عجیب زاده
1.44K subscribers
867 photos
261 videos
1 file
1.31K links
مایهٔ افتخار خواهد بود که نظراتتان را از لینک زیر به صورت بی‌نام و از طریق پیام عمومی یا خصوصی، با من در میان بگذارید:

در توییتر:

http://www.twitter.com/ajibzade
Download Telegram
آخوندی که کنار وزیر فاسد ایستاده، هاشمی گلپایگانی مدیرعامل خانه "ای‌بی"هست، که ادعا کرده ۱۵بیمارش بدلیل تحریم مرده‌اند و ادعایش خوراک پروپاگاندای اصلاحطلبان شده، خوب است وی جوالدوز را به وزیرفاسدی بزند که درمورد واردات داروی بیماری خاص میگفت برای یکسال زندگی بیشتر نباید هزینه شود!
این اخوند را در ریاست جمهوری دیده‌ام. کارش پیگیری وقت از مقامات مختلف و درخواست کمک مالی بعنوان کمک به موسسه اش است. میگفت: دنبال کمک کلان هستم، وضعیت مالی خیلی خوبی دارم و بیایید منزلم ببینید فرش ابریشم چندین میلیونی استفاده میکنم و با کمکها جزئی کارم راه نمیافتد! گدا که نیستم!

Amir Moghadam

___
@ajibzad
بدون تغییراتِ ساختاری امیدی به بهبودِ واقعی در ایران نیست.

وقتی نتیجه انتخابات برای اصلاح‌طلبان فراتررفتن از مجلس ششم و دولت خاتمی نیست و فراتر از خروجی دولت روحانی در اقتصاد و روابط خارجی وجود ندارد؛ چرا اصلاح‌طلبان بر استمرارِ انتخابات‌گرایی و تغییراتِ غیرساختاری اصرار دارند؟

سقفِ توانِ کسبِ قدرتِ اصلاحات، دولت خاتمی و مجلسِ ششم است که منجر به بهبودِ معناداری نشد. مگر در سال‌های ۷۹ تا ۸۲ چه شده که بخواهیم تکرار شود. البته شاید برخی هم دولت موسوی و مجلس سوم و قوه قضائیه‌ی اردبیلی و خوئینی‌ها را دورانِ اوج اصلاح‌طلبان بدانند و بخواهد ۶۶ و ۶۷ تکرار شود.

سقفِ توانِ اصلاح‌طلبان در مدیریتِ اقتصادی، صنعتی و دیپلماتیک هم که همین دولتِ روحانی است (به‌ویژه دولت اولش). هرچه اقتصاددان و مدیران صنعتی و اقتصادی و دیپلمات داشتند را جمع کردند و نتوانستند حتی یک اصلاحِ برگشت‌ناپذیر و واقعی در ساختارِ اقتصادی و سیاسی ایران ایجاد کنند.

Majid Tavakoli
__________
@ajibzad
بیایید با هم نگاهی به قبضهٔ همهٔ امور و شئونِ اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و علمی در نظام توتالیتر جمهوری اسلامی کنیم.
از روزی که علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی شد، جریانی هدفمند با محوریت دستگاه امنیتی برای کادرسازی در همهٔ عرصه‌ها آغاز گردید.

آنچه از سعید امامی به یادگار مانده، این است که نخبگان، صاحب‌نظران و گروه‌های مرجع اصیل و واقعی حذف شده و گروه‌های مرجع دست‌نشانده جای آنها را بگیرند.

این یک نظریهٔ توطئه نیست. نصّ اعترافات سعید امامی است که بر جای مانده‌اند.

ارزیابی من از این سه دهه تلاش، این است که این جریان موفق عمل کرده و به اهدافش دست یافته است.

امروز، به سختی به تعداد انگشتان دست، هنرمند (با همان تعریف وارهولی‌اش)، ورزشکار، و به طور کلی سلبریتی، خبرنگار، استاد دانشگاه، سیاستمدار، کارآفرین، رسانه یا حتی فعال مدنی و اجتماعیِ غیر وابسته به دستگاه‌ حکومتی می‌توان یافت که حرفی مغایر با خواست حاکمیت را بازتاب دهند.

