هنوز طلبه بودم و ماهی چهار تومان با پنج من گندم مستمری داشتم، باضافه ماه محرم و صفر نانمان توی روغن بود. یک لفتولیسی میکردیم. چون معروف بود که نفس مرحوم ابوی مجرب است. یک شب مرا سر بالین ناخوشی بردند تا دعا بدهم. دیدم دختر هشت یا نهسالهای در آن میان میپلکید. آقا بیک نظر گلویمان پیش او گیر کرد جوانی است و هزار چموخم...
پیش از او دوتا صیغه داشتم که هر دو را مطلقه کرده بودم، ولی این چیز دیگری بود - میگویند که لیلی را بچشم مجنون باید دید. باری دو روزِ بعد یک دستمال آجیل آچار و سه تومان پول نقد فرستادم، عقدش کردم. شب که او را آوردند، آنقدر کوچک بود که بغلش کرده بودند. من از خودم خجالت کشیدم. از شما چه پنهان؟ این دختر تا سه روز مرا که میدید مثل جوجه میلرزید. حالا من که سی سالم بود، جوان و جاهل بودم. اما آن مردهای هفتادساله را بگو که با هزارجور ناخوشی دختر نهساله میگیرند.
#محلل #صادق_هدایت
#تا_اسلام_کفن_نشود_این_وطن_وطن_نشود
#تا_اسلام_کفن_نشود_این_وطن_وطن_نشود #هم_اسلام_هم_قران_هر_دو_فدای_ایران
⚡️@bardegi57
پیش از او دوتا صیغه داشتم که هر دو را مطلقه کرده بودم، ولی این چیز دیگری بود - میگویند که لیلی را بچشم مجنون باید دید. باری دو روزِ بعد یک دستمال آجیل آچار و سه تومان پول نقد فرستادم، عقدش کردم. شب که او را آوردند، آنقدر کوچک بود که بغلش کرده بودند. من از خودم خجالت کشیدم. از شما چه پنهان؟ این دختر تا سه روز مرا که میدید مثل جوجه میلرزید. حالا من که سی سالم بود، جوان و جاهل بودم. اما آن مردهای هفتادساله را بگو که با هزارجور ناخوشی دختر نهساله میگیرند.
#محلل #صادق_هدایت
#تا_اسلام_کفن_نشود_این_وطن_وطن_نشود
#تا_اسلام_کفن_نشود_این_وطن_وطن_نشود #هم_اسلام_هم_قران_هر_دو_فدای_ایران
⚡️@bardegi57
💩13🤮4💔3🔥2👍1