#داستان_ضرب_المثل
گهی پشت به زین ، گهی زین به پشت!
رستم، پهلوان نامدار ایرانی، در یک باغ خوش آب و هوا توقف کرد تا هم خستگی نبرد سنگینش با افراسیاب را از تن به در کند. هم اسب با وفایش رخش، نفسی تازه کند.
پس از خوردن نهار، پلک هایش سنگین شد و کنار آتش خوابش برد. رخش هم بدون این که افسارش به جایی بسته باشد، تنها ماند.
افراسیاب با خودش فکر کرد که موفقیت رستم تنها به خاطر قدرت خودش نیست بلکه اسب او در این پیروزی خیلی نقش داشته.
پس سربازانش را برای دزدیدن رخش فرستاد. آن ها که از قدرت رخش خبر داشتند برای به دام انداختنش یک طناب بسیار بلند و محکم آورده بودند.
وقتی رخش حسابی از رستم دور شد، طناب بلند رابه سمتش پرتاب کردند. رخش که بسیار باهوش و قوی بود با حرکتی جانانه خودش را نجات داد و فرار کرد.
رستم بیدار شد. جای خالی رخش را دید. زین او را در دست گرفت و از روی رد پاهایی که به جا مانده بود توانست او را پیدا کند.
بعد با صدای بلند به رخش گفت: « می دانی در حالی که زین تو را به دوش داشته ام چه قدر راه آمده ام؟ »
بعد برای دلداری خودش دوباره گفت: « عیبی ندارد. رسم زمانه این است. گاهی من باید سوار زین بشوم و گاهی زین سوار من. »
از زمانی که فردوسی این داستان را روایت کرد و این بیت را سرود، رسم شد هر وقت کسی به سختی و مشکل دچار شود به او چنین بگویند:
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین، گهی زین به پشت
@bandpeysarayeman
گهی پشت به زین ، گهی زین به پشت!
رستم، پهلوان نامدار ایرانی، در یک باغ خوش آب و هوا توقف کرد تا هم خستگی نبرد سنگینش با افراسیاب را از تن به در کند. هم اسب با وفایش رخش، نفسی تازه کند.
پس از خوردن نهار، پلک هایش سنگین شد و کنار آتش خوابش برد. رخش هم بدون این که افسارش به جایی بسته باشد، تنها ماند.
افراسیاب با خودش فکر کرد که موفقیت رستم تنها به خاطر قدرت خودش نیست بلکه اسب او در این پیروزی خیلی نقش داشته.
پس سربازانش را برای دزدیدن رخش فرستاد. آن ها که از قدرت رخش خبر داشتند برای به دام انداختنش یک طناب بسیار بلند و محکم آورده بودند.
وقتی رخش حسابی از رستم دور شد، طناب بلند رابه سمتش پرتاب کردند. رخش که بسیار باهوش و قوی بود با حرکتی جانانه خودش را نجات داد و فرار کرد.
رستم بیدار شد. جای خالی رخش را دید. زین او را در دست گرفت و از روی رد پاهایی که به جا مانده بود توانست او را پیدا کند.
بعد با صدای بلند به رخش گفت: « می دانی در حالی که زین تو را به دوش داشته ام چه قدر راه آمده ام؟ »
بعد برای دلداری خودش دوباره گفت: « عیبی ندارد. رسم زمانه این است. گاهی من باید سوار زین بشوم و گاهی زین سوار من. »
از زمانی که فردوسی این داستان را روایت کرد و این بیت را سرود، رسم شد هر وقت کسی به سختی و مشکل دچار شود به او چنین بگویند:
چنین است رسم سرای درشت
گهی پشت به زین، گهی زین به پشت
@bandpeysarayeman
🚨 #فوری؛ محکومیت سنگین برای عضو سابق #شورایشهر بابل
🔹️شنیده شده؛ #محمدحسین_منصف به دلیل انتشار یک #داستان با عناوین تخیلی در کانال اطلاعرسانی منتسب به خود به ١٨ ماه #حبس، ٢ سال #ممنوعیت فعالیت #کانال_تلگرامی، ۳ ماه #خدمات_اجتماعی در یکی از بیمارستانهای بابل و #شلاق محکوم شد.
🔹️ #منصف که آذرماه سال قبل برای ادای پارهای توضیحات در خصوص مطالب منتشره در کانال اطلاعرسانی خود به #دادگستری شهرستان بابل احضار شدهبود، با نظر #مرجع_قضایی سه روز را در #بازداشت سپری کرد و در نهایت با قرار #وثیقه آزاد شد.
