🍉✨ به پیشواز شب چله و یادآوری آداب ایرانی میرویم... ✨🍉
"باکی کوچ" و "خانه داتو"
در این شب فرخنده میزبان وجود گرم شما خواهند بود. 🌿
📅 تاریخ: پنجشنبه ۲۷ آذرماه
🕓 ساعت: ۱۶ تا ۲۰
🎶 در این رویداد چه تدارک دیدیم؟
🍃دورهمنشینی
🍂شاهنامهخوانی
🍃گذری به دیوان حافظ
🍂باز یادآوری نمادهای فراموش شده
🍂خوانگسترده از سفره چله
🍬 سفره شب چله با آجیل و شیرینی و آش انار تا هندونه و خرمالو و خود انار🍽
تجربهای متفاوت با انجام یک بازی جذاب گروهی و سفر به دنیای اسطورههای ایرانی با تسهیلگری کارشناس فرهنگ و ادبیات فارسی 🍁
🎁 هدیه خانه داتو و باکیکوچ:
در صورت داشتن همراه، هر دو نفر از ۱۵ درصد تخفیف بهره میبرید. 🌸
⏰ مهلت ثبتنام: تا روز دوشنبه ۲۴ آذر
⚠️ فضا اندک است و شوق دیدار بسیار ❤️
✅️برای حضور به @Ba_ki_coach پیام بدید.
✨ مشتاقِ دیداریم✨
@baki_coach
@baki_coach
وبسایت 🔗 اینستاگرام 🔗 لینکدین
"باکی کوچ" و "خانه داتو"
در این شب فرخنده میزبان وجود گرم شما خواهند بود. 🌿
📅 تاریخ: پنجشنبه ۲۷ آذرماه
🕓 ساعت: ۱۶ تا ۲۰
🎶 در این رویداد چه تدارک دیدیم؟
🍃دورهمنشینی
🍂شاهنامهخوانی
🍃گذری به دیوان حافظ
🍂باز یادآوری نمادهای فراموش شده
🍂خوانگسترده از سفره چله
🍬 سفره شب چله با آجیل و شیرینی و آش انار تا هندونه و خرمالو و خود انار🍽
تجربهای متفاوت با انجام یک بازی جذاب گروهی و سفر به دنیای اسطورههای ایرانی با تسهیلگری کارشناس فرهنگ و ادبیات فارسی 🍁
🎁 هدیه خانه داتو و باکیکوچ:
در صورت داشتن همراه، هر دو نفر از ۱۵ درصد تخفیف بهره میبرید. 🌸
⏰ مهلت ثبتنام: تا روز دوشنبه ۲۴ آذر
⚠️ فضا اندک است و شوق دیدار بسیار ❤️
✅️برای حضور به @Ba_ki_coach پیام بدید.
✨ مشتاقِ دیداریم✨
@baki_coach
@baki_coach
وبسایت 🔗 اینستاگرام 🔗 لینکدین
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دوره زیکوچ سوم هم برگزار شد. این دوره شش ماهه برای ما فقط آموزش نبود،
تمرین دیدن، شنیدن و تغییر بود.
شش ماه همراهی و پایانی که بیشتر شبیه شروع بود 🌿
@baki_coach
@baki_coach
وبسایت 🔗 اینستاگرام 🔗 لینکدین
تمرین دیدن، شنیدن و تغییر بود.
شش ماه همراهی و پایانی که بیشتر شبیه شروع بود 🌿
@baki_coach
@baki_coach
وبسایت 🔗 اینستاگرام 🔗 لینکدین
❤4
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای توسعه فردی، فرهنگ و هویتِ ملیات رو بشناس!
در قلمرو توسعه فردی، یکی از موضوعات بسیار مهم شناخت خودمان است. اما اغلب اوقات، در بازار توسعه فردی، شناختِ خود گویی صرفا به "من" به عنوان یک مفهوم مجرد محدود میشود، اما به گمانم چیزی در این میانه فراموش شده است و آن شناخت فرهنگ، تاریخ و هویت ملیِ "من" است که نقش مهمی در کلیتِ شناختن خودم در مسیر توسعه فردی و اجتماعی دارد.
بر همین مبنا ما در "باکی کوچ" به عنوان بستری برای توسعه فردی و اجتماعی ایرانیان بنا داریم به این شناختِ ملی بیشتر بپردازیم.
رویداد شب چله و یادآوری آداب ایرانی با همین هدف در روز پنجشنبه ۲۷ آذر برگزار شد.
سپاسگزارم برای حضورِ دوستانِ علاقمند به توسعه فردی که دلشان برای "ایران" میتپد.
#ایران
#توسعه
#توسعه_فردی
#کوچینگ
@HosseinGaeeni
در قلمرو توسعه فردی، یکی از موضوعات بسیار مهم شناخت خودمان است. اما اغلب اوقات، در بازار توسعه فردی، شناختِ خود گویی صرفا به "من" به عنوان یک مفهوم مجرد محدود میشود، اما به گمانم چیزی در این میانه فراموش شده است و آن شناخت فرهنگ، تاریخ و هویت ملیِ "من" است که نقش مهمی در کلیتِ شناختن خودم در مسیر توسعه فردی و اجتماعی دارد.
بر همین مبنا ما در "باکی کوچ" به عنوان بستری برای توسعه فردی و اجتماعی ایرانیان بنا داریم به این شناختِ ملی بیشتر بپردازیم.
رویداد شب چله و یادآوری آداب ایرانی با همین هدف در روز پنجشنبه ۲۷ آذر برگزار شد.
سپاسگزارم برای حضورِ دوستانِ علاقمند به توسعه فردی که دلشان برای "ایران" میتپد.
#ایران
#توسعه
#توسعه_فردی
#کوچینگ
@HosseinGaeeni
❤3
Baki coach| باکی کوچ
🚀 "با کوچ" | دوره منتورینگ گروهی ویژه کوچها تجربه ی تحول واقعی در مهارتها و کسبوکار کوچینگی در فضای عملیاتی 🌐آنلاین 🔹 ۱۲ ساعت 🔹 ظرفیت محدود: ۶ تا ۸ نفر 🔹 فضایی امن و سرشار از یادگیری عمیق و تجربه واقعی 👨🏫 منتور دوره: حسین گائینی کوچ منتور مدیران سازمانی…
«چطور در کوچینگ حرفهایتر بشوم؟» 🤔
این یکی از پرتکرارترین پرسشهایی است که از سوی دانشجویان کوچینگ و کسانی که مدرک کوچینگ گرفتهاند مطرح میشود.
پاسخی که معمولاً به آن داده میشود ساده اما عمیق است:
تمرین، تأمل، تمرین 🔁
تمرینِ هدفمند یعنی فراهم کردن فرصت تجربهی واقعی:
✔️ برگزاری جلسه با یک مراجع واقعی
✔️ سپس مکث کردن و دقیق نگاه کردن به آن تجربه
✔️ تأمل روی جزئیات، نقاط قوت و نقاط قابل بهبود
✔️ و استخراج یادگیری برای بهتر شدن در تجربههای بعدی
در این فرایند، بخش «تأمل» نقش کلیدی دارد 🧠
و اگر این تأمل با همراهی یک فرد حرفهای و باتجربه انجام شود، اثر آن چند برابر میشود — کسی که بتواند عملکرد را دقیق ببیند، بازخورد سازنده بدهد و فوتوفنهای عملی را در زمان درست منتقل کند.
