباوران، دینناباوران، و افراد دارای باورهای متفاوت دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبودهاند و در بسیاری از جوامع با تبعیض، آزار و شکنجه روبرو شدهاند. شکنجه به عنوان یک ابزار سرکوب برای کنترل و ساکت کردن مخالفان و تقویت قدرت حاکمان استفاده شده است.
در ایران و حکومت جمهوری اسلامی بسیاری از افراد به علت باورهای متفاوت، با خواست حکومت فرقهای شیعه، زندانی و با شکنجه و در مواردی با احکام سلب حیات و اعدام مواجه میشوند.
جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در حاشیه پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و جلسهای که با عنوان "بحران مصونیت در ایران؛ از دهه شصت تا مهسا امینی" برگزار شده بود، از شکنجه در کنار اقدامات دیگری نظیر ناپدید شدن اجباری، قتل و اعدامهای خودسرانه، به مثابه یکی از مصادیق "جنایت علیه بشریت" نام برد که به دست حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تا امروز انجام شده است.
شکنجه نه تنها جسمی بلکه روحی و روانی نیز بوده و اثرات طولانیمدتی بر قربانیان و خانوادههایشان دارد. ایجاد این روز جهانی به عنوان یک فرصت برای آموزش و اطلاعرسانی درباره این موضوع و تقویت اقدامات جهانی برای از بین بردن شکنجه و حمایت از حقوق بشر و قربانیان آن است.
این روز همچنین یادآور تعهد جامعه جهانی به حقوق بشر و ضرورت ادامه مبارزه با هر گونه شکنجه و رفتار غیرانسانی است. سازمانها و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از این روز برای تقویت تلاشهای خود و جلب توجه عموم به وضعیت قربانیان شکنجه استفاده میکنند.
#تفتیش_عقاید #شکنجه #خداناباوران #دین_ناباوران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌9🕊7❤1💔1
Forwarded from گفتوشنود
آیین «شینتو» و فرهنگ مدرن ژاپن
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15❤2😍1
Forwarded from گفتوشنود
آیین «شینتو» و فرهنگ مدرن ژاپن
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه یک دین «بدون کتاب»، روحیه ژاپنی را شکل داده است؟
ورق بزنید
رفتار بازیکنان و هواداران تیم ملی ژاپن سالهاست که توجه و ستایش مردم جهان را به خود جلب کرده است. هواداران ژاپنی، فارغ از نتیجه مسابقه، پس از پایان بازی روی سکوها میمانند و زبالههای سکوهای خود را جمع میکنند. بازیکنان نیز رختکن را تمیز و مرتب تحویل میدهند و با نوشتن جملهای کوتاه به زبان کشور میزبان، از آن سپاسگزاری میکنند.
نظم، پاکیزگی، احترام به فضای عمومی، وجدان کاری و مسئولیتپذیری، از ویژگیهایی است که سالهاست نام ژاپن را با خود همراه کرده است. ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی به سرعت به کشوری صنعتی و علمی تبدیل شده بود و پس از شکست نیز دوباره با سرعتی حیرتانگیز خود را بازسازی کرد. انقلابیون ایرانی گاه میگفتند میخواهند از ایران یک «ژاپن اسلامی» بسازند.
بدون شک فرهنگ، روحیه و اخلاقیات مردم ژاپن در سرنوشت آنان نقش داشته است. این فرهنگ از کجا آمده است؟ پاسخ ساده نیست. آموزش، خانواده، قوانین، توسعه اقتصادی و نهادهای مدرن همگی نقش مهمی داشتهاند. بسیاری از پژوهشگران فرهنگ ژاپن معتقدند این ویژگیها بر بستری تاریخی شکل گرفتهاند که آیین شینتو، دین بومی ژاپن، بخشی از آن است.
شینتو، برخلاف ادیان ابراهیمی، نه پیامبر بنیانگذار دارد، نه کتاب مقدس محوری و نه ادعای حقیقت انحصاری. هسته باورهای آن بیش از آنکه ایمان به یک روایت یا داستان تاریخی باشد، مجموعهای از آیینها، پاسداشت «کامی»ها (روحهای ارزشمند)، پاکیزگی، احترام به یاد نیاکان و هماهنگی با جهان پیرامون است. بسیاری از ژاپنیها حتی اگر خود را مذهبی ندانند، همچنان در سنتهای شینتویی زندگی میکنند.
