This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من مهسا دزفولیان کرمانشاهی هستم... همه چیز داشتم... دندانپزشک بودم. کلینیک خودم را داشتم. آیندهای روشن پیش رویم بود. میتوانستم فقط به زندگی خودم فکر کنم، نسخه بنویسم، لبخند بسازم و از کنار دردهای مردم عبور کنم... اما وقتی دیدم سرزمینم زخم خورده است، دیگر نتوانستم تماشاگر باشم. آدمی که وجدانش بیدار باشد، میان آسایش و آزادی، همیشه آزادی را انتخاب میکند. ۱۹ دی ۱۴۰۴، در خیابانهای فردیس کرج، گلولهای که برای خاموش کردن صدای مردم شلیک شد، قلب مرا نشانه گرفت. تنها جسمم بر زمین افتاد... آنچه ایستاده ماند، باور به آزادی بود. حتی پس از شهادتم، خانوادهام برای آنکه پیکرم به تاراج نرود، یک شب مرا در خانه نگه داشتند؛ آخرین پاسداری از دختری که تمام زندگیاش را برای شرافت مردمش بخشید. اگر امروز نام مرا میخوانی، برای اشک ریختن نیست... برای این است که بدانی آزادی را کسانی به آینده میرسانند که حاضرند بهایش را بپردازند. من از جنس سکوت نبودم... از جنس شجاعت بودم. و باور دارم روزی خواهد رسید که ایران، به جای صدای گلوله، صدای زندگی را بشنود. #قیام_دی #مهسا
⚡️@bardegi57
⚡️@bardegi57
💔66❤12❤🔥3😢2👏1