🎯 دوره منتورینگ گروهی «با کوچ» دقیقاً با همین هدف طراحی شده است
و از هفته سوم دیماه آغاز میشود.
در این دوره، شرکتکنندگان علاوه بر تمرین و یادگیری، این امکان را خواهند داشت که در صورت کسب صلاحیت و شایستگی حرفهای، به همکاری با باکیکوچ در پروژههای کوچینگ زندگی و کوچینگ سازمانی دعوت شوند 🤝
📩 برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبتنام، لطفاً به
@zi_coach
پیام بدهید.
@baki_coach
@baki_coach
وبسایت 🔗 اینستاگرام 🔗 لینکدین
این یکی از پرتکرارترین پرسشهایی است که از سوی دانشجویان کوچینگ و کسانی که مدرک کوچینگ گرفتهاند مطرح میشود.
پاسخی که معمولاً به آن داده میشود ساده اما عمیق است:
تمرین، تأمل، تمرین 🔁
تمرینِ هدفمند یعنی فراهم کردن فرصت تجربهی واقعی:
✔️ برگزاری جلسه با یک مراجع واقعی
✔️ سپس مکث کردن و دقیق نگاه کردن به آن تجربه
✔️ تأمل روی جزئیات، نقاط قوت و نقاط قابل بهبود
✔️ و استخراج یادگیری برای بهتر شدن در تجربههای بعدی
در این فرایند، بخش «تأمل» نقش کلیدی دارد 🧠
و اگر این تأمل با همراهی یک فرد حرفهای و باتجربه انجام شود، اثر آن چند برابر میشود — کسی که بتواند عملکرد را دقیق ببیند، بازخورد سازنده بدهد و فوتوفنهای عملی را در زمان درست منتقل کند.
🎯 دوره منتورینگ گروهی «با کوچ» دقیقاً با همین هدف طراحی شده است
و از هفته سوم دیماه آغاز میشود.
در این دوره، شرکتکنندگان علاوه بر تمرین و یادگیری، این امکان را خواهند داشت که در صورت کسب صلاحیت و شایستگی حرفهای، به همکاری با باکیکوچ در پروژههای کوچینگ زندگی و کوچینگ سازمانی دعوت شوند 🤝
📩 برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبتنام، لطفاً به
@zi_coach
پیام بدهید.
@baki_coach
@baki_coach
وبسایت 🔗 اینستاگرام 🔗 لینکدین
❤1
Baki coach| باکی کوچ
@baki_coach
کوچینگ در شرایطی که چیزها عادلانه نیستند !
.
سال ۱۹۷۸ یکی از پر حاشیهترین مسابقات قهرمانی شطرنج جهان، در فیلیپین برگزار شد. مبارزه بین آناتولی کارپف که در آن زمان قهرمان بود، و ویکتور کورچنوی که قصد داشت تاج و تخت قهرمانی را از کارپف بگیرد.
.
هر دو، بازیکنهای به شدت قدرتمندی بودند و میشود گفت تقریبا در یک سطح بازی میکردند. کارپف فقط و فقط با یک امتیاز اختلاف، موفق به شکست دادن کورچنوی شد. اما در شرایطی که مسابقه به هیچ وجه «عادلانه» نبود.
.
هر دو بازیکن روس بودند، اما در یک طرف صفحه شطرنج، کورچنوی قرار داشت که جزو اپوزوسیون اتحاد جماهیر شوروی بود؛ و در طرف دیگر کارپف، بازیکن محبوب حکومت شوروی بازی میکرد، و دولت نمیخواست اجازه بدهد که نمایندهاش از چنین رویداد مهمی بازنده بیرون بیاید.
.
تیم کارپف، به انواع و اقسام روشها برای از بین بردن تمرکز کورچنوی متوسل شدند، که بخشی از این روشها کاملا بر خلاف قوانین فدراسیون شطرنج بود، اما با لابیگریهای دولت شوروی، هیچ جریمهای برای کارپف در نظر گرفته نشد.
.
کارپف بر خلاف قوانین، با کورچنوی دست نمیداد، در طول مسابقه چند نفر استخدام شده بودند تا از بین تماشاچیها تمرکز حواس کورچنوی را از بین ببرند، حتی در حین مسابقه چندین بار، به شیوههای مختلف، کارپف موفق به تقلب شد. اما اعتراضهای کورچنوی که مغضوب دولت شوروی بود، به جایی نرسید.
.
همهی شطرنج بازهای سطح بالا، یک تیم کوچینگ-منتورینگ همراه خود دارند. یکی از وظایف این تیم، این است که پس از هر شکست، عوامل حرفهای و روانی که باعث باخت شدند را آنالیز کنند، و به بازیکن کمک کنند تا نقاط ضعفاش را پوشش بدهد.
.
اما بعد از شکست کورچنوی در آن سال، تیم کوچینگ-منتورینگ کورچنوی چه چیزی برای بررسی داشتند؟ چطور میتوانستند اشتباهات کورچنوی روی صفحه شطرنج را آنالیز کنند؟ چطور میتوانستند مهارتهای حرفهای کورچنوی را مورد بررسی قرار بدهند؟
.
در چنین شرایطی، وظیفه کوچ-منتور این است که اجازه ندهد بازیکن با سرزنش کردن خود، آخرین داشتهاش، یعنی اعتماد به نفساش را هم از دست بدهد. بازیکن باید آماده بماند، خودش را با شرایط سازگار نگه دارد، در تلاطمها نابود نشود، و منتظر روزی باشد که بتواند حقاش را پس بگیرد.
#کوچینگ
@baki_coach
.
سال ۱۹۷۸ یکی از پر حاشیهترین مسابقات قهرمانی شطرنج جهان، در فیلیپین برگزار شد. مبارزه بین آناتولی کارپف که در آن زمان قهرمان بود، و ویکتور کورچنوی که قصد داشت تاج و تخت قهرمانی را از کارپف بگیرد.
.
هر دو، بازیکنهای به شدت قدرتمندی بودند و میشود گفت تقریبا در یک سطح بازی میکردند. کارپف فقط و فقط با یک امتیاز اختلاف، موفق به شکست دادن کورچنوی شد. اما در شرایطی که مسابقه به هیچ وجه «عادلانه» نبود.
.
هر دو بازیکن روس بودند، اما در یک طرف صفحه شطرنج، کورچنوی قرار داشت که جزو اپوزوسیون اتحاد جماهیر شوروی بود؛ و در طرف دیگر کارپف، بازیکن محبوب حکومت شوروی بازی میکرد، و دولت نمیخواست اجازه بدهد که نمایندهاش از چنین رویداد مهمی بازنده بیرون بیاید.
.
تیم کارپف، به انواع و اقسام روشها برای از بین بردن تمرکز کورچنوی متوسل شدند، که بخشی از این روشها کاملا بر خلاف قوانین فدراسیون شطرنج بود، اما با لابیگریهای دولت شوروی، هیچ جریمهای برای کارپف در نظر گرفته نشد.
.
