🔴 فشار عوامل بهرهبرداری سامانه ۴ به رانندگان قراردادی برای افزایش نیمراهها
خطوط بیآرتی سامانه ۴ در مرکز شهر واقع شده و یکی از سنگینترین خطهای شرکت واحد محسوب میشود. این خطوط و همچنین خط بی آر تی ۷ همیشه محل تردد موتور سوارها بوده، و حضور این موتورها در لاین ویژه همیشه برای رانندگان باعث ایجاد مزاحمت و تصادف های جرحی و غیره میشود.
متاسفانه با وجود اعلام این مشکلات، مسئولین شرکت واحد هیچ گونه راهکاری و تدابیری برای حل این مشکل ارائه ندادهاند و به جای حل این مسئله، عوامل بهرهبرداری آقای داود فعلی رئیس عملیات خطوط سامانه ۴ بدون در نظر گرفتن مشکلات فوق، رانندگان قراردادی این سامانه را وادار میکند که در طول شیفت کاری حتما ۶ نیمراه کار بکنند. چنانچه راننده نتواند این ۶ نیمراه را در طول ۸ ساعت طی نمایند تهدید به فسخ قرارداد میکند. به خاطر دستورات غیر قانونی و فشارهای پیش از حد مسئولین، رانندگان مجبورند برای جلوگیری از فسخ قرارداد، بدون در نظر گرفتن سرعت مطمئنه این دستورات غیر قانونی را اجراء کنند. نتیجه این فشار غیرقانونی بر رانندگان ، افزایش آمار تصادف با موتور سوارها و عابرین میگردد و هچنین جان مسافران نیز در خطر میافتد. در شرایط استاندارد رانندگان میبایستی در پایان هر نیم راه، ۳۰ الی ۴۵ دقیقه به خاطر استرس و فشارهایی که از لحاظ روحی و جسمی در طول مسیر به آنها وارد میشود استراحت بکنند، تا بتوانند مجددا اقدام به برداشت مسافر نمایند. پیرو گزارش همکاران سامانه ۴ به سندیکا در طول یک ماه به خاطر تصادف با موتورسوارها این خط چهار نفر فوتی داشته است.
طبق قوانین راهنمایی و رانندگی هیچ کسی، حتی افسر و مامور پلیس هم این اجازه را ندارد که به راننده دستور بدهد که با سرعت غیر مطمئنه مسیر را طی نماید.
سندیکای کارگران شرکت واحد به رانندگان توصیه میکند که از اجرای دستورات غیر قانونی مسئولین خود داری نمایند و در صورت تکرار این دستورات شکایات خود را مراجع بالاتر اعلام نمایند و با سندیکا تماس حاصل نمایند. همچنین وزارت کار، راهنمایی و رانندگی و شهرداری وظیفه دارند برای حفظ سلامت مسافران و دیگر شهروندان و همچنین جلوگیری از فشار روحی و روانی بر راننده، بر این شرایط غیرقانونی نظارت نمایند و با مسئولین متخلف سامانه برخورد نمایند.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۶ اردیبهشت ۱۴۰۲
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
خطوط بیآرتی سامانه ۴ در مرکز شهر واقع شده و یکی از سنگینترین خطهای شرکت واحد محسوب میشود. این خطوط و همچنین خط بی آر تی ۷ همیشه محل تردد موتور سوارها بوده، و حضور این موتورها در لاین ویژه همیشه برای رانندگان باعث ایجاد مزاحمت و تصادف های جرحی و غیره میشود.
متاسفانه با وجود اعلام این مشکلات، مسئولین شرکت واحد هیچ گونه راهکاری و تدابیری برای حل این مشکل ارائه ندادهاند و به جای حل این مسئله، عوامل بهرهبرداری آقای داود فعلی رئیس عملیات خطوط سامانه ۴ بدون در نظر گرفتن مشکلات فوق، رانندگان قراردادی این سامانه را وادار میکند که در طول شیفت کاری حتما ۶ نیمراه کار بکنند. چنانچه راننده نتواند این ۶ نیمراه را در طول ۸ ساعت طی نمایند تهدید به فسخ قرارداد میکند. به خاطر دستورات غیر قانونی و فشارهای پیش از حد مسئولین، رانندگان مجبورند برای جلوگیری از فسخ قرارداد، بدون در نظر گرفتن سرعت مطمئنه این دستورات غیر قانونی را اجراء کنند. نتیجه این فشار غیرقانونی بر رانندگان ، افزایش آمار تصادف با موتور سوارها و عابرین میگردد و هچنین جان مسافران نیز در خطر میافتد. در شرایط استاندارد رانندگان میبایستی در پایان هر نیم راه، ۳۰ الی ۴۵ دقیقه به خاطر استرس و فشارهایی که از لحاظ روحی و جسمی در طول مسیر به آنها وارد میشود استراحت بکنند، تا بتوانند مجددا اقدام به برداشت مسافر نمایند. پیرو گزارش همکاران سامانه ۴ به سندیکا در طول یک ماه به خاطر تصادف با موتورسوارها این خط چهار نفر فوتی داشته است.
طبق قوانین راهنمایی و رانندگی هیچ کسی، حتی افسر و مامور پلیس هم این اجازه را ندارد که به راننده دستور بدهد که با سرعت غیر مطمئنه مسیر را طی نماید.
سندیکای کارگران شرکت واحد به رانندگان توصیه میکند که از اجرای دستورات غیر قانونی مسئولین خود داری نمایند و در صورت تکرار این دستورات شکایات خود را مراجع بالاتر اعلام نمایند و با سندیکا تماس حاصل نمایند. همچنین وزارت کار، راهنمایی و رانندگی و شهرداری وظیفه دارند برای حفظ سلامت مسافران و دیگر شهروندان و همچنین جلوگیری از فشار روحی و روانی بر راننده، بر این شرایط غیرقانونی نظارت نمایند و با مسئولین متخلف سامانه برخورد نمایند.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۶ اردیبهشت ۱۴۰۲
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
❤14
🔴اعتصاب رانندگان قراردادی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در سامانه ۴
امروز ۸ اردیبهشت سال ۱۴۰۲ رانندگان قراردادی هادیان شهر و حامیان شهر در سامانه ۴ اتوبوسرانی به دلیل عدم واریز حقوقها دست به اعتصاب زدند و در محل کار حضور پیدا نکردند.
رانندگان همچنین اعلام کردند که در صورت تداوم عدم پرداخت حقوقها، هر گونه اعتراض اعم از چراغ روشن کردن و غیره را مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی برای خودشان محفوظ میدانند.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
امروز ۸ اردیبهشت سال ۱۴۰۲ رانندگان قراردادی هادیان شهر و حامیان شهر در سامانه ۴ اتوبوسرانی به دلیل عدم واریز حقوقها دست به اعتصاب زدند و در محل کار حضور پیدا نکردند.
رانندگان همچنین اعلام کردند که در صورت تداوم عدم پرداخت حقوقها، هر گونه اعتراض اعم از چراغ روشن کردن و غیره را مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی برای خودشان محفوظ میدانند.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
❤6
🔴 سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از اعتراضات و اعتصابات به حق کارگران پروژهای شرکت نفت حمایت میکند.
با درود به کارگران پیشروی شرکت نفت ایران و با سپاس از مبارزه به حق آنان، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمایت خود را از مطالبات به حق کارگران پروژهای شرکت نفت ایران اعلام میدارد.
خواست به رسمیت نشمردن تصمیمات هیأت سه جانبه متشکل از کارفرما، دولت،نمایندههای خودخوانده کارگران که همواره به نفع کارفرما قدم برداشته است، افزایش دستمزد مطابق با تورم و پیشنهاد لیست افزایش حقوق ۷۹ درصدی کارگران در این رابطه، پیگیری و به تصویب رساندن شرایط کاری بیست روز کار، ده روز استراحت و غیره تنها گوشه ای از مطالبات به حق کارگران پروژهای شرکت نفت است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هر گونه سرکوب و بازداشت کارگران را محکوممیکند و خواستار رسیدگی هر چه سریعتر به مطالبات کارگران پروژهای شرکت نفت است.
