بابل شهر من
35.6K subscribers
114K photos
27K videos
218 files
68.1K links
@jarr_chi
برای تبلیغ با این آیدی تماس بگیرید👆


@Hamed_talebzade
ارسال عکس،مطلب و سوژه👆

شُعار ما : 💛هرکجا باشم #بابل_شهر_من است💛

کد شامد: 1-1-69988-61-4-1

اینستاگرام
https://www.instagram.com/_u/babolshahreman
Download Telegram
روایات #عمو_صمد

وقایع تاریخی مازندران

1288 شمسی

* ورود هفت تن از آزادی خواهان به سرکردگی پانف بلغاری به بار فروش، و زد و خورد آنها با یکصد تن قزاق حکمرانی و زخمی شدن پانف و روانه شدن آنها با کمک مشروطه خواهان محلی به بندرگز، ورود آزادی خواهان به سرکردگی پانف از بندرگز به گرگان و استقبال مردم به رهبری شیخ محمد حسین روحانی مشروطه خواه از آنها.

* حمله ترکمانان طرفدار دولت مرکزی به گرگان به بهانه و قلع و قمع پانف و مشروطه خواهان محلی و فرار و پناهنده شدن عده ای از آنها به سفارت روسیه.

* استقرار قزاق های روسیه تزاری در گرگان به بهانه حفظ تجّار روسی و بیرون راندن ترکمن ها از این شهر.

* همدست شدن سعدالله خان ایلخانی حاکم گرگان با علی محمد خان کتولی بر ضد مشروطه خواهان و شکست طرفداران مشروطه از آن در ساری و گرگان.

* قتل ملا محمد جان (علامه مجتهد) که از مشروطه خواهان بارفروش بود و برادر زن او در بارفروش با توطئه مستبدان محلی حاجی کسروی و حسین لطیفی و علیقلی کومیج.

* کشته شدن محمد علی معین التجار مشروطه خواه به دست شخصی به نام حسین در بابل.


بابل نامه
صمد صالح طبری

🅱 @babolshahreman
* بابل در تاریخ *

به روایت #عمو_صمد


* پیشینه تامین آب شرب بابل(4)


بچه های محله از ارتفاع برآمده چاه که برروی آن کلاف و در پوش سیمانی سنگینی قرار داشت تا کسی داخل چاه سقوط نکند، در کنار آن تلمبه دستی بر روی یک پله کوتاه بتنی در ضلع جنوبی منبع قرار داشت که از طریق آن به بالای چاه می رفتند؛ به ویژه در ماه محرم که دسته های عزاداری وقتی وارد محله بی سرتکیه می شدند بالای منبع آب مملو از جمعیت کودکان و دختران بود تا نظاره گر عزاداری باشند. از این منبع به خاطر حجمی که داشت برای بازی ها بچه ها به ویژه بازی نجات هم استفاده می شد.
منبع آب بی سرتکیه در روزهای تاسوعا و عاشورا مشتری های فراوانی داشت بچه ها با تجمع در بالای منبع آب تعداد دسته های سینه زنی و زنجیر زنی و علَم ها را شمارش می کردند، چون آن دوران برای بیشتر بودن دسته های عزاداری محلات رقابت زیادی بین هیات های متحده عزاداری محلات سبزه میدان، رودگر محله، رانندگان، برج بن و گلشن برقرار بود.
به هر حال مشهدی اکبر رفتگر مهربان محله که با نصب پمپ برقی از تلمبه زدن برای پر کردن آب منبع خیالش آسوده شده بود با روشن کردن کلید پمپ درهای آهنی روی پمپ را که در داخل گودال کنار چاه قرار داشت با یک چوب باز می گذاشت و صدای پمپ در فضای کوچک محله طنین انداز می شد.
با گذشت حدود نیم ساعت جریان آب از چاه به داخل منبع سرریز می شد. در ضلع شرقی منبع آب یعنی به طرف محله گلشن دریچه کوچکی تعبیه شده بود به اندازه 8 در 10 سانتی متر که بین این فاصله با چند میله فولادی به اندازه و شبیه میخ های فولادی نازک قرار داشت که پس از سرریز آب از دریچه منبع حالت آبشار پیدا می کرد، افرادی که در میدان محله به ویژه در نزدیکی مغازه بقالی مرحوم ابراهیم جویباری ایستاده بودند بی اختیار فریاد می زدند:پُربَیّه، پُربَیّه، کلیدِ بَزن.
در صورت نبودن مشهدی اکبر، اهالی محله با او همکاری می کردند و با زدن کلید، پمپ آب را خاموش می کردند و در پوش موتورخانه را پایین آورده و قفل می کردند.
هنگام سرریز شدن آب از منبع برخی از کارگران یا اهالی برای شست و شوی سر و صورتشان به ویژه کارگرانی که آرد را تخلیه می کردند از مقابل تکیه یا کاروانسرای لعلی به زیر آب می رفتند و پس از فروکش کردن این آب به داخل گودال نیم متری زیر شیرهای سه گانه این منبع می رفتند و استحمام می کردند. سه شیر برداشت آب در ضلع شرقی و سه شیر برداشت نیز در ضلع غربی منبع قرار داشت که در هر دو قسمت منبع دو شیر آب سماوری بالاتر و شیر آب وسط پایین تر قرار داشت و هر گاه آب منبع به انتها می رسید، مردم فقط می توانستند از این شیرهای آب وسط برداشت کنند.
ظرف های کوچک کاسه ای برنجی و مسی که به جام معروف بود در طرفین شیرهای برداشت آب و بالای منبع قرار داشت که مردم برای آب خوردن از آن استفاده می کردند.
برخی اوقات هنگام خوردن آب میکروب هایی در ظرف به خوبی مشاهده می شد که به اصطلاح به آن مالیک می گفتند. مشهدی اکبر در اواخر استقرار منبع، یعنی حدود سال 50 و قبل از تخریب این منبع به خاطر تعریض خیابان بی سرتکیه، برای از بین بردن میکروب های موجود در آب از محلول کلر در داخل چاه آب استفاده می کرد. کلر آب را بدمزه می کرد و به مذاق مردم خوش نمی آمد و با تلخی آب را می نوشیدند.

صمد صالح طبری

🅱 @babolshahreman