این می‌شود که عوام تحت یک بمباران اطلاعاتی همه‌جانبه به این گزینه می‌رسند که راهی جز جمهوری اسلامی نمی‌توان یافت.

وقتی از فعال حقوق حیوانات در تهران، تا کارشناس صدای آمریکا و مجری بی‌بی‌‌سی و زندانی سیاسی تبعیدی و استاد دانشگاه ایرانی-کانادایی و خوانندهٔ سنتی و ستون‌نویس نیویورک‌تایمز و اخبارگوی بیست‌وسی و امام جمعهٔ تربت حیدریه همه یک حرف را تکرار کنند، مخاطب راهی جز پذیرش این پروپاگاندای عظیم نخواهد داشت.

جنبش ناشناس‌نویسی که عمر بلندی هم ندارد، نوعی شکاف عمیق در این جریان هدایت‌شده ایجاد کرد و پرده‌هایی را که دهه‌ها با سرمایه‌گذاری و تلاش فراوان افراشته شده بودند، فرو انداخت. جنبشی که با سلب اعتبار از گروه‌های مرجعِ دست‌نشانده، مهمترین عامل تهییج قیام دی ۹۶ و پیامد آن، تغییر سوگیری افکار عمومی به سمت تغییر بنیادی در ساختار حکومتی و محتوای سیاسی نظام حاکمیتی بود.

چنین بود که سه دهه کوشش برای کادرسازی، توسط خود شهروندانِ قربانی به چالش کشیده شد و حکومت را مجبور کرد تا طرحی نو دراندازد.

این دقیقاً مثالی عینی برای همان عبارت «کنش در همنوازی» از هانا آرنت، فیلسوف آلمانی است که آن را بلای جان حکومت‌های تمامیت‌خواه برمی‌شمرد.

آرنت معتقد بود که کنش، زمانی به نتیجه می‌انجامد که به طور هماهنگ و خودجوش از سوی افراد جامعه پیگیری شود، درست مانند هماهنگی سازهای مختلف در هنگام نواخته‌شدن در یک کنسرت (همنوازی).

طُرفه اینکه، نقش خودتان در جایگاه یک شهروند به عنوان جزئی از اجزاء اجتماع را جدی بگیرید و با نگاه به آینده از تجربیات گذشته بهره ببرید. کافی است برداشت‌ها و مطالبات خودتان را بازتاب دهید؛ شما گروه مرجع آینده هستید.

______
@ajibzad
ایکس‌سونامی درد دیروز آمریکاست و ایکس‌مشهد درد امروز جامعه ما.

اگر در غرب دختری از روی ماجراجویی وارد حوزه پورن می‌شود، در ایران این ورود از روی فقر است،
اگر در غرب دختری می‌تواند از این حوزه به سلامت خارج شود و تجربیاتش را هم به ما بفروشد، در ایران تنها راه خروجش مُردن است.

دون کیشوت
______
@ajibzad
بسیاری از این خبر که علی رضوانی یک مجری وابسته به سپاه و به ادعای فرزند کاووس سیدامامی، بازجو است، شگفت‌زده‌اند.

مگر چند مجری یا خبرنگار غیر وابسته داریم که مورد علی رضوانی را مایهٔ تعجب می‌کند؟ علی فلاحیان وزیر سابق اطلاعات چندی پیش گفته بود که عمدهٔ خبرنگاران مملکت، وابسته به آن وزارت‌خانه یا دیگر دستگاه‌های امنیتی هستند.

مگر بازجویی در سابقهٔ آذری جهرمی، وزیر جوان جمهوری اسلامی چه تبعاتی داشته است؟ هم دل فرناز فصیحی و نگار مرتضوی و دیگر خبرنگاران جمهوری اسلامی در آمریکا برایش غنج می‌زند و هم پول سرشار وزارتخانه برای پروموت کردنش در حال گردش است.
یا مثلاً عباس عبدی که عباس امیرانتظام را بازجویی و شکنجه می‌کرده، امروزه مثلاً مرجع روشنفکر محفل‌های اصلاح‌طلب تهران و لندن نیست؟

بازجو بودن در جمهوری اسلامی برای بسیاری، بخشی از رزومهٔ طلایی است نه مایهٔ ننگ و عار و علی رضوانی هم نه اولین است و نه آخرینش.

