عجیب زاده
1.44K subscribers
867 photos
261 videos
1 file
1.31K links
مایهٔ افتخار خواهد بود که نظراتتان را از لینک زیر به صورت بی‌نام و از طریق پیام عمومی یا خصوصی، با من در میان بگذارید:

در توییتر:

http://www.twitter.com/ajibzade
Download Telegram
چطور باید به آیندگان توضیح بدیم که حکومتی هم‌زمان با قتل عام مردم به‌واسطه یک ویروس، در زندان‌ با شکنجه و اعدام، در خیابان با گلوله، در آسمان با موشک و در کشورهای همسایه با جنگ‌افروزی جان می‌گرفت؟ این عطش به خون با چه کلماتی قابل توصیفه؟

Golsa Golestaneh
همون خبرگزاری که ترکیب «سپاه پاسداران ایران» و «رهبر ایران» را اختراع کرد، یه دزدان دریایی هم میگوید«مسافران»

آیت الله تناسلی
به این دو بچه فکر کنید. پدرشان را کشته‌اند. پدرشان را برای اعتراض به ظلم کشته‌اند. پدرشان را دستگاه عدل اسلامی و با همیاری دعوت‌کنندگان به سکوت، به قربانگاه سپرد.

‏به قول پروین اعتصامی:
‏آنکه سحر، حامی شرع است و دین
‏اشک یتیمانشْ، گَهِ شب غذاست

‏⁧ #مصطفی_صالحی

عجیب زاده
در تک تک خون هایی که نظام اشغالگر ایران از دی ۹۶ تا الان ریخته این سه نفر هم شریک هستن.
حاج حسین
پارسال سیاوش اردلان را به مناظرهٔ توییتری دعوت کردم، بزدلانه بلاک کرد. دوباره دعوت می‌کنم از این دلیرمرد کوچه‌های خلوت تبلیغات و دروغ، برای یک مناظرهٔ توییتری.

‏بزدل نباش مرد، ناسلامتی خبرنگار بی‌بی‌سی هستی و باید راحت از پس یک «اکانت فیک» بربیای.

عجیب زاده
جمهوری اسلامی با نصیحت رفتارش را عوض نمیکند. گفتیم اعدام نکنید، اعدام کردند. گفتیم تلگرام را فیلتر نکنید، فیلتر کردند. گفتیم زنان آزاد باشند، اجازه ندادند. گفتیم رای ما کجاست، کشتند. حالا یه عده با التماس میگن طرح صیانت را اجرا نکن. چاره‌ی کار براندازی است نه موعظه و اندرزنامه. سانتی‌مانتالیسم و با گوریل شطرنج بازی کردن، بلای جان عده‌ای شده. نصیحت و موعظه‌ی اسلامگرایانی که حکومت در دستشان است چه قشر فرهیخته باشید، چه اهل هنر، چه اهل کتاب، چه پاسیفیست یا هر چیز دیگری فایده ندارد. در قدم اول سیاست باید دوست را از دشمن شناخت و تفکیک کرد. اینها دشمن هستند.

زینت
جامی مرز تباهی رو رد کرده و واقعا واژه‌ای ندارم براش. من نمی‌فهمم چرا این به اصطلاح روزنامه‌نگاران ایرانی با پا به سن گذاشتند رد میدن و یک دفعه طرفدار دیکتاتور میشن. بابا برید حقوق بازنشستگی بگیرید و یک گوشه نون و ماست خودتون رو بخورید. مزخرف هم کمتر بگید.

Amin Sabeti
اینها قرار بود پشت صحنه باشند و اصلا شناخته نشوند اما در روندی غیر منتظره، در کوتاه‌زمانی شناخته و رسوا شدند. اینها در افکار عمومی داخلی سوخته‌اند و تکاپوی آسیمه‌شان، نشان از همین بیم است که برای کارفرما بی‌مصرف انگاشته شوند. برای اینها خرج شده بود و قرار نبود به این زودی بسوزند. این دست‌وپازدن‌ها برای این است که کاربردشان برای اعمالِ نفوذ میان ساز‌مان‌ها و الیت‌های سیاسی و رسانه‌ایِ غرب زائل نشود تا مبادا به سرنوشت هم‌ارزهای داخلی‌شان مبتلا گردند.
کاری که ما باید بکنیم، ادامهٔ همین مسیر است: تلاش مستمر برای رسواسازی سراسری و بازگوییِ همپیالگی‌شان با شر.

