کیفیت کلاس فدای ایدئولوژی
نجات بهرامی – روزنامهنگار
#میهمان_موسسه
کلاسهای درسِ شلوغ و متراکم که گاهی تا ۴۰ نفر دانشآموز را در خود جای میدهند و معلمانی که گاه ناچارند میان برقراری نظم و انضباط در کلاس و تدریس و انتقال مفاهیم آموزشی، یکی از این دو را انتخاب نمایند! اینها گوشهای از مصیبتهای نهاد بزرگ و عریض و طویلی است که اکنون با کمبود شدید نیروی آموزشی دست به گریبان است.
یکی از دردسرهای بزرگ خبرنگاران و پژوهشگران حوزه آموزش و پرورش عدم دسترسی به آمارهای دقیق در حوزههای مالی و منابع انسانی است، با این وجود برآوردها نشان میدهد، در حال حاضر این وزارتخانه برای پوشش مناسب مدارس و کلاسهای درس با کمبود ۳۰۰ هزار نیرو مواجه شده است که تامین آن از روشهای متعارف و معمول غیر ممکن است. وظیفه تربیت معلم طبق قانون به عهده دانشگاه فرهنگیان است و چنین رویهای برای تامین نیروی آموزشی، به شدت مورد حمایت شخص علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی است. وی در مناسبتهای مختلف در انتقاد از کسانی که در برخی از دورهها از آموزش معلمی برای فارغالتحصیلان سایر دانشگاهها و جذب آنها به عنوان معلم سخن گفته بودند، بر تقویت و حفظ جایگاه دانشگاه فرهنگیان تاکید کرده و مسئولیت خطیر و سنگینی برای آن قائل شده است.
اما دانشگاه فرهنگیان که از تغییر نام مراکز تربیت معلم سابق و تجمیع آنها به وجود آمد، دانشگاهی است که مراکز پسرانه و دخترانه آن تفکیک شده و مجزاست، فضایی شبه حوزوی و ایدئولوژیک دارد و سطح علمی نازل و غیر استاندارد آن بر اهالی آموزش و پرورش هم پوشیده نیست. علاوه بر اینها این دانشگاه تاکنون نتوانسته است حتی در بُعد کمی هم به وظیفه خود عمل کند و کمبود معلم را جبران نماید و به عنوان مثال در سال ۱۳۹۹ تنها ۸ هزار فارغالتحصیل داشت و به ناچار هر سال از داوطلبان فارغالتحصیل دانشگاههای دیگر ثبت نام میکنند و با گرفتن آزمون و امتحان عقیدتی از آنان، کمتر از ۲۰ هزار نفر را به این آمار اضافه میکنند. این در حالی است که دانشگاه فرهنگیان ۳ هزار نفر نیروی اداری دارد و با چنین تشکیلات عریض و طویلی چنین موشی میزاید.
از طرفی موافقت با ورود فارغالتحصیلان سایر دانشگاهها تحت عنوان «ماده ۲۸»، نقض اضطراری همان تاکیدات علی خامنهای در ارتباط با شیوه تربیت معلم است، اما با این وجود چرا این تشکیلات عریض و طویل و بیخاصیت را کاملا کنار نمیگذارند؟ چرا که این دانشگاه و حقوقهای بالای آن پاداش وفاداران سیاسی نظام است و آن را به عنوان پایگاهی برای تجمع فرهنگیان انقلابی و کنترل آموزش و پرورش در دورههای مختلف در نظر گرفتهاند.
مطالب #میهمان_موسسه الزاما بیانگر دیدگاه «موسسه ترویج جامعه باز» نیست.
شما هم میتوانید نظر و یادداشت کوتاهتان (حداکثر ۴۰۰ کلمه) را درباره همین موضوع و برای انتشار در همین کانال، به واتساپ موسسه به شماره ۰۰۴۹۱۷۸۹۳۸۱۹۷۱ ارسال کنید.
@aposiran
نجات بهرامی – روزنامهنگار
#میهمان_موسسه
کلاسهای درسِ شلوغ و متراکم که گاهی تا ۴۰ نفر دانشآموز را در خود جای میدهند و معلمانی که گاه ناچارند میان برقراری نظم و انضباط در کلاس و تدریس و انتقال مفاهیم آموزشی، یکی از این دو را انتخاب نمایند! اینها گوشهای از مصیبتهای نهاد بزرگ و عریض و طویلی است که اکنون با کمبود شدید نیروی آموزشی دست به گریبان است.
یکی از دردسرهای بزرگ خبرنگاران و پژوهشگران حوزه آموزش و پرورش عدم دسترسی به آمارهای دقیق در حوزههای مالی و منابع انسانی است، با این وجود برآوردها نشان میدهد، در حال حاضر این وزارتخانه برای پوشش مناسب مدارس و کلاسهای درس با کمبود ۳۰۰ هزار نیرو مواجه شده است که تامین آن از روشهای متعارف و معمول غیر ممکن است. وظیفه تربیت معلم طبق قانون به عهده دانشگاه فرهنگیان است و چنین رویهای برای تامین نیروی آموزشی، به شدت مورد حمایت شخص علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی است. وی در مناسبتهای مختلف در انتقاد از کسانی که در برخی از دورهها از آموزش معلمی برای فارغالتحصیلان سایر دانشگاهها و جذب آنها به عنوان معلم سخن گفته بودند، بر تقویت و حفظ جایگاه دانشگاه فرهنگیان تاکید کرده و مسئولیت خطیر و سنگینی برای آن قائل شده است.
اما دانشگاه فرهنگیان که از تغییر نام مراکز تربیت معلم سابق و تجمیع آنها به وجود آمد، دانشگاهی است که مراکز پسرانه و دخترانه آن تفکیک شده و مجزاست، فضایی شبه حوزوی و ایدئولوژیک دارد و سطح علمی نازل و غیر استاندارد آن بر اهالی آموزش و پرورش هم پوشیده نیست. علاوه بر اینها این دانشگاه تاکنون نتوانسته است حتی در بُعد کمی هم به وظیفه خود عمل کند و کمبود معلم را جبران نماید و به عنوان مثال در سال ۱۳۹۹ تنها ۸ هزار فارغالتحصیل داشت و به ناچار هر سال از داوطلبان فارغالتحصیل دانشگاههای دیگر ثبت نام میکنند و با گرفتن آزمون و امتحان عقیدتی از آنان، کمتر از ۲۰ هزار نفر را به این آمار اضافه میکنند. این در حالی است که دانشگاه فرهنگیان ۳ هزار نفر نیروی اداری دارد و با چنین تشکیلات عریض و طویلی چنین موشی میزاید.
از طرفی موافقت با ورود فارغالتحصیلان سایر دانشگاهها تحت عنوان «ماده ۲۸»، نقض اضطراری همان تاکیدات علی خامنهای در ارتباط با شیوه تربیت معلم است، اما با این وجود چرا این تشکیلات عریض و طویل و بیخاصیت را کاملا کنار نمیگذارند؟ چرا که این دانشگاه و حقوقهای بالای آن پاداش وفاداران سیاسی نظام است و آن را به عنوان پایگاهی برای تجمع فرهنگیان انقلابی و کنترل آموزش و پرورش در دورههای مختلف در نظر گرفتهاند.
مطالب #میهمان_موسسه الزاما بیانگر دیدگاه «موسسه ترویج جامعه باز» نیست.
شما هم میتوانید نظر و یادداشت کوتاهتان (حداکثر ۴۰۰ کلمه) را درباره همین موضوع و برای انتشار در همین کانال، به واتساپ موسسه به شماره ۰۰۴۹۱۷۸۹۳۸۱۹۷۱ ارسال کنید.
@aposiran
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
Forwarded from APOS Iran | جامعه باز
برای مشاهده ویدیوهای کامل و با کیفیت بالا، کانال یوتیوب «موسسه ترویج جامعه باز» را دنبال کنید:
https://www.youtube.com/channel/UCLDOWfHVRhEQkSP9tmIE6XA/videos
@aposiran
https://www.youtube.com/channel/UCLDOWfHVRhEQkSP9tmIE6XA/videos
@aposiran
آیا آن طور که رئیس جامعه مدرسین میگوید مردم انتظارهای غیرمعقولی از حکومت دارند؟
✍🏼 یوحنا نجدی
رئیس «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» روز ۱۶ مردادماه در سخنانی در گردهمایی مجازی مبلغان و گروههای تبلیغی خطاب به آنها گفته است که «به سراغ مردم» بروند و «توقعات مادی مردم» را «در حدّ متعارف» نگه دارند تا به گفته وی، به «یک عنصر تبلیغی موفق» تبدیل شوند.
