Ariyan-arta2
2.85K subscribers
236 photos
99 videos
22 files
39 links
ارسال نظرات: gilamut66@gmail.com
Download Telegram
⚫️با این عبارت این گفتار را می آغازیم
افلاطون در رساله قوانین آورده : داریوش شاهنشاه ایران حکیم الحکما می بود

❌در باب دانش فلسفه هر کتاب یا دفتر معتبری را بگشاییم ، در نخستین عبارت سخن از مبدا فلسفه گویند و آغاز آن را از یونان آورده اند ، و یونان را مکانی می دانند که دانش معرفت شناسی را سامان بخشید و به جهان عرضه کرد.
حال با چند نمونه می خواهیم ثابت کنیم ،که فلاسفه پیش سقراطی ، خردمندانی بودند که بر مکتب شاهنشاه ایران می نشستند و عاملان گسترش حکمت اشراق و کاویانی در بالکان از سوی دربار شاهنشاهی ایران بودند ازینرو نام دیگر حکمت اشراق که هسته اصلی در دانش کاویانی است ، حکمت خسروانی می باشد یا دانشی که نزد پادشاهان ایران می بود ازینرو پس از فرو ریزش کاخ کیانی، انجمن هایی که در اسکندریه و انطاکیه هزاران سال در تقلا بودند تا مکتب کاویانی را بربایند، حکمت شاهنشاهی ایران را از میان بردند و یک پیغمبر دروغین بر جایش نشاندند تا راز اصلی شاهنشاه ایران یا کاهن اعظم فاش نشود.بدین حیله گویند تفکیک ویژگی شخصیتی، که بسیار در روند تاریخ ایران موثر افتاد و ابزاری مهلک بود بر دست جادوگران میترایی مشایی، به گونه مثال تیغ بر یک شخصیت بارز تاریخی انداخته و دو شخصیت با ویژگی فردی آن شخص ساخته و آن دو را را کنار هم یا در برابر هم و روبروی هم قرار می دهند تا هرگز راز حقیقت اصلی آن شخصیت فاش نشود و گاهی آن دو را به جان هم می اندازند که در حقیقت در عرصه تاریخ آن دو یک نفر بوده ، که بسیاری از بزرگان ایران بویژه شاهنشاهان به این حیله گرفتار شدند. زیرا تخت کیانی جایگاه حکیمی جنگجو می بود یا همان ابرجنگجو خردمند به عنوان کاهن اعظم بر تخت شاهنشاهی ایران می نشست که فلاسفه جهان بسان هگل او را ابرمرد خوانده اند، بدینسان خردی که توانسته به دایره اسرار وارد شود و با واحد خود در جهان کلان یکسان گردد (اشا) گویند که صورت کلدانی (اشات) می باشد ازینرو آتش در اکادی به با واژه (ایشاتو) شناخته می شود. و در مکتب کاویانی عامل ادغام دو نیروی ضد را به ذات آتش می دانند و آن فلاسفه یونانی که نیروی به نام (آرخی) را به ذات آتش خوانده بی گمان در مکتب خسروانی نزد کاهن اعظم نشسته اند.

🔺واژه (شاه) گونه تخریبی(اشا)یا (اشات) است و این خردبرتر پیرو دانش اشراق که (محرک اول را فعال و آتشین) می دانست به این مرحله می رسید بدینسان واژه (زرتشت) از دو پاره (زار و آتشت) تشکیل شده به معنی بذر آتش و با پیوند به (اشا) ، واژه (اشا زرتشت) پدید آمد ، (اشا) به نقطه ایی اشاره دارد که عامل وحدت بیشمار کثرت است یا همان دانش وحدت در مبدا که شناخت این روند بدون دانش ریاضی و هندسه هرگز میسر نمی شود.

🔶ازینرو بنا به ویژگی تنیدگی در یک نقطه ، شاهنشاه ایران آورنده دانش کاویانی نماد پیوند اقوام، بر تخت می نشست.(اشا زرتشت) عبارتی است که تنها تنها برای شاهنشاه استفاده می شد که به مرور آن ابر خردمند جنگجو از دایره فرهنگ بیرون رانده شد و مردی کتاب بر دست به نمادگوشه نشینی به سخن های فریبنده وارد میدان شد و باور ایران زمین وارونه گشت تا حکمت مشایی بر دانش کاویانی چیره شود. دانش اشای یا دانش شاهنشاهی ایران که معروف به حکمت خسروانی است، به چرخه ازلی در جهان پیش از وجود می نگریست، که به حرکت مدام همواره در حال (شدن) است و به گرانشی سهمگین از تن خود بر یک جهان هندسی به روابط ریاضی تار می تنید ازینرو(وحی) را دانش ریاضی می دانستند، که به مرور این معنا نیز تغییر یافت بدین دلیل تاج شاهنشاهان ایران همواره به نماد هندسی است که انجمن های مخفی به اعضای ریاضی دان از آن سود می بردند بسان شاخه های متعدد گنوستیکی ها وکابلایی ها .👇👇👇
⚫️پس از تازش تازی ریاضی حرام اعلام شد و در مسیحیت بدعت گزاران به نام (پدران کلیسا) بسان (ایرانیوس) نیز دانش گنوستیکی که بنا به تحقیق بسیارانی مبدا آن در ایران بوده را ممنوع اعلام کردند که این همان دانش (شا لام ابوبی ) می بود که تنها شاهنشاهان ایران حامل آن بودند ازینرو حکمای مسیحی از فاش چنین اسراری سخت به هراس افتادند که مبدا هستی را آتش می خواند زیرا گر آدمی بداند تار و پودش تنها به حرکت در هم می پیوندد بسیاری از نیرنگهای زمانه فاش می شود ، از ناله و زاری تا شراب خواری ها در ادیان گوناگون هویدا می شود که تنها یک هدف دارند ، دور کردن آدمی از راه سرشت تا به علاقه که همان اراده کیهانی است به راه جاودانگی نیوفتد و به ستایش و فریبهای هزار رنگ گرفتار سردی و سستی شوند. یکی از فریبهای بزرگ ، ساخت خرافات بود ، بدینسان واتیکان (جنگیران) را بر بالین بیماران به آب مقدس فرستاد.

❌ اکنون به چند نمونه می پردازیم تا دریابیم زرتشت زمانه که سراسر پیش سقراطیان در مکتب او نشستند کسی نبود جز داریوش بزرگ که باید او را (آتا آروشی) همانگونه که در سنگ نبشته ها آمده بخوانیم ، (آتا) همسان(اشا) است به معنی نقطه آتشین که سبب افراشتگی می شود بدینسان در سنسکریت (آتا) به معنی برج می باشد و با (اکا) پاره نخست اکامنش(هخامنش) یکیست به معنی چرخش کثرتی بیشمار در یک مخروط چرخنده که در یک نقطه به هم می پیوندند(یکتاپرستان راستین)، و(آروش) نیز همان (آرش) سبک شده واژه (آرشیش:آرسیس) است به معنی گردونه آتش ساز، معنی دیگر آن پدر اقوام آروشی ، یا آرش زمانه ، و نخستین زرتشت به معنی نخستین کوره دار ارشد می باشد که بر تخت شاهنشاهی نشست .

🔺ازینرو گنوستیکی ها (هام) پدر کوش را نخستین زرتشت پس از سیل بزرگ خوانده اند یا نخستین(آرش) و حامل دانش زرتشتیان ازینرو جوینی و طبری ، اقوام آزری که ریشه شان به (هام) می رسید را به (یافث) تغییر دادند که سراسر فتنه های تبت و واتیکان می بود، و( یافث) یکی از سه فرزند نوح به اقوام کناره نشین دریای مدیترانه گویند و (هام)شناسه دریای (هامون) همان گهواره (فر ایزدی) یا آتش هستی ساز که بر آنجا فرود آمد بدینسان (هام) را با (ح) می نویسند تا از (هامون) دور شود به هر روی (شام) و (هام) به ریشه (آم) به معنی جاودان است

🔶بدینسان دوره جاودانگان در اساتیر هیچ کجا نیست جز سرزمین (امرتان :سیستان) و گارد جاودان در متون یونانی با نام (آموریته) یا جاودانگان آمده که به معنی جنگاوران از قوم آموریته واژه (ایمورتالیتی) برگرفته ازین اقوام هستند،اهالی که به باروری نیروی ازلی در کالبد باورمند بودند تا با واحد خود در جهانِ کلان یکی شوند این بود راز جاودانگی یا همان دانش پیشا سیلی( شا لام ابوبی ).

