Ariyan-arta2
2.85K subscribers
236 photos
99 videos
22 files
39 links
ارسال نظرات: gilamut66@gmail.com
Download Telegram
📜چندین تصویر ازین رخ سنگی{سوتن آتامو}:که سراسر نگهبانان جهان بر درگاه کاخ ها و معابد به انسان حیوان نما روبرداری ازین تندیس بزرگ می باشد،عمری حدود سی هزار سال دارد،که{اریش گیل گمش}بازتابی ازوست.پسری که به نبرد پدر(هوم بابا)رفت،تقابل عهد عتیق با عهد جدید اما به یک ذات،عامل جهش در تمدن بشری شد. در پیوند فرمانروای سنگی نگهبان سرزمین «اوبرایت»یا{ای-براتی ها}سر شاخه اقوام آرشی کوشانی که تحت تهاجمی همه جانبه مویرگی بر تمام جهان نفوذ کردند،از«براتابزرگ»در مهابهاراتا تا«براتئوس» در اساتیر رم و بریتانیا و پراتورهای رم، سراسر برگرفته از(ای برات)بزرگ نیمه خدایی که در متون میانرودان عصر بهشتی را احیا کرد🌋{سوتن آتامو}نخستین فرمانروا«آدم»نخستین پادشاه در عهد پیشا سیلی یا عتیق و براتا بزرگ یا آریش گیل گمش یا فریدون فرخ، پسری که عهد پدر را دگرباره ساخت.عهد آتایی ها یا عدنی ها🪐خدای«بس»در مصر و«هوم بابا» و ایزد (بابو) میمون نما روبرداری ناقصی ازین رخ عظیم الجثه است که ارتفاعی بیش از 150 متر دارد و با حرکت خورشید و سایه، چشمان و دهان او به حرکت می افتد که هنگام غروب دهانی به نعره ای ناله آمیز می گشاید و دیده به غرب دوخته،سمیعی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📜در جهان باستان شناسی و مرموزات هیچ چیز شگفت انگیز تر از آن نبود که سرزمین«هوم بابا»را بیابند ازینرو آگاهان بدین راز که در خدمت ادیان نوظهورند، آن را در کرانه مدیترانه نهادند که پروفسور «کرامر» آورد: اشتباهی فاحش است ، سرزمین هوم بابا، در جنوب ایران می باشد.🔺ابر استوره شناش ایرلندی فابر آورده:
🪐از خوزستان تا سیستان،سرزمینی بود به نام {کوش سیستان} که شرح آن به گونه تمثیلی در تورات و اساتیر یونان و مصر به عنوان عهد خدایان آمده.
🌋با شناخت سرزمین{آدامو یا هوم بابا}،سرزمین عهد سنگ ها که در بردارنده اسرار آتلانتیس، اُبرایت، قوم آد و اسرار نفلیهیم و غولهای کوه تراش آشکار می شود که هوم بابا گوریل پیکر به قلمرویی ناشناخته به نام(ایرانو)کسی نبود جز خدای غولان کوه تراش یا نخستین شاهنشاه اقوام آریایی که به فرمانش، جنگجویان گاو پیکر آریایی به کردار رودی از آتش در شریان های تمدن بشری سرازیر شدند🌋نرام سین شاهنشاه مقتدر آکوانی{آکاد}در کتیبه ای به نام«کوتا» آورده: ای خواننده که امیدوارم شاه باشی، در شرق غولانی می زیند که خدایان ما سخت از انان در هراسند.
🪐 فایل تصویری سردیس اصلی {هوم بابا } و یا«آدم» در کرمان بخش دوم بزودی،🪐
🌋ابلیسانی فارسی گو به آیین شیادی،گره های کودکی را یکایک می گشایند.تو را به چه کار«نادرشاه»🪐فسوس که این نمایه باستانی باید به رخ این مزدوران حمام نرفتۀ پر چرک چپی،آلوده شود.تا کی این بازیافت زباله باید ادامه یابد.گویند از بی ادبی به جایی نمی توان رسید، اماباید گفت از بی غیرتی،مردمی به جایی نخواهند رسید.برای پاسخ به این زالوصفتان باید بیرحمانه وارد صنعت دشنام در ادبیات شد غیر آن نژادی دست خورده دارم.زبانم قاصر است و دشنامی در خور این روان پریشان نمی یابم،اینان شیادان تورانی تبارندکه از خوی شکارچیان آریایی در هراسند،مبادا روح ممتاز جنگندگانی چون نادر بر کالبد فرزندان بنشیند و خوی صید از دست دهند.این شعر را در پاسخ این نرم تنان می گویم🌋

ای ایرانی به تیغ آنچه خواهی بخواه
تن بشور به خون ناکس ستمخواه

چو شیر بشو با شمشیر یار
پوست بر کن از پیکر روبه مکار

سرافرازیست تنها به راه پیکار
که جز نیرنگ نیست در صفت مار

چو گیو و چو گودرز،چون دستان
جان بگیر به خون نابکاران

به کردار فرخ فریدون تا به نادر دلیر
سوگند یاد کن به خون بر تبر و تیر

پنجه افکن بر حلقوم سیه مار
پیکر بپیچان بر سرش چو حلقه دار.سمیعی
📜فایل صوتی سردیس دو کله کرمان و غولان دو برادر «آلوآد aloads» در اساتیر یونان، پژوهشگر سمیعی،📜🔺برای شناخت سازندگان سردیس های مگالتیک سنگی که ایرانمان گهواره این تراشه های کوه پیکر است،تنها یک راه باقیست،گشودن دفتر اساتیر و خواندن نخستین فصل خدایان که آگاهان به گونه رمزی،اسراری مرگبار را در بطن داستان ها جای داده اند.
🪐اکنون برای شناخت تندیس سنگی دو کله، وارد ادبیات سومر و اساتیر یونان می شویم تا مهر قطعی از راویان اسرار گیریم.

