Forwarded from گفتوشنود
ویل کیملیکا
چگونه از تفاوت دفاع کنیم بیآنکه فرد را قربانی کنیم؟
سال ۱۹۷۸ زنی از قبیله بومی سانتا کلارا در آمریکا، بهخاطر ازدواج با مردی از بیرون قبیله، فرزندانش را از عضویت در جامعه خودش محروم دید؛ در حالی که همین قاعده دربارهی مردان قبیله اعمال نمیشد. پرسش این بود: وقتی یک اقلیت برای بقای فرهنگ خود حق ویژه میگیرد، آیا میتواند همان حق را علیه اعضای خودش به کار ببرد؟
ویل کیملیکا، فیلسوف سیاسی کانادایی و استاد دانشگاه کوئینز، یکی از مهمترین نظریهپردازان چندفرهنگگرایی لیبرال است. او در کتابهای لیبرالیسم، اجتماع و فرهنگ (۱۹۸۹) و شهروندی چندفرهنگی (۱۹۹۵) استدلال کرد که فرهنگ، «بستر انتخاب» افراد است و بیعدالتی نسبت به فرهنگ اقلیت، آزادی اعضای آن را هم تهدید میکند.
اما کیملیکا برای پاسخ به پرسش بالا، تمایزی کلیدی ساخت. «حمایتهای بیرونی» یعنی حقوقی که گروه را در برابر فشار اقتصادی و سیاسی جامعه اکثریت محافظت میکند؛ مانند حق زبان، خودگردانی یا نمایندگی ویژه. به باور او، لیبرالها میتوانند از این حقوق دفاع کنند، چون برابری میان گروهها را تقویت میکنند.
در مقابل، «محدودیتهای درونی» حقوقی است که گروه علیه اعضای خودش به کار میبرد تا مانع تردید، ارتداد یا اصلاح شود. کیملیکا این را نپذیرفتنی میدانست، چون آزادی فرد برای بازنگری در باورها و شیوه زندگیاش را نابود میکند؛ همان چیزی که دلیل اصلی دفاع از فرهنگ بود. به بیان او، گروه حق دارد از خودش در برابر جامعه بزرگتر محافظت کند، اما حق ندارد از اعضایش در برابر خودشان «محافظت» کند.
او در عین حال محتاط بود: دولتها نباید اقلیتهای غیرلیبرال را با زور لیبرال کنند، مگر در موارد نقض شدید حقوق بشر مانند بردهداری یا شکنجه؛ در سایر موارد، گفتوگو و اصلاح از درون را ترجیح میداد.
سوزان اوکین در مقاله «آیا چندفرهنگگرایی برای زنان بد است؟» هشدار داد حقوق گروهی میتواند پدرسالاری را تثبیت کند. تمایز کیملیکا پاسخی به همین نگرانی بود: حمایت از گروه، اما نه به بهای اسارت فرد.
نگاه چندفرهنگی کیملیکا امروز در هر بحثی درباره حقوق اقلیتهای دینی و قومی کاربردی است: مرز میان پاسداری از تفاوت و مصونیتدادن به آن از هر پرسشی، همان مرزی است که او کشید.
#تفاوت #چند_فرهنگ_گرایی #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چگونه از تفاوت دفاع کنیم بیآنکه فرد را قربانی کنیم؟
سال ۱۹۷۸ زنی از قبیله بومی سانتا کلارا در آمریکا، بهخاطر ازدواج با مردی از بیرون قبیله، فرزندانش را از عضویت در جامعه خودش محروم دید؛ در حالی که همین قاعده دربارهی مردان قبیله اعمال نمیشد. پرسش این بود: وقتی یک اقلیت برای بقای فرهنگ خود حق ویژه میگیرد، آیا میتواند همان حق را علیه اعضای خودش به کار ببرد؟
ویل کیملیکا، فیلسوف سیاسی کانادایی و استاد دانشگاه کوئینز، یکی از مهمترین نظریهپردازان چندفرهنگگرایی لیبرال است. او در کتابهای لیبرالیسم، اجتماع و فرهنگ (۱۹۸۹) و شهروندی چندفرهنگی (۱۹۹۵) استدلال کرد که فرهنگ، «بستر انتخاب» افراد است و بیعدالتی نسبت به فرهنگ اقلیت، آزادی اعضای آن را هم تهدید میکند.
اما کیملیکا برای پاسخ به پرسش بالا، تمایزی کلیدی ساخت. «حمایتهای بیرونی» یعنی حقوقی که گروه را در برابر فشار اقتصادی و سیاسی جامعه اکثریت محافظت میکند؛ مانند حق زبان، خودگردانی یا نمایندگی ویژه. به باور او، لیبرالها میتوانند از این حقوق دفاع کنند، چون برابری میان گروهها را تقویت میکنند.
در مقابل، «محدودیتهای درونی» حقوقی است که گروه علیه اعضای خودش به کار میبرد تا مانع تردید، ارتداد یا اصلاح شود. کیملیکا این را نپذیرفتنی میدانست، چون آزادی فرد برای بازنگری در باورها و شیوه زندگیاش را نابود میکند؛ همان چیزی که دلیل اصلی دفاع از فرهنگ بود. به بیان او، گروه حق دارد از خودش در برابر جامعه بزرگتر محافظت کند، اما حق ندارد از اعضایش در برابر خودشان «محافظت» کند.
او در عین حال محتاط بود: دولتها نباید اقلیتهای غیرلیبرال را با زور لیبرال کنند، مگر در موارد نقض شدید حقوق بشر مانند بردهداری یا شکنجه؛ در سایر موارد، گفتوگو و اصلاح از درون را ترجیح میداد.
سوزان اوکین در مقاله «آیا چندفرهنگگرایی برای زنان بد است؟» هشدار داد حقوق گروهی میتواند پدرسالاری را تثبیت کند. تمایز کیملیکا پاسخی به همین نگرانی بود: حمایت از گروه، اما نه به بهای اسارت فرد.
نگاه چندفرهنگی کیملیکا امروز در هر بحثی درباره حقوق اقلیتهای دینی و قومی کاربردی است: مرز میان پاسداری از تفاوت و مصونیتدادن به آن از هر پرسشی، همان مرزی است که او کشید.
#تفاوت #چند_فرهنگ_گرایی #پلورالیسم #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤11👍3👌3