کارپف بر خلاف قوانین، با کورچنوی دست نمیداد، در طول مسابقه چند نفر استخدام شده بودند تا از بین تماشاچیها تمرکز حواس کورچنوی را از بین ببرند، حتی در حین مسابقه چندین بار، به شیوههای مختلف، کارپف موفق به تقلب شد. اما اعتراضهای کورچنوی که مغضوب دولت شوروی بود، به جایی نرسید.
.
همهی شطرنج بازهای سطح بالا، یک تیم کوچینگ-منتورینگ همراه خود دارند. یکی از وظایف این تیم، این است که پس از هر شکست، عوامل حرفهای و روانی که باعث باخت شدند را آنالیز کنند، و به بازیکن کمک کنند تا نقاط ضعفاش را پوشش بدهد.
.
اما بعد از شکست کورچنوی در آن سال، تیم کوچینگ-منتورینگ کورچنوی چه چیزی برای بررسی داشتند؟ چطور میتوانستند اشتباهات کورچنوی روی صفحه شطرنج را آنالیز کنند؟ چطور میتوانستند مهارتهای حرفهای کورچنوی را مورد بررسی قرار بدهند؟
.
در چنین شرایطی، وظیفه کوچ-منتور این است که اجازه ندهد بازیکن با سرزنش کردن خود، آخرین داشتهاش، یعنی اعتماد به نفساش را هم از دست بدهد. بازیکن باید آماده بماند، خودش را با شرایط سازگار نگه دارد، در تلاطمها نابود نشود، و منتظر روزی باشد که بتواند حقاش را پس بگیرد.
#کوچینگ
@baki_coach
❤9👌1
مدتی انتخاب کرده بودیم گوشه باشیم نه از آن گوشههای امنِ خلوت و عافیت، بلکه کنجی در میانه دریای توفانی و خروشان...
"که خوردم از دهانبندی در آن دریا کفی افیون"
حالا برآنیم که به دیدار و همنشینی و گفتوشنودی، راهی بیابیم به همراهیِ دوباره.
عصرگاه سهشنبه دهم شهریور ماه
دورهم گِرد میآییم و از تجربه زندگی در ابهام و خویشکاری خود در این روزها میگوییم و میشنویم.
اگر گمان میکنی این گفتوشنود با تو هممسیر است و تمایل داری با ما همراه باشی، لطفا در تلگرام به آیدی زیر پیام بده و شرایط حضور را دریافت کن.👇
@Zi_Coach
مشتاقیم به حضور شما
تیم باکی کوچ🌱
"که خوردم از دهانبندی در آن دریا کفی افیون"
حالا برآنیم که به دیدار و همنشینی و گفتوشنودی، راهی بیابیم به همراهیِ دوباره.
عصرگاه سهشنبه دهم شهریور ماه
دورهم گِرد میآییم و از تجربه زندگی در ابهام و خویشکاری خود در این روزها میگوییم و میشنویم.
اگر گمان میکنی این گفتوشنود با تو هممسیر است و تمایل داری با ما همراه باشی، لطفا در تلگرام به آیدی زیر پیام بده و شرایط حضور را دریافت کن.👇
@Zi_Coach
مشتاقیم به حضور شما
تیم باکی کوچ🌱
❤10
Baki coach| باکی کوچ
t.me/zi_coach
⚠️حضور در این وبینار رایگان است اما ثبت نام ضروری است.👇
این وبینار فقط یک جلسه آموزشی نیست؛ فرصتی است برای دیدن یک میدان.
میدانی که «باکی کوچ» سالهاست در آن فعالیت میکند و برای توسعه آن، برنامه هایی از پیش دارد.
📌محورهای وبینار؛
◇ مسئله کوچینگی یک مدیر از کجا شروع میشود؟
◇بودن در فضای سازمانی و کنار یک مدیر چگونه خواهد بود؟
◇مرز کوچینگ و مشاوره و منتورینگ کجاست؟
◇وقتی مسئله مدیر به تیم و سازمان گره خورده، کوچ چه میکند؟
◇چگونه میتوان وارد مسیر کوچینگ در سازمانها شد؟
📌این وبینار مناسب شماست اگر؛
کوچ هستید و میخواهید وارد حوزه کوچینگ سازمانی شوید.
🔹 در ابتدای مسیر کوچینگ هستید و میخواهید مسیر حرفهای خود را آگاهانهتر انتخاب کنید.
🔹 مدیر، رهبر یا متخصص منابع انسانی هستید و میخواهید ببینید کوچینگ چگونه میتواند در فضای سازمان به کار گرفته شود.
🔹 یا هنوز کوچ نیستید، اما کنجکاوید بدانید کوچینگ سازمانی دقیقاً چه میکند و یک کوچ سازمانی با چه چالشهایی روبهروست.
اینجا قرار نیست فقط درباره کوچینگ سازمانی حرف بزنیم؛ قرار است بخشی از زمین واقعی بازی را ببینیم.
💫ثبت نام از طریق
آیدی زیر در تلگرام؛
@Zi_Coach
⏳️ زمان:چهارشنبه اول مهرماه
⏰️ ساعت: ۲۰ الی ۲۲
👨🏫تسهیلگر و راهبر: حسین گائینی
کوچینگ سازمانی در زمین بازی | با کی کوچ مسیر اصیل انتخاب و پرورش کوچ
این وبینار فقط یک جلسه آموزشی نیست؛ فرصتی است برای دیدن یک میدان.
میدانی که «باکی کوچ» سالهاست در آن فعالیت میکند و برای توسعه آن، برنامه هایی از پیش دارد.
📌محورهای وبینار؛
◇ مسئله کوچینگی یک مدیر از کجا شروع میشود؟
◇بودن در فضای سازمانی و کنار یک مدیر چگونه خواهد بود؟
◇مرز کوچینگ و مشاوره و منتورینگ کجاست؟
◇وقتی مسئله مدیر به تیم و سازمان گره خورده، کوچ چه میکند؟
◇چگونه میتوان وارد مسیر کوچینگ در سازمانها شد؟
📌این وبینار مناسب شماست اگر؛
کوچ هستید و میخواهید وارد حوزه کوچینگ سازمانی شوید.
🔹 در ابتدای مسیر کوچینگ هستید و میخواهید مسیر حرفهای خود را آگاهانهتر انتخاب کنید.
🔹 مدیر، رهبر یا متخصص منابع انسانی هستید و میخواهید ببینید کوچینگ چگونه میتواند در فضای سازمان به کار گرفته شود.
🔹 یا هنوز کوچ نیستید، اما کنجکاوید بدانید کوچینگ سازمانی دقیقاً چه میکند و یک کوچ سازمانی با چه چالشهایی روبهروست.
اینجا قرار نیست فقط درباره کوچینگ سازمانی حرف بزنیم؛ قرار است بخشی از زمین واقعی بازی را ببینیم.
💫ثبت نام از طریق
آیدی زیر در تلگرام؛
@Zi_Coach
⏳️ زمان:چهارشنبه اول مهرماه
⏰️ ساعت: ۲۰ الی ۲۲
👨🏫تسهیلگر و راهبر: حسین گائینی
کوچینگ سازمانی در زمین بازی | با کی کوچ مسیر اصیل انتخاب و پرورش کوچ
❤3👍1
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
Photo
روزی در یکی از کلاسها، یکی از دانشجویان گفت:
«من فقط به حرف آدمهایی که قشنگ و محترمانه حرف میزنند گوش میکنم و حرفشان را قبول میکنم.»
