ادامه بحران در زندان اوین؛
نابهسامانی در امور اداری و محرومیت زندانیان از خدمات درمانی
گزارش رسیده در خصوص زندان اوین از تداوم نابسامانیهای اداری و درمانی در این زندان حکایت دارد؛ وضعیتی که به گفته خانواده یکی از زندانیان سیاسی، روند رسیدگی به امور زندانیان را مختل کرده و نگرانیها درباره وضعیت سلامت آنان را افزایش داده است.
بر اساس گزارش رسیده به آموزشکده توانا، بیش از دو ماه است که زندان اوین فاقد مددکار بوده و همین موضوع روند ابلاغیهها و پیگیریهای اداری زندانیان را با اختلال جدی مواجه کرده است. در نتیجه، خانوادهها برای انجام سادهترین امور ناچار به مراجعه حضوری و پیگیریهای مکرر هستند؛ آن هم در شرایطی که به گفته یکی از خانوادهها، دسترسی به مسئولان محدود است.
گفته میشود دادیار زندان از ۹ اسفند تاکنون تنها دو بار و آن هم در مدتزمانی کوتاه با خانوادهها دیدار داشته و این مسئله موجب انباشت درخواستها و بلاتکلیفی پروندهها شده است.
در حوزه درمان نیز وضعیت نگرانکننده توصیف شده است. بنا بر این گزارش، معاون سلامت زندان (یوسفی) با وجود نداشتن تخصص پزشکی، دستور داده ورود داروهایی که با نسخه پزشک از خارج از زندان تهیه میشدند، به بهانه احتمال ورود مواد مخدر، متوقف شود. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که به گفته منابع، از سوم اسفند ماه هیچگونه ملاقات حضوری انجام نشده و اگر مواد مخدری در زندان موجود است، از طریق دیگری وارد شده است. (پیشتر گزارشهایی درباره مافیای مواد مخدر در زندانها و نقش عوامل حکومتی منتشر کرده بودیم.)
همچنین طبق این گزارش، پزشکان متخصص دیگر به زندان مراجعه نمیکنند و انبار دارویی زندان با کمبود جدی مواجه شده است. همچنین اجازه ورود دارو از خارج از زندان نیز داده نمیشود؛ موضوعی که میتواند سلامت زندانیان را با خطرات جدی روبهرو کند.
پیشتر در خصوص مشکلات دسترسی به داروهای تخصصی و پزشک متخصص در زندان اوین چند گزارش نوشته بودیم.
خانوادههای زندانیان ناتوانی مدیریت جدید زندان، «مزدرانی»، در ساماندهی این وضعیت را از عوامل تداوم نابهسامانیها در زندان اوین میدانند.
#زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
نابهسامانی در امور اداری و محرومیت زندانیان از خدمات درمانی
گزارش رسیده در خصوص زندان اوین از تداوم نابسامانیهای اداری و درمانی در این زندان حکایت دارد؛ وضعیتی که به گفته خانواده یکی از زندانیان سیاسی، روند رسیدگی به امور زندانیان را مختل کرده و نگرانیها درباره وضعیت سلامت آنان را افزایش داده است.
بر اساس گزارش رسیده به آموزشکده توانا، بیش از دو ماه است که زندان اوین فاقد مددکار بوده و همین موضوع روند ابلاغیهها و پیگیریهای اداری زندانیان را با اختلال جدی مواجه کرده است. در نتیجه، خانوادهها برای انجام سادهترین امور ناچار به مراجعه حضوری و پیگیریهای مکرر هستند؛ آن هم در شرایطی که به گفته یکی از خانوادهها، دسترسی به مسئولان محدود است.
گفته میشود دادیار زندان از ۹ اسفند تاکنون تنها دو بار و آن هم در مدتزمانی کوتاه با خانوادهها دیدار داشته و این مسئله موجب انباشت درخواستها و بلاتکلیفی پروندهها شده است.
در حوزه درمان نیز وضعیت نگرانکننده توصیف شده است. بنا بر این گزارش، معاون سلامت زندان (یوسفی) با وجود نداشتن تخصص پزشکی، دستور داده ورود داروهایی که با نسخه پزشک از خارج از زندان تهیه میشدند، به بهانه احتمال ورود مواد مخدر، متوقف شود. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که به گفته منابع، از سوم اسفند ماه هیچگونه ملاقات حضوری انجام نشده و اگر مواد مخدری در زندان موجود است، از طریق دیگری وارد شده است. (پیشتر گزارشهایی درباره مافیای مواد مخدر در زندانها و نقش عوامل حکومتی منتشر کرده بودیم.)
همچنین طبق این گزارش، پزشکان متخصص دیگر به زندان مراجعه نمیکنند و انبار دارویی زندان با کمبود جدی مواجه شده است. همچنین اجازه ورود دارو از خارج از زندان نیز داده نمیشود؛ موضوعی که میتواند سلامت زندانیان را با خطرات جدی روبهرو کند.
پیشتر در خصوص مشکلات دسترسی به داروهای تخصصی و پزشک متخصص در زندان اوین چند گزارش نوشته بودیم.
خانوادههای زندانیان ناتوانی مدیریت جدید زندان، «مزدرانی»، در ساماندهی این وضعیت را از عوامل تداوم نابهسامانیها در زندان اوین میدانند.
#زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
❤3
وضعیت بحرانی فرهاد حافظی سمنانی؛
از کما تا ضربوشتم و بازگرداندن زودهنگام به زندان اوین
فرهاد حافظی سمنانی، زندانی سیاسی، پس از تداخل دارویی و تأخیر در انتقال به بیمارستان به کما رفت و با وجود شرایط جسمانی نامناسب، بهسرعت به زندان بازگردانده شد؛ گزارشها از تداوم بدرفتاری، تغییر محل نگهداری و تهدید به پروندهسازی علیه او حکایت دارد.
بر اساس گزارش دریافتی، فرهاد حافظی سمنانی، زندانی سیاسی، در تاریخ ۴ فروردینماه به دلیل تداخل دارویی، دچار کاهش شدید سطح هوشیاری شد. به گفته منابع آگاه، انتقال او به بیمارستان با تأخیر همراه بوده و این موضوع زمان حیاتی برای اقدامات اولیه درمانی را از بین برده است.
وی پس از انتقال به بیمارستان لقمان به کما رفت و سطح هوشیاریاش بهطور قابل توجهی کاهش یافت. پزشکان در آن زمان احتمال بازگشت کامل او را کمتر از ۵۰ درصد ارزیابی کرده بودند. با این حال، او حدود یک هفته بعد، در ۱۱ فروردین، به هوش آمد، اما همچنان برای تنفس به دستگاه وابسته بود.
با وجود وضعیت نامساعد جسمانی، حافظی سمنانی مدت کوتاهی پس از انتقال به بخش، به زندان بازگردانده شد؛ در حالی که به گفته منابع مطلع، او نیازمند ادامه بستری و مراقبتهای تخصصی پزشکی بوده است.
گزارشها حاکی است که پس از بازگشت به زندان، وی با بدرفتاری و فشارهای جسمی مواجه شده است. از جمله، پس از اعتراض مسالمتآمیز به کاهش جیره غذایی، مورد ضربوشتم قرار گرفته و از سایر زندانیان سیاسی جدا شده است. همچنین محل نگهداری او در زندان تغییر داده شده و به گفته منابع، همزمان با این اقدامات، وی با تهدید به پروندهسازی جدید مواجه شده است.
در کنار این موارد، منابع نزدیک به این زندانی از تورم شدید پاها و بروز مشکلات جسمی متعدد خبر دادهاند که تاکنون رسیدگی مؤثری به آنها صورت نگرفته است.
به گفته این منابع، وضعیت جسمانی فرهاد حافظی سمنانی همچنان نگرانکننده بوده و جان او در خطر است.
#فرهاد_حافظی #زندانی_سیاسی #زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
از کما تا ضربوشتم و بازگرداندن زودهنگام به زندان اوین
فرهاد حافظی سمنانی، زندانی سیاسی، پس از تداخل دارویی و تأخیر در انتقال به بیمارستان به کما رفت و با وجود شرایط جسمانی نامناسب، بهسرعت به زندان بازگردانده شد؛ گزارشها از تداوم بدرفتاری، تغییر محل نگهداری و تهدید به پروندهسازی علیه او حکایت دارد.
بر اساس گزارش دریافتی، فرهاد حافظی سمنانی، زندانی سیاسی، در تاریخ ۴ فروردینماه به دلیل تداخل دارویی، دچار کاهش شدید سطح هوشیاری شد. به گفته منابع آگاه، انتقال او به بیمارستان با تأخیر همراه بوده و این موضوع زمان حیاتی برای اقدامات اولیه درمانی را از بین برده است.
وی پس از انتقال به بیمارستان لقمان به کما رفت و سطح هوشیاریاش بهطور قابل توجهی کاهش یافت. پزشکان در آن زمان احتمال بازگشت کامل او را کمتر از ۵۰ درصد ارزیابی کرده بودند. با این حال، او حدود یک هفته بعد، در ۱۱ فروردین، به هوش آمد، اما همچنان برای تنفس به دستگاه وابسته بود.
با وجود وضعیت نامساعد جسمانی، حافظی سمنانی مدت کوتاهی پس از انتقال به بخش، به زندان بازگردانده شد؛ در حالی که به گفته منابع مطلع، او نیازمند ادامه بستری و مراقبتهای تخصصی پزشکی بوده است.
گزارشها حاکی است که پس از بازگشت به زندان، وی با بدرفتاری و فشارهای جسمی مواجه شده است. از جمله، پس از اعتراض مسالمتآمیز به کاهش جیره غذایی، مورد ضربوشتم قرار گرفته و از سایر زندانیان سیاسی جدا شده است. همچنین محل نگهداری او در زندان تغییر داده شده و به گفته منابع، همزمان با این اقدامات، وی با تهدید به پروندهسازی جدید مواجه شده است.
در کنار این موارد، منابع نزدیک به این زندانی از تورم شدید پاها و بروز مشکلات جسمی متعدد خبر دادهاند که تاکنون رسیدگی مؤثری به آنها صورت نگرفته است.
به گفته این منابع، وضعیت جسمانی فرهاد حافظی سمنانی همچنان نگرانکننده بوده و جان او در خطر است.
#فرهاد_حافظی #زندانی_سیاسی #زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
💔7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روایت، بخشی از تجربه یکی از زندانیان تازهآزادشده از زندان قرچک است؛ روایتی از بازداشتهای گسترده در زمستان ۱۴۰۴، از دختران ۱۹ ساله تا زنان ۶۰ و ۷۰ ساله، در فضایی کوچک و غیربهداشتی با جمعیتی که «به حدود ۸۵ نفر در یک بند قرنطینه» رسیده بود.
او میگوید: «اگر از کثیفی، آب شور، سرویسهای خراب و اپیدمی سرماخوردگی بگذریم»، مسئله اصلی، محرومیت از درمان بود. «داروهای شخصی را نمیدادند؛ بعضیها تشنج میکردند، پنیک میشدند.» از دختری میگوید که «تنگی نفس داشت و دستگاه تنفسیاش را نمیدادند» و شبی که «نفسش در خواب بند آمده بود» و تنها با فریاد همبندیها نجات پیدا کرد.
به گفته او، بسیاری از بازداشتیها از اوین، از «بند ۲۰۹» و مکانی به نام «خط سبز» منتقل شده بودند؛ در انفرادی، تحت «شکنجه سفید» و گاه شکنجه فیزیکی. بازداشتها اغلب با خشونت همراه بوده: «در خیابان، خانه یا حتی مراسم چهلم… با ضربوشتم و بهزور سوار ماشین.»
در قرچک، برخی زندانیان «ممنوعالملاقات و ممنوعتماس» بودند و با وجود تهدید، دیگران سعی میکردند «با همبستگی، برایشان خوراکی و لوازم تهیه کنند.» اما همین ارتباطها هم بهدنبال فشارها قطع شد و برخی دوباره به انفرادی منتقل شدند.
با شروع جنگ، شرایط بحرانیتر شد: «حداقل ۱۰ روز هیچ آزادی نداشتیم… بلاتکلیف بودیم و فکر میکردیم گروگان شدهایم.» همزمان، نگرانی برای خانوادهها به اوج رسید؛ «آنها ساعتها جلوی دادگاههای ناامن میایستادند، بیخبر از ما.»