در این آیین، پاکیزگی، احترام به مکان، هماهنگی با طبیعت و آلوده نکردن فضای مشترک، ارزشهایی مهم به شمار میروند؛ ارزشهایی که بهتدریج از معبد فراتر رفتند و به مدرسه، خیابان، محل کار و حتی ورزشگاه راه یافتند.
به نظر میرسد سالهاست بسیاری از دینداران، ادیان غیرابراهیمی را با نگاهی «از بالا به پایین» مینگرند؛ گویی اخلاق، فضیلت و تمدن تنها در انحصار ادیان ابراهیمی (که خود را ادیان بزرگ یا «اولوالعزم» یا «صاحب کتاب» مینامند) است. اما اگر شینتو، بدون پیامبر یا کتاب، توانسته باشد در کنار عوامل فرهنگی دیگر در شکلگیری فرهنگی مسئولیتپذیر، منظم و پاکیزه ژاپن سهمی داشته باشد، چرا باید فکر کنیم دین ما بهترین دین جهان است؟
ژاپن نیز، مانند هر کشور دیگری، از اشتباهات و شکستهای تاریخی مصون نبوده است. با این حال، یکی از ویژگیهای برجسته فرهنگ امروز این کشور، پذیرش مسئولیت، تلاش برای اصلاح، و ترجیح سازندگی بر ماندن در گذشته است؛ رویکردی که نقش مهمی در توسعه و پیشرفت ژاپن ایفا کرده است.
شاید ارزش یک سنت دینی را نتوان با شمار پیامبران، کتابهای مقدس یا ادعاهای سنگین آن سنجید. شاید پرسش مهمتر این باشد که آن سنت، چه نوع انسانی و چه نوع جامعهای میسازد؟ چه ثمر و میوهای دارد؟ اگر دینی انسانهایی مسئولتر، فروتنتر، قانونمدارتر و محترمتر نسبت به حقوق دیگران پرورش دهد، آیا این دستاورد، خود یکی از معیارهای مهم برای ارزیابی آن دین نیست؟
#شینتو #دین #آیین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤3😍1
Forwarded from گفتوشنود
فردریش نیچه:
دینها همگی نظامهای بیرحمیاند
«آنگاه که انسان چون ضروری مییافت که چیزی را در خاطر بنشاند، این کار جز با خون ریختن و شکنجه دادن و قربانیکردن ازپیش نمیرفت؛ هولناکترین قربانگریها و گروگانگذاریها - از جمله قربان کردن نخستزادهها - دلآشوبترین اندامبُریها - برای مثال اخته کردن - سنگدلانهترین آیینگزاریهای همه فرقههای دینی - و دینها همگی در زیرینترین زمینه خویش، نظامهای بیرحمیاند - ریشه این همه در آن غریزهایست که پی برده بود همانا درد، نیرومندترین دستیار حافظه است… »
فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی و منتقد رادیکال سنتهای دینی، در جستار دوم از «تبارشناسی اخلاق» جمله صریحی را به صورت معترضه مطرح میکند: «دینها همگی نظامهای بیرحمیاند!» او اعتقاد دارد که چیزی «ترسناکتر و هولانگیزتر از فن حافظهسازی» در سراسر تاریخ بشر وجود نداشته است و آیینهای زهد همگی در واقع تکنیکهای حافظهسازی بودهاند. ادیان به عنوان تجلی آیینهای زهد، با آفریدن سختترین رنجهای خودساخته و خودخواسته، و تحمیل آن به انسانها، بنابراین «همگی نظامهای بیرحمیاند»
اگرچه ما ایرانیان با تجربه یک حکومت ستمگر دینی مایلیم که با این جملات همدلی کنیم، اما آنچه نیچه میگوید بر چند اندیشه کلان استوار است که همگی میتوانند نقد و رد شوند. از جمله این اندیشه که ادیان با تزریق بدوجدانی کار میکنند و با فن حافظهسازی یا تاریخپردازی، تلاش میکنند که خود را محق جلوه دهند.