به گزارش خبرگزاری «شفقنا»، هاشم حسینی بوشهری، همچنین از مردم خواست که «سطح توقعشان را کمتر کنند» و «آهنگشان را با مسئولینی که مسئولیت پذیرفتند، هماهنگ کنند».
او در ادامه افزود: «انتظار داریم مردم نسبت به انقلاب خیلی پرتوقع نباشند».
آیا ادعای او درست است؟ و مردم ایران، «پرتوقع» هستند و انتظارهای غیرمعقولی از حکومت دارند؟
تنها نگاهی به فهرست مشکلات معیشتی و معضلهای اقتصادی کنونی در جمهوری اسلامی نشان میدهد که آیا مطالبات و «توقع»های مردم، فراتر از «حد متعارف» است و آیا مردم ایران «پرتوقع» هستند یا خیر. آب، برق، اشتغال، ثبات اقتصادی، رفاه و دسترسی به اینترنت آزاد تنها شماری از اصلیترین مطالبات اقتصادی و معیشتی مردم به شمار میروند.
یکی از جدیدترین مطالعات بینالمللی که در رسانههای دولتی ایران نیز منتشر شده، حاکی از آن است که ایران، هشتمین کشور «فلاکتزده» در جهان به شمار میرود. از این رو، سخنان رئیس «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم»، اظهاراتی گمراهکننده درباره مطالبات و انتظارهای مردم و همچنین تلاشی برای «پرتوقع» نشان دادن مردم ایران به شمار میرود.
از جمله جدیدترین گزارشهای رسمی در خصوص این مشکلات، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب روز یکشنبه ۱۳ تیرماه گفت در حال حاضر از میان ۳۰۴ شهر در معرض تنش آبی، ۱۰۱ شهر در وضعیت قرمز تامین آب قرار دارند.
حمیدرضا جانباز همچنین گفت که شمار روستاهای نیازمند به آبرسانی سیار «به شدت» افزایش یافته است.
بسیاری از کارشناسان میگویند که فقدان مدیریت و استفاده غیرکارشناسانه از منابع آبی، ریشه بحران آب در ایران است و عمق این فاجعه به حدی است که احتمالا طی دو دهه آینده، بسیاری از مناطق کشور مناسب زندگی نباشند.
از جمله، مصطفی فداییفرد، عضو کمیته ملی سدهای بزرگ ایران، با اشاره به «ورشکستگی آبی» در کشور، از «سوءمدیریت» به عنوان دلیل بحرانهای موجود یاد کرده است.
ایران، علاوه بر کمبود آب، همچنین طی ماههای گذشته با بحران کمبود گاز در پاییز و زمستان و خاموشیهای گسترده برق از اواسط بهار نیز مواجه شده است.
تیرماه گذشته و با افزایش قطعیهای مکرر برق، بسیاری از مردم در شهرهای مختلف دست به اعتراض زدند. قطعی مکرر برق مشکلات زیادی از جمله قطعی آب آپارتمانها، خراب شدن مواد غذایی داخل یخچال، مرگ بیماران نیازمند به تجهیزات برقی، اختلال در ترافیک، گیرافتادن در آسانسور و سوختن وسایل خانگی را به همراه داشته است.
یکی دیگر از مشکلات اصلی جامعه ایران نیز بیکاری است. براساس برآوردهای سال گذشته «مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی»، نرخ بیکاری در ایران حدود ۲۴ درصد است؛ به تازگی نیز «موسسه مالی بینالمللی» نرخ بیکاری ایران را ۲۳ درصد ارزیابی کرده است.
به این ترتیب، کیفیت زندگی مردم در ایران در شرایط نامطلوبی قرار دارد. خبرگزاری دولتی «ایسنا»، خردادماه گذشته در گزارشی از قول استیو هانکه، استاد اقتصاد دانشگاه جان هاپکینز و عضو اندیشکده کاتو، نوشت که در میان ۱۵۶ کشور جهان، ایران هشتمین کشور «فلاکت زده» به شمار میرود. به این ترتیب، در شاخص «فلاکت»، تنها مردم هفت کشور ونزوئلا، لبنان، زیمبابوه، سودان، سوریه، آرژانتین و ترکیه در شرایط بدتری نسبت به ایران قرار دارند.
این شاخص، شامل جمع نرخ تورم، بیکاری و نرخ بهره بانکی منهای درصد تغییر سرانه تولید ناخالص داخلی حقیقی است.
از این رو، سخنان هاشم حسینی بوشهری، رئیس «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» مبنی بر اینکه «انتظار داریم مردم نسبت به انقلاب خیلی پرتوقع نباشند» و درخواست وی از مبلغان دینی حکومتی برای نگه داشتن انتظارهای مردم در «حدّ متعارف»، سخنانی گمراهکننده است؛ او با این اظهارات تلاش میکنند تا مردم را «پرتوقع» و انتظارات آنها را برای داشتن یک زندگی عادی، فراتر از «حدّ متعارف» معرفی کند. این در حالی است که میلیونها نفر از مردم ایران، از بسیاری از نیازهای اولیه معیشتی و اقتصادی محروم هستند.
یادداشت را در وبسایت رادیوفردا بخوانید.
#تورم #معیشت #راستی_آزمایی #حکمرانی_خوب
@aposiran
✍🏼 یوحنا نجدی
رئیس «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» روز ۱۶ مردادماه در سخنانی در گردهمایی مجازی مبلغان و گروههای تبلیغی خطاب به آنها گفته است که «به سراغ مردم» بروند و «توقعات مادی مردم» را «در حدّ متعارف» نگه دارند تا به گفته وی، به «یک عنصر تبلیغی موفق» تبدیل شوند.
به گزارش خبرگزاری «شفقنا»، هاشم حسینی بوشهری، همچنین از مردم خواست که «سطح توقعشان را کمتر کنند» و «آهنگشان را با مسئولینی که مسئولیت پذیرفتند، هماهنگ کنند».
او در ادامه افزود: «انتظار داریم مردم نسبت به انقلاب خیلی پرتوقع نباشند».
آیا ادعای او درست است؟ و مردم ایران، «پرتوقع» هستند و انتظارهای غیرمعقولی از حکومت دارند؟
تنها نگاهی به فهرست مشکلات معیشتی و معضلهای اقتصادی کنونی در جمهوری اسلامی نشان میدهد که آیا مطالبات و «توقع»های مردم، فراتر از «حد متعارف» است و آیا مردم ایران «پرتوقع» هستند یا خیر. آب، برق، اشتغال، ثبات اقتصادی، رفاه و دسترسی به اینترنت آزاد تنها شماری از اصلیترین مطالبات اقتصادی و معیشتی مردم به شمار میروند.
یکی از جدیدترین مطالعات بینالمللی که در رسانههای دولتی ایران نیز منتشر شده، حاکی از آن است که ایران، هشتمین کشور «فلاکتزده» در جهان به شمار میرود. از این رو، سخنان رئیس «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم»، اظهاراتی گمراهکننده درباره مطالبات و انتظارهای مردم و همچنین تلاشی برای «پرتوقع» نشان دادن مردم ایران به شمار میرود.
از جمله جدیدترین گزارشهای رسمی در خصوص این مشکلات، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب روز یکشنبه ۱۳ تیرماه گفت در حال حاضر از میان ۳۰۴ شهر در معرض تنش آبی، ۱۰۱ شهر در وضعیت قرمز تامین آب قرار دارند.
حمیدرضا جانباز همچنین گفت که شمار روستاهای نیازمند به آبرسانی سیار «به شدت» افزایش یافته است.
بسیاری از کارشناسان میگویند که فقدان مدیریت و استفاده غیرکارشناسانه از منابع آبی، ریشه بحران آب در ایران است و عمق این فاجعه به حدی است که احتمالا طی دو دهه آینده، بسیاری از مناطق کشور مناسب زندگی نباشند.
از جمله، مصطفی فداییفرد، عضو کمیته ملی سدهای بزرگ ایران، با اشاره به «ورشکستگی آبی» در کشور، از «سوءمدیریت» به عنوان دلیل بحرانهای موجود یاد کرده است.
ایران، علاوه بر کمبود آب، همچنین طی ماههای گذشته با بحران کمبود گاز در پاییز و زمستان و خاموشیهای گسترده برق از اواسط بهار نیز مواجه شده است.
تیرماه گذشته و با افزایش قطعیهای مکرر برق، بسیاری از مردم در شهرهای مختلف دست به اعتراض زدند. قطعی مکرر برق مشکلات زیادی از جمله قطعی آب آپارتمانها، خراب شدن مواد غذایی داخل یخچال، مرگ بیماران نیازمند به تجهیزات برقی، اختلال در ترافیک، گیرافتادن در آسانسور و سوختن وسایل خانگی را به همراه داشته است.
