Forwarded from گفتوشنود
یادی از کشیش طاطهوس میکائیلیان
قربانی سرکوب عقیده در جمهوری اسلامی
ورق بزنید
۳۲ سال پیش در چنین روزهایی در هشتم تیر ۱۳۷۳، کشیش طاطهوس میکائیلیان، رهبر مذهبی، رئیس شورای کشیشان پروتستان ایران و مترجم کتاب مقدس به زبان پارسی، در تهران ناپدید شد. سه روز بعد، پیکر او را در حالی یافتند که با گلولههای متعدد به قتل رسیده بود. این واقعه، نقطه عطفی تلخ در تاریخ برخورد با اقلیتهای دینی و فعالان مذهبی در ایران است.
طاطهوس میکائیلیان فراتر از یک مقام مذهبی، اندیشمندی بود که بر حق دسترسی به متون مقدس به زبان مادری پافشاری میکرد. او با ترجمه دهها اثر الهیاتی و اخلاقی، کوشید بستری برای اندیشه و گفتگو فراهم سازد. فعالیتهای او بازتابدهنده باور عمیق به آزادی بیان و انتخاب عقیده بود؛ حقی که او تا پای جان بر سر آن ایستاد.
او از منتقدان صریحاللهجه جمهوری اسلامی بود. یک ماه پیش از قتلش، اعلام کرده بود که مسیحیان در ایران همچون شهروندان درجهدو و «نجس» دیده میشوند؛ آنان را تشویق و حتی بهطور غیرمستقیم مجبور به مسلمان شدن میکنند؛ اجازه ساخت کلیسا یا انتشار کتاب مقدس را ندارند؛ و رهبرانشان به قتل میرسند. این سخنان، شهادتی بر فشارهای نظاممند علیه باورمندان بود.
قتل او در زمره «قتلهای زنجیرهای» و ترورهای فراقضایی دهه هفتاد قرار میگیرد؛ پروندهای که نشاندهنده حذف فیزیکیِ صداهای منتقد به بهانههای امنیتی است. کشته شدن او نه تنها نقضِ حقِ حیات، بلکه تعرضی آشکار به آزادی عقیده و امنیتِ شهروندانی بود که در پیِ تجلیِ باورهای فردی خود در جامعه بودند.
از منظر حقوق بشری، این رویکرد امنیتی در برابر فعالیتهای مذهبی، در تضاد با میثاقهای بینالمللی است. تبدیل عقیده به «تهدید امنیتی»، ابزاری برای محدود کردن حقوق بنیادین شهروندان شده است. محرومیت سازمانیافته از فعالیتهای دینی، بستری را فراهم کرد که در آن، ابراز باورهای متفاوت، هزینهای گزاف به نام جان انسانها در بر داشته باشد.
داستان میکائیلیان، گواهی بر این حقیقت است که برای نظامهای تمامیتخواه، تفکر و باور مستقل، بزرگترین چالش محسوب میشود. مرگ او و بسیاری دیگر از فعالان در آن دوران، نمادی از سرکوب سازمانیافتهای است که سعی کرد با حذف فیزیکی افراد، بر تکثر فکری و آزادی عقیده در ایران سرپوش بگذارد.
او یکی از سه رهبر مسیحی بود که در سال ۱۹۹۴ میلادی در ایران کشته شدند؛ در کنار دوست و هموطن ارمنیتبار خود، اسقف هایک هوسپیان، و نوکیش مسیحی، کشیش مهدی دیباج. نام آنان در حافظه تاریخی جامعه حقوق بشری ایران، به عنوان نمادهای ایستادگی بر حق آزادی عقیده در برابر فشارهای حکومتی باقی مانده است.
#طاطاوس_میکائلیان #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
قربانی سرکوب عقیده در جمهوری اسلامی
ورق بزنید
۳۲ سال پیش در چنین روزهایی در هشتم تیر ۱۳۷۳، کشیش طاطهوس میکائیلیان، رهبر مذهبی، رئیس شورای کشیشان پروتستان ایران و مترجم کتاب مقدس به زبان پارسی، در تهران ناپدید شد. سه روز بعد، پیکر او را در حالی یافتند که با گلولههای متعدد به قتل رسیده بود. این واقعه، نقطه عطفی تلخ در تاریخ برخورد با اقلیتهای دینی و فعالان مذهبی در ایران است.
طاطهوس میکائیلیان فراتر از یک مقام مذهبی، اندیشمندی بود که بر حق دسترسی به متون مقدس به زبان مادری پافشاری میکرد. او با ترجمه دهها اثر الهیاتی و اخلاقی، کوشید بستری برای اندیشه و گفتگو فراهم سازد. فعالیتهای او بازتابدهنده باور عمیق به آزادی بیان و انتخاب عقیده بود؛ حقی که او تا پای جان بر سر آن ایستاد.
او از منتقدان صریحاللهجه جمهوری اسلامی بود. یک ماه پیش از قتلش، اعلام کرده بود که مسیحیان در ایران همچون شهروندان درجهدو و «نجس» دیده میشوند؛ آنان را تشویق و حتی بهطور غیرمستقیم مجبور به مسلمان شدن میکنند؛ اجازه ساخت کلیسا یا انتشار کتاب مقدس را ندارند؛ و رهبرانشان به قتل میرسند. این سخنان، شهادتی بر فشارهای نظاممند علیه باورمندان بود.
قتل او در زمره «قتلهای زنجیرهای» و ترورهای فراقضایی دهه هفتاد قرار میگیرد؛ پروندهای که نشاندهنده حذف فیزیکیِ صداهای منتقد به بهانههای امنیتی است. کشته شدن او نه تنها نقضِ حقِ حیات، بلکه تعرضی آشکار به آزادی عقیده و امنیتِ شهروندانی بود که در پیِ تجلیِ باورهای فردی خود در جامعه بودند.
از منظر حقوق بشری، این رویکرد امنیتی در برابر فعالیتهای مذهبی، در تضاد با میثاقهای بینالمللی است. تبدیل عقیده به «تهدید امنیتی»، ابزاری برای محدود کردن حقوق بنیادین شهروندان شده است. محرومیت سازمانیافته از فعالیتهای دینی، بستری را فراهم کرد که در آن، ابراز باورهای متفاوت، هزینهای گزاف به نام جان انسانها در بر داشته باشد.
داستان میکائیلیان، گواهی بر این حقیقت است که برای نظامهای تمامیتخواه، تفکر و باور مستقل، بزرگترین چالش محسوب میشود. مرگ او و بسیاری دیگر از فعالان در آن دوران، نمادی از سرکوب سازمانیافتهای است که سعی کرد با حذف فیزیکی افراد، بر تکثر فکری و آزادی عقیده در ایران سرپوش بگذارد.
او یکی از سه رهبر مسیحی بود که در سال ۱۹۹۴ میلادی در ایران کشته شدند؛ در کنار دوست و هموطن ارمنیتبار خود، اسقف هایک هوسپیان، و نوکیش مسیحی، کشیش مهدی دیباج. نام آنان در حافظه تاریخی جامعه حقوق بشری ایران، به عنوان نمادهای ایستادگی بر حق آزادی عقیده در برابر فشارهای حکومتی باقی مانده است.
#طاطاوس_میکائلیان #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔13👍5🕊3❤1
مرتضی نعمتی، فعال مدنی و استاد سابق دانشگاه، در دو یادداشت، آزادی را از خیابان به درون زندگی روزمره میکشاند و نشان میدهد چگونه «دستهای نامرئی» قدرت، از مسیر ترس، مصلحت و روابط شخصی، انسان را در سکوت و انفعال محبوس میکنند؛ روایتی که در آن، بازپسگیری «جغرافیای شخصی» و سخن گفتن از «خود»، به کنشی اعتراضی و ضرورتی برای بقا بدل میشود.
متن یادداشتهای ایشان به شرح زیر است:
روزمرگی و آزادی
دستهای نامرئی دیکتاتور
مرتضی نعمتی
در زیستجهانی که به آن تعلق دارم، آزادی صرفا یک امری سیاسی نیست. فراتر از جغرافیای سیاست، بزرگترین زندانها در بطن «روزمرگی» ساخته میشوند. شغل، درآمد، آبرو و پیوندهای خانوادگی؛ اینها دستهای نامرئی حاکمیتاند که با ظرافتی هولناک، شهروندان را در حصار خود محبوس میکنند.
اسبت را زین کن! میدان اصلیِ نبرد، دقیقاً همینجاست. اگر در این جغرافیای شخصی، قافیه را باختهای، بیجهت در خیابانها خود را ساچمهآژین نکن! تظاهرات، از ریشهی «تظاهر» است. فریادِ آزادی، اگر از مرزهای ارادهی فردی و تسلط بر روزمرگی نگذرد، نمایش و تئاتر مقاومت است. اگر کسی نتواند آزادی را در مواجهه با هیولاهای نامرئی سلطه و در متن زندگی روزانه باز یابد، در هیچ جای دیگری، معنای آن را لمس نخواهد کرد. وقتی اطرافیان بتوانند با معجونی از «مصلحت» و «نصیحت»، تو را در خانهی خودت مسموم و زندانی کنند، حکومت دیگر نیازی به زندان و انفرادی ندارد.
اعدام، زندان و محرومیت دستهای مرئی تمامیتخواهیاند و برای کسانی که سودای آزادی دارند آشنا و پیشبینیپذیرند. اما آنچه در نهایت، حتی جسورترینها را به زانو درمیآورد، دستهای دراز و نامرئی «حاکم جابر»ند؛ همانهایی که ترس و جبونی را در سینهها میکارند: « ممکن است اموالت را مصادره کنند»، «خانوادهات آسیب میبیند»، «همه دارند زندگیشان را میکنند»، «این مردم لیاقتِ فداکاری تو را ندارند...». اینها دستهای شیطاناند؛ که به نام خیرخواهی اما به کام تمامیتخواهی، رنجیر میبافند.
نه آقا! فریاد من، برای آزادی تودهها نیست؛ بیایید این نمایش دروغین «دیگرخواهی» را کنار بگذاریم. دستکم من چنین مدعایی ندارم.
شما را نمیدانم، اما این بساط کثافت ریاکاری و دروغ و این سفرهی کرموی فاسد، شایستهی من نیست. بگذارید فریادم را برای خودم بزنم؛ اهمیتی ندارد که دیگران لیاقت آزادی را دارند یا نه!
بزرگترین پیروزیِ تمامیتخواهی، این نیست که تو را در زندان محبوس کند؛ وقتی است که تو را متقاعد کند:
«آزادی، هزینهای است که ارزش پرداختن ندارد.»
چرا از خودم مینویسم؟
اینکه از جزئیاتِ زندگیام و بهخصوص از پروندهی سیاسیام مینویسم، برای آن نیست که به آستانهی خودتعظیمی رسیدهام یا میخواهم جسارت و شهامتم را در چشم خلایق فرو کنم. من همواره ترسهایم را دنبال کردهام و ترس، مهمترین راهنمای من برای شجاعبودن است.
تمامیتخواهی و ساختارهای سلطه، از کتمان، سکوت و خاموشی تغذیه میکنند. نوشتن از «جغرافیای شخصی» و جزئیات وجودی، تداوم کنشِ اعتراضی در فضای عمومی است. این مسالمتآمیزترین راه برای نقد ساختارهایی است که میخواهند انسان را به یک رقم، به یک جزءِ بیهویت و به یک «پروندهی باز» در سلسلهمراتبِ اداری و قضایی تقلیل دهند.
این روزها نبرد واقعی نه در خیابان که در میدان روایتها جریان دارد. نبردی برای تصاحب معنا! برای آنکه در این جنگ بازنده نباشی باید همیشه یک قدم جلوتر باشی. کسانی که با فضای سیاست، رسانه و دستگاه قضا آشنا هستند، میدانند که این رویکرد مهمترین راه حفاظت از «خود» در برابر اتهامات سیاسی و شبهقانونی است. سخن گفتن از دالانهای تاریک خفقان، عاملان و ضابطان را از پستوی تاریک گمنامی، به ساحت وضوح و پاسخگویی میکشاند.
«من» آخرین سنگریست که هیچ کس نمیتواند آنرا تسخیر کند و «جغرافیای شخصی» قلمرو پیوند روزمرگی و آزادی است. من به نافروتنی خود آگاهم و عاملیتام را در ذبح خاکساری میبینم. چرا که معتقدم در این روزگار «فروتنی فضیلت درماندگان و اخلاقِ بردگان است»(از کتاب جغرافیای شخصی). فروتنی در برابر قدرت، خودکشی اخلاقی است و تواضع لباسی برای پوشاندن فضیلتهای گمشده است.
