Forwarded from گفتوشنود
خشونت نظام اسلامی و یک کامنت
آیا شما با این نظر موافقید؟
ورق بزنید
حدود یک هفته پیش، صفحه آموزشکده مدنی توانا گزارشی را از یک بازداشت بسیار خشن منتشر کرد. در جریان این یورش، نیروهای نظام به شکنجه اطرافیان پرداخته بودند و حتی به حیوانات خانگی شهروند مورد حمله نیز رحم نداشتند.
در موارد متعدد مشابه دیگری نیز، مامورین نظام اسلامی به خشونت، ضربوشتم، توهین، شکنجه میپردازند. نگاه داشتن افراد در سلولهای انفرادی و اعدامهای نمایشی، مصداق شکنجه روانی است.
علی خامنهای سرکرده فرقه ولایت فقیه بارها از جنگطلبی این گروه دفاع کردهبود، و حتی از «جنگ روحی و اجتماعی» سخن میگفت. او ستاینده خشونت مذهبی بود؛ به طوری که در یک سخنرانی برای پیروان خود، از «خشونت علی» در اجرای مقررات الهی تمجید کرده بود (۱۳۷۹).
در مقابل در سالهای ایرانیان زیادی به اجباری یا تحمیلی بودن اسلام در ایران اشاره کردهاند. بعضی از ایرانیان به جنگ قادسیه (نبرد یزدگرد سوم ساسانی با مهاجمان مسلمان) اشاره میکنند و معتقدند اسلام با جنگ وارد ایران شد. آنها تحولات اجتماعی اخیر ایران را ادامه آن نبرد میپندارند.
در دوره صفوی نیز عقاید شیعی با خشونت و هراسافکنی سنگینی بر ایران سایه افکند. در آن دوره، شخصیتهای برجسته ایرانی سنیمذهب سرکوب شدند، اماکن مورد احترام ایرانیان سنی تخریب شد، و در شهرهایی که جمعیت سنی اکثریت داشتند (مانند تبریز) فضایی از توهین، وحشت و خفقان ایجاد شد.
به جز در دوره پهلوی، در تاریخ معاصر ایران جریانهای اصلاح دینی درون شیعه یا بیرون آن (مانند جنبش بابی یا آیین بهایی) در ایران با خشونت سرکوب شدند. امروزه نوکیشان مسیحی یا افراد بدوندین یا ندانمگرای ایرانی نیز در امنیت زیست نمیکنند، و باید شجاعت زیادی برای بیان آشکار نظرات خود داشته باشند.
پس از تسلط افکار فرقهای خمینی بر ایران، روند استفاده از خشونت برای تحمیل قواعد اسلامی بار دیگر شدت گرفت. این اجبار در مدرسهها، دانشگاهها، اماکن عمومی، در قوانین مرتبط با حجاب، انحصار مناصب بالای سیاسی برای مسلمانان شیعه، سرکوب آزادی بیان و رسانهها، و بمباران فکری جامعه با عقاید فرقهای نظام همراه شد.
کامنت این همراه به این ایده اشاره دارد که ایرانیان، زیر بار فشار و زور به اسلام رو آوردند، و با همین فشار در نسلها مسلمان باقی ماندند، به طوری که بخشی فرهنگ باستانی ایران به فراموشی سپرده شد، و به تدریج بخشی از ایرانیان با دین و اخلاقیات فاتحان مسلمان خو گرفتند.
در مقابل عدهای استدلال میکنند که ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتهاند، و موارد خشونت مبلغلان دین اسلام اندک بوده است. آنها استدلال میکنند که دین هرگز اجباری نیست و امروز یا دیروز، هر کسی انتخاب دینی دیگری داشته است، مجبور به پیروی از اسلام یا تشیع نبوده است.
شما چه فکر میکنید؟ آیا با این کامنت موافقید؟
#خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا شما با این نظر موافقید؟
ورق بزنید
حدود یک هفته پیش، صفحه آموزشکده مدنی توانا گزارشی را از یک بازداشت بسیار خشن منتشر کرد. در جریان این یورش، نیروهای نظام به شکنجه اطرافیان پرداخته بودند و حتی به حیوانات خانگی شهروند مورد حمله نیز رحم نداشتند.
در موارد متعدد مشابه دیگری نیز، مامورین نظام اسلامی به خشونت، ضربوشتم، توهین، شکنجه میپردازند. نگاه داشتن افراد در سلولهای انفرادی و اعدامهای نمایشی، مصداق شکنجه روانی است.