از او پرسیدم:
اگر یک نفر حرف درستی داشته باشد، اما آن را با لحنی تند، قاطع و ناخوشایند بیان کند،
و یک نفر دیگر حرفی نادرست و غیر اصولی داشته باشد، اما همان حرف را با لحنی زیبا، آرام و مؤدبانه بیان کند؛
کدام را ترجیح میدهی؟
این پرسش، یک تفکیک مهم را به ما یادآور میشود:
شکلِ بیانِ قشنگ و دلنشین، ضامنِ درستیِ محتوا و فکر نیست.
شوربختانه در زمانهای زندگی میکنیم که بسیاری از ایدههای نادرست و حتی ویرانگر، با بیانی جذاب و در پوشش کلماتی دلنشین و احساساتبرانگیز بیان میشوند؛ و ما گاهی پیش از آنکه درباره خودِ ایده و منطقی که پشت آن است پرسش کنیم، تحت تأثیر زیبایی کلمات و خوشایند بودن لحن، آن را میپذیریم.
در مقابل، ممکن است کسی درباره همان ایده پرسشهایی جدی اما تلخ مطرح کند؛ صریح، تند و بیپرده حرف بزند و چون شیوه بیانش برای ما خوشایند نیست، اساساً به محتوای حرفش گوش ندهیم.
درنگِ پرسشگرانه:
آیا صرفاً به خاطر لحنِ مؤدبانه، احساساتی و دلنشینِ گوینده، به او گوش میدهیم و حرفش را میپذیریم؟
یا درباره نظام فکری، شیوه استدلال و پیامدهای حرف او نیز تفکر و پرسشگری میکنیم؟
تجویزِ پادیادگیری:
تمرین کنیم تا درستیِ یک حرف را از شیوه بیان آن جدا کنیم.
حرف درست، چنانچه با بیان خوشایند همراه شود که بهترین حالت است؛
اما اگر ناگزیر به انتخاب باشیم، مسئولیتِ فردی و اجتماعی ما این است که کلام درست اما تلخ و گَزنده را به حرفِ نادرستِ دلفریب ترجیح دهیم.
#پادیادگیری
#تفکر_پرسشگرانه
@HosseinGaeeni
«من فقط به حرف آدمهایی که قشنگ و محترمانه حرف میزنند گوش میکنم و حرفشان را قبول میکنم.»
از او پرسیدم:
اگر یک نفر حرف درستی داشته باشد، اما آن را با لحنی تند، قاطع و ناخوشایند بیان کند،
و یک نفر دیگر حرفی نادرست و غیر اصولی داشته باشد، اما همان حرف را با لحنی زیبا، آرام و مؤدبانه بیان کند؛
کدام را ترجیح میدهی؟
این پرسش، یک تفکیک مهم را به ما یادآور میشود:
شکلِ بیانِ قشنگ و دلنشین، ضامنِ درستیِ محتوا و فکر نیست.
شوربختانه در زمانهای زندگی میکنیم که بسیاری از ایدههای نادرست و حتی ویرانگر، با بیانی جذاب و در پوشش کلماتی دلنشین و احساساتبرانگیز بیان میشوند؛ و ما گاهی پیش از آنکه درباره خودِ ایده و منطقی که پشت آن است پرسش کنیم، تحت تأثیر زیبایی کلمات و خوشایند بودن لحن، آن را میپذیریم.
در مقابل، ممکن است کسی درباره همان ایده پرسشهایی جدی اما تلخ مطرح کند؛ صریح، تند و بیپرده حرف بزند و چون شیوه بیانش برای ما خوشایند نیست، اساساً به محتوای حرفش گوش ندهیم.
درنگِ پرسشگرانه:
آیا صرفاً به خاطر لحنِ مؤدبانه، احساساتی و دلنشینِ گوینده، به او گوش میدهیم و حرفش را میپذیریم؟
یا درباره نظام فکری، شیوه استدلال و پیامدهای حرف او نیز تفکر و پرسشگری میکنیم؟
تجویزِ پادیادگیری:
تمرین کنیم تا درستیِ یک حرف را از شیوه بیان آن جدا کنیم.
حرف درست، چنانچه با بیان خوشایند همراه شود که بهترین حالت است؛
اما اگر ناگزیر به انتخاب باشیم، مسئولیتِ فردی و اجتماعی ما این است که کلام درست اما تلخ و گَزنده را به حرفِ نادرستِ دلفریب ترجیح دهیم.
#پادیادگیری
#تفکر_پرسشگرانه
@HosseinGaeeni
❤4
استعاره؛ زبان مادری مغز
فرض کنید آخر شب است و هنوز درگیر یک تصمیم مهم کاری هستید. به خودتان میگویید:
«این پروژه برای من مثل یک گره کور شده.»
«حس میکنم منابع را در یک سبد سوراخ میریزم.»
این جملهها فقط توصیف حال نیستند.
اینها نشان میدهند مغز شما دارد از استعاره استفاده میکند تا آن موقعیت پیچیده را برای خودش قابلفهم کند.
چرا مغز این کار را میکند؟
مغز برای فهمیدن یک موضوع پیچیده، آن را با یک تجربهی ساده و آشنا مقایسه میکند.
وقتی میگویید «گره کور»، مغزتان همان حسی را فعال میکند که با یک گره واقعی و بازنشدنی دارید: گیر کردن، فشار، نیاز به راهحل.
یعنی شما فقط در مورد مشکل حرف نمیزنید؛ دارید آن را تجربه میکنید.
این تجربه، دو مسیر پیشروی شما میگذارد
مسیر اول: نگاه مستقیم به مشکل
مغز وارد حالت هشدار میشود. استرس بالا میرود. ذهن به جای خلاقیت، دنبال دفاع و توجیه میرود.
نتیجه: تصمیمهای تکراری، محافظهکاری، یا قفل کردن.
مسیر دوم: نگاه از دریچهی استعاره
مغز آرام میماند. چون استعاره یک تهدید نیست؛ فقط یک تصویر است.
نتیجه: ذهن بازتر، زوایای جدید، تصمیمهای متفاوت.
استعاره، مسیرهای ذهنی جدید میسازد
مغز مثل یک جنگل است. مسیرهای قدیمی، عمیق و پررفتوآمد. مسیرهای جدید، نیاز به باز کردن دارند.
وقتی با استعاره کار میکنید، مغز یک راه جدید باز میکند. مثلاً «گره کور» را به «فرصت بازتعریف» وصل میکند.
هر بار که این راه تکرار شود، سریعتر و خودکارتر میشود.
این یعنی تغییر واقعی، در سطح ذهنی.
یک سوال برای این هفتهی کاری شما:
لازم نیست جوابش را پیدا کنید.
فقط بگذارید ذهنتان با آن استعاره بازی کند.
📖 در مقالهی زیر، این موضوع را کامل باز کردهایم:
• چرا مغز ما ذاتاً استعاری کار میکند؟
• چطور استعاره استرس را کم میکند؟
• و چطور با استعاره، مسیرهای ذهنی جدید ساخته میشود؟
#استعاره #کوچینگ
🆔️ @baki_coach
فرض کنید آخر شب است و هنوز درگیر یک تصمیم مهم کاری هستید. به خودتان میگویید:
«این پروژه برای من مثل یک گره کور شده.»
