✍ #سیروس_پارسا
صورتحساب ۴۶ سال اشغال ایران؛ پاسخی به دلدادگان زیرساختها: ۴۶ سال از عمر نظام اشغالگر ایران میگذرد. در این مدت، بیش از ۵۰۰۰ میلیارد دلار از منابع این سرزمین به اختیار این رژیم درآمد. روایتی که امروز با عنوان ویرانی زیرساختها بازگو میشود، جز نمایشی برای فریب ملت نیست.
ریزدرآمد حدودی نظام طی ۴۶ سال اشغالگری به شرح زیر است:
صادرات نفت و گاز: ۲۷۰۰ میلیارد دلار
صادرات غیرنفتی و معادن: ۵۰۰ میلیارد دلار
مالیات، صنایع داخلی و گمرکات: ۱۱۰۰ میلیارد دلار
قاچاق ارزی و شبکههای بیت و سپاه: ۵۰۰ میلیارد دلار
جمع کل: ۵۰۰۰ میلیارد دلار
این سرمایهی عظیم اما اینچنین هزینه شده است:
فساد بیت و سپاه: ۱۵۰۰ میلیارد
جنگهای نیابتی: ۸۰۰ میلیارد
سرکوب و امنیت داخلی: ۶۰۰ میلیارد
حیفومیل و ناکارآمدی: ۱۰۰۰ میلیارد
خدمات عمومی فرسوده: ۸۰۰ میلیارد
سرمایهگذاری واقعی برای ملت: کمتر از ۳۰۰ میلیارد دلار.
یعنی بیش از ۹۰٪ این ثروت یا نابود شد، یا به غارت رفت، یا به خارج از کشور منتقل شد.
آنچه امروز باقی مانده، بقایای همان زیرساختهایی است که پیش از ۵۷ توسط دولت ملی پهلوی ساخته شده بود؛ هیچ یک از نهادها، زیر نظر ساختار ضدملی و اشغالگر جمهوریاسلامی، هرگز سرمایهی ملی نبودهاند.
۹۰٪ سدها، پالایشگاهها، نیروگاهها، فرودگاهها و صنایع مادر، یادگار دوران پهلوی است؛ جمهوری اسلامی طی ۴۶ سال نه ساخت، و نه توسعه داد؛ فقط مصرف کرد، پوساند و ویران کرد. هر روز که از عمر ننگین رژیم میگذرد، بخش بزرگتری از سرمایههای غیرقابلبازگشت، از چنگ ملت ربوده میشوند.
ویرانی امروز محصول عملکرد مستقیم همین رژیم است؛ نه تحریم، نه جنگ و نه مداخله خارجی؛ تحریم نیز، زاییده صدور بحران، تروریسم منطقهای و دشمنی ایدئولوژیک نظام با نظم جهانی است. کدام زیرساختی در خدمت ملت بوده و در راستای رفاه، امنیت و آرامش عمومی استفاده شده است؟
اکنون که مراکز بیت، سپاه، و دستگاههای امنیتی و شاهرگهای اقتصادی رژیم هدف قرار گرفتهاند، شیادان با شعار «ویرانی زیرساخت» فریاد میزنند.
آنچه ویران میشود، ماشین اشغالگری است، نه دارایی ملی ملت ایران. درآمد حاصل از فروش هر بشکهی نفت، هزینهی از پا درآوردن شهروندان شدهست.
سپاه پاسداران با صدها قرارگاه اقتصادی و مالی، بزرگترین شبکه فساد سازمانیافته در تاریخ ایران را ساخته است. تمام سازههای اقتصادی نظام در خدمت بقای خود بنا شدهاند؛ نه رفاه ملت ایران. زیرساختی که به اشغال ساختاری ضدملی درآمده، به خنجری برای بریدن گلوی ایرانیان بدل شدهست.
دستاورد رژیم اشغالگر طی ۴۶ سال، در حوزه نفت و گاز چه بوده است:
تولید فناوری: صفر
انتقال دانش: صفر
وابستگی کامل به چین و روسیه
افت برداشت میادین قدیمی
واگذاری ذخایر مشترک به قطر
رژیم جز تباهی چیزی برای ایران نداشته، و بدون دخالت نظامی، هیچ فرصتی برای رهایی وجود نمیداشت.
دستاورد رژیم طی ۴۶ سال اشغالگری در زمینه کشاورزی چه بوده است:
نابودی منابع آبی
فرسایش شدید خاک
گسترش بیابانزایی
فروپاشی امنیت غذایی
گروگان گرفتن آینده زیستمحیطی کشور؛ برای کدامین زیرساخت عزا گرفتهاید؟
در میانه راه سقوط رژیم، ملیگرایان مجاز و اصلاحطلبان حرفهای، آخرین روایت دفاع از بقای مافیای ۵۷ را پیش میکشند:
”فروپاشی نظام یعنی ویرانی ایران.”