من هستم، و هستیِ من، فراتر از آنچه مرا از آن محروم میکنید یا در در پروندههایتان مینویسید، جریان خواهد داشت. این همان تکراری از «من» است که هرگز به ملال نخواهد انجامید.
پس اگر چیزی برای گفتن داری، نافروتن باش و از «خود»ت بگو. خاموش نباش! اکنون مجال و روزگار خودداری و پنهان شدن پشت فروتنی جعلی نیست:
«خاموشی، سرآغازِ تاریکی است».
پنجم تیرماه ۱۴۰۵
#مرتضی_نعمتی #آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
متن یادداشتهای ایشان به شرح زیر است:
روزمرگی و آزادی
دستهای نامرئی دیکتاتور
مرتضی نعمتی
در زیستجهانی که به آن تعلق دارم، آزادی صرفا یک امری سیاسی نیست. فراتر از جغرافیای سیاست، بزرگترین زندانها در بطن «روزمرگی» ساخته میشوند. شغل، درآمد، آبرو و پیوندهای خانوادگی؛ اینها دستهای نامرئی حاکمیتاند که با ظرافتی هولناک، شهروندان را در حصار خود محبوس میکنند.
اسبت را زین کن! میدان اصلیِ نبرد، دقیقاً همینجاست. اگر در این جغرافیای شخصی، قافیه را باختهای، بیجهت در خیابانها خود را ساچمهآژین نکن! تظاهرات، از ریشهی «تظاهر» است. فریادِ آزادی، اگر از مرزهای ارادهی فردی و تسلط بر روزمرگی نگذرد، نمایش و تئاتر مقاومت است. اگر کسی نتواند آزادی را در مواجهه با هیولاهای نامرئی سلطه و در متن زندگی روزانه باز یابد، در هیچ جای دیگری، معنای آن را لمس نخواهد کرد. وقتی اطرافیان بتوانند با معجونی از «مصلحت» و «نصیحت»، تو را در خانهی خودت مسموم و زندانی کنند، حکومت دیگر نیازی به زندان و انفرادی ندارد.
اعدام، زندان و محرومیت دستهای مرئی تمامیتخواهیاند و برای کسانی که سودای آزادی دارند آشنا و پیشبینیپذیرند. اما آنچه در نهایت، حتی جسورترینها را به زانو درمیآورد، دستهای دراز و نامرئی «حاکم جابر»ند؛ همانهایی که ترس و جبونی را در سینهها میکارند: « ممکن است اموالت را مصادره کنند»، «خانوادهات آسیب میبیند»، «همه دارند زندگیشان را میکنند»، «این مردم لیاقتِ فداکاری تو را ندارند...». اینها دستهای شیطاناند؛ که به نام خیرخواهی اما به کام تمامیتخواهی، رنجیر میبافند.
نه آقا! فریاد من، برای آزادی تودهها نیست؛ بیایید این نمایش دروغین «دیگرخواهی» را کنار بگذاریم. دستکم من چنین مدعایی ندارم.
شما را نمیدانم، اما این بساط کثافت ریاکاری و دروغ و این سفرهی کرموی فاسد، شایستهی من نیست. بگذارید فریادم را برای خودم بزنم؛ اهمیتی ندارد که دیگران لیاقت آزادی را دارند یا نه!
بزرگترین پیروزیِ تمامیتخواهی، این نیست که تو را در زندان محبوس کند؛ وقتی است که تو را متقاعد کند:
«آزادی، هزینهای است که ارزش پرداختن ندارد.»
چرا از خودم مینویسم؟
اینکه از جزئیاتِ زندگیام و بهخصوص از پروندهی سیاسیام مینویسم، برای آن نیست که به آستانهی خودتعظیمی رسیدهام یا میخواهم جسارت و شهامتم را در چشم خلایق فرو کنم. من همواره ترسهایم را دنبال کردهام و ترس، مهمترین راهنمای من برای شجاعبودن است.
تمامیتخواهی و ساختارهای سلطه، از کتمان، سکوت و خاموشی تغذیه میکنند. نوشتن از «جغرافیای شخصی» و جزئیات وجودی، تداوم کنشِ اعتراضی در فضای عمومی است. این مسالمتآمیزترین راه برای نقد ساختارهایی است که میخواهند انسان را به یک رقم، به یک جزءِ بیهویت و به یک «پروندهی باز» در سلسلهمراتبِ اداری و قضایی تقلیل دهند.
این روزها نبرد واقعی نه در خیابان که در میدان روایتها جریان دارد. نبردی برای تصاحب معنا! برای آنکه در این جنگ بازنده نباشی باید همیشه یک قدم جلوتر باشی. کسانی که با فضای سیاست، رسانه و دستگاه قضا آشنا هستند، میدانند که این رویکرد مهمترین راه حفاظت از «خود» در برابر اتهامات سیاسی و شبهقانونی است. سخن گفتن از دالانهای تاریک خفقان، عاملان و ضابطان را از پستوی تاریک گمنامی، به ساحت وضوح و پاسخگویی میکشاند.
«من» آخرین سنگریست که هیچ کس نمیتواند آنرا تسخیر کند و «جغرافیای شخصی» قلمرو پیوند روزمرگی و آزادی است. من به نافروتنی خود آگاهم و عاملیتام را در ذبح خاکساری میبینم. چرا که معتقدم در این روزگار «فروتنی فضیلت درماندگان و اخلاقِ بردگان است»(از کتاب جغرافیای شخصی). فروتنی در برابر قدرت، خودکشی اخلاقی است و تواضع لباسی برای پوشاندن فضیلتهای گمشده است.
من هستم، و هستیِ من، فراتر از آنچه مرا از آن محروم میکنید یا در در پروندههایتان مینویسید، جریان خواهد داشت. این همان تکراری از «من» است که هرگز به ملال نخواهد انجامید.
پس اگر چیزی برای گفتن داری، نافروتن باش و از «خود»ت بگو. خاموش نباش! اکنون مجال و روزگار خودداری و پنهان شدن پشت فروتنی جعلی نیست:
«خاموشی، سرآغازِ تاریکی است».
پنجم تیرماه ۱۴۰۵
#مرتضی_نعمتی #آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
❤20🕊14👌2
Forwarded from گفتوشنود
بازداشت کمدین سرشناس ترکیه به دلیل شوخی با قرآن و انتقاد از اردوغان
دنیز گوکتاش، کمدین ۳۲ ساله ترکیهای، روز پنجشنبه به محض ورود به فرودگاه استانبول توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این بازداشت در پی واکنشهای گسترده به برنامه استندآپ کمدی ۹۰ دقیقهای او در یوتیوب صورت گرفت؛ برنامهای که در آن وی با لحنی انتقادی و طنزآمیز به مقدسات دینی و سیاستهای دولت ترکیه پرداخت
بر اساس محتوای منتشر شده در این استندآپ، بخشی که بیشترین خشم نهادهای قضایی و محافظهکاران را برانگیخت، مربوط به شوخی با موضوع «آخرین کتاب بودنِ قرآن» است.
گوکتاش در بخشی از یک استندآپ میگوید: «به نظر من [قرآن] بهترینِ آن چهار کتاب است؛ یک نکته مثبت این است که در قرن هفتم، این یک ادعای جسورانه بود. اما این وضعیت برای نویسنده (خالق) هم بسیار دشوار است؛ چرا که اگر ایده جدیدی به ذهنش برسد، دیگر کار از کار گذشته است؛ چون قبلاً اعلام کرده که "این آخرین کتاب است..."»
علاوه بر این، وی در بخشهای دیگر برنامه، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، را به صراحت «دیکتاتور» خطاب کرد.
هنوز روشن نیست کدام بخش از اجرای ۹۰ دقیقهای استندآپ او که در یوتیوب منتشر شده، مصداق توهین به رییسجمهوری است؛ جرمی که طبق ماده ۲۹۹ قانون جزای ترکیه تعریف شده است. با این حال، او آشکارا اردوغان را «دیکتاتور»ی توصیف کرده که سرانجام «با امیالش به صلح رسیده است».
ضبط این اجرا ۲۴ ژوئن منتشر شد و از آن زمان نزدیک به ۹ میلیون بار دیده شده است. دنیز گوکتاش در این برنامه با نگاهی طنزآمیز به تحولات سیاسی ترکیه پرداخت و تقریبا همه جناحهای صحنه سیاست، از جمله رقیب زندانی اردوغان، اکرم اماماوغلو شهردار استانبول را دست انداخت؛ بازداشتی که سال گذشته موجی از اعتراضهای گسترده خیابانی را برانگیخت.
بازداشت گوکتاش در شرایطی صورت گرفت که مقامها دامنه سرکوب علیه هر کسی را که منتقد دولت اسلامگرای محافظهکار ترکیه یا ارزشهای آن تلقی میشود، گسترش دادهاند و پروندههای قضایی فزایندهای علیه موسیقیدانان، هنرمندان، روزنامهنگاران و سیاستمداران و دیگران به جریان افتاده است.
دادستانی استانبول در بیانیهای اعلام کرد: «دنیز گوکتاش دوم ژوئیه در فرودگاه استانبول بازداشت شد.»
این نهاد گفت ۱۸۵ شکایت درباره این اجرای استندآپ دریافت کرده و افزوده است او به اتهام «توهین علنی به ارزشهای دینی» تحت پیگرد قرار دارد.
#توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دنیز گوکتاش، کمدین ۳۲ ساله ترکیهای، روز پنجشنبه به محض ورود به فرودگاه استانبول توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. این بازداشت در پی واکنشهای گسترده به برنامه استندآپ کمدی ۹۰ دقیقهای او در یوتیوب صورت گرفت؛ برنامهای که در آن وی با لحنی انتقادی و طنزآمیز به مقدسات دینی و سیاستهای دولت ترکیه پرداخت
بر اساس محتوای منتشر شده در این استندآپ، بخشی که بیشترین خشم نهادهای قضایی و محافظهکاران را برانگیخت، مربوط به شوخی با موضوع «آخرین کتاب بودنِ قرآن» است.
گوکتاش در بخشی از یک استندآپ میگوید: «به نظر من [قرآن] بهترینِ آن چهار کتاب است؛ یک نکته مثبت این است که در قرن هفتم، این یک ادعای جسورانه بود. اما این وضعیت برای نویسنده (خالق) هم بسیار دشوار است؛ چرا که اگر ایده جدیدی به ذهنش برسد، دیگر کار از کار گذشته است؛ چون قبلاً اعلام کرده که "این آخرین کتاب است..."»
علاوه بر این، وی در بخشهای دیگر برنامه، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، را به صراحت «دیکتاتور» خطاب کرد.
هنوز روشن نیست کدام بخش از اجرای ۹۰ دقیقهای استندآپ او که در یوتیوب منتشر شده، مصداق توهین به رییسجمهوری است؛ جرمی که طبق ماده ۲۹۹ قانون جزای ترکیه تعریف شده است. با این حال، او آشکارا اردوغان را «دیکتاتور»ی توصیف کرده که سرانجام «با امیالش به صلح رسیده است».
ضبط این اجرا ۲۴ ژوئن منتشر شد و از آن زمان نزدیک به ۹ میلیون بار دیده شده است. دنیز گوکتاش در این برنامه با نگاهی طنزآمیز به تحولات سیاسی ترکیه پرداخت و تقریبا همه جناحهای صحنه سیاست، از جمله رقیب زندانی اردوغان، اکرم اماماوغلو شهردار استانبول را دست انداخت؛ بازداشتی که سال گذشته موجی از اعتراضهای گسترده خیابانی را برانگیخت.
بازداشت گوکتاش در شرایطی صورت گرفت که مقامها دامنه سرکوب علیه هر کسی را که منتقد دولت اسلامگرای محافظهکار ترکیه یا ارزشهای آن تلقی میشود، گسترش دادهاند و پروندههای قضایی فزایندهای علیه موسیقیدانان، هنرمندان، روزنامهنگاران و سیاستمداران و دیگران به جریان افتاده است.
دادستانی استانبول در بیانیهای اعلام کرد: «دنیز گوکتاش دوم ژوئیه در فرودگاه استانبول بازداشت شد.»
این نهاد گفت ۱۸۵ شکایت درباره این اجرای استندآپ دریافت کرده و افزوده است او به اتهام «توهین علنی به ارزشهای دینی» تحت پیگرد قرار دارد.
#توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔33❤6🕊4
Forwarded from گفتوشنود
شهرنوش پارسیپور، نویسنده پیشرو ادبیات ایران درگذشت
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم و از چهرههای برجسته ادبیات معاصر ایران، روز جمعه ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵)، در یکی از بیمارستانهای حومه سانفرانسیسکو در آمریکا درگذشت.
خانواده و دوستان او اعلام کردند که پارسیپور از هفته گذشته، پس از سکته قلبی، در بیمارستان بستری بود.
پارسیپور که متولد ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران بود، از نویسندگانی به شمار میرفت که آثارش بارها با سانسور و ممنوعیت انتشار در ایران روبهرو شد. رمانهای "زنان بدون مردان"، "طوبا و معنای شب" و "سگ و زمستان بلند" از شناختهشدهترین آثار او هستند.
او پیش از انقلاب در سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران فعالیت میکرد، اما در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتالله دانشیان استعفا کرد و مدتی هم زندانی بود. پس از انقلاب نیز چندین بار بازداشت شد و سالها را بدون حکم رسمی در زندان گذراند؛ تجربهای که بعدها در کتاب "خاطرات زندان" بازتاب یافت.
رمان "زنان بدون مردان" که به زبانهای مختلف ترجمه شد، بعدها مبنای فیلمی به همین نام به کارگردانی شیرین نشاط قرار گرفت.
شهرنوش پارسیپور در طول کارنامه هنری و اجتماعی خود افتخارات متعددی کسب کرد که از برجستهترین آنها میتوان به دریافت جایزه معتبر بیتا در سال ۲۰۱۶ برای یک عمر دستاورد فرهنگی و هنری اشاره کرد. او همچنین به دلیل تلاشهایش در مسیر آزادی بیان و شجاعت در برابر سانسور، برنده جایزه حقوق بشری هلمن-همت (پایهگذاریشده توسط سازمان دیدهبان حقوق بشر) شد. علاوه بر این، پارسیپور از سوی هجدهمین همایش پژوهشهای زنان در آمریکا به عنوان «زن سال» برگزیده شد و رمان ماندگارش، «طوبا و معنای شب»، نامزدی جایزه جهانی ادبی لائور باتایون در فرانسه را برای او به ارمغان آورد. فیلم اقتباسی از شاهکار او «زنان بدون مردان» نیز به کارگردانی شیرین نشاط، موفق به کسب جایزه شیر نقرهای جشنواره فیلم ونیز در سال ۲۰۰۹ شد.
#شهرنوش_پارسی_پور #آزادی_بیان #سانسور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم و از چهرههای برجسته ادبیات معاصر ایران، روز جمعه ۳ ژوئیه ۲۰۲۶ (۱۲ تیر ۱۴۰۵)، در یکی از بیمارستانهای حومه سانفرانسیسکو در آمریکا درگذشت.
خانواده و دوستان او اعلام کردند که پارسیپور از هفته گذشته، پس از سکته قلبی، در بیمارستان بستری بود.
پارسیپور که متولد ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران بود، از نویسندگانی به شمار میرفت که آثارش بارها با سانسور و ممنوعیت انتشار در ایران روبهرو شد. رمانهای "زنان بدون مردان"، "طوبا و معنای شب" و "سگ و زمستان بلند" از شناختهشدهترین آثار او هستند.
او پیش از انقلاب در سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران فعالیت میکرد، اما در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتالله دانشیان استعفا کرد و مدتی هم زندانی بود. پس از انقلاب نیز چندین بار بازداشت شد و سالها را بدون حکم رسمی در زندان گذراند؛ تجربهای که بعدها در کتاب "خاطرات زندان" بازتاب یافت.
رمان "زنان بدون مردان" که به زبانهای مختلف ترجمه شد، بعدها مبنای فیلمی به همین نام به کارگردانی شیرین نشاط قرار گرفت.
شهرنوش پارسیپور در طول کارنامه هنری و اجتماعی خود افتخارات متعددی کسب کرد که از برجستهترین آنها میتوان به دریافت جایزه معتبر بیتا در سال ۲۰۱۶ برای یک عمر دستاورد فرهنگی و هنری اشاره کرد. او همچنین به دلیل تلاشهایش در مسیر آزادی بیان و شجاعت در برابر سانسور، برنده جایزه حقوق بشری هلمن-همت (پایهگذاریشده توسط سازمان دیدهبان حقوق بشر) شد. علاوه بر این، پارسیپور از سوی هجدهمین همایش پژوهشهای زنان در آمریکا به عنوان «زن سال» برگزیده شد و رمان ماندگارش، «طوبا و معنای شب»، نامزدی جایزه جهانی ادبی لائور باتایون در فرانسه را برای او به ارمغان آورد. فیلم اقتباسی از شاهکار او «زنان بدون مردان» نیز به کارگردانی شیرین نشاط، موفق به کسب جایزه شیر نقرهای جشنواره فیلم ونیز در سال ۲۰۰۹ شد.
#شهرنوش_پارسی_پور #آزادی_بیان #سانسور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔30❤2
Forwarded from گفتوشنود
محکومیت حبس پنج نوکیش مسیحی که هویت چهار تن از آنها آیدا نجفلو، ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و لیدا آلکسانی گزارش شده، توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد. این افراد در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب تهران به مجموعا به ۵۵ سال حبس محکوم شده بودند.
بر اساس این گزارش، این احکام اخیرا توسط یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر و در تاریخ یک تیرماه به این افراد ابلاغ شده است.
در آذرماه ۱۴۰۴، دادگاه انقلاب تهران حکم این افراد را صادر کرده بود. در رای صادره ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و دیگر نوکیش مسیحی دخیل در این پرونده، هر کدام به ۱۰ سال حبس و لیدا آلکسانی به هشت سال زندان محکوم شده بود. آیدا نجفلو نیز با حکم دادگاه مذکور مجموعا به ۱۷ سال حبس محکوم شده بود که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از مجموع ۱۷ سال حبس، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آیدا نجف لو، ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. این نوکیشان مسیحی از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به دفاع از خود پرداخته بودند. دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۲۹ مهرماه در شعبه قضایی مذکور برگزار شده بود.
کیفرخواست این پرونده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۴، توسط دادسرای اوین صادر شده بود. در قرار نهایی دادسرا، تشکیل، راهاندازی و هدایت کلیسای خانگی، اداره جلسات خانگی مسیحیت تبشیری و انجام آیینهای دینی همچون “غسل تعمید آب و یا عشای ربانی” بهعنوان مصادیق اتهامات ذکر شدهاند.
مورخ ۲۳ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴، لیدا آلکسانی با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. خانم آلکسانی در تاریخ ۲۴ فروردینماه همان سال، توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.
آیدا نجف لو نیز در تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. وی مورخ ۲۴ فروردین ماه سال گذشته، از بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شده بود. بازداشت این نوکیش مسیحی، در تاریخ ۱۸ بهمن ماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.
آقایان ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان نیز که در همان تاریخ بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند، همچنان در این زندان نگهداری می شوند.
#نوکیش_مسیحی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس این گزارش، این احکام اخیرا توسط یکی از شعب دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر و در تاریخ یک تیرماه به این افراد ابلاغ شده است.
در آذرماه ۱۴۰۴، دادگاه انقلاب تهران حکم این افراد را صادر کرده بود. در رای صادره ناصر نورد گلتپه، ژوزف شهبازیان و دیگر نوکیش مسیحی دخیل در این پرونده، هر کدام به ۱۰ سال حبس و لیدا آلکسانی به هشت سال زندان محکوم شده بود. آیدا نجفلو نیز با حکم دادگاه مذکور مجموعا به ۱۷ سال حبس محکوم شده بود که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، از مجموع ۱۷ سال حبس، مجازات اشد یعنی ۱۰ سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.
اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آیدا نجف لو، ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۴۰۴، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. این نوکیشان مسیحی از بابت اتهامات تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به دفاع از خود پرداخته بودند. دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ ۲۹ مهرماه در شعبه قضایی مذکور برگزار شده بود.
کیفرخواست این پرونده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۴، توسط دادسرای اوین صادر شده بود. در قرار نهایی دادسرا، تشکیل، راهاندازی و هدایت کلیسای خانگی، اداره جلسات خانگی مسیحیت تبشیری و انجام آیینهای دینی همچون “غسل تعمید آب و یا عشای ربانی” بهعنوان مصادیق اتهامات ذکر شدهاند.
مورخ ۲۳ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴، لیدا آلکسانی با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. خانم آلکسانی در تاریخ ۲۴ فروردینماه همان سال، توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.
آیدا نجف لو نیز در تاریخ ۳۰ آذر ۱۴۰۴ با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد. وی مورخ ۲۴ فروردین ماه سال گذشته، از بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شده بود. بازداشت این نوکیش مسیحی، در تاریخ ۱۸ بهمن ماه سال ۱۴۰۳، توسط نیروهای امنیتی صورت گرفته بود.
آقایان ناصر نورد گلتپه و ژوزف شهبازیان نیز که در همان تاریخ بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بودند، همچنان در این زندان نگهداری می شوند.
#نوکیش_مسیحی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔15🕊3❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وحید رجبلو: دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است؛ معلولیت، مسئله عدالت و حق است
وحید رجبلو، کارآفرین ایرانی و فعال حوزه حقوق افراد دارای معلولیت که چند سالی است در ایالات متحده آمریکا زندگی میکند، همزمان با دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود، از مفهوم آزادی از منظر افراد دارای معلولیت سخن گفت.
رجبلو در این پیام تأکید کرد که برای او، این مناسبت تنها یک جشن تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره معنای واقعی آزادی است. او نوشت: «برای یک فرد دارای معلولیت، آزادی فقط یک مفهوم سیاسی یا تاریخی نیست؛ آزادی یعنی بتوانی وارد شوی، نه اینکه فقط از بیرون تماشا کنی. یعنی بتوانی درس بخوانی، کار کنی، سفر کنی، انتخاب کنی، دیده شوی و با کرامت زندگی کنی.»
او با اشاره به دستاوردهای آمریکا در حوزه حقوق افراد دارای معلولیت، یکی از مهمترین پیامهای این کشور به جهان را تغییر نگاه از ترحم به حقوق دانست و افزود: «معلولیت نباید موضوع ترحم باشد؛ باید موضوع حق، قانون، دسترسی و فرصت برابر باشد.»
این کارآفرین ایرانی همچنین بر اهمیت دسترسیپذیری تأکید کرد و گفت: «دسترسیپذیری لطف نیست، امتیاز ویژه نیست؛ دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است.»
رجبلو در ادامه، با بیان اینکه هیچ جامعهای کامل نیست، اظهار داشت آمریکا توانسته است بسیاری از آزادیها را از سطح شعار به قانون و از قانون به مطالبهای اجتماعی تبدیل کند. او همچنین تأکید کرد که تجربه آمریکا به جهان یادآوری کرده است که معلولیت صرفاً یک مسئله پزشکی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با عدالت، حقوق شهروندی و برابری فرصتهاست.
وی در پایان پیام خود نوشت: «برای من، آزادی یعنی دسترسی. آزادی یعنی کرامت. آزادی یعنی مشارکت. آزادی یعنی اینکه هیچ انسانی به خاطر معلولیت از جامعه حذف نشود.»
وحید رجبلو از شناختهشدهترین فعالان ایرانی حوزه حقوق افراد دارای معلولیت و بنیانگذار استارتاپ «توانیتو» است که طی سالهای اخیر فعالیت خود را در ایالات متحده ادامه داده و همچنان درباره حقوق برابر، دسترسیپذیری و مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت تولید محتوا و فعالیت میکند.
#روز_استقلال #استقلال_آمریکا #آزادی #حقوق_معلولان #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
وحید رجبلو: دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است؛ معلولیت، مسئله عدالت و حق است
وحید رجبلو، کارآفرین ایرانی و فعال حوزه حقوق افراد دارای معلولیت که چند سالی است در ایالات متحده آمریکا زندگی میکند، همزمان با دویستوپنجاهمین سالگرد استقلال آمریکا، با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرام خود، از مفهوم آزادی از منظر افراد دارای معلولیت سخن گفت.
رجبلو در این پیام تأکید کرد که برای او، این مناسبت تنها یک جشن تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای تأمل درباره معنای واقعی آزادی است. او نوشت: «برای یک فرد دارای معلولیت، آزادی فقط یک مفهوم سیاسی یا تاریخی نیست؛ آزادی یعنی بتوانی وارد شوی، نه اینکه فقط از بیرون تماشا کنی. یعنی بتوانی درس بخوانی، کار کنی، سفر کنی، انتخاب کنی، دیده شوی و با کرامت زندگی کنی.»