یکی دیگر از مشکلات اصلی جامعه ایران نیز بیکاری است. براساس برآوردهای سال گذشته «مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی»، نرخ بیکاری در ایران حدود ۲۴ درصد است؛ به تازگی نیز «موسسه مالی بینالمللی» نرخ بیکاری ایران را ۲۳ درصد ارزیابی کرده است.
به این ترتیب، کیفیت زندگی مردم در ایران در شرایط نامطلوبی قرار دارد. خبرگزاری دولتی «ایسنا»، خردادماه گذشته در گزارشی از قول استیو هانکه، استاد اقتصاد دانشگاه جان هاپکینز و عضو اندیشکده کاتو، نوشت که در میان ۱۵۶ کشور جهان، ایران هشتمین کشور «فلاکت زده» به شمار میرود. به این ترتیب، در شاخص «فلاکت»، تنها مردم هفت کشور ونزوئلا، لبنان، زیمبابوه، سودان، سوریه، آرژانتین و ترکیه در شرایط بدتری نسبت به ایران قرار دارند.
این شاخص، شامل جمع نرخ تورم، بیکاری و نرخ بهره بانکی منهای درصد تغییر سرانه تولید ناخالص داخلی حقیقی است.
از این رو، سخنان هاشم حسینی بوشهری، رئیس «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم» مبنی بر اینکه «انتظار داریم مردم نسبت به انقلاب خیلی پرتوقع نباشند» و درخواست وی از مبلغان دینی حکومتی برای نگه داشتن انتظارهای مردم در «حدّ متعارف»، سخنانی گمراهکننده است؛ او با این اظهارات تلاش میکنند تا مردم را «پرتوقع» و انتظارات آنها را برای داشتن یک زندگی عادی، فراتر از «حدّ متعارف» معرفی کند. این در حالی است که میلیونها نفر از مردم ایران، از بسیاری از نیازهای اولیه معیشتی و اقتصادی محروم هستند.
یادداشت را در وبسایت رادیوفردا بخوانید.
#تورم #معیشت #راستی_آزمایی #حکمرانی_خوب
@aposiran
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زلزله احتمالی در تهران دستکم دو میلیون کشته و مصدوم خواهد داشت...
#زلزله #تهران #شهرسازی #حکمرانی_خوب
@aposiran
#زلزله #تهران #شهرسازی #حکمرانی_خوب
@aposiran
Forwarded from APOS Iran | جامعه باز
برای مشاهده ویدیوهای کامل و با کیفیت بالا، کانال یوتیوب «موسسه ترویج جامعه باز» را دنبال کنید:
https://www.youtube.com/channel/UCLDOWfHVRhEQkSP9tmIE6XA/videos
@aposiran
https://www.youtube.com/channel/UCLDOWfHVRhEQkSP9tmIE6XA/videos
@aposiran
کارزار صدای ایران؛ در کنار مردم ایران و «صدای ایران»
«موسسه ترویج جامعه باز» همراه با شماری دیگر از افراد و نهادهای آزادیخواه ایرانی در آلمان، کمپین بزرگ «صدای ایران» را راهاندازی کرده است. ما در گام نخست این کمپین، ۳۰۰ وسیله حمل و نقل عمومی را به مدت سه ماه در چهار شهر بزرگ آلمان، شامل هامبورگ، برلین، دوسلدورف، کلن با تصاویری از جانباختگان آبان ۱۳۹۸ و هواپیمای اوکراینی PS-752 مجهز کرده و به حرکت در آوردهایم تا در مرحله نخست، «افکار عمومی» در آلمان را به سرکوب و نقض گسترده حقوق بشر در جمهوری اسلامی آگاه کنیم.
این کمپین در گامهای بعدی با ابزارهای مختلف، «رسانهها» و «دولت جدید آلمان» را مخاطب قرار خواهد داد و صدای مردم ایران را به آنها خواهد رساند.
اهداف اصلی این کمپین، استمرار جنبش «نه به جمهوری اسلامی»، نقد رسانههای اروپایی بویژه آلمانی نسبت به وقایع ایران،انتقاد از رویکرد دولت آلمان نسبت به سرکوب مردم ایران و درخواست از دولت جدید این کشور برای توجه به مطالبات آزادیخواهانه ایرانیان و همچنین اعلام همبستگی با ایرانیان داخل کشور در مسیر گذار به دموکراسی است.
«موسسه ترویج جامعه باز» و ایرانیان آزادیخواه در آلمان، با راهاندازی این کمپین، از همه توان خود برای نشان دادن عمق نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی استفاده خواهند کرد.
ما، همه، در کنار مردم ایران و «صدای ایران» هستیم.
«موسسه ترویج جامعه باز»
سپتامبر ۲۰۲۱
اطلاعات بیشتر را اینجا بخوانید.
#کارزار_صدای_ایران #VoiceofIran
@aposiran
«موسسه ترویج جامعه باز» همراه با شماری دیگر از افراد و نهادهای آزادیخواه ایرانی در آلمان، کمپین بزرگ «صدای ایران» را راهاندازی کرده است. ما در گام نخست این کمپین، ۳۰۰ وسیله حمل و نقل عمومی را به مدت سه ماه در چهار شهر بزرگ آلمان، شامل هامبورگ، برلین، دوسلدورف، کلن با تصاویری از جانباختگان آبان ۱۳۹۸ و هواپیمای اوکراینی PS-752 مجهز کرده و به حرکت در آوردهایم تا در مرحله نخست، «افکار عمومی» در آلمان را به سرکوب و نقض گسترده حقوق بشر در جمهوری اسلامی آگاه کنیم.
این کمپین در گامهای بعدی با ابزارهای مختلف، «رسانهها» و «دولت جدید آلمان» را مخاطب قرار خواهد داد و صدای مردم ایران را به آنها خواهد رساند.
اهداف اصلی این کمپین، استمرار جنبش «نه به جمهوری اسلامی»، نقد رسانههای اروپایی بویژه آلمانی نسبت به وقایع ایران،انتقاد از رویکرد دولت آلمان نسبت به سرکوب مردم ایران و درخواست از دولت جدید این کشور برای توجه به مطالبات آزادیخواهانه ایرانیان و همچنین اعلام همبستگی با ایرانیان داخل کشور در مسیر گذار به دموکراسی است.
«موسسه ترویج جامعه باز» و ایرانیان آزادیخواه در آلمان، با راهاندازی این کمپین، از همه توان خود برای نشان دادن عمق نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی استفاده خواهند کرد.
ما، همه، در کنار مردم ایران و «صدای ایران» هستیم.
«موسسه ترویج جامعه باز»
سپتامبر ۲۰۲۱
اطلاعات بیشتر را اینجا بخوانید.
#کارزار_صدای_ایران #VoiceofIran
@aposiran
Telegram
Corruption Watch Media
@corruptionwatch
«صدای ایران»؛ کارزاری برای انعکاس خواست مردم ایران در آلمان
✍🏼 نیلوفر غلامی
دو موسسه غیرانتفاعی ایرانی – آلمانی و برخی فعالان حقوق بشر با هدف «انعکاس صدای ایرانیان داخل ایران» به سیاستگذاران و افکار عمومی در آلمان و «محکومیت نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی»، کارزار «صدای ایران» را راهاندازی کردهاند.
این کارزار از دولت آلمان می خواهد تا به عنوان یک کشور دموکراتیک ضمن موضعگیری شفاف درباره جمهوری اسلامی، با این حکومت ناقض حقوق بشر و ترویج کننده تروریسم همکاری نکند و در کنار مردم ایران بایستد.
در گام نخست این کمپین، ۳۰۰ وسیله حمل و نقل عمومی به مدت سه ماه در چهار شهر بزرگ آلمان، شامل هامبورگ، برلین، دوسلدورف و کلن با تصاویری از جانباختگان آبان ۹۸ و هواپیمای اوکراینی به حرکت در آمده تا «افکار عمومی» در آلمان را نسبت به سرکوب و نقض گسترده حقوق بشر در جمهوری اسلامی آگاه کند.
«موسسه ترویج جامعه باز» در آلمان یکی از موسساتی است که این کارزار را به راه انداختهاند. آنطور که در بیانیه مطبوعاتی این موسسه آمده: این کمپین در گامهای بعدی با ابزارهای مختلف، «رسانهها» و «دولت جدید آلمان» را مخاطب قرار خواهد داد و صدای مردم ایران را به آنها خواهد رساند.
