Forwarded from گفتوشنود
لئوناردو برونی
پیشگام اومانیسم مدنی و احیای تاریخنگاری رنسانس
لئوناردو برونی (۱۳۷۰–۱۴۴۴)، مورخ و سیاستمدار ایتالیایی، از پیشگامان برجسته انسانگرایی در دوران رنسانس است. او با احیا و ترجمه متون کلاسیک یونانی و روم باستان، نقش کلیدی در احیای فرهنگ انسانی و گسترش افقهای فکری دوره خود ایفا کرد.
برونی با تمرکز بر تاریخنگاری نوین، رویکردی عقلانی و مبتنی بر مستندات را جایگزین روایات سنتی و افسانهای ساخت. او معتقد بود تاریخ نه ابزار توجیه قدرت، بلکه آینهای برای درک رفتار انسان و تجربه زیسته جوامع است.
یکی از محوریترین اندیشههای او، ترویج «اُمانیزم مدنی» بود. برونی استدلال میکرد که شهروندان در یک جامعه آزاد باید در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت فعال داشته باشند و فضیلت اخلاقی در گروی خدمت به جامعه و دفاع از آزادی است.
او اهمیت ویژهای برای آموزش زبان و ادبیات قائل بود. برونی بر این باور بود که پرورش ذهن از طریق مطالعه دقیق متون کلاسیک، انسان را برای استدلال منطقی، گفتوگوی سازنده و پذیرش مسئولیتهای شهروندی آماده میسازد.
در آثار سیاسی او، دفاع از جمهوریخواهی و آزادیهای مدنی برجسته است. او نشان داد که حکومتهای عادلانه بر پایه مشارکت عمومی، حاکمیت قانون و احترام به کرامت و حقوق افراد شکل میگیرند و نه بر اساس استبداد و سلطه فردی.
اندیشه برونی پیوندی میان دانش نظری و عمل اجتماعی برقرار میکند. او به ما میآموزد که انسانگرایی تنها یک تمرین ذهنی نیست، بلکه تعهدی عملی برای ساختن جامعهای آگاه، آزاد و مسئولیتپذیر است؛ رویکردی که بنیادهای فکری جهان مدرن را شکل داد.
#انسانگرایی #اومانیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پیشگام اومانیسم مدنی و احیای تاریخنگاری رنسانس
لئوناردو برونی (۱۳۷۰–۱۴۴۴)، مورخ و سیاستمدار ایتالیایی، از پیشگامان برجسته انسانگرایی در دوران رنسانس است. او با احیا و ترجمه متون کلاسیک یونانی و روم باستان، نقش کلیدی در احیای فرهنگ انسانی و گسترش افقهای فکری دوره خود ایفا کرد.
برونی با تمرکز بر تاریخنگاری نوین، رویکردی عقلانی و مبتنی بر مستندات را جایگزین روایات سنتی و افسانهای ساخت. او معتقد بود تاریخ نه ابزار توجیه قدرت، بلکه آینهای برای درک رفتار انسان و تجربه زیسته جوامع است.
یکی از محوریترین اندیشههای او، ترویج «اُمانیزم مدنی» بود. برونی استدلال میکرد که شهروندان در یک جامعه آزاد باید در امور سیاسی و اجتماعی مشارکت فعال داشته باشند و فضیلت اخلاقی در گروی خدمت به جامعه و دفاع از آزادی است.
او اهمیت ویژهای برای آموزش زبان و ادبیات قائل بود. برونی بر این باور بود که پرورش ذهن از طریق مطالعه دقیق متون کلاسیک، انسان را برای استدلال منطقی، گفتوگوی سازنده و پذیرش مسئولیتهای شهروندی آماده میسازد.
در آثار سیاسی او، دفاع از جمهوریخواهی و آزادیهای مدنی برجسته است. او نشان داد که حکومتهای عادلانه بر پایه مشارکت عمومی، حاکمیت قانون و احترام به کرامت و حقوق افراد شکل میگیرند و نه بر اساس استبداد و سلطه فردی.
اندیشه برونی پیوندی میان دانش نظری و عمل اجتماعی برقرار میکند. او به ما میآموزد که انسانگرایی تنها یک تمرین ذهنی نیست، بلکه تعهدی عملی برای ساختن جامعهای آگاه، آزاد و مسئولیتپذیر است؛ رویکردی که بنیادهای فکری جهان مدرن را شکل داد.
#انسانگرایی #اومانیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7👌4
Forwarded from گفتوشنود
۸ ماه بلاتکلیفی و تداوم بازداشت افشین حیرتیان،شهروند بهایی، در زندان اوین
افشین حیرتیان، شهروند بهایی ساکن تهران و فعال حقوق کودکان، با گذشت بیش از هشت ماه از زمان بازداشت، همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان اوین نگهداری میشود و مقامات قضایی با آزادی موقت او مخالفت میکنند.
▪️برگزاری دادگاه و محرومیت از آزادی موقت
بر اساس اطلاعات دریافتی، پرونده این شهروند بهایی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در حال رسیدگی است و جلسه دادگاه وی در تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵ برگزار شده است. با وجود برگزاری دادگاه، آقای حیرتیان همچنان از امکان آزادی موقت با تودیع وثیقه محروم مانده و با مخالفت مقامات قضایی روبهرو است. افشین حیرتیان در تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شده بود.
▪️استمرار فشارهای امنیتی و بلاتکلیفی زندانیان عقیدتی
بازداشت طولانیمدت و اعمال محدودیتهای قضایی بر افشین حیرتیان، نمونهای از رویه رایج نهادهای امنیتی و قضایی در استفاده ابزاری از «بلاتکلیفی طولانیمدت» برای اعمال فشار بر شهروندان بهایی است. محرومیت از آزادی موقت علیرغم گذشت ماهها از بازداشت و پیگیریهای پرونده، نشاندهنده استمرار رویکردهای غیرقانونی و تضییع حقوق بنیادی دگراندیشان در سیستم قضایی ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
افشین حیرتیان، شهروند بهایی ساکن تهران و فعال حقوق کودکان، با گذشت بیش از هشت ماه از زمان بازداشت، همچنان بهصورت بلاتکلیف در زندان اوین نگهداری میشود و مقامات قضایی با آزادی موقت او مخالفت میکنند.
▪️برگزاری دادگاه و محرومیت از آزادی موقت
بر اساس اطلاعات دریافتی، پرونده این شهروند بهایی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران در حال رسیدگی است و جلسه دادگاه وی در تاریخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵ برگزار شده است. با وجود برگزاری دادگاه، آقای حیرتیان همچنان از امکان آزادی موقت با تودیع وثیقه محروم مانده و با مخالفت مقامات قضایی روبهرو است. افشین حیرتیان در تاریخ ۲۰ آبان ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شده بود.
▪️استمرار فشارهای امنیتی و بلاتکلیفی زندانیان عقیدتی
بازداشت طولانیمدت و اعمال محدودیتهای قضایی بر افشین حیرتیان، نمونهای از رویه رایج نهادهای امنیتی و قضایی در استفاده ابزاری از «بلاتکلیفی طولانیمدت» برای اعمال فشار بر شهروندان بهایی است. محرومیت از آزادی موقت علیرغم گذشت ماهها از بازداشت و پیگیریهای پرونده، نشاندهنده استمرار رویکردهای غیرقانونی و تضییع حقوق بنیادی دگراندیشان در سیستم قضایی ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊9💔7❤2
Forwarded from گفتوشنود
پلیس برلین: عامل حمله به مراسم «رژه افتخار» عضو «جریانهای اسلامگرا» است
پلیس آلمان اعلام کرد که در جریان برگزاری مراسم «رژه افتخار» جامعه الجیبیتیکیو در برلین، یک دستگاه خودرو به جمعیت حاضر در این رویداد کوبید که بر اثر این حادثه مرگبار، دستکم یک نفر کشته شد.
بر اساس گزارش خبرگزاریها، در این حادثه ۱۶ تا ۱۷ نفر نیز مجروح شدهاند که پلیس وضعیت سلامتی برخی از آنها را وخیم و تهدیدکننده جان توصیف کرده است.
در همین ارتباط، خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از پلیس برلین گزارش داد که مقامهای امنیتی موفق به شناسایی مظنون این حمله شدهاند، اما این فرد همچنان متواری است و عملیات ویژه برای تعقیب و دستگیری او با تمام توان در جریان است.
فلوریان نات، سخنگوی پلیس برلین، در این باره گفت: «این مظنون برای نیروهای امنیتی و پلیس فردی شناختهشده است و او را به عنوان یکی از اعضای جریانها و محافل اسلامگرا در پایتخت میشناسیم.» پلیس از اعلام نام این فرد تا زمان دستگیری خودداری کرده است.
#رژه_افتخار #ال_جی_بی_تی_کیو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پلیس آلمان اعلام کرد که در جریان برگزاری مراسم «رژه افتخار» جامعه الجیبیتیکیو در برلین، یک دستگاه خودرو به جمعیت حاضر در این رویداد کوبید که بر اثر این حادثه مرگبار، دستکم یک نفر کشته شد.
بر اساس گزارش خبرگزاریها، در این حادثه ۱۶ تا ۱۷ نفر نیز مجروح شدهاند که پلیس وضعیت سلامتی برخی از آنها را وخیم و تهدیدکننده جان توصیف کرده است.
در همین ارتباط، خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از پلیس برلین گزارش داد که مقامهای امنیتی موفق به شناسایی مظنون این حمله شدهاند، اما این فرد همچنان متواری است و عملیات ویژه برای تعقیب و دستگیری او با تمام توان در جریان است.
فلوریان نات، سخنگوی پلیس برلین، در این باره گفت: «این مظنون برای نیروهای امنیتی و پلیس فردی شناختهشده است و او را به عنوان یکی از اعضای جریانها و محافل اسلامگرا در پایتخت میشناسیم.» پلیس از اعلام نام این فرد تا زمان دستگیری خودداری کرده است.
#رژه_افتخار #ال_جی_بی_تی_کیو #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤15👍5💔2
Forwarded from گفتوشنود
تشدید فشارها بر زندانیان بهائی؛ محرومیت ناهید فلاحتی از ملاقات و امتناع از درمان ندا بدخش
فشارها بر شهروندان بهائی زندانی در ایران همچنان ادامه دارد. بر اساس گزارشهای تازه، ناهید فلاحتی در شیراز از حق تماس و ملاقات محروم شده و ندا بدخش در اصفهان با وخامت وضعیت جسمانی و مخالفت با درخواستهای درمانی روبهرو است.