چاره زحمتکشان، وحدت و تشکلات است
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
با درود به کارگران پیشروی شرکت نفت ایران و با سپاس از مبارزه به حق آنان، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمایت خود را از مطالبات به حق کارگران پروژهای شرکت نفت ایران اعلام میدارد.
خواست به رسمیت نشمردن تصمیمات هیأت سه جانبه متشکل از کارفرما، دولت،نمایندههای خودخوانده کارگران که همواره به نفع کارفرما قدم برداشته است، افزایش دستمزد مطابق با تورم و پیشنهاد لیست افزایش حقوق ۷۹ درصدی کارگران در این رابطه، پیگیری و به تصویب رساندن شرایط کاری بیست روز کار، ده روز استراحت و غیره تنها گوشه ای از مطالبات به حق کارگران پروژهای شرکت نفت است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه هر گونه سرکوب و بازداشت کارگران را محکوممیکند و خواستار رسیدگی هر چه سریعتر به مطالبات کارگران پروژهای شرکت نفت است.
چاره زحمتکشان، وحدت و تشکلات است
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️فیلمی از اعتصاب رانندگان قراردادی سامانه ۴ اتوبوسرانی در پایانه معین که خالی از اتوبوس میباشد
امروز ۸ اردیبهشت سال ۱۴۰۲ رانندگان قراردادی هادیان شهر و حامیان شهر در سامانه ۴ اتوبوسرانی به دلیل عدم واریز حقوقها دست به اعتصاب زدند و در محل کار حضور پیدا نکردند.
رانندگان همچنین اعلام کردند که در صورت تداوم عدم پرداخت حقوقها، هر گونه اعتراض اعم از چراغ روشن کردن و غیره را مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی برای خودشان محفوظ میدانند.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
امروز ۸ اردیبهشت سال ۱۴۰۲ رانندگان قراردادی هادیان شهر و حامیان شهر در سامانه ۴ اتوبوسرانی به دلیل عدم واریز حقوقها دست به اعتصاب زدند و در محل کار حضور پیدا نکردند.
رانندگان همچنین اعلام کردند که در صورت تداوم عدم پرداخت حقوقها، هر گونه اعتراض اعم از چراغ روشن کردن و غیره را مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی برای خودشان محفوظ میدانند.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
❤6
پیام کلکتیو سندیکایی فرانسه به کارگران ایران
به مناسبت ۱ مه ۲۰۲۳
ما سازمان های سندیکایی فرانسوی س. اف. د. ت، س. ژ. ت،. اف. اس. او.، سولیدر، او ان اس آ، چندین سال است که مشترکاً از مبارزات شما برای دفاع از حقوق و آزادی هایتان حمایت می کنیم. ما به خوبی واقفیم که شما تحت چه شرایطی این مبارزه را به پیش می برید: سرکوب بسیار شدیدی که توسط مقامات ایرانی اعمال می شود و شرایط بسیار دشوار کار و زندگی برای مردم ایران.
حق تشکیل آزادانه اتحادیههای کارگری و عضویت در سازمانهایی که کارگران را نمایندگی کنند و واقعاً مستقل از قدرت باشند، از آرمانهای مشروع و کاملاً به رسمیت شناخته شده در حقوق بینالملل است. ما از خواسته های شما حمایت می کنیم تا این که سرانجام دولت ایران به این حقوق بین المللی گردن نهد، حقوقی که دولت ایران به عنوان یک عضو سازمان جهانی کار ملزم به رعایت آن ها است!
در ۳۰ آوریل ۲۰۲۲، در آستانه روز جهانی کارگر، در یک وضعیت حکومت نظامی اعلام نشده در تهران و سایر شهرهای بزرگ، رسول بداغی به همراه جعفر ابراهیمی، محمد حبیبی و علی اکبر باغانی بازداشت شدند. آن ها همه اعضای انجمن معلمان هستند. به دنبال آن دستگیری ها، رضا شهابی، حسن سعیدی و داوود رضوی از اعضای سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (واحد) همراه با کیوان مهتدی و آنیشا اسداللهی مترجمان آن ها هم دستگیر شدند. همه آن ها به اتهامات ساختگی به حبس های طولانی مدت محکوم شدند. تنها «جرم» آنها این است که قصد داشتند در چهارچوب حقوق بینالملل و مقاوله نامه های بنیادین سازمان جهانی کار، که عنصر محوری آن حقوق سندیکایی است، به فعالیت های اتحادیه ای بپردازند
کلکتیو سندیکایی ما، با نگرانی فراوان تحولات وضعیت زندانی شدن شان و به ویژه شرایط غیرانسانی زندان که متحمل می شوید، را دنبال میکنند. وخامت وضعیت سلامتی رضا شهابی و دادوود رضوی ما را به شدت نگران کرده است. به گفته پزشک زندان، انتقال رضا شهابی به یک بیمارستان غیرنظامی خارج از محیط زندان برای انجام عمل جراحی فوری یک امر اضطراری است، اما مقامات ایرانی سرسختانه از این امر خودداری می کنند.
به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی همبستگی، ما بار دیگر حمایت بی دریغ خود را از شما در نبرد سختی که برای آزادی همه زنان و مردان، برای کرامت زنان و مردان زحمتکش، و برای رعایت حقوق بشر به پیش می برید، تجدید می کنیم. ما این سرکوب های غیرقابل تحمل را به شدت محکوم می کنیم.
پاریس، ۲۸ آوریل ۲۰۲۳
کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار (س. اف. د. ت.) : CFDT
کنفدراسیون عمومی کار (س. ژ. ت.) : CGT
کنفدراسیون متحده سندیکایی (اف. اس. او) : FSU
اتحاد سندیکایی همبستگی (سولیدر) : Solidaires
اتحاد ملی سندیکاهای مستقل (او. ان. اس. آ) : UNSA
❤11
🔴 ماموران امنیتی با یورش به خانه محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران، جمعی از معلمین و فعالین کارگری را بازداشت کردند
🔸 روز جمعه، هشتم اردیبهشت ماموران امنیتی با یورش به خانه محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران، تعدادی از معلمان حاضر در این دیدار و نیز تعدادی از فعالان صنفی و مدنی مدافع حقوق کارگران را با خشونت بازداشت کردند.
🔸 در جریان این بازداشت یکی از خانمها معلم دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان بستری گردیده است.
🔸 ریحانه انصارینژاد، عسل محمدی، هیراد پیربداقی، آنیشا اسدالهی، سروناز احمدی، کامیار فکور، حسن ابراهیمی، ژاله روحزاد و الدوز هاشمی تعدادی از فعالینی هستند که به دست ماموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شدهاند.
به زودی خبرهای تکمیلی در این خصوص اعلام میشود
منبع خبر از جمله: شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
کلیه بازداشت شدگان باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
🔸 روز جمعه، هشتم اردیبهشت ماموران امنیتی با یورش به خانه محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران، تعدادی از معلمان حاضر در این دیدار و نیز تعدادی از فعالان صنفی و مدنی مدافع حقوق کارگران را با خشونت بازداشت کردند.
🔸 در جریان این بازداشت یکی از خانمها معلم دچار حمله قلبی شد و در بیمارستان بستری گردیده است.
🔸 ریحانه انصارینژاد، عسل محمدی، هیراد پیربداقی، آنیشا اسدالهی، سروناز احمدی، کامیار فکور، حسن ابراهیمی، ژاله روحزاد و الدوز هاشمی تعدادی از فعالینی هستند که به دست ماموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شدهاند.
به زودی خبرهای تکمیلی در این خصوص اعلام میشود
منبع خبر از جمله: شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
کلیه بازداشت شدگان باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد!
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
❤14
شانه به شانه ی یکدیگر در برابر اختناق بایستیم
حسن سعیدی، کیوان مهتدی، رضا شهابی
جمعه ۸ اردیبهشت تعدادی از فعالان صنفی و کارگری که برای همدلی به دیدار خانواده ی معلم زندانی، محمد حبیبی رفته بودند با یورش خشونت بار مأموران امنیتی بازداشت شدند. یکی از معلمان دچار ایست قلبی شد و به بیمارستان منتقل گشت. و نه نفر با نامهای خانمها آنیشا اسداللهی، ریحانه انصاری نژاد، ژاله روحزاد، عسل محمدی، سروناز احمدی، اولدوز هاشمی، و آقایان کامیار فکور، هیراد پیربداقی، و حسن ابراهیمی به بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شدند که بعضاً در سلولهای انفرادی نگه داشته میشوند.
