پل هالندر نویسنده "از بنیتو موسولینی تا هوگو چاوز: روشنفکران و یک سده ستایش قهرمانان سیاسی."
رفتار این روشنفکران تا حدی شبیه آن زنی است که از قاتل سریالی زندانی خواستگاری میکند.
هالندر که نازیسم و کمونیسم را در مجارستان تجربه کرده بود سال ۱۹۸۱ در کتابی دیگر درباره روشنفکران و سفر کنترل و برنامهریزی شده آنها نوشت که به روسیه، چین و کوبا داشتند. آنها هنگام بازگشت، گزارشهای درخشان آرمان شهرهای کمونیستی را مینوشتند که با واقعیت وحشتناک آن کاملا در تضاد بود.
از جمله این روشنفکرانِ توجیهگر و ستاینده دیکتاتورها میتوان سارتر، برنارد شاو، رولان، فوکو را نام برد. اما چرا روشنفکرانی که به هر چیزی حساس بودند، مجذوب این جنایتکاران میشدند.
یکی ماهیت خود دیکتاتورها بود. برای روشنفکر غیر آلمانی تحسین هیتلر نسبت به استالین سختتر بود. چون ماهیت عقاید هیتلر (مثل نژاد برتر) برای هواخواه خارجی جذابیت نداشت. با این حال، هایدگر و شمیت هواخواه او بودند. انگیزه آنها را که فرصتطلبی بود یا ترس، نمیتوان به قاطعیت حدس زد اما هیتلر حتی پیش از به قدرت رسیدن، میان دانشگاهیها طرفدار زیاد داشت.
این واقعیت که بیشتر تحصیلکردههای جامعه مدرن از فلان سیاست طرفداری میکنند، دلیل بر درست بودن آن نیست. با این حال، اشتباه منطقی آنست که نتیجه بگیریم غیر تحصیلکردهها هیچگاه اشتباه نمیکنند. نقیض یک اشتباه لزوما حقیقت نیست بلکه تنها یک اشتباه دیگر است.
به همین ترتیب دیکتاتورها- نظیر صدام و اسد- توجیهگران خود را داشتند، اما طرفدار خیر. برای تهییج روشنفکران، دیکتاتورها باید یک آرمان شهر را مجسم میکردند.
روشنفکران ادعای بصیرت دارند: دیدن فراتر از ظاهر. اصلا دلیل وجودی آنها همین است که آنچه دیگران قادر به فهم آن نیستند، آنها بهتر میفهمند. فرد عادی قتلعام را قتلعام میبیند اما روشنفکر آن را عملیات دیالکتیک تاریخ میفهمد.
علت بعدی شاید این باشد که وقتی خود مذهب به صورت گسترده در دورهای نفی میشود، اشتیاق به عقاید شبهمذهبی افزایش مییابد. سیاستمداران معمولی برآمده از دل دمکراسی حاضرند با مخالف خود سازش کنند یا به ورطه فساد اخلاقی و مالی بیافتند ولی ادعایی جز دانش بشری ندارند.
اما دیکتاتورها معمولا مذهبی هستند و ادعای رستگاری بشر را دارند یا مثل استالین و مائو و خمینی جای عیسی، بودا و الله را میگیرند. عنوان نوشته سارتر "رهایی" ماهیت شبه مذهبی ستایش کی از دیکتاتورها را آشکار میکند. رهایی دقیقا از چه؟ فرانسه که آن موقع تحت جباریت حاکم نبود.
هالندر در کتاب خود نوشته که وقتی نارضایتی از سیاستهای عادی افزایش مییابد، باید انتظار توهم آرمان شهر را داشت (انقلاب ۵۷ مثال خوبیست).
نوشتهٔ بالا برداشت آزادی بود از تارنمای زیر:
Nahid Ghani
____
@ajibzad
رفتار این روشنفکران تا حدی شبیه آن زنی است که از قاتل سریالی زندانی خواستگاری میکند.
هالندر که نازیسم و کمونیسم را در مجارستان تجربه کرده بود سال ۱۹۸۱ در کتابی دیگر درباره روشنفکران و سفر کنترل و برنامهریزی شده آنها نوشت که به روسیه، چین و کوبا داشتند. آنها هنگام بازگشت، گزارشهای درخشان آرمان شهرهای کمونیستی را مینوشتند که با واقعیت وحشتناک آن کاملا در تضاد بود.
از جمله این روشنفکرانِ توجیهگر و ستاینده دیکتاتورها میتوان سارتر، برنارد شاو، رولان، فوکو را نام برد. اما چرا روشنفکرانی که به هر چیزی حساس بودند، مجذوب این جنایتکاران میشدند.
یکی ماهیت خود دیکتاتورها بود. برای روشنفکر غیر آلمانی تحسین هیتلر نسبت به استالین سختتر بود. چون ماهیت عقاید هیتلر (مثل نژاد برتر) برای هواخواه خارجی جذابیت نداشت. با این حال، هایدگر و شمیت هواخواه او بودند. انگیزه آنها را که فرصتطلبی بود یا ترس، نمیتوان به قاطعیت حدس زد اما هیتلر حتی پیش از به قدرت رسیدن، میان دانشگاهیها طرفدار زیاد داشت.
این واقعیت که بیشتر تحصیلکردههای جامعه مدرن از فلان سیاست طرفداری میکنند، دلیل بر درست بودن آن نیست. با این حال، اشتباه منطقی آنست که نتیجه بگیریم غیر تحصیلکردهها هیچگاه اشتباه نمیکنند. نقیض یک اشتباه لزوما حقیقت نیست بلکه تنها یک اشتباه دیگر است.
به همین ترتیب دیکتاتورها- نظیر صدام و اسد- توجیهگران خود را داشتند، اما طرفدار خیر. برای تهییج روشنفکران، دیکتاتورها باید یک آرمان شهر را مجسم میکردند.
روشنفکران ادعای بصیرت دارند: دیدن فراتر از ظاهر. اصلا دلیل وجودی آنها همین است که آنچه دیگران قادر به فهم آن نیستند، آنها بهتر میفهمند. فرد عادی قتلعام را قتلعام میبیند اما روشنفکر آن را عملیات دیالکتیک تاریخ میفهمد.
علت بعدی شاید این باشد که وقتی خود مذهب به صورت گسترده در دورهای نفی میشود، اشتیاق به عقاید شبهمذهبی افزایش مییابد. سیاستمداران معمولی برآمده از دل دمکراسی حاضرند با مخالف خود سازش کنند یا به ورطه فساد اخلاقی و مالی بیافتند ولی ادعایی جز دانش بشری ندارند.
اما دیکتاتورها معمولا مذهبی هستند و ادعای رستگاری بشر را دارند یا مثل استالین و مائو و خمینی جای عیسی، بودا و الله را میگیرند. عنوان نوشته سارتر "رهایی" ماهیت شبه مذهبی ستایش کی از دیکتاتورها را آشکار میکند. رهایی دقیقا از چه؟ فرانسه که آن موقع تحت جباریت حاکم نبود.
