⚜(تاریخ چراغ راه اینده است ... )
آن ز دانش تهی ز غفلت پر
شاه سلطان حسین یخشی دور
سلسله ها همواره با یک سرسلسله بلند همت و خود ساخته رخ می نمایند و با یک ته سلسله خودباخته به خاک فنا و سیاه می نشینند
#مشروطه
#پادشاهی_پارلمانی
#براندازم
#شرم_شهریاری
از جمله سلسله بلند آوازه صفوی که شاید پس از سقوط ساسانیان یکی از سلسله هایی بود که بخش بزرگی از ارج و شکوه ایران را بار دیگر به کشور بازگرداند با شاه اسماعیل رخ نمود و سر به فلک کشید و با شاه سلطان حسین سر به خاک سیاه نهاد.
شاه سلطان حسین نامی است که در تاریخ ایران یک کلید واژه است برای توصیف بی لیاقتی ، وادادگی کاهلی ، بی عرضگی و هر صفت نیکویی که یک شهریار باید از آن بهرمند باشد و نیست. ،
روایت است خوی زیستن در حرمسرا چنان از شاه سلطان حسین انسان بی بها و بر بهره ای ساخته بود که آن خلق مردانه را از او گرفته بود او کاهل تنبل بود سراسر کشور را فساد و اشوب و بدبختی فرا گرفته بود اما شاه علاقه ای نداشت اخبار و رویدادهای کشور را بداند و خود را در آنها درگیر کند
به قول معروف حوصله اش را نداشت
می گویند به جهاتی هم سبک عقل یا شیرین عقل بود انسانی بالغ با عقلی کودکانه. می گویند این شیرین عقلی و دوری از اوضاع و احوال کشور بدان سان بود که هر کس در مورد وضعیت نابسامان کشور به او چیزی می گفت فقط پاسخ می داد یاخشی دور یعنی بسیار خوب.
تا آنجا که شاعری در مورد او به این مضممون سروده
آن زدانش تهی ز غفلت پر
شاه سلطان حسین یخشی دور
اما با این همه شاه سلطان حسین به تمامی چهره کریه تاریخ نیست همین شاه سلطان حسین در ظاهر گاه انسان معقولی می نمیاد چهره زیبایی دارد فرد آرامی و مهربانی است
و به قول معروف از این حیث آدم گول زنک است مثلا جدای از خلق و خوی بی عرضگی و وادادگی و بی بهرگی از دانش کشورداری و لولیدن در حرمسرای شاهی شراب نمی نوشید و پرهیزگار بوده آنچنان که به ملا حسین شهره می شود،
و حتی محمد باقر مجلسی روحانی معروف شیعه از سلطنت او حمایت می کند بیش از دانایان و خردمندان و اهل سیاست با ملایان دمخور می شود( هرچند بعدها گویا میخواره هم میشود)
در تمام دوران حکومتش خرافات و بی خردی چنان دربارش را می گیرد که اطرافش به جای دانایان سیاست ورزان و جنگجویان پر می شود از ملایان رمالان و منجمان انچنان که حتی اگر شاه میل خربزه خوردن داشت می بایت تاس و اسطرلاب می انداختن سعد و نحس و حرام و حلالش را رمال و ملا تفسیر می کردند
و نهایتا این بی خردی تا بدانجا می رسد که برای شکست لشگر محمود افغان تدبیر می شود که باید آبگوشت سحر آمیز پخته شود سپاهیان شاه از آن ابگوشت بخورند آنگاه نامرئی می شوند و محمود را شکست خواهند داد دستور پخت آش نجات بخش ایران هم چنین بود
آبگوشت باید در ظرفی تهیه میشد که در هر یک از آنها دو پاچه بز نر با ۳۲۵ غلاف سبز نخود و تلاوت ۳۲۵ تشهد توسط دوشیزهای بر سر آن خوانده میشد و این سفارشهایی بود که به شاه برای پخت این آبگوشت سحرآمیز داده بودند. ( کتاب انقراض سلسله صفویه و ایام استیلای افاغنه در ایران)
و روشن است که با چنین تدبیری نمی شود ایران را نجات داد
بنابر نقل قول استاد زرین کوب رواج چنین بی خردی هایی باعث شد تا مردم دست از تفکر قیام و سلحشوری بکشند و به تدابیر شاه بی خرد عادت کنند و امید ببندند
روشن است نهایت چنین شاهی و کشوری به کجا می انجامد
بدانجا که در حمله محمود افغان و محاصره اصفهان خود شاه سلطان حسین تاج شاهی بر سر محمود می نهد. و این چنین کشور بهای بی عرضگی و بی خیالی و وادادگی شاهی شیرین عقل و کودک صفت و بی عار و تنبل و خرافه پرداز را میدهد.