او با اشاره به دستاوردهای آمریکا در حوزه حقوق افراد دارای معلولیت، یکی از مهمترین پیامهای این کشور به جهان را تغییر نگاه از ترحم به حقوق دانست و افزود: «معلولیت نباید موضوع ترحم باشد؛ باید موضوع حق، قانون، دسترسی و فرصت برابر باشد.»
این کارآفرین ایرانی همچنین بر اهمیت دسترسیپذیری تأکید کرد و گفت: «دسترسیپذیری لطف نیست، امتیاز ویژه نیست؛ دسترسیپذیری، ترجمه عملی آزادی است.»
رجبلو در ادامه، با بیان اینکه هیچ جامعهای کامل نیست، اظهار داشت آمریکا توانسته است بسیاری از آزادیها را از سطح شعار به قانون و از قانون به مطالبهای اجتماعی تبدیل کند. او همچنین تأکید کرد که تجربه آمریکا به جهان یادآوری کرده است که معلولیت صرفاً یک مسئله پزشکی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با عدالت، حقوق شهروندی و برابری فرصتهاست.
وی در پایان پیام خود نوشت: «برای من، آزادی یعنی دسترسی. آزادی یعنی کرامت. آزادی یعنی مشارکت. آزادی یعنی اینکه هیچ انسانی به خاطر معلولیت از جامعه حذف نشود.»
وحید رجبلو از شناختهشدهترین فعالان ایرانی حوزه حقوق افراد دارای معلولیت و بنیانگذار استارتاپ «توانیتو» است که طی سالهای اخیر فعالیت خود را در ایالات متحده ادامه داده و همچنان درباره حقوق برابر، دسترسیپذیری و مشارکت اجتماعی افراد دارای معلولیت تولید محتوا و فعالیت میکند.
#روز_استقلال #استقلال_آمریکا #آزادی #حقوق_معلولان #حقوق_بشر
@Tavaana_TavaanaTech
❤19👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آزادی
کلام و اجرا: گروه رستاک - توماج
این اثر در تداوم راه جاویدنامان و خانوادههای مقاومی که با رقص مقاومت در چهلم عزیزانشان بزرگترین ایستادگی را در برابر جانیان انجام دادند، اجرا شده است
در شرح این اثر آمده است:
«چهل روز از جنايت گذشته بود، به سختی نفس میكشيديم، اما سكوت نمیكرديم؛ مبادا که جانيان، سنگينی سينههایمان را حس كنند، ناگهان بالاتر از واژهی مقاومت را در مراسم جاويدنامها ديديم. خانوادههايی كه در تلخترين مراسم ايران و دردناکترین لحظههایشان، رقصِ مقاومت كردند، و اين بزرگترين ايستادگیِ ممكن در برابر جانيان بود. اين اثر ادامهی راه پيشواهای ماست، به سوی آزادی.»
در این اثر بر روی ارزشهای آزادی و اصولی که در فردای آزادی از رژیم ملایان انتظار میرود در ایران برقرار شود، تاکید شده است.
#ایران #آزادی #رستاک #توماج_صالحی #هنر_اعتراض
@Tavaana_TavaanaTech
آزادی
کلام و اجرا: گروه رستاک - توماج
این اثر در تداوم راه جاویدنامان و خانوادههای مقاومی که با رقص مقاومت در چهلم عزیزانشان بزرگترین ایستادگی را در برابر جانیان انجام دادند، اجرا شده است
در شرح این اثر آمده است:
«چهل روز از جنايت گذشته بود، به سختی نفس میكشيديم، اما سكوت نمیكرديم؛ مبادا که جانيان، سنگينی سينههایمان را حس كنند، ناگهان بالاتر از واژهی مقاومت را در مراسم جاويدنامها ديديم. خانوادههايی كه در تلخترين مراسم ايران و دردناکترین لحظههایشان، رقصِ مقاومت كردند، و اين بزرگترين ايستادگیِ ممكن در برابر جانيان بود. اين اثر ادامهی راه پيشواهای ماست، به سوی آزادی.»
در این اثر بر روی ارزشهای آزادی و اصولی که در فردای آزادی از رژیم ملایان انتظار میرود در ایران برقرار شود، تاکید شده است.
#ایران #آزادی #رستاک #توماج_صالحی #هنر_اعتراض
@Tavaana_TavaanaTech
🕊25❤9💔4
Forwarded from گفتوشنود
تخلیه اجباری کلیسای تاریخی پطرس تهران؛ فصلی تازه از فشار بر مسیحیان ایران
بر اساس گزارشهای سازمان ماده ۱۸، روند تخلیه اجباری مجموعه تاریخی کلیسای انجیلی پطرس مقدس تهران تقریباً به پایان رسیده است.
خانوادههایی که سالها در این مجموعه زندگی کردهاند، خانههای خود را ترک کردهاند و به دیگر ساکنان نیز دستور داده شده تا محل را تخلیه کنند. بسیاری از این خانوادهها سالمند و کمدرآمد هستند و دههها در این مجموعه زندگی کردهاند.
این تنها تخلیه چند خانه نیست؛ بلکه ادامه روندی است که از سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ با مصادره تدریجی اموال کلیسا آغاز شد. امروز نگرانیها درباره تخریب یا تغییر کاربری یکی از قدیمیترین کلیساهای پروتستان ایران بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.
کلیسای پطرس که در سال ۱۸۷۲ بنا شده، بخشی از میراث تاریخی و مذهبی ایران است. اما اکنون آینده این مجموعه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که فشارها بر جامعه مسیحی ایران در هفتههای اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است؛ از تخریب کلیسای تاریخی انجیلی مشهد، تا تأیید احکام سنگین زندان برای پنج شهروند مسیحی، و نگرانیهای بینالمللی درباره وضعیت غزال مرزبان، نوکیش مسیحی زندانی در اوین که در اعتصاب غذا به سر میبرد.
مصادره اموال، محدودیت آزادی عبادت و فشارهای امنیتی علیه مسیحیان ایران، بهویژه نوکیشان مسیحی، دهههاست ادامه دارد و همچنان نگرانی نهادهای حقوق بشری جهان را برانگیخته است.
#مسیحیان_ایران #کلیسای_پطرس #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس گزارشهای سازمان ماده ۱۸، روند تخلیه اجباری مجموعه تاریخی کلیسای انجیلی پطرس مقدس تهران تقریباً به پایان رسیده است.
خانوادههایی که سالها در این مجموعه زندگی کردهاند، خانههای خود را ترک کردهاند و به دیگر ساکنان نیز دستور داده شده تا محل را تخلیه کنند. بسیاری از این خانوادهها سالمند و کمدرآمد هستند و دههها در این مجموعه زندگی کردهاند.
این تنها تخلیه چند خانه نیست؛ بلکه ادامه روندی است که از سالهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ با مصادره تدریجی اموال کلیسا آغاز شد. امروز نگرانیها درباره تخریب یا تغییر کاربری یکی از قدیمیترین کلیساهای پروتستان ایران بیش از هر زمان دیگری افزایش یافته است.
کلیسای پطرس که در سال ۱۸۷۲ بنا شده، بخشی از میراث تاریخی و مذهبی ایران است. اما اکنون آینده این مجموعه همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که فشارها بر جامعه مسیحی ایران در هفتههای اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است؛ از تخریب کلیسای تاریخی انجیلی مشهد، تا تأیید احکام سنگین زندان برای پنج شهروند مسیحی، و نگرانیهای بینالمللی درباره وضعیت غزال مرزبان، نوکیش مسیحی زندانی در اوین که در اعتصاب غذا به سر میبرد.
مصادره اموال، محدودیت آزادی عبادت و فشارهای امنیتی علیه مسیحیان ایران، بهویژه نوکیشان مسیحی، دهههاست ادامه دارد و همچنان نگرانی نهادهای حقوق بشری جهان را برانگیخته است.
#مسیحیان_ایران #کلیسای_پطرس #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔25❤3🕊2
جمعی از مردان زندانی سیاسی و عقیدتی محبوس در اندرزگاه هفت زندان اوین با انتشار بیانیهای، ضمن اعلام حمایت از زنان زندانی این زندان، مقاومت آنان در دفاع از همبندیهای محکوم به اعدامشان را ستودند و برخورد مأموران با زنان زندانی را بهشدت محکوم کردند. امضاکنندگان این بیانیه همچنین خواستار ورود نهادهای حقوق بشری برای بررسی این رویداد و پیگیری مسئولیت مقامهای مرتبط شدند.
متن این بیانیه به شرح زیر است:
درود بر شرف شیرزنان دژ اوین!
بیشک، حماسهآفرینی شما بانوان عزیز در روز یکشنبه، ۲۱ تیر ۱۴۰۵، تلنگری است برای بخش منفعل و مسخشدهی جامعه ایران تا شاید کمی به خود آیند و هرچه زودتر از این ماتریکسِ رعب و وحشتِ سپاه تروریستی خارج شوند و منتظر پایان جنگ فعلی نمانند.
مقاومت و اتحاد شما در برابر انتقال همبندیهای محکوم به اعدامتان، در نوع خود، قابل ستایش است و این ایستادگی اقدامی فراجناحی بود. اما عمق فاجعه، حملهی داعشگونه و ناجوانمردانه مشتی گماشته بیشرف و بیوطن به عزیزان و نورچشمهای ملت است.
ما، جمعی از زندانیان عقیدتی ـ سیاسیِ محبوس در اندرزگاه هفت اوین، ضمن محکوم کردن این هتک حرمت و تجاوز بیسابقه به خطوط قرمز ملت، خواستار ورود تمامی نهادهای حقوق بشری برای تنظیم دادخواست و همچنین صدور کیفرخواست علیه آقایان غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوهٔ قضائیه؛ ذبیحالله جمشیدی، رئیس سازمان زندانها؛ محمد حاجیمزدرانی، رئیس زندان اوین؛ و حسین یوسفی، معاون سلامت زندان اوین، هستیم.
ما و تمام ملت ایران، صلیبی را که شما تنها و دستخالی در برابر مشتی مذکرِ بیوجود بر دوش کشیدید، در خط مقدم مقاومت به چشم دیدیم و درک کردیم. جانانه از دژتان دفاع کردید و از آن مراقبت نمودید.
دورادور سر تعظیم فرود میآوریم و دستانتان را نیز میبوسیم.
زندانیان سیاسی اوین – اندرزگاه هفت
#یا_مرگ_یا_آزادی
#آزادی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
متن این بیانیه به شرح زیر است:
درود بر شرف شیرزنان دژ اوین!
بیشک، حماسهآفرینی شما بانوان عزیز در روز یکشنبه، ۲۱ تیر ۱۴۰۵، تلنگری است برای بخش منفعل و مسخشدهی جامعه ایران تا شاید کمی به خود آیند و هرچه زودتر از این ماتریکسِ رعب و وحشتِ سپاه تروریستی خارج شوند و منتظر پایان جنگ فعلی نمانند.
مقاومت و اتحاد شما در برابر انتقال همبندیهای محکوم به اعدامتان، در نوع خود، قابل ستایش است و این ایستادگی اقدامی فراجناحی بود. اما عمق فاجعه، حملهی داعشگونه و ناجوانمردانه مشتی گماشته بیشرف و بیوطن به عزیزان و نورچشمهای ملت است.
ما، جمعی از زندانیان عقیدتی ـ سیاسیِ محبوس در اندرزگاه هفت اوین، ضمن محکوم کردن این هتک حرمت و تجاوز بیسابقه به خطوط قرمز ملت، خواستار ورود تمامی نهادهای حقوق بشری برای تنظیم دادخواست و همچنین صدور کیفرخواست علیه آقایان غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوهٔ قضائیه؛ ذبیحالله جمشیدی، رئیس سازمان زندانها؛ محمد حاجیمزدرانی، رئیس زندان اوین؛ و حسین یوسفی، معاون سلامت زندان اوین، هستیم.
ما و تمام ملت ایران، صلیبی را که شما تنها و دستخالی در برابر مشتی مذکرِ بیوجود بر دوش کشیدید، در خط مقدم مقاومت به چشم دیدیم و درک کردیم. جانانه از دژتان دفاع کردید و از آن مراقبت نمودید.
دورادور سر تعظیم فرود میآوریم و دستانتان را نیز میبوسیم.