سرکوب و بگیر و ببند (تنها زبانِ ستم پیشه گان و اربابان خودخوانده ی این سرزمینِ بلاخیز) در آستانه ی روز جهانی کارگر و روز معلم پدیده ی جدیدی نیست. اما استیصال و پرخاشجوییِ دستگاه امنیتی که حتی تحمل همدلیِ انسانی در حریمِ خصوصیِ افراد را ندارد، نشانگر افسارگسیختگی و فرار رو به جلوی حاکمیت است که هنوز میخواهد به جای پرداختن به ریشه ی مشکلات، با پرونده سازی و ایجاد رعب و وحشت صورت مسئله را پاک کند. غافل از آنکه جامعه ی ما دیگر بیدار شده و این قلدریها از جانب هیچ بخشی از جامعه تحمل نمیشود، بلکه فقط به تقویت همبستگی و اتحاد بیشتر میان معترضان به وضع موجود منجر خواهد شد.
ما، فعالان کارگریِ محبوس در زندان اوین ضمن محکومیتِ این توحشِ سازمانیافته، از تمام فعالین صنفی، کارگری، اجتماعی و سیاسی، و از تمام آزادیخواهان و دلسوزان این سرزمین میخواهیم که در برابر فضای خفقان سکوت نکنند و به هر وسیله ی ممکن با سلطه جویی و دست درازیهای دستگاه امنیتی مقابله کنند.
حسن سعیدی
کیوان مهتدی
رضا شهابی
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
حسن سعیدی، کیوان مهتدی، رضا شهابی
جمعه ۸ اردیبهشت تعدادی از فعالان صنفی و کارگری که برای همدلی به دیدار خانواده ی معلم زندانی، محمد حبیبی رفته بودند با یورش خشونت بار مأموران امنیتی بازداشت شدند. یکی از معلمان دچار ایست قلبی شد و به بیمارستان منتقل گشت. و نه نفر با نامهای خانمها آنیشا اسداللهی، ریحانه انصاری نژاد، ژاله روحزاد، عسل محمدی، سروناز احمدی، اولدوز هاشمی، و آقایان کامیار فکور، هیراد پیربداقی، و حسن ابراهیمی به بازداشتگاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شدند که بعضاً در سلولهای انفرادی نگه داشته میشوند.
سرکوب و بگیر و ببند (تنها زبانِ ستم پیشه گان و اربابان خودخوانده ی این سرزمینِ بلاخیز) در آستانه ی روز جهانی کارگر و روز معلم پدیده ی جدیدی نیست. اما استیصال و پرخاشجوییِ دستگاه امنیتی که حتی تحمل همدلیِ انسانی در حریمِ خصوصیِ افراد را ندارد، نشانگر افسارگسیختگی و فرار رو به جلوی حاکمیت است که هنوز میخواهد به جای پرداختن به ریشه ی مشکلات، با پرونده سازی و ایجاد رعب و وحشت صورت مسئله را پاک کند. غافل از آنکه جامعه ی ما دیگر بیدار شده و این قلدریها از جانب هیچ بخشی از جامعه تحمل نمیشود، بلکه فقط به تقویت همبستگی و اتحاد بیشتر میان معترضان به وضع موجود منجر خواهد شد.
ما، فعالان کارگریِ محبوس در زندان اوین ضمن محکومیتِ این توحشِ سازمانیافته، از تمام فعالین صنفی، کارگری، اجتماعی و سیاسی، و از تمام آزادیخواهان و دلسوزان این سرزمین میخواهیم که در برابر فضای خفقان سکوت نکنند و به هر وسیله ی ممکن با سلطه جویی و دست درازیهای دستگاه امنیتی مقابله کنند.
حسن سعیدی
کیوان مهتدی
رضا شهابی
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
❤17
نامه به دهه هشتادیها
«از آینه بپرس،
نام نجات دهنده ات را»
رضا شهابی و کیوانمهتدی
«از آینه بپرس،
نام نجات دهنده ات را»
رضا شهابی و کیوانمهتدی
❤12
نامه به دهه هشتادیها
«از آینه بپرس،
نام نجات دهنده ات را»
رضا شهابی و کیوانمهتدی
ما جوانان خشمگین دهه های قبل، از مدتها پیش میخواستیم با شما صحبت کنیم. از همان زمان که جسته وگریخته دیدیم که شما را دسته دسته با چشمبند میبرند، و فهمیدیم که تصمیم خود را گرفته اید که از زندگیِ بد بیشتر از مرگ بترسید. فرزندان و عزیزان ما دهه هشتادی بودند و احساس میکردیم فراتر از آشنایی، یکجور دوستی و نزدیکی بین ما وجود دارد. با این حال، با دیدن مجریان تلویزیون، سیاستمداران و کارشناسان روزنامه ها که در تلاش برای توضیح دادن شما در قالبهای حاضرآماده ی خود چقدر درمانده و رقت انگیز هستند، ترجیح دادیم دست نگه داریم. نگران بودیم که پس از سالیان متمادی ستیز و دست وپنجه نرم کردن با این جهان، خودمان هم شباهتهایی به دنیایی پیدا کرده باشیم که شما برای ورود به یک زندگیِ نو باید از تمامیِ آن عبور کنید.
امروز اما فرق میکند. امروز واقعاً حرفی برای در میان گذاشتن با شما داریم. شاید امروز در کنار خشم و امید، اندکی احساس سرخوردگی داشته باشید، یا احساس تردید، یا یکجور احتیاط. اینها عواطف انسانی هستند، و حضورشان نشان از ویژگیهای انسانی و عقلانیت در مبارزه است. سیر تحولات پیش رو سریع، غیرمنتظره، پیچیده و متناقض خواهد بود. و اکنون زمان پرسشهای سخت فرا رسیده. مثلاً امروز نگرانیم که چگونه دستاورد ملموس جنبش را حفظ کنیم؟ آیا خواسته ی ما محدود به انتخابِ آزادانه ی سبک زندگی است یا قرار است ساختارهای تبعیض آمیز و خشونتبار از ریشه دگرگون شوند؟ مبارزهه ای جداجدا چگونه میتواند به صورت پیکارهایی عمومی درآید که سرکوب نشود و حرف خود را به کرسی بنشاند؟ و البته آن مسئله ی آشنا که هرچند برای همه روشن است که چه نمیخواهیم، اما به سختی میتوان بیان کرد که دقیقاً چه چیزی میخواهیم؟
نسخه ی پیچیده شده ای برای این پرسشها وجود ندارد. اما قرار نیست چرخ را از نو اختراع کنیم و خود را تافته ای جدا بافته از تاریخ مبارزات ایران و جهان بدانیم. از این منظر ، این روز مشخص برای اندیشیدن به پرسشهای کنونی موضوعیت دارد: روز جهانی کارگر که یادگار مبارزه برای کاهش ساعت کار روزانه از ده ساعت به هشت ساعت است. ـــ باز هم یک مناسبت دیگر؟ مگر چند درصد از جامعه ی ما روز کارگر را جشن میگیرند؟ چند درصد این روز را متعلق به خود میدانند، یا اصلاً از وجود چنین روزی خبر دارند؟ من که کارگر نیستم، به من چه ربطی دارد؟
عجله نکنید. این روز بیشتر از آنچه به نظر میرسد، به امروز ما مرتبط است، و احساس بیگانگی ما با آن خود بیانگر نکاتی درباره ی مشکلات و امکانات پیش روی ما است. ماجرا فقط به شباهت سیر وقایع با تجربه ی امروز ما محدود نمیشود، ضمن آنکه شباهتها قابل توجه هستند؛ مثلاً نزدیک به صد و چهل سال پیش در شیکاگو برای منحرف و پراکنده کردن اعتراضات مردم، یک بمب گذاری مشکوک را به نام معترضان علَم کردند، و به همین بهانه، علاوه بر شلیک مستقیم به معترضان، تعدادی از رهبرانشان را دستگیر کردند و عده ای بیگناه را به جرم بمب گذاری اعدام کردند، عده ای که اصلاً در صحنه بمبگذاری حضور نداشتند. اندکی آشنا نیست؟
قصد ما تکرار مشابهت هایی نیست که در هر صورت در شیوه های مقاومت و اشکال سرکوب در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه وجود داشته است. در این نامه میخواهیم دو پرسش را در ارتباط با این روز با شما در میان بگذاریم. نخست اینکه چه چیزی روز کارگر را به قدری برجسته ساخته که در زمره ی معدود روزهایی است که (همچون روز جهانی زن) در تقویم جهانی هر سال گرامی داشته میشود؟ دیگر آنکه چه چیزی روز کارگر را به پدیدهای معاصر ما بدل میسازد؟
اول ماه مه هر سال در سرتاسر جهان گرامی داشته میشود، چون دستاورد این جنبش تمام نسلها و تمام کشورها را دربرمیگیرد. دو ساعت کار کمتر، یعنی دو ساعت زمان بیشتر برای آموزش خود، برای رشد تواناییها، برای ارتباط ما با یکدیگر. این دستاورد مستقل از جنسیت، ملیت، شرایط تاریخی و جغرافیایی به سود تمام زحمتکشان است. چنین خواسته هایی با قانونگذاری به دست نمیآید، و این روز گرامیداشت مبارزه ی لازم و خون ریخته شده برای تثبیت چنین خواسته ای است.
