📣همزمان باآغاز هفته کتابخوانی صورت گرفت:
«امضای تفاهمنامه همکاری میان اداره کل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی و بهنشر (انتشارات آستان قدس رضوی)»
شنبه 20آبان ماه 96
#به_نشر_بهترین_های_نشر
@behnashr
«امضای تفاهمنامه همکاری میان اداره کل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی و بهنشر (انتشارات آستان قدس رضوی)»
شنبه 20آبان ماه 96
#به_نشر_بهترین_های_نشر
@behnashr
بازدید مدیر کل کتابخانههای عمومی خراسان رضوی از مجموعه فروشگاه مرکزی کتاب و محصولات فرهنگی بهنشر (انتشارات آستان قدس رضوی)
شنبه 20آبان ماه 96
#سوغات_فرهنگی_زائر #کتابکده_کودک
@behnashr
شنبه 20آبان ماه 96
#سوغات_فرهنگی_زائر #کتابکده_کودک
@behnashr
#در_سوگ_رضوی_با_کتاب_رضوی
😴خواب میدید یا بیدار بود! دور خودش چرخید و تعجب کرد. به خود گفت: «مگر پیامبر از دنیا نرفته است؟! سالهای زیادی است که او در میان ما نیست. پس من کجا دیدار با ایشان کجا!
✨نور زیبایی چهره حضرت محمد(ص) را در برگرفته بود و با لبخند دلنشینی به او نگاه میکرد. در مقابلش چند سینی گِرد، پر از خرماهایی درشت و شیرین قرار داشت. او در باغ بنیفلان بود. باغی بزرگ که صاحب آن یکی از شیعیان بصره بود. عدهای از بزرگان و مردم هم در این باغ میهمان بودند.
🌴ابن علوان به خرماها نگاه کرد. به خرماهای شهرشان بصره شباهت نداشت. اصلاً مثل آن خرماها را نه در عراق، که درهیچ کجا ندیده بود. خیلی درشت بود. پیامبر وقتی نگاه او به خرماها را دید، دست برد طرف یکی از سینیها، بعد مقداری از خرماها را برداشت و به او داد. ابن علوان گفت: «ممنون از شما!»... اما از خواب پرید. به اطراف خود نگاه کرد. نگاهش به پنجره اتاق افتاد... با غصه به پیشانی خود زد و گفت: «ای وای بر من، داشتم خواب میدیدم، کاش بیدار بودم!»...
📚«مرغابیهای مهمان»📚
👈جلد دوم مجموعه 2 جلدی «قصه زندگی امام رضا(ع)»👉
🦋از سری کتابهای پروانه🦋
🖊نویسنده: «مجید ملامحمدی»🖊
📙ناشر: بهنشر📙
📘قطع: وزیری کوتاه 📘
📗شمارگان: 3000 نسخه📗
✅جلد اول این مجموعه «رضا جان خوش آمدی!» نام دارد.
👈این کتاب را میتوانید از www.Behnashr.com و فروشگاههای کتاب بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی) تهیه کنید.
🆔 @behnashr
📩30003209
http://www.axgig.com/images/77400543183912625720.jpg
😴خواب میدید یا بیدار بود! دور خودش چرخید و تعجب کرد. به خود گفت: «مگر پیامبر از دنیا نرفته است؟! سالهای زیادی است که او در میان ما نیست. پس من کجا دیدار با ایشان کجا!
✨نور زیبایی چهره حضرت محمد(ص) را در برگرفته بود و با لبخند دلنشینی به او نگاه میکرد. در مقابلش چند سینی گِرد، پر از خرماهایی درشت و شیرین قرار داشت. او در باغ بنیفلان بود. باغی بزرگ که صاحب آن یکی از شیعیان بصره بود. عدهای از بزرگان و مردم هم در این باغ میهمان بودند.
🌴ابن علوان به خرماها نگاه کرد. به خرماهای شهرشان بصره شباهت نداشت. اصلاً مثل آن خرماها را نه در عراق، که درهیچ کجا ندیده بود. خیلی درشت بود. پیامبر وقتی نگاه او به خرماها را دید، دست برد طرف یکی از سینیها، بعد مقداری از خرماها را برداشت و به او داد. ابن علوان گفت: «ممنون از شما!»... اما از خواب پرید. به اطراف خود نگاه کرد. نگاهش به پنجره اتاق افتاد... با غصه به پیشانی خود زد و گفت: «ای وای بر من، داشتم خواب میدیدم، کاش بیدار بودم!»...
