Forwarded from گفتوشنود
آیزایا برلین
آزادی از چه، یا آزادی برای چه؟
سال ۱۹۵۸، آیزایا برلین، فیلسوف بریتانیایی-لتونیاییتبار، در دانشگاه آکسفورد سخنرانیای ایراد کرد که به یکی از تاثیرگذارترین متون فلسفه سیاسی قرن بیستم تبدیل شد: «دو مفهوم آزادی». پرسش او ساده اما بنیانکن بود: وقتی میگوییم «آزادم»، دقیقا از چه چیزی سخن میگوییم؟
برلین آزادی را به دو نوع تقسیم کرد.
نخست، «آزادی منفی»: نبود مانع بیرونی برای کنش فرد ، یعنی فضایی که در آن دیگران در کار من دخالت نکنند. او نوشت هرچه این فضا وسیعتر باشد، آزادی من بیشتر است.
دوم، «آزادی مثبت»: توانایی فرد برای خودفرمانی، تحقق «خویشتن حقیقی»اش. این مفهوم در ظاهر الهامبخش است، اما برلین هشدار داد دقیقا همینجا خطر پنهان است.
استدلال او این بود: اگر کسی ادعا کند میداند «خویشتن حقیقی» یا «منافع واقعی» تو چیست، حتی اگر خودت آن را نخواهی، میتواند سرکوبت را به نام آزادسازی توجیه کند.
برلین این را ریشه فکری توتالیتاریسمهای قرن بیستم دانست.
او مستقیما به مارکسیسم و ایدئولوژیهای انقلابی اشاره کرد که به نام رساندن انسان به «آزادی حقیقی»، آزادی واقعی افراد را از بین میبردند؛ به گفته او، «این بدترین سوءاستفاده از مفهوم آزادی در تاریخ اندیشه» بود.
برلین با این تحلیل، مدافع سرسخت لیبرالیسم کثرتگرا شد، او باور داشت جامعه آزاد باید فضایی خصوصی برای فرد تضمین کند، بدون اینکه کسی مدعی شود میداند «راه درست زندگی» برای دیگران چیست.
میراث او امروز در نقد دولتهای پدرسالار توتالیتر و ایدئولوژیهای رهاییبخش سرکوبگر، همچنان زنده و پرکاربرد است.
#آیزایا_برلین #آزادی #توتالیتریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آزادی از چه، یا آزادی برای چه؟
سال ۱۹۵۸، آیزایا برلین، فیلسوف بریتانیایی-لتونیاییتبار، در دانشگاه آکسفورد سخنرانیای ایراد کرد که به یکی از تاثیرگذارترین متون فلسفه سیاسی قرن بیستم تبدیل شد: «دو مفهوم آزادی». پرسش او ساده اما بنیانکن بود: وقتی میگوییم «آزادم»، دقیقا از چه چیزی سخن میگوییم؟
برلین آزادی را به دو نوع تقسیم کرد.
نخست، «آزادی منفی»: نبود مانع بیرونی برای کنش فرد ، یعنی فضایی که در آن دیگران در کار من دخالت نکنند. او نوشت هرچه این فضا وسیعتر باشد، آزادی من بیشتر است.
دوم، «آزادی مثبت»: توانایی فرد برای خودفرمانی، تحقق «خویشتن حقیقی»اش. این مفهوم در ظاهر الهامبخش است، اما برلین هشدار داد دقیقا همینجا خطر پنهان است.
استدلال او این بود: اگر کسی ادعا کند میداند «خویشتن حقیقی» یا «منافع واقعی» تو چیست، حتی اگر خودت آن را نخواهی، میتواند سرکوبت را به نام آزادسازی توجیه کند.
برلین این را ریشه فکری توتالیتاریسمهای قرن بیستم دانست.
او مستقیما به مارکسیسم و ایدئولوژیهای انقلابی اشاره کرد که به نام رساندن انسان به «آزادی حقیقی»، آزادی واقعی افراد را از بین میبردند؛ به گفته او، «این بدترین سوءاستفاده از مفهوم آزادی در تاریخ اندیشه» بود.
برلین با این تحلیل، مدافع سرسخت لیبرالیسم کثرتگرا شد، او باور داشت جامعه آزاد باید فضایی خصوصی برای فرد تضمین کند، بدون اینکه کسی مدعی شود میداند «راه درست زندگی» برای دیگران چیست.
میراث او امروز در نقد دولتهای پدرسالار توتالیتر و ایدئولوژیهای رهاییبخش سرکوبگر، همچنان زنده و پرکاربرد است.
#آیزایا_برلین #آزادی #توتالیتریسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤12👌1