از اهداف اصلی این کمپین، استمرار جنبش «نه به جمهوری اسلامی»، نقد رسانههای اروپایی بهویژه آلمانی نسبت به وقایع ایران، انتقاد از رویکرد دولت آلمان نسبت به سرکوب مردم ایران و درخواست از دولت جدید این کشور برای توجه به مطالبات آزادیخواهانه ایرانیان و همچنین اعلام همبستگی با ایرانیان داخل کشور در مسیر گذار به دموکراسی است.
عبدالرضا احمدی پژوهشگر مالی و مدیر موسسه ترویج جامعه باز ضمن تاکید بر اینکه وظیفه انسانی همه ایرانیانی که دور از وطن، در کشوری امن و دموکراتیک زندگی میکنند، این است که صدای مردم ایران باشند، میگوید: «در گام بعدی کمپین ما به سراغ رسانههای آلمانی خواهیم رفت و از آنان خواهیم خواست که به جای انتشار روایت حکومت جمهوری اسلامی، به سراغ فعالان دموکراسیخواه ایرانی بروند و صدای مردم ایران برای بازگو کردن نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم حاکم بر ایران باشند.»
به گفته احمدی، فاز سوم این کمپین شامل «نامهنگاری و ملاقات با مقامات دولت جدید آلمان» خواهد بود تا از آنان خواسته شود به جای حمایت از یک حکومت سرکوبگر که مروج تروریسم و آشوب در منطقه و دنیاست، از خواست مردم ایران برای گذار به دموکراسی پشتیبانی کنند.
«انجمن دموکراسی و حقوق بشر برای ایران» (IMUDI) موسسه دیگری است که به همراه تنی چند از فعالان آزادیخواه ایرانی- آلمانی، اعلام کردهاند در کارزار صدای ایران، از همه توان خود برای نشان دادن عمق نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی استفاده خواهند کرد.
تصاویری از پویا بختیاری و ریرا اسماعیلیون از جانباختگان آبان ۹۸ و هواپیمای اوکراینی برای جلب توجه افکار عمومی در آلمان نسبت به آنچه که امروز در ایران میگذرد، استفاده شده است. در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بیش از ۱۵۰۰ نفر توسط حکومت جمهوری اسلامی کشته شدند. در مدت کوتاهی پس از کشتار خونین آبان، ۱۷۶ مسافر پرواز ۷۵۲ اوکراین نیز با اصابت دو موشک سپاه پاسداران جان باختند. بسیاری از خانوادههای جانباختگان حتی از برگزاری مراسم سوگواری و وداع با عزیزانشان نیز محروم شدند. اینها تنها شماری از موارد نقض سیستماتیک حقوق بشر در بیش از چهار دهه حکمرانی جمهوری اسلامی است.
گزارش را در تریبون زمانه بخوانید.
#کارزار_صدای_ایران #VoiceofIran
@aposiran
✍🏼 نیلوفر غلامی
دو موسسه غیرانتفاعی ایرانی – آلمانی و برخی فعالان حقوق بشر با هدف «انعکاس صدای ایرانیان داخل ایران» به سیاستگذاران و افکار عمومی در آلمان و «محکومیت نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی»، کارزار «صدای ایران» را راهاندازی کردهاند.
این کارزار از دولت آلمان می خواهد تا به عنوان یک کشور دموکراتیک ضمن موضعگیری شفاف درباره جمهوری اسلامی، با این حکومت ناقض حقوق بشر و ترویج کننده تروریسم همکاری نکند و در کنار مردم ایران بایستد.
در گام نخست این کمپین، ۳۰۰ وسیله حمل و نقل عمومی به مدت سه ماه در چهار شهر بزرگ آلمان، شامل هامبورگ، برلین، دوسلدورف و کلن با تصاویری از جانباختگان آبان ۹۸ و هواپیمای اوکراینی به حرکت در آمده تا «افکار عمومی» در آلمان را نسبت به سرکوب و نقض گسترده حقوق بشر در جمهوری اسلامی آگاه کند.
«موسسه ترویج جامعه باز» در آلمان یکی از موسساتی است که این کارزار را به راه انداختهاند. آنطور که در بیانیه مطبوعاتی این موسسه آمده: این کمپین در گامهای بعدی با ابزارهای مختلف، «رسانهها» و «دولت جدید آلمان» را مخاطب قرار خواهد داد و صدای مردم ایران را به آنها خواهد رساند.
از اهداف اصلی این کمپین، استمرار جنبش «نه به جمهوری اسلامی»، نقد رسانههای اروپایی بهویژه آلمانی نسبت به وقایع ایران، انتقاد از رویکرد دولت آلمان نسبت به سرکوب مردم ایران و درخواست از دولت جدید این کشور برای توجه به مطالبات آزادیخواهانه ایرانیان و همچنین اعلام همبستگی با ایرانیان داخل کشور در مسیر گذار به دموکراسی است.
عبدالرضا احمدی پژوهشگر مالی و مدیر موسسه ترویج جامعه باز ضمن تاکید بر اینکه وظیفه انسانی همه ایرانیانی که دور از وطن، در کشوری امن و دموکراتیک زندگی میکنند، این است که صدای مردم ایران باشند، میگوید: «در گام بعدی کمپین ما به سراغ رسانههای آلمانی خواهیم رفت و از آنان خواهیم خواست که به جای انتشار روایت حکومت جمهوری اسلامی، به سراغ فعالان دموکراسیخواه ایرانی بروند و صدای مردم ایران برای بازگو کردن نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم حاکم بر ایران باشند.»
به گفته احمدی، فاز سوم این کمپین شامل «نامهنگاری و ملاقات با مقامات دولت جدید آلمان» خواهد بود تا از آنان خواسته شود به جای حمایت از یک حکومت سرکوبگر که مروج تروریسم و آشوب در منطقه و دنیاست، از خواست مردم ایران برای گذار به دموکراسی پشتیبانی کنند.
«انجمن دموکراسی و حقوق بشر برای ایران» (IMUDI) موسسه دیگری است که به همراه تنی چند از فعالان آزادیخواه ایرانی- آلمانی، اعلام کردهاند در کارزار صدای ایران، از همه توان خود برای نشان دادن عمق نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی استفاده خواهند کرد.
تصاویری از پویا بختیاری و ریرا اسماعیلیون از جانباختگان آبان ۹۸ و هواپیمای اوکراینی برای جلب توجه افکار عمومی در آلمان نسبت به آنچه که امروز در ایران میگذرد، استفاده شده است. در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بیش از ۱۵۰۰ نفر توسط حکومت جمهوری اسلامی کشته شدند. در مدت کوتاهی پس از کشتار خونین آبان، ۱۷۶ مسافر پرواز ۷۵۲ اوکراین نیز با اصابت دو موشک سپاه پاسداران جان باختند. بسیاری از خانوادههای جانباختگان حتی از برگزاری مراسم سوگواری و وداع با عزیزانشان نیز محروم شدند. اینها تنها شماری از موارد نقض سیستماتیک حقوق بشر در بیش از چهار دهه حکمرانی جمهوری اسلامی است.
گزارش را در تریبون زمانه بخوانید.
#کارزار_صدای_ایران #VoiceofIran
@aposiran
Telegram
APOS IRAN Media
@corruptionwatch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آشنایی با کارزار «صدای ایران» که قصد مقابله با پروپاگاندای جمهوری اسلامی ایران را دارد. گفتگوی عبدالرضا احمدی مدیر موسسه ترویج جامعه باز با تلویزیون صدای آمریکا
#کارزار_صدای_ایران #VoiceofIran
@aposiran
#کارزار_صدای_ایران #VoiceofIran
@aposiran
کارزار «صدای ایران»؛ تصاویر کشتهشدگان آبان و هواپیمای اوکراینی در خیابانهای آلمان
✍🏼 ایندیپندنت فارسی
موسسه ترویج جامعه باز همراه با شماری دیگر از افراد و نهادهای مدنی در آلمان کارزار «صدای ایران» با هدف آگاهیبخشی درباره کشتهشدگان اعتراضهای آبان ۹۸ و جان باختگان سرنگونی هواپیمای اوکراینی با موشکهای سپاه را راهاندازی کرده است. کارزاری مشابه زندگی نرمال که پوستری عظیم با هدف آگاهی بخشی در همین زمینه را در نیویورک نصب کرد.