◾️حال از (پرسیدس) استاد فیثاغورث می آغازیم ، پرسیدس مردی که در غار در جزیره(سیروس :کوروش) زندگی می کرد ، او اساتیر یونان را تا حدودی به صورت نثر در آورد و آنان را گونه (هلنی :یونانی) تاریخ کهن شرق خواند که وقوع رویدادها در خاورمیانه می بود، او نبرد (کرونوس همان ساتورن) با(آفیون)شناسه هیولای آب را در شرق خوانده و گنوستیکیان از قبیل (اسودور) او را شاگرد زرتشت خوانده است، و در آن زمان ایالات یونان یا اسیای صغیر(آیونی) سراسر زیر فرمانروایی ایران هخامنشی یودند که به سبب بُعد مسافتی ، میترائی های ماه پرست که در زمان آشوریان به بالکان گریخته بودن مجال پیدا کرده و در حال یارگیری ، تا شورش ها را بر علیه ایران فرمانروا یا (ایران پدر) مهیا کنند ازینرو سراسر فلاسفه ای که منادی دانش کاویانی بودند به عقوبت های وحشتناکی گرفتار شدند ، که میترایی های مشایی با نام (دموکراسی خواهان) به شعار های فریبنده توده های بسیار را به سوی خود کشاندند زیرا دشمن وحدت در یک نقطه بودند یا همان تخت شاهنشاهی ایران که حکم نقطه جهان ساز(اشا) را در تمدن بشری داشت. بدینسان افلاطون در کتاب جمهوریت که محاوره های سقراط می بود آورده : مرگ سقراط بوسیله دموکراسی خواهان روی داد. و دموکراسی خواهان هیچ نیست جز دشمن شاهنشاهی ایران که سراسر اقوام جهان را در یک نقطه که تخت شاهنشاهی ایران بود پیوند می داد و تاریخ این روند به هزاران سال پیش از ظهور هخامنشیان می رسد و سراسر سازه های کوه آسا بسان هرمهای اندونزی و چین تا مصر از برای دورانی است که دیده به مکتب افراشتگی هرم هستی از عمق عدم داشت. یا همان دانش کاویانی یا دانش پیشا سیلی (شا لام ابوبی)👇👇Isidor
pheresydes
⚫️آورده اند (پرسیدس) دانش ریاضی را همراه با حکمت زرتشتیان ارائه می داد و او سفری به مصر داشته تا بتواند این اسرار را گردآوری کند باید بدانیم تاریخ مصر کامل وارونه شد و مصریان هیچ نقشی در ساخت تمدن مصر نداشتند و آریایی به نام (آرشی کوشانی) به قدمت نامعلوم بر آن سرزمین حاکم بودند تا پیرو چند شورش سرآخر در دوره هجدهم اواخر دروه برنز ، (هیک ساس ها) یا (اکاسیس های )محور پرست فروپاشیده شد و (موسسی های) مادرسالار یا همان مشائیان امور مصر را بر دست گرفتند و بدینسان پس از مدتی با ظهور هخامنشی دگر بار جهان پس از یک کابوس به هوش آمد و جهان دانش پیرو حکمت کاویانی(اشایی) که بر پایه هندسه و ریاضی استوار بود به کار خود ادامه داد.

❌باید بدانیم شناخت وحدت در مبدا هرگز بدون دانش ریاضی و هندسه میسر نمی شد ازینرو هرم سازان بزرگ آریایی هایی بودند که به دانش چرخش جهان مخروطی با وسعتی متناهی در عمق نامتناهی پی بردند، بدینسان سراسر فلاسفه یونان بویژه (پیش سقراطیان) باید به مصر سفر می کردند که گونه ای نوابغ گیری از سوی شاهنشاهی ایران می بود و صالحین و سزاواران به سرزمین اسرار ایران فرستاده می شدند ، و خردمندان به آنجا گرد آمده تا دانش کاویانی را آموخته تا به سراسر جهان گسترش دهند، (پرسیدس) پس از برگشت از سفری مرموز پیرو دانش زرتشتیان ، دانش خود را ارائه داد به مانند سراسر خردمندان دیگر بسان (سولون) ، (لیکورگوس) که همواره پس از برگشت از یک سفر به خردی والا دست یافته و نیم دایره ها را به شاگردان برپا می کردند، اما سرآخر (دموکراسی خواهان) که همان مشائیان میترایی بودند و به شدت از وحدت جهانی در یک نقطه هراس داشتند ، او را گرفته و پوست او را کندند به عنوان پرچم خیانت بر میدان افراختند که یک منظور می رساند ، او را به عنوان مزدور از ایران معرفی کنند و (ایسودور گنوستیکی)آورده که او برپایه پیشگوی های (هام) دانش زرتشتی را به یونانیان می آموخت ،این همان دانش شاهنشاهان نام حکمت خسروانی (خسرو) بود و (کاسرو) که واژه (قیصر )برگرفته از آن است ، عنوانی بود برای شاهنشان کاسی یا همان هیک ساس های جهانگیر ، از چین بودایی تا به رم میترایی مسیحی تنها ربایندگانی نیرنگ باز بودند و سراسر عناصر حکمت آریایی را ربودند ، ازینرو فلاسفه در باب مسیحت اینچنین می گویند ، عرفایی مسیحی در انطاکیه به گونه بی رحمانه و باور نکردنی مکاتب را در هم آمیخته و در یک پیکره گنجاندند ،که مسیحیان ضد چرخه (سواس) بودند که همانگونه در مقالات پیشین اشاره شد ، آن را ربودند به نام خود زدند که امروزه صلیب می خوانیم.
🔺یک پرسش همواره برای آنان که مکاتب مخفی را می خوانند بسان یک سد است در اندیشه ، سراسر فلاسفه بزرگ به گونه ای شاگرد زرتشت خوانده شده اند و یا حامل دانش زرتشت بوده اند، ازینرو زرتشت زمانه که شاهنشاهان ایران بودند، به مردی کتابدار و گوشه نشین تغییر یافت به مکتبی پوچ بیداری مردگان که امروزه آن را رواج می دهند، باوری به هزاران فرشته بالدار که باید مرده را از (پل چینوت)بگذرانند ، این فریب باعث شد که دانش کاویانی که با دانش ریاضی ، گردش روحِ هستی ساز را ثابت می کرد و ابعاد را می شناساند از میان رود ازینرو (جان دی) ریاضی دان بزرگ انگلیسی می گفت : من ریاضی می دانم که می تواند جنگ ها را از میان بر دارد. شوربختانه جهالت و خرافات بر دانش راستین خدایی پیروز شد، کتاب های ستایش میترائیان جای دانش کاویانی و یا حکمت اشراق بدون هیچ ایزدانگاری نشست.
در مقاله بعدی به شاگرد پرسیدس (فیثاغورث) می پردازیم که او نیز شاگرد محض آتا آروشی بزرک یا داریوش همان زرتشت زمانه می بود. در امان باشید سمیعی
📜فایل صوتی شعر اسرار شاهنشاه زرتشت
نویسنده سلمان سمیعی ❌آیا اشا زرتشت ، نخستین شاهنشاه به سنت ازلی کاویانی می بود که برپایه حکمت اشراق جهان را آرایید ، بدینسان اشا نقطه پیوند هستی در نیستی ، نام مردی شد که تمدن بشری را در یک تنیدگی نگه می داشت ، که پس از فروپاشی ایران ساسانی، مغان میترایی آخر زمانی همان ناظران بر ماه که دشمن ابر یل خردمندی بودند که با نام اشا زرتشت بر تخت کیان تکیه میزد ، خود را زرتشت خواندند ، تا راز ابر جنگجو خردمند همان (کوره دار ارشد) که حکم مبدای وحدت ساز را ایفا میکرد فاش نشود.
🔺حال بشنو راز نخستین کوره دار ارشد که دارنده دانش پیشا سیل به نام (شا لام ابوبی) می بود که برای پاکسازی تمدن از اهریمن، مار سوزی کرد ، این سروده چکیده از برگردان مستقل الواح و رمزگشایی متونیست که امروزه به گونه وارونه انان را می خوانیم. 👇👇👇👇👇👇
❌مدام بر گوشمان خواندند و گفتند تاریخ ایران را سوزاندند و بردند و هیچ از آن نماند، مگر می شود ریشه درخت را برکنند و تنه بر خاک استوار ایستد . کتاب تاریخ هر ملت و مردم ، و دفتر هر سنت و فرهنگ را بگشاییم ،بی گمان خواننده تاریخ مردمانی هستیم که به کار و کوشش نور بر ذات دمیدند و بر کارگه خروشان آفرینش درآمدند و اسرار هستی را از تک گوهرتراش دهر شنیدند و باغبانی آراینده شدند در بوستان باستان.
🔶(مقاله فراروی بسیار بسیار مهم است، که بدان می توان درگاه های بسیار را رو به ممنوعات گشود)

📜تاریخ گمشده ایرانزمین بسان گنبد کبود لوحیست سیاه و نامرئی که فرهنگهای هر سرزمین ستارگانی اسیرند درین بستر تاریک و فراگیر📜

👇👇👇👇👇👇
📜بخش دوم حکمت شاهنشاهی ایران 📜

⚫️همانگونه در بخش پیشین شرح داده شد ، فلسفه یونان به دو قسم تقسیم می شود ، پیش سقراطیان و آنان که پس از سقراط وارد میدان شدند ازینروی تاریخ یونان نیز به دو بخش (آرکائیک و هلنی) می باشد ،آرکائیک به معنی دوره ای که زیر سایه شاهنشاهی ایران می بود به مرکزیت مکتب اشایی یا وجود یک جهان طبقاتی به نقطه پیوند شاه ایران ازینرو برگرفته از واژه (آروش:اروک)می باشد و دیگری دوره (هلن) که با ورود اسکندر زیر سایه آموزگار ناپیدا (ارسطو)مکتب مشایی میترایی یا مادرسالاری بر جهان گسترده گشت.
سرشناسان فلسفه پیش از سقراط، در نبرد با (دموکراسی خواهانی) بودند که آنچنان خردمندی غیر از چند بسان (طالس و پارمنیدس) آنان را همراهی نمی کرد، اما دموکراسی خواهان با حیله گری و سخنان فریبنده توده ها را بسوی خود کشاندند و تیغ و تبر شمشیر بر دستشان نهادند تا آزادانه و خودجوش در پی فلاسفه و خردمندانی باشند که آرایش جهان را زیر سایه یک نقطه می پسندیدند و از حاکمیت توده سخت در هراس بودند و آنگونه که تاریخ نگرنده آن شد، دانه دانه خونشان بر تیغ توده های فرهیخته نما فرو چکید، در حقیقت خردمندان یونان رسولان شاهنشاهی ایران بودند و شاگردان (اشا زرتشت بزرگ) ، ازینرو پس از پیروزی مکاتب مشایی میترایی ، دموکراسی بسان ویروس بر جهان پاشیده شد تا سرآخر رخت زیبا بر تن کرد چنانکه امروز ریز و درشت به نشانه حق طلبی از واژه دموکراسی سود می جویندکه در عصر خردمندان ننگ بشریت شمرده می شد، افلاطون در کتاب جمهوریت که در بر دارنده محاورات سقراط است آورده :
، سقراط را دموکراسی خواهان کشتند.