🪐دوقلوهای «آلوآدی» یا دو سر سنگی برگردان از هم، در اساتیر یونان خبر از چه رازی می دهد، آیا سخن از سردیس سنگی دو کله کرمان است؟
تصویر این دو قلوها حتی تا به امروز بنا به شرح داستان، چون مردان سنگی یا آمیخته با سنگ کشیده می شود{دو سردیس سنگی رو برگردانده از هم}شناسه دوقلوهای «آلوآدی» است.غولانی به پیشه کوه تراشی یا سازنده کوه هاکه حتی از اساتیر یونان به الهه کمدی«دانته» نیز راه یافتند و یکی از دوقلوها به نام «افیالتس» در گودال بزرگی قرار گرفته‌ که به ترتیب حلقه‌های هشتم و نهم جهنم، را از هم جدا می‌کند.که در عالم مسیحیت ،جهنم مکانی نیست جز زیستگاه{شوشانی ها}یا شش پرستان به نماد666.👇👇👇
Ariyan-arta2
📜فایل تصویری سردیس تدفین کرمان📜 🔺پژوهشگر : سلمان سمیعی 🪐سردیسی کوه پیکر در کوههای میان نواحی {بردسیر و باغین} در استان کرمان ، چون خدایی غول اسا میان صخره های سنگی دیده به جهان زیر پای خود دوخته.🪐https://t.me/salmansamiei_666
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📜فایل تصویری، سردیس دو کله کرمان و غولان اساتیر، بخش دوم، نویسنده سمیعی📜🔺برای شناخت سازندگان سردیس های مگالتیک سنگی که ایرانمان گهواره این تراشه های کوه پیکر است،تنها یک راه باقیست،گشودن دفتر اساتیر و خواندن نخستین فصل خدایان که آگاهان به گونه رمزی،اسراری مرگبار را در بطن داستان ها جای داده اند.
🪐اکنون برای شناخت تندیس سنگی دو کله، وارد ادبیات سومر و اساتیر یونان می شویم تا مهر قطعی از راویان اسرار گیریم.

🪐دوقلوهای «آلوآدی» یا دو سر سنگی برگردان از هم، در اساتیر یونان خبر از چه رازی می دهد، آیا سخن از سردیس سنگی دو کله کرمان است؟
تصویر این دو قلوها حتی تا به امروز بنا به شرح داستان، چون مردان سنگی یا آمیخته با سنگ کشیده می شود{دو سردیس سنگی رو برگردانده از هم}شناسه دوقلوهای «آلوآدی» است.غولانی به پیشه کوه تراشی یا سازنده کوه هاکه حتی از اساتیر یونان به الهه کمدی«دانته» نیز راه یافتند و یکی از دوقلوها به نام «افیالتس» در گودال بزرگی قرار گرفته‌ که به ترتیب حلقه‌های هشتم و نهم جهنم، را از هم جدا می‌کند.که در عالم مسیحیت ،جهنم مکانی نیست جز زیستگاه{شوشانی ها}یا شش پرستان به نماد666. #ابوالهول_کرمان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺سردیس دو کله کرمان،پژوهشگر: سلمان سمیعی🔺در باب تیرِ آرش بارها سخن رفت،نماد فرمانروایی{آرش کوشانی یا آروش}که امروز اروکی گویند.تیر آرش نماد جاده بزرگی که دو قاره را به هم می دوزاند از منطقه منچوری تا انتهای آناتولی یا تراکیه ازینرو در فرهنگ{سامتراشیان} معبد آرتمیس به درخت بادام یا گردو مزین می شد و تیر آرش بر درخت گردو فرود می آید که در مصربه جاده باستانی پیوند دهنده دو قاره«آروسی» گویند،در یونان ایزد جنگ آرس، و«اورآسیا» نامی شد بر دوقاره🪐سراسر شاهنشاهان ایران خود را«آتا آروش» خوانده اند به معنی {پدر اقوام آروشی} و اشاره دارد به نخستین آرش که در متون میانرودان به نام{اریش گیل گمش:فریدون}آمده است،دردا تحت نفوذِ عقربی فرهنگ تازی، تاریخ بازنویسی شد و پرتاب تیر در محدوده جغرافیای امروز ایران قرار گرفت!!!
وای بر پیشکسوتانی که واژگان باستان را بنا به فرهنگ عرب و فارسی متاخر معنی می کنند،مانند واژه بسیار مهم (برت) به معنی چرخه آتش که اساتیر جهان را در تسخیر خود دارد،«برد» را به معنی سرد برگردان کرده اند.🔸 تا به کی در حالت قمری به نور دیگران راه بپیمایم، باشد خورشیدی بیاندیشیم🔸
با پوزش به دلایلی شتابزده شرح داده شد،
Ariyan-arta2
🌋جسورانه می گویم،این طوماریست سمی برای«مهریان میترایی».آری بدین گفتار کوتاه،هزاران سال تخریب و تقلا جلادان ادبی را می سوزانیم زیرا قدرت جادو سوز حقیقت چنین است تنها باید بدان مشعل نزدیک شد و آن را افراخت و افروخت،زیرا رسیدن به سلاح حقیقت حکم روز آخر را دارد…
دفاعیه📜دشمنانی بسیار مهیب در ایران داریم،پیشکوستانی بی ریشه که از اصالت بیزارند و بنا به نام و شهرتی توخالی بر مسندی نشسته اند که راستگویان را زیر پا لگدمال کنند،پیشکسوتان غریزه کش که در پی شکار مستعدین هستند
❌#الیاد و مهابهارتا}عناصری هستند که تاریخ گمشده ایران را در سینه فریاد می زنند و اینجانب قدم به قدم این حماسه های پر رمز و اساتیر سترگ مصر و سومر با ارائه مدارک انکار ناپذیر رمزگشایی کرده ام که در کاوش ترکان،هیئتی دو دهه تنها به الیاد پرداخته و در نبود مدارک قطعی و استدلال درست،وقیحانه اسامی را تغییر داده اند
❌به استادان ایران و غلامان اناتولی می گویم این سکوت شما در برابر پژوهش های اینجانب،خواست بنده است و سنگینی پژوهشها،گفتار در حلقوم شما را خشکانده و حرکت را از شما گرفته و اراده بنده است تا متکلم وحده باشم.استادی در باب پر گمشده نیم صفحه می گوید هزاران بازخورد دارد،استادی دیگر واژه«درود»را واشکافی می کند میلیونها آفرین می شنود،پس رمزگشایی اساتیرجهان و بازیابی فلسفه باستان و ورود به واژگان رمزی در چه مرتبه ایست
انچه زیباست مزدوران را به بند سکوت کشانده ام تا فریاد زنان سوی پدران باستانی بتازم.سمیعی
📜ای ایرانی روند آموزشی ایران امروز هیچ نیز جز پیروی سنت اهریمن، درحقیقت فرزندان مان گلی هستند بر دست اهریمن تا به تف خود آنان را شکل و حالت دهد. روندی منفعلانه و ترسناک که این فساد اداری و بی مسئولیتی حاکم و نابغه گرایی گریز از مرکز، ظهور گرایش گسترده به هم جنس به ویژه مذکر،نشان تبدیل نیروی فعال به منفعل است و سراسر حاصل این روند چرکین

