#مقاله
#اکونومیست
سپاه پاسداران ممکن است از این جنگ تضعیفشده بیرون بیاید، اما شکستخورده نه
هر کسی که دنبال تصویر روشن از جنگ خلیج فارس است، در حرفهای کسانی که این جنگ را پیش میبرند، چیزی پیدا نمیکند. دونالد ترامپ میگوید جنگ «تقریباً کامل شده» و در عین حال «تازه شروع شده است». رهبر جدید ایران هم از زمان انتصابش در ۹ مارس، نه دیده شده و نه صدایی از او شنیده شده. در همین حال، مقامهایش میگویند قصد درگیری با کشورهای عربی را ندارند، اما همان کشورها را بمباران میکنند.
حالا که جنگ به هفته سوم نزدیک میشود، هنوز مشخص نیست کی و چگونه تمام خواهد شد. آمریکا و اسرائیل میخواهند ایران را به تسلیم یا فروپاشی بکشانند؛ در مقابل، ایران تلاش میکند اقتصاد جهانی را تحت فشار بگذارد. حکومت ایران حساب میکند که دست بالا را دارد: شاید سپاه پاسداران از یک رئیسجمهور آمریکایی که نگران قیمت نفت است، مقاومتر باشد. در کوتاهمدت، شاید این تحلیل درست باشد. اما بعد از جنگ، سپاه برای بازسازی قدرت بازدارندگیاش به مشکل خواهد خورد—همان بازدارندگیای که سالها بهانه موقعیت ویژهاش در ایران بوده.
هزینهها از همین حالا هم سنگین بودهاند. تا ۱۲ مارس، بیش از ۱۸۰۰ نفر—عمدتاً غیرنظامی—در ایران کشته شدهاند. حملات ایران هم دستکم ۳۰ کشته در اسرائیل و کشورهای خلیج فارس داشته است. بازار انرژی بهشدت آشفته شده. حملات اسرائیل به انبارهای سوخت تهران، پایتخت را در دود سمی فرو برد. کشورهای خلیج فارس هم روزانه بیش از ۵۰۰ میلیون دلار از گردشگری و سفر ضرر میکنند.
پنتاگون میگوید از آغاز جنگ بیش از ۵۰۰۰ هدف را زده است. بیش از ۵۰ کشتی نیروی دریایی ایران غرق شدهاند. اسرائیل معتقد است کمتر از یکسوم پرتابگرهای موشک بالستیک ایران هنوز فعالاند. شدت حملات ایران هم کاهش یافته؛ مثلاً در ۱۰ مارس فقط ۴۴ موشک و پهپاد به امارات شلیک شد، در حالی که این عدد در ۱ مارس به ۳۶۰ رسیده بود.
با این حال، ایران هنوز توان حمله دارد و حالا بیشتر زیرساختهای حیاتی را هدف میگیرد. در روزهای اخیر، پهپادهای ایرانی به پالایشگاهها در ابوظبی و بحرین، فرودگاه دبی و یک بندر در عمان آسیب زدهاند. همچنین سه کشتی باری در خلیج فارس هدف قرار گرفتند. ایران حتی بانکهای منطقه را تهدید کرده، بهطوری که HSBC شعبههای خود در قطر را بست و بانک استاندارد چارترد کارکنانش را از دبی خارج کرد.
ترامپ گاهی طوری صحبت میکند که انگار میخواهد جنگ زودتر تمام شود، احتمالاً بهخاطر نگرانی از بازارها. او گفته «تقریباً چیزی برای هدف گرفتن در ایران باقی نمانده». وزیر خارجهاش، مارکو روبیو، اهداف محدودتری را مطرح میکند: نابودی برنامه موشکی و نیروی دریایی ایران. اما این ممکن است برای اعلام پیروزی کافی نباشد، و اسرائیل هم ترجیح میدهد جنگ ادامه پیدا کند. در عین حال، برخی مقامهای آمریکایی تلاش میکنند جنگ را محدودتر کنند.