📚«مرغابیهای مهمان»📚
👈جلد دوم مجموعه 2 جلدی «قصه زندگی امام رضا(ع)»👉
🦋از سری کتابهای پروانه🦋
🖊نویسنده: «مجید ملامحمدی»🖊
📙ناشر: بهنشر📙
📘قطع: وزیری کوتاه 📘
📗شمارگان: 3000 نسخه📗
✅جلد اول این مجموعه «رضا جان خوش آمدی!» نام دارد.
👈این کتاب را میتوانید از www.Behnashr.com و فروشگاههای کتاب بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی) تهیه کنید.
🆔 @behnashr
📩30003209
http://www.axgig.com/images/77400543183912625720.jpg
📣همزمان با ایام شهادت امام هشتم(ع)👇
📚«امام رضا(ع) و زندگی» به چاپ هشتم رسید📚
👈با مجموع شمارگان بیش از یک میلیون نسخه👉
🖊نویسنده: مهدی غلامعلی🖊
📙ناشر: بهنشر📙
#به_نشر_بهترین_های_نشر
@behnashr
📚«امام رضا(ع) و زندگی» به چاپ هشتم رسید📚
👈با مجموع شمارگان بیش از یک میلیون نسخه👉
🖊نویسنده: مهدی غلامعلی🖊
📙ناشر: بهنشر📙
#به_نشر_بهترین_های_نشر
@behnashr
#در_سوگ_رضوی_با_کتاب_رضوی
✅از منظر فرهنگی، امام علی بن موسی الرضا(ع)، 17 سال از دوره امامت خود را در مدینه سپری کرد. در این مدت ایشان با آزادی نسبی به نشر معارف اسلامی و مذهبی میپرداخت. در این مدت، هارون عمدتاً گرفتار درگیریهای سیاسی و نظامی در شرق یعنی خراسان بوده و پس از وی دوران درگیری میان پسران او، امین و مأمون فرا میرسد و در آغاز حکومت مأمون، وی به تثبیت پایههای حکومت خود و مبارزه با مدعیان در نقاط مختلف میپردازد. از این رو، در این 17 سال، حکومت مرکزی نمیتواند توجه چندانی به فعالیتهای امام(ع) و به دنبال آن، ممانعت از ادامه آن باشد.
✅در طی حکومت پنج ساله امین، مدینه نیز درگیر مناقشات سیاسی بین دو برادر بوده و از توجه به مسائل دیگر و از جمله فعالیتهای فرهنگی شخصیتی مانند امام رضا(ع) غافل بودند و در طی این مدت، امام توانست بخش عظیمی از معارف اسلامی و شیعی را در میان مردم منتشر سازد که بخش مهمی از روایات آن حضرت تحت عنوان مسند الامام الرضا(ع) گردآوری شده است...
📚رفتارشناسی امام رضا(ع) و فرقههای درونشیعی📚
🖊به کوشش: زهرا بختیاری🖊
📗ناشر: بهنشر📗
📘قطع: جیبی📘
📙شمارگان: 1000 نسخه📙
💰قیمت: 70 هزار ریال💰
👈این کتاب را میتوانید از www.Behnashr.com و فروشگاههای کتاب بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی) تهیه کنید.
🆔 @behnashr
📩30003209
http://www.axgig.com/images/92561915611787869382.jpg
✅از منظر فرهنگی، امام علی بن موسی الرضا(ع)، 17 سال از دوره امامت خود را در مدینه سپری کرد. در این مدت ایشان با آزادی نسبی به نشر معارف اسلامی و مذهبی میپرداخت. در این مدت، هارون عمدتاً گرفتار درگیریهای سیاسی و نظامی در شرق یعنی خراسان بوده و پس از وی دوران درگیری میان پسران او، امین و مأمون فرا میرسد و در آغاز حکومت مأمون، وی به تثبیت پایههای حکومت خود و مبارزه با مدعیان در نقاط مختلف میپردازد. از این رو، در این 17 سال، حکومت مرکزی نمیتواند توجه چندانی به فعالیتهای امام(ع) و به دنبال آن، ممانعت از ادامه آن باشد.
✅در طی حکومت پنج ساله امین، مدینه نیز درگیر مناقشات سیاسی بین دو برادر بوده و از توجه به مسائل دیگر و از جمله فعالیتهای فرهنگی شخصیتی مانند امام رضا(ع) غافل بودند و در طی این مدت، امام توانست بخش عظیمی از معارف اسلامی و شیعی را در میان مردم منتشر سازد که بخش مهمی از روایات آن حضرت تحت عنوان مسند الامام الرضا(ع) گردآوری شده است...