او از وثیقههای سنگین «۳ تا ۱۰ میلیاردی» میگوید که باعث شد بسیاری همچنان در زندان بمانند. از مادری که «سرپرست دو کودک بود اما ماهها بلاتکلیف زندانی ماند» و از خانوادهای که همزمان با اعدام فرزندشان، در زندان بودند.
او همچنین از مادر و خواهر زندانی سیاسی اعدامشده، بابک علیپور میگوید که در قرچک در بازداشت هستند.
لحظات جنگ در زندان با ترس و امید همراه بود: «صدای انفجار که آمد، همه زیر تختها پناه گرفتیم… حس عجیبی بود؛ هم ترس، هم امید.»
این روایت با یک درخواست تمام میشود:
«زندانیان را فراموش نکنیم… تمام امید ما این بود که فراموش نشده باشیم.»
#از_بازداشتیها_بگو #زندان_قرچک #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
او میگوید: «اگر از کثیفی، آب شور، سرویسهای خراب و اپیدمی سرماخوردگی بگذریم»، مسئله اصلی، محرومیت از درمان بود. «داروهای شخصی را نمیدادند؛ بعضیها تشنج میکردند، پنیک میشدند.» از دختری میگوید که «تنگی نفس داشت و دستگاه تنفسیاش را نمیدادند» و شبی که «نفسش در خواب بند آمده بود» و تنها با فریاد همبندیها نجات پیدا کرد.
به گفته او، بسیاری از بازداشتیها از اوین، از «بند ۲۰۹» و مکانی به نام «خط سبز» منتقل شده بودند؛ در انفرادی، تحت «شکنجه سفید» و گاه شکنجه فیزیکی. بازداشتها اغلب با خشونت همراه بوده: «در خیابان، خانه یا حتی مراسم چهلم… با ضربوشتم و بهزور سوار ماشین.»
در قرچک، برخی زندانیان «ممنوعالملاقات و ممنوعتماس» بودند و با وجود تهدید، دیگران سعی میکردند «با همبستگی، برایشان خوراکی و لوازم تهیه کنند.» اما همین ارتباطها هم بهدنبال فشارها قطع شد و برخی دوباره به انفرادی منتقل شدند.
با شروع جنگ، شرایط بحرانیتر شد: «حداقل ۱۰ روز هیچ آزادی نداشتیم… بلاتکلیف بودیم و فکر میکردیم گروگان شدهایم.» همزمان، نگرانی برای خانوادهها به اوج رسید؛ «آنها ساعتها جلوی دادگاههای ناامن میایستادند، بیخبر از ما.»
او از وثیقههای سنگین «۳ تا ۱۰ میلیاردی» میگوید که باعث شد بسیاری همچنان در زندان بمانند. از مادری که «سرپرست دو کودک بود اما ماهها بلاتکلیف زندانی ماند» و از خانوادهای که همزمان با اعدام فرزندشان، در زندان بودند.
او همچنین از مادر و خواهر زندانی سیاسی اعدامشده، بابک علیپور میگوید که در قرچک در بازداشت هستند.
لحظات جنگ در زندان با ترس و امید همراه بود: «صدای انفجار که آمد، همه زیر تختها پناه گرفتیم… حس عجیبی بود؛ هم ترس، هم امید.»
این روایت با یک درخواست تمام میشود:
«زندانیان را فراموش نکنیم… تمام امید ما این بود که فراموش نشده باشیم.»
#از_بازداشتیها_بگو #زندان_قرچک #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔10❤4
گزارشها از زندان اوین: جوشکاری درهای سالن ملاقات، محرومیت از ملاقات حضوری و بلاتکلیفی زندانیان
بر اساس گزارشهای رسیده به آموزشکده توانا از وضعیت زندان اوین، پس از آغاز جنگ اخیر، برخی از درهای این زندان از جمله درهای سالن ملاقات حضوری جوشکاری شدهاند و زندانیان از ملاقات حضوری با خانوادههای خود محروم شدهاند. طبق این گزارشها، در حال حاضر تنها امکان ملاقات کابینی برای زندانیان فراهم است.
منابع مطلع میگویند این اقدام احتمالاً به دلیل نگرانی مسئولان زندان از فرار زندانیان یا کمبود نیرو برای کنترل شرایط انجام شده است. این در حالی است که به گفته زندانیان، در جریان جنگ ۱۲ روزه و هنگام اصابت موشک به زندان اوین، با وجود فراهم بودن امکان فرار، بسیاری از زندانیان در محل باقی ماندند و حتی به مجروحان، از جمله اعضای کادر درمان، پرسنل زندان و برخی بازجویان کمک کردند. خانوادههای زندانیان محرومیت آنان از ملاقات حضوری را «رنج مضاعف» توصیف کردهاند.
در بخش دیگری از این گزارشها، زندانیان نسبت به حضور فردی به نام «پاشا» که گفته میشود احتمالاً نام خانوادگی او «مصطفوی» است، در دفتر رئیس اندرزگاه، سرهنگ محمودی، اعتراض کردهاند. بر اساس این گزارشها، این فرد که خود زندانی مالی است، متهم شده در آزار و اذیت، تحقیر، گزارشدهی علیه زندانیان، از جمله زندانیان سیاسی و حتی ضربوشتم برخی زندانیان نقش داشته است. همچنین ادعا شده که او در برخی زدوبندهای داخل زندان، از جمله توزیع مواد مخدر، دخالت دارد و امتیازهای ویژهای در قبال همکاری با مسئولان زندان دریافت کرده است.
منابع آگاه همچنین میگویند اعتراضهای مکرر زندانیان نسبت به حضور این فرد تاکنون بینتیجه مانده است.
بر اساس این گزارشها، برخی از ویدیوهایی که پس از جنگ ۱۲ روزه به عنوان «اعترافات اجباری» منتشر شدهاند، مربوط به زندانیانی بوده که سالها پیش، حتی در دوران کرونا، بازداشت شده بودند. گفته میشود این زندانیان تحت فشار قرار گرفتهاند تا برای نمایش اقتدار جمهوری اسلامی، مقابل دوربین بازجویان نقشآفرینی کنند.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که روند بررسی درخواستهای مرخصی و آزادی مشروط زندانیان نیز با اختلال مواجه شده است. گفته شده که طبق مقررات، تصمیمگیری درباره این موارد باید در شورایی متشکل از مسئولان و معاونان زندان و یک مددکار اجتماعی انجام شود، اما به دلیل نبود مددکار، این شورا برای مدت طولانی تشکیل نشده و بسیاری از زندانیان در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفتهاند.
همچنین افزایش قیمت مواد غذایی، بهویژه میوه، موجب شده است که بسیاری از زندانیان، خصوصاً زندانیان بیبضاعت، با کمبود شدید ویتامین و سوءتغذیه روبهرو شوند.
منابع مطلع همچنین گزارش دادهاند که در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر، شمار زیادی از بازداشتشدگان زندان اوین افرادی هستند که تنها از عبور یک موشک یا هواپیما در آسمان فیلمبرداری کرده بودند. به گفته این منابع، این افراد حتی فیلمها را برای جایی ارسال نکرده بودند، اما مشاهده ویدیوها در تلفن همراهشان هنگام ایستهای بازرسی منجر به بازداشت و در برخی موارد صدور احکام چند سال حبس برای آنان شده است.
در این گزارش همچنین به حضور زندانیان مالی در زندان اوین اشاره شده؛ افرادی که صرفاً به دلیل بدهیهایی در حد یک سکه بهار آزادی در زندان به سر میبرند.
#زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارشهای رسیده به آموزشکده توانا از وضعیت زندان اوین، پس از آغاز جنگ اخیر، برخی از درهای این زندان از جمله درهای سالن ملاقات حضوری جوشکاری شدهاند و زندانیان از ملاقات حضوری با خانوادههای خود محروم شدهاند. طبق این گزارشها، در حال حاضر تنها امکان ملاقات کابینی برای زندانیان فراهم است.
منابع مطلع میگویند این اقدام احتمالاً به دلیل نگرانی مسئولان زندان از فرار زندانیان یا کمبود نیرو برای کنترل شرایط انجام شده است. این در حالی است که به گفته زندانیان، در جریان جنگ ۱۲ روزه و هنگام اصابت موشک به زندان اوین، با وجود فراهم بودن امکان فرار، بسیاری از زندانیان در محل باقی ماندند و حتی به مجروحان، از جمله اعضای کادر درمان، پرسنل زندان و برخی بازجویان کمک کردند. خانوادههای زندانیان محرومیت آنان از ملاقات حضوری را «رنج مضاعف» توصیف کردهاند.
در بخش دیگری از این گزارشها، زندانیان نسبت به حضور فردی به نام «پاشا» که گفته میشود احتمالاً نام خانوادگی او «مصطفوی» است، در دفتر رئیس اندرزگاه، سرهنگ محمودی، اعتراض کردهاند. بر اساس این گزارشها، این فرد که خود زندانی مالی است، متهم شده در آزار و اذیت، تحقیر، گزارشدهی علیه زندانیان، از جمله زندانیان سیاسی و حتی ضربوشتم برخی زندانیان نقش داشته است. همچنین ادعا شده که او در برخی زدوبندهای داخل زندان، از جمله توزیع مواد مخدر، دخالت دارد و امتیازهای ویژهای در قبال همکاری با مسئولان زندان دریافت کرده است.
منابع آگاه همچنین میگویند اعتراضهای مکرر زندانیان نسبت به حضور این فرد تاکنون بینتیجه مانده است.
بر اساس این گزارشها، برخی از ویدیوهایی که پس از جنگ ۱۲ روزه به عنوان «اعترافات اجباری» منتشر شدهاند، مربوط به زندانیانی بوده که سالها پیش، حتی در دوران کرونا، بازداشت شده بودند. گفته میشود این زندانیان تحت فشار قرار گرفتهاند تا برای نمایش اقتدار جمهوری اسلامی، مقابل دوربین بازجویان نقشآفرینی کنند.
در بخش دیگری از این گزارش آمده است که روند بررسی درخواستهای مرخصی و آزادی مشروط زندانیان نیز با اختلال مواجه شده است. گفته شده که طبق مقررات، تصمیمگیری درباره این موارد باید در شورایی متشکل از مسئولان و معاونان زندان و یک مددکار اجتماعی انجام شود، اما به دلیل نبود مددکار، این شورا برای مدت طولانی تشکیل نشده و بسیاری از زندانیان در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفتهاند.
همچنین افزایش قیمت مواد غذایی، بهویژه میوه، موجب شده است که بسیاری از زندانیان، خصوصاً زندانیان بیبضاعت، با کمبود شدید ویتامین و سوءتغذیه روبهرو شوند.
منابع مطلع همچنین گزارش دادهاند که در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ اخیر، شمار زیادی از بازداشتشدگان زندان اوین افرادی هستند که تنها از عبور یک موشک یا هواپیما در آسمان فیلمبرداری کرده بودند. به گفته این منابع، این افراد حتی فیلمها را برای جایی ارسال نکرده بودند، اما مشاهده ویدیوها در تلفن همراهشان هنگام ایستهای بازرسی منجر به بازداشت و در برخی موارد صدور احکام چند سال حبس برای آنان شده است.
در این گزارش همچنین به حضور زندانیان مالی در زندان اوین اشاره شده؛ افرادی که صرفاً به دلیل بدهیهایی در حد یک سکه بهار آزادی در زندان به سر میبرند.
#زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
💔12❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردم شجاع و بیدار وطنم،
از دل تاریکی با شما سخن میگویم؛
از جایی که انسان را نه فقط در بند، بلکه در هم میشکنند.
جایی که شکنجه، زبان را به اجبار میگشاید؛
تهدید، حقیقت را به اعترافی تحریفشده بدل میکند؛
و سایهی احکام سنگین و هراس اعدام، هر نفس را به کابوسی بیپایان تبدیل میسازد. امروز، پشت دیوارهای سرد زندانهای این سرزمین، جوانانی ایستادهاند که تنها جرمشان رؤیای فردایی روشنتر بوده است.
پدران و مادرانی هستند که شب را با اضطراب به صبح میرسانند؛ بیخبر از حال فرزندانشان، با قلبی که هر لحظه میان امید و هراس میتپد.
