آموزشکده توانا
48.7K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
«یک تصادف ساده»: بازاندیشی جعفر پناهی درباره عدالت و وجدان نوین ایرانی

✍️نظام الدین میثاقی

در سینمایی در آریزونا، هنگام تماشای فیلم «یک تصادف ساده» ساختهٔ غیرقانونی جعفر پناهی در ایران، سنگینی حافظهٔ جمعی را در سالن احساس ‌کردم. داستان از جایی شروع می‌شود که یک زندانیِ سابق، به‌طور اتفاقی صدای مردی را می‌شنود که زمانی در زندان جمهوری اسلامی او را شکنجه کرده بود. اما این فیلم، روایت انتقام نیست؛ روایت مواجههٔ اخلاقی است.

پناهی نشان می‌دهد چگونه قربانیان، با تکیه بر حافظه حسی خود ــ صدا، راه رفتن، بو، زخم‌ها، سکوت‌ها ــ تلاش می‌کنند هویت شکنجه‌گر را بازشناسند؛ چون در زندان همیشه چشم‌بند بوده و بازجوها بی‌نام و بی‌چهره عمل می‌کرده‌اند. این بازشناسی، نه فقط یک فرد، بلکه رفتار تمام نظام سرکوب را افشا می‌کند.

قدرت اصلی فیلم در امتناع از ساده‌سازی است. قربانیان با وجود نزدیکی به لحظهٔ انتقام، از تکرار خشونت سر باز می‌زنند. آن‌ها نمی‌خواهند شبیه شکنجه‌گر شوند. در همین‌جاست که فیلم از یک داستان شخصی فراتر می‌رود و به تأملی عمیق درباره عدالت، کرامت انسانی و وجدان جمعی یک ملت بدل می‌شود.

در زمانی که ماشین سرکوب جمهوری اسلامی همچنان فعال است و اعدام‌ها ‌و اعتراف‌های اجباری و شکنجه ها در بالاترین حد خود قرار دارد، این فیلم فقط یک اثر هنری نیست؛ یک سند است. سندی از حافظه زنده مردمی که شکنجه شدند، اما انسانیت خود را حفظ کردند. «یک تصادف ساده» روایت مردمی است که پس از دهه‌ها چشم‌بند، در تلاش هستند که دوباره ببیند — نه با چشم، بلکه با وجدان.

#جعفر_پناهی #شکنجه #یک_تصادف_ساده #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
25🕊2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم هفتم جاویدنام فرزاد خوش‌برش برگزار شد

ویدیو بخشی از تصاویری است که برای ما ارسال شده است.

فرزاد خوش‌برش، جوان ۳۱ ساله اهل نکا که در بازداشتگاه اداره اطلاعات مازندران تحت شکنجه قرار گرفته بود، هنگام انتقال به بیمارستان در وضعیت کاملاً بحرانی قرار داشته و کبد و هر دو کلیه‌ او از کار افتاده بود. او در حالی که به کما رفته بود به بیمارستان خاتم‌الانبیاء بهشهر منتقل شد، اما تنها چند ساعت بعد، بامداد ۲۵ آبان، جان باخت.

در روزهای بازداشت، به فرزاد و برادرش فرهاد در بازداشتگاه کیک و آب داده شده بود. فرهاد از نوشیدن آب خودداری می‌کند، اما فرزاد آب را می‌نوشد و بلافاصله دچار وخامت شدید جسمی، شامل استفراغ و اسهال خونی می‌شود؛ علائمی که به گفته نزدیکان خانواده تا پیش از مرگ نیز ادامه داشته است. پس از وخیم‌شدن وضعیت او، مأموران دو برادر را از هم جدا می‌کنند؛ فرزاد را به زندان بهشهر و فرهاد را به زندان ساری منتقل می‌کنند. نزدیکان خانواده این جداسازی ناگهانی را اقدامی برای جلوگیری از افشای واقعیت شکنجه‌ها می‌دانند.

روایت‌ها حاکی است که در بازداشتگاه اداره اطلاعات، فرزاد تحت ضرب‌وشتم سنگین قرار گرفته و آثار کبودی در سراسر بدن او دیده می‌شد. تنها تصویری که از آثار شکنجه او ثبت شده، عکسی است که مخفیانه از پاهایش در بیمارستان گرفته شده؛ زیرا مأموران اطلاعات نکا اجازه تصویربرداری از صورت و سایر نقاط بدن او را نمی‌دادند.

فرزاد در تاریخ ۲۴ آبان در وضعیت وخیم به بیمارستان منتقل می‌شود. همان روز خانواده‌اش را مطلع می‌کنند که او بستری شده است، اما چند ساعت بعد به آنان خبر می‌رسد که فرزندشان درگذشته است. به گفته منابع آگاه، مأموران اطلاعات نکا پس از مرگ فرزاد، خانواده را تهدید کرده‌اند که در صورت اطلاع‌رسانی، مصاحبه یا برگزاری هرگونه مراسم، جان برادر دیگر او را نیز به خطر خواهند انداخت. همچنین گفته شده که اگر موضوع رسانه‌ای شود، پیکر فرزاد را تحویل نخواهند داد.

در پی این تهدیدها، از خانواده تعهد کتبی گرفته شده و پیکر او به‌صورت شبانه و در سکوت کامل امنیتی در روستای قلعه‌سر نکا دفن شده است. این دومین بازداشت فرزاد خوش‌برش بود. او نخستین‌بار در جریان «جنگ دوازده‌روزه» بازداشت و با وثیقه آزاد شده بود، اما دو هفته پیش به دلیل انتشار چند استوری انتقادی در اینستاگرام دوباره بازداشت شد و شکنجه‌های اعمال‌شده در بازداشتگاه، به گفته نزدیکان، مستقیماً به مرگ او منتهی شده است.


#فرزاد_خوش_برش #فرزاد_خوش‌برش #شکنجه #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊43
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«۵هزارتومان و ۲ کله‌قند آوردند و گفتند دیشب دختران شما را عقد کردیم»

در این فایل صوتی، خانم پوران ناظمی، فعال مدنی، برای نخستین بار با جزییات از رنج‌هایی که در زندان جمهوری اسلامی در دهه شصت، هنگامی که کودکی بیش نبود، متحمل شد، سخن می‌گوید.

این فایل بخشی از برنامه شماره ۶۴ کلاب هاوس تاریخ شفاهی حقوق بشر است که در تاریخ دوم جون ۲۰۲۳ با مدیریت آقای سعید دهقان، حقوقدان، برگزار شده است. این مجموعه برنامه‌ها قرار است بعدها پس از پیاده‌شدن، به صورت یک کتاب منتشر شود.
این بخش از برنامه با پیشنهاد و اجازه آقای دهقان، توسط آموزشکده توانا منتشر می‌شود.