«حس میکنم منابع را در یک سبد سوراخ میریزم.»
این جملهها فقط توصیف حال نیستند.
اینها نشان میدهند مغز شما دارد از استعاره استفاده میکند تا آن موقعیت پیچیده را برای خودش قابلفهم کند.
چرا مغز این کار را میکند؟
مغز برای فهمیدن یک موضوع پیچیده، آن را با یک تجربهی ساده و آشنا مقایسه میکند.
وقتی میگویید «گره کور»، مغزتان همان حسی را فعال میکند که با یک گره واقعی و بازنشدنی دارید: گیر کردن، فشار، نیاز به راهحل.
یعنی شما فقط در مورد مشکل حرف نمیزنید؛ دارید آن را تجربه میکنید.
این تجربه، دو مسیر پیشروی شما میگذارد
مسیر اول: نگاه مستقیم به مشکل
مغز وارد حالت هشدار میشود. استرس بالا میرود. ذهن به جای خلاقیت، دنبال دفاع و توجیه میرود.
نتیجه: تصمیمهای تکراری، محافظهکاری، یا قفل کردن.
مسیر دوم: نگاه از دریچهی استعاره
مغز آرام میماند. چون استعاره یک تهدید نیست؛ فقط یک تصویر است.
نتیجه: ذهن بازتر، زوایای جدید، تصمیمهای متفاوت.
استعاره، مسیرهای ذهنی جدید میسازد
مغز مثل یک جنگل است. مسیرهای قدیمی، عمیق و پررفتوآمد. مسیرهای جدید، نیاز به باز کردن دارند.
وقتی با استعاره کار میکنید، مغز یک راه جدید باز میکند. مثلاً «گره کور» را به «فرصت بازتعریف» وصل میکند.
هر بار که این راه تکرار شود، سریعتر و خودکارتر میشود.
این یعنی تغییر واقعی، در سطح ذهنی.
یک سوال برای این هفتهی کاری شما:
اگر چالش فعلیتان یک استعاره بود، چه بود؟
لازم نیست جوابش را پیدا کنید.
فقط بگذارید ذهنتان با آن استعاره بازی کند.
📖 در مقالهی زیر، این موضوع را کامل باز کردهایم:
• چطور استعاره استرس را کم میکند؟
• و چطور با استعاره، مسیرهای ذهنی جدید ساخته میشود؟
#استعاره #کوچینگ
🆔️ @baki_coach
👍4
Baki coach| باکی کوچ
استعاره؛ زبان مادری مغز فرض کنید آخر شب است و هنوز درگیر یک تصمیم مهم کاری هستید. به خودتان میگویید: «این پروژه برای من مثل یک گره کور شده.» «حس میکنم منابع را در یک سبد سوراخ میریزم.» این جملهها فقط توصیف حال نیستند. اینها نشان میدهند مغز شما دارد…
استعاره- زبان مادری مغز.pdf
158 KB
نام نوشتار: استعاره؛ زبان مادری مغز
نویسندگان: امیر حسین بابایی، فریبرز فرید افشین
ناشر: باکی کوچ
#استعاره #کوچینگ
@baki_coach
bakicoach.ir
نویسندگان: امیر حسین بابایی، فریبرز فرید افشین
ناشر: باکی کوچ
#استعاره #کوچینگ
@baki_coach
bakicoach.ir
❤5
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
Photo
یکی از خطاهای پُرتکرار این است که بهجای اینکه ساختارها، فرآیندها و علتهای واقعیِ شکلگیری یک مسئله را ببینیم،
خیلی سریع انگشت اتهام را به سمتِ آدمها میگیریم:
کارمند، مدیر، فروشنده، مشتری...
در تجربههای کوچینگ و منتورینگ و کار با مدیران مختلف در مقامِ شریکِ فکریشان، بارها با این الگو مواجه شدهام.
در یکی از جلساتم، مدیرعامل یک شرکت، مسئله اولی که مطرح کرد کاهش فروش و افت سودآوری شرکتش بود.
گفت: «فروش شرکت ما خیلی کم شده و فکر میکنم باید در ترکیب تیم فروش بازنگری کنیم.»
از او پرسیدم:
«چی شد که فکر کردی تیم فروش مقصره؟»
و پرسش مهم بعدی:
«اصلاً چه چیزی سبب کاهش فروش شده؟»
چند جلسه روی این موضوع کار کردیم و گفتگوهای عمیق و البته دشواری داشتیم. کمکم مشخص شد مسئله اصلی کاهش کیفیت فرایند فروش نیست. بررسی بیشتر ما را به خط تولید رساند. بخشی از ماشینآلاتِ موجود، دهها سال پیش خریداری شده بودند و در این سالها بهدلایل مختلف، امکان نوسازی و بهروزرسانی مناسب آنها فراهم نشده است.
گویی این ماشینها، با همان فناوری و ظرفیت دیروز، قرار است محصولی با کیفیتِ مورد انتظار مشتری امروز تولید کنند!
حالا تصور کنید مدیرعامل همانطور که در ابتدا مطرح کرد و تیم فروش را مقصر میپنداشت تصمیم میگرفت این تیم را جریمه کند یا اعضایش را از کار برکنار کند.
تیمی که شاید تمام تلاشش را کرده، و چه بسا بارها بازخوردهایی هم به دپارتمانهای مربوطه درباره افت کیفیت محصول اراائه داده است و البته توسط آنها که باید، شنیده نشده، و در نهایت مشتری به دلیل کیفیت پایین، محصول را نخریده است. اینجا یک اتفاق عجیب و قابلِ درنگ میافتد:
کسی که خودش قربانیِ مسئله است، تبدیل به مقصر میشود و انگشتِ اتهام به سمت او نشانه میرود.
این الگو نه فقط در عرصه مدیریت یک شرکت که در زندگی اجتماعی هم بارها اتفاق میافتد. بنابراین شاید با این پرسش مواجه شویم که چرا اینقدر راحت، قربانی را مقصر نشان میدهیم؟ شاید یکی از دلایلش این باشد که فرایند تفکر، پرسشگری و تحلیل برای یافتن مسئله اصلی یا خیلی دشوار است و یا هزینه بسیار بالایی دارد و گاهی اینگونه مینماید که خارج از قدرت و توانِ ماست. و به نظر میرسد پذیرشِ این بیقدرتی نیز دردآور است.
احتمالا شما هم (به ویژه در سالها و ماههای اخیر) چنین تجربهای داشتهاید: اینکه میبینی گاهی اتفاقهایی در اطرافت میافتد، اما واقعاً نمیدانی چه کاری از دستت برمیآید یا نمیتوانی کاری بکنی. این حس ناتوانی و بیقدرتی در مواجهه با پدیدهها، سنگین و زجرآور است.
آدمی به طور معمول تمایل دارد باور کند جهان و پدیدههایش برایش قابل فهم، قابل پیشبینی و تا حدی زیادی قابل کنترل است. اما دریغا دریغ!
پس به نظر میرسد گاهی برای اینکه دوباره این حس کنترل را به دست بیاوریم، یک روایت سادهسازی شده میسازیم:
«او خودش مقصر است.»