زندانیان سیاسی اوین – اندرزگاه هفت
#یا_مرگ_یا_آزادی
#آزادی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤30🕊6💔4
Forwarded from گفتوشنود
جان استوارت میل
صدای خرد در دفاع از آزادی بیان و برابری
جان استوارت میل (۱۸۰۶–۱۸۷۳)، فیلسوف و اقتصاددان انگلیسی، از مدافعان بزرگ آزادی فردی در سده نوزدهم است. او با تکمیل فلسفه سودگرایی، بر این باور بود که بهزیستی جامعه مستقیما به میزان آزادی و شکوفایی تکتک افراد بستگی دارد. میل تلاش کرد میان منافع جمعی و حقوق بنیادین فردی، توازنی پایدار برقرار کند.
او در رساله مشهورش «درباره آزادی»، بر اصل «ضرر» تاکید کرد. طبق این اصل، آزادی فردی تنها زمانی محدود میشود که رفتارهای او به دیگران آسیب برساند. از نظر میل، این اصل سنگبنای جامعهای است که در آن تنوع اندیشه و سبکهای زندگی، موتور محرک پیشرفت اخلاقی و مدنی است.
میل معتقد بود که «آزادی بیان» برای کشف حقیقت حیاتی است. او استدلال میکرد که حتی اگر اندیشهای به ظاهر نادرست باشد، شنیدن آن برای به چالش کشیدن باورهای رایج ضروری است؛ زیرا بحث و گفتگو تنها راه برای جلوگیری از تبدیل شدن حقایق به تعصبات خشک و بیروح است.
در حوزه حقوق اجتماعی، میل از پیشگامان برابری جنسیتی بود. او با نقد ساختارهای نابرابر زمانه، استدلال کرد که محروم کردن نیمی از جامعه از مشارکت برابر در حیات سیاسی و فکری، تضعیفکننده ظرفیتهای کل بشریت است و باید برای شکوفایی کامل استعدادهای انسانی برطرف شود.
او همچنین بر اهمیت «پرورش فردیت» تاکید داشت. میل باور داشت که جامعه نباید به سمت یکدستی و همنوایی اجباری حرکت کند؛ بلکه باید فضایی فراهم آورد که در آن هر فرد بتواند شخصیت، علایق و ظرفیتهای منحصربهفرد خود را آزادانه رشد داده و به شکوفایی برساند.
اندیشه میل دعوتی است به مسئولیتپذیری در کنار آزادی. او به ما میآموزد که فرد آزاد، فردی است که با تکیه بر خرد و تجربه، نه تنها در پی رفاه شخصی، بلکه در جستجوی ارتقای سطح انسانیت در جامعه است. این رویکرد، او را به فیلسوفی راهگشا برای دموکراسیهای مدرن تبدیل کرده است.
#جان_استوارت_میل #انسانگرایی #آزادی_بیان #برابری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صدای خرد در دفاع از آزادی بیان و برابری
جان استوارت میل (۱۸۰۶–۱۸۷۳)، فیلسوف و اقتصاددان انگلیسی، از مدافعان بزرگ آزادی فردی در سده نوزدهم است. او با تکمیل فلسفه سودگرایی، بر این باور بود که بهزیستی جامعه مستقیما به میزان آزادی و شکوفایی تکتک افراد بستگی دارد. میل تلاش کرد میان منافع جمعی و حقوق بنیادین فردی، توازنی پایدار برقرار کند.
او در رساله مشهورش «درباره آزادی»، بر اصل «ضرر» تاکید کرد. طبق این اصل، آزادی فردی تنها زمانی محدود میشود که رفتارهای او به دیگران آسیب برساند. از نظر میل، این اصل سنگبنای جامعهای است که در آن تنوع اندیشه و سبکهای زندگی، موتور محرک پیشرفت اخلاقی و مدنی است.
میل معتقد بود که «آزادی بیان» برای کشف حقیقت حیاتی است. او استدلال میکرد که حتی اگر اندیشهای به ظاهر نادرست باشد، شنیدن آن برای به چالش کشیدن باورهای رایج ضروری است؛ زیرا بحث و گفتگو تنها راه برای جلوگیری از تبدیل شدن حقایق به تعصبات خشک و بیروح است.
در حوزه حقوق اجتماعی، میل از پیشگامان برابری جنسیتی بود. او با نقد ساختارهای نابرابر زمانه، استدلال کرد که محروم کردن نیمی از جامعه از مشارکت برابر در حیات سیاسی و فکری، تضعیفکننده ظرفیتهای کل بشریت است و باید برای شکوفایی کامل استعدادهای انسانی برطرف شود.
او همچنین بر اهمیت «پرورش فردیت» تاکید داشت. میل باور داشت که جامعه نباید به سمت یکدستی و همنوایی اجباری حرکت کند؛ بلکه باید فضایی فراهم آورد که در آن هر فرد بتواند شخصیت، علایق و ظرفیتهای منحصربهفرد خود را آزادانه رشد داده و به شکوفایی برساند.
اندیشه میل دعوتی است به مسئولیتپذیری در کنار آزادی. او به ما میآموزد که فرد آزاد، فردی است که با تکیه بر خرد و تجربه، نه تنها در پی رفاه شخصی، بلکه در جستجوی ارتقای سطح انسانیت در جامعه است. این رویکرد، او را به فیلسوفی راهگشا برای دموکراسیهای مدرن تبدیل کرده است.
#جان_استوارت_میل #انسانگرایی #آزادی_بیان #برابری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11👌3
Forwarded from گفتوشنود
گزارشگران ویژه سازمان ملل مصادره کلیسای انجیلی تهران و اخراج ساکنان آن را محکوم کردند
گزارشگران ویژه سازمان ملل در امور آزادی دین و باور و وضعیت حقوق بشر در ایران، مصادره مجموعه کلیسای انجیلی حضرت پطرس مقدس در تهران و اخراج ساکنان آن را محکوم کردند.
نازیلا قانع، گزارشگر ویژه آزادی دین و باور و مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران، در بیانیهای مشترک اعلام کردند که «اخراج اجباری» ۲۰ خانواده ارمنی و آشوری «با حقوق بینالملل بشر ناسازگار است و خطر بیخانمان شدن اعضای اقلیتهای دینی و قومی بهرسمیتشناختهشده را به همراه دارد.»
آنها افزودند: «این رویداد یک حادثه منفرد نیست، بلکه نقطه اوج روندی طولانی از اقدامات علیه جامعه مسیحیان ایران و بهویژه عبادت مسیحیان فارسیزبان است.» گزارشگران در این زمینه به تخریب یک کلیسای پرسبیتری [انجیلی] در مشهد در ماه گذشته و تعطیلی یک کلیسا در تبریز در سال ۲۰۱۹ اشاره کردند.
در این بیانیه آمده است: « این مکان صرفاً یک ملک نبود؛ بلکه خانه، مدرسه و محل عبادت آنان به شمار میرفت. این مجموعه شامل ساختمان کلیسا، دو مدرسه، خانههای مسکونی و دفاتر اداری، از جمله دفتر انجمن کتاب مقدس و شورای کلیساهای انجیلی ایران، مالک این زمین، بود.»
گزارشگران ویژه سازمان ملل همچنین تأکید کردند: «زمانی حدود ۵۰ کلیسای پروتستان در ایران وجود داشت که بیشتر آنها مراسم عبادی را به زبان فارسی برگزار میکردند. امروز عملاً هیچیک از این کلیساها باقی نمانده است، زیرا یا تعطیل شدهاند یا مجبور شدهاند برگزاری مراسم به زبان فارسی را متوقف کنند.»/ماده۱۸
#مسیحیان_ایران #رواداری #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
گزارشگران ویژه سازمان ملل در امور آزادی دین و باور و وضعیت حقوق بشر در ایران، مصادره مجموعه کلیسای انجیلی حضرت پطرس مقدس در تهران و اخراج ساکنان آن را محکوم کردند.
نازیلا قانع، گزارشگر ویژه آزادی دین و باور و مای ساتو، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران، در بیانیهای مشترک اعلام کردند که «اخراج اجباری» ۲۰ خانواده ارمنی و آشوری «با حقوق بینالملل بشر ناسازگار است و خطر بیخانمان شدن اعضای اقلیتهای دینی و قومی بهرسمیتشناختهشده را به همراه دارد.»
آنها افزودند: «این رویداد یک حادثه منفرد نیست، بلکه نقطه اوج روندی طولانی از اقدامات علیه جامعه مسیحیان ایران و بهویژه عبادت مسیحیان فارسیزبان است.» گزارشگران در این زمینه به تخریب یک کلیسای پرسبیتری [انجیلی] در مشهد در ماه گذشته و تعطیلی یک کلیسا در تبریز در سال ۲۰۱۹ اشاره کردند.
در این بیانیه آمده است: « این مکان صرفاً یک ملک نبود؛ بلکه خانه، مدرسه و محل عبادت آنان به شمار میرفت. این مجموعه شامل ساختمان کلیسا، دو مدرسه، خانههای مسکونی و دفاتر اداری، از جمله دفتر انجمن کتاب مقدس و شورای کلیساهای انجیلی ایران، مالک این زمین، بود.»
گزارشگران ویژه سازمان ملل همچنین تأکید کردند: «زمانی حدود ۵۰ کلیسای پروتستان در ایران وجود داشت که بیشتر آنها مراسم عبادی را به زبان فارسی برگزار میکردند. امروز عملاً هیچیک از این کلیساها باقی نمانده است، زیرا یا تعطیل شدهاند یا مجبور شدهاند برگزاری مراسم به زبان فارسی را متوقف کنند.»/ماده۱۸
#مسیحیان_ایران #رواداری #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊12💔6❤4
Forwarded from گفتوشنود
ترس از تفاوت
دیواری که باید فرو ریخت
در روانشناسی جوامع، «ترس از تفاوت»، مکانیزم دفاعی بدوی ذهن در برابر امر ناشناخته است. وقتی با «دیگری» روبهرو میشویم، پیش از آنکه با اندیشه او مواجه شویم، با «ترس از تغییر جهانبینی» خودمان روبرو میشویم. این هراس، دیواری است که «رواداری» را نه به عنوان یک انتخاب اخلاقی، بلکه به عنوان یک تهدید وجودی ترسیم میکند.
ریشه این هراس، در پیوند میان «هویت» و «باور» نهفته است. بسیاری از انسانها هویت خود را نه در پویایی فردی، بلکه در انجماد اعتقادات گروهی جستجو میکنند. در این ساختار، «تفاوت دیگران» به معنای «خطای ما» یا «تهدید بنیادهای ما» تفسیر میشود. بنابراین، نفی دیگری، برای فرد متعصب، راهی برای تثبیت درستی مسیر خود به نظر میرسد. اما حقیقت این است که هویتهای پویا و با اعتمادبهنفس، از تفاوت نه تنها نمیهراسند، بلکه آن را صیقلدهنده اندیشه خود میدانند.
کارکرد اخلاقی رواداری، نادیده گرفتن تفاوتها نیست، بلکه «به رسمیت شناختن» آنها در عین وجود تمایز است. جامعهای که در آن تفاوت به جای تهدید، به عنوان «دادههای جدید برای غنای فکری» نگریسته شود، جامعهای است که از «بقا» به «توسعه» کوچ کرده است. آگاهیبخشی در اینجا نه به معنای تغییر عقیده دیگری، بلکه به معنای درک این واقعیت است که «حق متفاوت بودن»، پیششرط «حق حیات فکری» برای همه است.
برای عبور از این سد، باید میان «ترس غریزی» و «عقلانیت اکتسابی» تمایز قائل شد. ترس از تفاوت، میراث دوران قبیلهای است؛ دورانی که همشکل بودن ضامن امنیت بود. اما در جهان پیچیده امروز، امنیت نه در همشکلی، بلکه در «شبکه ارتباطی» است که از پیوند دیدگاههای متکثر ساخته میشود. یادگیری رواداری، تمرینی دشوار برای غلبه بر خودمحوری است؛ تمرینی که در آن میآموزیم که حق نداریم جهان را تنها از دریچه تنگ تجربههای شخصی خود داوری کنیم.
رواداری، گذار از «ترس از تهدید» به «کنجکاوی نسبت به امکان» است. تنها با فرو ریختن دیوارهای ذهنی برآمده از تعصب است که میتوانیم بفهمیم، تفاوت دیگری، آینهای است که نادیدنیهای خودمان را به ما نشان میدهد. ترس، زنجیر تکرار است و رواداری، کلید رهایی به سوی تکامل جمعی.