علی خامنهای سرکرده فرقه ولایت فقیه بارها از جنگطلبی این گروه دفاع کردهبود، و حتی از «جنگ روحی و اجتماعی» سخن میگفت. او ستاینده خشونت مذهبی بود؛ به طوری که در یک سخنرانی برای پیروان خود، از «خشونت علی» در اجرای مقررات الهی تمجید کرده بود (۱۳۷۹).
در مقابل در سالهای ایرانیان زیادی به اجباری یا تحمیلی بودن اسلام در ایران اشاره کردهاند. بعضی از ایرانیان به جنگ قادسیه (نبرد یزدگرد سوم ساسانی با مهاجمان مسلمان) اشاره میکنند و معتقدند اسلام با جنگ وارد ایران شد. آنها تحولات اجتماعی اخیر ایران را ادامه آن نبرد میپندارند.
در دوره صفوی نیز عقاید شیعی با خشونت و هراسافکنی سنگینی بر ایران سایه افکند. در آن دوره، شخصیتهای برجسته ایرانی سنیمذهب سرکوب شدند، اماکن مورد احترام ایرانیان سنی تخریب شد، و در شهرهایی که جمعیت سنی اکثریت داشتند (مانند تبریز) فضایی از توهین، وحشت و خفقان ایجاد شد.
به جز در دوره پهلوی، در تاریخ معاصر ایران جریانهای اصلاح دینی درون شیعه یا بیرون آن (مانند جنبش بابی یا آیین بهایی) در ایران با خشونت سرکوب شدند. امروزه نوکیشان مسیحی یا افراد بدوندین یا ندانمگرای ایرانی نیز در امنیت زیست نمیکنند، و باید شجاعت زیادی برای بیان آشکار نظرات خود داشته باشند.
پس از تسلط افکار فرقهای خمینی بر ایران، روند استفاده از خشونت برای تحمیل قواعد اسلامی بار دیگر شدت گرفت. این اجبار در مدرسهها، دانشگاهها، اماکن عمومی، در قوانین مرتبط با حجاب، انحصار مناصب بالای سیاسی برای مسلمانان شیعه، سرکوب آزادی بیان و رسانهها، و بمباران فکری جامعه با عقاید فرقهای نظام همراه شد.
کامنت این همراه به این ایده اشاره دارد که ایرانیان، زیر بار فشار و زور به اسلام رو آوردند، و با همین فشار در نسلها مسلمان باقی ماندند، به طوری که بخشی فرهنگ باستانی ایران به فراموشی سپرده شد، و به تدریج بخشی از ایرانیان با دین و اخلاقیات فاتحان مسلمان خو گرفتند.
در مقابل عدهای استدلال میکنند که ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفتهاند، و موارد خشونت مبلغلان دین اسلام اندک بوده است. آنها استدلال میکنند که دین هرگز اجباری نیست و امروز یا دیروز، هر کسی انتخاب دینی دیگری داشته است، مجبور به پیروی از اسلام یا تشیع نبوده است.
شما چه فکر میکنید؟ آیا با این کامنت موافقید؟
#خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4❤3
Forwarded from گفتوشنود
از خشونت مذهبی تا همزیستی: دفاع از آزادی پایدار عقاید
درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
فرانسه همیشه کشوری آزاد از نظر دین و باور نبود. قرنها پیش، اختلافات مذهبی میان کاتولیکها و پروتستانها به خشونتی هولناک انجامید؛ تا جایی که هزاران انسان تنها به دلیل تفاوت در شیوه باور خود کشته شدند. اما همان جامعه، بهتدریج راهی به سوی همزیستی، سکولاریسم و پذیرش تکثر پیدا کرد.
نوشتار «از خشونت مذهبی تا همزیستی» با نگاهی تطبیقی به تجربه پنج کشور؛ فرانسه، بریتانیا، کانادا، هند و آفریقای جنوبی، بررسی میکند که چگونه جوامع میتوانند از نفرت و حذف به سوی مدارا، آزادی عقیده و احترام متقابل حرکت کنند.
این متن نشان میدهد که آزادی دین و باور فقط با قانون ایجاد نمیشود؛ بلکه نیازمند آموزش، گفتوگو، جامعه مدنی فعال و مشارکت شهروندان است. همچنین به نقش گفتوگوی میانجماعتی، آموزش حقوق شهروندی و فعالیتهای ریشهای در کاهش سوءظنها و تنشهای مذهبی میپردازد.