❌ فلاسفه پیش سقراطی سراسر سفری مرموز به سرزمین اسرار در شرق داشتند که به سبب پیروزی مکتب مشایی میترایی ،خاطرات آن دوران پاک شد و گذشته وارونه گشت و سرگذشت سرزمین اسرار ازین دایره رخت بر بست و بر آسمان بنشست و در نبود نظمی که انسان را در دایره طبیعت به برتری رساند، آشوب به تمدن افتاد و آدمی ذبحی شد در پیشگاه مکتب مشایی در دایره ثنویت که تنها راه بازسازی را ذبح در روز آخر می دانست بدینسان صدها باور اخرزمانی به شکل های گوناگون وارد دایره تمدن بشری شدند .بدینسان آن سرزمین اسرار که ایران زمین زادگاه اشا زرتشت می بود بسان گردی بر گرده فراموشی بنشست ،ازینرو فرقه های سیاه به (فراموشخانه) معروفند، بدین معنیست که دیگر کسی نباید از راز سرزمین اسرار به فرمانروایی ابر جنگجو خردمند به نام (اشا زرتشت) آگاه شود ، بدینسان افلاطون در رساله قوانین خود آورده :
(آتا آروشی)داریوش بزرگ شاهنشاه ایران حکیم الحکما می بود

🔺شوربختانه مانویان و مزدکیان که سبب سیل آخر زمانی در ایران ساسانی شدند، خود را تک بازمانده از ایران خواندند و مکاتب مشایی را در قالب فرهنگ ایران باستان وارد میدان کردند که امروزه به (مزدینسی و مینوی) می شناسیم تا دانش کاویانی که بر اساس ریاضی و هندسه استوار بود از دایره تمدنی جدا شود.

🔶دانش کاویانی جهان را تحت حاکمیت اعداد قرار داد و ارقام را حاکم بر شکل ها و نمادها کرد ازینرو به واسطه دانش ریاضی توانست به اشکالی دست یابد که سازه آفرینش به سبب چرخش مدام سازنده آنهاست، بدین ترتیب برپایه ان اشکال حروف الفبا آفریده شد ، بدینسان حروف الفبا باستان باطنی عددی دارد ، و بدین دانش این مردم به راز جهان پیش آفرینش پی بردند و خود را قطعه ای از جهان کلان خواندند که با حرکت می توانند به (کالبد جنبه غیر مادی) دهند و با جنبش مدام در پیوند معادلات ریاضی شوند و با عدم خود یکسان گردند، این بود حکمت اشراق که نوابغ از سراسر جهان به شمال مصر شهر (سائیس) ورود و از آنجا پیرو آزمون و سنجش به ایران زمین فرستاده می شدند و به نزد شاهنشاه ایران که خود را آگاه به دانش پیشا سیلی به نام (شا لام ابوبی) می دانست می نشستند که در متون هرمی مصر با عبارت(پا ناب ثبوتیه) به معنی (دانش بهشتی) آمده و ابن عربی آن را دانش ازلی خواند و چون ملاصدرا به نام خود زد.

👇👇👇👇👇👇
⚫️این فراخوان از سوی شاهنشاه روی می داد و این نوابغ رسولانی می شدند بر سراسر جهان بوِیژه در زمان هخامنشی که چندی پیش ایران کوشانی نابود شده بود و هخامنشیان به نیت احیای نظم دنیای قدیم که در متون کیمیاگری و کابالایی به (آتیکا یومین) معروف است در نبرد سختی با مکتب مشایی میترایی بودند که خدا را در بیرون دایره می پنداشتند و عدم را کاسه آب خواندند ازینرو در پی ساخت آدمی بودند به ذات آب تا بتوانند بر توده ها حاکم شوند و شاهنشاهی هزاران ساله ایران زمین را به پاشیدگی سوق دهند که در عصر هخامنشی با نام دمکراسی خواهان به جان توده های خوش خیال افتادند ازینرو دانش ریاضی در ایران زمین (وحی) خوانده می شد بدین دلیل پس از تازش تازی ریاضی حرام اعلام شد زیرا پیشه شاهنشاهان ایران بود و بدینسان در زبان های متاخر ریاضی، در پیوند (رازی) است که از طریق (ریاضت) حاصل می شود بدین معنیست که عامل ادغام عناصر چهارگانه جهان یا عامل ترکیب ضدین، عنصر(آتش) است و حرکت سبب ساز آتش، بدینسان به حرکت در مسیر سرشت ،کالبد حالت غیر مادی گرفته و با روابط ریاضی در پیوند می شود و تار و پود او با عدم خود در گره می افتد، ازینرو فیثاغورث آورده : سراسر جنبندگان با یک منبع ریاضی در پیوند هستند.

❌که منظورش همان دایره هوشمند چرخنده یا کوره ازلی است که به روابط ریاضی تار بر یک سازه هندسی می تنید، ریشه واژه(ریاضی) از (راس یا آروس) می باشد همان ریشه درخت تناور ایرانزمین که در بستر تمدن به هر جانب دویده شد. (آروش یا ارش) ریشه واژگان (کا اروشی :کوروش) ، (اتا آروشی : داریوش) ، (خشا آروشی ، خشایارشا) ، (آرشیش :آرش:اردشیر) ، و آرش همان آرس و راس است که واژگان رئیس ، ریاضی ، راز ، .... و بیشمار واژه دیگه از آن برخاست که تمدن اروک و اروش در میانرودان به فرمانروایی آریش گیل گمش گونه تخریبی فرمانروایی آرشی کوشانی است و هرکول یا اوراکل که در نخستین گام در کودکی دو مار را می کشد شناسه فرمانروایی آروشی کوشانی است که هخامنشیان در پی احیای آن بودند بدین سبب آن دوره را (آرکائیک)گویند.

🔺 پس از فروپاشی ایران ساسانی این دانش مرموز ویژه فرقه های آخر زمانی شد، که در سابق، ایرانیان زیر سایه نظام تنیدگی (وحدت در مبدا) که هسته اصلی دانش کاویانی بود تخت کیانی را نقطه پیوند اقوام در جهان خواند، زیرا این مکتب به وحدت در مبدا باور داشت و این باور بدون ریاضی و هندسه حاصل نمی شد ازینرو تاج شاهنشاهان ایران اشکال هندسی بود که شرح آفرینش را در مکتب کاویانی می داد و هیچ نیست جز (نظام تتراکتیسِ فیثاغورث) که در مقالات پیشین شرح آن برفت، که باید یاداور شد نظام (تتراکتیس tetractys) به عدد )(چهار مقدس) یا چهار جهان باور داشت که با افراشتگی هرم هستی ،چهار بعد سبب برپایی مکعب آفرینش می شود ،خانه ای که هرم را در خود جای می دهد ازینرو تاج ساسانی هرمی پلکانی است به چهار وجه و همچنین مقبره آتا اروشی بزرگ (داریوش) در دل یک مکعب قرار دارد و مکعبی نیز در برابر آن ایستاده بدینسان آن را مکعب زرتشت یا خانه ابدی شاه ایران به دانش ریاضی خوانده اند و نقش (رستم) نیز به معنی چرخه شش یا سوآس می باشد و بی گمان باطنی ها که از ذات واژگان با خبر بودن این نامگزاری ها را کردند و یا نقش درفش کاویانی چرخه چهار درگاه درون یک مربع است که به آن (ایلاموت:الموت ) گویند به معنی (چهار عالم ) یا چهار جهان و واژه (ایلام ) برخاسته ازین مکتب است به آسانی گهوراه این دانش مرموز که اکنون بنیانگزار آن را فیثاغورث می دانند آشکار می شود ازینرو القا می کنند که تاریخ ایران گمشده و هیچ از آن نمانده .

🔶(حشاشیون) نام خود و خانه خود را برپایه این باور نامیدند (اشوش:شوش – الموت : ایلاموت)، و آمده فیثاغورث نظام تتراکتیس را از (اشا زرتشت) آموخت و به یونان برد . در کتاب آقای ریدویگ و پیرو گفته دیاجینوس لائرتیس ، فیثاغورث نزد کاهنان ایران دانش آموخت.Diogenes Laertius viii
1,3 , riegweg p8👇👇👇👇👇👇
⚫️دانش اشراق که تحت حاکمیت اعداد بود ، فلسفه را با ریاضی پیوند داد و نه تنها جهان روح ساز را ثابت کرد بلکه به وجود خدا قطعیت بخشید بدینسان آدمی خود را در دایره آفرینش هدفمند یافت که شوربختانه ادیان بسیار با حذف ریاضی، بیانات ربانی را به خرافه آلودند و آدمی بازیچه ای شد بر پنجه اهریمن که امروز در اوج روشنفکری خود را خالقی می داند که باید بر سر سفره عیش به مفتخوارگی بنشیند و لذت برند. بدینسان در ایران ریاضی را (وحی) می دانستند و هرگز به خدایی بیرون دایره نشسته بر تخت باور نداشتند که آنها دایره ای هوشمند در مرکز به جنس آتش را خدا خواندند و هر کالبد که انعکاسی از جهان کلان است خود به مانند دایره آفرینش یک منبع نور دارد که باید به حرکت آن را فعال کند. ازینرو آتش پرستان را کافر و بی خدا خواندند که رد آنان را در زبان انگلیسی که زیر سایه مسیحیون آراسته شد می توان یافت واژگان انگلیسی (آتیست و هیتن) به ریشه (آتا) وجه تسمیه شاهنشاهان آریایی بسان ایلام و هیتی به معنی آتش که در زبان انگلیسی به مفهوم بی خدا است.