هالندر در کتاب خود نوشته که وقتی نارضایتی از سیاستهای عادی افزایش مییابد، باید انتظار توهم آرمان شهر را داشت (انقلاب ۵۷ مثال خوبیست).
نوشتهٔ بالا برداشت آزادی بود از تارنمای زیر:
Nahid Ghani
____
@ajibzad
City Journal
Crushing on Crushers
Why do intellectuals fall in love with dictators and totalitarians?
ظریف گفته است: ″تهران در مقابل آزادی مسعود سلیمانی، دانشمند ایرانی از آمریکا، ژیائو وانگ، دانشمند آمریکایی-چینی را آزاد میکند و در مقابل دریافت ۴۰۰ میلیون پوند از بریتانیا نیز برای آزادی نازنین زاغری شهروند بریتانیایی-ایرانی تلاش میکند.″
جمهوری اسلامی تنها نمونهٔ دولتی و سازمانی این نحوهٔ گروگانگیری به سبک گروههای تبهکار آمریکای جنوبی است.
فجیعترین قسمت ماجرا این است که نازنین زاغری بیش از آنکه بریتانیایی باشد ایرانی است و این خیلی شفاف نشان میدهد که «ایران»، «ایرانی»، «وطن»، «آبروی بینالمللی» و این دست شعارهای پوشالی، تنها ابزارهایی برای تبلیغات نظام شریر جمهوری اسلامی هستند که توسط پیادهنظام رسانهایشان در لندن و تورنتو و نیویورک به کار گرفته میشوند.
قاعدتاً در نظام بینالملل وقتی شما به عنوان تبعهٔ یک کشور در کشوری دیگر دچار مشکل میشوید، نخست به سفارت کشور متبوعتان اطلاع میدهید و «وزارت خارجه» کشورتان پیگیر حمایت از شما میشود. این را هم در نظر بگیرید که کسی به آن وزیران امور خارجهای که البته نمایندهٔ گروگانگیران برای مذاکره هم نیستند، لقب «مصدق» و «امیرکبیر» نمیدهد.
__
@ajibzad
جمهوری اسلامی تنها نمونهٔ دولتی و سازمانی این نحوهٔ گروگانگیری به سبک گروههای تبهکار آمریکای جنوبی است.
فجیعترین قسمت ماجرا این است که نازنین زاغری بیش از آنکه بریتانیایی باشد ایرانی است و این خیلی شفاف نشان میدهد که «ایران»، «ایرانی»، «وطن»، «آبروی بینالمللی» و این دست شعارهای پوشالی، تنها ابزارهایی برای تبلیغات نظام شریر جمهوری اسلامی هستند که توسط پیادهنظام رسانهایشان در لندن و تورنتو و نیویورک به کار گرفته میشوند.
قاعدتاً در نظام بینالملل وقتی شما به عنوان تبعهٔ یک کشور در کشوری دیگر دچار مشکل میشوید، نخست به سفارت کشور متبوعتان اطلاع میدهید و «وزارت خارجه» کشورتان پیگیر حمایت از شما میشود. این را هم در نظر بگیرید که کسی به آن وزیران امور خارجهای که البته نمایندهٔ گروگانگیران برای مذاکره هم نیستند، لقب «مصدق» و «امیرکبیر» نمیدهد.
__
@ajibzad
آنچه در سازمان ملل میگذرد نشان میدهد که جمهوری اسلامی تقریباً همهٔ برگهایش را باخته است و الان مجبور است که به خوردن جام زهر تن بدهد.
ترامپ و دولتش، در قبال حمله به آرامکو، موضع هوشمندانهای را در پیش گرفتند و در واقع نه تنها توانستند با این حملات، متحدان کلاسیک خود را در کنار خود قرار دهند بلکه توانستند هدف جمهوری اسلامی برای گرفتن دستِ بالا در مذاکرات احتمالی را خنثی کنند.
حالا سران چندین کشور دنیا از جمله فرانسه، بریتانیا، آلمان، پاکستان و ژاپن، جداگانه هیئت ایرانی را تحت فشار قرار دادهاند تا به پای میز مذاکره بیایند. در این شرایط، مذاکره برای جمهوری اسلامی شبیه به مذاکرهٔ لشگر شکستخوردهٔ عباسمیرزا در ترکمانچای است و قاعدتاً مجبور به پذیرش همهٔ شروط طرف مقابل است. از سوی دیگر، فرار از مذاکره یعنی تن ندادن به دیپلماسی و این میتواند آمریکا را به هدف خود در تشکیل یک ائتلاف جهانی علیه ایران نزدیک کند.
اقناع کشورهای دیگر در خطرناک بودن رفتار جمهوری اسلامی، منجر به قطعنامههای احتمالی سختگیرانه در شورای امنیت سازمان ملل خواهد شد و آنجاست که جهان جمهوری اسلامی را یک حکومت تبهکار و یاغی خواهد شناخت. این برای آمریکا و متحدانش یک پیروزی بدون جنگ است.
نبرد تمدنی جمهوری اسلامی با غرب نهایتاً با دست کشیدن از اصولش انجام خواهد گرفت و شمشیرِ آختهٔ روحانیت شیعه به حکومت خودکامهٔ آقازادگانِ مفتخواره تقلیل خواهد یافت. بیچاره بچهشیعههایی که برای بقای حکومت آقازادهها جانفشانیها کردند.
_____
@ajibzad
ترامپ و دولتش، در قبال حمله به آرامکو، موضع هوشمندانهای را در پیش گرفتند و در واقع نه تنها توانستند با این حملات، متحدان کلاسیک خود را در کنار خود قرار دهند بلکه توانستند هدف جمهوری اسلامی برای گرفتن دستِ بالا در مذاکرات احتمالی را خنثی کنند.
حالا سران چندین کشور دنیا از جمله فرانسه، بریتانیا، آلمان، پاکستان و ژاپن، جداگانه هیئت ایرانی را تحت فشار قرار دادهاند تا به پای میز مذاکره بیایند. در این شرایط، مذاکره برای جمهوری اسلامی شبیه به مذاکرهٔ لشگر شکستخوردهٔ عباسمیرزا در ترکمانچای است و قاعدتاً مجبور به پذیرش همهٔ شروط طرف مقابل است. از سوی دیگر، فرار از مذاکره یعنی تن ندادن به دیپلماسی و این میتواند آمریکا را به هدف خود در تشکیل یک ائتلاف جهانی علیه ایران نزدیک کند.
اقناع کشورهای دیگر در خطرناک بودن رفتار جمهوری اسلامی، منجر به قطعنامههای احتمالی سختگیرانه در شورای امنیت سازمان ملل خواهد شد و آنجاست که جهان جمهوری اسلامی را یک حکومت تبهکار و یاغی خواهد شناخت. این برای آمریکا و متحدانش یک پیروزی بدون جنگ است.
