عجیب زاده
1.44K subscribers
867 photos
261 videos
1 file
1.31K links
مایهٔ افتخار خواهد بود که نظراتتان را از لینک زیر به صورت بی‌نام و از طریق پیام عمومی یا خصوصی، با من در میان بگذارید:

در توییتر:

http://www.twitter.com/ajibzade
Download Telegram
Forwarded from عجیب زاده
‏همهٔ دردهایی که از سیزده آبان می‌کشیم یک سو، داغ مرگ مظلومانهٔ ‎#ستار_بهشتی نیز یک سو.
ستار، کارگر زحمتکشی بود که خرج خانواده‌اش را می‌داد. مثل بسیاری از ما، در اینترنت می‌نوشت ولی مثل اندکی از ما، شجاعانه به ستمگران می‌تاخت. دستگیرش کردند و در بازداشتگاه آنقدر شکنجه‌اش کردند که در روز چهارم بازداشت جان سپرد. قاتلش به سه سال حبس محکوم شد ولی اندکی بعد آزاد گردید.
۱۳ آبان، سالمرگ ستار است.
___
@ajibzad
آقای خامنه‌ای معتقد است که هر تغییری در خاور میانه اتفاق می‌افتد توطئهٔ آمریکا است. با این فرمان که ایشان پیش می‌روند، چرا وجود و بقای جمهوری اسلامی کار آمریکا نباشد؟

_______
@ajibzad
جمهوری اسلامی که سفارت می‌گرفتی همه عمر،
دیدی که چگونه جوان عراقی سفارتت را بگرفت؟

امروز نخستین روز تسخیر کنسولگری جمهوری اسلامی در کربلا و چهلمین سالگرد تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام است. همان دانشجویانی که در چهل سالگی آن رویداد هم، از عمل خود پشیمان نیستند، اما فرزندانشان را به همان آمریکا، یعنی خانهٔ «دشمن» روانه کرده‌اند.

____
@ajibzad
Forwarded from عجیب زاده
در‌باب دشمن واقعی یا به عبارتی «دشمن ما همین‌جاست، دروغ میگن آمریکاست»:

روایت اول:
حمید هوشنگی، خبرنگار فقید ایرنا خاطره‌ای را تعریف می‌کرد از سفر محمد تقی مصباح یزدی به نیویورک در حدود سال‌های ابتدایی دهۀ هفتاد... به روایت هوشنگی، مصباح در این سفر نه به ضوابط شرعیه چندان مبالاتی داشته و نه به عرف دیپلماتیک چندان وقعی می‌نهاده است، اما موضوع بحث ما این موارد نیستند.

مصباح یزدی، به عنوان نمود و نمادی از روحانیت دست راستی در سیستم جمهوری اسلامی، از مبلغان پیشروی بنیادگرایی شیعی و پایبندی به آرمان‌های انقلابی روح‌الله خمینی است. آیت‌الله مصباح فقط یک مثال است. کسی که در عمدۀ آرا و سخنانش، بر دشمن بودن آمریکا تأکید داشته و دارد، در خانۀ دشمن بدون محافظ عبور و مرور می‌کرده و از تمام ظرفیت‌های لیبرالیسم متنعم بوده است. این در حالیست که در سرزمین تحت قیمومیت نایب خداوند بر روی زمین، گامی از گام بر نداشته و نمی‌دارد، مگر آنکه بر دو جانبش به سانِ ملائک حساب، دو محافظ قامت افراشته باشند. آدمی در خانۀ دشمن بشتر نیاز به محافظ دارد یا خانهٔ دوست؟

داستان مصباح را به همۀ سران مملکتی هم می‌توانید تعمیم دهید، تا بدانید که خانۀ دوست کجاست!