❌و (ساسانو : ساس +آنو) به معنی (سه شش) که به (مثلث متساوی الاضلاع) اشاره دارد و تصویر آن را بر تاج و بسیاری از مراکز باستانی به آشکارا می بینیم ازینرو مسیحیت (سه شش )را شماره شیطان خواند، بدینسان (الموت : عالم + اوت ) به معنی چهار جهان یا چهار بعد ، (ساسانو ) به معنی (سه شش) که نهضت اشاشیون یا حشاشیون بدین روند وارد میدان شد که امروزه افیونی و افراطیون خوانند!!!(باید روزی این اسرار فاش شود که آن روز همین امروز است)

🔺بدین روند ریاضی دان ارشد که تحت ریاضت به ابرمخلوق تبدیل شده است باید بر تخت شاهنشاه با نام (اشا زرتشت) می نشست بدینسان واژه شاه برگرفته از (اشا) می باشد که (اشا) به معنی نقطه پیوند جهان کلان و عالم صغیر است یا(راس نیستی به سر هستی)و (اشاشیون)نیز در پیوند باور اشایی است که فرهیختگان دوران آنان را افیونی معرفی می کنند و واژه (شوش) نیز گونه دیگر (اشاشیون) است و (ایلاموت) به معنی چهار جهان در متون کابلایی برگرفته از نام فرمانروایی ایلام است و اشاشیون نام قلعه خود را الموت یا ایلاموت نهادند به معنی چهار جهان که در درفش کاویان چهار ضلع هرم به تمیزی پیداست که پایه و اساس نظام تتراکتیس فیثاغورث است و شرح تقسیم و کثرت را در هرم از یک تا به چهار مقدس به ده نقطه برابر با ده کاسه(سفیرو) در درخت سفیروت کابلایی است همان ایلاموت.
(monad,dyad,triad,tetrad) ،The Four Worlds (Hebrew: עולמות ʿOlamot)

🔺بدینسان (اشا) نقطه پیوند دو جهان بود و نبود ، و یا نقطه پیوستگی ،نقش تنیدگی را در تمدن بشری ایفا نمود ازینرو فلسفه یونان پیش از سقراط ، سراسر به نقطه پیوستگی باور داشتند و دموکراسی را راهی می خواندند سوی آخر زمان، و شاهنشاه ایران را همان نقطه پیوند خواندند و پیش سقراطیان پشتیبانان راسخ به روند شاهنشاهی بودند و در آن زمان یک شاهنشاه برین دایره سنگی بود و آن شاه ایران زمین آتا اروشی بزرگ. بدینسان سراسر اینان پس از سفری به شرق حامل دانشی شگرف می شدند که نوابغ بومی در مکتب این مردان می نشستند که شاگردی اشا زرتشت را کردند، بدینسان فیثاغورث از مصر به بابل رفت تا خود را به ایران برساند که در آنجا توسط مشائیان میترایی به بند کشیده شد و خود اشا زرتشت اتا آروشی بزرگ ، (داریوش شاه) به بابل رفت و او را از بند رهانید و به ایران برد و گویند او ناظر بر ساخت تخت جمشید بوده است، بی گمان او نیز بسان (پرسیدیس) که مدام اساتیر یونان را تاریخ شرق در عهدی گمشده می خواند و (ایزودور گنوستیکی) فرزند (باسیلیدس معروف) ، فلسیوف( پرسیدس) را منادی دانش نخستین زرتشت (هام) پدر کوش خواند، بر مکتب اشا زرتشت نشست و این نوابغ رسولانی شدند تا دانش کاویانی را به سراسر جهان گسترش دهند تا بار دیگر جهان به زیر سایه درفش چرخ نگار کاویان آراسته شود ازینرو درفش کاویانی که روند وحدت در مبدا و گشایش ابعاد را به تصویر کشیده، و میراث عهد کوشانی نمادیست مقدس بر تاج هر شاه تا تمکین خود را به دانش باستانی ایران زمین نشان دهند. اما مکتب مشایی که با ورود ارسطو قدرت گرفت و بذر نفرینی این مکتب بوسیله اسکندر بر جهان پاشیده شد،با فریفتن توده ها همواره شورش های گران را بر علیه این رسولان می آفرید.👇👇👇👇👇👇
⚫️فیثاغورث دانشکده ای برپا کرد و نوابغ بر پای او نشستند و او دانش کاویانی را تحت نام نظام تتراکتیس در بالکان ارائه داد و نقطه (مناد) بر سر هرم را منبع آتشین خواند که صورت دیگر آیین اشراق است و ریاضی کاویانی که روح هستی و تنیدگی به یک منبع را ثابت می کرد در بالکان اشاعه داد، ازینرو بسیاری از کیمیاگران ادعا ریاضی دیگری می کردند که بدان می توان صلح را بر جهان جاری نمود که آن چیزی نبود جز دانش کاویانی که کالبد را (عامل کثرت)می دانست و بواسطه ریاضی وجود منبعی جهان ساز را ثابت می کرد که سراسر جهان قطعه ای ازویند. ازینرو آدمی خود را در دایره آفرینش هدفمند می دید و دیگر جای نبرد در کره خاکی نمی ماند،و هسته اصلی فیثاغورث این بود که سراسر جنبندگان در آفرینش به یک منبع ریاضی وصل هستند و بسیاری از فلاسفه پیش سقراطی بسان (هراکلیتوس) سراسر عامل ادغام به نام (آرخی) را به جنس آتش می دانستند برعکس فلاسفه مشایی که جنس جهان پیش از وجود را آب می خواندند بسان (طالس) که نام ایشان نیز به معنی (دریا) است ازینرو یل بزرگ خشایارشا فاتح، رحم الهه آناهیت را به تازیانه گرفت تا مانع زایش منجی شود.

❌پس از تازش تازی ، فلاسفه ای که عامل ادغام عناصر را آتش خواندند بسان ابن مقفع ،عین القضات همدانی و بشار ابن برد .... به پادافره ای سهمگین گرفتار شدند ، زیرا با مکتب مشایی میترایی یا مادرسالاری در جهان، انسان بسان گله کفتار در پی درندگی می افتاد و از حرکت که هسته اصلی باور کاویانی می بود دوری می جستند و کاهلی را پیشه می کردند و آفتی ورای آن نیست طی روند آموزشی وارونه ، کاهلان را به فرهیختگی رساند بدین طریق موجودی با تنی سرد و بدون روح صاحب منصب می شود که بی گمان انگلی است خورنده ، و این روند نابغه پروری که آفتی شده بر جان ایران امروز، به آشکارا پیداست ، اندیشیدن در سکون سبب رخوتی کشنده می شود که تنها می توان به زور افیون شادی را بر تن دمید ، در روند آموزشی بدون ورزش و تحرک، جامعه را به مرداب انگل پرور تبدیل می کند ، (هر روند بی گمان اندیشه و هدفی گران در آن نهفته است).

🔺ازینرو فیثاغورثیان ورزش را مهمترین عامل تحصیل خواندند که پیش از آن (لیکورگوس اسپارتی) این روند را از شرق با نام (اگوگ) وارد بالکان کرد و تحصیل را ویژه جنگجویان خواند که هرودت این روند را تنها ویژه ایرانیان می دانست. بر اثر سکون ، روان به پاشیدگی می گرود و دو نیروی ضد درونی جای ادغام از هم دور می شود و روان به سردی می افتد که گردش خون و ترشح هورمون و بار الکتریکی نرون ها در اعصاب تنها به حرکت به تعادل می رسند و این خود عامل باروری بذر ازلی است ،کالبد را باید بسان ژنراتور دانست، به نیروی جان دهنده خود بر اثر حرکت باید قوت بخشد تا عامل تولید و کثرت و وحدت شود ، که این تنها در مکتب ایرانیان باستان بود که جهان را برآمده از کوره آتش ساز می دانستند بدینسان طی طریق آموزشی ویژه و مرموز هیبت خدایی را در درون خود تجسم می کردند و هرگز به خدای بیرون باوری نداشتند و این خدای خوانی ها دروغین در کتیبه ها روندیست تا کامل اسرار کاویان فاش نشود و (اهورا مزدا) که صورت درست آن (ائور آمیز)می بود به معنی نوری جان دهنده بر روان (آئور:نور : آمیز :آم + ایز : آتش) واژه (ایزم) به معنی آتش در پهلوی وارونه (امیز) است که درفارسی به شکل (هیزم) وارد میدان شد.

🔶اما در روند مشایی که عدم را از آب می دانست ،بر اثر بی حرکتی ناخواسته آدمی شادی را باید از افیون کسب کند. رواقیون نیز تحت دانش کاویانی می اندیشیدند که تار و پود درونی از دو جنس است و باید به حرکت ادغام شود و اندیشه تنها در حرکت می تواند با مبدا خود در پیوند شود تا به شهود رسد و (لوگوس) که حکم مبدا در عدم در جهانشناختی یونان است و جایگاهی ویژه را دارد را به ذات آتش خواندند و (هراکلیتوس) معروف به فیلسوف گریان نیز جهان را برآمده از آتش خواند و به نبرد دموکراسی خواهان که بر پایه حکمت مشا در پی پرورش توده ها به ذات آب بودند برخاست. ازینرو در یورش سپاه ایران 494 در بخش آسیای صغیر (ایونی) سراسر نابود شد اما شهر هراکلیتوس (افسوس)که به روایتی از حاکمین آنجا بود کامل در امان ماند. 👇👇👇👇👇👇
⚫️اما به هزار درد و دریغ عرفانی که بسان کرم زیر پوست پیکره ایران خزید همواره در ضد باور حرکتی کاویان است، مشائیان که امور هر روند را بر دست دارند با چیدمان معکوس آدمی را در تنگناه ها فرو می برند تا آدمی مشتاقانه سوی دامی مهلک شتابان شود زیرا میوه ممنوعه همواره مطلوب می افتد و آنچه که روا و رها و آزاد نیست به دید آدمی زیباست و خوشایند و این کهنه فتنه همواره تازه و خروشان می ماند ، و توده های که در پی خدا هستند ناخواسته خود را در دامان افیون و مستی می بینند و طعامی خوش خوراک برای ستمگرانی که بازیچه مشائیانی هستند که هیچ نمی خواهند جز انتقام از فرزندان اشراقیون باستان، ازین روی (لیکورگوس) در اسپارت شاگردان دختر و پسر که در کنار هم به جنگاوری و ورزش تحصیل می پرداختند را به میدان عیاشی می برد تا عاجزی و احمقی و سبکساری مستان را نشان دهد .

