کمیسیون #حقیقت و #آشتی
«#صلح تنها به مفهوم عدم وجود مناقشه نیست؛ صلح ایجاد محیطی است که درآن همه بتوانند، بدون توجه به #نژاد، رنگ، عقیده و مرام، دین، جنسیت، #طبقه، پایگاه اجتماعی، یا هر نشانه دیگرمشخص کننده #تفاوت اجتماعی، رشد کنند و شکوفا شوند. #دین، #قومیت، #زبان، سنت های #فرهنگی، اجتماعی #تمدن_انسانی را غنی می سازند، و به غنا و قدرت تنوع ما می افزایند. چرا باید اجازه داده شود این عوامل دلیل تفرقه شوند؟ اگر بگذاریم چنین شود #انسانیت مشترک خود را خوار و حقیر کرده ایم. ...»
امروز سالگرد درگذشت نلسون #ماندلا ، رهبر #جنبش ضد آپارتاید آفریقای جنوبی است.در این ویدئو کوتاه خانم مهرانگیز کار از «کمسیون حقیقت و آشتی» نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی میگوید و قیاس کوتاهی دارد با اعدامهای اول #انقلاب که پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت.
ویدیوی کامل را اینجا ببینید: https://goo.gl/MOEzCb
@Tavaana_Tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
«#صلح تنها به مفهوم عدم وجود مناقشه نیست؛ صلح ایجاد محیطی است که درآن همه بتوانند، بدون توجه به #نژاد، رنگ، عقیده و مرام، دین، جنسیت، #طبقه، پایگاه اجتماعی، یا هر نشانه دیگرمشخص کننده #تفاوت اجتماعی، رشد کنند و شکوفا شوند. #دین، #قومیت، #زبان، سنت های #فرهنگی، اجتماعی #تمدن_انسانی را غنی می سازند، و به غنا و قدرت تنوع ما می افزایند. چرا باید اجازه داده شود این عوامل دلیل تفرقه شوند؟ اگر بگذاریم چنین شود #انسانیت مشترک خود را خوار و حقیر کرده ایم. ...»
امروز سالگرد درگذشت نلسون #ماندلا ، رهبر #جنبش ضد آپارتاید آفریقای جنوبی است.در این ویدئو کوتاه خانم مهرانگیز کار از «کمسیون حقیقت و آشتی» نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی میگوید و قیاس کوتاهی دارد با اعدامهای اول #انقلاب که پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت.
ویدیوی کامل را اینجا ببینید: https://goo.gl/MOEzCb
@Tavaana_Tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
YouTube
جلسه سوم جنبش ضد آپارتاید آفریقای جنوبی با مهرانگیز کار: کمیسیون حقیقت و آشتی
در این وبینار بررسی می شود که کمیسیون حقیقت و سازش چیست و سپس نمونه آفریقای جنوبی مورد بحث قرار می گیرد. تاریخچه، روند تشکیل، نحوه کار کمیسیون و اثرات آن در ...
پرچم و جامعهی گسسته: چشمکی که کودتای ترکیه به ما زد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کودتای ترکیه - هر داستانی که پشت سر داشته باشد - یک چیز را خوب نشان داد. عدهی زیادی از مردمی که با کودتا مخالف بودند، پرچمهایی در خانه داشتند که با آن به خیابان آمدند. پرچم*، یکی از اولین نمادهایی شد که آنان را به هم متصل میکرد و از این مردم ناآشنا با همدیگر، و نه لزوما موافق با هم، یک «ما»ی آشنا و همراه میساخت. بی آن که با هم حرفی بزنند یا همدیگر را بشناسند یا حتی در موافقت با اردوغان با هم توافق داشته باشند، پرچم به نماد و نشانهای برای پیوند میان آنان بدل شد، پیوندی در دفاع از کشور، دموکراسی موجودش (با همهی مشکلات و تهدیداتش) و در مخالفت با کودتا.
حالا فکر کنیم که اگر در وضعیتی مشابه در ایران ما چنین اتفاقی میافتاد چه نشانه و نمادی میتوانست به کار آن پیوند بیاید؟ چه چیزی ما را در این لحظات - بی هر سخن و استلالی - میتواند به هم متصل کند و پیوند دهد؟ چه چیزی به باور ما مشترک میآید و ما را به شکلی نسبتاً همگانی میانگیزاند؟
همین پرچم را در نظر بگیرید. چقدر از ما ایرانیها اصلاًدر خانه پرچم داریم. همین نداشتن پرچم در خانه اولین نشانهی چه چیزهاست؟ اگر پرچم داشته باشیم، و مثل ایرانیهای خارج نشین آزاد باشیم که با پرچمی که فکر میکنیم نماد ایران است بخواهیم بیرون بیاییم، خودش تازه آغاز اختلافهاست. حتی در مواردی مثل مسابقات ورزشی (مثلا، جام جهانی فوتبال) نیز که پرچم قرار است نماد این پیوند در موضوعی غیر سیاسی شود، با حضور سه - چهار نوع پرچم روبرو میشویم که معنای پیوند نمادین را در اساس به هم میریزد.
این که در جامعهی ما به ندرت نمادی پیدا میشود که بتواند جمع کثیری را بی گفت و گو به هم دیگر پیوند دهد، فقط یکی از نشانه های جامعهی از هم گسستهی ماست. جامعهای که در مورد دلایل همزیستی و پیوندهایش، دلیلی زنده و انگیزاننده ندارد، مگر خطی بی جان که مرز جامعهی ایران را روی نقشههای رسمی، از جامعههای دیگر جدا میکند. ما در درون خطوط مرزی این گربه به سر میبریم، اما نه با شوق با هم زندگی کردن، نه به خاطر دلایلی که برای زندگی همزیستانه داریم. ما از روی اتفاق و شاید هم از سر ناچاری با هم به سر میبریم، اتفاق و ناچاریای که وقتی نباشد یا راه مهاجرت در پیش میگیریم و از این گربه فرار میکنیم یا راه تخطی از نظمی که به زور میخواهد ما را در این گربه کنار یکدیگر نگه دارد.