🔺در اوج شادابی فرزند،زندانی را برایش مهیا می کنیم و او را از نیروی ضدی که مشوق همند و به هم انگیزه می دهند جدا می سازیم،درین حالت به بردگی ذهنی کشاندن، فاجعه ای وحشتناک را به بار می آورد چون مکتب«پدراستی»که برای ارضا امیال، حتی جنس مذکر حاضر است با پیرمردان هم بستر شود که حاصل آن روند، مخلوقی بی وجدان و ضرب خورده و زخمی آکنده از عقده است و با تنی ضعیف که باید شادی را از افیون بدست آورد،نه حرکت.مخلوقی کفتار سرشت که زیبایی و تمیزی تن چون تیر زهری است بر دیده اش و باید آن را زیر پا به گل نشاند.

🪐استادی با تنی زشت و استخوانی و پرچربی با شکمی برآمده چگونه می تواند دوستدار شاگردی باشد که به ورزش تن را می تراشد و جهان را جسورانه به چالش می کشد، که کفتاریست آماده دراندن. 👇👇👇
⚫️همانگونه بارها اشاره شد، دو روند آموزشی پنهانی جهان آدمی را در چمبره گرفته و چون دو نیروی متضاد در پیچ و خم و در نبرد همند.
یک روند، ساختاری فعالانه دارد، که ترکیب ضدین به سبب گرما هسته اصلی آن است و اصول اساسی جنگنده های اقوام آریایی پدرسالار به مکتب ازلی کاویانی می بود که در پی ساخت زیباترین و شکیل ترین مخلوق می بودند و تراشیدگی به سبب کار ، و همواره ساختار زیستی شیران در ایران مد نظر می بود.:
جنگندگی زنان به رهبری مردی نیرومند، نه کفتار مادرسالار که در پی خون زیباترین دختر است «فمین»، ازینرو بیشمار سفال ربوده شده که به گزارش دیرینه شناسان از ایلام، دایره برهنگان به تن و بدن بسیار زیبا شناسه این نقوش ایلامی می بود و زیبایی تن مهمترین عامل در مکتب حرکتی کاویان است بدینسان شرح شوکت مردان و زنان محوری شد در حماسه های ایران چون آثار فردوسی ارجمند و اسدی گرامی.

❌بدینسان جنگنده های آریایی به پیروی از قوانین آزادانه دهر، دختر و پسر یا دو نیروی ضد را، در روندی رقابتی در کنار هم نشانده، درین نظام پرورشی، دستیابی به شادی تحت روند حرکت بدنی صورت می گیرد که با قرار دادن دختر و پسر در میادین ورزشی و رزمی و رقابتی ، گرما سبب تراشیدن تن، پیچیدگی سطح ذهن آنها شده و تمیزی و زیبایی مد نظر می گردد بدینسان شکیل ترین مردان بدون رقیب در دوران باستان، شاهنشاهان ایران بودند، که این تراشیدگی و هیبت به کاهلی هرگز حاصل نمی شود.
بدین آموزه ها، ذهن به سطحی از ارتعاش رسیده که بدان در شاخه ای از دوگانگی {DUALISM}، به نام نوظهور دوگانگی {EMERGENT DUALISM}، به قول آقای هاسکر فیلسوف آمریکایی، رسیدن به مرتبه ای از ذهن «کمال حقیقی» گوید و انباشته شدن کالبد از نیروهای مثبت بدینسان ، خردمند یونان {دیوژن کلبی} آورده :

🔺تن و ذهن هر کدام جوهر منفعل دارند که به «حرکت بدنی» این دو به حالت فعالانه در اتحاد هم می شوند و {اندیشمندان رواقی} که برآمده از آموزه های کلبی بودند، شادی و حرکت را از گرما بدن بدست می آوردند نه افیون و شراب، چون کودکی که عاشقانه در پی حرکت است تا مردی میانسال گرفتار افیون . و در معابد یونان ،«چربی» که حاصل کاهلیست نماد گناهان می بود ازینرو آن را می سوزاندند بدینسان گرمای حاصل از حرکت بدنی بنیاد فلاسفه یونان شد چون فیثاغورثیان، و این گرمای هوشمند که به چربی یورش برده اما قوت به نسج های نرم تر چون ماهیچه و عروق می بخشید را الهی خواندند و یکی از مرموزات کیهان، که به تقلید نام ایرانیان (آروش :آرش) آن را (آرخی ARCHE) یا واسطه الهی نامیدند. که سبب اتحاد ذهن و بدن می شود ، و بالاترین عامل به کمال دانسته اند و این روند بوسیله «لیکورگوس» که از یک سفر شرقی برگشته بود ، در اسپارت مستقر می شود تا در برابر روند «پدراستی» بیایستد، روندی سکون گرا که ویژه مردان بود و تفکیک جنسنیت هسته اصلی آن و برامده از مکتب مشایی میترایی که جهان پیش از وجود را ساکن خوانده.