▪️محرومیت کامل ناهید فلاحتی از ارتباط با خانواده
بازداشت و انتقال: فلاحتی در دوم تیر توسط اطلاعات سپاه در شیراز بازداشت و به زندان عادلآباد منتقل شد.
محرومیت از تماس: این شهروند بهائی از حدود یک هفته پیش از حق تماس تلفنی و ملاقات محروم شده و خانوادهاش از وضعیت او بیاطلاعاند.
مانعتراشی قضایی: ماموران هنگام بازداشت، شناسنامههای این زوج را ضبط کردند و مسئولان زندان به بهانه نقص مدارک، مانع از ملاقات حضوری همسر او شدند.
▪️وخامت حال ندا بدخش در زندان اصفهان
بیماریهای مزمن: ندا بدخش، زندانی ۶۲ ساله، از دیماه ۱۴۰۴ برای گذراندن حکم پنجساله خود در زندان دولتآباد است و از دیابت، آرتروز، التهاب مفاصل و سیاتیک رنج میبرد.
محرومیت از درمان: مقامهای قضایی با وجود درد شدید استخوان و نیاز مبرم به درمان، با درخواستهای مکرر او برای مرخصی درمانی، آزادی مشروط یا استفاده از پابند الکترونیکی مخالفت کردهاند.
دلیل محکومیت: اتهام این شهروند بهائی «فعالیت تبلیغی علیه شرع» عنوان شده که مصداق آن آموزش داوطلبانه ریاضی و زبان فارسی به کودکان محروم از تحصیل افغانستانی بوده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #ندا_بدخش #ناهید_فلاحتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فشارها بر شهروندان بهائی زندانی در ایران همچنان ادامه دارد. بر اساس گزارشهای تازه، ناهید فلاحتی در شیراز از حق تماس و ملاقات محروم شده و ندا بدخش در اصفهان با وخامت وضعیت جسمانی و مخالفت با درخواستهای درمانی روبهرو است.
▪️محرومیت کامل ناهید فلاحتی از ارتباط با خانواده
بازداشت و انتقال: فلاحتی در دوم تیر توسط اطلاعات سپاه در شیراز بازداشت و به زندان عادلآباد منتقل شد.
محرومیت از تماس: این شهروند بهائی از حدود یک هفته پیش از حق تماس تلفنی و ملاقات محروم شده و خانوادهاش از وضعیت او بیاطلاعاند.
مانعتراشی قضایی: ماموران هنگام بازداشت، شناسنامههای این زوج را ضبط کردند و مسئولان زندان به بهانه نقص مدارک، مانع از ملاقات حضوری همسر او شدند.
▪️وخامت حال ندا بدخش در زندان اصفهان
بیماریهای مزمن: ندا بدخش، زندانی ۶۲ ساله، از دیماه ۱۴۰۴ برای گذراندن حکم پنجساله خود در زندان دولتآباد است و از دیابت، آرتروز، التهاب مفاصل و سیاتیک رنج میبرد.
محرومیت از درمان: مقامهای قضایی با وجود درد شدید استخوان و نیاز مبرم به درمان، با درخواستهای مکرر او برای مرخصی درمانی، آزادی مشروط یا استفاده از پابند الکترونیکی مخالفت کردهاند.
دلیل محکومیت: اتهام این شهروند بهائی «فعالیت تبلیغی علیه شرع» عنوان شده که مصداق آن آموزش داوطلبانه ریاضی و زبان فارسی به کودکان محروم از تحصیل افغانستانی بوده است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #ندا_بدخش #ناهید_فلاحتی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔12🕊3❤2
Forwarded from گفتوشنود
اسلامیسازی علوم انسانی؛ علم در خدمت هویت یا حقیقت؟
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با اجرای پروژه «اسلامیسازی علوم انسانی» کوشیده است تا چارچوبهای معرفتی این حوزه را بر مبنای آموزههای دینی بازتعریف کند. این تلاش با ادعای بومیسازی و استقلال فکری از نظریههای غربی صورت میگیرد، اما پیامدهای آن، پرسشهایی جدی درباره نسبت علم و ایدئولوژی در ایران برمیانگیزد.
علوم انسانی برخلاف علوم تجربی، بهشدت با ارزشها، فرهنگ و باورهای بنیادین پیوند دارد. از این منظر، طرحهایی چون «جامعهشناسی اسلامی» یا «روانشناسی اسلامی» اگر با رویکردی تحلیلی، تطبیقی و روشمند همراه باشند، میتوانند سهمی در تنوع معرفتی داشته باشند. اما در عمل، این پروژهها اغلب به جای نظریهپردازی نو، به جایگزینی متون دینی بهجای مباحث علمی و تضعیف نگاه انتقادی در دانشگاه انجامیدهاند.
مشکل اصلی از آنجا آغاز میشود که گزارههای دینی در این رویکرد، نه به عنوان مفروضاتی قابل بررسی، بلکه به عنوان حقیقتهای مسلم تلقی میشوند. علم، اما ماهیتی متفاوت دارد: بنیاد آن بر پرسشگری، آزمونپذیری، و بازبینی مداوم است. وقتی علم موظف میشود فقط تأییدگر باورهای از پیش تعیینشده باشد، دیگر از مسیر حقیقت خارج شده و به ابزاری ایدئولوژیک بدل میشود.
نمونههایی از این رویکرد در گسترش برخی رشتهها دیده میشود؛ مانند آموزش طب سنتی در دانشگاههای علوم پزشکی بدون عبور از آزمونهای بالینی معتبر، یا جایگزینی واحدهای تحلیلی با دروسی مانند «جامعهشناسی در قرآن». این تغییرات نه تنها به عقبماندگی علمی میانجامد، بلکه اعتبار آموزش عالی را نیز تضعیف میکند.
در برابر چنین رویکردی، علم حقیقی تعصب ندارد. آنچه از نظر روشی درست، مفید و آزمونپذیر باشد، صرفنظر از منشأ آن، قابلقبول است. برای مثال، تمرینهای ذهنآگاهی (mindfulness) که ریشه در آیین بودا دارند، پس از آزمونهای کلینیکی و تجربی، به بخشی از روانشناسی درمانی معاصر تبدیل شدهاند، بیآنکه عنوان «روانشناسی بودایی» بر خود گرفته باشند.
علم اگر در پی کشف حقیقت است، باید از سلطه ایدئولوژی رهایی یابد و به نقد، آزادی و روش وفادار بماند.
بیشتر در وبسایت گفتوشنود مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/islamization-of-humanities/
#علوم_انسانی #علوم_اسلامی #علوم_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در سالهای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با اجرای پروژه «اسلامیسازی علوم انسانی» کوشیده است تا چارچوبهای معرفتی این حوزه را بر مبنای آموزههای دینی بازتعریف کند. این تلاش با ادعای بومیسازی و استقلال فکری از نظریههای غربی صورت میگیرد، اما پیامدهای آن، پرسشهایی جدی درباره نسبت علم و ایدئولوژی در ایران برمیانگیزد.
علوم انسانی برخلاف علوم تجربی، بهشدت با ارزشها، فرهنگ و باورهای بنیادین پیوند دارد. از این منظر، طرحهایی چون «جامعهشناسی اسلامی» یا «روانشناسی اسلامی» اگر با رویکردی تحلیلی، تطبیقی و روشمند همراه باشند، میتوانند سهمی در تنوع معرفتی داشته باشند. اما در عمل، این پروژهها اغلب به جای نظریهپردازی نو، به جایگزینی متون دینی بهجای مباحث علمی و تضعیف نگاه انتقادی در دانشگاه انجامیدهاند.
مشکل اصلی از آنجا آغاز میشود که گزارههای دینی در این رویکرد، نه به عنوان مفروضاتی قابل بررسی، بلکه به عنوان حقیقتهای مسلم تلقی میشوند. علم، اما ماهیتی متفاوت دارد: بنیاد آن بر پرسشگری، آزمونپذیری، و بازبینی مداوم است. وقتی علم موظف میشود فقط تأییدگر باورهای از پیش تعیینشده باشد، دیگر از مسیر حقیقت خارج شده و به ابزاری ایدئولوژیک بدل میشود.
نمونههایی از این رویکرد در گسترش برخی رشتهها دیده میشود؛ مانند آموزش طب سنتی در دانشگاههای علوم پزشکی بدون عبور از آزمونهای بالینی معتبر، یا جایگزینی واحدهای تحلیلی با دروسی مانند «جامعهشناسی در قرآن». این تغییرات نه تنها به عقبماندگی علمی میانجامد، بلکه اعتبار آموزش عالی را نیز تضعیف میکند.
در برابر چنین رویکردی، علم حقیقی تعصب ندارد. آنچه از نظر روشی درست، مفید و آزمونپذیر باشد، صرفنظر از منشأ آن، قابلقبول است. برای مثال، تمرینهای ذهنآگاهی (mindfulness) که ریشه در آیین بودا دارند، پس از آزمونهای کلینیکی و تجربی، به بخشی از روانشناسی درمانی معاصر تبدیل شدهاند، بیآنکه عنوان «روانشناسی بودایی» بر خود گرفته باشند.
علم اگر در پی کشف حقیقت است، باید از سلطه ایدئولوژی رهایی یابد و به نقد، آزادی و روش وفادار بماند.
بیشتر در وبسایت گفتوشنود مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/islamization-of-humanities/
#علوم_انسانی #علوم_اسلامی #علوم_اجتماعی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12👌5❤2
Forwarded from گفتوشنود
تداوم بازداشت و اعمال محدودیتهای جدید؛ سیما سبتو، شهروند بهایی، ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس شد
با گذشت بیش از یک ماه از بازداشت سیما سبتو، شهروند بهایی ساکن شیراز، نهادهای قضایی و امنیتی محدودیتهای جدیدی را بر وی اعمال کرده و این زندانی عقیدتی را ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس ساختهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع، پرونده سیما سبتو با ورود به دومین ماه بازداشت، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. این منبع مطلع اعلام کرد که خانم سبتو علاوه بر بیخبری مطلق، اکنون بیش از یک هفته است که با دستور مستقیم مقامات قضایی از حق برقراری تماس تلفنی و انجام ملاقات حضوری با خانوادهاش نیز محروم شده است.