در نهایت وقتی به شکل ذلت باری خود و خوانواده اش به دست افغان ها به قتل می رسد ، سرو کله نادرها برای نجات ایران پیدا می شود. از اینرو گاهی وجود یک شاه بی خرد مانع دیده شدن نادرها و ناجی ها است
دلیل روشن است شاه بی خرد چون شاه سلطان حسین به جای عادت مردم به تفکرو سلحشوری و مقاومت و مبارزه و تلاش برای رهایی انها را با خرافات و حرفهای پوچ و تهی در انفعال و تن دادن با قضای اکنون یا وعده به آینده ای نگاه می دارد.
بیاندیشید ایا این رفتارها در امروز ما آشنا نیستند؟ آیا سراسر کشور را آشوب نگرفته و قوم بدتر از محمود افغان بر ما چیره نشده؟
آیا در اینسو آنان که باید جلودار و پرچمدار باشند ما را به رهایی و سلحشوری و قیام عادت میدهند یا عادت به حرف و متل و قصه و نشستن و تن به قضا دادن؟
باری این روزها به نظرم بهتر است به جای یافتن یا ساختن فریدون های خیالی و قلابی ابتدا شاه سلطان حسین های سر مسیرمان را پیدا کنیم،
از شر این شاه سلطان حسین ها که ظاهرا چهره ای معقول و جذاب و صدایی دلربا دارند که رها بشوی و ببری ، هزاران فریدون و نادر را خواهی دید که تا به حال توان دیدنشان را نداشته ای.
@TwitterMamnoe
آن ز دانش تهی ز غفلت پر
شاه سلطان حسین یخشی دور
سلسله ها همواره با یک سرسلسله بلند همت و خود ساخته رخ می نمایند و با یک ته سلسله خودباخته به خاک فنا و سیاه می نشینند
#مشروطه
#پادشاهی_پارلمانی
#براندازم
#شرم_شهریاری
از جمله سلسله بلند آوازه صفوی که شاید پس از سقوط ساسانیان یکی از سلسله هایی بود که بخش بزرگی از ارج و شکوه ایران را بار دیگر به کشور بازگرداند با شاه اسماعیل رخ نمود و سر به فلک کشید و با شاه سلطان حسین سر به خاک سیاه نهاد.
شاه سلطان حسین نامی است که در تاریخ ایران یک کلید واژه است برای توصیف بی لیاقتی ، وادادگی کاهلی ، بی عرضگی و هر صفت نیکویی که یک شهریار باید از آن بهرمند باشد و نیست. ،
روایت است خوی زیستن در حرمسرا چنان از شاه سلطان حسین انسان بی بها و بر بهره ای ساخته بود که آن خلق مردانه را از او گرفته بود او کاهل تنبل بود سراسر کشور را فساد و اشوب و بدبختی فرا گرفته بود اما شاه علاقه ای نداشت اخبار و رویدادهای کشور را بداند و خود را در آنها درگیر کند
به قول معروف حوصله اش را نداشت
می گویند به جهاتی هم سبک عقل یا شیرین عقل بود انسانی بالغ با عقلی کودکانه. می گویند این شیرین عقلی و دوری از اوضاع و احوال کشور بدان سان بود که هر کس در مورد وضعیت نابسامان کشور به او چیزی می گفت فقط پاسخ می داد یاخشی دور یعنی بسیار خوب.