اما حقیقت روشن است: ویرانی ایران، نتیجه بقای همین نظام بوده و خواهد بود، و هیچ زیرساختی نیست که نتوان دوباره ساخت.
در این روایت بدخواهانه، دشمنی جابهجا میشود؛ اسرائیل متجاوز معرفی میشود، هدفگیری پایگاههای سپاه، تعرض به ملت خوانده میشود، و تخریب ماشین سرکوب، به معنای ویرانی ایران تعبیر میشود؛ گویی اشغالگران، خود، نماینده سرزمین ما هستند.
اما واقعیت روشنتر از آن است که بتوان آن را در هیاهوی پروپاگاندا دفن کرد.
آنچه امروز هدف حملات است، همان مراکز فرماندهی جنگافروزی و سرکوب داخلیست: انبارهای موشک، خطوط تولید پهپاد، اتاقهای عملیات اطلاعاتی وشبکه بسیج شهری.
ملت ایران هرگز مالک این سازوکار سرکوب نبوده است؛ نه مالک سپاه و بسیج، نه بیت و ستاد اجرایی، نه کارتلهای نفتی، نه حوزههای چپاولگری قم. این شبکه تماما ساخته و پرداخته نظام اشغالگر و حافظان بقای آن است
ادامه بقاء جمهوری اسلامی برای ایران یعنی:
مرگ کامل سرمایه انسانی، خشکشدن منابع آبی، سقوط تولید ملی، زوال ارزش پول ملی، کوچ نخبگان و سرانجام، فروغلتیدن کشور به ورطه ونزوئلای آسیایی. چرا باید برای فروپاشی چنین ساختاری، اشک ریخت؟
پایان رژیم، نقطه آغاز بازسازی ملی است: بازگشت سرمایههای انسانی و مالی، تثبیت پول ملی در۵ سال، بازسازی کامل زیرساختها طی یک دهه، جهش اقتصادی سالانه، و بازگشت ایران به مدار توسعه پایدار منطقه.
⚡️@bardegi57
صورتحساب ۴۶ سال اشغال ایران؛ پاسخی به دلدادگان زیرساختها: ۴۶ سال از عمر نظام اشغالگر ایران میگذرد. در این مدت، بیش از ۵۰۰۰ میلیارد دلار از منابع این سرزمین به اختیار این رژیم درآمد. روایتی که امروز با عنوان ویرانی زیرساختها بازگو میشود، جز نمایشی برای فریب ملت نیست.
ریزدرآمد حدودی نظام طی ۴۶ سال اشغالگری به شرح زیر است:
صادرات نفت و گاز: ۲۷۰۰ میلیارد دلار
صادرات غیرنفتی و معادن: ۵۰۰ میلیارد دلار
مالیات، صنایع داخلی و گمرکات: ۱۱۰۰ میلیارد دلار
قاچاق ارزی و شبکههای بیت و سپاه: ۵۰۰ میلیارد دلار
جمع کل: ۵۰۰۰ میلیارد دلار
این سرمایهی عظیم اما اینچنین هزینه شده است:
فساد بیت و سپاه: ۱۵۰۰ میلیارد
جنگهای نیابتی: ۸۰۰ میلیارد
سرکوب و امنیت داخلی: ۶۰۰ میلیارد
حیفومیل و ناکارآمدی: ۱۰۰۰ میلیارد
خدمات عمومی فرسوده: ۸۰۰ میلیارد
سرمایهگذاری واقعی برای ملت: کمتر از ۳۰۰ میلیارد دلار.
یعنی بیش از ۹۰٪ این ثروت یا نابود شد، یا به غارت رفت، یا به خارج از کشور منتقل شد.
آنچه امروز باقی مانده، بقایای همان زیرساختهایی است که پیش از ۵۷ توسط دولت ملی پهلوی ساخته شده بود؛ هیچ یک از نهادها، زیر نظر ساختار ضدملی و اشغالگر جمهوریاسلامی، هرگز سرمایهی ملی نبودهاند.
۹۰٪ سدها، پالایشگاهها، نیروگاهها، فرودگاهها و صنایع مادر، یادگار دوران پهلوی است؛ جمهوری اسلامی طی ۴۶ سال نه ساخت، و نه توسعه داد؛ فقط مصرف کرد، پوساند و ویران کرد. هر روز که از عمر ننگین رژیم میگذرد، بخش بزرگتری از سرمایههای غیرقابلبازگشت، از چنگ ملت ربوده میشوند.