ادامه این وضعیت و قطع کامل ارتباط این شهروند ۵۴ ساله با نزدیکانش، نگرانیهای شدیدی را درباره وضعیت جسمی و روحی او ایجاد کرده است. تاکنون هیچگونه اطلاع روشنی درباره روند پرونده، زمان پایان بازداشت یا امکان صدور قرار وثیقه برای آزادی موقت وی از سوی نهادهای مسئول ارائه نشده است.
سیما سبتو در تاریخ ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. ماموران امنیتی در زمان بازداشت، پس از یورش به منزل والدین او و اعمال فشار، با مراجعه به محل سکونتاش تمامی وسایل الکترونیکی، کتابها و تصاویر مذهبی وی را ضبط کرده بودند. تداوم بازداشت و اعمال محدودیتهای سختگیرانه علیه این شهروند بهایی، نمونهای از رویه سیستماتیک نهادهای امنیتی در فشار بر اقلیتهای دینی و نقض حقوق بنیادی زندانیان عقیدتی در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
با گذشت بیش از یک ماه از بازداشت سیما سبتو، شهروند بهایی ساکن شیراز، نهادهای قضایی و امنیتی محدودیتهای جدیدی را بر وی اعمال کرده و این زندانی عقیدتی را ممنوعالملاقات و ممنوعالتماس ساختهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع مطلع، پرونده سیما سبتو با ورود به دومین ماه بازداشت، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. این منبع مطلع اعلام کرد که خانم سبتو علاوه بر بیخبری مطلق، اکنون بیش از یک هفته است که با دستور مستقیم مقامات قضایی از حق برقراری تماس تلفنی و انجام ملاقات حضوری با خانوادهاش نیز محروم شده است.
ادامه این وضعیت و قطع کامل ارتباط این شهروند ۵۴ ساله با نزدیکانش، نگرانیهای شدیدی را درباره وضعیت جسمی و روحی او ایجاد کرده است. تاکنون هیچگونه اطلاع روشنی درباره روند پرونده، زمان پایان بازداشت یا امکان صدور قرار وثیقه برای آزادی موقت وی از سوی نهادهای مسئول ارائه نشده است.
سیما سبتو در تاریخ ۲ تیرماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. ماموران امنیتی در زمان بازداشت، پس از یورش به منزل والدین او و اعمال فشار، با مراجعه به محل سکونتاش تمامی وسایل الکترونیکی، کتابها و تصاویر مذهبی وی را ضبط کرده بودند. تداوم بازداشت و اعمال محدودیتهای سختگیرانه علیه این شهروند بهایی، نمونهای از رویه سیستماتیک نهادهای امنیتی در فشار بر اقلیتهای دینی و نقض حقوق بنیادی زندانیان عقیدتی در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12🕊4💔4
Forwarded from گفتوشنود
واتسلاو هاول و زیستن در حقیقت
رواداری به مثابه مقاومت اخلاقی
واتسلاو هاول (۱۹۳۶–۲۰۱۱)، نمایشنامهنویس، نویسنده و سیاستمدار برجسته اهل چک، یکی از نمادهای جهانیِ مبارزه با استبداد و دفاع از حقوق بشر است. او که سالها به خاطر فعالیتهای دگراندیشانه در زندان رژیم کمونیستی بود، پس از انقلاب مخملی به ریاستجمهوری چکسلواکی و سپس جمهوری چک رسید.
هاول در اندیشه و عمل سیاسیاش، رواداری و پذیرش را نه از موضع قدرت، بلکه از زاویه اخلاق فردی و مسئولیت مدنی تبیین کرد.
نظریه زیستن در حقیقت بنیان رواداری در برابر استبداد
از دیدگاه هاول، رواداری و پذیرش دیگری ریشه در صداقت درونی انسان و امتناع از دروغ سازمانیافته دارد. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
زیستن در حقیقت:
هاول معتقد است جوامع توتالیتر بر پایه «دروغ فراگیر» بنا شدهاند که در آن افراد برای بقا مجبور به تظاهرند. رواداری حقیقی از لحظهای آغاز میشود که فرد تصمیم میگیرد «در حقیقت» زندگی کند. این به معنای پس زدن نقاب ایدئولوژی و به رسمیت شناختن کرامت انسانی خود و دیگران است.
قدرت بیقدرتان:
در نگاه هاول، پذیرش و همزیستی از پایین به بالا شکل میگیرد. او نشان میدهد که چگونه افراد معمولی، از طریق همبستگیِ مدنی و پذیرشِ مسئولیتِ جمعی، میتوانند در برابر سیستمهای سرکوبگر بایستند. رواداری در اینجا یک منفعل بودنِ سیاسی نیست، بلکه یک «مقاومت اخلاقی» است که به اقلیتها و دگراندیشان حق حیات و بیان میدهد.
مسئولیت فردی در قبال جامعه:
هاول تاکید میکند که سیاست سالم نمیتواند بدون اخلاق وجود داشته باشد. پذیرش دیگری به این معناست که ما مسئولیت وضع موجود را بپذیریم و بپذیریم که آزادی من، به آزادی دیگری گره خورده است. جامعهی روادار از نظر او جامعهای است که در آن قدرت دولت محدود است و شهروندان به جای ترس، با هم گفتگو میکنند.
پذیرش در اندیشه هاول، یعنی ایستادن در برابر تمامیتخواهی فکری. او رواداری را به معنای احترام به «انسان بودن دیگران» در تاریکترین شرایط میداند. جامعه روادار از منظر او جامعهای است که در آن صدای خرد فردی و همبستگی مدنی جایگزین ایدئولوژیهای تحمیلی شده است؛ جایی که هر کس حق دارد بدون ترس از سرکوب، هویت و حقیقت خود را زندگی کند.
#واتسلاو_هاول #زندگی_در_حقیقت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
رواداری به مثابه مقاومت اخلاقی
واتسلاو هاول (۱۹۳۶–۲۰۱۱)، نمایشنامهنویس، نویسنده و سیاستمدار برجسته اهل چک، یکی از نمادهای جهانیِ مبارزه با استبداد و دفاع از حقوق بشر است. او که سالها به خاطر فعالیتهای دگراندیشانه در زندان رژیم کمونیستی بود، پس از انقلاب مخملی به ریاستجمهوری چکسلواکی و سپس جمهوری چک رسید.
هاول در اندیشه و عمل سیاسیاش، رواداری و پذیرش را نه از موضع قدرت، بلکه از زاویه اخلاق فردی و مسئولیت مدنی تبیین کرد.
نظریه زیستن در حقیقت بنیان رواداری در برابر استبداد
از دیدگاه هاول، رواداری و پذیرش دیگری ریشه در صداقت درونی انسان و امتناع از دروغ سازمانیافته دارد. او مفاهیم کلیدی زیر را برای تحقق این همزیستی مطرح میکند:
زیستن در حقیقت:
هاول معتقد است جوامع توتالیتر بر پایه «دروغ فراگیر» بنا شدهاند که در آن افراد برای بقا مجبور به تظاهرند. رواداری حقیقی از لحظهای آغاز میشود که فرد تصمیم میگیرد «در حقیقت» زندگی کند. این به معنای پس زدن نقاب ایدئولوژی و به رسمیت شناختن کرامت انسانی خود و دیگران است.
قدرت بیقدرتان:
در نگاه هاول، پذیرش و همزیستی از پایین به بالا شکل میگیرد. او نشان میدهد که چگونه افراد معمولی، از طریق همبستگیِ مدنی و پذیرشِ مسئولیتِ جمعی، میتوانند در برابر سیستمهای سرکوبگر بایستند. رواداری در اینجا یک منفعل بودنِ سیاسی نیست، بلکه یک «مقاومت اخلاقی» است که به اقلیتها و دگراندیشان حق حیات و بیان میدهد.
مسئولیت فردی در قبال جامعه:
هاول تاکید میکند که سیاست سالم نمیتواند بدون اخلاق وجود داشته باشد. پذیرش دیگری به این معناست که ما مسئولیت وضع موجود را بپذیریم و بپذیریم که آزادی من، به آزادی دیگری گره خورده است. جامعهی روادار از نظر او جامعهای است که در آن قدرت دولت محدود است و شهروندان به جای ترس، با هم گفتگو میکنند.
پذیرش در اندیشه هاول، یعنی ایستادن در برابر تمامیتخواهی فکری. او رواداری را به معنای احترام به «انسان بودن دیگران» در تاریکترین شرایط میداند. جامعه روادار از منظر او جامعهای است که در آن صدای خرد فردی و همبستگی مدنی جایگزین ایدئولوژیهای تحمیلی شده است؛ جایی که هر کس حق دارد بدون ترس از سرکوب، هویت و حقیقت خود را زندگی کند.
#واتسلاو_هاول #زندگی_در_حقیقت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8💯3👌1
Forwarded from گفتوشنود
«خیر العمل»...
کاری از رضا عقیلی
سالهاست اذان صبح برای ایرانیان یادآور لحظات کشتهشدن آن دسته از مبارزان راه آزادی وطن است که به دار آویخته شدهاند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد بامداد سهشنبه حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی، دو معترض بازداشت شده در اعتراضات دیماه در اصفهان، اجرا شد.
تصاویر منتشر شده از امیرحسین صفری نشان میدهد که او از ناحیه دست دارای معلولیت بوده است.
این دو نفر از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی هستند. ادر این پرونده ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند که تا حکومت حکم ۴ نفر از آنها اجرا شده است.
در بامداد امروز، مردم اصفهان برای اعتراض به این حکم به محل میدان علیخانی رفتند ولی با تیراندازی مردم را متفرق کردند.
#بغی #گفتگو_توانا #محاربه #نه_به_اعدام
@Dialogue1402
کاری از رضا عقیلی
سالهاست اذان صبح برای ایرانیان یادآور لحظات کشتهشدن آن دسته از مبارزان راه آزادی وطن است که به دار آویخته شدهاند.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد بامداد سهشنبه حکم اعدام ابوالفضل سپاهی بادجانی و امیرحسین صفری حسینآبادی، دو معترض بازداشت شده در اعتراضات دیماه در اصفهان، اجرا شد.
تصاویر منتشر شده از امیرحسین صفری نشان میدهد که او از ناحیه دست دارای معلولیت بوده است.