نبرد تمدنی جمهوری اسلامی با غرب نهایتاً با دست کشیدن از اصولش انجام خواهد گرفت و شمشیرِ آختهٔ روحانیت شیعه به حکومت خودکامهٔ آقازادگانِ مفتخواره تقلیل خواهد یافت. بیچاره بچهشیعههایی که برای بقای حکومت آقازادهها جانفشانیها کردند.
_____
@ajibzad
دکترای حقوق از بریتانیا داشته باشی و بدون مترجمت حتی جواب How are you را هم نتوانی بدهی!
به ادبیات روحانی با دقت نگاه کنید. هیچ و مطلقاً هیچ اثری از اصطلاحات حقوقی بینالملل در میان سخنانش نمییابید. در نشست مجمع سازمان ملل در سال ۲۰۱۸، وقتی امانوئل مکرون به طور اتفاقی به روحانی برخورد کرد و در مقابل دوربینها به او گفت «حالتان چطور است؟» با صحنهٔ عجیبِ قهقههٔ جنون روحانی روبرو شد. عبارتی که حتی کودکان چهارسالهٔ امروزی هم در مهدکودکها میآموزند.
دکترای این شیاد هم البته مانند بیشتر دکتراهای مقامات ایرانی قلابی است، همانطور که مثلاً نمایندهٔ مذاکرهکنندهٔ گروگانگیران مدعی است پروفسور حقوق بشر است. در عین حال سال ۱۳۹۶ کیوان ابراهیمی، از دانشجویان ارزشی ساکن آمریکا به همراه تیمی، پایاننامهٔ دکترای حسن روحانی در دانشگاه کلدونین گلاسگو را بررسی کردند و نشان دادند که بیش از هشتاد درصد آن تقلب یا کپی از منابع دیگر است (که با توجه به ضعف روحانی در زبان انگلیسی محتمل است که همان را هم خودش ننوشته باشد) و نتایج بررسی را در این پایگاه اینترنتی به اشتراک گذاشتند.
وقت آنست که بگوییم دکتر برو دکتر!
___
@ajibzad
به ادبیات روحانی با دقت نگاه کنید. هیچ و مطلقاً هیچ اثری از اصطلاحات حقوقی بینالملل در میان سخنانش نمییابید. در نشست مجمع سازمان ملل در سال ۲۰۱۸، وقتی امانوئل مکرون به طور اتفاقی به روحانی برخورد کرد و در مقابل دوربینها به او گفت «حالتان چطور است؟» با صحنهٔ عجیبِ قهقههٔ جنون روحانی روبرو شد. عبارتی که حتی کودکان چهارسالهٔ امروزی هم در مهدکودکها میآموزند.
دکترای این شیاد هم البته مانند بیشتر دکتراهای مقامات ایرانی قلابی است، همانطور که مثلاً نمایندهٔ مذاکرهکنندهٔ گروگانگیران مدعی است پروفسور حقوق بشر است. در عین حال سال ۱۳۹۶ کیوان ابراهیمی، از دانشجویان ارزشی ساکن آمریکا به همراه تیمی، پایاننامهٔ دکترای حسن روحانی در دانشگاه کلدونین گلاسگو را بررسی کردند و نشان دادند که بیش از هشتاد درصد آن تقلب یا کپی از منابع دیگر است (که با توجه به ضعف روحانی در زبان انگلیسی محتمل است که همان را هم خودش ننوشته باشد) و نتایج بررسی را در این پایگاه اینترنتی به اشتراک گذاشتند.
وقت آنست که بگوییم دکتر برو دکتر!
___
@ajibzad
Forwarded from آموزشکده توانا
مسیح علینژاد، بنیانگذار کمپین #چهارشنبه_های_سفید در صفحهی اینستاگرامش اطلاع داد که برادرش توسط عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده است. او همچنین از بازجویی مادر هفتاد سالهاش و آزار سایر بستگانش خبر داد.
متن پست خانم علینژاد به شرح زیر است:
"ریختند خانه برادرم علی و او را مقابل چشمهای دو کودک خردسالش بازداشت کردند. چندی پیش مادر ۷۰ ساله ام را بردند بازجویی کردند و حالا برادرم، سراغ سایر بستگانم هم رفتند که به زودی اطلاعرسانی میکنم.
کسانی که برادرم علی را با چشمبند بردند گفتند از وزارت اطلاعات تهران هستند. جرم او عشق است، جرم مادرم نیز عشق بود. جمهوری اسلامی کارش ترور و ایجاد وحشت است و با گروگان گرفتن خانوادهام میخواهد مرا ساکت کند. من به عنوان یکی از اعضای کمپین چهارشنبههای سفید مدام از صلح گفتم و زیستن مسالمتآمیز کنار هم، گفتم ایران باید برای همه ایرانیان باشد اما جمهوری اسلامی ایران را گروگان گرفته، حسن روحانی و جواد ظریف پیام صلح از طرف جمهوری اسلامی به سازمان ملل آوردهاند در حالی که جمهوری اسلامی با مادر هفتادساله من، با برادرم، با میلیونرها ایرانی در جنگ است. با موبایل برادرم برایم از اداره اطلاعات پیام دادند، برایشان نوشتم گروگانگیرهای کثیف برادرم را آزاد کنید. من به اندازهی تک تک برادران و خواهرانی که در این چهل سال گروگانگرفتهاید فریاد میزنم، با ترس و ترور و گروگانگیری نمیتوانید یک ملت را خفه کنید. شرم بر شما. این همه وحشت از مردم بی اسلحه، این همه بازداشت و بگیر و ببند نشانهی فروپاشی یک دیکتاتوری است که کاسه گدایی به سمت کشورهای خارجی دراز کرده اما در داخل دارد همه اقشار اعم از زنان دانشجویان، کارگران و حتی خانوادههای فعالان مدنی را گروگان میگیرد."
.
این نهایت استیصال رژیم جمهوری اسلامی در برابر مبارزهی مسالمتآمیز فعالان مدنی است. دستشان به مسیح علینژاد نمیرسد، خانوادهاش را مورد آزار قرار میدهند، خانوادهای که جرمشان عشق و علاقه و بستگیِ فامیلی و خانوادگی است!
.
#مسیح_علی_نژاد
@Tavaana_TavaanaTech
متن پست خانم علینژاد به شرح زیر است:
"ریختند خانه برادرم علی و او را مقابل چشمهای دو کودک خردسالش بازداشت کردند. چندی پیش مادر ۷۰ ساله ام را بردند بازجویی کردند و حالا برادرم، سراغ سایر بستگانم هم رفتند که به زودی اطلاعرسانی میکنم.