آنچه باید درباره پوران ناظمی بدانیم
جان پوران ناظمی، فعال مدنی و از بازداشت‌شدگان مراسم هفتم خسرو علی‌کردی، به دلیل شرایط جسمی، بیماری و پرونده قضایی باز و سنگینی که دارد، در وضعیت پرخطر قرار گرفته است.
پوران ناظمی فعال مدنی، شاعر و نویسنده‌ای است که سال‌ها در حوزه‌های مختلف اجتماعی از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، توانمندسازی زنان و حمایت از کودکان، به‌ویژه در مناطق جنوب‌شرق ایران، فعالیت مستمر داشته است. او از مخالفان مجازات اعدام و یکی از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ فعال سیاسی برای استعفای علی خامنه‌ای به شمار می‌رود. ناظمی از دوران نوجوانی بارها به دلیل فعالیت‌های مدنی احضار و بازداشت شده و در سال‌های اخیر نیز در تجمع‌های اعتراضی مختلف، از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، اعتراض به سرکوب معترضان خوزستانی و مخالفت با طالبان، بازداشت شده است. در جریان یکی از این بازداشت‌ها، او به‌شدت مجروح شد.
در مهرماه ۱۴۰۱ و هم‌زمان با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، پوران ناظمی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. پس از آزادی در بهمن همان سال، هنگام ملاقات با پدر بیمارش در بیمارستان، به همراه خواهرش با خشونت و تعرض جنسی بازداشت شد و چند روز بعد با تودیع وثیقه آزاد گردید. دادگاه انقلاب جیرفت در شهریور ۱۴۰۲ او را با اتهام‌هایی از جمله محاربه و افساد فی‌الارض مواجه کرد؛ اتهام‌هایی که باعث شد او از حضور در دادگاه‌های جمهوری اسلامی خودداری کند و نزدیک به دو سال به‌صورت مخفیانه زندگی کند. با این حال، ناظمی در این دوره نیز فعالیت‌های مدنی خود را متوقف نکرد. مستند «پناهگاه ۲۵» بر پایه همین مقطع از زندگی او ساخته شده است.
پوران ناظمی در بهمن ۱۴۰۳ اعلام کرد که به دلیل افشاگری درباره فساد مسئولان در جنوب کرمان، از سوی نهادهای امنیتی «مهدورالدم» معرفی شده است. با وجود این‌که تصور می‌شد پرونده او در شهریور ۱۴۰۴ مختومه شده باشد، کیفرخواست جدیدی علیه او صادر شد و پرونده با اتهام‌های سنگین محاربه و افساد فی‌الارض بار دیگر به جریان افتاد.

خانم ناظمی، همواره غمخوار مردم محروم جنوب کرمان بود و در فعالیت‌های عام‌المنفعه مشارکت داشت. او از دوستان نزدیک فاطمه سپهری و ناهید شیرپیشه است و همواره صدای آن‌ها و سایر خانواده‌های دادخواه و زندانیان سیاسی بوده است.

او در دهه شصت وقتی که هنوز کودک بود، بازداشت شده و در زندان مخوفی در کرمان محبوس شد، روایت او را از آن دوران بشنوید.


#پوران_ناظمی #دهه_شصت #زندانی_سیاسی #کرمان #زندان #شکنجه #اعدام #شلاق #خسرو_علیکردی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
19💔12
ویدیویی از خانم فائزه هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی و زندانی سیاسی سابق، منتشر شده که او در آن می‌گوید زندان اوین مثل هتل است و امکانات خوبی دارد.

مریم ابراهیم‌وند، زندانی سیاسی سابق در پاسخ به فائزه هاشمی، با انتشار متنی تاکید می‌کند که وقتی زندانی را «هتل» می‌نامند، رنج نامرئی می‌شود. وقتی سرکوب را به میز و صندلی پلاستیکی تقلیل می‌دهند، فروپاشی روانی انسان‌ها از روایت حذف می‌شود. این متن روایت کسی است که سال‌هایی از جوانی‌اش را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذرانده؛ کسی که در همان «هتل اوین» مورد ادعای فائزه هاشمی، زیر فشار امنیتی، حذف اجتماعی و سرکوب نرم، تا مرز خودکشی پیش رفت.

متن یادداشت خانم ابراهیم‌وند به شرح زیر است:

‏از میز پلاستیکی تا فروپاشی روانی: دروغِ «هتل اوین»
خانم فائزه هاشمی،
گفتید «زندان اوین هتل است!».
من سه سال از جوانی‌ام را در زندان‌های جمهوری اسلامی گذراندم؛دو سال در قرچک ورامین،
و یک سال در اوین.اگر منظورتان از «هتل» دو میز و صندلی پلاستیکی است،پس شما آگاهانه یا ناآگاهانه دارید شکنجه، فشار روانی، فروپاشی ذهنی و حذف تدریجی انسان را به اشیای پلاستیکی تقلیل می‌دهید.
وا مصیبتا اگر معیار شما از رنج، فقط خشونت عریان و خون‌ریزی مستقیم است.
مسئله زندان جمهوری اسلامی فقط باتوم و کابل نیست.مسئله «مکانیسم‌های سلطه» است سیستمی که انسان را از درون می‌جود، قدرتی که هم زندانی و هم زندانبان را در یک ساختار کنترل واحد زندانی می‌کند،و با سرکوب نرم، با انزوا، با پرونده‌سازی، با ترور شخصیت، با حذف اجتماعی، انسان را به مرز نابودی می‌رساند.
می‌دانستید من در همان «هتل اوین» شما،
به‌دلیل فشار امنیتی، روایت‌سازی‌های دروغین،
عدم دسترسی به وکیل،شاکیان خصوصیِ ساخته‌شده،و منزوی‌کردنم در میان زندانیان سیاسی،
به مرز خودکشی رسیدم؟
می‌دانستید یک شب هشتاد قرص خوردم؟
حالا بگویید:
آیا آن میز و صندلی پلاستیکی توانست فروپاشی روانی مرا نجات دهد؟
آیا «ظاهر مرتب زندان» می‌تواند حذف وجودی یک انسان را بپوشاند؟
چطور می‌شود سرکوب نرم، حذف تدریجی، و قتل روانی رابا یک برچسب عوام‌فریبانه مثل «هتل اوین» تطهیر کرد؟
و بگذارید صریح بپرسم:
آیا می‌دانید همان‌هایی که شما مدعی‌اید پدرتان را کشتند
از حرف شما خوشحال شدند؟
پدر شما در یک استخر لاکچری کشته شد.
آیا حاضرید آن مرگ را هم به «لاکچری بودن استخر» تقلیل دهید؟آیا می‌شود حذف و مرگ را با دکور و ظاهر بزک کرد؟
خانم هاشمی، یا از سازوکار قدرت بی‌اطلاعید که بعید میدانم، یا آگاهانه در حال بازتولید گفتمان جمهوری اسلامی هستید.
در هر دو حالت، این حرف‌ها نه فقط توهین به زندانیان سیاسی، بلکه کمک مستقیم به سفیدشویی سیستمی است که تخصصش نابودی انسان‌ها بدون گذاشتن رد خون است.
و این دقیقاً همان چیزی است که جمهوری اسلامی می‌خواهد.