❌شوربختانه عرفان دروغین به موسیقی و هنر های از پیش ساخته، حواس را می فریبند تا ذهن از توهمات تغذیه کند و ستاگوی پیر مغانی شوند که هزاران سال پیش زیر پای (اشا زرتشت) پیل پیکر در تقلا بود، بدینسان ظهور عرفای جهان وطنی پیش از یورش مغول را در ایران شاهدیم که با خدای خوانی های بیهوده تیغ و تبر را از کشاورزان گرفتند و دف و جام شراب بر دستشان نهادند و آنان را در توهمات غرق کردند و انجمن عرفا وارد دربار خورازمشاه شد و سیب را بر دست زن گناهکار (ترکان خاتون) نهاد، بدینسان ایران در برابر منجی ماه نشین به زانو افتاد، سپس این روند به ظهور رهبران جهان وطنی منجر شد که در منظومه های خود هرگز نامی از ایران نمی برند و فردوسی ارجمند برای انها غریبه ای بیش نیست ، و بی امان در اشعار شاه ایران نماد ستم است، که امروزه بر مسند خدایی نشسته اند و باید اینان در برابر خداوند گفتار و نظم جهان فردوسی ارجمند نهضتی سترگ را می آفریدند که آفریدند ، به امید روزی که دانه دانه این شعرای مشایی به مکتب ارفئوسی یونان ، که وطن را کفش تنگ خواندند و گفتند هر کجا خوش هستی وطن توست از خدایی بیوفتند که غیر آن همواره در گردونه ای باطل گرفتاریم.

🔺برهان (مُثل) افلاطون دقیقا بیان انعکاس جهان کلان در جهان پایین است که تنها در مکتب اشراق کاویان یافت می شود و تکرار نظام کاویان می بود ، یا آتش پرستی حقیقی، بدینسان اندیشیدن در سکون راهیست سوی یک جامعه افیون زده. و فیثاغورت نهضتی علیه دموکراسی خواهان برپا کرد و ایشان جملات معروفی دارد ،که امروز نمی توان درین محیط تنگ آنها را بازگو کرد ، که حقیقت بس تلخ است.یکی از آنان که از آن افلاطون است و قابل بازگو کردن این می باشد،{ آیا زمانیکه بیمار می شوید، توده ها را بر بالین خود می برید یا پژشکی حاذق.} و باید افزود تحصیل توده ها زیر سایه مکتب تفکیکی مشایی به ارزنی نمی ارزد تنها به نوابغی منجر می شود که وطن را کفش تنگ می دانند و آرزوی فرار و زندگی در محیطی ارام و مساعد که قدر دان آنها باشد، یک گلوبول سفید می ماند و می جنگد و می سازد و در طبیعت رشد و تکامل حقیقی تنها در نبرد و پافشاری و استقامت در محیط نامناسب حاصل می شود که جنگیدن عامل اصلی رسیدن به تکامل است که تکامل حقیقی بدین معنیست ، چیره شدن بر خشم طبیعت ، و مهار ناهنجاری ها ، و رام کردن محیط سرکش زیر اراده و پافشاری نه تسلیم و گریختن.

🔶سراخر دموکراسی خواهان همان توده های به اصطلاح روشنفکر و خودجوش به تیغ و تبر به مدرسه فیثاغورث یورش بردند ، دانه دانه شاگردان او را بر آتش انداختند . آتش انداختن رسم مشائیانی بود که منادیان حکمت اشراق که حول آتش هستی بخش تحصیل کرده بودند را گرفته و آنان را به آتش می انداختند بسان عین القضات همدانی که او را شمع آجین کردند و یا در قرون وسطی (برونو) که فریاد زنان از باور فاحشه مقدس(میترائیسم) می گفت را بر تیرک بسته و سوزاندند بدینسان مسیحیت راهبان و قدیسین خود را به عنوان جنگیر به سراسر اروپا رهسپار کرد تا آنان که بر بستر بیماری می سوختند را به آب مقدس درمان کنند و دلیل بیماری را اعتقاد به مکتب اشایی می خواندند. ازینرو اشازرتشت نیز تغییر چهره داد ، شاهنشاه ایران به نام (اشا زرتشت) که بر اورنگ کیانی جلوسی مقتدرانه می زد را به مردی کتابدار و کاهل گوشه نشین که خصلت رهبر جادوگران مشایی است دگرید که اشازرتشتیان جادوگرانی جنگاور بودند و رام کننده سراسر سرکشی ها .👇👇👇👇
⚫️جهان مشایی وحشتی بیکران از ظهور دوباره شمشیر زنان یکتا داشت که به دانش ممنوعه ریاضی مسلح بودند و باید بدانیم تاج ساسانی همان (نظام تتراکتیس فیثاغورث)است که سوغاتی بود از ایران هخامنشی و آن نیز میراثی چند هزار ساله از تمدن هرم ساز (آرشی کوشانی) ، و به علت نامعلوم فیثاغورث با شاگردان خود که هر کدام نوابغ بزرگ دوران بودند عهدی می بست که این دانش نباید کاربردی باشد تنها باید در تئوری و حالت عرفانی بماند حتی نقض این عهد سبب مرگ در فرقه فیثاغورثیان نیز می شد که بی گمان دستوری بود از شاهنشاهی ایران. سراخر در زمان (لئوناردو داوینچی) دانش ریاضی باستان از حالت تئوری قدم به دایره کاربردی و عملی نهاد و هنوز در ابتدای این دانش هستیم ،ازینرو (تسلی) آورده ،که (عدد شش) انسان را به دانشی بی نهایت می رساند که منظورش عدد شش نبوده بلکه چرخۀ شش :شوش یا ساسان در دایره عدم می بود.

❌ای ایرانی باید بدانیم که زرتشتیان حقیقی آنانی بودند که در خانه ماندند و کشته شدند نه آن فراریان به خانه (منات) در هندوستان که سرآخر زیر سایه منجی چنگیز خان به ایران آمدند و ستایشنامه های مشایی مزدکی(مزدینسی) و مانوی (مینوی) به هزاران فرشته بالدار به نام اوستا مهر کردند و جاری بر اندیشه شد ، تا در برابر حماسه های ایران زمین بدون ایزدانگاری بایستد، کتابی به محوریت میترا و آناهیت و هزاران فرشته اما در قالب شاهنشاهی ایران کوشانی که همواره شاهنشاهان ایران معابد این اهریمن را نابود می کردند، درود بر یگانه یل جهان خشایارشا فاتح که امروز را به تمیزی می دید و مقتدرانه تازیانه تاباند و بر رحم الهه آب (آناهیت) به جنینی نفرینی فرو نشاند ، ازینرو او نیز تاریخش وارونه شد.

🔺آری دموکراسی خواهان ،سراسر خردمندان در عصر هخامنشی ، فیثاغورث که بر مکتب داریوش شاهنشاه ایران نشسته بود را بسان (پرسیدس ) کشتند و تکه تکه اش کردند ، فیثاغورثیان ، انخاگورث، رواقیون ، هراکلیتوس ،سقراط.... نیز هر کدام به تیغ مشائیان برابری طلب در به در و کشته شدند بدینسان دموکراسی ننگ فلسفه در دوران ابرخردمندان بود، اینان بزرگان تاریخ تمدن بشری بودند که (مناد) همان نقطه (اشا) یا سر هرم را عامل اصلی پیوستگی خواندند و بدین معنیست، بدون شاهنشاه ایران، جهان به دره فنا فرو خواهد افتاد و این دایره سنگی دشتیست به یک چوپان که به نیت پرواری گله خود را می پروراند ، و سقراط نیز طبق گفته افلاطون : دموکراسی خواهان او را به زندان افکندند و کشتند . برابری طلبان هیچ نیستند جز همان ایشتاریان یا مادرسالاران بابلی که جهان پیش از وجود را (نامتحرک و ساکن) خوانده و عامل ادغام را (آب) دانسته که سراسر تمثیلی است از روند آموزش و پرورشی این اهریمنان تا تمدن بشری را به زیر سیل گناه فرو ببرند، جهان یکسان ساز بدون ابر مخلوق که با دیده چرخاندن در دنیای امروز به آسانی درک مطلب می شود.

📕با سخن هومر حماسه سرای یونانی ، در آغاز داستان (الیاد) که شرح نابودی تمدن کوشانی است و در دوران هلنی وارونه و بومی سازی شد به این گفتار پایان می دهیم.

📜پس ازین نبرد ، دیگر جهان حماسه ای نخواهد دید که پایان فرمانروایی یک نفر بر جهان است .

🪐تاریخ گمشده ایرانزمین بسان گنبد کبود لوحیست سیاه و نامرئی که فرهنگهای هر سرزمین ستارگانی اسیرند درین بستر تاریک و فراگیر.

(با فاش این اسرار بی گمان شکارچیانی زبده و زبردست خواهیم شد)

در امان باشید سمیعی
⚫️هیچ دانشگاه و محفل آکادمی هرگز مهر تایید بر حقیقت ایران باستان نخواهد زد ازینرو کاوشگرانی که در پی تایید دانشکده های چپ پرور هستند در دنیای باطل و خیالات شناورند که اینان غلامان مکتب مشایی به رهبری (واتیکان و تبت)می باشند،و زیر فرمایش اینان در قرن هجدهم تا بیستم هیئت های باستان شناسی سوی شرق روانه شد تا سراسر کتیبه ها را معدوم کنند و یا نوشته های جدید زیر تصاویر و نقوش بیافزایند و خدایان دروغین بر متون چیره شوند و همسانی اساتیر و متون دینی با کتیبه ها و گفتارها از میان رود.