این دو نفر از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی هستند. ادر این پرونده ۱۲ نفر به اعدام محکوم شدند که تا حکومت حکم ۴ نفر از آنها اجرا شده است.
در بامداد امروز، مردم اصفهان برای اعتراض به این حکم به محل میدان علیخانی رفتند ولی با تیراندازی مردم را متفرق کردند.
#بغی #گفتگو_توانا #محاربه #نه_به_اعدام
@Dialogue1402
💔24👌7🕊7
Forwarded from گفتوشنود
روز دوشنبه (۶ مرداد ۱۴۰۵ / ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶)، پلیس فرانسه مردی را که با استفاده از دو چاقوی آشپزخانه سه زن جوان ۱۹، ۲۴ و ۳۶ ساله را در منطقه «پورت دو کلیشی» واقع در شمال غربی پاریس هدف حمله قرار داده بود، بازداشت کرد. به گزارش رویترز، ضارب هنگام مهار شدن روی زمین فریاد زد که «الله به من دستور داده است».
ویدیوهای منتشر شده از صحنه جرم نشان میدهد که عابران پیاده شجاع با اقداماتی از جمله پرتاب وسایل و درگیری تنبهتن، به همراه یک افسر پلیس خارج از خدمت، پیش از رسیدن نیروهای کمکی موفق شدند مهاجم را روی زمین مهار کنند.
لوران نونز، وزیر کشور فرانسه، ضمن قدردانی از واکنش شجاعانه شهروندان حاضر در صحنه، اعلام کرد که انگیزه قطعی این حمله هنوز مشخص نیست و متهم هنگام بازداشت جملاتی نامفهوم بر زبان رانده است.
بررسیهای اولیه نشان میدهد احتمال وجود مشکلات روانی در فرد ضارب مطرح است، با این وجود، دادستانی ملی ضدتروریسم فرانسه نیز پرونده را برای روشن شدن تمامی ابعاد تحت نظر و بررسی دارد. حال برخی از آسیبدیدگان این حادثه وخیم گزارش شده است.
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ویدیوهای منتشر شده از صحنه جرم نشان میدهد که عابران پیاده شجاع با اقداماتی از جمله پرتاب وسایل و درگیری تنبهتن، به همراه یک افسر پلیس خارج از خدمت، پیش از رسیدن نیروهای کمکی موفق شدند مهاجم را روی زمین مهار کنند.
لوران نونز، وزیر کشور فرانسه، ضمن قدردانی از واکنش شجاعانه شهروندان حاضر در صحنه، اعلام کرد که انگیزه قطعی این حمله هنوز مشخص نیست و متهم هنگام بازداشت جملاتی نامفهوم بر زبان رانده است.
بررسیهای اولیه نشان میدهد احتمال وجود مشکلات روانی در فرد ضارب مطرح است، با این وجود، دادستانی ملی ضدتروریسم فرانسه نیز پرونده را برای روشن شدن تمامی ابعاد تحت نظر و بررسی دارد. حال برخی از آسیبدیدگان این حادثه وخیم گزارش شده است.
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17❤6
Forwarded from گفتوشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه میل به جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍12👌2
Forwarded from گفتوشنود
هشدار امنیتی در آلمان؛ افزایش شمار «افراد خطرناک اسلامگرا» به بیش از ۴۰۰ نفر پس از حمله خونین برلین
به دنبال حمله تروریستی اخیر در حاشیه راهپیمایی «کریستوفر استریت دی» در برلین و بالا گرفتن بحثها پیرامون لزوم برخوردهای سختگیرانهتر امنیتی، تازهترین آمار اداره جنایی فدرال آلمان از وضعیت تهدیدهای افراطگرایانه منتشر شد.
بر اساس گزارشی از شبکه تحریریه آلمان، تا تاریخ اول ژوئیه ۲۰۲۶، نهادهای امنیتی این کشور ۴۱۰ نفر را به عنوان «افراد خطرناک» در حوزه تروریسم و افراطگرایی اسلامگرا طبقهبندی کردهاند. علاوه بر این گروه، آمار سایر جریانهای افراطی به تفکیک شامل ۶۵ نفر در حوزه راستگرایی افراطی و ۱۷ نفر در حوزه چپگرایی افراطی میشود.
نهادهای امنیتی آلمان اصطلاح «فرد خطرناک» را به اشخاصی اطلاق میکنند که احتمال میرود مرتکب جرایم خشونتآمیز جدی، از جمله حملات تروریستی شوند. با این حال، مقامات پلیس توضیح دادهاند که به دلیل بررسی جداگانه و موردی هر پرونده توسط پلیس ایالتهای مختلف، این فهرست همواره دستخوش نوسان است و آمار آن بهتنهایی تصویر کاملی از حجم تهدیدها ارائه نمیدهد.
انتشار این آمار در حالی صورت میگیرد که شامگاه شنبه گذشته (۲۵ ژوئیه / ۳ مرداد)، یک شهروند ۲۱ ساله آلمانی لبنانیتبار به نام «عبدل ب.» که به گروههای اسلامگرا تمایل داشت، با یک دستگاه ون و سپس سلاح سرد به جمعیت حاضر در برلین حمله کرد. در این حادثه، یک زن اهل لهستان جان خود را از دست داد و ۲۹ نفر دیگر به شدت زخمی شدند. مهاجم نیز یک روز بعد در جریان بازداشت توسط نیروهای پلیس کشته شد. این رویداد تکاندهنده بار دیگر زنگ خطر را برای مقامهای امنیتی آلمان به صدا درآورده است.
#افراط_گرایی #اسلامگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
به دنبال حمله تروریستی اخیر در حاشیه راهپیمایی «کریستوفر استریت دی» در برلین و بالا گرفتن بحثها پیرامون لزوم برخوردهای سختگیرانهتر امنیتی، تازهترین آمار اداره جنایی فدرال آلمان از وضعیت تهدیدهای افراطگرایانه منتشر شد.
بر اساس گزارشی از شبکه تحریریه آلمان، تا تاریخ اول ژوئیه ۲۰۲۶، نهادهای امنیتی این کشور ۴۱۰ نفر را به عنوان «افراد خطرناک» در حوزه تروریسم و افراطگرایی اسلامگرا طبقهبندی کردهاند. علاوه بر این گروه، آمار سایر جریانهای افراطی به تفکیک شامل ۶۵ نفر در حوزه راستگرایی افراطی و ۱۷ نفر در حوزه چپگرایی افراطی میشود.
نهادهای امنیتی آلمان اصطلاح «فرد خطرناک» را به اشخاصی اطلاق میکنند که احتمال میرود مرتکب جرایم خشونتآمیز جدی، از جمله حملات تروریستی شوند. با این حال، مقامات پلیس توضیح دادهاند که به دلیل بررسی جداگانه و موردی هر پرونده توسط پلیس ایالتهای مختلف، این فهرست همواره دستخوش نوسان است و آمار آن بهتنهایی تصویر کاملی از حجم تهدیدها ارائه نمیدهد.
انتشار این آمار در حالی صورت میگیرد که شامگاه شنبه گذشته (۲۵ ژوئیه / ۳ مرداد)، یک شهروند ۲۱ ساله آلمانی لبنانیتبار به نام «عبدل ب.» که به گروههای اسلامگرا تمایل داشت، با یک دستگاه ون و سپس سلاح سرد به جمعیت حاضر در برلین حمله کرد. در این حادثه، یک زن اهل لهستان جان خود را از دست داد و ۲۹ نفر دیگر به شدت زخمی شدند. مهاجم نیز یک روز بعد در جریان بازداشت توسط نیروهای پلیس کشته شد. این رویداد تکاندهنده بار دیگر زنگ خطر را برای مقامهای امنیتی آلمان به صدا درآورده است.
#افراط_گرایی #اسلامگرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔17👌3❤1💯1
Forwarded from گفتوشنود
معمای انتخاب
از آزادی درونی تا سازوکارهای کنترل اجتماعی
آزادی، پیش از آنکه پدیدهای سیاسی یا بیرونی باشد، ریشهای عمیق در قلمرو درونی انسان دارد. جوهر آزادی در انتخاب است؛ قدرتی بنیادین که از نحوه اندیشیدن و سبک زندگی آغاز میشود و تا ژرفترین لایههای باور و عقیده امتداد مییابد.
▪️اصالت ایمان در گروی انتخاب آزاد
در حوزه اعتقادات دینی و معنوی، آزادی معنایی حیاتیتر مییابد. ایمان راستین زمانی معنا پیدا میکند که محصول یک فرآیند آگاهانه، ارادی و صادقانه باشد، نه فرآوردهی فشار اجتماعی، عرفهای تحمیلی یا جریانهای فرهنگی مسلط. اعتقادی که از روی اجبار یا تقلید کورکورانه شکل بگیرد، تهی از ارزش درونی است. در واقع، باور به آزادی انتخاب است که مدارا را رقم میزند؛ زیرا به رسمیت شناختن حق انتخاب دیگران، بستر همزیستی مسالمتآمیز و احترام متقابل را در جامعه فراهم میکند.
▪️استبداد و ابزار کنترل از طریق محدودسازی
در نقطه مقابل، حکومتهای توتالیتر، دیکتاتوری و سیستمهای مذهبی ایدئولوژیک، بقای خود را در گروی محدود کردن حق انتخاب شهروندان میبینند. تاریخ و جامعهشناسی سیاسی نشان میدهند که این نظامها از طریق سازوکارهای زیر اعمال کنترل میکنند:
انحصار حقیقت:
سلب تکثر فکری و ارائه روایتی واحد از ارزشها.
مهندسی اجتماعی:
استفاده از نهادهای قدرت برای یکدستسازی فرهنگی و سرکوب استقلال فردی.
هزینهمند کردن انتخاب:
ایجاد تبعیض و فشار برای جلوگیری از بروز تردید یا تغییر در باورهای رسمی.
وقتی حق انتخاب در حوزههای پوشش، تفکر و ایمان سلب شود، انسانها از «عاملان مختار» به «تابعان منقاد» تبدیل میشوند و جامعه به سمت رکود و فرسایش اخلاقی سوق مییابد.
آزادی انتخاب، سنگ بنای کرامت انسانی است. صیانت از این حق بنیادین، نه تنها ضامن توسعه فردی و پویایی اندیشه است، بلکه تنها مسیر پایدار برای دستیابی به جامعهای مبتنی بر عقلانیت، تساهل و مسئولیتپذیری اخلاقی به شمار میرود.