کسانی که برادرم علی را با چشمبند بردند گفتند از وزارت اطلاعات تهران هستند. جرم او عشق است، جرم مادرم نیز عشق بود. جمهوری اسلامی کارش ترور و ایجاد وحشت است و با گروگان گرفتن خانوادهام میخواهد مرا ساکت کند. من به عنوان یکی از اعضای کمپین چهارشنبههای سفید مدام از صلح گفتم و زیستن مسالمتآمیز کنار هم، گفتم ایران باید برای همه ایرانیان باشد اما جمهوری اسلامی ایران را گروگان گرفته، حسن روحانی و جواد ظریف پیام صلح از طرف جمهوری اسلامی به سازمان ملل آوردهاند در حالی که جمهوری اسلامی با مادر هفتادساله من، با برادرم، با میلیونرها ایرانی در جنگ است. با موبایل برادرم برایم از اداره اطلاعات پیام دادند، برایشان نوشتم گروگانگیرهای کثیف برادرم را آزاد کنید. من به اندازهی تک تک برادران و خواهرانی که در این چهل سال گروگانگرفتهاید فریاد میزنم، با ترس و ترور و گروگانگیری نمیتوانید یک ملت را خفه کنید. شرم بر شما. این همه وحشت از مردم بی اسلحه، این همه بازداشت و بگیر و ببند نشانهی فروپاشی یک دیکتاتوری است که کاسه گدایی به سمت کشورهای خارجی دراز کرده اما در داخل دارد همه اقشار اعم از زنان دانشجویان، کارگران و حتی خانوادههای فعالان مدنی را گروگان میگیرد."
.
این نهایت استیصال رژیم جمهوری اسلامی در برابر مبارزهی مسالمتآمیز فعالان مدنی است. دستشان به مسیح علینژاد نمیرسد، خانوادهاش را مورد آزار قرار میدهند، خانوادهای که جرمشان عشق و علاقه و بستگیِ فامیلی و خانوادگی است!
.
#مسیح_علی_نژاد
@Tavaana_TavaanaTech
Instagram
توانا: آموزشكده جامعه مدنى
. مسیح علینژاد، بنیانگذار کمپین #چهارشنبه_های_سفید در صفحهی اینستاگرامش اطلاع داد که برادرش توسط عوامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده است. او همچنین از بازجویی مادر هفتاد سالهاش و آزار سایر بستگانش خبر داد. متن پست خانم علینژاد به شرح…
در مقطع راهنمایی ناظمی داشتیم که روی نماز جماعت در مدرسه بسیار حساس بود. روزی یکی از بچهها برای عدم حضور در نماز تمام طول نماز جماعت را در دستشویی ماند و این اتفاق از چشم ناظم دور نماند. او را به جلوی صفوف نماز آورد و با تحقیر به او گفت: ″بچههای همسن و سال تو سفینه میسازند و هوا میکنند و تو در فکر چگونه دور زدن نماز جماعتی!؟″
این قصهٔ واقعی، داستانی قرینِ مطالبات کوچک و بزرگ ما ایرانیان از حکومت فاجر جمهوری اسلامی است. حقی مسلّم از ما را میگیرد و مطالبهای کاذب برای ما میسازد. حالا اگر همین مطالبهٔ کاذب را دنبال کنیم با تحقیر تلاش میکند تا آن مطالبه را غیر ضروری، بیاهمیت و یا گاهی لوکس نشان دهد و ارادهٔ عموم را در همیاری برای بازستانی آن حق بگسلاند.
آزادی پوشش و مقابله با حجاب اجباری، ورود زنان به ورزشگاهها، حذف سانسور و ممیزی محصولات فرهنگی، حق تحصیل بهاییان، آزادی کنشگران مدنی و... نمونههایی از این مطالبات کاذب هستند. در واقع همهٔ این موارد، حقوقی هستند که از ما به عنوان شهروند واستانده شدهاند و قاعدتاً نباید در جایگاه یک مطالبه باشند. اگر برای بازپسگرفتنشان تلاش کنیم مورد عتاب همان کسانی قرار میگیریم که این حقوق را از ما پایمال کردهاند.
ما به عنوان شهروند وظیفهٔ اخلاقی و اجتماعی داریم که مطالبهگر باشیم، حقوقمان را دنبال کنیم و بر این باور استوار باشیم که دغدغهٔ دادخواهی و آزادیطلبی ما حقیر نیست، دغدغهٔ آنانی حقیر است که در برابر مطالبات بزرگ معیشتی عمومی، هنوز به دنبال پیگیری محدودیت بیشتر و سلب حقوق طبیعی شهروندان هستند. دغدغهٔ کسی که برای حجاب، گشت ارشاد را ساخته، نازل است نه آنکه در برابر این پایمالشدن حق مسلّمش ایستاده است.
ادامه دارد...
____
@ajibzad
این قصهٔ واقعی، داستانی قرینِ مطالبات کوچک و بزرگ ما ایرانیان از حکومت فاجر جمهوری اسلامی است. حقی مسلّم از ما را میگیرد و مطالبهای کاذب برای ما میسازد. حالا اگر همین مطالبهٔ کاذب را دنبال کنیم با تحقیر تلاش میکند تا آن مطالبه را غیر ضروری، بیاهمیت و یا گاهی لوکس نشان دهد و ارادهٔ عموم را در همیاری برای بازستانی آن حق بگسلاند.
آزادی پوشش و مقابله با حجاب اجباری، ورود زنان به ورزشگاهها، حذف سانسور و ممیزی محصولات فرهنگی، حق تحصیل بهاییان، آزادی کنشگران مدنی و... نمونههایی از این مطالبات کاذب هستند. در واقع همهٔ این موارد، حقوقی هستند که از ما به عنوان شهروند واستانده شدهاند و قاعدتاً نباید در جایگاه یک مطالبه باشند. اگر برای بازپسگرفتنشان تلاش کنیم مورد عتاب همان کسانی قرار میگیریم که این حقوق را از ما پایمال کردهاند.
ما به عنوان شهروند وظیفهٔ اخلاقی و اجتماعی داریم که مطالبهگر باشیم، حقوقمان را دنبال کنیم و بر این باور استوار باشیم که دغدغهٔ دادخواهی و آزادیطلبی ما حقیر نیست، دغدغهٔ آنانی حقیر است که در برابر مطالبات بزرگ معیشتی عمومی، هنوز به دنبال پیگیری محدودیت بیشتر و سلب حقوق طبیعی شهروندان هستند. دغدغهٔ کسی که برای حجاب، گشت ارشاد را ساخته، نازل است نه آنکه در برابر این پایمالشدن حق مسلّمش ایستاده است.
ادامه دارد...
____
@ajibzad
آیا تاکنون نام شهرام امیری را شنیدهاید؟ شهرام امیری از محققان وزارت دفاع جمهوری اسلامی بود که به آمریکا پناهنده شد. جمهوری اسلامی خانوادهاش شامل پدر، مادر، همسر و فرزندش را به گروگان گرفت، شکنجه کرد و شهرام امیری را مجبور به بازگشت به ایران و تسلیم به مقامات امنیتی کرد. شهرام، بعد از چند ماه اعدام شد.