🔻این #پاسدار #جانباز #آزاده و عضو سابق #شورایشهر_بابل بیش از هفت سال از عمر خود را در زندانهای #رژیم_بعث گذرانده بود.
۲۰ #تیر ۹۸
#ورود↙️
@bandpeysarayeman
🔹️شنیده شده؛ #محمدحسین_منصف به دلیل انتشار یک #داستان با عناوین تخیلی در کانال اطلاعرسانی منتسب به خود به ١٨ ماه #حبس، ٢ سال #ممنوعیت فعالیت #کانال_تلگرامی، ۳ ماه #خدمات_اجتماعی در یکی از بیمارستانهای بابل و #شلاق محکوم شد.
🔹️ #منصف که آذرماه سال قبل برای ادای پارهای توضیحات در خصوص مطالب منتشره در کانال اطلاعرسانی خود به #دادگستری شهرستان بابل احضار شدهبود، با نظر #مرجع_قضایی سه روز را در #بازداشت سپری کرد و در نهایت با قرار #وثیقه آزاد شد.
🔻این #پاسدار #جانباز #آزاده و عضو سابق #شورایشهر_بابل بیش از هفت سال از عمر خود را در زندانهای #رژیم_بعث گذرانده بود.
۲۰ #تیر ۹۸
#ورود↙️
@bandpeysarayeman
💢💢#داستان_امروز: درس چوپان مهربان به #بخشدار و #مردم 👈
✅✅چندی پیش خبری در #کانال خبری "بندپی سرای من" در مورد تجمع زبالها در #12_متری_کشتارگاه گذاشتیم و امروز بصورت #تصادفی با #چوپان مسئولیت پذیر و مهربانی برخورد کردیم که #مشغول_جمع_کردن_زبالها و اتش زدن آنها بود .
💠💠#چون این قسمت در حیطه کاری شماست جناب #بخشدار_فعال_بندپی غرب، شخص شمارو به #چالش میطلبیم برای #فرهنگ_سازی تا #تدبیری بیاندیشید برای ریشه کن کردن #معظل زباله که در #مسیر_هزاران_گردشگری میباشد که هر ساله به #جنگلهای_شیاده آمده و شاهد این تصاویر چندش آور هستند .
✅✅#جناب_بخشدار_فعال بخش #بندپی_غربی در #عجبم از شما که در کارهای #عامه_پسند و #کار_جهادی از بقیه مسئولان #پیشقدم هستید ولی در این مورد علیرغم #اطلاع_رسانی و #شکایات_مردمی شما کاری هنوز انجام نداده اید ؟؟؟!!!
✅✅#جناب_بخشدار_فعال_مهندس #رعیتی ، #چه_کار_جهادی بهتر از #رضایت و #خشنودی مردم و زیباسازی طبیعت !!!!
✅✅#جناب_بخشدار_فعال مهندس #رعیتی ، شما به این #کار_جهادی این #چوپان_مهربانی که مشغول جمع کردن و #سوزاندن_زبالهاست چه خواهید گفت؟؟!!!
✅✅#جناب_بخشدار_فعال_مهندس #رعیتی ، #منتظر_دستورات شما برای ریشه کن کردن زبالها در #12_متری هستیم . !!!
#بخشدار_سابق و #تدبیر و #تمیزی 12 متری
#بخشدار_کنونی_انتظار_تدبیر و تمیزی 12 متری
#فرهنگ و #کار_جهادی این جوان بندپی 👍
فعال رسانه : #حسن_نصیری
@bandpeysarayeman
✅✅چندی پیش خبری در #کانال خبری "بندپی سرای من" در مورد تجمع زبالها در #12_متری_کشتارگاه گذاشتیم و امروز بصورت #تصادفی با #چوپان مسئولیت پذیر و مهربانی برخورد کردیم که #مشغول_جمع_کردن_زبالها و اتش زدن آنها بود .
💠💠#چون این قسمت در حیطه کاری شماست جناب #بخشدار_فعال_بندپی غرب، شخص شمارو به #چالش میطلبیم برای #فرهنگ_سازی تا #تدبیری بیاندیشید برای ریشه کن کردن #معظل زباله که در #مسیر_هزاران_گردشگری میباشد که هر ساله به #جنگلهای_شیاده آمده و شاهد این تصاویر چندش آور هستند .
✅✅#جناب_بخشدار_فعال بخش #بندپی_غربی در #عجبم از شما که در کارهای #عامه_پسند و #کار_جهادی از بقیه مسئولان #پیشقدم هستید ولی در این مورد علیرغم #اطلاع_رسانی و #شکایات_مردمی شما کاری هنوز انجام نداده اید ؟؟؟!!!