عجیب زاده
بیاید از مردم ایران که نيويورک تایمز آن‌ها را آزارگرانی شرور می‌داند بپرسیم دقیقاً چرا مخالف و معترض عملکرد فرناز فصیحی هستند، چون:
‏۱- او گزارشگری بی‌طرف و متعهد به حقیقت است!
‏۲- او پروپاگاندای حکومت ج.ا را بازتاب می‌دهد و با میس‌اینفورمیشن حقیقت را کتمان می‌کند.

Hossein Ronaghi
لطف‌الله نجفی‌زاده که ظریف را آچمز کرد، خیلی از خبرنگاران ایرانی گفتند که اگر آنها هم جای او بودند حتی بهتر می‌توانستند وظیفهٔ خبرنگاری‌شان را ادا کنند. راست نمی‌گفتند. بیشتر خبرنگارهای ایرانیِ دنیای آزاد می‌ترسند و حتی در برابر جعل حقیقت و خرق اخلاقیات همکارانشان سکوت می‌کنند. کمتر پیش می‌آید که خبرنگاران مستقل‌ترِ ایرانی، جسورانه پشت مردم بایستند و فعالانه دروغ‌پردازی همکارانِ دست‌نشانده‌شان در رسانه‌های دیگر را به چالش بکشند. تأکید دارم روی «فعالانه»، چون گاهی از سر رفع مسئولیت، در حد توییتی گُنگ یا نوشته‌ای بی‌منظور با آن سرسپرده‌ها مخالفت می‌کنند. خبرنگار باید بداند که مسئولیتش چیست و شغلش فقط وسیلهٔ امرار معاشش نیست و اگر بترسد نباید در خط مقدم مقابله با جعلیات و تبلیغات بایستد؛ همانطور که یک ارتشی حق ندارد در خط مقدم جبهه بترسد. پاسخ دهید که چرا سرسپردگانِ رسانه‌ای جمهوری اسلامی بدون هیچ هراس یا چالشی، از مبادی رسمی رسانه‌ای به مخالفان ج.ا انگ‌های دروغین نسبت می‌دهند، اما جوابی نمی‌گیرند. چرا رسانه‌ها، ادعاهای بی‌سند آنان را نشر می‌دهند اما برای به چالش کشیدن آن ادعاها، حرفه‌ای می‌شوند و سند طلب می‌کنند؟ مردم از خبرنگارانی که مدعی‌اند به جایی وابسته نیستند انتظار دارند تا در صف‌آرایی مقابل دستگاه پروپاگاندا تنهایشان نگذارند. اگر فکر می‌کنید شجاعت کافی برای استفاده از قلمتان را ندارید، آن را به دیگری وا نهید و پیشهٔ دیگری اختیار کنید. نمی‌توانید در آن جایگاه باشید و عافیت بطلبید.