این فقط یک نمونه از گروگانگیری عزیزان و اعضای خانواده توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی است. همان نظامی که میخواست معنویت ملت را بالا ببرد و حالا خودش و ملت را در گندابی فروبرده که هزار و چند صد سال راکد مانده است.
نمیدانم شما هم از دستهٔ حسودان، منفعتطلبان، ایدئولوژیزدگان، زخمخوردگان یا جمودیافتگانی هستید که هریک با یک انگیزهٔ خاص به مسیح علینژاد میتازند یا آن دستهٔ سادهلوحی که فقط به او حمله میکنند چون «همه» به او حمله میکنند. اما روی صحبتم دقیقاً با شماست:
مسیح یک کنشگر مدنی است. کسی که انتخاب کرده برای باز کردن گره یا گرههایی از مشکلاتی که خودش سالها با آنها گریبانگیر بوده است، تلاش کند. تا اینجا او مثل بسیاری دیگر از کنشگران مدنی است. آنچه او را متمایز میکند، تأثیر شگرفی است که کمپینهایش در فضای داخلی و بینالمللی ایجاد کرده است.
اگر امروز زنان فرصت ورود به ورزشگاه را خواهند یافت از مسیر چنین کنشهایی عبور کرده که جهانیان از نقضِ حقوقِ انسانی در ایران آگاه شدهاند و با اهرم فشار بینالمللی روزنهای باز شده است، وگرنه خوب میدانیم که از صندوق رأیی که کلاهبرداران آن را تبلیغ میکردند، هرگز بخاری بر نخواسته است.
مسیح میتوانست مثل بسیاری از جیرهخواران حکومت، در آتلانتا یا لندن خبرنگار یا مجری فلان شبکه باشد و دولت ایران هم به پاس خدماتش مانند خانم ر.ر ممنوعالمعامله بودن خود و همسرش را لغو کند. اما انتخاب او کنش مؤثر بوده است.
قسمت دردناک ماجرا این است که نه تنها کسی قدردان تلاشهای جدی او برای بهبود آزادیهای مدنی نیست، که همواره کانون هجمهٔ ناجوانمردانهٔ اصلاحطلبان، چپگرایان، سلطنتطلبان، مجاهدین خلق، حزباللهیها، پیروان مکتب تورنتو، روحانیون، مجریان شبکهٔ بیبیسی، کافهنشینانِ شیرکاکائودوست و از همه نارواتر، گروهی از زنان است. بوقهای تبلیغاتی اصلاحطلبان موفق شدهاند جوی درست کنند که جامعه بیآنکه شناختی از مسیح داشته باشد او را تخطئه کند.
من یک شهروند عادیام، یکی مثل خود شما که به لطفِ اعتماد بسیاری از شهروندانِ دیگرِ چون خودم، تریبونی یافتم تا پژواک صداهایی باشم که خاموش ماندهاند. تجربهٔ شخصیام چنین بوده است که از روزی که اندکی مورد توجه قرار گرفتهام، همواره با آماجی از تهمتها از وابستگی به امریکا و اسرائیل و آلبانی و عربستان و مجاهدین و... گرفته تا اتهامهای سخیف اخلاقی و سایبری و امنیتی روبرو شدهام. به همین دلیل مسیح را درک میکنم و بر آن شدم تا این مطلب را بنویسم.
چند روز پیش، جمهوری اسلامی به سنت دیرینش برخی از اعضای خانوادهٔ مسیح علینژاد را به گروگان گرفته است. این هزینهایست که یک کنشگر برای پافشاری بر هدفش میپردازد. روی صحبتم هنوز با شماست. مسیح این هزینه را به خاطر بهبود وضعیت شما، دختران و زنان ایرانی، میپردازد. بیچشم و رو نباشید و در این شرایط تنهایش نگذارید.
______
@ajibzad
این فقط یک نمونه از گروگانگیری عزیزان و اعضای خانواده توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی است. همان نظامی که میخواست معنویت ملت را بالا ببرد و حالا خودش و ملت را در گندابی فروبرده که هزار و چند صد سال راکد مانده است.
نمیدانم شما هم از دستهٔ حسودان، منفعتطلبان، ایدئولوژیزدگان، زخمخوردگان یا جمودیافتگانی هستید که هریک با یک انگیزهٔ خاص به مسیح علینژاد میتازند یا آن دستهٔ سادهلوحی که فقط به او حمله میکنند چون «همه» به او حمله میکنند. اما روی صحبتم دقیقاً با شماست:
مسیح یک کنشگر مدنی است. کسی که انتخاب کرده برای باز کردن گره یا گرههایی از مشکلاتی که خودش سالها با آنها گریبانگیر بوده است، تلاش کند. تا اینجا او مثل بسیاری دیگر از کنشگران مدنی است. آنچه او را متمایز میکند، تأثیر شگرفی است که کمپینهایش در فضای داخلی و بینالمللی ایجاد کرده است.
اگر امروز زنان فرصت ورود به ورزشگاه را خواهند یافت از مسیر چنین کنشهایی عبور کرده که جهانیان از نقضِ حقوقِ انسانی در ایران آگاه شدهاند و با اهرم فشار بینالمللی روزنهای باز شده است، وگرنه خوب میدانیم که از صندوق رأیی که کلاهبرداران آن را تبلیغ میکردند، هرگز بخاری بر نخواسته است.
مسیح میتوانست مثل بسیاری از جیرهخواران حکومت، در آتلانتا یا لندن خبرنگار یا مجری فلان شبکه باشد و دولت ایران هم به پاس خدماتش مانند خانم ر.ر ممنوعالمعامله بودن خود و همسرش را لغو کند. اما انتخاب او کنش مؤثر بوده است.
قسمت دردناک ماجرا این است که نه تنها کسی قدردان تلاشهای جدی او برای بهبود آزادیهای مدنی نیست، که همواره کانون هجمهٔ ناجوانمردانهٔ اصلاحطلبان، چپگرایان، سلطنتطلبان، مجاهدین خلق، حزباللهیها، پیروان مکتب تورنتو، روحانیون، مجریان شبکهٔ بیبیسی، کافهنشینانِ شیرکاکائودوست و از همه نارواتر، گروهی از زنان است. بوقهای تبلیغاتی اصلاحطلبان موفق شدهاند جوی درست کنند که جامعه بیآنکه شناختی از مسیح داشته باشد او را تخطئه کند.
من یک شهروند عادیام، یکی مثل خود شما که به لطفِ اعتماد بسیاری از شهروندانِ دیگرِ چون خودم، تریبونی یافتم تا پژواک صداهایی باشم که خاموش ماندهاند. تجربهٔ شخصیام چنین بوده است که از روزی که اندکی مورد توجه قرار گرفتهام، همواره با آماجی از تهمتها از وابستگی به امریکا و اسرائیل و آلبانی و عربستان و مجاهدین و... گرفته تا اتهامهای سخیف اخلاقی و سایبری و امنیتی روبرو شدهام. به همین دلیل مسیح را درک میکنم و بر آن شدم تا این مطلب را بنویسم.