___
@ajibzad
اینکه کسی میگوید ما مجبور به انتخاب بین پهلوی و ج.ا نیستیم هنوز متوجه مساله ی سیاست ایران نشده. جدی گرفتن حرف این افراد، وارد شدن در کوره راه است. دعوا بر سر پهلوی و ج.ا نیست، حرف بر سر روش کشورداری است. کشورداری مثل هر تخصص بهینگی ۱۰۰ درصد ندارد بلکه درصد کمینه و بیشینه دارد.

پهلوی نماد نوعی حکومتداری است که واحد سیاسی این کشور به عنوان normal state در جهان شناخته میشد نه rogue state. ما یک حکومت نرمال میخواهیم همانطور که پهلوی بود. حکومتی که حقوق زن را به رسمیت بشناسد، دنبال ماجراجویی و تسلیح حشد شعبی و حزب الله نباشد، دنبال محو کشور دیگری از روی نقشه نباشد، از جیب مردمش خرج ایدئولوژی یک اقلیت نکند، به اقتصاد باز معتقد باشد، و... چپهای ما هنوز به دنبال سرقت از بانک و شاپینگ سوسیالیستی هستند. مذهبی‌های ما از اصلاح طلب تا اصولگرا، همه با اسرائیل (به عنوان یک واحد سیاسی عضو سازمان ملل) مشکل دارند،همه شان از آمریکاستیزی لذت میبرند.

همین چیزهای به ظاهر ساده سرنوشت یک کشور را رقم میزند. کسی که میگوید نه پهلوی نه جمهوری اسلامی، نمیداند که ما جز این دو گزینهٔ کشورداری انتخاب دیگری نداریم. یا نرمال باشیم یا غیر نرمال و هزینه اش را با تورم و رکود بدهیم.

پهلوی ایده آل نبود، ایراد و نقصان داشت اما قطار بر روی ریل قرار داشت و حرکتِ رو به جلو ممکن. مساله ی ما ارتجاع و ضدارتجاع است، از صدر مشروطه تا به امروز. پهلوی ضد ارتجاع بود. رد کردن پهلوی همزمان با رد ج.ا، نشانه ی اینه که گوینده متوجه پارادایم ارتجاع و مدرنیته در خاورمیانه نیست.

نادیده گرفتن نوع زمامداری پهلوی غلتیدن به سمت ارتجاع است، خارج شدن از ریل است. هرچقدر هم که با سر و صدا و پر سرعت حرکت کنید به جایی نمیرسید چون از ریل "دولت ملی" خارج شده اید. این مساله ی امروز ماست. کلید حل مشکلات این کشور است. راه سومی وجود ندارد. یا مشروطه یا شیخ فضل الله، یا انقلاب سفید یا انقلاب ۵۷، یا هویدا و آموزگار یا احمدی نژاد و روحانی. یا تئاتر شهر یا ایران مال.

تئوریِ نه این و نه آن، باتلاقی است که ظاهری جذاب دارد اما از دلش هیولاهایی بدظاهر برمیخیزند. انسان عاقل از تاریخ درس میگیرد.

زینت المجالس
_____
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستگیری حمید نوری در سوئد خبر بسیار میمونی است. ایرج مصداقی چند روز پیش در صفحهٔ فیس‌بوکش اعلان کرده بود که یکی از آمران و عاملان اعدام‌های گستردهٔ دههٔ شصت در سوئد دستگیر شده است.

چنانکه پیشتر هم گفته‌ام، پیش‌فرض داشتنِ خویِ انسانی برای هر ایرانی قرن بیست و یکمی از محکوم کردن پنداری، گفتاری و کرداریِ بزرگترین جنایت و مصیبتِ رخ داده پس از مغول در پهنهٔ ایران‌زمین یعنی کشتار ۶۷ عبور می‌کند. اگر تا صد سال دیگر از این فاجعه بنویسیم و ملامت جنایتکاران بگوییم، هنوز کم است.