روایت دوم:
سعید یک آقازادهٔ ساکن آمریکاست. پدرش تلاش بسیاری کرده بود تا بتواند از اعزام سعید به سیستان و بلوچستان برای گذران خدمت سربازی جلوگیری کند. در نتیجه، سعید سربازی‌اش را در شهر خود و در رکاب پدرش به اتمام رسانده است. پدر سعید همانقدری که برای جلوگیری از اعزام او به سیستان و بلوچستان اهتمام ورزیده بود، کوشیده بود تا او را برای ادامهٔ تحصیل به آمریکا بفرستد. پدر سعید هر سال در برگزاری مراسم روز قدس در شهرشان نقشی محوری ایفا می‌کند.

آیا آدمی، به جهد و کوشش، جگرگوشهٔ خود را به چنگال دشمن می‌فرستد؟ خیر، همهٔ تلاشش را می‌کند که مبادا پایش به خاک دشمن باز شود.

به جای سعید و پدرش، ده‌ها آقازادهٔ ساکن آمریکا و انگلیس و دشمنان خوانده و ناخواندهٔ آرمان خمینیسم را جای‌گذاری کنید. اصل داستان ثابت است.

دوستی و دشمنی، در زمرهٔ احساسات دسته‌بندی می‌شوند. دشمن کسی است که آدمی نزد او احساس امنیت و طیب خاطر ندارد و دوست کسی است که آدمی در کنارش آرامش دارد و از دوری‌اش در اشتیاق وصال است.

داستان دشمنی با آمریکا، امپریالیسم، لیبرالیسم و کاپیتالیسم، یادگارهای دروغین عصر مارکسیسم هستند. همهٔ داعیه‌داران این دشمنی نهایتاً نشان داده‌اند که دوستی خاموشی با آمریکا دارند‌.

______
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صحبت‌های امروز علی مطهری، رئیس «دفتر حفظ و نشر آثار شهید مطهری» را خطاب به یک دانشجوی دختر که از تناقضات موجود در سخنان مطهری انتقاد کرده بود را ببینید. بر چشم‌های بینا وقتی که این وقاحت و سفاهتِ توأمان را می‌بینند واضح است که علی مطهری، خودش مهمترین اثر مرتضی مطهری است. از کوزۀ تربیت اسلامی و دینیِ پدر، همین کثافاتی تراویده که در او بوده است.

این اولین بار نیست که مطهری چنین اظهارات سخیفی می‌کند. نامۀ نژادپرستانه به فیفا، دفاع از کشتنِ اصغر نحوی‌پور به دلیل حمله به یک آخوند، درخواست از فرمانده نیروی انتظامی برای نصب دوربین برای شکار بدحجابان، طرح ممنوعیت ساپورت برای زنان در مجلس، خطاب قرار دادن جوان معترض گلپایگانی با الفاظی چون احمق و نادان، اعتراض به وزیر ورزش دولت احمدی‌نژاد برای موج مکزیکی در مسابقات والیبال، اعتراض به رئیس صدا و سیما برای پخش چند فریم (کمتر از یک ثانیه) از یک زن بی‌حجاب در جریان پخش زندۀ مسابقات ورزشی و.... در سابقۀ این منتخب مردم تهران می‌درخشند.
عمیقاً ممنونیم از مردم فهیم تهران!
__
@ajibzad
رأی اول تهران در آخرین انتخابات مجلس چه کسی بود؟ آورین، علی مطهری، آقازادهٔ حامی دو آتشهٔ حجاب اجباری و سرقفلی نظام؛
چطور رأی اول تهران شد؟
مخالفان حجاب اجباری و منتقدان به آقازادگی به او رأی دادند تا تو دهنی محکمی به نظام بزنند.
حالا او دارد توی دهن رأی‌دهندگانش می‌زند.

نمی‌شود که هم در انتخابات ۹۴ مجلس به علی مطهری و در انتخابات ۹۶ شورای شهر به محسن هاشمی رأی داده باشی و هم با رانتخواری و خویشاوندسالاری و آقازادگی و ژن خوب مخالفت کنی! می‌شود؟
_______
@ajibzad
بر خلاف خیال‌پردازی‌ها و پهلوان‌پنبه‌پروری‌های ایرج پسر محمود حسابی، هم‌عصر با دکتر حسابی، ایرانیانی بودند که واقعاً به موفقیت‌های بزرگ در علم رسیدند و چندان هم میان رسانه‌ها به شهرت نرسیدند.