کاهش ساعت کار روزانه برای هر فردی با هر مرام و باوری قابل فهم است. با تثبیت این خواسته فضای بیشتری در ذهن ما باز میشود. ما مستحق شرایط کاری بهتری هستیم که ساعت کار روزانه تنها یک تجلی از آن است: امنیت شغلی و استخدامی، ایمنی محیط کار، دستمزد و حقوق بازنشستگی متناسب با هزینه های زندگی، حق مشارکت در اداره ی محیط کار و ... برای همین اول ماه مه هنوز محل منازعه با اقلیت صاحب قدرت و ثروت است.⬇️
«از آینه بپرس،
نام نجات دهنده ات را»
رضا شهابی و کیوانمهتدی
ما جوانان خشمگین دهه های قبل، از مدتها پیش میخواستیم با شما صحبت کنیم. از همان زمان که جسته وگریخته دیدیم که شما را دسته دسته با چشمبند میبرند، و فهمیدیم که تصمیم خود را گرفته اید که از زندگیِ بد بیشتر از مرگ بترسید. فرزندان و عزیزان ما دهه هشتادی بودند و احساس میکردیم فراتر از آشنایی، یکجور دوستی و نزدیکی بین ما وجود دارد. با این حال، با دیدن مجریان تلویزیون، سیاستمداران و کارشناسان روزنامه ها که در تلاش برای توضیح دادن شما در قالبهای حاضرآماده ی خود چقدر درمانده و رقت انگیز هستند، ترجیح دادیم دست نگه داریم. نگران بودیم که پس از سالیان متمادی ستیز و دست وپنجه نرم کردن با این جهان، خودمان هم شباهتهایی به دنیایی پیدا کرده باشیم که شما برای ورود به یک زندگیِ نو باید از تمامیِ آن عبور کنید.
امروز اما فرق میکند. امروز واقعاً حرفی برای در میان گذاشتن با شما داریم. شاید امروز در کنار خشم و امید، اندکی احساس سرخوردگی داشته باشید، یا احساس تردید، یا یکجور احتیاط. اینها عواطف انسانی هستند، و حضورشان نشان از ویژگیهای انسانی و عقلانیت در مبارزه است. سیر تحولات پیش رو سریع، غیرمنتظره، پیچیده و متناقض خواهد بود. و اکنون زمان پرسشهای سخت فرا رسیده. مثلاً امروز نگرانیم که چگونه دستاورد ملموس جنبش را حفظ کنیم؟ آیا خواسته ی ما محدود به انتخابِ آزادانه ی سبک زندگی است یا قرار است ساختارهای تبعیض آمیز و خشونتبار از ریشه دگرگون شوند؟ مبارزهه ای جداجدا چگونه میتواند به صورت پیکارهایی عمومی درآید که سرکوب نشود و حرف خود را به کرسی بنشاند؟ و البته آن مسئله ی آشنا که هرچند برای همه روشن است که چه نمیخواهیم، اما به سختی میتوان بیان کرد که دقیقاً چه چیزی میخواهیم؟
نسخه ی پیچیده شده ای برای این پرسشها وجود ندارد. اما قرار نیست چرخ را از نو اختراع کنیم و خود را تافته ای جدا بافته از تاریخ مبارزات ایران و جهان بدانیم. از این منظر ، این روز مشخص برای اندیشیدن به پرسشهای کنونی موضوعیت دارد: روز جهانی کارگر که یادگار مبارزه برای کاهش ساعت کار روزانه از ده ساعت به هشت ساعت است. ـــ باز هم یک مناسبت دیگر؟ مگر چند درصد از جامعه ی ما روز کارگر را جشن میگیرند؟ چند درصد این روز را متعلق به خود میدانند، یا اصلاً از وجود چنین روزی خبر دارند؟ من که کارگر نیستم، به من چه ربطی دارد؟
عجله نکنید. این روز بیشتر از آنچه به نظر میرسد، به امروز ما مرتبط است، و احساس بیگانگی ما با آن خود بیانگر نکاتی درباره ی مشکلات و امکانات پیش روی ما است. ماجرا فقط به شباهت سیر وقایع با تجربه ی امروز ما محدود نمیشود، ضمن آنکه شباهتها قابل توجه هستند؛ مثلاً نزدیک به صد و چهل سال پیش در شیکاگو برای منحرف و پراکنده کردن اعتراضات مردم، یک بمب گذاری مشکوک را به نام معترضان علَم کردند، و به همین بهانه، علاوه بر شلیک مستقیم به معترضان، تعدادی از رهبرانشان را دستگیر کردند و عده ای بیگناه را به جرم بمب گذاری اعدام کردند، عده ای که اصلاً در صحنه بمبگذاری حضور نداشتند. اندکی آشنا نیست؟
قصد ما تکرار مشابهت هایی نیست که در هر صورت در شیوه های مقاومت و اشکال سرکوب در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه وجود داشته است. در این نامه میخواهیم دو پرسش را در ارتباط با این روز با شما در میان بگذاریم. نخست اینکه چه چیزی روز کارگر را به قدری برجسته ساخته که در زمره ی معدود روزهایی است که (همچون روز جهانی زن) در تقویم جهانی هر سال گرامی داشته میشود؟ دیگر آنکه چه چیزی روز کارگر را به پدیدهای معاصر ما بدل میسازد؟
اول ماه مه هر سال در سرتاسر جهان گرامی داشته میشود، چون دستاورد این جنبش تمام نسلها و تمام کشورها را دربرمیگیرد. دو ساعت کار کمتر، یعنی دو ساعت زمان بیشتر برای آموزش خود، برای رشد تواناییها، برای ارتباط ما با یکدیگر. این دستاورد مستقل از جنسیت، ملیت، شرایط تاریخی و جغرافیایی به سود تمام زحمتکشان است. چنین خواسته هایی با قانونگذاری به دست نمیآید، و این روز گرامیداشت مبارزه ی لازم و خون ریخته شده برای تثبیت چنین خواسته ای است.
کاهش ساعت کار روزانه برای هر فردی با هر مرام و باوری قابل فهم است. با تثبیت این خواسته فضای بیشتری در ذهن ما باز میشود. ما مستحق شرایط کاری بهتری هستیم که ساعت کار روزانه تنها یک تجلی از آن است: امنیت شغلی و استخدامی، ایمنی محیط کار، دستمزد و حقوق بازنشستگی متناسب با هزینه های زندگی، حق مشارکت در اداره ی محیط کار و ... برای همین اول ماه مه هنوز محل منازعه با اقلیت صاحب قدرت و ثروت است.⬇️
❤19
فقط برای ارائه ی تصویری از حساسیت روز کارگر اشاره کنیم که این روزها شاهد دستگیری تعدادی از فعالان کارگری بودیم، و دستگیری فعلی ما با اول ماه مه پارسال (1401) مرتبط بود، و پرونده سازی و دستگیری قبلی ما نیز به اول ماه مه سال 1398 برمیگشت. به بیانی، صرفِ یادآوری این روز همیشه همچون خط قرمز اقلیت صاحب قدرت و ثروت در جامعه ما بوده است.