#زندان #شکنجه #زندان_اوین #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👌445👍4😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خواهر جاویدنام فرزاد خوش‌برش، زندانی سیاسی جان‌باخته، ویدیویی از مادرش منتشر کرده که نشان می‌دهد او با دیدن قاب عکس فرزندش بی‌تابی می‌کند.
فرزاد خوش‌برش، جوان ۳۱ ساله اهل نکا که در بازداشتگاه اداره اطلاعات مازندران تحت شکنجه قرار گرفته بود، هنگام انتقال به بیمارستان در وضعیت کاملاً بحرانی قرار داشته و کبد و هر دو کلیه‌ او از کار افتاده بود. او در حالی که به کما رفته بود به بیمارستان خاتم‌الانبیاء بهشهر منتقل شد، اما تنها چند ساعت بعد، بامداد ۲۵ آبان، جان باخت.
شاهدان می‌گویند بر روی بدن فرزاد، آثار کبودی دیده می‌شد.

مراسم خاکسپاری او با حضور گسترده ماموران امنیتی و لباس شخصی جمهوری اسلامی برگزار شد.


#فرزادخوشبرش #فرزاد_خوشبرش #دادخواهی #شکنجه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔32🕊42
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهلم جاویدنام فرزاد خوش‌برش بر سر مزار او برگزار شد

فرزاد خوش‌برش، جوان ۳۱ ساله اهل نکا که در بازداشتگاه اداره اطلاعات مازندران تحت شکنجه قرار گرفته بود، هنگام انتقال به بیمارستان در وضعیت کاملاً بحرانی قرار داشته و کبد و هر دو کلیه‌ او از کار افتاده بود. او در حالی که به کما رفته بود به بیمارستان خاتم‌الانبیاء بهشهر منتقل شد، اما تنها چند ساعت بعد، بامداد ۲۵ آبان، جان باخت.
شاهدان می‌گویند بر روی بدن فرزاد، آثار کبودی دیده می‌شد.

مراسم خاکسپاری او با حضور گسترده ماموران امنیتی و لباس شخصی جمهوری اسلامی برگزار شد.

#فرزادخوشبرش #فرزاد_خوشبرش #دادخواهی #شکنجه #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔323
وخامت شدید وضعیت جسمی بیژن کریمیان در زندان مرکزی ایلام پس از ضرب‌وشتم و شکنجه

بر اساس گزارش‌های دریافتی، بیژن کریمیان، شهروند اهل دره‌شهر، در پی ضرب‌وشتم و شکنجه شدید در زندان مرکزی ایلام، در وضعیت جسمی بسیار وخیمی قرار دارد و جان او به‌طور جدی در خطر است.
طبق این اطلاعات، بیژن کریمیان بر اثر شکنجه دچار شکستگی دنده شده و در پی آن با خونریزی داخلی مواجه است. منابع مطلع می‌گویند وضعیت او به‌شدت بحرانی است و نیاز فوری به رسیدگی پزشکی خارج از زندان دارد. نگرانی‌ها زمانی افزایش یافت که مأموران زندان در تماس تلفنی با خانواده کریمیان، ضمن اطلاع دادن از وخامت حال او، از خانواده خواسته‌اند برای تحویل گرفتنش به زندان مراجعه کنند؛ اقدامی که این گمانه را تقویت کرده است که مسئولان قصد دارند او را در شرایطی بحرانی و بدون مسئولیت‌پذیری پزشکی از زندان خارج کنند.

بیژن کریمیان فرزند آزادبخش کریمیان، از جانبازان جنگ هشت‌ساله ایران و عراق است. دوستان و خانواده او نسبت به وضعیت فرزندشان ابراز نگرانی شدید کرده و خواستار انتقال فوری بیژن کریمیان به مراکز درمانی مجهز و رسیدگی پزشکی مستقل شده‌اند.

این گزارش در حالی منتشر می‌شود که طی روزهای اخیر، موارد متعددی از بدرفتاری، شکنجه و محرومیت درمانی زندانیان در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های مختلف کشور گزارش شده و نگرانی‌ها درباره جان بازداشت‌شدگان افزایش یافته است.

مسئولیت هر اتفاقی برای بیژن کریمیان و سایر بازداشت‌شدگان بر عهده جمهوری اسلامی است.
چندی پیش هم جمهوری اسلامی فرزاد خوش‌برش را به شدت شکنجه داد. او در بیمارستان جانش را از دست داد، ولی همه می‌دانیم که عامل قتل او ماموران امنیتی رژیم بوده‌اند.

#بیژن_کریمیان #ایلام #شکنجه #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔517🕊1
علی شریف‌زاده اردکانی: اعترافات گرفته‌شده تحت شکنجه، فاقد اعتبار قضایی است

علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل دادگستری، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، از دریافت گزارش‌های نگران‌کننده درباره وضعیت بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر خبر داد.

به گفته او، پس از گفت‌وگو با خانواده‌های دستگیرشدگان مشخص شده است که بسیاری از بازداشت‌شدگان پس از دستگیری، به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته‌اند. بر اساس این روایت‌ها، افراد با چشم و دست بسته تحت شکنجه قرار گرفته و با وارد کردن ضربات شدید به شکم، زیر پا و سایر نقاط بدن، وادار به امضای برگه‌های اعتراف اجباری شده‌اند.

این وکیل دادگستری تأکید کرده است که تمامی این اعترافات، محصول شکنجه و فشار فیزیکی و روانی بوده و از نظر حقوقی و قضایی، نمی‌تواند مبنای صدور حکم قرار گیرد.

او با اشاره به اصول بدیهی دادرسی عادلانه، تأکید کرده است استفاده از اعترافات اخذشده تحت شکنجه، نقض آشکار حقوق متهمان و بی‌اعتباری روند قضایی است.

ـ لازم به ذکر است، در سال ۱۴۰۱ آقای شریف‌زاده از شکنجه شدید جاویدنام سیدمحمد حسینی خبر داده بود. با این حال بی دادگاه جمهوری اسلامی، توجهی به سخنان و دفاعیات وکیل نکرد.