---------------
* در این جا قصد ندارم سایر نمادها (مثلا نمادهای مذهبی) را که دست کم موجب پیوند میان هوادارن اردوغان میشود نادیده بگیرم، بلکه میخواهم بر عنصری فراگیرتر تاکید کنم که پرچم نشانهی آن است.
https://telegram.me/hghazian
plus.google.com/u/0/110864597246369747428/posts
#ترکیه #کودتا #اردوغان #پرچم #نماد #همبستگی #پیوستگی #پیوند #استانبول #ایران #کودتایترکیه #دموکراسی #تفاوت #همزیستی #گربه
@Tavaana_TavaanaTech
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کودتای ترکیه - هر داستانی که پشت سر داشته باشد - یک چیز را خوب نشان داد. عدهی زیادی از مردمی که با کودتا مخالف بودند، پرچمهایی در خانه داشتند که با آن به خیابان آمدند. پرچم*، یکی از اولین نمادهایی شد که آنان را به هم متصل میکرد و از این مردم ناآشنا با همدیگر، و نه لزوما موافق با هم، یک «ما»ی آشنا و همراه میساخت. بی آن که با هم حرفی بزنند یا همدیگر را بشناسند یا حتی در موافقت با اردوغان با هم توافق داشته باشند، پرچم به نماد و نشانهای برای پیوند میان آنان بدل شد، پیوندی در دفاع از کشور، دموکراسی موجودش (با همهی مشکلات و تهدیداتش) و در مخالفت با کودتا.
حالا فکر کنیم که اگر در وضعیتی مشابه در ایران ما چنین اتفاقی میافتاد چه نشانه و نمادی میتوانست به کار آن پیوند بیاید؟ چه چیزی ما را در این لحظات - بی هر سخن و استلالی - میتواند به هم متصل کند و پیوند دهد؟ چه چیزی به باور ما مشترک میآید و ما را به شکلی نسبتاً همگانی میانگیزاند؟
همین پرچم را در نظر بگیرید. چقدر از ما ایرانیها اصلاًدر خانه پرچم داریم. همین نداشتن پرچم در خانه اولین نشانهی چه چیزهاست؟ اگر پرچم داشته باشیم، و مثل ایرانیهای خارج نشین آزاد باشیم که با پرچمی که فکر میکنیم نماد ایران است بخواهیم بیرون بیاییم، خودش تازه آغاز اختلافهاست. حتی در مواردی مثل مسابقات ورزشی (مثلا، جام جهانی فوتبال) نیز که پرچم قرار است نماد این پیوند در موضوعی غیر سیاسی شود، با حضور سه - چهار نوع پرچم روبرو میشویم که معنای پیوند نمادین را در اساس به هم میریزد.
این که در جامعهی ما به ندرت نمادی پیدا میشود که بتواند جمع کثیری را بی گفت و گو به هم دیگر پیوند دهد، فقط یکی از نشانه های جامعهی از هم گسستهی ماست. جامعهای که در مورد دلایل همزیستی و پیوندهایش، دلیلی زنده و انگیزاننده ندارد، مگر خطی بی جان که مرز جامعهی ایران را روی نقشههای رسمی، از جامعههای دیگر جدا میکند. ما در درون خطوط مرزی این گربه به سر میبریم، اما نه با شوق با هم زندگی کردن، نه به خاطر دلایلی که برای زندگی همزیستانه داریم. ما از روی اتفاق و شاید هم از سر ناچاری با هم به سر میبریم، اتفاق و ناچاریای که وقتی نباشد یا راه مهاجرت در پیش میگیریم و از این گربه فرار میکنیم یا راه تخطی از نظمی که به زور میخواهد ما را در این گربه کنار یکدیگر نگه دارد.
---------------
* در این جا قصد ندارم سایر نمادها (مثلا نمادهای مذهبی) را که دست کم موجب پیوند میان هوادارن اردوغان میشود نادیده بگیرم، بلکه میخواهم بر عنصری فراگیرتر تاکید کنم که پرچم نشانهی آن است.
https://telegram.me/hghazian
plus.google.com/u/0/110864597246369747428/posts
#ترکیه #کودتا #اردوغان #پرچم #نماد #همبستگی #پیوستگی #پیوند #استانبول #ایران #کودتایترکیه #دموکراسی #تفاوت #همزیستی #گربه
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from روز + نامه - نگین حسینی (Negin Hosseini)
مژگان صابری، بازیگر فیلم شعله ور در کنفرانس خبری جشنواره فیلم فجر، سوژه خنده و تمسخر و توهین عده ای از خبرنگاران و کاربران فضای مجازی شد، چون برای "حرکات عجیب و غریب" و "غیرمتعارف" او، دلایل زیادی وجود داشت:
- خواسته جلب توجه کند و متفاوت از دیگران باشد.
- گُل زده بود و در حالی که تلاش می کرد نشان ندهد که مواد کشیده، کنترل رفتارش را نداشت.
- می خواهد پا بگذارد جای پای "الکسیس"، ستاره دنیای پورن.
و ...
اینستاگرام، توییتر و حتی سایت های خبری ظاهرا معتبر پر شد از جوک و تمسخر عده زیادی از کاربران. تا اینکه خبر رسید که مژگان صابری اوتیسم دارد. عده ای به رو نیاوردند، عده ای پست و کامنتهایشان را پاک کردند، عده ای با شرمندگی عذرخواهی کردند، عده ای دیگر هم معترض شدند که اصلا چرا شخصی با چنین شرایطی باید به داخل جامعه بیاید؟ اگر او اینقدر "مریض" است چرا او را به کنفرانس مطبوعاتی "آورده اند"؟ اصلا چطور با وجود اینهمه "مشکل" فیلم بازی کرده...
همین چند خط، واقعیت های تلخی را در مورد جامعه و اوتیسم بیان می کند:
1. با وجود اینکه دامنه اطلاع رسانی در مورد اوتیسم و شرایط مشابه بسیار گسترده تر شده، هنوز اوتیسم و اسپرگر و اختلال های مشابه به درستی شناخته نشده و جمعیت زیادی حین مواجهه با این افراد، نمی توانند تشخیص بدهند که فرد اوتیسم دارد یا نمی دانند چه کنند (و یا مسخره می کنند). متاسفانه گسترش مواد روانگردان و تبعات ناشی از آن، امکان اشتباه و قضاوت عجولانه را بیشتر کرده اما مهم این است که مردم در مواجهه با کسی که رفتاری متفاوت دارد، لحظه ای تردید کنند که شاید فرد اوتیسم و اختلال های مشابه دارد، پیش از آنکه محکم و قاطع قضاوت کنند که "مواد زده" و او را دستمایه تمسخر و طنز قرار دهند.