_______
@ajibzad
Forwarded from عجیب زاده
باور داریم که جمهوری اسلامی، دشپیلی چرک‌آگین در تاریخ معاصر بشر است. حکومتِ بیدادگران شریری که نه به خودی رحم می‌کردند و نه به دشمن. خودی‌ها را در کربلای ۴ برای «فریب دشمن» به کام مرگ کشاندند و اغیارشان را در تابستان ۶۷. هزاران جان جوان بر باد رفته و مادر داغدار؛
در دوران تقریباً ۳۷۶۵ روزهٔ زمامداری خمینی که به قول عبدالکریم سروش «باسوادترین رهبر تاریخ ایران از زمان هخامنشیان تا عصر حاضر» است، قریب به سیصد هزار نفر از اتباع «ایران» مستقیم یا غیر مستقیم کشته شدند. «دوران طلایی» یعنی همین: ۷۹ کشته در هر روز و حداقل یک جوانمرگ، یادگاری برای هر خانواده...
راستی ضحاک فقط روزی دو جوان را به کام مرگ می‌کشاند.

آنچه در زیر می‌خوانید، روایت متواتر و مستندی از کشتار بزرگ تابستان ۶۷ به دستور روح‌الله خمینی است:

تابستان سیاه

______
@ajibzad
منتظرم واکنش اصلاح‌طلبان به دستگیری حمید نوری را ببینم. دوست دارم بار دیگر ببینم که شرور در کنار هم مجتمع شده‌اند.

ناخودآگاه یاد عذرخواهیِ چند سالِ پیش مصطفی تاجزاده (الگوی عمومی اصلاح‌طلبان) از بازماندگان اعدام‌های ۶۷ می‌افتم. در حالی‌که عمدهٔ اعدامیان ۶۷ از مجاهدین بودند، او از همهٔ بازماندگان به جز بازماندگان مجاهدین پوزش خواست. این عذرخواهی، نوعی موافقت با اعدام هزاران زندانی بی‌گناه یا مجازات‌کشیدهٔ وابسته به مجاهدین بود.
یاد آن جملهٔ تاریخی دلقک اصلاحات، ابراهیم نبوی هم می‌افتم که سردرگم از تبعید چندین ساله در غربت و سرمست از تملق‌گویی حسن روحانی، گفت: وقت آن است که اعدام‌های ۶۷ را به فراموشی بسپریم.

موضع در برابر کشتار ۶۷، آینه‌ای عور و مکیالی دقیق برای نشان دادن فاصلهٔ هر ایرانی با شر است. شاخصی که معیّن می‌کند، جایگاه «انسان»، «تاریخ»، «اخلاق»، «قدرت» و از همه مهمتر، «مسئولیت» برای تک‌تک ما ایرانیان کجاست.

_________
@ajibzad
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت خاطرهٔ معینی از اعدام برادرش در دادگاه ایران‌تریبونال تنها یک نمونه از محنتی است که بازماندگان اعدام‌شدگان ۶۷ تجربه کرده‌اند.
هیبت‌الله معینی از اعضای فداییان خلق اکثریت بود که در سال ۶۷ با حکم هیأت مرگ اعدام شد.

⚠️⁩ هشدار! حاوی روایتی دردناک
____
@ajibzad
آنچه این روزها در عراق و لبنان می‌گذرد چنان با تصویرهای سوریهٔ زمستان و بهار ۲۰۱۱ هم‌ریخت است که نمی‌تواند بر آنها چشم پوشید.

بهار عربی که از خودسوزی محمد بن عزیزی در تونس آغاز شد و به سقوط دومینووار دیکتاتورهای عرب شمال آفریقا انجامید، به سوریه رسید. تا پیش از سوریه، علی خامنه‌ای، این جریان را «بیداری اسلامی» خوانده بود، اما همین که مردم سوریه را شامل شد، موجبات غضب ولی امر مسلمین جهان را باعث گردید.