❌حال بر ماست برخیزیم و قاعده بازی را بر هم زنیم ،زیرا تنها به سبب گویش های زنده در ایران زمین می توان رازها را گشود و کلیدی بس حیرت آور بر دست داریم و آن زبان فارسی است که در فرقه های مخفی به زبان آخر زمانی شناخته می شود، زبانی که سِرّ گذشته را می گشاید تا اسرار آخرین روز در فرقه های مشایی را فاش سازد.

🔺اکنون به گونه کوتاه به قوم(عاد) می پردازیم که در کتاب جادوگران واژه جلد سوم مبسوط به آن پرداخته می شود.👇👇👇
📜اسرار قوم عاد 📜

⚫️واژگان باستان،رمزهای هزار پیچ هستند گاهی باید آنها را خُرد کرد و شکاند ، و حروف را دانه دانه جابجا، گاهی باید با ارزش عددی آنها را سنجید و ترتیب آن را بازسازی نمود.عبارت فوق(ماگان ملوخا) معرف فرمانروایی (ملوها)می باشد که در متن (مهابهاراتا) اشاره به جنگاوران سکایی آریایی دارد و همنشین واژه (مرهشی : پرهشی) که باید (اما آروشی) خواند که به فرمانروایی جنوب ایران امروزی اشاره دارد که سراسر در یک پیکره بودند. رمز این واژه بدین صورت شکافته می شود: گر از پایین که همسو حرکت خورشید است بخوانید، واژه ملوخا یا ملوها تبدیل به واژه (هالوما) یا همان (ایلاما) می شود. بله باعث شگفتگیست، تنها وارونگی یک واژه ،نواحی پاکستان و هندوستان باستان به این آسودگی به فرمانروایی (ایلام) که امروزه یک خرده سرزمین شمرده می شود الحاق می گردد. بعضی از متون را باید از پایین به بالا چو سیر خورشید رو به صعود خواند.

❌ (ها + لو + ما : آلوآما) همان ایلام و همنشین واژه (ماگان) شده و بیانگر این است که این فرمانروایی (اگان) بوده نه (اوان) یا فرمانروایی به هسته اصلی (اشایی) که به عامل ادغام آتش ساز باورمند بوده می باشد که امروزه دوره های ایلامی را (اوان) یا همان (وان) به معنی بستر آب می خوانند، تا (اشا) همان وحدت در مبدا آتش ساز تبدیل به (مشا) که عمق عدم را چشمه آب بسان رحم می پنداشت تبدیل شود و ایرانیان را سوی الهه هزار نام آبها (آناهیتی) که زادگاهش در عربستان می بود و گهواره و خاستگاهش بابل و دریاچه (وان) بکشانند بدینسان شاهنشاهان ایران معابد این الهه را با خاک یکسان کردند بسان خشایارشا فاتح. وارونگی ها و تخریب های مغرضانه برای آن می بود که باور شگرف کاویانی که به تنیدگی به منشا هوشمند یا خودخدایی در اشراق می رساند از دایره تمدن رانده شود. و شکل درست این واژه (ها + الو + آما) می باشد که (الو) با (آر) قابل تبدیل است، بدینسان واژه (آروما) آشکار می شود یا همان(آروما) که در قرآن (ارم) آمده که فرمانروایان ایلام به (آتایی) معروف بودند.

🔺بدنیسان (قوم عاد) از سرزمین (ارم یا آیرام ) ،همان (آتایی ها) از (ایلام) هستند به وجه تسمیه (اگان) به معنی آتش که واژه (اجنه) برخاسته ازین واژه است ،مردمانی که بوسیله آموزش حرکتی یعنی افراط در مسیر سرشت به تعادل می رسیدند که سبب ظهور مخلوق برتر می شد و به مانند یک مولد یا ژنراتور بوسیله حرکتِ مدام در مسیر سرشت به کالبد غایت غیر مادی داده تا همسو با روابط ریاضی جاری بر فضا و مکان شوند ،بدینسان به حرکت آتش درونی اضداد را در هم آمیخته و با عدم خود در پیوند می شدند. که درین مکتب عامل ادغام ضدین عنصر (آتش) است و بس و اکثر فلاسفه پیش سقراطی که بوسیله دموکراسی خواهان کشته شدند شرح اشراق در کاویان در بالکان می دادند بدینسان آنان را حاملان دانش (زرتشت) خوانده اند که بی گمان رسولان شاهنشاهی ایران بودند. و واژه(ایگن)که همنشین با (ملوخا) یا (هالوما:آروما) است در زبان های گوناگون به معنی آتش است بسان لاتین،و (آگنی) خدای آتش در هندو، (ایگنایت) در انگلیسی به معنی افروختگی و(آم) همواره در پیوند جاودانگی در مکتب کوشانی ها می بود بدینسان (اگ و آم) در کنار همند بسان واژه (اجم :عجم) و وارونه آن نیز (اماگ) یا همان (آمگان) می باشد که امروزه (مگان) می خوانند.

🔶 ازینرو حرف(ما) باید به (آم) تبدیل شود که ایرانیان کاویانی به (آم) جاودانه باورمند بودند،و واژه (آمرتان) به جاودانگان باستان اشاره دارد که سیستان امروز معرف خاستگاه آنهاست و نامیست ویژه و شناسه (گارد جاودان) در زمان هخامنشی که بنا به مکتبشان نامگزاری شده اند نه آن گفتارهای ژاژ و پوسیده امروز. بدینسان در سراسر متون آکادمی باستان شناسی که هیچ نیست جز فرمایشات قطبین آب پرستان (تبت و واتیکان) دودمان (اگان) از زیر شاخه های مهم فرمانروایی جهانی ایلام را (اوان) می خوانند که جز یک وارونگی از سوی جاعلان غربی چیز دیگری نیست که زیر سایه مشائیان واتیکانی قدم بر می دارند و بومی سازی از سوی مفسرین متون سبب شد قوم (آد :آتا) به برج های فلک فرسا بسان اهرام اندونزی و مصر به درون عربستان کشیده شود که منظور این داستان در قرآن فرمانروایی جهانی (آتایی) است بدینسان در سراسر زبان های باستانی از مصری تا آکادی و بابلی (آتا) به معنی خورشید و آتش است و (اتا) در سنسکریت به معنی (برج) و (ستون) که شناسه مهم قوم (آتایی) می باشد که امروزه نیز بر پهنه گسترده ای چون خورشید خودافروز می تابد. و اقوام پدر سالار آریایی از گوتیان و کاسیان و ایلامیان تا به ساسانیان ، (آتا) به معنی پدر ارشد است که همچنان در زبان آزری مقتدرانه بر جایگاه خود ایستاده، پدری به نژاد خورشید.👇👇👇
📜آتلانتیس : عاد : آتا 📜

⚫️فرمانروایی(آتایی) یا همان (آتا + لندیس) به معنی سرزمین (آتایی) یا فرمانروایی در صحرا که به (آتلانتیس) می شناسیم ،آن عهدی که جهان زیر سایه چرخه آتش ساز (شوش) در حال حرکت بود یا همان شش پرستان باستان و از آنجایی که در طبیعت هر پیشرفتی با یک عقب گرد خود را کامل می کند،در متون خواننده روند نابودی این فرمانروایی جهانی به طرق گوناگون هستیم بسان قرآن و اساتیر یونان که در متون سومری به جا مانده به (ای براتی) نیز معروف بودند.

❌آپارتایت epartide dynasty

(برات) واژه ای که زاینده دو فرزند (پارت و پارس) شد بدینسان تمدن (ارم) یا (آیرام) را (اوبرایت) نیز گویند و چندین پادشاه با نام (برات) بر تخت دودمان های چندگانه تکیه زدند ازینرو به (آپارتایت) نیز معروف است که امروزه زیر سایه اهریمنان دموکراسی خواه همان هایی که به شعارهای برادری و برابری انجمن های اخوت و فراموش خانه ها را برپا کردند تا جهان بیمار امروز که به هیچ دارویی درمان نمی پذیرد خود را زنده به گور کند و بدینسان به فتنه پنهان آن دشمنانِ جهان طبقاتی یا شایسته سالاری که در یک نقطه به وحدت می رسد،(آپارتایت) واژه ای شد برای تبعیض نژادی که امروزه به هر سو می رویم زیر سایه مغان ماه پرست به غرض از واژه (آپارتایت) بهره می برند که دشمن ایرانیان ماریست که هرگز از کینه تهی نمی شود. (اشاشیون) شوش پرست به باور (ایلاموت) را افیونی می خوانند که درخت (سفیرو) در آیین کابالایی که روبرداری از دانش حرکتی کاویان است به چهار جهان ایلاموت گویند یا همان (الموت) یا چهار بعد که هرم هستی را در بر گرفته همان (نظام تتراکتیس فیثاغورث).
Henrich Schliemann, emili louis burnouf

🔺هنریش شلیمان و ایملی لوئیس بورنوف

بدینسان باستان شناس جنجالی آقای (هنریش شلیمان) سکه هایی را از عهد آتلانتیس کشف کرد ، که بر روی آن نوشته شده بود: {کرونوس فرمانروای آتلانتیس.} ازینرو شلیمان همواره از آریانیزم فرانسوی آقای (برنوف) یاری می جست زیرا می دانست که عهد آریایی منشا اسرار است بدینسان امروزه آثار و نشانه های آن عهد که قابل زدودن نیست را به فرازمینی نسبت می دهند.

🔶کرونوس یا ساتورن هیچ نیست جز شناسه عهد گمشده آریایی یا همان (آرشی کوشانی) که آریایی ها سیاره ساتورن را پسر خورشید می خواندند و حلقه های ساتورن نمادی شد برای تاج شاهنشاهان ایران یا فرمانروای کل، ازینرو واژه کرونوس با (کرون:crown) به معنی تاج همخوانی قطعی دارد، که به ریشه (آرون) یا همان (ایران) که در سنسکریت به معنی خورشید و آتش است می باشد.