سکوت ما، امتداد همان تاریکی است.
بیتفاوتی ما، قفل دیگری بر درِ سلولهایشان.
اگر خاموش بمانیم، دیوارها بلندتر میشوند و فریادها بیپاسختر.
امروز، زمان ایستادن است.
زمان آن است که صدای بازداشتشدگان دیماه باشیم؛
صدای حقیقت در برابر دروغ، صدای کرامت انسان در برابر تحقیر،
صدای زندگی در برابر مرگ.
فراموش نکنید. تکرار کنید. روایت کنید.
بگذارید نامها در حافظهی جمعی ما زنده بمانند، نه در سکوتی تحمیلی.
هیچ قدرتی بلندتر از صدای ملتی متحد نیست؛
ملتی که تصمیم گرفته ببیند، بشنود و خاموش نماند.
مسعود علیزاده؛
یکی از قربانیان شکنجه در جهنمِ بازداشتگاه کهریزک؛جایی که انسانیت، زیر چکمههای بیرحمی لگدمال شد.
#شکنجه #زندان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
از دل تاریکی با شما سخن میگویم؛
از جایی که انسان را نه فقط در بند، بلکه در هم میشکنند.
جایی که شکنجه، زبان را به اجبار میگشاید؛
تهدید، حقیقت را به اعترافی تحریفشده بدل میکند؛
و سایهی احکام سنگین و هراس اعدام، هر نفس را به کابوسی بیپایان تبدیل میسازد. امروز، پشت دیوارهای سرد زندانهای این سرزمین، جوانانی ایستادهاند که تنها جرمشان رؤیای فردایی روشنتر بوده است.
پدران و مادرانی هستند که شب را با اضطراب به صبح میرسانند؛ بیخبر از حال فرزندانشان، با قلبی که هر لحظه میان امید و هراس میتپد.
سکوت ما، امتداد همان تاریکی است.
بیتفاوتی ما، قفل دیگری بر درِ سلولهایشان.
اگر خاموش بمانیم، دیوارها بلندتر میشوند و فریادها بیپاسختر.
امروز، زمان ایستادن است.
زمان آن است که صدای بازداشتشدگان دیماه باشیم؛
صدای حقیقت در برابر دروغ، صدای کرامت انسان در برابر تحقیر،
صدای زندگی در برابر مرگ.
فراموش نکنید. تکرار کنید. روایت کنید.
بگذارید نامها در حافظهی جمعی ما زنده بمانند، نه در سکوتی تحمیلی.
هیچ قدرتی بلندتر از صدای ملتی متحد نیست؛
ملتی که تصمیم گرفته ببیند، بشنود و خاموش نماند.
مسعود علیزاده؛
یکی از قربانیان شکنجه در جهنمِ بازداشتگاه کهریزک؛جایی که انسانیت، زیر چکمههای بیرحمی لگدمال شد.
#شکنجه #زندان #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊5
وریشه مرادی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به شش ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شده است؛ اتهامی که بر اساس گزارشها، به نوشتهها و پیامهای او در سالگرد خیزش «زن، زندگی، آزادی» مربوط میشود.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی کمپین آزادی وریشه مرادی، این حکم هفته گذشته به او ابلاغ شده و به مجموعه پروندهها و فشارهای قضایی علیه این زندانی سیاسی افزوده شده است.
وریشه مرادی پیشتر نیز در پروندهای جداگانه با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده بود؛ حکمی که پس از اعتراض وکلای او نقض شد و اکنون برای بررسی دوباره در دیوان عالی کشور قرار دارد.
صدور احکام تازه علیه زندانیان سیاسی، حتی بهدلیل انتشار نامه، بیانیه یا نوشتههای اعتراضی از داخل زندان، بار دیگر نگرانیها درباره سرکوب آزادی بیان و تشدید فشار بر زندانیان سیاسی در ایران را افزایش داده است.
#وریشه_مرادی #زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی کمپین آزادی وریشه مرادی، این حکم هفته گذشته به او ابلاغ شده و به مجموعه پروندهها و فشارهای قضایی علیه این زندانی سیاسی افزوده شده است.
وریشه مرادی پیشتر نیز در پروندهای جداگانه با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شده بود؛ حکمی که پس از اعتراض وکلای او نقض شد و اکنون برای بررسی دوباره در دیوان عالی کشور قرار دارد.
صدور احکام تازه علیه زندانیان سیاسی، حتی بهدلیل انتشار نامه، بیانیه یا نوشتههای اعتراضی از داخل زندان، بار دیگر نگرانیها درباره سرکوب آزادی بیان و تشدید فشار بر زندانیان سیاسی در ایران را افزایش داده است.
#وریشه_مرادی #زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
💔5
گزارش جعلی صداوسیمای جمهوری اسلامی از زندان قزلحصار؛ روایت رسمی در تضاد با مشاهدات زندانیان
در حالی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گزارشی که شامگاه گذشته از زندان قزلحصار پخش شد، تلاش داشت تصویری عادی و کنترلشده از وضعیت این زندان ارائه دهد و با نمایش کارگاهها و بخش دوچرخهسازی، شرایط را مطلوب جلوه دهد، گزارشهای رسیده و مشاهدات زندانیان، روایت دیگری از وضعیت این زندان ارائه میکنند؛ روایتی از خشونت، بیگاری، محرومیت درمانی و فشار بر زندانیان سیاسی و معترضان.
بر اساس اطلاعات دریافتی، زندانیانی که در کارگاههای زندان مشغول به کار هستند، در عمل با دستمزدی ناچیز و در شرایطی شبیه به بیگاری به کار گرفته میشوند و حقوق ماهانه بسیاری از آنها حدود سه میلیون تومان است.
همزمان، گزارشهایی از خشونت شدید علیه زندانیان در واحد ۳ زندان قزلحصار، موسوم به «سوییت» که محل نگهداری برخی زندانیان محکوم به اعدام و زندانیان منتقلشده از اوین است، منتشر شده است. طبق این گزارشها، شماری از زندانیان به دلیل مقاومت در برابر تراشیدن اجباری موی سر، با لوله مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در جریان این برخوردها، «محسن پیرایش» و «وحید سرخگل» از جمله زندانیانی بودند که با لوله مورد خشونت قرار گرفتند و محسن پیرایش از ناحیه زانو آسیب دید و به بهداری منتقل شد.
همچنین، بنا بر اطلاعات دریافتی، «سهیل عربی» نیز پس از اعتراض و سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» علیه حکومت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود؛ بهگونهای که آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده و پس از انتقال به بیمارستان، بلافاصله دوباره به زندان بازگردانده شده است.
در گزارشی دیگر، برخی منابع از ضرب و شتم شدید یک زندانی افغانستانی با ضربات لوله خبر دادهاند. این واقعه پس از درگیری دو زندانی افغانستانی و کنده شدن بخشی از گوش یک زندانی رخ داد. به گفته این منبع، فرد مهاجم پیشتر نیز رفتارهای خشونتآمیز داشته و بارها به دیگر زندانیان آسیب رسانده است، اما او باید به بیمارستان اعصاب و روان منتقل میشد، نه اینکه با لوله مورد ضرب و شتم قرار گیرد.
ادعاهای مطرحشده در گزارش صدا و سیما درباره امکانات درمانی زندان نیز از سوی زندانیان رد شده است. «دکتر معصومعلی احمدی»، رئیس بهداری زندان قزلحصار، در این گزارش مدعی شده بود که در تمام اندرزگاهها به صورت ۲۴ ساعته پزشک عمومی و روانشناس حضور دارند؛ اما طبق گزارش دریافتی، در واحد ۴ پزشک عمومی و روانشناس تنها در ساعات اداری در دسترس هستند.
بر اساس گزارشهای رسیده، دکتر معصومعلی احمدی با استفاده از رانت و پارتیبازی، پسر خود را نیز در بهداری زندان مشغول به کار کرده است. منابع مطلع همچنین او را فردی حکومتی و متعصب به رهبر جمهوری اسلامی توصیف میکنند.
در همین رابطه، زندانی افغانستانیای به نام «نظر محمد» در بند ۱۹ واحد ۴ که با اتهام «تبلیغ علیه نظام» زندانی است و از بیماریهای مختلف رنج میبرد، پس از تجویز اعزام به بیمارستان از سوی پزشک زندان، به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای درمان و به بهانه نبود تخت خالی، بدون دریافت خدمات درمانی به زندان بازگردانده شد. همچنین درخواست پرداخت هزینه درمان او که قرار بود پس از تأیید رئیس بهداری به مددکاری ارجاع شود، با عنوان «عدم فوریت» متوقف شده است.
بر اساس گزارشها و مستندات پیشین، چندین زندانی، بهویژه زندانیان عادی، به دلیل نبود امکانات درمانی کافی، تأخیر در انتقال به بیمارستان، کمبود آمبولانس و فرسودگی خودروهای امدادی، جان خود را از دست دادهاند. برخی گزارشها همچنین از عوارض ناشی از مصرف متادون و عدم رسیدگی مناسب پزشکی حکایت دارد.
منابع مطلع میگویند مواد مخدر موسوم به «دونهای» بهراحتی در زندان قزلحصار در دسترس زندانیان قرار میگیرد و مصرف آن در برخی بندها به شکل گسترده رواج دارد.
همچنین گزارش شده که به دلیل تراکم شدید جمعیت و کمبود فضا، پدیدههایی چون «حسینیهخواب»، «کفخواب» و «راهروخواب» در زندان قزلحصار به امری عادی تبدیل شده و بسیاری از زندانیان در شرایطی غیرانسانی شب را در راهروها و فضاهای عمومی سپری میکنند.
در سالن سیاسی واحد ۴ نیز سلولهای انفرادی کوچکی وجود دارد که زندانیان از آنها با عنوان «گور دخمه» یاد میکنند؛ سلولهایی حدود دو متر در یک و نیم متر که شرایط نگهداری در آنها بسیار سخت توصیف شده است. همچنین بنا بر گزارشهای دریافتی، نیروهای سرکوبگر نقابدار تاکنون دو بار برای اجرای احکام اعدام به این سالن یورش بردهاند.
ادامه گزارش در لینک زیر یا در اسلایدها:
https://tinyurl.com/GhezIR
#از_قزلحصار_بگو #زندان
@Tavaana_TavaanaTech
در حالی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گزارشی که شامگاه گذشته از زندان قزلحصار پخش شد، تلاش داشت تصویری عادی و کنترلشده از وضعیت این زندان ارائه دهد و با نمایش کارگاهها و بخش دوچرخهسازی، شرایط را مطلوب جلوه دهد، گزارشهای رسیده و مشاهدات زندانیان، روایت دیگری از وضعیت این زندان ارائه میکنند؛ روایتی از خشونت، بیگاری، محرومیت درمانی و فشار بر زندانیان سیاسی و معترضان.
بر اساس اطلاعات دریافتی، زندانیانی که در کارگاههای زندان مشغول به کار هستند، در عمل با دستمزدی ناچیز و در شرایطی شبیه به بیگاری به کار گرفته میشوند و حقوق ماهانه بسیاری از آنها حدود سه میلیون تومان است.
همزمان، گزارشهایی از خشونت شدید علیه زندانیان در واحد ۳ زندان قزلحصار، موسوم به «سوییت» که محل نگهداری برخی زندانیان محکوم به اعدام و زندانیان منتقلشده از اوین است، منتشر شده است. طبق این گزارشها، شماری از زندانیان به دلیل مقاومت در برابر تراشیدن اجباری موی سر، با لوله مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. در جریان این برخوردها، «محسن پیرایش» و «وحید سرخگل» از جمله زندانیانی بودند که با لوله مورد خشونت قرار گرفتند و محسن پیرایش از ناحیه زانو آسیب دید و به بهداری منتقل شد.
همچنین، بنا بر اطلاعات دریافتی، «سهیل عربی» نیز پس از اعتراض و سر دادن شعار «مرگ بر دیکتاتور» علیه حکومت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود؛ بهگونهای که آثار کبودی بر بدن او مشهود بوده و پس از انتقال به بیمارستان، بلافاصله دوباره به زندان بازگردانده شده است.