📚رفتارشناسی امام رضا(ع) و فرقههای درونشیعی📚
🖊به کوشش: زهرا بختیاری🖊
📗ناشر: بهنشر📗
📘قطع: جیبی📘
📙شمارگان: 1000 نسخه📙
💰قیمت: 70 هزار ریال💰
👈این کتاب را میتوانید از www.Behnashr.com و فروشگاههای کتاب بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی) تهیه کنید.
🆔 @behnashr
📩30003209
http://www.axgig.com/images/92561915611787869382.jpg
#میزبانتان_هستیم 👇
🛒فروشگاه رضوی🛒 #سوغات_فرهنگی_زائر
👜🖊🎒📿🎁🛋👕🎗📀🛍📚💍👚
عرضه انواع کالا و محصولات فرهنگی داخلی🇮🇷
🕌در فاصله یکصد متری حرم مطهر رضوی،خیابان شیرازی(بالاخیابان)
@behnashr
🛒فروشگاه رضوی🛒 #سوغات_فرهنگی_زائر
👜🖊🎒📿🎁🛋👕🎗📀🛍📚💍👚
عرضه انواع کالا و محصولات فرهنگی داخلی🇮🇷
🕌در فاصله یکصد متری حرم مطهر رضوی،خیابان شیرازی(بالاخیابان)
@behnashr
Forwarded from 📚 انتشارات بهنشــر 📖
📣شماهم دعوتید
🎭اجرای نمایش کتاب «اعترافات غلامان»🎭
▪️همزمان با دهه آخر ماه صفر👈از نشستهای فرهنگی درپناه کلمات
⏳25و27آبان⏰ساعت17:30
👈خیابان امامخمینی،مقابل باغملی،فروشگاه مرکزی بهنشر
@behnashr
🎭اجرای نمایش کتاب «اعترافات غلامان»🎭
▪️همزمان با دهه آخر ماه صفر👈از نشستهای فرهنگی درپناه کلمات
⏳25و27آبان⏰ساعت17:30
👈خیابان امامخمینی،مقابل باغملی،فروشگاه مرکزی بهنشر
@behnashr
#در_سوگ_رضوی_با_کتاب_رضوی
💧صدای فواره حوض توی هیاهوی مردم گم میشد.
پیرمرد، بیرمقتر از قبل، توی ویلچیرش لم داده و منتظر بود پسرش برگرده.
پسر جوون، گاهی به آدمهای دور آبخوری فشار میآورد و دست آخر، دلش طاقت نیاورد و برگشت.
💬صورت پدرش رو بوسید و گفت:
الان میآرم بابا!
ببخشید!
شلوغه.
پیرمرد، در سکوت، نگاهش کرد و لبخندی زد؛
یعنی: «اشکال نداره بابا!»
پسر قد راست کرد تا به آبخوری برگرده
اما دست کسی، لیوان یه بار مصرف آبخوری رو دراز کرده بود به طرفش؛
دستی که در پردهای از لباس خادمی پنهان شده بود.
📚نقارهزنی آهو📚
👈از مجموعه 8 جلدی آهوانهها👉
🖊نویسنده: سیدمحمد سادات اخوی🖊
📗ناشر: بهنشر📗
📘قطع: رقعی📘
📙شمارگان: 500 نسخه📙
💰قیمت: 210 هزار ریال💰
👈این کتاب را میتوانید از www.Behnashr.com و فروشگاههای کتاب بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی) تهیه کنید.
🆔 @behnashr
📩30003209
http://www.axgig.com/images/79412895447054365288.jpg
💧صدای فواره حوض توی هیاهوی مردم گم میشد.
پیرمرد، بیرمقتر از قبل، توی ویلچیرش لم داده و منتظر بود پسرش برگرده.
پسر جوون، گاهی به آدمهای دور آبخوری فشار میآورد و دست آخر، دلش طاقت نیاورد و برگشت.
💬صورت پدرش رو بوسید و گفت:
الان میآرم بابا!
ببخشید!
شلوغه.
پیرمرد، در سکوت، نگاهش کرد و لبخندی زد؛
یعنی: «اشکال نداره بابا!»
پسر قد راست کرد تا به آبخوری برگرده
اما دست کسی، لیوان یه بار مصرف آبخوری رو دراز کرده بود به طرفش؛
دستی که در پردهای از لباس خادمی پنهان شده بود.