عجیب زاده
نزدیک کریسمس سال ۲۰۱۸ نشریه مشهور اشپیگل با موضوع غریبی مواجه شد، خوانندگان متعدد و چند ژورنالیست، «کلاس رلوتیوس» Claas Relotius یکی از بهترین روزنامه‌نگاران تاریخ این نشریه رو به دروغگویی و جعل واقعیت متهم می‌کردن. سردبیر معتقد بود اینها تخریب و تخطئه‌ست اما دستور تحقیق داد. ریلوتیوس که علوم سیاسی و رسانه خونده بود کارش رو از نوشتن آزاد برای نشریات متعدد شروع کرد اما با قلم شیوا خیلی زود به بهترین نشریات آلمان رسید. نمونه یک ژورنالیست عالی بود که برای گزارش به سراسر جهان سفر میکرد، مصاحبه می‌کرد و چیزهایی می‌نوشت که هوش از سر خواننده می‌برد. از سال ۲۰۱۶ تبدیل به شگفتی‌ساز ژورنالیسم شد. سه بار جایزه بهترین خبرنگار آلمان رو گرفت. CNN بهش لقب برترین خبرنگار داد. جایزه ژورنالیسم اتحادیه اروپا و ده‌ها افتخار دیگر....اما همزمان کامنت و ایمیل‌هایی به نشریه می‌رسید که «خبرنگار شما اونجا نبود! این اتفاق اصلاً نیوفتاده!..»
اشپیگل اینها رو حسودی و دشمنی و ترولیسم می‌دید و واکنشش جدی نگرفتن بود. تا جایی که رلوتیوس به جای سفتی خورد. در گزارشی در مورد «شکارچیان پناهجویان مکزیکی» با همکارش خوان مورنو کار میکرد. مورنو این موارد رو شنیده بود و به شدت به ریلوتیوس مشکوک بود. ریلوتیوس به امریکا رفته بود و در مورد گروهی از مردان سفید امریکایی نوشته بود که پناهجویان غیرقانونی مکزیکی رو به صورت خودمختار شکار می‌کنن. گزارش خیلی خفنی بود و چاپش باعث ترکوندن می‌شد و احتمالاً ریلوتیوس ده تا جایزه دیگه هم میگرفت. مورنو با افراد محلی تماس گرفت و فهمید ریلوتیوس اصلاً اونجا نبوده! مورنو موضوع رو با سردبیر مطرح کرد اما با رفتار سرد و زننده مواجه شد. لذا شخصاً اقدام به بررسی کرد. نشست کل نوشته‌های ریلوتیوس رو درآورد و پیگیر شد. آنچه کشف کرد از توان فهمش خارج بود. ریلوتیوس حرفها رو عوض کرده بود که مهیج بشه، داستان رو دستکاری کرده بود، شخصیت تخیلی ساخته بود خیلی وقتها رفته بود به محل اما دیده بود از مصاحبه و تحقیق چیز دندون‌گیر و مهیجی درنمیاد. در هتلش نشسته بود و با دیدن دوتا مستند و خوندن دوتا یادداشت از نویسندگان محلی کل داستان و مصاحبه و تعقیب و گریز رو آفریده بود. در خیلی از موارد حتی به اونجا هم نرفته بود! مورنو Jusn Moreno شروع کرد به مستند کردن این جعلیات و عاقبت در اواخر ۲۰۱۸ اینها رو گذاشت روی میز سردبیر. حالا برای سردبیر دو راه بیشتر نبود. ماستمالی یا پذیرش واقعیت. ریلوتیوس اخراج شد و دو روز بعد اشپیگل اعلام کرد نویسنده‌ش کلاش و جاعله و نشریه تمام نوشته‌هاش رو بررسی میکنه یک کمیته مسئول بررسی تمام نوشته‌های کلاس ریلوتیوس شد. روی تمام نوشته‌هاش در وبسایت توضیح آمد که ممکنه تمام یا بخشی ازش جعلی باشه. بیش از چندین هزار خط نوشته‌ش بررسی شد و ابعاد فاجعه تازه مشخص شد. توضیح مفصل زیر پس از فکت‌چک منتشر شد. تمام جوایز ریلوتیوس پس گرفته شد. وکیلش اعلام کرد ریلوتیوس بیماری روانی داره تا از بار گناهش کم کنه. ریلوتیوس به کلی از صفحه روزنامه‌نگاری حذف شد و جز نام جاعل و ننگ روزنامه‌نگاری ازش نموند. مورنو به عنوان ناجی ژورنالیسم آلمانی چند جایزه گرفت و البته کتابی در این باب نوشت اما بعد از اون ماجرا یک سوال هیچگاه درست پاسخ داده نشده:
‏«چطور جامعه رسانه‌ای سالها چشمش رو روی جعلیات ریلوتیوس بست؟ چرا سالها کامنت‌ها و ایمیل‌ها و نامه‌های خوانندگان ندیده گرفته شد؟ از همه مهم‌تر چطور می‌شه به رسانه‌ای اعتماد کرد که بهترین‌هاش جاعل و کلاش هستند؟»

پی‌نوشت ۱:
‏داد «مردم عادی» به جایی نمی‌رسید اگه یه خبرنگار معتبر پشت قضیه نبود.
‏مورنو تونست جعلیات ریلوتیوس رو مستند کنه و اشپیگل چاره‌ای جز پذیرش نداشت، وگرنه این ژورنالیست معتبر اسناد رو به نشریه دیگری می‌داد.
‏اینجاست که اثر ژورنالیست‌های صاحب‌نام حامی حقیقت مشخص می‌شه.