تا آنجا که شاعری در مورد او به این مضممون سروده
آن زدانش تهی ز غفلت پر
شاه سلطان حسین یخشی دور
اما با این همه شاه سلطان حسین به تمامی چهره کریه تاریخ نیست همین شاه سلطان حسین در ظاهر گاه انسان معقولی می نمیاد چهره زیبایی دارد فرد آرامی و مهربانی است
و به قول معروف از این حیث آدم گول زنک است مثلا جدای از خلق و خوی بی عرضگی و وادادگی و بی بهرگی از دانش کشورداری و لولیدن در حرمسرای شاهی شراب نمی نوشید و پرهیزگار بوده آنچنان که به ملا حسین شهره می شود،
و حتی محمد باقر مجلسی روحانی معروف شیعه از سلطنت او حمایت می کند بیش از دانایان و خردمندان و اهل سیاست با ملایان دمخور می شود( هرچند بعدها گویا میخواره هم میشود)
در تمام دوران حکومتش خرافات و بی خردی چنان دربارش را می گیرد که اطرافش به جای دانایان سیاست ورزان و جنگجویان پر می شود از ملایان رمالان و منجمان انچنان که حتی اگر شاه میل خربزه خوردن داشت می بایت تاس و اسطرلاب می انداختن سعد و نحس و حرام و حلالش را رمال و ملا تفسیر می کردند
و نهایتا این بی خردی تا بدانجا می رسد که برای شکست لشگر محمود افغان تدبیر می شود که باید آبگوشت سحر آمیز پخته شود سپاهیان شاه از آن ابگوشت بخورند آنگاه نامرئی می شوند و محمود را شکست خواهند داد دستور پخت آش نجات بخش ایران هم چنین بود
آبگوشت باید در ظرفی تهیه میشد که در هر یک از آنها دو پاچه بز نر با ۳۲۵ غلاف سبز نخود و تلاوت ۳۲۵ تشهد توسط دوشیزهای بر سر آن خوانده میشد و این سفارشهایی بود که به شاه برای پخت این آبگوشت سحرآمیز داده بودند. ( کتاب انقراض سلسله صفویه و ایام استیلای افاغنه در ایران)
و روشن است که با چنین تدبیری نمی شود ایران را نجات داد
بنابر نقل قول استاد زرین کوب رواج چنین بی خردی هایی باعث شد تا مردم دست از تفکر قیام و سلحشوری بکشند و به تدابیر شاه بی خرد عادت کنند و امید ببندند
روشن است نهایت چنین شاهی و کشوری به کجا می انجامد
بدانجا که در حمله محمود افغان و محاصره اصفهان خود شاه سلطان حسین تاج شاهی بر سر محمود می نهد. و این چنین کشور بهای بی عرضگی و بی خیالی و وادادگی شاهی شیرین عقل و کودک صفت و بی عار و تنبل و خرافه پرداز را میدهد.
در نهایت وقتی به شکل ذلت باری خود و خوانواده اش به دست افغان ها به قتل می رسد ، سرو کله نادرها برای نجات ایران پیدا می شود. از اینرو گاهی وجود یک شاه بی خرد مانع دیده شدن نادرها و ناجی ها است
دلیل روشن است شاه بی خرد چون شاه سلطان حسین به جای عادت مردم به تفکرو سلحشوری و مقاومت و مبارزه و تلاش برای رهایی انها را با خرافات و حرفهای پوچ و تهی در انفعال و تن دادن با قضای اکنون یا وعده به آینده ای نگاه می دارد.
بیاندیشید ایا این رفتارها در امروز ما آشنا نیستند؟ آیا سراسر کشور را آشوب نگرفته و قوم بدتر از محمود افغان بر ما چیره نشده؟
آیا در اینسو آنان که باید جلودار و پرچمدار باشند ما را به رهایی و سلحشوری و قیام عادت میدهند یا عادت به حرف و متل و قصه و نشستن و تن به قضا دادن؟
باری این روزها به نظرم بهتر است به جای یافتن یا ساختن فریدون های خیالی و قلابی ابتدا شاه سلطان حسین های سر مسیرمان را پیدا کنیم،
از شر این شاه سلطان حسین ها که ظاهرا چهره ای معقول و جذاب و صدایی دلربا دارند که رها بشوی و ببری ، هزاران فریدون و نادر را خواهی دید که تا به حال توان دیدنشان را نداشته ای.