در هر حال، بعد از جنگ، سپاه پاسداران نقش اصلی را خواهد داشت. پیش از جنگ هم مرکز اصلی قدرت در ایران بود. بسیاری تصور میکنند بعد از جنگ حتی قویتر هم میشود. رهبر جدید، مجتبی خامنهای، به سپاه نزدیک است، هرچند مشخص نیست چقدر قدرت واقعی دارد. برخی تحلیلگران میگویند افراد دیگری مثل علی لاریجانی یا محمدباقر قالیباف تصمیمگیران اصلی هستند—و هر دو سابقه سپاهی دارند.
اما اگر قدرت سیاسی سپاه بیشتر شود، پایههای دیگر قدرتش تضعیف شدهاند. قبل از جنگ، سپاه با تهدیدهای سنگین بازدارندگی ایجاد میکرد: شلیک هزاران موشک، حملات قایقهای تندرو به ناوهای آمریکا، یا کشتن هزاران آمریکایی در روزهای اول جنگ.
هیچکدام از این سناریوها اتفاق نیفتاده. حمله به اهداف نرم در خلیج فارس با پهپاد یا استفاده از مهمات خوشهای دقیقاً نشانه قدرت نیست، بلکه بیشتر نشانه ضعف و درماندگی است. موفقیت اسرائیل در ترور فرماندهان نشان میدهد سپاه بهشدت نفوذپذیر شده. طی ۹ ماه گذشته دو فرماندهاش کشته شدهاند و بقیه احتمالاً در حال پنهان شدن هستند. تصمیمگیری به سطح میدانی واگذار شده و ساختار منسجم سابق، حالا بیشتر شبیه یک نیروی پراکنده است.
توان نظامی و حتی امپراتوری اقتصادی سپاه هم آسیب دیده. پرتابگرها قابل جایگزینی هستند، اما زنجیره تأمین موشک پیچیدهتر است. به گفته کارشناسان، حملات هوایی تقریباً همه کارخانههای سوخت جامد موشکی را آسیب زدهاند. اسرائیل همچنین شرکتهای انرژی مرتبط با سپاه، فرودگاه مهرآباد و حتی مراکز مالی مرتبط با آن را هدف قرار داده است.
⚡️@bardegi57
#اکونومیست
سپاه پاسداران ممکن است از این جنگ تضعیفشده بیرون بیاید، اما شکستخورده نه
هر کسی که دنبال تصویر روشن از جنگ خلیج فارس است، در حرفهای کسانی که این جنگ را پیش میبرند، چیزی پیدا نمیکند. دونالد ترامپ میگوید جنگ «تقریباً کامل شده» و در عین حال «تازه شروع شده است». رهبر جدید ایران هم از زمان انتصابش در ۹ مارس، نه دیده شده و نه صدایی از او شنیده شده. در همین حال، مقامهایش میگویند قصد درگیری با کشورهای عربی را ندارند، اما همان کشورها را بمباران میکنند.
حالا که جنگ به هفته سوم نزدیک میشود، هنوز مشخص نیست کی و چگونه تمام خواهد شد. آمریکا و اسرائیل میخواهند ایران را به تسلیم یا فروپاشی بکشانند؛ در مقابل، ایران تلاش میکند اقتصاد جهانی را تحت فشار بگذارد. حکومت ایران حساب میکند که دست بالا را دارد: شاید سپاه پاسداران از یک رئیسجمهور آمریکایی که نگران قیمت نفت است، مقاومتر باشد. در کوتاهمدت، شاید این تحلیل درست باشد. اما بعد از جنگ، سپاه برای بازسازی قدرت بازدارندگیاش به مشکل خواهد خورد—همان بازدارندگیای که سالها بهانه موقعیت ویژهاش در ایران بوده.
هزینهها از همین حالا هم سنگین بودهاند. تا ۱۲ مارس، بیش از ۱۸۰۰ نفر—عمدتاً غیرنظامی—در ایران کشته شدهاند. حملات ایران هم دستکم ۳۰ کشته در اسرائیل و کشورهای خلیج فارس داشته است. بازار انرژی بهشدت آشفته شده. حملات اسرائیل به انبارهای سوخت تهران، پایتخت را در دود سمی فرو برد. کشورهای خلیج فارس هم روزانه بیش از ۵۰۰ میلیون دلار از گردشگری و سفر ضرر میکنند.