🌋 آری لیکورگوس اسپارتی روندی به نام «اگوگ» در شریان های آموزشی بالکان تزریق کرد که سبب ظهور ابرقدرتی آنان شد. او مراکز ورزشی و پرورشی برپا نمود و دختر و پسر در کنار هم به ورزش و کسب دانش پرداختند و در روزهای تعطیل آنان را به میادین عیش و نوش می برد و {شراب خواری } مردم را به آنها نشان می داد تا سبکساری و بی بند و باری میخواران را به اآنها یادآور شود که ثمره باور مکتب «ارفئوسی » به مرکزیت خدای شراب «دایناسوس» بود که شوربختانه پس از تازش تازی سخت به عرفان دایناسوسی های فارسی زبان گرفتار شدیم ، همانهایی که در ظهور مغول و تیمور مدام سخن از می و ابریق و خدای خوانی و دمی خوش باش خواندند و وطن را {کفش تنگ} دانستند که باید رهایش کرد و میراث داران آنان شعرای افیونی و سردمداران انگل سمج چپ هستند که درون خاک حاصلخیز ادبیات ایران لانه گزیده و افتی شده بر ریشه درخت ادبیات حماسی ایران.👇👇👇
⚫️اگوگ و پدراستی
روند آموزشی فعالانه «اگوگ» ، نظام های آموزش منفعلانه رایج «پدراستی» را از بالکان تا مدتی جاروب نمود، پدراستی مکتبی که برخاسته از مکتب منفعل {میترایی مشا} است که بنیاد جهان را ساکن و پر آب خوانده چون رحم مادر، که هسته اصلی آن سکون و تفکیک جنسیت می بود، و می بایست شاگرد مذکر «اراسموس» خدمت جنسی به آموزگار خود «اراستوس» دهد که پس از کمین هزاران ساله امروز با جابجایی در ایران مستقر شد و به شیوه باطنی در یک روند منفعلانه به روان فرزندانمان تزریق می شود و کالبدشان را در تسخیر در آورده.
مکتب حرکتی «اگوگ» چیزی نبود جز روند پرورشی شکارچیان ایران باستان ازینرو واژه {اگا اگ} به معنی «ارباب نور» پشت نام شاهنشاه «هوخشتره» آمده که در دوره ایلام به «کاهنان» گویند و در اساتیر سومر به فرشتگان بهشتی اشاره دارد که در خدمت خدای «آنو» هستند. «اگا :آقا» و در زبان سومری آریایی، «اگوگ» به معنی آتش است که اشاره به آموزه های اشائیان کاویانی دارد، ایران باستان تحت صفات شکارگری همواره پیشرو بر تمدن بود، شاه را شکارچی ارشد می خواندند یا ابر جنگجو خردمند به نام «اشا زرتشت»، و با این عنوان شاه بر تخت می نشست بدینسان کوروش کوچک به برادر خود اردشیر دوم که در رقابتی سخت بود گفت:

❌من جنگاوری هستم که به حکمت عالیه دست یافتم و تخت سزاوار من است.
این بود معنای شاه در دوران ابرقدرت باستان و از واژه «اشا» به معنی ستون آتشین که عامل وحدت اجزای هستی می شود برخاسته.

🔺شاهنشاه انوشیروان دادگر دربار خود را رو به نوافلاطونی ها گشود که از بیم تیغ ژوستن امپراتور رم به او پناهنده شده بودند، که بدان ها فرمود:
من تنها می دانم در تامئوس {اثر رمزی افلاطون} چه نوشته شده است.

🔸در ایران پدرسالار که امروزه سخت در پی تخریب عبارت «ایران شاتره» به معنی ایران پدر به ذات آتش هستند،، فرمانروایی و نظامندی ساختار شیران اصول اساسی بود.
«پدر »که همواره امور را به زنان جنگجو می سپرده ازینرو جنگاوری زن امری بسیار مهم شمرده می شد و بیشترین سپهسالاران زن از آن ایران بودند، در حقیقت پادبانان تخت، زنان جنگجو بودند که بوسیله قلع و قمع تاریخ ایران بوسیله مزدوران تازی سرشت، روند پرورشی {سوتنی ها و گوتی های شش پرست} پیشا هخامنشی نابود و وارونه شد، جنگاوران تنومند که برهنگان آریایی خوانده می شدند که مهلکترین سم برای متون تاریخی فاش اسرار غولان سوتنی ها «سیستانی ها» و گوتیان «گودرزیان» پیشا هخامنشی است.

🌋زنان سوار کار تیر انداز نماد ایران باستان بودند، شناسه به فعلیت رسیدن نیروی منفعل شد و عامل ابرقدرتی ایران تبدیل نیروی زنانه به مردانه بود و بس.🌋

⛩تبدیل نیروی منفعل به جنس مونث به نیروی مردانه هسته اصلی روند ایران باستان می بود، ازینرو شکارگری و جنگیدن برای زنان امری اجباری بود و سر کاهنان در ایلام زنانی بودند که آزادانه دشنه بر دست داشتند، این روند حرکتی سبب شد تا ایران را از نیروی منفعل بزدایند و تا حد ممکن بیرون رانند.

🔥{مَردی کردن زن} در اوج آموزه های ایران بود که ابرقدرت های امروز بازتابی ناقص از آن هستند که آن روبرداری از رفتار {عقاب ماده} است که به چنین روندی، ماده پر توانتر از نر می گردد، زیرا مکتب حرکتی کاویان بیانگر تبدیل نیروی منفعل هستی به نیروی فعال مذکر بوسیله حرکت است که در نمودار درفش کاویانی و نمودار دایره قطبین تائیجی به دو نیروی ضد {یین و یانگ} مستتر است و نمی توانست اجازه رشد نیروی منفعل که در بدن زن غالب شده را دهد.