در ژانویه ۲۰۱۱، بسیاری از فعالان اجتماعی در فیسبوک دعوت به اجتماعاتی در شهرهای مختلف سوریه کردند که کم‌کم به روالی تبدیل شد که جمعه‌های اعتراض نام گرفت. آنها برای هر جمعهٔ هر هفته نامی برگزیدند و در آن روز تجمع ضد حکومتی برگزار می‌کردند.
همگام با این اعتراض‌ها، سرکوب حکومتی سازمان‌دهندگان این تجمعات نیز جریان داشت.

دقت کنید که از اینجا تا ظهور داعش دو سال فاصله است. آنچه که در سال ۲۰۱۱ بر سوریه می‌گذشت، یک انقلاب عمومی و اعتراض همگانیِ مردمی بود، اما این چیزی نبود که مطلوب امپراتور شیعه باشد. سقوط اسد به معنای پایان نفوذ جمهوری اسلامی در سوریه بود و این یعنی انقطاع خط تسلیح شبه نظامیان لبنانی و فلسطینی یا به قول خودشان «محور مقاومت».

روش سرکوب حکومت اسد از ماه مارس ۲۰۱۱ یکباره تغییر کرد و به شیوهٔ حکومت جمهوری اسلامی درآمد. تا اینجا هنوز اعتراضات جسته و گریخته بود. در ۱۸ مارس ۲۰۱۱، چهار جوان اهل درعا که روی دیوار یک مدرسه، گرافیتیِ اعتراضی کشیده بودند دستگیر شدند و در پی دستگیری آنها تظاهرات گسترده‌ای شکل گرفت که در آن چهار نفر به ضرب گلولهٔ نیروهای اسد کشته شدند.

این نقطهٔ آغاز اعتراضات مستمر و طولانی در سوریه بود. از این نقطه به بعد سرکوب گستردهٔ مردم توسط ارتش سوریه آغاز شد و تعداد بسیاری دستگیر، شکنجه و اعدام شدند.

دقت کنید که تا ژوئن ۲۰۱۱ یعنی شش ماه پس از آغاز اعتراضات، هیچ گلوله‌ای از سوی معترضان شلیک نشده است. در پی سرکوب گستردهٔ مردم توسط ارتش، عده‌ای از ارتشیان از ارتش جدا شده و به صفوف مردمی پیوستند. با افزایش تعداد، این افراد کم‌کم خود را سازماندهی کرده و در دفاع از مردم معترض به چهل سال دیکتاتوری حافظ و بشار اسد، «ارتش آزاد سوریه» را شکل دادند.

هنوز خبری از هیچ گروه سلفی یا اسلامگرایی در سوریه نیست و فقط رویارویی خط سرکوب حکومتی با مردم معترض دست بر سلاح برده است. در تمامی این سرکوب‌ها، نقش جمهوری اسلامی موج می‌زند.

نخستین گروه اسلامگرایی که در سوریه اعلام وجود کرد جبههٔ النصره به سرکردگی ابومحمد جولانی بود که در ژانویه ۲۰۱۲ وارد جریان شد، یعنی یک سال پس از آغاز اعتراض‌ها.

از اینجا به بعد، اعتراضات به جنگ داخلی تبدیل شدند که حاصل آن نیم میلیون کشته و هشت میلیون آواره بود. این، بزرگترین کشتار مسلمانان در قرن بیست و یکم است که توسط حکومت اسد و با پشتیبانی ولی امر مسلمین جهان روی داده است.

یک لحظه تصور کنید که ایدئولوژی ویرانگر جمهوری اسلامی چه می‌خواهد که حاضر است میلیون‌ها قربانی بر جای بگذارد تا به آن برسد. تازه این را در نظر بگیرید که این ایدئولوژی مثلاً می‌خواهد از حریم مسلمانان در برابر اسرائیل دفاع کند اما در واقع با کشتار مسلمانان توسط مسلمانان از کشتار مسلمانان توسط غیر مسلمانان جلوگیری می‌کند.

تردیدی نیست که جمهوری اسلامی حاضر است تمامی مردم معترض عراق و لبنان را زیر چرخ‌های ماشین نظامی‌اش له کند و همانند آنچه در سوریه پدید آورد، یک جنگ داخلی تمام عیار راه بیندازد تا مبادا خط نفوذ امپریالیسم شیعی‌اش منقطع بشود. بدا به حال ما و همهٔ مردم خاور میانه که اسیر این شرّ بزرگ هستیم.