در گام نخست کارزار «صدای ایران»، ۳۰۰ وسیله حمل و نقل عمومی به مدت سه ماه در چهار شهر بزرگ آلمان، هامبورگ، دوسلدورف، کلن و برلین با تصاویر جانباختگان آبان و هواپیمای اوکراینی در شهر حرکت میکنند. هدف از این اقدام آگاه کردن افکار عمومی آلمان درباره سرکوب و نقض گسترده حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران است.
در جریان سرکوب خونین اعتراضهای آبان ۹۸ به کمک قطع اینترنت دستکم ۱۵۰۰ نفر کشته شدند (گزارش رویترز). هواپیمای اوکراینی نیز ۱۹ دیماه ۱۳۹۸ با ۱۷۶ مسافر و خدمه با موشکهای سپاه بر فراز تهران ساقط شد.
کارزار «صدای ایران» در گامهایی بعدی «رسانهها» و «دولت جدید آلمان» را مخاطب قرار خواهد داد و اهداف اصلی آن استمرار جنبش «نه به جمهوری اسلامی»، نقد رویکرد دولت آلمان نسبت به سرکوب مردم ایران و درخواست از دولت جدید این کشور برای توجه به مطالبان آزادیخواهانه ایرانیان اعلام شده است.
پیش از این نیز کارزار «زندگی نرمال» یک پوستر عظیم در مقابل ساختمان نیویورکتایمز در نیویورک نصب کرده بود.
این پوستر تصویری از علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی را نشان میداد که اسلحهای در دست دارد. روی این پوستر به کشتهشدگان آبان و هواپیمای اوکراینی اشاره شده و دروغهایی که جمهوریی اسلامی درباره برجام گفته است. این پوستر همچنین از رسانههایی انتقاد میکند که اعمال جنایتکارانه جمهوری اسلامی را توجیه میکنند.
گزارش را در ایندیپندنت فارسی بخوانید.
#کارزار_صدای_ایران #VoiceofIran
@aposiran
✍🏼 ایندیپندنت فارسی
موسسه ترویج جامعه باز همراه با شماری دیگر از افراد و نهادهای مدنی در آلمان کارزار «صدای ایران» با هدف آگاهیبخشی درباره کشتهشدگان اعتراضهای آبان ۹۸ و جان باختگان سرنگونی هواپیمای اوکراینی با موشکهای سپاه را راهاندازی کرده است. کارزاری مشابه زندگی نرمال که پوستری عظیم با هدف آگاهی بخشی در همین زمینه را در نیویورک نصب کرد.
در گام نخست کارزار «صدای ایران»، ۳۰۰ وسیله حمل و نقل عمومی به مدت سه ماه در چهار شهر بزرگ آلمان، هامبورگ، دوسلدورف، کلن و برلین با تصاویر جانباختگان آبان و هواپیمای اوکراینی در شهر حرکت میکنند. هدف از این اقدام آگاه کردن افکار عمومی آلمان درباره سرکوب و نقض گسترده حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران است.
در جریان سرکوب خونین اعتراضهای آبان ۹۸ به کمک قطع اینترنت دستکم ۱۵۰۰ نفر کشته شدند (گزارش رویترز). هواپیمای اوکراینی نیز ۱۹ دیماه ۱۳۹۸ با ۱۷۶ مسافر و خدمه با موشکهای سپاه بر فراز تهران ساقط شد.
کارزار «صدای ایران» در گامهایی بعدی «رسانهها» و «دولت جدید آلمان» را مخاطب قرار خواهد داد و اهداف اصلی آن استمرار جنبش «نه به جمهوری اسلامی»، نقد رویکرد دولت آلمان نسبت به سرکوب مردم ایران و درخواست از دولت جدید این کشور برای توجه به مطالبان آزادیخواهانه ایرانیان اعلام شده است.
پیش از این نیز کارزار «زندگی نرمال» یک پوستر عظیم در مقابل ساختمان نیویورکتایمز در نیویورک نصب کرده بود.
این پوستر تصویری از علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی را نشان میداد که اسلحهای در دست دارد. روی این پوستر به کشتهشدگان آبان و هواپیمای اوکراینی اشاره شده و دروغهایی که جمهوریی اسلامی درباره برجام گفته است. این پوستر همچنین از رسانههایی انتقاد میکند که اعمال جنایتکارانه جمهوری اسلامی را توجیه میکنند.
گزارش را در ایندیپندنت فارسی بخوانید.
#کارزار_صدای_ایران #VoiceofIran
@aposiran
Telegram
APOS IRAN Media
@corruptionwatch
سقوط آزاد اقتصاد ایران؛ به گفته بانک جهانی سهم اقتصاد ایران از اقتصاد ۸۵ تریلیون دلاری جهان تنها ۲ درصد است.
#ورشکستگی_اقتصادی #حکمرانی_خوب
@aposiran
#ورشکستگی_اقتصادی #حکمرانی_خوب
@aposiran
آیا وعده رئیسی برای ساخت سالانه یک میلیون مسکن عملی است؟
✍🏼 یوحنا نجدی
ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور اسلامی ایران روز چهارم شهریورماه در نخستین جلسه دولت سیزدهم با اشاره به وعده انتخاباتی خود مبنی بر ساخت یک میلیون مسکن در سال گفت که این وعده «باید در میدان عمل تحقق پیدا کند».
او همچنین از وزیر مسکن و شهرسازی خواست تا این موضوع را «با حساسیت و جدیت» دنبال کند تا «این وعده تحقق یابد».
آیا این وعده ابراهیم رئیسی تحققپذیر است؟ و با درخواست از وزیر مسکن و شهرسازی و اقدامهای دستوری میتوان مشکل مسکن در ایران را حل کرد؟
نگاهی کلی به اقتصاد ایران و سابقه این وعده در دولتهای گذشته نشان میدهد که این سخنان ابراهیم رئیسی، وعدهای گمراهکننده است؛ وعدهای غیرکارشناسی و بیاعتنا به وضعیت اقتصادی کنونی در ایران، که اساساً بسترهای لازم برای تحقق و پیگیری آن فراهم نیست.
ابراهیم رئیسی، پیشتر و در جریان رقابتهای انتخاباتی در خردادماه گذشته نیز وعده داده بود که در صورت پیروزی در انتخابات، سالانه یک میلیون مسکن احداث خواهد کرد. او از جمله، شامگاه ۲۳ خردادماه در گفتوگو با بخش خبری ۲۰:۳۰ شبکه دو در تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر این وعده، درباره امکان تحقق آن گفت: «ما زمین کم نداریم و اطراف شهرها پر از زمین است که در اختیار دستگاههای مختلفی است و این زمینها باید آزاد شود».
در همین راستا، رستم قاسمی روز هفتم شهریور درباره برنامههای وزارت راه و شهرسازی در دولت سیزدهم گفت که «توان مهندسی، فنی و شرکتهایی که عملا بتوانند یک میلیون مسکن را بسازند، در کشور وجود دارد».
مسئولان جمهوری اسلامی از سالها پیش ساخت یک میلیون مسکن در سال را وعده دادهاند. دولت محمود احمدینژاد نیز در طرح «مسکن مهر» قصد داشت تا چهار میلیون مسکن احداث کند و گفته بود که با اجرای این طرح، «مشکل مسکن در ایران به طور کلی برطرف میشود». وعدهای که نه تنها تحقق نیافت بلکه بسیاری از واحدهای مسکونی ساخته شده در حاشیه شهرها از ابتداییترین امکانات زندگی همچون آب، برق، تلفن و زیر ساختهای لازم نظیر درمانگاه و مدرسه محروم بودند.
طرح «مسکن مهر» در حالی به موفقیت نرسید که بهای نفت در دولت احمدینژاد به بیش از بشکهای ۱۰۰ دلار و مجموع درآمد ارزی نیز به بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار رسیده و از این لحاظ، دولت وقت از امکانات مالی گستردهای برای تحقق آن برخوردار بود.
در دولت حسن روحانی هم بحث مسکن ملی یا «مسکن اجتماعی» مطرح شد. عباس آخوندی، وزیر وقت مسکن و شهرسازی در فروردین ماه سال ۱۳۹۳ گفته بود که
«مسکن اجتماعی» مشخصاً «برای گروههایی با پایینترین سطح درآمد» هدف گذاری شده است. این طرح نیز بدون نتیجه مشخصی به بایگانی سپرده شد به طوری که بازار مسکن طی یک سال گذشته، در رکود شدیدی به سر میبرد؛ بر اساس گزارش بانک مرکزی، متوسط قیمت خانه در اردیبهشت امسال نسبت به ماه مشابه پارسال نزدیک به ۷۰ درصد رشد داشته و شمار معاملات مسکن نیز ۶۵ درصد کاهش داشته است. طبق آمارهای رسمی، قیمت مسکن طی هشت سال گذشته بیش از هشت برابر شده است.