ویرانی امروز محصول عملکرد مستقیم همین رژیم است؛ نه تحریم، نه جنگ و نه مداخله خارجی؛ تحریم نیز، زاییده صدور بحران، تروریسم منطقهای و دشمنی ایدئولوژیک نظام با نظم جهانی است. کدام زیرساختی در خدمت ملت بوده و در راستای رفاه، امنیت و آرامش عمومی استفاده شده است؟
اکنون که مراکز بیت، سپاه، و دستگاههای امنیتی و شاهرگهای اقتصادی رژیم هدف قرار گرفتهاند، شیادان با شعار «ویرانی زیرساخت» فریاد میزنند.
آنچه ویران میشود، ماشین اشغالگری است، نه دارایی ملی ملت ایران. درآمد حاصل از فروش هر بشکهی نفت، هزینهی از پا درآوردن شهروندان شدهست.
سپاه پاسداران با صدها قرارگاه اقتصادی و مالی، بزرگترین شبکه فساد سازمانیافته در تاریخ ایران را ساخته است. تمام سازههای اقتصادی نظام در خدمت بقای خود بنا شدهاند؛ نه رفاه ملت ایران. زیرساختی که به اشغال ساختاری ضدملی درآمده، به خنجری برای بریدن گلوی ایرانیان بدل شدهست.
دستاورد رژیم اشغالگر طی ۴۶ سال، در حوزه نفت و گاز چه بوده است:
تولید فناوری: صفر
انتقال دانش: صفر
وابستگی کامل به چین و روسیه
افت برداشت میادین قدیمی
واگذاری ذخایر مشترک به قطر
رژیم جز تباهی چیزی برای ایران نداشته، و بدون دخالت نظامی، هیچ فرصتی برای رهایی وجود نمیداشت.
دستاورد رژیم طی ۴۶ سال اشغالگری در زمینه کشاورزی چه بوده است:
نابودی منابع آبی
فرسایش شدید خاک
گسترش بیابانزایی
فروپاشی امنیت غذایی
گروگان گرفتن آینده زیستمحیطی کشور؛ برای کدامین زیرساخت عزا گرفتهاید؟
در میانه راه سقوط رژیم، ملیگرایان مجاز و اصلاحطلبان حرفهای، آخرین روایت دفاع از بقای مافیای ۵۷ را پیش میکشند:
”فروپاشی نظام یعنی ویرانی ایران.”
اما حقیقت روشن است: ویرانی ایران، نتیجه بقای همین نظام بوده و خواهد بود، و هیچ زیرساختی نیست که نتوان دوباره ساخت.
در این روایت بدخواهانه، دشمنی جابهجا میشود؛ اسرائیل متجاوز معرفی میشود، هدفگیری پایگاههای سپاه، تعرض به ملت خوانده میشود، و تخریب ماشین سرکوب، به معنای ویرانی ایران تعبیر میشود؛ گویی اشغالگران، خود، نماینده سرزمین ما هستند.
اما واقعیت روشنتر از آن است که بتوان آن را در هیاهوی پروپاگاندا دفن کرد.
آنچه امروز هدف حملات است، همان مراکز فرماندهی جنگافروزی و سرکوب داخلیست: انبارهای موشک، خطوط تولید پهپاد، اتاقهای عملیات اطلاعاتی وشبکه بسیج شهری.
ملت ایران هرگز مالک این سازوکار سرکوب نبوده است؛ نه مالک سپاه و بسیج، نه بیت و ستاد اجرایی، نه کارتلهای نفتی، نه حوزههای چپاولگری قم. این شبکه تماما ساخته و پرداخته نظام اشغالگر و حافظان بقای آن است
ادامه بقاء جمهوری اسلامی برای ایران یعنی:
مرگ کامل سرمایه انسانی، خشکشدن منابع آبی، سقوط تولید ملی، زوال ارزش پول ملی، کوچ نخبگان و سرانجام، فروغلتیدن کشور به ورطه ونزوئلای آسیایی. چرا باید برای فروپاشی چنین ساختاری، اشک ریخت؟
پایان رژیم، نقطه آغاز بازسازی ملی است: بازگشت سرمایههای انسانی و مالی، تثبیت پول ملی در۵ سال، بازسازی کامل زیرساختها طی یک دهه، جهش اقتصادی سالانه، و بازگشت ایران به مدار توسعه پایدار منطقه.
⚡️@bardegi57
❤1👍1