#آزادی_بیان #آزادی_انتخاب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از آزادی درونی تا سازوکارهای کنترل اجتماعی
آزادی، پیش از آنکه پدیدهای سیاسی یا بیرونی باشد، ریشهای عمیق در قلمرو درونی انسان دارد. جوهر آزادی در انتخاب است؛ قدرتی بنیادین که از نحوه اندیشیدن و سبک زندگی آغاز میشود و تا ژرفترین لایههای باور و عقیده امتداد مییابد.
▪️اصالت ایمان در گروی انتخاب آزاد
در حوزه اعتقادات دینی و معنوی، آزادی معنایی حیاتیتر مییابد. ایمان راستین زمانی معنا پیدا میکند که محصول یک فرآیند آگاهانه، ارادی و صادقانه باشد، نه فرآوردهی فشار اجتماعی، عرفهای تحمیلی یا جریانهای فرهنگی مسلط. اعتقادی که از روی اجبار یا تقلید کورکورانه شکل بگیرد، تهی از ارزش درونی است. در واقع، باور به آزادی انتخاب است که مدارا را رقم میزند؛ زیرا به رسمیت شناختن حق انتخاب دیگران، بستر همزیستی مسالمتآمیز و احترام متقابل را در جامعه فراهم میکند.
▪️استبداد و ابزار کنترل از طریق محدودسازی
در نقطه مقابل، حکومتهای توتالیتر، دیکتاتوری و سیستمهای مذهبی ایدئولوژیک، بقای خود را در گروی محدود کردن حق انتخاب شهروندان میبینند. تاریخ و جامعهشناسی سیاسی نشان میدهند که این نظامها از طریق سازوکارهای زیر اعمال کنترل میکنند:
انحصار حقیقت:
سلب تکثر فکری و ارائه روایتی واحد از ارزشها.
مهندسی اجتماعی:
استفاده از نهادهای قدرت برای یکدستسازی فرهنگی و سرکوب استقلال فردی.
هزینهمند کردن انتخاب:
ایجاد تبعیض و فشار برای جلوگیری از بروز تردید یا تغییر در باورهای رسمی.
وقتی حق انتخاب در حوزههای پوشش، تفکر و ایمان سلب شود، انسانها از «عاملان مختار» به «تابعان منقاد» تبدیل میشوند و جامعه به سمت رکود و فرسایش اخلاقی سوق مییابد.
آزادی انتخاب، سنگ بنای کرامت انسانی است. صیانت از این حق بنیادین، نه تنها ضامن توسعه فردی و پویایی اندیشه است، بلکه تنها مسیر پایدار برای دستیابی به جامعهای مبتنی بر عقلانیت، تساهل و مسئولیتپذیری اخلاقی به شمار میرود.
#آزادی_بیان #آزادی_انتخاب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5👌3
Forwarded from گفتوشنود
افلاطون، شاگرد برجسته سقراط، یکی از تأثیرگذارترین چهرهها در تاریخ فلسفه اخلاق است که راه استاد خود را در پیوند زدن اخلاق با گفتوگو و تفکر عقلانی ادامه داد. او در آثارش، بهویژه در «جمهوری»، اخلاق را نه صرفاً مجموعهای از هنجارهای رفتاری، بلکه بخشی از معماری کلان روح انسان و نظم کیهانی میدانست. از نظر افلاطون، عدالت، خیر و فضیلت، مفاهیمی بودند که باید از طریق تأمل عقلانی و تربیت درونی روح کشف و تحقق یابند، نه از راه تقلید یا اطاعت کورکورانه از رسوم جامعه.
نقش دیالوگ در فلسفه افلاطون اساسی است. او تقریباً تمامی آثار فلسفی خود را به صورت گفتوگوهای نمایشی میان شخصیتهای مختلف، بهویژه سقراط، نگاشت. این قالب نه تنها ادبیاتی زنده برای انتقال اندیشه بود، بلکه بازتابی از باور او به ماهیت پویای حقیقت و اخلاق بود؛ یعنی حقیقت از طریق تعامل و تبادل نظر، و نه از طریق دیکته کردن یا تلقین، به دست میآید. گفتوگوهای افلاطونی، مانند «فایدون» یا «کریتون»، نمایانگر تلاش برای کشف بنیادهای اخلاقی در بستری از پرسش، پاسخ و تأمل فلسفی هستند.
در مرکز فلسفه اخلاق افلاطون، مفهوم «خیر مطلق» (the Form of the Good) قرار دارد. او باور داشت که تمام فضیلتها از ادراک این خیر مطلق سرچشمه میگیرند و وظیفه فیلسوف، بهویژه در مقام حاکم یا معلم، هدایت روح انسان به سوی ادراک این خیر است. در نگاه او، اخلاق و سیاست از یکدیگر جدا نیستند، زیرا جامعه عادل زمانی شکل میگیرد که افراد آن بر اساس فضیلت تربیت شوند و حکمرانی در دست دانایان قرار گیرد. از این رو، تعلیم و تربیت اخلاقی برای افلاطون نه یک موضوع فرعی، بلکه محور اصلاح فرد و جامعه بود.
در نهایت، افلاطون با تأکید بر نقش عقل، گفتوگو و ادراک خیر در تحقق اخلاق، پایهای برای اخلاقیات فلسفی غرب گذاشت که تا قرنها بعد الهامبخش فلاسفه، متفکران دینی و حتی نظامهای آموزشی باقی ماند. او اخلاق را به جای امری صرفاً دینی یا قراردادی، به صورت پرسشی فلسفی در بطن هستی و شناخت انسان طرح کرد. این میراث افلاطونی، همچنان در فلسفه معاصر، تعلیم و تربیت و سیاستورزی اخلاقمحور، پژواک دارد.
#افلاطون #سقراط #دیالکتیک #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نقش دیالوگ در فلسفه افلاطون اساسی است. او تقریباً تمامی آثار فلسفی خود را به صورت گفتوگوهای نمایشی میان شخصیتهای مختلف، بهویژه سقراط، نگاشت. این قالب نه تنها ادبیاتی زنده برای انتقال اندیشه بود، بلکه بازتابی از باور او به ماهیت پویای حقیقت و اخلاق بود؛ یعنی حقیقت از طریق تعامل و تبادل نظر، و نه از طریق دیکته کردن یا تلقین، به دست میآید. گفتوگوهای افلاطونی، مانند «فایدون» یا «کریتون»، نمایانگر تلاش برای کشف بنیادهای اخلاقی در بستری از پرسش، پاسخ و تأمل فلسفی هستند.
در مرکز فلسفه اخلاق افلاطون، مفهوم «خیر مطلق» (the Form of the Good) قرار دارد. او باور داشت که تمام فضیلتها از ادراک این خیر مطلق سرچشمه میگیرند و وظیفه فیلسوف، بهویژه در مقام حاکم یا معلم، هدایت روح انسان به سوی ادراک این خیر است. در نگاه او، اخلاق و سیاست از یکدیگر جدا نیستند، زیرا جامعه عادل زمانی شکل میگیرد که افراد آن بر اساس فضیلت تربیت شوند و حکمرانی در دست دانایان قرار گیرد. از این رو، تعلیم و تربیت اخلاقی برای افلاطون نه یک موضوع فرعی، بلکه محور اصلاح فرد و جامعه بود.
در نهایت، افلاطون با تأکید بر نقش عقل، گفتوگو و ادراک خیر در تحقق اخلاق، پایهای برای اخلاقیات فلسفی غرب گذاشت که تا قرنها بعد الهامبخش فلاسفه، متفکران دینی و حتی نظامهای آموزشی باقی ماند. او اخلاق را به جای امری صرفاً دینی یا قراردادی، به صورت پرسشی فلسفی در بطن هستی و شناخت انسان طرح کرد. این میراث افلاطونی، همچنان در فلسفه معاصر، تعلیم و تربیت و سیاستورزی اخلاقمحور، پژواک دارد.
#افلاطون #سقراط #دیالکتیک #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌9❤3👍1💯1
Forwarded from گفتوشنود
محکومیت افشین حیرتیان، شهروند بهایی و فعال حقوق کودک، به ۳۱ سال زندان
افشین حیرتیان، شهروند بهایی، فعال حقوق کودکان و عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، به مجموعا ۳۱ سال حبس و پرداخت جزای نقدی محکوم شد. بر اساس مقررات تعدد جرم، در صورت تایید حکم در مرحله تجدیدنظر، ۱۲ سال حبس به عنوان مجازات اشد در مورد او اجرا خواهد شد.
بر اساس رای صادرشده، این فعال حقوق کودک از بابت اتهام «تشکیل گروه غیرقانونی» به ۱۲ سال حبس، از بابت «فعالیت تبلیغی مخل شرع مقدس اسلام» به ۱۱ سال حبس و به اتهام «اجتماع و تبانی» به ۶ سال حبس و پرداخت ۳۳۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده است. او همچنین در پروندهای دیگر، به اتهام «تحصیل مال نامشروع» در ارتباط با دریافت یک هزار دلار، به دو سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل دو برابر این مبلغ محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به اتهامهای افشین حیرتیان در ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵ برگزار شد؛ در حالی که او پیش از برگزاری دادگاه، بیش از ۲۵۰ روز را در بازداشت موقت و بلاتکلیفی سپری کرده بود. وی در ۲۰ آبان ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در منزل مادرش در تهران بازداشت و پس از تفتیش منزل و ضبط شماری از وسایل شخصی خود و اعضای خانواده، به زندان اوین منتقل شد.
افشین حیرتیان، شهروند بهایی و از فعالان شناختهشده حوزه حقوق کودکان، پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و اعتقادات مذهبی خود با بازداشت و برخوردهای قضایی مواجه شده بود. او سالها در زمینه حمایت از کودکان کار و خیابان فعالیت داشته و از اعضای جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان است.
#داستان_ما_یکیست #افشین_حیرتیان #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
افشین حیرتیان، شهروند بهایی، فعال حقوق کودکان و عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، به مجموعا ۳۱ سال حبس و پرداخت جزای نقدی محکوم شد. بر اساس مقررات تعدد جرم، در صورت تایید حکم در مرحله تجدیدنظر، ۱۲ سال حبس به عنوان مجازات اشد در مورد او اجرا خواهد شد.