همان‌گونه که در روزهای خونین ۱۸ و ۱۹ دی ماه، رفتار حکومت با کشتار وحشیانه و استفاده از سلاح سنگین، تیر خلاص زدن به مجروحان، قتل مجروحان در بیمارستان‌ها، قتل کودکان، سلاخی با قمه و تبر و ... کاملا تغییر کرده، رفتار قضایی حکومت هم به کلی با قبل از این وقایع فرق کرده است. قبلا اگر در مواردی ظواهر قضایی رعایت می‌شد، اکنون دیگر حکومت خود را ملزم به آن نمی‌داند.
نمونه‌اش را در خصوص رفتار با اجساد جان‌باختگان، توهین شدید به خانواده‌ها، گورهای دسته‌جمعی، اعدام صحرایی و ... خوانده و شنیده ایم.
مواردی از شکنجه قرون وسطایی بازداشت‌شدگان به آموزشکده توانا گزارش شده که به دلیل اعمال خشونت بسیار زیاد قادر به بازگویی آن‌ها هم در پست‌ها نیستبم، ولی به سازمان‌های بین‌المللی گزارش شده است.

#جنایت_علیه_بشریت
#شکنجه #نه_به_جمهوری_اسلامی
#اعتراف_اجباری


@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊3💯32
روایت یک بازداشتی از شکنجه پس از اعتراضات ۱۸ دی؛ «با انبردست بخیه دستم را کشیدند»

«من چند روزه از بازداشت اومدم بیرون. ۱۸ دی تو اعتراضات شهر ... بودم، دستم تیر خورد. به زور و بلا تونستیم یه دکتر پیدا کنیم و خلاصه دستمو بخیه کرد.
سه روز بعد، ساعت ۴ صبح، پنج نفر ریختن خونه و منو بردن. بلاهایی سرم آوردن که الان اگه یکی دستش بهم بخوره می‌ترسم و شوکه می‌شم. بخیه دستمو با انبردست می‌کشیدن، زخمم باز می‌شد و خون می‌رفت. داخل زخم دستمو با انبردست فشار می‌دادن؛ بیهوش می‌شدم و وقتی به خودم می‌اومدم می‌دیدم همه‌جا پر از خونه.
حرفشون این بود: «شما می‌خواین انقلاب کنین؟ حالا اینجا انقلاب کنین.»
صدای جیغ دخترا رو می‌شنیدم که التماس می‌کردن. تو این ۲۳ روزی که اونجا بودم، بدترین رفتارها رو با ما کردن. می‌گفتم چرا منو نمی‌کشین تا خلاص شم.
هنوزم کبودیاش روی دستم مونده. زخممو باز کردن، تاندون دستم که بخیه بود رو کشیدن و پاره کردن. وای… وای… بدنم درد می‌کنه وقتی اینا رو می‌نویسم.
وحشتناک بود خیلی بد بود می‌گفتم فقط نزنیدم هرچی بیارین امضا می‌کنم، هرجا شما بگین اونجا بودم من چندتا برگه بدون اینکه بخونم امضا کردم، نمیدونم چه بلایی قراره سرم بیاد..

خواستم این حرفا رو بزنم که بدونین با ما چی کار کردن.
حال روحیم خیلی بده. واقعاً تو کلمات نمی‌گنجه که بگم چه روزای وحشتناکی بود. با صدای زنگ هم می‌ترسم؛ فکر می‌کنم اومدن دوباره ببرنم.»

ـ روایت بالا را یکی از بازداشت‌شدگان برای ما فرستاده است. او فکر خودکشی داشت و به او یک روان‌شناس معرفی کردیم.

ـ در صورتی که بازداشت شدید یا از خانواده‌های دادخواه هستید و به روان‌شناس نیاز دارید، با ادمین توانا تماس بگیرید.

درس‌نامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/

سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s

در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/

زخم‌های پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/


#زندان #شکنجه #انفرادی #بازجویی #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔5810🕊10
روایتی هولناک از شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد

هشدار: این گزارش حاوی توصیف‌های شدید از شکنجه و خشونت در بازداشتگاه است و ممکن است برای برخی مخاطبان آزاردهنده یا ناراحت‌کننده باشد.

روایتی هولناک از شکنجه‌ وحشیانه یکی از زندانیان به دست ما رسیده است. این زندانی و افرادی که واسطه شدند روایت به دست ما برسد برای ما موثق و شناخته شده هستند. آن‌ها ریسک بزرگی را قبول کردند تا این جنایت افشا گردد.

بخوانید:

«شبی که منو شکنجه می‌کردند در اداره اطلاعات مشهد، که کلاً لباس‌های بنده را درآورده و کف زمین پر از آب بود و آب ریخته بودند و با شوکر ۴ ۵ نفری به زمین می‌زدند من را از زیر برق می‌گرفت به کلیه‌ها و بیضه‌ها و به دهانم شوکر می‌زدند و بعد از کلی کتک خوردن آمدند من را پاهایم را بستند به یک صندلی تک دسته من کل این تایم چشمام بسته بود همون جایی که پامو به صندلی بستند آمدند شورت بنده را درآورده و با یک چیز من حس کردم مثل انبر آمدند آلت تناسلی بنده را گرفته و چند دور چرخاند و یه دفعه کشید رو به سمت بالا که من حس کردم یک متر از زمین کنده شدم و چنان دردی به من وارد شد که اصلاً هیچ توصیفی در موردش ندارم بگم بعد میله‌ای آوردن می‌خواستند در باسن بنده فرو کنند و مدام فشار دادند فشار دادند اما من مقاومت کردم از درد و آنچنان دردی داشت که پشت باسنم پاره شد
و مدام با یک چیزی مثل شلاق از پایین به بالا از بالا به پایین با چوب‌باتون با همه چی به سر و بدن من زدن و من در آنجا زمانی که فحش دادم به همه اینها، پارچه‌ی بزرگ خیسی توی دهان من کردند و خواستند با آب من را خفه کنند اما به هر حال آنجا هم از مرگ جان سالم به در بردم و آنجا چشم‌بند یک آن از چشم‌های من باز شد و من چند نفرشان را دیدم و دیدم پاهایم به یک صندلی تک دسته بسته شده است و دیگر بیهوش شدم تا فهمیدم به جرم گروهک تروریستی و ترور دادستان فرماندار و مامور امنیت در بیمارستان زندان هستم.»

#مشهد #شکنجه #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
💔546🕊6
فرزاد مرادی، جوان اهل ایذه، تحت فشار برای اعتراف اجباری

با صورتی خورد شده و معده‌ای پر از قاشق یکبار مصرف، از بازداشتگاه به بیمارستان منتقل شد


گزارش‌های دریافتی حاکی از آن است که جان فرزاد مرادی، جوان اهل ایذه، در خطر است و او پس از بازداشت در تاریخ ۷ بهمن توسط اداره‌کل اطلاعات استان خوزستان، در شرایط نگران‌کننده‌ای نگهداری می‌شود.