👇👇👇
⚫️شاهنشاهان آریای با نام (شاتور) یا (ساتور) بر تخت تکیه می زدند که در ادبیات رم بر مسند خدای ارشدی نشست ازینرو شاهنشاهان ایران بسان (هوخشتره و آتا آروش :داریوش) ...با بردست گرفتن کمان خود را فرزند ساتورن خوانده زیرا جرم سماوی در (برج قوس) یا کمان ،سیاره ساتورن است ازینرو آنرا کیان خوانند که امروزه به کیوان می شناسیم. بدینسان (هسوید) حماسه سرای یونانی آورده، عصر طلایی به فرمانروای کرونوس می بود و میراثی شد برای نسل بشر، پیرو باور حرکتی کاویانی که به نقطه پیوند جهان کلان و صغیر به نام (اشا) باور داشت، سراسر اقوام در جهان باید به یک نقطه در پیوند شوند و آن (اشا) می بود که امروزه (شاه) گوییم و (اکا) پاره نخستین اکاد و اکامنش با (اشا) همسان همند، به معنی (یک) یا تنیدگی اجزا بوسیله یک نقطه به نماد ستون گردان که معرف ستون گردنده محور هستی می باشد.ازینرو فرمانروایی آریایی چون آیین دهر آراییده شد، و (آتا آروشی بزرگ) از عهد هخامنشی که امروزه (داریوش) می خوانیم عبارت آریش گیل گمش را در کتیبه بیستون تکرار می کند:

❌{ شاتور الی شاری آتا اروشی : به معنی شاه شاهان پدر آرش} و آتا همان (آد : عاد) است و واژه (شاتور) به کوره دار ارشد اشاره دارد یا ابر مرد آریایی که تجسمی از خدای کل می باشد، ازینرو در متون (رامسسی مصر) دوره نوزدهم و بیستم ، نبرد مصر را با (آتایی ها) راشرح داده که هیتی های جنگجو نگهبانان اقوام پدرسالار آریایی در کرانه مدیترانه می بودند. پس از دوره برنز فرمانروایی (شاتوریان) تضعیف شده و نبردهای بیشمار جهان را فراگرفت تا به ظهور عهد هخامنشی که به مدت کوتاه توانست بسان قبل خیمه ای بر سر جهان افرازد ،البته بوسیله فتنه های مشایی که جهان را خشتی در آب می پنداشتند دوام نیاورد

🔺بدینسان در فرهنگ یونان، خدای زئوس(سوس) در اواخر دوره برنز فرمانی به خدایان راند که هیچ خدایی نباید بر امور آدمی دخالت کند که زین پس اهریمن فرمانروای آنان است و مکعب گناهان را به دست زن (پاندورا) می دهد تا نسل آدمی که بوسیله (پرومتئوس) مسلح به دانش خدایی شده را از بیخ و بن بر کند که شناسه فرمانروایی دموکراسی خواهان می باشد تا با برابری ناعادلانه، جلادان را از مکعب بیرون کشند و خورنده خود شود.

🔶کینه نسبت به اقوام آریایی بی انتهاست که اندیشه وسعت پذیرش این نفرت را نخواهد داشت بسان موریانه ای که بر پای امواج خروشان یک اقیانوس ایستاده ،وسعت خطر بیش از پهنه دید اوست. بدینسان ایرانیان بسان آن موریانه از آن بی خبرند، واژه (آپارتایت) که به هرم سازان پیش از باستان اشاره دارد عبارتی شد برای تبعیض نژادی، واژگان باستانی (اشاشیون) به خانه چهارگانه (الموت ، عالم + اوت : چهار جهان olamut) که همان پیروان مکتب اشایی که به چرخه شش آتش انداز و ساخت چهار جهان اشاره دارد را (افراطیون افیونی) خواندند و اینان میراث داران شاهنشاهی اقوام پدرسالار آریایی بودند که به محور هستی به نیروی مذکر باور داشتند ازینرو ستون و برج نماد این اقوام بود بدینسان کینه ای شد بر مشائیان که این ابرمردان را در کتب (اخته) کنند و آوردند در مکتبشان اختگی رسم می بود که هیچ نیست جز کینه ای کشنده در روان مشائیانی که با آب مقدس روانه اروپا شدند و بر بستر بیماران تب دار درآمدند تا آتش اجنه ( آگانی ها ) را خاموش کنند،

🌋و هزاران داستان بسان قوم (آد:عاد) که میان صحرای سوزان عربستان نهادند و تخریب واژه(اتلانتیس) که در مصر به عنوان سرزمین اسرار آمده و (الیاد:ایل + آد) که سرگذشت آتایی های آتش پرست است و فروپاشی آن بیان عهد برنز و شاهنشاهی ایلام می باشد که در روستای کوچک در غرب فلات آناتولی گنجاندند سراسر این واژگان به ریشه (آتا:عاد) می باشد و یا فرمانروایی(آریش گیل گمش) به نام (آروشی) یا همان آرش نقطه ای شد در جنوب میانرودان، و صدها دیگر دانه دانه بومی سازی شد تا رمز آتش پرستان باستان فاش نشود.

🪐تنها این را بدانیم که ایران باستان ،حامل دانشی بود که می توانست هویت و نژاد الهی آدمی را بیدار کند.گر روزی به رسولان و منادیان مکتب حرکتی کاویان بسان فیثاغورث می گفتند که تو و یک فرد بیسواد و ناآگاه باید در یک روز بر پای صندق رای روند و آرای شما دو تن با هم برابر است ، بی گمان می گفت : (جعبه پاندرا) ان مکعب گناهان جهان را خواهد بلعید که خواست زئوس در آخرین روزهاست تا مارِ اهریمن بر خود پیچد ،حلقه بر گردن خود اندازد. برابری ناعادلانه آفتی بر همه آفتهاست، نقطه پایانیست بر هر لوح سرنوشت.

در امان باشید سمیعی
با وجود قطبین مکتب مشایی(واتیکان و تبت)بازماندگان ماه پرست باستانی همان (مهریان میترایی) امروز یا چپیان باستان که به پُر شدن جام گناهان بر دست مادرشان می اندیشند،خواندن تاریخ راستین ایران باستان که بسان رحمی بود که جنین تمدن بشری را درون خود پرورش داد خیالی باطل است.هیچ متنی از آسیب دور نماند تا فرمانروای کل(آتا اورشی)یا (ساتو) را از میان خطوط بزدایند، اما تمدن گمشده آریای بسان ریشه ایست هزار شاخه که تا بیخ و بن بستر تمدن رسوخ کرده. واژه (آتا)به معنی شاهنشاه در ادوار مختلف و هسته اصلی واژگان(آتلانتیس،الیاد،قوم عاد)تنها به مرد در راس هرم همان شاهنشاه آتش نژاد اشاره دارد که پیش از کاشت علف هرز را بر می چید تا باغ و بوستان گرفتار هرزگان نشود. تاج (آتا) همان دیهیم شاهنشاه باستانی است که در پاسارگادبه کوروش بزرگ منسوب می کنند که قاعده ایران باستان این بود شاهنشاهان خود را تناسخ نخستین پادشاه تمدن بشری به نام (سوتن آتامو)می دانستند ازینرو با نام های او وارد میدان فرمانروایی می شدند.متن زیر در ادامه گفتار پیشین است تا بدانیم اساتیری ملل از برمه و چین تا بالکان و بالتیک هیچ نیستند جز شرح فرمانروایی گمشده آریایی👇👇👇
⚫️(آتا) به معنی آتش و در سومری (آدا) به معنی خورشید و پاره نخست واژه ( آتش) و (اوت) در آزری به معنی (آتش) و در انگلیسی به گرمترین روز سال گویند، یکی از پاره های بنیادین برای شناخت تمدن گمشده آریایی ازینرو در سنسکریت به معنی (برج) است که به (اشراقیون) و هرم سازان باستان اشاره دارد و عبارتی که شاهنشاه کل آریایی از آن برای شناساندن خود بهره می برد ازینرو در زبان آزری به معنی (پدر) است که در ایلام به شاهنشاه کل اطلاق می شد ازینرو به فرمانروایی (آتامو) نیز معروف می بود که در تورات و اساتری هندو (آدم) و (آدیما) شناسه آن شد .

❌فرمانروایی به جنس آتش بر خلاف زبان آشوری (ابی) به معنی پدر که اشاره به (آب) دارد و بر جای آن نشست و وارد زبان عربی شد نبرد اشایئان و مشائیان، واژه (واتیکان) برگرفته از الهه آب در عربستان به نام (وات) است که با افزودن (واو) به واژگان آریایی را اخته کردند،(و + ات : وات).(وات:آب) مخالف (آتا : آتش) است واژه (واتر water) به معنی (آب) ضد (آتور ) شناشه شاهنشاه ایران زمین است که (آذر) صورت دیگر آن می باشد بدینسان (ایران ویچ) خواندن حیله (مهریان میترایی) است تا ایران را آب پرست زیر سایه (امی آنات) یا (منات) همان الهه شلاق خورده از ابر مرد خشایارشا فاتح (آناهیت) نشان دهند که از کینه بسیار مادری شد بر اسکندر یا همان کرم در سیب در داستان هفتواد . که باید (ایران اَج) به معنی ایران آتش ساز خواند ،(ویچ) همان (واش) است که در ادبیات باستان (ویچ) وجه تسمیه برای آب در سراسر زبان می بود که به انگلیسی نیز وارد شدwash. (آتایی ها) همان اشایی هایی هستند که به وحدت در مبدایی آتش ساز باورمند بودند و عامل ادغام اجزا را گردش مخروطِ هستی در عمق عدم دانسته اند بر خلاف مشائیان که جهان را جنینی می دانند در رحم پر آب که مکتب آخر زمانی فسادِ اجباری هسته اصلی این اهریمنان می باشد.
(ایران اَج : ایر + اَج : ایرج : اروک : آروش )
🔺بونسن و هنری شلیمان
Bunsen
(آتایی ها) خاندانی هستند که (آقای بوسن) مورخ آلمانی قرن هفدهم آورده : پیش از نخستین فرعون(منا) ، چهار هزار سال فرمانروایی جهان بر دست یک خاندان بیگانه می بود که آنان مصر را ساختند و (آقای والیس باج) بزرگترین مصر شناس نیز این گفته را تکرار کرد و نقش (دست) بر روی کتیبه ها را متعلق به فرمانروایی گمشده بیگانه پیش فراعنه خواند، و مرد تاج دار در مصر به نام (آتی) در تصویر همان تاجی است که بر سر ایزدی در پاسارگاد می باشد که نشانه الوهیت ایران زمین می باشد و به نخستین (کوروش : کا آروشی) اشاره دارد یا نخستین فرمانروای تمدن بشری که به کوروش هخامنشی منسوب می کنند که غیر آن نیست ،زیرا شاهنشاهان ایران خود را از نسل (سوتن آتامو) یا نخستین (کا آروشی : کوروش) خوانده اند ازینرو (آتا) هسته اصلی واژگانی بسان (آتلانتیس و الیاد و قوم عاد) شد و مشائیان برای نابودی دنیای قدیم راهی نداشتند که داستان های قدیم را دانه دانه بومی سازی کنند و

♦️تنها با کمی تحقیق خواهیم فهمید داستان (الیاد) اثر (هومر) در باب نبرد در غرب فلات آناتولی و بالکان نیست بلکه راوی یک تغییر جهانی در پایان عهد برنز شده یا نبرد اقوام پدر سالار آریایی به مرکزیت فلات ایران و مادرسالاران میترایی به فرمانروایی فلات آناتولی یا توران .