شما چه فکر میکنید؟
آیا صرفنظر از تجربه تاریخی خود، دیدگاه نیچه را قابل دفاع میدانید؟
#رواداری #گفتگو_توانا #دین #نقد_دین #نیچه
@dialogue1402
دینها همگی نظامهای بیرحمیاند
«آنگاه که انسان چون ضروری مییافت که چیزی را در خاطر بنشاند، این کار جز با خون ریختن و شکنجه دادن و قربانیکردن ازپیش نمیرفت؛ هولناکترین قربانگریها و گروگانگذاریها - از جمله قربان کردن نخستزادهها - دلآشوبترین اندامبُریها - برای مثال اخته کردن - سنگدلانهترین آیینگزاریهای همه فرقههای دینی - و دینها همگی در زیرینترین زمینه خویش، نظامهای بیرحمیاند - ریشه این همه در آن غریزهایست که پی برده بود همانا درد، نیرومندترین دستیار حافظه است… »
فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی و منتقد رادیکال سنتهای دینی، در جستار دوم از «تبارشناسی اخلاق» جمله صریحی را به صورت معترضه مطرح میکند: «دینها همگی نظامهای بیرحمیاند!» او اعتقاد دارد که چیزی «ترسناکتر و هولانگیزتر از فن حافظهسازی» در سراسر تاریخ بشر وجود نداشته است و آیینهای زهد همگی در واقع تکنیکهای حافظهسازی بودهاند. ادیان به عنوان تجلی آیینهای زهد، با آفریدن سختترین رنجهای خودساخته و خودخواسته، و تحمیل آن به انسانها، بنابراین «همگی نظامهای بیرحمیاند»
اگرچه ما ایرانیان با تجربه یک حکومت ستمگر دینی مایلیم که با این جملات همدلی کنیم، اما آنچه نیچه میگوید بر چند اندیشه کلان استوار است که همگی میتوانند نقد و رد شوند. از جمله این اندیشه که ادیان با تزریق بدوجدانی کار میکنند و با فن حافظهسازی یا تاریخپردازی، تلاش میکنند که خود را محق جلوه دهند.
شما چه فکر میکنید؟
آیا صرفنظر از تجربه تاریخی خود، دیدگاه نیچه را قابل دفاع میدانید؟
#رواداری #گفتگو_توانا #دین #نقد_دین #نیچه
@dialogue1402
💯11👍5❤3👌2
Forwarded from کلاس و کتاب توانا
وجدان در محاصره
یادداشتهایی درباره دین، دولت، سکولاریسم و تمامیتخواهی
چه کسی حق دارد به نام حقیقت برای وجدان انسان قانون بنویسد؟ نه فقط برای رفتار بیرونی او، بلکه برای باور، شک، وفاداری و تصویری که از خود و جهان دارد. هر جامعهای ناچار است قانون داشته باشد اما هنگامی که قدرت، کلیسا، دولت، فرقه یا ایدئولوژی بخواهد از سامان زندگی عمومی فراتر رود و قلمرو درونی انسان را نیز در اختیار بگیرد، بود و نبود انسان را به مخاطره میاندازد. در چنین شرایطی نهاد دینی میتواند به شمشیر مشروعیت بدهد، دولت میتواند به نام آزادی با باورها درگیر شود، حکومت میتواند به نام رهایی دین را از عرصه عمومی براند و ایدئولوژی میتواند به نام انسان نو، همه شئون زندگی شهروندان را زیر فرمان خود بگیرد. مسئله فقط دین نیست؛ هر نظامی که خود را صاحب نهایی حقیقت بداند به احتمال زیاد به وسوسه کنترل انسان و جامعه دچار میشود.
چهار یادداشت این پرونده گفتوشنود از همین رو کنار هم آمدهاند. «آمیزش کلیسا و شمشیر» نشان میدهد چگونه یک مرجع دینی میتواند به تصرف سرزمین، بردهسازی و حذف مردمان دیگر لباس مشروعیت بپوشاند. «ابو-پیکار» سوی دیگر مسئله را پیش میکشد: وقتی فرقهها به نام دین یا معنویت به جان و روان پیروان خود دستاندازی میکنند، دولت تا کجا حق مداخله دارد؟ «چرا سکولاریسم؟» میکوشد مرز دشوار میان آزادی باور و ضرورت قانون مدنی را روشن کند. «تمامیتخواهی» نیز نشان میدهد خطر فقط در دین سیاسی یا فرقههای مذهبی خلاصه نمیشود؛ هر نظام فکریای که بخواهد همه زندگی انسان را مطابق طرح خود بسازد، میتواند به حذف آزادی بینجامد.