🪐اما مادر سالاران میترایی که به مرکزیت عربستان بود ،چون کرمی تا یونان خزید و در آنجا مستقر شد و سپس آهنگ برگشت به خانه گرفت، میترای مقدس ایزد «منات» یا «امی آنات» الهه این باور است، چون آموزه ایی که اموزگارش ملکه زنبورهاست و بسان مادر کفتارها می اندیشد، دختران جوان را می کشند و محدودیت را جاری می کنند تا گرفتار شورش نشود. بدینسان ایران پدر یا ایران شاتوری، در ادبیات پس از تازش تازی به {ایران مادر } دگرید که فریب و نیرنگ ادبیات چپ بود ، «شاتور» عبارتی بود برای پدر ارشد یا شاهنشاه کل، بدینسان به بهانه مهربانی مادر ، جنس ایران را تغییر دادند تا بدین وسیله، ایران را در بستر متجاوزان اندازند، ایران همواره نره شیر غران می بوده که زنان و دختران جوان خاندانش قلدورانه و آزادانه به هر سو می تاختند.

🌋مادرسالاری یا سلمیان که هزاران سال پیشتر از تازش تازی در عربستان ریشه دوانده بود درختی زهرافشان شد بر سراسر جهان بدینسان دختر کشی مادرسالاران در قلب باور بابلیان و مصریان و یونانیان فرو نشست و عنصر اصلی آموزهای این مکتب است که به آسودگی در اساتیر می توان دید.👇👇👇
⚫️ای ایرانی روند آموزشی ایران امروز هیچ نیست جز پیروی سنت اهریمن، درحقیقت فرزندان مان گِلی هستند بر دست اهریمن تا به «تف» خود آنان را شکل و حالت دهد. روندی منفعلانه و ترسناک که این فساد اداری و بی مسئولیتی حاکم و نابغه گرایی گریز از مرکز، ظهور گرایش گسترده به هم جنس به ویژه مذکر، نشان تبدیل نیروی فعال به منفعل می باشد و سراسر حاصل این روند چرکین است. در اوج شادابی فرزند، زندانی را برایش مهیا می کنیم و او را از نیروی ضدی که مشوق همند به هم انگیزه و نیرو و شادی می دهند جدا می سازیم و درین حالت به بردگی ذهنی کشاندن فاجعه ای وحشتناک را به بار می آورد چون مکتب «پدراستی» که برای ارضا امیال، حتی جنس مذکر حاضر است با پیرمردان هم بستر شوند که حاصل آن روند، مخلوقی بی وجدان و ضرب خورده و زخمی آکنده از کمبود و عقده است که با تنی ضعیف باید شادی را از «افیون» بدست آورد، نه حرکت. مخلوقی کفتار سرشت که زیبایی و تمیزی تن چون تیر زهری است بر دیده اش و باید آن را زیر پا به گل نشاند.

❌ استادی با ذهنی منفعل و تنی زشت و استخوانی و پرچربی با شکمی برآمده چگونه می تواند دوستدار شاگردی باشد که به ورزش تن را می تراشد و جهان را آزادانه و جسورانه به چالش می کشد، که آن استاد کفتاریست آماده دراندن.
حاصل روند منفعلانه تفکیکی آموزشی ایران، انگلیست که در پی میزبان می باشد، نه وطن می شناسد نه مهر به خانواده دارد، تنی که از گوهر ازلی یا شراره الهی تهیست، نه می خندد نه می گرید، جای آنکه در میادین رقابتی به تن زیبا و شکیل و تراشیده قدرتنمایی کند، با رنگ و رویی پریده در پی سیگاریست تا بدان گوید من زنی آزادم و روشنفکر.
بدینسان در آموزش سمی و زهر آگین و بسیار خطرناک ایران امروز، حرکت عنصریست ممنوعه، تفکیک جنسیتی عامل روی آوردن به ثنویت شرورانه است و ظهور پنهانی مکتب «پدراستی» باستان را در بر دارد.

🔺 درحالیکه نوجوان پرشور چون کوهی آتشفشان آماده فوران می باشد ، او را نشانده و به کردار برده ای بیزار از کار ، بهره کشی بیهوده از ذهنی ضعیف که توان تحمل و حمل آن باری که بدان سپرده شده را ندارد ازینرو پس از رهایی این مخلوقِ منفعل که به سبب تفکیک جنسیتی پر از کمبودها است، در پی ارضا خود از طریق روابط و رفتاریست که هرگز در دایره طبیعت جای ندارد چون روی آوردن به شادی بوسیله رفتارهای منفعلانه، استفاده از افیون و تمایل به همجنس و سو استفاده از موقعیت شغلی و دست درازی به هرکس ، و این انگل هرگز به تراشیدن تن و رسیدن به بالاترین حد زیبایی بوسیله گرما حاصل از حرکت، نمی اندیشد زیرا رقابتی دیگر برای انتخاب وجود ندارد، او با زشتی جذابیت دارد نه زیبایی، چون دختری خموده که سیگار بر دست که در هر پستو ازادانه خودنمایی می کند ، تا دختری ورزشکار و تراشیده و پرغرور که مجال رونمایی ندارد.👇👇👇
⚫️بدین روند گونه ای شخم نژادی نیز روی می دهد، سرکشان خوش نژاد که صاحبان اصلی غریزه هستند ازین روند که سازگار با طبیعتشان نیست نافرمانی کرده و از دایره آموزشی بیرون رانده و ناخودآگاه و غیر ارادی جذب محیط بزه و خلاف می شوند و آن که از لحاظ نژادی و ساختاری در مرتبه پایین تری است و توانایی رقابت با دیگران را ندارد، بی حرکتی با مزاجش همسازی دارد، محیط را مناسب دیده و روند کاهلی که باب میل اوست مهیا می گردد، نشستن در انزوا بدون حرکت و این روند او را به مرتبه نابغگی می رساند، ازین رو به هر مرتبه ای رسد از جنگیدن و مبارزه بیزار است و با کوله باری اماده مشتاقانه ترک دیار کرده که تنها هدف از پیش تعیین شده نابغگان امروزی و بالاترین غایتشان گریختن است جای جنگیدن، زیرا صاحبان غریزه همان سرکشان خوش نژاد که ریشه و تن و خونشان جفت با خاک است، درین روند آموزشی چون موریانه زیر قدمهای نابغگان نازپرورده و دروغین که توان جنگیدن و ایثار و جانفشانی ندارند پایمال شده اند
❌بدینسان درین روند وارونه مخلوقی پدید می آید به غایت زشت و چرک آلود که تنها با قواعدی سازگار می شود که جامعه را به محدودیت های فراوان می کشاند و این مخلوق بدریخت هرگز تحمل دیدن شادی جوانان و فعالیت{دو غیر همجنس}در کنار هم را ندارد زیرا که خود از آن محروم بوده و حاصل یک روند منفعلانه است.تفکیک دو نیروی متضاد و فقدان نیروی بدنی، فاجعه ای سهمگین در جامعه به بار می اورد که کشتارها و تجاوزات بی حد در تمام سطوح،نبود مسئولیت در مردمی که در راس امور گمارده شده اند،سراسر این ناهنجاری ها ازین روند تفکیکی و منفعل عقده پرور نشات می گیرد
که هیچ چیز بدتر از جولان ماده شیر در پهنه دشت برای مادرسالار کفتار نیست ازینرو ماده شیر در تنهایی گرفتار قشونی از جانب ماده کفتار می شود