در گزارشی دیگر، برخی منابع از ضرب و شتم شدید یک زندانی افغانستانی با ضربات لوله خبر دادهاند. این واقعه پس از درگیری دو زندانی افغانستانی و کنده شدن بخشی از گوش یک زندانی رخ داد. به گفته این منبع، فرد مهاجم پیشتر نیز رفتارهای خشونتآمیز داشته و بارها به دیگر زندانیان آسیب رسانده است، اما او باید به بیمارستان اعصاب و روان منتقل میشد، نه اینکه با لوله مورد ضرب و شتم قرار گیرد.
ادعاهای مطرحشده در گزارش صدا و سیما درباره امکانات درمانی زندان نیز از سوی زندانیان رد شده است. «دکتر معصومعلی احمدی»، رئیس بهداری زندان قزلحصار، در این گزارش مدعی شده بود که در تمام اندرزگاهها به صورت ۲۴ ساعته پزشک عمومی و روانشناس حضور دارند؛ اما طبق گزارش دریافتی، در واحد ۴ پزشک عمومی و روانشناس تنها در ساعات اداری در دسترس هستند.
بر اساس گزارشهای رسیده، دکتر معصومعلی احمدی با استفاده از رانت و پارتیبازی، پسر خود را نیز در بهداری زندان مشغول به کار کرده است. منابع مطلع همچنین او را فردی حکومتی و متعصب به رهبر جمهوری اسلامی توصیف میکنند.
در همین رابطه، زندانی افغانستانیای به نام «نظر محمد» در بند ۱۹ واحد ۴ که با اتهام «تبلیغ علیه نظام» زندانی است و از بیماریهای مختلف رنج میبرد، پس از تجویز اعزام به بیمارستان از سوی پزشک زندان، به دلیل ناتوانی در پرداخت هزینههای درمان و به بهانه نبود تخت خالی، بدون دریافت خدمات درمانی به زندان بازگردانده شد. همچنین درخواست پرداخت هزینه درمان او که قرار بود پس از تأیید رئیس بهداری به مددکاری ارجاع شود، با عنوان «عدم فوریت» متوقف شده است.
بر اساس گزارشها و مستندات پیشین، چندین زندانی، بهویژه زندانیان عادی، به دلیل نبود امکانات درمانی کافی، تأخیر در انتقال به بیمارستان، کمبود آمبولانس و فرسودگی خودروهای امدادی، جان خود را از دست دادهاند. برخی گزارشها همچنین از عوارض ناشی از مصرف متادون و عدم رسیدگی مناسب پزشکی حکایت دارد.
منابع مطلع میگویند مواد مخدر موسوم به «دونهای» بهراحتی در زندان قزلحصار در دسترس زندانیان قرار میگیرد و مصرف آن در برخی بندها به شکل گسترده رواج دارد.
همچنین گزارش شده که به دلیل تراکم شدید جمعیت و کمبود فضا، پدیدههایی چون «حسینیهخواب»، «کفخواب» و «راهروخواب» در زندان قزلحصار به امری عادی تبدیل شده و بسیاری از زندانیان در شرایطی غیرانسانی شب را در راهروها و فضاهای عمومی سپری میکنند.
در سالن سیاسی واحد ۴ نیز سلولهای انفرادی کوچکی وجود دارد که زندانیان از آنها با عنوان «گور دخمه» یاد میکنند؛ سلولهایی حدود دو متر در یک و نیم متر که شرایط نگهداری در آنها بسیار سخت توصیف شده است. همچنین بنا بر گزارشهای دریافتی، نیروهای سرکوبگر نقابدار تاکنون دو بار برای اجرای احکام اعدام به این سالن یورش بردهاند.
ادامه گزارش در لینک زیر یا در اسلایدها:
https://tinyurl.com/GhezIR
#از_قزلحصار_بگو #زندان
@Tavaana_TavaanaTech
❤4💔3
Forwarded from دادبان؛ مرکز مشاوره و آموزش حقوقی ویژه کنشگران
آنچه در زندان دولتآباد اصفهان میگذرد:
محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی از حق مرخصی
بر اساس گزارشی که به دست دادبان رسیده، از ۹ اسفند، شماری از زندانیان محکوم غیرسیاسی که امکان سپردن وثیقه داشتهاند، به مرخصی اعزام شده و مرخصی آنان هر ماه تمدید شده است؛ اما این روند شامل زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان دولتآباد اصفهان نشده است.
در میان این زندانیان، ۱۰ زن بهائی به نامهای ندا بدخش، آرزو سبحانیان، پرستو حکیم، مژگان شاهرضایی، یگانه روحبخش، بهاره لطفی، شانا شوقیفر، نگین خادمی، ندا عمادی و پروا بهداد در بند محکومان مالی زندان دولتآباد نگهداری میشوند. به گفته منبع مطلع، این ۱۰ زن تنها حدود دو هفته پیش، بهمدت سه روز و بهصورت دستوری به مرخصی اعزام شدهاند.
در همین زندان، شماری از زنان بازداشتشده در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات پس از آن نیز در حال تحمل حبس یا بلاتکلیفیاند. زهرا کبیری، مادر دو کودک، از سوی قاضی همتنژاد به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. معصومه ساربانزاده به پنج سال و دخترش تارا ساربانزاده به شش ماه زندان محکوم شدهاند. همچنین یلدا امامدوست، سمیرا لایقی و مریم جوادی هر یک به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به هفت سال و نیم حبس محکوم شدهاند و آزاده جعفری نیز به یک سال زندان محکوم شده است. زهرا خیاطی هم با حکم دو سال حبس روبهروست.
بر اساس همین گزارش، شمیم بهارزاده و مهشاد کشانی نیز در پروندهای مربوط به سال ۱۴۰۲ در زندان بهسر میبرند. آنان هر یک به شش ماه حبس تعزیری و چهار سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شدهاند. مهشاد کشانی همچنین بابت شرکت در اعتراضات دیماه پروندهای جداگانه دارد.
منبع مطلع میگوید شماری از این زنان، برخلاف زنان بهائی، در بند محکومان جرائم خاص و خشن نگهداری میشوند؛ بندی که به گفته او با ازدحام، کفخوابی و فضایی نامناسب برای زندانیان سیاسی همراه است.
منظر حقوقی، محروم کردن زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب، نقض آشکار حق بر سلامت و تعهدات قانونی حکومت در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت است. مقامات زندان و نهادهای مسئول موظفاند امکان دسترسی فوری و موثر زندانیان به مراقبتهای پزشکی را فراهم کنند و خودداری از ارائه درمان، بهویژه در موارد بیماریهای جدی، مصداق رفتار غیرانسانی و تهدید مستقیم حق حیات زندانیان است.
سایت دادبان:
https://dadban.info/report-isfahan-prison/
تماس مستقیم با وکیل در واتساپ:
+905510332575
بات دادبان
https://t.me/Dadbanbot
ایمیل
support@dadban.info
وبسایت | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب |فیسبوک
@Daadbaan2021
#دادبان #زندان_اصفهان #نقض_حقوق_زندانیان
محرومیت زندانیان سیاسی و عقیدتی از حق مرخصی
بر اساس گزارشی که به دست دادبان رسیده، از ۹ اسفند، شماری از زندانیان محکوم غیرسیاسی که امکان سپردن وثیقه داشتهاند، به مرخصی اعزام شده و مرخصی آنان هر ماه تمدید شده است؛ اما این روند شامل زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان دولتآباد اصفهان نشده است.
در میان این زندانیان، ۱۰ زن بهائی به نامهای ندا بدخش، آرزو سبحانیان، پرستو حکیم، مژگان شاهرضایی، یگانه روحبخش، بهاره لطفی، شانا شوقیفر، نگین خادمی، ندا عمادی و پروا بهداد در بند محکومان مالی زندان دولتآباد نگهداری میشوند. به گفته منبع مطلع، این ۱۰ زن تنها حدود دو هفته پیش، بهمدت سه روز و بهصورت دستوری به مرخصی اعزام شدهاند.
در همین زندان، شماری از زنان بازداشتشده در ارتباط با جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات پس از آن نیز در حال تحمل حبس یا بلاتکلیفیاند. زهرا کبیری، مادر دو کودک، از سوی قاضی همتنژاد به ۱۰ سال زندان محکوم شده است. معصومه ساربانزاده به پنج سال و دخترش تارا ساربانزاده به شش ماه زندان محکوم شدهاند. همچنین یلدا امامدوست، سمیرا لایقی و مریم جوادی هر یک به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق به هفت سال و نیم حبس محکوم شدهاند و آزاده جعفری نیز به یک سال زندان محکوم شده است. زهرا خیاطی هم با حکم دو سال حبس روبهروست.
بر اساس همین گزارش، شمیم بهارزاده و مهشاد کشانی نیز در پروندهای مربوط به سال ۱۴۰۲ در زندان بهسر میبرند. آنان هر یک به شش ماه حبس تعزیری و چهار سال و نیم حبس تعلیقی محکوم شدهاند. مهشاد کشانی همچنین بابت شرکت در اعتراضات دیماه پروندهای جداگانه دارد.
منبع مطلع میگوید شماری از این زنان، برخلاف زنان بهائی، در بند محکومان جرائم خاص و خشن نگهداری میشوند؛ بندی که به گفته او با ازدحام، کفخوابی و فضایی نامناسب برای زندانیان سیاسی همراه است.
منظر حقوقی، محروم کردن زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب، نقض آشکار حق بر سلامت و تعهدات قانونی حکومت در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت است. مقامات زندان و نهادهای مسئول موظفاند امکان دسترسی فوری و موثر زندانیان به مراقبتهای پزشکی را فراهم کنند و خودداری از ارائه درمان، بهویژه در موارد بیماریهای جدی، مصداق رفتار غیرانسانی و تهدید مستقیم حق حیات زندانیان است.
سایت دادبان:
https://dadban.info/report-isfahan-prison/
تماس مستقیم با وکیل در واتساپ:
+905510332575
بات دادبان
https://t.me/Dadbanbot
ایمیل
support@dadban.info
وبسایت | اینستاگرام | توئیتر | یوتیوب |فیسبوک
@Daadbaan2021
#دادبان #زندان_اصفهان #نقض_حقوق_زندانیان
❤2
مریم ابراهیموند: کودکان در زندان به ابزار فشار و کنترل مادران تبدیل شدهاند
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در گفتگویی با کیانا کثیری که با حضور حامد فرمند، فعال حقوق کودکان، برگزار شد، از تجربه زندگی در بند مادران زندان قرچک و وضعیت کودکان زندانی سخن گفت.
خانم ابراهیموند که پس از آزادی دو مستند با عنوانهای «مادرانگی در اسارت» و «به کدامین گناه» درباره کودکان زندانی ساخته است، در بخشی از این گفتگو با اشاره به تجربه حضور خود در بند مادران گفت: «مدت نه ماه تا یک سال در بند مادران زندان بودم. زندانیان سیاسی قرچک را بهعنوان تنبیه، از بند زندانیان سیاسی به بند مادران منتقل میکردند. ما فقط از دور شاهد حضور کودکان در زندان نبودیم، بلکه مجبور بودیم با آنها زندگی کنیم؛ با آنها بخوابیم، بیدار شویم و هر روز رفتار مادران، زندانبانان و فضای حاکم بر زندگی این کودکان را از نزدیک ببینیم.»
او توضیح داد که همین تجربه باعث شد پس از آزادی تصمیم بگیرد درباره کودکان زندانی مستند بسازد و روایت آنها را ثبت کند. ابراهیموند گفت: «همیشه دوست داشتم خود این کودکان مقابل دوربین قرار بگیرند و روایتگر تجربههایشان باشند.»
این فیلمساز مستقل با اشاره به گفتگوهایش با چند کودک زندانی و مادرانشان، به شرایط کودکانی مانند نازلی و گندم پرداخت؛ کودکانی که در زندان متولد شدند و سالهای نخست زندگی خود را در همان محیط سپری کردند.
ابراهیموند در ادامه با اشاره به مسئله بارداریهای ناخواسته در زندانهای ایران گفت: «بسیاری از زنانی که من در زندان دیدم، هنگام بازداشت تازه متوجه بارداری خود میشدند و دیگر حق انتخابی نداشتند؛ نه میتوانستند تصمیم بگیرند کودک را نگه دارند و نه اجازه سقط داشتند.»