به نظر شما، آیا میتوان نظامهای آموزشی را به گونهای بازطراحی کرد که به جای تزریق «یقینهای مطلق»، «مهارت تحمل ابهام» و پرسشگری را در نسلهای آینده نهادینه کنند؟
#رواداری #آزادی_عقیده #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دیواری که باید فرو ریخت
در روانشناسی جوامع، «ترس از تفاوت»، مکانیزم دفاعی بدوی ذهن در برابر امر ناشناخته است. وقتی با «دیگری» روبهرو میشویم، پیش از آنکه با اندیشه او مواجه شویم، با «ترس از تغییر جهانبینی» خودمان روبرو میشویم. این هراس، دیواری است که «رواداری» را نه به عنوان یک انتخاب اخلاقی، بلکه به عنوان یک تهدید وجودی ترسیم میکند.
ریشه این هراس، در پیوند میان «هویت» و «باور» نهفته است. بسیاری از انسانها هویت خود را نه در پویایی فردی، بلکه در انجماد اعتقادات گروهی جستجو میکنند. در این ساختار، «تفاوت دیگران» به معنای «خطای ما» یا «تهدید بنیادهای ما» تفسیر میشود. بنابراین، نفی دیگری، برای فرد متعصب، راهی برای تثبیت درستی مسیر خود به نظر میرسد. اما حقیقت این است که هویتهای پویا و با اعتمادبهنفس، از تفاوت نه تنها نمیهراسند، بلکه آن را صیقلدهنده اندیشه خود میدانند.
کارکرد اخلاقی رواداری، نادیده گرفتن تفاوتها نیست، بلکه «به رسمیت شناختن» آنها در عین وجود تمایز است. جامعهای که در آن تفاوت به جای تهدید، به عنوان «دادههای جدید برای غنای فکری» نگریسته شود، جامعهای است که از «بقا» به «توسعه» کوچ کرده است. آگاهیبخشی در اینجا نه به معنای تغییر عقیده دیگری، بلکه به معنای درک این واقعیت است که «حق متفاوت بودن»، پیششرط «حق حیات فکری» برای همه است.
برای عبور از این سد، باید میان «ترس غریزی» و «عقلانیت اکتسابی» تمایز قائل شد. ترس از تفاوت، میراث دوران قبیلهای است؛ دورانی که همشکل بودن ضامن امنیت بود. اما در جهان پیچیده امروز، امنیت نه در همشکلی، بلکه در «شبکه ارتباطی» است که از پیوند دیدگاههای متکثر ساخته میشود. یادگیری رواداری، تمرینی دشوار برای غلبه بر خودمحوری است؛ تمرینی که در آن میآموزیم که حق نداریم جهان را تنها از دریچه تنگ تجربههای شخصی خود داوری کنیم.
رواداری، گذار از «ترس از تهدید» به «کنجکاوی نسبت به امکان» است. تنها با فرو ریختن دیوارهای ذهنی برآمده از تعصب است که میتوانیم بفهمیم، تفاوت دیگری، آینهای است که نادیدنیهای خودمان را به ما نشان میدهد. ترس، زنجیر تکرار است و رواداری، کلید رهایی به سوی تکامل جمعی.
به نظر شما، آیا میتوان نظامهای آموزشی را به گونهای بازطراحی کرد که به جای تزریق «یقینهای مطلق»، «مهارت تحمل ابهام» و پرسشگری را در نسلهای آینده نهادینه کنند؟
#رواداری #آزادی_عقیده #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10❤3👌2
Forwarded from گفتوشنود
آزادی بیان؛ چراغی برای گذار از تاریکی تعصب
آیا توهین به مقدسات غیراخلاقی است؟
ورق بزنید
توهین به مقدسات، بیش از آنکه یک مسئله فقهی یا کلامی باشد، یک چالش بنیادین در سپهر عمومی جوامع متکثر است. در پاسخ به پرسش از «غیراخلاقی بودن» این کنش، باید پرسید: کدام اخلاق؟ اخلاقی که بر پایه صیانت از احساسات پیروان بنا شده یا اخلاقی که بر محوریت کرامت انسانی و حق پرسشگری استوار است؟
مرز باریک میان «آزادی بیان» و «توهین»، جایی است که کنشگر از نقد ایدهها به تحقیر اشخاص عبور میکند. با این حال، نباید فراموش کرد که آزادی بیان، حق «شنیدن حرفهای خوشایند» نیست؛ بلکه حق بیانِ چیزی است که دیگران ممکن است آن را «توهینآمیز» یا «کفرآمیز» تلقی کنند. اگر قرار باشد ترس از «توهین به مقدسات» مانع نقد شود، عملا پرسشگری متوقف و استبداد فکری حاکم خواهد شد.
در تقابل میان «تقدس» و «حقوق بنیادین بشر»، کرامت انسانی تقدم ذاتی دارد. ایمان یک انتخاب فردی و محترم است، اما «مقدسات» برساختههایی انسانیاند که در طول تاریخ تغییر کردهاند. هیچ مفهومی نباید فراتر از نقد و پرسشگری قرار گیرد، چرا که تقدسبخشی مطلق، سرآغاز خشونت است.
آزادی انسان برای اندیشیدن، نقد کردن و حتی به سخره گرفتن باورها، پیششرط پویایی یک جامعه آزاد است. اخلاق واقعی، نه در سکوت اجباری، بلکه در تحمل شنیدنِ عقایدی است که با هستیشناسی ما در تضادند.
گفتوگوی میان ناباورمندان و مؤمنان نیز تنها زمانی ممکن است که «تقدس باور» جای خود را به «تقدس گفتوگو» بدهد. ناباورمندان میتوانند با نقد استدلالی و دوری از لفاظیهای تحقیرآمیز، از «حقِ بیان» دفاع کنند، بدون آنکه قصد تخریب هویت مؤمنان را داشته باشند. گفتوگو در بستر احترام به «انسان» به جای احترام به «باور»، تنها راه برونرفت از دوقطبیهای خشونتبار است.
آزادی بیان، بهای سنگینی دارد، اما بهایِ سکوت، یعنی انجماد اندیشه و استبداد مقدسمآبان، بسیار گزافتر است. جامعهای که جرئت مواجهه با نگاههای متفاوت را ندارد، هرگز به بلوغ نمیرسد.
به نظر شما، آیا میتوان فضایی را متصور بود که در آن هم نقد رادیکال مقدسات ممکن باشد و هم تنشهای اجتماعی ناشی از آن به حداقل برسد؟
#توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #تعصب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا توهین به مقدسات غیراخلاقی است؟
ورق بزنید
توهین به مقدسات، بیش از آنکه یک مسئله فقهی یا کلامی باشد، یک چالش بنیادین در سپهر عمومی جوامع متکثر است. در پاسخ به پرسش از «غیراخلاقی بودن» این کنش، باید پرسید: کدام اخلاق؟ اخلاقی که بر پایه صیانت از احساسات پیروان بنا شده یا اخلاقی که بر محوریت کرامت انسانی و حق پرسشگری استوار است؟
مرز باریک میان «آزادی بیان» و «توهین»، جایی است که کنشگر از نقد ایدهها به تحقیر اشخاص عبور میکند. با این حال، نباید فراموش کرد که آزادی بیان، حق «شنیدن حرفهای خوشایند» نیست؛ بلکه حق بیانِ چیزی است که دیگران ممکن است آن را «توهینآمیز» یا «کفرآمیز» تلقی کنند. اگر قرار باشد ترس از «توهین به مقدسات» مانع نقد شود، عملا پرسشگری متوقف و استبداد فکری حاکم خواهد شد.
در تقابل میان «تقدس» و «حقوق بنیادین بشر»، کرامت انسانی تقدم ذاتی دارد. ایمان یک انتخاب فردی و محترم است، اما «مقدسات» برساختههایی انسانیاند که در طول تاریخ تغییر کردهاند. هیچ مفهومی نباید فراتر از نقد و پرسشگری قرار گیرد، چرا که تقدسبخشی مطلق، سرآغاز خشونت است.
آزادی انسان برای اندیشیدن، نقد کردن و حتی به سخره گرفتن باورها، پیششرط پویایی یک جامعه آزاد است. اخلاق واقعی، نه در سکوت اجباری، بلکه در تحمل شنیدنِ عقایدی است که با هستیشناسی ما در تضادند.
گفتوگوی میان ناباورمندان و مؤمنان نیز تنها زمانی ممکن است که «تقدس باور» جای خود را به «تقدس گفتوگو» بدهد. ناباورمندان میتوانند با نقد استدلالی و دوری از لفاظیهای تحقیرآمیز، از «حقِ بیان» دفاع کنند، بدون آنکه قصد تخریب هویت مؤمنان را داشته باشند. گفتوگو در بستر احترام به «انسان» به جای احترام به «باور»، تنها راه برونرفت از دوقطبیهای خشونتبار است.
آزادی بیان، بهای سنگینی دارد، اما بهایِ سکوت، یعنی انجماد اندیشه و استبداد مقدسمآبان، بسیار گزافتر است. جامعهای که جرئت مواجهه با نگاههای متفاوت را ندارد، هرگز به بلوغ نمیرسد.
به نظر شما، آیا میتوان فضایی را متصور بود که در آن هم نقد رادیکال مقدسات ممکن باشد و هم تنشهای اجتماعی ناشی از آن به حداقل برسد؟
#توهین_به_مقدسات #آزادی_بیان #تعصب #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊7❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
ژان-پل شارل ایمار سارْتْرْ، زاده ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ و درگذشته ۱۵ آوریل ۱۹۸۰، فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رمان نویس، نمایشنامه نویس و منتقد فرانسوی بود.
سارتر به آزادی بنیادی انسان معتقد بود و باور داشت که «انسان محکوم به آزادی است.»در سال ۱۹۶۴ جایزه ادبی نوبل به سارتر تعلق گرفت، ولی او از پذیرفتن این جایزه خودداری کرد.
او از سال ۱۹۷۳ به بعد تقریبا تمامی قدرت بینایی خود را از دست داده بود و دیگر قادر به نوشتن نبود، با این همه سعی می کرد با انجام مصاحبه ها، دیدارها و حضور در مراسم ها، کماکان چهره ای فعال و اجتماعی از خود نشان دهد.
ژان-پل سارتر در روز ۱۵ آوریل ۱۹۸۰ در سن ۷۵ سالگی در بیمارستان بروسه پاریس از دنیا رفت.
خاکستر او در گورستان مون پارناس در حوالی محل زندگی دوران پیری اش در محله ای در پاریس به خاک سپرده شده است.
#اگزیستانسیالیست #اصالت_بشر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سارتر به آزادی بنیادی انسان معتقد بود و باور داشت که «انسان محکوم به آزادی است.»در سال ۱۹۶۴ جایزه ادبی نوبل به سارتر تعلق گرفت، ولی او از پذیرفتن این جایزه خودداری کرد.
او از سال ۱۹۷۳ به بعد تقریبا تمامی قدرت بینایی خود را از دست داده بود و دیگر قادر به نوشتن نبود، با این همه سعی می کرد با انجام مصاحبه ها، دیدارها و حضور در مراسم ها، کماکان چهره ای فعال و اجتماعی از خود نشان دهد.
ژان-پل سارتر در روز ۱۵ آوریل ۱۹۸۰ در سن ۷۵ سالگی در بیمارستان بروسه پاریس از دنیا رفت.
خاکستر او در گورستان مون پارناس در حوالی محل زندگی دوران پیری اش در محله ای در پاریس به خاک سپرده شده است.
#اگزیستانسیالیست #اصالت_بشر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍9❤4👌1
Forwarded from گفتوشنود
محکومیت سنگین شیده توکلی، شهروند بهایی، به ۱۱ سال حبس، مصادره املاک و جزای نقدی
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، شیده توکلی، شهروند بهایی ساکن تهران را به ۱۱ سال حبس، محرومیت دائم از خدمات دولتی و عمومی، مصادره املاک و پرداخت جزای نقدی محکوم کرد.
▪️جزئیات حکم و اتهامات
بر اساس رأی صادره که در ۳۰ اردیبهشتماه صادر و در خردادماه به او و وکیلش ابلاغ شده است، خانم توکلی از بابت اتهامات «عضویت در گروههای ضد نظام و فعالیت تبلیغی مغایر با شرع» به ۱۰ سال حبس، محرومیت دائم از اشتغال دولتی و پرداخت ۳۳۰ میلیون تومان جزای نقدی، و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شد. دادگاه همچنین حکم مصادره دو ملک او در تهران به ارزش ۱۸ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان و ضبط وسایل الکترونیکی، کتابها و زیورآلات مذهبی وی را صادر کرده است. شیده توکلی پیشتر در ۶ خرداد ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود بازداشت و پس از بازجویی با وثیقه آزاد شده بود.