بر اساس رای صادرشده، این فعال حقوق کودک از بابت اتهام «تشکیل گروه غیرقانونی» به ۱۲ سال حبس، از بابت «فعالیت تبلیغی مخل شرع مقدس اسلام» به ۱۱ سال حبس و به اتهام «اجتماع و تبانی» به ۶ سال حبس و پرداخت ۳۳۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده است. او همچنین در پروندهای دیگر، به اتهام «تحصیل مال نامشروع» در ارتباط با دریافت یک هزار دلار، به دو سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل دو برابر این مبلغ محکوم شده است.
جلسه رسیدگی به اتهامهای افشین حیرتیان در ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵ برگزار شد؛ در حالی که او پیش از برگزاری دادگاه، بیش از ۲۵۰ روز را در بازداشت موقت و بلاتکلیفی سپری کرده بود. وی در ۲۰ آبان ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در منزل مادرش در تهران بازداشت و پس از تفتیش منزل و ضبط شماری از وسایل شخصی خود و اعضای خانواده، به زندان اوین منتقل شد.
افشین حیرتیان، شهروند بهایی و از فعالان شناختهشده حوزه حقوق کودکان، پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و اعتقادات مذهبی خود با بازداشت و برخوردهای قضایی مواجه شده بود. او سالها در زمینه حمایت از کودکان کار و خیابان فعالیت داشته و از اعضای جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان است.
#داستان_ما_یکیست #افشین_حیرتیان #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊10💔8❤1
Forwarded from گفتوشنود
جولیو پومپونیو لتا
معمار آکادمی، پیشگام اومانیسم روم
و مدافع استقلال فکر
جولیو پومپونیو لتا (۱۴۲۸–۱۴۹۸)، مربی و انسانگرای برجسته ایتالیایی، از چهرههای کلیدی رنسانس در رم بود که با تاسیس آکادمی روم، فضایی نو برای احیای اندیشههای کلاسیک و تفکر آزادمنشانه فراهم کرد. او با رویکردی ساختارشکنانه، سنتهای آموزشی خشک و تعصبات زمانه را به چالش کشید و بازگشت به خرد و ادبیات باستان را راهی برای شکوفایی انسان دانست.
محور اصلی اندیشه پومپونیو لتا، اصالتِ خردِ فردی و رهایی از بندهای استبداد مذهبی و جزماندیشی بود. او بر این باور بود که انسان برای شناخت جهان و جایگاه خویش، نیازی به واسطههای جزماندیش ندارد و باید با تکیه بر عقل خود، آزادیِ اندیشه را تجربه کند.
لتا در آکادمی خود محیطی ایجاد کرد که در آن اندیشمندان و جوانان میتوانستند بدون ترس از سانسورهای نهادهای دینی، به بحث و تبادل نظر درباره فلسفه، هنر و علوم پرداختند. او نگاه سنتی و بسته به دین را که مانع رشد آگاهی بشری بود، نقد میکرد و بر این عقیده بود که دانش حقیقی، ابزاری برای رهایی روح و خرد از تاریکی جهل است.
او اهمیت ویژهای برای مطالعهی آزادانه متون یونانی و رومی قائل بود و نشان داد که ارزشهای انسانی، مستقل از فرامینِ تعصبآمیز و تحمیلیِ کلیسا قابل تعریف و تحقق هستند. از نظر او، آموزش و فرهنگسازی تنها راه برای بازگرداندن کرامت از دسترفته به انسانِ دربندِ خرافات است.
پومپونیو لتا در زندگی شخصی نیز با بیاعتنایی به قدرتهای حاکم و تشریفات مذهبی زمانه، استقلال فکری خود را حفظ کرد و به عنوان یک معلمِ آزادیخواه شناخته شد. او زندگی خود را وقفِ آموزشِ نسلی کرد که میخواستند با تکیه بر خردِ زمینی و تجربی، جهان پیرامون خود را از نو بسازند.
اندیشه پومپونیو لتا دعوتی است به ایستادگی در برابر سلطه فکری و جستجوی حقیقت از مسیر عقل. او به ما میآموزد که انسانِ آزاد کسی است که با شجاعت، بندهای تحمیلیِ جهل و تعصب را بگسلَد و با چراغِ خرد، مسیرِ خودآگاهی و رهایی را هموار کند.
#اومانیسم #انسانگرایی #آزاداندیشی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
معمار آکادمی، پیشگام اومانیسم روم
و مدافع استقلال فکر
جولیو پومپونیو لتا (۱۴۲۸–۱۴۹۸)، مربی و انسانگرای برجسته ایتالیایی، از چهرههای کلیدی رنسانس در رم بود که با تاسیس آکادمی روم، فضایی نو برای احیای اندیشههای کلاسیک و تفکر آزادمنشانه فراهم کرد. او با رویکردی ساختارشکنانه، سنتهای آموزشی خشک و تعصبات زمانه را به چالش کشید و بازگشت به خرد و ادبیات باستان را راهی برای شکوفایی انسان دانست.
محور اصلی اندیشه پومپونیو لتا، اصالتِ خردِ فردی و رهایی از بندهای استبداد مذهبی و جزماندیشی بود. او بر این باور بود که انسان برای شناخت جهان و جایگاه خویش، نیازی به واسطههای جزماندیش ندارد و باید با تکیه بر عقل خود، آزادیِ اندیشه را تجربه کند.
لتا در آکادمی خود محیطی ایجاد کرد که در آن اندیشمندان و جوانان میتوانستند بدون ترس از سانسورهای نهادهای دینی، به بحث و تبادل نظر درباره فلسفه، هنر و علوم پرداختند. او نگاه سنتی و بسته به دین را که مانع رشد آگاهی بشری بود، نقد میکرد و بر این عقیده بود که دانش حقیقی، ابزاری برای رهایی روح و خرد از تاریکی جهل است.
او اهمیت ویژهای برای مطالعهی آزادانه متون یونانی و رومی قائل بود و نشان داد که ارزشهای انسانی، مستقل از فرامینِ تعصبآمیز و تحمیلیِ کلیسا قابل تعریف و تحقق هستند. از نظر او، آموزش و فرهنگسازی تنها راه برای بازگرداندن کرامت از دسترفته به انسانِ دربندِ خرافات است.
پومپونیو لتا در زندگی شخصی نیز با بیاعتنایی به قدرتهای حاکم و تشریفات مذهبی زمانه، استقلال فکری خود را حفظ کرد و به عنوان یک معلمِ آزادیخواه شناخته شد. او زندگی خود را وقفِ آموزشِ نسلی کرد که میخواستند با تکیه بر خردِ زمینی و تجربی، جهان پیرامون خود را از نو بسازند.
اندیشه پومپونیو لتا دعوتی است به ایستادگی در برابر سلطه فکری و جستجوی حقیقت از مسیر عقل. او به ما میآموزد که انسانِ آزاد کسی است که با شجاعت، بندهای تحمیلیِ جهل و تعصب را بگسلَد و با چراغِ خرد، مسیرِ خودآگاهی و رهایی را هموار کند.
#اومانیسم #انسانگرایی #آزاداندیشی #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
دادگاه فدرال هادی مطهر، عامل حمله به سلمان رشدی، را به دلیل «ارتکاب اقدام تروریستی» مجرم شناخت
هیئت منصفه دادگاه فدرال در آمریکا روز چهارشنبه، هفتم مردادماه، هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی-آمریکایی، را به دلیل ارتکاب «اقدام تروریستی» در حمله خونین سال ۲۰۲۲ مجرم شناخت.
در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا به نقل از دادستانهای فدرال آمده است که مطر، ۲۸ ساله، شهروند لبنانیتبار آمریکا، ماهها برای حمله به رشدی برنامهریزی کرده بود.
رشدی در این حمله در یک مرکز فرهنگی در ایالت نیویورک بارها با چاقو زخمی شد، تا آستانه مرگ پیش رفت و بینایی یک چشم خود را از دست داد.
مطر همچنین به حمایت از حزبالله لبنان محکوم شد. به گفته دادستانها، بازرسان در خانه او مطالبی مرتبط با این گروه مورد حمایت ایران پیدا کردهاند. آمریکا حزبالله لبنان را گروه تروریستی قلمداد میکند.
دادستانی اعلام کرد مطر از فتوای روحالله خمینی برای قتل رشدی پیروی کرده است؛ فتوایی که در سال ۱۹۸۹ پس از انتشار رمان «آیات شیطانی» صادر شد و بعدتر نیز از سوی علی خامنهای و حسن نصرالله مورد تأیید قرار گرفت.
مطر پیشتر در دادگاه ایالتی نیویورک به اتهام اقدام به قتل رشدی مجرم شناخته و به ۲۵ سال زندان محکوم شده بود. او همچنین به دلیل مجروح کردن مردی که همراه این نویسنده روی صحنه بود به هفت سال زندان محکوم شد.
مطر اکنون در پرونده فدرال با این حکم جدید با احتمال حبس ابد روبهرو است. قرار است حکم نهایی او روز سوم نوامبر، کمتر از چهار ماه دیگر، صادر شود.
#سلمان_رشدی #آزادی_بیان #توهین_به_مقدسات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هیئت منصفه دادگاه فدرال در آمریکا روز چهارشنبه، هفتم مردادماه، هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، نویسنده بریتانیایی-آمریکایی، را به دلیل ارتکاب «اقدام تروریستی» در حمله خونین سال ۲۰۲۲ مجرم شناخت.
در بیانیه وزارت دادگستری آمریکا به نقل از دادستانهای فدرال آمده است که مطر، ۲۸ ساله، شهروند لبنانیتبار آمریکا، ماهها برای حمله به رشدی برنامهریزی کرده بود.
رشدی در این حمله در یک مرکز فرهنگی در ایالت نیویورک بارها با چاقو زخمی شد، تا آستانه مرگ پیش رفت و بینایی یک چشم خود را از دست داد.
مطر همچنین به حمایت از حزبالله لبنان محکوم شد. به گفته دادستانها، بازرسان در خانه او مطالبی مرتبط با این گروه مورد حمایت ایران پیدا کردهاند. آمریکا حزبالله لبنان را گروه تروریستی قلمداد میکند.