حالا ابراهیم رئیسی، مجدداً ساخت سالانه یک میلیون مسکن را وعده میدهد؛ وعدهای که بدون در نظر گرفتن شرایط کلی اقتصاد ایران، وضعیت بازار مسکن و همچنین امکان تأمین بودجه برای انبوهسازی، عملاً سرنوشتی جز وعدههای پیشین نخواهد داشت.
این وعده بویژه امکان تأمین بودجه آن، از سوی شماری از مقامهای مسوول در جمهوری اسلامی نیز با شک و تردیدهای جدی مواجه شده است. از جمله، سعید محمد، فرمانده پیشین قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا، گفت که برای تحقق این وعده «حداقل ۵۰۰ هزار میلیارد تومان پول نیاز است» و این رقم «پنج برابر بودجه عمرانی کشور است».
به گفته وی، تزریق چنین عددی «تورم وحشتناک ۳۰ تا ۴۰ درصد بیش از نرخ تورم بالای کنونی را در پی دارد» و «چنین پولی اصلا در دسترس نیست».
یادداشت کامل را در وبسایت رادیوفردا بخوانید.
#راستی_آزمایی #دولت_رئیسی
@aposiran
✍🏼 یوحنا نجدی
ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور اسلامی ایران روز چهارم شهریورماه در نخستین جلسه دولت سیزدهم با اشاره به وعده انتخاباتی خود مبنی بر ساخت یک میلیون مسکن در سال گفت که این وعده «باید در میدان عمل تحقق پیدا کند».
او همچنین از وزیر مسکن و شهرسازی خواست تا این موضوع را «با حساسیت و جدیت» دنبال کند تا «این وعده تحقق یابد».
آیا این وعده ابراهیم رئیسی تحققپذیر است؟ و با درخواست از وزیر مسکن و شهرسازی و اقدامهای دستوری میتوان مشکل مسکن در ایران را حل کرد؟
نگاهی کلی به اقتصاد ایران و سابقه این وعده در دولتهای گذشته نشان میدهد که این سخنان ابراهیم رئیسی، وعدهای گمراهکننده است؛ وعدهای غیرکارشناسی و بیاعتنا به وضعیت اقتصادی کنونی در ایران، که اساساً بسترهای لازم برای تحقق و پیگیری آن فراهم نیست.
ابراهیم رئیسی، پیشتر و در جریان رقابتهای انتخاباتی در خردادماه گذشته نیز وعده داده بود که در صورت پیروزی در انتخابات، سالانه یک میلیون مسکن احداث خواهد کرد. او از جمله، شامگاه ۲۳ خردادماه در گفتوگو با بخش خبری ۲۰:۳۰ شبکه دو در تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی ضمن تأکید بر این وعده، درباره امکان تحقق آن گفت: «ما زمین کم نداریم و اطراف شهرها پر از زمین است که در اختیار دستگاههای مختلفی است و این زمینها باید آزاد شود».
در همین راستا، رستم قاسمی روز هفتم شهریور درباره برنامههای وزارت راه و شهرسازی در دولت سیزدهم گفت که «توان مهندسی، فنی و شرکتهایی که عملا بتوانند یک میلیون مسکن را بسازند، در کشور وجود دارد».
مسئولان جمهوری اسلامی از سالها پیش ساخت یک میلیون مسکن در سال را وعده دادهاند. دولت محمود احمدینژاد نیز در طرح «مسکن مهر» قصد داشت تا چهار میلیون مسکن احداث کند و گفته بود که با اجرای این طرح، «مشکل مسکن در ایران به طور کلی برطرف میشود». وعدهای که نه تنها تحقق نیافت بلکه بسیاری از واحدهای مسکونی ساخته شده در حاشیه شهرها از ابتداییترین امکانات زندگی همچون آب، برق، تلفن و زیر ساختهای لازم نظیر درمانگاه و مدرسه محروم بودند.
طرح «مسکن مهر» در حالی به موفقیت نرسید که بهای نفت در دولت احمدینژاد به بیش از بشکهای ۱۰۰ دلار و مجموع درآمد ارزی نیز به بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار رسیده و از این لحاظ، دولت وقت از امکانات مالی گستردهای برای تحقق آن برخوردار بود.
در دولت حسن روحانی هم بحث مسکن ملی یا «مسکن اجتماعی» مطرح شد. عباس آخوندی، وزیر وقت مسکن و شهرسازی در فروردین ماه سال ۱۳۹۳ گفته بود که
«مسکن اجتماعی» مشخصاً «برای گروههایی با پایینترین سطح درآمد» هدف گذاری شده است. این طرح نیز بدون نتیجه مشخصی به بایگانی سپرده شد به طوری که بازار مسکن طی یک سال گذشته، در رکود شدیدی به سر میبرد؛ بر اساس گزارش بانک مرکزی، متوسط قیمت خانه در اردیبهشت امسال نسبت به ماه مشابه پارسال نزدیک به ۷۰ درصد رشد داشته و شمار معاملات مسکن نیز ۶۵ درصد کاهش داشته است. طبق آمارهای رسمی، قیمت مسکن طی هشت سال گذشته بیش از هشت برابر شده است.
حالا ابراهیم رئیسی، مجدداً ساخت سالانه یک میلیون مسکن را وعده میدهد؛ وعدهای که بدون در نظر گرفتن شرایط کلی اقتصاد ایران، وضعیت بازار مسکن و همچنین امکان تأمین بودجه برای انبوهسازی، عملاً سرنوشتی جز وعدههای پیشین نخواهد داشت.
این وعده بویژه امکان تأمین بودجه آن، از سوی شماری از مقامهای مسوول در جمهوری اسلامی نیز با شک و تردیدهای جدی مواجه شده است. از جمله، سعید محمد، فرمانده پیشین قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا، گفت که برای تحقق این وعده «حداقل ۵۰۰ هزار میلیارد تومان پول نیاز است» و این رقم «پنج برابر بودجه عمرانی کشور است».
به گفته وی، تزریق چنین عددی «تورم وحشتناک ۳۰ تا ۴۰ درصد بیش از نرخ تورم بالای کنونی را در پی دارد» و «چنین پولی اصلا در دسترس نیست».
یادداشت کامل را در وبسایت رادیوفردا بخوانید.
#راستی_آزمایی #دولت_رئیسی
@aposiran
Telegram
APOS IRAN Media
@corruptionwatch
میثم لطیفی استخدام میکند؛ بختِ بازِ امامصادقیها و روحانیون بیعمامه
یوحنا نجدی
ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، روز ۱۴ شهریورماه میثم لطیفی را به سمت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی کشور منصوب کرد؛ انتصابی که بیش از نمای ظاهری آن، نمادی از یک رویکرد اداری، استخدامی و مدیریتی در بدنۀ اداری و اجرایی کشور است؛ مدیریت جهادی-مسجدی با نقشآفرینی دانشآموختگان «دانشگاه امام صادق» تهران.
میثم لطیفی متولد اسفند ۱۳۵۷ در همدان است، کودکی را اما در قم گذراند و همانجا به مدرسه رفت. دیپلم ریاضی- فیزیک را سال ۱۳۷۴ از دبیرستان امام رضا و یک سال بعد پیشدانشگاهی را در «مرکز پیشدانشگاهی آیتالله خامنهای» در قم گذراند. سال ۱۳۸۳ مدرک کارشناسی ارشد پیوسته معارف اسلامی و مدیریت صنعتی را از دانشگاه امام صادق تهران گرفت.
پنج سال بعد دکتری تخصصی مدیریت منابع انسانی را از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرد، اما برای کار و موقعیت شغلی به دانشگاه امام صادق بازگشت آنچنانکه از سال ۱۳۸۴ تاکنون استاد و عضو هیئت علمی و از سال ۱۳۹۵ تاکنون رئیس دانشکدۀ معارف اسلامی و مدیریت در دانشگاه امام صادق است.
عضویت در مراکزی چون «بنیاد ملی نخبگان» از سال ۱۳۸۹، کارگروه تخصصی «مدیریت شورای گسترش و برنامهریزی آموزش عالی» از سال ۱۳۹۷ و «شورای پژوهشی مسجد مقدس جمکران» از ۱۳۹۳ تاکنون در سابقۀ وی دیده میشود.
میثم لطیفی اما نمادی از دانشآموختگان دانشگاه امام صادق تهران است؛ تیپ جوانانی که تنها عبا و عمامۀ روحانیت به تن نمیکنند اما کلام، مواضع، علایق و حتی تُن صدای آنها را میتوان در ردیف روحانیون، بهویژه روحانیون تندرو، طبقهبندی کرد.