2. اوه، این بازیگر اوتیسم دارد؟! پس چرا نگفتند "مریض" است؟ چرا او را به کنفرانس مطبوعاتی "آورده اند"؟ اصلا چرا باید در جایی به این شلوغی حاضر شود؟ این فرد چطور توانسته فیلم بازی کند؟ تک تک این سوالات نشان می دهد که چند پیشداوری عمومی (و غلط) نسبت به اوتیسم و شرایط مشابه (و معلولیت های جسمی) وجود دارد: معلولیت ها، اوتیسم و شرایط مشابه، مساوی "بیماری" تلقی می شوند. عده ای فکر می کنند کسانی که اینقدر "مریضند"، باید از طرف دیگرانِ غیربیمار کنترل شوند و به جایی شلوغ "آورده" شوند یا نشوند. آنها نباید وارد جامعه شوند، باید در خانه بنشینند و فعالیت اجتماعی نداشته باشند.
در حالی که همه این گزاره ها از اساس غلط و نادرستند. بسیاری از معلولیت های جسمی و شرایط متفاوت فکری، بیماری نیستند. بسیاری از افرادی که این شرایط را دارند، خودشان می توانند تصمیم بگیرند و عمل کنند. سهم آنها از فرصت ها و امکانات اجتماعی نیز به اندازه سهم تک تک افراد جامعه است و به صرف اینکه معلولیت یا شرایطی متفاوت دارند، نباید از هستی اجتماعی ساقط شوند. هیچ فردی حق ندارد به دیگری که به نوعی متفاوت است، توصیه کند "با این شرایط بهتر نبود در خانه می ماندی؟" این دلسوزی و خیرخواهی نیست؛ توهین است و پایمال کردن حق یک نفر. اوتیسم به معنی در خانه نشستن نیست. فردی که معلولیت جسمی و یا اوتیسم دارد و خانواده او، همانقدر حق دارند در پارک و سینما و اتوبوس و شهربازی و خرید و رستوران حاضر شوند که دیگریِ غیر معلول و غیراوتیسم.
3. حضور مژگان صابری که گفته شده اوتیسم دارد، در مقابل دوربین های خبرنگاران، هرچند باعث شد مورد تمسخر و توهین قرار بگیرد، چند نکته مفید هم دارد: دوربین ها روی اوتیسم زوم کرده اند و شکارش کرده اند، مردم ببینید! اوتیسم همین است، و البته روی طیفی بزرگ، حالتها و رفتارهای افراد اوتیستیک متفاوت است. این رویارویی دوربین ها و فرد، کمک می کند به شناخته شدنِ هرچه بیشتر این شرایط. مردم می بینند، قضاوت می کنند، حتی مسخره و توهین می کنند، اما در نهایت، عده ای می فهمند و یاد می گیرند. افراد دارای اوتیسم هم باید در جامعه و مقابل دوربین ها باشند و خودشان را با همه تفاوت هایشان نشان دهند.
* نگین حسینی، روزنامه نگار و فعال حقوق معلولیت
@neginpaper
#اوتیسم #مژگان_صابری #تفاوتها
لینک توییتر: https://twitter.com/NeginPaper/status/960207361737674753
- خواسته جلب توجه کند و متفاوت از دیگران باشد.
- گُل زده بود و در حالی که تلاش می کرد نشان ندهد که مواد کشیده، کنترل رفتارش را نداشت.
- می خواهد پا بگذارد جای پای "الکسیس"، ستاره دنیای پورن.
و ...
اینستاگرام، توییتر و حتی سایت های خبری ظاهرا معتبر پر شد از جوک و تمسخر عده زیادی از کاربران. تا اینکه خبر رسید که مژگان صابری اوتیسم دارد. عده ای به رو نیاوردند، عده ای پست و کامنتهایشان را پاک کردند، عده ای با شرمندگی عذرخواهی کردند، عده ای دیگر هم معترض شدند که اصلا چرا شخصی با چنین شرایطی باید به داخل جامعه بیاید؟ اگر او اینقدر "مریض" است چرا او را به کنفرانس مطبوعاتی "آورده اند"؟ اصلا چطور با وجود اینهمه "مشکل" فیلم بازی کرده...
همین چند خط، واقعیت های تلخی را در مورد جامعه و اوتیسم بیان می کند:
1. با وجود اینکه دامنه اطلاع رسانی در مورد اوتیسم و شرایط مشابه بسیار گسترده تر شده، هنوز اوتیسم و اسپرگر و اختلال های مشابه به درستی شناخته نشده و جمعیت زیادی حین مواجهه با این افراد، نمی توانند تشخیص بدهند که فرد اوتیسم دارد یا نمی دانند چه کنند (و یا مسخره می کنند). متاسفانه گسترش مواد روانگردان و تبعات ناشی از آن، امکان اشتباه و قضاوت عجولانه را بیشتر کرده اما مهم این است که مردم در مواجهه با کسی که رفتاری متفاوت دارد، لحظه ای تردید کنند که شاید فرد اوتیسم و اختلال های مشابه دارد، پیش از آنکه محکم و قاطع قضاوت کنند که "مواد زده" و او را دستمایه تمسخر و طنز قرار دهند.
2. اوه، این بازیگر اوتیسم دارد؟! پس چرا نگفتند "مریض" است؟ چرا او را به کنفرانس مطبوعاتی "آورده اند"؟ اصلا چرا باید در جایی به این شلوغی حاضر شود؟ این فرد چطور توانسته فیلم بازی کند؟ تک تک این سوالات نشان می دهد که چند پیشداوری عمومی (و غلط) نسبت به اوتیسم و شرایط مشابه (و معلولیت های جسمی) وجود دارد: معلولیت ها، اوتیسم و شرایط مشابه، مساوی "بیماری" تلقی می شوند. عده ای فکر می کنند کسانی که اینقدر "مریضند"، باید از طرف دیگرانِ غیربیمار کنترل شوند و به جایی شلوغ "آورده" شوند یا نشوند. آنها نباید وارد جامعه شوند، باید در خانه بنشینند و فعالیت اجتماعی نداشته باشند.