چند روز پیش، جمهوری اسلامی به سنت دیرینش برخی از اعضای خانوادهٔ مسیح علینژاد را به گروگان گرفته است. این هزینهایست که یک کنشگر برای پافشاری بر هدفش میپردازد. روی صحبتم هنوز با شماست. مسیح این هزینه را به خاطر بهبود وضعیت شما، دختران و زنان ایرانی، میپردازد. بیچشم و رو نباشید و در این شرایط تنهایش نگذارید.
______
@ajibzad
در آغازین روزهای مهرماه ۱۳۹۳، محسن امیراصلانی که به جرم ارتداد و توهین به یونس نبی به اعدام محکوم شده بود و حکم او دو بار توسط دادگاههای تجدید نظر لغو گردیده بود با دستور مستقیم صادق آملی لاریجانی اعدام شد.
امیراصلانی در یکی از کتابهایش، داستانِ خوردهشدن یونس توسط نهنگ و زندگی او در شکم آن را غیر منطقی و دروغین دانسته بود. فرزند او در هنگام اعدامش، تنها دو سال داشت.
__
@ajibzad
امیراصلانی در یکی از کتابهایش، داستانِ خوردهشدن یونس توسط نهنگ و زندگی او در شکم آن را غیر منطقی و دروغین دانسته بود. فرزند او در هنگام اعدامش، تنها دو سال داشت.
__
@ajibzad
دفاع و هوراکشیدن کیهان و محورمقاومتیهای ساکنِ اروپا برای حرافیهای روحانی و ظریف و سفرِ بدوندستاوردشان قابل فهم است، اما نمیفهمم که اصلاحطلبان به چه دلخوشند؟ دموکراسی که هرگز نداشتیم، صلح را با موشک زدهاند و امیدی هم به آنها نیست؛ فقط یک ائتلاف در خاورمیانه مانده علیه ج.ا
Majid Tavakoli
***
در جنبش 88 یکی از ارکان اعتراضات که نمودش در شعار نه غزه نه لبنان آشکار شد نقد سیاستهای منطقه ای سیستم بود امروز در بعد سیاست منطقه ای فرق یک اصلاح طلب با منتها الیه راست انصار حزب الله هیچ فرقی ندارد. این حد از همگرایی بی هیچ تردیدی تصادفی و غیر ارگانیک نیست.
ابراهیمی
______
@ajibzad
Majid Tavakoli
***
در جنبش 88 یکی از ارکان اعتراضات که نمودش در شعار نه غزه نه لبنان آشکار شد نقد سیاستهای منطقه ای سیستم بود امروز در بعد سیاست منطقه ای فرق یک اصلاح طلب با منتها الیه راست انصار حزب الله هیچ فرقی ندارد. این حد از همگرایی بی هیچ تردیدی تصادفی و غیر ارگانیک نیست.
ابراهیمی
______
@ajibzad
در پی انتشار خبر بیماری سخت ناصر مکارم شیرازی در شبکههای اجتماعی و استقبال و شادی گستردهٔ کاربران از این خبر، برخی از خبرگزاریهای داخلی خبر دادهاند که حال آیتالله مکارم شیرازی خوب است؛ مردم خوشحال نباشند.
آلفرد نوبل، بنیانگذار جایزهٔ نوبل که معتبرترین جایزه در فیزیک، شیمی، فیزیولوژی، ادبیات و اقتصاد است، روزی از خانه خارج شد و دید تیتر اول یک روزنامه این است که «آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع دینامیت درگذشت». آن روزنامه آلفرد را با لودویگ برادرش اشتباه گرفته بود اما همین کافی بود تا در او انقلابی رخ دهد و تمام ثروت افسانهایاش را هزینهٔ خرید آبرویش کند.
به نظرتان احتمال اینکه یک «مرد خدا» مثل همین آقای مکارم با دیدن شعف مردم رنجدیده از مرگ «سلطان شکر» دچار چنین انقلاب درونی خواهد شد و برای حقالناسی که بر گُردهٔ اوست خمی به ابرو خواهد آورد...
بسا بعید است که دلّالان رستگاری و امانتفروشان الٰهی را خیالی از این بابت باشد.
والسلام علی من اتبع الهدی
پ.ن: در همین حیص و بیص که همه منتظر مرگ آیتالله بودند، خواهر ناصر مکارم شیرازی فوت کرده است. لطفاً در طریقه و جهت دعا و آرزویتان بیشتر دقت کنید.
__
@ajibzad
آلفرد نوبل، بنیانگذار جایزهٔ نوبل که معتبرترین جایزه در فیزیک، شیمی، فیزیولوژی، ادبیات و اقتصاد است، روزی از خانه خارج شد و دید تیتر اول یک روزنامه این است که «آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع دینامیت درگذشت». آن روزنامه آلفرد را با لودویگ برادرش اشتباه گرفته بود اما همین کافی بود تا در او انقلابی رخ دهد و تمام ثروت افسانهایاش را هزینهٔ خرید آبرویش کند.
به نظرتان احتمال اینکه یک «مرد خدا» مثل همین آقای مکارم با دیدن شعف مردم رنجدیده از مرگ «سلطان شکر» دچار چنین انقلاب درونی خواهد شد و برای حقالناسی که بر گُردهٔ اوست خمی به ابرو خواهد آورد...
بسا بعید است که دلّالان رستگاری و امانتفروشان الٰهی را خیالی از این بابت باشد.
والسلام علی من اتبع الهدی
پ.ن: در همین حیص و بیص که همه منتظر مرگ آیتالله بودند، خواهر ناصر مکارم شیرازی فوت کرده است. لطفاً در طریقه و جهت دعا و آرزویتان بیشتر دقت کنید.
__
@ajibzad
ورود آقازادهها به آمریکا ممنوع شد ولی اگر بجای آن فعالیت بیبیسی اسلامی ممنوع میشد ضربه بزرگتری به نظام بود.
آیت الله تناسلی
____
@ajibzad
آیت الله تناسلی
____
@ajibzad
مجازات خانم پزشکی که با نشستن روی ماشین پلیس کشف حجاب کرده بود اعلام شد:
- ۱۰۸۰ ساعت خدمات پزشکی
- دو عمل زایمان رایگان زنان محجبه در ماه
- نوشتن مقاله پژوهشی با عنوان التزام پزشکان زن به حجاب در نشریات معتبر
دو جلوهٔ جالب از جهالت دستگاه فقهی-حقوقی حکومت ولایت فقیه در این حکم این است که «زایمان زنان محجبه» در آن مجازات به شمار میرود و نتیجهٔ پژوهش هم از قبل از آغاز آن مشخص است.