۱۴ آبان سالروز وفات دکتر ابوالقاسم غفاری، نخستین دانشمند ایرانی ناسا و ریاضیدان مشهور است که در سال ۱۳۹۲ در سن ۱۰۶ سالگی در لس‌آنجلس درگذشت.

غفاری از دانشمندان ناسا در پروژهٔ فرود آپولو بر ماه در سال ۱۹۶۹ بود. او در سال ۱۹۳۶ از دانشگاه سوربن فرانسه دکترای ریاضیات (در مطالعات ریاضی روی حرکت براونی) دریافت کرد و در سال ۱۹۴۸ موفق به اخذ دومین دکترای خود از کینگز کالج لندن شد. در سال‌های بعد از جنگ جهانی دانشگاه‌های پرینستون و هاروارد محقق بوده و بعد از آن مدتی در ایران استاد ریاضیات دانشگاه تهران شد تا سال ۱۹۵۶ که تصمیم به اقامت دائمی در آمریکا گرفت.

_____
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این همآنجایی است که حافظ می‌گوید:

نوای چنگ بِدانسان زند صلای صبوح
که پیر صومعه راهِ درِ مغان گیرد

عجب نغمهٔ دل‌نوازیست
_________
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اوباش‌سالاری (Ochlocracy) صورتی از حکومت است که در آن، اوباش قدرت را به دست می‌گیرند و حکومت می‌کنند.

اوباش ممکن است بعد از چهل سال، دیگر بوی گند ندهند، حمام بروند و ادوکلن فرانسوی هم بزنند، اما لجنزاری که در سر دارند همواره گندیده باقی می‌ماند.

ملتی که لگام امور خود را به دست اوباش می‌سپرد، شایستهٔ تجربهٔ روزهای سخت نیست؟


پ.ن: عباس عبدی از عاملان اشغال سفارت آمریکا، به شهادت عباس امیرانتظام (رجوع کنید به کتاب آن سوی اتهام) در اوایل انقلاب بازجو و شکنجه‌گرِ وی بوده است. امیرانتظام اشاره می‌کند که عبدی در دوران بازجویی آن چنان بوی بدی می‌داد که مشخص بود هفته‌ها به حمام نرفته است. در سال ۸۸ همین عبدی به احمدی‌نژاد می‌گفت «یه هفته، دوهفته، محمود حموم نرفته»

_______
@ajibzad
دفاع تمام‌قد نویسندهٔ نیویورک‌تایمز و نشریات مختلف مین‌استریم از سرقت مسلحانه از بانک‌.

دقت کنید که وقتی جمهوری اسلامی می‌خواهد مطلب یا محتوایی را در سطح جهانی و از زبان جهان غرب منتشر کند، این عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی را با چند اسکناس اجیر می‌کند تا بیست و سی در مستندهای سخیفش بتواند بگوید: «...به اعتراف نیویورک تایمز و رسانه‌های غربی.....»

______
@ajibzad
چرا ورود پرچم یک کشور بیگانه به ورزشگاه بدون هماهنگی دستگاه‌های امنیتی جمهوری اسلامی ممکن نیست؟
پاسخ ساده است. شما اگر پرچم شیر و خورشید را با خود به هر یک از ورزشگاه‌های ایران ببرید، در طرفة‌العینی بازداشت می‌شوید و حتی ممکن است اصلاً نتوانید وارد ورزشگاه شوید. بدون هیچ تردیدی، ناسیونالیسم محلی، یک عامل گسست ملی است که می‌تواند حکومت جمهوری اسلامی را در برابر همبستگی عمومی برای براندازی، ایمن کند. دامن زدن به اختلافات فرقه‌ای و قومی، پیش از هر چیز به سود مجموعه‌ای است که از یگانگی اجتماع در برابر خود هراس دارد.