شاید امروز خواسته ی کاهش ساعت کار روزانه پیش پاافتاده به نظر برسد، اما این سادگی از آن رو است که معما چو حل شود آسان شود. در آمریکا و اروپای نیمه ی دوم قرن نوزدهم، همچون امروز ما، مردم با مشکلات و مطالبات انباشته ی فراوانی دست به گریبان بودند، و انتخاب یک خواسته ی مشخص به معنای کنار گذاشتن بسیاری از مطالبات دیگر بود. به علاوه، چرا این خواسته ی مشخص باید ماهیتی اقتصادی داشته باشد، و نه مطالبه ای اجتماعی،حقوقی یا سیاسی؟ بنابراین شکل گیری این جنبش حاصل درکی عمیق از جامعه ی زمانه ی خود، و تصمیماتی گاه دشوار برای تبدیل آن به یک خواسته ی فراگیر بود (مثلاً چرا مطالبه ی زمین برای دهقانان یا حق رأی عمومی در اولویت قرار نگرفت؟). جامعه ی امروز ما به قدری پیچیده شده که به سختی میتوان به یک مطالبه ی فراگیر واحد با توانایی همگرا کردن تمام اقشار و نیروهای اجتماعی اندیشید، اما الگوی رفتار کمپین هشت ساعت کار روزانه هنوز آموزنده است. این دستاوردِ ماندگار نتیجه ی چند راهپیمایی و اعتصاب محدود نبوده است. در واقع بیش از بیست سال فعالیت مستمر در پشت آن خوابیده که بدنه ی اولیه ی آن را کارگرانی تشکیل میدادند که در جنگ داخلی آمریکا علیه بردگی جنگیده بودند، و بلافاصله بعد از جنگ توان تشکیلاتی خود را در راستای این کارزار هدایت کردند. با وجود تمام اینها، چنین جنبشی بدون حمایت طبقه کارگر در سایر نقاط دنیا نمیتوانست به تنهایی موفق شود. مورد آخر از آن رو حایز اهمیت است که امروز نیز به متحدان بین المللی نیاز داریم، اما متحدان ما نه دولتها، بلکه مردمی هستند که خودشان طعم تبعیض، بیعدالتی، و خشونت ساختاری را چشیده اند. شرط اولیه ی هر جنبشی استقلال است و نمیتوان بر سر آن با دولتها و قدرتها معامله کرد.
تا اینجا را خلاصه کنیم پیش از آنکه بیش از این حوصله تان سر برود: اول ماه مه در تقویم جهانی ماندگار شد چون یک مطالبه ی مشخص با ماهیت اقتصادی بود که توسط طبقه اکثریت و متشکل با منافع مشترک، به مدت چند دهه دنبال شد، و با حمایت طبقات مزدبگیر در سایر نقاط دنیا توانست به دستاوردی ماندگار برسد که همگان تا امروز از مزایای آن بهرهمند هستیم.
***
و اما پرسش دوم: روز کارگر چه ارتباطی به شما انبوه جوانانی دارد که اغلب نه کار و درآمد ثابتی دارید، نه خود را به عنوان «کارگر» میشناسید؟ اصلاً چه اهمیتی دارد که خودمان را در نسبت با شغل نداشته ی خود تعریف کنیم؟
تصور عمومی ما از کارگر کسی است که همچون چارلی چاپلین در فیلم عصر جدید صبح تا شب یک کار تکراری و از خودبیگانه را انجام میدهد، مثلا یک مهره را سفت میکند. اما تعریف دقیقتر کارگر کسی است که برای زنده ماندن در این جامعه نیازمند کار کردن یا فروش نیروی کار خود به دیگری باشد، خواه کارگر یدی باشد، خواه کارمند پشت میز نشین، خواه قرارداد بلندمدت داشته باشد، و خواه نیروی کارِ روزمزد یا آزادکار (فریلنس). از این زاویه، کدام یک از ما میتوانیم بدون کار کردن در این جامعه زنده بمانیم، یا حتی در صورت زنده مانی، به قدری استعدادها و تواناییهای خود را شکوفا کنیم که شایسته ی نام زندگانی باشد؟ این روز در اصل متعلق به هر کسی است که به صورت روزانه، توان و فعالیت انسانی اش برای بقا در جامعه به گروگان گرفته شده.
آن تصویر کلیشه ای و قدیمی از کارگر، در کنار دشواریهای فراوانی که دارد، اغلب با شغلی ثابت، توان تأمین حداقلهای زندگی خود و خانواده، و هویتی مبتنی بر شغل همراه است که میتوان آن را در قالب جهانبینی یا نظام اخلاقی کارگران درک کرد. وضعیت امروز ما چنان است که گویی گُل به تاراج رفت و خار ماند، گنج به تاراج رفت و مار ماند. یعنی ضمن محرومیت از مزایا و دورنمای نسبتاً باثبات زندگیِ کارگری، بیش از هر زمان دیگری نیازمند فروش نیروی کار خود برای بقا در این جامعه هستیم. در آن تصویر قدیمی، کارگران ثروت جهان را خلق میکردند، اما خود به نسبت از مواهب آن بی بهره بودند. امروز بسیاری از ما نه تنها از مواهب جامعه بی بهره هستیم، بلکه سازوکارهای تبعیض آمیز جامعه جلوی فایده رسانی و مفید بودن ما را برای اجتماع خویش گرفته است. در چنین شرایطی زندگی ما از آخر آن شروع میشود، بسیاری از ما خود را مرده ای بالقوه میدانیم که برای ورود به این جامعه ابتدا باید نیروهای زنده ی خود را نابود کنیم. وضعیتی شبیه به گفته ی فروغ فرخزاد:
چون جنینی پیر، با زهدان به جنگ
میدرد دیوار زهدان را به چنگ
زنده، اما حسرت زادن در او
مرده، اما میل جان دادن در او
شاید امروز خواسته ی کاهش ساعت کار روزانه پیش پاافتاده به نظر برسد، اما این سادگی از آن رو است که معما چو حل شود آسان شود. در آمریکا و اروپای نیمه ی دوم قرن نوزدهم، همچون امروز ما، مردم با مشکلات و مطالبات انباشته ی فراوانی دست به گریبان بودند، و انتخاب یک خواسته ی مشخص به معنای کنار گذاشتن بسیاری از مطالبات دیگر بود. به علاوه، چرا این خواسته ی مشخص باید ماهیتی اقتصادی داشته باشد، و نه مطالبه ای اجتماعی،حقوقی یا سیاسی؟ بنابراین شکل گیری این جنبش حاصل درکی عمیق از جامعه ی زمانه ی خود، و تصمیماتی گاه دشوار برای تبدیل آن به یک خواسته ی فراگیر بود (مثلاً چرا مطالبه ی زمین برای دهقانان یا حق رأی عمومی در اولویت قرار نگرفت؟). جامعه ی امروز ما به قدری پیچیده شده که به سختی میتوان به یک مطالبه ی فراگیر واحد با توانایی همگرا کردن تمام اقشار و نیروهای اجتماعی اندیشید، اما الگوی رفتار کمپین هشت ساعت کار روزانه هنوز آموزنده است. این دستاوردِ ماندگار نتیجه ی چند راهپیمایی و اعتصاب محدود نبوده است. در واقع بیش از بیست سال فعالیت مستمر در پشت آن خوابیده که بدنه ی اولیه ی آن را کارگرانی تشکیل میدادند که در جنگ داخلی آمریکا علیه بردگی جنگیده بودند، و بلافاصله بعد از جنگ توان تشکیلاتی خود را در راستای این کارزار هدایت کردند. با وجود تمام اینها، چنین جنبشی بدون حمایت طبقه کارگر در سایر نقاط دنیا نمیتوانست به تنهایی موفق شود. مورد آخر از آن رو حایز اهمیت است که امروز نیز به متحدان بین المللی نیاز داریم، اما متحدان ما نه دولتها، بلکه مردمی هستند که خودشان طعم تبعیض، بیعدالتی، و خشونت ساختاری را چشیده اند. شرط اولیه ی هر جنبشی استقلال است و نمیتوان بر سر آن با دولتها و قدرتها معامله کرد.