بر اساس گزارش دریافتی، او در دوران بازداشت تحت ضرب‌وشتم و شکنجه شدید قرار گرفته و برای اخذ اعتراف اجباری تحت فشار بوده است. منابع مطلع می‌گویند مرادی به‌دلیل شدت جراحات، به‌صورت مخفیانه به بیمارستان خمینی اهواز منتقل و به مدت پنج روز بستری شده است.

به گفته این منابع، هنگام انتقال به بیمارستان، آثار آسیب شدید در ناحیه صورت مشاهده شده و پزشکان ناچار به انجام اقدامات درمانی فوری شده‌اند. همچنین گفته شده که تعداد زیادی قاشق یک‌بارمصرف از معده او خارج شده است. با وجود توصیه پزشکان برای ادامه روند درمان، گزارش شده که روند درمان متوقف و وی برای ادامه بازجویی به بازداشتگاه بازگردانده شده است.
طبق این گزارش بازجویان درصدد اخذ اعترافات کذب با اجبار از این جوان اهل ایذه هستند.

خانواده فرزاد مرادی تاکنون از وضعیت دقیق او بی‌اطلاع هستند و گفته می‌شود پرونده وی به دادستانی ارجاع نشده است.

#ایذه #فرزاد_مرادی #شکنجه #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔23🕊41
احمدرضا نجیمی‌راد به زندان دهدشت منتقل شد

احمدرضا نجیمی‌راد، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ در شهرستان کهگیلویه، پس از پایان دوره بازجویی به زندان دهدشت منتقل شده است.

بر پایه اطلاعات دریافتی از نزدیکان این شهروند، او در تماسی کوتاه با خانواده‌اش خبر انتقال خود را اعلام کرده است. به گفته این منبع، احمدرضا در جریان بازجویی‌ها تحت فشار شدید قرار داشته و عنوان کرده که در این مدت مورد شکنجه قرار گرفته و حتی ناخن‌هایش را کشیده‌اند.

پیش‌تر نیز ویدیویی از اعترافات او در رسانه‌های داخلی منتشر شده بود؛ اعترافاتی که خانواده و نزدیکانش می‌گویند در نتیجه فشار و اجبار بیان شده است.

بر اساس گزارش‌های موجود، اخیراً برای او وکیل تعیین شده، اما وکیل تاکنون امکان دسترسی کامل به پرونده و آگاهی از جزئیات اتهامات مطرح‌شده را نیافته است.

احمدرضا نجیمی‌راد در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در شهرستان کهگیلویه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.

#احمدرضا_نحیمی_راد #از_بازداشتیها_بگو #کهگیلویه #دهدشت #شکنجه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊185💔5
تداوم بازداشت و بی‌خبری از فرزاد مرادی؛ نگرانی جدی درباره وضعیت جسمی این شهروند اهل ایذه در پی شکنجه برای اعتراف اجباری

بر اساس اطلاعات دریافتی، فرزاد مرادی، جوان اهل ایذه، در ۷ بهمن ۱۴۰۴ توسط مأموران امنیتی در محل کار خود بازداشت شده است.
به گفته نزدیکانش، در روزهای ابتدایی هیچ اطلاعی از وضعیت یا محل نگهداری او در دست نبوده تا اینکه خانواده به‌صورت اتفاقی در تاریخ ۱۷ بهمن متوجه می‌شوند وی در بیمارستان امام اهواز بستری شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که وضعیت جسمی فرزاد در زمان انتقال به بیمارستان وخیم بوده؛ از جمله شکستگی بینی، ضربات متعدد به سر و صورت و خونریزی معده. گفته می‌شود این خونریزی در پی فروبردن قاشق‌های پلاستیکی تیز در معده‌اش رخ داده و مادر درمان در بیمارستان آن‌ها را از معده‌اش خارج کرده‌اند.

بر پایه اظهارات منبع مطلع، روند درمان او کامل نبوده و با وجود مخالفت پزشکلن، با رضایت شخصی مأموران، در تاریخ ۲۲ بهمن از بیمارستان ترخیص و به بازداشتگاه منتقل شده است. از آن زمان تاکنون، هیچ اطلاعاتی درباره محل نگهداری، وضعیت سلامت یا شرایط پرونده او در دست نیست.

همچنین گفته می‌شود پرونده فرزاد مرادی هنوز به دادسرا ارسال نشده است و گفته شده که مأموران اطلاعاتی می‌خواهند تحت هر شرایطی از او اعتراف اجباری بگیرند و اتهام یا اتهامات سنگینی به او نسبت دهند.

#فرزاد_مرادی #ایذه #شکنجه #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
🕊18💔112
تجاوز جنسی و شکنجه شدید دو پرستار بازداشت‌شده در بیمارستان رجایی تهران


گزارش ایران‌اینترنشنال حاکی از آن است که دو پرستار بیمارستان رجایی قلب تهران که ۱۸ دی‌ماه به دلیل تلاش برای مداوای معترضان بازداشت شدند، در دوران بازداشت به‌شدت شکنجه شده و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند.

بر اساس این گزارش، این دو پرستار در بازداشت تحت شکنجه‌های شدید و تجاوزهای مکرر قرار داشته‌اند؛ به‌گونه‌ای که در نتیجه آسیب‌های جسمی، بخش‌هایی از روده آن‌ها برداشته شده و اکنون با کیسه کلستومی زندگی می‌کنند.

یکی از این پرستاران زنی ۳۳ ساله است که در مدت بازداشت بارها مورد آزار و تجاوز قرار گرفته است. به گفته شاهدان، ماموران امنیتی او را به شیوه‌های مختلف مورد تجاوز قرار داده‌اند. علاوه بر تجاوز با انگشت، ماموران به صورت گروهی و دو یا سه نفره و در روزهای متوالی به او تجاوز می‌کردند. همچنین با وارد کردن یک جسم خارجی به مقعد این پرستار، به او تجاوز کردند که موجب خون‌ریزی شدید شد.

شدت آسیب‌های جسمی این پرستار به حدی بوده که بخشی از روده او برداشته شده و اکنون با کیسه کلستومی زندگی می‌کند. رحم او نیز دچار پارگی شدید شده و تاکنون دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفته است. پزشکان احتمال داده‌اند که ممکن است مجبور شوند رحم او را به طور کامل خارج کنند.