پی‌نوشت ۲:
‏از این کارمندان دکانهای متعدد رسانه کدومشون حاضره یقه فرناز و نیویورک‌تایمز رو بگیره و بپرسه «کو اسناد ادعای تجاوز و قتل زن رنگین‌پوست توسط اپوزسیون؟! فلانجا جعل و پروپاگاندا کردی، این سندش، کو اصلاحیه؟»
‏باید از خبرنگاران مدعی حقیق‌جویی بخوایم فکت‌چکینگ کنن.

XIII
خون‌هایی که شسته‌اید و فغان‌هایی که خفه کرده‌اید روزی دامنگیرتان خواهد شد اما بدانید که از جانب ما گزندی بر جانتان نخواهد رسید.
‏این‌قدر نگران آینده‌تان نباشید. مزدور را نمی‌کُشند؛ می‌خرند!

عجیب زاده
چند تا نکته رو برای مقابله با گزارش های فصیحی در نظر بگیریم:
‏اول-نیویورک تایمز اصلا اهمیتی نمیده که تجربه زیسته ما با روایت های پروگرسیو های آمریکایی نمیخونه. این نوع روایت رو مخاطبان این رسانه ها می‌پسندن و براشون پولسازه و قرار نیست سیاست کلی عوض شه. ولی چه بکنیم وچه نکنیم:
دوم- باید از عبارات غیر قابل اثبات حقوقی مثل عامل جمهوری اسلامی پرهیز کرد. اقبات درستی یا نادرستی اینها در توان ما نیست و نیویورک تایمز با خنده از کنار این اتهامات رد میشه.
‏ سوم- وقتی از گزارش های خلاف واقع حرف میزنیم، از کلی گویی پرهیز کنیم. فصیحی گزارش های زیادی داره که بخشیش دروغ نیست، ولی به نفع مخالفان ج.ا. هم نیست و فقط روایت هایی در راستای سیاست های کلی نیویورک تایمز هست. اتفاقا تاکید باید روی گزارش های خلاف واقعش باشه که بیشترین ضربه رو به مخالفان ج.ا. زده و دروغ بودنش قابل اثباته. مثل گزارش سراسر دروغش از تشییع جنازه سلیمانی و دیس‌اینفوریشنی که درباره تهدید روحانی به استعفا بعد از خبر دار شدن از موشک زدن به هواپیمای اوکراینی نوشت (anathomy of a lie). اینا رو باید مستند کرد و با مدارک خلاف واقع بودنشون منتشر کرد.
چهارم- باید تهدید ها و فحاشی های جنسی رو محکوم کرد و در ضمن گفت که شناخته شده ست که سایبری های ج.ا. با فحاشی و تهدید فضای شبکه اجتماعی فارسی رو به هم بزنن و مخالفان رو بی اعتبار کنند. مخاطب غربی درکی از خشم انباشته جامعه ایران نداره و بادیدن فحاشی و تهدید سریع قضاوتش شکل میگیره
پنجم- کار خوب اینه که جمعی از فعالان سیاسی و خبرنگاران زن و فمینیست های ایرانی نامه سرگشاده ای به نیویورک تایمز بنویسن و مستندات گزارش های خلاف واقع و رفتار فصیحی در مقابل منتقدان و بلاک کردن های توییتری و سو استفاده اش از روایت "خبرنگار زن رنگین پوست" رو ذکر کنند. اشاره به تجربه والتر دورانتی اینجا خیلی ارزشمنده.
ششم- رسانه های رقیب نیویورک تایمز و چپ های مستقل و منصفی که هنوز عقل در سرشون هست شاید بدشون نیاد که گزارشی کار کنن از گزارش های خلاف واقع نیویورک تایمز و فصیحی در مورد ایران و بی اعتبارش کنند. میشه با این مستندات رفت سراغ رقیبانشون.
همچنین میشه رفت سراغ چپ های منصفی مثل Glen Greenwald که اعتبار و مخاطبان زیادی دارن قبلا از دورویی فصیحی و قایم شدن پشت "زن رنگین پوست" انتقاد کردن. مثل اینجا:
‏⁦ twitter.com/ggreenwald/sta…⁩
حرف آخر- ما نه میتونیم و نه قراره کلیت نیویورک تایمز و فصیحی رو عوض کنیم. فقط قراره بی اعتبارشون کنیم، خجالتشون بدیم، و اثر گزارش های دروغ یا یکطرفه شون رو کم کنیم. برای اینکار هم به استراتژی و تعقل و صبر نیاز داریم.