🪐ازین جهت به آسانی تفاوت دو واژه (آذر )و (تورک) هویدا می شود ،(آذر )همان آتوریان به معنی اتش پرستان هستند و (تور) به معنی (تر یا آب) که دریاچه (وان :ونوس) را گهواره جنینی به دو جنس می دانستند که در عربستان زاده شده ازینرو اتحاد (آشوریان و اعراب) یک اتحاد ناگسستنی بود که اتحاد (اعراب و رمیان )در امتداد همین کشمکش بود که باید اتحاد سلیمان و تورانیان خواند علیه ایرج یا آروک : آروشی ها 👇👇👇
#الیاد
⚫️آتلانتیس
Emerald tablet
واژه (آتلانتیس) یک واژه مصری است که از لوح زمرد تحوتی وارد میدان شد و هیچ پیوندی به قاره گمشده ندارد بلکه به تمدن پیشین اشاره دارد ،در فصل نخست از (لوح زمرد) چنین آمده :

سیزده هزار سال پیش تحوتی ایزد دانش به شناسه ماه وارد مصر می شود و به مردمان مصر می گوید : من از سرزمین (آتلاتیس) تمدن پیش از سیل آمده ام و دانشی مرموز را با خود دارم و آنگاه تمدن مصر زیر سایه تحوتی ایزد ماه رشد می کند.
در مصر دانش کهن : (پا ناب ثبوتیه) و در آکادی (شا لام ابوبی ) به معنی (دانش پیشا سیلی) آمده.
که (سولون و افلاطون) برای راهیابی به اسرار (آتلانتیس) وارد سائیس شهری شمالی مصر می شوند تا اسرار بدانند و کاهنان سائیس که حامل دانش (هام) یا (نخستین زرتشت) بودند به آنان چنین می گویند:

📜تنها رسوبات تاریخ ما ، به اندازه کل تاریخ شما قدمت دارد.

❌ گر وارد داستان (تحوتی) شویم بسیار اسرار قدیم فاش می شود ، داستان هایی که به قلم ماه پرستان همان (مهریانی) که امروز خود را خورشید پرستان آریایی می گویند آراییده شده. (مهر) یک واژه ایست باستانی ضد آریایی و ویژه (ماه) و بر خلاف (هر) به معنی نور و افراشتگی می باشد و ایزد (اوساریس) با نام (مهر: مار) وارد نبرد با (آر : ال ) یا (ست) بزرگ می شود ،نبرد ماه و خورشید. و تحوتی فرستاده اوسایریس و ایزد دانش وارد نبرد با (آتا) بزرگ (ست) می شود ، و (ست) هیچ نیست جز شناسه فرمانروایی سیستان و در کتیبه (ادفو) در مصر ، تحوتی هنگام پیروزی بر (ست) می گوید :

🔺ای فرمانروای ارشد که مرگ خود را هرگز نخواهی دید، سرنوشت همه بر دست توست اما امروز آنچه که من می نویسم بر تو خواهد رفت و زین پس تو عقوبت فرزندان خود خواهی شد.
ازینرو (ست) به شکل (سگ) ایزد فرمانروایی (آتایی) به بند کشیده می شود به مانند ساتورن در اساتیر رم ، بدینسان (آقای هنری شلیمان) سکه های می یابد که بر روی آن آمده :

📜 (کرونوس) فرمانروای اتلانتیس.

🪐و (کرونوس) نام یونانی (ساتورن) است که از فرهنگ آکادی وارد اساتیر رم شد، همان ایزد (ست) همان ایزدی که (آتا ارش) بزرگ که امروزه داریوش می خوانیم و او نیز خود را تناسخ نخستین آرش خواند،در کتیبه بیستون با بر دست گرفت کمان و افراختن دست راست به ساتورن ایزد بزرگ احترام می گزارد و سیاره زحل یا کیوان ششمین سیاره روح خورشید شناخته شد ازینرو او را (پسر خورشید) و یا (پدر نسل بشر) خواندند و در سراسر اساتیر بر تخت ارشدی نشست و قدرت مطلق خوانده می شود ،و حلقه آن نماد تاج شاهنشاهان ایران شد(کرونوس : crown)، (ساتی) یا (شاتو) که پس از هزیمت (هیک ساس های آریایی) او را به شکل (سگ) نشان دادند که شناسه دیگر او آلفای صورت فلکی سگ (سوتیس : شعرای یمانی) می باشد و نگهبان بر درگاه های باستان بسان تخت جمشید با نام (شاتو) به عنوان خدای توفان آتش ساز شناسه ای از (ساتو) ایزد فرمانروای (آتایی ها) می باشد که در نام (پروشات) ملکه هخامنشی به تمیزی پیداست و یا (اتانس) یکی از بلندمرتبگان هخامنشی و بسیاری دیگر و فرمانروایان ایران با نام (شاتور) یا کوره دار ارشد خود را معرفی می کردند. 👇👇👇
#آتلانتیس
🔸در فارسی واژه (شاطر) به معنی خلقت با آتش که بر روی نانوا نهاده شد تا معرف باطن این واژه شود، بدینسان (مهر و میترا و مزدیسنی و مینوی) ادیان ساختگی مزدکیان و مانویان به هزاران فرشته بالدار هستند که به رخ و رویی آریایی وارد میدان شد تا نخستین فرمانروایی بزرگ آریایی به نام (ساتو) یا (آروش) معرف مکتب (کاویانی)که همواره همنشین همند یا فرمانروای آتلانتیس شناخته نشود.

♦️ ازینرو شاهنشاهان هخامنشی نام خود را به (آرش و ساتو) می پیونداندند، (کا آروشی : کوروش) ، (آتا آروشی :آتاریوش: داریوش) ، (خشا آروشی : خشایارشا) ،(آرشیش :اردشیر). کوروش بزرگ خود را از نوادگان (شیش پیش ها) خواند و در سومری (پیش) که در تورکی عثمانی (پاشا) همچنان به قوت خود باقیست ، همان (ریش) به معنی فرمانروا است(رئیس)(راس) یا همان (آریش) که وارونه آن(شیش پیش : شیش ریش : آرش شیش: آرشی کوش). و واژه مهم (آروشی شیش) نمایان می شود و آرش شیش یا شیش پیش ها فرمانروایان آریایی پیش از دوره برنز بودند که سراسر جهان به نقطه شاهنشاه ایران در پیوند می شد همان عامل وحدت جهانی که انعکاسی است از نقطه آتش ساز به نام (اشا :شاه) در عمق عدم که سبب تنیدگی می شود
شیش پیش : شیش آریش (پاشا : رئیس)
📕از آنجا تحوتی ایزد ماه به نیت جهانی پر آشوب قلم بر لوح سرنوشت می نهد ،فردوسی ارجمند در پایان شاهنامه به زیبایی این جریان باستانی را تکرار می کند.

📜همه موبدان تا جهان شد سیاه
بر آیین خورشید بنشست ماه 📜

🟥مهریان میترایی هیچ نیستند جز ماری به هزاران سر که سازنده سراسر مکاتب اهریمنی ماه پرستان شدند و همواره برای ساخت آخر زمان باید به جان هم افتند، و هرگاه قوانین زیبای پدرانه به ذات (آتا) یا (اشا) که بسان شیر حافظ منافع تمدن آدمی است نیت خیزش داشته باشد، با هم در یک پیکره می شوند و اتحاد شوم شکل می گیرد تا مکتب حرکتی کاویان همواره مکتوم و ناشناخته بماند، اینان همان حزب چپ ایران باستان هستند یا کفتاران مادرسالار (ماتر :میترا) که به فساد اجباری معتقدند و سبب ساز برابری های آخر زمانی ، و پس از قیام آدمی به ذات آب و خیزش سیل گناهان ، بردن جهان به حالت تعطیل غایت نهایی این اهریمنان مادرسالار است که با یک نیم نگاه بر جهان امروز خواهیم فهمید که هیچ خورشیدی بر آسمان تمدن بشری نور نمی تاباند هر چه هست ماهیست که به نیت خودزایی دهان به دم خود می گیرد و خود را می بلعد

🪐اما آنچه که بر خط پایانی سراسر اساتیر آمده : بیداری سگ مقدس است یا خیزش پسری که پدر نسل بشر شد (سوتن آتامو). که تنها یک جهان پدرانه آریایی می تواند دنیای پر آشوب امروز که بسان گوشتی بر دهان کفتاران مادرسالار افتاده برهاند و به عصر طلایی بر گرداند ، در امان باشید سمیعی