یکی از منابع می‌گوید پیش از انتقال این پرستار به اتاق عمل، او بارها از پزشکان خواسته اجازه ندهند زنده بماند و گفته اگر از اتاق عمل زنده خارج شود، دست به خودکشی خواهد زد. وضعیت روحی او به حدی وخیم گزارش شده که برای جلوگیری از آسیب رساندن به خود، دستانش به تخت بیمارستان بسته شده و هم‌زمان تحت نظارت نیروهای امنیتی قرار دارد.

پرستار دیگری نیز از میان بازداشت‌شدگان تحت عمل جراحی قرار گرفته است. بخشی از روده این پرستار نیز به شدت آسیب دیده و به او کیسه کلستومی وصل شده است. همچنین به دلیل خونریزی شدید، رحم او به طور کامل خارج شده است.

گزارش‌ها همچنین حاکی است که خانواده یکی از این پرستاران برای آزادی او مجبور شده‌اند مبالغ قابل توجهی به یکی از ماموران اطلاعاتی پرداخت کنند تا برگه‌ای تنظیم شود مبنی بر اینکه این زن به عقد موقت یکی از ماموران درآمده است؛ اقدامی که گفته می‌شود با هدف فراهم کردن زمینه آزادی او انجام شده است. از این پرستار همچنین تعهد گرفته شده که پس از آزادی اعلام کند که مورد آزار و تجاوز از سوی «اغتشاشگران» قرار گرفته است.

بیمارستان رجایی قلب در محدوده ولیعصر تهران قرار دارد و در ساعات پایانی ۱۸ دی‌ماه با موجی از مجروحان مواجه شد. حدود ساعت ۹ شب به بعد شمار زیادی از افرادی که در اثر اصابت گلوله جنگی زخمی شده بودند به این بیمارستان منتقل شدند.

ماموران امنیتی پس از سرکوب معترضان به کارکنان بیمارستان اعلام کردند که از ارائه خدمات درمانی به مجروحان خودداری کنند. با این حال از میان ۲۷ نفر از پرسنل و پرستاران حاضر در بخش، ۱۴ نفر در برابر این دستور مقاومت کردند و تلاش کردند به مجروحان رسیدگی کنند.

در میان این افراد، دو پرستار مرد به دلیل اعتراض به وضعیت موجود و ابراز همدردی با مجروحان بازداشت شدند. از میان این ۱۴ نفر نیز تنها هفت پرستار زن توانستند تا ساعاتی بعد به کار امدادرسانی ادامه دهند.

این هفت پرستار تا حدود ساعت ۱۱ تا ۱۲ شب همچنان مشغول مداوای مجروحان بودند، اما در ادامه نیروهای سرکوبگر وارد بیمارستان شدند. آن‌ها به سمت برخی از مجروحان شلیک کردند و زمانی که پرستاران و کارکنان بیمارستان به این اقدام اعتراض کردند، با ضرب و شتم مواجه شده و به طبقه پایین بیمارستان و بخش انباری منتقل شدند.

به گفته شاهدان، در میان این هفت نفر، دو پرستار در برابر چشمان دیگران هدف گلوله قرار گرفتند و کشته شدند. به کارکنان هشدار داده شد که به پیکر آن‌ها دست نزنند و اجساد در همان محل باقی بماند.

چند روز بعد خانواده‌های این دو نفر پیکر آن‌ها را در کهریزک پیدا کردند. همچنین پنج پرستار زن دیگر بازداشت و به بازداشتگاه منتقل شدند و خانواده‌های آنان برای هفته‌ها از وضعیتشان بی‌خبر بودند.

#جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی #شکنجه

@Tavaana_TavaanaTech
💔193
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم شجاع و بیدار وطنم،

از دل تاریکی با شما سخن می‌گویم؛
از جایی که انسان را نه فقط در بند، بلکه در هم می‌شکنند.
جایی که شکنجه، زبان را به اجبار می‌گشاید؛
تهدید، حقیقت را به اعترافی تحریف‌شده بدل می‌کند؛
و سایه‌ی احکام سنگین و هراس اعدام، هر نفس را به کابوسی بی‌پایان تبدیل می‌سازد. امروز، پشت دیوارهای سرد زندان‌های این سرزمین، جوانانی ایستاده‌اند که تنها جرمشان رؤیای فردایی روشن‌تر بوده است.

پدران و مادرانی هستند که شب را با اضطراب به صبح می‌رسانند؛ بی‌خبر از حال فرزندانشان، با قلبی که هر لحظه میان امید و هراس می‌تپد.
سکوت ما، امتداد همان تاریکی است.
بی‌تفاوتی ما، قفل دیگری بر درِ سلول‌هایشان.
اگر خاموش بمانیم، دیوارها بلندتر می‌شوند و فریادها بی‌پاسخ‌تر.
امروز، زمان ایستادن است.
زمان آن است که صدای بازداشت‌شدگان دی‌ماه باشیم؛
صدای حقیقت در برابر دروغ، صدای کرامت انسان در برابر تحقیر،
صدای زندگی در برابر مرگ.

فراموش نکنید. تکرار کنید. روایت کنید.
بگذارید نام‌ها در حافظه‌ی جمعی ما زنده بمانند، نه در سکوتی تحمیلی.
هیچ قدرتی بلندتر از صدای ملتی متحد نیست؛
ملتی که تصمیم گرفته ببیند، بشنود و خاموش نماند.

مسعود علیزاده؛
یکی از قربانیان شکنجه در جهنمِ بازداشتگاه کهریزک؛جایی که انسانیت، زیر چکمه‌های بی‌رحمی لگدمال شد.


#شکنجه #زندان #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
🕊5
گزارش‌هایی از شکنجه و فشار امنیتی بر احسان رضاپور پیش از جان‌باختنش

طبق خبرهای منتشر شده، احسان رضاپور، شهروند ۳۵ ساله ایرانی مقیم آلمان، پس از بازگشت به ایران و تحمل هفته‌ها فشار امنیتی و شکنجه، در نهایت اقدام به خودسوزی کرده و پس از چند روز بستری در بیمارستان جان باخته است.

بر اساس این گزارش‌ها، احسان رضاپور، متولد ۱۰ دی ۱۳۶۹، در اسفندماه ۱۴۰۴ برای دیدار با خانواده و فرزندش و همچنین شرکت در مراسم چهلم دوستان جان‌باخته‌اش در اعتراضات دی‌ماه به ایران بازگشته بود. منابع مطلع گفته‌اند او از زندگی در غربت خسته شده و قصد داشته در ایران بماند.

با این حال، گفته می‌شود پس از ورود به کشور، گذرنامه او ضبط و برایش حکم ممنوع‌الخروجی صادر شد. همچنین طی هفته‌های بعد، بارها از طریق تماس‌های ناشناس مورد تهدید و بازجویی تلفنی قرار گرفت.