حوزۀ علایق او شامل مسجد، مدیریت مسجدی، زندگی مسجدمحور و رسیدن به «مسجد تراز» یا «آرمانی» است؛ مسجدی که «امامجماعتش دائم آنجاست». از همین روست که بهتناوب و در سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵ عضو «فراخوان ایدههای مسجدی» با نام اختصاری «فام» بوده است.
رسانههای دولتی جمهوری اسلامی گاه از میثم لطیفی با عنوان «پایهگذار هستۀ مدیریت مسجدی» یاد میکنند، گهگاه بهعنوان کارشناس در برنامههای تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی با موضوع محوری مسجد حاضر میشود و سعی میکند تا با ادبیاتی جوانپسند دربارۀ اهمیت مسجد و «نقش کلیدی امامجماعت» در حل مشکلات مردم اعم از ازدواج و اشتغال سخن بگوید آنچنانکه مثلاً بهگفتۀ او امامجماعت مسجد هرچه «کمخرجتر» باشد، «تودلبروتر است».
میثم لطیفی در دانشگاه امام صادق حضور پررنگی دارد، از تدریس و مدیریت دانشکده تا مدیرمسئولی فصلنامه. مهرماه سال گذشته فصلنامۀ «مدیریت جهادی» با پروندۀ ویژۀ «درآمدی بر مکتب حاجقاسم» به مدیرمسئولی میثم لطیفی منتشر شد؛ فصلنامهای که در شمارههای بعدی نیز قصد دارد همچنان ابعاد مختلف «مکتب حاجقاسم» را تبیین کند.
میثم لطیفی برای اینکه امروز به سمت معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی کشور منصوب شود، از سالها قبل تلاش کرده به جریان سیاسی موسوم به اصولگرا و «ذوب در ولایت فقیه» وصل شود، از جمله مثلاً در خرداد ۱۳۹۴ کنفرانسی با عنوان دومین کنفرانس «نوآوری و اجتهاد از منظر امام خامنهای» در بیروت لبنان برگزار شد که سخنران اصلی آن سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، بود. یکی از سخنرانان اصلی در جلسۀ نخست این کنفرانس کسی نبود جز میثم لطیفی که دربارۀ «جایگاه تمدن مسجد در فرهنگ اسلامی» سخنرانی کرد.
لطیفی سالهاست که در ستاد نامزدهای اصولگرا در انتخابات ریاستجمهوری پرسه میزند، سخن میراند و حمایت میکند. بهار سال ۱۳۹۶ در جریان دوازدهمین دورۀ انتخابات ریاستجمهوری حامی محمدباقر قالیباف و «رئیس شورای راهبری دانشگاهیان» در ستاد او بود. چهارسال پیش از آن اما در ستاد وحید جلیلی بود و در بیانیۀ ۲۵۰امضایی دانشآموختگان دانشگاه امام صادق در حمایت از سعید جلیلی نام میثم لطیفی نیز دیده میشود. اما شکست جلیلی در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ به این همکاری پایان نبخشید به طوری که با تشکیل «دولت سایه» از سوی جلیلی، لطیفی به سمت «مسئول شورای عالی آموزش» در دولت سایه منصوب شد.
یادداشت کامل را در وبسایت رادیوفردا بخوانید.
#میثم_لطیفی #دولت_رئیسی
@aposiran
یوحنا نجدی
ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، روز ۱۴ شهریورماه میثم لطیفی را به سمت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی کشور منصوب کرد؛ انتصابی که بیش از نمای ظاهری آن، نمادی از یک رویکرد اداری، استخدامی و مدیریتی در بدنۀ اداری و اجرایی کشور است؛ مدیریت جهادی-مسجدی با نقشآفرینی دانشآموختگان «دانشگاه امام صادق» تهران.
میثم لطیفی متولد اسفند ۱۳۵۷ در همدان است، کودکی را اما در قم گذراند و همانجا به مدرسه رفت. دیپلم ریاضی- فیزیک را سال ۱۳۷۴ از دبیرستان امام رضا و یک سال بعد پیشدانشگاهی را در «مرکز پیشدانشگاهی آیتالله خامنهای» در قم گذراند. سال ۱۳۸۳ مدرک کارشناسی ارشد پیوسته معارف اسلامی و مدیریت صنعتی را از دانشگاه امام صادق تهران گرفت.
پنج سال بعد دکتری تخصصی مدیریت منابع انسانی را از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرد، اما برای کار و موقعیت شغلی به دانشگاه امام صادق بازگشت آنچنانکه از سال ۱۳۸۴ تاکنون استاد و عضو هیئت علمی و از سال ۱۳۹۵ تاکنون رئیس دانشکدۀ معارف اسلامی و مدیریت در دانشگاه امام صادق است.
عضویت در مراکزی چون «بنیاد ملی نخبگان» از سال ۱۳۸۹، کارگروه تخصصی «مدیریت شورای گسترش و برنامهریزی آموزش عالی» از سال ۱۳۹۷ و «شورای پژوهشی مسجد مقدس جمکران» از ۱۳۹۳ تاکنون در سابقۀ وی دیده میشود.
میثم لطیفی اما نمادی از دانشآموختگان دانشگاه امام صادق تهران است؛ تیپ جوانانی که تنها عبا و عمامۀ روحانیت به تن نمیکنند اما کلام، مواضع، علایق و حتی تُن صدای آنها را میتوان در ردیف روحانیون، بهویژه روحانیون تندرو، طبقهبندی کرد.
حوزۀ علایق او شامل مسجد، مدیریت مسجدی، زندگی مسجدمحور و رسیدن به «مسجد تراز» یا «آرمانی» است؛ مسجدی که «امامجماعتش دائم آنجاست». از همین روست که بهتناوب و در سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵ عضو «فراخوان ایدههای مسجدی» با نام اختصاری «فام» بوده است.
رسانههای دولتی جمهوری اسلامی گاه از میثم لطیفی با عنوان «پایهگذار هستۀ مدیریت مسجدی» یاد میکنند، گهگاه بهعنوان کارشناس در برنامههای تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی با موضوع محوری مسجد حاضر میشود و سعی میکند تا با ادبیاتی جوانپسند دربارۀ اهمیت مسجد و «نقش کلیدی امامجماعت» در حل مشکلات مردم اعم از ازدواج و اشتغال سخن بگوید آنچنانکه مثلاً بهگفتۀ او امامجماعت مسجد هرچه «کمخرجتر» باشد، «تودلبروتر است».
میثم لطیفی در دانشگاه امام صادق حضور پررنگی دارد، از تدریس و مدیریت دانشکده تا مدیرمسئولی فصلنامه. مهرماه سال گذشته فصلنامۀ «مدیریت جهادی» با پروندۀ ویژۀ «درآمدی بر مکتب حاجقاسم» به مدیرمسئولی میثم لطیفی منتشر شد؛ فصلنامهای که در شمارههای بعدی نیز قصد دارد همچنان ابعاد مختلف «مکتب حاجقاسم» را تبیین کند.
میثم لطیفی برای اینکه امروز به سمت معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی کشور منصوب شود، از سالها قبل تلاش کرده به جریان سیاسی موسوم به اصولگرا و «ذوب در ولایت فقیه» وصل شود، از جمله مثلاً در خرداد ۱۳۹۴ کنفرانسی با عنوان دومین کنفرانس «نوآوری و اجتهاد از منظر امام خامنهای» در بیروت لبنان برگزار شد که سخنران اصلی آن سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان، بود. یکی از سخنرانان اصلی در جلسۀ نخست این کنفرانس کسی نبود جز میثم لطیفی که دربارۀ «جایگاه تمدن مسجد در فرهنگ اسلامی» سخنرانی کرد.
لطیفی سالهاست که در ستاد نامزدهای اصولگرا در انتخابات ریاستجمهوری پرسه میزند، سخن میراند و حمایت میکند. بهار سال ۱۳۹۶ در جریان دوازدهمین دورۀ انتخابات ریاستجمهوری حامی محمدباقر قالیباف و «رئیس شورای راهبری دانشگاهیان» در ستاد او بود. چهارسال پیش از آن اما در ستاد وحید جلیلی بود و در بیانیۀ ۲۵۰امضایی دانشآموختگان دانشگاه امام صادق در حمایت از سعید جلیلی نام میثم لطیفی نیز دیده میشود. اما شکست جلیلی در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۹۲ به این همکاری پایان نبخشید به طوری که با تشکیل «دولت سایه» از سوی جلیلی، لطیفی به سمت «مسئول شورای عالی آموزش» در دولت سایه منصوب شد.