تا اینجا را خلاصه کنیم پیش از آنکه بیش از این حوصله تان سر برود: اول ماه مه در تقویم جهانی ماندگار شد چون یک مطالبه ی مشخص با ماهیت اقتصادی بود که توسط طبقه اکثریت و متشکل با منافع مشترک، به مدت چند دهه دنبال شد، و با حمایت طبقات مزدبگیر در سایر نقاط دنیا توانست به دستاوردی ماندگار برسد که همگان تا امروز از مزایای آن بهرهمند هستیم.
***
و اما پرسش دوم: روز کارگر چه ارتباطی به شما انبوه جوانانی دارد که اغلب نه کار و درآمد ثابتی دارید، نه خود را به عنوان «کارگر» میشناسید؟ اصلاً چه اهمیتی دارد که خودمان را در نسبت با شغل نداشته ی خود تعریف کنیم؟
تصور عمومی ما از کارگر کسی است که همچون چارلی چاپلین در فیلم عصر جدید صبح تا شب یک کار تکراری و از خودبیگانه را انجام میدهد، مثلا یک مهره را سفت میکند. اما تعریف دقیقتر کارگر کسی است که برای زنده ماندن در این جامعه نیازمند کار کردن یا فروش نیروی کار خود به دیگری باشد، خواه کارگر یدی باشد، خواه کارمند پشت میز نشین، خواه قرارداد بلندمدت داشته باشد، و خواه نیروی کارِ روزمزد یا آزادکار (فریلنس). از این زاویه، کدام یک از ما میتوانیم بدون کار کردن در این جامعه زنده بمانیم، یا حتی در صورت زنده مانی، به قدری استعدادها و تواناییهای خود را شکوفا کنیم که شایسته ی نام زندگانی باشد؟ این روز در اصل متعلق به هر کسی است که به صورت روزانه، توان و فعالیت انسانی اش برای بقا در جامعه به گروگان گرفته شده.
آن تصویر کلیشه ای و قدیمی از کارگر، در کنار دشواریهای فراوانی که دارد، اغلب با شغلی ثابت، توان تأمین حداقلهای زندگی خود و خانواده، و هویتی مبتنی بر شغل همراه است که میتوان آن را در قالب جهانبینی یا نظام اخلاقی کارگران درک کرد. وضعیت امروز ما چنان است که گویی گُل به تاراج رفت و خار ماند، گنج به تاراج رفت و مار ماند. یعنی ضمن محرومیت از مزایا و دورنمای نسبتاً باثبات زندگیِ کارگری، بیش از هر زمان دیگری نیازمند فروش نیروی کار خود برای بقا در این جامعه هستیم. در آن تصویر قدیمی، کارگران ثروت جهان را خلق میکردند، اما خود به نسبت از مواهب آن بی بهره بودند. امروز بسیاری از ما نه تنها از مواهب جامعه بی بهره هستیم، بلکه سازوکارهای تبعیض آمیز جامعه جلوی فایده رسانی و مفید بودن ما را برای اجتماع خویش گرفته است. در چنین شرایطی زندگی ما از آخر آن شروع میشود، بسیاری از ما خود را مرده ای بالقوه میدانیم که برای ورود به این جامعه ابتدا باید نیروهای زنده ی خود را نابود کنیم. وضعیتی شبیه به گفته ی فروغ فرخزاد:
چون جنینی پیر، با زهدان به جنگ
میدرد دیوار زهدان را به چنگ
زنده، اما حسرت زادن در او
مرده، اما میل جان دادن در او
❤16
شاید برایتان جالب باشد که بدانید، واژه ی «کارگر» در دهه ی1320 ممنوع اعلام شده بود. یعنی حتی به کار بردن این کلمه جرم تلقی میشد. تلاشهای فراوانی صورت گرفت تا مزدبگیران به جایگاه خود به عنوان مهمترین رکن تولید ارزش اجتماعی واقف شوند، و بتوانند به کارگر بودن خود افتخار کنند. امروز، بار دیگر نیازمند احیای این عزت نفس هستیم. از هر قومیت، جنسیت، و باوری که باشیم، ما انسانیم و فعالیت زنده ی ما مهمترین رکن این جامعه است، و هیچکس حق ندارد جلوی منتفع شدن ما از مواهب جامعه را بگیرد، یا مانع فایده رسانی ما به اجتماع خود شود. شکوفاییِ تواناییهای انسانی و اجتماعی ما در این جامعه نیازمند هویتی مبتنی بر کار و حسی از رشد و توسعه ی وابسته به حرفه است.
***
یک جنبش نسلی تنها در ارتباط تنگاتنگ با شکافهای اجتماعی و تفکیکهای ساختاری معنای حقیقی خود را مییابد، که تا به امروز مغفول مانده ترین آنها هویت جمعی مبتنی بر شغل یا جایگاه طبقاتی بوده است. واقعیت این است که تمام تحولات عمده ی تاریخی ماهیتی طبقاتی داشته اند. مبارزه در محیط کار، علاوه بر خلق هویتی جمعی، گاه میتواند ضمن پرهیز از منازعات خونین خیابانی، دستاوردها و اثراتی ماندگارتر داشته باشد. برای نمونه، جایگاه امروز رانندگان اتوبوسرانی شرکت واحد قابل مقایسه با جایگاه بیست سال پیش آنها نیست (از نظر مزایا، میزان حقوق و پرداخت به موقع آن، منزلت اجتماعی و..). پیشرفت و تثبیت این جایگاه نتیجه مبارزه مستمر و جمعی آنها، و تمرین دموکراسی در محیط کار در قالب سندیکای رانندگان شرکت واحد بوده است. هویت جمعیِ صنفی میتواند همبستگی را جایگزین رقابت بی رحمانه ای کند که حیات اجتماعی ما را تکه پاره کرده و در مقابل یکدیگر قرار داده است.
از سوی دیگر، جنبش کارگری و صنفی از حضور شما درسهای زیادی آموخته، منجمله اینکه نباید فقط به صورت دفاعی تحرک داشته باشد و سنگبنای مطالبات صنفی کرامت انسانی پایمال شده ی ما است. این جنبشها به تکاپو افتاده اند که پاسخی برای بی ثبات کارها و مناسبات جدید کاری فراهم کنند که علاوه بر نسل شما، بخش عمده ی نسلهای پیشین را نیز در بر گرفته است. این مسیر نیازمند گفتگو و همفکری طولانی بین نسلها، اصناف، اقلیتها، و تمام زحمتکشانی است که شاید روزی تحت یک نیروی طبقاتی متحد، بتوانند بهره کشی، تبعیض و خشونت را ریشه کن کنند. به قول شاعر «نهایت تمامی نیروها پیوستن است، پیوستن».
زیاده گویی ما را ببخشید، کسی چه میداند، شاید اول ماه مه بعدی را با همدیگر جشن گرفتیم.
رضا شهابی و کیوان مهتدی
اول ماه مه 1402، زندان اوین
***
یک جنبش نسلی تنها در ارتباط تنگاتنگ با شکافهای اجتماعی و تفکیکهای ساختاری معنای حقیقی خود را مییابد، که تا به امروز مغفول مانده ترین آنها هویت جمعی مبتنی بر شغل یا جایگاه طبقاتی بوده است. واقعیت این است که تمام تحولات عمده ی تاریخی ماهیتی طبقاتی داشته اند. مبارزه در محیط کار، علاوه بر خلق هویتی جمعی، گاه میتواند ضمن پرهیز از منازعات خونین خیابانی، دستاوردها و اثراتی ماندگارتر داشته باشد. برای نمونه، جایگاه امروز رانندگان اتوبوسرانی شرکت واحد قابل مقایسه با جایگاه بیست سال پیش آنها نیست (از نظر مزایا، میزان حقوق و پرداخت به موقع آن، منزلت اجتماعی و..). پیشرفت و تثبیت این جایگاه نتیجه مبارزه مستمر و جمعی آنها، و تمرین دموکراسی در محیط کار در قالب سندیکای رانندگان شرکت واحد بوده است. هویت جمعیِ صنفی میتواند همبستگی را جایگزین رقابت بی رحمانه ای کند که حیات اجتماعی ما را تکه پاره کرده و در مقابل یکدیگر قرار داده است.