___
@ajibzad
- ۱۰۸۰ ساعت خدمات پزشکی
- دو عمل زایمان رایگان زنان محجبه در ماه
- نوشتن مقاله پژوهشی با عنوان التزام پزشکان زن به حجاب در نشریات معتبر
دو جلوهٔ جالب از جهالت دستگاه فقهی-حقوقی حکومت ولایت فقیه در این حکم این است که «زایمان زنان محجبه» در آن مجازات به شمار میرود و نتیجهٔ پژوهش هم از قبل از آغاز آن مشخص است.
___
@ajibzad
Forwarded from Anarchonomy
بر ما واضحه که تشکیلات اطلاعاتی نظام مثل آبکش سوراخه. اگه اسرارشون به دست ما مردم نرسه، به راحتی به دست دستگاههای اطلاعاتی خارجی میرسه. شاهد بارزش هم کشفیات روزانه! اسراییل از تأسیسات و تحرکات زیرزمینی و روزمینی حکومته. و البته از سیستمی که هیئتی اداره میشه انتظار بیشتری نمیشه داشت. اما بیکفایتی و ناکارآمدی یک وضعیت پیشرونده کند و تدریجیه. اینطور نیست که در و پیکر به طور ناگهانی باز بشه. فیلمهایی که از سکس مسئولان درز داده میشه، یک نوع پخش و پلا کردن سهوی اطلاعات نیست. هرچند که گویا با یک هرج و مرج سازمانی مواجهیم، اما آشوبی که بدونن تهدیدکنندهست، به هر نحوی کنترلش میکنند. اگه کنترل نمیشه، یعنی سهوی نیست. شخصیتهایی که در رقابت قدرت قرار دارند، یا قراره در رقابت قرار بگیرند، میدونند که محتویاتی مشابه از خودشون هم وجود داره، بنابراین برای اینکه خودشون رو از قبل بیمه کنند، لازمه حساسیت جامعه نسبت به بیبند و باری جنسی مسئولان پایین بیاد. وقتی تعداد و تکرار از یک حدی بیشتر شد، به هر افشای جدیدی کمتر اهمیت خواهیم داد، حتی اگه سطح مسئولیت فرد لو رفته چند پله بالاتر باشه.
سالها پیش امام جماعت یکی از مساجد بزرگ کرج مرتکب تجاوز شد. به مردم گفتند محراب رو غسل دادیم! یعنی دیگه لازم نیست عصبانی باشید ازینکه پشت کسی نماز میخوندید که منحرف بود. اما اگه امروز دوباره اتفاق مشابهی بیفته، اطمینان دارم لازم نیست درباره وضعیت بهداشتی محراب اطلاعرسانی کنند.
@EricNotes
سالها پیش امام جماعت یکی از مساجد بزرگ کرج مرتکب تجاوز شد. به مردم گفتند محراب رو غسل دادیم! یعنی دیگه لازم نیست عصبانی باشید ازینکه پشت کسی نماز میخوندید که منحرف بود. اما اگه امروز دوباره اتفاق مشابهی بیفته، اطمینان دارم لازم نیست درباره وضعیت بهداشتی محراب اطلاعرسانی کنند.
@EricNotes
Forwarded from حافظه تاریخی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اظهارات مقامات دولتی درباره تحریم بانک مرکزی توسط آمریکا:
عبدالناصر همتی، رییس بانک مرکزی: این همهاش تبلیغاتی است. جو روانی دارد و چیزی اتفاقی نمیافتد(۲۹شهریور۹۸)
جواد ظریف، وزیر خارجه: این حتما اقدام خطرناکی است و نشانگر تلاش برای ممانعت از رسیدن غذا و دارو به مردم ایران (۳۰شهریور۹۸)
@hafezeye_tarikhi
عبدالناصر همتی، رییس بانک مرکزی: این همهاش تبلیغاتی است. جو روانی دارد و چیزی اتفاقی نمیافتد(۲۹شهریور۹۸)
جواد ظریف، وزیر خارجه: این حتما اقدام خطرناکی است و نشانگر تلاش برای ممانعت از رسیدن غذا و دارو به مردم ایران (۳۰شهریور۹۸)
@hafezeye_tarikhi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبتهای مسیح آنقدر قاطع و از موضع توانگری و استقامت بودند که نیازی به شرح ندارند.
نعیمه دوستدار نوشته است: «کجای دنیا اعضای خانواده مخالفان را گروگان میگیرند؟ ایران. حکومت ایران جلوه تمامعیار تروریسم است. مسیح اولین و آخرین کسی نیست که اعضای خانوادهاش را گروگان گرفتهاند اما خاری است خلیده در چشم حکومتی که از تمام امکانات برای خفهکردن صدایش استفاده کرده و موفق نشده.»
ناخودآگاه یاد آن تیتر فایننشالتایمز در سال ۲۰۰۵ افتادم که در پی انتشار کتابِ «تاجِ خار»، مسیح را «خاری خلیده در پهلوی مجلس محافظهکار» نامیده بود. خاری که حالا پیکر نظام خودکامه را زخم کرده و از افعی زخمخورده هم همین به خود پیچیدن انتظار است.
روی دیگر این سکه اما چیز دیگری است. این گروگانگیری بسیاری از تبلیغات منفی همیشگی علیه مسیح را خنثی کرده و بسیاری از افرادی را که همواره موضعی تند علیه او داشتند را ترغیب به حمایت از او کرده است.
____
@ajibzad
نعیمه دوستدار نوشته است: «کجای دنیا اعضای خانواده مخالفان را گروگان میگیرند؟ ایران. حکومت ایران جلوه تمامعیار تروریسم است. مسیح اولین و آخرین کسی نیست که اعضای خانوادهاش را گروگان گرفتهاند اما خاری است خلیده در چشم حکومتی که از تمام امکانات برای خفهکردن صدایش استفاده کرده و موفق نشده.»
ناخودآگاه یاد آن تیتر فایننشالتایمز در سال ۲۰۰۵ افتادم که در پی انتشار کتابِ «تاجِ خار»، مسیح را «خاری خلیده در پهلوی مجلس محافظهکار» نامیده بود. خاری که حالا پیکر نظام خودکامه را زخم کرده و از افعی زخمخورده هم همین به خود پیچیدن انتظار است.
روی دیگر این سکه اما چیز دیگری است. این گروگانگیری بسیاری از تبلیغات منفی همیشگی علیه مسیح را خنثی کرده و بسیاری از افرادی را که همواره موضعی تند علیه او داشتند را ترغیب به حمایت از او کرده است.
____
@ajibzad
پشت این قاب عکس یک نیمقاره به آتش کشیده شده است. صدها هزار نفر کشته و میلیونها نفر مجبور به جلای وطن گردیدهاند.