📚نقارهزنی آهو📚
👈از مجموعه 8 جلدی آهوانهها👉
🖊نویسنده: سیدمحمد سادات اخوی🖊
📗ناشر: بهنشر📗
📘قطع: رقعی📘
📙شمارگان: 500 نسخه📙
💰قیمت: 210 هزار ریال💰
👈این کتاب را میتوانید از www.Behnashr.com و فروشگاههای کتاب بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی) تهیه کنید.
🆔 @behnashr
📩30003209
http://www.axgig.com/images/79412895447054365288.jpg
Forwarded from 📚 انتشارات بهنشــر 📖
#در_سوگ_رضوی_با_کتاب_رضوی
◾️زنان بیقراری میکردند و کودکان ناله و شیون سر میدادند. در خانه امام رضا(ع) ولولهای شگفت بر پا شده بود. امام مقداری پول به اهل خانه داد و با لحنی سرشار از اندوه فرمود: یادتان باشد که من دیگر، به این جا باز نخواهم گشت! صدای گریهها و نالهها اوج گرفت. امام(ع) آنان را آرام کرد. پس آنگاه دست جوادش را گرفت و راهی مسجد پیامبر(ص) شد. گروهی از مردم نیز در پی آنان روان شدند. مأموران مأمون نیز همه چیز را زیر نظر داشتند.
◾️حضرت رضا(ع) و فرزندش با بغضی در گلو و سوزی در سینه، به سوی مرقد پیامبر خدا که بر او درود بیانتها، شتافتند. علی بن موسی الرضا، دست جوادش را به کناره قبر رسولالله گذاشت، برایش دعا کرد و فرمود: ای پیامبر گرامی! این فرزندم را به تو میسپارم. سپس هر دو با دیدگانی اشکبار و اندوهی سنگین از غم فراق یار، از حرم بیرون آمدند.
◾️ساعتی بعد، هنگامی که یاران و دوستداران ثامنالائمه(ع) در خانه آن بزرگوار گرد آمده بودند، حضرت، مردم را از مخالفت با فرزندش بر حذر داشت و برای جواد کوچکش از آنان بیعت گرفت... پس، آنگاه چونان خورشید، از مدینه غروب کرد تا در خراسان طلوع کند...
📚امام رضا(ع)📚
👈از مجموعه قصههای زندگانی چهارده معصوم(ع)👉
🖊نویسنده: جواد نعیمی🖊
📗ناشر: بهنشر📗
📘قطع: جیبی📘
📙شمارگان: 1000 نسخه📙
💰قیمت: 70 هزار ریال💰
👈این کتاب را میتوانید از www.Behnashr.com و فروشگاههای کتاب بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی) تهیه کنید.
🆔 @behnashr
📩30003209
http://www.axgig.com/images/16174154664775072647.jpg
◾️زنان بیقراری میکردند و کودکان ناله و شیون سر میدادند. در خانه امام رضا(ع) ولولهای شگفت بر پا شده بود. امام مقداری پول به اهل خانه داد و با لحنی سرشار از اندوه فرمود: یادتان باشد که من دیگر، به این جا باز نخواهم گشت! صدای گریهها و نالهها اوج گرفت. امام(ع) آنان را آرام کرد. پس آنگاه دست جوادش را گرفت و راهی مسجد پیامبر(ص) شد. گروهی از مردم نیز در پی آنان روان شدند. مأموران مأمون نیز همه چیز را زیر نظر داشتند.
◾️حضرت رضا(ع) و فرزندش با بغضی در گلو و سوزی در سینه، به سوی مرقد پیامبر خدا که بر او درود بیانتها، شتافتند. علی بن موسی الرضا، دست جوادش را به کناره قبر رسولالله گذاشت، برایش دعا کرد و فرمود: ای پیامبر گرامی! این فرزندم را به تو میسپارم. سپس هر دو با دیدگانی اشکبار و اندوهی سنگین از غم فراق یار، از حرم بیرون آمدند.
◾️ساعتی بعد، هنگامی که یاران و دوستداران ثامنالائمه(ع) در خانه آن بزرگوار گرد آمده بودند، حضرت، مردم را از مخالفت با فرزندش بر حذر داشت و برای جواد کوچکش از آنان بیعت گرفت... پس، آنگاه چونان خورشید، از مدینه غروب کرد تا در خراسان طلوع کند...
📚امام رضا(ع)📚
👈از مجموعه قصههای زندگانی چهارده معصوم(ع)👉
🖊نویسنده: جواد نعیمی🖊
📗ناشر: بهنشر📗
📘قطع: جیبی📘
📙شمارگان: 1000 نسخه📙
💰قیمت: 70 هزار ریال💰
👈این کتاب را میتوانید از www.Behnashr.com و فروشگاههای کتاب بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی) تهیه کنید.