Sir Stanley
مجید توکلی برای من انسان بغایت شریفی است، چرا که اگر می‌خواست مثل بسیاری از هم‌روزگارانش، سر سفره بنشیند، ظرفیتش را داشت که سرآمد همه‌شان باشد، اما انتخاب کرد که علیرغم مصاعب، همواره با شر، مرزی آشکار بدارد.
‏عوعوی پاچه‌گیرانِ لنگ استخوان از این روست که او اعتبارش را پایشان نریخت.

عجیب زاده
همکاران شما در ایران بهتر می‌دانند ما که هستیم و چه فکر می‌کنیم. نه با زندان و شکنجه پا پس کشیدیم، نه با تهدید و پرونده‌سازی شما، نوکران استبداد، عقب می‌نشینیم!
‏ما ایستادیم و آینده‌ایی که، شرمسار نقش‌آفرینی در سرکوب هستید را خواهیم دید، ننگ همراهی با سرکوب همیشه با شما خواهد بود.

Hossein Ronaghi
فرناز فصیحی محل اعراب هیچ کسی نیست. در واقع چنان تهی از کمالات سیرت و عاری از جمالات صورت است که هیچ سلیم‌العقلی عمر گرانمایه را برای اندیشیدن به او هدر نمی‌دهد.
‏آنچه کانون اعتراض همگان است، همبافتگی‌اش با دستگاه سرکوب برای کشتن ما و هموطنانمان‌ست. مرعوب سلیطه‌گریش هم نخواهیم شد. اینکه بدنام‌ترین جماعت این عرصه به هوادارای‌اش خشتک دریده‌اند، نه تأثیری بر اذهان مردمی دارد که این مشاطه‌گران شر را شناخته‌اند و نه ذره‌ای ارادهٔ آنها که برای فرونشاندن گَردِ سُم این لکاته‌های قلم‌به‌مزد و خون‌شویان بی‌آزرم کمر بسته‌اند را سست می‌کند.اینها مثل همیشه بازنده‌اند.

عجیب زاده
پیش‌ترها فئودور استپن جمله‌ای غریب فرموده بودند: «در عموم رویدادها، مسئول اصلی پیروزی نیروهای شر در جهان، نوکران معنوی خیر هستند». هیچ‌گاه به اندازه‌ی این روزها این جمله برایم عینیت نیافته بود. حال ما که مشخص، لیکن حال جهانی که جمهوری اسلامی در آن هسته‌ای است، دیدنیست.

شاوشنک
وقتی اصلاحطلبها کارایی‌شون در کنترل مردم رو از دست دادند، خامنه‌ای کنارشون گذاشت. حالا لابی صادراتی که وظیفه انحراف افکار عمومی خارجی رو داره افتاده به دست و پا. اینا هم مرجعیت‌شون رو از دست بدن ج.ا مواجب‌شون رو قطع میکنه.
‏این حرکت هماهنگ حمله به کاربرها برای قطع نشدن اون مواجبه.

Sheldon
حسین رونقی در نهایت ادب و احترام و حوصله، از نیویورک تایمز، و از یک به یک اشخاصی که در حمایت از ⁧ #فرناز_فصیحی⁩ حرفهای خوشگل و شیک و دهن پرکن زدند، فقط یک توضیح ساده خواست:
‏سند شما درباره اینکه مخالفان ج اسلامی ایشان را تهدید جانی کرده چیست؟
‏و دریغ از حتی یک پاسخ!

MITIKU