در حالی که همه این گزاره ها از اساس غلط و نادرستند. بسیاری از معلولیت های جسمی و شرایط متفاوت فکری، بیماری نیستند. بسیاری از افرادی که این شرایط را دارند، خودشان می توانند تصمیم بگیرند و عمل کنند. سهم آنها از فرصت ها و امکانات اجتماعی نیز به اندازه سهم تک تک افراد جامعه است و به صرف اینکه معلولیت یا شرایطی متفاوت دارند، نباید از هستی اجتماعی ساقط شوند. هیچ فردی حق ندارد به دیگری که به نوعی متفاوت است، توصیه کند "با این شرایط بهتر نبود در خانه می ماندی؟" این دلسوزی و خیرخواهی نیست؛ توهین است و پایمال کردن حق یک نفر. اوتیسم به معنی در خانه نشستن نیست. فردی که معلولیت جسمی و یا اوتیسم دارد و خانواده او، همانقدر حق دارند در پارک و سینما و اتوبوس و شهربازی و خرید و رستوران حاضر شوند که دیگریِ غیر معلول و غیراوتیسم.
3. حضور مژگان صابری که گفته شده اوتیسم دارد، در مقابل دوربین های خبرنگاران، هرچند باعث شد مورد تمسخر و توهین قرار بگیرد، چند نکته مفید هم دارد: دوربین ها روی اوتیسم زوم کرده اند و شکارش کرده اند، مردم ببینید! اوتیسم همین است، و البته روی طیفی بزرگ، حالتها و رفتارهای افراد اوتیستیک متفاوت است. این رویارویی دوربین ها و فرد، کمک می کند به شناخته شدنِ هرچه بیشتر این شرایط. مردم می بینند، قضاوت می کنند، حتی مسخره و توهین می کنند، اما در نهایت، عده ای می فهمند و یاد می گیرند. افراد دارای اوتیسم هم باید در جامعه و مقابل دوربین ها باشند و خودشان را با همه تفاوت هایشان نشان دهند.
* نگین حسینی، روزنامه نگار و فعال حقوق معلولیت
@neginpaper
#اوتیسم #مژگان_صابری #تفاوتها
لینک توییتر: https://twitter.com/NeginPaper/status/960207361737674753
راههای تعامل بهتر شهروندان ناآشنا با جامعه رنگینکمانی، از دید مخاطبان توانا
«متاسفانه ما از بچگی آموزش میبینیم سرمون تو کار همه باشه. نمونهاش "امر به معروف و نهی از منکر". باید هر کس به خودش بفهمونه به چیزی که بهش ربط پیدا نمیکنه کاری نداشته باشه.» یکی از مخاطبان آموزشکده توانا.
در بسیاری از کشورهای جهان حقوق انسانی جامعه رنگینکمانی یا الجیبیتیکیو+ به طور قانونی از سوی دولتها و همچنین شهروندان به رسمیت شناخته شده است و روزانه به تعداد این کشورها نیز افزوده میشود. این در حالی است که جمهوری اسلامی نه تنها حقوق ابتدایی این شهروندان را به رسمیت نمیشناسد که هویت و خواست آنها را نوعی «انحراف جنسی» تلقی میکند، آنها را نادیده میگیرد، کرامت انسانیشان را زیر پا میگذارد و همواره رفتاری تبعیضآمیز با آنها دارد.
آموزشکده توانا در مهر ۱۴۰۰ با طرح این سوال که «چگونه میتوان راه زیستی بهتر و انسانیتر را برای دگرباشان جنسی هموار کرد؟»، نظر مخاطبان خود را درباره تعامل بهتر با شهروندان جامعه رنگینکمانی در ایران جویا شد.
در پاسخ به این سوال درصد بالایی از مخاطبان وجود «دین و مذهب» را بزرگترین مانع تعامل درست شهروندان با جامعه رنگینکمانی دانستهاند. مخاطبی میگوید: «با چشمانی پاك و ذهنی بدون آلودگی فكری و دينی به نام انسانيت.» برخی نیز «وجود جمهوری اسلامی» را عامل تبعیض و نادیدهگرفتن حقوق جامعه الجیبیتیکیو+ در ایران میدانند که همواره از اطلاعرسانی درباره حقوق انسانی این افراد جلوگیری میکند.
مخاطبانی نیز «آموزش همگانی و آگاهیرسانی» به شهروندانی که ریشههای مذهبی دارند، را لازمه پذیرفتهشدن حقوق، خواستهها و تفاوتهای تکتک شهروندان دانستهاند.
در میان پاسخدهندگان افرادی نیز معتقد بودند که بسیاری از دختران و پسران در جامعه ما همچنان با تابوهایی روبهرو هستند که حتی برای داشتن دوستدختر یا دوستپسر از سوی خانواده تنبیه و مواخذه میشوند، چه برسد به پذیرش شهروندان رنگینکمانی.
به نظر شما آموزشکده توانا به عنوان یک آموزشکده جامعه مدنی، برای آگاهیرسانی در شناخت حقوق انسانی جامعه رنگینکمانی در ایران چه اقدامات دیگری میتواند انجام دهد؟ اگر شما هم از اعضای جامعه رنگینکمانی هستید چه پیشنهادی دارید؟ ما چگونه میتوانیم در یاریرسانی به این قشر موثر باشیم؟
مشروح گزارش را اینجا بخوانید:
https://tavaana.org/fa/LGBTQ_And_People
#گزارش #جامعه_رنگین_کمانی #ال_جی_بی_تی #پذیرش #هویت_جنسی #تفاوت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«متاسفانه ما از بچگی آموزش میبینیم سرمون تو کار همه باشه. نمونهاش "امر به معروف و نهی از منکر". باید هر کس به خودش بفهمونه به چیزی که بهش ربط پیدا نمیکنه کاری نداشته باشه.» یکی از مخاطبان آموزشکده توانا.
در بسیاری از کشورهای جهان حقوق انسانی جامعه رنگینکمانی یا الجیبیتیکیو+ به طور قانونی از سوی دولتها و همچنین شهروندان به رسمیت شناخته شده است و روزانه به تعداد این کشورها نیز افزوده میشود. این در حالی است که جمهوری اسلامی نه تنها حقوق ابتدایی این شهروندان را به رسمیت نمیشناسد که هویت و خواست آنها را نوعی «انحراف جنسی» تلقی میکند، آنها را نادیده میگیرد، کرامت انسانیشان را زیر پا میگذارد و همواره رفتاری تبعیضآمیز با آنها دارد.