جریان تقویت‌کنندۀ ناسیونالیسم محلی یک جریان کاملاً هدایت‌شدۀ دولتی بود که نخست با محوریت فوتبال شکل گرفت. در این ماجرا هم به بهانۀ حرفه‌ای کردن لیگ فوتبال و هم پولشویی، باشگاه‌های بسیاری به شهرهای مختلف اختصاص یافتند و پول کلانی به برخی باشگاه‌های موجود روانه شد. از همان دوران بر این باور بودم که عادل فردوسی‌پور و برنامۀ نود (آگاهانه یا ناآگاهانه) به عنوان بازوی رسانه‌ای چنین جریانی در حال افروختن آتشی هستند که کشوری را در بر خواهد گرفت. جریان پان‌ترکیستیِ «تراکتور» یک حرکت هدایت‌شدۀ حکومتی است که برای جمهوری اسلامی برکات فراوان دارد. اگر چنین نبود، این باشگاه تحت مدیریت سپاه عاشورا قرار نمی‌داشت و نمب‌توانست بازیکنان سرباز بگیرد. نام باشگاه از تراکتورسازی به تراکتور تغییر نمی‌کرد و البته بودجه‌های کلان هم در اختیار باشگاه قرار نمی‌گرفت. معمولاً هر پدیده‌ای که خوشایند نظام جمهوری اسلامی نباشد با هزار بهانه سرکوب یا سربه‌نیست می‌شود.

اینکه اقلیت‌ها از هر نوعی، در جمهوری اسلامی مورد ستم هستند یک واقعیت است، و البته به این معنا نیست که اکثریت مورد ستم نیستند. جمهوری اسلامی، خود، حکومت اقلیتی کوچک بر جامعۀ ایران است و حقوق همگان، خارج از آن اقلیت همواره مورد تضییع بوده است. در هیچ نظام متمدنی، اقلیت‌ها حقوق ندارند، بلکه قانون جوری تعریف شده است که به واسطۀ وابستگی به یک اقلیت، حقی از کسی ضایع نشود.

___
@ajibzad
در اسامی امضاکنندگان، کسانی‌اند که از اولین بلاگرهای وب فارسی بودن، فیلمباز، خوره کتاب، موسیقی، انگلیسی بلد، یک زندگی متوسط رو به بالا معاشرت‌های رشک برانگیز، بدون موضع سیاسی شاذ و مسلط به نیم‌فاصله. تاقبل از دی۹۶ بسختی میشد در سلامت اجتماعی این افراد خدشه پیدا کرد⁦.
نبض فعالیتهای هنری و ادبی و فرهنگی پایتخت دستشون بود، کانکشنهای برش‌دار و البته دوم خردادی. طرفدار حقوق مهاجران افغان، کودکان کار، و ضد «رژیم منحوس شاه»، انقلابی ولی نه اصولگرا بلکه اهل روزنامه جامعه و طوس و سلام و...، «مستقل» و دنیادیده، مهربان با طبیعت نه به پلاستیک، میرحسینی، «به عقب برنمیگشتند»، «استفراغ خودشون رو نمیخوردند» برای عامه تحصیلکرده گروه مرجع بودن در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی فرهنگی و خودشون هم به این امر واقف بودند ولی ناگهان از دی۹۶ پرده‌ها ورافتاد.
از اون تاریخ به بعد در سکوتی طولانی فرو رفتند تا آبها از آسیاب بیوفته و دوباره مثل سابق بشن گروه مرجع، تعدادیشون کمافی‌سابق از روحانی یا خاتمی حمایت می‌کردند ولی هیچکس فکرش رو نمیکرد این گروه که برای تقبیح جنایات این چندسال صداش درنیومد، بخاطر حدادعادل سکوتشو بشکنه.
Mehdi MMJ
_
@ajibzad
Forwarded from عجیب زاده
چرا اصلاح‌طلبی شرّ اکبر است؟

بنیادگرایان تأکید دارند که راهشان راه درست است و این راه درست مطلق است یعنی راه دیگری مجاز نیست. اصلاح‌طلبان اما تلاش می‌کنند تا همان راه را نرمال کرده و به عموم حقنه کنند. به عبارت دیگر اصلاح‌طلبان تأکید دارند که راه دیگری وجود ندارد.