▪️تداوم سرکوب سیستماتیک و نقض آزادی عقیده
صدور احکام سنگین حبس، مصادره اموال و محرومیتهای اجتماعی علیه شهروندانی چون شیده توکلی، بخشی از کارزار سازمانیافته و سیستماتیک جمهوری اسلامی برای سرکوب و محدودسازی حقوق بنیادین اقلیتهای مذهبی در ایران است. نهادهای امنیتی و قضایی با انتساب اتهامات واهی امنیتی و عقیدتی، تلاش میکنند تا با اعمال فشارهای مالی و حبسهای طولانیمدت، هزینههای زندگی را برای جامعه بهایی به بالاترین سطح ممکن برسانند؛ روندی که در تقابل آشکار با موازین حقوق بشر و حق آزادی عقیده قرار دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#شیده_توکلی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی، شیده توکلی، شهروند بهایی ساکن تهران را به ۱۱ سال حبس، محرومیت دائم از خدمات دولتی و عمومی، مصادره املاک و پرداخت جزای نقدی محکوم کرد.
▪️جزئیات حکم و اتهامات
بر اساس رأی صادره که در ۳۰ اردیبهشتماه صادر و در خردادماه به او و وکیلش ابلاغ شده است، خانم توکلی از بابت اتهامات «عضویت در گروههای ضد نظام و فعالیت تبلیغی مغایر با شرع» به ۱۰ سال حبس، محرومیت دائم از اشتغال دولتی و پرداخت ۳۳۰ میلیون تومان جزای نقدی، و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شد. دادگاه همچنین حکم مصادره دو ملک او در تهران به ارزش ۱۸ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان و ضبط وسایل الکترونیکی، کتابها و زیورآلات مذهبی وی را صادر کرده است. شیده توکلی پیشتر در ۶ خرداد ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود بازداشت و پس از بازجویی با وثیقه آزاد شده بود.
▪️تداوم سرکوب سیستماتیک و نقض آزادی عقیده
صدور احکام سنگین حبس، مصادره اموال و محرومیتهای اجتماعی علیه شهروندانی چون شیده توکلی، بخشی از کارزار سازمانیافته و سیستماتیک جمهوری اسلامی برای سرکوب و محدودسازی حقوق بنیادین اقلیتهای مذهبی در ایران است. نهادهای امنیتی و قضایی با انتساب اتهامات واهی امنیتی و عقیدتی، تلاش میکنند تا با اعمال فشارهای مالی و حبسهای طولانیمدت، هزینههای زندگی را برای جامعه بهایی به بالاترین سطح ممکن برسانند؛ روندی که در تقابل آشکار با موازین حقوق بشر و حق آزادی عقیده قرار دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#شیده_توکلی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊25❤4💔3
Forwarded from گفتوشنود
نیویورکتایمز جزئیات جدیدی فاش کرد؛
هماهنگی ضارب سلمان رشدی با فردی در ایران برای اجرای فتوای قتل
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، دادستانهای پرونده محاکمه هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، اعلام کردند که او حمله خود را با همکاری فردی مستقر در ایران به نام «کامیار» برنامهریزی کرده است.
طبق مستندات دادگاه، مطر در ماه مه ۲۰۲۲ با ارسال پیامی به «کامیار» در ایران، گفته بود میداند سلمان رشدی را کجا پیدا کند اما درباره نحوه اجرای حمله سوال دارد.
او همچنین پرسیده بود آیا فتوای صادرشده علیه این نویسنده همچنان معتبر است یا خیر. دادستانها تأکید کردند پس از آنکه فرد ساکن در ایران به مطر اطمینان داد فتوا کماکان اعتبار دارد، او نقشه سوءقصد را به مرحله اجرا درآورد.
در ۱۲ اوت ۲۰۲۲، سلمان رشدی در حالی که برای سخنرانی در مؤسسه هنری چاتاوکوا در ایالت نیویورک آماده میشد، مورد حمله با چاقو قرار گرفت. این سوءقصد به جراحات شدید، از جمله از دست دادن بینایی یک چشم و آسیب به اعصاب دست او منجر شد. ضارب همانجا در محل حادثه دستگیر شد.
در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۹ میلادی) و پس از انتشار رمان جنجالی «آیات شیطانی» نوشته سلمان رشدی، روحالله خمینی، رهبر وقت ایران، فتوایی را صادر کرد که در آن حکم به قتل رشدی و ناشران آگاه از محتوای آن داد و از مسلمانان خواست تا در هر کجا که به او دسترسی پیدا کردند، او را به قتل برسانند.
#فتوی #سلمان_رشدی #آیات_شیطانی #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هماهنگی ضارب سلمان رشدی با فردی در ایران برای اجرای فتوای قتل
بر اساس گزارش نیویورکتایمز، دادستانهای پرونده محاکمه هادی مطر، ضارب سلمان رشدی، اعلام کردند که او حمله خود را با همکاری فردی مستقر در ایران به نام «کامیار» برنامهریزی کرده است.
طبق مستندات دادگاه، مطر در ماه مه ۲۰۲۲ با ارسال پیامی به «کامیار» در ایران، گفته بود میداند سلمان رشدی را کجا پیدا کند اما درباره نحوه اجرای حمله سوال دارد.
او همچنین پرسیده بود آیا فتوای صادرشده علیه این نویسنده همچنان معتبر است یا خیر. دادستانها تأکید کردند پس از آنکه فرد ساکن در ایران به مطر اطمینان داد فتوا کماکان اعتبار دارد، او نقشه سوءقصد را به مرحله اجرا درآورد.
در ۱۲ اوت ۲۰۲۲، سلمان رشدی در حالی که برای سخنرانی در مؤسسه هنری چاتاوکوا در ایالت نیویورک آماده میشد، مورد حمله با چاقو قرار گرفت. این سوءقصد به جراحات شدید، از جمله از دست دادن بینایی یک چشم و آسیب به اعصاب دست او منجر شد. ضارب همانجا در محل حادثه دستگیر شد.
در سال ۱۳۶۷ (۱۹۸۹ میلادی) و پس از انتشار رمان جنجالی «آیات شیطانی» نوشته سلمان رشدی، روحالله خمینی، رهبر وقت ایران، فتوایی را صادر کرد که در آن حکم به قتل رشدی و ناشران آگاه از محتوای آن داد و از مسلمانان خواست تا در هر کجا که به او دسترسی پیدا کردند، او را به قتل برسانند.
#فتوی #سلمان_رشدی #آیات_شیطانی #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊19❤3👍2
Forwarded from گفتوشنود
محکومیت آرمان میثاقیان، شهروند بهایی، به دو سال حبس و محرومیتهای اجتماعی
شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سیدعلی مظلوم، آرمان میثاقیان، شهروند بهایی ساکن تهران را به تحمل دو سال حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم کرد.
بر اساس رأی صادره توسط این شعبه دادگاه انقلاب، آقای میثاقیان از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری و به اتهام «توهین به رهبری» به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شده است. دادگاه همچنین به عنوان مجازاتهای تکمیلی، این شهروند بهایی را به مدت دو سال از رانندگی، امضای اسناد تجاری و عضویت در گروهها و احزاب محروم کرده است. تاکنون هیچگونه اطلاع یا سندی درباره مصادیق اتهامات مطرحشده علیه وی منتشر نشده است.
صدور احکام حبس و مجازاتهای تکمیلی علیه شهروندانی نظیر آرمان میثاقیان، استمرار رویکرد امنیتی و سرکوبگرانه نهادهای قضایی جمهوری اسلامی علیه جامعه بهاییان است. دستگاه قضایی با بهرهگیری از اتهامات ساختگی امنیتی و سیاسی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای رعب و تحمیل محدودیتهای مدنی و اقتصادی، فعالیتهای عادی و زندگی روزمره اقلیتهای مذهبی را جرمانگاری کرده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند؛ روندی که نشاندهنده نقض آشکار و سیستماتیک حقوق بنیادین بشر و آزادی عقیده در ایران است.
#آرمان_میثاقیان #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سیدعلی مظلوم، آرمان میثاقیان، شهروند بهایی ساکن تهران را به تحمل دو سال حبس تعزیری و مجازاتهای تکمیلی محکوم کرد.
بر اساس رأی صادره توسط این شعبه دادگاه انقلاب، آقای میثاقیان از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری و به اتهام «توهین به رهبری» به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شده است. دادگاه همچنین به عنوان مجازاتهای تکمیلی، این شهروند بهایی را به مدت دو سال از رانندگی، امضای اسناد تجاری و عضویت در گروهها و احزاب محروم کرده است. تاکنون هیچگونه اطلاع یا سندی درباره مصادیق اتهامات مطرحشده علیه وی منتشر نشده است.
صدور احکام حبس و مجازاتهای تکمیلی علیه شهروندانی نظیر آرمان میثاقیان، استمرار رویکرد امنیتی و سرکوبگرانه نهادهای قضایی جمهوری اسلامی علیه جامعه بهاییان است. دستگاه قضایی با بهرهگیری از اتهامات ساختگی امنیتی و سیاسی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای رعب و تحمیل محدودیتهای مدنی و اقتصادی، فعالیتهای عادی و زندگی روزمره اقلیتهای مذهبی را جرمانگاری کرده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند؛ روندی که نشاندهنده نقض آشکار و سیستماتیک حقوق بنیادین بشر و آزادی عقیده در ایران است.
#آرمان_میثاقیان #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔10🕊5
Forwarded from گفتوشنود
سازمان «نگرانی بینالمللی مسیحیان» (ICC) در گزارش سالانه خود با عنوان «شاخص آزار جهانی ۲۰۲۶» اعلام کرد که حدود ۳۸۰ میلیون مسیحی در سراسر جهان با آزار و اذیت روبهرو هستند، اما شبکهها و کلیساهای خانگی در خطرناکترین مناطق همچنان در حال گسترشاند.
ایران: یکی از سریعترین رشدهای مسیحیت جهان در سایه سرکوب
این گزارش، گسترش کلیساهای خانگی در ایران را بهعنوان یکی از شاخصترین نمونههای رشد ایمان مسیحی توصیف کرده است.
خطرات امنیتی: نوکیشان مسیحی در ایران با اتهاماتی نظیر «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به مقدسات» و «اقدام علیه امنیت ملی» مواجه بوده و با خطر بازداشت، حبس و حتی اعدام روبهرو هستند.
راهکارهای تداوم فعالیت: بهرغم فشارهای امنیتی، مبشران و جوامع مسیحی از طریق اجتماعات مخفی، جلسات آنلاین و شبکههای زیرزمینی به فعالیت و گسترش خود ادامه میدهند.
روندهای جهانی آزار و محدودیت مسیحیان
در این گزارش که وضعیت آزادیهای مذهبی در ۲۲ کشور را بررسی کرده، به مهمترین چالشهای جهانی اشاره شده است:
ناسیونالیسم مذهبی: موج فزاینده این پدیده از عوامل اصلی کاهش آزادیهای دینی است. در هند، گروههای تندرو هندو با تصویب قوانین محدودکننده تغییر مذهب، فشار بر اقلیتها را تشدید کردهاند.
سرکوب حکومتی: کره شمالی همچنان بهعنوان یکی از سرکوبگرترین حکومتها شناخته میشود، اما شبکههای زیرزمینی کوچک در آن به حیات خود ادامه میدهند. در آمریکای لاتین و آفریقا از جمله نیکاراگوئه، کوبا و اریتره نیز بازداشت کشیشان و تعطیلی کلیساها بهصورت سازمانیافته جریان دارد.
خشونت افراطگرایان در آفریقا: گروههای تروریستی مانند بوکوحرام و داعش آفریقا را به یکی از مرگبارترین مناطق برای مسیحیان تبدیل کردهاند؛ بهطوریکه تنها در نیجریه طی یک سال گذشته بیش از ۵۰۰ مسیحی کشته و حدود ۵۰۰ کلیسا هدف حمله قرار گرفتهاند.
پژوهشگران این سازمان تأکید میکنند که بهرغم تمام سرکوبهای شدید دولتی و فضاهای مرگبار، ایمان مسیحی همچنان در جهان رو به رشد است./محبتنیوز
#نوکیش_مسیحی #کلیسای_خانگی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ایران: یکی از سریعترین رشدهای مسیحیت جهان در سایه سرکوب
این گزارش، گسترش کلیساهای خانگی در ایران را بهعنوان یکی از شاخصترین نمونههای رشد ایمان مسیحی توصیف کرده است.