آموزشکده توانا در مهر ۱۴۰۰ با طرح این سوال که «چگونه میتوان راه زیستی بهتر و انسانیتر را برای دگرباشان جنسی هموار کرد؟»، نظر مخاطبان خود را درباره تعامل بهتر با شهروندان جامعه رنگینکمانی در ایران جویا شد.
در پاسخ به این سوال درصد بالایی از مخاطبان وجود «دین و مذهب» را بزرگترین مانع تعامل درست شهروندان با جامعه رنگینکمانی دانستهاند. مخاطبی میگوید: «با چشمانی پاك و ذهنی بدون آلودگی فكری و دينی به نام انسانيت.» برخی نیز «وجود جمهوری اسلامی» را عامل تبعیض و نادیدهگرفتن حقوق جامعه الجیبیتیکیو+ در ایران میدانند که همواره از اطلاعرسانی درباره حقوق انسانی این افراد جلوگیری میکند.
مخاطبانی نیز «آموزش همگانی و آگاهیرسانی» به شهروندانی که ریشههای مذهبی دارند، را لازمه پذیرفتهشدن حقوق، خواستهها و تفاوتهای تکتک شهروندان دانستهاند.
در میان پاسخدهندگان افرادی نیز معتقد بودند که بسیاری از دختران و پسران در جامعه ما همچنان با تابوهایی روبهرو هستند که حتی برای داشتن دوستدختر یا دوستپسر از سوی خانواده تنبیه و مواخذه میشوند، چه برسد به پذیرش شهروندان رنگینکمانی.
به نظر شما آموزشکده توانا به عنوان یک آموزشکده جامعه مدنی، برای آگاهیرسانی در شناخت حقوق انسانی جامعه رنگینکمانی در ایران چه اقدامات دیگری میتواند انجام دهد؟ اگر شما هم از اعضای جامعه رنگینکمانی هستید چه پیشنهادی دارید؟ ما چگونه میتوانیم در یاریرسانی به این قشر موثر باشیم؟
مشروح گزارش را اینجا بخوانید:
https://tavaana.org/fa/LGBTQ_And_People
#گزارش #جامعه_رنگین_کمانی #ال_جی_بی_تی #پذیرش #هویت_جنسی #تفاوت #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from گفتوشنود
ترس از تفاوت، یکی از بزرگترین موانع بر سر راه رواداری و همزیستی مسالمتآمیز است.
این ترس ریشه در ناآگاهی، تعصبات و گاهی ترس از دست دادن هویت دارد.
وقتی با افرادی مواجه میشویم که متفاوت از ما فکر میکنند، رفتار میکنند یا باور دارند، به طور طبیعی تمایل داریم که آنها را تهدیدی برای خود یا ارزشهایمان بدانیم.
این ترس میتواند منجر به قضاوتهای نادرست، تبعیض و حتی خشونت شود.
برای غلبه بر این ترس، باید تلاش کنیم تا تفاوتها را به عنوان فرصتی برای یادگیری و رشد ببینیم.
با افزایش آگاهی درباره فرهنگها، ادیان و دیدگاههای مختلف، میتوانیم به تدریج بر ترسهایمان غلبه کرده و به سوی جهانی روادارتر حرکت کنیم.
#رواداری #ترس #تفاوت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ترس از تفاوت، یکی از بزرگترین موانع بر سر راه رواداری و همزیستی مسالمتآمیز است.
این ترس ریشه در ناآگاهی، تعصبات و گاهی ترس از دست دادن هویت دارد.
وقتی با افرادی مواجه میشویم که متفاوت از ما فکر میکنند، رفتار میکنند یا باور دارند، به طور طبیعی تمایل داریم که آنها را تهدیدی برای خود یا ارزشهایمان بدانیم.
این ترس میتواند منجر به قضاوتهای نادرست، تبعیض و حتی خشونت شود.
برای غلبه بر این ترس، باید تلاش کنیم تا تفاوتها را به عنوان فرصتی برای یادگیری و رشد ببینیم.
با افزایش آگاهی درباره فرهنگها، ادیان و دیدگاههای مختلف، میتوانیم به تدریج بر ترسهایمان غلبه کرده و به سوی جهانی روادارتر حرکت کنیم.
#رواداری #ترس #تفاوت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍11❤1
Forwarded from گفتوشنود
نابودی دوستی در جهان ایدئولوژیک
پیام همراهان
در جهان ایدئولوژیک، پیش از آنکه آزادی از خیابانها برود، از گفتوگوهای میان انسانها میگریزد.
هانا آرنت، فیلسوفی که طعم تبعید و سکوت را چشیده بود، میگفت:
«تمامیتخواهی از جایی آغاز میشود که دیگر نتوانی با دیگری حرف بزنی، بیآنکه بترسی.»
در چنین جهانی، وفاداری به ایدئولوژی جای دوستی را میگیرد.
انسانها میآموزند پیش از سخن گفتن، در ذهنشان سانسورچی کوچکی را فعال کنند؛ اختلاف، خطر است و سکوت، امنیت.
حتی در جمعهای دوستانه، نگاههای محتاط و حرفهای بیریسک جای گفتوگوهای صادقانه را میگیرند.
ترس آهسته و پنهان، دوستی را تهی میکند و خانهی آزادی را میبندد.
دوستی، به قول آرنت، خانهی آزادیست؛ جایی که انسان میتواند خودِ واقعیاش را در میان دیگران بیابد.
اما نظامهای تمامیتخواه نمیتوانند تحمل کنند که میان دو دوست، جهانی از اعتماد و تفاوت زنده بماند.
آنها تودهای همصدا میخواهند؛ جهانی بدون گفتگو، بدون تفاوت، بدون دوستی.
در چنین شرایطی، هر دوستی واقعی، خودِ نوعی مقاومت است.
وقتی دو نفر در میان ترس و محدودیت، هنوز با صداقت حرف میزنند، نوری کوچک در تاریکی میدرخشد — نوری از جنس کرامت و آزادی.
نظامهای تمامیتخواه از جمعهای دوستانه شما به شدت میترسند.
در زمانهی خفقان، دوستیها را دریابیم.
یکی از راههای حقیقی مبارزه، زنده نگه داشتن همین دوستیهای واقعی است — جایی که انسان هنوز میتواند آزادانه بگوید، بشنود و در تفاوت زیست کند.