🪐نظام تناظر یا رویدادهای طبیعت کلام راستین سازنده این دهر هوشمند است

همان نقاش دهر که با تمامی قدرت، در به تصویر کشیدن مخلوقات خلاقیت به خرج داده ، که اهریمن هرگز خواستار دیدن چنین زیبایی نیست.
میدان آفرینش به دو جناح آراسته شده، منفعلین بدریخت به رهبری اهریمن، و شکارچیان خوش پیکر پرکار که به حرکتِ مدام، تن خود را به قلم تراش دهر سپردند

🌋و در پایان از مقاله{پارمنیدوس افلاطون}به ان استاد بزرگ که چهل سال مکتب اشراقی اشایی سهروردی و اشایی خسروانی را «مشایی» خوانده ، می گویم که تو فرزند خلف مکتب «پدراستی» هستی که روزی باید به حساب دانه دانه شما رسید و کتابتان را به زباله دان انداخت

.🌋«پارمنیدوس» رهبر مشائیان یونان
کسی که «حرکت» را توهم خواند ، به مناظره سقراط جوان قویترین جنگجو آتن رفت، پیش از مناظره در برابر سقراط با شاگرد همجنس خود«زنون» ، سنت پدراستی را به اجرا گذاشت تا{تبدیل نیروی فعال را به انفعال } در برابر کسی که به رزم در حال فعلیت بخشیدن به نیروی های منفعل بود به نمایش گذارد.

🪐باید بدانیم با اندکی درنگیدن بر نقوش باستان چون هیبت بی مانند داریوش بزرگ و شاپور شاه و بهرام شاه ، خواهیم فهمید ، تراشیده ترین و ورزیده ترین مردم بودیم که به روند اموزشی منفعلانه گرفتار شدیم، و اکنون افیون ریشه مان را از بیخ می سوازند.

🪐 درفش کاویانی نماد چرخشِ منشا ازلیست تا به نیروی بالقوه و منفعل نیستی فعلیت بخشد، یک چرخه هستی ساز به ذات آتش است}

🌋با امید که این نظام آموزشی کثیف منفعلانه تفکیکی ، ریشه اش از بیخ و بن سوزانده شود که حاصل این روند هیچ چیز نیست جز ظهور پست ترین مخلوق. 🌋 و باید افزود ، دلیل ابرقدرتی ایران تنها روند پدرسالاری شیرگونه بود که {مردی کردن زن را} را ازاد گذاشت ، چون نره شیر که دختران و زنان را به شکار وا می دارد ، بدینسان زنان در ارتش ایران در هر برهه در باستان بخش عمده ای را تشکیل می دادند و الگویی شد برای ابرقدرتهای متاخر تا به امروز. زنان و دختران ایران باید بدانند تنها راه ازادی از بند بردگی{طریق مردی کردن}است که در تحرک نهفته می باشد چون ماده عقاب که شکارگری را از مرد می رباید و عضو ارشد می شود،ازینرو در جهان معاصر جامعه ای که زنانش از«ورزش» دور باشند هرگز رنگ سالاری را نخواهد دید،و زنان همواره دستاویزند، ورزش و شکاگری زنان راز بزرگ موفقیت هر جامعه در تاریخ بشری بوده و هست .

راز گردون در ‌چرخش است
تراشیدگی تنها در گردش است

آنچه شد تازه و نو و رنگین
پاداشیست ز سوی جهان آفرین

گر‌ کسی پرده بر پاداش پوشاند
خود را بردۀ آهرمان باید خواند

زیبایی رای درست است و راست
که عریانی از پلیدی خواهد کاست

زشتی و ناراستی و فربگی‌
تاوانیست بر کژی و خودکامگی

آهرمان تیره روان و آلوده تن
رخت را چاره کند بر‌خویشتن

تن نگینیست بر دست گوهرتراش
به کندن، جوهر شود بر پیکر، فاش

از خورشید سوزان تا خرده شن دریا
به هر دم بر کند رخت و آید بدنیا

رازهایی در جهان هست نهفت
کس‌ نتوان ‌آنان را ز هم شکفت «سمیعی»
فایل صوتی شعر جلادی، نویسنده سمیعی، 👇👇👇 https://t.me/salmansamiei_666
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌋فایل صوتی شعر جلادی، 🌋