دادستانی اعلام کرد مطر از فتوای روحالله خمینی برای قتل رشدی پیروی کرده است؛ فتوایی که در سال ۱۹۸۹ پس از انتشار رمان «آیات شیطانی» صادر شد و بعدتر نیز از سوی علی خامنهای و حسن نصرالله مورد تأیید قرار گرفت.
مطر پیشتر در دادگاه ایالتی نیویورک به اتهام اقدام به قتل رشدی مجرم شناخته و به ۲۵ سال زندان محکوم شده بود. او همچنین به دلیل مجروح کردن مردی که همراه این نویسنده روی صحنه بود به هفت سال زندان محکوم شد.
مطر اکنون در پرونده فدرال با این حکم جدید با احتمال حبس ابد روبهرو است. قرار است حکم نهایی او روز سوم نوامبر، کمتر از چهار ماه دیگر، صادر شود.
#سلمان_رشدی #آزادی_بیان #توهین_به_مقدسات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15❤3😍1
Forwarded from گفتوشنود
کوری خودخواسته؛ شریک خاموش جنایت
مارگارت هفرنان در کتاب کوری خودخواسته(Willful Blindness) توضیح میدهد که بسیاری از فجایع نه از نادانی، بلکه از انتخاب آگاهانهی ندیدن پدید میآیند. انسانها برای حفظ آرامش، امنیت یا منافع خود، چشم بر حقیقت میبندند. اما همین چشم بستن، همان سکوتی است که جنایت را ممکن میسازد.
ما ایرانیان این حقیقت تلخ را بارها تجربه کردهایم؛ از دههی ۶۰ تا آبان ۹۸، و بهویژه در سال ۱۴۰۱. زمانی که خیابانها پر از خون جوانان شد، هزاران نفر به زندان افتادند و خانوادههای بیشماری داغدار شدند. روایتها و تصاویر همه جا بود. هیچکس نمیتواند ادعا کند «نمیدانستم». اما بسیاری ترجیح دادند نادیده بگیرند.
این کوری خودخواسته در جامعهی ما شکلهای گوناگون دارد:
کارمندانی که برای حفظ شغل، چشمانشان را بر فساد و سرکوب بستند.
نیروهایی که با توجیه «دستور مافوق» ماشه را کشیدند.
شهروندانی که زیر فشار معیشت یا از ترس سرکوب، سکوت را انتخاب کردند و گفتند: «به ما ربطی ندارد».
نباید فراموش کنیم که ترس و هزینهها واقعیاند؛ اما همین ترسها نیز ابزار رژیم برای بازتولید سکوت است. اگر نپذیریم که انکار و بیتفاوتی بخشی از بازی قدرت است، خودمان بهسادگی در خدمت آن قرار میگیریم.
راه غلبه بر این کوری، فقط در شجاعت فردی خلاصه نمیشود. ما نیاز به تکنیکها و کنشهای جمعی داریم:
روایتگری جمعی: گفتن تجربهها، ثبت خاطرات و شهادتها برای شکستن دیوار انکار.
حلقههای گفتوگوی امن: فضاهایی که در آن بتوان پرسید، به اشتراک گذاشت و بدون ترس حقیقت را دید.
حمایت از افشاگران و کنشگران: کسانی که با خطرپذیری واقعیت را برملا میکنند.
یادآوری تاریخ: پیوند دادن امروز با دیروز تا تکرار چرخههای سرکوب عادیسازی نشود.
پیام کتاب برای ما این است: ندیدن، انتخابی بیطرفانه نیست؛ بلکه همدستی خاموش با جنایت است. هر بار که چشمها را میبندیم، در حقیقت دست جلاد را آزاد میکنیم.
آیندهی ما نه در سکوت، بلکه در دیدن و گفتن است. اگر امروز تصمیم نگیریم که ببینیم، فردا تاریخ ما را نه تماشاگر، بلکه شریک خاموش سرکوب خواهد نوشت.
#حقیقت #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مارگارت هفرنان در کتاب کوری خودخواسته(Willful Blindness) توضیح میدهد که بسیاری از فجایع نه از نادانی، بلکه از انتخاب آگاهانهی ندیدن پدید میآیند. انسانها برای حفظ آرامش، امنیت یا منافع خود، چشم بر حقیقت میبندند. اما همین چشم بستن، همان سکوتی است که جنایت را ممکن میسازد.
ما ایرانیان این حقیقت تلخ را بارها تجربه کردهایم؛ از دههی ۶۰ تا آبان ۹۸، و بهویژه در سال ۱۴۰۱. زمانی که خیابانها پر از خون جوانان شد، هزاران نفر به زندان افتادند و خانوادههای بیشماری داغدار شدند. روایتها و تصاویر همه جا بود. هیچکس نمیتواند ادعا کند «نمیدانستم». اما بسیاری ترجیح دادند نادیده بگیرند.
این کوری خودخواسته در جامعهی ما شکلهای گوناگون دارد:
کارمندانی که برای حفظ شغل، چشمانشان را بر فساد و سرکوب بستند.
نیروهایی که با توجیه «دستور مافوق» ماشه را کشیدند.
شهروندانی که زیر فشار معیشت یا از ترس سرکوب، سکوت را انتخاب کردند و گفتند: «به ما ربطی ندارد».
نباید فراموش کنیم که ترس و هزینهها واقعیاند؛ اما همین ترسها نیز ابزار رژیم برای بازتولید سکوت است. اگر نپذیریم که انکار و بیتفاوتی بخشی از بازی قدرت است، خودمان بهسادگی در خدمت آن قرار میگیریم.
راه غلبه بر این کوری، فقط در شجاعت فردی خلاصه نمیشود. ما نیاز به تکنیکها و کنشهای جمعی داریم:
روایتگری جمعی: گفتن تجربهها، ثبت خاطرات و شهادتها برای شکستن دیوار انکار.
حلقههای گفتوگوی امن: فضاهایی که در آن بتوان پرسید، به اشتراک گذاشت و بدون ترس حقیقت را دید.
حمایت از افشاگران و کنشگران: کسانی که با خطرپذیری واقعیت را برملا میکنند.
یادآوری تاریخ: پیوند دادن امروز با دیروز تا تکرار چرخههای سرکوب عادیسازی نشود.
پیام کتاب برای ما این است: ندیدن، انتخابی بیطرفانه نیست؛ بلکه همدستی خاموش با جنایت است. هر بار که چشمها را میبندیم، در حقیقت دست جلاد را آزاد میکنیم.
آیندهی ما نه در سکوت، بلکه در دیدن و گفتن است. اگر امروز تصمیم نگیریم که ببینیم، فردا تاریخ ما را نه تماشاگر، بلکه شریک خاموش سرکوب خواهد نوشت.
#حقیقت #رواداری #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌22❤7👍7💯2
Forwarded from گفتوشنود
دینخویی
فقر اندیشه در سایه جزماندیشی
آرامش دوستدار در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» مفهوم «دینخویی» را به عنوان بیماری بنیادین تفکر در بسترهای سنتی معرفی میکند.
دینخویی با وابستگی شدید و کورکورانه به باورها و آداب مذهبی تعریف میشود؛ حالتی که در آن انسان از تفکر انتقادی گریزان است،
از مواجهه با چالشهای فلسفی و تجربههای تازه هراس دارد و ذهن خود را به روی هر پرسش بنیادینی میبندد.
فرد دینخو هیچگاه پرسشگری نمیکند، زیرا پرسش، امنیت ذهنیِ شکننده او را تهدید میکند. او در بهترین حالت تنها به دنبال «استخبار» یا کسب خبر برای تأیید دانستههای پیشین خویش است. در این فضا، دین دیگر راهی برای تعالی انسان نیست، بلکه حصاری است که دور خرد کشیده میشود تا مانع از هرگونه پویایی و تحول فکری گردد.
چنین وضعیتی نشاندهنده امتناع از اندیشیدن است؛ جایی که سنت جایگزین عقل میشود و تکرارِ مناسک، جایگزین آگاهی میگردد.
دینخویی انسان را به موجودی تکساحتی تبدیل میکند که تابِ تحمل دگراندیشی را ندارد و هرگونه تردید را به مثابه تهدید مینگرد.
در این قاب، ایمان به جزمیت بدل میشود و حقیقت، جانی برای گفتوگو و بازآفرینی باقی نمیگذارد.
#دین_خویی #نقد_دین #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فقر اندیشه در سایه جزماندیشی
آرامش دوستدار در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی» مفهوم «دینخویی» را به عنوان بیماری بنیادین تفکر در بسترهای سنتی معرفی میکند.
دینخویی با وابستگی شدید و کورکورانه به باورها و آداب مذهبی تعریف میشود؛ حالتی که در آن انسان از تفکر انتقادی گریزان است،
از مواجهه با چالشهای فلسفی و تجربههای تازه هراس دارد و ذهن خود را به روی هر پرسش بنیادینی میبندد.
فرد دینخو هیچگاه پرسشگری نمیکند، زیرا پرسش، امنیت ذهنیِ شکننده او را تهدید میکند. او در بهترین حالت تنها به دنبال «استخبار» یا کسب خبر برای تأیید دانستههای پیشین خویش است. در این فضا، دین دیگر راهی برای تعالی انسان نیست، بلکه حصاری است که دور خرد کشیده میشود تا مانع از هرگونه پویایی و تحول فکری گردد.
چنین وضعیتی نشاندهنده امتناع از اندیشیدن است؛ جایی که سنت جایگزین عقل میشود و تکرارِ مناسک، جایگزین آگاهی میگردد.
دینخویی انسان را به موجودی تکساحتی تبدیل میکند که تابِ تحمل دگراندیشی را ندارد و هرگونه تردید را به مثابه تهدید مینگرد.
در این قاب، ایمان به جزمیت بدل میشود و حقیقت، جانی برای گفتوگو و بازآفرینی باقی نمیگذارد.
#دین_خویی #نقد_دین #تفکر_نقاد #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12👍7👌1💯1
Forwarded from گفتوشنود
طالبان: آرایش و عطرزدن زن در مراسم عروسی و تبادل حلقه خلاف شرع است
وزارت ارشاد، حج و اوقاف طالبان از خطیبان نماز جمعه در افغانستان خواسته است در خطبههای نماز جمعه به مردم بگویند که آرایش عروس، عطر زدن زنان، تبادل حلقه، موسیقی و شماری دیگر از رسمهای عروسی خلاف شریعت است.