#حکومت_ایدئولوژیک #دوستی #کرامت_انسانی #تفاوت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نابودی دوستی در جهان ایدئولوژیک
پیام همراهان
در جهان ایدئولوژیک، پیش از آنکه آزادی از خیابانها برود، از گفتوگوهای میان انسانها میگریزد.
هانا آرنت، فیلسوفی که طعم تبعید و سکوت را چشیده بود، میگفت:
«تمامیتخواهی از جایی آغاز میشود که دیگر نتوانی با دیگری حرف بزنی، بیآنکه بترسی.»
در چنین جهانی، وفاداری به ایدئولوژی جای دوستی را میگیرد.
انسانها میآموزند پیش از سخن گفتن، در ذهنشان سانسورچی کوچکی را فعال کنند؛ اختلاف، خطر است و سکوت، امنیت.
حتی در جمعهای دوستانه، نگاههای محتاط و حرفهای بیریسک جای گفتوگوهای صادقانه را میگیرند.
ترس آهسته و پنهان، دوستی را تهی میکند و خانهی آزادی را میبندد.
دوستی، به قول آرنت، خانهی آزادیست؛ جایی که انسان میتواند خودِ واقعیاش را در میان دیگران بیابد.
اما نظامهای تمامیتخواه نمیتوانند تحمل کنند که میان دو دوست، جهانی از اعتماد و تفاوت زنده بماند.
آنها تودهای همصدا میخواهند؛ جهانی بدون گفتگو، بدون تفاوت، بدون دوستی.
در چنین شرایطی، هر دوستی واقعی، خودِ نوعی مقاومت است.
وقتی دو نفر در میان ترس و محدودیت، هنوز با صداقت حرف میزنند، نوری کوچک در تاریکی میدرخشد — نوری از جنس کرامت و آزادی.
نظامهای تمامیتخواه از جمعهای دوستانه شما به شدت میترسند.
در زمانهی خفقان، دوستیها را دریابیم.
یکی از راههای حقیقی مبارزه، زنده نگه داشتن همین دوستیهای واقعی است — جایی که انسان هنوز میتواند آزادانه بگوید، بشنود و در تفاوت زیست کند.
#حکومت_ایدئولوژیک #دوستی #کرامت_انسانی #تفاوت #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14
Forwarded from گفتوشنود
صیانت از خود و مقاومت در برابر دیگری:
سازوکار فرویدیِ گریز از حقیقت و تفاوت
در روانکاوی فروید، «صیانت از خود» تنها به معنای حفاظت جسمی نیست؛ بلکه نظامی روانی است که انسان را از اضطراب، تعارض و فروپاشی درونی حفظ میکند.
از این منظر، ذهن برای دوام آوردن، حقیقت را تنها زمانی میپذیرد که با انسجام درونیاش سازگار باشد.
هر واقعیتی که تصویر فرد از خود، جهان یا باورهایش را تهدید کند، در ذهن بهصورت خطر تجربه میشود و سازوکارهای دفاعی فعال میشوند: انکار، سرکوب، عقلانیسازی
یا فرافکنی.
همین سازوکار است که مقاومت انسان در برابر «دیگری» را توضیح میدهد.
دیگری، با باورها، ارزشها یا سبک زندگی متفاوت، واقعیتی بیرونی است که میتواند نظم روانی فرد را مختل کند، زیرا تفاوت شکافی در میان قطعیتهای درونی ایجاد میکند.
برای فروید، باورهای شخصی فقط اندیشه نیستند؛ بخشی از ساختار روانیاند و تکیهگاه صیانت نفس.
در نتیجه، مواجهه با دیگری نه صرفا مبادله نظر، بلکه برخوردی تهدیدکننده با چیزی است که ممکن است بنیان هویتی را سست کند.
ذهن برای جلوگیری از این لرزش، همان دفاعهایی را بهکار میگیرد که در برابر حقیقت ناخوشایند بهکار میبرد:
دیگری بیاعتبار میشود، سادهسازی یا کلیشهسازی میشود، یا بهعنوان دشمن و تهدید بازنمایی میگردد.
این واکنشها نشانه ضعف اخلاقی نیست؛ بلکه از دید فروید، عملکرد طبیعی روان برای حفظ انسجام و جلوگیری از فروپاشی است.
به این ترتیب، الگوی بنیادین چنین است:
صیانت از خود → تحریف حقیقت → مقاومت در برابر دیگری.
یعنی همان نیرویی که انسان را از اضطراب درونی محافظت میکند، او را در برابر پذیرش تفاوت و مواجههٔ واقعی با دیگری نیز مقاوم میسازد.
انسان تنها زمانی میتواند دیگری را بپذیرد که روانش ظرفیت تحمل گسست در باورهای خودساخته و مواجهه با حقیقتهای ناهمخوان را پیدا کرده باشد.
#فروید #صیانت_از_خود #دیگری #تفاوت #باور #روان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
صیانت از خود و مقاومت در برابر دیگری:
سازوکار فرویدیِ گریز از حقیقت و تفاوت
در روانکاوی فروید، «صیانت از خود» تنها به معنای حفاظت جسمی نیست؛ بلکه نظامی روانی است که انسان را از اضطراب، تعارض و فروپاشی درونی حفظ میکند.
از این منظر، ذهن برای دوام آوردن، حقیقت را تنها زمانی میپذیرد که با انسجام درونیاش سازگار باشد.
هر واقعیتی که تصویر فرد از خود، جهان یا باورهایش را تهدید کند، در ذهن بهصورت خطر تجربه میشود و سازوکارهای دفاعی فعال میشوند: انکار، سرکوب، عقلانیسازی
یا فرافکنی.
همین سازوکار است که مقاومت انسان در برابر «دیگری» را توضیح میدهد.
دیگری، با باورها، ارزشها یا سبک زندگی متفاوت، واقعیتی بیرونی است که میتواند نظم روانی فرد را مختل کند، زیرا تفاوت شکافی در میان قطعیتهای درونی ایجاد میکند.
برای فروید، باورهای شخصی فقط اندیشه نیستند؛ بخشی از ساختار روانیاند و تکیهگاه صیانت نفس.
در نتیجه، مواجهه با دیگری نه صرفا مبادله نظر، بلکه برخوردی تهدیدکننده با چیزی است که ممکن است بنیان هویتی را سست کند.