در همه این یادداشتها مسئله این است که نهادها چگونه با باور انسان روبرو میشوند: آیا از آزادی وجدان پاسداری میکنند یا آن را به ماده خام قدرت تبدیل میکنند؟ پرسش این پرونده ساده اما بنیادین است: چگونه میتوان جامعهای ساخت که در آن نه ادیان بتوانند انسان را در حلقه اطاعت گرفتار کنند، نه دولت بتواند به بهانه نجات یا نظم، وجدان شهروندان را مصادره کند و نه هیچ ایدئولوژیای بتواند زندگی آدمی را از پیش طراحیشده و فرمانپذیر بخواهد.
کتابچه «وجدان در محاصره» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-8/
#سکولاریسم #تمامیت_خواهی #دین #دولت #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
یادداشتهایی درباره دین، دولت، سکولاریسم و تمامیتخواهی
چه کسی حق دارد به نام حقیقت برای وجدان انسان قانون بنویسد؟ نه فقط برای رفتار بیرونی او، بلکه برای باور، شک، وفاداری و تصویری که از خود و جهان دارد. هر جامعهای ناچار است قانون داشته باشد اما هنگامی که قدرت، کلیسا، دولت، فرقه یا ایدئولوژی بخواهد از سامان زندگی عمومی فراتر رود و قلمرو درونی انسان را نیز در اختیار بگیرد، بود و نبود انسان را به مخاطره میاندازد. در چنین شرایطی نهاد دینی میتواند به شمشیر مشروعیت بدهد، دولت میتواند به نام آزادی با باورها درگیر شود، حکومت میتواند به نام رهایی دین را از عرصه عمومی براند و ایدئولوژی میتواند به نام انسان نو، همه شئون زندگی شهروندان را زیر فرمان خود بگیرد. مسئله فقط دین نیست؛ هر نظامی که خود را صاحب نهایی حقیقت بداند به احتمال زیاد به وسوسه کنترل انسان و جامعه دچار میشود.
چهار یادداشت این پرونده گفتوشنود از همین رو کنار هم آمدهاند. «آمیزش کلیسا و شمشیر» نشان میدهد چگونه یک مرجع دینی میتواند به تصرف سرزمین، بردهسازی و حذف مردمان دیگر لباس مشروعیت بپوشاند. «ابو-پیکار» سوی دیگر مسئله را پیش میکشد: وقتی فرقهها به نام دین یا معنویت به جان و روان پیروان خود دستاندازی میکنند، دولت تا کجا حق مداخله دارد؟ «چرا سکولاریسم؟» میکوشد مرز دشوار میان آزادی باور و ضرورت قانون مدنی را روشن کند. «تمامیتخواهی» نیز نشان میدهد خطر فقط در دین سیاسی یا فرقههای مذهبی خلاصه نمیشود؛ هر نظام فکریای که بخواهد همه زندگی انسان را مطابق طرح خود بسازد، میتواند به حذف آزادی بینجامد.
در همه این یادداشتها مسئله این است که نهادها چگونه با باور انسان روبرو میشوند: آیا از آزادی وجدان پاسداری میکنند یا آن را به ماده خام قدرت تبدیل میکنند؟ پرسش این پرونده ساده اما بنیادین است: چگونه میتوان جامعهای ساخت که در آن نه ادیان بتوانند انسان را در حلقه اطاعت گرفتار کنند، نه دولت بتواند به بهانه نجات یا نظم، وجدان شهروندان را مصادره کند و نه هیچ ایدئولوژیای بتواند زندگی آدمی را از پیش طراحیشده و فرمانپذیر بخواهد.
کتابچه «وجدان در محاصره» را به رایگان دانلود کنید و بخوانید!
https://dialog.tavaana.org/collections-8/
#سکولاریسم #تمامیت_خواهی #دین #دولت #گفتگو_توانا
@tavaana
@Dialogue1402
👍10❤1👌1