🪐نویسنده سمیعی، 🪐

مدت بیست دقیقه، 🌋در بند کینه ساز بودیم در پناه
تیره بختی می بارید در روز سیاه

ستمگر را گفتیم آفرین و درود
ایمنی بود در راه تمکین و سجود

سور و جشن پر از میخوار
پریچهرگان، میگسار مرد ستمکار

شمیم بهار چون تازیانه تندباد خزان
جای روحنوازی، می گرفت جان ز جانان

بدین جشنگاه که برم بود زندان
دیدم غرور فرومایگان و سرافرازی بدکاران

که این آباد شهر ، ویرانه بود
بستر نرم مرد بیگانه بود

که ما آواره و بیچاره ایم
همیشه به رنج در بند ستمکاره ایم........ 🌋#اشراق #حکمت_خسروانی
Ariyan-arta2
🌋شعر نفرین بالینوس و طلسم دماوند🌋 مدت بیست دقیقه 📜گویند همراه اسکندر، جادوگر بزرگ مغرب به نام «بالینوس» دارنده دانش خدای «هرمس» وارد ایرانزمین شد همانگاه به نبرد کاهن «آزرهمایون» برفت، جنگی جادویی در معبدی در گرفت و بالینوس به نیروی خدای«هرمس» مغلوبِ آن…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌋شعر نفرین بالینوس و طلسم دماوند، 🪐فایل کامل صوتی پیوست شده است🪐
🌋 مدت بیست و پنج دقیقه https://t.me/ariyan_arta2/642
📜گویند همراه اسکندر، جادوگر بزرگ مغرب به نام «بالینوس» دارنده دانش خدای «هرمس» وارد ایرانزمین شد همانگاه به نبرد کاهن «آزرهمایون» برفت، جنگی جادویی در معبدی در گرفت و بالینوس به نیروی خدای«هرمس» مغلوبِ آن دختر شد و به زانو افتاد، اسکندر با سپاهیانش به یاری او شتافت، به دستور اسکندر، «آزرهمایون» دانش خود را به بالینوس داد،در آخر بالینوس همان مار همیشه پنهان تخمی بر خاک کاشت و بگفت:سوگند به این کاشت، تا روز رستاخیز این مردم جز دروغ و بلا هیچ نخواهند برداشت.📜

🪐{اکنون بشنو داستان نفرین بالینوس را،} 🪐 (نویسنده سمیعی 1403/5/10)🪐فایل کامل صوتی پیوست شده است🪐👇👇👇

🌋 https://t.me/ariyan_arta2/642
🌋فایل صوتی اقنوم سه گانه خسروانی، پژوهشگر : سلمان سمیعی📜بشنو درونی ترین راز در فرقه های باطنی 📜دایره میانگاه طرح چرخ نگار کاویان محل اجتماع تمام نیروهای آفرینش است و جایگاه سازنده آفرینش یا خدا درین مکتب جهان شناختی می باشدو نخستین آموزه ای که خدا را عنصری درونی دانست نه بیرونی که درین مکتب هیچ خدایی در بیرون از دایره افرینش نیست.
❌خدا محل تعامل اضداد است، همان مکان خود آفرین و خودجوش در سراسر آموزهای باطنی یا قلمرو تصاویر «هایپر اورانوس» در برهان اشکال افلاطون و واهب الصور پورسیناکه بدان آیینه عدم گوییم. کانونی وحدت ساز میان چهار درگاه چرخان بیانگر تورم کوانتومی به سوی جهان کلان است که در بخش نخستین آفرینش در مکتب ازلی کاویان،این دایره با نوسانات و ارتعاش مدام در میدان کوانتومی از ریزترین ذره سوی کلان ترین خوشه متورم می شودکه در عالم فیزیک بدان تورم اولیه گویند🪐بدینسان هر واقعیتی عینی ریشه در ذهنیت سطح خُرد داشته که به سطح کلان رسیده، و کلیات آفرینش از یک کهن الگو ازلی پیروی می کند و بس یا کل اجزای جهان خرد و کلان شاخه و برگ در یک درخت کیهانی اند که سراسر به یک ریشه اند 👇👇👇#تثلیث #حکمت_خسروانی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌋فایل صوتی اقنوم سه گانه خسروانی، پژوهشگر : سلمان سمیعی📜بشنو درونی ترین راز در فرقه های باطنی گنوستیکی 📜دایره میانگاه طرح چرخ نگار کاویان محل اجتماع تمام نیروهای آفرینش است و جایگاه سازنده آفرینش یا خدا درین مکتب جهان شناختی می باشد ، و نخستین آموزه ای که خدا را عنصری درونی دانست نه بیرونی که درین مکتب هیچ خدایی در بیرون از دایره افرینش نیست.
❌خدا محل تعامل اضداد است، همان مکان خود آفرین و خودجوش در سراسر آموزهای باطنی یا قلمرو تصاویر «هایپر اورانوس» در برهان اشکال افلاطون، که بدان آیینه عدم گوییم. کانونی وحدت ساز میان چهار درگاه چرخان بیانگر تورم کوانتومی به سوی جهان کلان است که در بخش نخستین آفرینش در مکتب ازلی کاویان، این دایره با نوسانات و ارتعاش مدام در میدان کوانتومی از ریزترین ذره سوی کلان ترین خوشه متورم می شودکه در عالم فیزیک بدان تورم اولیه گویند🪐بدینسان هر واقعیتی عینی ریشه در ذهنیت سطح خُرد داشته که به سطح کلان رسیده، و کلیات آفرینش از یک کهن الگو ازلی پیروی می کند و بس یا کل اجزای جهان خرد و کلان شاخه و برگ در یک درخت کیهانی اند که سراسر به یک ریشه اند. #تثلیث_خسروانی #حکمت_خسروانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📜داستان منات بافومت بر برج کوشان (حماسه آمرود) 📜،

نویسنده سلمان سمیعی .

🌋ای زبر دست : بشنو آخرین خط از افسانه مرگ در نخستین خشت نبشت همان لوح سرنوشت

🔸 داستان منات بافومت بر برج کوشان را کلیدی بدان بر متون رمزی باستان ، پنهان در هر دخمه اسرار. قهرمان این داستان ، یل گمشده ایران زمین است که هسته اصلی اما ناپیدا در سراسر اساتیر می باشد و چون نوریست نهان در میان لایه های هر دفتر باستان که تنها به دیده آگاهان فرو می نشیند.🔸

🪐درین حماسه با او همراه شو سوی گذشته ای سرد و سیاه، که آینده ای شوم را بسان جنینی نفرینی در رحم خون آلود خود می پروراند که تا به زایش آن وقتی باقی نمانده.