«تیم فروش مقصر است.»
«... مقصر است.»
به هر حال مغز ما خریدارِ راحتیِ بیشتر است و معمولا راهی را انتخاب میکند که درد کمتری داشته باشد؛ مثلا این راهکار که مقصری دمِ دستی پیدا کنم آسانتر است نسبت به دشواری و دردِ پذیرفتنِ ناتوانیام در یافتن مسئله اصلی!
در سطح اجتماعی هم همین اتفاق میتواند رخ دهد. وقتی با یک واقعیت پیچیده و دردناک روبهرو میشویم، گاهی بهجای مواجهه با پیچیدگی، یک توضیح ساده پیدا میکنیم:
«مردم مقصرند.»
بنابراین پیشنهاد میکنم اگر واقعا حُسنِ نیت داریم و هدفمان حل یک مسئله به شکل اصولی و اساسی است همزمان با طرح پرسش و بررسی شواهد و داشتن یک
نگاه سیستمی، پیچیدگی و ابهام را هم پذیرا باشیم.
این همان چیزی است که در کار با مدیران بارها تجربه کردهام که پیش از اینکه بپرسیم «چه کسی مقصر است؟»
باید بپرسیم «چه طرزفکر و نگرشی وضعیت کنونی را ساخته است و ساختارهای موجود چه نقشی در رسیدن ما به این وضعیت بازی کردهاند؟» چون گاهی آنچه ما «تقصیر آدمها» مینامیم، فقط آخرین حلقه زنجیرهای از علتهایی است که یا نمیتوانیم ببینیم، یا نمیخواهیم ببینیم!
#تفکر_پرسشگرانه #پادیادگیری #توسعه_فردی #حل_مسئله #تصمیم_گیری #کوچینگ
@HosseinGaeeni
خیلی سریع انگشت اتهام را به سمتِ آدمها میگیریم:
کارمند، مدیر، فروشنده، مشتری...
در تجربههای کوچینگ و منتورینگ و کار با مدیران مختلف در مقامِ شریکِ فکریشان، بارها با این الگو مواجه شدهام.
در یکی از جلساتم، مدیرعامل یک شرکت، مسئله اولی که مطرح کرد کاهش فروش و افت سودآوری شرکتش بود.
گفت: «فروش شرکت ما خیلی کم شده و فکر میکنم باید در ترکیب تیم فروش بازنگری کنیم.»
از او پرسیدم:
«چی شد که فکر کردی تیم فروش مقصره؟»
و پرسش مهم بعدی:
«اصلاً چه چیزی سبب کاهش فروش شده؟»
چند جلسه روی این موضوع کار کردیم و گفتگوهای عمیق و البته دشواری داشتیم. کمکم مشخص شد مسئله اصلی کاهش کیفیت فرایند فروش نیست. بررسی بیشتر ما را به خط تولید رساند. بخشی از ماشینآلاتِ موجود، دهها سال پیش خریداری شده بودند و در این سالها بهدلایل مختلف، امکان نوسازی و بهروزرسانی مناسب آنها فراهم نشده است.
گویی این ماشینها، با همان فناوری و ظرفیت دیروز، قرار است محصولی با کیفیتِ مورد انتظار مشتری امروز تولید کنند!
حالا تصور کنید مدیرعامل همانطور که در ابتدا مطرح کرد و تیم فروش را مقصر میپنداشت تصمیم میگرفت این تیم را جریمه کند یا اعضایش را از کار برکنار کند.
تیمی که شاید تمام تلاشش را کرده، و چه بسا بارها بازخوردهایی هم به دپارتمانهای مربوطه درباره افت کیفیت محصول اراائه داده است و البته توسط آنها که باید، شنیده نشده، و در نهایت مشتری به دلیل کیفیت پایین، محصول را نخریده است. اینجا یک اتفاق عجیب و قابلِ درنگ میافتد:
کسی که خودش قربانیِ مسئله است، تبدیل به مقصر میشود و انگشتِ اتهام به سمت او نشانه میرود.
این الگو نه فقط در عرصه مدیریت یک شرکت که در زندگی اجتماعی هم بارها اتفاق میافتد. بنابراین شاید با این پرسش مواجه شویم که چرا اینقدر راحت، قربانی را مقصر نشان میدهیم؟ شاید یکی از دلایلش این باشد که فرایند تفکر، پرسشگری و تحلیل برای یافتن مسئله اصلی یا خیلی دشوار است و یا هزینه بسیار بالایی دارد و گاهی اینگونه مینماید که خارج از قدرت و توانِ ماست. و به نظر میرسد پذیرشِ این بیقدرتی نیز دردآور است.
احتمالا شما هم (به ویژه در سالها و ماههای اخیر) چنین تجربهای داشتهاید: اینکه میبینی گاهی اتفاقهایی در اطرافت میافتد، اما واقعاً نمیدانی چه کاری از دستت برمیآید یا نمیتوانی کاری بکنی. این حس ناتوانی و بیقدرتی در مواجهه با پدیدهها، سنگین و زجرآور است.
آدمی به طور معمول تمایل دارد باور کند جهان و پدیدههایش برایش قابل فهم، قابل پیشبینی و تا حدی زیادی قابل کنترل است. اما دریغا دریغ!
پس به نظر میرسد گاهی برای اینکه دوباره این حس کنترل را به دست بیاوریم، یک روایت سادهسازی شده میسازیم:
«او خودش مقصر است.»
«تیم فروش مقصر است.»
«... مقصر است.»
به هر حال مغز ما خریدارِ راحتیِ بیشتر است و معمولا راهی را انتخاب میکند که درد کمتری داشته باشد؛ مثلا این راهکار که مقصری دمِ دستی پیدا کنم آسانتر است نسبت به دشواری و دردِ پذیرفتنِ ناتوانیام در یافتن مسئله اصلی!
در سطح اجتماعی هم همین اتفاق میتواند رخ دهد. وقتی با یک واقعیت پیچیده و دردناک روبهرو میشویم، گاهی بهجای مواجهه با پیچیدگی، یک توضیح ساده پیدا میکنیم:
«مردم مقصرند.»
بنابراین پیشنهاد میکنم اگر واقعا حُسنِ نیت داریم و هدفمان حل یک مسئله به شکل اصولی و اساسی است همزمان با طرح پرسش و بررسی شواهد و داشتن یک
نگاه سیستمی، پیچیدگی و ابهام را هم پذیرا باشیم.
این همان چیزی است که در کار با مدیران بارها تجربه کردهام که پیش از اینکه بپرسیم «چه کسی مقصر است؟»
باید بپرسیم «چه طرزفکر و نگرشی وضعیت کنونی را ساخته است و ساختارهای موجود چه نقشی در رسیدن ما به این وضعیت بازی کردهاند؟» چون گاهی آنچه ما «تقصیر آدمها» مینامیم، فقط آخرین حلقه زنجیرهای از علتهایی است که یا نمیتوانیم ببینیم، یا نمیخواهیم ببینیم!