طبق گزارش‌های منتشرشده، فشارها بر او پس از درگیری با نیروهای بسیجی در ۱۹ اسفندماه شدت گرفت؛ درگیری‌ای که گفته می‌شود به دلیل پوشش آستین‌کوتاه و نمایان بودن تتوهای بدنش رخ داده بود. پس از این اتفاق، احسان رضاپور به مدت دو روز ناپدید شد.

منابع آگاه اعلام کرده‌اند او پس از این دو روز با وضعیت جسمی وخیمی رها شده بود؛ از جمله شکستگی بینی، آسیب شدید در ناحیه گوش و فک، کاهش بینایی چشم راست، آثار کابل و شوکر بر گردن و کمر، کبودی‌های گسترده و تنگی نفس. همچنین ادعا شده مأموران پس از شکنجه، او را در بیابان‌های اطراف اندیشه رها کرده و اقدام به تیراندازی هوایی و شلیک از نزدیکی صورتش کرده بودند.

بر اساس این گزارش‌ها، احسان رضاپور پس از بازگشت به خانه در وضعیت روحی بسیار بحرانی قرار داشت و از فشار برای ضبط «اعتراف اجباری» سخن گفته بود. گفته می‌شود او تا ۹ فروردین‌ماه در اختفا زندگی می‌کرد و به دلیل حملات عصبی شدید، داروهای اعصاب مصرف می‌کرد.

طبق این گزارش‌ها، شامگاه ۹ فروردین، پس از تماس دوباره نهادهای امنیتی و احضار مجدد، دچار حمله عصبی شد و اقدام به خودسوزی کرد. او پس از چند روز بستری در بیمارستان و دو بار ایست قلبی، در ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ جان باخت.

ـ اگر در اطرافیان خود زندانیان سیاسی دارید که تحت فشار زیادی قرار گرفته‌اند، حتماً او را مجاب کنید که با یک روانشناس صحبت کند.‌ در این خصوص می‌توانید با آموزش‌های توانا تماس بگیرید.

مطالب مرتبط زیر را مطالعه کنید:

درس‌نامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/

سلامت روان زندانیان سیاسی
https://tavaana.org/psychosocial-s

در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/

زخم‌های پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/

#احسان_رضاپور #شکنجه #اعتراف_اجباری

@Tavaana_TavaanaTech
💔10
ضیا نبوی: بازجوها بیش از شکنجه فیزیکی، از محرومیت و نیازهای انسانی برای شکستن زندانیان استفاده می‌کنند

ضیا نبوی، زندانی سیاسی سابق، در متنی که در استوری اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به تجربه بازجویی و بازداشت، نوشته است که افکار عمومی معمولاً «شکستن» زندانیان را نتیجه شکنجه فیزیکی یا داروهای روان‌گردان می‌داند، در حالی که بازجویان اغلب از شیوه‌های پیچیده‌تری برای اعمال فشار استفاده می‌کنند؛ از محروم کردن افراد از ارتباط با عزیزان و حفظ آبرو گرفته تا سلب ساده‌ترین عناصر زندگی روزمره که به گفته او در سلول انفرادی به ابزاری قدرتمند برای کنترل و وادار کردن زندانی به اطاعت تبدیل می‌شود.

متن نوشته آقای نبوی به شرح زیر است:
«بازجوها قدرت را پیچیده می‌فهمند. قاعدتاً پیچیده‌تر از مخالفین سیاسی یا افکار عمومی. یعنی اگر قدرت را امکان تحمیل کردن عملی خلاف میل دیگری بر او بدانیم، دست‌کم با قاطعیت می‌توان گفت که بازجوها پیچیده‌تر از اکثریت انسان‌ها به کارش می‌بندند.

نشانه‌اش این است که هنوز هم اگر یک زندانی در ایام بازداشت اصطلاحاً بشکند و چیزی علیه مواضع و اعتقاداتش بگوید، اولین چیزی که به ذهن افکار عمومی راه می‌یابد احتمال شکنجه فیزیکی است یا اینکه قرص و داروی روان‌گردان به او خورانده‌اند.

این در حالی است که ترفندهای بازجو بسیار پیچیده‌تر است و معمولاً از زوایای متفاوت‌تری وارد می‌شوند. حقیقت این است که برای اینکه انسانی را به کاری که نمی‌خواهد واداریم، کافی است بدانیم مهم‌ترین نیازها، رانه‌ها و اولویت‌های هر فرد چیست و با محروم کردن او از این عوامل و مشروط کردن بازگشت آن‌ها به همکاری، رفتار او را تحت کنترل درآوریم.

در واقع، آن چیزهایی را که برای فرد طبیعی شده و فقدان آن شکافی بزرگ در زیستش ایجاد می‌کند، ابتدا از او می‌گیریم تا برای دوباره به دست آوردنشان به اطاعت ما درآید.

مثلاً برای فردی که به عزیزی وابسته است ـ پارتنر، فرزند، والدین و... ـ بی‌خبری و بی‌ملاقاتی بزرگ‌ترین اهرم فشار است. برای کسی که شدیداً مقید به آبرویش است، افشاگری چنین اثری دارد. برای آن کس که به جایگاه فرادست خو کرده، تحمل بی‌احترامی دشوار است. برای کسی که وسواس به نظافت دارد، کثیفی غیرقابل تحمل است.

اما عجیب‌ترین چیزی که بازجو می‌تواند با گرفتنش مهیب‌ترین احساس‌ها را به فرد بدهد، به گمانم طبیعی‌ترین و بدیهی‌ترین چیزها، یعنی همین زیست روزمره است. سلول انفرادی آن چیزی است که می‌تواند به ناگهان تمام جهان روزمره را غیب کند.

آدمیزاد عموماً چنان در روتین و زیست روزمره غرق است که نمی‌تواند فقدان آن را حتی برای لحظه‌ای تصور کند و باور نمی‌کند که در جهان سراسر هیچ و خالیِ سلول انفرادی، اشتیاق و تمنای بازگشت به جهان روزمره، حتی ملال‌انگیزترین بخش‌های آن، و سروکار داشتن با همین امور یومیه تا کجا می‌تواند آدمی را تحت فشار بگذارد و به چه کارهایی وادارد.»

مرتبط:
درس‌نامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی»:
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/

سلامت روان زندانیان سیاسی:
https://tavaana.org/psychosocial-s

در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/

زخم‌های پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب:
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#شکنجه


@Tavaana_TavaanaTech
👍32🕊2💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عبدالرسول مرتضوی از زندان اصفهان: صدها بازداشت‌شده دی‌ماه ۱۴۰۴ تحت شکنجه قرار گرفته‌اند

عبدالرسول مرتضوی، زندانی سیاسی، جانباز جنگ که سال‌هاست در زندان به سر می‌برد، در یک تماس تلفنی با انتشار نامه‌ای خطاب به سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، از آنچه «شکنجه گسترده بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴» در بازداشتگاه‌های امنیتی و زندان مرکزی اصفهان خواند، پرده برداشت.