او با انتقاد از قوانین مربوط به سقط جنین در جمهوری اسلامی افزود: «بسیاری از این زنان اساساً تمایلی به مادر شدن نداشتند، اما بهدلیل جرمانگاری سقط جنین مجبور بودند کودک را در زندان به دنیا بیاورند و نگهداری کنند.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین درباره حضور طولانیمدت کودکان در زندان گفت: «طبق قانون گفته میشود کودک تا دو سالگی میتواند کنار مادر باشد، اما من شخصاً شاهد حضور کودکانی چهار، پنج و حتی ششساله در زندان بودهام.»
او همچنین از استفاده ابزاری از کودکان برای کنترل مادران در زندان سخن گفت و توضیح داد: «وقتی مادری برای غذای کودک، بهداشت یا مرخصی اعتراض میکرد، مسئولان زندان تهدیدش میکردند که بچهات را میگیریم و به بهزیستی میدهیم.»
ابراهیموند با اشاره به آسیبهای گستردهای که کودکان زندانی متحمل میشوند، تأکید کرد: «ما نمیتوانیم سادهانگارانه بگوییم کودک را به بهزیستی بسپارند؛ چون در هر دو حالت، چه در زندان بماند و چه از مادر جدا شود، کودک آسیب میبیند.»
او در پایان خواستار توجه بیشتر رسانهها، فعالان مدنی و نهادهای حقوق بشری به وضعیت کودکان زندانی شد و گفت: «باید بیش از گذشته درباره این کودکان صحبت کنیم؛ نه فقط برای روایت رنج آنها، بلکه برای یافتن راهکارهای حقوقی، انسانی و حمایتی.»
برای آگاهی بیشتر در این زمینه میتوانید کتابچه «راهنمای حمایت از کودکان دارای والدین زندانی»، اثر حامد فرمند را به رایگان در وبسایت آموزشکده توانا مطالعه کنید.
https://tavaana.org/children_of_incarcerated_parents/
کودکان دارای والد زندانی، آسیبها و نیازها:
https://youtu.be/_9asB44Y7pg
کودکان دارای والدین زندانی، لزوم و نحوه حمایت:
https://tavaana.org/parents_prison
حمایت فوری از کودکان زندانیان
https://tavaana.org/support-children-of-prisoners/
#کودک #زندان #حقوق_کودک
@Tavaana_TavaanaTech
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در گفتگویی با کیانا کثیری که با حضور حامد فرمند، فعال حقوق کودکان، برگزار شد، از تجربه زندگی در بند مادران زندان قرچک و وضعیت کودکان زندانی سخن گفت.
خانم ابراهیموند که پس از آزادی دو مستند با عنوانهای «مادرانگی در اسارت» و «به کدامین گناه» درباره کودکان زندانی ساخته است، در بخشی از این گفتگو با اشاره به تجربه حضور خود در بند مادران گفت: «مدت نه ماه تا یک سال در بند مادران زندان بودم. زندانیان سیاسی قرچک را بهعنوان تنبیه، از بند زندانیان سیاسی به بند مادران منتقل میکردند. ما فقط از دور شاهد حضور کودکان در زندان نبودیم، بلکه مجبور بودیم با آنها زندگی کنیم؛ با آنها بخوابیم، بیدار شویم و هر روز رفتار مادران، زندانبانان و فضای حاکم بر زندگی این کودکان را از نزدیک ببینیم.»
او توضیح داد که همین تجربه باعث شد پس از آزادی تصمیم بگیرد درباره کودکان زندانی مستند بسازد و روایت آنها را ثبت کند. ابراهیموند گفت: «همیشه دوست داشتم خود این کودکان مقابل دوربین قرار بگیرند و روایتگر تجربههایشان باشند.»
این فیلمساز مستقل با اشاره به گفتگوهایش با چند کودک زندانی و مادرانشان، به شرایط کودکانی مانند نازلی و گندم پرداخت؛ کودکانی که در زندان متولد شدند و سالهای نخست زندگی خود را در همان محیط سپری کردند.
ابراهیموند در ادامه با اشاره به مسئله بارداریهای ناخواسته در زندانهای ایران گفت: «بسیاری از زنانی که من در زندان دیدم، هنگام بازداشت تازه متوجه بارداری خود میشدند و دیگر حق انتخابی نداشتند؛ نه میتوانستند تصمیم بگیرند کودک را نگه دارند و نه اجازه سقط داشتند.»
او با انتقاد از قوانین مربوط به سقط جنین در جمهوری اسلامی افزود: «بسیاری از این زنان اساساً تمایلی به مادر شدن نداشتند، اما بهدلیل جرمانگاری سقط جنین مجبور بودند کودک را در زندان به دنیا بیاورند و نگهداری کنند.»
این زندانی سیاسی سابق همچنین درباره حضور طولانیمدت کودکان در زندان گفت: «طبق قانون گفته میشود کودک تا دو سالگی میتواند کنار مادر باشد، اما من شخصاً شاهد حضور کودکانی چهار، پنج و حتی ششساله در زندان بودهام.»
او همچنین از استفاده ابزاری از کودکان برای کنترل مادران در زندان سخن گفت و توضیح داد: «وقتی مادری برای غذای کودک، بهداشت یا مرخصی اعتراض میکرد، مسئولان زندان تهدیدش میکردند که بچهات را میگیریم و به بهزیستی میدهیم.»
ابراهیموند با اشاره به آسیبهای گستردهای که کودکان زندانی متحمل میشوند، تأکید کرد: «ما نمیتوانیم سادهانگارانه بگوییم کودک را به بهزیستی بسپارند؛ چون در هر دو حالت، چه در زندان بماند و چه از مادر جدا شود، کودک آسیب میبیند.»
او در پایان خواستار توجه بیشتر رسانهها، فعالان مدنی و نهادهای حقوق بشری به وضعیت کودکان زندانی شد و گفت: «باید بیش از گذشته درباره این کودکان صحبت کنیم؛ نه فقط برای روایت رنج آنها، بلکه برای یافتن راهکارهای حقوقی، انسانی و حمایتی.»
برای آگاهی بیشتر در این زمینه میتوانید کتابچه «راهنمای حمایت از کودکان دارای والدین زندانی»، اثر حامد فرمند را به رایگان در وبسایت آموزشکده توانا مطالعه کنید.
https://tavaana.org/children_of_incarcerated_parents/
کودکان دارای والد زندانی، آسیبها و نیازها:
https://youtu.be/_9asB44Y7pg
کودکان دارای والدین زندانی، لزوم و نحوه حمایت:
https://tavaana.org/parents_prison
حمایت فوری از کودکان زندانیان
https://tavaana.org/support-children-of-prisoners/
#کودک #زندان #حقوق_کودک
@Tavaana_TavaanaTech
💔8❤1
هومان شایانی در اعتراض به بلاتکلیفی و اتهام محاربه دست به اعتصاب غذا زد
هومان شایانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی، از روز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی قضایی، طرح اتهامات سنگین و آنچه «پروندهسازی» علیه خود میداند، دست به اعتصاب غذا زده است.
هومان شایانی، حدود ۳۳ ساله و اهل نورآباد ممسنی در استان فارس، طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و انتقاد از عملکرد حکومت با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و محاکمه شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون چندین بار بازداشت شده و در مجموع نزدیک به سه سال را در زندان سپری کرده است.
این زندانی سیاسی در دیماه ۱۴۰۴، پیش از آغاز اعتراضات سراسری، بار دیگر با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و اتهامات دیگری که نزدیکانش آنها را بیاساس میدانند، بازداشت شد. او اکنون بیش از پنج ماه است که در زندان نورآباد ممسنی در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای رسیده، دادستانی گتوند در استان خوزستان نیز پروندهای جداگانه علیه آقای شایانی تشکیل داده و اتهام «محاربه از طریق فعالیت تبلیغی در فضای مجازی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی» را به وی تفهیم کرده است؛ اتهامی که در صورت صدور حکم میتواند مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام را در پی داشته باشد.
به گفته نزدیکان هومان شایانی، او در اعتراض به ادامه بازداشت، عدم تعیین تکلیف پروندهها، عدم ادغام پروندههای تشکیلشده در استانهای فارس و خوزستان و همچنین فشارهای قضایی و امنیتی، از ۱۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است.
منابع نزدیک به این زندانی سیاسی میگویند هومان شایانی کارگری زحمتکش است که فعالیتهای او عمدتاً در قالب بیان انتقادات و اعتراض به شرایط موجود صورت گرفته و اکنون با اتهامات سنگین و نگرانکنندهای روبهرو شده است.
نزدیکان این زندانی سیاسی خواستار توجه افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و رسانهها به وضعیت او شدهاند و نسبت به تداوم بازداشت، اعتصاب غذا و پیامدهای احتمالی اتهام محاربه علیه وی ابراز نگرانی میکنند.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_نورآباد
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
هومان شایانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی، از روز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی قضایی، طرح اتهامات سنگین و آنچه «پروندهسازی» علیه خود میداند، دست به اعتصاب غذا زده است.
هومان شایانی، حدود ۳۳ ساله و اهل نورآباد ممسنی در استان فارس، طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و انتقاد از عملکرد حکومت با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و محاکمه شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون چندین بار بازداشت شده و در مجموع نزدیک به سه سال را در زندان سپری کرده است.
این زندانی سیاسی در دیماه ۱۴۰۴، پیش از آغاز اعتراضات سراسری، بار دیگر با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و اتهامات دیگری که نزدیکانش آنها را بیاساس میدانند، بازداشت شد. او اکنون بیش از پنج ماه است که در زندان نورآباد ممسنی در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای رسیده، دادستانی گتوند در استان خوزستان نیز پروندهای جداگانه علیه آقای شایانی تشکیل داده و اتهام «محاربه از طریق فعالیت تبلیغی در فضای مجازی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی» را به وی تفهیم کرده است؛ اتهامی که در صورت صدور حکم میتواند مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام را در پی داشته باشد.
به گفته نزدیکان هومان شایانی، او در اعتراض به ادامه بازداشت، عدم تعیین تکلیف پروندهها، عدم ادغام پروندههای تشکیلشده در استانهای فارس و خوزستان و همچنین فشارهای قضایی و امنیتی، از ۱۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است.
منابع نزدیک به این زندانی سیاسی میگویند هومان شایانی کارگری زحمتکش است که فعالیتهای او عمدتاً در قالب بیان انتقادات و اعتراض به شرایط موجود صورت گرفته و اکنون با اتهامات سنگین و نگرانکنندهای روبهرو شده است.
نزدیکان این زندانی سیاسی خواستار توجه افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و رسانهها به وضعیت او شدهاند و نسبت به تداوم بازداشت، اعتصاب غذا و پیامدهای احتمالی اتهام محاربه علیه وی ابراز نگرانی میکنند.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_نورآباد
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔18❤4🕊2
♦️مرگ یک زندانی سیاسی دیگر در اوین بدلیل عدم رسیدگی پزشکی
جبار مصطفی فررند جابر، زندانی سیاسی متولد عراق، شامگاه گذشته در زندان اوین جان خود را از دست داد.
وی به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال و نیم حبس محکوم شده بود و حدود پنج ماه از دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری کرده بود. جبار مصطفی در سالن ۲ بند ۷ زندان اوین نگهداری میشد.
بر اساس اطلاعات منابع تحکیم ملت، وی پس از بروز علائم سکته قلبی به مراقبت و مداخله فوری پزشکی نیاز داشت، اما رسیدگی لازم به وضعیت او انجام نشد و او در زندان جان باخت.
مرگ جبار مصطفی اولین بار دیگر موضوع وضعیت درمانی زندانیان و مسئولیت مقامات زندان در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت را مطرح میکند. فعالان حقوق بشر سالهاست نسبت به تأخیر در اعزام زندانیان بیمار به مراکز درمانی، کمبود امکانات پزشکی و محرومیت زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب هشدار دادهاند.
طی دوسال گذشته حداقل ۱۰ نفر بدلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان اوین جان خود را از دست دادهاند.
#جبار_مصطفی #زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
جبار مصطفی فررند جابر، زندانی سیاسی متولد عراق، شامگاه گذشته در زندان اوین جان خود را از دست داد.