✅✅#جناب_بخشدار_فعال_مهندس #رعیتی ، #چه_کار_جهادی بهتر از #رضایت و #خشنودی مردم و زیباسازی طبیعت !!!!
✅✅#جناب_بخشدار_فعال مهندس #رعیتی ، شما به این #کار_جهادی این #چوپان_مهربانی که مشغول جمع کردن و #سوزاندن_زبالهاست چه خواهید گفت؟؟!!!
✅✅#جناب_بخشدار_فعال_مهندس #رعیتی ، #منتظر_دستورات شما برای ریشه کن کردن زبالها در #12_متری هستیم . !!!
#بخشدار_سابق و #تدبیر و #تمیزی 12 متری
#بخشدار_کنونی_انتظار_تدبیر و تمیزی 12 متری
#فرهنگ و #کار_جهادی این جوان بندپی 👍
فعال رسانه : #حسن_نصیری
@bandpeysarayeman
Forwarded from Deleted Account
داستان های مدیریتی(رفاقت)
⭕️▪️در راه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند!!
به شیخ بهایی که اسبش جلو میرفت گفت:
این میرداماد چقدر بی عرضه است اسبش دائم عقب می ماند.
شیخ بهائی گفت: کوهی از علم و دانش بر آن اسب سوار است، حیوان کشش این همه عظمت را ندارد.
ساعتی بعد عقب ماند به میر داماد گفت:
این شیخ بهائی رعایت نمیکند، دائم جلو می تازد.
میرداماد گفت: اسب او از اینکه آدم بزرگی چون شیخ بهائی بر پشتش سوار است سر از پا نمی شناسد و می خواهد از شوق بال در آورد.
🔆این است رسم رفاقت در "غیاب" یکدیگر" حافظ آبروی" هم باشیم!!!
#داستان_های_مدیریتی
💥@trmehbabol💥👈
⭕️▪️در راه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دو بزرگ را امتحان کند!!
به شیخ بهایی که اسبش جلو میرفت گفت:
این میرداماد چقدر بی عرضه است اسبش دائم عقب می ماند.
شیخ بهائی گفت: کوهی از علم و دانش بر آن اسب سوار است، حیوان کشش این همه عظمت را ندارد.
ساعتی بعد عقب ماند به میر داماد گفت:
این شیخ بهائی رعایت نمیکند، دائم جلو می تازد.
میرداماد گفت: اسب او از اینکه آدم بزرگی چون شیخ بهائی بر پشتش سوار است سر از پا نمی شناسد و می خواهد از شوق بال در آورد.
🔆این است رسم رفاقت در "غیاب" یکدیگر" حافظ آبروی" هم باشیم!!!
#داستان_های_مدیریتی
💥@trmehbabol💥👈
داستان های مدیریتی(ارزش)
⭕️▪️فردی هنگام راه رفتن پایش به سکه ای خورد.
تاریک بود،فکر کرد طلاست، کاغذی را آتش زد تا آن را ببیند، دید۵۰ریالی است، بعد دید کاغذی که آتش زده، هزار تومانی بوده ست.
گفت:چی را برای چی آتش زدم.
⭕️▪️نتیجه گیری راهبردی:
این حکایت زندگی خیلی از افرادست که چیزهای با ارزش را برای چیزهای بی ارزش آتش می زنند و خودشان هم خبر ندارند.
آرامش امروزمان را فدای چشم و هم چشمی ها و مقایسه کردن های خود می کنیم و سلامتی امروزمان را با استرس ها و نگرانی های بی مورد به خطر می اندازیم.
💥@trmehbabol💥👈
#داستان_های_مدیریتی
#استرس
💥@trmehbabol💥👈
⭕️▪️فردی هنگام راه رفتن پایش به سکه ای خورد.
تاریک بود،فکر کرد طلاست، کاغذی را آتش زد تا آن را ببیند، دید۵۰ریالی است، بعد دید کاغذی که آتش زده، هزار تومانی بوده ست.
گفت:چی را برای چی آتش زدم.
⭕️▪️نتیجه گیری راهبردی:
این حکایت زندگی خیلی از افرادست که چیزهای با ارزش را برای چیزهای بی ارزش آتش می زنند و خودشان هم خبر ندارند.
آرامش امروزمان را فدای چشم و هم چشمی ها و مقایسه کردن های خود می کنیم و سلامتی امروزمان را با استرس ها و نگرانی های بی مورد به خطر می اندازیم.
💥@trmehbabol💥👈
#داستان_های_مدیریتی
#استرس
💥@trmehbabol💥👈