مثلاً آزادی حجاب زنان را در نظر بگیرید که یک حق طبیعی مطلق است و حتی حکومت کرهٔ شمالی هم آن را به رسمیت می‌شناسد. بنیادگرایان شیعه این حق را از چهل میلیون نفر ستانده‌اند و آن را راه درست می‌دانند. اصلاح‌طلبان اما تمام تلاش خود را می‌کنند که این ستم آشکار را نوعی رفتار معمول حکومتی و بخشی از قانون که ممکن در هر جایی متفاوت باشد جلوه دهند و همیشه با هر حرکتی که خواهان تغییر آن باشد بجنگند. این فقط یک مثال است.

روی دیگر اصلاح‌طلبی، مبارزه با ارزش‌های لیبرالیسم است. با اینکه عمدهٔ اصلاح‌طلبان یا سر سفرهٔ لیبرالیسم ارتزاق می‌کنند و یا به دنیای لیبرال پناهنده شده‌اند با ارزش‌های پذیرفتهٔ لیبرال در ستیز دائمی هستند. کسانی که هرگز حقی برای مخالفان نظام محبوبشان قائل نیستند و در عین حال از هر حرکت ضد انسانی علیه آنها استقبال می‌کنند.

اصلاح‌طلبان قائل به ماکیاولیسم هستند و به همین سبب هیچ چارچوب اخلاقی ندارند. شاید بتوان از میان بنیادگرایان کسانی را یافت که به واسطهٔ چارچوب اعتقادی‌شان به برخی رذالت‌ها دست نیازند، اما اصلاح‌طلبان با توجه به فقدان چارچوب فکری (و حرکت در مسیر منفعت شخصی و حزبی) قادرند دست به هر جنایتی بزنند. برای اصلاح‌طلبان، هدف همیشه وسیله را توجیه می‌کند.

اصلاح‌طلبان مُلَوّن، حیله‌گر و فریبکارند و در هر روزگاری به اقتضای شرایط موجود، خود را در قالبی که بتواند منافعشان را حفظ کند می‌آرایند. عوام را به سادگی می‌فریبند و البته عوام کودن هنوز پس از بیست و دو سال فریفته شدن باز هم گولشان را می‌خورند.

روش اصلاح‌طلبان برای حراست از جمهوری اسلامی، ناامیدی از نجات است. تأکید بر این نکته که حالا درست است جمهوری اسلامی اشکالاتی دارد، اما تنها راه موجود است و اگر کسی بخواهد نظم کنونی را براندازد، کشور را سوریه یا ونزوئلا می‌کند و اگر مخالفان جمهوری اسلامی بر سر کار بیایند از جمهوری اسلامی بدتر خواهند بود. جالب اینکه این استدلال‌ها را در آستانهٔ انتخابات ۹۶ دربارهٔ انتخاب رئیسی نیز مطرح می‌کردند و البته با این تبلیغات گسترده، عوامِ کودن را همواره با خود همراه کرده‌اند.

اصلاح‌طلبان هم پول، هم رسانه و هم نیروی انسانی تربیت‌شده دارند که در سراسر جهان به دقت مهره‌چینی شده‌اند و برای روز مبادایی چون امروز که نظام سفاک جمهوری اسلامی بر زانو افتاده است در نظر گرفته شده‌اند. آیا ملت ایران باز هم برای چند‌دهمین بار فریب این دغلکاران را خواهد خورد؟

_____
@ajibzad
واکنش ها به مرگ خانم اعظم طالقانی اگرچه باعث جبهه بندی مرسوم فضای مجازی شد؛ ولی اهمیت زیادی برای صداهای محذوف جامعه که مجرایی جز شبکه های اجتماعی برای ابراز نظر ندارند، داشته؛ بخصوص نحوهٔ واکنش شیفتگان و پیروان این مرحومه که ظاهرا در سابقه تراشی برای او مسابقه گذاشته اند.
گذشته از بحث و جدلها، به نظر ۳ مساله محوری، هسته اصلی حمایتها و پیش فرض دلبستگان اعظم طالقانی و همفکرانش بوده(مرگ ابراهیم یزدی هم چنین فضای دفاعی را بوجود آورد). اینبار اما اتحاد عجیبی میان اسلامگرایان اصلاح طلب، ضدامپریالیست‌ها و برخی فمینیست‌ها بوجود آمد.