پنتاگون میگوید از آغاز جنگ بیش از ۵۰۰۰ هدف را زده است. بیش از ۵۰ کشتی نیروی دریایی ایران غرق شدهاند. اسرائیل معتقد است کمتر از یکسوم پرتابگرهای موشک بالستیک ایران هنوز فعالاند. شدت حملات ایران هم کاهش یافته؛ مثلاً در ۱۰ مارس فقط ۴۴ موشک و پهپاد به امارات شلیک شد، در حالی که این عدد در ۱ مارس به ۳۶۰ رسیده بود.
با این حال، ایران هنوز توان حمله دارد و حالا بیشتر زیرساختهای حیاتی را هدف میگیرد. در روزهای اخیر، پهپادهای ایرانی به پالایشگاهها در ابوظبی و بحرین، فرودگاه دبی و یک بندر در عمان آسیب زدهاند. همچنین سه کشتی باری در خلیج فارس هدف قرار گرفتند. ایران حتی بانکهای منطقه را تهدید کرده، بهطوری که HSBC شعبههای خود در قطر را بست و بانک استاندارد چارترد کارکنانش را از دبی خارج کرد.
ترامپ گاهی طوری صحبت میکند که انگار میخواهد جنگ زودتر تمام شود، احتمالاً بهخاطر نگرانی از بازارها. او گفته «تقریباً چیزی برای هدف گرفتن در ایران باقی نمانده». وزیر خارجهاش، مارکو روبیو، اهداف محدودتری را مطرح میکند: نابودی برنامه موشکی و نیروی دریایی ایران. اما این ممکن است برای اعلام پیروزی کافی نباشد، و اسرائیل هم ترجیح میدهد جنگ ادامه پیدا کند. در عین حال، برخی مقامهای آمریکایی تلاش میکنند جنگ را محدودتر کنند.
در هر حال، بعد از جنگ، سپاه پاسداران نقش اصلی را خواهد داشت. پیش از جنگ هم مرکز اصلی قدرت در ایران بود. بسیاری تصور میکنند بعد از جنگ حتی قویتر هم میشود. رهبر جدید، مجتبی خامنهای، به سپاه نزدیک است، هرچند مشخص نیست چقدر قدرت واقعی دارد. برخی تحلیلگران میگویند افراد دیگری مثل علی لاریجانی یا محمدباقر قالیباف تصمیمگیران اصلی هستند—و هر دو سابقه سپاهی دارند.
اما اگر قدرت سیاسی سپاه بیشتر شود، پایههای دیگر قدرتش تضعیف شدهاند. قبل از جنگ، سپاه با تهدیدهای سنگین بازدارندگی ایجاد میکرد: شلیک هزاران موشک، حملات قایقهای تندرو به ناوهای آمریکا، یا کشتن هزاران آمریکایی در روزهای اول جنگ.
هیچکدام از این سناریوها اتفاق نیفتاده. حمله به اهداف نرم در خلیج فارس با پهپاد یا استفاده از مهمات خوشهای دقیقاً نشانه قدرت نیست، بلکه بیشتر نشانه ضعف و درماندگی است. موفقیت اسرائیل در ترور فرماندهان نشان میدهد سپاه بهشدت نفوذپذیر شده. طی ۹ ماه گذشته دو فرماندهاش کشته شدهاند و بقیه احتمالاً در حال پنهان شدن هستند. تصمیمگیری به سطح میدانی واگذار شده و ساختار منسجم سابق، حالا بیشتر شبیه یک نیروی پراکنده است.
توان نظامی و حتی امپراتوری اقتصادی سپاه هم آسیب دیده. پرتابگرها قابل جایگزینی هستند، اما زنجیره تأمین موشک پیچیدهتر است. به گفته کارشناسان، حملات هوایی تقریباً همه کارخانههای سوخت جامد موشکی را آسیب زدهاند. اسرائیل همچنین شرکتهای انرژی مرتبط با سپاه، فرودگاه مهرآباد و حتی مراکز مالی مرتبط با آن را هدف قرار داده است.
⚡️@bardegi57
❤1🤔1