🪐به نام نامی {این شوشان آریش}
به کیانی کمند و کاویانی کیش
به گرز گاو سار و دو شاخه ریش
به اورنگ گاه شاهی شیصد و شصت و شیش🪐

⚫️در کابوسی جاندار، مسافری در گردش وارونه شو تا نگرنده بر گذشتگانی باشیم که در دایره آینده قدم بر می دارند⚫️

🔺داستان دوازده بخش به مدت پنج سال منتشر شد. دوازده بخش در کانال خزائن خسروانی پین شده است.🔺
👇👇👇https://t.me/salmansamiei_666
🌋به نام پدر، پسر، فر کیانی
روشنی آید به خورشید خسروانی

فرشته پایان پرگشود ز کتمان
تا پر کند جام ز خون گنهکاران

وانگه سرخی ریزد بر جام سیمین
نیرو گیرد آخرین سیه فام جنین

همی لبریز گردد چاه ز خون
کین مرد آویزان شود بر ستون

تا ببینیم چیست آن حکم کیانی فر
که پدر آید به اراده خسروانی پسر

بترسیم از بدنامی و گناه و ننگ
که گریزی نیست ازین راه تاریک و تنگ 🌋

⚫️مهمترین راز تمدن بشری {اقنوم سه گانه خسروانی یا تثلیث کاویانی} است که دنیای «هلنی» با ظهور اسکندر، با تاسیس شهر اسکندریه هرآنچه داشت را به گرد میز گذاشت تا بتواند تثلیث ایرانی را برباید و به صورت جدید به جهان عرضه کند تا شاهنشاه ایران همان ایران پدر را از مرتبه «اشایی» بیاندازد و روح القدس به جنس آب به نام «سوفیا» بر جای روح آتشین یا فره ایزدی به نام «آروش» بنشیند.
بدینسان مسیحای راستین اما پنهان، اسکندریست که در تصاویر دوران اولیه مسیحیت بسان خدایان کشیده میشود، تا {عیسای راستین یا اشا خسروانی} که شاه ایران بدان عنوان بر تخت می نشست را از وقار اندازد، و راز «سه شش» یا تثلیث کیانی { پدر ، پسر و روح به جنس آتش} را مصادره کنند بدینسان در دنیای پیشا سقراطی ، «آروش : arche » واژه ای بود برای نیرویی که ماده را از تصاویر و ارتعاشات ازلی بیرون می کشد و بصورت انجماد تبدیل می کند و هرانچه در عقل افرینش است را به شکل خلقت عرضه کند ازینرو جهان مادی ، اندیشه منجمد شده خداوندیست ، درحقیقت عاملی که خدا را در اقشار پایین تر انتشار می دهد ازینرو دایره میانی چرخه کاویانی مغز ازلییست که فلاسفه یونان به تقلید از آن خدا را دایره ای کروی خواندند.

❌{سه اقنوم به سه ذات} که در اراده پسر به وحدت می رسند هسته اصلی اشراق کاویانی می باشد، شناسه جهانیست که مدام به گرد خود تار می تند و از درون خود، خدایی جدید را می زاید که در جهان فلسفه به {نوظهورگرایی :emergentism} معروف است، سازمان آفرینش یا خدای قدیم«پدر» همواره در کار است تا خود را به صورت تکمیل تر بیافریند، که انعکاس آن در تمدن بشری چنین نقش بر می بندد:
شاهنشاه ایران به عنوان پسریست که نقش پدر بر آدمی ایفا می کند، یک وحدت ذاتی سه گانه به سه شخص متضاد که سبب ظهور خالقی نو می شود که در عالم فلسفه به {تحول جوهری تحت روند صیرورت} معروف است یا شکل چهارم خداوندی، که این سه اقنوم در اراده به وحدت می رسند، و شگفت این باور «تثیلثی» است که با «تربیع» شکل می گیرد ازینرو اهرام و زگورات نماد این باور می شود و این اموزه در تثلیث مسیحی کفرامیز خواند شده و آنها تثلیث را موجودی سه گانه و به یک ذات خواندند یعنی سازمانی که هدفی والاتر از خود ندارد که انعکاس دنیای مشایی است جای تکوین همواره رو به افول می رود چون دنیای اهریمنی امروز.

🔺هرمی افراشته یا مخروطی که در ابعاد خود را گسترش داده، به چهار وجه که نقش سطحی آن را در درفش ازلی کاویانی به یک میانگاه و چهار درگاه می بینیم، ازینرو «سه شش666» زاویه مثلث متساوی الاضلاع نماد این باور است و شاه، یا همان «اشا زرتشت» می باشد که حکم پسر خدا را ایفا می کند، ازینرو در تصاویر شاهنشاه حلقه ایزدی را از پدر می گیرد و چون مردی الهی و آسمانی دست بر سر اسرای «رمی» می کشد تا مورد عفو روح پدر قرار گیرد.
ازینرو مسیحای دروغین ضد {تثلیث سه شش666} را عرضه کردند تا شاه ایران از مرتبه اشایی بیوفتد و مکاتب دروغین به هزار فرشته بالدار برجای تثلیث کیانی نشاندند«مزدیسنی مزدکی ، مینوی :مانوی» که تهی از هر اموزه کیهانی است. بدینسان نماد «آرسیس» که {امروزه صلیب یا چلیپا} می خوانیم و هرگز نباید بدین نام ازین نماد یاد کرد، بر کمر جنگجویان ایران زمین می باشد و چوبه {آرسیس بزرگ} پشت شاه همواره برافراشته می شود و درفش کاویانی را بر آن می نهادند بدینسان در نبرد یل بهرام، چوبه بزرگ آرسیس افراشته شده است ازینرو وازگان ساسانو یا شوشان به معنی سه شش است 666.👇👇👇