اولین رویکرد؛ مقابله با اسلام ستیزی و پیوند اسلام و فمینیسم با دفاع از اقدامات اعظم طالقانی در طول این ۴۰ سال با محوریت آشتی اسلام سیاسی و ارزشهای اجتماعی معاصر مانند دفاع از همجنسگرایی و فمینیسم، هسته اصلی ادعای مدافعان اغلب خارج کشوری او بود.
زندگی طولانی در غرب و گسست از واقعیت سیاسی حاکم بر ایران، تاثیر پذیری از رتوریک غالب رسانه ای که در خدمت چپ ضدامپریالیسم-امریکا ستیز است و همچنین احساس از بین نرفتنی مهاجر بودن و میل به دیده شدن به قیمت، برخی خارج نشینان را به همدلی و جعل واقعیت در مورد مرحومه طالقانی کشاند.
در حالیکه شهروندان ایرانی (مذهبی و غیرمذهبی)، زیر فشار بیکفایتی و سرکوب اسلامگرایانند(حساب قاطبه مذهبی را از شیفتگان اسلام سیاسی باید جدا کرد)، هرگونه آدرس غلط یا ایده وارداتی مانند اسلاموفوبیا و... را که ربطی به شرایط زیستن در ایران ندارد، بدون تعارف باید اخلاقا زیر سوال برد.

دومین رویکرد که نامش را میتوان گذشته-شویی نامید، از سوی طیف ملی‌مذهبی و اصلاح طلب دوم خردادی بشدت برجسته شد. مرگ اعظم طالقانی، فرصت خوبی به این دسته که گذشته غیرقابل دفاع و بعضا توام با جنایت و خشونت دارند، داد که با تعمیم گرایی، گذشته طالقانی ها را مانند یزدی ها انکار کنند.
تاکید بر اقدامات خیرانه مرحومه طالقانی و برخی کنش های اکثرا ناکام او مانند ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری، این دسته را در چارچوبی قرار داد که از دیماه ۹۶ بوضوح دامنه ش مشخص بود: حفظ وضع موجود و نوید تغییرات ناپایدار مقطعی برای بقا به هر قیمت!
از خلال واکنش اصلاحطلبان میتوان دریافت چطور این جماعت رفسنجانی دهه ۶۰ و ۷۰ را به هاشمی آزادیخواه بعدی تبدیل کردند یا مثلا چگونه سیاه ترین باندهای امنیتی رژیم در دهه ۶۰ و ۷۰ در قالب دفتر تحکیم وحدت و مجاهدین انقلاب، بدون پاسخگویی، امروزه کباده اصلاحات دموکراتیک[!] میکشند.

اما سومین پیش فرض که تقریبا در تمامی مدافعان و دوستداران اقدامات اعظم طالقانی مستتر و در جریان بود، پهلوی ستیزی بیمارگونه در تخفیف و تحقیر کاراکترهای زنان مدافع حقوق مدنی در عصر پهلوی و برابرنهادن کسانی چون فرح پهلوی و فرخ‌رو پارسا با امثال اعظم طالقانی بود.
این پیش فرض قادر به پاسخگویی مقابل این پرسش نیست که امثال اعظم طالقانی، اگر در هیات زن مسلمان مدافع حقوق زنان و پل ارتباطی فمینیست های برابری خواه با مسلمانان تحول خواه قرار داشت، اساسا چرا در مقابل نظم کارآمد وقت پهلوی و حقوق مصرح و مسلم آن برای زنان شورش کردند!
جلوی قالب کردن ایده های وارداتی چون اسلاموفوبیا، جلوی گذشته شویی تبهکاران و جلوی گذشته ستیزی و جعل واقعیت، تحت هر عنوان و ایسم دهان پرکن پوزه بندی باید ایستاد.