وی به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال و نیم حبس محکوم شده بود و حدود پنج ماه از دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری کرده بود. جبار مصطفی در سالن ۲ بند ۷ زندان اوین نگهداری میشد.
بر اساس اطلاعات منابع تحکیم ملت، وی پس از بروز علائم سکته قلبی به مراقبت و مداخله فوری پزشکی نیاز داشت، اما رسیدگی لازم به وضعیت او انجام نشد و او در زندان جان باخت.
مرگ جبار مصطفی اولین بار دیگر موضوع وضعیت درمانی زندانیان و مسئولیت مقامات زندان در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت را مطرح میکند. فعالان حقوق بشر سالهاست نسبت به تأخیر در اعزام زندانیان بیمار به مراکز درمانی، کمبود امکانات پزشکی و محرومیت زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب هشدار دادهاند.
طی دوسال گذشته حداقل ۱۰ نفر بدلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان اوین جان خود را از دست دادهاند.
#جبار_مصطفی #زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
💔31❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«از عطر مشهدی تا ادکلن فرانسوی؛ از حاکم فقیه تا شهریار فهیم»
این عنوان سخنان تازه رسول آزادی (عبدالرسول مرتضوی)، زندانی سیاسی و جانباز جنگ، از درون زندان اصفهان است؛ روایتی که بر پایه خاطرات و تجربههای زیسته شکل گرفته است.
او در این فایل صوتی با مرور سه خاطره از تغییر نامها، تغییر سبک زندگی و تغییر مناسک مذهبی در جامعه ایران، از دگرگونی عمیقی سخن میگوید که طی دهههای گذشته در ارزشها، سلیقهها و نگاه نسلهای جدید رخ داده است.
رسول آزادی معتقد است جامعه ایران امروز با جامعهای که انقلاب ۱۳۵۷ را رقم زد تفاوتی بنیادین دارد؛ جامعهای که به گفته او بیش از گذشته به آگاهی، ارتباطات جهانی، پرسشگری و انتخابهای فردی گرایش پیدا کرده است. او همچنین با اشاره به کاهش نفوذ نهادهای سنتی مذهبی و تغییر الگوهای فرهنگی، این پرسش را مطرح میکند که آیا حاکمیت تاکنون این تحولات اجتماعی را دیده و پیام آن را دریافت کرده است؟
این زندانی سیاسی که سالها از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده، در بخش پایانی سخنانش از شکاف میان ارزشهای رسمی حکومت و گرایشهای واقعی جامعه سخن میگوید و معتقد است هیچ نظام سیاسی نمیتواند بدون همراهی اکثریت مردم و بدون انطباق با تحولات زمانه، پایدار بماند.
#رسول_آزادی
#عبدالرسول_مرتضوی
#زندانی_سیاسی
#زندان_اصفهان
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
«از عطر مشهدی تا ادکلن فرانسوی؛ از حاکم فقیه تا شهریار فهیم»
این عنوان سخنان تازه رسول آزادی (عبدالرسول مرتضوی)، زندانی سیاسی و جانباز جنگ، از درون زندان اصفهان است؛ روایتی که بر پایه خاطرات و تجربههای زیسته شکل گرفته است.
او در این فایل صوتی با مرور سه خاطره از تغییر نامها، تغییر سبک زندگی و تغییر مناسک مذهبی در جامعه ایران، از دگرگونی عمیقی سخن میگوید که طی دهههای گذشته در ارزشها، سلیقهها و نگاه نسلهای جدید رخ داده است.
رسول آزادی معتقد است جامعه ایران امروز با جامعهای که انقلاب ۱۳۵۷ را رقم زد تفاوتی بنیادین دارد؛ جامعهای که به گفته او بیش از گذشته به آگاهی، ارتباطات جهانی، پرسشگری و انتخابهای فردی گرایش پیدا کرده است. او همچنین با اشاره به کاهش نفوذ نهادهای سنتی مذهبی و تغییر الگوهای فرهنگی، این پرسش را مطرح میکند که آیا حاکمیت تاکنون این تحولات اجتماعی را دیده و پیام آن را دریافت کرده است؟
این زندانی سیاسی که سالها از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی گذرانده، در بخش پایانی سخنانش از شکاف میان ارزشهای رسمی حکومت و گرایشهای واقعی جامعه سخن میگوید و معتقد است هیچ نظام سیاسی نمیتواند بدون همراهی اکثریت مردم و بدون انطباق با تحولات زمانه، پایدار بماند.
#رسول_آزادی
#عبدالرسول_مرتضوی
#زندانی_سیاسی
#زندان_اصفهان
#بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
👌20❤8👍2💯2
امروز، ۲۶ ژوئن، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه و مبارزه با شکنجه است، شکنجه، در هر شکل و با هر توجیهی، نقض آشکار کرامت انسانی و حقوق بنیادین انسانهاست.
در جمهوری اسلامی شکنجه و فشارهای جسمی و روانی همچنان یکی از ابزارهای سرکوب به شمار میرود؛ از اعترافات اجباری و سلول انفرادی گرفته تا محرومیت از درمان، تهدید خانوادهها و آزار زندانیان. یادآوری رنج قربانیان شکنجه، همزمان یادآوری مسئولیت ما در دفاع از کرامت انسانی، عدالت و پایان دادن به مصونیت عاملان این نقضهاست.
امروز در کنار بازماندگان و قربانیان شکنجه میایستیم و بر حق هر انسان برای زندگی بدون ترس، خشونت و تحقیر تأکید میکنیم.
طرح از بهنام محمدی
#شکنجه
#زندان
#نه_به_شکنجه
@Tavaana_TavaanaTech
در جمهوری اسلامی شکنجه و فشارهای جسمی و روانی همچنان یکی از ابزارهای سرکوب به شمار میرود؛ از اعترافات اجباری و سلول انفرادی گرفته تا محرومیت از درمان، تهدید خانوادهها و آزار زندانیان. یادآوری رنج قربانیان شکنجه، همزمان یادآوری مسئولیت ما در دفاع از کرامت انسانی، عدالت و پایان دادن به مصونیت عاملان این نقضهاست.
امروز در کنار بازماندگان و قربانیان شکنجه میایستیم و بر حق هر انسان برای زندگی بدون ترس، خشونت و تحقیر تأکید میکنیم.
طرح از بهنام محمدی
#شکنجه
#زندان
#نه_به_شکنجه
@Tavaana_TavaanaTech
🕊16❤4💔2
اعتصاب غذای حدود ۳۵۰ زندانی در زندان وکیلآباد مشهد در اعتراض به ضربوشتم یک زندانی سیاسی
بنا بر گزارشهای دریافتی از برخی زندانیان در سالن یک بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد، روز گذشته مأموران امنیتی و وکیلبندهای این زندان، یکی از زندانیان سیاسی را به اتهام «بیاحترامی به مأموران» به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادهاند.
به گفته شاهدان عینی، شدت خشونت به حدی بوده که این زندانی دچار بیاختیاری در کنترل ادرار و مدفوع شده است.
در اعتراض به این رفتار، حدود ۳۵۰ نفر از زندانیان این بند، امروز دهم تیرماه ۱۴۰۵، با خودداری از صرف وعده ناهار دست به اعتصاب غذا زدهاند.
بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد از سوی زندانیان، یکی از نامناسبترین بخشهای این زندان برای نگهداری زندانیان سیاسی توصیف میشود. تهویه نامناسب، آلودگی صوتی شبانهروزی، بوی نامطبوع سرویسهای بهداشتی، روشن بودن دائمی چراغهای پرنور، و همچنین حضور مأموران و وکیلبندهایی که بنا بر این گزارشها برخی از آنان از میان محکومان جرائم خشن انتخاب شدهاند، از جمله شرایطی است که زندانیان آن را مصداق رفتارهای غیرانسانی و شکنجهآمیز میدانند.
جمعی از زندانیان سیاسی که در تماسهای تلفنی کوتاه و محدود با خانوادههای خود موفق به اطلاعرسانی شدهاند، خواستار توجه و نظارت نهادهای بینالمللی بر وضعیت بحرانی بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد شدهاند.
#زندان_وکیل_آباد #مشهد
@Tavaana_TavaanaTech
بنا بر گزارشهای دریافتی از برخی زندانیان در سالن یک بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد، روز گذشته مأموران امنیتی و وکیلبندهای این زندان، یکی از زندانیان سیاسی را به اتهام «بیاحترامی به مأموران» به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادهاند.
به گفته شاهدان عینی، شدت خشونت به حدی بوده که این زندانی دچار بیاختیاری در کنترل ادرار و مدفوع شده است.
در اعتراض به این رفتار، حدود ۳۵۰ نفر از زندانیان این بند، امروز دهم تیرماه ۱۴۰۵، با خودداری از صرف وعده ناهار دست به اعتصاب غذا زدهاند.
بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد از سوی زندانیان، یکی از نامناسبترین بخشهای این زندان برای نگهداری زندانیان سیاسی توصیف میشود. تهویه نامناسب، آلودگی صوتی شبانهروزی، بوی نامطبوع سرویسهای بهداشتی، روشن بودن دائمی چراغهای پرنور، و همچنین حضور مأموران و وکیلبندهایی که بنا بر این گزارشها برخی از آنان از میان محکومان جرائم خشن انتخاب شدهاند، از جمله شرایطی است که زندانیان آن را مصداق رفتارهای غیرانسانی و شکنجهآمیز میدانند.
جمعی از زندانیان سیاسی که در تماسهای تلفنی کوتاه و محدود با خانوادههای خود موفق به اطلاعرسانی شدهاند، خواستار توجه و نظارت نهادهای بینالمللی بر وضعیت بحرانی بند قرنطینه زندان وکیلآباد مشهد شدهاند.
#زندان_وکیل_آباد #مشهد
@Tavaana_TavaanaTech
👍13💔8🕊5❤2
یک زندانی سیاسی که بهتازگی از زندان تهران بزرگ آزاد شده، در گزارشی از شرایط این زندان، از ازدحام شدید، شیوع بیماریهای عفونی، حضور گسترده اراذل و اوباش، دسترسی آسان به مواد مخدر، وضعیت نامناسب بهداشت و محرومیت زندانیان از حداقل امکانات سخن گفته است. آنچه در ادامه میآید، روایت او از شرایطی است که به گفته وی، فراتر از حبس، به فرسایش تدریجی جسم و روان زندانیان میانجامد.
روایت یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ
درست است که زندان، زندان است؛ حتی اگر دیوار و سقفش از طلا باشد.
اما قصه تهران بزرگ، چیز دیگری است.
اگر کسی هر دو زندان اوین و تهران بزرگ را تجربه کرده باشد، درک میکند چه میگویم.
شرایطی فرساینده که روح و جسم شما را طوری تحلیل میبرد که اوین را از اعماق جان آرزو میکنید.
در آنجا حضور اراذل و اوباش تنها یک اتفاق عادی نیست. به گفته وکیل بند، مقامات زندان بهعمد آنها را گماردهاند تا شرایط را بر زندانیان اعتراضات سخت کنند و دستشان هم برای آزار سیاسیها باز است. به آنها تأکید شده مسئولیت اداره بندها اعم از مسئولیت اتاقها، انتظامات و... نباید با زندانیان سیاسی باشد.
شبها سیگار کشیدن در سلولها ممنوع است، اما کشیدن مواد مخدر آزاد است و سود و تجارتی کلان در زد و بند مواد مخدر بین برخی سابقهدارها و مقامات زندان برقرار است.
ورود این حجم از مواد مخدر به داخل بندها بدون وجود زنجیرهای از تبانی، ارتشا و همکاری مقامات ممکن نیست.
یعنی بزهکاران خطرناک مثل زورگیران نهتنها در زندان اصلاح نمیشوند، بلکه در آنجا امپراتوری فساد راه انداختهاند و جوانان بازداشتی در اعتراضات را هم که با وجود فشار روانی مستعد اعتیاد هستند، برای سود بیشتر آلوده میکنند.
تمام اتاقها پر از حشره ساس است که خون بدن را میخورد و جای گزش آن تا مدتها خارش دارد و خواب را از چشمان زندانی میرباید.
آب زندان شور و تلخ است و زندانی ناچار است برای آب آشامیدنی از جیب خود، چند برابر قیمت بازار هزینه کند و از بوفه زندان خرید کند که آن هم وابسته به روابط است.