@TwitterMamnoe
Telegraph
شاه سلطان حسین
(تاریخ چراغ راه اینده است ... ) آن ز دانش تهی ز غفلت پر شاه سلطان حسین یخشی دور سلسله ها همواره با یک سرسلسله بلند همت و خود ساخته رخ می نمایند و با یک ته سلسله خودباخته به خاک فنا و سیاه می نشینند #مشروطه #پادشاهی_پارلمانی #براندازم #شرم_شهریاری از جمله…
دیگر هیچ انتظاری از او نداریم. ما خون و مال و پدران و مادران و خواهران و برادرانمان را برای شاهنشاهی ایران دادیم، رضا پهلوی از جایگاه "ولیعهدی" که داشت، حق سازش با 57 تی ها و تجزیه طلبها را ندارد. بعنوان یک شهروند، بله،ولی اول باید استعفا دهد بعد هر چه میخواهد حقش است!
Mark Rayan
@TwitterMamnoe
Mark Rayan
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سن بالاهای المان هنوز این روز رو یادشونه.
یکیشون میگفت با شکوه ترین استقبال از یک رهبر خارجی بوده و با ذوق از اون روز میگفت
Azad
@TwitterMamnoe
یکیشون میگفت با شکوه ترین استقبال از یک رهبر خارجی بوده و با ذوق از اون روز میگفت
Azad
@TwitterMamnoe
پادشاهیخواهان توئیتر pinned «⚜(تاریخ چراغ راه اینده است ... ) آن ز دانش تهی ز غفلت پر شاه سلطان حسین یخشی دور سلسله ها همواره با یک سرسلسله بلند همت و خود ساخته رخ می نمایند و با یک ته سلسله خودباخته به خاک فنا و سیاه می نشینند #مشروطه #پادشاهی_پارلمانی #براندازم #شرم_شهریاری…»
Forwarded from کیومرث آریایی
اتحاد با ايرانستيزان و جماعت تباه ٥٧ ايى و جبهه تحكيم وحشت (امير دله) و شوراى گراز و شاهين نجفى چپول امروزى و بسيجى سابق و مسيح قميكلا صيغه صفايى فراهانى اگر هم شكل بگيرد به درد همين سرگرم كردن مردم در فضاى مجازى ميخورد و نه براندازى و نه ايران و ايرانى…
#ايمروز_فيقط_ايتيحاد
🆔 @Kiuomars_Aryaee
#ايمروز_فيقط_ايتيحاد
🆔 @Kiuomars_Aryaee
آیا کسی حاضر میشه بچه دومش را که سخت بیمار شده را ببره پیش پزشکی که (در بهترین حالت با اشتباه پزشکی) بچه اولش را کشته؟
خبربین
@TwitterMamnoe
خبربین
@TwitterMamnoe
شاید امروز پادشاهی خاهان متوج شده باشند
چرا پرزیدنت ترامپ که در راس قدرت بودند رضا پهلوی به کاخ سفید دعوت نکردند
ترامپ پیچش مو را میدید و ما خود مو را
ایران به یک رضا شاه نیاز دارد شدیدا ...
جاماسب
@TwitterMamnoe
چرا پرزیدنت ترامپ که در راس قدرت بودند رضا پهلوی به کاخ سفید دعوت نکردند
ترامپ پیچش مو را میدید و ما خود مو را
ایران به یک رضا شاه نیاز دارد شدیدا ...
جاماسب
@TwitterMamnoe
يادى از يك زيبايي افرين بزرگ و بیاد تولدش
؛ حسین سرشار، خواننده اپرا (باریتون دراماتیک)، موسیقیدان، دوبلور و بازیگر
حسین سرشار (۲۲ خرداد ۱۳۱۳ - ۲۰ فروردین ۱۳۷۴) پیش از انقلاب اپراها و تئاترهای ایرانی و ایتالیایی زیادی اجرا کرد و پس از انقلاب و تعطیلی اپرا، در سینمای ایران بازی و دوبله کرد. او در ۶۰ سالگی درگذشت. پیرامون مرگ او روایتهای گوناگونی وجود دارد.