#تفکر_پرسشگرانه #پادیادگیری #توسعه_فردی #حل_مسئله #تصمیم_گیری #کوچینگ
@HosseinGaeeni
👏2
Baki coach| باکی کوچ
@zi_coach
"مدیر عامل در اتاق کوچینگ"
بررسی کوچینگی مسئلههای واقعی یک مدیرعامل
Reviewing CEO cases in the Coaching room
وقتی مدیرعامل با مسئلهای وارد اتاق کوچینگ شود، اولین قدم چه خواهد بود⁉️
مواجهه موثر با مسئلههای واقعی و موقعیتهایی که کوچ سازمانی در میدان واقعی کار با آنها مواجه میشود به طرزفکر و رویکردی فراتر از مدلهای تئوریک، و سناریوهای از پیش طراحیشده نیاز دارد.
💫در این نشست، دو نگاه در کنار هم قرار میگیرند:
✅️ حسین گائینی
از تجربه کار با مدیران عامل، هیئت مدیره و مدیران ارشد سازمانها در فضای واقعی کسبوکار ایران میگوید؛
آنچه در فرایند کوچینگ در مواجهه با مسائل واقعی مدیران و سازمانهای ایرانی اتفاق میافتد.
✅️ کاوه میرطهماسبی
با تجربه بینالمللی کار کوچینگ با مدیران ارشد شرکتهای مطرح در کشورهای مختلف، از آخرین رویکردهای جهانی صنعت کوچینگ سازمانی در مواجهه با مسئلههای واقعی مدیران میگوید.
⚠️ در همپوشانی این دو نگاه، با یک پرسش مهم مواجه میشویم:
وقتی یک مدیر با مسئله واقعی کسبوکار وارد اتاق کوچ میشود، کوچ با آن چه میکند؟
آنچه در این برنامه میگذرد:
✔️ مسئلهها را مطرح میکنیم،
✔️ درباره شیوه مواجهه کوچ گفتوگو میکنیم،
✔️ رویکردهای مختلف را بررسی کنیم
✔️ از دل مواجهه با تجربههای واقعی، طرزفکر یک کوچ سازمانی را تمرین میکنیم.
🔴 این رویداد برای چه کسانی مناسب است؟
↩️ برای کوچهایی که تمایل دارند فراتر از فضای آموزش کلاسیک و مدلهای تئوری، به میدان واقعی کوچینگ سازمانی نزدیکتر شوند؛
↩️ و برای کسانی که میخواهند ببینند در کوچینگ مدیران ارشد سازمانها در عمل با چه چالشهایی روبهرو خواهند شد.
↩️ و در نهایت برای مدیرانی که با چالشهای واقعی در سازمان مواجه هستند.
📌زمان
📅 سه شنبه ۲۱ مهر
13 Oct 2026
⏰️ساعت ۲۰ الی ۲۲ به وقت تهران
💻آنلاین در بستر گوگل میت
📌ظرفیت این کارگاه:
فقط ۱۰ نفر
با توجه به کارگاهی بودن و لزوم مشارکت فعال شرکتکنندگان در فرایند، ظرفیت این نشست محدود است.
💫برای ثبتنام و اطلاعات بیشتر به آیدی تلگرام
@zi_coach
پیام بدهید.
#کوچینگ
#باکی_کوچ
بررسی کوچینگی مسئلههای واقعی یک مدیرعامل
Reviewing CEO cases in the Coaching room
وقتی مدیرعامل با مسئلهای وارد اتاق کوچینگ شود، اولین قدم چه خواهد بود⁉️
مواجهه موثر با مسئلههای واقعی و موقعیتهایی که کوچ سازمانی در میدان واقعی کار با آنها مواجه میشود به طرزفکر و رویکردی فراتر از مدلهای تئوریک، و سناریوهای از پیش طراحیشده نیاز دارد.
💫در این نشست، دو نگاه در کنار هم قرار میگیرند:
✅️ حسین گائینی
از تجربه کار با مدیران عامل، هیئت مدیره و مدیران ارشد سازمانها در فضای واقعی کسبوکار ایران میگوید؛
آنچه در فرایند کوچینگ در مواجهه با مسائل واقعی مدیران و سازمانهای ایرانی اتفاق میافتد.
✅️ کاوه میرطهماسبی
با تجربه بینالمللی کار کوچینگ با مدیران ارشد شرکتهای مطرح در کشورهای مختلف، از آخرین رویکردهای جهانی صنعت کوچینگ سازمانی در مواجهه با مسئلههای واقعی مدیران میگوید.
⚠️ در همپوشانی این دو نگاه، با یک پرسش مهم مواجه میشویم:
وقتی یک مدیر با مسئله واقعی کسبوکار وارد اتاق کوچ میشود، کوچ با آن چه میکند؟
آنچه در این برنامه میگذرد:
✔️ مسئلهها را مطرح میکنیم،
✔️ درباره شیوه مواجهه کوچ گفتوگو میکنیم،
✔️ رویکردهای مختلف را بررسی کنیم
✔️ از دل مواجهه با تجربههای واقعی، طرزفکر یک کوچ سازمانی را تمرین میکنیم.
🔴 این رویداد برای چه کسانی مناسب است؟
↩️ برای کوچهایی که تمایل دارند فراتر از فضای آموزش کلاسیک و مدلهای تئوری، به میدان واقعی کوچینگ سازمانی نزدیکتر شوند؛
↩️ و برای کسانی که میخواهند ببینند در کوچینگ مدیران ارشد سازمانها در عمل با چه چالشهایی روبهرو خواهند شد.
↩️ و در نهایت برای مدیرانی که با چالشهای واقعی در سازمان مواجه هستند.
📌زمان
📅 سه شنبه ۲۱ مهر
13 Oct 2026
⏰️ساعت ۲۰ الی ۲۲ به وقت تهران
💻آنلاین در بستر گوگل میت
📌ظرفیت این کارگاه:
فقط ۱۰ نفر
با توجه به کارگاهی بودن و لزوم مشارکت فعال شرکتکنندگان در فرایند، ظرفیت این نشست محدود است.
💫برای ثبتنام و اطلاعات بیشتر به آیدی تلگرام
@zi_coach
پیام بدهید.
#کوچینگ
#باکی_کوچ
زیستن با شاهنامه
یک پرسش تامل برانگیز درباره شاهنامه این است که آیا این شاهنامه است که به مثابه یک اثر هنری خلق ذهن انسان ایرانی است یا بالعکس، این انسان ایرانی است که جهان و زیست روزمره اش را بر اساس شاهنامه ساخته است؟ رابطهی فرد ایرانی با شاهنامه یک رابطه دوسویه است. هم خالق آن بوده است و هم تاثیرپذیر از آن. از این زاویه شاهنامه حتی اگر ایرانیترین متن تاریخ ایران نباشد، اما شاخصترین متن ایرانی است. متون بزرگ ادبیات فارسی مانند مثنوی، غزلیات مولانا، رباعیات خیام و رباعیات خیامی، تاریخ بیهقی، غزلیات حافظ، و شاهنامه هنوز در متن زندگی ما حضور محسوس و نامحسوس دارند. این آثار محیط بر زیست ما شدهاند و حدود و ثغور فکر و زیست جهان ما را تعیین کردهاند.