________
@ajibzad
فارس نیوز در مطلبی نوشته است که تاکنون لااقل چهار نفر از خبرنگاران اعزامی صدا و سیما به کشورهای اروپایی، به کشور باز نگشته‌اند.

جالب آنجاست که این افراد از صبح تا شب برای شما از مشکلات و مصائب غرب و زندگی غربی گزارش تهیه می‌کردند.

اسماعیل فلاح، بهروز میرورزنده (شوهر خواهر زادهٔ فلاح)، یدالله شاهسون و احمد صمدی مواردی هستند که خبرگزاری وابسته به سپاه آنها را تأیید کرده است.

بله هموطن، غرب بد است، خیلی بد.

________
@ajibzad
Forwarded from عجیب زاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این دفاع تمام قد پورمحمدی، از اعضای هیأت مرگ، از اعدام‌های ۶۷ است. دقت کنید که این اظهارات حاکی دو واقعیت ویرانگر و‌دردناک هستند. نخست اینکه نظام بر خلاف پروپاگاندای مداراجویان، ذره‌ای از آن فاجعهٔ انسانی پشیمان نیست و دیگر اینکه از تکرارش ابایی ندارد.

شما ممکن‌ست یکی از آن ۳۸ میلیونی باشید که همین اخیراً با تَکرار خاتمی به این عضو هیأت مرگ یا آن یکی دیگری رأی داده‌اید. وقاحت این جنایتکاران نشأت‌گرفته از همین است که فکر می‌کنند با همهٔ فجایعی که به بار آورده‌اند هنوز میان مردم جایگاهی دارند و این توهم و دریدگی ناشی از رأی توست.

این کشور مادامی که جنایتکار پس از سی سال هنوز به جنایت خود مفتخر باشد دوام نخواهد آورد. این فرصت را کسانی به این جلّادها سپرده‌اند که ساده‌لوحانه فکر می‌کردند با فریب خوردن از روبهان اصلاح‌طلب و کاسه‌لیسانِ مکتب تورنتو، در حال ضربه زدن به این نظام سفّاک هستند.

دریغا، دریغا....

___
@ajibzad
وقتی داماد میاد تو قسمت زنونه یا به عبارتی اصلاحات یعنی روی روسری بنویسید «نه به حجاب اجباری»!

راضیه آرمین دختر محسن آرمین در دانشگاه ییل آمریکاست. همان محسن آرمین اصلاح‌طلبی که روزی مسئول سازماندهی کمیته‌های انقلاب در تهران بود و روزگاری بعد از مؤسسان سپاه پاسداران؛ همانی که پونس در پیشانی زنان بدحجاب فرو می‌کرد و آستین‌کوتاه‌پوشان را از مشاغل دولتی اخراج می‌نمود. صد البته دخترش آزاد است هر جور می‌خواهد باشد و بپوشد، حتی همینقدر مضحک، حتی همینقدر اصلاح‌طلبانه!


پ.ن: عکس، پابلیک است.
_______
@ajibzad
بازداشت حمید نوری، برای من یادآور بازداشت هادی سلیمان‌پور بود.
در ۲۷ تیر ۱۳۷۳ مرکز فرهنگی یهودیان در بوینس‌آیرس آرژانتین منفجر شد که در اثر آن ۸۵ نفر کشته شدند. از همان ابتدا انگشت اتهام به سوی ج.ا. و حزب الله لبنان دراز شد.
در سال ۱۳۸۲ یک قاضی آرژانتینی برای هادی سلیمان‌پور، سفیر ج.ا. در آرژانتین در زمان حمله تروریستی، قرار بازدادشت صادر کرد.

سفارتخانه های ج.ا. پوششی برای انتقال اسلحه و مواد انفجاری حملات تروریستی بوده اند و دیپلمات های ج.ا. یا ماله کش اند یا تروریست یا هر دو. سلیمان‌پور در ۳۰ مرداد ۸۲ در دورهام انگلیس بازداشت شد. بلافاصله، وزارت خارجه خاتمی کارزار گسترده ای را برای آزادی او به راه انداخت و با تهدید رسمی آرژانتین به قطع روابط اقتصادی توانست در سه هفته، سلیمان‌پور را آزاد کند. خاتمی موفق شده بود تا با وعده دروغین "اصلاحات" و شعار توخالی "تنش زدایی" برای ج.ا. اعتبار و اقتداری فراهم کند.