حسین سرشار در محلهای قدیمی در خیابان فرهنگ تهران چشم به جهان گشود. وی در سال ۱۳۳۳ از هنرستان عالی موسیقی در رشته آواز (اپرا) دیپلم گرفت و برای ادامهٔ تحصیل راهی ایتالیا شد و در آنجا دورهٔ نهایی کنسرواتوار سانتاچی چیلیای رم را با درجهٔ اول به پایان رسانید و در ژوئن ۱۹۶۲ موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس در رشته اپرا شد. \در کنکور بینالمللی اپرای لافنی چه در ونیز شرکت نمود و یکی از هفت برندهٔ جایزه آواز آن مسابقه شد. در نهایت از طرف همان اپرا بهعنوان سولیست در کنسرتی با ارکستر میلان شرکت نمود. حیطه صدای وی باریتون دراماتیک بوده و در دوره دانشجویی در ایتالیا همراه با مرتضی حنانه و بهجت صدر و دیگران در دوبله فیلمهای ایتالیائی شرکت داشت. صدای او با ویتوریو دسیکا و آلبرتو سوردی در خاطر سینمادوستان مترادف است. او همچنین در تهران نیز چند کنسرت موسیقی آوازی برگزار کرد. ضمناً در اجرای اپراهایی در ونیز و ناپل نقشهایی را بر عهده گرفت. پس ازاتمام تحصیلات عالی به تهران بازگشت و از بدو افتتاح تالار رودکی بهعنوان سولیست اول مشغول به کار شد و در کنسرتهایی به رهبری حشمت سنجری و علاوه بر اجرای اپراهای کلاسیک غربی، در اپراهای سرشناس ایرانی فعال بود و آخرین کار سرشار اجرای توانمندانه و ماهرانه قطعه ای ایران در تیرماه سال ۱۳۶۷بود . روایتهای گوناگونی دربارهٔ مرگ حسین سرشار وجود دارد. سرشار مدتی ناپدید شد و خانوادهاش، آگهی مفقود شدنش را در روزنامهها منتشر کردند. در سال ۱۳۷۴ خبر مرگ او بر اثر تصادف با اتومبیل در روزنامههای ایران منتشر شد. منابع رسمی دولتی، مرگ سرشار را بر اثر بیماری آلزایمر و تصادف با اتومبیل اعلام کردند. اما برخی، مرگ سرشار را به جریان قتلهای زنجیرهای ایران مرتبط دانستهاند. محمد علی کشاورز دربارهٔ بیماری سرشار و مرگ او گفته است: «حسین بینهایت به اپرا عشق میورزید، و وقتی اپرا تعطیل شد این حالت روانیاش به هم خورد و این طور شد. توی اهواز توی بیمارستان روانی نگه اش داشتند و بعد برش گرداندند این جا و یک مراقب برایش گذاشتند، او هر روز صبح ساعت ۹ میرفت دم تالار رودکی و اشک میریخت. یک روز دیگر مواظبش نبودند رفت زیر ماشین. هیچ بزرگداشتی برایش نگرفتند.» از کارهای سینمایی او میتوان همکاری با بزرگانی مثل علی حاتمی در جعفر خان از فرنگ برگشته ، ناصر تقوایی با فیلم ای ایران ، و داریوش مهرجویی در اجاره نشینها و هامون نام برد .
@TwitterMamnoe
؛ حسین سرشار، خواننده اپرا (باریتون دراماتیک)، موسیقیدان، دوبلور و بازیگر
حسین سرشار (۲۲ خرداد ۱۳۱۳ - ۲۰ فروردین ۱۳۷۴) پیش از انقلاب اپراها و تئاترهای ایرانی و ایتالیایی زیادی اجرا کرد و پس از انقلاب و تعطیلی اپرا، در سینمای ایران بازی و دوبله کرد. او در ۶۰ سالگی درگذشت. پیرامون مرگ او روایتهای گوناگونی وجود دارد.