مرتضوی در این نامه اعلام کرده است که پس از اعلام خبر درگذشت رهبر جمهوری اسلامی، با دستور دادستانی اصفهان به بازداشتگاه اداره اطلاعات اصفهان موسوم به «الف‌سا» منتقل شده و حدود ۴۰ روز، از دهم اسفند ۱۴۰۴ تا هجدهم فروردین ۱۴۰۵، در کنار شماری از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در این بازداشتگاه نگهداری شده است.

او می‌گوید در مدت حضور خود، آثار شکنجه را بر بدن بسیاری از بازداشت‌شدگان مشاهده کرده و همچنین بارها صدای ضرب‌وشتم و فریادهای آنان را شنیده است. به گفته این زندانی سیاسی، قطع ارتباط با خانواده، نگهداری در سلول‌های کوچک، روشن بودن دائمی چراغ‌های پرنور، محدودیت شدید استفاده از هوای آزاد، تغذیه نامناسب، رفتارهای تحقیرآمیز و بازجویی‌های همراه با ضرب‌وشتم از جمله فشارهایی بوده که بر بازداشت‌شدگان اعمال شده است.

مرتضوی در نامه خود نام بیش از بیست نفر از افرادی را که به گفته او در این بازداشتگاه تحت شکنجه قرار گرفته‌اند، ذکر کرده و افزوده است که هم‌اکنون نیز صدها نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در بندهای مختلف زندان مرکزی اصفهان نگهداری می‌شوند و همگی تجربه شکنجه و بدرفتاری را پشت سر گذاشته‌اند.

این زندانی سیاسی همچنین به وقایع پس از شورش زندان مرکزی اصفهان در یازدهم فروردین ۱۴۰۵ اشاره کرده و مدعی شده است که پس از آن رویداد، شمار زیادی از زندانیان عادی برای گرفتن اعتراف درباره آتش‌سوزی بخش‌هایی از زندان، تحت شکنجه و ضرب‌وشتم شدید قرار گرفته‌اند.

مرتضوی در بخش دیگری از نامه خود با استناد به اصول ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی، که شکنجه و هتک حرمت زندانیان را ممنوع اعلام کرده‌اند، پرسیده است که آیا این اصول صرفاً جنبه تزئینی دارند یا قرار است در عمل نیز اجرا شوند.

او در پایان خواستار مجازات عاملان شکنجه و بدرفتاری با زندانیان شده و هشدار داده است که هرگونه اعمال محدودیت جدید علیه او پس از انتشار این نامه می‌تواند نشانه‌ای از بی‌توجهی مسئولان به گزارش‌های مطرح‌شده درباره نقض حقوق زندانیان باشد.

#عبدالرسول_مرتضوی #شکنجه #اصفهان #بیانیه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊217💔7
امروز، ۲۶ ژوئن، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه و مبارزه با شکنجه است، شکنجه، در هر شکل و با هر توجیهی، نقض آشکار کرامت انسانی و حقوق بنیادین انسان‌هاست.

در جمهوری اسلامی شکنجه و فشارهای جسمی و روانی همچنان یکی از ابزارهای سرکوب به شمار می‌رود؛ از اعترافات اجباری و سلول انفرادی گرفته تا محرومیت از درمان، تهدید خانواده‌ها و آزار زندانیان. یادآوری رنج قربانیان شکنجه، هم‌زمان یادآوری مسئولیت ما در دفاع از کرامت انسانی، عدالت و پایان دادن به مصونیت عاملان این نقض‌هاست.

امروز در کنار بازماندگان و قربانیان شکنجه می‌ایستیم و بر حق هر انسان برای زندگی بدون ترس، خشونت و تحقیر تأکید می‌کنیم.
طرح از بهنام محمدی

#شکنجه
#زندان
#نه_به_شکنجه

@Tavaana_TavaanaTech
🕊164💔2
Forwarded from گفت‌وشنود


روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه به عنوان یک ابتکار از سوی سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۷ تعیین شد. این روز به یاد تصویب "کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه شکنجه و دیگر مجازات‌ها یا رفتارهای ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز" در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷ گرامی داشته می‌شود. هدف از این روز جلب توجه جهانی به موضوع شکنجه و اثرات مخرب آن بر افراد و جوامع است.

در طول تاریخ، بسیاری از افراد به دلیل باورهای دینی، سیاسی، و ایدئولوژیک خود مورد شکنجه قرار گرفته‌اند. خداناباوران، دین‌ناباوران، و افراد دارای باورهای متفاوت دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند و در بسیاری از جوامع با تبعیض، آزار و شکنجه روبرو شده‌اند. شکنجه به عنوان یک ابزار سرکوب برای کنترل و ساکت کردن مخالفان و تقویت قدرت حاکمان استفاده شده است.

در ایران و حکومت جمهوری اسلامی بسیاری از افراد به‌ علت باورهای متفاوت، با خواست حکومت فرقه‌ای شیعه، زندانی و با شکنجه و در مواردی با احکام سلب حیات و اعدام مواجه می‌شوند.

جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در حاشیه پنجاه و ششمین جلسه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و جلسه‌ای که با عنوان "بحران مصونیت در ایران؛ از دهه شصت تا مهسا امینی" برگزار شده بود، از شکنجه در کنار اقدامات دیگری نظیر ناپدید شدن اجباری، قتل و اعدام‌های خودسرانه، به مثابه یکی از مصادیق "جنایت علیه بشریت" نام برد که به‌ دست حکومت جمهوری اسلامی از دهه ۱۳۶۰ تا امروز انجام شده است.

شکنجه نه تنها جسمی بلکه روحی و روانی نیز بوده و اثرات طولانی‌مدتی بر قربانیان و خانواده‌هایشان دارد. ایجاد این روز جهانی به عنوان یک فرصت برای آموزش و اطلاع‌رسانی درباره این موضوع و تقویت اقدامات جهانی برای از بین بردن شکنجه و حمایت از حقوق بشر و قربانیان آن است.

این روز همچنین یادآور تعهد جامعه جهانی به حقوق بشر و ضرورت ادامه مبارزه با هر گونه شکنجه و رفتار غیرانسانی است. سازمان‌ها و فعالان حقوق بشر در سراسر جهان از این روز برای تقویت تلاش‌های خود و جلب توجه عموم به وضعیت قربانیان شکنجه استفاده می‌کنند.

#تفتیش_عقاید #شکنجه #خداناباوران #دین_ناباوران #گفتگو_توانا


@Dialogue1402
👌9🕊71💔1