پس از وقایع دیماه، اندرزگاهی که گنجایش آن تنها ۲۲۵ نفر است، بیش از ۵۵۰ نفر را در آن قرار داده بودند.
بیماریهای عفونی مثل چرک گلو، تب و لرز، عفونت ریه و آنفلوآنزا با توجه به فاصله کم افراد از هم به سرعت گسترش پیدا میکرد و دارو و پزشک بهداری هم یا در دسترس نبود یا اگر هم بود، آنقدر دیر میرسید یا داروهایش غیرمؤثر و ناکارآمد بودند که زندانیها با تب و لرز و عفونت، شکنجه غیرمستقیم میشدند.
اواخر دیگر خلطهای بچهها خونی شده بود.
اگر داروهایی که خانواده زندانیها از بیرون زندان به داخل فرستادند نبود، بسیاری از زندانیها ریههای خود را از دست میدادند.
وقتی شرایط را به حدی فرساینده کنی که موهای جوانان در چند ماه سپید شود، این یعنی همان تهران بزرگی که ما تجربه کردیم.
#زندان_تهران_بزرگ #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
روایت یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ
درست است که زندان، زندان است؛ حتی اگر دیوار و سقفش از طلا باشد.
اما قصه تهران بزرگ، چیز دیگری است.
اگر کسی هر دو زندان اوین و تهران بزرگ را تجربه کرده باشد، درک میکند چه میگویم.
شرایطی فرساینده که روح و جسم شما را طوری تحلیل میبرد که اوین را از اعماق جان آرزو میکنید.
در آنجا حضور اراذل و اوباش تنها یک اتفاق عادی نیست. به گفته وکیل بند، مقامات زندان بهعمد آنها را گماردهاند تا شرایط را بر زندانیان اعتراضات سخت کنند و دستشان هم برای آزار سیاسیها باز است. به آنها تأکید شده مسئولیت اداره بندها اعم از مسئولیت اتاقها، انتظامات و... نباید با زندانیان سیاسی باشد.
شبها سیگار کشیدن در سلولها ممنوع است، اما کشیدن مواد مخدر آزاد است و سود و تجارتی کلان در زد و بند مواد مخدر بین برخی سابقهدارها و مقامات زندان برقرار است.
ورود این حجم از مواد مخدر به داخل بندها بدون وجود زنجیرهای از تبانی، ارتشا و همکاری مقامات ممکن نیست.
یعنی بزهکاران خطرناک مثل زورگیران نهتنها در زندان اصلاح نمیشوند، بلکه در آنجا امپراتوری فساد راه انداختهاند و جوانان بازداشتی در اعتراضات را هم که با وجود فشار روانی مستعد اعتیاد هستند، برای سود بیشتر آلوده میکنند.
تمام اتاقها پر از حشره ساس است که خون بدن را میخورد و جای گزش آن تا مدتها خارش دارد و خواب را از چشمان زندانی میرباید.
آب زندان شور و تلخ است و زندانی ناچار است برای آب آشامیدنی از جیب خود، چند برابر قیمت بازار هزینه کند و از بوفه زندان خرید کند که آن هم وابسته به روابط است.
پس از وقایع دیماه، اندرزگاهی که گنجایش آن تنها ۲۲۵ نفر است، بیش از ۵۵۰ نفر را در آن قرار داده بودند.
بیماریهای عفونی مثل چرک گلو، تب و لرز، عفونت ریه و آنفلوآنزا با توجه به فاصله کم افراد از هم به سرعت گسترش پیدا میکرد و دارو و پزشک بهداری هم یا در دسترس نبود یا اگر هم بود، آنقدر دیر میرسید یا داروهایش غیرمؤثر و ناکارآمد بودند که زندانیها با تب و لرز و عفونت، شکنجه غیرمستقیم میشدند.
اواخر دیگر خلطهای بچهها خونی شده بود.
اگر داروهایی که خانواده زندانیها از بیرون زندان به داخل فرستادند نبود، بسیاری از زندانیها ریههای خود را از دست میدادند.
وقتی شرایط را به حدی فرساینده کنی که موهای جوانان در چند ماه سپید شود، این یعنی همان تهران بزرگی که ما تجربه کردیم.
#زندان_تهران_بزرگ #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔60❤4👌1🕊1
مسعود وظیفه در زندان تهران بزرگ از رسیدگی پزشکی محروم مانده است
بر اساس اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، مسعود وظیفه، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با وجود صدور دستور قاضی ناظر بر زندان برای اعزام به بیمارستان، همچنان از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.
بنا بر اطلاعات دریافتی، این زندانی از مشکلات متعدد جسمانی از جمله آسیبدیدگی زانوی راست، کاهش شدید بینایی، مشکلات گوارشی و بیماریهای دهان و دندان رنج میبرد و نیازمند رسیدگی فوری پزشکی است. با این حال، با گذشت حدود ۲۰ روز از صدور دستور اعزام به مرکز درمانی، این دستور تاکنون اجرا نشده و او همچنان از انتقال به مراکز درمانی خارج از زندان محروم است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده مسعود وظیفه اعلام کرد که وی بارها نسبت به وضعیت جسمانی خود و ضرورت رسیدگی به پرونده پزشکیاش به مسئولان زندان هشدار داده، اما تاکنون هیچ اقدام مؤثری در این زمینه انجام نشده است.
این منبع همچنین افزود که آقای وظیفه در تماس تلفنی اخیر خود با خانواده، از شرایط نامناسب زندان تهران بزرگ، کمبود و کیفیت پایین غذا، افزایش هزینه اقلام مورد نیاز زندانیان و ضعف در روند رسیدگی به امور درمانی و اداری انتقاد کرده و این وضعیت را از عوامل تشدید مشکلات جسمانی خود و دیگر زندانیان دانسته است.
مسعود وظیفه سال گذشته برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
حکم محکومیت او در آبانماه سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عیناً تأیید شد. وی پیشتر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت ۵۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده بود.
مسعود وظیفه در آذر ۱۴۰۳، پس از اعتراض به صدور حکم اعدام برای متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان»، دست به تحصن زد و متعاقب آن بازداشت شد. او پس از حدود دو ماه با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
آقای وظیفه پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود سابقه بازداشت و گذراندن حبس داشته است.
#مسعود_وظیفه #زندان_تهران_بزرگ
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، مسعود وظیفه، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با وجود صدور دستور قاضی ناظر بر زندان برای اعزام به بیمارستان، همچنان از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.
بنا بر اطلاعات دریافتی، این زندانی از مشکلات متعدد جسمانی از جمله آسیبدیدگی زانوی راست، کاهش شدید بینایی، مشکلات گوارشی و بیماریهای دهان و دندان رنج میبرد و نیازمند رسیدگی فوری پزشکی است. با این حال، با گذشت حدود ۲۰ روز از صدور دستور اعزام به مرکز درمانی، این دستور تاکنون اجرا نشده و او همچنان از انتقال به مراکز درمانی خارج از زندان محروم است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده مسعود وظیفه اعلام کرد که وی بارها نسبت به وضعیت جسمانی خود و ضرورت رسیدگی به پرونده پزشکیاش به مسئولان زندان هشدار داده، اما تاکنون هیچ اقدام مؤثری در این زمینه انجام نشده است.
این منبع همچنین افزود که آقای وظیفه در تماس تلفنی اخیر خود با خانواده، از شرایط نامناسب زندان تهران بزرگ، کمبود و کیفیت پایین غذا، افزایش هزینه اقلام مورد نیاز زندانیان و ضعف در روند رسیدگی به امور درمانی و اداری انتقاد کرده و این وضعیت را از عوامل تشدید مشکلات جسمانی خود و دیگر زندانیان دانسته است.
مسعود وظیفه سال گذشته برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
حکم محکومیت او در آبانماه سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عیناً تأیید شد. وی پیشتر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت ۵۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده بود.
مسعود وظیفه در آذر ۱۴۰۳، پس از اعتراض به صدور حکم اعدام برای متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان»، دست به تحصن زد و متعاقب آن بازداشت شد. او پس از حدود دو ماه با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
آقای وظیفه پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود سابقه بازداشت و گذراندن حبس داشته است.
#مسعود_وظیفه #زندان_تهران_بزرگ
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17💔11❤3
بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران
بند میثاق زندان لاکان رشت
گفتگو با جمشید عزیزی، زندانی سیاسی سابق
با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان»
در کلاب هاوس آموزشکده توانا:
https://tinyurl.com/4phyu55f
جمشید عزیزی زندانی سیاسی سابق مدتی است که از ایران خارج شده است. او از زندانیان حاضر در زندان لاکان رشت بود در بندی که معروف است به بند میثاق و اکنون ۴ زندانی سیاسی محکوم به اعدام در این بند حضور دارند. جمشید عزیزی در طی سالهای گذشته در جریان بازداشتهای معترضان، در زندان حضور داشته و شاهد اتفاقات زیادی بوده است.
او در جریان پرونده چند متهم محکوم به اعدام است و شرایط نگهداری زندانیان در زندان لاکان رشت را هم تجربه کرده است.
دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران
#جمشید_عزیزی #بند_میثاق #زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بند میثاق زندان لاکان رشت
گفتگو با جمشید عزیزی، زندانی سیاسی سابق
با حضور کارشناسان حقوقی «دادبان»
در کلاب هاوس آموزشکده توانا:
https://tinyurl.com/4phyu55f
جمشید عزیزی زندانی سیاسی سابق مدتی است که از ایران خارج شده است. او از زندانیان حاضر در زندان لاکان رشت بود در بندی که معروف است به بند میثاق و اکنون ۴ زندانی سیاسی محکوم به اعدام در این بند حضور دارند. جمشید عزیزی در طی سالهای گذشته در جریان بازداشتهای معترضان، در زندان حضور داشته و شاهد اتفاقات زیادی بوده است.
او در جریان پرونده چند متهم محکوم به اعدام است و شرایط نگهداری زندانیان در زندان لاکان رشت را هم تجربه کرده است.
دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵
ساعت ۲۰:۳۰ به وقت تهران
#جمشید_عزیزی #بند_میثاق #زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خانم نگار جهانتاب، در تهران پلاکاردهایی در دست گرفته و نسبت به حکم اعدام اعتراض میکند و از جامعه میخواهد که با همبستگی علیه حکم اعدام یک صدا شوند.