یادداشت کامل را در وبسایت رادیوفردا بخوانید.
#میثم_لطیفی #دولت_رئیسی
@aposiran
Telegram
APOS IRAN Media
@corruptionwatch
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز جهانی دموکراسی
سازمان ملل متحد پانزدهم سپتامبر/ ۲۴ شهریور را "روز جهانی دموکراسی" اعلام کرده است.
#دموکراسی #حکمرانی_خوب
@aposiran
سازمان ملل متحد پانزدهم سپتامبر/ ۲۴ شهریور را "روز جهانی دموکراسی" اعلام کرده است.
#دموکراسی #حکمرانی_خوب
@aposiran
کودکان ایران، از حیات طیبه تا کار در چهارراهها!
✍🏼 نجات بهرامی، روزنامهنگار
#میهمان_موسسه
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به عنوان مانیفست رسمی حکومت در حوزه آموزش و پرورش در بخش اهداف و ماموریتها، نخستین ماموریت آموزش و پرورش را تربیت دانشآموزانی میداند با این ویژگیها: دين اسلام را حق دانسته و آن را به عنوان نظام معيار میشناسند و به آن باور دارند و آگاهانه، آزادانه، شجاعانه و فداكارانه برای تکوين و تعالی اخلاقی خود و دستیابی به مرتبهای از حيات طيبه و استقرار حكومت عدل جهانی مهدوی از آن تبعيت مینمايند و به رعايت احكام و مناسك دين و موازين اخلاقی مقيّد هستند.
اگر از ابهام موجود در اصطلاحاتی چون «حیات طیبه» بگذریم و حکومت عدل جهانیِ مهدوی را نیز پدیدهای شناختهشده نزد اکثر دانشآموزان کشور فرض کنیم، آنگاه این سوال پیش میآید که چنین انتظاراتی که در اسناد مهم و راهبردی حاکمیت هم مورد تاکید قرار گرفته، با تکیه بر چه امکاناتی قابل تحقق است؟ به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی برای جامه عمل پوشاندن به این آرمانهای بزرگش در نظام آموزشی کشور، تا چه اندازه لوازم و شرایط آن را مهیا نموده است؟ به نظر میرسد برای پاسخ به این سوال لازم است نگاهی به برخی آمارهای مرتبط با حوزه آموزش و پرورش داشته باشیم.
ایران تنها در سال تحصیلی جدید با کمبود بیش از ۵۰ هزار کلاس درس مواجه است و این در حالی است که حدود ۶۰ درصد از همین مدارس موجود هم به دست مردم و خیرین مدرسهساز تاسیس شدهاند و حکومت عملا نظارهگری بوده که مراقب بُعد حاکمیتی و ایدئولوژیک آموزش و پرورش بوده و مسئولیت چندانی برای تامین مالی آن به عهده نگرفته است. از طرفی به خاطر کمبود شدید نیروی انسانی و عدم تخصیص بودجه برای استخدام معلمان جدید، کشور با کمبود ۳۰۰ هزار معلم روبروست و تنها راهکار جمهوری اسلامی برای این مسئله، فشرده کردن کلاسها و افزایش غیراستاندارد جمعیت کلاسها است که کیفیت آموزش را تحت تاثیر قرار داده است. وجود مدارس کپری و کانکسی و استفاده از سرباز معلم در بسیاری از روستاهای کشور نیز ظاهرا جلوههایی از تلاش حکومت برای رساندن کودکان ایران به «حیات طیبه» است! در نهایت میتوان مطمئن بود که ماحصل تحمیل ایدئولوژی اسلام سیاسی و پمپاژ مفاهیم مذهبی در نظام آموزشی کشور در کنار شانه خالی کردن حکومت از مسئولیتهای بدیهی خود در تامین آموزش کودکان، سرزمین سوختهای بر جای میگذارد با کودکانی محروم از آموزش که دوران نوجوانی خود را به جای مدرسه و محیط آموزشی در مزارع کشاورزی و یا چهارراههای شهرهای بزرگ به عنوان کودکان کار سپری میکنند.
مطالب #میهمان_موسسه الزاما بیانگر دیدگاه «موسسه ترویج جامعه باز» نیست.
شما هم میتوانید نظر و یادداشت کوتاهتان (حداکثر ۴۰۰ کلمه) را درباره همین موضوع و برای انتشار در همین کانال، به واتساپ موسسه به شماره ۰۰۴۹۱۷۸۹۳۸۱۹۷۱ ارسال کنید.
@aposiran
✍🏼 نجات بهرامی، روزنامهنگار
#میهمان_موسسه
سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به عنوان مانیفست رسمی حکومت در حوزه آموزش و پرورش در بخش اهداف و ماموریتها، نخستین ماموریت آموزش و پرورش را تربیت دانشآموزانی میداند با این ویژگیها: دين اسلام را حق دانسته و آن را به عنوان نظام معيار میشناسند و به آن باور دارند و آگاهانه، آزادانه، شجاعانه و فداكارانه برای تکوين و تعالی اخلاقی خود و دستیابی به مرتبهای از حيات طيبه و استقرار حكومت عدل جهانی مهدوی از آن تبعيت مینمايند و به رعايت احكام و مناسك دين و موازين اخلاقی مقيّد هستند.
اگر از ابهام موجود در اصطلاحاتی چون «حیات طیبه» بگذریم و حکومت عدل جهانیِ مهدوی را نیز پدیدهای شناختهشده نزد اکثر دانشآموزان کشور فرض کنیم، آنگاه این سوال پیش میآید که چنین انتظاراتی که در اسناد مهم و راهبردی حاکمیت هم مورد تاکید قرار گرفته، با تکیه بر چه امکاناتی قابل تحقق است؟ به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی برای جامه عمل پوشاندن به این آرمانهای بزرگش در نظام آموزشی کشور، تا چه اندازه لوازم و شرایط آن را مهیا نموده است؟ به نظر میرسد برای پاسخ به این سوال لازم است نگاهی به برخی آمارهای مرتبط با حوزه آموزش و پرورش داشته باشیم.
ایران تنها در سال تحصیلی جدید با کمبود بیش از ۵۰ هزار کلاس درس مواجه است و این در حالی است که حدود ۶۰ درصد از همین مدارس موجود هم به دست مردم و خیرین مدرسهساز تاسیس شدهاند و حکومت عملا نظارهگری بوده که مراقب بُعد حاکمیتی و ایدئولوژیک آموزش و پرورش بوده و مسئولیت چندانی برای تامین مالی آن به عهده نگرفته است. از طرفی به خاطر کمبود شدید نیروی انسانی و عدم تخصیص بودجه برای استخدام معلمان جدید، کشور با کمبود ۳۰۰ هزار معلم روبروست و تنها راهکار جمهوری اسلامی برای این مسئله، فشرده کردن کلاسها و افزایش غیراستاندارد جمعیت کلاسها است که کیفیت آموزش را تحت تاثیر قرار داده است. وجود مدارس کپری و کانکسی و استفاده از سرباز معلم در بسیاری از روستاهای کشور نیز ظاهرا جلوههایی از تلاش حکومت برای رساندن کودکان ایران به «حیات طیبه» است! در نهایت میتوان مطمئن بود که ماحصل تحمیل ایدئولوژی اسلام سیاسی و پمپاژ مفاهیم مذهبی در نظام آموزشی کشور در کنار شانه خالی کردن حکومت از مسئولیتهای بدیهی خود در تامین آموزش کودکان، سرزمین سوختهای بر جای میگذارد با کودکانی محروم از آموزش که دوران نوجوانی خود را به جای مدرسه و محیط آموزشی در مزارع کشاورزی و یا چهارراههای شهرهای بزرگ به عنوان کودکان کار سپری میکنند.
مطالب #میهمان_موسسه الزاما بیانگر دیدگاه «موسسه ترویج جامعه باز» نیست.
شما هم میتوانید نظر و یادداشت کوتاهتان (حداکثر ۴۰۰ کلمه) را درباره همین موضوع و برای انتشار در همین کانال، به واتساپ موسسه به شماره ۰۰۴۹۱۷۸۹۳۸۱۹۷۱ ارسال کنید.
@aposiran
موسسه ترویج جامعه باز
کودکان ایران، از حیات طیبه تا کار در چهارراهها! - موسسه ترویج جامعه باز
کودکان ایران، از حیات طیبه تا کار در چهارراهها! نجات بهرامی، روزنامهنگارسند تحول بنیادین آموزش و پرورش به عنوان مانیفست رسمی حکومت در