یک پرسش بزرگ دیگر این است که تا چه حد از آن دسته از مرزهای انتزاعی و فکری که این آثار بزرگ برای ما تعیین کردهاند فراتر رفتهایم و چقدر این حدود را به درستی در طول تاریخ خود به کار گرفتهایم. ما فقط شاهنامه را نخواندهایم بلکه آن را زیستهایم. همانطور که انسان انگلیسی در عصر شکسپیر، هملتها و اتللوها و لیدی مکبثها و افیلیاهایی را در مقیاس کوچک و زوایای مینیاتوری دیده و چشیده است، ما نیز رستمها، افراسیابها، تهمینهها، فرانکها، اسفندیارها و فریدونهای کوچک و بزرگ را در کوچه و خیابان یا در قاب تلویزیون ملاقات کردهایم و با آنها چنان گودرزها و سودابهها و ارنوازها و شهرنازها سخن گفتهایم. ما همه بخشی از شاهنامهایم، بیآنکه خودآگاهانه متوجه باشیم. چه چیزی بهتر از این خواندن شاهنامه را بر ما واجب میکند جز همین استدلال که ما همه بخشی از شاهنامهایم!
درباره نوسان اهمیت شاهنامه در طول تاریخ نیز سخن بسیار رفته است. گادامر میگوید: «ادبیات تقریبا خود را با هر زمان حالی معاصر میکند». ما در طول تاریخ پیوسته و پرحادثه خود بارها و به صورتهای متنوع به متن شاهنامه رجوع کردهایم. گاهی برخی ابیات را به آن اضافه یا کم کردهایم. گاهی ابیات آن را مطابق ذوق فرهنگی و گرایش مذهبی خود تغییر دادهایم، و گاها دچار از خود بیگانگی شده و آن را نفی کردهایم. گاهی نیز شاهنامه را چون آیینهای روبروی خود گرفتهایم و از خود پرسیدهایم: «درون آینه روبرو چه میبینی؟». و گویی این پرسش ما از شاهنامه عمیقترین برخورد ما با آن بوده است. محمد شیرازی ملقب به حافظ درباره عشق میگوید «یک قصه بیش نیست غم عشق واین عجب/ کز هر زبان که میشنوم نامکرر است». از این نظر که ما در طول تاریخ هربار که شاهنامه را خواندهایم چیز تازه ای در آن کشف کردهایم آن را هم تراز عشق (با تعریف حافظ) قرار میدهد. زیرا که به راستی شاهنامه نیز از هر زبان که میشنویم نامکرر است.
زندگی چیست؟ ما در کجای این دنیاییم؟ چه چیز ارزش مبارزه دارد؟ رنج چیست؟ شادی چیست؟ عشق چیست؟ در جلسات پیش رو شاهنامه را همچون آینهای در پیش روی خود خواهیم گرفت و به جای توصیف صرف از شخصیتها و داستانهای شاهنامه آنها را در خود جست و جو خواهیم کرد و تلاش میکنیم دنیای شاهنامه را به جهان امروز بیاوریم تا از دل آن معنایی برای انسان امروزین بیرون بکشیم.
⏰️ پنجشنبه ۱۴ آبان ساعت ۱۴ تا ۱۸
🏠 تهران-حوالی جردن
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام به
@zi_coach
پیام بدهید.
یک پرسش تامل برانگیز درباره شاهنامه این است که آیا این شاهنامه است که به مثابه یک اثر هنری خلق ذهن انسان ایرانی است یا بالعکس، این انسان ایرانی است که جهان و زیست روزمره اش را بر اساس شاهنامه ساخته است؟ رابطهی فرد ایرانی با شاهنامه یک رابطه دوسویه است. هم خالق آن بوده است و هم تاثیرپذیر از آن. از این زاویه شاهنامه حتی اگر ایرانیترین متن تاریخ ایران نباشد، اما شاخصترین متن ایرانی است. متون بزرگ ادبیات فارسی مانند مثنوی، غزلیات مولانا، رباعیات خیام و رباعیات خیامی، تاریخ بیهقی، غزلیات حافظ، و شاهنامه هنوز در متن زندگی ما حضور محسوس و نامحسوس دارند. این آثار محیط بر زیست ما شدهاند و حدود و ثغور فکر و زیست جهان ما را تعیین کردهاند.
یک پرسش بزرگ دیگر این است که تا چه حد از آن دسته از مرزهای انتزاعی و فکری که این آثار بزرگ برای ما تعیین کردهاند فراتر رفتهایم و چقدر این حدود را به درستی در طول تاریخ خود به کار گرفتهایم. ما فقط شاهنامه را نخواندهایم بلکه آن را زیستهایم. همانطور که انسان انگلیسی در عصر شکسپیر، هملتها و اتللوها و لیدی مکبثها و افیلیاهایی را در مقیاس کوچک و زوایای مینیاتوری دیده و چشیده است، ما نیز رستمها، افراسیابها، تهمینهها، فرانکها، اسفندیارها و فریدونهای کوچک و بزرگ را در کوچه و خیابان یا در قاب تلویزیون ملاقات کردهایم و با آنها چنان گودرزها و سودابهها و ارنوازها و شهرنازها سخن گفتهایم. ما همه بخشی از شاهنامهایم، بیآنکه خودآگاهانه متوجه باشیم. چه چیزی بهتر از این خواندن شاهنامه را بر ما واجب میکند جز همین استدلال که ما همه بخشی از شاهنامهایم!
درباره نوسان اهمیت شاهنامه در طول تاریخ نیز سخن بسیار رفته است. گادامر میگوید: «ادبیات تقریبا خود را با هر زمان حالی معاصر میکند». ما در طول تاریخ پیوسته و پرحادثه خود بارها و به صورتهای متنوع به متن شاهنامه رجوع کردهایم. گاهی برخی ابیات را به آن اضافه یا کم کردهایم. گاهی ابیات آن را مطابق ذوق فرهنگی و گرایش مذهبی خود تغییر دادهایم، و گاها دچار از خود بیگانگی شده و آن را نفی کردهایم. گاهی نیز شاهنامه را چون آیینهای روبروی خود گرفتهایم و از خود پرسیدهایم: «درون آینه روبرو چه میبینی؟». و گویی این پرسش ما از شاهنامه عمیقترین برخورد ما با آن بوده است. محمد شیرازی ملقب به حافظ درباره عشق میگوید «یک قصه بیش نیست غم عشق واین عجب/ کز هر زبان که میشنوم نامکرر است». از این نظر که ما در طول تاریخ هربار که شاهنامه را خواندهایم چیز تازه ای در آن کشف کردهایم آن را هم تراز عشق (با تعریف حافظ) قرار میدهد. زیرا که به راستی شاهنامه نیز از هر زبان که میشنویم نامکرر است.
زندگی چیست؟ ما در کجای این دنیاییم؟ چه چیز ارزش مبارزه دارد؟ رنج چیست؟ شادی چیست؟ عشق چیست؟ در جلسات پیش رو شاهنامه را همچون آینهای در پیش روی خود خواهیم گرفت و به جای توصیف صرف از شخصیتها و داستانهای شاهنامه آنها را در خود جست و جو خواهیم کرد و تلاش میکنیم دنیای شاهنامه را به جهان امروز بیاوریم تا از دل آن معنایی برای انسان امروزین بیرون بکشیم.
⏰️ پنجشنبه ۱۴ آبان ساعت ۱۴ تا ۱۸
🏠 تهران-حوالی جردن
برای اطلاعات بیشتر و ثبتنام به
@zi_coach
پیام بدهید.
❤4