او ضمن انتشار این ویدیو و تصاویر نوشته:
«بچههارو دارن هر روز اعدام میکنن، باید همه باهم صداشون باشیم. من خودمو جای این بچهها میذارم که چقدر امید دارن شاید نجات پیدا کنن، یا ما صداشون باشیم. اینقدر تنهان که خود زندانیهای داخل زندان همیشه دست میزنن به اعتصاب غذا و اعتراض و این کارو کردن که ما بیرون متوجه بشیم و سکوت نکنیم. من نه با شبکهی معاندی دارم حرف میزنم که جرم باشه نه فحاشی کردم، نه به جایی آسیب میزنم، نه پشتوانهای دارم و پشتم گرمه که دارم اینارو میگم، فقط اعتراض دارم. به چه جرمی و تا کی همه رو قراره اعدام کنید؟
هر روز که بیدار میشم و سریع خبر چک میکنم میبینم باز اعدام باز اعدام تا کی باید نگاه کنم؟
به خودم میگم تا کی اگر من بودم چی صدای من نمیشدن! وجدانم کجا رفته؟ من انسانم ٫؟!! میوخام چایی بخورم، عذاب وجدان دارم. میرم حمام، عذاب وجدان دارم. میخوابم کابوس میبینم، غذا میخورم با عذاب وجدانه این چه زندگیه داریم؟ میگم همین لحظه که من دارم نفس میکشم چندتا از بچهها منتظرن بهشون بگن آزادی برو خونت توجرمی نداری فقط حقیقتوفریاد زدی. چیکار کردن مگه چیکار کردن جز اعتراض مسالمتآمیز ‼️ اگر میتونید واقعا یکصدا بشیم جلو در زندانها و به این احکام اعتراض کنیم تو روز روشن هم اعتراض میکنیم چرا و
به چه جرمی و با چه مدرکی و تا کی ‼️»
#زندان_قزلحصار #پرونده_میدان_علیخانی #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #نه_به_اعدام #یکصدا_شویم_برای_زندانیان_در_خطر_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
او ضمن انتشار این ویدیو و تصاویر نوشته:
«بچههارو دارن هر روز اعدام میکنن، باید همه باهم صداشون باشیم. من خودمو جای این بچهها میذارم که چقدر امید دارن شاید نجات پیدا کنن، یا ما صداشون باشیم. اینقدر تنهان که خود زندانیهای داخل زندان همیشه دست میزنن به اعتصاب غذا و اعتراض و این کارو کردن که ما بیرون متوجه بشیم و سکوت نکنیم. من نه با شبکهی معاندی دارم حرف میزنم که جرم باشه نه فحاشی کردم، نه به جایی آسیب میزنم، نه پشتوانهای دارم و پشتم گرمه که دارم اینارو میگم، فقط اعتراض دارم. به چه جرمی و تا کی همه رو قراره اعدام کنید؟
هر روز که بیدار میشم و سریع خبر چک میکنم میبینم باز اعدام باز اعدام تا کی باید نگاه کنم؟
به خودم میگم تا کی اگر من بودم چی صدای من نمیشدن! وجدانم کجا رفته؟ من انسانم ٫؟!! میوخام چایی بخورم، عذاب وجدان دارم. میرم حمام، عذاب وجدان دارم. میخوابم کابوس میبینم، غذا میخورم با عذاب وجدانه این چه زندگیه داریم؟ میگم همین لحظه که من دارم نفس میکشم چندتا از بچهها منتظرن بهشون بگن آزادی برو خونت توجرمی نداری فقط حقیقتوفریاد زدی. چیکار کردن مگه چیکار کردن جز اعتراض مسالمتآمیز ‼️ اگر میتونید واقعا یکصدا بشیم جلو در زندانها و به این احکام اعتراض کنیم تو روز روشن هم اعتراض میکنیم چرا و
به چه جرمی و با چه مدرکی و تا کی ‼️»
#زندان_قزلحصار #پرونده_میدان_علیخانی #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #نه_به_اعدام #یکصدا_شویم_برای_زندانیان_در_خطر_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤39👍5👌2
یادداشتی از سوی #عباس_واحدیان_شاهرودی
از پشت میلههای #زندان_وکیلآباد مشهد
به نام ایران و برای آزادی،
پنج سال است که در زندان وکیلآباد مشهد، بدون حتی یک روز مرخصی، دیوارهای سنگی را شاهد پایداری خویش کردهام.
اما این اولین بار نیست؛ سالهاست که زندگی من با بازداشتهای پیدرپی، سلولهای انفرادی، فشارهای امنیتی و احکام سنگین حبس گره خورده است. از بازداشتهای سالهای گذشته و دوران محکومیتهای قبلی گرفته تا بازداشت پس از بیانیه ۱۴ و نهایتاً صدور بیش از ۲۱ سال حبس، مبارزه برای من نه یک اتفاق، بلکه مسیر تمام زندگیام بوده است.
پنج سال محرومیتِ مداوم از آغوش خانواده، تنفس در هوای آزاد و حتی ابتداییترین حقوق یک زندانی، بهایی است که برای یک آرمان بزرگ میپردازم.
اخیراً مطلع شدهام که نهادهای امنیتی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، بار دیگر و اینبار رسماً لقب «معاند» را بر من نهادهاند. بر کسی که سالهای طولانی از عمر و جوانیاش در سلولها و پشت میلهها گذشته، اما اندیشهاش هرگز محبوس نشده است.
میخواهم از همین کنج زندان روشن و بیپرده بگویم:
«لقب معاند را به کسی دادهاند که سالهاست در کنج زندان بهسر میبرد و بارها و بارها به خاطر مواضعش طعم حبس را چشیده، اما تنها دغدغهاش آزادی ایران و حفظ یکپارچگی این مرز و بوم است؛ آن هم به دور از هرگونه تعصب، عقیده سیاسی یا باور دینی. اگر داشتن چنین طرز تفکری و عشق ورزیدن به خاک و مردم ایران جرم است و خشم آقایان را برمیانگیزد، من با افتخار و سربلندی این نام و لقب را میپذیرم.»
مخالفت من، مخالفت با تمام زنجیرهایی است که بر دست و پای این ملت بسته شده است. اگر «عناد» در قاموس شما به معنای ایستادگیِ بیوقفه بر سر حق آزادیخواهی و تمامیت ارضی ایران است، پس بدانید که این عنوان برای من نه یک برچسب یا اتهام، بلکه نشان افتخاری بر سینه است.
سالها زندان توانست جسم مرا محصور کند، اما اندیشه را نمیتوان زندانی کرد. تا روزی که نفس میکشم، تمام وجودم برای ایران یکپارچه، آزاد و آباد خواهد تپید.
عباس واحدیان شاهرودی
بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵
.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#بیانیه #بیانیه_۱۴_نفر
@Tavaana_TavaanaTech
از پشت میلههای #زندان_وکیلآباد مشهد
به نام ایران و برای آزادی،
پنج سال است که در زندان وکیلآباد مشهد، بدون حتی یک روز مرخصی، دیوارهای سنگی را شاهد پایداری خویش کردهام.
اما این اولین بار نیست؛ سالهاست که زندگی من با بازداشتهای پیدرپی، سلولهای انفرادی، فشارهای امنیتی و احکام سنگین حبس گره خورده است. از بازداشتهای سالهای گذشته و دوران محکومیتهای قبلی گرفته تا بازداشت پس از بیانیه ۱۴ و نهایتاً صدور بیش از ۲۱ سال حبس، مبارزه برای من نه یک اتفاق، بلکه مسیر تمام زندگیام بوده است.
پنج سال محرومیتِ مداوم از آغوش خانواده، تنفس در هوای آزاد و حتی ابتداییترین حقوق یک زندانی، بهایی است که برای یک آرمان بزرگ میپردازم.
اخیراً مطلع شدهام که نهادهای امنیتی و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، بار دیگر و اینبار رسماً لقب «معاند» را بر من نهادهاند. بر کسی که سالهای طولانی از عمر و جوانیاش در سلولها و پشت میلهها گذشته، اما اندیشهاش هرگز محبوس نشده است.
میخواهم از همین کنج زندان روشن و بیپرده بگویم:
«لقب معاند را به کسی دادهاند که سالهاست در کنج زندان بهسر میبرد و بارها و بارها به خاطر مواضعش طعم حبس را چشیده، اما تنها دغدغهاش آزادی ایران و حفظ یکپارچگی این مرز و بوم است؛ آن هم به دور از هرگونه تعصب، عقیده سیاسی یا باور دینی. اگر داشتن چنین طرز تفکری و عشق ورزیدن به خاک و مردم ایران جرم است و خشم آقایان را برمیانگیزد، من با افتخار و سربلندی این نام و لقب را میپذیرم.»
مخالفت من، مخالفت با تمام زنجیرهایی است که بر دست و پای این ملت بسته شده است. اگر «عناد» در قاموس شما به معنای ایستادگیِ بیوقفه بر سر حق آزادیخواهی و تمامیت ارضی ایران است، پس بدانید که این عنوان برای من نه یک برچسب یا اتهام، بلکه نشان افتخاری بر سینه است.
سالها زندان توانست جسم مرا محصور کند، اما اندیشه را نمیتوان زندانی کرد. تا روزی که نفس میکشم، تمام وجودم برای ایران یکپارچه، آزاد و آباد خواهد تپید.
عباس واحدیان شاهرودی
بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد
پنجشنبه ۱ مرداد ۱۴۰۵
.
#نه_به_جمهورى_اسلامى
#بیانیه #بیانیه_۱۴_نفر
@Tavaana_TavaanaTech
❤39🕊9💔4👍2
تجمع اعتراضی مقابل زندان لاکان رشت
سکوت امروز، فاجعه فرداست؛ نگذاریم فاجعهای دیگر تکرار شود
تجمع اعتراضی در برابر زندان لاکان رشت با فریاد هشدار و دادخواهی برگزار شد: نباید اجازه داد محکومان به اعدام محبوس در زندان لاکان رشت، به سرنوشت سربداران میدان علیخانی اصفهان دچار شوند.
تا دیر نشده و طنابهای دار جان انسانهای دیگری را نگرفتهاند، باید به پا خیزیم. جان انسانها خط قرمز است و سکوت در برابر
ماشین اعدام، به معنای تایید آن است.
قدرت استقامت فردی و جوانه زدنِ همبستگی
هفته گذشته، تصویر تنها یک انسان آزاده – آقای یونسی آزادبر – که شجاعانه و تنها مقابل زندان لاکان ایستاد، بار دیگر به همه ما یادآوری کرد که اعتراض و مطالبهگری از کجا آغاز میشود. او تنها ایستاد تا صدای خاموششدگان باشد.
امروز، در کمال امیدواری، دیدیم که چند نفر دیگر به او پیوستند. این روند، قدرت بینظیر «حضور» و «ایستادن حتی یک نفر» را به تصویر میکشد:
▪️شکستن حصار ترس:
حضور تکتک افراد، طلسم سکوت را میشکند و به دیگران جرات میدهد که هزینه اعتراض را خرد کنند.
▪️آگاهی جمعی و همبستگی:
اعتراض فردی، در بستر زمان به یک خواست جمعی و اراده عمومی تبدیل میشود. وقتی میبینیم تنها نیستیم، توان مقاومتمان صدچندان میشود.
هر جنبش بزرگی از همین قدمهای کوچک، فردی و مصمم آغاز شده است. ایستادگی امروز ما، مانع از وقوع فجایع فردا خواهد شد.
▪️تا دیر نشده، صدا شویم.
وقتی یک نفر میایستد، نطفه امید کاشته میشود؛ وقتی چند نفر میپویند، راه هموار میگردد؛ و وقتی جمع میشویم، هیچ دیواری یارای مقاومت در برابر اراده ما را نخواهد داشت.
#زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام #دادخواهی #یونسی_آزادبر #همبستگی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
سکوت امروز، فاجعه فرداست؛ نگذاریم فاجعهای دیگر تکرار شود
تجمع اعتراضی در برابر زندان لاکان رشت با فریاد هشدار و دادخواهی برگزار شد: نباید اجازه داد محکومان به اعدام محبوس در زندان لاکان رشت، به سرنوشت سربداران میدان علیخانی اصفهان دچار شوند.
تا دیر نشده و طنابهای دار جان انسانهای دیگری را نگرفتهاند، باید به پا خیزیم. جان انسانها خط قرمز است و سکوت در برابر
ماشین اعدام، به معنای تایید آن است.
قدرت استقامت فردی و جوانه زدنِ همبستگی
هفته گذشته، تصویر تنها یک انسان آزاده – آقای یونسی آزادبر – که شجاعانه و تنها مقابل زندان لاکان ایستاد، بار دیگر به همه ما یادآوری کرد که اعتراض و مطالبهگری از کجا آغاز میشود. او تنها ایستاد تا صدای خاموششدگان باشد.
امروز، در کمال امیدواری، دیدیم که چند نفر دیگر به او پیوستند. این روند، قدرت بینظیر «حضور» و «ایستادن حتی یک نفر» را به تصویر میکشد:
▪️شکستن حصار ترس:
حضور تکتک افراد، طلسم سکوت را میشکند و به دیگران جرات میدهد که هزینه اعتراض را خرد کنند.
▪️آگاهی جمعی و همبستگی:
اعتراض فردی، در بستر زمان به یک خواست جمعی و اراده عمومی تبدیل میشود. وقتی میبینیم تنها نیستیم، توان مقاومتمان صدچندان میشود.
هر جنبش بزرگی از همین قدمهای کوچک، فردی و مصمم آغاز شده است. ایستادگی امروز ما، مانع از وقوع فجایع فردا خواهد شد.
▪️تا دیر نشده، صدا شویم.
وقتی یک نفر میایستد، نطفه امید کاشته میشود؛ وقتی چند نفر میپویند، راه هموار میگردد؛ و وقتی جمع میشویم، هیچ دیواری یارای مقاومت در برابر اراده ما را نخواهد داشت.
#زندان_لاکان_رشت #نه_به_اعدام #دادخواهی #یونسی_آزادبر #همبستگی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤32🕊6👍1💯1