ذهن برای جلوگیری از این لرزش، همان دفاعهایی را بهکار میگیرد که در برابر حقیقت ناخوشایند بهکار میبرد:
دیگری بیاعتبار میشود، سادهسازی یا کلیشهسازی میشود، یا بهعنوان دشمن و تهدید بازنمایی میگردد.
این واکنشها نشانه ضعف اخلاقی نیست؛ بلکه از دید فروید، عملکرد طبیعی روان برای حفظ انسجام و جلوگیری از فروپاشی است.
به این ترتیب، الگوی بنیادین چنین است:
صیانت از خود → تحریف حقیقت → مقاومت در برابر دیگری.
یعنی همان نیرویی که انسان را از اضطراب درونی محافظت میکند، او را در برابر پذیرش تفاوت و مواجههٔ واقعی با دیگری نیز مقاوم میسازد.
انسان تنها زمانی میتواند دیگری را بپذیرد که روانش ظرفیت تحمل گسست در باورهای خودساخته و مواجهه با حقیقتهای ناهمخوان را پیدا کرده باشد.
#فروید #صیانت_از_خود #دیگری #تفاوت #باور #روان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10
Forwarded from گفتوشنود
همبستگی در عین اختلاف؛ تنها راه عبور از استبداد
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هانا آرنت، نظریهپرداز مهم سیاست، معتقد بود «انزوای انسانها شرط اساسی سلطه تمامیتخواه است». از نظر او، رژیمهای توتالیتر فقط با سرکوب فیزیکی دوام نمیآورند، بلکه با نابود کردن «فضای عمومی» یعنی امکان گفتوگو، اعتماد و کنش جمعی، جامعه را به افراد پراکنده و بیارتباط تبدیل میکنند. این انزوا، هرچند در کوتاهمدت ابزار کنترل است، در بلندمدت به شکنندگی نظام منجر میشود.
در ایران امروز، یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، قطبیسازی اجتماعی است: مذهبی در برابر غیرمذهبی، مومن در برابر کافر، وطنپرست در برابر وطنفروش. این دوگانهها، همانطور که آرنت هشدار میدهد، پیوندهای انسانی را تخریب میکنند و جامعه را از درون فرسوده میسازند. نتیجه این میشود که بهجای «مردم در برابر دیکتاتور»، شاهد «مردم در برابر مردم» هستیم.
میشل فوکو نیز نشان میدهد که قدرت فقط از بالا اعمال نمیشود، بلکه در روابط میان افراد بازتولید میشود. یعنی وقتی بیاعتمادی، نفرت و حذف یکدیگر را تکرار میکنیم، ناخواسته در خدمت همان ساختار قدرت قرار میگیریم.
از سوی دیگر، یورگن هابرماس بر اهمیت «حوزه عمومی» تاکید میکند: فضایی که در آن گفتوگوی آزاد و عقلانی شکل میگیرد. بدون این فضا، هیچ تغییر پایداری ممکن نیست.
در چنین شرایطی، مهمترین گام شاید ساده اما حیاتی باشد: بازسازی توان «شنیدن». شنیدن برای فهمیدن، نه برای حذف. این کار از جمعهای کوچک آغاز میشود دوستان، خانواده، حلقههای محدود، اما میتواند به تدریج اعتماد از دسترفته را بازسازی کند.
همبستگی به معنای یکسان فکر کردن نیست، بلکه یعنی با وجود اختلاف، بر هدف مشترک تمرکز کنیم: پایان دادن به استبداد. بدون گفتوگو و حداقلی از اعتماد، حتی گستردهترین نارضایتیها نیز به کنش موثر تبدیل نمیشوند.
آنچه در نهایت دیکتاتوری را تضعیف میکند، صرفا خشم نیست، بلکه بازگشت مردم به یکدیگر است.
#تفاوت #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌4💯3
Forwarded from گفتوشنود
عشق میان دو دنیا: ازدواج با گرایشهای دینی متفاوت
ممکن است در آینده نزدیک اصطلاح ازدواج بیندینی (Interfaith marriage) یا ازدواج فرادینی را بیشتر از گذشته بشنویم. این اصطلاح به معنی پیوند میان افراد با باورها یا پیشینههای مذهبی متفاوت است؛ از جمله میان افرادی که یکی از آنها خود را در چارچوب دین خاصی تعریف نمیکنند. ازدواج فرادینی نمونهای از این میتواند باشد که عشق و هماهنگی انسانی فراتر از شکافهای مذهبی خواهد رفت. محبت و احساسهای مشترک، احترام متقابل، درک و مدارا و آزادی در سیر و سلوک معنوی هر یک از طرفین ارزشهایی است که رابطه و زندگی افراد با هم را دوام و عمق میبخشد؛ چه از یک زمینه دینی باشند و چه از زمینههای دینی متفاوت یا بدون باورهای دینی.
به نظر میرسد با تغییرات اجتماعی، مذهبی و فرهنگی گسترده از یک سو و تغییر الگوهای همسرگزینی از سوی دیگر، ازدواج فرادینی شاهد افزایش قابل توجهی بوده است. از آنجایی که جوامع به طور فزایندهای به هم پیوسته میشوند، افراد با پیشینههای مذهبی متنوع بیشتر در محیطهای مختلف اجتماعی، آموزشی و حرفهای با یکدیگر روبرو میشوند. این افزایش مواجهه با افراد متنوع، منجر به پذیرش فزاینده دیگران و عادیسازی روابط کسانی شده که در گذشته برای هم بیگانه بودهاند.
علاوه بر این، گسترش توان مسافرت و مهاجرت و نیز توسعه امکانات ارتباطی، شکستن موانع جغرافیایی را تسهیل کرده است و به مردم از گوشه و کنار جهان این امکان را میدهد تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، روابط معناداری را شکل دهند و از مرزهای فرهنگی و مذهبی فراتر روند. به همین دلیل شاید بتوان گفت که درک و شناخت و پذیرش و مدارا با تنوع مذهبی به مهارتهایی ضروری تبدیل شده است که همدلی، صلح، آزادی و هماهنگی بیشتر را در یک جامعه کثرتگرای امروزی ضروری میکند. تنوع اندیشه و تجربه موجود در طرفین ازدواج فرادینی روابط فردی را غنی میکند، به پوشش گستردهتر تنوع مذهبی و فرهنگی کمک میکند و فرهنگی فراگیرتر و مهربانانهتر را ترویج میکند.