در بخشی از مقدمه این مطلب با یادآوری خشونتها در رویداد کشتار روز «سن بارتلمی» که هزاران مسیحی پروتستان، که بسیاری از آنان شهروندان عادی بودند، طی چند روز کشته شدند، آمده است:
«یادبود روز سن بارتلمی تنها یادآور یک تراژدی نیست بلکه نشانهای است از اینکه جوامع میتوانند فراتر از خشونت فرقهای تحول یابند.»
این مطالعه موردی، فراتر از یک مطالعه تاریخی، تاملی است درباره امکان ساختن جامعهای که در آن تفاوت عقیده، بهانه حذف و دشمنی نباشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#سکولاریسم #خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
درسهای تطبیقی از پنج جامعه کثرتگرا
فرانسه همیشه کشوری آزاد از نظر دین و باور نبود. قرنها پیش، اختلافات مذهبی میان کاتولیکها و پروتستانها به خشونتی هولناک انجامید؛ تا جایی که هزاران انسان تنها به دلیل تفاوت در شیوه باور خود کشته شدند. اما همان جامعه، بهتدریج راهی به سوی همزیستی، سکولاریسم و پذیرش تکثر پیدا کرد.
نوشتار «از خشونت مذهبی تا همزیستی» با نگاهی تطبیقی به تجربه پنج کشور؛ فرانسه، بریتانیا، کانادا، هند و آفریقای جنوبی، بررسی میکند که چگونه جوامع میتوانند از نفرت و حذف به سوی مدارا، آزادی عقیده و احترام متقابل حرکت کنند.
این متن نشان میدهد که آزادی دین و باور فقط با قانون ایجاد نمیشود؛ بلکه نیازمند آموزش، گفتوگو، جامعه مدنی فعال و مشارکت شهروندان است. همچنین به نقش گفتوگوی میانجماعتی، آموزش حقوق شهروندی و فعالیتهای ریشهای در کاهش سوءظنها و تنشهای مذهبی میپردازد.
در بخشی از مقدمه این مطلب با یادآوری خشونتها در رویداد کشتار روز «سن بارتلمی» که هزاران مسیحی پروتستان، که بسیاری از آنان شهروندان عادی بودند، طی چند روز کشته شدند، آمده است:
«یادبود روز سن بارتلمی تنها یادآور یک تراژدی نیست بلکه نشانهای است از اینکه جوامع میتوانند فراتر از خشونت فرقهای تحول یابند.»
این مطالعه موردی، فراتر از یک مطالعه تاریخی، تاملی است درباره امکان ساختن جامعهای که در آن تفاوت عقیده، بهانه حذف و دشمنی نباشد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/religious-bloodshed-coexistence/
#سکولاریسم #خشونت_مذهبی #آزادی_مذهبی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌5🕊1
Forwarded from گفتوشنود
توماس دِ تورکمادا
مردی که به نام خدا، ترس را قانون کرد
اسمش را میشنوید و بیاختیار به یاد وحشت میافتید. توماس دِ تورکمادا، نخستین «تفتیشگر اعظم» اسپانیا، نمادی شد از دورانی که تفاوت باور میتوانست به قیمت جان تمام شود. اما داستان او فقط درباره یک مرد قرونوسطایی نیست؛ روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که غریب نیست به ایران قرن بیستویکم.
▪️سلطه دینی و یکدستی مذهبی
تورکمادا در حدود ۱۴۲۰ به دنیا آمد و مشاور مذهبی فردیناند و ایزابل شد. در دورانی که دین و حکومت بهشدت درهمتنیده بودند، تفاوت عقیدتی تهدیدی برای نظم اجتماعی تلقی میشد. هدف رسمی تفتیش عقاید، شناسایی کسانی بود که از ایمان رسمی فاصله گرفته بودند؛ اما مرز میان باور شخصی و امنیت حکومتی مبهم بود.