حسین سرشار در محلهای قدیمی در خیابان فرهنگ تهران چشم به جهان گشود. وی در سال ۱۳۳۳ از هنرستان عالی موسیقی در رشته آواز (اپرا) دیپلم گرفت و برای ادامهٔ تحصیل راهی ایتالیا شد و در آنجا دورهٔ نهایی کنسرواتوار سانتاچی چیلیای رم را با درجهٔ اول به پایان رسانید و در ژوئن ۱۹۶۲ موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس در رشته اپرا شد. \در کنکور بینالمللی اپرای لافنی چه در ونیز شرکت نمود و یکی از هفت برندهٔ جایزه آواز آن مسابقه شد. در نهایت از طرف همان اپرا بهعنوان سولیست در کنسرتی با ارکستر میلان شرکت نمود. حیطه صدای وی باریتون دراماتیک بوده و در دوره دانشجویی در ایتالیا همراه با مرتضی حنانه و بهجت صدر و دیگران در دوبله فیلمهای ایتالیائی شرکت داشت. صدای او با ویتوریو دسیکا و آلبرتو سوردی در خاطر سینمادوستان مترادف است. او همچنین در تهران نیز چند کنسرت موسیقی آوازی برگزار کرد. ضمناً در اجرای اپراهایی در ونیز و ناپل نقشهایی را بر عهده گرفت. پس ازاتمام تحصیلات عالی به تهران بازگشت و از بدو افتتاح تالار رودکی بهعنوان سولیست اول مشغول به کار شد و در کنسرتهایی به رهبری حشمت سنجری و علاوه بر اجرای اپراهای کلاسیک غربی، در اپراهای سرشناس ایرانی فعال بود و آخرین کار سرشار اجرای توانمندانه و ماهرانه قطعه ای ایران در تیرماه سال ۱۳۶۷بود . روایتهای گوناگونی دربارهٔ مرگ حسین سرشار وجود دارد. سرشار مدتی ناپدید شد و خانوادهاش، آگهی مفقود شدنش را در روزنامهها منتشر کردند. در سال ۱۳۷۴ خبر مرگ او بر اثر تصادف با اتومبیل در روزنامههای ایران منتشر شد. منابع رسمی دولتی، مرگ سرشار را بر اثر بیماری آلزایمر و تصادف با اتومبیل اعلام کردند. اما برخی، مرگ سرشار را به جریان قتلهای زنجیرهای ایران مرتبط دانستهاند. محمد علی کشاورز دربارهٔ بیماری سرشار و مرگ او گفته است: «حسین بینهایت به اپرا عشق میورزید، و وقتی اپرا تعطیل شد این حالت روانیاش به هم خورد و این طور شد. توی اهواز توی بیمارستان روانی نگه اش داشتند و بعد برش گرداندند این جا و یک مراقب برایش گذاشتند، او هر روز صبح ساعت ۹ میرفت دم تالار رودکی و اشک میریخت. یک روز دیگر مواظبش نبودند رفت زیر ماشین. هیچ بزرگداشتی برایش نگرفتند.» از کارهای سینمایی او میتوان همکاری با بزرگانی مثل علی حاتمی در جعفر خان از فرنگ برگشته ، ناصر تقوایی با فیلم ای ایران ، و داریوش مهرجویی در اجاره نشینها و هامون نام برد .
@TwitterMamnoe
Telegram
attach 📎
Forwarded from ملی گرایان مردم گرا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱۳ سال پیش هم شما به دکتر سکویی میگفتید هیس هیس هیس ... هیچی نگید ، مانع اتحاد نشید ، اعلیحضرت اون پشت ها دارند یک کارهایی میکنند ، مانع اتحاد نشید.
ما اتحادی با تجزیه طلب و فرستادگان جمهوری اسلامی نداریم
@Mellig
ما اتحادی با تجزیه طلب و فرستادگان جمهوری اسلامی نداریم
@Mellig
بانو گلنار جهانبانی دختر جاویدنام تیمسار نادر جهانبانی سه ساعت پیش این عکس را از تظاهرات ایرانیان در لس آنجلس در فیسبوک پست کردند
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران
#رای_نمیدهیم
Azadeh Khorasani👑
@TwitterMamnoe
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#ایران
#رای_نمیدهیم
Azadeh Khorasani👑
@TwitterMamnoe