اپوزیسیون، مشروعیتش را در وهله اول با برتری اخلاقی در اذهان عمومی و ارجاع به عقل سلیم میگیرد.

Devita
____
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به احمدرضا جلالی فکر می‌کنم و اینکه پرده از ماجرای جعلی کشف راز پروندهٔ ترور دانشمندان هسته‌ای افتاده است، اما او هنوز در حبس، زیر تیغ اعدام است.

اعدام به دلیل هیچ و تنها با ساختن داستانی خیالی، تنها تحت حکومت یک بیمار روانی هشتادساله ممکن است که به اعتراف خودش، الگوی زندگانی‌اش یک قاتل سریالی (نواب صفوی) بوده است.

________
@ajibzad
این ضرب‌المثل را خواند و گفت به قول سعدی:
«رهرو آن نیست که گه تند و گه آهسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود»


دلم نیامد به خودش بگویم که این شعر از کاتبی ترشیزی است، نه از سعدی،
اما لااقل شما بدانید که سعدی آنقدر اشعار بی‌نقص و بدیل دارد که برای شهرتش نیازی به این بیت نباشد.
این بیت و ادامهٔ آن از دیوان کاتبی ترشیزی نیشابوری:

رهرو آن نیست که گه تند و گه آهسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
سپرِ عقل که بشکست، مرو از پیِ او
چون کسی در عقبِ لشکرِ بشکسته رود؟

_______
@ajibzad
به گزارش سازمان اورژانس کشور آخرین تعداد تلفات زلزله بامداد جمعه ۱۷ آبان آذربایجان شرقی، پنج نفر است.
این زمین‌لرزه تاکنون ١٢٠ نفر مصدوم داشته که مصدومیت ٢٣ نفر ناشی از آوار و ٩٧ نفر به دلیل فرار و ترس بوده است.

_______
@ajibzad
از دیدگاه چپِ جهان‌وطنی، «ایران» یک امپریالیسم است که باید نابود شود.
هم‌پیالگی این جماعت با جمهوری اسلامی، حکومت تشیعِ جهان‌وطنی، بر این هدف مشترک استوار است.

_________
@ajibzad
یکی از ویژگی‌های چپ‌های پست‌مدرن استفاده از گفتمان‌های متناقض به عنوان راهبردی سیاسی است:

۱) هر حقیقتی را نسبی می‌دانند اما از طرفی معتقدند هر چه خود می‌گویند عین حقیقت است!

۲) تکنولوژی را ویرانگر می‌دانند ولی از سویی معتقدند عادلانه نیست برخی تکنولوژی بیشتری داشته باشند!

۳) پرچم فمینیسم و دفاع از حقوق زنان را در دست گرفته‌اند، اما به بهانهٔ نسبی‌گرایی فرهنگی، آشکارترین ظلم‌ها را در حق زنان سایر فرهنگ‌ها روا می‌دانند!

۴) از سویی معتقدند همه‌ی فرهنگ‌ها به طور برابر شایسته‌ی احترامند، اما از طرف دیگر فرهنگ غربی را منحصرا ویرانگر و منحط می‌دانند!

۵) دستاوردهای روشنگری همچون خردباوری را نقابی برای برنامه‌های سرکوبگرانه‌ی سیاسی می‌دانند، اما فراموش می‌کنند که از سوسیالیسم در بخش اعظم پیشینه‌ی فکری آن بر اساس خرد مدرنیستی دفاع شده و مارکس از آن تحت عنوان سوسیالیسم علمی یاد می‌کند.

۶) از آزادی بیان دفاع می‌کنند و معتقدند باید حق داشته باشند آزادانه دستاوردهای نظام سرمایه‌داری را به چالش بکشند، اما از طرفی یک پلیس زبانی به نام نزاکت سیاسی (Political Correctness) ساخته‌اند تا کوچک‌ترین نقدهای مربوط به خود را که باب طبع‌شان نیست، به این بهانه سرکوب کنند!

Ali Pezeshki
_________
@ajibzad