آنها اما لبخند میزنند چون هنوز استوارند، استوار روی شالودهای از خون و جنون.... و شیشهٔ عمر ما را زیر عباهایشان نهان کردهاند تا روزی که برای بقای خودشان قربانیمان کنند، همانطور که با اسلاف ما چنین کردهاند.
_____
@ajibzad
آنها اما لبخند میزنند چون هنوز استوارند، استوار روی شالودهای از خون و جنون.... و شیشهٔ عمر ما را زیر عباهایشان نهان کردهاند تا روزی که برای بقای خودشان قربانیمان کنند، همانطور که با اسلاف ما چنین کردهاند.
_____
@ajibzad
آفتاب جمهوریاسلامی که غروب کرد، همه ما داستانهایی داریم از زخمهامان، از جانهای عزیزی که به خاک سپردیم، از ترسهای روزانهای که به کابوسهای شبانه گره زدیم، از بدرقههایی که در آغوشکشیدنی دوباره را تجربه نکردند، از شبهایی که به گرسنگی گذشتند، از ماههایی که در فقر سپری شدند.
تکتک این داستانها باید روایت شوند، تکتک این داستانها باید شنیده شوند. نباید بگذاریم که در تاریخ، پشت اسناد فلان سفارت و خاطرات فلان وزیر گم شوند. باید مانند حمله مغول، برود بخورد فرهنگ عامه، که در دورانی، کسانی بر این سرزمین حکم راندند که از دریدن هیچ مرزی ابایی نداشتند.
کسانی که هزاران نفر را بدار کشیدند، روشنفکر کشتند، وبلاگنویس بقتل رساندند، به اموات بهاییان رحم نکردند، برادر را برای ساکتکردن خواهر به زندان انداختند، خواهر را بعوض برادر اعدام کردند. دست کارگر بوسیدند و بعد به بندش کشیدند، برای دختر ۲۰ساله به عدد سالهای زندگیش حکم بریدند و کسانی دیگر بودند که با چهرههای موجه و ادبیات فاخر از هر دروغی بهره جستند تا چنین حکومتی را عادی جلو دهند. نویسندگانی که قلمی زیبا داشتند، هنرمندانی که جایزههای بینالمللی برده بودند، اما تمام توان و هنر و شهرت و امکانات خویش را بکار گرفتند تا چنین ظلمی را، عادی جلوه دهند.
با دروغهاشان همراه شدند، در برابر ظلمهاشان سکوت کردند. در هر انتخاباتی به بازار کسادشان رونق دادند، در هر فاجعهای مسیر فرار و انکار برگزیدند. در حمله به مخالفان حکومت هیچ تعهد اخلاقی نداشتند، در دفاع از حکومت و حاکمان از هر حنجره به تنگ آمدهای بوی خون استشمام کردند.
اینها را هم باید گوشهای یادداشت کرد تا از یاد نرود که وقتی زنی برای احیای حق پوشش زنان این سرزمین تلاش میکرد، خوانندهای بود که برعلیهاش آهنگ میخواند و روزنامهنگاری بود که اخبار دروغ دربارهاش منتشر میکرد، اما وقتی حکومت برادرش را گروگان گرفت، همه آن بیطرفها سکوت کردند.
مسیحعلینژاد این دوره فشار را هم از سر میگذراند. او از آن روز که در قمیکلا تصمیم گرفت که بینوا بندگکی سربهراه نگردد و راه بهشت مینویش بزرو طوع و خاکساری نباشد، راه درازی را آمده و به حکم این راه درازی که آمده، آنقدر سختجان هست که این دوره فشار را هم از سر بگذراند.
اما در فردای سقوط این حکومت، دختران و زنان قمیکلایی که باد در گیسوانشان میپیچد و در هوای گرم تابستان مازندران امکان پوشیدن لباسی خنک مییابند، باید شنیده باشند که همین برخورد بیواسطه باد و بدنهای اسیر گرماشان محصول چه سختجانیهاییست. مبادا دوباره به چنین بلایی دچار شوند.
Bamdad
____
@ajibzad
تکتک این داستانها باید روایت شوند، تکتک این داستانها باید شنیده شوند. نباید بگذاریم که در تاریخ، پشت اسناد فلان سفارت و خاطرات فلان وزیر گم شوند. باید مانند حمله مغول، برود بخورد فرهنگ عامه، که در دورانی، کسانی بر این سرزمین حکم راندند که از دریدن هیچ مرزی ابایی نداشتند.
کسانی که هزاران نفر را بدار کشیدند، روشنفکر کشتند، وبلاگنویس بقتل رساندند، به اموات بهاییان رحم نکردند، برادر را برای ساکتکردن خواهر به زندان انداختند، خواهر را بعوض برادر اعدام کردند. دست کارگر بوسیدند و بعد به بندش کشیدند، برای دختر ۲۰ساله به عدد سالهای زندگیش حکم بریدند و کسانی دیگر بودند که با چهرههای موجه و ادبیات فاخر از هر دروغی بهره جستند تا چنین حکومتی را عادی جلو دهند. نویسندگانی که قلمی زیبا داشتند، هنرمندانی که جایزههای بینالمللی برده بودند، اما تمام توان و هنر و شهرت و امکانات خویش را بکار گرفتند تا چنین ظلمی را، عادی جلوه دهند.
با دروغهاشان همراه شدند، در برابر ظلمهاشان سکوت کردند. در هر انتخاباتی به بازار کسادشان رونق دادند، در هر فاجعهای مسیر فرار و انکار برگزیدند. در حمله به مخالفان حکومت هیچ تعهد اخلاقی نداشتند، در دفاع از حکومت و حاکمان از هر حنجره به تنگ آمدهای بوی خون استشمام کردند.
اینها را هم باید گوشهای یادداشت کرد تا از یاد نرود که وقتی زنی برای احیای حق پوشش زنان این سرزمین تلاش میکرد، خوانندهای بود که برعلیهاش آهنگ میخواند و روزنامهنگاری بود که اخبار دروغ دربارهاش منتشر میکرد، اما وقتی حکومت برادرش را گروگان گرفت، همه آن بیطرفها سکوت کردند.
مسیحعلینژاد این دوره فشار را هم از سر میگذراند. او از آن روز که در قمیکلا تصمیم گرفت که بینوا بندگکی سربهراه نگردد و راه بهشت مینویش بزرو طوع و خاکساری نباشد، راه درازی را آمده و به حکم این راه درازی که آمده، آنقدر سختجان هست که این دوره فشار را هم از سر بگذراند.
اما در فردای سقوط این حکومت، دختران و زنان قمیکلایی که باد در گیسوانشان میپیچد و در هوای گرم تابستان مازندران امکان پوشیدن لباسی خنک مییابند، باید شنیده باشند که همین برخورد بیواسطه باد و بدنهای اسیر گرماشان محصول چه سختجانیهاییست. مبادا دوباره به چنین بلایی دچار شوند.
Bamdad
____
@ajibzad