این وزارت متن خطبه روز جمعه را با عنوان «اجتناب از منکرات و رسوم خلاف شرع در محافل عروسی و سایر خوشیها» برای خطیبان مرکز و ولایتها فرستاده و از آنان خواسته است محتوای آن را برای مردم بیان کنند.
در این متن، دیدار خصوصی دختر و پسر نامزدشده پیش از عقد شرعی ناجایز خوانده شده است. این وزارت میگوید نامزدی به معنای عقد نیست و دختر و پسر تا پیش از نکاح به یکدیگر نامحرم هستند.
وزارت حج طالبان همچنین تبادل حلقه و حنا گذاشتن دختر و پسر بر دست یکدیگر را خلاف شریعت خوانده است. در متن آمده است که آنان پیش از عقد شرعی نباید دست یکدیگر را لمس کنند.
این وزارت حلقه ازدواج را رسمی «برگرفته از آیین مسیحیت» دانسته و گفته است مسلمانان نباید از «رسمهای غیرمسلمانان» پیروی کنند.
وزارت حج طالبان آرایش عروس در آرایشگاهها را نیز خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که تغییر ظاهر واقعی عروس با مواد آرایشی، نوعی «تدلیس، فریب و نیرنگ» است. این وزارت گفته است خانواده داماد باید چهره و زیبایی واقعی دختر را ببینند و ظاهر او نباید با مواد آرایشی تغییر داده شود.
استفاده از موی مصنوعی، برداشتن ابرو، خالکوبی، فاصله ایجاد کردن میان دندانها برای زیبایی، برجسته کردن لبها و استفاده از موادی که رنگ پوست را تغییر میدهد نیز در این متن ناجایز خوانده شده است.
این وزارت همچنین گفته است زنان نباید در عروسیها بهگونهای عطر بزنند که بوی آن به مردان نامحرم برسد.
این وزارت آوازخوانی، موسیقی و رقص زنان و مردان را هم خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که پخش و شنیدن موسیقی ضبطشده در مراسم عروسی نیز مجاز نیست.
وزارت حج طالبان نشاندن عروس و داماد در کنار یکدیگر و در برابر مهمانان را «نهایت بیحیایی و بیغیرتی» خوانده است. در این متن آمده است که داماد باید میان مردان باشد و عروس پشت پرده و در میان زنان حضور داشته باشد.
طالبان میگوید سیاستها و دستورهایش بر شریعت اسلامی و فقه حنفی استوار است.
این گروه پس از بازگشت به قدرت، برداشت خود از شریعت را در بخشهایی مانند آموزش، کار، پوشش و حضور اجتماعی زنان اجرا کرده است.
#طالبان #اسلام #شرع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وزارت ارشاد، حج و اوقاف طالبان از خطیبان نماز جمعه در افغانستان خواسته است در خطبههای نماز جمعه به مردم بگویند که آرایش عروس، عطر زدن زنان، تبادل حلقه، موسیقی و شماری دیگر از رسمهای عروسی خلاف شریعت است.
این وزارت متن خطبه روز جمعه را با عنوان «اجتناب از منکرات و رسوم خلاف شرع در محافل عروسی و سایر خوشیها» برای خطیبان مرکز و ولایتها فرستاده و از آنان خواسته است محتوای آن را برای مردم بیان کنند.
در این متن، دیدار خصوصی دختر و پسر نامزدشده پیش از عقد شرعی ناجایز خوانده شده است. این وزارت میگوید نامزدی به معنای عقد نیست و دختر و پسر تا پیش از نکاح به یکدیگر نامحرم هستند.
وزارت حج طالبان همچنین تبادل حلقه و حنا گذاشتن دختر و پسر بر دست یکدیگر را خلاف شریعت خوانده است. در متن آمده است که آنان پیش از عقد شرعی نباید دست یکدیگر را لمس کنند.
این وزارت حلقه ازدواج را رسمی «برگرفته از آیین مسیحیت» دانسته و گفته است مسلمانان نباید از «رسمهای غیرمسلمانان» پیروی کنند.
وزارت حج طالبان آرایش عروس در آرایشگاهها را نیز خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که تغییر ظاهر واقعی عروس با مواد آرایشی، نوعی «تدلیس، فریب و نیرنگ» است. این وزارت گفته است خانواده داماد باید چهره و زیبایی واقعی دختر را ببینند و ظاهر او نباید با مواد آرایشی تغییر داده شود.
استفاده از موی مصنوعی، برداشتن ابرو، خالکوبی، فاصله ایجاد کردن میان دندانها برای زیبایی، برجسته کردن لبها و استفاده از موادی که رنگ پوست را تغییر میدهد نیز در این متن ناجایز خوانده شده است.
این وزارت همچنین گفته است زنان نباید در عروسیها بهگونهای عطر بزنند که بوی آن به مردان نامحرم برسد.
این وزارت آوازخوانی، موسیقی و رقص زنان و مردان را هم خلاف شریعت دانسته است. در متن آمده است که پخش و شنیدن موسیقی ضبطشده در مراسم عروسی نیز مجاز نیست.
وزارت حج طالبان نشاندن عروس و داماد در کنار یکدیگر و در برابر مهمانان را «نهایت بیحیایی و بیغیرتی» خوانده است. در این متن آمده است که داماد باید میان مردان باشد و عروس پشت پرده و در میان زنان حضور داشته باشد.
طالبان میگوید سیاستها و دستورهایش بر شریعت اسلامی و فقه حنفی استوار است.
این گروه پس از بازگشت به قدرت، برداشت خود از شریعت را در بخشهایی مانند آموزش، کار، پوشش و حضور اجتماعی زنان اجرا کرده است.
#طالبان #اسلام #شرع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔28👍2❤1
Forwarded from گفتوشنود
چشمانداز ابطالپذیری
پادزهری برای تعصب در اندیشه کارل پوپر
کارل پوپر، فیلسوف برجسته لیبرال، با طرح نظریه ابطالپذیری (Falsifiability)، تحولی بنیادین در فلسفه علم و معرفتشناسی ایجاد کرد. او استدلال کرد که اعتبار یک نظریه علمی نه به اثباتپذیری قطعی آن، بلکه به امکان ابطالپذیریاش بستگی دارد. از این منظر، هیچ گزارهای مصون از خطا نیست و هر باوری تنها مجموعهای از گزارههاست که هنوز شواهد نقضکننده آن ظاهر نشدهاند.
سیر تطور دانش و مبارزه با مطلقانگاری
تاریخ علم و اندیشه بشر، گواهی روشن بر این حقیقت است که هیچ نظریهای غایت معرفت نیست. نظریههای پیشین با کشف شواهد و ادله جدید کنار رفته و جای خود را به ایدههای دقیقتر دادهاند. پوپر با تکیه بر همین پویایی، پیکانی تیز به سوی مطلقانگاری و جزماندیشی پرتاب کرد. او نشان داد که ادعای دستیابی به حقیقت مطلق و دستنخورده، بستر مناسبی برای شکلگیری سیستمهای تمامیتخواه (توتالیتاریسم) و استبداد فکری فراهم میکند؛ نظامی که در آن مخالفان حذف شده و تکثر اندیشهها سرکوب میگردد.
▪️رهایی از تعصب در عرصه فردی
در سطح فردی، پذیرش اصل ابطالپذیری نقشی کلیدی در اخلاقِ باور ایفا میکند. هنگامی که انسان بپذیرد باورهای امروزش موقتی و در معرض خطا هستند، از دام خطرناک تعصب میگریزد. این رویکرد، تساهل و تسامح را جایگزین جزمگرایی میکند و به فرد اجازه میدهد تا:
با روی باز به نقدها گوش فرا دهد.
از تحقیر و حمله به باورمندانِ آرا و عقاید متفاوت بپرهیزد.
فرآیند شناخت را حرکتی تدریجی، پویا و مبتنی بر آزمون و خطا بداند.
اندیشه پوپر به ما یادآور میشود که خردورزی واقعی در گرو شکاکیت سازنده، تواضع معرفتشناختی و فاصله گرفتن از جزمیت مطلق است.
#پوپر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پادزهری برای تعصب در اندیشه کارل پوپر
کارل پوپر، فیلسوف برجسته لیبرال، با طرح نظریه ابطالپذیری (Falsifiability)، تحولی بنیادین در فلسفه علم و معرفتشناسی ایجاد کرد. او استدلال کرد که اعتبار یک نظریه علمی نه به اثباتپذیری قطعی آن، بلکه به امکان ابطالپذیریاش بستگی دارد. از این منظر، هیچ گزارهای مصون از خطا نیست و هر باوری تنها مجموعهای از گزارههاست که هنوز شواهد نقضکننده آن ظاهر نشدهاند.
سیر تطور دانش و مبارزه با مطلقانگاری
تاریخ علم و اندیشه بشر، گواهی روشن بر این حقیقت است که هیچ نظریهای غایت معرفت نیست. نظریههای پیشین با کشف شواهد و ادله جدید کنار رفته و جای خود را به ایدههای دقیقتر دادهاند. پوپر با تکیه بر همین پویایی، پیکانی تیز به سوی مطلقانگاری و جزماندیشی پرتاب کرد. او نشان داد که ادعای دستیابی به حقیقت مطلق و دستنخورده، بستر مناسبی برای شکلگیری سیستمهای تمامیتخواه (توتالیتاریسم) و استبداد فکری فراهم میکند؛ نظامی که در آن مخالفان حذف شده و تکثر اندیشهها سرکوب میگردد.
▪️رهایی از تعصب در عرصه فردی
در سطح فردی، پذیرش اصل ابطالپذیری نقشی کلیدی در اخلاقِ باور ایفا میکند. هنگامی که انسان بپذیرد باورهای امروزش موقتی و در معرض خطا هستند، از دام خطرناک تعصب میگریزد. این رویکرد، تساهل و تسامح را جایگزین جزمگرایی میکند و به فرد اجازه میدهد تا:
با روی باز به نقدها گوش فرا دهد.
از تحقیر و حمله به باورمندانِ آرا و عقاید متفاوت بپرهیزد.
فرآیند شناخت را حرکتی تدریجی، پویا و مبتنی بر آزمون و خطا بداند.
اندیشه پوپر به ما یادآور میشود که خردورزی واقعی در گرو شکاکیت سازنده، تواضع معرفتشناختی و فاصله گرفتن از جزمیت مطلق است.
#پوپر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6