از سوی دیگر، جنبش کارگری و صنفی از حضور شما درسهای زیادی آموخته، منجمله اینکه نباید فقط به صورت دفاعی تحرک داشته باشد و سنگبنای مطالبات صنفی کرامت انسانی پایمال شده ی ما است. این جنبشها به تکاپو افتاده اند که پاسخی برای بی ثبات کارها و مناسبات جدید کاری فراهم کنند که علاوه بر نسل شما، بخش عمده ی نسلهای پیشین را نیز در بر گرفته است. این مسیر نیازمند گفتگو و همفکری طولانی بین نسلها، اصناف، اقلیتها، و تمام زحمتکشانی است که شاید روزی تحت یک نیروی طبقاتی متحد، بتوانند بهره کشی، تبعیض و خشونت را ریشه کن کنند. به قول شاعر «نهایت تمامی نیروها پیوستن است، پیوستن».
زیاده گویی ما را ببخشید، کسی چه میداند، شاید اول ماه مه بعدی را با همدیگر جشن گرفتیم.
رضا شهابی و کیوان مهتدی
اول ماه مه 1402، زندان اوین
❤26
🔴 ثبت نامه مطالبات کارگران و رانندگان شرکت واحد در دبیرخانه شهرداری و شورای شهر و سازمان بازرسی کل کشور…
رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در سال ۹۵ در مقابل شهرداری و شورای شهر برای استفاده از تسهیلات مسکن تجمع کردند که در پی این تجمع موفق شدند که مصوبه مسکن را از ستاد ساماندهی مسکن شهرداری بگیرند که بعدها به دلایلی این مصوبه به اجراء در نیامد و رانندگان از تسهیلات مسکن محروم ماندند تا اینکه بعد از سال ها که شهرداری اقدام به فروش املاک شرکت کرده است، رانندگان و کارگران خواهان اجرای آن مصوبه و استفاده از تسهیلات مسکن میباشند.
شهرداری بخشی از املاک شرکت واحد را که شامل سامانه جانبازان و معلولان میباشد را به بنیاد ملی نخبگان واگذار کرده تا برای اساتید دانشگاه شریف مسکن سازی نمایند؛ کارگران شرکت واحد نسبت به این موضوع شدیدا معترض میباشند و از شهرداری خواسته اند که اگر قرار باشد که این زمین با ۱۸ هزار متر مربع برای ساخت مسکن در نظر گرفته شود، رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد که همگی آنها در شهرهای حاشیه تهران ساکن هستند و اکثر آنها به صورت استیجاری زندگی میکنند محق تر می باشند. همچنین در ضمیمه نامه که امروز، ۱۰ اردیبهشت تعدادی از رانندگان آن را در دبیر خانه شهرداری ثبت کردند درخواست مطالبات معوق از جمله اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و لباس فرم و کفش کار و کاپشن و همچنین افزایش سقف بیمه شخص ثالث اتوبوس ها و بر قراری بیمه بدنه اتوبوس ها نیز طرح گردیدهاند.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
ایمیل سندیکا:
vsyndica@gmail.com
رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد در سال ۹۵ در مقابل شهرداری و شورای شهر برای استفاده از تسهیلات مسکن تجمع کردند که در پی این تجمع موفق شدند که مصوبه مسکن را از ستاد ساماندهی مسکن شهرداری بگیرند که بعدها به دلایلی این مصوبه به اجراء در نیامد و رانندگان از تسهیلات مسکن محروم ماندند تا اینکه بعد از سال ها که شهرداری اقدام به فروش املاک شرکت کرده است، رانندگان و کارگران خواهان اجرای آن مصوبه و استفاده از تسهیلات مسکن میباشند.
شهرداری بخشی از املاک شرکت واحد را که شامل سامانه جانبازان و معلولان میباشد را به بنیاد ملی نخبگان واگذار کرده تا برای اساتید دانشگاه شریف مسکن سازی نمایند؛ کارگران شرکت واحد نسبت به این موضوع شدیدا معترض میباشند و از شهرداری خواسته اند که اگر قرار باشد که این زمین با ۱۸ هزار متر مربع برای ساخت مسکن در نظر گرفته شود، رانندگان و دیگر کارگران شرکت واحد که همگی آنها در شهرهای حاشیه تهران ساکن هستند و اکثر آنها به صورت استیجاری زندگی میکنند محق تر می باشند. همچنین در ضمیمه نامه که امروز، ۱۰ اردیبهشت تعدادی از رانندگان آن را در دبیر خانه شهرداری ثبت کردند درخواست مطالبات معوق از جمله اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و لباس فرم و کفش کار و کاپشن و همچنین افزایش سقف بیمه شخص ثالث اتوبوس ها و بر قراری بیمه بدنه اتوبوس ها نیز طرح گردیدهاند.
چاره کارگران وحدت و تشکیلات
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۲
کانال رسمی تلگرامی سندیکا:
https://t.me/vahedsyndica
اکانت رسمی سندیکا در اینستاگرام
https://www.instagram.com/vahedsyndica/
اکانت رسمی سندیکا در توییتر
https://twitter.com/VahedSyndicate
تماس با کانال تلگرامی سندیکا:
@Vahed_Syndica
ایمیل سندیکا:
vsyndica@gmail.com
❤4
🔴 بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگر (۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲)
سندیکای کارگران شرکت واحد بیانیه اول ماه مه ۱۴۰۲ را در حالی انتشار میدهد که سه تن از اعضای قدیمی و شناخته شده سندیکا، رضا شهابی، داود رضوی و حسن سعیدی، کماکان در زندان هستند و همچنین تعدادی از اعضای حق طلب سندیکا و دیگر فعالینکارگری در روز گذشته توسط نیروهای امنیتی به صورت تلفنی احضار شده اند.
با امید به آزادی همه کارگران و انسانهای حق طلب به پیشواز اول ماه مه، روز جهانی کارگر، میرویم، روزی که نماد مقاومت و مبارزه طبقهکارگر در مقابل نظام سرمایه داری و مناسبات استثمارگرانه و ضد انسانی ای است که بر تمام جهان حاکم شده است. اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) یادآور این واقعیت است که کارگران و زحمتکشان برای خواسته های برحقشان لحظه ای دست از تلاش و مبارزه بر نخواهند داشت، همانطور که در سال ۱۸۸۶ میلادی کارگران در شهر شیکاگو آمریکا برای خواسته های به حق خودشان، از جمله ۸ ساعت کار در روز، در مقابل نظام استثمارگر سرمایه داری بلند شدند، مبارزه کردند و در این مبارزه لحظه ای پا به عقب ننهادند و هزینه های بسیار سنگینی از جمله بازداشت و سرکوب و قتل عام و اعدام را متحمل شدند.
اول ماه مه، روز ما کارگران و زحمتکشان، بزرگداشت ما رنجبران و امید ما بعنوان اکثریت مطلق مردمدنیا برای ایجاد جهانی دیگر است، جهانی عاری از استثمار، استبداد، فقر، جنگ، نابرابری، تبعیض، زندان، شکنجه و اعدام.
در کشور ما ایران اما نه تنها کارگران اجازه و امکان مراسمها و جشن های میلیونی به مناسبت روز جهانی کارگر ندارند بلکه در این روز تاریخی و حول و حوش آن چه در کف خیابان و چه حتی در دید و بازدیدها مورد سرکوب و تهدید و بازداشت قرار میگیرند. نظامی که مدام پشت تریبون های رسمی و غیررسمی از کارگر به تعریف و تمجید میپردازد و این روز را به همراه خودی ها در مکانهای تحت کنترل برگزار میکند تا به ظاهر نشان دهد طرفدار کارگر است ولی ذاتا و عملا مخالف هر گونه تجمع، راهپیمایی و تظاهرات کارگران در این روز تاریخی میباشد، چرا که از وجود کارگران به صورت متحد و متشکل وحشت دارد و این را میداند که در مقابل سیل خروشان این کارگران که چرخه تولید و اقتصاد را در اقصی نقاط کشور و جهان به دست دارند نمیتواند تاب تحمل را داشته باشد.