▪️تغییر دین؛ انتخاب آزاد یا فشار؟
بخشی از یهودیان و مسلمانان اسپانیا پیشتر، گاه داوطلبانه و گاه زیر فشار اجتماعی، به مسیحیت گرویده بودند. اما حتی پس از تغییر دین، متهم میشدند باور پیشین خود را در خفا حفظ کردهاند. پرسش اصلی این است: اگر فردی از ترس باور خود را پنهان کند، آیا انتخاب او واقعا آزادانه بوده است؟
▪️اخراج، محرومیت و ازدسترفتن زندگی
تورکمادا شخصا عامل خشونت خیابانی نبود، اما نامش با فرمان اخراج یهودیان از اسپانیا در ۱۴۹۲ پیوند خورده است. فرمان الحمرا هزاران یهودی را میان ترک اسپانیا یا پذیرش مسیحیت مخیر کرد. فشار مذهبی همیشه با زندان آغاز نمیشود؛ گاه با تخریب نمادها، مصادره اموال و حذف از روایت رسمی نیز عملی میشود.
▪️آیا ترس میتواند باور ایجاد کند؟
اسپانیای امروز با دوره تفتیش عقاید فاصله دارد و تلاشهایی برای بازاندیشی درباره گذشته، از جمله در قبال نوادگان یهودیان سفاردی، صورت گرفته است. اما مهمترین بخش این داستان خود تورکمادا نیست؛ پرسشی که زنده میماند این است: آیا برخورد یک جامعه با اقلیتهای دینی، معیاری برای سنجش اعتمادبهنفس آن جامعه است؟
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
توماس دِ تورکِمادا، تفتیشگر اعظم دین در اسپانیا؛ دین، سلطه، وحشت
https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/
#خشونت_مذهبی #آزادی_باور #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مردی که به نام خدا، ترس را قانون کرد
اسمش را میشنوید و بیاختیار به یاد وحشت میافتید. توماس دِ تورکمادا، نخستین «تفتیشگر اعظم» اسپانیا، نمادی شد از دورانی که تفاوت باور میتوانست به قیمت جان تمام شود. اما داستان او فقط درباره یک مرد قرونوسطایی نیست؛ روایتی از اروپای قرن پانزدهم است که غریب نیست به ایران قرن بیستویکم.
▪️سلطه دینی و یکدستی مذهبی
تورکمادا در حدود ۱۴۲۰ به دنیا آمد و مشاور مذهبی فردیناند و ایزابل شد. در دورانی که دین و حکومت بهشدت درهمتنیده بودند، تفاوت عقیدتی تهدیدی برای نظم اجتماعی تلقی میشد. هدف رسمی تفتیش عقاید، شناسایی کسانی بود که از ایمان رسمی فاصله گرفته بودند؛ اما مرز میان باور شخصی و امنیت حکومتی مبهم بود.
▪️تغییر دین؛ انتخاب آزاد یا فشار؟
بخشی از یهودیان و مسلمانان اسپانیا پیشتر، گاه داوطلبانه و گاه زیر فشار اجتماعی، به مسیحیت گرویده بودند. اما حتی پس از تغییر دین، متهم میشدند باور پیشین خود را در خفا حفظ کردهاند. پرسش اصلی این است: اگر فردی از ترس باور خود را پنهان کند، آیا انتخاب او واقعا آزادانه بوده است؟
▪️اخراج، محرومیت و ازدسترفتن زندگی
تورکمادا شخصا عامل خشونت خیابانی نبود، اما نامش با فرمان اخراج یهودیان از اسپانیا در ۱۴۹۲ پیوند خورده است. فرمان الحمرا هزاران یهودی را میان ترک اسپانیا یا پذیرش مسیحیت مخیر کرد. فشار مذهبی همیشه با زندان آغاز نمیشود؛ گاه با تخریب نمادها، مصادره اموال و حذف از روایت رسمی نیز عملی میشود.
▪️آیا ترس میتواند باور ایجاد کند؟
اسپانیای امروز با دوره تفتیش عقاید فاصله دارد و تلاشهایی برای بازاندیشی درباره گذشته، از جمله در قبال نوادگان یهودیان سفاردی، صورت گرفته است. اما مهمترین بخش این داستان خود تورکمادا نیست؛ پرسشی که زنده میماند این است: آیا برخورد یک جامعه با اقلیتهای دینی، معیاری برای سنجش اعتمادبهنفس آن جامعه است؟
متن کامل این نوشتار را در وبسایت گفتوشنود بخوانید
توماس دِ تورکِمادا، تفتیشگر اعظم دین در اسپانیا؛ دین، سلطه، وحشت
https://dialog.tavaana.org/tomas-de-torquemada/
#خشونت_مذهبی #آزادی_باور #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤5🕊3👌2