این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود توانا بخوانید
https://dialog.tavaana.org/different-religion-marriage/
#ازدواج #عشق #تفاوت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ممکن است در آینده نزدیک اصطلاح ازدواج بیندینی (Interfaith marriage) یا ازدواج فرادینی را بیشتر از گذشته بشنویم. این اصطلاح به معنی پیوند میان افراد با باورها یا پیشینههای مذهبی متفاوت است؛ از جمله میان افرادی که یکی از آنها خود را در چارچوب دین خاصی تعریف نمیکنند. ازدواج فرادینی نمونهای از این میتواند باشد که عشق و هماهنگی انسانی فراتر از شکافهای مذهبی خواهد رفت. محبت و احساسهای مشترک، احترام متقابل، درک و مدارا و آزادی در سیر و سلوک معنوی هر یک از طرفین ارزشهایی است که رابطه و زندگی افراد با هم را دوام و عمق میبخشد؛ چه از یک زمینه دینی باشند و چه از زمینههای دینی متفاوت یا بدون باورهای دینی.
به نظر میرسد با تغییرات اجتماعی، مذهبی و فرهنگی گسترده از یک سو و تغییر الگوهای همسرگزینی از سوی دیگر، ازدواج فرادینی شاهد افزایش قابل توجهی بوده است. از آنجایی که جوامع به طور فزایندهای به هم پیوسته میشوند، افراد با پیشینههای مذهبی متنوع بیشتر در محیطهای مختلف اجتماعی، آموزشی و حرفهای با یکدیگر روبرو میشوند. این افزایش مواجهه با افراد متنوع، منجر به پذیرش فزاینده دیگران و عادیسازی روابط کسانی شده که در گذشته برای هم بیگانه بودهاند.
علاوه بر این، گسترش توان مسافرت و مهاجرت و نیز توسعه امکانات ارتباطی، شکستن موانع جغرافیایی را تسهیل کرده است و به مردم از گوشه و کنار جهان این امکان را میدهد تا با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، روابط معناداری را شکل دهند و از مرزهای فرهنگی و مذهبی فراتر روند. به همین دلیل شاید بتوان گفت که درک و شناخت و پذیرش و مدارا با تنوع مذهبی به مهارتهایی ضروری تبدیل شده است که همدلی، صلح، آزادی و هماهنگی بیشتر را در یک جامعه کثرتگرای امروزی ضروری میکند. تنوع اندیشه و تجربه موجود در طرفین ازدواج فرادینی روابط فردی را غنی میکند، به پوشش گستردهتر تنوع مذهبی و فرهنگی کمک میکند و فرهنگی فراگیرتر و مهربانانهتر را ترویج میکند.
این یادداشت را در وبسایت گفتوشنود توانا بخوانید
https://dialog.tavaana.org/different-religion-marriage/
#ازدواج #عشق #تفاوت_دینی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍1
Forwarded from گفتوشنود
فرا رفتن از تنشهای سنتی: داستان یک دوستی
متاسفانه درگیری بر سر مسائل مختلف عقیدتی و هویتی همچنان بخشی از زندگی هر روزه انسانهای بسیاری در جهان به شمار میرود و دامن افرادی از زمینههای متفاوت از جمله خداناباوران یا اقلیتهای مذهبی را میگیرد. به نظر میرسد این پرسش که چگونه میتوان به این درگیریها پایان داد، ذهن بسیاری از اندیشمندان را در طی تاریخ به خود مشغول کرده باشد.
اختلاف و درگیری بر سر عقاید و باورهای مذهبی میان افراد و گروهها، گاهی توجه زیادی از سمت ناظران و مردمی دریافت میکند که خود بخشی از درگیری نیستند یا دستکم «به نظر میرسد» بخشی از درگیری نیستند. اما بسیاری از اختلافها و درگیریها از عموم مردم پنهان میماند. نقاطی از جهان هستند که کمتر از نقاط دیگر توجه و تمرکز خبری دریافت میکنند. در بحبوحه جنگ و درگیری در مناطقی مانند اروپا یا خاورمیانه، مسائل رنجها و گرفتاریهای مردم در سودان یا نیجریه ممکن است کمتر دیده شوند. اما حتی در مناطقی با رسانههای نسبتا آزاد و فعال، خبرنگاران حرفهای و شهروندان دارای دسترسی به پلتفرمهای رسانهای، باز هم این امکان وجود دارد که بخش بزرگ و مهمی از درگیری و ریزپرخاشگریهای مبتنی بر باور یا هویت مذهبی نادیده و ناشنیده باقی بماند.
این یادداشت را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/the-story-of-a-friendship/
#رواداری #دوستی #تفاوت_عقیده #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
متاسفانه درگیری بر سر مسائل مختلف عقیدتی و هویتی همچنان بخشی از زندگی هر روزه انسانهای بسیاری در جهان به شمار میرود و دامن افرادی از زمینههای متفاوت از جمله خداناباوران یا اقلیتهای مذهبی را میگیرد. به نظر میرسد این پرسش که چگونه میتوان به این درگیریها پایان داد، ذهن بسیاری از اندیشمندان را در طی تاریخ به خود مشغول کرده باشد.
اختلاف و درگیری بر سر عقاید و باورهای مذهبی میان افراد و گروهها، گاهی توجه زیادی از سمت ناظران و مردمی دریافت میکند که خود بخشی از درگیری نیستند یا دستکم «به نظر میرسد» بخشی از درگیری نیستند. اما بسیاری از اختلافها و درگیریها از عموم مردم پنهان میماند. نقاطی از جهان هستند که کمتر از نقاط دیگر توجه و تمرکز خبری دریافت میکنند. در بحبوحه جنگ و درگیری در مناطقی مانند اروپا یا خاورمیانه، مسائل رنجها و گرفتاریهای مردم در سودان یا نیجریه ممکن است کمتر دیده شوند. اما حتی در مناطقی با رسانههای نسبتا آزاد و فعال، خبرنگاران حرفهای و شهروندان دارای دسترسی به پلتفرمهای رسانهای، باز هم این امکان وجود دارد که بخش بزرگ و مهمی از درگیری و ریزپرخاشگریهای مبتنی بر باور یا هویت مذهبی نادیده و ناشنیده باقی بماند.
این یادداشت را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/the-story-of-a-friendship/
#رواداری #دوستی #تفاوت_عقیده #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤2👌1