سال ۱۴۰۲ برای طبقهکارگر ایران، از کارگر صنعتی، خدماتی و کشاورزی تا معلم و پرستار و کلیه حقوق بگیرانو کارگران بیکار وخانواده های آنان، سالی متفاوتتر از سال های قبل میباشد. اول مه ۱۴۰۱ با بازداشت فعالینونمایندگان جنبش های معلمی و کارگری، از جمله اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، و بدنبال آن بازداشتهای گسترده صدها معلم و دیگر فعالین صنفی، از جمله کارگران شرکت واحد بدنبال اعتصاب اردیبهشت ماه، رقمخورد. در سالی که گذشت، حاکمیت بیش از پیش دست به کار سناریو سازیهای کذایی و تکراری علیه فعالین کارگری و معلمی شد که تا کنون ادامه دارد و بسیاری از فعالین بازداشت شده در اردیبهشت پارسال کماکان یا در بازداشت به سر میبرند و یا با احکام سنگینمواجه هستند و در عین حال بسیاری نیز اخراج و بطرق مختلف تحت اذیت و آزار قرار دارند. در حال حاضر سه تن از اعضای مبارز سندیکا، داود رضوی، حسن سعیدی، رضا شهابی، و همچنین فعالین کارگری و معلمی، از جمله رسول بداقی، کیوانمهتدی، جعفر ابراهیمی، محمد حبیبی، کماکان کاملا ظالمانه در حبس به سر میبرند. مقاماتونیروهای امنیتی حتی دید و بازدیدهای دوستانه از خانواده های این زندانیان را تحمل نمیکنند و سه روز پیش از روز کارگر، جمعی از فعالین کارگری و مدنی، از جمله ریحانه انصارینژاد، آنیشا اسدالهی، ژاله روحزاد، عسل محمدی، سروناز احمدی، هیراد پیربداقی، کامیار فکور، حسن ابراهیمی، و الدوز هاشمی، را در هنگام دیدار با خانواده معلم زندانی محمد حبیبی با خشونت بازداشت کردند و به زندان اوین انتقال دادند،
در بستر سرکوبهای گسترده در سالی که گذشت، قتل ژینا (مهسا) امینی و خیزش زن زندگی آزادی صحنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نیز اقتصادی کشور را کاملا دکرگون کرد. خیزش شهریور ۱۴۰۱ که در دنباله خیزشهای مردم محروم، تهیدست و تحت ستم در سالهای اخیر از جمله در دی ۹۶، آبان ۹۸ و تیر ۱۴۰۰ صورت گرفت، نه تنها علیه حجاب اجباری و برای برابری زن و مرد در تمامی عرصه ها بلکه برای آزادی و عدالت و پایان دادن به هرگونه ظلم و ستمی است که امکان یک زندگی حتی عادی را از مردم سلب کرده است.
سندیکای کارگران شرکت واحد بیانیه اول ماه مه ۱۴۰۲ را در حالی انتشار میدهد که سه تن از اعضای قدیمی و شناخته شده سندیکا، رضا شهابی، داود رضوی و حسن سعیدی، کماکان در زندان هستند و همچنین تعدادی از اعضای حق طلب سندیکا و دیگر فعالینکارگری در روز گذشته توسط نیروهای امنیتی به صورت تلفنی احضار شده اند.
با امید به آزادی همه کارگران و انسانهای حق طلب به پیشواز اول ماه مه، روز جهانی کارگر، میرویم، روزی که نماد مقاومت و مبارزه طبقهکارگر در مقابل نظام سرمایه داری و مناسبات استثمارگرانه و ضد انسانی ای است که بر تمام جهان حاکم شده است. اول ماه مه (۱۱ اردیبهشت) یادآور این واقعیت است که کارگران و زحمتکشان برای خواسته های برحقشان لحظه ای دست از تلاش و مبارزه بر نخواهند داشت، همانطور که در سال ۱۸۸۶ میلادی کارگران در شهر شیکاگو آمریکا برای خواسته های به حق خودشان، از جمله ۸ ساعت کار در روز، در مقابل نظام استثمارگر سرمایه داری بلند شدند، مبارزه کردند و در این مبارزه لحظه ای پا به عقب ننهادند و هزینه های بسیار سنگینی از جمله بازداشت و سرکوب و قتل عام و اعدام را متحمل شدند.
اول ماه مه، روز ما کارگران و زحمتکشان، بزرگداشت ما رنجبران و امید ما بعنوان اکثریت مطلق مردمدنیا برای ایجاد جهانی دیگر است، جهانی عاری از استثمار، استبداد، فقر، جنگ، نابرابری، تبعیض، زندان، شکنجه و اعدام.
در کشور ما ایران اما نه تنها کارگران اجازه و امکان مراسمها و جشن های میلیونی به مناسبت روز جهانی کارگر ندارند بلکه در این روز تاریخی و حول و حوش آن چه در کف خیابان و چه حتی در دید و بازدیدها مورد سرکوب و تهدید و بازداشت قرار میگیرند. نظامی که مدام پشت تریبون های رسمی و غیررسمی از کارگر به تعریف و تمجید میپردازد و این روز را به همراه خودی ها در مکانهای تحت کنترل برگزار میکند تا به ظاهر نشان دهد طرفدار کارگر است ولی ذاتا و عملا مخالف هر گونه تجمع، راهپیمایی و تظاهرات کارگران در این روز تاریخی میباشد، چرا که از وجود کارگران به صورت متحد و متشکل وحشت دارد و این را میداند که در مقابل سیل خروشان این کارگران که چرخه تولید و اقتصاد را در اقصی نقاط کشور و جهان به دست دارند نمیتواند تاب تحمل را داشته باشد.
سال ۱۴۰۲ برای طبقهکارگر ایران، از کارگر صنعتی، خدماتی و کشاورزی تا معلم و پرستار و کلیه حقوق بگیرانو کارگران بیکار وخانواده های آنان، سالی متفاوتتر از سال های قبل میباشد. اول مه ۱۴۰۱ با بازداشت فعالینونمایندگان جنبش های معلمی و کارگری، از جمله اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، و بدنبال آن بازداشتهای گسترده صدها معلم و دیگر فعالین صنفی، از جمله کارگران شرکت واحد بدنبال اعتصاب اردیبهشت ماه، رقمخورد. در سالی که گذشت، حاکمیت بیش از پیش دست به کار سناریو سازیهای کذایی و تکراری علیه فعالین کارگری و معلمی شد که تا کنون ادامه دارد و بسیاری از فعالین بازداشت شده در اردیبهشت پارسال کماکان یا در بازداشت به سر میبرند و یا با احکام سنگینمواجه هستند و در عین حال بسیاری نیز اخراج و بطرق مختلف تحت اذیت و آزار قرار دارند. در حال حاضر سه تن از اعضای مبارز سندیکا، داود رضوی، حسن سعیدی، رضا شهابی، و همچنین فعالین کارگری و معلمی، از جمله رسول بداقی، کیوانمهتدی، جعفر ابراهیمی، محمد حبیبی، کماکان کاملا ظالمانه در حبس به سر میبرند. مقاماتونیروهای امنیتی حتی دید و بازدیدهای دوستانه از خانواده های این زندانیان را تحمل نمیکنند و سه روز پیش از روز کارگر، جمعی از فعالین کارگری و مدنی، از جمله ریحانه انصارینژاد، آنیشا اسدالهی، ژاله روحزاد، عسل محمدی، سروناز احمدی، هیراد پیربداقی، کامیار فکور، حسن ابراهیمی، و الدوز هاشمی، را در هنگام دیدار با خانواده معلم زندانی محمد حبیبی با خشونت بازداشت کردند و به زندان اوین انتقال دادند،
در بستر سرکوبهای گسترده در سالی که گذشت، قتل ژینا (مهسا) امینی و خیزش زن زندگی آزادی صحنه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نیز اقتصادی کشور را کاملا دکرگون کرد. خیزش شهریور ۱۴۰۱ که در دنباله خیزشهای مردم محروم، تهیدست و تحت ستم در سالهای اخیر از جمله در دی ۹۶، آبان ۹۸ و تیر ۱۴۰۰ صورت گرفت، نه تنها علیه حجاب اجباری و برای برابری زن و مرد در تمامی عرصه ها بلکه برای آزادی و عدالت و پایان دادن به هرگونه ظلم و ستمی است که امکان یک زندگی حتی عادی را از مردم سلب کرده است.
❤14