خطرات امنیتی: نوکیشان مسیحی در ایران با اتهاماتی نظیر «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به مقدسات» و «اقدام علیه امنیت ملی» مواجه بوده و با خطر بازداشت، حبس و حتی اعدام روبهرو هستند.
راهکارهای تداوم فعالیت: بهرغم فشارهای امنیتی، مبشران و جوامع مسیحی از طریق اجتماعات مخفی، جلسات آنلاین و شبکههای زیرزمینی به فعالیت و گسترش خود ادامه میدهند.
روندهای جهانی آزار و محدودیت مسیحیان
در این گزارش که وضعیت آزادیهای مذهبی در ۲۲ کشور را بررسی کرده، به مهمترین چالشهای جهانی اشاره شده است:
ناسیونالیسم مذهبی: موج فزاینده این پدیده از عوامل اصلی کاهش آزادیهای دینی است. در هند، گروههای تندرو هندو با تصویب قوانین محدودکننده تغییر مذهب، فشار بر اقلیتها را تشدید کردهاند.
سرکوب حکومتی: کره شمالی همچنان بهعنوان یکی از سرکوبگرترین حکومتها شناخته میشود، اما شبکههای زیرزمینی کوچک در آن به حیات خود ادامه میدهند. در آمریکای لاتین و آفریقا از جمله نیکاراگوئه، کوبا و اریتره نیز بازداشت کشیشان و تعطیلی کلیساها بهصورت سازمانیافته جریان دارد.
خشونت افراطگرایان در آفریقا: گروههای تروریستی مانند بوکوحرام و داعش آفریقا را به یکی از مرگبارترین مناطق برای مسیحیان تبدیل کردهاند؛ بهطوریکه تنها در نیجریه طی یک سال گذشته بیش از ۵۰۰ مسیحی کشته و حدود ۵۰۰ کلیسا هدف حمله قرار گرفتهاند.
پژوهشگران این سازمان تأکید میکنند که بهرغم تمام سرکوبهای شدید دولتی و فضاهای مرگبار، ایمان مسیحی همچنان در جهان رو به رشد است./محبتنیوز
#نوکیش_مسیحی #کلیسای_خانگی #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊12💔2
Forwarded from گفتوشنود
اتهام «سبالنبی» علیه حسین علیزاده آذر بهدلیل «توهین به آدم و حوا»
حسین (شاهان) علیزاده آذر، زندانی سیاسی، مهندس نقشهبردار و ۳۸ ساله، در جریان موج جدید سرکوبها با اتهامات سنگینی از جمله «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام» و «سبالنبی» (توهین به پیامبران) به دلیل آنچه «توهین به آدم و حوا» عنوان شده، مواجه است.
او پیشتر در دیماه سال گذشته نیز بازداشت و با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبهرو شده بود که پس از مدتی با قرار وثیقه موقتا آزاد شد. با این حال، نیروهای امنیتی در ۱۳ تیرماه بار دیگر او را مقابل منزل مسکونیاش در اسلامشهر بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل کردند. طرح اتهام سبالنبی، زنگ خطری جدی برای جان این شهروند به شمار میرود.
▪️احکام مرگ به جرم اندیشه و روایتهایی از اعدام
اقدام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در طرح اتهام «سبالنبی» برای روایتها یا انتقادات عقیدتی، یادآور پروندههای هولناکی است که طی سالیان گذشته به قیمت جان شهروندان تمام شده است:
▪️محسن امیر اصلانی: او در سالهای گذشته با اتهاماتی مشابه و تحت عنوان «توهین به یونس نبی» و بدعت در دین بازداشت و در نهایت پس از سالها حبس و شکنجه، اعدام شد. پرونده او یکی از بارزترین نمونههای مجازات مرگ برای تفاسیر و نظرات انتقادی درباره داستانهای مذهبی پیامبران بود.
▪️یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع: این دو زندانی عقیدتی در اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام آنچه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «سبالنبی» و اداره کانالهای انتقادی نامید، دار آویخته شدند؛ اتهامی ساختگی که صرفا بهانهای برای حذف فیزیکی منتقدان مذهبی و عقیدتی بود.
▪️توجیه حکومتی قتل منتقدان؛ دفاع آشکار از خونریزی
پس از اجرای احکام اعدام و قتل حکومتی یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع، علی مطهری، از چهرههای سیاسی مطرح جمهوری اسلامی، در اظهاراتی تکاندهنده به دفاع از این اعدامها برخاست و گفت:
«حکمی که داده شده، آثارش مثبت است… این کار را کردهاند که باب سب و توهین به پیامبر اسلام باز نشود.»
این موضعگیری عریان، به روشنی نشان میدهد که حاکمیت چگونه از احکام سنگین و اعدام به عنوان ابزاری عریان برای ایجاد رعب و وحشت، بستن دهان هرگونه اندیشه آزاد، پژوهش تاریخی یا نقد روایات سنتی استفاده میکند.
▪️ابزار «سبالنبی»؛ پتکی برای سرکوب آزادی بیان و تفکر
اتهاماتی نظیر «سبالنبی» و «توهین به مقدسات» در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به ابزاری مبهم، سلیقهای و کاملا سیاسی تبدیل شده است تا هرگونه پرسشگری، تحلیل تاریخی، یا حتی نگاه انتقادی به متون و اسطورههای مذهبی را به جرم کیفری تبدیل کند.
تعمیم دادن مفاهیمی چون توهین به پیامبران به داستانهایی درباره «آدم و حوا» در پرونده حسین علیزاده آذر، گویای این حقیقت تلخ است که دایره اتهامات عقیدتی روزبهروز تنگتر شده و خط کشیهای امنیتی، حتی حریم تفکر آزاد و روایتهای علمی را نیز جرمانگاری میکنند. حکومتی که توان پاسخگویی منطقی به نقدها و پرسشهای شهروندان را ندارد، ناچار است برای بقای خود، به قاضی، طناب دار و اتهامتراشیهای قرونوسطایی پناه بیاورد.
#سب_النبی #توهین_به_مقدسات #حسین_علیزاده_آذر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
حسین (شاهان) علیزاده آذر، زندانی سیاسی، مهندس نقشهبردار و ۳۸ ساله، در جریان موج جدید سرکوبها با اتهامات سنگینی از جمله «توهین به رهبری»، «تبلیغ علیه نظام» و «سبالنبی» (توهین به پیامبران) به دلیل آنچه «توهین به آدم و حوا» عنوان شده، مواجه است.
او پیشتر در دیماه سال گذشته نیز بازداشت و با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبهرو شده بود که پس از مدتی با قرار وثیقه موقتا آزاد شد. با این حال، نیروهای امنیتی در ۱۳ تیرماه بار دیگر او را مقابل منزل مسکونیاش در اسلامشهر بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل کردند. طرح اتهام سبالنبی، زنگ خطری جدی برای جان این شهروند به شمار میرود.
▪️احکام مرگ به جرم اندیشه و روایتهایی از اعدام
اقدام دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در طرح اتهام «سبالنبی» برای روایتها یا انتقادات عقیدتی، یادآور پروندههای هولناکی است که طی سالیان گذشته به قیمت جان شهروندان تمام شده است:
▪️محسن امیر اصلانی: او در سالهای گذشته با اتهاماتی مشابه و تحت عنوان «توهین به یونس نبی» و بدعت در دین بازداشت و در نهایت پس از سالها حبس و شکنجه، اعدام شد. پرونده او یکی از بارزترین نمونههای مجازات مرگ برای تفاسیر و نظرات انتقادی درباره داستانهای مذهبی پیامبران بود.
▪️یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع: این دو زندانی عقیدتی در اردیبهشت ۱۴۰۲ به اتهام آنچه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی «سبالنبی» و اداره کانالهای انتقادی نامید، دار آویخته شدند؛ اتهامی ساختگی که صرفا بهانهای برای حذف فیزیکی منتقدان مذهبی و عقیدتی بود.
▪️توجیه حکومتی قتل منتقدان؛ دفاع آشکار از خونریزی
پس از اجرای احکام اعدام و قتل حکومتی یوسف مهراد و صدرالله فاضلی زارع، علی مطهری، از چهرههای سیاسی مطرح جمهوری اسلامی، در اظهاراتی تکاندهنده به دفاع از این اعدامها برخاست و گفت:
«حکمی که داده شده، آثارش مثبت است… این کار را کردهاند که باب سب و توهین به پیامبر اسلام باز نشود.»
این موضعگیری عریان، به روشنی نشان میدهد که حاکمیت چگونه از احکام سنگین و اعدام به عنوان ابزاری عریان برای ایجاد رعب و وحشت، بستن دهان هرگونه اندیشه آزاد، پژوهش تاریخی یا نقد روایات سنتی استفاده میکند.
▪️ابزار «سبالنبی»؛ پتکی برای سرکوب آزادی بیان و تفکر
اتهاماتی نظیر «سبالنبی» و «توهین به مقدسات» در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به ابزاری مبهم، سلیقهای و کاملا سیاسی تبدیل شده است تا هرگونه پرسشگری، تحلیل تاریخی، یا حتی نگاه انتقادی به متون و اسطورههای مذهبی را به جرم کیفری تبدیل کند.
تعمیم دادن مفاهیمی چون توهین به پیامبران به داستانهایی درباره «آدم و حوا» در پرونده حسین علیزاده آذر، گویای این حقیقت تلخ است که دایره اتهامات عقیدتی روزبهروز تنگتر شده و خط کشیهای امنیتی، حتی حریم تفکر آزاد و روایتهای علمی را نیز جرمانگاری میکنند. حکومتی که توان پاسخگویی منطقی به نقدها و پرسشهای شهروندان را ندارد، ناچار است برای بقای خود، به قاضی، طناب دار و اتهامتراشیهای قرونوسطایی پناه بیاورد.
#سب_النبی #توهین_به_مقدسات #حسین_علیزاده_آذر #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊24❤7💔5
Forwarded from گفتوشنود
دینداری و اسارت جاودانگی
چگونه میل به جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه میل به جاودانگی میتواند آزادی انسان را محدود کند
میل به جاودانگی، نیرویی بنیادین در انسان است که ریشه در اضطراب از مرگ دارد. وقتی انسان از محدودیت و فناپذیری خود آگاه میشود، به دنبال راههایی برای «ماندن» میگردد. این میل طبیعی است، اما اگر غیرفعال یا غیرآگاهانه دنبال شود، میتواند آزادی واقعی را محدود کند. افراد گاهی در دینداری، گاهی در شهرت، ثروت، علم یا حتی فرزندآوری تلاش میکنند که نام و اثر خود را باقی بگذارند.
راه دیگری نیز وجود دارد: به جای اصرار بر جاودانگی، میتوان تمرکز را روی مفید بودن و اثربخش بودن گذاشت. زندگی اصیل یعنی حضور کامل در لحظه، انجام کارهای ارزشمند و وفاداری به خود، بدون اینکه اضطراب ماندن در یادها زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. وقتی ما مردهایم، تفاوتی ندارد که از ما یادی شود یا نه؛ آنچه مهم است، کیفیت و اصالت زندگی ماست.
پروژهٔ جاودانگی میتواند در مسیرهایی غیر از دینداری نیز تحقق یابد. علم، فلسفه، هنر، خدمات اجتماعی و کارهای رایگانبخشانه همه راههایی هستند که انسان میتواند تأثیر واقعی بگذارد، بدون گرفتار شدن در ایدئولوژی، خرافه یا شستشوی مغزی. اخلاقی زیستن، به ویژه یک اخلاق معنوی و سکولار، آزادی و معنا را همزمان با اثرگذاری فراهم میکند.
کسی که مرگ را پذیرفته و با اضطراب فناپذیری خود کنار آمده، دیگر نیازی به اصرار بر جاودانگی ندارد. او میتواند آزادانه، اصیل و اثرگذار زندگی کند. در پایان، یک پرسش تأملبرانگیز باقی میماند:
اگر کسی با اضطراب مرگ کنار آمده و زندگی اصیل و آزادانهای دارد، آیا هنوز به دین نیاز دارد؟
«فردا که ازین دیرِ فنا درگذریم
با هفتهزارسالگان سربهسریم»
#جاودانگی #دین #ایدئولوژی #آزادی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11👌1