حدود شش روز از بازداشت حمید نوری می گذرد و ج.ا. نتوانسته کوچکترین واکنش رسمی نشان دهد. خیلی خوشحالم که ج.ا. به چنین ذلت و ضعفی گرفتار شده است.

Asghar Sepehri
____
@ajibzad
بنزین سه‌هزار تومانی مثل همان دلار ۱۵۰۰۰ تومانی است. مردم فکرش را هم نمی‌کنند که اوضاع از این هم بدتر بشود ولی می‌شود و باز هم تحمل می‌کنند.
نسیم نیکلاس طالب، آماردان آمریکایی-لبنانی، آن را اثر قوی سیاه نامیده است.

ابن اثیر از اوضاع ایرانیان عصر مغول چنین نوشته است: «یک مغول در صحرایی به هفده نفر رسید و خواست همه را با طناب ببندد و بکشد. هیچکس جرات نکرد مقاومت کند جز یک نفر که او را کشت.»
ما هم نوادگان همان هفده مردمانیم، با این تفاوت که نسل آن یکی هم حالا منقرض شده است. فقط کاش «تعدادشان را بیشتر کنند».

______
@ajibzad
افزایش قیمت بنزین، یعنی افزایش قیمت حمل و نقل= افزایش قیمت کالا= افزایش قیمت خوراک، پوشاک و البته سرپناه= انفجار قیمت و فقر ناگهانی و سقوط میلیونها نفر به زیر خط فقر
و حکومت این درآمد اضافه رو خرج تروریسم می‌کنه در حالیکه ملت به سمت قحطی می‌رن.

به کره‌شمالی اسلامی سلام کن!

XIII
______
@ajibzad
پارسال زمستون بود که فایل صوتی مصاحبه با موسوی درباره کشتار ۶۷ رو شنیدم. یادمه ده دقیقه‌ای به خودم لرزیدم: من به این آدم رأی داده بودم و یکسال اسمشو تو خیابونای تهران داد زده بودم. پرده‌ای از جلوی چشمام افتاد و بازی تموم شد.

رأی ندادن برای من یه اکت سیاسی نیست، یه وظیفه اخلاقیه.

Anti Propaganda
________
@ajibzad
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تحلیل زیادی نیاز ندارد.

زنگنه پارسال با خنده گفت که «تا جایی که مردم تحمل کنند» قیمت‌ بنزین را افزایش می‌دهیم.

تحمل نکردن را باید در عمل نشان داد وگرنه فردا هم این قیمت عادی می‌شود و دوباره روز از نو و‌ روزی از نو!

________
@ajibzad
در شهرهای مختلف، اعتراض‌ها به افزایش قیمت بنزین شروع شده‌اند.
از زاهدان تا خوزستان، از مشهد تا بندر عباس.

آن سوی قضیه اما جالب است. دولت و ماله‌کشانش، تبلیغات خود را با این محور که این افزایش قیمت برای کمک به فرودستان است پی‌می‌گیرند.

فأما، ارزشی‌ها و نیروهای جان‌فدای رهبر که زیر لب نقی به این افزایش قیمت می‌زنند، در خیابان شیشه‌های ماشین‌های معترضان را پایین می‌آورند. انگار نه انگار که افزایش قیمت بنزین، زندگی آن پاسدار یا پلیسی که باتوم بر سر شهروند مستأصل می‌کوبد را هم نشانه می‌گیرد.

ملت ایران، به همین راحتی در بیست و چهار ساعت گذشته، شصت و چند درصد فقیرتر شده است. از امروز کمتر کالایی را می‌توان یافت که با افزایش سه برابری یا بیشتر روبرو نشود.

راه حل چیست؟ دنبال راه حل منطقی نباشید. مقرون به واقع‌ترین راه حل همان است که همه می‌دانیم: جمهوری اسلامی باید برود.

_______
@ajibzad