🆔 @behnashr
📩30003209
http://www.axgig.com/images/16174154664775072647.jpg
Forwarded from 📚 انتشارات بهنشــر 📖
#در_سوگ_رضوی_با_کتاب_رضوی
▪️بر سر کشیده بود عبا را غریبوار/ خورشید زیر ابر، نه پنهان، نه آشکار
میآمد از ضیافت خاموش تشنگی/ روشنتر از نجابت آرام جویبار
میرفت و ابرهای زمین میگریستند/ چشمان داغدیده و دلهای اشکبار
لعنت به آن عصاره سمّی که ریشه داشت/ در دانههای مبهم انگوری انار
▪️وقتی رسید، از همه سو درد میرسید/ میسوخت خانه از خبری تلخ و بیقرار
درهای حجره، بسته و درهای غیب، باز/ تنها «امام» بود و «اباصلت» و انتظار
▪️حتی دری گشوده نشد بر کسی، ولی/ ناگاه آفتاب برآمد در آن حصار
در پاسخ سؤال اباصلت و بهت او/ فرمود با زبان ادب، آن بزرگوار:
«وقتی خدا اراده کند، باز میشود/ دیوارهای بی در و درهای قفلدار
آورد از مدینه به یک دَم مرا به توس»./ دشوار نیست با قدم عشق، هیچ کار
▪️پس هشتمین امام(ع)، جوادالائمه(ع) را/ با منزلت نشاند صمیمانه در کنار
آن شال سبز را که نشان ولایت است/ بخشید مثل برگ به آن «بهتر از بهار»
... غسل و حنوط و عطر و کفن، خواندن نماز.../ دنیا سیاهپوش شد و عشق، سوگوار
فریاد «یا رضا(ع)» همه جا را فرا گرفت/ خورشید و ماه، مثل دل ما عزا گرفت...
📚سفر سبز📚
👈جلد سوم از مجموعه 4 جلدی «در پیشگاه شمس»👉
🖊شاعر: حسین شنوائی🖊
📗ناشر: بهنشر📗
📘قطع: جیبی📘
📙شمارگان: 500 نسخه📙
💰قیمت: 70 هزار ریال💰
👈این کتاب را میتوانید از www.Behnashr.com و فروشگاههای کتاب بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی) تهیه کنید.
🆔 @behnashr
📩30003209
http://www.axgig.com/images/69773490442516550795.jpg
▪️بر سر کشیده بود عبا را غریبوار/ خورشید زیر ابر، نه پنهان، نه آشکار
میآمد از ضیافت خاموش تشنگی/ روشنتر از نجابت آرام جویبار
میرفت و ابرهای زمین میگریستند/ چشمان داغدیده و دلهای اشکبار
لعنت به آن عصاره سمّی که ریشه داشت/ در دانههای مبهم انگوری انار
▪️وقتی رسید، از همه سو درد میرسید/ میسوخت خانه از خبری تلخ و بیقرار
درهای حجره، بسته و درهای غیب، باز/ تنها «امام» بود و «اباصلت» و انتظار
▪️حتی دری گشوده نشد بر کسی، ولی/ ناگاه آفتاب برآمد در آن حصار
در پاسخ سؤال اباصلت و بهت او/ فرمود با زبان ادب، آن بزرگوار:
«وقتی خدا اراده کند، باز میشود/ دیوارهای بی در و درهای قفلدار
آورد از مدینه به یک دَم مرا به توس»./ دشوار نیست با قدم عشق، هیچ کار
▪️پس هشتمین امام(ع)، جوادالائمه(ع) را/ با منزلت نشاند صمیمانه در کنار
آن شال سبز را که نشان ولایت است/ بخشید مثل برگ به آن «بهتر از بهار»
... غسل و حنوط و عطر و کفن، خواندن نماز.../ دنیا سیاهپوش شد و عشق، سوگوار
فریاد «یا رضا(ع)» همه جا را فرا گرفت/ خورشید و ماه، مثل دل ما عزا گرفت...
📚سفر سبز📚
👈جلد سوم از مجموعه 4 جلدی «در پیشگاه شمس»👉
🖊شاعر: حسین شنوائی🖊
📗ناشر: بهنشر📗
📘قطع: جیبی📘
📙شمارگان: 500 نسخه📙
💰قیمت: 70 هزار ریال💰
👈این کتاب را میتوانید از www.Behnashr.com و فروشگاههای کتاب بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی) تهیه کنید.
🆔 @behnashr
📩30003209
http://www.axgig.com/images/69773490442516550795.jpg